آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید که چند درصد از زندگیتان را بر اساس علایق واقعی خودتان پیش بردهاید؟ 🤔❤️
📍 اگه گام قبل (صلح با عادت) رو هنوز نخوندی، پیشنهاد میکنم قبل از این جلسه یه نگاهی بهش بیندازی.
بیشتر ما در جریان زندگی با انتخابهایی روبهرو میشویم که یا از سر اجبار بودهاند یا تحت تأثیر نظر دیگران. 😞📢
اما زندگی بر اساس علایق شخصی، همان مسیر جادویی است که احساس ✨رضایت، 😄 شادی و حتی 💪 انگیزه برای تغییر عادتهای ناسالم را به همراه دارد.
در این جلسه میخواهیم بررسی کنیم که چطور انتخابهایی که با قلبمان هماهنگاند ❤️🧭 میتوانند زندگیمان را متحول کنند – از احساس خوشبختی 🌈 گرفته تا سبک زندگی سالم و متناسب 🥗🧠
وقتشه دست از زندگی کردن بر اساس بایدها ❌ برداریم و به سمت خواستنها و علاقهها ✅ قدم برداریم. 🚀❤️
در این جلسه میآموزیم:
🌟 زندگی بر اساس علایق شخصی؛ شروعی برای بازگشت به خودت
🎢 بیشتر ما در مسیر زندگی وارد جادههایی شدیم که شاید هرگز انتخابِ دلمون نبوده.
گاهی از سر اجبار 💼
گاهی برای رضایت دیگران 🤷♀️
و گاهی فقط چون یادمون رفته بود چی میخوایم… 🫤
اما خبر خوب اینه که هنوز هم میتونی فرمان زندگیتو بچرخونی به سمتی که واقعا دوستش داری! 💖
🌈 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- با انتخابهای قلبی زندگی کردن
- با احساس رضایت بیدار شدن
- تجربهی شادیهای سادهای که از درون میجوشه
- و مهمتر از همه، پیدا کردن انگیزهای پایدار برای تغییر عادتهای ناسالم 🧠🥗
در این جلسه، قراره با هم کشف کنیم که چطور تصمیمهایی که با دل و علاقههامون هماهنگ باشن، میتونن مثل یک جرقه، کل زندگیمون رو روشن کنن 💡🔥
از احساس خوشبختی واقعی گرفته تا رسیدن به یک سبک زندگی سالم، متناسب و آزاد 🧘♀️🕊️
🛑 دیگه وقتشه دست از زندگی کردن طبق بایدها برداری ❌
و از امروز، با آغوش باز به سمت خواستنها و علاقهها قدم برداری ✅🚀
چون این زندگی، فقط یه بار اتفاق میافته… و تو شایستهای که با عشق زندگی بر اساس علایق شخصی رو تجربه کنی 💫💖

💡 اگه دوست داری با یه روش کامل و قدمبهقدم علایق واقعی خودت رو کشف کنی و بر اساسش زندگی و تناسب اندامت رو بسازی، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ در ادامه میریم سراغ اینکه علایق واقعی از کجا میآیند، و بعدش توی گام چهارم وارد بحث انعطاف ذهن ناخودآگاه میشیم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.45 از 69 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام دوستان استاد خوبم @من قبلا بیشتر زندگیم طبق خواسته های خواهرو خانوادم بود چیزی که اونا فک میکردن قشنگه رو باید میپوشیدم کاری که اونا میگفتن رو باید میکردم و خیلی وقتا از لباسام خوشم نمیومد و اگرم لباسی طبق خواستمو میخریدم مسخره میکردن این چیه گرفتی زشته سری بعد با هم باید بریم خرید حتی سر لباس عقدم که خودم رفتم و انتخواب کردم و عاشقش بودم و کاملا توش احساس زیبایی میکردم حتی خودم براش دستکش مرواریدی دوختم و … خواهرم دقیقا 4 با گفت این چیه گرفتی سادس صورتی ملایمه لباس عقد باید سفید باشه و من برای بار چهارم گریم گرفت و یه دعوای ناجور و از اون روز تا روز عقد قهرو کناره گیری بود خلاصه بعد ازدواج کم کم دیدم اقا منم سلیقم خوبه وقتی خیلی از ادما فامیلای همسرم دوستای شوهرو خودم میگفتم لباس عقدت چ قشنگ بود فلان چیز چه قشنگ گفتم اقا من دیگ میخوام خودم باشم و از اون تایم که تقریبا 9 ماه گذشته دیگ کم کمن لباسایی رو میپوشم ک دوست دارم لباس غذا چیدمان خوبه اکسسوری سبک زندگی کار ها علایقم و خیلی خیلی احساس بهتری دارم حس میکنم برگشتم به اصل خودم و اینو مدیون سایت و همایت های همسرم هستم
با سلام به استاد عزیزم
۸۰ درصد زندگیم طبق خواسته و علاقه خودم نیست و بدلیل فشار همسرم براساس خواسته اون زندگی میکنم. اگر طبق خواسته اش رفتار نکنی شروع میکنه به جنجال و دعوا و تهدید.انگار با یه پسر بدون فکر که توی دوران بلوغ و هیچ درک درستی نداره،دارم زندگی میکنم. جالبه هرچی میگه و من انجام میدم ،بازم درگیری ایجاد میکنه.
تصمیم دارم طبق خواسته خودم زندگی کنم و دیگه اهمیتی ندم چی میگه.
درمورد خوردن هم، مواردی زیادی بوده که فقط خواستم یه چیزی بخورم،این عادت را براحتی ترک کردم. قبل از دیدن فایل های استاد، سالاد کاهو میخوردم به مقدار زیاد که هیچ لذتی نداشت و احساس خوبی هم بهم نمیداد. طرز فکرم این بود که باید با حجم زیاد کاهو و خیار خودم را سیر نگه دارم. الان به این درک رسیدم که هر وقت سیر شدم دیگه نخورم.با رعایت همین قانون ساده،وزنم ثابت شد و کاهش هم پیدا کرد
نشان های دریافت شده
سلام ما بایدطبق علاقه شخصی غذا،لباس حتی روش ذهنی روانتخاب کردیم نبایدازسراجباریابخاطرجامعه یابخاطرکسی باشه من روش ذهنی روباعلاقه اغازکردم وباهمون حس خوب ادامه میدم نباید علاقه مو بخاطریک سری محدودیت هابزارم کنار من چندوقت پیش رفتم لباس مجلسی بخرم اون فروشنده چندمدل اوردمن تنم کردم من انتخابموکرده بودم این هنه لباس پوشیدم ازهیچ کدوم خوشمنیومد بهش گفتم من انچه که انتخاب اولم بوده تواولویت هام هست خریدم یا مدل مو انچه خودم دوست داشتم برامن درست کردن کاری به نظروسلیقه کسی ندارم من برانتخاب غذاودسرونوشیدنی انچه که خودم دوست دارم میخرم بایدزندگی براساسانچه مامیپسندیم باشه هستن افرادی دکورخونشون روطبق سلیقه دیگران تغییربدن یالباس روطبق سلیقه کسی بخرن این کاراشتباهه من اومدم تواین سایت بایدانتخاب کنم ایا میتونم بمونم اگرنمیتونم ادامه ندم من علاقه دارم متناسب بشم بیام اموزش هاروباجون ودل گوش کنم واجراش کنم ودراین مسیر لیزنخورم تداووم داشتن تواموزش ها رمز موفقیت هست
بنام خداوند جان و خرد سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر من لباس های رنگی را دوست دارم وهمه لباسهام رنگی هستن وهر وقتی جایی یا مهمانی میرفتم بهم مگفتن تو که چاق هستی باید لباس مشکی بپوشیبهشون میگفت که من لباس مشکی دوست ندارم و برام مهم نیست که چاقی رو بیشتر نشون بده من چاقی هستم با لباسی مشکی چیزی را عوض نمیکند هر پارچه رنگ خوشکل تر بود می خریدم حوصله گشتن برای لباسهای گشاد واندازم را نداشتم فقط میدادم خیاط برام می دوخت برای من همه رنگهای لباس ها را دوست دارم به جز مشکی برای جشن عروسی دخترم رفتم لباسی مجلسی بخرم دخترم گفت باید رنگی مشکی انتخاب کنی چون شکم داری پیدا هست هرچه لباس های مختلف مشکی را پوشیدم اندازم نبودن خودم یک لباسی مشکی با سنگ دوزهای سفید خیلی خوشکل بود پوشیدم واندازم و اون را خریدم مانتو هم با مشکی با رنگی و سنت دوختم اگر لباس را انتخاب کنم که رنگی مورد علاقه در اون بیشتر باشد از رنگهای که بیشتر از همه دوست دارم زرشک و طوسی شکلاتی روشن قرمز از لیست غذا ها که دوست دارم همه غذا ها را دوست دارم و بیشتر از همه چیز های کبابها را دوست دارم اون هم با نون از چیزهای شیرین بستنی از بسکویت وکیک ها کلوچه های سنتی معزجات از همه می خورم حل حول الان هیچ کدام را دوست ندارم میوها زمستانی نارنگی و پرتغال های منطقه خودم خوزستان از میوه ها تابستون زردآلو شلیل میوه ها پاییزی انار و خیلی انار را دوست دارم از غذا های فست فودی فلافل پیتزا همه نوع برنج رو دوست دارم تچین مرغ بیشتر از خورشتها قورم سبزی همه حبوبات درست میکنم خودم دوست دارم و بچهها هم می خورن شیرینجات پای سیب خونگی کم شکر و پر از سیب همه سبزیجات را دوست دارم با تشکر از استاد عزیز در پناه خدا باشید
به نام خداوند جان و خرد… ✨
خدایی که عشق را در دل ما گذاشت،
میل به زیبایی را در نگاه ما نشاند،
و توان انتخاب را در وجودمان آفرید 🕊️🤍
سلام و درودِ گرم تقدیم به استاد عزیزم، استاد عطاروشن،
و سلام به تمام دوستان نازنینم در مسیر زیبای تناسب فکری 🌿❤️
امروز میخواهم از «علاقهها» حرف بزنم…
از چیزهایی که شاید در ظاهر کوچکاند، اما در عمق زندگی ما، ریشههای عجیبی دارند.
از انتخابهایی که اگر بر اساس عشق باشند،
زندگی رنگ دیگری پیدا میکند—لطیفتر، واقعیتر، و پُر از جریان آرامی که شادی را بیهیچ زوری به دل آدم مینشاند 🌞💛
استاد عزیز همیشه میفرمایند:
**وقتی انتخابهایت از جنسِ علاقه باشند، زندگیات از جنسِ آرامش میشود.**
و من تازه دارم معنای این جمله را با همه وجودم لمس میکنم…
🌹 عشق یعنی انتخابهایی که از دل میآیند
سالها فکر میکردم برای اینکه سالم باشم، لاغر بمانم یا احساس خوبی داشته باشم، باید *برخلاف* علایق خودم رفتار کنم.
فکر میکردم اگر چیزی را «دوست» دارم، پس لابد «مضر» است…
اگر از غذایی «لذت» میبرم، حتماً باید جلویش را بگیرم…
اگر رنگی دلم را میبرد، شاید زیادی جلبتوجهکننده است…
اما آرامآرام فهمیدم:
زندگی فقط با **علاقهها** معنی پیدا میکند.
و هر جا عشق هست، سلامتی و آرامش هم از همان مسیر میآید 💖🌿
☕🍞 داستان صبحانهای که همیشه در قلبم بود
از سالها پیش، من عاشق یک ترکیب ساده و ایرانیِ اصیل بودم:
**نان تازه + پنیر + چای شیرین** ☕🍞🧀✨
بوی نان گرم، نرمی پنیر، و مزهی ساده و ریشهدار چای شیرین…
اینها برای آدم فقط یک غذا نیستند؛ یک حساند، یک خاطرهاند…
یک لذتِ کوچک اما واقعی!
اما یک چیزی همیشه گوشهی ذهنم بود:
ترس از بالا رفتن قند خون…
ترس از اینکه این لذت کوچک ممکن است به من آسیب بزند…
ترس از اینکه شاید باید «خودم را محروم کنم» تا «درست زندگی کنم» 😔
تا اینکه یک دوست مهربان یک جملهی کوچک اما بسیار ارزشمند به من گفت:
«این ترکیب رو بخور…
اما کنارش یک کم فیبر بخور—مثل خیار یا گوجه.
اینطوری قند خونت بالا نمیره و تو هم با خیال راحت صبحانهی دلخواهت رو میخوری.» 🌿🥒🍅
و من فهمیدم گاهی سلامتی یعنی **تنظیم کردن**، نه **حذف کردن**.
فهمیدم میشود عاشق بود…
میشود لذت برد…
و در عین حال، مراقب هم بود.
نه جنگی لازم است
نه محرومیتی
نه خودآزاریای
نه ترسی.
تنها یک آگاهی کوچک کافی است تا یک لذت کوچک، تبدیل به یک صبح دلانگیز شود ☀️💛
❤️ روسری قرمز… و دنیایی که رنگش از دل من برمیخیزد
از همان روزهای اول جوانی، من عاشق رنگ قرمز بودم.
قرمزِ زنده، گرم، پرانرژی و زیبا.
قرمزی که انگار روح آدم را بیدار میکند 🔥🌹
اما هیچوقت به این فکر نکرده بودم که چرا اینقدر به این رنگ جذب میشوم.
تا همین چند وقت پیش که یک نگاه به کمدم انداختم و دیدم:
تقریباً همه روسریها، شالها و لباسهایی که بیشتر از بقیه دوستشان دارم،
یا قرمز هستند یا رگههایی از قرمز و صورتی در آنها وجود دارد 🎀✨
با خودم گفتم:
«چه جالب…
نکند این رنگ، خودِ من باشد؟
نکند روح من با این رنگ نفس میکشد؟
نکند قرمز همان چیزی است که من را واقعیتر نشان میدهد؟»
و کمکم فهمیدم انتخاب یک رنگ،
انتخاب یک لباس،
حتی انتخاب یک روسری ساده…
چیزی فراتر از ظاهر است.
اینها **زبانِ دلِ آدم** هستند.
قرمز برای من یعنی:
اعتماد به نفس ❤️
شادی ❤️
زندگی ❤️
گرما ❤️
حضور ❤️
و یک نوع قدرت نرم و زنانه که هیچچیز جای آن را نمیگیرد 🌺✨
وقتی قرمز میپوشم، حس زنده بودن دارم.
حس اینکه انتخابهای من از درونم میآید، نه از قضاوت دنیا.
🍫☕ عشق من به شکلات… و راهی زیبا برای دوست داشتن بدون ترس
یکی از علاقههای بزرگم، شکلات است.
شیرین، نرم، دلچسب، آرامکننده…
مزهای که انگار مستقیم آدم را به دنیای کودکی پرتاب میکند 🍫✨
اما همیشه بعد از خوردنش یک حس بد میآمد:
عذاب وجدان…
ترس از قند…
ترس از چاقی…
ترس از اینکه یک چیز کوچک بتواند حال من را خراب کند.
تا اینکه کمکم یاد گرفتم:
میشود با همین شکلات، یک رابطهی سالم و زیبا ساخت.
مثلاً من شکلات را با **شیر داغ** میخورم ☕🐄
چون پروتئین شیر باعث میشود قند خون بهسرعت بالا نرود،
و بدنم آرامتر با این خوراکی کنار بیاید.
این یعنی:
نه ترک…
نه محرومیت…
نه جنگ با خود…
فقط **آگاهی**
و یک انتخاب آرام و عاشقانه 🤍🌿
بهجای اینکه بگویم «نخور»،
به بدنم میگویم:
«بخور…
اما با عشق، با توجه، با احترام.»
و نتیجه؟
هیچ عذاب وجدانی
هیچ ترسی
و هیچ آشفتگیای باقی نمیماند.
فقط لذت…
فقط آرامش…
فقط حال خوب… 🍫❤️
🍝 ماکارونی… اما نسخهای سالم و خوشحالکننده
من عاشق ماکارونی هم هستم 😄🍝
غذایی که همیشه بوی خانه، خانواده و جمعهای خودمانی را میدهد.
اما یک زمانی ماکارونی برایم یعنی:
چربی زیاد،
اضافه وزن،
ترس،
و محدودیت.
تا اینکه یاد گرفتم ماکارونی را به جای «دشمن»،
به «دوست» تبدیل کنم.
چطور؟
با یک تغییر ساده:
بهجای اینکه پر از روغن باشد،
آن را با **سبزیجات، ادویههای خوشعطر و کمی پنیر پیتزا** درست میکنم 🌽🌶️🧀
نتیجه؟
هم لذتش سر جایش است،
هم بدنم حال بهتری دارد،
هم ذهنم آرام است،
هم احساس قربانی بودن ندارم.
این یعنی **آشتی بین علاقه و سلامتی**.
چیزی که قبلاً تصور نمیکردم ممکن باشد.
🌟 و اما اصلِ ماجرا: عشق به انتخابها، عشق به زندگی
تمام این مثالها—صبحانه، شکلات، روسری، ماکارونی—شاید ساده به نظر برسند.
اما حقیقت این است که همین انتخابهای کوچک،
خمیرمایهی یک زندگی عاشقانه هستند 🌸✨
من یاد گرفتهام:
وقتی انتخابهایم از دل میآید،
زندگیام سبکتر،
روحم شادتر،
و بدنم سالمتر میشود.
وقتی چیزی را «از روی عشق» انتخاب کنم:
بدنم آن را بهتر هضم میکند،
ذهنم درگیر نمیشود،
اضطرابم بالا نمیرود،
و جای عذاب وجدان را **قدردانی** میگیرد.
امروز زندگیام بیشتر از هر زمان دیگری شبیه خودم شده:
رنگهایش…
طعمهایش…
صبحانهها و لباسها و عادتهای کوچک و دوستداشتنیاش…
همه و همه از درون من سرچشمه میگیرند، نه از ترسها یا بایدها.
و این یعنی **آزادی**.
یعنی **زیبایی**.
یعنی **تناسب واقعی**—تناسبی که از ذهن شروع میشود و آرامآرام در تمام زندگیات پخش میشود 🌿💛
نشان های دریافت شده
به نام خدایی مهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن و همه دوستان هممسیز
انتخاب من براساس علایق شخصی خودم بود یا نظر دیگران
به یاد دارمبا پدر رفتیم برای خرید صندل راحتی وفتی چند فروشکاه باهش رفتم یه صندل اب رنک که پاشنه فنجانی استیل داشتن ارزش خوش امد پدر گفت بریم یه مغازه دیکه جون قیمت صندل اون مغازه پایین تر بود وفتی رفیتم با احترام گفتم نه بریم خونه پدر دید من ناراحت شدم رفت اون صندل راحتی ابی رنک برام خربد کلی ذوق شوق داشتم که انتخاب شخصی خودم خریدم هروقت که می پوشیدن باهش راه می رفتم باهش،خاطر خوشگل داشتم واز پوشیدنش،کیف می کردمبه پام نکاه می کردم برای انتخاب شخص خودم راضی بودن
ولی بعد ازدواج کلا انتخاب شخصی من تحت شعاع انتخاب همسرم قرار گرفت چون حس می کرد انتخاب بهتری برامانجام میده اپن نقطه جوشان ولذت بخش ،کاهش،پیدا کرد وحس من این بود انتخاب همسرم بهتر ازمن هست
کم کم این بخش،تغیبرپیدا کرد رفت سمت انتخاب بچه ها که تو نکاهم کیفت بهتری ازانتخاب شخصی من داشت
ولی واقعیت اپن لذت انتخاب شخصی رو درش کاهش پیدا کرد بعضی زمان انتخاب شخصی خودم به حالت اجبار انجام دادم که همسرم براش قابل قبول نبود ولی کم کمعفب نشنی کرد وحالا انتخاب شخصی خودم دارم اجرار میکنم
توخونه سابق هم همسرم هرجی دلش می خواست می خرید میاور منزل من جابجای انحام میدام خودم تو انتخاب وسیله اصلا هیج نقشی نداشتم یه دست مبل سرمه ای تیره رنکی که هیج زمان انتخاب من نیست برای مبل تهیه کرد که اصلا دوست نداشتم با مدل روحی من وانتخاب سازکار نیود سفت محکم بود غذای خوری شس نفر کنارش خیلی خوش ایند نبود حس باهش خوب نبود اعتراض کردم که جرا این مبل خریدی رفت یه دست دیکه ازیه رنک دیکه همون مبل خرید یه دست صندلی غذا خوری کرفت محیط،کوچک این همه مبل جا برای تکون خودرن نبود مجبور شدم دورتا دپر بچینم که حا برای حرکت باشه ولی کم کم همه رفت طبقه بالا انبار شد استفاده نشد
وفتی امدیم منزل جدید بیشتر خرید همسرم با انتخاب خودش دختر انجام دادن من انچنان نقش نداشتم مبل خرد شده برام رضایت بخش نبود باهش،کنارامد دراثر مصرف کهنه شد هی به همسرم تاکید داشتم که مبل متزل عوض کنه تا رسیدم به هدایت حمایت خدایی عزیزم یه ساله پرتلاش سال ۱۴۰۲ داشتم شب عید ۲۵ روز مانده به عید به همسرم کفتم قصد دارمپرده نوتهیه کنم خودمحتما باید باشم رفتیم پرده نتهبه کردیمکه کاملا انتخاب شخص خودمبود مبل هم به همین روش خریدیم لوسترهای جدبد که طبق انتخاب شهص کاملا با سلیقه من وانداره که دوست داشتم تهبه کردم این اولین با.ر تو زندکی مشترک ما بود که کاملا با انتخاب سخصی من همه خریدهای منزل انجام دادم سال فبل همسرم با پسرم برای خرید رفتن با انتخاب شخصی با دیدن اینترنتی سرویس اشپزخونه قابلمه تهبه شد همه طبق سلیقه خودموانتخاب با دیدن مقایسه کردن تهبه شد حالا وقتی نکاه به این وسایل که با انتخاب شخصی خودمخرید م کلی لذت می برمکه نظرم اجرار کردم ودارم ارژش استفاده میکنم
برای مصرف غذا همدارم همین کارانجام میدم یه تغیبر کوچک تو انتخاب که به شکل عادت درامده تغیبر توش اجرار می کنم کهمثل سابق نباشه از غذایی استفاده میکنم که طعش دوست دارم مدلش ،تغییر دادم با خربد سرویس قابلمه یه تابه دو طرف توش هست که حالا وقتی می خوام کوکوسبزی درست کنم از روغن بسیار کمتری استفاده میکنم قبلا انقدر کوکوسبزی من چرب بود که بابد روی دستمال کاغذ میزاشتم تا مقدار روغنش کاهش،پیدا کنه روز گذشته انقدر روغن کم بود شاید با چندقاشق من گوکو سبزی درست کردم تو تابه شاید یه قاشق چای خوری روغن مونده بود کوکودست میکرفتی دست چرب نمی شد دخترم این مدل غدا که توش،روغن کمتری استفاده بشه دوست داره ولی بهش کفتم یه دوتا قاشق دیکه باید روغن می ریختم انقدر خشکنباشه
دفعه بعدی میزان روغن باید خیلی کماضافه کنم خشکی غذا رو با کره برطرف نکنم
برای خودم دخترم همون شکلی مصرف کردیم ازخشکی غذا ناراضی بودم برای همسرم پسرم محبور شدم کمی کره براش استفاده کنم
فبل ازوداج من اصلا بادمجان مصرف نمی کردم طمع مزه بادمحان برام خوشایند نبود با خانواده همسرم در رفت امد بودم امدل های مختلف تهیه غذا با بادمحان داشتن من مصرف کردم
همون ماده غذای که دوستش،نداشتم تبدیل شد به تهبه کیسه نایلواتی بادمحان سرخ کردن در فریز کزاشتن حالا که تغیبرات خوبی تو ذهن انجام شده متوجه میشم انقدر مدل سابق تمایل به خودرن بادمحان ندارم کمتر سفازش خربد به همسرم و پسرم میدم وقتی درست می کنم تو جندبار شاید یه بار اکه تمایل پیدا کنم مصرف می کنم بیشتر به غذای دیکه مصرف میکنم که بیشتر دوست دارم ارام ارام درمن ساخته شد امروز قصد دارم کشک بادمجان تهبه کنم ولی فکر کنم خودم مصرف نکنم باید برای خودم به جیز دیکه درست کنم ازمصرفش کمش لذت زیادببرم این یعنی تغیبر کردنی که توش لذت همراهش با حس رضایت قلبی ارکار و انتخاب شخصی خودمخبر میده
درپناه ارامش الهی ساکن باشید امین
نشان های دریافت شده
سلام،من باخوندن متن ،چقدرنکات خوبی روبهش اشاره شده انتخاب براساس علایق زندگی باعشق اجازه ندادن به دیگران دخالت نکردن توکارها ،انتخاب براساس عشق ،من چاق انتخاب این سایت طبق علاقه وانتخاب بوده،واومدم یادبگیرم مثل یک فردمتناسب رفتارکنم افرادمتناسب انتخاب محدودوطبق علاقه هست ،انها نگاه به ساعت نمیکنن غذابخورن انها هرموقع گرسنه شدن چیزی میخورن توهرحالتی سراغ خوردن نمیرن عذابراارامش نیست براتامین انرژی هست افرادچاق انتخاب بیشتری دارن وازرواحساس هست میخورن اونا حواسشون به ساعت هست رفتارچاق کننده همین رفتاروماازرژیم هایادگرفتیم فلان ساعت اینوبخوریابعدفلان ساعت لب به چیزی نزن علاقه نقشی نداره ماباید یادبگیریم اون عادتها روبزاریم کنار درواقع خودرواسیرعادت نکنیم ،حتمامن نبایدصبحانه بخورم وقتی گرسنه نیستم یامیان وعده همه این رفتارها برادوران رژیم هست ،من اشتهام زیاده اصلا این جمله وجودنداره همش کشش روانیه به غذاها یاذهن چاقه ،من نه فقط درموردتناسب بایددرتمام مواردطبق علاقه انتخاب کنم ،من طبق علاقه درس خوندم ، یا ازروعشق اشپزی میکنم ،به زندگیم باعشق میرسم بیام باعشق وعلاقه رفتارچاقیموبزارم کنارمثل لاغرها رفتارکنم ولاغری اسانترین کاردنیاست
سلام به استاد گرامی وعزیزان مسیر لاغری باذهن
اینبار استاد عزیز ازمون خواستن که از علایق مون صحبت کنیم
دنیا خیلی قشنگ میشد اگه ما به همه علاقه هامون میرسیدیم ولی به نظرمن که سنی ازم گذشته اینطور نیست.
شاید اگه همه ی ما به صورت جداگانه ای زندگی میکردیم تا حدی مقدور بود ولی وقتی ازدواج میکنی اینطور نیست خصوصا در کشور ما .
وقتی من بعنوان خانم خونه نمی تونم حتی انتخاب کنم جای یک وسیله در کدام قسمت خونه هست چطور میتونم باسلیقه خودم اطاقم رو بچینم.
یا اینکه من قبل از ازدواج معلم بودم وقتی ازدواج کردیم اینقدر همسرم به من فشار آورد که نباید بری سرکار .من اون موقع یا باید زندگیم رو از دست میدادم یا شغلم رو.با وجود اینکه به شدت به معلمی علاقه داشتم مجبور شدم که شغل معلمی رو بزارم کنار .ناگفته نماند که خیلی دل کندن از محیط آموزشی برام بسیار سخت بود.
ولی این رو بگم من از بچگی علاقه شدید به خیاطی داشتم بدون مربی در سن خیلی کم میتونستم کارهای نسبتا پیچده خیاطی رو انجام بدم تا اینکه بعد از ازدواج با یک خانم که استاد خیاطی بود آشنا شدم ایشان با شناختی که از من داشت در یکی دو جلسه آموزش چیزهایی که نمیدونستم رو بهم آموزش داد و بهم گفت به نظرم شما دیگه نیاز به آموزش نداری بعدش برای خانواده و پس از آن برای دوستان خیاطی میکنم
واقعا از خیاطی لذت میبرم با اینکه خیاطی نیاز به حوصله زیاد داره ولی من از انجام دادنش لذت میبرم وقتی مشغول خیاطی هستم متوجه گذر زمان نیستم اما من غیر از خیاطی خانه داری هم میکنم هردو اینکار صبر وحوصله زیادی میطلبد.
باینکه دلم میخواد تمام وقتم رو صرف خیاطی کنم ولی خیلی اوقات مجبورم که در بین خیاطی به امورات خانه و آشپزی هم برسم
به نظرم این مثال خیاطی به مثال که استاد در ویدئو بالا توضیح دادند هم پوشانی دارد
همچنان منتظر گام های بعدی شما هستم.
از استاد گرامی خواهشمندم اگر دیدگاه من پذیرفته شد ،لطفا دیدگاهم رو بدون نام به نمایش بگذارید.
نشان های دریافت شده
بنام حضرت عشق .سلام بر همگی .من چون چشمام سبزه وموهام هم طلایی همیشه دوس داشتم بلوز قرمز بپوشم و تا الان هم به رنگ قرمز علاقه ی فراوان دارم .اطرافیان مسخره میکنن ولی من به علاقه ام احترام میزارم .من تمیزی وخلوتی خانه ام را دوس دارم وهمیشه در پی اینم که خانه ام خلوت و مرتب باشه .وسایل چوبی رو به شدت دوست دارم .و اگرم هم روزی خانه نامرتب باشه میگم عیبی نداره باز از خدا کمک میگیرم و مرتب میکنم ..از خوردن بعضی شیرینی ها لذت میبرم و این یک عادت شده .که با تکنیک من اینو نخوردم دارم کم کم وزیرکانه از خوردن زیادی آن فاصله میگیرم با تشکر
بنام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسیرم
من رنگ مشکی وابی را خیلی دوست دارم وهر وقت نیرم خرید بیشتر مشکی میخرم ااکه هم مشکی نبود مشکی با ترکیب رنگ دیگه میخرم
من پیاده روی وکوهنوردی را خیلی دوست دارم علاقه دارم
من فقط کتونی دوست دارم اما ندل دیگه اگه دوست داشتم میخرم
من دوست دارم وسایل خونه ام شیم ومارک باشه واکه هم مارک هم تباشع دوست داشته باشم میخرم
من غذاهای فست وفوددوست دارم اما غذهای دیگه هم میخورم
من دوست دارم طلا یا هر چیزی که دپست داشتم بخرم وخودم انتخاب کنم اما اگه همسرم هم نظر بده اونو انتخاب میکنم
من به نظر دیگران هم احترام میزارم ماباید بهخودمون هم احترام بزاریم وبه هر جیزی که علاقه ذاشته باشیم انتخاب کنیم وبه هر غذایی که دوست داریمبخوریم ومجبوری هر غذایی را نخوریم وبه خپدمان احترام بزاریم چون باعث شلدی ونشاط ما درزندگی میشه وما به زندگی علاقه مند میشیم
من قبلا که رژیم بودم ورژیم های مختلف میگرفتم مجبوری غذاهای رژیمی میخوردم وزیاد سبزیجات میخوردم انا حالا هر جیزی که دوست دارم میخورم وخیلی خوشحالم چون من سطل اشغال نیستم که هرچیزی که دوست ندارم وباب میلم نیست بخورم ومن به اجبار ورزش میکردم الان که بااین سایت اشنا شدم دیگه به زور ورزش نمیکنم هر وقت دلم خواست ورزش یا پیاده روی میکنم خداجونم سپاسگزارم که مرا به این بهشت زیبا هذایتم کردی
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما