0

انعطاف ذهن ناخودآگاه (گام چهارم – 1)

برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه
اندازه متن

تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا بعضی رفتارها رو هی تکرار می‌کنی، حتی وقتی می‌دونی به ضررت هستن؟ 🤔

📍 این جلسه ادامه گام سوم (انعطاف در انتخاب) است و پایه رو برای گام بعدی می‌سازه.

یه جورایی انگار «یه نیروی پنهان» داره زندگیتو از پشت صحنه هدایت می‌کنه… و اون نیروی مرموز چیزی نیست جز ذهن ناخودآگاه!

با برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه می‌تونی این بازی پنهان رو به نفع خودت تغییر بدی 🎯

تصور کن مثل یه نقشه گنج داری، که فقط کافیه رمزهاشو بلد باشی تا به خواسته‌هات برسی 💎

این مقاله همون رمزه؛ آماده‌ای واردش بشیم؟ 🚪🧠

چرا ذهن ناخودآگاه اهمیت داره؟ 🧠💡

تصور کن مغزت مثل یه شرکت بزرگه. ذهن خودآگاه، فقط مدیر جلوی صحنه‌ست که تصمیم نهایی رو امضا می‌کنه…

اما اون کسی که همه تصمیم‌ها رو آماده می‌کنه، اطلاعات رو جمع می‌کنه، سابقه‌ها رو بررسی می‌کنه و پیشنهاد می‌ده، در اصل ذهن ناخودآگاهه! 😎

همین ذهن ناخودآگاهه که باورها، ترس‌ها، خاطرات، و حتی واکنش‌هامون به اتفاق‌های تکراری رو مدیریت می‌کنه.

مثلاً وقتی ناخودآگاهت باور داره «من همیشه شکست می‌خورم»، حتی اگه از ته دل بخوای موفق بشی، باز هم ناخودآگاهت راهی پیدا می‌کنه تا دوباره شکست بخوری! 😞

🔍 طبق تحقیقات دانشمندانی مثل دکتر بروس لیپتون، حدود ۹۵٪ از افکار، احساسات و رفتارهای روزانه‌ ما به‌صورت ناخودآگاه اتفاق می‌افتن. یعنی تو فقط ۵٪ از زندگیتو آگاهانه کنترل می‌کنی! 😱

خب حالا فکر کن این ۹۵٪ رو بشه «بازنویسی» کرد…

یعنی با برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه، باورهای محدودکننده، ترس‌های قدیمی و احساسات منفی رو پاک کنیم و جاشون رو با افکار قدرتمند، امیدبخش و هدفمند پر کنیم. ✨

به همین دلیله که می‌گیم:

اگر می‌خوای تغییری واقعی و ماندگار در زندگیت بسازی، مسیرش از برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه می‌گذره، نه فقط از تصمیم‌های سطحی و آگاهانه.

اطلاعات چطور وارد ذهن ناخودآگاه می‌شن؟ 🔄

ذهن ناخودآگاه مثل یه گنجینه‌ست که فقط چیزهایی رو نگه می‌داره که براش ارزش واقعی داشته باشن 💎✨

تصور کن یه فرودگاه بزرگ داری که فقط پروازهایی اجازه فرود دارن که بار احساسی قوی و خاصی همراهشون باشه 🛬💥

تو زندگی روزمره، صدای تلویزیون، رادیو و اتفاقات مختلف مثل پروازهای زیادی هستن که از کنارت رد می‌شن، اما فقط اون‌هایی که احساساتت رو به حرکت درمیارن، به ذهن ناخودآگاهت راه پیدا می‌کنن 🧠🌟

مثلاً وقتی مجری برنامه درباره مضرات روغن مایع و تاثیرش روی چاقی صحبت می‌کنه و این موضوع باعث نگرانی یا کنجکاوی تو می‌شه، ناخودآگاهت این پیام رو ضبط می‌کنه و به عنوان یه باور قدرتمند وارد حافظه بلندمدت می‌کنه 📥💭

این دقیقاً جادوی برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه هست؛ جایی که احساسات و تکرار، نقش اصلی رو در ثبت و تثبیت اطلاعات بازی می‌کنن 🔄❤️

پس اگر می‌خوای یه پیام، باور یا هدف خاصی رو در ناخودآگاهت ثبت کنی، اول باید با خلق و پرورش حس واقعی و قوی نسبت به اون موضوع شروع کنی 🔥❤️

بدون این احساس واقعی، اطلاعات به راحتی از ذهنت عبور می‌کنن و هیچ تاثیری نمی‌ذارن!

احساسات، کلید طلایی برای ورود اطلاعات به ناخودآگاه 🎯❤️

ذهن ناخودآگاه زبان منطق رو نمی‌فهمه، فقط یه زبان داره: احساس! 😌💬

وقتی یه اطلاعات با ترس، اشتیاق، نگرانی یا شادی همراه باشه، فوراً وارد ذهن ناخودآگاه می‌شه ⚡🧠

مطالعات علوم اعصاب نشون می‌دن که بخش لیمبیک مغز، مرکز احساساته، نقش اصلی رو در ثبت حافظه بلندمدت داره 🔬🧬

برای اینکه بتونی واقعاً روی ذهن ناخودآگاهت تاثیر بذاری و برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه انجام بدی، باید بتونی احساس واقعی و قوی ایجاد کنی 💡❤️

اگر فقط یه حرف ساده بزنی ولی احساسی بهش وصل نباشه، مثل اینه که داری به دیوار حرف می‌زنی و هیچ اتفاقی نمی‌افته! 🚫🗣️

پس بدون حس، هیچ باور جدیدی ساخته نمی‌شه.

یادت باشه، حس و تکرار دو دوست جدایی‌ناپذیر برای ساختن باورهای تازه در ذهن ناخودآگاه هستن 🔁💪

با ترکیب این دو، می‌تونی باورهای مثبت و تغییرات واقعی رو در زندگی‌ات به وجود بیاری.

برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه برای شکل گیری عادت ها

💡 اگه می‌خوای این مبانی رو کامل و ساختاریافته یاد بگیری، دوره رایگان ۱۲ گام لاغری با ذهن دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شه.

✍️ حالا بریم سراغ اینکه خودِ عادت‌ها دقیقاً چطور شکل می‌گیرن؛ در ادامه هم توی بخش دوم همین گام سراغ «عجله برای تغییر» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 180 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 64 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22441

180 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

180 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صنم 27 ساله
      ۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۰۹:۴۴
      مدت عضویت: 150 روز
      امتیاز کاربر: 9850 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 641 کلمه

      سلام دوستان واستاد خوبم 

      این عادت هایی که از اول دوره  که با این نگرش میخوام تغییر بدم در اخر اتفاقاتی که به خاطر ۱۰۰ گام لاغری و ناخودگاه روی عادتم تغییر افتاده ام بگم البته اونجا گام ۲۵ هستم تازه 

      ۱. دیر بیدار شدن ❌ «از فردا هر روز ساعت ۶ بیدار می‌شوم.» ✅ «اگر چند بار هم زنگ ساعت را خاموش کردم، فقط یک بار کمتر از قبل خاموشش می‌کنم و وقتی بیدار شدم، چند ثانیه بیشتر در رختخواب نمی‌مانم.

      ۲. آرام کار کردن ❌ «از فردا خیلی سریع کار می‌کنم.» ✅ «قرار نیست عجله کنم؛ فقط هر روز یکی از کارهایم را کمی روان‌تر و چند دقیقه زودتر از قبل تمام می‌کنم.»

      ۳. کم غذا کشیدن ❌ «از امروز همیشه اندازه دقیق غذا می‌کشم.» ✅ «اول کمی کمتر از چیزی که همیشه می‌کشم، غذا می‌ریزم و اگر هنوز گرسنه بودم، دوباره مقدار کمی اضافه می‌کنم.»

      ۴. بلند شدن از رختخواب ❌ «همیشه همان لحظه بلند می‌شوم.» ✅ «هر بار که بیدار شدم، فقط یک بار کمتر در رختخواب می‌مانم و زودتر از قبل پاهایم را روی زمین می‌گذارم.»

      ۵. دقت و توجه ❌ «از امروز همه چیز را می‌بینم.» ✅ «هر بار که بیرون می‌روم، فقط به یک چیز بیشتر از قبل توجه می‌کنم؛ مثلاً یک تابلو، یک مغازه یا یک نشانه در مسیر.»

      ۶. پیشگویی نکردن ❌ «دیگر هیچ فکر منفی نمی‌کنم.» ✅ «اگر ذهنم یک پیش‌بینی منفی کرد، قبل از باور کردنش فقط از خودم می‌پرسم: “آیا دلیل قطعی برای این فکر دارم یا فقط ذهنم دارد حدس می‌زند؟” و اجازه می‌دهم چند احتمال دیگر هم وجود داشته باشد.»

      حالا اتفاقایتی که برام افتاده و توی این مدت که وارد سایت شدم تغییر دادم 

      مثلا وقتی دلم چایی با کیک میخواد و کیک کوچیک خریدم ذهنم میگه این کیکا کوچیکه ها باید دوتا بخوری سیر شی میگم اوکی بزار بخورم اگر سیر نشدم دومی ام میخورم عین یه بچه ساکتش میکنم بفد عین یه بچه که خودش به کارش پی میره میگم دیدی همون یه کیک ام کافیت بود درسته سیر ادنجوری نشدم ولی نیازی ام نبود دومی رو بخورم 

      یا عادت این که بقیه دارن درموردم قضاوت میکنن اینو به ذهنم میگم که انقدر بقیه درگیری ذهنی و پشکلات تو زندگیشون دارن وقت قضاوت تورو ندارن یا تو خیابون تو چند بار یکی یادت مونده چی پوشیده چی کار کرده اگرم مثلا عصبانی شدی یا هر چی زود یادت رفته از اون موقع اینو به ذهنم میگم اروم ترم 

      یا مثلا میخوام کاری کنم مخصوصا کار خونه  برام سخته یا زیاده تو ذهنم میگم نه راحته تو پاشو تا هر جا تونستی انجام بده اول مهم هاشو انجام بده اونایی که بعدا ام انجام بشه مشکلی نیست وقتی ام پا میشم خود به خود دلم میخواد همه کارارو انجام بدم مثل زبان خوندن که قولشو با یه ساعت خوندن در روز شکستم سعی نکردم تعداد صفحه بشمرم زمان هر درسو حساب کنم و بگم وای زیاده روزی ۳ ساعت باید بخونی میگم تو روزی یه ساعت کافیه بخونی و وقتی موعدش میشه چون میدونم فقط یه ساعته سختم نیست 

      عادت بعدی ام اینه که برای بالا بردن تمرکزم رو کار وقتی بهم میگن اقا توی یک ساعت مثلا فلان کارو باید انجام بدی از اینور اونورش نزنم بگم حالا ۱۰ دقیقه بیشتر کسی نمیفهمه یا وقتی دارم کار میکنم سعی کنن فقط اون کارو انجام بدم اگر نوشته ای دارم شخصی )من روزانه افکارمو مینویسمک شکر گذاری میکنم یا همین تمیرین های سایت) یا کار با گوشی دارم هرچی سعید کنم یه زمانی براش مشخص کنم که ذهنم دیسیپلین پیدا کنه و وقتی داره کار مشخصی میکنه فکر نره سمت یه چی دیگ کار رها کنه بره بار ها شده مثلا دارم اتاق تمیز میکنم یهو تو کمد یه البوم بپدا میکنم کار یادم میبره میشنم خاطرات میبینم یا میبنم فلان لباسم کثیفه کارو ول میکنم میرم فلان چیزو میشورم یا دارم ظرف میشرم یادم میفته به فلانی زنگ نزدم برم زنگ بزنم کارو ول میکنم میرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار دریا
      ۱۴۰۵/۰۳/۲۸ ۲۲:۲۶
      مدت عضویت: 149 روز
      امتیاز کاربر: 2350 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 221 کلمه

      با سلام به استاد عزیز

      من عادت داشتم هر روز قهوه میخوردم که برام ضرر هم داره و اغلب هم با یه چیز شیرین. الان بعضی روزها قهوه نمی‌خورم. 

      امروز رفتم مرکز خرید و چیز کیک نخوردم ،درحالیکه همیشه میخوردم. طبق عادت همیشگی رفتار نکردم و برام راحت بود.

      همیشه عادت داشتم در طول روز میوه بخورم، امروز نخوردم. 

      شام یک نون تست با تخم مرغ خوردم،اگه قبلا بود دوتا نون میخوردم.

      من این راهکار را برای تغیر شخصیتم استفاده میکنم.

      امروز موردی پیش اومد که به شدت عصبانی شدم، ۴۰ دقیقه بسیار عصبانی بودم و بعدش خودم را مشغول کردم و راجع اشتباهاتی که پیش اومد با خودم صحبت کردم که دفعه بعد همچین اشتباهی پیش نیاد و راه حل هایی توی ذهنم اومد. بعدش از خدا درخواست کردم ،شرایط دلخواهم را برام ایجاد کنه که بسیار به آرامشم کمک کرد و بعد یه فایل آموزشی دیدم و شروع کردم به سپاسگزاری از داشته هام. و اگر درگذشته همچین موضوعی پیش میومد تا شب ول کن نبودم.

      از شدت عصبانیت میخواستم به شخصی پیام بدم، که جلوی خودم را گرفتم.اینم یه تغیر مهم بود. قبلا خیلی پیام میدادم و اوضاع بدتر میشد.

      یه عادتی که داشتم، با اینکه طرف مقابلم مقصر بود، من انقدر بهش گیر میدادم که طرف گستاخ تر هم میشد. الان حرفم را بهش میزنم و دیگه ارتباطم را باهاش قطع میکنم، این روش عالیه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره انصاری
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۹ ۱۱:۳۷
      مدت عضویت: 785 روز
      امتیاز کاربر: 19120 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 425 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر از وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم خیلی از عادتهای غذایی درونی من عوض شده ولی یه چیزهایی هست که باید در ذهن من تغییر کند همیشه با چایی خرما یا شکلات تلخ می خورم ،خرما دیگه نمیخورم ولی شکلات را بعضی وقتا می خورم بعضی مواقع هم نمیخورم از این به بعد نصفش میکنم .من رنگ توسی را دوست دارم ولی مشکی دوست ندارم میخوام توسی با خط مشکی بگیرم. اگر میخوام در عادتهای غذایی وخوردنم تغییر ایجاد کنم باید از یه جایی شروع کنم پس من از چایی و چیزهای که با اون خورده می شود آغاز میکنم مثل عصر تابستان که از خواب بیدار میشم باید چایی با شکلات تلخ یا کشمش یا کیک بیسکویت بخورم از همین امروز شروع میکنم من اینو نمیخورم این اولی هست دومی همان دو سه لقمه‌های آخر غذام که خیلی اذیت میشم که باید زمانی بیشتری احتیاج دارم ولی همه تلاشم رو میکنم تا با ذهنم به صلح برسم وروی افکارم کنترل داشته باشم من درحالی یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم و همین مسیر را ادامه میدم من علاقه  زیادی به شیرینی جات  ندارم اگر یک بار حواس کردم بخورم بعد پشت سر همه یه چیزهایی می خورم بخاطر همین سعی میکنم کمتر سراغ شیرینی  بروم ،من بستنی را خیلی دوست دارم ولی این چندروز که دوسه بار بستنی خریدیم من فقط یک بار خوردم و الان هفته یک بار شده ،چیپس و پفک دیگه دوست ندارم و نمی خورم اصلان برام مهم نیست با اینکه همسرم دوست داره و همیشه میخرد ،من برنج دوست دارم ولی همان دوتاسه قاشق آخر منو آزار میدهد واگر بتوانم این چالش عادتها را درست انجام بدم خیلی خوب می شود همه تلاشم رو برای دوستی با ذهنم به کار مگیرم تا موفق شوم یه عادت دارم که اگر کسی در طول روز بیاد خونه مون من خیلی عصبانی می شوم چون نمیتوانم کارهای مربوط به مسیر لاغری با ذهن را انجام بدم و میخوام این را تغییر بدم ،ویک عادت قدیمی که دارم نمیتوانم به کسی نه بگم البته الان که دارم روی ذهنم کار می کنم کمتر شده ولی هنوز باید بیشتر روش کار شود تا تغییر کند، من به همین روشی لاغری با ذهن ادامه میدم تا تغییراتی بیشتر روی ذهن و مغزم ایجاد شود اگر میخوام زندگی سبک و بهتر را داشته باشم باید روی عادت های اشتباه ام و تغییر آنها کار کنم نوشتن تمرین تجسم تصویر ساز وعمل به سخنان استاد عطار روشن عزیز، خوب گوش کنم و عمل کنم تا همیشه در مسیر تغییر کردن باشم، با سپاس فراوان از استاد بزرگوار در پناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۲/۳۱ ۰۲:۳۳
      مدت عضویت: 2394 روز
      امتیاز کاربر: 9863 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,122 کلمه

      💛🌻 **به نامِ خداوندِ حکیم، خالقِ نظم و زیبایی در هستی**🌻💛 

      با سلام و درودِ فراوان خدمتِ استادِ گرانقدر، جنابِ آقایِ عطاروشن، و تمامیِ همراهانِ ارجمند و جانِ دل در «سایتِ تناسبِ فکری». 🤍🌸

      🌟 بازنگری در عادتِ سیری: سفری به سویِ تناسبِ 🌟 درون

      امروز، قلبِ من لبریز از اشتیاقی عمیق است تا تجربه‌ای شخصی و سفری درونی را با شما در میان بگذارم؛ سفری که از دلِ چالش‌هایِ دیرینه برمی‌خیزد و نویدبخشِ دگرگونی و رسیدن به تعادلی پایدار است. این سفر، گامی است به سویِ فهمِ عمیق‌ترِ ارتباطمان با بدن و طبیعتِ واقعیِ نیازهایمان. موضوعِ امروزِ من، «تغییرِ عادتِ خوردنِ اضافه پس از رسیدن به نقطه‌یِ سیری» است؛ عادتی که ریشه در سال‌ها ناآگاهی و تلقین‌هایِ نادرست دارد، اما امروز، با اراده‌ای راسخ و نگاهی آگاهانه، در آستانه‌یِ فروپاشی و جایگزینی با الگوهایِ سالم‌تر قرار گرفته است. 🍽️✨

      🕰️ ریشه‌هایِ ناخودآگاه: قصه یِ سیری و وسوسه هایِ کهنه

      از دیرباز، مفهومِ «تغذیه شهودی» برایِ من همچون فانوسی در شبِ تاریکِ عادت‌هایِ غلط بوده است. این ایده که بدنِ ما، خود بهترین و صادق‌ترین راهنما برایِ نیازهایش است، همیشه چراغِ راهم بوده. اما افسوس که سال‌ها، صدایِ بلندِ «عادت» و «باورهایِ تلقین‌شده»، بر پژواکِ ظریفِ «شهودِ بدنی» غلبه کرده بود. بزرگترین و شاید رایج‌ترین مانعی که در این مسیر، سدِ راهم بوده، **عادتِ ناخودآگاه به خوردنِ اضافه، حتی پس از آنکه بدن به صراحت پیامِ سیری را ارسال کرده است.** 😔

      به راستی، چه نیرویی ما را وامی‌دارد تا در برابرِ سیگنالِ واضحِ «بس است!»، همچنان به راهِ خود ادامه دهیم و بشقابِ غذا را تا آخرین ذره، تمام کنیم؟ گویی ندایی کهن در اعماقِ روانمان، فریاد می‌زند: «این غذا باید تمام شود، وگرنه…» این «وگرنه» می‌تواند ترس از هدر رفتنِ نعمت، احساسِ گناه در قبالِ غذا، یا فشارهایِ اجتماعی و باورهایِ ریشه‌دارِ نسلی باشد. باورهایی چون: «غذایِ سرِ سفره نباید باقی بماند»، «باید تمامِ بشقابت را بخوری تا مرد بشوی/قوی شوی»، یا «مهمان باید آن‌قدر بخورد که سیر شود و دیگر میل به غذا نداشته باشد». این تلقین‌ها، آن‌چنان در تار و پودِ ناخودآگاهِ ما تنیده شده‌اند که صدایِ بدنمان را نادیده می‌گیرند و ما را به ورطه‌یِ پرخوری و عدمِ تعادل سوق می‌دهند. 📉

      🌱 گام‌هایِ نخستینِ تحول: آگاهی، اراده و مهربانی با خود

      از زمانی که آگاهانه تصمیم گرفتم این چالشِ دیرینه را با نگاهی نو بنگرم و آن را به عنوانِ یک «فرصتِ یادگیری» بپذیرم، اتفاقاتِ شگرفی آغاز شد. دیگر آن‌چنان شاهدِ پایان رساندنِ کاملِ بشقابِ غذا نیستم؛ این خود، پیروزیِ بزرگی است که انگیزه‌یِ ادامه‌یِ مسیر را در من دوچندان می‌کند. هرچند هنوز راهِ رسیدن به کمال در پیش است، اما برداشتنِ گام‌هایِ نخستین، خود، ارزشمندترین دستاورد است. ✨

      روش‌هایی که در این مسیرِ دگرگونی به کار بسته‌ام، حاصلِ ترکیبِ آگاهی، اراده و مهربانی با خویشتن است:

      1. **توقفِ آگاهانه و احترام به سیری:** نخستین و شاید سخت‌ترین گام، **توقفِ ارادی در زمانِ احساسِ سیری** بود. بارها اتفاق افتاده که غذایِ باقی‌مانده را «نخورده» در بشقابم رها کرده‌ام. این عمل، در ابتدا با مقاومتِ شدیدِ ذهنم روبه‌رو بود، اما با یادآوریِ هدفِ والاترِ سلامتی و تناسبِ درونی، توانستم بر آن غلبه کنم. گاهی اوقات، این غذایِ باقی‌مانده را ساعت‌ها بعد، یا زمانی که بدن دوباره احساسِ نیاز کرد، با آرامشِ کامل خورده‌ام. این تمرین، به بدنم یادآوری می‌کند که پایانِ غذا، نه یک بحران، بلکه یک استراحتِ طبیعی است و امنیتِ غذایی همچنان پابرجاست. 🍎➡️⏸️

      2. **ادغامِ هوشمندانه گزینه‌هایِ سالم:** در لحظاتی که احساس می‌کنم به نقطه‌یِ اشباعِ نسبی رسیده‌ام یا دیگر اشتها و گنجایشِ قبل را ندارم، شروع به ترکیبِ غذایِ اصلی با **سالادهایِ تازه، سبزیجاتِ بخارپز، یا ماست و خیار** می‌کنم. این تکنیک، دوگانه‌یِ اثرگذاری دارد: اولاً، با پر کردنِ معده با موادِ غذاییِ کم‌کالری و سرشار از فیبر، حسِ رضایت و سیری را تقویت کرده و از تمایل به خوردنِ بیشتر، جلوگیری می‌کند. ثانیاً، به بدن فرصتِ بیشتری برایِ پردازشِ سیگنال‌هایِ سیری می‌دهد و آن را در درکِ بهترِ نیازهایش یاری می‌رساند. 🥗🥛

      3. **گفتگویِ درونی، هدایتِ اراده:** یکی از قدرتمندترین ابزارهایی که در اختیار دارم، **گفتگویِ صمیمانه و در عین حال قاطعانه با خود** است. به خودم می‌گویم: «این تو و این غذایِ پیشِ رو. ببینم چطور می‌توانی این موقعیت را با قدرتِ اراده و آگاهی مدیریت کنی؟» این رویکرد، مرا از حالتِ منفعلِ «فقط خوردن»، به حالتِ فعالِ «مدیریتِ هوشمندانه» سوق می‌دهد. این، یک چالشِ سازنده است که مرا تشویق می‌کند تا بر عادتِ دیرینه‌یِ خود، غلبه کنم. 🧠🗣️

      4. **پاداش‌دهی به موفقیت، تقویتِ انگیزه:** برایِ هر گامِ موفقیتی که در این مسیر برمی‌دارم، به خودم **پاداش‌هایِ کوچک و دلپذیر** می‌دهم. این پاداش‌ها می‌تواند شاملِ یک **شکلاتِ کوچکِ تلخِ باکیفیت**، یا خریدنِ یک **خودکارِ زیبا و خوش‌رنگ** باشد. هدف از این کار، ایجادِ یک **پیوندِ عصبیِ مثبت** میانِ شکستنِ عادتِ ناپسند و تجربه‌یِ احساسِ رضایت و خشنودی است. این پاداش‌ها، نیرویِ محرکه‌یِ من برایِ ادامه‌یِ مسیر خواهند بود. 🍫🎁

      5. **غرق شدن در لذتِ لحظه:** در نهایت، اما نه از اهمیتِ کمتر، تلاش می‌کنم تا **خودِ فرایندِ غذا خوردن را با تمامِ وجود دریابم و از آن لذت ببرم**. این به معنایِ آرام خوردن، تمرکز بر طعم، بافت، و عطرِ غذا، و توجهِ کامل به سیگنال‌هایِ بدن است. هنگامی که از هر لقمه لذت می‌برم، نیازِ درونی به «بیشتر خوردن» به طورِ طبیعی کاهش می‌یابد، زیرا حسِ سیری با تجربه‌یِ رضایتِ کامل همراه شده است. 😋🧘‍♀️

      🧠 بازنگریِ باورها: سیری، نه پایانِ لذت، که آغازی بر سلامتی و آگاهی

      من عمیقاً باور دارم که ریشه‌یِ اصلیِ این چالش، در باورهایِ نادرست و تلقین‌هایِ کهنه‌یِ ما نهفته است؛ باورهایی مانندِ «تمام کردنِ غذا یک وظیفه است» یا «هرگز نباید غذا را هدر داد». این باورها، نیازِ واقعی و طبیعیِ بدنمان را نادیده می‌گیرند و ما را به سمتِ افراط و پرخوری سوق می‌دهند.

      امروز، زمانِ آن است که این باورهایِ محدودکننده را بازنگری کنیم. به خود یادآوری می‌کنم که **سیری، نه پایانِ لذت و انتهایِ ماجرا، بلکه آغازِ سلامتی، سبکی و فرصتی برایِ هضم و جذبِ بهینه است.** بدنِ من، با اعلامِ سیری، به من می‌گوید که وظیفه‌اش را به انجام رسانده و اکنون زمانِ استراحت، بازیابی و پردازشِ انرژی است. این یک نشانه‌یِ مثبت و فرصتی برایِ خودمراقبتی است، نه یک محدودیتِ دردناک. 🌟

       🚀 چشم‌اندازِ آینده: تناسبِ درونی، هماهنگیِ متعالی با خویشتن

      با به‌کارگیریِ این روش‌ها، گام‌به‌گام در حالِ رهایی از عادتِ خوردنِ اضافه پس از سیری هستم. می‌دانم که این سفری است نیازمندِ صبر، پشتکار و تداوم. اما هر قدمی که در این مسیر برمی‌داریم، ما را به «تناسبِ درونی» نزدیک‌تر می‌کند؛ تناسبی که نه تنها در جسم، بلکه در قلمروِ ذهن و روح نیز متجلی می‌شود.

      امیدوارم این تجربه‌ها و نگاهِ تازه‌یِ من، چراغِ راهی برایِ شما نیز باشد تا بتوانید با آرامش، عشق و آگاهی، عادت‌هایِ ناپسند را در زندگیِ خویش تغییر دهید و به هماهنگیِ عمیق‌تری با بدن، ذهن و روحِ خود دست یابید. بیایید با هم، در این مسیرِ زیبا گام برداریم؛ مسیری که در آن، خوردن، تجربه‌ای لذت‌بخش و سیری، نمادی از سلامتی، سبکی و رضایتِ عمیق باشد. 💖✨

      **با عشق و احترام** 🌿

      **فرانک یونیک**🌼😎💜

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۵/۰۲/۱۳ ۱۰:۴۲
      مدت عضویت: 1359 روز
      امتیاز کاربر: 86921 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 952 کلمه

      به نام خدایی بخشنده ومهربان 

      سلام خدمت استاد عطار روشن وهمه دوستان هم‌مسیر 

      انعطاف ذهن ناخوداگاه برای تغییر عادت 

      من‌طی سال های زیاد تو ذهنم چاقم کلی عادت دارم که با انجام انها اول لذت بردم ذهنم چون احساس اون لذت حس کرد اون رفتار که توش حس های خوبی  از لذت بردن داشت حس بودن درکنار عزیزانم‌توش بی اندره بود  تبدبل به عادت کرد که کارش راحتر باشه من هر زمان حس تکراراون عادت داشتم راحت اسون تو ذهنم دستور انجامش به من داده میشد

       در طی مدت من چاقتر  شدم این رفتار وعادت به باور چاق کننده تبدیل شد خود رفتار شاید انچان قوت نداشت که باور کنارش بهش داد  حسم این شد تکرا این عادت باعث‌ چاقی من داره میشه واقعا باهش چاقتر شدم واین باور محکمتر شد که این عادت چاق کننده هست   ولی لذت عادت اجازه ترکش به من داده نشد به اجبار قادر نشدم این ترک‌کامل انجام بدم به زمان محدود با احبار انجام‌ ندادم  تا برنامه رژیمی تمام شد اولین حرکت تکرار همون عادتی که حس جاقی در کنارش حتما بود تو  ذهنم تکرار میشد بازم انحام دادی خوب مساوی هست با جاقی من تو‌ مدت کوتاه هر جی لاغر شده بودم‌ بازکشت با وزن بیشتر برام رقم زد

       تو مسیر تناسب فکری  من یاد گرفتم یا ید این عادت تغییر بدم اگه قادر هستم کلا  ترک کنم جند مودر که باعث‌ ازار بود تو این سالهای اخیر ساخته شده بود قادر شدم  راحتر اسونتر ترکش کنم مثل جویدن ادامس  تهیه بی،اندازه اون چون این عادت طی ده سال قبل از ورد به سایت ساخته شده بود تو‌ دوره پیشرفته وفتی به شکل عادت چاق کننده معرفی شد

       از همون بار اول فهمیدم عادت چاق کننده کلا ترکش کردم ولی بعضی از عادت من توش حس خیلی زیاد  داره خاطره شیرنی پدر ومادرم خدا بیامرزها  داره برای ترکی این عادت که تازه متوجه شدم توش احساس و خاطره از و تجربه انجامش با انها دارم قادر نیستم همه کلا ترک‌ کنم با یه خط زرشکی که بهش هرروز  جند وقت یه بار بندازم انعطاف به ذهن ناخودکاهم میدم برای ترکی ارام ارام‌ یا تغیبر باور کنارش که اپن باور از این عادت جدا کنم به باور جدید که این مصرف رو برام دیگه جاق کننده نکنه تغییر بدم روی عادت کار کنم که شکل مدلش ارام ارام تغیبر کنه و لذت این تغیبر بشه همون‌ حس و تجربه که سابق داشتم‌  ولی این بار برای لاغر شدن و  سلامتی جسم  خودم و تجربه مسیر لاغری و  عالی خودم‌  درک‌ امروز برام‌ خیلی شیرین شد تا امروز  اصلا به این شکل ایجاد عادت نکاه نکرده بود و طریقه ساخت اپن چقدر برام واضح شد راحتر اسونتر قادر میشدم این عادت یه خط زرشکی بهش،انداخت تغیبرش بدم که حس چاق کننده کنارش ارزش کلا جدا کنم خیلی خوشجال هستم‌ که درک‌ بالاتری از این بخش داره به من‌ میرسه چون براش زمان کذاشتم دارم انجام‌ میدم و حس تغیبر خوب عادت کنارش دارم ارزش دارم‌ لذت می برم که ذهن ناخودگاهم دارم‌ تغیبر وبرنامه ریزی ذهنی میدم 

      یه موضوع که من ازار میداد دور ریختن کلا لباسم بود که زمانی که لاغر بشم باید همه لباسم بدم بیرون لباس دم دستی  قادر شدم چندین نبونت با نو بودن بیرون دادم ولی لباس مجلسی که براش،کلی زحمت  کشیدم کلی برای خرید پارچه اش تو‌بازار با بچه چرخیدم  بهترین انتخاب کردم برای مراسمات دوختم‌ قادر نشدم  بیرون بدم جندبن بارگفتم ولی حس لذت خردیدش اجاره نداد لباس ها بدم بیرون  با این تمرین یه ایده خوشکل به ذهنم امد که این انعطاف به  ذهن ناخودگاه بدم  برای تغیبر ظاهری لباس که باهش،خاطره شیرنی دارم خود لباس،باشه  روی ظاهرش یه خط  زرشکی  اضافه کنم‌ تکی بپوشم کمربند بهش اضافه کنم مدل ظاهرش میشه دنیایی تغیبرایجاد کنم که لذت لاغر شدن باهش برام با پوشیدن همین لباس زنده تر و شیرنتر بشه

       این ایده این حس از من جدا کرد افکاربرد سمت تغیبر روپی ظاهر لباس تنک‌ کردن بعضی بخش های همون لباش تغیبر دادن مدل و شکل ظاهر که تقاوت ایجاد کنه وفتی لباس،پوشیدم حس تازکی اپن برام لذت بخش باشه چی رو با جی مخلوط،کنم چی رو با جی بپوشم که تو‌تنم زیبا واسته و لاغری توش جلوه کنه چی رو با جی بپوشم که اندازه ام باشه

       کودم حتما باید تنک کنم که تو تنم زیبا واسته 

       پس این تمرین خط،انداخت به عادت بسیار کمک‌کننده هست میشه تو هربخش ارزش،استفاده کردو فقط صرف غذا نیست تو رابطه با اطرافم و خداوند ازاین ایده حتما میشه استفاده کرد تو‌ کسب کار مبشه ارزش بهر برد تو دریافت کلی احساس خوب بازم‌ جای کار داره ایده های خوبی کنارش داره میاد خیلی کمک‌کننده هست جیزی که عادت شده رو با این کار میشه ارام‌ ارام تغیبر تو ذهن ناخوداکاه ایجاد کرد وذارزش،بهر برد برای بهبود برطرف کردن‌ و سالم‌لاغر تر شدن  

      صبح برای،صبحانه توبه کاسه کوچک ماست خوری  چند قاشق مربا خوری مربا  ریختم به قالب کره و  به عد نون لواش گزاشتم اولین حرکت گفتم به ذهنم من ارام ارام با اهستکی مصرف می کنم  زمانش خودت بگو من  دیگه مصرف نکنم هواسم دادم به طمع مزه ارام‌ ارام ازخودرن لذت برد م درست یه قاشق چای  خوری ازاون چهار قاشق اولیه باقی بود ذهنم گفت بسه دیگه مصرف نکن 

      من سریع دست کشیدم میزان تون کره ومربای که باقی موند  بودن برام  بسیار عالی دیده شد هی گفتم‌ من این اضافه کره نخودرم من این میزان از نون لواش نخودرم من این یه قاشق مرباخوری مربا نخودرم سریع جمع کردم از دست رسم دورش کردم حس لذت همین خودرن که سابق با باور حتما چاق کننده تغیبر دادن به ذهنم یاداور شدم که بهتربن و راحتر اسونترین طریقه لاغر شدن  یادش گرفتم  ذهنم ناخوداکاه دستورات درست میفرسته منم احراش می کنم در نتیجه با همین فرمان من حتما لاغر خواهم شد انشالله 

      در پناه ارامش الهی ساکن باشیم امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۵/۰۲/۱۱ ۲۲:۴۲
      مدت عضویت: 808 روز
      امتیاز کاربر: 30155 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 112 کلمه

      سلام ذهن مامثل کودکی هست بایدباهاش ارام حرف زدوگولش زدنباید لج کرد من چاق خیلی ازعادتهارودارم همش برمیگرده به اون دوران رژیم خوردن میان وعده ،من که دارم لاغری باذهن اموزش میبینم باید رجوع کنم به افکارم ایاالان گرسنه هستم چیزی بخورم یانه ،عادت داریم باچایی کیک یاهرچیزشیرین بودبخوریم نیایم یهوبزاریم کنارچون مغزما دوباره وادارمیکنه بخوردنه پس طبق گفته استاددراین فایل مثال رنگ زرشکی که موردعلاقشون بوده خط مشکی بهش اضافه کردن ،ماهم میتونیم روعلاقه ها خط مشکی اضاف کنیم من اگردوست دارم باچایی هرچیزشیرین بخورم بیام یه مقداری بخورم دفعات بعدکمترش کنم حتی شکلات ،من نوشابه یادلسترحذف نمیکنم درحدیه استکان میخورم یاهرچیزدیگه حجیم نمیخورم اماحذف نمیکنم باید باارامش روش ذهنی رواجراکرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا دمیرچلی
      ۱۴۰۴/۱۰/۰۳ ۲۰:۴۸
      مدت عضویت: 318 روز
      امتیاز کاربر: 19220 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 281 کلمه

      سلام به استاد عزیز و گرامی و سلام به همراهان عزیز

      خداوند رو بسیار شاکرم که مرا به این مسیر هدایت کرد

      از استاد عزیز  سپاسگزارم  نمی‌دانم چگونه از شما استاد گرانمایه تشکر کنم.

      من با استادان زیادی برای لاغری کار کردم  از آنها هم سپاسگزارم اما روشی که استاد عطار روشن دارند واقعا بی نظیر است 

      از وقتی که من این مسیر رو شروع کردم همیشه در ذهنم بود که استاد چگونه این مسیر رو میخوان پیش ببرن همش دلشوره داشتم با خود میگفتم در ادامه مسیر حتما به جایی می‌رسیم که حجم غذا و خوراکی رو کم کنیم ولی استاد آنچنان ماهرانه مطلب رو پیش میبرن که من احساس میکنم از زور و اجبار خبری نیست.

      این مثال استاد خیلی برام موثر بود اینکه استاد گفتن من رنگ زرشکی رو دوست دارم حالا اگه چندتا خط مشکی هم داشت مسئله ای نیست .حالا به قول استاد می‌خواهیم چند خط مشکی ویا انعطافی ایجاد کنیم .اینکه استاد هرگز به ما نمی گن از حالا خوردن شیرین ممنوع یا به اصطلاح خط و نشان برای مان نمیکشن که خوردن این چند نوع خوراک  ممنوع

      میدونید دوستان این چقدر تاثیر مثبتی در حال ما دارد که ما همچنان به عادت‌های قبلی می پردازیم چون واقعا سخت یا بهتر بگم غیر ممکن است که عادتهامون رو ترک کنیم .به قول ایشان فقط می‌خواهیم که یکی دوتا خط مشکی بندازیم 

      از وقتی این مطلب رو از استاد شنیدم بهم حالت حریص بودن دست نمیده با خیال راحت عادتهام رو انجام میدم با یکم حجم کمتر.یعنی من که خورده خوری و پرخوری داشتم همچنان هست فقط یکم از حجمش کم شده 

      فک میکنم بدین ترتیب بدون ناراحتی و اذیت به سر منزل مقصود که لاغری هست ،میرسیم

      با آرزوی سلامت وسعادت برای استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۸/۰۲ ۱۷:۱۵
      مدت عضویت: 808 روز
      امتیاز کاربر: 30155 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 216 کلمه

      سلام همچیزازذهن اغازمیشه روش ذهنی کاری به جسم نداره فقط روافکارمیکنه ماهایی که سالهاچاق بودیم ومغزماذخیره شده بودازافکاروباورچاقی درموردهرغذایی یک نگرش چاقی داشتیم وچقدرترس داشتیم ونمیزاشت مابه تناسب اندام برسیم وهمیشه بابرنامه رژیمی مارو سرگرم کردن که هیچ نتایج عالی بهمراه نداشت کسی نگفت بایدروافکارادماکاربشه بهشون راه ورسم درست یادبدیم نه بارژیم بیایم جسم روتحت فشاربزاریم ولی درروش ذهنی وقتی میایم اموزش هارودنبال میکنیم متوجه میشیم چقدراشتباه داریم وبایداصلاح بشه هرموادغذایی که بدنیست فقط طریقه درست خوردنشوبلدنبودیم دست ودلبازانه خوردیم ولی اللن طبق یادگری ذهن ناخوداگاه بااین اموزش ها میایم یک خط مشکی به اون علایق ما اضاف میکنیم اگرمن هرروزعادت داشتم باچایی کیک وکلوچه یاشکلات وگزمیخوردم الان اونونصف میکنم میخورم وبقیش میمونه ومن چقدرازخوردنه لذت میبرم اینجوری ذهن روگولش میزنیم اگرهمراه غذانون میخوردیم اونوکمش میکنیم تابمرور حذفش میکنیم یانوشیدنی میخوردیم اونم بمرورحذف شد صبح وقتی بیدارمیشم ببینم گرسنه نیستم نمیخورم اگربودم درحدنیازبدنم میخورم دراین روش یهوچیزی حذف نمیشه بمرورزمان درموردهررفتاری هم بایدبمروانجام بشه درموردکارخونه هم من طبق فایل ۱۷دوره صدگام یادگرفتم براذهنم اسان کنم وارام ارام میبینم همه کارهام انجام شده لاغری روبراذهن اسان کنیم سخت نیست فقط تمرین وتکرارنیازداره داشتن ارامش وتمرکزمهمترین شرط لازم هست من چندروزپیش یه مقداری ازغذاتوظرفم اضاف اومدنخوردم ریختم دورگفتم مهم سلامتی خودمه قبلا سرسفره هرچی بودبایدمیخوردم ولی الان یادگرفتم قرارنیست دست ودلبازانه بخوریم لاغری باذهن بماشیوه درست رفتارکردن رویادداده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا آبکار
      ۱۴۰۴/۰۷/۲۹ ۱۷:۴۰
      مدت عضویت: 1002 روز
      امتیاز کاربر: 12895 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      بنام آنکه جان را فکرت آموخت .نمیدونم درست گفتم یانه .ولی فقط میخوام این متنو بزنم به نام خدای مهربانم. سلام استاد هم مسیر .سلام دوستان .میدونید چرا به استاد میگم هم مسیر چون آقای عطار روشن هیچوقت خودشونو ازما جدا نکردن و نگفتن شما باید این کارو کنید اگه دقت کرده باشید همیشه میگن ( من خودمو میگم) واین برای من خیلی قابل احترامه. استاد من به تازگی از مسافرت بر گشتم .رفته بودم یزد .با خودم سوغاتی لوز و باقلوا آوردم جاتون خالی .تا قبل از اینکه وارد چالش بشم با هر چایی چند تا شیرینی میخوردم .طبق دستور شما که گفتین با عادتهاتون نجنگید من برای خودم چای ریختم ویک دونه لوز برداشتم و کم کم با چایی خوردم چقدر لذت داد چقدر از خودم راضی بودم و اینکه تونستم با عادتم در صلح باشم و من قبلا یکماه لب به هیچگونه شیرینی وشکری نزدم  ولی هیچ اتفاق خوبی نیفتاد وولع من بیشتر شد چون باهاشون در جنگ بودم ولی آلان یاد گرفتم باتشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار میثم افشین
      ۱۴۰۴/۰۶/۳۱ ۱۲:۳۹
      مدت عضویت: 781 روز
      امتیاز کاربر: 24905 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 224 کلمه

      بنام خدای مهربان

      سلام استاد ودوستان هم مسیر 

      این فایل هم مثل همه ی فایل ها عالی بود واین چالش هم عالیه من میخواهم کم کم عادتهایم را تغییر بدم وروش، یه خط سیاه بکشم مثل ریزه خواری که دارم هر روز تمرین میکنم تا این عادت را کم رنگ کنم

      من که بیشتر می خورم وخیلی وقتها با نون میخورم  ممن باید این روش، راهم روش، یه خط سیاه بکشم فکر می کنم غذایم را کم کنم ونون را کم کم حذف کنم وهر وقت احساس، سیری مردم بقیه ی غذایم راکنار بزارم وتا حددخفگی نخورم

      من همبشه چاییم را داغ میخورم وقند باهاش بیشتر میخورم وکیک وشیرینی همراه چایم  میخورم می خواهم این عادت را کم رنگ کنم ویواش یواش شیرینی وکیک را حذف کنم یا یه تکه بخورم من عادت دارم شبها جلوی تلوزیون تخمه وتنقلات بخورم وخیلی دوست دارم این عادت را هم درست کنم ویه خط راه راه سیاه بکشم واگه من یه وقت  ههوس، کیک وتنقلات کردم از خودم بپرسم که واقعا میل دارم یا نه اگه میل داشتم یکم بخورم واگه میل نداشتم نخورم من دراین چالش شرکت کردم تا بتونم عادتهای اشتباه خودرا تغییر بدم مثلا پرخپریم را تغییر بدم تا بتونم به اندازه نیازم بخورم وبا امید بخداکه بتونم موفق بشم وعادتهایم را تغییر یا کم رنگ کنم وادامه بدم تا متناسب وخوش، اندام بشم

      خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم