0

تصویرسازی ذهنی لاغری (گام پانزدهم)

تصویرسازی ذهنی
اندازه متن


حتماً برات پیش اومده که قبل از خواب یا موقع قدم زدن، خودتو توی یه بدن متناسب و سبک تصور کنی، نه؟ ✨

📍 این جلسه ادامه گام چهاردهم (تاثیر خوردن بر جسم) است.

این دقیقاً همون تصویرسازی ذهنیه! یعنی با قدرت تخیل، بدنی که می‌خوای بهش برسی رو توی ذهنت بسازی 🧠🎯 توی این بخش از چالش «من اینو نخوردم»،

قراره وارد دنیای تصویرسازی بشیم؛ جایی که رویاها کم‌کم واقعی می‌شن! این جلسه از مهم‌ترین مراحل لاغری با ذهنه، پس با دقت و عشق دنبالش کن 💖🌈

تصویرسازی ذهنی

حتماً برای تو هم پیش اومده که تصمیم بگیری لاغر بشی، رژیم بگیری، پیاده‌روی کنی یا ورزش رو شروع کنی… اما یه چیزی کم باشه! یه جور حس گم‌گشتگی… چون هر کاری می‌کنی، باز هم نمی‌تونی خودتو لاغر تصور کنی 🤔💭

اینجاست که قدرت عجیب و جادویی تصویرسازی ذهنی وارد می‌شه! 🌟

تصویرسازی ذهنی یعنی قبل از اینکه بدنت تغییر کنه، اول توی ذهنت شکل جدیدی از خودتو بسازی. مثل یه فیلم که توش نقش اول خودتی؛ لاغر، پرانرژی، با لباسی که عاشقشی، با بدنی که سبک و راحته 👗💃

ولی متأسفانه بیشتر افراد، مخصوصاً اونایی که مدت طولانی اضافه وزن داشتن، به‌جای ساختن تصویر لاغری، سال‌هاست که به‌صورت ناخودآگاه دارن تصویر ذهنی چاقی رو تمرین می‌کنن! 😞🍟

مثلاً من خودم از کودکی چاق بودم، هیچ‌وقت تصویری از بدن متناسب خودم نداشتم. برای همین، تصور یه نسخه لاغر از خودم برام عجیب، سخت یا حتی غیرقابل باور بود.

اون‌هایی هم که قبلاً لاغر بودن، ولی سال‌ها با چاقی زندگی کردن، کم‌کم اون تصویر قبلی رو فراموش کردن. ذهنشون پر شده از آینه‌هایی که چاقی رو تکرار می‌کنن… از عکس‌هایی که حس خوبی نمی‌دن، از مقایسه‌ها، از سایز کردن لباس‌ها. 🪞📸

اینجا مشکل اصلی پیدا می‌شه:

ما هیچ‌وقت به ذهنمون آموزش ندادیم که چطور باید تصویرسازی ذهنی لاغری انجام بده. چون تا ذهن نتونه لاغری رو ببینه، نمی‌تونه به سمتش حرکت کنه.

ذهن با تصویر حرکت می‌کنه، نه فقط با برنامه‌ریزی یا اراده‌ی لحظه‌ای. 🧠🎯

خبر خوب اینه که می‌تونی این مهارت رو یاد بگیری! مثل تمرین عضله‌ای که قبلاً استفاده نشده، اولش ممکنه سخت باشه، ولی با تمرین، قوی‌تر می‌شه 💪

✅ هر روز چند دقیقه چشماتو ببند، خودتو با بدن جدیدت تصور کن. لبخند بزن، حس کن سبک شدی، با عشق و اعتماد راه برو… اینا تمرین‌هایی هستن که به ذهن نشون می‌دن: “من این مسیر رو انتخاب کردم.”

وقتی تصویر ذهنی لاغری ساخته بشه، همه چیز تغییر می‌کنه. انتخاب‌هات، رفتار خوردنت، تحرکت، حتی حرف‌هایی که به خودت می‌زنی.

✨ پس وقتشه! وقتشه به ذهنمون یاد بدیم دوباره تصویر لاغری رو بسازه… تصویری که نه‌تنها واقعی می‌شه، بلکه قراره زندگی‌مون رو متحول کنه.

تاثیر مغز چاقیتصویرسازی ذهنی

💡 اگه می‌خوای این تمرین تصویرسازی رو با راهنمای صوتی و برنامه روزانه دنبال کنی، دوره ورود به سرزمین لاغرها این تمرین‌ها رو به شکل کامل در اختیارت می‌گذاره.

✍️ حالا بریم سراغ نقطه مقابلش: تصویرسازی ذهنی چاقی؛ در ادامه هم توی گام شانزدهم سراغ «توجه کردن به لاغری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 64 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.52 از 46 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23336

64 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

64 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۳ ۱۱:۳۳
      مدت عضویت: 2259 روز
      امتیاز کاربر: 12575 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان 

      سلامی به گرمی آفتاب سرظهر

      من یه تصمیم مهم گرفتم وچون کارخیلی خوبی کردم گفتم بیام بنویسم وخودمو تشویق کنم 

      من مدت ها یعنی سالها به خاطر خاصیت موادغذایی اونارو خوردم 

      وبیش از ۹۰ درصد چیزایی که درزندگیم خوردم از سر جبر وترس بوده

      اما یه تصمیمی گرفتم که دیگه این کارو نکنم

      از آنجایی که همه ما میدونیم همه خوراکی خوبن ومفیدن وهیچی بد نیست وما مسئولیت تامین ویتامین پروتئین کربوهیدرات وچربی بدنمون نداریم 

      واین بدن ماست که به طور هوشمند کار خودشو انجام میده ومواد مورد نیازشو دریافت میکنه درنتیجه یه بار ترس وبرای همیشه کنار گذاشتم وبه دلخواه خودم تصمیم گرفتم زندگی کنم

      من از امرور ۱۳ بهمن ۱۴۰۱ دیگه چیزایی که دوست ندارم لااقل درخانه خودم نمیخورم وبیرون از خانه خودمم که به ماهی دوبار حدالکثر ختم میشه هم تعمیمش میدم وسعی میکنم این رو بیشتر کنم درزندگیم 

      راستش استاد جان 

      من همیشه عاشق پیتزا بودم 

      اما همیشه ترس از چاق شدن و…منو منع کرده از خوردنش 

      اما از دیروز رفتمو ووسایل پیتزا خریدم وخودم درخانه درست کردم واحساس خوشبختی رو دیروز وامروز تجربه کردم وتازه فهمیدم که یه عمر پرخوری کردم چون رضایت از چیزی که میخوردم کسب نکردم ولی دیروز سه تا تیکه پیتزا با لذت خوردم واونقدر لذت بردم وسبک بودم وسیر شدم که حتی نوشابه هم نخوردم که مزشو عوض نکنه 

      وحتی صبحونه هم پیتزا درست کردم وخوردم دوتیکه 

      ویک تیکشم گذاشتم برای وقتی گشنه شدم 

      ودراین دوروز چقدر درس ها گرفتم از این پیتزا وسبک جدید خوردنم 

      اول وقتی چیزی که واقعا دوست داری رو میخوری احساس رضایت مانع از پرخوری میشه

      دوم وقتی چیزی رو که دوست داری میخوری تازه به خطا های ذهنت آگاه میشی چراکه مثلا من فهمیدم که تکرار رو دوست دارم درخوردن ویک تیکه بهم احساس رضایت کافی وکامل نمیده 

      پس ذهنم بهم گفت دفعه بعد که خواستی بخوری یک تیکه پیتزاتو دوتیکه کن وبعد بخور ومن دیدم که وقتی برای امتحان امروز صبح یک تیکشو دوتیکه کردم چقدر احساس سیری زودتری دریافت کردم 

      سوم وقتی چیزی که دوست داری رو میخوری احتیاجی به عوض کردن طعم دهنمون با کنار غذا رو یا احساس نمیکنیم یا خیلی خیلی کم میشه 

      مثلا من اصلا میل به نوشابه وچای بعدش نداشتم ونخوردم 

      مثلا من متوجه شدم وقتی چیزایی رو صرفا به خاطر عرف بودن میخورم هی مدام دنبال کسب اون رضایت ولذت میرم ولذت درهی خوردن دنبال میکنم 

      مثلا دوران دبیرستان یه دوست داشتم فقط پیتزا میخوردومتناسبم بود 

      وهمیشه از غذاهای خونه فراری بود نه صبحونه میخورد نه ناهار نه شام 

      یه روز بهش گفتم واقعا چرا صبحونه نمیخوری مریض میشی وچاق میشی 

      گفت تو خوردی الان لاغر شدی ومشکلی نداری

      اون روز زیاد به حرفش دقت نکردم یعنی نمیتونستم با شرایط خونه ما به حرف دلم گوشم بدم 

      اما امروز متوجه شدم باید به حرف دلم گوش بدم وفقط برای خودم زندگی کنم نه بقیه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم