0

برخورد با مواد غذایی (گام هشتم)

فرمول ذهنی چاقی
اندازه متن

تا حالا شده با خودت بگی: «من که این همه رژیم گرفتم، چرا بازم چاقم؟!» 🤔

📍 این جلسه ادامه گام هفتم (ترکیب احساس و رفتار) است.

جوابش خیلی ساده‌ست، اما تا حالا جدی بهش فکر نکردیم…

مسئول اصلی اضافه‌وزن ما نه غذاست، نه ژن، نه تحرک کم! بلکه یه چیز پنهون تو ذهنمونه: فرمول ذهنی چاقی 🧠📦

ذهن ما با باورها، تصاویر درونی و احساساتی که سال‌ها تکرار شدن، نقشه‌ی چاقی رو کشیده و جسم فقط داره اجراش می‌کنه.

پس اگه می‌خوای از این چرخه تکراری بیرون بیای، وقتشه اول از همه ذهن‌تو بشناسی و برنامه‌شو تغییر بدی ✨

در ادامه با هم می‌فهمیم این فرمول‌ها چطور کار می‌کنن و چطوری می‌تونیم مسیر ذهن‌مونو به سمت تناسب برگردونیم 🚶‍♀️🌿

🧩 فرمول ذهنی چاقی چیه واقعاً؟

اگه بخوام خیلی ساده برات توضیح بدم، فرمول ذهنی چاقی یعنی مجموعه‌ای از باورها، افکار، خاطرات و احساساتی که توی سال‌ها زندگی‌مون در ذهنمون حک شده و حالا داره پنهونی ولی قدرتمند بدن ما رو به سمت چاقی هدایت می‌کنه. 😶‍🌫️🧠

فرمول ذهنی چاقی

این فرمول‌ها معمولاً از دوران کودکی شکل می‌گیرن. وقتی مثلاً یکی بهت گفت:

🔹 «تو استعداد چاقی داری!»

🔹 «چاق بودن تو ارثیه!»

🔹 «بیشتر بخور تا قوی‌تر بشی!»

🔹 «وقتی غذا بخوری آروم می‌شی!»

و ذهن کودک ما، که قدرت تحلیل نداره، این حرف‌ها رو به‌عنوان حقیقت پذیرفته و تبدیلش کرده به پایه‌های فرمول ذهنی چاقی 🧱🧠

با گذشت زمان، این فرمول‌ها کامل‌تر می‌شن و خودشون رو توی جمله‌هایی نشون می‌دن مثل:

  • «من ارثی چاقم»
  • «متابولیسمم کُنده»
  • «آب هم بخورم چاق می‌شم»
  • «بدنم غذا رو سریع ذخیره می‌کنه»
  • «نمی‌تونم لاغر بمونم چون بدنم برمی‌گرده به حالت قبل»
  • «سنم بالا رفته، دیگه نمی‌شه لاغر شد»

اینا فقط یه مشت جمله ساده به نظر می‌رسن، اما هر کدوم یه آجر از دیوار محکم فرمول ذهنی چاقی هستن که ذهن ساخته و حالا بدنت داره اون دیوار رو هر روز بلندتر می‌کنه 🧱⬆️

در واقع ذهن ما مثل یه نقشه‌کش حرفه‌ایه؛ وقتی باورهای چاق‌کننده رو با تکرار زیاد و احساس قوی ثبت می‌کنیم، ذهن اون رو به‌عنوان مسیر اصلی زندگی انتخاب می‌کنه.

اینجوریه که بدون اینکه حتی متوجه بشیم، فرمول ذهنی چاقی داره هر روز بدنمون رو به سمت اضافه‌وزن می‌بره 🚶‍♀️⚖️

حتی اگه رژیم بگیری، ورزش کنی یا کلی تلاش فیزیکی انجام بدی، تا وقتی این فرمول ذهنی توی ذهنت فعاله، مثل اینه که داری خلاف جهت رودخونه شنا می‌کنی 😓🌊

✳️ پس نکته طلایی اینه:
🧠 اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.

چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه می‌ده. 🔁

اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.

چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه می‌ده.

و اینجاست که قدرت ذهن رو باید جدی بگیری… چون همون ذهنی که تو رو چاق کرده، می‌تونه راه لاغر شدن واقعی رو هم بسازه 💡🛤

💡 اگه حس می‌کنی خودِ رفتار غذا خوردنت (نه فقط رژیمت) نیاز به بازسازی دارد، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین فرمول ذهنی رو هدف می‌گیره.

✍️ حالا بریم سراغ اینکه چرا خیلی از تلاش‌های لاغری جواب نمی‌دن؛ در ادامه هم توی گام نهم سراغ «لاغر شدن را آسان کنید» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 85 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.67 از 45 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22798

85 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

85 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ریحانه دوست محمدی
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۹ ۰۹:۲۱
      مدت عضویت: 2136 روز
      امتیاز کاربر: 625 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه

      سلام…. منم این اتفاق برام قبلا خیلی افتاده که کلی بهونه داشتم برای خوردن اضافی… بیشتر وقتا وقتی رستوران میرفتم، بخاطر اینکه غذا داغه، میگفتم تو ذهنم الان داغه، مزه میده بخوری، بمونه سرد میشه این لذتو نداره، همونجا دوبرابر حجم غذا وارد معده ی بیچارم میکردم.. حتی یشب یادمه که بعد از چن تیکه پیتزا من سیر شدم، اونجا بجای اینکه خشحال باشم ازاینکه زود سیر شدم، ناراحت بودم و میگفتم سرمیز، حیف، چه زودسیر شدم امشب، تازه یکی هم اضافه سفارش داده بودم و غصم چن برابر بود. که الان داغه حال میده بخوری و همونشب به حدی خوردم که اخرشب از پرخوری حال خوبی نداشتم متاسفانه.این حالو همیشه بعداز خوردن فست فود داشتم. چون فقط ازروی دوست داشتن اضافه تر از حد نیاز میخوردم. این اتفاق خیلی افتاده. حتی پسرم که از خواب بیدار میشد بهش میگفتم، صبحونه بخور که تا ظهر غذا آماده بشه، چیزی نیس بخوری، مخصوصا وقتی مهمونی بودیم، سرسفره ناهار یاشام، خودم یاپسرم رو تشویق میکردم الان بخوریم پرس غذامونو. چون به محضی که سفره جمع بشه، دیگه تاوقتی اونجاباشیم، غذایی نیس که بخوریم. و چقدر غذای اضافی وارد معده خودم و پاره تنم کردم.دقیقا دیشب یکی از دوستام بهونه برای خوردنش اورد و گفت چون میگرن دارم باید بخورم. غافل ازاینکه چه ضرری به جسمش وارد میکنه… . خداروهزاربار شکر که الان چقدر تغییر کرده سطح آگاهیم و روش خوردنم. و خودم برای جسمم، برای جسم فرزندم، ارزش قایلم، و طوری غذا میخورم که بدنم همون مقدارو نیاز داره، بدنم دعام کنه، و اذیت نشه برای هضم غذا… یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم