تا حالا شده با خودت بگی: «من که این همه رژیم گرفتم، چرا بازم چاقم؟!» 🤔
📍 این جلسه ادامه گام هفتم (ترکیب احساس و رفتار) است.
جوابش خیلی سادهست، اما تا حالا جدی بهش فکر نکردیم…
مسئول اصلی اضافهوزن ما نه غذاست، نه ژن، نه تحرک کم! بلکه یه چیز پنهون تو ذهنمونه: فرمول ذهنی چاقی 🧠📦
ذهن ما با باورها، تصاویر درونی و احساساتی که سالها تکرار شدن، نقشهی چاقی رو کشیده و جسم فقط داره اجراش میکنه.
پس اگه میخوای از این چرخه تکراری بیرون بیای، وقتشه اول از همه ذهنتو بشناسی و برنامهشو تغییر بدی ✨
در ادامه با هم میفهمیم این فرمولها چطور کار میکنن و چطوری میتونیم مسیر ذهنمونو به سمت تناسب برگردونیم 🚶♀️🌿
در این جلسه میآموزیم:
🧩 فرمول ذهنی چاقی چیه واقعاً؟
اگه بخوام خیلی ساده برات توضیح بدم، فرمول ذهنی چاقی یعنی مجموعهای از باورها، افکار، خاطرات و احساساتی که توی سالها زندگیمون در ذهنمون حک شده و حالا داره پنهونی ولی قدرتمند بدن ما رو به سمت چاقی هدایت میکنه. 😶🌫️🧠

این فرمولها معمولاً از دوران کودکی شکل میگیرن. وقتی مثلاً یکی بهت گفت:
🔹 «تو استعداد چاقی داری!»
🔹 «چاق بودن تو ارثیه!»
🔹 «بیشتر بخور تا قویتر بشی!»
🔹 «وقتی غذا بخوری آروم میشی!»
و ذهن کودک ما، که قدرت تحلیل نداره، این حرفها رو بهعنوان حقیقت پذیرفته و تبدیلش کرده به پایههای فرمول ذهنی چاقی 🧱🧠
با گذشت زمان، این فرمولها کاملتر میشن و خودشون رو توی جملههایی نشون میدن مثل:
- «من ارثی چاقم»
- «متابولیسمم کُنده»
- «آب هم بخورم چاق میشم»
- «بدنم غذا رو سریع ذخیره میکنه»
- «نمیتونم لاغر بمونم چون بدنم برمیگرده به حالت قبل»
- «سنم بالا رفته، دیگه نمیشه لاغر شد»
اینا فقط یه مشت جمله ساده به نظر میرسن، اما هر کدوم یه آجر از دیوار محکم فرمول ذهنی چاقی هستن که ذهن ساخته و حالا بدنت داره اون دیوار رو هر روز بلندتر میکنه 🧱⬆️
در واقع ذهن ما مثل یه نقشهکش حرفهایه؛ وقتی باورهای چاقکننده رو با تکرار زیاد و احساس قوی ثبت میکنیم، ذهن اون رو بهعنوان مسیر اصلی زندگی انتخاب میکنه.
اینجوریه که بدون اینکه حتی متوجه بشیم، فرمول ذهنی چاقی داره هر روز بدنمون رو به سمت اضافهوزن میبره 🚶♀️⚖️
حتی اگه رژیم بگیری، ورزش کنی یا کلی تلاش فیزیکی انجام بدی، تا وقتی این فرمول ذهنی توی ذهنت فعاله، مثل اینه که داری خلاف جهت رودخونه شنا میکنی 😓🌊
🧠 اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.
چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه میده. 🔁
اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.
چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه میده.
و اینجاست که قدرت ذهن رو باید جدی بگیری… چون همون ذهنی که تو رو چاق کرده، میتونه راه لاغر شدن واقعی رو هم بسازه 💡🛤

💡 اگه حس میکنی خودِ رفتار غذا خوردنت (نه فقط رژیمت) نیاز به بازسازی دارد، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین فرمول ذهنی رو هدف میگیره.
✍️ حالا بریم سراغ اینکه چرا خیلی از تلاشهای لاغری جواب نمیدن؛ در ادامه هم توی گام نهم سراغ «لاغر شدن را آسان کنید» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.67 از 45 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

🌸 به نام خدایی که جان آفرید 🌸
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و دوستان گرامی سایت تناسب فکری. 🌺🌿
استاد عزیز، امروز یکی از مهمترین نکتههایی که از این فایل یاد گرفتم، همین موضوع ترس از گرسنه ماندن بود. شاید تا قبل از اینکه وارد این مسیر بشم، اصلاً متوجه نبودم که چقدر از رفتارهای غذایی من از روی گرسنگی واقعی نیست، بلکه از ترس گرسنه شدن در آینده است.
من خودم دقیقاً سالها همین رفتار رو داشتم. هر وقت قرار بود جایی برم که احتمال میدادم چند ساعت نتونم غذا بخورم، انگار یه زنگ خطر توی ذهنم به صدا درمیومد. با خودم میگفتم: «الان بخور، شاید بعداً فرصت نشه.» حتی اگر اصلاً گرسنه نبودم، باز هم خودم رو مجبور میکردم بیشتر بخورم. تصورم این بود که اگر الان حسابی غذا بخورم، تا چند ساعت سیر میمونم و خیالم راحت میشه.اما نکته جالب این بود که تقریباً همیشه نتیجه برعکس میشد.
با کمال تعجب میدیدم سه یا چهار ساعت بعد، دوباره گرسنه شدم. حتی گاهی از روزهایی که معمولی غذا خورده بودم، بیشتر احساس گرسنگی میکردم. آن موقع فکر میکردم شاید معدهام بزرگ شده یا بدنم مشکل داره، اما امروز احساس میکنم داستان چیز دیگهای بوده.بدن من از سالها رژیم گرفتن، حذف وعدههای غذایی و گرسنگی کشیدن، دیگه به من اعتماد نداشت. هر بار که غذا بهش میرسید، انگار با خودش میگفت: «نکنه دوباره میخواد منو ساعتها گرسنه نگه داره؟ بهتره هرچی میتونی ذخیره کن.»حالا که به گذشته نگاه میکنم، میبینم حق هم داشت.من سالها بدنم رو بین گرسنگی و پرخوری سرگردان کرده بودم. یه روز بهش غذا نمیدادم، یه روز بیش از حد میخوردم. طبیعی بود که دیگه احساس امنیت نداشته باشه.کمکم فهمیدم برای اینکه این ترس از بین بره، باید اول خودم به بدنم احساس امنیت بدم. باید بهش نشون بدم که دیگه خبری از قحطی نیست، دیگه قرار نیست وعدههای غذایی حذف بشن و دیگه قرار نیست از روی ترس غذا بخورم.برای همین، چند تا راهکار ساده برای خودم نوشتم و تا امروز هم خیلی بهم کمک کرده. گفتم اینجا هم بنویسم، شاید برای دوستان دیگه هم مفید باشه. 🌸🍱 اولین کاری که انجام میدم اینه که اگر میدونم چند ساعت بیرون از خونه هستم، چند لقمه ساده یا یه میانوعده مناسب با خودم برمیدارم.این کار شاید خیلی ساده به نظر برسه، اما برای ذهن من یعنی امنیت. دیگه لازم نیست از چند ساعت بعد بترسم یا با عجله و از روی اضطراب غذا بخورم. وقتی میدونم اگر گرسنه شدم چیزی همراهم هست، ناخودآگاه آرامتر میشم.🍲 دومین کاری که انجام میدم اینه که اگر میدونم وقتی برمیگردم خونه خیلی گرسنه خواهم بود، از قبل غذا رو آماده میکنم.خیلی وقتها وقتی خسته و گرسنه وارد خونه میشدم، چون باید تازه آشپزی میکردم، میرفتم سراغ هر چیزی که سریعتر آماده بود؛ بیسکویت، تنقلات، شیرینی یا هر چیزی که دم دستم بود.الان اگر از قبل غذا آماده باشه، فقط گرمش میکنم و با آرامش میخورم. همین تغییر کوچیک باعث شده خیلی از خوردنهای هیجانی و بیبرنامه کمتر بشه.🥗 راهکار سوم من آماده کردن مواد اولیه است.الان اگر وقت داشته باشم، چند روز زودتر سبزیجات رو خرد میکنم، پیاز داغ درست میکنم، حبوبات رو میپزم یا هر کاری که باعث بشه درست کردن غذا راحتتر بشه انجام میدم.این کار فقط برای آشپزی نیست؛ برای آرامش ذهنمه.وقتی غذا راحتتر آماده میشه، احتمال اینکه از روی گرسنگی شدید برم سراغ هلههوله یا غذاهای فوری خیلی کمتر میشه.به نظرم این آمادگیهای کوچیک، تأثیرهای خیلی بزرگی روی رفتار غذایی ما دارن.🌼 یه چیزی هم این مدت خیلی برام روشن شده…ما معمولاً فکر میکنیم تغییر عادت باید با تصمیمهای خیلی بزرگ شروع بشه؛ ولی من برعکسش رو تجربه کردم.تغییرهای ماندگار از کارهای خیلی کوچیک شروع میشن.از همون چند لقمهای که توی کیفمون میذاریم.از همون غذایی که از شب قبل آماده میکنیم.از همون چند دقیقهای که برای برنامهریزی وقت میذاریم.همین قدمهای کوچیک، کمکم سبک زندگی آدم رو عوض میکنن.🌷 نکته مهم دیگهای که دوست دارم بهش اشاره کنم اینه که ما انسانیم، نه ربات.زندگی همیشه مطابق برنامه ما پیش نمیره.گاهی جلسهای پیش میاد، گاهی مهمونی، گاهی سفر، گاهی بیماری، گاهی ترافیک، گاهی هزار اتفاق غیرمنتظره.اگر قرار باشه با هر تغییر کوچکی احساس کنیم همه چیز خراب شده، هیچوقت آرامش نخواهیم داشت.به نظرم بهتره از قبل برای این شرایط فکر کنیم، نه اینکه بعد از اتفاق افتادنش خودمون رو سرزنش کنیم.
این روزها هر وقت ذهنم شروع میکنه به گفتن اینکه «نکنه گرسنه بمونی؟»، یه جمله قشنگ به خودم یادآوری میکنم:«دنیا پر از فراوانیه.» 🌾🤍اگر امروز بیرون باشم، حتماً جایی پیدا میشه که بتونم غذا تهیه کنم.اگر دیرتر برسم، باز هم دنیا به آخر نرسیده.اگر یه وعده عقب بیفته، قرار نیست اتفاق وحشتناکی بیفته.خداوند روزی هیچ بندهای رو فراموش نمیکنه.همیشه به این جمله قدیمی فکر میکنم که میگن: «خدا حاجت شکم گرسنه رو زود میده.» 🌸وقتی این باور توی دلم زنده میشه، اون اضطراب عجیبی که قبلاً مجبورم میکرد بیش از حد غذا بخورم، کمکم رنگ میبازه.امروز بیشتر از هر زمان دیگهای باور دارم که برای گرسنه نماندن، لازم نیست زیادهروی کنیم.برای احساس امنیت، لازم نیست معدهمون رو بیش از نیازمون پر کنیم.امنیت واقعی از آرامش ذهن میاد، نه از حجم غذایی که میخوریم.هر بار که با آرامش به بدنم گوش میدم، بیشتر مطمئن میشم که بدنم دشمن من نیست؛ فقط سالها منتظر بوده که بالاخره بهش اعتماد کنم.و من تصمیم گرفتم از امروز به بعد، به جای جنگیدن با بدنم، کنارش باشم؛ بهش امنیت بدم، بهش اعتماد کنم و اجازه بدم دوباره یاد بگیره که دنیا جای فراوانیه، نه قحطی.استاد عزیز، ممنونم که با این آموزشهای ارزشمند، به ما یاد میدید لاغری فقط کمتر غذا خوردن نیست؛ بلکه ساختن یک احساس امنیت عمیق در ذهن و بدن است. من مطمئنم هرچه بیشتر این امنیت را در خودمان تقویت کنیم، بدن هم آرامتر میشود و قدمبهقدم به سمت سلامتی، تناسب و آرامش حرکت میکند. 🌿💚🤲
😍🎉💙❤️
چرا تا وقتی افکارم عوض نشه، رفتارم عوض نمیشه؟
چرا درصورت داشتن افکار چاق کننده، هرچقدر اراده بخرج بدم رژیم غذایی جدید بگیرم، دوباره به سبک قبلی برمیگردم؟
ذهن هیچوقت بیکار نمیشینه. هیچوقت نمیشه نظری نداشته باشه. همیشه داره من رو به سمت رفتاری هدایت میکنه.
به چه رفتاری؟
رفتارهایی طبق افکار و عقایدش.
ذهن کارش اینه دستورای تکراری بده. عاشق امنیته. عاشق ثباته.
برای همینه میتونیم شخصیت آدمای اطرافمون رو توصیف کنم. هر کدومشون یک سری واکنش های ثابت دارن. فلانی منطقیه، فلانی عصبیه، فلانی ادم ترسوییه، فلانی آدم دست و دلبازیه.
اونی که ادای ادمای مودب رو درمیاره، بعد از مدتی نمیتونه رفتارش رو کنترل کنه. شروع میکنه کلمات زشت بکار بردن، عصبی بودن، پرخاشگری، بی احترامی. رفتار هیچ موقع دروغ نمیگه.
رفتار از کجا میاد؟
ذهن عاشق یادگیریه. رفتار حافظه ست و افکارمون رو فاش میکنه. نشون میده با چه آدمایی نشست و برخواست کردیم، چه حرف هایی اطرافمون زده شده. همونا رو یاد گرفته.
حرف های استاد درمورد چاقی رو درک میکنیم. ما افراد چاق همدیگه رو درک میکنیم، تفاهم داریم. وقتی میشینیم درمورد چاقی صحبت میکنیم، میبینیم همه اطرافیانمون آدمایی بودن که گفتن چاقی ارثیه، خوراکی ها چاق میکنن، سوخت و ساز پایینه.
ذهن میگه چه رفتاری بکن.
ذهن ما انتخاب کردنو دوس داره. آزادی عمل دوس داره برای همینه از فقر، چاقی و از زندان بدمون میاد. محدودمون میکنه.
خب تا اینجا متوجه شدم نمیشه رفتاری ناهماهنگ از افکار نشون داد.
من اهل ورزش نیستم، اهل رژیم نیستم و همیشه یه سبک مشخص غذا میخوردم.
اگه افکارم رو عوض نکنم و بااراده بخوام ورزش شروع کنم و رژیممو عوض کنم چه اتفاقی میوفته؟
اراده تو ذهن همه یعنی یک رفتار جدید که تا حالا انجام ندادیم انجام دادن. یعنی تحمل کردن. یعنی فشار و زور
ذهن عاشق تکراره. همیشه دوس داره به همون روشی که این سال ها زندگی میکردم زندگی کنه.
از تغییر خوشش نمیاد. براش مهم نیست اون رفتار به ضررمه یا به نفعم.
این همه سال چاقی رو نادیده گرفتم. هر بار اومدم رژیم بگیرم و ورزش کنم، خیلی سریع قطعش کردم. برام سخت بود خب! یه عمر این سبک غذا و تحرک رو نداشتم. برای همین حاضر شدم چاقی مخرب رو بپذیرم اما رفعش نکنم.
ذهن از اراده خوشش نمیاد. چون برنامه هاشو بهم میزنه. مجبورش میکنه کاری رو بکنم که هیچوقت دستورشو نداده.
ذهن چجوری منو مجبور میکنه رفتارهایی بکنم که طبق افکارشه؟ چاقو رو گلوم میذاره؟😁 جادوم میکنه؟ طلسمم میکنه؟😁
نه!
یکی از عقایدم این بود من نمیتونم متناسب بشم.
این حرف از اطرافیان اونقدر شنیده شد که بهش اعتقاد پیدا کردم.
حالا تصمیم میگیرم یه حرکتی بزنم لاغر بشم.
این فکر دستور یه رفتاری رو میده دیگه!
پس تا میخوام حرکت عملی بزنم، مجموعه ای از افکار هم معنی خودش رو به ذهنم میرسونه تا برای لاغری اقدام نکنم.
مثلا میگه وقتی لاغر نمیشی زحمت بی خود چرا!
قراره کلی زحمت بکشی و بسختی یه ذره لاغر بشی.
تو که دوس نداری مسخره بشی پس کاری نکن دوباره شکست بخوری.
و ازینجور فکرا…
اینجور میشه که بیخیال ورزش میشم.
اینجوری افکارم به رفتار تبدیل میشه.
حالا یه مثال از تجربه ام بزنم.
همیشه در حد فشار به معده و تهوع غذا میخوردم.
بعدش دیدگاهم رو به غذا مثبت کردم. متوجه شدم ترسی که ندارن هیچی، برای بدن واجبن. بدن مثل یه ساعت یا هرچیزی که با باتری کار میکنه هست. باید شارژش کنی تا سیستم ایمنیش کار کنه، تا خودش رو ترمیم کنه، تا زنده بمونه. غذا اینکارو میکنه.
بماند که چقدر فایده برای بدن داره. بدترین ماده هایی که فکر میکنیم مضر تر از اینا نیست، پر از فواید هستن. مگه ماده ای پیدا میشه خاصیت نداشته باشه؟
دیدم رو که عوض کردم، رفتارم خودبخود عوض شد.
چجور شد؟
هماهنگ با باورم.
مقاومتم کم شد. اگه آگاهانه خواستم رفتارم رو تغییر بدم مثلا به سیگنال سیری توجه بدم و نخورم، بدون مقاومت اینکارو میکردم. بدون اراده
رفتارها بخاطر عقاید هستن.
وقتی دارم هر روز افکارم رو درست میکنم، بخوام نخوام رفتارم عوض میشه و متناسب میشم.
نشان های دریافت شده
به نام خدایی مهربان
سلام خدمت استاد ودوستان هممسیر
دلیل خودردن برسی کنم ملاک فقط برای مصرف غذا واقعا کرسنه ام با فقط،خسته ام
جندین بار با همسرم با بجه ها قصد داشتیم بیرون باشیم صبح زود باید راه می افتادیم همه صبحانه می خودرن بد راه می افتادیم من چون هنوز کرسنه نبودم جیزی میل نمی کردم میدوستم فوق اخرش اگه کرسنه بشم تو بیابون که نیستم اول تو ماشین چیزیه که رفع کرسنگی من بشه هست اکه نبود هم مهم نیست این همه مغازه راحت یه خوراکی ساده میشه تهیه ومصرف کرد به حرفهای همسرم توجه نمی کردمانها می خودرن من تند تند وسایل حمع اماده به رفتن بودمذ ولی این رفتارعمل کرد تومسیر تناسب فکری برای خودم ارام ارام ساختم
قبلا حتما صبحانه مفصل میل می کردم تازه تو ماشین جیزی برای خودرن دم دستم داشتم که با هم مصرف کنیم
به تازگی وقتی با همسرم بچه بیرون بین راه شهرستان هستیم میزان خوراکی که تو ماشین همراه هست کم تموعش کم و بیشتر اگه دو تای باشیم برای همسرم هست تا دچار افت قند خون نشه
یه خاطره خوشکل برای مسیرتهران به قم برای خودمون ساختیم اونمصرف یه جاق داغ بین راه تو کافه رستوران شیکی که درختان نخلش دل من برده همسرم هی سوال میکنه ارزش رعد نیشم وقتی پیاده میشه طبق معمول اسرار که چیزی دیکه بهش اضافه کنه هم خودش بخور هم من من بهش می گم فقط،جای من چیز دیکه میل ندارم برای خودش شاید کنار چای جیزی دیگه بگیره ولی برای من فقط،جای می کیره
من سعی،کردم تمرین رو درست انجام بدم اویل برامبا کمی سختی بود تغیبر این همه برنامه بهش که فکر می کردم واقعیت کمی وحشت برام می ساخت ولی کفتمارام ارام قدم به قدم بدون عجله به پیش برم تا همدرک ببرم بالا وهم عمل کردم هم ارام ارام تغیبر پیدا می کنه واین کارانجام دادم
شب فبل دختر متزل ما بود خواهرش برای همه پیتزا درست کرد قبل شام تو به کاسه ماست خوری کوچک شاید روی هم دو قاشق میشد کمی ترمبسو به ما داد من حس گرسنکی داشتم بهش ،کفتم یه قاشق دیکه برای من بیاره وفتی مصرف کردم شیرنی زیادش دل من زد یه ساعت دیکه دختر دوم تو ظرف کوچک چند قاشق سالاد که دخترمکوچکیم درست کرده بود ریخت ما مصرف کردبم جهاربرش پیتز ازیه پیتزای یه نفر میل کردم اخرین پیتزا.حاضر شد از دخترم اسرار از من کهاصلا میل ندارم ازانها که زباده من کاملا سیر شدم قادر نیستم یه لقمه اصافه بخورم وچیزی دیکه میل نکردم از رفتار و عمل کرد کاملا راضی هستم
سابق حتی تا گلو مصرف داشتن با اولین تعارف حتی بی تعارف با دیدن مواد غذای حس مصرف داشتم وارزش خیلی اسون راحت میل می کرد
حتما بدش خودم حسابی سرزنش می کردم که چرا میل کردم باربدی بهتر رفتار می کنم ولی اش همون اش کاسه همون کاسه
ولی به شکر خدایی عزبزم کلی تغیبر خوب تو هربخش در من ساخته شده برای خودم خیلی شیزین هست
ولی برای اطرافمشیرنی خوب فقط لاغری شدن من دیدن من تو جسم لاغر حساب میشه همین صبح درباره یه موضوع دیگه صبحت بود که دخترم دومبهش ازار میداد با عمل کرد دیکه این ازار کاهش و ازبین رفته داشتم این موصوع با دختر کوچکیم می گفت که خیلی برای دخترم خوشحالتر هسنم دختر کوچیک گفت انقدر که جاقی تو روی عصب دختر وما هست اون مسئله روی عصبش نیست
من با تغیبرات خوبم لاغری تو جسم حتما خلاق خواهم کرد وباعث ارامش اول واول خودم خواهم شد درکنارش ارامش اطراف بهبود پیدا خواهد کرد من تعهد دادم از کارم کم نزارم همه تلاش بهبود تغیبر نکرش شخصیت هست انتظارم هم لاغری خوب سلامتی بهبود یافته قرار دادم ترک عادت های که حس و افکار چاق کننده بد از انجامش برام میاد قرار دادم
بهترین کار در حال حاضر برای وجودم درجهت بهبود بر طرف کردم برداشتن همون قدم و گام کوچک هر روزم هست اگه دیکران جسم من روی عصبشون هست این دیکه مشکل من نیست حتی اون نفرد همسرم دخترم ها باشه
چون اکه به اینموضوع اهمیت بدم از کارم کم گزاشته دجار عجله استرس میشم وخوب این دوتا برای من مثل سهم عمل می کنه کارم خراب می کنه پس،بهش اصلا بها نمیدم چون میدونم دارمبهترین کار برای خودمانجام مبدم سعی،بازم بهتر کردن کار روی خودمهست وادامه دادن و استمرارداشتن با احساس خوب خودم وکمک های بی نظیر خدایی عزیزم هست
درپناه ارامش الهی ساکن باشبم. امین
نشان های دریافت شده
سلام طبق این فایل منم همین عادت روداشتم قراربودجایی برم میترسیدم نکنه گرسنه بشم حالم بدبشه بیام بیشتربخورم تاگرسنه نشم امازودگرسنه میشدم من تاسالها نمیدونستم زمانی که باروش ذهنی اشناشدم واین فایل متوجه شدم معده من یخچال نیست چیزی روذخیره نمیکنه زودعمل هصم وجذب صورت میگره ودفع میشه وماگرسنه میشیم بجای این یجورفکرکردنه یادم بگیرم نگرشموتغییربدم همیشه وهمجاغذاهست بیرون رفتم گرسنه شدم میتونم چیزی بخرم بخورم مادرماه رمصان اینجورفکرمیکردیم زیادبخوریم گرسنه نشیم ولی زود گرسنه میشدیم همش نگرش ذهن چاقه وماها باچه افکارورفتاری سالها زندگی کردیم الان خداروشکربلطف روش ذهنی خیلی عادتها اززندگی ماها داره حذف میشه رفتاردرست جایگزین میشه وقتی ذهن اموزش ببینه ازیه جایی ماصداشومیشنویم که تاچه حدی بخوریم ونترسیم که گرسنه بشیم یاسرسفره میشینیم قرارنیست من بیام هرچی سرسفره بودبخورم یه مدل بخوریم بقیه خوری میشه پرخوری غذای اصاف واردبدن کردنه به گرسنگی واقعی پاسخ بدیم نه توهرشرایط پناه ببریم به غذا وهدف فقط خوردنه باشه بیایم اززندگی لدت ببریم ومثل متناسب هارفتارکنیم چقدرارامش دارن واصلا توحال وهوای خوردن نیستن من دیدم افرادی چقدراهمیت میدن بسلامتیشون ماهم بخودمون وسلامتیمون اهمیت بدیم وازغذاهابعنوان مسکن استفاده نکنیم چاقی ارام واردذهن ماشده پس ارام ازوجودمامیره بایدصبوربود وتکنیک رواجراکرد نبایددرمسیرتناسب عجله داشت باارامش میشه به هدف رسید تواین مسیر به روش های دیگرتوجه نکنیم ولغزش نکنیم پایبندبه همین مسیردهنی باشیم ودرست اجراش کنیم
سلام به استاد عزیز و گرامی
سلام به تمامی کسانی که مسیر لاغری با ذهن رو طی میکنن
دوستان اینبار سخن از نقشه ذهنی هست که در طی سالها این مسیر در ذهن ما حک شده
چاقی من ژنتیکی است.
وقتی هیجانات (چه مثبت چه منفی )زیاد است به غذا پناه میبرم. به اصطلاح میگویم پرخوری عصبی داریم.
وقتی از کار روزانه خسته میشم
وقتی قراره که در آن روز مقدار کار بیشتری رو انجام بدم
وقتی در سفر هستیم میگیم نکنه طی چند ساعت آینده غذا گیرمون نیاد
دوستان تمام اینها مسیرهای عمیقی در ذهن ما ایجاد کردن که نتیجه ش شده چاقی
حالا باید مسیر ذهنی خود رو تغییر دهیم وگرنه بدون تغییر مسیر امکان ندارد که ما لاغر شویم
درباره چاقی ژنتیکی بارها استاد صحبت کرده اند که ما خودمونیم که داریم زیاد غذا میخوریم هیچ خوراکی در دنیا وجود نداره که دلش بخواد ما اونو بخوریم این ما هستیم که حجم زیادی از غذا رو دریک مرحله می خوریم.
امان از وقتی که هیجانات مون زیاد میشه .اون موقع با به خودمون میگیم الان هیجانم زیاد شده میخوام حجم غذای زیادی بخورم در حالی که یه موسیقی آرام و یا اینکه با پیاده روی به آرامش میرسم
وقتی از شدت خستگی دلمون میخواد بازم یه عالمه غذا بخوریم اون موقع میتونیم بگیم الان من خسته ام با استراحت حالم خوب میشه نه با پرخوری.
وقتی قراره در اون روز یه حجم زیادی کار کنیم مثلا من میخوام برم استخر یک ساعت شنا کنم و دو ساعت در آب راه بروم صبح قبل از استخر یه عالمه ارده شیره بهمراه مقدار زیادی نان میخورم .تازه بعدشم برای بازگشت از استخر به خانه یک لقمه نان وپنیر وگردو برای خودم درست میکنم درسته که انرژی بیشتری رو مصرف میکنم ولی اینکه دوسه برابر روزای قبل غذا بخورم درست نیست در حد اعتدال بخورم
وقتی در سفر هستیم یا در ماه رمضان هستیم چند برابر وعده های عادی غذا میخوریم که در طول روز گرسنه نشویم در حالی که اینطور نیست به گفته استاد عزیزمون معده ما یخچال نیست که مواد غذایی رو برای مدت طولانی در خودش نگه داره .طی دو سه ساعت بعداز هر وعده غذایی عملیات هضم غذا شروع میشه تمامی غذایی که ما خوردیم نه بخشی از غذا .به همین دلیل است که هرچقدرم در وعده سحری غذا بخوریم ساعت ۱۰-۱۱صبح گرسنه میشویم
پس اگه این باورها رو جایگزین باورهای قبلی کنیم اون وقت هست که مسیر ذهن ما کم کم شروع میکنه به تغییر . اونم یه تغییر سازنده
با آرزوی تغییر مسیر ذهنی به سمت لاغری
پاینده و برقرار باشی استاد عزیز
بنام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسیر
اولین قدم برای لاغرشدن واقعی شناسایی واصلاح فرمول ذهنی چاقیه تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکندبدن همون مسیرهمیشگی را ادامه میدهد من خودم چندین بار تصمیم گرفتم که لاغربشم رژیمهای مختلف گرفتم ورزشهای سنگین کردم خپراکی های که خیلی دوستش داشتم نخوردمولی بعداز چند هفته یا چند ماه همه چی بر می گشت به حالت اول
ما تا وقتی که فرمولهای ذهنی چاقی در ذهن فعال هست تلاشهای فیزیکی موقتی هست
من وقتی کارم زیاد هست وهمش سرپا هیتم غذا بیشتر میخورم ومیگممن امروز کار زیاد کردم باید بیشتر غذا بخورم تا ضعف نکنم وانرژی بیشتری داشته باشم ویا هر وقت خونه تکونی میکنم میگم باید بیشتر غذا بخورم تا بتونم کارهایم را زودتر تموم کنم اما معده من که یخچال نیست که غذا را ذخیره کنه من هر جیزی را که بخپرم معده ام ان را هضم میکنه
من هر وقت گرسنه باشم مبخورم من دبگه مثل قبل زیاده روی نمیکنم وبیش از نیازم نمبخورم چون سنکین میشم من دپیت دارم سبک بال بشم وفرز باشم تا کارهایم را براحتی انجام بدم من دوست دارم متناسب باشم من دوست دارم براحتی راه بروم. وزود خسته نشوم من دوست دارم خوش اندام بشم وبرای همین مثل قبل بیشاز نیازم غذا نمیخورم وهر وقت گرسنه بودم میخورم ودیگه مثل قبل وقتی میخواهم بیرون برم غذا زیاد نمیخورم چون در همه جا غذا یا مواد خوراکی هست که اکه گرسنه شدم بخورم
من نباید مثل گذشته زیاد بخپرم چون من خپذثدم را دوست دارم ونمی خواهم مریض بشم وسلامتی خودم را به خطر بیندازم من میخواهم سالن وسلامت باشم اززندگی مردن لذت ببرم من میخواهم ارامش داشته باشم من میخواهم کارهای خودم را براحتی انجام بدم وزود خسته نشم
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما
نشان های دریافت شده
سلام یکی ازموضوع مهم درواکنش های کنترل غذایی برخوردما باموادغذایی هست نبایدبراخوردنمون تعریف کنیم اگرمیخوایم جایی بریم یامهمون دارم بخاطرکلی کارغذاخوردم براخوردنه نبایدتعریف داشته باشم معده مایخچال نیست غذاروذخیره کنه وتبدیل به انرژی بکنه نیست این افکاراشتباهه خوردن هایی که بعداتبدیل به انرزی بشه روانجام ندیم نبایدبخاطراینکهوقرارچندساعت عذانخورم کلی بخورم قبل رفتن ازخونه من خودم این رفتارداشتم خیلی بده توماه رمضان میگفتم زیادبخورم قراره چندساعت گرسنه باشم ولی اون غذاتومعده نمیموند دفع میشد ومن ایناروازروش دهنی یادگرفتم ولی الان یادگرفتم غذاهمجا هست نبایداین نوع رفتارروهی تکرارکرد تا ارامش ذهنی درما اجرابشه فرمول مغزروبایداصلاحش کرد بایدبگیم انجام کارزیادنیازبخوردن غذای زیادنیست وبگیم معده مایخچال نیست بخوادغذاروذخیره کنه ومن انتخاب میکنم چه مقداربخورم قبلا میگفتن رژیم میگیریداز۸شب به بعدچیزی نخورید تبدیل میشه به چربی شب زودبخواید صبح زودبیداربشید تاچاق نشید طبق گفته استادمگه ماتوخواب چیزی میخوریم تاچاق بشیم همه ایناافکاراشتباه بودلاغری باذهن اصلاحش میکنه
نشان های دریافت شده
سلام نبایدبراخوردن ها تعریف داشته باشیم قبلا ازگرسنگی نباید غذاخورد یافکرمیکنیم جایی میخوایم بریم بخوریم گرسنه نشیم معده مایخچال نیست همچی روذخیره کنه غذاهضم وجدب ودفع میشه من این عادت روداشتم زیادمیخوردم که گرسنه نشم حتی توماه رمصان این رفتارتکرارمیشد ولی طبق این فایل یادگرفتم طبق نیازبدن بخورم پرخوری ازحربه های ذهن چاق کنندست وماچقدرزیاده خوری میکردیم واسیب به بدن میزدیم رفتاراشتباه اگرتکرارشد نباید ناراحت شد رفتارصحیح مابیشترباشه رفتاراشتباه تکرارش کم کمترمیشه
نشان های دریافت شده
یکی از مواردی که توی بچگی یادمه باید غذا میخوردیم تا گرسنه نمونیم نیمه های شب و وقت سحری بود !
یکدفعه یک دستی تو رو که توی خواب ناز و عمیق شبانه بودی تند تند تکان میداد و مدام با عجله میگفت :پاشو پاشو سحره ، پاشو ، زودباش ، الان اذان رو میگن ها ! بعد فردا باید روزه ی بدون سحری بگیری ، گشنه و تشنه میمونی ها ! پاشو بدو !
این موضوع به کنار ، یه چیز دیگه یادم اومد که چند وقت پیش خوندم و خیلی جالب بود . یک سری تحقیقاتی انجام شده بود ، راجع به خواب مناسب و اثراتی که رو بدن ما داره که من چندین جای مختلف توی رسانه های مختلف دیدم نوشتند و اینقدر تکرار شد و خوندم که دیگه یادم مونده . نتایج اینا بود :
از ساعت 9 تا 11 شب دیگه باید هر چی هیجان و بدو بدو و کار و فعالیت روزانه داشتیم باید بزاریم کنار تا بدنمون کم کم بره تو فاز آرامش و استراحت و آماده بشه برای پاکسازی .ساعت ۱۱ تا 1 نیمه شب ، که دیگه باید خواب عمیق باشیم ، زمان عملیات پاکسازی مواد سمی کبدمون هستش ..ساعت 1 تا 3 نیمه شب زمان سم زدایی کیسه صفرامون هست ساعت 3 تا 5 صبح نوبت سم زدایی ریه ها و مجاری تنفسی مون هست .ساعت 5 تا 7 صبح هم موقع دفع مواد سمی و مازاد هست که شب تا صبح بدن جمع شون کرده و حالا از طریق مثانه و روده بزرگ ، زباله هاش رو میزاره بیرون !ساعت 7 تا 9 صبح هم گفته شده جذب مواد مغذی بهتر صورت می گیره که توصیه شده صبحانه تون رو این ساعت بخورین .
اصلا همه ی ساعت بندی های این تحقیقات و اون پروسه سم زدایی و پاکسازی بدن که برامون حیاتی هست رو بزاریم کنار ، آقاااا ، نصفه شب که حتی مغزت خاموشه ، پلک هات سنگینه ، حتی دهانت بسته اس و اون قاشق برنج و خورشت فسنجون رو که به جای دهانت میزاری روی چونه ات !!! انتظار داری مری و معده و روده ی کوچیک و بزرگ ات الان باهاش چیکار کنن ؟ ظرف یه بار مصرف بیارن ، تقسیم کنن ، فرداش هر زمان ضعف کردی در یه ظرف رو باز کنن و بریزن تو دستگاه گوارش ات تا گرسنگی ات برطرف بشه ؟
یا اون یک پارچ آب یا شربت آبلیمو که به زور میخوری و دل درد هم میگیری ، رو برات تو فلاسک و قمقمه بریزن و هر زمان تشنه ات شد درش رو برات باز کنن بریزن تو معده ات ؟!
نه عزیز من ، نه ، اینطوری نیست . شما هر زمان که غذا بخوری از همون اولین لقمه ای که به دهان میگذاری ، همین که بزاق ات ترشح میشه ، عملیات هضم و گوارش
شروع میشه .هر غذایی که وارد معده بشه بنا به فرمان مغز و سلول های عصبی وگوارشی ، در عرض چند ساعت هضم ، بعد جذب و مازادش دفع میشه .
نه انباری اضافی گوشه ی معده مون داریم نه یخچال فروشگاهی نه استخر !!! که بتونیم توش آب یا غذای اضافی رو ذخیره کنیم !!!
خداوند متعال همه چیز این جهان رو در حد کمال خلق کرده . معده ی ما فقط به اندازه ی یک وعده غذایی که مورد نیاز بدن مون هست آفریده شده که در عرض دو سه ساعت هضم و جذبش کنه نه بیشتر و نه کمتر . واسه ی همین من و تویی که شب و موقع شام ، یا وقت افطار ، به این بهانه که چندین ساعته گرسنه و تشنه بودیم دوباره شروع به پر کردن معده با انواع غذا و نوشیدنی و شیرینی و چای و میوه و ..میکنیم و اینقدر میخوریم که حتی برای برداشتن کنترل تلویزیون هم دیگه نمیتونیم روی شکم مون خم بشیم ، چرا انتهای ماه مبارک ، دلخوریم از خودمون که : “ بفرما ، یک ماه آزگار ، هیچی نخوردم ، گشنه و تشنه موندم ، کم که نکردم هیچ ، یه سایز هم اضافه کردم !!!”
دقیقا توی متن این مقاله هم استاد به همین موضوع اشاره میکنن که چاق شدن ما هیچ ارتباطی با مواد غذایی نداره بلکه نحوه استفاده ما از مواد غذایی می تونه باعث به خطر انداختن وضعیت سلامتی ما بشه .و این نوع خوردن ، و معده رو با کیسه یا انبان فرض گرفتن هم یکی از همین نوع نحوه اشتباه استفاده از غذاهاست .مصداق همین حرف استاد که :
غذا خوردن ما رو چاق نمیکنه
خوردن غذا ما رو چاق میکنه
همه ماهایی که الان توی این سایت هستیم و مشکل مشترک اضافه وزن داریم هر کدوم مون بی نهایت مثال و خاطره و نمونه از نحوه ی استفاده اشتباه یا رفتار غلط با مواد غذایی رو داریم که بتونیم عنوان کنیم . ولی اینم میدونیم که اگر میخوایم سریع تر به مقصد دلخواه تناسب برسیم تنها راه مون کسب اطلاعات بیشتر و خوندن و مطالعات بیشتر و انجام تمرین هات و استمرار در یادگیری و آموزش های تازه مون هست تا ملکه ذهن مون بشه و بتونیم با تکرار رفتار و افکار جدید اون ها رو به شکل عادات جدید در ناخودآگاه مون ثبت و ضبط کنیم .
استاد عطار روشن، بی نهایت از شما و آگاهی های فوق العاده ای که در اختیار ما میگذارید . سپاسگزارم .
برقرار باشید .
یا حق .
نشان های دریافت شده
سلام یادگرفتیم ازکلمه کمتراستفاده نکنیم بجاش بگیم سیرم وقتی سیرهستیم نبایدپرخوری کنیم وبگیم چون میخوام برم مسافرت یاجایی گرسنه نشم وبیشتربخورم نه این اشتباهه چون جسم ماغذاروذخیره نمیکنه مثل یخچال نیست که نگه داره چون بدن بعدخوردن عمل دفع روانجام میده نبایدنگران باشیم که نکنه نتونیم دیگه چیزی بخوریم وعادت میکنیم به پرخوری وازحربه های ذهن ماهست همیشه غذاهست ومابایدعادت کنیم یک سری رفتاراشتباه روبزاریم کنار یابگیم امروزفعالیتم زیادشده یامهمان دارم بیشتربخورم باتمرین وتکرار این رفتارها ازذهن ماخیلی کمرنگ میشه