برای سفر رفتن، برای مهمانی برگزار کردن، برای قبولی در دانشگاه و بسیاری موارد دیگر در زندگی برنامهریزی کرده ایم و با این موضوع آشنایی کامل داریم.
همه این موارد در واقع برنامهریزی ذهن برای حرکت کردن بر اساس نقشه ذهنی است که به وسیله اطلاعاتی که از پیرامون خود درباره موضوع موردنظر کسب کرده ایم شکل میگیرد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.38 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام امروز باید بگم سلام بر استاد تخریب کننده باورهای نادرست و مخرب که از کودکی در ذهن ما گنجانده شده و به زور باید این باورهای گنده مزاحم رو از ذهن جدا کنیم و بندازیم توی سطل زباله وای وای که چقدر این فایل و این متن عالی بود و من کیف کردم دستهبندی کامل و عالی و چقدر من و امثال من باورهای نادرست در مورد همه چی داریم که باید اونا رو درست کنیم و کلی هم زمان میبره ولی مهم اینه که من شروع کردم و دارم یکی یکی شون رو از ذهنم پاکسازی میکنم از امروز میخوام بشینم برنامه ریزی ذهنی درستی برای خودم بنویسم خواسته های من باید براورده بشه چرا که نه وقتی که ما خدای به این خوبی داریم پس چرا ازش نخوایم ولی فقط نمیشه که فکر کنیم باید این فکر مثبت مدام توی ذهن ما باشه باید تصویر سازی ما عالی باشه باید در مورد چیزهایی که میخواهیم سمج باشیم و در موردشون فکر کنیم و صحبت کنیم من خیلی باورها دارم که از خانواده بهم رسیده یا از مدرسه و دانشگاه و تقریبا نود درصد شون نادرست هستن انشاالله میخوام و شروع کردم به کوبیدن و ساختن جدید باورهام چونکه همه زندگی ما رو باورهامون تشکیل میده میخوام یه چیز براتون تعریف کنم از سمج بودن خودم کلا من توی خونواده مشهورم که به هر چی بخوام میرسم ما شش تا خواهر هستیم و تنها کسی که موفق شد به دانشگاه بره ودرس بخونه واستخدام بشه من بودم چرا چونکه سنت شکنی کردم جلوی یه طایفه تنهایی ایستادم و به خواسته خودم رسیدم اون وقتا نمیدونستم این کارها باعث میشن من به کجا برسم چونکه طبق سنت اسم منو پسر داییم رو از بچگی روی هم گذاشته بودن که بزرگ شدیم ازدواج کنیم و من وقتی موقع خواستگاری شد در حالی که کل طایفه میدونستن و همه منتظر این وصلت بودند زدم زیر همهی سنت هاشون و اینقدر پافشاری کردم تا به اون چیز میخواستم رسیدم با این که پدرم با من قهر کرد داییم قهر کرد همه یه جوری سرد باهم رفتار میکردن ولی من فقط به ادامه مسیر خودم فکر میکردم و چقدر خوب موفق شدم پس چی شد الان من باید مث همون موقع همیشه سمج بودم سمج تر بشم و با برنامه ریزی و افکار مثبت مداوم همراه با حس خوب به انچه میخوام برسم و من میتوانم باید باورهای مخرب در مورد چاقی را همه را درست کنم تا بطور خودبخود ی به تناسب اندام برسم فکر مثبت حس خوب باور کردن انچه میخواهیم و تداوم و تمرین و تکرار و باور به خدای مهربان برای رسیدن به انچه میخوام کافیست من میخوام دیگه خودم ادامه زندگی ام را بهترو بهتر خلق کنم با باورهای صحیح در پناه خدایی باشید که از رگ گردن به ما نزدیک تر است