برای سفر رفتن، برای مهمانی برگزار کردن، برای قبولی در دانشگاه و بسیاری موارد دیگر در زندگی برنامهریزی کرده ایم و با این موضوع آشنایی کامل داریم.
همه این موارد در واقع برنامهریزی ذهن برای حرکت کردن بر اساس نقشه ذهنی است که به وسیله اطلاعاتی که از پیرامون خود درباره موضوع موردنظر کسب کرده ایم شکل میگیرد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.38 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم
امروز من متوجه شدم چقدر تفکرات این مدلی دارم ،خیلی جالب بود منم پدرم بارها گفته قناعت میکنم وارد میخوابم ولی خداروشکر تا حالا دستمو جلو هیچ کسی دراز نکردم همیشه میگه خدارو شکر با اینکه هیچی نداریم ولی دستمون وگردنمون جلو کسی دراز نکردیم وخم نکردیم
مدام به من میگه صرفه جویی کن وشناخت کن که بهترین گنج ،یا مثلا میگفت امروز مادرم همیشه میگفت هرچی بخوری میگنده برا مهمون بیاری میخنده
یعنی بقیه الویتن وبا ارزش ولی خودت چیز خوب بخوری نهایتش چی میخواد بشه وارزشی نداره
یعنی تفکری دارن که حتی نباید خوب بخوری وخوب بپوشی
یا مثلا مادربزرگم همیشه دوتا لباس به اصطلاح خودش گل بقچه داشت مثل پدرم که اصلا نمیپوشیدشون که اگه زمانی به لباس نو احتیاج داشت داشته باشه وهمیشه لباس کهنه میپوشید همیشه مدت ها پیاده روی میکرد تا پول ماشین نده
واصراف میدونست لباس هاش پدرم به هیچ وجه دور نمیندازه ولباس هایی داره که برای ۴۰ سال پیش وهمچنان با وصله میپوشدشون وافتخار میکنه بهداشتنشون حتی حمام دیر به دیر میره مسواک نمیزنه وافتخار میکنه که آب زیاد مصرف نمیکنه وحرفه جو لباس هاش هر چند ماه یکبار میشوره واعتقاد داره لباسشویی خراب میشه آب مصرف میکنه
پودر گرون ولباس خراب میشه اگه زیاد شسته شه واگه بهش بگی بو میدی ناراحت میشه ومعتقده که اصلا بو نمیده
وبا ناراحتی میره
تازه دعواش میکنیم به تازگی داروهای قند وفشارش بخوره احتکار میکرد که گرون داروشم صرفه جویی میکرد خوب که نگاه میکنم میبینم خودمم خیلی وضعیت خوبی ندارم کرم وعطر میخرم احتکار میکنم بیرون میترسم پول ماشین وخوراکی بدم گاهی وقتا یه لباس اونقدر زیاد میپوشم که از قیافه بیوفته دیر به دیر حمام میرم خودمم بهداشتم ضعیفه مسواک دیر به دیر میزنم به خودم مثل یه خانم نمیرسم وهمش لباس کهنه میپوشم حالا چون حامله ام جز پیراهن های کهنه چیزی هم نمیتونم بپوشم ولی اینکه نظافتمو رعایت نمیکنم خداییش توجیه نداره
یعنی میخوام بگم که اینا تفکراتی که نهادینه شده
که ثروت بده بقیه الویتن صرفه جویی از نظافت مهم ترن لباس نو پوشیدن فخر فروشیه غذا خوب خوردن اصراف وخودخواهیه اگه کارها رو نکنی کمک نکنی آدم بدی هستی
خدایا چقدر باورهای اشتباه دارم کی گفته اینا درسته
خوب که فکر میکنم باید الویت خودم باشم تا بتونم آدم بهتری بشم باید نظافت رعایت کنم وحال خودم خوب نگه دارم ومثل یه آدم زندگی کنم وبه خودم ارزش قائل بشم هر انسانی لیاقت تمیزی لیاقت خوب زندگی کردن ومراقبت از خودش دارد انسان باید لیاقت ثروت درخودش ایجاد کنه شاید اینکه من پولدار نشدم دلیلش این باشه من حتی برای خودم نظافت ولباس تمیز پوشیدن قائل نیستم باید اول الویت قائل شدن خودم ورسیدگی به خودم درست کنم بعد کم کم پولدار شدن وچیزای دیگه بخوام انسان با ارزش پولدار هم میشه پولدار میمونه