0

چگونه فقط با تغییر ذهنم لاغر شدم؟ | داستان لاغری با ذهن (گام ۴۱)

بهترین روش لاغری ذهنی
اندازه متن

🧠✨ سال ۱۳۹۳ بود، یه روز معمولی، اما توی ذهن من یه جرقه افتاد.

📍 این جلسه ادامه گام ۴۰ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

داشتم کتابی درباره موفقیت و قانون جذب می‌خوندم که نویسنده‌اش با افتخار از تجربه‌ی شخصی خودش نوشته بود. همون‌جا، توی دلم یه آرزو کاشتم:

این‌که یه روزی منم انقدر تغییر کنم که بتونم از خودم مثال بزنم، یه الگوی واقعی برای لاغری با ذهن باشم 🌱

📚 هر بار که مطلبی درباره موفقیت با ذهن می‌خوندم، یه تصویر واضح توی ذهنم شکل می‌گرفت:

من، با لبخند رضایت، در حال گفتن داستان موفقیتم به کسی که مثل قبلِ خودم ناامید و سردرگمه…

اون روزها، راستش حتی تصورشم برام دور از ذهن بود 😞

اما الان، با تمام وجودم باور دارم که بهترین روش لاغری ذهنی، همین مسیریه که من طی کردم؛ مسیری که از تغییر فکرها شروع شد، نه از حذف غذاها! 🚫🍰

امروز با افتخار می‌تونم بگم:

✅ بدون رژیم

✅ بدون ورزش‌های طاقت‌فرسا

✅ فقط با تغییر نگرش و باورهایی که ریشه‌ی چاقی بودن

تونستم قدم‌به‌قدم با استفاده از آموزش‌های بهترین روش لاغری ذهنی خودمو از اسارت اضافه وزن نجات بدم.

و حالا خوشحالم که می‌تونم از خودم مثال بزنم، برای تویی که دنبال یه راه واقعی برای تغییر هستی 💛

بهترین روش لاغری ذهنی

✨ روند لاغر شدن من با بهترین روش لاغری ذهنی

امروز که دارم این متن رو برای فایل آموزشی مسیر لاغری‌ام می‌نویسم، فقط درباره یه تجربه‌ی شخصی حرف نمی‌زنم…

دارم یه تصویر زنده و واقعی از خودم در دوران چاقی رو به نمایش می‌ذارم؛ همون تصویری که حالا شده سند افتخار و موفقیتم 📸💪

شاید سال‌ها پیش وقتی کتاب‌های موفقیت رو می‌خوندم و می‌دیدم آدم‌ها چطور از خودشون مثال می‌زنن، ته دلم می‌خواستم منم یه روزی بتونم همین کار رو بکنم.

ولی راستش هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این روز انقدر واقعی و شیرین سر برسه… 🎯

📚 تو این سال‌ها، مستندهای زیادی از آدم‌های موفق دیدم، زندگی‌نامه‌هاشون رو خوندم.

اما یه چیز همیشه برام عجیب بود:

کم پیش میاد که کسی خودش بلند شه، از راهی که رفته حرف بزنه و بگه چطوری موفق شده. بیشتر وقت‌ها یه گزارشگر میاد و از سختی‌ها و چالش‌ها سوال می‌پرسه، نه از روش واقعی موفق شدن…

ولی توی مسیر من یه چیز متفاوت اتفاق افتاد:

✨ من با «بهترین روش لاغری ذهنی» لاغر شدم و نکته جالبش اینه که تو این مسیر هیچ وقت احساس شکست نکردم!

نه اینکه نخوام درباره سختی‌ها حرف بزنم؛ بلکه واقعاً سختی‌ای نبود که بخواد به چشم بیاد.

اون چالش‌هایی که داشتم، در مقایسه با ۳۵ سال زندگی با چاقی، احساس شرم، محدودیت، و خودسرزنشی، هیچ بودن… یه نفس راحت در مقایسه با اون همه فشار 😌🕊

تو این مسیر ذهنی، هر روزم یه قدم به رهایی نزدیک‌تر بود. نه محدودیت غذایی داشتم، نه رژیم، نه تمرینات سنگین.

فقط با تغییر افکار و باورهایی که سال‌ها ذهنمو زندانی کرده بودن، آزاد شدم… و سبک شدم… هم توی بدن، هم توی روح ✨

و حالا می‌تونم با اطمینان بگم:

اگه دنبال بهترین روش لاغری ذهنی هستی، این همون راهیه که نه تنها نتیجه می‌ده، بلکه در مسیرش، طعم واقعی آرامش، عزت‌نفس و آزادی رو می‌چشی 🌿❤️

آموزش لاغری با ذهنآموزش زبان لاغری

🧠 آموزش زبان لاغری؛ بهترین روش لاغری ذهنی

از وقتی که با تمام وجودم وارد مسیر آموزش لاغری با ذهن شدم، یه هدف همیشه در قلبم بوده:

این‌که هیچ‌کسی که به این مسیر قدم می‌ذاره، طعم تلخ شکست رو تجربه نکنه 🍀

🌀 شاید بعضی‌ها در مسیر، یه جاهایی لیز بخورن یا حتی برای مدتی دست از ادامه دادن بردارن… اما جادوی این مسیر اینه که:

برمی‌گردن!

دوباره و دوباره، مثل کسی که یادش می‌افته خونه‌اش کجاست 🏡 و با عشق و اطمینان بیشتری به راه ادامه می‌دن…

از نگاه من، این لیز خوردن‌ها اصلاً شکست نیست. در واقع، یه جور تلنگره برای قوی‌تر شدن ایمانمون به اینکه

✨ بهترین روش لاغری ذهنی همونیه که از درون ما شروع میشه، نه از روی ترازو!

📖 توی دل نوشته‌های ساکنین سرزمین لاغرها بارها خوندم که چطور بعد از یه دوری کوتاه، با دل پرامید برگشتن، و این‌بار نه فقط برای لاغری بدن، بلکه برای آرامش ذهن و شادی روح‌شون قدم برداشتن 🌷

یکی از شگفتی‌های مسیری که من تجربه‌اش کردم و حالا آموزش می‌دم اینه که:

کسی که حتی یه جلسه از آموزش‌های لاغری با ذهن رو ببینه، دیگه نمی‌تونه به روش‌های پرزحمت و موقتِ جامعه برگرده.

انگار یه پنجره تازه توی ذهنش باز شده و دیگه نمی‌شه اون رو بست 🪟✨

🔁 اگرم وسوسه شه که بره سراغ یه رژیم یا برنامه غذایی، خیلی زود دلش می‌فهمه که اشتباه رفته… و با اشتیاق بیشتری به این مسیر ذهنی و درونی برمی‌گرده 🙏🧘‍♀️

مسیر لاغری من در مسیر بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه داستان موفقیت نیست؛ 📽 یه مستند زنده‌ست، پر از صداها و قدم‌هایی که از دل چاقی به سمت آزادی رفتن…

با همه‌ی احساساتش، با لحظه‌های کشف، با باورهایی که کم‌کم تغییر کردن… و حالا، با اطمینان کامل می‌تونم بگم:

✅ هرکسی که با اشتیاق وارد این مسیر بشه ✅ و تلاش کنه که واقعاً یاد بگیره، نه فقط اجرا کنه

چه بخواد، چه نه، لاغر می‌شه و مهم‌تر از اون: لاغر می‌مونه 🌟

💖 بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه برنامه لاغری نیست؛ یه راهه برای رهایی از تمام اون چیزهایی که سال‌ها ذهن و قلبمون رو سنگین کرده بودن…

رهایی از چاقی، فقط بهانه‌ست برای آزاد شدن از رنج، غم، کمبود عزت نفس و احساس شکست… و من، هر روز خدا رو شکر می‌کنم که توی همین دنیای مادی، فرصت پیدا کردم هم جسم و هم نگاهم رو به زندگی تغییر بدم 🙏

و خوشحال‌تر از اون، این‌که حالا می‌تونم بهترین روش لاغری ذهنی رو با شما که آماده‌ی تغییر هستی، به اشتراک بذارم ❤️

📬 و چیزی که همیشه قلبم رو گرم می‌کنه، خوندن نوشته‌های ساکنین سرزمین لاغرهاست…

نوشته‌هایی که نه‌تنها درباره‌ی لاغری، بلکه درباره‌ی آزادی و عشق به خود هستن.

برای من، این‌ها زیباترین متون دنیا هستن ✨

چگونه علم از «لاغری با ذهن» پشتیبانی می‌کند؟

💡 اگه می‌خوای همین مسیر رو با راهنمای کامل و قدم‌به‌قدم تجربه کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ پشتیبانی علمی؛ در ادامه هم توی گام ۴۲ سراغ «لاغری آسان با ذهن» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 57 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.63 از 63 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30320

57 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

57 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار متین سرخه ای
      ۱۴۰۰/۱۱/۲۷ ۱۵:۰۲
      مدت عضویت: 2058 روز
      امتیاز کاربر: 6349 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,244 کلمه

      بی نظیییر… بی نظیرررر…بی نظیرررر…

      سلام به همگی

      این فایل هم مثل سایر فایل ها معرررکه بودد..چقدرر احساس خوبی گرفتم از دیدنش..

      چندین نکته میخواستم بگم..

      خوب من از خیلی وقت پیش با سیستم ذهن و افکار آشنایی داشتم و مواردی هم جذب کرده بودم که در نوع خودشون خیلی خووب هستن،،همیشه فکر میکردم با این قوانین که تونستم ای همه موفقیت جذب کنم،،چطوری میتونم در زمینه ی لاغری هم دستاوردی داشته باشم..اما هیچ ایده ای برای این موضوع نداشتم(اینایی که میگم برای حدودا پارسال این موقع هست(نیمه ی دوم1399)) تا اینکه با این سایت آشنا شدم..

      بار اول که سایت رو دیدم مطالبش خیلی برام جالب نیومد و بیخیالش شدم(تابستان 99)..چرا؟چون هنوز در مدارش نبودم و فکر میکردم باید با رژیم و… لاغر شد ولی از اواخر 99 و اوایل 1400 که دوباره مطالب رو خوندم و فایل های رایگان رو شروع کردم کم کم ایده ها هم اومد و…آبان که دوره ی ورود رو خریدم و الان که دیگه این سایت و پیج اینستا بخش جدا نشدنی زندگی و لایف استایلم شده…

      این روزها خیلی خیلی بیشتر به مطالب دقت میکنم و نمونه های عملی بیشتری توی زندگیم میبینم که تایید کننده آموزش هاست..مثلا در مبحث اینکه تنهااااااااا راه لاغری،تغییر نگرش و افکار هست نه هیییچ روش دیگه،به کرات مثالهایی میبینم که افراد بسیار با اراده از راه رزیم(مثلا کتوژنیک) وزن بسیار خوبی کم کردن اما بعد گذشت مثلا 3 سال دوباره علایم چاقی شونو مبینم که دوباره دارن برمیگردن به اول خط و همون لحظه به خودم میگم ببین متین..فلانی هم که اونهمه اراده به خرج داد و باعث شد تو (قبلا)فکر کنی که کتو جوابه(چون اون آدم با این روش لاغر شده بود)هم داره برمیگرده با نقطه ی صفر…البته که به یقین رسیده بودم که رژیم،راهکار نیست اما چون بعضی رژیم ها رو خودم امتحان نکرده بودم (قبلا)یه کورسویی بودکه شاید این روش جواب باشه،البته که همون وقت هم میدونستم که من آدم رژیم کتو نیستم ولی خوب…

      یا ره دیگه که عمل های معده باشه…پریشب خیلی اتفاقی عکس دوستمو که خیلی وقت پیش اسلیو کرده بود رو در اینستا دیدم(پست تبریک روز پدر به همراه همسرش گذاشته بود) و دیدم ای باباااااا اینم که دوباره داره چاق میشه..هموم موقع هم خوشحال شدم از اطمینان و یقینی که درباره درستی این راه در من بیشتر و بیشتر میشد هم یکم برای دوستم ناراحت شدم از شکست تدریجی ای که داره عایدش میشه…

      این چند وقتی که سیستم ذهنی برای تناسب اندام راه و روشم شده انگار که چشمام قدرت لیزری پیدا کرده..به همه چیز دقت میکنم..به رفتار لاغر ها..غذاهاشون..به رفتار چاق ها..به رفتار کسانیکه چاق بودن و لاغر شدن،ترس هاشون از اینکه با خوردن دو لقمه اضافه نگران اینن که مبادا دوباره چاق بشن…به چاق هایی که در رزیم هستن،،سختی هایی که به خودشون میدن و به خودشون امید کاهش وزن میدن و…

      اصلا دنیام یه جور دیگه ای شده..خیلیی جالب شده..خصوصا اینکه آموزش ها رو  دارم در عمل میبینم..زندگی شده کیس استادی (case study) و این خیلیی جاله…

      اینها همه مقدمه بود…و برداشت من از این فایل و نکاتی که یاد گرفتم:

      *تاثیر شگفت انگیز و صد در صدی ذهن و افکار روی زندگی و چاقی و لاغری ما

      من هم خیلییی مثال دارم از افرادی که زیاد میخورن و متناسب هستن و این سوال خیلی برام بود که اینا چرا چاق نمیشن و امروز حلقه ی مفقوده رو پیدا کردم(وقتی این فایلو دیدم حال ارشمیدوس رو داشتم که با هیجان مدام میگفت یافتم…یافتم…)..

      دلیلش افکارشون بود و نکته ی خیلیییی جالب این بود که من هم چون افکار و فرمول های چاق کننده در ذهنم بود این افرادو میدیدم…

      مثلا مامانم…یه روز در ماه رمضان در وعده ی افطار پیش شون بودم..دیدم به معنای واقعی خیلییییی بیشتر از من میخورن..من فقط یک افطاری خوردم و تا سحر که بیدار بودم گه گاه چای و نوشیدنی میخوردم اما مامانم یکی دو ساعت بعد افطار چای+خرما/شیرینی/زولبیا خوردن…یک ساعت بعد میوه و تنقلات که حجم هر وعده هم کم  نبود و بعدش هم خوابیدن و اگر مثل من تا سحر بیدار بودن قطعا باز هم بیشتر میل میکردن…و این در حالی هست که مادرم کاملااااا متناسبن امااا نگته ی جالب میدونید کجاست؟

      در طرف مقابل خاله ام هستن..ایشون کنترل غذایی دارن…سعی میکنن آگاهانه کم بخوردن..با اینکه عاشق شیرینی هستن(مثل مامانم) اما یا نمیخرن یا اگر بخرن و بخورن توی ذهن شون هست که این شده چربی و قند و شکم و بهلوی اضافه و قطعا هم میشه(تاثیر افکار)..اما مامانم اون شیرینی ها رو میخوره و کیف دنیا رو هم میکنه و وقتی خاله ازش میپرسه تو چرا چاق نمیشی میگه آبجی نمیدونم..یا دلایلی که برای خودش منطقی هست رو میگه و واقعا هم راست میگه و اصلا هم چاق نمیشه…(یاد فایلی افتادم که استاد میگفت وقتی توی یه مهمونی یه ظرف شیرینی میاد وسط..فرد متناسب یا میخوره و لذت شو میبره یا میلی نداره و بی تفاوته اما فرد چاق.. یا میخوره و غصه داره که الان چاق میشم یا نمیخوره و همش حرص میخوره که آخه چرا نمیتونم بخورم)

      شده وقت هایی که سه تایی میریم توی آسانسور (من و خاله و مادرم) خاله ام همینکه میبینه آینه هست روشو برمیگردونه و میگه منکه خودمو توی آینه نمیبینم (و رو به مادرم میگه) تویی که لاغری خودتو ببین…یعنی همششش توی ذهنش به خودش یادآوری و تلقین میکنه که چاقه در حالیکه مامان من کاملا برعکسه..نه اینکه بگه لاغره ها..نه…اصلا ایده ای در این مورد نداره…نگرشی نداره..همه چیز براش عادیه….میبینید چقدررررر افکار تاثیر گذار و قدرتمندن!!!!

      یکی کم میخوره و لاغر نمیشه و یکی زیاد میخوره و کاملا فیته….

      یا خانواده ی همسرم…پدر و مادر و خوده همسرم متناسب هستن در صورتیکه همیشهههههه به معنای واقعی یک وجب روغن روی غذاهاشون بود و همه ی غذاهاشون شور و خوش نمک بود و نوشابه هم ترک نمیشد،یعنی اگر یه وقتی نوشابه نباشه و بجاش شربت خاکشیر یا آب پرتقال طبیعی و آب طالبی یا نوشیدنی های اینطوری باشه اونها هم پرررررر از شکر هست،شیرینی و شکلات هم به وفووووور همیشه در خونه شون بوده و هست(یعنی همه ی مضریجات باهم) اما کاملا متناسب هستن با اینکه رفتار غذایی شون متناسب  و صحیح نیست..چرا؟ چون باورشون اینه که ما هیچی مون نمیشه..ما فعالیت مون زیاده و اینا رو میسوزونیم و… و واقعا هم همینطوره…یعنی جدای از اینکه هیچ وقت اضافه وزن ندارن،حتی در چکاپ های سالانه شون هم هیییچ اثری نه از چربی هست نه از قند نه از فشار خون و نه هیچ چیز دیگه ای…یعنی افکار اینقدرررر قدرتمند هستن…(در حالیکه من قبلا وقتی اینهمه قند رو در لایف استایل شون میدیم یا حتی فکرر میکردم بهشون،احساس میکردم در آستانه ی دیابت قرار میگیرم..)

      در مقابل همه ی این مثال ها…گذشته ی خودم رو که مرور میکنم..میبینم واقعا هم خیلی نمیخوردم اما همیییشهه اضاف وزن داشتم و دنبال رژیم و باشگاه و پایه ی پیاده روی بودم…

      یادمه عیدها یقین داشتم که بعد از تعطیلات 15 روزه 2 کیلو چاق میشم و واقعا هم میشدم..نه بخاطر اینکه میخوردم..بخاطر افکارم..بخاطر اینکه انتظارشو داشتم…یا ماه های رمضان..مثل روز برام روشن بود که در پایان ماه حتمااا اضافه وزن خواهم داشت با اینکه ما اصلا زولبیا و بامیه نمیخریدیم و وعده ی شام اصلا نداشتیم و اکثرا فقط افطاری نون پنیر سبزی/هندوانه/طالبی میخوردیم..الان میفهمم که مهم نبود که چی میخوردم…مهم این بود که من اطمینان داشتم..باور داشتم که اضافه میکنم و میکردم…

      بعد ازدواج هم همینطور…باورهای اشتباهم کار خودشو کرد…وااای که با این ندونستنم چه ظلمی به خودم کردم و الان چقدررر خوشحالم که راه درست رو پیدا کردم…راهی که براحتی میتونم راهاش به جاده ی تناسب اندام برگردم..تناسبی که باهاش خلق شدم و به این دنیا اومدم… و دوست دارم همونطوری که خداوند منو متناسب راهی این دنیا کرد من هم متناسب به دیدارش برم..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم