0

چگونه فقط با تغییر ذهنم لاغر شدم؟ | داستان لاغری با ذهن (گام ۴۱)

بهترین روش لاغری ذهنی
اندازه متن

🧠✨ سال ۱۳۹۳ بود، یه روز معمولی، اما توی ذهن من یه جرقه افتاد.

داشتم کتابی درباره موفقیت و قانون جذب می‌خوندم که نویسنده‌اش با افتخار از تجربه‌ی شخصی خودش نوشته بود. همون‌جا، توی دلم یه آرزو کاشتم:

این‌که یه روزی منم انقدر تغییر کنم که بتونم از خودم مثال بزنم، یه الگوی واقعی برای لاغری با ذهن باشم 🌱

📚 هر بار که مطلبی درباره موفقیت با ذهن می‌خوندم، یه تصویر واضح توی ذهنم شکل می‌گرفت:

من، با لبخند رضایت، در حال گفتن داستان موفقیتم به کسی که مثل قبلِ خودم ناامید و سردرگمه…

اون روزها، راستش حتی تصورشم برام دور از ذهن بود 😞

اما الان، با تمام وجودم باور دارم که بهترین روش لاغری ذهنی، همین مسیریه که من طی کردم؛ مسیری که از تغییر فکرها شروع شد، نه از حذف غذاها! 🚫🍰

امروز با افتخار می‌تونم بگم:

✅ بدون رژیم

✅ بدون ورزش‌های طاقت‌فرسا

✅ فقط با تغییر نگرش و باورهایی که ریشه‌ی چاقی بودن

تونستم قدم‌به‌قدم با استفاده از آموزش های بهترین روش لاغری ذهنی خودمو از اسارت اضافه وزن نجات بدم.

و حالا خوشحالم که می‌تونم از خودم مثال بزنم، برای تویی که دنبال یه راه واقعی برای تغییر هستی 💛

بهترین روش لاغری ذهنی

✨ روند لاغر شدن من با بهترین روش لاغری ذهنی

امروز که دارم این متن رو برای فایل آموزشی مسیر لاغری‌ام می‌نویسم، فقط درباره یه تجربه‌ی شخصی حرف نمی‌زنم…

دارم یه تصویر زنده و واقعی از خودم در دوران چاقی رو به نمایش می‌ذارم؛ همون تصویری که حالا شده سند افتخار و موفقیتم 📸💪

شاید سال‌ها پیش وقتی کتاب‌های موفقیت رو می‌خوندم و می‌دیدم آدم‌ها چطور از خودشون مثال می‌زنن، ته دلم می‌خواستم منم یه روزی بتونم همین کار رو بکنم.

ولی راستش هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این روز انقدر واقعی و شیرین سر برسه… 🎯

📚 تو این سال‌ها، مستندهای زیادی از آدم‌های موفق دیدم، زندگی‌نامه‌هاشون رو خوندم.

اما یه چیز همیشه برام عجیب بود:

کم پیش میاد که کسی خودش بلند شه، از راهی که رفته حرف بزنه و بگه چطوری موفق شده. بیشتر وقت‌ها یه گزارشگر میاد و از سختی‌ها و چالش‌ها سوال می‌پرسه، نه از روش واقعی موفق شدن…

ولی توی مسیر من یه چیز متفاوت اتفاق افتاد:

✨ من با «بهترین روش لاغری ذهنی» لاغر شدم و نکته جالبش اینه که تو این مسیر هیچ وقت احساس شکست نکردم!

نه اینکه نخوام درباره سختی‌ها حرف بزنم؛ بلکه واقعاً سختی‌ای نبود که بخواد به چشم بیاد.

اون چالش‌هایی که داشتم، در مقایسه با ۳۵ سال زندگی با چاقی، احساس شرم، محدودیت، و خودسرزنشی، هیچ بودن… یه نفس راحت در مقایسه با اون همه فشار 😌🕊

تو این مسیر ذهنی، هر روزم یه قدم به رهایی نزدیک‌تر بود. نه محدودیت غذایی داشتم، نه رژیم، نه تمرینات سنگین.

فقط با تغییر افکار و باورهایی که سال‌ها ذهنمو زندانی کرده بودن، آزاد شدم… و سبک شدم… هم توی بدن، هم توی روح ✨

و حالا می‌تونم با اطمینان بگم:

اگه دنبال بهترین روش لاغری ذهنی هستی، این همون راهیه که نه تنها نتیجه می‌ده، بلکه در مسیرش، طعم واقعی آرامش، عزت‌نفس و آزادی رو می‌چشی 🌿❤️

آموزش لاغری با ذهن
آموزش زبان لاغری

🧠 آموزش زبان لاغری؛ بهترین روش لاغری ذهنی

از وقتی که با تمام وجودم وارد مسیر آموزش لاغری با ذهن شدم، یه هدف همیشه در قلبم بوده:

این‌که هیچ‌کسی که به این مسیر قدم می‌ذاره، طعم تلخ شکست رو تجربه نکنه 🍀

🌀 شاید بعضی‌ها در مسیر، یه جاهایی لیز بخورن یا حتی برای مدتی دست از ادامه دادن بردارن… اما جادوی این مسیر اینه که:

برمی‌گردن!

دوباره و دوباره، مثل کسی که یادش می‌افته خونه‌اش کجاست 🏡 و با عشق و اطمینان بیشتری به راه ادامه می‌دن…

از نگاه من، این لیز خوردن‌ها اصلاً شکست نیست. در واقع، یه جور تلنگره برای قوی‌تر شدن ایمانمون به اینکه

بهترین روش لاغری ذهنی همونیه که از درون ما شروع میشه، نه از روی ترازو!

📖 توی دل نوشته‌های ساکنین سرزمین لاغرها بارها خوندم که چطور بعد از یه دوری کوتاه، با دل پرامید برگشتن، و این‌بار نه فقط برای لاغری بدن، بلکه برای آرامش ذهن و شادی روح‌شون قدم برداشتن 🌷

یکی از شگفتی‌های مسیری که من تجربه‌اش کردم و حالا آموزش می‌دم اینه که:

کسی که حتی یه جلسه از آموزش‌های لاغری با ذهن رو ببینه، دیگه نمی‌تونه به روش‌های پرزحمت و موقتِ جامعه برگرده.

انگار یه پنجره تازه توی ذهنش باز شده و دیگه نمی‌شه اون رو بست 🪟✨

🔁 اگرم وسوسه شه که بره سراغ یه رژیم یا برنامه غذایی، خیلی زود دلش می‌فهمه که اشتباه رفته… و با اشتیاق بیشتری به این مسیر ذهنی و درونی برمی‌گرده 🙏🧘‍♀️

مسیر لاغری من در مسیر بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه داستان موفقیت نیست؛ 📽 یه مستند زنده‌ست، پر از صداها و قدم‌هایی که از دل چاقی به سمت آزادی رفتن…

با همه‌ی احساساتش، با لحظه‌های کشف، با باورهایی که کم‌کم تغییر کردن… و حالا، با اطمینان کامل می‌تونم بگم:

✅ هرکسی که با اشتیاق وارد این مسیر بشه ✅ و تلاش کنه که واقعاً یاد بگیره، نه فقط اجرا کنه

چه بخواد، چه نه، لاغر می‌شه و مهم‌تر از اون: لاغر می‌مونه 🌟

💖 بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه برنامه لاغری نیست؛ یه راهه برای رهایی از تمام اون چیزهایی که سال‌ها ذهن و قلبمون رو سنگین کرده بودن…

رهایی از چاقی، فقط بهانه‌ست برای آزاد شدن از رنج، غم، کمبود عزت نفس و احساس شکست… و من، هر روز خدا رو شکر می‌کنم که توی همین دنیای مادی، فرصت پیدا کردم هم جسم و هم نگاهم رو به زندگی تغییر بدم 🙏

و خوشحال‌تر از اون، این‌که حالا می‌تونم بهترین روش لاغری ذهنی رو با شما که آماده‌ی تغییر هستی، به اشتراک بذارم ❤️

📬 و چیزی که همیشه قلبم رو گرم می‌کنه، خوندن نوشته‌های ساکنین سرزمین لاغرهاست…

نوشته‌هایی که نه‌تنها درباره‌ی لاغری، بلکه درباره‌ی آزادی و عشق به خود هستن.

برای من، این‌ها زیباترین متون دنیا هستن ✨

چگونه علم از «لاغری با ذهن» پشتیبانی می‌کند؟

تا حالا شنیدی گفته: «هر کاری که ذهن قبولش کنه، بدن هم همراه می‌شه»؟ می‌خوام یه آزمایش علمی معتبر برات معرفی کنم که عین جمله‌ست:

🧪 تحقیق متاآنالیز درباره ذهن‌آگاهی و بهترین روش لاغری ذهنی

در یک بررسی جامع (متاآنالیز) روی بیش از ۱۸ مطالعه مختلف و حدود ۱,۱۶۰ نفر شرکت‌کننده، نتیجه زیر به‌دست اومده:

  • میانگین کاهش وزن حدود ۳ تا ۳.۵ کیلوگرم در مدت پیگیری
  • اثر متوسط اما قابل توجه روی کنترل رفتارهای غذایی ناسالم (بیش از ۰.۷ اندازه اثر Hedge’s g)
  • ترکیب مراقبه ذهن‌آگاهی با تمرینات ساده (مثل رصد تنفس یا تمرکز روی احساس سیری) در طول زمان باعث ثبات کاهش وزن هم می‌شه 

افزون بر این، بررسی‌ای دیگر نشان داد ذهن‌آگاهی باعث کاهش قابل‌توجهی در شاخص توده بدنی (BMI)، دور کمر و میزان چربی بدن می‌گرده، و اثرات این کاهش تا چند ماه بعد هم دوام داره .

✅ پس یعنی چی برای تو؟

  • بهترین روش لاغری ذهنی باید بتونه بدون حذف غذا یا ورزش سنگین، باعث لاغری شما بشه.
  • کنترل رفتار و احساس گرسنگی، یکی از اصلی‌ترین دلایل ماندگاری نتیجه‌ست.
  • این روش با پایه علمی، حمایتی قوی پشتشه…

✨ تطبیق علمی با تجربه من

وقتی من حرف از «بهترین روش لاغری ذهنی» می‌زنم، این فقط ادعا نیست؛ این تجربه‌ی ذهنی من هست که با یافته‌های علمی مهم پشتیبانی می‌شه.

همونطور که تجربه‌ی من نشون داد:

  • بدون رژیم‌ غلیظ یا ورزش سنگین،
  • فقط با تغییر افکار، باورها و رفتارهای ذهنی،
  • تونستم مسیر لاغری رو طی کنم؛

همزمان، علم می‌گه: ذهن‌آگاهی و توجه به اعلان‌های بدن (مانند گرسنگی و سیری) واقعاً روی وزن، BMI و رفتار غذایی تاثیر داره.

پس این مسیر نه فقط داستان شخصی منه، بلکه به‌واقع یکی از‌ موثرترین، علمی‌ترین و پایدارترین روش‌های لاغری‌ست 🌿

✍️ تمرین آموزشی ویژه: بهترین روش لاغری ذهنی 💡

همه ما تجربه استفاده از رژیم‌ها و برنامه‌های ورزشی را داشته‌ایم. اما واقعاً چند نفر با این روش‌ها به نتیجه‌ای ماندگار رسیده‌اند؟ 🧐
خیلی وقت‌ها علی‌رغم اجرای کامل برنامه، باز هم سرزنش می‌شدیم که چرا وزن کم نکردیم! اینجاست که متوجه می‌شیم شاید مسیر رو اشتباه رفتیم…

اگر به دنبال بهترین روش لاغری ذهنی هستی؛ روشی که بدون رژیم، بدون فشار، بدون ترس از قضاوت، تو رو به لاغری پایدار برسونه، این تمرین برای توست. ✨
لطفاً ابتدا محتوای نوشتاری و ویدیوی آموزشی این جلسه رو با دقت ببین و بعد با حوصله به سوال‌های زیر پاسخ بده. 💬

  • چرا با اینکه رژیم و ورزش‌ رو کامل اجرا می‌کردی، باز هم به شکل دلخواه لاغر نشدی؟
  • از نظر تو ذهن چه نقشی در موفق نشدن روش‌های قبلی لاغری داشته؟
  • چرا خیلی‌ها با اینکه کم غذا می‌خورن اما لاغر نمی‌شن؟ ذهن در این ماجرا چه نقشی داره؟
  • تجربه یا برداشتت از این جمله چیه؟ «نمی‌دونم با اینکه کم می‌خورم چرا لاغر نمی‌شم، ولی می‌دونم اگه بیشتر بخورم چاق‌تر می‌شم!»
  • با توجه به محتوای این جلسه، برداشت تو از بهترین روش لاغری ذهنی چیه؟
  • بر اساس ویدیوی آموزشی، تمرینی که از این جلسه برای خودت طراحی کردی رو در بخش دیدگاه‌ها بنویس 📝

🗨️ منتظر شنیدن صدای تو هستیم!
حتماً پاسخ‌هات رو به صورت انشایی در بخش دیدگاه‌های همین جلسه بنویس و تجربه‌ات رو با ما و سایر اعضای سرزمین لاغرها به اشتراک بذار 💖
شاید نوشته تو، الهام‌بخش فردی باشه که همین حالا دنبال امید و راه نجاته 🌈

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.63 از 62 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=30320
55 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 930 کلمه
      • استاد پیرو حرفها و نوشته های قبلیم خدمتتون عرض کنم هر فایل هر لحظه اش در وگوهر الماس هست،
      • نمی‌دونم کدومشونو رو جمع کنم اصلا گواهی حق بر قلب میکوبه ،اطمینان به قلبمون بیشتر میشه من که چنین حسی دارم آنقدر مفید آنقدر اثر بخش آنقدر تک خاص و جدید هست و اولین بار من اینارو دارم می‌شنوم و چه زیبا آموزش داده میشه این فایلها و من تا بینهایت و دوباره از خدااوند مهربان مطلق و شما استاد عالیقدر سپاسگزارم،
      •  
      •  چرا با اینکه برنامه های رژیمی و ورزشی را با دقت اجرا می کردید اما به شکل دلخواه لاغر نشدید؟
      • استاد هر چقدر بیشتر میرم جلو  ذهنم داره تبدیل و تجزیه تحلیل دقیق‌تری می‌کنه انگار کور بودم بینا شدم انگار محقق تجربی در نگرش رفتار عمل چ افکار خودم و دیگران دارم میشم و شدم وقتی دقت در رفتار خودم و افراد اطرافم میکنم و هر کاری ک ه انجام میدم و هر کاری که دیگران انجام میدن انگار تمام حرفها و تصاویر و آموزشهای دقیق و حق شما میاد به ذهنم مغزم و جلوی چشمام دلیل یابی تشخیص علت و معلول و اینکه حالا چکار باید کنم چطوری فکر کنم بگم مثل یک کمک کننده فرشته نجات تمام آموزه های شما میاد هم بیشتر در قلبمون اثبات میشه آموزه های حق شما هم بیشتر یاد میگیرم چکار کنم ،

      استاد وقتی میترسیدم وقتی انتظار چاقی داشتم وقتی با عالمو‌ ادم جنگ داشتم کیفیت زندگیم داشت از بین می‌رفت عصبی افسرده و خود خور شده بودم و مهمانی دیگه نمی کنم میگفتم دارن در مورد من حرف میزنم حساس و وسواس فکری داشتم پیدا میکردم با اینکه من ۱۹سال دارم ورزش میکنم اصلا رشته من فیزیولوژی ورزشی بود اما داغوووون بودم از ذهن و رفتار،

      و مدام نگرشم از روی ترسو اضطراب و جنگ با خودم و همه چیز و با چاقی و همش منفی و تنفر و  زشت بینی ترس بود فکرم ،حالا من با این حال بد اگر کوه هم جا ب جا میکردم که به خدا کردم من جواب نگرفتم و واقعا حالا فهمیدم آنقدر فعال بودنم چرا لاغرم نمی‌کرد !!! الان میفهمم چرا با هر رژیم فکر میکردم دوباره رفتم تو قفس کوچکتر از خودم حتی دوباره ولع هوایی که فکرشم نمی‌کردم بدتر میومدن که بیا مارو بخور صد برابر هم میخوردم من با رژیم ا حساس خفگی انگار گلومو می‌گرفتم خفم کنند و چقدر بدم نیومد یک نفر دیگه منو کنترل کنه خیلی بدم میومد تازه برای بیشتر زور داشت چون رشتم این هست ،

      و ورزش وااای دیگه بردگان افریقا از من بیشتر استراحت داشتن من از صبح ساعت ۷ تا ۷ شب خونه نبودم یک تنه فعالیت و تمرین و پیاده روی خداییش میومدم تازه کارهامو انجام میدادم دلم برا خودم بدنم عمرم اندام هام انگشت پاهام ناله میکردم وچه بلایی با سختگیری میوردم انگار دشمن من بود این بدن طفلی رو چکار میکردم متاسفم خدایا مرا ببخش .

      •  
      • نقش قدرت ذهن در لاغر نشدن و نتیجه نگرفتن از سایر روش های لاغری را شرح دهید.
      • ذهن واااای نگم که تماما ایشون فرمانده بوده و من فقط دست و پا میزدم اما حکم آزادی منو توی این ۱۹ سال البته ده سالی که ازدواج کردم و شش سالی که خیلی چاق شدم ایشون حکم آزادی به من نداد که نداد 
      • همه کاره و فرمانده اصلی اون حالا تا آخر عمرتم دستو پا اشتباه بزن اصلا نگاتم نمیکنه و ذهنت بهت میگه نمیدونم تو چی میگی با چه زبانی حرف میزنی چرا آنقدر ادا در میاری نیوری اینور اونور نمی‌فهمم چی میخوای چی میگی آره تا وقتی غلط راهت و  زبان دهنتو نمیدونی اون ترجمه نمیکنه حرفاتو حرکاتتو نمی‌فهمه .
      • با توجه به اینکه خیلی از افراد چاق به خاطر سالها رژیم گرفتن به شکل خودبخودی میزان خوردن خیلی کمی دارند چرا لاغر نمی شوند؟بله دلیلش نا هماهنگی ذهن و  فرمولهایش و دستورهایش با مغزو رفتار و حرکات جسم اون انگلیسی می‌فهمه من هی آلمانی میگفتم بهش.و ذهنمم دستور آزادی نمی‌داد .
      •  
      • تجربه یا نگرش خود درباره عبارت (نمی دانم با اینکه مقدار کنی غذا می خورم چرا لاغر نمی شم اما می دانم اگر بیشتر غذا بخورم حتما چاق تر خواهم شد) را شرح دهید؟یعنی ذهن انگار اومده گوششو گذاشته روی قلب و زبان ما تا ببینه ما چه احساسی داریم یا چی میگیم و صادقانه همان رو بهت میگه تو اینو قلبا حس می‌کنی و به این مورد فکر می‌کنی و اینو میگی و میخوای واقعا منم صادقانه بهت میگم بله چشم حتما تقدیم تو ، تقدیم به حست خواسته قلبیت به فکرت به رفتارت به کلامت تقدیم می‌کنه همونو.
      • با توجه به محتوای نوشتاری و ویدیوی آموزشی درک و برداشت خود از این جلسه را شرح دهید؟
      • نتیجه ای که گرفتم و در ذهنم ثبت شد،
      • اول باید توضیح بدم به ذهنم محضر حاکم بزرگ و قدرتمند که ذهن عزیزم حاکم بزرگ جریان واقعی در قلب که فرزند عزیز شماست  اصلاح شده وحالش خوب واقعا درس درست رو واقعا یاد گرفته ؟حالا ذهن من حاکم بزرگ و مانند یک پادشاه حالا بعد اینکه حس قلب منو بررسی کرد و دید قلب من که بچه اش در اصل درسشو صادقانه یاد گرفته و حالش خوب قلب من و شاد نمره اش هم بیست گرفته میاد میگه دستور نمره بیست را برایش صادرکنید ،

      و بعد یا همزمان بعد از آنکه حکم توسط حاکم بزرگ بعد از بررسی نتایج حس قلبی صادر شد و حس واقعی قلب را دیدن و فهمیدن و حکم را صادر کردن به ، 

      به وزیر اعظم همان مغز و بعد به 

      دستگاه ستاد اجرایی و اقدام عملی همان تولید و تبدیل افکار به میل و بعد به 

       رفتار و حرکات جسم فیزیکی و بعد 

      به آرامی با خوشحالی با ماندگاری تا آخر عمر خوش و خرم 

      قلبو دهنو و مغرور و رفتار در کنار هم زندگی میکنند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 451 کلمه

      به نام خداوند مهربان همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،

      و درود و رحمت خدا و برکت سلامت عزت ثروت سعادت لذت و شادی نور هدایت آگاهی و عمر طولانی و روا شدن همه خواسته های شما استاد ارجمند و گرامی هر لحظه انشاالله در زندگیتان جاری،

      استاد یه حمله رو اول بگم به دلم نشسته:

      ۱(فکرت لاغر بشه تو چه بخوای چه نخواهی لاغر میشی) به به !!!چه جمله و  حرف درست و حقی  چه قدرت بزرگی در ما هست به به !!!

      ۲هر چقدرم انتخاب کنی که نخوری ولی ترس و انتظار چاقی در ذهنت چاقت باش لاغر نمیشی ،

      ۳ اگر ما نیایم با آرامش به آموزه های ذهنمون با شجاعت و صلح رفتار لاغری را اضافه نکنیم و تغییر ندیم رفتارمون را به آرامی و در اقدام روزمره خود هیچ عملی نداشته باشیم ا البته باز در همانگی با دستور ذهن باید انجام بشه همه چی و 

      د ر واقع بعد از این مراحل استمرار نداشته باشیم و در صلح و شجاعت و لذت با مواد غذایی و عادتهامون و تغییرات لذت بخششون نباشیم که و کلا یعنی هماهنگی بین ذهن ورفتار ایجاد نکنیم لاغری خبری نیست ،

      مثل دفعه های قبل:

      حالاهی بریم  نخوریم کم بخوریم ورزش کنیم اصلا مسافرت زهر مار بشه بهمون مدام تو درگیری جنگ خوردم نخوردم و رژیمو محدودیت بگیریم هیچ اتفاقی نمیفته به در بسته کوبیدیم فقط و اینکه هیچوقت برای من باز نشد این در بسته،

      دیگه چقدر ورزش و فعالیت و استرس کشیدم و عذاب من فقط باید جسم موردم میومد بیرون از باشگاه یا حین پیاده روی انگشت پا برام نمونده بود آنقدر راه میرفتم توی روزهای متوالی شش هفت ساعت پشت سر هم راه رفتن از صبح تا شب و باشگاه ر فتن الکی نیست.

      اما الان چنان اطمینان حقی به قلبم مهر زده شده اون در که هیچی همه درهای آرزوهام به روی من باز شدن 

      چون محدودیت ترس رفت 

      چون آگاهی اومد 

      یادگیری اومد 

      تغییر اومد یادگیری صبوری پله به پله آرام آرام اومد 

      عجله رفت محدودیت زمانی رفت 

      تا آخر عمرم وقت دارم و من متناسب می مونم و خواهم ماند 

      چون راه درست اومد قدم برداشتم و میخواهم بمانم در این راه درست 

      چون لذت از مسیر اومد 

      چون زیبایی و صلح در همه مواد غذایی و عادتهای برام‌اومد 

      در یک کلمه عشق اگاهی تعهد و اقدام عملی اومد برام 

      خوشبختم کرد این آرامش و آزادی و قدرتمندی که درون خودم خیالم راحت شد 

      شانس دیگه برام معنا ندارن کنترل شادی از بیرون در ذهنم و وابستگی به چیزی یا کسی یا مواد غذایی و رژیمیو ورزشی برام معنا ندارن زنجیرها از پام باز شدن .

      دارم پرواز میکنم بدون رژیم بدون ورزش سخت به نیت مدام لاغری بدون اعصاب خورد محدودیت زندانی بودن و دعوا و جنگ مدام در درونم دیگه همه محو و پاک شدن خدایا شششکککرت. 

      استاد ممنونتون هستیم واقعا هر چقدر بگیم کم،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 568 کلمه

      به نام خداوند روزی دهنده ام 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات روند لاغر شدن من 

      • چرا با اینکه برنامه های رژیمی و ورزشی را با دقت اجرا می کردید اما به شکل دلخواه لاغر نشدید؟
      • برنامه های رژیمی و ورزشی با وجود فشارهای زیاد جسمی و ذهنی که به ما وارد می‌کردند اما بعد از گذشت مدتی ما دچار یک چسبندگی وزنی می‌شدیم و حتی با کمتر کردن مقدار غذا و یا بیشتر کردن فشار ورزش هم این استاپ وزن شکسته نمیشد و ما همیشه در یک فاصله ای تا وزن دلخواه و ایده آل خودمان قرار می‌گرفتیم و با دیدن تلاش‌های زیاد اما نرسیدن به لاغری دلخواه دلسرد می‌شدیم و انگیزه خودمان را از دست میدادیم و همه چیز را رها میکردیم 
      • نقش قدرت ذهن در لاغر نشدن و نتیجه نگرفتن از سایر روش های لاغری را شرح دهید.
      • قدرت ذهن بزرگترین دلیل تاثیر نداشتن روش‌های لاغری مختلف بود چون ما آنگونه که بدون دردسر و خودبه خودی چاق شده بودیم قصد لاغری نمی‌کردیم و از راه برعکس و مرحله آخر که تحت فشار گذاشتن جسم بود می‌خواستیم لاغر شویم در حالی که تمام افکار و فرمول‌هایی که باعث چاقی ما شده بودند سرجای خودشان دست نخورده مانده بودند و فقط منتظر بودن دوران محنت رژیم تمام شود و دوباره روزگار از سر بگیرند و همین باعث می‌شد مدتی که رژیم بودیم در محدودیت به سر میبردیم و بعد پایان رژیم ما به همان روال سابق با خوراکی ها رفتار پرخوری و ذهن چاق انجام میدادیم و در آخر نتیجه ای برای ما حاصل نمیشد 
      • با توجه به اینکه خیلی از افراد چاق به خاطر سالها رژیم گرفتن به شکل خودبخودی میزان خوردن خیلی کمی دارند چرا لاغر نمی شوند؟
      • چون اصلا نحوه خوردن و مقدار خوردن ما نیست که ما را لاغر می‌کند بلکه یک سری مجموعه افکار و ذهنیات باعث تغییر تمایلات و رفتار ما می‌شود و چاقی را رقم می‌زند 
      • کسانی که بخاطر سالها رژیم خودبه خود کم می‌خورند ولی باز هم لاغر نمی‌شوند و بدن آنها به همان حجم غذا عادت می‌کند و آنها حتی اگر کمتر هم بخورند باز هم لاغر نمی‌شوند چون گیر کار چاق شدن ما در عوامل بیرونی نیست بلکه از درون خودمان و ذهنمان است 
      • تجربه یا نگرش خود درباره عبارت (نمی دانم با اینکه مقدار کنی غذا می خورم چرا لاغر نمی شم اما می دانم اگر بیشتر غذا بخورم حتما چاق تر خواهم شد) را شرح دهید؟
      • من سالها از این قضیه اعتراض میکردم که ای بابا من هر چقدر کم و کمتر میخورم لاغر نمی‌شوم ولی فقط کافی است یک هفته رژیم و کم خوری نداشته باشم بلافاصله چاقی بیشتر را تجربه میکنم و این فرمول ذهن من شده بود و باعث شده بود نسبت به خودم و جهان هستی خشم زیادی داشته باشم و از نوع خلقت خودم به خداوند گلایه و شکایت کنم حتی بارها همسر من که شاهد تلاش‌های من برای لاغری بود به حرف می آمد و می‌گفت ای بابا چرا بدن تو اینطوری است ،و برایم ثابت شده بود که باید این سرنوشت تلخ را بپذیرم و راحت زندگی کنم ولی واقعا پذیرش چاقی برایم غیر ممکن بود و مدتی بعد رها کردن تمام روش‌ها و چاقتر شدن دوباره با یک روش و تکنیک جدید به جنگ چاقی و بدن بینوای خودم میرفتم قافل از اینکه خانه از پای بست ویران است و اصلا مشکل کار از ذهن منه که در جسمم بصورت چاقی نمایان میشه 
      • پروردگارا روزیمان کن فهم بیشتر و رفتار صحیحتر را 
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه
      ۱۴۰۲/۰۷/۰۶ ۱۲:۰۸
      مدت عضویت: 1041 روز
      امتیاز کاربر: 10040 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 660 کلمه

      به نام خدای هستی بخش

      گام ۴۱ : روند لاغر شدن من

      وای استاد چقدر ازتون ممنونم بابت این فایل چقدر من به شنیدن آگاهی های این فایل نیاز داشتم. چقدر بهم چسبید انگار اینجای مسیر به این فایل نیاز داشتم که مسیرم کاملاً برام روشن بشه و انرژیم بره روی ۱۰۰۰ برای ادامه مسیر . حس میکردم داره انرژیم میوفته ولی به ادامه دادن مسیرم متعهد بودم ،  این فایل مثل یه نوشابه انرژی زا بود برای من ، قشنگ مسئله لاغری با ذهن رو برای من حلاجی کردین . من در این مدتی که در این مسیر بودم همش یه صدای ضعیفی با یه سوال ذهنمو مشغول میکرد که خوردن این وسط چی میشه؟ یعنی من باید خوردنم به چه شکلی باشه تا متناسب بشم ؟ با اینکه دیگه میلی به خوردن زیاد و رسیدن به فشار شکمی نداشتم ولی باز فک میکردم که این اون تغییری که باید در من ایجاد بشه نیست و داستان به این راحتیا نیست که من فقط با نرسیدن به حالت فشار شکم لاغر بشم واز طرف دیگه باور نمیکردم که این نتیجه تغییر افکارم باشه و همش حس میکردم که خودم دارم مثل رژیم گرفتن غذامو کم میکنم و دارم خودمو گول میزنم ، و این میومد تو ذهنم که نکنه خوردن به چاقی ربط داره و بعدش سوال بعدی ذهنم رو به بازی میگرفت پس اونایی که لاغرن و هرچی با هر مقداری میخورن چی ؟ با اینکه به این نتیجه رسیده بودم که خوردن مهم نیست ولی میترسیدم نکنه درست متوجه نشدم و دارم اشتباه میکنم خلاصه که انواع و اقسام سوال ذهن منو پر کرده بودن. ولی امید داشتم که هرچه در این مسیر جلوتر برم این موضوع هم برام واضح میشه، انگار میخواستم اینو از دهن شما بشنوم که برام توضیح بدین که چرا اینجوریه که با دیدن این فایل و مثال های واضح شما کاملاً متوجه شدم که قضیه از چه قراره . قضیه اینه که ما دو دسته افراد متناسب داریم افراد متناسب با افکار و رفتار درست و افراد متناسب با افکار درست و رفتار نادرست که با این دسته بندی متوجه شدم که افکار خیلی قوی تر از رفتار ما هستند و اگر ما افکار درستی داشته باشیم  بر رفتار نادرست ما غلبه میکنه و اونو خنثی میکنه . و چقدر خوبه که سایت تناسب فکری قراره از ما فرد متناسب با افکار و رفتار درست بسازه . در این مدتی که در سایت تناسب فکری هستم  ترسم از خوردن و مواد غذایی داره کم و کمتر میشه این نشان دهنده تغییر در افکار منه و از فشار شکمی متنفر شدم از اون حالتی که بعد از پرخوری بهم دست میده بدم میاد و سعی میکنم در بیشتر موارد نزارم که به اون حالت برسم شاید گاهی اوقات از دستم در بره و حالت بعدش دوباره بهم اثبات میکنه که چقدر از این حالت متنفرم و دوست ندارم اونو تجربه کنم  و این نشان دهنده تغییر رفتار در منه که اونو مدیون موندن در سایت تناسب فکری میدونم که میدونم خودم دارم آگاهانه بدون اینکه اجباری وجود داشته باشه  رفتار درست رو انجام میدم و به اندازه میخورم . و اینکه اینم متوجه شدم همین کارایی که من میکنم کافیه اینکه فایلامو گوش میدم تمرینات شو انجام میدم و با انجام دادن این کارا حالم بهتر شده وصداهای آزارده دهنده ذهنم ضعیف شده یا شاید این درستش باشه که بگم من میتونم جواب درست و حسابی بهشون بدم و ساکت شون کنم اینکه که دیگه دوس ندارم فشار شکمی داشته باشم این یعنی من جای خوبی هستم حداقل برای این مدت بودن در سایت که حتما با بودن بیشتر در این سایت به جاهای بهتر از این هم خواهم رسید . این فایلا از اون فایلاس که دوس دارم بارها گوشش بدم چون واقعا حس خوبی بهم میده و بهم ثابت میکنه که لاغر شدن چقدر آسونه و اون چیزی که من ازش ساختم اصلاً نیست بیخود نبود استاد که شما بارها توی فایلاهاتون میگفتین لاغر شدن خیلی آسونه مجدداً استاد واقعا ازتون ممنونم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,232 کلمه

      به نام خداوند صبورم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      نقش قدرت ذهن در لاغر شدن 

      خوب طی سالیان طولانی که با روش‌های رژیمی و ورزش‌های طاقت فرسا مشغول رسیدن به عشق دیرینم لاغری بودم را می‌خواهم کمی بررسی کنم 

      من رژیم خام گیاه خواری گرفتم و با اینکه بسیار بسیار کم آن هم فقط سبزیجات خام ،مصرف میکردم و هر روز صبح زود باشگاه میرفتم و بیشتر از سه ساعت در باشگاه ورزش‌های هوازی و بدنسازی انجام می‌دادم و عصرها هم در خانه روزی یک ساعت با تردمیل پیاده روی و دویدن انجام می‌دادم و این پروسه یک سالی به همین منوال ادامه داشت ؛

      یعنی ورودی غذاها و خوراکی ها کم و خروجی ورزشی زیاد 

      اما من با تمام این تلاش‌ها روی وزن ۷۸ کیلو مونده بودم و چسبندگی وزنی ام و رنج بیشمار من برای رسیدن به عدد وزنی مجردیم که ۶۳ کیلو بود و انتظار از این همه فشار جسمی بالاخره من و تسلیم کرد و این فرمول زندگی و رها کردم بماند که چقدر سختی کشیدم و هر کس منو میدید میگفت شبیه معتادها شدی و صورتت داغون شده به قولی اومده بودم ابروش و بردارم زده بودم چشمام کور کرده بودم خوب دیگه  اگر نخوردن باعث لاغریه و یا ورزش باعث لاغریه پس چرا من اونقدری کاهش وزن یا سایز نداشتم ؟

      مورد بعدی رژیم انگور گرفتم و هر روز طبق اندازه فقط و فقط انگور میخوردم و هر روز دوساعت پیاده روی و دویدن با تردمیل و نیم تا یک ساعت حلقه هولاهوپ کار می‌کردم با این روش هم مقداری کاهش وزن داشتم اما دوباره چسبندگی وزنی و سخت بودن رژیم باعث شد بعد انجام کامل دوره رژیم دیگه تکرارش نکنم و رهاش کردم

      مورد دیگه من هر روز از ساعت ۶ صبح تا ۲ ظهر سرکار همش سرپا بودم بدون خوردن هیچ چیزی بجز آب فقط آب میخوردم اونم زیاد لیتر لیتر آب میخوردم ،بعد ساعت ۴عصر سه قاشق سوپ رژیمی تند و دوباره فقط آب میخوردم و ساعت ۶ تا ۷ پیاده روی با تردمیل انجام می‌دادم و کل خوراک من همین چند قاشق و آب بود .

      چهارماه این رژیم من در آوردی و ادامه دادم به شدت بیمار شدم اما هنوز صد گرم هم وزن کم نکرده بودم 

      سر ماه چهارم که خیلی حالم بد شد و با آمبولانس من و از مدرسه به بیمارستان رسوندن به یکباره متوجه شدم هر دو  کلیه هام نیاز به جراحی پیدا کردن و در عرض یک هفته کاهش وزن از ۹۸ به ۷۸ کیلو پیدا کردم طوری بود که وقتی برگشتم مدرسه همه همکارام شوک شده بودن از بس تو این مدت یک هفته من لاغر شده بودم توی بیمارستان هر گونه خوردن برام کامل ممنوع بود حتی آب و نهایت اجازه داشتم در حد رفع عطش گلو تر کنم کلا روزهای وحشتناکی و گذروندم یادمه اینقدر عادت کرده بودم که به جای غذا آب بخورم به پرستارها میگفتم من اگه غذا نخورم خیالیم نیست فقط آب و ازم نگیرید و اونا میگفتن علت اصلی مشکل کلیه هات همین مصرف بی رویه آبه چون من تا گرسنه میشدم توی این چهارماه لیتر لیتر آب میخوردم ؛

      و واقعا معنای آبم میخورم چاق میشم و درک کردم 

      خوب اینا سه مورد از روش‌های سخت و واقعا طاقت فرسای رژیمی من بود از انواع رژیم‌ها تو کارنامه خودم دارم ولی الان باید بررسی کنم ببینم علت این شکستها چی بوده ؟

      خوب مشخصه  ترس از خوردن و چاق تر شدن بود

      واقعا اگر خوردنم از یه اندازه چشمی که طبق رژیم‌ها توی ذهنم ثبت شده بود بیشتر می‌شد دیگه برام فرق نداشت چند قاشق اضافه است هر ذره اون خوراکی برام تبدیل میشد به چند کیلو اضافه وزن و دقیقا هم اتفاق می افتاد یعنی ایمان داشتم من هر چی رژیم و ورزش بگیرم کافیه نهایت یک هفته رژیم و ورزش و رها کنم یه پنج کیلویی از قبلم هم چاقتر میشم و این دیگه برام تبدیل به واقعیت شده بود 

      درباره چسبندگی یا استپ وزنی هم ایمان پیدا کرده بودم وزن من دیگه خودمو بکشم نهایت بشه ۷۸ کیلو و دیگه پایین‌تر نمیاد حتی یکبار وزنم شد ۷۵ کیلو و چون این باور و داشتم بعد دیدن عدد ۷۵ روی ترازو چشمام داشت از تعجب از حدقه در میومد و دو روز بعد و بعد تر هر چقدر وزن کردم هرگز اون عدد و ندیدم 

      یه ترس دیگه این بود که اگه ورزش نکنم چاق و زشت میشم و هر روز به زور ورزش میکردم بدون لذت و اگه یه روز مریض بودم یا به هر دلیلی ورزش نمیکردم مدام میگفتم نگا چقدر چاق شدم ورزش نکردم یه روز ، 

      و واقعا هم چاق میشدم چون باور کرده بودم اعداد متر  اینو قشنگ نشون میداد و من از ورزش کردن و تحمل اون همه رنج حالم بهم میخورد از چند ساعت قبل تایم ورزش ماتم میگرفتم اما چه میشد کرد ورزش نکردن مساوی بود با چاقتر شدن 

      نمیگم ورزش لاغرم می‌کرد میگم باور داشتم جلوی چاقی ام و میگیره و به بدنم فرم میده چون طی سالها نتیجه آنچنان بارزی از ورزش تو کارنامه ام نداشتم ،جهت کاهش وزن ،چون همیشه با رژیم همراه بود و وقتهایی که رژیم نداشتم و فقط ورزش میکردم کاهش وزنی نداشتم و این دیگه برام فرمول شده بود که ورزش فقط جلوی چاقتر شدنم و میگیره 

      دیگه طی این سالها برام واضح شده بود که هر چقدر هم کم بخورم و سخت ورزش کنم بازم لاغر نمیشم اما کافیه چند روز به دل خودم غذا بخورم و اون ورزش‌های کوفتی و انجام ندم فورا چاق و زشت میشدم 

      حالا دیگه به رژیم و ورزش بسنده نمیکردم و فکر میکردم بدن من و متابولیسم ایراد داره انواع دارو و دمنوش و کرم و صابون و کمربند و..‌‌‌‌‌…….استفاده میکردم تا شاید کمی فقط کمی لاغرتر بشم و برای خودم قابل قبولتر بشم و نظر دیگران برام بسیار مهم بود که حتما اگر قراره برم جایی حتما از چاقیم کم کرده باشم و خودکشی به معنای واقعی میکردم تا اون مهمانی یا مسافرت و رد کنم و چاقیم و دیگران نبینند گاهی موفق میشدم چند کیلویی کم کنم و گاهی نه 

      تا اینکه به لطف پروردگارم هدایت شدم به سایت تناسب فکری ،وقتی استاد گفتن حالا یه چند وقت رژیم نگیرید و ورزش نکنید نمیمیرید که 

      داشتم شاخ در می‌آوردم 

      چطور؟

      من یک هفته رژیم و ورزش نکنم میشم ۲۰۰ کیلو

       چجوری؟

      ولی گفتم بی خیال من که همه بلایی سر خودم آوردم اینم روش ببینم چی میشه ؟!!!!!!

      یادمه تازه یه قرص لاغری گرون خریده بودم اما بازش نکردم ،ورزش و کنار گذاشتم ،رژیم و کنار گذاشتم 

      شروع کردم سفت و سخت یادگیری مطالب و هر روز احساسم بهتر از قبل میشد اینو دوستان میتونن از کامنتهای قبلم متوجه بشن و هر روز تغییری و هر روز پیشرفتی و معجزه ای در من رخ داد به اسم تناسب فکری که به دنبال اون تناسب جسمی هم در حال اتفاقه 

      توی این مدت حضورم گاهی پرخوری کردم گاهی طوفان شد گاهی نا امید شدم اما ادامه دادم و پا پس نکشیدم چون

       من عاشق لاغری و تناسب اندامم هستم

       من عاشق تناسب فکرم هستم 

      من عاشق تغییر مثبت زندگیم هستم 

      من عاشق بهتر شدنم 

      از تکرار اشتباه متنفرم

       از رکود متنفرم

       از درجا زدن متنفرم 

      خداوند منو برای پیشرفت خلق کرده 

      من اومدم به این جهان تا رسالتی رو انجام بدم و اثری از من به شکل عالی بجا بمونه نمیدونم چه اثری ولی دارم تلاش می‌کنم یاد بگیرم و اجرا کنم و با تمام وجودم به ریسمان الهی چنگ زدم و از خداوند یاری برای ارتقا انسانیت و زندگیم و خواستم و بی صبرانه منتظر ظهور یک حیرت انگیز شگفتی ساز هستم 

      استاد بزرگوار سپاس بی پایان من از شما و دعاهای خیرم بدرقه راه شماست 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب
      ۱۴۰۲/۰۵/۲۱ ۰۵:۱۱
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 505 کلمه

      سلام و عرض ادب به همگی جواب سوال یک چونکه چطور میشه با ذهنی چاق جسمی لاغر داشت من هر چقدر رژیم بگیرم ورزش کنم هم دوباره برمیگردم به وزن قبلی و این یعنی اینکه ما این چاقی را از ریشه حل نکرده ایم و برای ریشه یابی باید از همان مسیر چاقی برگردیم به مسیر لاغری چونکه ما ورزش نکردیم رژیم نکرفتیم ک چاق بشیم پس راه حل موجود کاملا غلط و این دو هیچ کدام راه حل نیستندجواب سوال دوم کاملا مشخص که ذهن در لاغری نقش مهمی رو ایفا میکنه چون این بدن از ذهن که دستور میگیره پس تا ذهن درست نشه ما در همین محدوده چاقی میمونیم و این یعنی بیخود درجا زدن البته که تغییر ذهن کار هرکسی نیست ولی یادمون نره که لیز خوردن نباید مارو نا امید کنه بلکه باید با زمان دادن و تفکر کردن متوجه بشیم مشکل ما از کجاست جواب سوال سوم چونکه تا ذهن لاغر نشه جسم لاغر نمیشه مشکل اونا ذهنی ن تعداد قاشق های غذاییجواب سوال چهارم خب نظرم در این عبارت اینکه کاملا به شکل دیکته شده ای به ذهن گفته شده غذای بیشتر مساوی با چاقی بیشتر زمانی بود که من با دو قاشق اضافه تر یا یک بشقاب سیب زمینی کل سیستمم بهم میریخت میگفتم دیدی رعایت نکردی حالا میخوای چاق شی دیکه خب نظرم راجب ویدیو استاد عزیزم اینه که قبل از اینکه فایل رو گوش بدم برا من سوال بود ک من دو تا مورد لاغر در اطرافم هست یکی به اندازه نیازش مثلا پنج قاشق میخوره و سیره نمونه بعدی بشقاب بشقاب برنج میخوره و توجهی به احساس سیری نداره به اندازه مورد اول میگفتم چرا این دوتا متفاوت عمل میکنن ولی هر دو لاغر هستند تا اینکه این فایل استادگف ک هر دو یک وجه مشترک دارند هر دو از لحاظ ذهنی لاغری هستند فقط عملکردشون متفاوت ، ک خیلی مهم نیست حالا همیشه تو ذهنم میومد ک فرذ لاغری ک خیلی پرخوری میکنه حتما بدنش اونارو جذب نمیکنه و همه دفع میکنه یا نه تند تند دفع میکنه چیزی برای چاق شدن نمیمونه که الان متوجه شدم نه مسئله اصلی ذهن لاغر اوناس چون اونا اصلااا تو نخ چاقی نیستن هیچوقت کدر مورد مثال بعدی استادم من گفتم ک بعد رژیمم غذام تقریبا همون قدر موند همیشه خواهر زادم ک متناسب میگف هنوزم میگه که تو اندازه ی بچه غذا میخوری چرا انقد کم میخوری قبلا به روش رژیمی میخوردم ولی بعدا گفتم همین قدر نیاز بدنمه و عادت کردم میدونم دستو پا شکسته کامنت میزارم بخاطر حواس پرتم ولی هر موقع کامنت میزارم و رو ذهن لاغریم کار میکنم احساس میکنم دارم لاغرتر میشم و این جای امیدواری داره ک باید ادامه بدم 

      و اینکه واقعا به اندازه خوردن لذت بخش ، نکته جالبش اینه ک وقتی گرسنه ای و غذا میخوری لذت بیشتری میبری از غذا و سبکم از سر سفره بلند میشی بدون هیچ عذاب وجدانی سنگینی و ناراحتی 

      به امید خدا ایشالا منم میرم تو دسته متناسب ها

      البته که در مسیرش هستم از همون راه دور میزنم همون جاده رو ، و نم نم میرسم به ایستگاه وزن ۵۶ کیلو  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۵/۰۹ ۱۱:۰۹
      مدت عضویت: 1155 روز
      امتیاز کاربر: 7465 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 241 کلمه

      سلام استاد در قسمت نظرات یادم رفت به تمرینات جواب بدهم 

      • چرا با اینکه برنامه های رژیمی و ورزشی را با دقت اجرا می کردید اما به شکل دلخواه لاغر نشدید؟ چون همیشه ترس از چاق شدن بعد از ترک رژیم همراه ما بود و فکرهای ارثی بودن -کم تحرکی – سوخت و ساز پایین – کم کاری تیروئید نیز مانع لاغری ما بود 
      • نقش قدرت ذهن در لاغر نشدن و نتیجه نگرفتن از سایر روش های لاغری را شرح دهید. اگر ما با قدرت ذهن لاغر نمیشویم به خاطر موانع زیاد چاقی است که مانع لاغرشدن ما میشود ما باید با احساس خوب داشتن و اینکه مواد غذایی هیچ آسیبی به ما نمیزنند و خودمان مسئول چاق شدن خودمان هستیم و از خوردن غذا لذت ببریم و با عشق به لاغر شدن فکر کنیم تا به ان برسیم 
      • با توجه به اینکه خیلی از افراد چاق به خاطر سالها رژیم گرفتن به شکل خودبخودی میزان خوردن خیلی کمی دارند چرا لاغر نمی شوند؟به خاطر افکار چاقی است که دررفتار انها اثر میگذارد و افکار چاقی هرروزانها را چاق تر میکند 
      • تجربه یا نگرش خود درباره عبارت (نمی دانم با اینکه مقدار کنی غذا می خورم چرا لاغر نمی شم اما می دانم اگر بیشتر غذا بخورم حتما چاق تر خواهم شد) را شرح دهید؟ اگر قبلا بود من هم همین اعتقاد را اشتم ولی الان با اگاههیها شما متوجه شدم زیاد خوردن باعث چاقی نمیشود افکار چاق داشتن ما را به سوی چاقی میکشاند 
      •  
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۵/۰۹ ۱۰:۲۰
      مدت عضویت: 1155 روز
      امتیاز کاربر: 7465 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 320 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی 

      چقدر خوشحالم که توانستم گام ۴۱ که روند لاغری من است را گوش بدهم چقدر این فایلها به هم مرتبط است فایل عاشق لاغر شدن باشید دقیقا با این فایل همخوانی دارد استاد چقدر قشنگ درمورد تفاوت غذاخوردن افراد چاق و متناسب توضیح میدهید من تمام این حرکات را درخود و اطرافیانم بارها دیدم و همیشه جای سوال بود که چرا ما که کمتر میخوریم روزبه روز چاق تر میشویم و الان با بودن دراین سایت متوجه شدم به خاطر افکار چاقی که خیلی قویتر از رفتار چاقی عمل میکند استاد من اصلا خودم را وزن نکردم در این مدت ووقتی برای دکتر تیروئید روی وزنه رفتم وزن من کم نشده بود افکار منفی به من میگفتند دیدی وزنت کم نشد پس لاغر نمیشوی ولی چون دراین مسیر تمام صحبتهای شما با مثال و دلایل محکمه پسند بود من این روش را قبول دارم و طبق میثاق نامه تعهد دادم که در این مسیر باشم به خاطر حال واحساس خوبم از غذا خوردن و در نتیجه رسیدن به وزن ایده ال 

      دیروز با یکی از خواهرهایم به مغازه پوشاک فروشی رفتم از یک تاپ و شلوار خیلی خوشم آمد به خواهرم گفتم من این را بردارم اندازه است گفت نمیدانم فکر نکنم ولی من با قاطعیت گفتم من وزن کم نکردم ولی خودم متوجه شدم لباسم گشادتر شده آنها را خریدم و به منزل مادرم آمدم خریدهایم را نشان یکی دیگر از خواهرهایم دادم گفت چرا خریدی اندازه تونیست ولی من گفتم من لاغرتر شدم آنها را پوشیدم و اندازم بود از خوشحالی اشک در چشمام جمع شد و چقدر شما را دعا کردم و گفتم به قول استاد با عشق در این مسیر به راهم ادامه میدم و اصلا دیگر نگران حرف دیگران نیستم و ما باید مواظب افکار چاقی خودمان خیلی باشیم که دوباره چاق تر نشویم 

      از شمااستادممنونم که راهنما ما درزندگی هستید و خداوند من را هدایت کرد به این مسیر  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۴ ۱۸:۵۲
      مدت عضویت: 2003 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,582 کلمه

      سلام و درود دوستان با انگیزه ام پاینده باشید 

      روند لاغر شدن من …

      وارد شدن در مسیر خودشناسی و خودسازی باعث میشه دردسرهای روزهای قبلت بشوند سند موفقیتت .

      خیلی کم پیش میاد افرادی که در مسیر آموزشهای ذهنی به موفقیت رسیدند در مورد روند تغییر تحول و زندگی شخصیشون صحبت کنند و یا دوره ای بزارند و بیشتر اوقات گزارشگر ها از اونها در مورد موفقیتشون سئوال می پرسند و البته تمرکز و توجه این افراد روی سختی و درد و رنج افراد خیلی بیشتر هست (برای منم سئوال شده که آیا قراره ترغیب بشیم به تغییر کردن برای موفقیت یا بترسیم از یک راه سخت و ناامیدکننده!؟)

      البته ناگفته نماند بارها شده سخنی از بزرگان خودندم که راه رسیدن به خدا سخته !ولی من نمی خوام اینو باور کنم چون حق انتخاب دارم من آیه شریفه صراط الذین انعمت علیهم را برای خودم باور سازی می کنم راهی که مستقیم و پرنعمته …البته به دلیل آموزشهای غیرصحیحی که از کودکی از والدین و مدرسه دیدم همیشه فکر می کردم برای موفقیت باید سختی کشید و دقیقا زندگیم اینطور فرم گرفته بود ولی از وقتی مسیر عاشقانه و پرنعمت را انتخاب کردم و دارم روی این باورم کار می کنم کاملا تغییرات محسوسی ایجاد شده پس من انتخاب می کنم زندگی ام و مسیر موفقیتم چگونه باشد ..

      یک گام محکم در مسیر موفقیت همینه که از ضعف هات سکو بسازی همون چیزی که سالها ازش درد می کشیدی میشه موهبت زندگیت و این مرحله را تجربه کردم واژه عشق برام دوست داشتنی ولی دردناک بود کلی قضاوت و خجالت و ناهنجاری روش بود و من فریادش زدم انقدر که بتونم بی دلیل از عمق وجودم به هرانسانی بگم عااااشقتم .شاید این کار در نظرم سخت بود اما انقدر رهایی و آزادیش دل نشین بود که می خوام به نتیجه کار فکر کنم .

      کسی که در مسیر صحیح باشه هرگز شکست نمی خوره!..،بلکه اون لیز خوردنهاش باعث شورو اشتیاق و اطمینان بیشترش به مسیر میشه یعنی ممکنه یک فرد هنرمندی باشه مثلا نقاش موفق …ولی اگر افکار غیر صحیحی داشته باشه ممکنه روزی شکست بخوره و وقتی لیز خورد دیگه نتونه بلند بشه اما مسیر آموزش ذهنی یعنی هنر ضد ضربه شدنه یعنی شُد شُد نشد نشد!…

      یعنی قبل از اینکه به هدفت برسی شکست را با عشق پذیرفتی و موفقیتش کردی بنابراین اگر یه روزی نداشتیش خم به ابروت نمیاد و این هنر انسان خلیفه خداست .

      گزارشهای مستندی که استاد تهیه می کنند خیلی دلچسبه وقتی ۵کفگیر برنج را شنیدم و دیدم چشمام از حدقه زد بیرون 😲انقدر متعجب شدم که نگو!…

      اما سریع گفتم حتما در ذهن این فرد خوردن مساوی با چاقی نیست .منم سالها رژیم بودم و یه جورایی عادت کردم به مصرف حجم غذای اندازه تری ولی واقعا هم نمی تونم و هم نخورده یک حس عجیب و بد سنگینی بهم دست میده .چندروزی مسافرت بودم و البته حجم غذای برادرزاده دوساله ام دقیقا یک بشقاب خورش خوری پر بود که دائم دهنش می گزاشتند معلوم بود بچه عادت کرده بود همینطوری دهنشو باز می کرد و می خورد حتی نگاه نمی کرد ببینه چیه و از چاقی دویدن براش سخت بود اما اطرافیان دلشون ضعف می رفت دقیقا مثل این فایل همین که چشمم به بشقاب بچه می افتاد می گفتم یا خدا چه خبره !…

      افکار و رفتار یک فرد متناسب و چاق در موضوع خوردن بسیار متفاوته . 

      یک فرد متناسب باید فکر کنه تا یادش بیاد دیروز چی خورده یا برنامه خوراک روزانه اش چی هست ؟یعنی اصلا در قید و بندش نبوده مثل آب خوردن یا نفس کشیدن خودبه خودی رفتاری انجام داده اما فرد چاق همیشه از روزهای قبل برای خوراکش و حجمش وپختش برنامه ریزی داره و همه را از برِه…چون توجهش به غذاهاش هست مثلا در یک مهمانی اگر شیرینی وسط میز باشه نخوره حرصشو می خوره بخوره عذاب وجدانشو میگیره و خیلی از فضای ذهنش دائم با این خوردن و نتایجش درگیره .

      خیلی از افراد متناسبی هستند که رفتار غذایی صحیحی ندارند و از چشم ما افراد چاق پرخور یا ریزه خوارند اما چون افکار صحیحی دارند و قدرت افکار بر رفتار غالب هست نتیجه آنها جسمی متناسب هست اما در افراد چاق محتوای ذهن انبوه افکار چاق و البته رفتارهای چاق باهم که جمع میشه قدرتی داره که جسم چاق را رقم می زنه …

      خیلی از افراد چاق هستندکه طی سالهای بسیاری به خاطر رژیمهای غذایی و محدودیتها رفتارشون صحیح شده ولی به دلیل قدرت افکار چاق ذهنیشون همچنان در مسیر چاقی هستند و این نشون میده که دستکاری رفتار یک بخش ماجراست که اتفاقا زیر سلطه افکار و محتوای چاق ذهن هست و به همین دلیا بارها که با دستکاری رفتارمون مقطعی لاغر می کردم به سرعت پس از چند ماه بر می گشت .

      علائم سیری به گونه ای هست که فرد پس از سیری شروع به بازی کردن با غذا می کنه وقت تلف می کنه یا با دقت به محتوای سفره نگاه می کنه که بازم تست کنه خیلی وقتها سیر شده ولی بهانه میاره زشته بلند بشم و میشینه سر سفره انگار منتظره باز تعارفش کنند و این ها یک سری رفتار عادتی و غیر صحیح هست که در خیلی از افراد چاق و یا متناسب با رفتار غذایی غیر صحیح دیده میشه .

      در ذهن افراد چاق مهمانی و مسافرت و جشن و …فرمول چاق کنندگی داره و این فرمول در ذهن من خیلی ریشه داره .برای ۴روز مسافرت کردم و مهمان خانواده ی چاق خودم بود انقدر تغییر و تحول فکر و رفتار دارم مه نگو خیلی راحت می گفتم میل ندارم یا سیرم و نمی خورم و هیچ کس هم اصرار یا تعارفم نمی کرد و به جاش هرزمان میل داشتم و گرسنه بودم هرچی دوست داشتم می خوردم انواع شیرینی بود ولی فقطعلاقه مند به یک نوع کیک خانگی شده بودم اما از روزی که رفتم انگار داخل آینه اونها من چاق شده بودم !..خودمم می دونستم مال فرمول مسافرت چاق می کنه هست البته انصافا نسبت به نوروز ۱۴۰۰آگاهی بیشتری نسبت به این موضوع داشتم و کمرنگتر شده بود بهش توجه نکردم اما انتظار درون من بود…

      و اما دقیقا ناخودآگاهم هدایتم کرد به سمت موضوعاتی که چاقی مسافرت را تجربه کنم .یک شب قبل برگشت مهمان منزلی شدم که خانم های کاملا متناسبی حضور داشتند کلی نجوا داشتم و البته روزی که می خواستم برگردم تمام توجهش رفته بود به برادرزاده ۲ساله چاقم و می گفتم چقدر زشته اینطوری !طفلی بچه !این بزرگ بشه خیلی چاق تر میشه ،کلا زوم کرده بودم روش و اتفاق وعده ناهار و شام پرخوری کردم اونم اینطوری که به اندازه غذا ریختم و خوردم ولی نشستم سر سفره بعد یک کم ریختم دوباره یه کم و کار به جایی رسید که دردو سنگینی عجیبی در درستگاه گوارشم تجربه کردم بعد مثل قدیما یه چایی روش خوردم سبک بشم و تمام این مدت توجهم این بود که انگار اینبارم چاق شدی !؟

      اما تجربه کردم الآن حالم خوبه اصلا چاقم شده باشم مهم اینه که ذهنم لاغر شده و از همراهی سایت دارم لذت می برم خیلی از الگوهای ذهنی چاق را می دیدم برای بعضیشون دوست داشتم درگوشامو بگیرم که نشنوم یعنی میترسیدم این جوانه های لاغری لگدمال بشوند و این نشون می داد هنوز پایه باورهای من محکم نشده و یعنی مسیر صحیحه فقط باید ادامه بدهم …پدر من خیلی لاغر اندام بود ولی به خاطر فرمول ذهنی خودشون  که سنت بالا بره کمی چاق میشی کمی اضافه وزن گرفتند و چندساله ثابتند یعنی خودشونم هم از جسمشون راضی هستند ولی هم ساعتی غذا می خورند هم ریزه خوار هستند .

      یک روز پدرم طبق معمول چشمشون افتاد به ساعت و گفتند گرسنه ام زنداداشم گفت اصلا به اندام شما نمیادکه انقدر درخواست غذا داشته باشین این غذاها کجا میره ؟بابام گفتند سوخت و ساز بدن من بالاهست و چاق نمی شم !..بعد مادرم که خیلی اضافه وزن دارند  گفتند من سردی معده می گیرم و زیاد می خورم چاق میشم دچار کمردرد و پادرد هم شده بودند گفتند اینها آثار پیریه !…دوباره به پسرم که دائم با گوشی بازی می کرد گفتند انقدر نشین چاق شدی !..تحرک داشته باش …و در ضمن انقدر بازی می کنی چشمهات آسیب میبینه!..درسته وقتی کنار افرادی قرار میگیری که یک عمر باهاشون هم عقیده بودی و الآن مسیر فکریتو تغییر دادی هزاران بار خدارا شکر می کنی و خودتو تحسین می کنی اما برای فردی که شاگرد و مبتدی راه هست خیلی چالش برانگیزه ..در تمام اون ۴روز من لاغری و زبان و مطالعه و کار نوشتاری باورهامو انجام دادم بیستر اوقات توی اتاق با خودم بودم به نحوی که متوجه شدند من مشغولیات خودمو دارم هرچند خیلی وقت بود برام سنگینی می کرد برم یعنی نگران جوانه های باورهام بودم ولی اینم قسمتی از تکامله پذیرش بارها افتادن ولی با اقتدار بیشتری بلند شدن و هر لحظه لطف خداوند با من یار بود و خیلی درس آموختم دیگه اونقدر برام سنگین نیست که با افرادی که هم فرکانسم نیستند یک جا باشم بلکه پذیرشم بهتر شد و می دانم مقصود درک وحدت است در کثرت دیدن حق در تمام آنچه هست و رخ می دهد .

      امروز خودم جواب تمام پرسشهایی که از استاد پرسیدم را می تونم به خودم بدم پرسشهایی که چرا باید استاد با رفقای ۲۰ساله خود که در مسیر افکار ایشون نیستند سفر کنند و یا رفت و آمد داشته باشند حداقل کمی باید به درک آن  لااله الا الله درونی رسیده باشی تا بتونی بیرون خودت چیزی جز عشق❤️نبینی 

      سپاس و درود بر استاد سخاوتمند و پرمهرم 

      خدایا سپاسگزارتم 

      خدایا عااااشقتم ❤️

      خودمو را همینطوری که هستم حتی اگر چاق هستم می پذیرم و دوست دارم چون در این عالم اثر هنری خاصی هستم 🥰

      دوستان همدلم  چشم دلتون روشن و بینا    

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متین سرخه ای
      ۱۴۰۰/۱۱/۲۷ ۱۵:۰۲
      مدت عضویت: 1922 روز
      امتیاز کاربر: 6034 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,244 کلمه

      بی نظیییر… بی نظیرررر…بی نظیرررر…

      سلام به همگی

      این فایل هم مثل سایر فایل ها معرررکه بودد..چقدرر احساس خوبی گرفتم از دیدنش..

      چندین نکته میخواستم بگم..

      خوب من از خیلی وقت پیش با سیستم ذهن و افکار آشنایی داشتم و مواردی هم جذب کرده بودم که در نوع خودشون خیلی خووب هستن،،همیشه فکر میکردم با این قوانین که تونستم ای همه موفقیت جذب کنم،،چطوری میتونم در زمینه ی لاغری هم دستاوردی داشته باشم..اما هیچ ایده ای برای این موضوع نداشتم(اینایی که میگم برای حدودا پارسال این موقع هست(نیمه ی دوم۱۳۹۹)) تا اینکه با این سایت آشنا شدم..

      بار اول که سایت رو دیدم مطالبش خیلی برام جالب نیومد و بیخیالش شدم(تابستان ۹۹)..چرا؟چون هنوز در مدارش نبودم و فکر میکردم باید با رژیم و… لاغر شد ولی از اواخر ۹۹ و اوایل ۱۴۰۰ که دوباره مطالب رو خوندم و فایل های رایگان رو شروع کردم کم کم ایده ها هم اومد و…آبان که دوره ی ورود رو خریدم و الان که دیگه این سایت و پیج اینستا بخش جدا نشدنی زندگی و لایف استایلم شده…

      این روزها خیلی خیلی بیشتر به مطالب دقت میکنم و نمونه های عملی بیشتری توی زندگیم میبینم که تایید کننده آموزش هاست..مثلا در مبحث اینکه تنهااااااااا راه لاغری،تغییر نگرش و افکار هست نه هیییچ روش دیگه،به کرات مثالهایی میبینم که افراد بسیار با اراده از راه رزیم(مثلا کتوژنیک) وزن بسیار خوبی کم کردن اما بعد گذشت مثلا ۳ سال دوباره علایم چاقی شونو مبینم که دوباره دارن برمیگردن به اول خط و همون لحظه به خودم میگم ببین متین..فلانی هم که اونهمه اراده به خرج داد و باعث شد تو (قبلا)فکر کنی که کتو جوابه(چون اون آدم با این روش لاغر شده بود)هم داره برمیگرده با نقطه ی صفر…البته که به یقین رسیده بودم که رژیم،راهکار نیست اما چون بعضی رژیم ها رو خودم امتحان نکرده بودم (قبلا)یه کورسویی بودکه شاید این روش جواب باشه،البته که همون وقت هم میدونستم که من آدم رژیم کتو نیستم ولی خوب…

      یا ره دیگه که عمل های معده باشه…پریشب خیلی اتفاقی عکس دوستمو که خیلی وقت پیش اسلیو کرده بود رو در اینستا دیدم(پست تبریک روز پدر به همراه همسرش گذاشته بود) و دیدم ای باباااااا اینم که دوباره داره چاق میشه..هموم موقع هم خوشحال شدم از اطمینان و یقینی که درباره درستی این راه در من بیشتر و بیشتر میشد هم یکم برای دوستم ناراحت شدم از شکست تدریجی ای که داره عایدش میشه…

      این چند وقتی که سیستم ذهنی برای تناسب اندام راه و روشم شده انگار که چشمام قدرت لیزری پیدا کرده..به همه چیز دقت میکنم..به رفتار لاغر ها..غذاهاشون..به رفتار چاق ها..به رفتار کسانیکه چاق بودن و لاغر شدن،ترس هاشون از اینکه با خوردن دو لقمه اضافه نگران اینن که مبادا دوباره چاق بشن…به چاق هایی که در رزیم هستن،،سختی هایی که به خودشون میدن و به خودشون امید کاهش وزن میدن و…

      اصلا دنیام یه جور دیگه ای شده..خیلیی جالب شده..خصوصا اینکه آموزش ها رو  دارم در عمل میبینم..زندگی شده کیس استادی (case study) و این خیلیی جاله…

      اینها همه مقدمه بود…و برداشت من از این فایل و نکاتی که یاد گرفتم:

      *تاثیر شگفت انگیز و صد در صدی ذهن و افکار روی زندگی و چاقی و لاغری ما

      من هم خیلییی مثال دارم از افرادی که زیاد میخورن و متناسب هستن و این سوال خیلی برام بود که اینا چرا چاق نمیشن و امروز حلقه ی مفقوده رو پیدا کردم(وقتی این فایلو دیدم حال ارشمیدوس رو داشتم که با هیجان مدام میگفت یافتم…یافتم…)..

      دلیلش افکارشون بود و نکته ی خیلیییی جالب این بود که من هم چون افکار و فرمول های چاق کننده در ذهنم بود این افرادو میدیدم…

      مثلا مامانم…یه روز در ماه رمضان در وعده ی افطار پیش شون بودم..دیدم به معنای واقعی خیلییییی بیشتر از من میخورن..من فقط یک افطاری خوردم و تا سحر که بیدار بودم گه گاه چای و نوشیدنی میخوردم اما مامانم یکی دو ساعت بعد افطار چای+خرما/شیرینی/زولبیا خوردن…یک ساعت بعد میوه و تنقلات که حجم هر وعده هم کم  نبود و بعدش هم خوابیدن و اگر مثل من تا سحر بیدار بودن قطعا باز هم بیشتر میل میکردن…و این در حالی هست که مادرم کاملااااا متناسبن امااا نگته ی جالب میدونید کجاست؟

      در طرف مقابل خاله ام هستن..ایشون کنترل غذایی دارن…سعی میکنن آگاهانه کم بخوردن..با اینکه عاشق شیرینی هستن(مثل مامانم) اما یا نمیخرن یا اگر بخرن و بخورن توی ذهن شون هست که این شده چربی و قند و شکم و بهلوی اضافه و قطعا هم میشه(تاثیر افکار)..اما مامانم اون شیرینی ها رو میخوره و کیف دنیا رو هم میکنه و وقتی خاله ازش میپرسه تو چرا چاق نمیشی میگه آبجی نمیدونم..یا دلایلی که برای خودش منطقی هست رو میگه و واقعا هم راست میگه و اصلا هم چاق نمیشه…(یاد فایلی افتادم که استاد میگفت وقتی توی یه مهمونی یه ظرف شیرینی میاد وسط..فرد متناسب یا میخوره و لذت شو میبره یا میلی نداره و بی تفاوته اما فرد چاق.. یا میخوره و غصه داره که الان چاق میشم یا نمیخوره و همش حرص میخوره که آخه چرا نمیتونم بخورم)

      شده وقت هایی که سه تایی میریم توی آسانسور (من و خاله و مادرم) خاله ام همینکه میبینه آینه هست روشو برمیگردونه و میگه منکه خودمو توی آینه نمیبینم (و رو به مادرم میگه) تویی که لاغری خودتو ببین…یعنی همششش توی ذهنش به خودش یادآوری و تلقین میکنه که چاقه در حالیکه مامان من کاملا برعکسه..نه اینکه بگه لاغره ها..نه…اصلا ایده ای در این مورد نداره…نگرشی نداره..همه چیز براش عادیه….میبینید چقدررررر افکار تاثیر گذار و قدرتمندن!!!!

      یکی کم میخوره و لاغر نمیشه و یکی زیاد میخوره و کاملا فیته….

      یا خانواده ی همسرم…پدر و مادر و خوده همسرم متناسب هستن در صورتیکه همیشهههههه به معنای واقعی یک وجب روغن روی غذاهاشون بود و همه ی غذاهاشون شور و خوش نمک بود و نوشابه هم ترک نمیشد،یعنی اگر یه وقتی نوشابه نباشه و بجاش شربت خاکشیر یا آب پرتقال طبیعی و آب طالبی یا نوشیدنی های اینطوری باشه اونها هم پرررررر از شکر هست،شیرینی و شکلات هم به وفووووور همیشه در خونه شون بوده و هست(یعنی همه ی مضریجات باهم) اما کاملا متناسب هستن با اینکه رفتار غذایی شون متناسب  و صحیح نیست..چرا؟ چون باورشون اینه که ما هیچی مون نمیشه..ما فعالیت مون زیاده و اینا رو میسوزونیم و… و واقعا هم همینطوره…یعنی جدای از اینکه هیچ وقت اضافه وزن ندارن،حتی در چکاپ های سالانه شون هم هیییچ اثری نه از چربی هست نه از قند نه از فشار خون و نه هیچ چیز دیگه ای…یعنی افکار اینقدرررر قدرتمند هستن…(در حالیکه من قبلا وقتی اینهمه قند رو در لایف استایل شون میدیم یا حتی فکرر میکردم بهشون،احساس میکردم در آستانه ی دیابت قرار میگیرم..)

      در مقابل همه ی این مثال ها…گذشته ی خودم رو که مرور میکنم..میبینم واقعا هم خیلی نمیخوردم اما همیییشهه اضاف وزن داشتم و دنبال رژیم و باشگاه و پایه ی پیاده روی بودم…

      یادمه عیدها یقین داشتم که بعد از تعطیلات ۱۵ روزه ۲ کیلو چاق میشم و واقعا هم میشدم..نه بخاطر اینکه میخوردم..بخاطر افکارم..بخاطر اینکه انتظارشو داشتم…یا ماه های رمضان..مثل روز برام روشن بود که در پایان ماه حتمااا اضافه وزن خواهم داشت با اینکه ما اصلا زولبیا و بامیه نمیخریدیم و وعده ی شام اصلا نداشتیم و اکثرا فقط افطاری نون پنیر سبزی/هندوانه/طالبی میخوردیم..الان میفهمم که مهم نبود که چی میخوردم…مهم این بود که من اطمینان داشتم..باور داشتم که اضافه میکنم و میکردم…

      بعد ازدواج هم همینطور…باورهای اشتباهم کار خودشو کرد…وااای که با این ندونستنم چه ظلمی به خودم کردم و الان چقدررر خوشحالم که راه درست رو پیدا کردم…راهی که براحتی میتونم راهاش به جاده ی تناسب اندام برگردم..تناسبی که باهاش خلق شدم و به این دنیا اومدم… و دوست دارم همونطوری که خداوند منو متناسب راهی این دنیا کرد من هم متناسب به دیدارش برم..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6631 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 77 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        بهترین طریق یادگیری و منطقی کردن آموزشها پیدا کردن مثال و دلیل واضح از اطرافیانه که شما به شکل عالی این کار رو انجام دادی
        هر فرد چاقی نوشته شما رو بخونه همون لحظه که داره می خونه متوجه تفاوت نگرش خودش با افرادی که مثال زدی می شه و به نظرم نوشته شما یک چکاب برای ذهن چاق بود
        تبریک میگم به شما و خوشحالم در سرزمین لاغرها همراه من هستید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا