0

راز پنهان لاغری: چرا رژیم‌ها شکست می‌خورند؟

چاقی ذهن
اندازه متن

در این چند سال که از طریق سایت تناسب فکری با افراد زیادی در ارتباط بودم، یکی از سؤال‌هایی که بارها برام نوشتن این بوده: «من که همه‌ی رژیم‌ها رو امتحان کردم، چرا هیچ‌کدوم موندگار نبود؟». این سؤال سال‌ها سؤال خود من هم بود و جوابش رو وقتی پیدا کردم که حسابی مشغول یادگیری لاغری با ذهن بودم.

سال ۹۳ برای اولین بار با موضوع قانون جذب آشنا شدم. توی کمتر از یه سال تونستم توی موفقیت مالی، روابط و کسب‌وکارم تغییرهای قابل توجهی ایجاد کنم. همون موقع این فکر به ذهنم رسید که اگه می‌شه با قانون جذب و قدرت ذهن به خونه و ماشین و پول رسید، حتماً می‌شه با همین قوانین به تناسب اندام هم رسید. اون فکر، جرقه‌ی شروع مسیر لاغری با ذهن برای من بود.

تو این جلسه می‌خوام تجربه و دیدگاهم رو درباره‌ی چاقی ذهن با شما به اشتراک بذارم. اول داستان سال‌ها جنگیدن خودم با جسمم رو تعریف کنم، بعد ببینیم چاقی اصلاً از جسم شروع می‌شه یا از ذهن، فرمول‌های چاقی چطور توی ذهن ما ساخته می‌شن و چطور به جسم تبدیل می‌شن، و آخر سر یه تمرین ساده بهتون معرفی کنم که کمک می‌کنه فرمول‌های چاقی خودتون رو پیدا کنید.

چاقی ذهن و شکست رژیم‌ها

⚔️ داستان من؛ سال‌ها جنگیدن با جسم

سال‌ها از دیدن خودم در آینه و شنیدن متلک همکلاسی‌هام و اسم‌هایی که روم می‌ذاشتن دلگیر بودم. حس می‌کردم بدنم با من سر ناسازگاری داره. تمام برنامه‌ام برای لاغر شدن یه چیز بود: فشار آوردن به جسم. ورزش‌های سنگین، رژیم‌های سخت، پیاده‌روی‌های طولانی و حتی داروهای شیمیایی و گیاهی رو امتحان کردم. هر بار مدتی نتیجه می‌گرفتم و بعد دوباره همه‌چیز برمی‌گشت سر جای اول.

این الگو رو ناخواسته از مادرم یاد گرفته بودم. اون هم سال‌ها قبل از من، هر روز با خشم از چاقی برای لاغر شدن تلاش می‌کرد. تصویرش هنوز جلوی چشممه: وسط گرمای تابستون، نیم ساعت دور حیاط کوچیک خونه می‌دوید و بعدش نیم ساعت نرمش می‌کرد. یه ترازوی بزرگ هم گوشه‌ی اتاق داشت که هر روز روش می‌رفت و بیشتر وقت‌ها با ناراحتی زیر لب یه چیزهایی می‌گفت که نمی‌شنیدم ولی قطعاً بد و بیراه بود.

من از بچگی با دو تا باور بزرگ شدم. اولی این بود که چاقی من ارثیه، و دومی اینکه برای لاغر شدن باید زجر کشید. سال‌ها طول کشید تا بفهمم همین دو تا باور، محکم‌ترین موانع ذهن من برای لاغر شدن بودن.

ورودم به دوره‌ی راهنمایی، جایی بود که به شکل جدی با چاقی‌ام روبه‌رو شدم. تا قبلش خیلی به بدنم توجه نداشتم، ولی وقتی رفتم یه مدرسه‌ی غیرانتفاعی که فضای ورزشی و تفریحی داشت، خودم رو با بقیه مقایسه کردم و تازه فهمیدم «فرق دارم». اولین هشدار رو معلم ورزش داد. از سر دلسوزی گفت باید لاغر بشم، رژیم بگیرم و هر روز ورزش کنم. من هم دقیقاً همین مسیر رو رفتم؛ مسیری که از همون‌جا شروع شد و تا حدود ۳۵ سالگی ادامه داشت.

یکی از خاطره‌هایی که از اون سال‌ها خیلی خوب یادمه، ماجرای رژیم پسرداییمه. براش از آمریکا یه رژیم آورده بودن و چند ماه انجامش داده بود و به شکل عجیبی لاغر شده بود؛ جوری که حرفش تو فامیل پیچیده بود. بهش زنگ زدم و وقتی باهاش حرف زدم، دیدم حتی صداش هم عوض شده، از بس لاغر شده بود. التماسش کردم که برنامه‌اش رو به من هم بده.

با کلی اشتیاق و انگیزه شروع کردم و دو سه هفته‌ی اول خیلی خوب پیش رفتم. ولی کم‌کم دیگه نتونستم دووم بیارم. مادرم که باید همیشه برام غذای جدا درست می‌کرد خسته شده بود، و خودم هم از اینکه مدام کاهو و خیار و سالاد بخورم دلم زده بود. آخرش رهاش کردم. جالبه بدونید که خود پسرداییم هم بعد از مدتی دوباره چاق شد، و سال‌ها بعد با همین روش لاغری با ذهن که من بهش رسیدم، کلی متناسب شد.

انتظار من از هر رژیم خیلی ساده بود: یه مدت سختی بکشم، لاغر بشم و بعد برگردم به زندگی قبلیم. چیزی که اون موقع نمی‌دونستم این بود که تا وقتی چاقی ذهن درمان نشه، جسم هرچقدر که لاغر بشه ماندگار نخواهد بود. من فقط جسمم رو می‌دیدم و هرچی ناراضی‌تر می‌شدم، رژیم‌ها سخت‌تر و ورزش‌ها سنگین‌تر می‌شدن.

احتمالاً شما هم تجربه‌های مشابهی داشتید؛ یه رژیم که اولش خیلی خوب پیش رفته و بعد بدون اینکه بفهمید چی شد، کنارش گذاشتید و حتی بیشتر از قبل وزن اضافه کردید.

نبرد با جسم برای لاغری

🤔 چاقی در جسمه یا در ذهن؟

شاید این سؤال اولش ساده به نظر بیاد، ولی جوابش می‌تونه نگاه ما رو به لاغری برای همیشه عوض کنه. توی همه جای دنیا آدم‌ها رو خیلی راحت بر اساس ظاهرشون دسته‌بندی می‌کنن؛ قدبلند و قدکوتاه، روشن و تیره، چاق و لاغر. ولی بین این دسته‌ها یه فرق اساسی هست. رنگ پوست و قد ریشه‌ی ژنتیکی دارن، ولی چاقی چیزیه که یاد گرفته می‌شه.

برای همینه که هیچ‌وقت کسی بهت نمی‌گه برای تغییر رنگ پوستت به بدنت فشار بیار، ولی وقتی صحبت از لاغر شدن می‌شه، اولین توصیه همیشه همینه. رژیم، ورزش سنگین، قرص و دمنوش، همه تلاش‌هایی هستن برای تغییر مستقیم جسم. و تقریباً هر کسی که اضافه‌وزن داره حداقل یه بار این مسیر رو رفته و یه تجربه‌ی مشترک داره: یا نتیجه نگرفته، یا نتیجه خیلی زود از دستش رفته.

وقتی این‌همه آدم با روش‌های رایج لاغری به نتیجه‌ی ماندگار نمی‌رسن، منطقیه بپرسیم: نکنه مشکل جای دیگه‌ای باشه؟ از نظر من، چربی‌ای که توی بدن می‌بینیم، بازتاب فکرها، باورها و تصویرهاییه که سال‌ها توی ذهنمون ساختیم. جسم دقیقاً از همون الگوهایی پیروی می‌کنه که توی ذهن تثبیت شدن.

حتی معیارهای علمی مثل BMI هم فقط به جسم نگاه می‌کنن؛ قد و وزن رو می‌سنجن و بعد برچسب چاقی می‌زنن. ولی اگه قد عامل اصلی بود، همه‌ی آدم‌هایی که قدشون ۱۷۰ سانته باید وزن مشابهی می‌داشتن. در حالی که می‌بینیم وزن و فرم بدنشون کاملاً با هم فرق داره. به نظر من این تفاوت از محتوای ذهنی آدم‌ها میاد؛ هرچی چاقی ذهن عمیق‌تر و فعال‌تر باشه، جسم هم همون الگو رو بی‌دردسرتر اجرا می‌کنه.

چاقی ذهن یا چاقی جسم

🔒 فرمول‌های چاقی ذهن چطور ساخته می‌شن؟

این فرمول‌ها یه‌شبه به وجود نمیان؛ آروم‌آروم و از دل شنیده‌ها و دیده‌های ما شکل می‌گیرن. ذهن ما مثل یه ضبط‌صوت قدیمیه که هر چیزی رو که بارها تکرار بشه، بدون چون‌وچرا ذخیره می‌کنه و بعد دقیقاً همون رو اجرا می‌کنه. من این حرف‌هایی که بارها و بارها شنیدم رو «فرمول ذهنی» یا «فرمول چاقی» تعریف کردم و اون‌ها رو دو دسته می‌کنم: فرمول‌های عمومی و فرمول‌های خصوصی.

فرمول‌های عمومی

ما توی جامعه زندگی می‌کنیم و ناخواسته از فکرهای جمعی تأثیر می‌گیریم. تقریباً همه‌ی ما بارها شنیدیم که «برای لاغر شدن باید رژیم بگیری»، «باید ورزش کنی» و «میزان چاقیت رو BMI مشخص می‌کنه». این جمله‌ها اون‌قدر تکرار شدن که تبدیل به قانون‌های نانوشته‌ی ذهن شدن؛ قانون‌هایی که بدون هیچ سؤالی توی ذهن بیشتر آدم‌های چاق مرور می‌شن و برای همه هم پذیرفته شدن.

فرمول‌های خصوصی

کنار جامعه، خانواده نقش خیلی عمیق‌تری داره. جمله‌هایی مثل «چاقی توی خانواده‌ی ما ارثیه»، «زن‌های خانواده‌ی ما بعد از بارداری چاق می‌شن» یا «چاقیت به‌خاطر داروهاست» خیلی زود تبدیل به باورهای شخصی ما می‌شن. این فرمول‌ها خصوصی‌ان، ولی اثرشون از فرمول‌های عمومی خیلی قوی‌تره، چون با احساس و خاطره‌ها و آدم‌های نزدیکمون ارتباط دارن.
یعنی تو این حرف‌ها رو از کسایی شنیدی که از بچگی بهشون اعتماد و اطمینان داری، و به‌خاطر همینه که فرمول‌های خصوصی خیلی ریشه‌دارتر از فرمول‌های عمومی هستن.

فرمول‌های خصوصی فقط از طریق شنیدن از دیگران ساخته نمی‌شن، بلکه می‌تونه یه قانون کوچیک تو ذهن خودت باشه که به هر دلیلی واسه خودت ایجادش کردی. یکی از فرمول‌های ذهنی من اینه که اگه یه کاری رو با موفقیت انجام بدم، یا حتی هر کاری که تموم بشه، بعدش باید یه چیزی بخورم. انگار پایان هر کار باید با یه خوراکی جشن گرفته بشه. سال‌ها این کار رو می‌کردم و اصلاً متوجه نبودم که این یه فرمول ذهنیه، نه گرسنگی. البته باید اعتراف کنم که هنوز هم هرکاری رو به اتمام می‌رسونم، در ذهنم مرور می‌شه که برو یه چیزی بخور و بعضی وقت‌ها هم به حرفش گوش می‌دم ولی نه همیشه.

فرقی نمی‌کنه فرمول‌ها عمومی باشن یا خصوصی؛ هر دو از یه راه وارد ذهن می‌شن: شنیدن؛ و از یه طریق در ذهن تثبیت می‌شن: تکرار.

وقتی بارها می‌شنوی و بارها نمونه‌هایی می‌بینی که چاق شدن رو طبیعی نشون می‌ده، ذهن چاق شکل می‌گیره و بعد جسم دقیقاً همون چیزی رو می‌سازه که ذهن باور کرده.

فرمول‌های ذهنی چاقی

🎞️ از فرمول ذهنی تا جسم

وقتی فرمول‌های ذهنی توی ناخودآگاه جمع می‌شن، کم‌کم تبدیل به تصویر می‌شن. اگه این فرمول‌ها درباره‌ی چاقی باشن، نتیجه‌اش شکل گرفتن تصاویر چاق از خودت در ذهن ناخودآگاهه. این رو توی بقیه‌ی بخش‌های زندگی هم می‌بینیم؛ کسی که بارها شنیده «نمی‌تونی» یا «تو شکست می‌خوری» و تصویر یه آدم ناموفق توی ذهنش ساخته شده، هرچقدر هم تلاش کنه، به نتیجه نمی‌رسه. من خودم تأثیر برعکس این قانون رو توی موفقیت مالی و کاری دیدم و بعد فهمیدم درباره‌ی بدن هم همین‌طوره.

وقتی تصویر چاق توی ذهن شکل گرفت، مغز که مرکز فرماندهی بدنه وارد عمل می‌شه و دستورهایی صادر می‌کنه که جسم رو به سمت همون تصویر ببره. این دستورها می‌تونن به شکل اشتهای بیشتر، علاقه‌ی شدید به غذاهای خاص، یا عادت‌هایی باشن که با تکرارشون جسم خیلی راحت تغییر می‌کنه.

مغز برای اجرای این تصویر بی‌نهایت راه بلده. برای همینه که بیشتر روش‌های رایج لاغری شکست می‌خورن؛ تو یه راه رو می‌بندی و مغز از یه راه دیگه همون تصویر رو اجرا می‌کنه. من وقتی به دو سه هفته‌ی اول رژیم پسرداییم فکر می‌کنم، می‌بینم جسمم داشت عوض می‌شد ولی تصویر ذهنیم هیچ تغییری نکرده بود؛ برای همین مغزم از راه خستگی و دل‌زدگی، من رو برگردوند به همون تصویر قبلی.

از اونجایی که مغز بخشی از وجود ماست، فقط از درون خودمون تحت تأثیر قرار می‌گیره. هیچ دستورالعمل بیرونی نمی‌تونه فرمان‌های مغز رو عوض کنه، مگر اینکه ریشه، یعنی فرمول‌های چاقی، پیدا و بازنویسی بشن.

👶 مغز چاق شدن رو هم یاد می‌گیره

اگه یه کم با دقت به یه نوزاد نگاه کنیم، عملکرد مغز رو بهتر می‌فهمیم. نوزاد از روز اول مغز سالم و کاملی داره؛ راحت نفس می‌کشه، قلبش می‌زنه و شیر رو هضم می‌کنه و به انرژی تبدیل می‌کنه. ولی نمی‌تونه حتی یه دونه لوبیا رو از زمین برداره. یعنی مغز از روز اول در تعامل با محیط اطرافش «یاد می‌گیره». همون‌طور که حرف زدن و رفتار با بقیه رو یاد می‌گیریم، چاق شدن رو هم یاد می‌گیریم.

شاید بپرسی «مگه کسی دوست داره چاق بشه؟». جوابش اینه که همون‌طور که زبان مادریت رو انتخاب نکردی، چاق شدن رو هم انتخاب نکردی. بچه‌ای که توی خانواده‌ای بزرگ می‌شه که نگرش و رفتارهاش با چاقی هماهنگه، خیلی طبیعی یاد می‌گیره چطور رفتار کنه که چاق بشه. من هم دقیقاً همین‌طور، از خانواده‌ام یاد گرفته بودم که چاق شدن من ارثیه و از دیدن مادرم یاد گرفته بودم که برای لاغر شدن باید هر روز ورزش کرد و همیشه باید مراقب خوردنت باشی و هر روز هم خودت رو وزن کنی.

این بیشتر درباره‌ی کسایی صدق می‌کنه که از بچگی اضافه‌وزن داشتن. درباره‌ی کسایی که توی سن بالاتر چاق می‌شن، ماجرا یه کم فرق داره. معمولاً یه فرمول ذهنی توی یه مقطع خاص از زندگی شکل می‌گیره؛ مثلاً توی دوران بلوغ، یا بعد از بارداری که این جمله توی ذهن می‌شینه که «چاقی بعد از بارداری طبیعیه». حتی گاهی فقط یه جمله از یه آدم قابل اعتماد، مثل پزشک، کافیه تا یه فرمول چاقی توی ذهن ثبت بشه.

نکته‌ی مهم اینجاست که قدرت تثبیت یه فرمول، به اعتباری بستگی داره که برای گوینده قائلیم. ممکنه بارها از اطرافیانت شنیده باشی فلان غذا چاقت می‌کنه، ولی چون حرفشون برات اعتبار نداشته، این فرمول توی ذهنت ننشسته و با خوردن اون غذا چاق نشدی. ولی کافیه یه پزشک یا یه کارشناس تلویزیونی فقط یه بار همین رو بگه. از اون به بعد، هر بار با اون غذا روبه‌رو می‌شی، ترس از چاق شدن توی ذهنت فعال می‌شه و همین ترس تکراری، تصویر چاق رو قوی‌تر می‌کنه.

یه نکته‌ی جالب دیگه هم هست. من تا حدود ۳۵ سالگی به ۵۰ کیلو اضافه‌وزن رسیدم، ولی دوست‌هایی دارم که فقط توی دو سه سال به همین مقدار اضافه‌وزن رسیدن. از نظر من دلیلش میزان توجه به چاقیه. کسی که از بچگی چاق بوده، کمتر به چاقیش توجه می‌کنه؛ ولی کسی که توی سن بالاتر چاق می‌شه، مدام روی وزن و بدنش تمرکز می‌کنه و همین توجه دائمی، تصویر چاق رو توی ذهن تقویت می‌کنه و سرعت چاق شدن رو چند برابر می‌کنه.

شکل‌گیری چاقی ذهن از کودکی

🔗 زنجیره‌ی چاقی و راه برگشت

اگه بخوام خیلی خلاصه بگم، چاقی جسم یه اتفاق ناگهانی نیست؛ نتیجه‌ی یه زنجیره‌ی مشخص توی ذهن و مغز ماست. اول فرمول‌های ذهنی توی ناخودآگاه تثبیت می‌شن. بعد فکرهای چاق‌کننده توی زندگی روزمره مدام مرور می‌شن. این مرور تکراری، تصویرهای چاق رو توی ناخودآگاه می‌سازه. مغز بر اساس این تصویرها فرمان‌هایی برای تغییر جسم صادر می‌کنه، و در نهایت رفتارها و عادت‌هایی شکل می‌گیرن که به چاقی می‌رسن.

هر کدوم از این مرحله‌ها برای اثر گذاشتن به تکرار و زمان نیاز دارن. برای همین اگه قرار باشه با ذهن لاغر بشیم، باید همین مسیر رو، ولی این بار در جهت درست (مخالف چاقی)، طی کنیم.
اول با شنیدن و دیدن محتوای درست، آگاهی تازه رو وارد ذهن می‌کنیم. بعد با تمرین و تکرار، فرمول‌های جدید رو توی ناخودآگاه تثبیت می‌کنیم. کم‌کم تصویرهای متناسب از خودمون ساخته می‌شه، فرمان‌های مغز تغییر می‌کنه و حتی واکنش‌مون به غذا و موقعیت‌های مختلف هم فرق می‌کنه.

برای شروع این مسیر، می‌تونی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کنی؛ جایی که یاد می‌گیری فرمول‌های چاقی رو بشناسی و تصویر تازه‌ای از خودت توی ذهنت بسازی.

تمرین: فرمول چاقی خودت رو کشف کن

  1. از امروز تا یه هفته، هر بار که بدون گرسنگی چیزی خوردی، همون موقع یه خط بنویس که درست قبلش چه اتفاقی افتاده بود؛ مثلاً «فلان کار رو تموم کردم» یا «فلانی زنگ زد و ناراحت شدم».
  2. آخر هفته نوشته‌هات رو کنار هم بذار و دنبال یه الگوی تکراری بگرد.
  3. اون الگو رو به شکل یه جمله بنویس: «هر وقت … ، باید یه چیزی بخورم». مثل همون فرمول خود من که «هر وقت کاری تموم بشه، باید یه چیزی بخورم».
  4. جلوی جمله بنویس این فرمول رو از کجا یاد گرفتی؛ از خانواده، از حرف یه پزشک، از جامعه یا از تجربه‌ی خودت.
  5. لازم نیست همین الان تغییرش بدی. همین که فرمول رو کشف کنی و ببینی که یه جمله‌ی یادگرفته‌ست، نه یه نیاز واقعی بدن، کافیه.

شاید اولش فکر کنی چیز خاصی پیدا نمی‌کنی، ولی معمولاً بعد از چند روز، الگوها خودشون رو نشون می‌دن. هر فرمولی که کشف می‌شه، دیگه نمی‌تونه مثل قبل بی‌صدا توی ناخودآگاه کار کنه.

📝 برام بنویس

تو هم مثل من رژیمی داشتی که اولش خیلی خوب پیش رفت و بعد رهاش کردی؟ یکی از فرمول‌های چاقی خودت رو پیدا کردی؟ تجربه‌ات رو توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه از شرکت‌کننده‌های دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها هستی، بنویس کدوم فرمول ذهنی رو کشف کردی و بعد از کشفش چه چیزی برات عوض شد؛ شاید تجربه‌ی تو انگیزه‌ی شروع یه نفر دیگه بشه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.20 از 59 رای

https://tanasobefekri.net/?p=7418
32 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۱/۰۳/۱۸ ۱۸:۵۴
      مدت عضویت: 2593 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 32 کلمه

      ممنون عزیزم ممنون به خاطر پاسختون 

      امیدوارم دوست خوبمون به ما ملحق شن دیدگاهاش روی من خیلی تاثیر میگذاشت

      خیلی همتون دوست دارم امیدوارم هممون متناسب شیم البته اصلاح میکنم ما هممون متناسب هستیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zahrakasaeipour@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۳/۱۶ ۰۸:۲۰
      مدت عضویت: 1715 روز
      امتیاز کاربر: 2243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      سلام و درود بر همه همراهان عزیز و سلام و درود بر استاد گرامی 

      بسیار بسیار از لطف شما در ارایه این مطلب ارزشمند سپاسگزارم.  ااین مطلب چکیده ای از چارچوب تئوری  هوشمندانه  شما در مورد لاغری و آموزشها و راهکارهایی یادآوری به بدن در مورد حالت پیش فرض که متناسب شدن هست رو ارایه کرد

      نکته خیلی جالب و جدیدی که یادآوری نمودید موضوع تاثیر شدت توجه به چاقی و تاثیر آن در سرعت چاقی هست که من دوست دارم این قدرت را در شدت توجه به تناسب اندام و سرعت دادن به تناسب اندام به کار ببرم ، من تا به حال از این زاویهبه موضوع نگاه نکرده بودم . الان که می بینم چرا افراد متخصص در هر رشته ، سرعت عملشان بیشتره می تونم دلیلش رو بفهمم که فضای ذهن و مغز اونها آکنده و لبریز از توجه به موضوع تخصصشان هست و به خمین دلیل سرعت عمل و واکنشتان به موضوع خیلی بیشتر ه مثلا یک نقاش حرفه ای اگر یک منظره را بپسندد به سرعت میتونه اون رو به تصویر بکشه چون دایما در ذهنش مشغول نقاشیه یا یک دکتر متخصص قلب به راحتی میتونه در یک مهمانی فردی که دچار بیماری قلبی هست رو تشخیص بده از روی علایم ظاهری و این به دلیل این هست که توجه این فرد به دلیل نوع تخصصش دایما روی این علایم هست و سرعتش در تشخیص خیلی بیشتر از سرعت آدمهای عادیه.همین موضوع برای لاغری و چاقی هم به عنوان یک مدل از سبک زندگی یا آموزش صادقه افرادی که به هر دلیل در یکی از زمینه های فوق متمرکز می شوند بر اساس شدت توجه  ، سرعت عملشان فرق میکنه و این میتونه یا تکنیک باشه برای ما که شما استاد عزیز به خوبی اون رو منطقی کرده و اموزش دادید . امیدوارم با درک موضوع و تحلیل و درونی کردنش برای مغزم خیلی به سرعت همراهی این سیستم فوق هوشمند خدادادی را جلب کنم تا همان طور که برامون مسلم شده لاغر شدن اسون ترین کار دنیاست و تا حالا هم نتایج عالی کسب کردیم بتوانیم سلام عت عملشان رو هم بیشتر و بهتر کنیم.

      استاد عزیز بی نهایت سپاسگزارم 

      خداوند مهربان و عزیزم بی نهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      ۱۳۹۷/۱۱/۲۵ ۱۳:۲۲
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام وقت بخیر
      با خوندن این متن به این فکر کردم که چقدر ذهن باید تغییر کنه تا نشانه هاش در بیرون رخ بده
      من که حدود 15 تا 20 کیلو اضافه وزن دارم ، چقدر ذهنم فرمول های چاقی بیشتری داره و خیلی بیشتر باید ایستادگی کنم تا به مقصودم برسم ؟ یا اینکه نه ربطی به فرمول بیشتر نداره و مربوط به زمانه که مدت بیشتری از این فرمول ها تبعیت کردم ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سادات
      سادات
      ۱۳۹۷/۰۷/۲۰ ۰۷:۰۴
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      چاقی ذهن
      محتوای دیدگاه: 1,005 کلمه

      سلام چقدر این مطلب عالی بود و باورهای محدود کننده رو از راه ما برمیداره .
      “””””وقتی ذهن شما مملو از افکار چاق کننده باشد تفاوتی ندارد سه کیلو اضافه وزن جسمی داشته باشید یا ۳۰ کیلو
      در هر دوصورت شما احساس ناتوانی، نامیدی، افسردگی و اندوه خواهید داشت.”””” درسته سه کیلو یا سی کیلو فرقی نداره وقتی ذهن بپذیره که چاقه سه کیلو هم براش یک کوه عظیمه و وقتی بپذیره یک متناسبه سی کیلو اضافه وزن براش به راحتی از میان برداشته میشه . چون بدن در حال ترمیم خودشه و اگه ما با باورهای چاقی تخریبش نکنیم اون بعد از مدتی خودش رو به تناسب ذاتی خودش می رسونه. باورهای چاقی که از میان برداشته بشه ذهن متناسب میشه و دستوراتی در جهت تناسب صادر میکنه و جسم همون رفتارها رو به راحتی انجام میده .
      به میزان توجهی که هرکس به هر باوری میده اون باور قدرتمند میشه و به بار مینشینه و نتیجه میده . سه کیلو یا حتی سی کیلو رو برای خودمون کوه نکنیم . به خدا جسم قدرت ترمیمش خیلی بالاست . باورهای محدود کننده از مسیر متناسب شدن رو با باورهای صحیح جابجا کنیم و به ذهن فرصت بدیم که باورهای جدید رو بپذیره دیگه پس از پذیرش همون ذهن دستورات متناسب شدن رو صادر میکنه و رفتارهایی از ما به دستور ذهن سر میزنه که سی کیلو به راحتی ترمیم میشه . این باوره که به یه چیز بیرونی اجازه ی ورود به ذهن و تصمیم گیری برای ما رو میده . وقتی باور کنیم که هیچ مانعی بر سر راه تناسب من وجود ندارد و هیچ عاملی نمیتواند جلوی متناسب شدن مرا بگیرد احساسمان به همان غذایی که زمانی باورش کردیم و چاقمان کرد تغییر میکند. همان غذا با باورمان یاریمان میکند در جهت متناسب شدن . چون این ماییم که تصمیم میگیریم چه باوری را به ذهن بسپاریم. همین چند دقیقه ی پیش برایم اتفاقی افتاد که جالب است برایتان بگویم : حدودا یکی دوساعت پیش همسرم میخواست به سرکارش برود برای ناهارش ناگت درست کرده بودم و دادم که ببرد . او رفت بوی آن در خانه پیچیده بود . خب من توجهی نداشتم و مشغول گوش دادن به یکی از فایلهای استاد عباس منش در مورد ثروت بودم . صحبتهای ایشان تمام شد و من چند دقیقه ای به صحبتها فکر میکردم و جالب است در مسیر ثروت هم همین باورهای محدود کننده ما را از رسیدن به نعمت دور میکنند ‌. حتی در فایلهای خدا هرگز دیر نمیکند هم باورهای محدود کننده ما را از آرزوهایمان دور میکنند و در مسیر لاغری با ذهن هم همینطور . یعنی برای رسیدن به همه ی اهداف این خود ما هستیم که با باورهای محدود کننده خودمان را نابود میکنیم . واقعا که چه حقیقتی را سه ماه است که از طریق صحبتهای شما درک کردم و قبلا نمیدانستم . استاد واقعا ازتون ممنونم . شما چه رمز بزرگی را به ما یاد دادید . ازتون سپاسگزارم . به ادامه ی صحبتم می پردازم . در حال فکر کردن بودم که احساس کردم کمی گرسنه ام شده و بوی ناگتهای سرخ شده که داده بودم همسرم برده بود به مشامم رسید . گفتم خب عیبی ندارد دو تای دیگر برای خودم سرخ میکنم و به اندازه ی نیاز میخورم . اما موقع سرخ کردن داشتم فکر میکردم . گفتم واقعا گرسنه هستی؟ ذهن گفت بله . شروع کردم به ادامه ی سرخ کردن . از خودم پرسیدم: باورهای چاقی و تناسب در این کار چیست . ذهن گفت باور چاقی میگه : ….. هیچی نگفت. گفتم باور چاقی چی میگه ذهن خاموش شد . لب از لب باز نکرد . گفتم باور چاقی چی میگه و ذهن گفت : من یک متناسب هستم . من توانمند هستم . باور چاقی هیچ چیزی به من نمی گوید چون من متناسب شده ام و باورهای تناسب در ذهنم پروریده شده است . حالا باور تناسب به من می گوید آنقدرها هم که فکر میکردم گرسنه نیستم . خوب که فکر میکنم میبینم میلی به این غذا ندارم . گرچه خوردن آن هم بلامانع است . اما آنقدرها هم گرسنه نیستم . از نظر من این رفتار یک انسان متناسب نیست . هیچ انسان متناسبی ساعت ۱۰ صبح ناگت نمیخورد . من یک متناسب هستم و این رفتار در من معنایی ندارد و شعله را خاموش کردم .گفت دلم میخواهد مطالب سایت استاد عطار روشن را بخوانم و بنویسم و آمدم اینجا و شروع کردم به نوشتن . من یک انسان متناسب هستم و افکار و احساس و رفتار من در جهت تناسب است . حالا همان ذهن متناسب به من میگوید دلم میخواهد برویم و باهم با لذت پیاده روی کنیم . چون من از پیاده روی واقعا لذت میبرم . چون این رفتار در جهت تناسب است و متناسب بودن مرا قدرت می دهد . به من حس امید و توانایی بیشتری میدهد . البته تردمیل در لاغری من تاثیری ندارد . چون آن هم یک وسیله است که تاثیری در باورهای من ندارد . اما رفتار پیاده روی همراه با لذت رفتاری در جهت تناسب است که باورهای تناسب را در من قدرت میدهد . یعنی با رفتارم به باورم قدرت میدهم . وگرنه من بدون او هم متناسب هستم . اما دوست دارم و لذت میبرم از راه رفتن و پیاده روی . چون این رفتار را رفتار یک انسان متناسب میبینم و من یک متناسب هستم .
      ممنون بابت مطلب فوق العاده تون . من سی کیلو اضافه وزن دارم اما این فقط اضافه وزن جسم من است که در جهت ترمیم قرار گرفته است. امیدوار هستم چون ترمیم میشود . چون من در ذهنم یک متناسب هستم و باورهای تناسب روز به روز در وجود من کار میکنند تا به بدن اجازه ی ترمیم خودش را بدهند .
      باورهای تناسب دوستتان دارم چون من حالا دیگر یک متناسب هستم .
      استاد گرامی بابت مطالب عالیتون از شما بی نهایت سپاسگزارم . خدای عزیزم شکرت که مرا در جهت آگاهی حرکت میدهی .

      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار z.mohammadi7835
        ۱۴۰۱/۰۸/۱۰ ۰۹:۴۹
        مدت عضویت: 2456 روز
        امتیاز کاربر: 1461 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 290 کلمه

         من هم تاقبل از ازدواج اصلا کلمه ی چاقی رو نشنیده بودم و۵۷ کیلو وزنم بود که با بارداری اولم ۹۲ کیلو شدم واینکه واقعا اول چاقی در مغز ثبت میشه یک واقعیته.همه اطرافیان میگفتن  بعد بار داری به وزن خودت بر میگردی ومن هم باورم شده بود دقیقا همین اتفاق افتاد ومن به وزن خودم برگشتم.

        .که بعد از یک سال من برای اینکه وقتم پر بشه باشگاه رفتم اونجا با ادمهای چاقیکه برای کاهش وزن اومده بودن روبرو شدم .کم کم یه هشداری به ذهنم وارد شد .تا اینکه بعد از چندین سال هر از گاهی من مراقب خوردنهام شدم ویک همسایه چاق هم به ما اضاف شد که از قضا خیلی باهم صمیمی شدیم و اون یک دوستی داشت که دائم در حال رژیم بود وتردمیل وباز چاق میشد ولاغر میشد واین چرخه تکرار میشدومن هم ایشون دوست شدم .در این حین چون ما به خاطر شغل همسرم دور از خانواده بودیم خواهر زادم هم منتقل همون شهر شد ویک مدتی با همسرش منزل ما بودن من هر شب شام مفصل داشتیم این شد اغاز چاقی من چون ازقبل هم چاقی در مغز من یاپه ریزی شده بود چاقی جسم هم کم کم خودش رو نشون داد

         این پروسه دیدن افراد چاق در باشگاه تا چاقی خودم تقریبا ده سال طول کشید .

        وبا دونستن این مطلب وشرکت در دوره ورود به سرزمین لاغری من یاد گرفتم که چاقی من یک شبه نبود پس نباید انتظار داشته باشم یک شبه لاغر بشم  من همیشه ادمی عجول بودم وبه دنبال راه میانبر طی سرچهای مکرر با سایت استاد اشنا شدم . ودر کنار استاد عطار روشن لاغری باذهن را یاد گرفتم .خداروشکر که زندگیم از همه لحاظ،مالی،روابط ،روحی ،اعتماد به نفس .زمین تااسمون زندگی من تغییر کرد  ممنون از استاد بزرگوار 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 22 کلمه

          سلام و درود
          لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید. دیدگاه خود را به اشتباه در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
          با تشکر

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار منیره.ف
        ۱۴۰۱/۰۳/۱۶ ۲۳:۲۲
        مدت عضویت: 2593 روز
        امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        سلام شما همون خانمی هستید که در البوم شگفت انگیزانید نوشتتون عالی بود

        خیلی وقت تو سایت پیام نمیزارید من همیشه دنبالتون میکردم

        شما که خیلی لاغر شدید چرا گفتید سی کیلو اضافه وزن دارید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          ۱۴۰۱/۰۷/۱۶ ۰۳:۰۷
          مدت عضویت: 2608 روز
          امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 227 کلمه

          سلام عزیزم . بله . به تاریخش توجه کنید برای ۴ سال پیشه . من اون زمان میخواستم به ۴۴ کیلو برسم . وزنمم کم کرده بودم حدودا اینجا ۷۴ بودم . برای همین گفتم ۳۰ کیلو .  ولی  گویا نام کاربریم تغییر کرده .   الان با این نام کاربری دیدگاهمو ثبت می کنم . 

          البته الان  من وزن ایده آلم ۶۰ کیلو هست . اون زمان خیلی ذوق داشتم و ۴۴ کیلو رو برای خودم آب خوردن میدیدم . باورها و اطلاعات ذهنیم خیلی زود تغییر کرد برای همین خیلی علاقه داشتم به لاغرترین حالت ممکنم برسم ولی الان که فکر می کنم حدودا ۶۵ کیلو باشم  وزن ۶۰ رو برای خودم الگو قرار دادم . 

          گرچه مهم اطلاعات ذهنی و حس ماست . جسم به وزن ایده ال میرسه و حتی ازش عبور می کنه ولی این اطلاعات ذهنی هست که اگه مراقبش نباشیم به خاطر تکرار الگوهای چاقی در دور و برمون و همینطور فکر اغلب مردم جامعه دوباره در مسیر چاقی میره . 

          پس چه ۳ کیلو اضافه وزن و چه ۳۰ کیلو نباید بارش رو با خودمون حمل کنیم . رهاش کنیم خود جسم خودبخود لاغر میشه . بار اضافه وزن رو از روی ذهن برداریم ذهن سبک میشه راحت میشه و این حس به جسم انتقال داده میشه جسم فرز میشه خوشحال میشه سبک میشه و اضافه بار خودشو  رها می کنه . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار الهام خضرلو
          ۱۴۰۱/۰۳/۱۸ ۱۱:۳۱
          مدت عضویت: 2620 روز
          امتیاز کاربر: 6438 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 87 کلمه

          سلام منیره جان خوبین؟

          این کامنت خانم سادات عزیزم برای سال 97هست منم فکر کردم تازه گذاشته خوشحال شدم ولی بعد دیدم مال چند سال پیش هست .

          خانم سادات الان متناسب هستن فکر کنم پارسال همین موقع آخرین کامنتش رو گذاشتن واقعا دلم برای خودش دیدگاهاش تنگ شده کاش دوباره فعال بشن منم نظرات ایشون رو اکثرا دوست داشتم البته دیدگاههاش واقعا فنی بود وباید چند بار میخوندی 

          خانم سادات هر جا هستی سلامت وشاد و متناسب باشی وبازم به سایت سر بزنی 

          منتظر اومدن دوباره ات هستیم دوست دارم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار فاطمه سادات
            ۱۴۰۱/۰۷/۱۶ ۰۳:۱۲
            مدت عضویت: 2608 روز
            امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

            نشان های دریافت شده

            سطح مبتدی
            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 117 کلمه

            سلام . الهی دورتون بگردم دوستان نازنینم . شما چقدر انسانهای خوبی برای من هستید چه شما و چه منیره جون هردو به من لطف دارید . به خدا که این خوبیها همه در وجود خودتون هست نازنینانم . 

            من هی میام و میرم چون باورم بر اینه وقتی حسم خوبه  زمان نوشتنمه وقتی با حس بد بنویسم این حس بدم به دیگران انتقال پیدا می کنه و تاثیر منفی میزاره . برای همین دوست دارم با تمام وجودم مثبت باشم . 

            هر وقت حس می کنم نوشته هتم رنگ و بوی منفی به خودش میگیره میرم . باز دوباره که حسم خوب میشه میام . 

            غیبتهای منو ببخشید دوستای خوبم . خیلی دوستتون دارم . جاوید باشید مهربونام . 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار الهام خضرلو
              ۱۴۰۱/۰۷/۱۶ ۱۰:۴۶
              مدت عضویت: 2620 روز
              امتیاز کاربر: 6438 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

              نشان های دریافت شده

              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 165 کلمه

              سلام خانم سادات عزیزم 

              امیدوارم حالت عالی باشه 

              ممنونم از پیام پر مهرتون تبریک به خاطر دوباره برگشتنتون به مسیر بازم دوماه رفتین

              عزیزم دو ماه موندن تو حال بد خیلی زیاده به نظرم باید بیشتر روی ماندن در حال خوب تمرین کنید نباید بزارید آنقدر حالتون بد بشه که دو ماه دور باشید از فایلها حتی اگر در سایت ننویسید مهم نیست مهم اینه که تو مسیر باشید حتی تنها یعنی تو دفتر برای خودتون بنویسید یا فایلتون رو گوش بدید .

              تمام این رفت وبرگشت ها نشون میده به ثبات فرکانسی نرسیدید درسته در لاغری خیلی موفق هستین ونتایج عالی گرفتین ولی در موارد دیگه نشتی انرژی تون زیاده 

              خواهرانه گفتم عزیزم سعی کنید حالتون رو خوب نگه دارید درسته من جای شما نیستم و ازمشکلاتتون کمابیش آگاهم ولی اولویت باید ارامش وحال خوبتون باشه 

              اگر به خواسته ی قلبی تون هم برسید ولی چون حالتون خوب نیس ازش لذت نمیبرید

              شما آرزوی لاغری داشتید حالا که رسیدید چقدر لذتشو بردین 

              شکرگزار ورها باشید.

              آرزوی حال خوب وارامش بی نهایت براتون دارم 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ★ ★ ★ ★ ★
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار فاطمه سادات
                ۱۴۰۱/۰۷/۱۶ ۱۲:۱۱
                مدت عضویت: 2608 روز
                امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

                نشان های دریافت شده

                سطح مبتدی
                نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
                نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
                نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
                محتوای دیدگاه: 133 کلمه

                ممنون عزیزم چشم . شما درست میگید البته من در جستجوی فرمول ذهنیم خیلی وقت میزارم .  دنبال فرمولی میگردم که قویتر از فرمول ذهنی باشه که ناراحتم میکنه . 

                وقتی پیداش نمیکنم طول می کشه . البته توی حال بد هم زیاد نمیمونم حالم خوبه خدارو شکر  ولی حس نوشتنم نمیاد وقتی ذهنم درگیر اون فرموله است . یعنی یه جورایی تمرکزم بیشتر میره روی اون فرموله تا اینکه بخوام بنویسم . 

                درسته باید به داشته هام بیشتر تمرکز کنم و بیشتر  شکر گزار خدا باشم . رها کنم . بسپرم به خدا  و کمتر ذهنمو درگیرش کنم . 

                ولی خوبیش به اینه وقتی پیداش می کنم دیگه اون موضوع برام کاملا حل میشه . 

                مثل پیدا کردن کلید در بین هزاران کلید اونی که درو باز می کنه یهو حال آدم رو جا میاره . 

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                ★ ★ ★ ★ ★
                ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  آواتار الهام خضرلو
                  ۱۴۰۱/۰۷/۱۶ ۲۱:۲۴
                  مدت عضویت: 2620 روز
                  امتیاز کاربر: 6438 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

                  نشان های دریافت شده

                  نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
                  نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
                  محتوای دیدگاه: 41 کلمه

                  عاشقتم عزیزم 

                  وجود شما در سایت برای ما خیلی ارزشمند هست دوست داریم از نظرات عالیتون بیشتر بهره ببریم رفتن های شما مارو هم محروم میکنه از پیام ها و آگاهی های  ارزشمندتون 

                  امیدوارم همیشه عالی باشید وبه خواسته های قشنگتون برسید.

                  یا حق

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                  ★ ★ ★ ★ ★
                  ثبت امتیاز
                  امتیاز: 0 از 0 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    آواتار فاطمه سادات
                    ۱۴۰۱/۰۷/۱۷ ۰۷:۵۹
                    مدت عضویت: 2608 روز
                    امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

                    نشان های دریافت شده

                    سطح مبتدی
                    نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
                    نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
                    نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
                    محتوای دیدگاه: 142 کلمه

                    زنده باشید عزیزم . چشم سعی می کنم خیلی غیبتهام طولانی نشه . اصلا سعی میکنم زیاد دیگه غیبت نکنم . شما درست میگید . ما مثل دانش آموزی هستیم که مدرسه میره . وقتی غیبت کنه خودش از درسهای جدید عقب میفته و تا بخواد جبران کنه کلی زمان میبره .

                    اگرچه درسته اینجا مدرسع ی عشقه و همه ما با اشتیاق درسها رو یاد گرفتیم اما فرمایش شما کاملا صحیحه . نباید بزارم زیاد از اینجا دور بمونم .  ممنونم از نگاه و نگرش زیباتون که به متنهام دارید . ان شاء الله که همگی در کنار هم با تمرکز بیشتر روی تغییر الگوهای ذهنیمون بتونیم ذهنیت بهتری نسبت به مسائل دور و برمون پیدا کنیم تا نتایج عالی تری وارد زندگیمون کنیم . خدایا به خاطر وجود دوستان عزیز و همدل و همراهم چون الهام جون و بقیه شکرت . 

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                    ★ ★ ★ ★ ★
                    ثبت امتیاز
                    امتیاز: 0 از 0 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار Shahrbanou
            ۱۴۰۱/۰۳/۱۹ ۱۵:۴۲
            مدت عضویت: 2301 روز
            امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 165 کلمه

            سلام دوست عزیز و همراه  الهام خضرلو :

            منم مثل شما  دیدگاههای خانم فاطمه سادات رو  پی گیری می کردم  …فکر کنم‌از وقتی متوجه شد  بین دوستان تازه وارد به  عنوان  خانومی که  شگفتی ساز شدن  شناسایی شدن  حضورش در سایت کم و‌کمتر شد …..شاید حوصله نداشت  یا وقت نداشت با ماهایی که هنوز به نتیجه نرسیدیم بخواد  تبادل نظر کنه  ،،،

            به هر صورت  من براشون  آرزوی سلامتی و شادکامی دارم  و آرزو دارم در وضعیت تناسب باقی مونده باشن …چون از سال گذشته  خبری از ایشون ندارم  ،،سال گذشته که اومده بود همراه استاد در دوره تکرار شرکت کنه چندین بار ازش شنیدم که گفت  اگر از روش ذهنی لاغر بشیم و دیگه  رها کنیم بریم  چاقی برمی گرده  …  بعدم خیلی زود همون اوایل دوره تکرار ارتباطشو با سایت قطع کرد  بعد یک‌مدت از یکی از دوستانش خانم رفیعی احوالشونو  پرسیدم  گفتن با تعدادی از دوستانشون  گروه واتساپ زدن و دارن تمرینات لاغری رو  با هم انجام می دن  ،،،

            در پناه خداوند  باشیم …

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فاطمه سادات
              ۱۴۰۱/۰۷/۱۶ ۰۳:۲۱
              مدت عضویت: 2608 روز
              امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

              نشان های دریافت شده

              سطح مبتدی
              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
              همیاری
              محتوای دیدگاه: 248 کلمه

              سلام شهربانوی عزیزم این دیدگاهتون رو الان دیدم و البته که برگشتم و دلیلش رو هم همون زمان توضیح دادم . 

              البته که دوباره غیبت دوماهه داشتم ولی دوباره برگشتم . 

              به هر حال تابع حسم هستم . نوشتن رو دوست دارم با دل انجام بدم . وقتی اطلاعات منفی تو ذهنم میاد دل نوشتن از نوشته هام میره نوشتن تحمیل میشه بهم و من  حتی دیگه نمیتونم دو خط بنویسم ‌ 

              من خیلی دوست دارم رها بنویسم . وقتی رها مینویسم آنچه از دلم میاد اینجا نوشته میشه . به خودم میام میبینم کلی نوشتم . 

              برای همین هی میرم و میام . 

              شما دوستای عزیزم خیلی به من لطف دارید و البته که در این راه پیش رو و پی رو معنایی نداره . ما هممون رهسپار جاده ی عشقیم و  راه دل عقب و جلو نداره همش عشقه هر زمان که وارد دایره شدیم میچرخیم و میرقصیم و شادیم . 

              حضرت محمد ص همواره جلساتشون رو به صورت دایره وار برگزار میکردند تا هرکسی که از راه میرسه بالا و پایین معنایی نداشته باشه و فقط به دایره اضافه بشه . 

              چون مکتبشون مکتب عشق بود و در مکتب عشق همه با هم یکدل و یک جهت دارن با خدای وجودشون عشق می کنند . 

              باعث افتخاره در کنار شما عزیزان حضور داشتن و البته که وقتی از این دایره خارج میشم به این علته که حس منفیم به کسی انتقال پیدا نکنه و تو دل خودم هضمش می کنم و دوباره با عشق وارد دایره میشم . 

               همتون و دوست دارم مهربونام . 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ★ ★ ★ ★ ★
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار شهربانو باقری
                ۱۴۰۱/۰۷/۱۹ ۰۹:۱۲
                مدت عضویت: 2301 روز
                امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

                نشان های دریافت شده

                نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
                نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
                نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
                همیاری
                محتوای دیدگاه: 630 کلمه

                سلام فاطمه جان ، دوست عزیز و همراه همیشگی ، از اینکه به نظراتم ارزش قائل میشی و جواب می فرستی ممنونم .

                اتفاقا پیرو فرمایشات شما ، منم یه مدته دلی می نویسم غیر از این باشه احساس فشار جسمی و روحی می کنم .

                  هر وقت راحته می آم مقاله  یا دیدگاه می نویسم خیلی حال خوبی پیدا می کنم .ما که آمدیم به این مسیر ، اولش مثل همیشه که در دوران گذشته   با عجله دوست داشتیم دوره رژیم و ورزش تموم بشه و لاغر بشیم بریم دنبال زندگی عادی خودمون ، که هیچوقت هم موفق نشدیم   در این دوره هم همین حس و حالو داشتیم  ..من خودمو میگم فکر می کردم یه شیش ماه فوقش ۹ ماه ۱۰ ماه  روی ذهنم کار کنم لاغر میشم میرم دنبال زندگی عادی ، اعتراف می کنم علیرغم توصیه های موکد و مکرر استاد مبنی بر حذف عجله در این مسیر ، من با عجله و فشار دنبال نتیجه نهائی بودم 

                ولی بعدتر فهمیدم  آمدن در این مسیر  و موندن در اون باید همیشگی باشه یعنی بشه جزئی از زندگیم  طوری که هفته به هفته اطلاعات  و آگاهیم بیشتر بشه و به سمت تکامل جسم و روح خودم جلو برم ..عجله چه معنایی داره  ، نوشتن با فشار و حالت روحی نامناسب نتیجه خوبی نمیده … اگر چه مقاله هایی که در دوره ،نوشتم و همراه با مقداری فشار جسمی و روحی برام بود به دلیل شرایط خاص زندگیم ،الان خیلی داره برای خودم و دوستانم مفید واقع میشه و این جای خوشحالی داره اما

                حالا یاد گرفتم  هر تعهدی که هر از گاه با شروع هر دوره ای به خودم می دم و اونو ثبتش می کنم  به این معنا نیست که با زور و فشار تحت هر شرایط کارو پیش ببرم ..تعهد یعنی من همیشه در این جا بمونم و ادامه بدم  چه حالا ، چه چند وقت دیگه که متناسب میشم … تعهد یعنی اینکه آرزوی لاغری خودمو خط نزنم ،یعنی اینکه دیگه فکر نکنم  توانائی لاغر شدن ندارم چرا که با تمام وجود هر روز که میگذره به من ثابت میشه که  چاقی رو یاد گرفتم و به رفتارای چاق کننده عمل کردم سپس چاق شدم در نتیجه لاغری هم یادگرفتنیه و وقتی به اونچه می آموزم عمل کنم لاغر میشم‌…

                چند روزیه که کتاب شفای زندگی خانم لوئیز هی رو می خونم که جا داره این کتاب ارزشمند رو بارها بخونیم ،بنویسیم و به تمریناتش عمل کنیم ، به این اطمینان  رسیدم که یکی از کتاب‌های بسیار اثر گذار برای استاد عزیزمون همین کتابه و بهشون در ابداع روش لاغری با ذهن کمک بسیار ارزنده ای شده  در الهام گرفتن به منظور لاغری ذهنی . 

                می خوام دفتری مخصوص همین کتاب تهیه کنم و در کنار آموزشهام در سایت ،تمرینات اینو هم بنویسم چون خیلی بهم کمک می کنه بیشتر باور کنم که لاغری ذهنی کاملا امکانپذیره

                اینکه در شرایط فعلی  ، به این نتیجه رسیدم که  برای لاغر شدن نیاز به هیچ گونه رژیم و فعالیت مخصوص نیازی نیست نیازی نیست از خورد و خوراک معمولی خودم فاصله بگیرم و دچار استرس بشم  واسم یکدنیا آرامش به همراه آورده که بسی ارزشمنده  و این یک دستاورد بسیار بزرگه ..

                چیزدیگه ای که خیلی بهم آرامش داده اینه که من لاغر شدن رو یاد گرفتم بالاخره دو سال بیشتره که دارم مهارت لاغری رو می آموزم اطمینان دارم  دوره گام اول سرفصل‌های با اهمیت لاغر شدن ذهنی رو تمام و کمال به ما نشون داده ، یاد داده ، چرا که خیلی ها با همین دوره متناسب شدن و نیاز به دوره مکمل پیدا نکردن …فقط می مونه مرحله تکرار و عمل …این دوتا  تعیین کننده اصلی در نتیجه گرفتنه ..که خوب من الان برای  اجرای این دو مرحله دارم سعی خودمو می کنم ..

                فاطمه سادات  ، تو عالی هستی مثل سایر دوستانم در این مسیر ، دوستتون دارم .

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                ★ ★ ★ ★ ★
                ثبت امتیاز
                امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  آواتار فاطمه سادات
                  ۱۴۰۱/۰۷/۱۹ ۱۲:۳۱
                  مدت عضویت: 2608 روز
                  امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

                  نشان های دریافت شده

                  سطح مبتدی
                  نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
                  نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
                  نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
                  محتوای دیدگاه: 46 کلمه

                  سلام . زنده باشید دوست نازنینم . ممنون از متن سرشار از آگاهیتون . خدارو صدهزار بار شکر که انقدر حالتون خوبه و از مسیر لذت میبرید . 

                  خوشحالم که در کنار دوستان خوبی چون شما و بقیه هستم . جاوید باشید شهربانوی زیبای دشت تناسب . 

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                  ★ ★ ★ ★ ★
                  ثبت امتیاز
                  امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید