📍 این جلسه ادامه گام ۷۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
🌟 اگه یه گوشه دلت همیشه دنبال رویای لاغر شدن بوده، بدون که مهمترین چیز اینه که نذاری قدرت ذهن فوقالعادهت تخریب بشه! ذهن تو بزرگترین سرمایهته برای ساختن اندامی متناسب. 💡
⛅ من سالها توی تاریکی زندگی گیر کرده بودم؛ فقر، بیماری، بیاعتمادی به نفس، بیکاری، اضافه وزن… انگار همش یه کولهپشتی سنگین بود که روی شونههام فشار میاورد. اما…
وقتی به قدرت بینهایت ذهنم ایمان آوردم و فهمیدم چطور میتونم از قدرت ذهن در لاغری استفاده کنم، انگار همهچی کمکم روشن شد. 🌈
💫 تو هم میتونی همین امروز، نقطهی شروعی برای تغییر باشی… فقط کافیه انتخابش کنی! 😊
در این جلسه میآموزیم:
نقش قدرت ذهن در زندگی
از وقتی که به لطف خدای مهربون با قدرت ذهن آشنا شدم، همهچیز توی زندگیم تغییر کرد 🌈

کمکم یاد گرفتم چطور فرمولهای اشتباه ذهنمو بشناسم و جای اونا رو با افکار تازه و درست عوض کنم… و نتیجه؟ یه زندگی که قبلاً فقط توی رویاها داشتمش!
✨ شغل دلخواه، رابطههای آروم و پرمحبت، بدن متناسب، حساب بانکی پرپول… همهش شد واقعیت!
نه با شانس، نه با سختی کشیدن زیاد… فقط با باور کردن این حقیقت که:
قدرت ذهن در لاغری و کل زندگی، یه نیروی الهی درون منه که باید یاد بگیرم چطور باهاش همصدا بشم.
اگه چشمهامون رو خوب باز کنیم، این قدرتو همهجا میبینیم…
- 🐝 زنبور کوچولویی که با نظمی عجیب کندوی ششضلعی میسازه
- 🌱 بذری که زیر خاک پنهونه، ولی ریشه میزنه، جوونه میزنه و میوه میده
- 🐢 بچه لاکپشتی که بدون هیچ مربیای راه دریا رو بلده
- 🕊️ یا پرندههایی که هزاران کیلومتر کوچ میکنن، بدون اینکه نقشهای توی دست داشته باشن…
همهشون دارن به صدای الهام درونیشون گوش میدن… بیچونوچرا! اما ما انسانها چی؟ 🤔
ما گاهی وقتی یه الهام خوب و پاک به دلمون میافته، سریع عقل و منطق میپره وسط و میگه:
«نه بابا! این غیرمنطقیه! نمیشه! دیوونهای؟!»
و خیلی وقتا این صدا همون شیطانِ درونیه که فقط بلده ما رو از مسیر هدایت دور کنه 😔
🌟 قدرت ذهن در لاغری یعنی گوش دادن به صدای درون، نه صدای ترس و تردید.
یعنی عمل کردن مثل اون پرندهای که وقتی زمان کوچشه، بیمعطلی پر میکشه بهسوی مقصد… نه اینکه بگه: “بذار فردا” یا “حالا یه فکری میکنم…”

🕊️ توی دنیای پر از نظم آفرینش، هیچ زنبوری برای کندو ساختن تردید نمیکنه، هیچ لاکپشتی نمیگه: “اگه اشتباه برم چی؟”، هیچ بذر کوچیکی نمیگه: “نکنه جوانه نزنم؟”
چرا؟ چون ذهن اونا پاکه، بدون وسوسه، بدون شک. اما ذهن ما انسانها… یه مهمون ناخوانده داره 👿
یه بخش کوچیک از ذهن ما، سهم شیطانه!
همونی که تا الهامی به دلت میافته، تا یه جرقه امید روشن میشه، سریع میگه:
«نه! اینا همش خیالپردازیه! ولش کن…»
و متأسفانه، چون از بچگی با کلی باور اشتباه بزرگ شدیم، این صدای ضعیف و بیارزش، قدرتی عجیب بر منطق ما پیدا کرده 😔
📉 نتیجهش؟ تخریب تدریجی قدرت ذهن! همون قدرتی که خدا تو وجودمون گذاشته تا زندگی رو بسازیم، نه بسوزونیم…
✨ تغییر واقعی یعنی ساکت کردن این صدای مزاحم، همون نجوای شک و ترس.
یعنی گوش دادن به الهامات پاک درونی… همونی که وقتی بهش عمل میکنی، حسش شبیه یه نماز واقعی میشه… یه عبادت خالص 🌸
🙏 سپاسگزاری واقعی یعنی درک کنیم که خدا به ما قدرت ذهن در لاغری، سلامتی، شادی و ثروت داده، و فقط کافیه اون رو فعال کنیم.
💫 ما با فکرهامون، با فرکانسهامون، میتونیم شرایط دلخواهمون رو مثل یه سفارش به جهان بفرستیم، و وقتی با ایمان و الهام حرکت کنیم، اون شرایط میتونه برگرده و بشه واقعیت زندگیمون…
🌈 و اون موقعست که با تمام وجود میگی: خدایا، شکرت… چون بالاخره دارم زندگیای رو تجربه میکنم که روزی فقط یه رویا بود!
🎯 هدیهای که فراموش کردیم ازش استفاده کنیم…
💡 قدرت ذهن در لاغری فقط یک مهارت نیست؛ یه هدیهی الهیه که تو وجود همهمون قرار داده شده. اما خیلی از ما هیچوقت بستهش رو باز نمیکنیم، چون اصلاً نمیدونیم چنین چیزی داریم 🎁
🧠 ذهن ما یه ابزار خارقالعادهست برای ساختن زندگی دلخواهمون؛ ولی چون قوانین کار کردنش رو نمیدونیم، خیلی وقتا بهجای اینکه ازش استفاده کنیم، خودمون داریم خرابش میکنیم!
🎯 واقعیت اینه که برای فعالسازی این نیروی بینظیر، لازم نیست چیز جدیدی بسازیم یا تقویتش کنیم. فقط کافیه موانع ذهنی رو کنار بزنیم… مثل غبار گرفتن روی یه آینه! اون قدرت همیشه اونجاست، منتظره دیده بشه ✨
🚫 بزرگترین عامل تخریب قدرت ذهن چیه؟
اگه دقت کنیم، یه اشتباه بزرگ خیلی از ماها اینه که بیشترِ تمرکز ذهنمون رو خرجِ چیزی میکنیم که اصلاً به ما مربوط نیست:
- 📺 پیگیری اخبار ناراحتکننده
- 🌍 نگرانی درباره مردم کشورای دیگه
- 🤷♀️ درگیر بودن با تصمیمها و انتخابهای دیگران
- 📣 و حتی بحث کردن درباره چیزی که اصلاً نمیتونیم تغییرش بدیم…
هر ثانیهای که ذهنمون درگیر این چیزاست، یه قدم از خودمون و مسیرمون دور میشیم. چون تمرکز، انرژی خلقه… و اگه خرج جای اشتباه بشه، قدرتت ته میکشه 🪫
🐝 از طبیعت یاد بگیر!
- 🌱 هیچ دونهای تلاش نمیکنه دونهی کناری رو رشد بده!
- 🕊️ هیچ پرندهای ذهنش رو درگیر مهاجرت بقیه نمیکنه!
- 🐝 زنبور فقط به ساختن کندوی خودش فکر میکنه، نه کندوی همسایه!
اما ما چی؟ ما فکر کردیم اسم این کارها دلسوزیه، همدلیه، یا حتی انساندوستیه…
در حالی که داریم تکهتکه قدرت ذهنمون رو خرج دنیای بیرون میکنیم، و از درون ضعیف میشیم 😞
✨ یادمون باشه: بهترین لطفی که میتونیم به خودمون و بقیه بکنیم اینه که از قدرت ذهن در لاغری و رشد شخصیمون بهدرستی استفاده کنیم و الگوی حال خوب باشیم 🌈

قدرت ذهن خود را تخریب نکنید
بعضی وقتا یه جمله از زبان یه آدم دیگه، بیشتر از هزار ساعت آموزش به دل میشینه… 💬
شاید چون اون آدم دقیقاً مثل خود ما بوده: درگیر، نگران، خسته، و دنبال یه نقطهی شروع 🌧️
برای همین خوندن تجربهی بقیه، مخصوصاً اونایی که تو مسیر قدرت ذهن در لاغری قدم گذاشتن، یه جورایی مثل روشن شدن یه چراغ کوچیک توی دل تاریکیه… همدلانه، واقعی، قابل لمس! 🕯️
یکی از همین چراغها، نوشتهی زیبای خانم شادیه… که بهتنهایی میتونه عمق موضوع قدرت ذهن در لاغری رو بهت نشون بده:
📝 تجربه الهامبخش خانم شادی:
❄️ این فایل احساس فوقالعاده خوبی در من ایجاد کرد.
من خوشحال و سپاسگزارم از دیدن و گوش دادن به این فایل، که در واقع برای من خیلی ضروری و حیاتی بود. توی این مسیر فهمیدم مسئلهی اصلی مراقبت از قدرت ذهن در لاغریه.
در واقع، لطف خداوند مهربان بود که من وارد این مسیر شدم و هر بار با شنیدن فایلهای آموزشی لاغری با ذهن، احساس میکنم روح و روانم داره آرومآروم از فشارهایی که سالها تحمل میکردم، آزاد میشه.
حالا دارم یاد میگیرم از زندگی لذت ببرم، مراقب “خودم” و “احساس خوبم” باشم و این یعنی شروع فصل تازهای از زندگی من 🍃
من قبلاً بیشتر وقتم رو پای اخبار، اتفاقات دیگران، مشکلات مردم، و مسائل خارج از کنترل خودم میگذروندم… انگار فرار میکردم از روبهرو شدن با خودم.
اما از وقتی که به قدرت ذهن در لاغری احترام گذاشتم، و تصمیم گرفتم تمرکزم رو برگردونم به «خودم»، احساسم بهتر شده، ذهنم آرومتره، و تازه دارم واقعاً زندگی میکنم 🌈
🎵 حالا بهجای دنبال کردن اخبار نگرانکننده، آهنگهای شاد گوش میدم… ویدئوهایی میبینم که بهم حال خوب میدن،و مهمتر از همه، به خدا اعتماد دارم 💖
🚀 با دوره پاکسازی چاقی ذهن، قدرت ذهن در لاغری را آزاد کن! 🌟
اگر دنبال یه راه واقعی و هدفمند برای تغییر زندگیات هستی، اینجاست که مسیرت روشن میشه!
دوره پاکسازی چاقی ذهن، دقیقاً همون ابزاریه که کمک میکنه افکار منفی و نگرشهای محدودکنندهای که باعث تخریب قدرت ذهن در لاغری میشن رو شناسایی کنی و از ریشه پاکشون کنی. 🧠✨
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۴ سراغ «زندگی یا مرگ، لاغری یا چاقی!» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.25 از 97 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
باسلام
استاد میدونید اولین چیزی که با صحبت های شما به ذهنم اومد چی بود داستانی بود که سالها پیش مادرم برام تعریف میکرد که خداوند فرشتگانی رو به روی زمین فرستاد تا سحر ها رو باطل کنند ومردم از گمراهی نجات دادن اما دربین مردمی که شاگردانشون بودن ورد باطل کردن سحر را یاد گرفتن وبه جادوگری پیشرفته روی آوردن ومردم گمراه کردن تا درنهایت فرشتگان کوچ کردن ورفتن ومردم به حال خودشون گذاشتن وقتی داشتم صحبت هاتون میشنیدم با خودم احساس کردم که فرشته ها دوباره دلشون به حال اوضاع خراب مردم سوخته وبرگشتن احساس کردم که فرشته مهربان درون شما هم بسیار دنبال باطل کردن جادوها وسحرهاست که مردم مسخ خودشون کردن مردمی که سرهاشون پایین از ناراحتی وناامیدی دروجودشون موج میزنه امروز بیرون رفته بودم سیل کسیری از آدمها از کنارم رد میشدن که ناامید وخسته بودن فقر دروجودشون موج میزد ناراحتی وخشم وجودشون فراگرفته بود وذکر لبشون ناسزا به زمین وزمان بود حتی بعضیا با خودشون حرف میزدن وشکایت میکردن چند وقتیه بیرون نرفته بودم از خونه وشادی ورضایت قلبی وجودیم از زندگیم درحداکثر خودش بود تازه متوجه شدم که چقدر فرق دارم با بقیه چقدر آرامم وقتی خانم مسنی با زرنگی اومدو درمترو کنارم نشست ومن به خاطر کرونا که نباید نزدیک نشست بلند شدم واون خانم احساس پیروزی کرد چقدر از کنارش راحت گذشتم بدون ناراحتی به طوری خودش شرمنده شد وگفت کمرم درد میکنه مادر میخوای بلند شم شما بشین ومن در کمال آرامش گفتم نه خواهش میکنم راحت باشین اشکالی نداره بازم دلش طاقت نیورد وچند دقیقه بعد بلند شد واصرار کرد که من بشینم قبلا اگه بود اونقدر ناراحت میشدم وزیر لب غر میزدم که هم اعصاب خودمو خورد میکردم هم همه رو اما آرامشی بود که در من موج میزد آدمها با احترام از کنارم رد میشدن قبلا حتی احساسم نسبت به مردای جامعه ام بد بود میگفتم همشون هیزن وچشم چران میگفتم همشون تفریحشون آزار خانم هاست با نگاهشون با کلامشون اما امروز اونقدر احساسم خوب بود که کمتر از قبل احساس خطر کردم ومتوجه شدم که مردان هم مثل ما خانم ها انسانن وخوب وبد دارن واصلا حتی بیشتر مواقع وقت ندارن بقیه رو نگاه کنند از بس که درگیرن ودرواقع خانم هابیشتر به بقیه خیره میشن وتوجه نگاهی میکنن نمیگم ماهیت وجودشیون انکار میکنم اما حال دلم خوب شده بود واذیت نمیشدم از قدم زدن درخیابان فهمیدم که بسیاری از مردان سرزمینم به بقیه زنان ودختران حتی غیرت دارن ومثل ناموس خودشون احترام میگذارن ورفتار میکنن ومعدود انسان های بد رو نمیشه کاریش کرد جز دوری ومحل نگذاشتن خدایا شکرت بابت آرامشم بابت نعماتت واینکه واقعا باید ذهنمو متمرکز کنم روی خودم اینو من از دوسال پیش که ازدواج کردم متوجه شدم روزی که با همسرم آشنا شدم خیلی هم خانواده من هم خانواده همسرم سعی دردخالت داشتن از خرید گرفته تا مناسبت ها ونحوه برگزاری وحتی نوع رابطه من وهمسرمم دخالت میکردن که اینجور رفتار کن اونجوری رفتار نکن خلاصه یک بار برای همیشه جلوشون ایستادمو وگفتم درهیچ چیز ما دخالت نکنید که میگذارمتون کنار وهمسرمم همین کار با خانوادش کرد وآرامش حاکم شد خودمون خرید کردیم خودمون خونه مورد نظرمون اجاره کردیم خودمون به صلاح دید خودمون عروسی برگزار کردیم البته بگم که ازشون راهنمایی خواستیم اما اجازه دخالت بیجا رو گرفتیم یادمه قبلش همسرمو که عضو جدیدی بود درخانمون به عناوین مختلف سعی در مسخره کردنش داشتن وتحقیر کردنش اما مثل شیر جلوشون ایستادم ونگداشتم از گل باریک تر بهش بگن جزآقا چیزی بهش نگفتن طوری که حتی همسرمم نفهمید همسرم واقعا مردخوبیه ولی خیلی ساده بود اون موقع ها وهمین سادگیشو دال برنادانیش میدونستن من اونقدر بالا بردمش تا الان هر کسی درهر کاری میخواد وارد بشه از همسر من نظر میخواد اینارو گفتم که واقعا برداشتن ذهنیتم از اینکه مادرم چی میگه وپدرم ناراحت نشه و…تنها دلیل پیشرفت وآرامش وعشق ما شد حالا هم همینطوره درزندگیمون فامیل برای خودشون برنامه میچینن مسافرت میرن مهمونی میدن از یکجای مشخص خرید میکنن به طور دسته جمعی اما ما نه من اول نظر همسرمو جویا میشم بعد مشورت میکنیم بعد نظرمون بهشون میگم خیلی جاها مخالفت کردم ونرفتم حالا دیگه براشون کامل جا افتاده که مرد من مرد پر مشغله ایه واگه میخوان باهاش وقت بگذرونن باید حالاونو الویت قرار بدن نه دل خودشون وبه وقت وپول منم احترام بیشتری میگذارن یادمه قبلا که مجرد بودم واین قاطعیت ونداشتم مادرم با پول من لباس وکفش میخرید برام برنامه میگذاشت ومن وبه زور به مهمونی ومسافرت میبرد اما حالا پولمون جمع میشه وقتمون جمع میشه وصرف کارای بهتری میشه من تونستم هر روز یاد بگیرم فایل گوش کنم بنویسم ورزش کنم پیاده روی کنم خونه همیشه تمیزی داشته باشم به خودم برسم با همسرم وقت بیشتری رو بگذرونم وحتی آرامش ورابطمونم به مراتب بهتر شده از وقتی ذهنمو راجب مشکلات بقیه کنار گذاشتم به اخبار گوش نمیدم برای مردن کسی ناراحت نمیشم ومدت ها ذهنمو مشغول نمیکنه خیلی انرژیم ذخیره شده وبا اینکه فقط ۶ماه که دراین مسیرم اما به اندازه ۶سال چیز یادگرفتم وحال دلم خوب شده به به خدایا شکرت وممنونتم خدایا میخوام راه ثروتمند تر شدن به من نشون بدی وآرامش بیشتری رو در زندگیم جاری کنی وهمینطور سلامتی وتناسب اندامم رو هر روز بیشتر کنی به به یعنی واقعا آدم یکم فکر کنه میبینه که اونقدر مشغله درزمینه خودش داره که باید هر روز براش قدم برداره که واقعا نمیرسه به فکر کردن به بقیه
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت همگی
من خیلی این حرف قبول دارم که باید روی خودمون تمرکز کنیم اصن لامصب یه جوری انسان پیشرفت میده که از سرعت پیشرفت خودمون تعجب خواهیم کرد یادمه وقتی همسرم وقتی به خواستگاری من اومد هیچی نداشت از نظر مالی اون زمان که داشتم باهاش آشنا میشدم به خودم گفتم میسنجمش ببینم چجور انسانی اگه فردی بود که لایق من باشه باهاش ازدواج میکنم حتی اگه یدونه قرونی پول نداشته باشه وکمکش میکنم به همه جا برسه اون روزا خودمم پولی نداشتم ولی مطمئن بودم اگه بخوام قطعا میتونم به همه چیز برسم بعد چند ماه متوجه شدم دقیقا فردی که من میخوام ومثل خودمه تا حد زیادی از لحظه ای که قبولش کردم تا عروسیمون یادمه ۶ ماهی طول کشید ولی دقیقا از اون لحظه دیگه تمرکزمو از حرف اطرافین واز بودن با اونا برداشتم وچسبیدم به رسیدن به خواسته هام هر روز میرفتم وجای جدیدی برای وام درخواست میدادم عالم وآدمو گرفتم به کار هر روز دوتایی باهم دنبال خونه میگشتیم که اجاره کنیم کلی وام گرفتیم ماکه هیچی نداشتیم ۹۰ ملیون تومن پول رهن خونه جور کردیم ماکه هیچی نداشتیم با تمرکزمون به خواستمون عروسی جانانه گرفتیم نمیگم بقیه کمکمون نکردن اما ما خواستیم وتلاش کردیم وکلی وسایل خونه خریدیم که خیلیا عاشقشن بهترین مارک ها وبا کیفیت ترینشون خودمون با عشق خونمون چیدیم جالب اینجا بود که خونه ای پیدا کردیم که دقیقا یک سال قبل عروسی ما بازسازی کامل شده بود واونقدر شیک ونو بود که همه تعحب کردن حتی حیاط هم داشت برای خودمون وقتی تموم شد ورفتیم سر خونمون تازه فهمیدیم چه آدمایی دراین دوران بد مارو که نگفتن ومیخواستن زندگی ما بهم بخوره وموش دونده بودن اما ما اونقدر سرگرم خودمون بودیم که مثل بولدوزر از روشون رد میشدیم وهمه رو بی اثر میکردیم ویه جورایی همه رو خلع سلاح کرده بودیم یادمه که دراین تلاش فوق العاده ما تفریح هم میکردیم گردش میرفتیم ووقت برای خودمونم میگذاشتیم جالب اینجا بود که هردوشاغل بودیم البته هردوتاییمون پول کمی درمیاوردیم آما خیلی امید وتمرکز به رسیدن داشتیم از اون روز به بعد من یاد گرفتم که سختی ها مهم نیستن گرفتاری دیگران وحتی دشمنی بقیه هم مهم نیستن وقتی بخوام کاری رو انجام بدم حتما میتونم وقتی این دوره رو شروع کردم خیلی مشکلات داشتیم ومالی وجانی هردوتاییمون داغون بود اما کم کم یادم اومد که ما همون آدم هایی هستیم که چطور ۶ ماهه همه چیز عوض کردیم ودست از نگرانی راجب مشکلات ومریضی ها ونگرانی برای بقیه برداشتم وهمین موضوع باعث شد احساسم بهتر شد وتغییرات تناسب اندام وحتی زندگیمو بیشتر در وجودم احساس میکنم انگار یه جورایی هر چی دارم متناسب تر میشم اوضاعمونم بهتر میشه وبیشتر دارم خدا رو میشناسم وباور میکنم که همراه وکمک حال من خواستم بگم بیخیال مسائل اقتصادی جامعه بیخیال مشکلات سیاسی جامعه حتی بیخیال مریضی حتی خودم چه برسه به بقیه من هر روز بهتر میشم این رها کردنا ربطی به تلاش نکردن من نداره من دیگه خودمو باهاش ناراحت مضطرب نمیکنم دیگه نمیگذارم توی این دنیا هیچ کس وهیچ چیز احساسمو بد کنه وحالمو بگیره نمیگم صددرصد موفق شدم اما دارم هرروز برای خوب شدن حالم تلاش میکنم وهمین درمسیر بودن من نشون میده وموفقیت من به همراه داره از الان انتظار ثروت فوق العاده ای رو میکشم انتظار کار شادومورد علاقمو انتظار تناسب همیشگی اندامم وجذابیت فوق العادمو وانتظار سلامتی خودم وهمسرمو میکشم من عاشق زندگیم شدم