0

کاهش وزن با تمرکز ذهنی؛ داستان واقعی لاغری بدون رژیم و بازگشت (گام ۷۱)

کاهش وزن با تمرکز ذهنی
اندازه متن


وقتی از کاهش وزن حرف می‌زنیم، خیلی‌ها یاد رژیم‌های سخت 🍽️، ورزش‌های سنگین 🏋️‍♂️ یا داروهای رنگارنگ 💊 می‌افتن.

اما آیا تا حالا فکر کردین کاهش وزن با تمرکز ذهنی 🎯 می‌تونه یکی از مؤثرترین، ماندگارترین و لذت‌بخش‌ترین روش‌ها برای کاهش وزن باشه؟

🐎 یک خاطره ساده، نقطه شروع یک تحول بزرگ

از بچگی عاشق تماشای مسابقات اسب‌سواری بودم 🏇.

هر وقت از تلویزیون پخش می‌شد، با دقت و هیجان می‌نشستم پای صفحه و لحظه‌به‌لحظه مسابقه رو دنبال می‌کردم. عجیب بود چون نه اسبی از نزدیک دیده بودم، نه حتی تا امروز که ۴۱ سالمه، سوار اسب شده‌ام!

اما یه چیز توی اون مسابقات همیشه توجهم رو جلب می‌کرد… کنار چشم اسب‌ها یک تکه پارچه یا صفحه‌ی سیاه بسته می‌شد.

یه بار از پدرم پرسیدم که چرا این کار رو می‌کنن؟ 👨‍👦 پدرم گفت:

«این‌کار رو می‌کنن که حواس اسب پرت نشه، فقط روبه‌رو رو ببینه و با تمرکز توی مسیر مسابقه بتازه.»

اون جمله ساده، یه جرقه شد توی ذهنم… جرقه‌ای که تا سال‌ها مثل یه تابلوی خاموش توی ذهنم بود، اما بعدها فهمیدم کلید یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های زندگیم توی همون جمله بوده.

🎯 از اسب‌های مسابقه تا مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی

سال‌ها بعد، وقتی توی مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی قدم گذاشتم، یاد اون صحنه افتادم.

ذهنم مثل همون اسب مسابقه بود؛ قوی، پرانرژی، اما به‌شدت حواس‌پرت!

هر بار تصمیم می‌گرفتم لاغر شم، یه تبلیغ جدید، یه رژیم زودبازده، یه قرص رنگارنگ 🌀، یا نظر بقیه منو از مسیر اصلی منحرف می‌کرد.

اما یک روز، وقتی دوباره به اون تصویر بچگی برگشتم، تصویر اسب مسابقه‌ای اومد جلو چشمم که چشم‌بند زده بود 🐴👁‍🗨️ و فقط مسیر روبه‌روش رو می‌دید.

ناگهان یه تصویر ذهنی قوی ساختم:

🧘‍♀️ خودم رو تصور کردم با چشم‌بندی ذهنی که جلوی وسوسه‌های بیرونی رو گرفته، با تمرکز کامل روی مسیر ذهنیِ خودم، و با حس قدرتی که از ادامه دادن می‌گیرم…

اون لحظه، یکی از قوی‌ترین تصمیم‌های زندگیم رو گرفتم:

من هم باید تمرکز ذهنی‌م رو مثل چشم‌بند اسب‌ها تنظیم کنم.

فقط مسیر خودم، فقط لاغری ذهنی، بدون حواس‌پرتی، بدون انحراف.

از اون به بعد، هر وقت وسوسه می‌شدم که یه راه میانبر رو امتحان کنم، هر وقت صدای ذهن قدیمی‌م می‌اومد که «این راه خیلی طول می‌کشه…»،

خودم رو توی ذهنم می‌دیدم با چشم‌بند ذهنی 🎭، محکم، متمرکز، در حال حرکت توی مسیر تناسب… و باور کن! همین تصویرسازی‌های ساده اما تکراری، منو در مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی نگه داشت.

حتی وقتایی که خسته می‌شدم، ناامید می‌شدم یا فکر می‌کردم چرا نتیجه نمی‌گیرم… بازم به تصویر ذهنی خودم برمی‌گشتم:

یه آدم با چشمانی بسته به وسوسه‌ها و باز به روی هدف 🎯

تغییر شرایط زندکی

🧠 وقتی ذهن تصمیم می‌گیره، اتفاق می‌افته!

تجسم کردن برای من اولش مثل یه بازی بود. یه‌جور تفریح روحی. اما کم‌کم فهمیدم قدرتش خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر می‌کردم 💥

فقط یه مشکل داشتم… نمی‌دونستم دقیقاً باید چی رو تجسم کنم 🤷‍♂️ فقط می‌دونستم از شرایط فعلیم راضی نیستم. نه درآمدم، نه حالم، نه زندگیم…

پس به جای فکر کردن به آرزوهای خیلی دور و بزرگ، گفتم بذار از یه نسخه بهتر از همین الان شروع کنم 👣

تصویر می‌ساختم از اینکه:

  • بدهی‌هام رو پرداخت کردم 💳
  • رفتم با همسر و بچه‌هام رستوران 🍽️
  • بدون نگرانی دارم سفارش می‌دم، می‌خندم، از غذا لذت می‌برم 😋

یا مثلاً ماشینم رو تجسم می‌کردم 🚗

ماشینی که دیگه خراب نمی‌شه، بوی نو می‌ده، کولرش خنکه و وقتی پشت فرمونم حس غرور و آرامش دارم 😎

😮 اما وقتی نوبت به لاغری می‌رسید…

راستش تو تجسم کردن هیچ مشکلی نداشتم. هر چیزی رو می‌تونستم با جزئیات تو ذهنم بسازم!

مثلاً خودم رو بدون عینک تصور می‌کردم و همه‌جا رو بدون تاری می‌دیدم 👀 اما وقتی نوبت به تصور کردن «بدن لاغر خودم» می‌رسید، انگار یه دیوار نامرئی جلو ذهنم سبز می‌شد 🚧

برای تحقق کاهش وزن با تمرکز ذهنی نه می‌تونستم تصویر خودم رو با اندام متناسب ببینم، نه حتی حسش کنم!

انگار ذهنم یه جورایی می‌گفت:

«تو لاغر؟ نه بابا… مگه تا حالا تونستی؟!»

و دقیقاً همون‌جا بود که یه حقیقت تلخ رو فهمیدم:

🧠 یه باور پنهان و قدیمی تو ذهنم لونه کرده که اجازه نمی‌ده کاهش وزن با تمرکز ذهنی توی من جواب بده، چون اصلاً نمی‌ذاره خودم رو در اون حالت تصور کنم!

و این خیلی مهمه… چون وقتی حتی نتونی یه تصویر ذهنی از خودت در حالت لاغری بسازی، چطور می‌خوای بهش برسی؟

چطور می‌خوای باورش کنی؟ چطور قراره ذهنت برای رسیدن بهش باهات همکاری کنه؟ 🤷‍♀️

🔄 دور باطلِ تلاش‌های بی‌نتیجه

همین ناتوانی در تصویرسازی باعث شده بود سال‌ها تو مسیر لاغری فقط دور خودم بچرخم… یه بار رژیم می‌گرفتم، یه بار باشگاه می‌رفتم، یه بار داروی گیاهی… اما همش موقتی بود ⏳

چرا؟ چون ذهنم هنوز منو چاق می‌دید!

تا وقتی تصویر ذهنی من از خودم تغییر نکنه، هیچ روش بیرونی جواب نمی‌ده.

🌱 اون‌جا بود که فهمیدم تنها راه نجات، برگشتن به درون خودمه…

یعنی با کار کردن روی ذهن، با ساختن یه تصویر جدید از «منِ لاغر»، مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی رو شروع کنم.

کاهش وزن با تمرکز ذهن

🔁 تجسم، ادامه دادن، و ناگهان… واقعیت!

با وجود این مشکل، ولی تمرین‌هام رو ادامه دادم. هر روز صبح و شب، چند دقیقه وقت می‌ذاشتم برای تجسم کردن.

نمی‌دونی چه حس عجیبی داشت… انگار در حالی که شرایط واقعی هنوز تغییری نکرده بود، «احساس درونم» بهتر شده بود. 🌈

و کم‌کم، معجزه‌ها شروع شد…

بدهی‌ها تسویه شد، اقساط تموم شد، ماشین نو خریدم، رفتم سفر، حس کردم زندگی برگشته سر جای خودش 💫

و دقیقاً همون موقع بود که یه فکر جدید سراغم اومد:

اگه قدرت ذهن من تونسته شرایط مالیم رو اینقدر تغییر بده… چرا برای لاغری ازش استفاده نکنم؟

مگه کاهش وزن با تمرکز ذهنی غیرممکنه؟

📜 تصمیم جسورانه‌ای که مسیر رو عوض کرد

برگ کاغذ برداشتم و نوشتم:

✍️ «می‌خوام با قدرت ذهنم لاغر بشم.» می خوام کاهش وزن با تمرکز ذهنی رو تجربه کنم.

راستش هیچ برنامه‌ای نداشتم. هیچ رژیم یا ورزشی بلد نبودم. هیچ تجربه موفقی هم پشت سرم نبود.

فقط یه حس قوی داشتم که بهم می‌گفت:

همین‌جوری که قبلاً هم نمی‌دونستی چطور قراره بدهی‌هات رو بدی، ولی دادی،

حالا هم نمی‌دونی چطور لاغر می‌شی… ولی می‌تونی لاغر بشی! 💪

🌱 مسیر لاغری ذهنی، فقط لاغری نیست…

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو امتحان کنم، انتظار داشتم فقط وزنم کم شه، لباس‌هام گشادتر شن، و عدد ترازو پایین بیاد…

ولی چیزی که تجربه کردم، خیلی فراتر از اینا بود! ✨ بدنم کم‌کم شروع کرد به واکنش نشون دادن؛

✅ انرژیم بیشتر شد

✅ خوابم عمیق‌تر شد

✅ حتی یه تغییر کوچیک تو آینه باعث می‌شد یه عالمه شوق و امید بگیرم 😍

اما اصل ماجرا تازه از اینجا شروع شد…

چون توی مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی، فقط ظاهر آدم تغییر نمی‌کنه، نگاهت به خودت عوض می‌شه، رابطه‌ت با غذا متحول می‌شه.

و مهم‌تر از همه:

یه نسخه‌ی تازه از خودت رو پیدا می‌کنی که شاید سال‌ها گم‌شده بوده… 🎯

من همه‌ی این تغییرات رو مدیون «کار کردن روی ذهنم» هستم.

من در مسیر تجربه لاغری با ذهن یاد گرفتم:

✅ چطور تصویر ذهنی خودم رو اصلاح کنم

✅ چطور افکار چاق‌کننده‌مو شناسایی و پاک کنم

✅ و چطور یه ذهن آگاه، قوی و متمرکز برای لاغری بسازم

لاغری با ذهن یه مهارته، و دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً بهت یاد می‌ده چطور این مهارت رو توی وجودت فعال کنی.

نه با رژیم و اجبار، نه با عذاب‌وجدان… بلکه با عشق، آگاهی و احترام به خودت ❤️

🌟 هر قدم، یه نسخه بهتر از تو

اگه فکر می‌کنی مسیر لاغری فقط به یه بدن خوش‌فرم ختم می‌شه، باید بدونی خیلی چیزهای بزرگ‌تر سر راهته!

🔹 یاد می‌گیری خودتو دوست داشته باشی

🔹 از غذا لذت ببری بدون احساس گناه

🔹 و هر روز یه قدم به اون آدمی که همیشه آرزوشو داشتی، نزدیک‌تر بشی 🦋

پس اگه واقعاً دنبال یه روش ماندگار برای لاغر شدن هستی، یه روش که از درونت شروع بشه و به بیرونت برسه،

دوره‌ی «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین جاییه که می‌تونی قدم بذاری و کاهش وزن با تمرکز ذهنی رو تجربه کنی 💫

✍️ تمرین آموزشی 📖💡 برای کاهش وزن با تمرکز ذهنی

تمرینات ذهنی بخش اصلی و کلیدی مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی هستند.
فقط با تمرین مداوم است که باورهای عمیق ذهنی تغییر می‌کنند و تصویر ذهنی جدید از خودتان شکل می‌گیرد.
این تمرین‌ها به شما کمک می‌کنند تا تمرکز خود را افزایش داده، احساسات منفی را کاهش دهید و به آرامش درونی برسید تا روند لاغری ذهنی به صورت طبیعی و ماندگار پیش برود.

❓ سوالاتی برای کاهش وزن با تمرکز ذهنی

  • آیا می‌توانم خودم را در حالتی که لاغر و سالم هستم تصور کنم؟
  • چه باورهایی مانع پیشرفت ذهنی من برای کاهش وزن شده‌اند؟
  • چگونه می‌توانم تمرینات ذهنی را به یک عادت روزانه تبدیل کنم؟
  • در مسیر کاهش وزن ذهنی، چه وسوسه‌ها و چالش‌هایی ممکن است برایم پیش بیاید؟

💬 دعوت به مشارکت

حالا نوبت شماست!
تجربیات، سوالات و نظرات خود را درباره تمرینات کاهش وزن با تمرکز ذهنی در بخش نظرات بنویسید.
اینجا فضایی امن و دوستانه برای تبادل انرژی مثبت و یادگیری بیشتر است.
منتظر شنیدن صدای شما هستیم! 🧡

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.33 از 76 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=30051
79 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Mali
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۷ ۱۲:۱۰
      مدت عضویت: 1235 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 611 کلمه

      و خدایی که در این نزدیکیست. 

      روزای اولی که وارد سایت شده بودم خیلی دچار شک و سوظن میشدم و ۱۲ گام رو که شروع کردم از طرفی اطمینان داشتم که با قدرت ذهن میشه هر کاری رو ممکن کرد و از اونجایی که کم و بیش از دوران نوجوانیم با قدرت ذهن از طریق اطلاعات کمی که از ی کتاب گرفته بودم،آشنایی داشتم،وقتی نجواهای ذهنی شروع میکرد که بیا این مسیر رو ول کن و برو دنبال رژیم و کم خوری و نخوردنها،به ذهنم میگفتم ی چیزی ته قلبم بهم میگه ادامه بده پس بذار ی کم هم از رژیم و … فاصله بگیرم چون واقعا جونشو ندارم،حس رژیم گرفتن رو ندارم،توان ندارم،بخوام به زور خودمو به واسطه دستور دکتر و فلانی خودمو مجاب کنم تا وزنم بیاد پایین،خواهش میکنم بذار اینجا باشم این ۱۲ فایل رو گوش کنم اگر جواب نگرفتم برمیگردم میرم به روش‌های قبلیم ادامه میدم،با این صحبت کردن‌ها در آرامش زیاد خیلی تونستم ذهنمو متقاعد کنم برای ماندن توی این مسیر و برام خیلی هیجان انگیز بود که حالم خوب بود،احساس خوشایندی داشتم،راضی بودم از انتخابم.ولی انگار هنوز اون درک از استفاده و بودن توی این سایت به من داده نشده بود،پس لغزیدم،با اینکه با انجام تمرین‌های ۱۲ گام و تکرار اونها من سه کیلو کم کرده بودم به خودم غره شدم،احساس کردم نیازی ندارم هر روز به خودم یادآوری کنم که برای بهتر شدن و ماندگاری باید هر روز خدا تمرین انجام بدم،کم کم فاصله گرفتم،کم کم دوباره نجوا های ذهنیم شروع شدن حدود شش یا هفت ماه از این قضیه گذشت و دلم تغییر خواست،احساسم بهم گفت برگرد برو توی همون جایی که حالت خوب شده بود و من برگشتم،خود خدا بهمون گفته،صد بار اگرتوبه شکستی،باز آ.پس من باز اومدم.اومدم تا دوباره راه درستی که بهم آرامش داده بود،راه درستی که بدون دردسر و سختی و گرسنگی کشیدن و به راحتی آب خوردن وزن کم کرده بودم رو ادامه بدم.و بعد از مدتی یک فایل رو خریداری کردم و الان حدود نه ماه هست که بیشتر اوقات روزم رو اینجا هستم شاید در ظاهر خیلی لاغر نشده باشم ولی حالم خوبه،با اینکه برنامه ریزی ندارم برای انجام دادن فایلها و تمرین‌ها ولی صبحها و در طول روز بدون اینکه متوجه بشم میام توی سایت و شده در حد خوندن چند تا کامنت دوستانم ،وقتم رو اینجا سپری میکنم چون گاهی برام پیش میاد وقتشو ندارم که فایل گوش بدم یا کامنت بنویسم ولی برای تکرار کردن و پذیرفتن این سایت چند دقیقه ای رو اینجا میگذرونم و حسم از بودن در اینجا عالیه،سپاسگذار خدا هستم که به اینجا هدایتم کرد و روز به روز دارم نتایج خوبی در ذهنم مشاهده میکنم.من یاد گرفتم که مثه کنه بچسبم به مسیرم،تا نتیجه ی دلخواهم رو نگیرم تلاش میکنم بیام اینجا و فایلها رو گوش کنم.منم دارم تلاش میکنم که هر روز ی نکته ی جدیدم هم شده یاد بگیرم،خدارو شکر برای اینکه مستمر دارم تمرین انجام میدم ی سری از نگرشهام تغییر کرده مثه اینکه گرسنگی و به زور خوردن رو خوب تشخیص میدم شاید گاهی رفتارهای قبلیو انجام بدم ولی وسط انجام رفتارهای قبلیم لقمه ی توی دهانم رو درآوردم و انداختم توی سطل زباله که من بهش احتیاج ندارم.یا اینکه اگه فلان خوراکی یا غذا رو دوست ندارم به راحتی بگم نه نمیخورم چون دوست ندارم حالم از خوردن ش بد میشه،بله به همین راحتی نگرش‌ها دارن عوض میشن،یادمه وقتی نوجوان بودم و تازه کمی تپل شده بودم خواهرزاده م رو میدیدم که می‌گفت من به اندازه ی شکمم غذا میخورم نه اضافه،به خودم میگفتم خوش ب حالش کاش منم مثه اون بتونم نه بگم،آنقدر به این خواسته م گاهی که دچار سردرگمی میشدم فکر میکردم تا بالاخره خدا بهم راهشو نشون داد.الهی شکر

      یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۴/۰۹/۱۲ ۱۵:۱۸
      مدت عضویت: 1235 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 584 کلمه
      • و خدایی که در این نزدیکیست
      • صادقانه میخوام بنویسم برای اون افرادی که تمرین نوشتاری انجام نمیدن و هم خودم که گاهی میخوام از زیر نوشتن در برم و به بعد موکول کنم،من تا دیروز از چاق تر شدن به شدت ترس و واهمه داشتم و مدتی بود که از ادامه راه برای متناسب شدن سرد شده بودم ولی ندای درونی بهم میگفت نه ادامه بده اینجا رو رها نکن،شاید اینجا میومدم و تمرین انجام می‌دادم ولی ته دلم امید داشتم راهمو پیدا میکنم و ادامه دادم تقریبا هر روز اومدم و نوشتم و گوش کردم و فکر کردم تا بالاخره جواب داد،همونجور که بالاتر نوشتم من از غذا خوردن و مواد غذایی و لاغر نشدن دچار ترس و اضطراب شده بودم ولی دیروز تا حالا که تمرین فایل قبلی رو نوشتم انقلاب بزرگی درون ذهن به پا شد به یکباره اون دلهره از چاق تر شدن و غذاها در ذهن من کوچیک شدن طوری که خودمم تعجب کردم و امروز که این فایل رو گوش دادم به خودم گفتم دیدی جواب داد؟دیدی نوشتن چه معجزه ای داره؟؟و ایمانم نسبت به دیروز بیشتر و بیشتر شده و از خدا میخوام راه خرید فایلهای ورود به سرزمین لاغرها رو فراهم کنه تا چالش‌های بیشتری رو طی کنم و محکم تر از قبل ادامه بدم به مسیری که مدتهاست دارم دنبالش میکنم.من توی این سه سالی که اینجا بودم شاید ته ذهنم به خودم گفتم برم رژیم بگیرم برم ورزش کنم ولی برای چند دقیقه بعد به خودم نهیب زدم که چه فایده ای داشته اون همه تلاش؟؟مگه این همه سال دست و پا نزدی و آخرش چی شد؟؟و با این حرفها ذهنم عقب نشینی کرده و به اینجا بودنم ادامه دادم.الهی شکر که مسیر رو رها نکردم.
      • آیا می‌توانم خودم را در حالتی که لاغر و سالم هستم تصور کنم؟شاید قبلا خیلی برام قابل درک نبود و نمیتونستم خودم لاغر تصور کنم ولی الان برام راحت تر شده و میتونم خودم متناسب تصور کنم که سایز ۳۸ رو پوشیدم و دارم جلوی آینه قر میدم و خوش پوش تر و خوشتیپ تر از قبل شدم.
      • چه باورهایی مانع پیشرفت ذهنی من برای کاهش وزن شده‌اند؟اینکه من نمیتونم لاغری رو حفظ کنم،اینکه من راحت نه نمیگم در برابر غذاها و تنقلات،اینکه من تحرکم کمه،اینکه من ترس دارم نکنه نتونم لاغر بشم،اینکه من همش به خوردن و نخوردن فکر میکنم،اینکه من در بند افکار چاقیم هستم.
      • چگونه می‌توانم تمرینات ذهنی را به یک عادت روزانه تبدیل کنم؟دو روز پیش سه تا فایل از استاد توی واتس اپ دیدم درباره فرمول‌های چاق کننده که بهم خیلی کمک کرد که چطور در برابر غذاها رفتار کنم،و فکر میکنم اگه از این دست تمرین‌ها انجام بدم یا حداقل همین سه تا تمرین رو بتونم عادت زندگیم کنم خیلی خیلی میتونم به روند کارم کمک کنم و توی مسیر بمونم و عادت‌های اشتباه رو پیدا کنم و روی اونها کار کنم.
      • در مسیر کاهش وزن ذهنی، چه وسوسه‌ها و چالش‌هایی ممکن است برایم پیش بیاید؟به نظرم با وجود اینجا بودن و تمرین انجام دادن وسوسه ای که ممکنه تا اخر عمر کنارم باشه اینه که بخوام روش‌های لاغریه گذشته رو ادامه بدم شاید هرگز انجام شون ندم ولی فکر کردن بهشون رو نمیتونم از خودم دور کنم،شاید به ورزش کردن بپردازم البته سالها یا ماه‌های آینده که اونم با تغییر طرز تفکر درباره ورزش کردن ولی این روش هم ممکنه منو وسوسه کنه برای یکی از راه‌های سریع تر لاغر شدن .این دو تا وسوسه ذهنی فکر میکنم اصلی ترین و مهم ترین چالش در مسیر کاهش وزن ذهنی باشه.خدایا شکرت از این آگاهی ناب.یا حق
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 7
گردونه هدایا گردونه هدایا