0

نقطه شروع تغییر (گام ۳)

شروع تغییر
اندازه متن

هدفی مقدس‌تر از تغییر کردن در زندگی وجود ندارد و انسان‌هایی که در مدت حیات خود به دنبال شروع تغییر در زتدگی خود هستند، تاثیری ماندگار در زندگی خود و جهان اطرافشان ایجاد کرده اند.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 55 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.56 از 84 رای

https://tanasobefekri.net/?p=32354

55 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

55 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه
      ۱۴۰۵/۰۸/۰۴ ۰۹:۴۰
      مدت عضویت: 334 روز
      امتیاز کاربر: 33718 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,104 کلمه

      🪷 به نام خدای مهربونم، خیلی ممنونم که منو به مسیر تغییر زندگی هدایت کردی و کمکم می‌کنی که با آموزش و تلاش خودم، شخصیتم رو رشد بدم و به اون چیزی که دوست دارم برسم. ممنونم که هر روز فرصت تازه‌ای بهم می‌دی تا بهتر فکر کنم، بهتر زندگی کنم و از مسیر زندگیم لذت ببرم. 🪷

      🪷 سلام و درود خدمت استاد عزیزم و دوستان همراه و هم‌مسیرم. 🪷

      🪷  قشنگ یادمه زمانی که تصمیم گرفتم یه سری چیزها رو تو زندگین تغییر بدم و شروع کردم به حرکت کردن، خیلی چیزها توی زندگیم تغییر کرد. یادمه همیشه می‌گفتن خدا میگه از تو حرکت، از من برکت. واقعا هم همین‌طوره. این موضوع فقط در مورد مسائل مالی نیست، بلکه برای هر چیزی توی زندگی صدق میکنه. وقتی برای چیزی که می‌خوایم شروع به حرکت می‌کنیم و قدمی برمی‌داریم، از همون قدم برداشتن، برکت و اتفاق‌های خوب کم‌کم وارد زندگیمون میشه.

      یادمه توی یکی از فایل‌های استاد، ایشون توضیح می‌دادن که ما باید دوره تکاملمون رو بگذرونیم. نمی‌تونیم انتظار داشته باشیم که یک‌ شبه یه تغییر خیلی بزرگ توی زندگیمون اتفاق بیفته. مثل همین چاقی خودمون که ریزریز و کم‌کم چاق شدیم، بدون این‌که متوجه بشیم چقدر داریم تغییر می‌کنیم. بعد یه‌دفعه توی یه مهمونی بهمون می‌گن چقدر چاق شدی، یا وقتی لباس‌های قدیمی رو میپوشیم متوجه اون تغییرات جسمی میشیم.

      تغییرات دیگه هم همین‌جوری اتفاق می‌افتن. برای هر تغییر کوچیکی هم نمی‌تونیم انتظار داشته باشیم که یک‌شبه یه اتفاق خیلی بزرگ بیفته. زندگی ما به اندازه‌ای تغییر می‌کنه که خودمون تغییر کرده باشیم. جسممون هم به همین شکل تغییر می‌کنه و این روند به زمان نیاز داره.

      من خودم یادمه یه زمانی شرایط مالیمون اصلا خوب نبود و خیلی دوست داشتم همسرم یه مغازه برای خودش داشته باشه. قشنگ یادمه که حدود بیست سال پیش یه نامه برای خدا نوشتم. چند وقت پیش که داشتم خونه رو مرتب می‌کردم، اون نامه رو پیدا کردم و وقتی دوباره خوندمش، برام خیلی جالب بود.

      توی نامه نوشته بودم: سلام خداجونم، خوبی ،خدا جونم، خیلی دلم می‌خواد همسرم برای خودش یه مغازه داشته باشه و کارگاه خودش رو راه بندازه. دوست دارم بدون استرس کار کنه و همون‌جوری که دلش می‌خواد، هر ساعتی که می‌خواد بیدار بشه و بره سر کار. این آدم برای من خیلی باارزشه و واقعا دلم می‌خواد خوشحال باشه.

      نامه رو نوشته بودم، امضا کرده بودم و اسمم رو هم پای اون نوشته بودم. بعد از بیست سال، وقتی اون برگه رو پیدا کردم و دوباره خوندمش، برام خیلی لذت‌ بخش بود. چون دیدم چیزی که اون موقع آرزوش رو داشتم، امروز توی زندگیم اتفاق افتاده.

      شاید اون موقع نامه رو نوشتم و گذاشتم کنار و دیگه پیگیر این نبودم که کی قراره مغازه بخریم یا چطور این اتفاق بیفته. ولی با لطف خدا و تلاش خودمون، مراحل زندگی رو پشت سر گذاشتیم و به اون چیزی که می‌خواستیم رسیدیم.

       تازه خونه‌ی جدید خریده بودیم که همسرم متوجه شد مغازه‌ای که توش کار می‌کرد، قراره برای فروش گذاشته بشه. نمی‌دونستیم فروختن خونه تصمیم درستی هست یا نه، ولی به هر حال خونه رو فروختیم و به خواهرم فروختیم. الان هم من توی همون خونه زندگی می‌کنم. خواهرم توی یه کشور دیگه زندگی می‌کنه و بهم گفته تا وقتی که خونه بخری، راحت توی این خونه بشین. من هم خونه رو از خواهرم اجاره کردم و به لطف خدا، مبلغ اجاره همون پول پیشیه که اول بهش دادم و دیگه مبلغ اضافه‌ای بابت اجاره بهش ندادم.

      از طرف دیگه، برای همسرم مغازه خریدیم و مغازه‌ش هم رشد کرده. خدا رو شکر، الان با خیال راحت هر روز صبح میره مغازه رو باز می‌کنه و از کارش لذت میبره. واقعا از این‌که می‌بینم با آرامش سر کار میره، خوشحال می‌شم و لذت می‌برم.

      وقتی به اون نامه بیست سال پیش نگاه می‌کنم، می‌بینم که شاید این تکامل و اتفاق‌ها به اون سرعتی که ما انتظار داریم رخ ندن، ولی با گذشت زمان می‌تونیم نتیجه‌شون رو توی زندگیمون ببینیم. من واقعا با تمام وجودم باور دارم که هر چیزی که الان هستیم و هر جایی که قرار داریم، نتیجه مسیریه که تا امروز طی کردیم و انتخاب‌هایی که داشتیم هستش.

      این موضوع رو برای لاغری خودم هم باور کردم. وقتی به مسیر لاغری خودم نگاه می‌کنم، شاید از نظر بعضی‌ها مدت زیادی گذشته باشه و بگن تو این همه مدت توی این مسیر بودی و هنوز تغییر زیادی نکردی، ولی من تغییرات بدنم رو می‌بینم. مثلا همین چند وقت پیش به صورتم نگاه کردم و دیدم غبغبی که قبلا خیلی اذیتم می‌کرد و بابتش ناراحت بودم، از بین رفته و بدنم داره آروم‌آروم جمع می‌شه.

      این تغییر برای من خیلی باارزشه، چون مثل سال‌های قبل نیست که با رژیم گرفتن، وزنم یه‌دفعه پایین بیاد و پوستم خیلی چروک بشه یا قیافه‌ام تغییر کنه. این بار دارم ریزریز و آروم‌آروم تغییر می‌کنم و خودم از این روند راضی هستم. از طرفی، این تغییرات اون‌قدر ناگهانی نیستن که توجه دیگران رو جلب کنن و مدام ازم بپرسن چی کار کردی و چطور لاغر شدی. من هم اصلا دوست ندارم درباره این موضوع با دیگران صحبت کنم و برام خیلی ارزشمنده که بتونم توی آرامش به مسیر خودم  ادامه بدم.

      من فقط برای لاغری تصمیم به تغییر نگرفتم، بلکه دوست دارم شخصیت خودم رو هم تغییر بدم. دلم می‌خواد به جایی برسم که اگر کسی حرفی زد و ناراحتم کرد، فقط چند دقیقه ذهنم درگیرش بشه و بعد بتونم اون موضوع رو از ذهنم بیرون بندازم و به زندگی خودم ادامه بدم. می‌خوام با آرامش زندگی کنم و برای رسیدن به این آرامش، تصمیم گرفتم نگرشم رو تغییر بدم.

      من وارد مسیر تغییر زندگی شدم و می‌دونم که با هدایت خدای مهربون و آموزش‌های استاد عزیزم، می‌تونم این تغییرات رو توی خودم ایجاد کنم. مطمئنم که بدنم هم به همین شکل تغییر می‌کنه و یه روز عکس خودم رو توی شگفتی‌سازها میبینم.

      شاید باورتون نشه، ولی الان بیشتر از این‌که دلم چیزهای دیگه بخواد، دلم اون آرامش و رشد شخصیتی رو می‌خواد. این‌ها برای من خیلی باارزش‌ترن. دوست دارم اول حالم خوب باشه، با آرامش زندگی کنم و از خودم و مسیرم راضی باشم. مطمئنم وقتی افکارم رو درست کنم و نگرشم تغییر کنه، تناسب اندام، ثروت و موفقیت هم می‌تونن به زندگی من وارد بشن چون لایق آرامش سلامتی ، عشق ، ثروت و اندام زیبا هستم.

      من دارم یاد می‌گیرم که برای رسیدن به خواسته‌هام باید حرکت کنم، قدم بردارم و به خودم فرصت بدم تا این مسیر رو طی کنم و از مسیر لذت ببرم.

      خدای مهربونم، ازت ممنونم که منو به این مسیر هدایت کردی و کمکم می‌کنی تا با آموزشهای استاد عزیزم و تلاش خودم، تغییرات خوبی توی زندگیم ایجاد کنم. از استاد عزیزم هم ممنونم که با آموزش‌هاشون به من کمک می‌کنن تا افکار و نگرشم رو تغییر بدم و زندگی بهتری برای خودم بسازم. 🪷

      🪷 خدایا شکرت 🪷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم