هدفی مقدستر از تغییر کردن در زندگی وجود ندارد و انسانهایی که در مدت حیات خود به دنبال شروع تغییر در زتدگی خود هستند، تاثیری ماندگار در زندگی خود و جهان اطرافشان ایجاد کرده اند.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.56 از 84 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن خلق کردن و تغییر کردن
سلام خدای مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد من اولا خجالت میکشیدم بگم که من این موضوع تازه درک کردم الانم خجالت میکشم ولی سعی میکنم نکشم چون من مسئول زندگی خودم هستم هر چه را دارم تجربه میکنم خودم خلق کردم
بعد داشتم فکر میکردم که چرا من آنقدر دیر درک کردم شاید که نه این یه توجیع شاید من نمیخوام بپذیرم این شرایط حق منه
خلاصه داشتم فکر میکردم که من از بچگی یه بچه کاملا ساده بی آلایش قانع کم هزینه ای بودم همیشه مادرم میگه تو خیلی ساده لوح هستی گفتم شاید علت اینکه من دیر درک کردم این باشه
اینارو با خودم میگفتم بعد گفتم نه عزیزم اینا درست ولی دلیل بر دیر درک کردن تو نمیشه تو خوب یاد نگرفتی آگاهیها رو به عمل تبدیل کنی و سعی میکنم که یاد بگیرم که به آگاهیها عمل کنم و دارم روی خودم کار میکنم
استاد این تمرین عملی که گفتید یادم منم گاهی انجام میدم و کمتر از سه دقیقه به نتیجه دلخواهم میرسم برای منم خیلی جالبه خیلی هیجان انگیز که من میتونم با ناخداگاه خودم صحبت کنم ازش کمک بگیرم رضایت اون کمک کردن به من میشه دیگه البته از نظر من
استاد من این موضوع در زمان غیبت خودم در سایت کاملا تجربه کردم من نمیتونستم خوب روی ذهنم کار کنم ذهنم هر جوری که میخواست رفتار میکرد درسته که من از اون شرایط لذت میبردم اذیت نبودم حالا نه به اون معنی که خوش بودم نه احساس بدی نداشتم
من اون زمان خونه دخترم بودم صبح از خواب بیدار میشدم صبحانه حاضر میکردم ناهار و شام درست میکردم کمک دخترم میکردم گاهی هم خونه خودمون کار داشتیم میرفتم انجام میدادم مثلا جاهایی که دامادم زیر سازی رنگ انجام میداد من وقتی خشک میشد سنباده میکشیدم تا سطح صافی به ما بده رنگ بهتر بشینه و زیباتر بشه و اینو گفتم که بگم من از ذهنم استفاده نمیتونستم کنم ذهنم خودش برای من نقشه میکشید چکار کنم
استاد مت این اشتباه تا چند وقت قبل گاهی انجام میدادم که به گذشته فکر میکردم ولی الان چند ماهه که دیگه فکر نمیکنم دیگه گفتم چیزیکه من اونها رو زندگی کردم تموم شده رفته حالا یا خوب یا بد مرور اونها نه تنها به من آسیب میرسونه بلکه باعث میشه من دیرتر خواسته هام و تجربه کنم
و الان هم یاد گرفتم به شرایط فعلی خودم توجه نکنم اون زمان که در حال تعمیرات خونه بودم خیلی این مسئله برام ایجاد میشد من اگر به خودم بودم فردی بسیار آرام بودم اصلا برام اون شرایط سخت نبود چون فکر میکردم دیگران سختشونه منم سختم میشد میگفتم خدا کنه زودتر تموم بشه برم خونم
من یاد گرفتم که زندگی رو زندگی کنم با زندگی مدارا کنم حالا گاهی هم از کوره در میرم ولی خیلی کم
استاد میدونید من این فایل خیلی دوست دارم چون مجموعه این فایل هر پاراگرافی از اون منو به یاد یه فایلی میندازه و برام یادآوری میشه که امروز یه روز جدید بینهایت سپاسگزارم از ایده های ارزشمند و عالی شما خدایا شکرت
خداوند به گذشته من کار نداره خداوند میگه امروز یه روز جدید تو در این روز چی برای من میفرستی و من گاهی اشتباه میکنی به شرایط فعلی خودم توجه میکنم و به گذشته خودم توجه میکنم همون فرکانس میفرستم
خدا هم همه چیز داره براش فرقی نمیکنه تو چی میخوای وقتی براش فرکانس میفرستی یعنی اینکه تو اینو دوست داری خداوند هم پاسخ فرکانس تو رو میده
خداوند مهربان به گذشته من کاری نداره نمیگه تو نماز نخوندی روزه نگرفتی من دیگه نمیذارم آب خوش از گلوت پایین بره امروز یه روز کاملا جدید و من میتونم بهترین فرکانسها رو برای خداوندم بفرستم و خداوند هم بهترین پاسخها رو به من بده
پس بیایم با خیال راحت زندگی کنیم نگران اعمال گذشته خودمون نباشیم خداوند این لحظه تو رو میبینه بهش پاسخ میده
واقعا استاد میپذیرم چون درک میکردم هر شرایطی که دارم حق منه خودم خلقش کردم اولش فکر میکردم که یادم نیست چطور خلقش کردم ولی یکم فکرشو کردم یادم افتاد من بیماری منییر گوشم تجربه کردم خودم خلقش کردم میپذیرم
درسته یادم نیست چه فکری داشتم ولی خوب یادم که فردی گوشش عمل کرده بود من بشدت ترسیدم نگران شدم و این ترس و نگرانی باعث شد من شاید اون بیماری رو نه ولی یه بیماری مربوط به گوشم خلق کردم حالا راضی نیستم تغییرش میدم
استاد برای من یه خبر بینهایت خوبی که امروز صبح در رختخوابم بودم صدایی رو شنیدم صدای کفشهای همسرم که داشت از پله ها میومد بالا رو من شنیدم از تو اتاق من قبلنا من تو آشپزخونه بودم تو پذیرای حرف میزدن متوجه نمیشدم این نتیجه کار کردن روی خودم و نتیجه زحمات شما استاد عزیز و عالیقدرم بینهایت سپاسگزارم
بله واقعا هر چیزی که الان داریم یه روزی آرزو ما بوده شاید بشکل آرزو نبوده فقط ما اونو از خدا خواستیم و بجای اینکه شکر گزار اون باشیم غر میزنیم و گله و شکایت میکنیم
من از اینکه همیشه باید رو فرشی بذارم روی فرشها ناراحتم همیشه غر میزنم میگم ای بابا به همسرم نمیشه اینا رو ندازم دوست ندارم
من برای چیزیکه همون رو فرشیهاست گله و شکایت میکنم من چند سال پیش شاید ۱۵ سال چند تا فرش خریدم که به سلیقه خودم نبود رنگ روشن خریدم و مجبور شدم یعنی اسرار داشتم که الان این فرشها رو خریدیم باید رو فرشی هم بخریم این فرشها زود کثیف میشه فرش رنگ کرمی کلا رنگ روشن
الان همسرم عادت کرده میگه باید رو فرشی باشه روی فرشها و من الان بابت همین رو فرشها خدا رو شکر میکنم که دارم زیباست باعث شده فرشهای من نوو تمیز بمونه
خدایا شکرت
یا همین دخترم که الان غر میزنم میگم حرفم گوش نمیکنه من آرزوم بود که خدا یه بچه دیگه بهم بده تا بچهام تنها نباشه یه همبازی داشته باشه الان گاهی البته غر میزنم
و الان برای وجودش برای سلامتیش برای شغلش برای درس خوندنش برای همه چیز خدایا شکرت
یا ما قبل از اینکه خونه رو تعمیر کنیم اپن داشتیم گفتم بیشتر کارها رو خودمون انجام دادیم مثلا اپن منو همسرم با هم خراب کردیم نخاله هاشو تو گونی ریختیم بعد یه کارگر گرفتیم اونا رو ببره
همسر من از همون اول دید سخته خراب کردنش غر زدن شروعش کرد ای بابا آخه من نمیدونم این تز کی بود که اپن بذارن چه فکری کردن من نمیدونم ارک دیگه چه سیغه ای برای خونه گذاشتین
گفتم عزیزم منم کمکت میکنم خراب کنیم ارک نتونستم ولی اپن بیشترش خودم خراب کردم بهش گفتم یادته اون روزی که اومدیم این خونه رو دیدیم برای خرید
خونه قبلی ما مستعجر بودیم البته کابینت نداشت کلا آشپزخونه نداشت یه قسمتی از پذیرایی رو کرده بودن آشپزخونه بجای اپن هم یه کابینت کاشته بودم کلا فضای آشپزخونه خیلی کم بود حالا یه قسمتم آشپزخونه بشه
گفتم یادته اومدیم اینجارو دیدم عه چه خوب اپن داره عه چقدر قشنگه ارک داره اگر اسمش و درست نوشته باشم بالای اپن میذارن به سقف چسبیده
عه چقدر خوب آشپزخونه بزرگی داره عه چه پذیرایی داره حالا همسرم برای هر چیزی غر میزد طفلک خسته شده بود برعکس شد تا چند وقت پیشش کار بود اون مواقع کار نبود مجبور میشد کار دو ملیونی با ۴۰۰ هزار تومن بزنه و خسته میشد غر میزد من سپاسگزاری نمیکردم ولی همسرم آرام میکردم که به نظر من اینم یه جور سپاسگزاری دیگه نقطه مقابل غر نزدن دیگه
و خیلی خوشحال میشد به من میگفت خوبه تو یادت میاد من اصلا نمیدونم دیشب شام چی خوردم هر کسی که بخواد یادش میاد اون نمیخواست یادش بیاد
و الان که فکر میکنم میبینم هر چی که دارم از همین هنذفری که الان دارم استفاده میکنم از همین گوشی همین کابینت همین رنگ خونه همین گاز همین سینگ هر چیزی حتی این نون
من خودم خواستم خدا ند مهربانم به من هدیه داده خواسته منو محقق کرده پس این خدا جواب میده اگر من ببینم خدایا شکرت که جواب میدی من منتطر و آماده پاسخهای تو هستم خدایا شکرت
و اگر تجربه ای دارم که دوستش ندارم بازم خودم خواستم حالا شاید یادم نیاد کی و چجوری ولی ایمان دارم حتما خودم خواستم و خداوند مهربانم پاسخ درخواست منو داده خدایا برای اونها هم شکر که بازم پاسخ دادی
الان گفتید حسرت خوردن اینجا جا داره از شما نهایت تشکر و قدردانی رو بعمل بیارم چون من دیگه حسرت چیزی رو نمیخورم البته خیلی این حسرت خوردنم کم شده شاید گاهی اتفاقی بیافته باعث حسرت بشه ولی خیلی کم و برای همین میخواستم اینجا در ب ابر خدای مهربان و بخشنده و بزرگوارم از شما استاد عزیزو عالیقدرم کمال تشکر و قدر دانی بجا بیارم که اگر من الان حسرت نمیخورم بخاطر آگاهیهای شما استاد عالیقدرم بینهایت به توان هزار سپاسگزارم
درسته من یه گاز صفحهای خریدم ما تا اونجا که تونستیم هزینه ها رو به حد اقل رسوندیم اینجا اشتباهم کردم یکم گرونتر میخریدم با کیفیت بود الان چند وقت میشه دارم از گاز استفاده میکنم هنوز نمیتونم بلد نیستم روشن کنم تا روشن مسکنی زود خاموش میشه و من اذیت بودم
این گاز چیزیکه من خودم خواستم خودم رفتم فلان مغازه خریدم خودم مسافتی رو طی کردم تا ارزونتر بخرم من گاز ارزونتر خواستم حالا برای همین هم باید باید سپاسگزار خداوندم باشم چون خداوند من هدایت کردبه سمت گاز ارزونتر پس غر نزنم
شاید غر نزنم شاید حرفی نزنم موقع روشن شدن گاز ولی همین ناراحت شدن من همین کلافه شدن من یه جور غر زدن یه جور گله و شکایت کردن و من دیگه ناراحتم نمیشم کلافه هم نمیشم با کمک خدا ند گازم روشن نگه میدارم
واقعا شاید فردا نباشم دلیل خوبی برای یک روز خوب زندگی کردن وقتی فکر میکنم میبینم میتونم به هر دلیل کوچکی حالم بد کنم خوب زندگی نکنم اما یه دلیل میتونه انگیزهای باشه برای خوب زندگی کردن
استاد اینم تجربه کردم که من تصمیم گرفتم بهتر زندگی کنم خداوند منو هدایت کرد به فایلهایی که برام یادآوری بشه چطور باید بهتر زندگی کنم
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن راضی بودن و تغییر کردن
سلام خدای مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد میدونید من خیلی دوست دارم که اون حال و هوا رو تجربه و زندگی کنم دوست دارم یه روزی بیام اونجا اون منظره رو از نزدیک ببینم میخوام ببینم من چه چیزی از اون حال و هوا رو درک میکنم میخوام بهشت تجربه کنم البته اینجا هم روزهایی هست که هواش نه سرد که یخ کنی نه گرم که اذیت بشی یه هوای نیمه ابری ملایمی
استاد اینجا هم ما یه فضایی داریم تقریبا همین جوری بعضی از قسمتهای اون گندم کاشته شده بعضی ها بلال کاشتن بعضی ها کاهو کاشتن جای خوبی کلی همسر من میگه من خودم باغ دارم برم اونجا و نمیاد و نمیذاره ما هم بریم
استاد در این دو هفته ای که من با انسانهای بیشتری برخورد داشتم این تفاوت منم در خودم احساس کردم میبینم چیزهایی که من میبینم اونا اصلا نمیبینن
من میگم بذار به این آقا کنار خیابون یه پولی بدیم اونا میگن چراغی که به خونه رواست به مسجد حرام
مثلا من با همه صحبت میکنم اما اونا میگن ولش کن بابا حوصله داری آنقدر حرف میزنی ولی من لذت میبرم از اینکه اونا باردار هستند بهشون تبریک میگم براشون دعای خیر دارم اما اطرافیان من اینو فضولی میدونن ولی من میگم عشق ورزیدن
برای من هم احساس مهمترین چیز من در طول روز خیلی سعی میکنم احساس خوبی داشته باشم برای همین سعی میکنم که به چیزهایی موضوعاتی که حال منو بد میکنه توجه نکنم
من سعی میکنم در طول روز به چیزهایی توجه کنم که حال منو بهتر میکنه چون وقتی حالم خوب باشه قطعا احساسم خوب
من عاشق پول هستم چند تا شاید ۲۰ الس ۳۰ تا عکس پول دلار اسکرین کردم هر روز بهشون نگاه میکردم
اما الان تصمیم گرفتم به اونها با شوق و ذوق توجه کنم خوشحال باشم از اینکه آنقدر پول دارم میخوام احساس خوبم تقویت کنم درستکه این احساس خوب فیزیکی ولی اگر ادامه دار بشه هر روز این کارو انجام بدم احساس خوبم پایدار میشه من هر وقت پول ببینم حالم خوب میشه
استاد من عاشق پول نو طا نخورده هستم همیشه برای عید پولهای عابر ها نو میشن من پارسال دو تا ۱۰۰ هزار تومنی از عابر گرفتم از وقتی این پول از دستگاه اومد بیرون من قه قهه میزدم هر وقت هم یادم میافتاد حسم خیلی خوب میشد الانم یادم میافته حالم خوب میشه
واقعا اینو زندگی کردم وقتی حالم بد بود هیچ چیزی برام معنی نداشت ارزش نداشت در صورتی اون چیز شاید تا یک لحظه پیشش من آرزو داشتنش داشتم ولی وقتی حالم بد بود اونو نمیدیدم میگفتم که حالا چه بدرد میخوره اصلا ببینم من زنده میمونم که بخوام از اون استفاده کنم حتی همون پولی که من عاشقش بودم من اون زمان بیمار بودم ولی خدارو شکر الان خیلی حالم خوبه
من احساسم خوب چون من الان همین تجربه میکنم امروز رفتم به یک بیمارستان دولتی اونجا شلوغ بود
یه خانمی داشت هفتمین فرزندش بدنیا میآورد همه غر میزد یه چیزی میگفتن ۷ تا بچه میخوای چکار کنی کلی تیکه مینداختن ولی برای من مهم نبود میگفتم به من ربطی نداره دوست داره میاره
من اونجا تنها بودم که هیچ چیزی نگفتم با خودم حرف میزدم یکی بلند گفت چکار دارید دوست داره مگه شما میخوای نونشو بدید
من کاری به کسی نداشتم اونجا کارهایی انجام میدادم که دوست داشتم از انجام اون لذت میبردم
استاد اینو براتون تعریف کنن بخدا تجربش کردم
زمانیکه من بیمار بودم دو سه سال پیش روزها که میشد از روی ناراحتی یادم نمیاد چه جمله ای بکار میبردم ولی میدونم حتما یه چیزی میگفتم مرگم نمیخواستم مثلا نا امید بودم میگفتم اینم زندگی که آنقدر اذیت میشم
شب که میشد من دارو میخوردم دیگه قرص خوابم میخوردم خوابم برده بود در اون اوج خوابم یهو احساس میکردم ضربان قلبم آنقدر تند میزد که من احساس میکردم الانه که قلب من از جای خودش در بیاد
من اونجا اومدن فرشته مرگم احساس میکردم بشدت میترسیدم ولی خدا شاهده که به محض اینکه میگفتم خدایا ایمان دارم خدایا ایمان دارم چنان قلب من آرام میشد یه آرامش الهی رو در وجودم احساس میکردم که انگار تک تک سلولهای بدن من خوابن ساکت آرام میشدم نفس من آرام به حالت طبیعی خودش میزد که من تعجب میکردم و واقعا همانا دل به یاد خدا آرام گیرد به معنی واقعیش تجربه کردم الهی همیشه همه سالم و سلامت و تندرست باشن این آرامش الهی به گونه دیگه ای تجربه کنن الهی آمین
اینم تجربه کردم زمانیکه خدا تو زندگیم نبود اصلا احساسش نمیکردم
من یکم همسو هستم با خدای خودم خدارو شکر چون این نشانه هایی که فرمودید من دارم گاهی هم ندارم
من سعی میکنم مستمر حالم خوب کنم کارهایی انجام میدم دوست دارم خوشحالم میکنه شادم میکنه و من بیشتر اوقات حالم خوبه میگم گاهی هم میشه اوقات منو تلخ میکنن ولی بازم سعی میکنم به اون توجه نکنم من یاد گرفتم من مقصرم اگر کسی با من تند صحبت میکنه یا غر میزنه من چکار کردم که اون زمان در اون همزمانی قرار گرفتم با حال بد اون طرف همزمان شدم و میپذیرم حال خودم سریع خوب میکنم نمیذارم حس بد در من بمونه گاهی هم نمیشه مثل زمانیکه پدرم بهشتی شده بود
من همیشه سعی میکنم خوشحال باشم اما همیشه راضی نیستم غر میزنم میگم چرا من هنوز اینجا هستم میدونم حق منه میدونم اشتباهی رخ نداده میدونم خودم مقصر شرایط فعلی خودم هستم چون دارم به این شرایط فعلی توجه میکنم اما گاهی یادم میره
این احساس هم دارم چیزهاییکه دیگران اذیت میکنه برای من چیز مهمی نیست و چیزهایی منو اذیت میکنه برای اونا مهم نیست
امروز ما پنج نفری رفتیم بیرون سر موضوعی بحث میکردن هر کسی یه چیزی میگفت اما من ساکت بودم خدارو شکر حرفی برای گفتن نداشتم
بله اینم تجربه کردم مثلا من مشکل بیخوابی داشتم دکتر به من قرص خواب داده من با اون قرص تا فردا ظهر میخوابیدم ولی مشکلی از منو حل نمیکرد من سیراب خواب نمیشدم من بدنم به خواب طبیعی نیاز داشت این یه خواب مصنوعی من با قرص بخوابم بگذریم من قرص کم کمتر کردم دیدم هیچ فرقی نمیکنه بازم بدن من به خواب طبیعی نیاز داره
من الان دیگه اون قرص نمیخورم
پس استاد من باید چطور احساس خوب داشته باشم
من فایل گوش میدم تمرین مینویسم مثلا عکس پول میبینم یا به شخصی صحبت میکنم میخندم بهش من با این کارها احساسم خوب میکنم من گیج شدم که چکار کنم احساس خوب پایدار تجربه و زندگی کنم
منم همین طور من دوست داشتم یه گوشی دیگه داشته باشم روی اون اپلیکیشن مترجم دوربین دار نصب کنم که هر وقت پیام انگلیسی میاد من بتونم اونو معنی کنم
اگر به من میگفتن بعدا مثلا چند سال بعد تو یه تبلت میخری اصلا باور نمیکردم و الانم اگر تبلت قدیمی مقصر خودم هستم من گفتم یه گوشی میخوام استوک هم باشه اشکالی نداره شاید هم خودم لایق تبلت نو نمیدیدم و خداوند هم پاسخ احساس منو داد تبلتی که قدیمی و سیم کارت میخوره ولی مثل اینکه شرکت هزینه اونو پرداخت نکرده منم نمیتونم سیم کارت براش تهیه کنم
استاد یه چیزی بکم شاید ربطی به درس امروز نداشته باشه همسر من شغلش شیشه بر و نصاب شیشه نشکن امروز داشت یه جایی نصب میکرد تو یه خونه بود درب خونه باز بود جلوی در دوتا از این ماشینهای برقی گذاشته شده بود
منم تو ماشین نشسته بودم منتظر بودم تا همسرم بیاد یهو دیدم یه بچه از جلوی در رد شد یهو دستشو از دست مادرش جدا کرد و برگشت اون ماشینها رو یه نگاه کرد چند لحظه یا ثانیه ایستاد به ماشین نگاه کرد و رفت اونجا گفتم خدایا این دختر بچه همین الان سفارش اون ماشین به تو داد و رفت
منم تجربه کردم سریع الجواب بودن خدا رو گفتم من رفتم مترو منتظر دخترم شدم دو سه ساعت باید منتظر میموندم از متصدی مترو اجازه گرفتم که روی پله بشینم رفتم نشستم و اونجا گفتم ای بابا کاش من هنذفری با خودم میوردم
اونجا هیچ مغازه ای نبود بجز یه غرفه که تازه افتتاح شده بود روی شیشه اون کلی کاغذ چسبانده شده بود هنذفری و….و من بلند شدم رفتم یه هنذفری خریدم گرون حساب کرد ولی خریدم و اونجا فایل گوش دادم تا اون مدت تمام شد دختر من اومد من اینجا سریع الحساب بودن خدا رو زندگی کردم شاید کل این تایمی که فکرش اومد تو ذهنم هنذفری تهیه کردم ده دقیقه نشد و من بعد نهایت ده دقیقه خواسته خودم تجربه و زندگی کردم خدایا شکرت
بله واقعا پیش میاد دیشب من مهمون داشتم و با بچه ها نرفتم بیرون اونا رفتن خرید منم خونه رو تمیز کردم اونا یه لباسی دیدن برای من عکسشو فرستادن ک تهیه کردن پیش اومد خودشون تصمیم به خرید گرفته بودن من حرفی نزده بودم
لباس کارد زندگی من شد من خوشم نیومد اونا گفته بودم اگر مادرم خوشش نیاد میاد عوض میکنه و امروز رفتم عوض کردم یه لباس خیلی بهتر از اونو خریدم پیش اومد من اصلا دخالتی در اون نداشتم خدایا شکرت
من نمیخوام متوقف بشن دوست دارن اتفاقات خوب پشت سر هم برام اتفاق بیافته من لذت ببرم سپاسگزار خداوندم باشم
خوب اینو به من یاد داده بودن گفته بودن باید به خدا توکل کنی خدا خودش بهتر میدونه چی به صلاح توعه همون برات انجام میده اگر هم نداد بدون که اون چیز به صلاح تو نبوده اگر تو لگاونو تجربه میکردی حتما انسان بدی میشدی منم سریع تسلیم میشدم دیگه الان درک کردم یعنی چی
منم ندیدم ۴۸ سال اینجوری زندگی کردم هیج اتفاقی هم نیافتاد فقط خواستهای من تبدیل به آرزو محال میشدن
وقتی من بهتر زندگی کنم یعنی راضی هستم وقتی راضی باشم یعنی سپاسگزارم خدارو شکر میکنم که من در خیلی از جنبهای زندگیم راضی هستم پس من انسان سپاسگزاری هستم
وقتی من شاد باشم وقتی من آرامش داشته باشم هم سپاسگزارم چون در این صورت من راضی هستم دیگه
منم خیلی تمرین انجام دادم خوشحالم اگر اونها رو انجام نمیدادم الان درک من عالی نبود
خوب هنوز به اون حد درک نرسید م که کل روز راضی باشم ولی روزی میرسه که من کل روز راضی باشم خدایا شکرت برای اون روزها
استاد واقعا منم اینجوری هستم چیزی که شما برای من مینویسد شاید دو تا جمله باشه ولی چنان به من انرژی میده که اون میشه الگو پن برای همین بچها هم دوست دارن نظر شما رو جویا بشن بینهایت سپاسگزارم برای جملاتتون خیلی حال منو خوب میکنه
استاد من الان شاید حدود سه ماه بشه که تبلت خریدم و الانم بهش نگاه میکنم ازش استفاده میکنم لذت میبرم
ولی میپذیرم که باید احساس خوبم درونی باشه ولی الان گیج شدم یادم نمیاد چطور باید احساس خوب درونی داشته باشم
من درک میکنم منم از اون فرزانه ایکه چهار سال پیش بودم با فرزانه الان زمین تا آسمان تفاوت دارم خیلی از اون فرزانه فاصله دارم در تمام جنبهای زندگی
فقط یه نمونش براتون میگم من پکیج بیماری بودم شنیده بودم میشه با قدرت ذهن شفا الهی تجربه کرد اما اصلا فکرشم نمیکردم که منم بتونم با قدرت ذهنم شفا الهی رو تجربه کنم اونم چند بار خدایا شکرت
استاد خجالت میکشم بگم ولی با این اوصاف من از خدای خودم خیلی راضی نیستم میگم چرا من این همه دارم تلاش میکنم اما اون منو از این شرایط جدا نمیکنه منظورم از اون شرایطی که هنوز تغییر نکردم نثل کسب و کار یا متناسب شدن
استاد تا دلتون بخواد من از خدا درخواست دارم اینو میخوام مثلا میگم دو تا خونه میخوام تو خیابون فرشته عظیمیه خونه تهران میخوام نزدیک دانشگاه دخترم سلامتی شادی آرامش حال دل خوب احساس خوب پایدار تناسب اندام ایدهالم لذت بردن از زندگی بهتر زندگی کردن راضی بودن تعییر کردن پولدار شدن ثروتمند شدن میلیاردر شدن و کلی چیز دیگه هم از خدا میخوام
میگم خدایا من تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم پس هیچ کس نمیتونه به من کمک کنه بار تو خدای مهربانم پس به من ببخشا چیزهایی که نیاز دارم برای داشتن یه زندگی بهتر الهی آمین
و سعی میکنم راضی باشم خدارو شکر آرامش دارم ایمان دارم که خدا میتونه هر چیزی من بخوام به من بده منم منتظرم
استاد میدونید احساس میکنم شنیدیم که میگفتن پیامبر مبرفته تو غار حرا با خدا رازو نیاز میکرده احساس میکنم اینجا هم برای شما حکم همون غار حرا رو داره براتون بهترین لحظات خوبترین زیباترین شادترین لحظات با خدای خودتون آرزو دارم در پناه همون خداوند باشید لذت میبرم که کسی هم هست بعد از پیامبر که آنقدر به خدای خودش ایمان داره درکش میکنه و ایمان دارم روزی منم در این جایگاه شما قرار میگیرم چون منم دارم راه شما رو ادامه میدم خدایا شکرت
من قبلا براتون گفتم که قبلنا میگفتن تاریخ تعیین کنید و من تاریخ تعیین میکردم چی میشد استرس نگرانی نا امیدی میومد سراعم و فقط تاریخ ها رو تمدید میکردم و من هیچ وقت خواستم تجربه نکردم و
که الان اینجا هستم
واقعا دوره خدا هرگز دیر نمیکند بینظیره اگر من قبلنا بودم الان این آرامش نداشتم من الان ۱۰ روزه پدرم از دشت دادم همه این آرامش نشانه این دوره بینظیره
این دوره رو تجربه کنید تا خودتون حرفهای منو زندگی میکنید الهی که همیشه سایه پدرو مادر بالای سرتون باشه منظورم حس خوب این دوره است
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و راضی بودن
سلام خدای مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد منم اینجوری هستم همیشه صبحها که بیدار میشم اولین فکری که مرور میشه ادامه همون فکر دیشبی
بعدش هم فکرهایی مرور میشه که من دیروز خیلی به اونها توجه کردم گاهی فکرهای خوب گاهی نه فکری نیست که من دوستش داشته باشم ولی اگر دوست نداشته باشم سریع قط اش میکنم حداقلش دیگه اون فکر تکرار نمیکنم
استاد منم تازه درکم بهتر شده که من میخوام امروز بهتر زندگی کنم متفاوتر از دیروز زندگی کنم و اینم یکی از تفاوتهای امروز با دیروزم که الان در این ساعت دارم تمرین مینویسم من دیشب این موقع خواب بودم
استاد دقیقا یادم چه تمرینی بود الان جز نکات مهم یاد داشت کردم که دوباره انجامش بدم خیلی دوستش دارم اگر جوابشو مثبت باشه که دیگه عاشقش میشم
استاد منم دوست دارم امروز خوب زندگی کنم من دارم یاد میگیرم که نه داره درکم بهتر میشه چون قبلا یادش گرفته بودم
میخوام هر صبح که بیدار میشم خوشحال و شاد باشم به همه چیز عشق بورزم تا بتونم یک روز خوب زندگی کنم و اینم درک کردم که اگر یک روز خوب زندگی کنم جهان هستی هم پاسخ حس خوب منو میده و قانون جذب هم کمکم میکنه اون اتفاق در زندگی من گسترش میده در نتیجه من روزهای بیشتری و شاد و خوشحال هستم و در نهایت من کل زندگیم شاد خوشحال هستم خدایا خیلی دوستت دارم که این قانونها رو ایجاد کردی تا من بتونم زندگیم تغییر بدم خدایا شکرت
استاد واقعا همین جور من به وقتی هواسم نباشه همیشه به چیز بد فکر میکنم فورا شیطان یه تکه پازل از اون زیرا در میاره میده دست من منم یوم باهاش میرم ولی خدارو شکر زود یادم میاد که نه این درست نیست من نباید باهاش برم و خدارو شکر سریع قط میشه من برمیگردم
منم میپذیرم که تا وقتی به شرایط فعلی خودم توجه کنم آینده منم همین خواهد شد که الان دارمتجربه میکنم خدارو شکر در بعضی از جنبهای زندگیم راضی هستم
اما معمولا ما به چیزی که راضی هستیم کاری نداریم بهشون قسمتهایی از زندگی که راضی نیستم مشگل داریم و دوستش نداریم فکر میکنیم
توجه به شرایط گذشته خوب شرایط فعلی منو برام به ارمغان آورده خدارو شکر میکنم که خدا به منم جواب میده
پس من میخوام آینده من خوب باشه میام میبینم اگر الان مثلا در جنبه اوضاع مالی اگر مشکل دارم دیگه به اون فکر نمیکنم میگم اگر اوضاع مالی من خوب بشه چه چیزی میشه فکر میکنم
در اصل میام به چیزی که دوست دارم وارد زندگی من بشه فکر میکنم نه به چیزی فکر کنم که ازش بدم میاد الان مشکل دارم
واقعا امروز یه روز جدید خداوند به دیروز من گاری نداره پس من میام سعی میکنم امروز متفاوتر زندگی کنم
میگم دیروز چکار کردم مثلا صبح که از خواب بیدار شدم چه فکری داشتم اگر خوب نبود دیگه ا ن فکر تکرار نمیکنم
میام متفاوت عمل میکنم شاد و خوشحال خودم نشون میدم درستکه شرایط من طوری که نمیتونم خیلی شاد باشم اما سعیم میکنم خودم شاد نشون بدم خوشحال باشم خدارو شکر کنم خدایا شکرت که من امروز زنده هستم یه فرصت دیگه دارم با عزیزانمباشم اونها رو ببینم بهشون عشق بورزم این میشه متفاوت زندگی کردن
من تازه متفاوت زندگی کردن درک کردم منم داشتم سعی میکردم متفاوت زندگی کنم
شاید تا یکماه پیش من کتاب نمیخوندم اما الان دارم کتاب میخونم دارم کتاب خوندن جز کارهای ضروری هر روزم قرار میدم تا ذهنم یاد بگیره این تایم من باید کتاب بخونم پس میخونم این متفاوت زندگی کردن
یا قبلنا هر مسئله ای منو ناراحت میکرد اما الانسعی میکنم ناراحت نشم یا حد اقل کمتر ناراحت بشم این متفاوت زندگی کردنه
من سعی میکنم حال دلم خوب نگه دارم گاهی هم حالم بد میشه ولی سعی میکنم بیشتر روزم حالم خوب باشه فایل گوش میدم حال خوبم بیشتر کنم تمرین مینویسم کتاب میخونم نکات مهم میخونم به چیزهای منفی توجه نمیکنم سعی میکنم از جملات منفی کمتر استفاده کنم
الان چون تازه این تصمیم گرفتم یکم سخت ولی چند بار تکرار کنم عادتم میشه خودبه خود به چیزهایی توجه نمیکنم
بله استاد من دارم تجربه میکنم میبینم که خدا به افکار من به احساس من پاسخ میده چکار داره ببینه این افکار خوب یا بد اون پاسخش میده
این من هستم با افکارم با احساسی که از اون افکار در من ایجاد میشه فرکانسی ارسال میکنم و خداوند هم پاسخ چیزی که ارسال کردم میده
بله استاد ۴۸ سال اشتباه فکر کردم هر چیزی که هر کسی گفت پذیرفتم نتیجه زندگیم اینه من الان تو زندگیم مشکل دارم
خیلی وقت پیش دوست داشتم شاغل باشم دستم تو جیب خودم باشه اما هر وقت که حرفی زدم
یه چیزی شنیدم اون موقع که باید میرفتی سر کار نرفتی الان سر پیری کسی به تو کار نمیده
یا میگن همسرت دور از جون همه آقایان گروه میگن چشمش کور زن برده برای چی وظیفهاش نیازهای تو رو ساپورت کنه منم سریع میپذیرفتم میگفتم نه شغل نمیخوام و نتیجه اش چی شد هیچی به هیچی الان ۵۲ سالم هنوزم بیکارم الان
که خدارو شکر شغل دارم ولی نتونستم درآمد کسب کنم اینم نتیجه گوش دادن حرف دیگران
اما الان درک کردم که فرزانه خانم اگر دوست داری شاغل باشی نباید به حرف کسی توجه کنی تو کار خودت و انجام بده برای همین رفتم یه سری کاموا خریدم شروع به بافتن کردم میبافم در دیوار میذارم خدا خودش قول داده بهترین مشتریها رو برای من میفرسته
منم میپذیرم خودم بودم وقتی سیر بودم چیزی خوردم وقتی کسی حرف زد حرفشو سریع گوش دادم خودم بودم فلانی گفت همسرت وظیفه اش کوتاه اومدم گفتم نه خدا شغل نمیخوام
اما الان میگم خدارو شکر شغل دارم و میتونم درآمد کسب کنم دستم تو جیب خودم باشه به این شکل من میتونم آرزوی چندین و چند ساله ام تجربه و زندگی کنم
من ایمان دارم که چیزی که اان تو زندگیم هست خودم خواستم چرا چون دارم تجربه و زندگیش میکنم
من الان حالم خوبه خدارو شکر خودم خواستم الانم دارم تجربه اش میکنم
قبلا براتون گفتم اینجا هم میگم
داستان واقعی خودم
یه روزی دور از اینجا الهی سایه تون بالای سر خانواده تون باشه
یه خانمی در شهرستان ما بهشتی شد شاید این موضوع برای ۱۵ سال پیش باشه
همه میگفتن درد داشت اما به کشی نمیگفت میدونست انگار داره میمیره من گفتم چه خوب چقدر خوبکه آدم بدونه کی میمیره تند تند کارهایی که باید انجام بده رو میده این تمام شد تا حد اقل ۱۰ سال بعد
من بیماری گرفتم که درد بسیار زیادی داشت اصلا هم به خواسته خودم در ۱۵ سال پیش توجه نکردم حتی یادم نمیومد حتی مرورشم نکردم فقط یه چیزی گفتم تمام
به بیماری گرفتم که درد زیادی داشت دور از جون شماها الهی همیشه سلامت باشید
بعد دکتر جوابم کرد علنی به من گفت برو خوش باش هر کاری دوست داری انجام بده طوری حرف میزد که یعنی نهایت یک هفته دیگه زنده هستی
این میشد چی همون خواسته خودم که عه چقدر خوب درد داشته به کسی نمیگفته چقدر خوب میخواسته بمیره خودش میدونسته من اونو تجربه کردم
پس اینو بخوبی درک میکنم که هر شرایطی هستم حتما خودم خواستم شاید یادم نیاد ولی ایمان دارم خودم خواستم که معمولا هم یادم میاد
وقتی فکر کنیم یادمون میاد چه اتفاقاتی رخ داده که خودمون خواستیم حالا چه مثبت چه منفی
مثبتش میگم بازم قبلا گفتم
که گفتم خواهرم با مت قهر بود من در تجسمی که داشتم نمیدونم چرا اینجوری شد دیگه در یک نطقهای در شهرستان .فتم با من آشتی میکنه هفته پیش دقیقا دقیقا دقیقا همون نقطه با من آشتی کرد
واقعا در زندگی من هم خیلی چیزا هست که میتونم بخاطرش سپاسگزاری کنم امروز یه کلید طلایی دیگه یاد گرفتم
که هر وقت فکر منفی میاد تو ذهنم بجای اینکه بشینم به اون فکر توجه کنم در ذهنم مرور کنم بیام ببینم چه چیزی در زندگی من وجود داره که من میتونم بابتش سپاسگزاری کنم
الان ساعت ۲/۲۳دقیقه بامداد من خوابن نبرد گفتم میرم کتاب میخونم تا خوابم ببره چند تا پاراگراف خوندم یادم افتاد گفتم بسته بذار تمرینم بنویسم من از بچه ها عقب افتادم
بجای اینکه بشینم غصه بخورم اعصابم خورد کنم ای لابابتزم خوابم نبرد بگم
میگم خدارو شکر خوابم نبرد ولی چند تا پاراگراف کتاب خوندم سه تا چیز خوب آموزنده زندگی ساز سرنوشت ساز یاد گرفتم
خوابم نبرد میام تمرینم مینویسم خدارو شکر میکنم برای همین دفتر و قلمی که دارم همین اتودی که دستم نوکشم حاضر کردم اگر تموم شد دنبال نگردم همین دفتر ۲۰۰ برگی که در نظر گرفتم برای نوشتن همین گوشی من چند سال دارم ازش استفاده میکنم برای ت تک اونها سپاسگزار خداوندم باشم
که هستن من استفاده میکنم تمرین مینویسم هم حال دلم بهت میکنم هم یک گام دیگه به سمت هدفم برداشتم به هدفم نزدیکتر شدم هم سعیم میکنم خودم به بچهای گروهم برسونم پس خدایا شکرت
منم سپاسگزاری میکنم از خدای خودم برای سلامتی که الان دارم تجربش میکنم برای سلامتی که سالیان سال داشتمش و قدرشو ندونستم
من قبلنا همیشه سلامت بودم حتی یه سرما هم نمیخوردم آرزو داشتم خیلی خوشم میومد که سرما بخورم یه کدئین یه سرما خوردگی یا یه کلداکس بخورم یه خواب عمیقی تجربه کنم
خودم خواستم الانم دارم تجربش میکنه کلداکس نیست از اون خیلی بالاتره کلوزنازپام میخورم تا ظهر فردا میخوابم
الان یادم افتاد پس چرا من دارم گله و شکایت میکنم خودم خواستم الانم دارم تجربش میکنم
طوری شده که من آرزو دارم یه روز صبح زود از خواب بیدار بشم طلوع خورشید ببینم پس خودم خواستم دیگه گله و شکایت نمیکنم
و اما مشکل گوشام اینم خودم خواستم به من افکار منفی توجه کردم این افکار منفی زیاد شدن به شکل مشکل گوشام ظاهر شدن خودم کردم
و یه روزی یه خانمی گوشش عمل کرده بود من خیلی ترسیدم من خدارو شکر گوشام عمل کردنی نیست ولی مشکل داره دیگه همون حس بد من تجربه میکنم الان گله و شکایت میکنم الان آرزو دارم گوشهای منو خدا شفا الهی هدیه کنه پس چرا من ناراحتم
منم تو رویام هم نبود که بتونم از اون بیماری جون سالم بدر کنم شفا الهی تجربه کنم اما تجربه کردم آلان در بهترین و بالاترین حد سلامتی خودم هستم
بله استاد من میگم بیماری من داشتم دو ماه طول کشید تا شفا الهی تجربه کنم براتون نوشتم دو روز مونده بود به عید من شفا الهی تجربه کردم و الان بیشتر از دوسال از اون موضوع میگذره خدارو شکر من زنده سالم و سلامت هستم خدایا شکرت
استاد من زمانیکه بچه بودم یه خانمی باردار بود با بچه داخل شکمش با هم بهشتی شده بودن همه میگفتن خوش بحالش اون جاش تو بهشت اینا
منم گفتم چقدر خوبه آدم سر زا بره چون میره تو بهشت اما ذهن من که بهشت و جهنم سر زا نمیدونه چیه اون به خواسته من توجه میکنه اینو میخوای باشه
منکه تصمیم جدی داشتم که فقط یه بچه میارم طوری براش زندگی میسازم که مثل من زجر نکشه و….
و این کارو هم انجام دادم بعد از دقیقا ۱۱ سال یه روز کم دختر دومم بدنیا اومد
من تصمیم نداشتم بچه دار بشم همه اتفاقها با هم شدن تصمیم منو عوض کردن یه خانمی میگفت همین یه بچه رو داری بله نه نگو یه دونه خوب نیست چند سال دیگه همین شوهرت میگه یه بچه آوردی من بچه میخوام دیگه سنت از بچه دار شدن گذشته بهانه دستش میدی طلاقت میده منم ترسیدم دیگه
اون یکی میبینه میکه یه دونه بچه داری نه خوب نیست بچه ات تنها هم بازی نداره گناه داره
هر کسی یه چیزی گفت در نهایت من تصمیم گرفتم یه بچه دیگه بیارم بعد از ۱۱ سال خدارو شکر راضی هستم و من برای دختر دومم بارها بخش گفتم خدارو شکر میکنم که خداوند تو رو به من هدیه داد
بله مهم نیست الان چقدر مشکل در زندگیم هست من میخوام تغییر کنم خدایا کمکم کن