همانگونه که برای تعیین وضعیت شرکتهای تجاری نیاز به حسابرسی میباشد برای تعیین وضعیت خودمان در جریان زندگی نیز باید حسابرسی انجام دهیم.
به حسابتان رسیدگی کنید روشی تاثیرگذار برای تعیین وضعیت خود در مسیر زندگی است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.35 از 71 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

باسلام خدمت شما استاد عزیز
خیلی از آگاهیهای خوبی که من امروز دیگه حتی به اونا فکر نمیکنم و یه جورایی عادت زندگیم شدن و تغییر کردم از این بابت بسیار خوشحالم رو میخوام من هم براتون مثال بزنم که چطور با دریافت اگاهی درست در زندگی تونستم به آرامش و احساس بهتری برسم،
در گذشته من انسانی گل مند و نق نق و بودم و گله و شکایتم زیاد بود میدونین چرا چون اگاهی این رو نداشتم که دیگران نباید دلخور بشم یا ناراحت نشم نباید حتی انتظار داشته باشم و اینو نمیدوستم پس همیشه شکایت میکردم که دوستم یا فامیل یا فلانی و فلانی چرا برای توجه اهمیت یا خوشحالی من کاری نمیکنند،
پس با هدایتم و دریافت اگاهی مربوط و درست فهمیدم که باید تنها از خدا و خودم در زندگی انتظار و توقع داشته باشم و اگر به این کارم یعنی گله و شکایتم ادامه بدم قطعا ارامش نخواهم داشت و حالم خوب نمیشه ،
یا در گذشته برای نداشتن شغل و نداشتن درامد گله میکردم و دلخور بودم میخواستم بدون تلاش یهو برم سر یک کار خوبی که درامد خوبی هم میگیرم و این باعث میشد با افکار بد و نداشتن اگاهی درست عصبی بشم و دیگران رو مقصر این بدونم مثل جامعه رو مقصر بدونم و خیلی چیزا ،
و از زمانی که اگاهی خوبی در رابطه با جذب ثروت و این که با احساس خوبی اگر بخوام پول خودش وارد زندگیم میشه به این تجربه رسیدم و من دیگه اون کمبود و نبود پول رو حس نمیکنم چون با حس خوب بدستش میارم
مثلا در گذشته زود رنج و عصبی میشدم از حرف ادما با من از رفتارشون از اینکه چرا اینطوری حرف نمیرنند که من دوست دارم و بعد خود خوری میکردم و از اونا حس تنفر و خشم بهم دست میداد چون همه ی ذهنم شوده بود توجه به رفتار بقیه و از این اگاهی برخوردار نبودم ،
اگاهی داشتن ارامش و دوست داشتن خودم و توجه نکردن و واکنش ندادن به حرفا و رفتار بقیه این اگاهی که هر کس اول برای خودش حرف میزند بعد به من صدای ذهنش را میگوید و من مسعول حرفا و رفتار دیگران نیستم و اون زمان دیدم که دیگه ناراحت نمیشم حتی اهمیت نمیدم که درباره من چی میگن که اره بی خیال شده پوشش راحتی داره و یا فقط خودش رو میبینه و اینا برام مهم نیست زیرا یاد گرفتم این اگاهی خوب دارم که خودم رو دوست داشته باشم و همینطور شد،
امروزه من بسیار خوشحالم و احساس ارامش و ارزشمندی میکنم و به خودم میبالم و افتخار میکنم که دیگه اگاهی هام رو میتونم با عملکرد خودم یکی کنم و در زندگیم بکار بگیرم و بیشتر روز های رو بسازم که در اون لبخند میزنم و به نظرم بیهوده ترین روز روزیست که در اون لبخند نزده باشیم ،
و من دوست دارم همه روز های قشنگ خودم رو به نفع خودم لذت ببرم و هر روز با خدای خودم و با ایمان به اون از تمام داشته هام راضی تر و سپاسگزارتر هستم و در قلب من نور الهی همیشه میتابد میدانم،،،
باتشکرازشما