خشم، احساسی طبیعی و ذاتی در وجود انسان است که در موقعیتهای مختلف بروز میکند. گاه ریشه در ناکامیها، بیعدالتیها یا احساس خطر دارد و گاه ناشی از ناملایمات زندگی روزمره است.
عصبانی شدن واکنشی عاطفی به تهدیدات، ناکامیها یا بیعدالتیهای است که تصور می کنیم در حق ما شکل گرفته است.
خشم چیست
خشم میتواند با طیف وسیعی از تغییرات فیزیولوژیکی، از جمله افزایش ضربان قلب، فشار خون و تنش عضلانی همراه باشد. همچنین میتواند منجر به تغییرات رفتاری، مانند پرخاشگری کلامی یا فیزیکی شود.
در حالی که اغلب به عنوان یک احساس منفی تلقی میشود، اما میتواند یک انگیزه قدرتمند برای تغییر مثبت نیز باشد.
به عنوان مثال، خشم میتواند مردم را به ایستادگی در برابر بیعدالتی یا دفاع از خود یا دیگران در برابر آسیب ترغیب کند.
مهمانی ناخوانده با پیامدهای دور و دراز است.
خشم، احساسی طبیعی و ذاتی در وجود انسان است که در موقعیتهای مختلف بروز میکند. گاه ریشه در ناکامیها، بیعدالتیها یا احساس خطر دارد و گاه ناشی از ناملایمات زندگی روزمره است.
اما مهمانی ناخواندهای است که اگر به موقع و درست پذیرایی نشود، میتواند پیامدهای ناخوشایندی برای زندگی ما به همراه داشته باشد.

عواقب عصبانیت بر زندگی
عصبانیت مهار نشده میتواند در جنبههای مختلف زندگی ما رخنه کند و آثار مخربی بر جای بگذارد:
- سلامت جسم:
عصبانیت با افزایش ترشح هورمونهای استرس مانند کورتیزول، ضربان قلب و فشار خون مرتبط است. این امر در بلندمدت میتواند منجر به مشکلاتی مانند بیماریهای قلبی، فشار خون بالا، سردرد، اختلالات گوارشی و حتی افسردگی شود.
- سلامت روان:
عصبانیت کنترل نشده میتواند به اضطراب، افسردگی، وسواس فکری و سایر اختلالات روانی دامن بزند. همچنین، افرادی که به طور مداوم عصبانی هستند، بیشتر در معرض سوء مصرف مواد و الکل قرار دارند.
- روابط عاطفی:
عصبانیت میتواند روابط ما با دیگران را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
- در روابط عاطفی:
عصبانیت و پرخاشگری میتواند منجر به بحث و جدل، سوء تفاهم و در نهایت فروپاشی رابطه شود.
- در روابط خانوادگی:
عصبانیت بر روابط بین والدین و فرزندان، خواهران و برادران و سایر اعضای خانواده نیز تاثیر منفی میگذارد و میتواند به ایجاد تنش و اضطراب در محیط خانواده منجر شود.
- در روابط اجتماعی:
افرادی که به طور مداوم عصبانی هستند، در محل کار و اجتماع نیز با چالشهایی روبرو میشوند.
- عملکرد شغلی:
عصبانیت و تمرکز ضعیف باعث افت انگیزه و تصمیمگیریهای اشتباه می شود و عملکرد شغلی فرد را مختل کند و منجر به اخراج یا از دست دادن فرصتهای شغلی شود.
- تصمیمگیریهای غلط:
هنگامی که در چنگال عصبانیت گرفتار میشویم، قدرت تفکر سلیم خود را از دست میدهیم. در این حالت، احتمال اتخاذ تصمیمات عجولانه و غیرصحیح که پشیمانی به دنبال دارند، افزایش مییابد.
- انزوا و گوشهگیری:
ترس از واکنشهای دیگران به خشم، میتواند فرد را به انزوا و گوشهگیری سوق دهد. این امر، روابط اجتماعی را محدود کرده و احساس تنهایی و افسردگی را تشدید میکند.
- کاهش عزت نفس:
فرد عصبانی غالباً از رفتار خود پشیمان میشود و این امر به مرور زمان عزت نفس او را خدشهدار میکند.
- اختلال در خواب
افکار منفی و تنشهای ناشی از عصبانیت میتوانند به بیخوابی و اختلالات خواب منجر شوند. بنابراین اگر در وجود خود از ازدیاد عصبانیت رنج می برید با به کار گرفتن تمرینات ساده و تاثیرگذار محتوای رهایی از افکار منفی می توانید به میزان قابل توجهی از شر افکار منفی و خشم درونی خود رهایی پیدا کنید.

- کاهش سوخت و ساز بدن
شاید جذاب ترین گزینه تاثیر عصبانیت بر زندگی برای علاقمندان لاغری با ذهن تاثیر عصبانیت بر کاهش سوخت و ساز بدن است.
زمان هایی که انسان در حالت آرامش و حتی استراحت می باشد میزان سوخت و ساز بدن به بالاترین حد خود می رسد.
شاید تا کنون تصور ما این بوده است که در زمان ورزش کردن میزان سوخت و ساز بدن به بالاترین حد خود می رسد درصورتی که اینگونه نیست.
تحقیقات نشان داده است که زمانی که شما در حال استراحت هستید در حال مصرف انرژی برای انجام امور حیاتی بدن می باشید.
زمانی که در حالت استرس و خشم قرار می گیرید از آنجا که تمام توجه مغز به تقویت حالا دفاعی متمرکز می شود بنابراین بسیاری از اعمال حیاتی کند و حتی متوقف می شود تا بیشترین تمرکز بر دفاع صورت پذیرد.
به همین سادگی میزان سوخت و ساز و مصرف انرژی بدن به حالت حداقل خود می رسد.
در آزمایشی که بر روی تعدادی ذوج انجام گرفته است مشخص شد که ذوج هایی که زندگی پرتنشی را تجربه می کنند در مقایسه با ذوج هایی که در آرامش به سر می برند در شرایط غذایی یکسان در طول یک سال تا ۳/۵ کیلوگیرم اضافه وزن پیدا می کنند.
علت این امر کاهش سوخت و ساز بدن در حالت عصبانیت است.

چگونه عصبانیت خود را مدیریت کنیم؟
کنترل و مدیریت عصبانیت مهارتی است که میتوان با تمرین و آموزش آن را یاد گرفت.
در اینجا چند راهکار برای مدیریت عصبانیت ارائه شده است:
- شناسایی عوامل محرک:
اولین قدم برای کنترل خشم، شناسایی عواملی است که شما را عصبانی میکنند. این عوامل میتوانند افراد، موقعیتها یا حتی افکار و باورهای خاص باشند.
- تکنیکهای آرامشبخش:
در زمان احساس عصبانیت، تکنیکهای آرامشبخش مانند تنفس عمیق، لبخند زدن یا ترک محیط میتوانند به شما کمک کنند تا آرام شوید و بر عصبانیت خود غلبه کنید.
- حل مسئله:
به جای اینکه در خشم خود غرق شوید، سعی کنید به دنبال راهحلی برای مشکل ایجاد شده باشید.
مهمانی که میتوان او را مهمان نواز کرد
خشم، احساسی طبیعی است که هر انسانی آن را تجربه میکند.
اما مهم این است که یاد بگیریم چگونه این احساس را به درستی مدیریت کنیم تا از پیامدهای منفی آن بر سلامت روان، سلامت جسم و روابط اجتماعی خود جلوگیری کنیم.
با به کارگیری راهکارهای مناسب، میتوانیم خشم را به جای عاملی مخرب، به ابزاری برای رشد و پیشرفت تبدیل کنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.60 از 60 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

باسلام خدمت شما استاد عزیز،
خشم میتونه از درون مثل خوره ذهن رو بخوره و نابود کنه، وقتی انسان از کاری و یا شرایطی خشمگین میشه میگن یک لیوان اب خنک بخور ، بنظرم حتی خشم ذهن و مغز رو دارای حرارت میکنه تا به درستی نتونیم ازش استفاده کنیم،
مثلا من ی روزی یادمه خیلی سال پیش ها با داداشم خیلی دعوا میکردم و حتی خیلی توی گوشش میزدم ،من خیلی نسبت به داداشم حس پشیمونی از این که زده بودمش داشتم و این همه خشم رو در اون لحظه نمیتوستم با عقل و تجربه ی الانم درک کنم ، طفلی گناه داشت من از سر خشم محکم میزدمش و الان یاد اون روز افتادم و احساس میکنم کار بشدت نادرستی کردم ،
اما من تا دیروز چه خشم گین شدم یا نه چه حال ادم های دورم رو بد کردم یا نه درونم میخوام که تصمیم به این بگیرم تا به درخت خشم ذهنم اب و کود ندم تا ذست از رشد کردن و گسترش برداره،
نمیتونم که بخاطر هر چیزی خشمگین باشم اصلا مگر چقدر موضوع مهمیه که خودم حسم و دیگری رو ناراحت کنم برای رفتاری بد و زننده که از سر خشم میاد،
خشم خیلی بده دشمن ارامش ادم اینه که زود از کوره در بره و تحملش کم باشه ،
حتی بعضی ادما تحمل ندارم حرفی رو تا اخر گوش بدن و منظور حرف رو دریافت کنند،
امروز من به خودم قول میدم دیگه سعی کنم به این خشم بد و زشت توجه نکنم تا این هیولای خشم کوچیک تر بشه و از گشنگی بمیره،
تا من همیشه در شادی باشم وبا مهربونی هر روز از زندگیم لذت ببرم،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
سلام
خشم یکی از غرایز خداوند به انسان است که اگر از حد خودش خارج شود آسیب زا میشه و باید کنترل بشه.
نشان های دریافت شده
سلام بر دوستان عزیز واستادگرامی
فایل بسیار عالی وتوضیحات نوشتاری وصوتی فوق العاده آموزنده ایی بود ومانند یک کلاس درس درمورد خشم وکنترل آن مطلب آموختم دستمریزاد
وجمله طلایی آن که ما بارها وبارها اگر حواسمان بخودمان نباشد توسط افکارخودمان مجازات خواهیم شد
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربانی ها
سلام استاد جان امیدوارم حال دلتون خوب وچطورتون عالی باشه
امروز موضوع خشم رو مطرح کردین ،خشم به نظر من چیزیه که دلایل زیادیداره
به نظر من خشم ناشی از احساسات فروخورده وسرکوب شده ایه که از زمان به دنیا آمدن ما تا به امروز زندگیمان دچارش شدیم مثلا زمان کودکی شیر خواستیم ومادرمون متوجه نیازمون نشده یا دیر شده محبت خواستیم ونگرفتیم خواستیم ابراز وجود کنیم نگذاشتن
خود من بارها سرکوب شدم ،از آنجای که درخانواده پدری مومن ومتعصبی بزرگ شدم خیلی چیزا بد ونابه جا بوده
مثلا آرایش ممنوع بود لباس قشنگپوشیدن مو آراستن عطر زدن رقصیدن خندیدن درجمع رانندگی خانم ها یادگیری موسیقی ونواختن درعوض باید دعا ونماز وحجاب وگریه خیلی پسندیده بود
خداروشکر خانواده مادری من با اینکه مذهبی بودن ولی به هیچ وجه متعصب نبودن واین موضوع باعث شد که کمی از این چیزا رو من با جنگیدن خودم ومادرم بدست بیارم
وبعد ازدواجم هم کامل آزادیم بدست آوردم
اما بازم مورد شماتت پدرم واطرافیانم قرار میگیرم
حتی چند روز پیش پدرم میگفت من نباید میگذاشتم دامادم دختر چادریمو بیحجاب کنه
درصورتی که من بیحجاب نیستم فقط کمی موهام پیداست وامروزی رفتار میکنم وبه خودم میرسم
ولی خب چون چادر نمیپوشم به نظر پدرم من یک کافر بیحجاب هستم
من نمیگم حجاب بده نماز بده اتفاقا خیلیم خوبه
ولی برای کسی که خودش به این درک برسه وانتخاب خودش باشه خیلی هم عالیه
یعنی اگه منم داخل خونه آزادی داشتم هر لباسی بپوشم هرآرایشی کنم برقصم تیپ بزنم عمرا دلم نمیخواست بیرون خونه تیپ بزنم وترجیح منم چادر بود
یا اگه میتونستم هم زمان چادری باشم ولی درعروسی ها لباس قشنگ وباز بپوشم وآرایش ویرایش کامل باشم خب بیرونم چادر میپوشیدم اگه از رقصیدن احساس گناه بهم نمیدادن
اگه از خندیدن شادی کردن منم ترجیه میدادم چادری باشم وانسان مذهبی تری باشم ولی از یه جایی به بعد دیدم دست وپای منو بستن با مذهب دلخوشی وزندگی کردن بهم حرام کردن تفریح وشادی محرومم
منم گفتم ولش کن نخواستیم صواب بذار فکر کنن من کافرم
درحالیکه دردل به شدت خدا دوست وخدا پرستم
اصلا خشمم فروکش کرد سالها با پدرم حس خشم ودشمنی داشتم از مادرم بیزار بودم
از اطرافیانم دلگیر واز جامعه متنفر
ولی به لطف خدا از وقتی که متوجه شدم که بیخودی خشم دارم باید خشمم بذارم کنار باهمه خوب باشم همه رو ببخشم هرکسی به من بد کرده احساساتمو سرکوب کرده اصلا خوب کرده من باید یاد بگیرم به حرف وروش بقیه زندگی نکنم که حالا بخوام ناراحت بشم وبعد خشمگین بشم
مثلا یادم یکی از دوستان نوشته بودن رفته بودن پارک یه آقایی مسخرشون کرده بودن که خانم باسن شما چطور خجالت نکشیده لاک قرمز زده به دستاش وباعث ناراحتی ایشون شده بود
من متوجه شدم که اصلا حرف زدن ورو دادن بهآدمهایی که نمیشناسی اولا اشتباه بعدم حالا صحبتی پیش آمد باید قاطع وآرام ومهربان به انسان ها بفهمانی که کارم درسته وبه کسی ربط نداره
مثلا خودم جای اون خانم گذاشتم اولا که با اون آقا صحبت نمیکردم درپارک ولی حالا به هردلیلی صحبت شد خیلی بیتفاوت وبدون ناراحتی میگفتم زندگی باید کرد مگه چند سال آدم زندگی میکنه که نگران نظر وقضاوت بقیه باشه منکه برا خودم زندگی میکنم ولبخند ی از روی رضایت میزدم ومحیط ترک میکردم واون شخص با حماقت فوضولی خودش تنها میگذاشتم
بدون ذره ای ناراحتی
خوب یادمه که رفته بودیم بازار روز نشسته بودم روی صندلی آقای مسنی اومد نشست کنارم منم حوصله نداشتم وفشار مم افتاده بود تازه باردار شده بودم ومیخواستم فقط بشینم که یکم حالم جا بیاد هنوز ننشسته شروع کرد به فحش دادن به مملکت وجامعه ودنیا وفلان بعدم گفت دخترم درست نمیگم
برگشتم نگاهش کردم گفتم پدر جان من باردارم فشارم افتاده حالمم خوش نیست اعصابم ندارم لطفا بابت صحبت نکنید ،معذرت میخوام من حوصله ندارم
گفت عه حوصله نداری گفتم بله پاشد رفت بنده خدا
با اینکه حس کردم یکم تند رفتم
ولی اونقدر راحت شدم
به خودم گفتم بعضیا فکر میکنن چون پیرن احترامشان واجب میتونن هر حرف زشت وهرکار بدیو بدون اینکه فکر کنن انجام بدن برو آقای محترم مخ بقیه رو بذار داخل فرغون بکوب به دیوار من شرمنده ام من جونم از سر راه نیاوردم بعد نیم ساعت بعد یکی دیگه اومد نشست بازم همین گفتم که من نمیدونم ولطفا با من صحبت نکنید حالم خوش نیست
به خودم گفتم آفرین
به رفتارت
اجازه ندادی دیوانه ات کنن
یه وقتایی آدم مجبور مثلا پدرت داره دردو دل میکنه هرچیم دعوت به آرامشش میکنی وبحث عوص میکنی دست خودش نیست
مجبوری پیشش بمونی
حتی اون زمانم حصور فیزیکی من دلیل بر حضور واقعی من نیست خیلی وقتا اصلا گوش نمیدم چی میگه والکی تایید میکنم
ولی دیگه آدمهای غریبه رو خیلی راحت میشه دیلیت کرد
وترکشون کرد
وگوش نداد
خشم از همین مراعات های الکی اذیت شدن های الکی وناراحتی های بیخودی میاد
وقتی جمع میشه جمع میشه یهو میبینی میخوای منفجر بشی
به قول استاد میگفتن به مراجعانم میگم مشکلت چیه ده سالم میتونه تعریف کنه بعد ۲۰ دقیقه میگم حالا ۲۰دقیقه هم راجب خوبی های زندگی وهمسرت بگو میگه خب حالا اونقدرام یزید نیست
یه جاهایی بهم احترام میگذاره یه کارایی هم میکنه ،ولی ده دقیقه بعد کم میاره از تعریف
یعنی واقعا همسرش یه ساعت تعریف نداره
نهههه اونقدر احساسات فروخورده داره نسبت بهش اونقدر از دستش عصبانی شده ونتونسته بگه اونقدر مشکلاتشون حل نکردن که تبدیل شده به خشم اصلا نمیتونه خوبی هاش ببینه امکانات وکارهایی که همسرش براش انجام میده رو ببینه
مثلا بارها شده به دوستام گفتم همسرم بهم محبت میکنه وبهمان وفلان ،بهم گفتن همسر تو باشعور برای ما بیشعور اصلانمیفهمه زن چیه زندگی چیه هزار دفعه بهش میگیم یه کاری کنه هم نمیکنه
تو خوش شانسی ویه درصد مردا اینجورن وفلان وبهمان
بعد من میگم نه بابا اینطورم نیست
خودم دیدم همسرت بردتون فلان مسافرت اینهمه هم هزینه کرد چقدر سوعاتی خریدین چقدر لاکچری بود میگن اون یدونه رو آره وظیفش بود البته فقط همون کار کرد
میگم نه بابا فلان روز مریض بودی بدو از سرکار اومد بردت دکتر داشت سکته میکرد بیچاره ویا فلان روز بچه رو برد مدرسه یا همیشه دست پر میاد و….همینجور خوبی هاش میگم یهو میگه خب حالا مگه داداشته اینقدر طرفداری میکنی عجبا دوست ماهم طرفدار اون شده حالا اونقدرام بچه بدی نیست ولی لجمو درمیاره دلم میخواد بدجوری بزنمش
میگم همشون همینن منم بعصی وقتا همسرم لجمو درمیاره ولی خوبیاش میاد جلو چشمم یادش میوفتم بیخیال کارش ورفتارش میشم
یعنی تفاوت دراینه که نگذاری بدی ها احساسات بد مشکلات سختی ها روی هم تلنبار بشن درزندگی رو سرت حلشون کنی پاکشون کنی وبا خوبیها سریع پرشون کنی اینجوری خشم برای همیشه میره پی کارش
موفق وپیروز باشید
سلام استاد
شمانه به خاطر خشم تان بلکه به وسیله خشمتان مجازات میشوید
مجازات کردن توسط یک عامل بیرونی برای افراد انجام میشود و حکم اجرا میشود ولی وقتی ما دردرون بدنمان ابتدا از خودمان – دیگران – جامعه- همکارو… خشمگین باشیم و داریم با این کار هر دقیقه خود را مجازات میکنیم درحالی که این مجازات نه دیده میشودو نه کسی از ان خبر دارد تا بتواند به ما کمک کند فقط احساس ما بد میشود و تمرکز و فکر کردن صحیح را ازما میگیرد
خشم باعث شکل گیری افکار نامناسب درذهن میشود و افکار نامناسب لذت بردن و بودن درآرامش را ازما میگیرد و ما همیشه درناراحتی و غصه و گاهی کینه به سر میبریم .خشم درهمه انسانها وجود دارد فقط نباید ان را پرورش دهیم از امروز باید سعی کنیم جلو رشد ان را بگیریم به وسیله فکر نکردن به افکار منفی و با حسرت خوردن در گذشته خشم خود را زیاد میکنیم . و خشم به مرور زمان مارا انسان واکنشی نشان میدهد و کمتر از یک لحظه مثلا ما درمورد رفتار فرزندمان اورا کتک میزنیم که بعد از فروکش خشم ناراحت هستیم که چرا ان واکنش را نشان دادیم
خشم فقط فریاد زدن نیست خشم تسلط افکار بر عملکرد ما است که باید با تکرار و تمرین این خشم و عصبانیت را درخود کنترل کنیم
ما باید آگاهانه این خشم را کنترل کنیم و نباید اجازه بدهیم این افکار منفی درذهن ما پرورش یابند ما نباید به انها رسیدگی کنیم تا ان به درخت تنومند درذهن ما تبدیل شود ما نباید به خشم دیگران توجه کنیم و درمورد ان صحبت کنیم چون ذهن ان خشم را جذب میکند و این خشم در ما هم رشد میکند چون وقتی نهال هستند ریشه کن کردن انها اسان است چون خشم مارا به صورت ناخوداگاه به صورت فرد واکنشی تبدیل میکند و کمتر از ثانیه ای رفتاری را ازخود نشان میدهیم که برای خود ما هم بعید است و گاهی ممکن است درخشم داشتن کاری را انجام دهیم که گاهی قابل جبران نباشد و صدمهای به خود و دیگران وارد کنیم .
خشم و عصابنیت عوارض زیادی برای روح و روان ما دارد
1- سلامت جسم :جسم و کارکرد ان را به خطر میاندازد
2-سلامت روح وروان :مثل افسردگی -اضطراب – وسواس فکری و اختلات روانی را درما زیاد میکند
3- روابط عاطفی : را به شدت درما تحت تاثیر قرار میدهد و گاهی منجر به بحث و جدل میشود
4- روابط خانوادگی:میتواند خشم موجب تنش و اضطراب شود و گاهی باعث جدایی و یا طلاق عاطفی در خانواده شود
5- عملکرد شغلی :باعث افت انگیزه درکار میشود و با یک تصمیم اشتباه به خاطر خشم ممکن است باعث اخراج فرد شود
6- انزوا و گوشه گیری : ترس و خشم کم کم باعث انزوا و گوشه گیری درافراد میشود
7- کاهش عزت نفس : چون فرد بعد از فروکش شدن خشم پشیمان میشود و گاهی فرصت جبران ندارد
8- اختلال درخواب : افکار منفی و عصبانیت و خشم همراه با قضاوت بیجا کم کم منجر به اختلال خواب درافراد میشود
راههای کنترل عصبانیت در ذهن
1- شناسایی عوامل محرک خشم :مثل دوری از افراد سمی که منفی باف و دنبال شایعه پراکنی هستند – دوری از موقعیت ها یی که میتوان درانجا نبود تا خشم ما زیاد نشود – دور بودن از افکار منفی با فکر نکردن به افکار و بی توجهی – تغییر بعضی از باورهای اشتباه در ذهن با منطق به خاطر بعضی از تعصبات قومی و فرهنگی
2- تمرین برای تکنیک های آرام بخش درهنگام عصبانیت: مثل تنفس عمیق – لبخند زدن – ترک محیط- فکر نکردن به موضوع -ترک کردن محیط – مشغول شدن به کاری که دوست دارید
3- حل مساله :به جای اینکه درخشم خود غرق شویم سعی کنیم به دنبال راه حلی برای رفع مشکل ایجاد شده پیدا کنیم و به دنبال افکار مثبت باشیم و از افراد آگاه مشورت بگیریم برای حل مساله
خشم علاوه برموارد بالا بر جسم و بدن ما اثر میگذارد
شادی بر قلب: قلب جایی است که خون را به تمام قسمتهای بدن میرساند پس شاد بودن بسیار مهم و حیاتی است
نگرانی بر طحال : طحال کار تولید سلولهای خونی- نگهداری از سلولهای خونی- مشارکت درسیستم ایمنی بدن – تصفیه خون را انجام میدهد
غم و اندوه بر ریه : ما نمیتوانیم به راحتی تنفس کنیم ووقتی اکسیژن خون کم شود اختلال در تمام قسمتها به خصوص مغز ایجاد میشود
عصبانیت برکبد : کبد بیشترین سم زدایی دربدن را انجام میدهد و عصبانیت و خشم بدترین سم برای بدن است
ترس بر کلیه : خیلی از افراد درخشم و عصبانیت و ترس کنترل ادرار خود را ازدست میدهند و اختلال ایجاد میشود
سوخت و ساز بدن : عصبانیت سوخت و ساز بدن را کاهش میدهد وموقعی که بدن درحالت استراحت و ارامش است بیشترین سوخت و ساز دربدن انجام میشود
پیامبر اکرم درمورد خشم فرمودند :بدانید که بهترین انسان ها کسانى هستند که دیر به خشم آیند و زود راضى شوند
پس ما باید با یادگیری کنترل خشم و عصبانیت هم به بدن و سلامتی روح و روان خود کمک کنیم و هم با آرامش و بدون اضطراب زندگی کنیم و شاد باشیم و سپاسگزار خداوند متعال و با داشتن احساس خوب و نبود خشم درمسیر متناسب شدن هستیم چون خداوند دوست ندارد هیچ مومنی ناراحت و خشمگین باشد و دوست دارد همه با لذت و شادی زندگی کنند
جالبه افرادی که زیاد خشمگین و عصبی هستند بارها درذهن خود تکرار میکنند و به زبان میاورند که من وقتی عصبانی میشوم نمیتوانم رفتار و گفتار خود را کنترل کنم و با این کار قدرت تصمیم گیری را از خود سلب میکنند و تمام کنترل ذهن خود را به دست خشم و ذهن خود اگاه خود میدهند درحالیکه که این کار صحیح نیست ما باید با تکرار و تمرین در موقع خشم برای کنترل ان به صورت آگاهانه اقدامی انجام دهیم . تا کم کم بر خشم خود غلبه کنیم
خداوند در قرآن «فرو بردن خشم» را صفت برجسته پرهيزكاران معرفى كرده و می فرماید: وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ؛ آن ها بر خشم خود مسلطند. امام موسی کاظم یکی از امامانی بودند که برخشم خود مسلط بودند
فرو بردن خشم از فضایل بسیار مهمی است که علاوه بر آثار مبارک در روابط بین فردی، اثر فوق العاده اى در تكامل معنوى انسان و تقويت روح ايمان دارد
وقتی خشم و غضب، مجمع همه رذایل باشد، روشن است که رام کردن نفس برای کنترل خشم، به اندازه مبارزه با همه رذایل تلاش و مجاهدت میپذیرد و پیروزی بر خشم، فتح فرمانروایی همه بدیها و نیل به قله سعادت و فضیلت است. این مژده شیرینی است که امیرالمؤمنین (ع) به همه مومنان داده است : دشمنترين دشمن آدمى، خشم و شهوت اوست، پس هر كه بر اين دو مسلط شود، درجاتش بالا میرود و به هدفش میرسد
جالب آن که خود شیطان به این مسئله اعتراف کرده است که یکی از اوقاتی که نزدیکترین فاصله را با فرزند آدم دارد، هنگامی است که خشم او را فرامیگیرد و او میتواند مقاصدش را به اجرا دراورد
کظم غیظ یکی از راهکارهایی که برای مقابله با خشم پیشنهاد میگردد، به این معنا که شخص خشم را در خود فروخورده، به آن فكر نكرده و روى موضوعى مثبت دیگری تمركز میکند
7 راهکار کنترل خشم از سبک زندگی امام موسی کاظم (ع)
1- اولین عامل کنترل خشم که به آن سفارش شده است فروخوردن خشم از نشانه های انسان با تقواست و کسی که تقوا و ترس از خدا را در زندگی خود محور قرار داده است باید بتواند بر خشم خود غلبه کند
2- دومین عامل کنترل خشم که به آن سفارش شده است نادیده گرفتن اشتباهات دیگران و پرداختن به عیوب خود است
3- سومین عاملی که به انسان در کنترل خشم کمک می کند ذکر و یاد خداوند متعال است زیرا هیچ چیزی جز یاد خدا نمی تواند شیطان را از قلب انسان دور کند.
4- چهارمین عامل کنترل خشم که به آن سفارش شده است تغییر حالت بدن است یعنی اگر ایستاده ای بنشین و یا اگر نشسته ای بلند شود و گاهی محل را ترک کن
5 – پنجمین عامل کنترل خشم که به آن سفارش شده است صله رحم و دیدار خویشاوندان است که باعث کاهش خشم ما میشود
6- ششمین عامل کنترل خشم تقویت نوع دوستی و خیر خواهی نسبت به دیگران است به این صورت که انسان برای راحتی و آسایش دیگران دغدغه داشته باشد و خود بینی و خود خواهی را در خود کمرنگ کند
7- هفتمین عامل کنترل خشم و غضب نیز رضایت و خشنودی از خدا و صبر و بردباری در مشکلات است زیرا کسی که به آنچه خدا برایش مقدر کرده است قانع و راضی باشد و از هر فرصتی برای خشنودی و ارتباط بیشتر با خدا بهره ببرد هیچ مشکلی در زندگی او رابه خشم و غضب وا نمی دارد و از بندگی خدا غافل نمی شود.
خدایا شکرت که من از وقتی که دراین مسیر هستم خیلی احساس ارامش دارم و خیلی کمتر عصبانی و خشمگین میشوم و میتوانم به راحتی خشم خود را کنترل کنم چون الان میدانم خودم مسئول تمام افکار و اتفاقات درزندگی خودم هستم نه خداوند و نه دیگران
باسلام خدمت شما استاد عزیز
خیلی انسان ها رو در زندگیم دیدم که برای موضوعات خیلی کویچک و پیش پا افتاده ای خشمگین میشن عصبی و کلافه میشن و تا مدت ها همش درون افکارشون خودخوری میکنند،
وای دیدی مهمون داشتم بهم گفت لاغر شدی چاق شدی زشت شدی مبل خونت بد شد خوب شد و همه ی حرف های این انسان ها از گذشته ی اونا میاد که در اون لحظه سکوت کردن ولی همش توی ذهنشون تا مدت ها از اون فرد خشم و عصبانیت داشتن،
مثلا چند وقت پیشا من رفته بودم خونه ی یکی از اقوام و با یکی دیگه از اقوام رو برو شدم که بگی نگی همچین دل خوش از لحن حرف زدن و بیانش ندارم و میدونم منو ک میبینه ی حرفی داره بگه،
این حرف ک به من گفت چاق شدم در اون لحظه و ساعت های بد خشمی رو درون ذهنم بوجود اورد که حس بدی نسبت به اون فرد پیدا کردم،
اما بعد دیدم در واقعیت من وقتی هیچ چاق که نیستم هیچ بلکه لاغرم و متناسب هستم و جسم خودم رو دوست دارم چون از بچگی بطور ناخودآگاه من فرمول های لاغری دارم و لاغر هستم ،
دقت ک کردم و برسیش کردم توی ذهنم دیدم این فرد چون خودش خیلی در حال چاق شدن هست و حس خوبی نسبت به چاقی خودش داره این حرف رو از روی تعریف زده ولی من در لحظه حس خوبی پیدا نکردم و خشمگین شذم،
میخوام بگم که همه برداشتهای ما بر اساس افکاریست که بر اون تسلط داریم و اون را پرورش دادیم،
اگر به عوامل موضوعات همیشه با عصبانیت و خشم قضاوت کنیم و نگاه کنیم در نهایت خود ما هستیم که اذیت میشیم،
اما اگه یاد بگیری متناسب با افکار و آگاهی که داریم فکر کنیم و بعد تصمیم بگیریم که چه واکنشی نشون بدیم خیلی بهتره و احساس خوبی خواهی داشت،
و همه این خشمها با همه این مجازاتها لحظهای هستند یعنی در نیه که اون انسان خشمگین میشه و کاری رو انجام میده بعد توسط عوامل بیرونی مجازات میشه،
پس باید بدونیم که در لحظه از چه افکاری و از چه احساسی در مقابله با جلوگیری از خشم خودمون،خورده با آدمها یا مسائل واکنش نشون میدیم و روبرو میشیم،
و خشم مثل بذر های افت زده ای هستن که کل محصولات زمین ذهن ما رو خراب میکنند و باعث افت و گسترش آفت در زمین ذهن ما میشن،
پس با توجه به خوبیها احساس خوب آرامش و تسلط بر قدرت ذهن و افکار و احساسمون خشم رو کم و کمتر کنیم و از بین ببریم، تا زمین ذهن ما تمیز و سبز و پر از محصولات خوبه عشق و مهربانی و ارامش و شادی باشه ،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
به نام الله قدرتمند
سلام به زیبایی حال عالی مهربانی
خشم یعنی تسلط افکار منفی بر روی جسم
استاد واقعاً ممنونم که این فایل رو درست کردید
الحمدالله که خداوند از طریق این فایل منو به حال زیبای مهربانی و شبیه بودن به خودش دعوت کرد
من آدمی هستم که زود عصبانی میشم
و این عصبانیت این روز ها اینقدر گسترش پیدا کرده
که تقریبا بیشتر علائم بالا رو در خودم دیدم🥺
هی دیدم وای آره من این طوریم …
و الان فهمیدم که تمام این حال بدم ، ریشه از داره به نام خشم
اگر بیشتر وقتها احساس میکنم که گناهکارم و سریع حتی با نزدیکانم بحثم میشه
وقتی میبینم سریع به رفتار برادر کوچکترم واکنش نشون میدم بعدش خیلی سریعتر پشیمون میشم و تا زمان زیادی حالم بده که چرا انقدر سریع عصبانی میشم
وقتی میبینم که به خاطر همین خشمم بعضی وقتا قلبم و سرم درد میگیره
وقتی میبینم این خشم داره با روح و روانم بازی میکنه
حالم فوق العاده بد میشه
اما انگار خدا بازم صدامو شنید
قربونش برم که ر همه حال مواظب حال بندههاشه
منو آورد اینجا تا به این وسیله بتونم یه کاری بکنم
خودمو در بیارم از این باتلاقی که به وجود آوردم
و من دیگه واقعاً خسته شدم
به خودش توکل میکنم با تمام وجودم سعی میکنم که این خشم رو کنترل کنم
همش با خودم میگفتم چرا این حال رو دارم
چرا همش احساس گناه میکنم
به خدا امروز به این سوالم پاسخ داد و از اون همه دادگاه ذهنی نجاتم داد
الهی بینهایت شکرت ی میتونم جز این بگم که عاشقتمو با تمام وجود دوست دارم الحمدالله به هر قدری که سزاوارشی🥰😍
ممنون استاد خدا به وسیله شما و این گام فوق العاده دستمو گرفت و از باتلاق بیرونم کشید
خدا خیرتون بده
حق نگهدار همتون
سلام استاد
شمانه به خاطر خشم تان بلکه به وسیله خشمتان مجازات میشوید
مجازات کردن توسط یک عامل بیرونی برای افراد انجام میشود و حکم اجرا میشود ولی وقتی ما دردرون بدنمان ابتدا از خودمان – دیگران – جامعه- همکارو… خشمگین باشیم و داریم با این کار هر دقیقه خود را مجازات میکنیم درحالی که این مجازات نه دیده میشودو نه کسی از ان خبر دارد تا بتواند به ما کمک کند فقط
خشم باعث شکل گیری افکار نامناسب درذهن میشود و افکار نامناسب لذت بردن و بودن درآرامش را ازما میگیرد و ما همیشه درناراحتی و غصه و گاهی کینه به سر میبریم
ما باید آگاهانه این خشم را کنترل کنیم و نباید اجازه بدهیم این افکار منفی درذهن ما پرورش یابند ما نباید به انها رسیدگی کنیم تا ان به درخت تنومند درذهن ما تبدیل شود چون وقتی نهال هستند ریشه کن کردن انها اسان است چون خشم مارا به صورت ناخوداگاه به صورت فرد واکنشی تبدیل میکند و کمتر از ثانیه ای رفتاری را ازخود نشان میدهیم که برای خود ما هم بعید است و گاهی ممکن است درخشم داشتن کاری را انجام دهیم که گاهی قابل جبران نباشد و صدمهای به خود و دیگران وارد کنیم .
افرادی که قتل و یا هرکار ناپسندی را انجام میدهند وقتی که خشم انها فروکش کرد برایشان قابل باور نیست که خودشان این کارها را انجام دادند چون دران لحظه نمیتوانند خشم و افکار منفی خود را کنترل کنند .
خشم و عصابنیت عوارض زیادی برای روح و روان ما دارد
1- سلامت جسم :جسم و کارکرد ان را به خطر میاندازد
2-سلامت روح وروان :مثل افسردگی -اضطراب – وسواس فکری و اختلات روانی را درما زیاد میکند
3- روابط عاطفی : را به شدت درما تحت تاثیر قرار میدهد و گاهی منجر به بحث و جدل میشود
4- روابط خانوادگی:میتواند خشم موجب تنش و اضطراب شود و گاهی باعث جدایی و یا طلاق عاطفی در خانواده شود
5- عملکرد شغلی :باعث افت انگیزه درکار میشود و با یک تصمیم اشتباه به خاطر خشم ممکن است باعث اخراج فرد شود
6- انزوا و گوشه گیری : ترس و خشم کم کم باعث انزوا و گوشه گیری درافراد میشود
7- کاهش عزت نفس : چون فرد بعد از فروکش شدن خشم پشیمان میشود و گاهی فرصت جبران ندارد به مرور دچار کاهش اعتماد به نفس در خود میشود
8- اختلال درخواب : افکار منفی و عصبانیت و خشم همراه با قضاوت بیجا کم کم منجر به اختلال خواب درافراد میشود و گاهی ممکن است باعث اختلال فکری شود
راههای کنترل عصبانیت در ذهن
1- شناسایی عوامل محرک خشم :مثل دوری از افراد سمی که منفی باف و دنبال شایعه پراکنی هستند – دوری از موقعیت ها یی که میتوان درانجا نبود تا خشم ما زیاد نشود – دور بودن از افکار منفی با فکر نکردن به افکار و بی توجهی – تغییر بعضی از باورهای اشتباه در ذهن با منطق به خاطر بعضی از تعصبات قومی و فرهنگی
2- تمرین برای تکنیک های آرام بخش درهنگام عصبانیت: مثل تنفس عمیق – لبخند زدن – ترک محیط- فکر نکردن به موضوع -ترک کردن محیط – مشغول شدن به کاری که دوست دارید
3- حل مساله :به جای اینکه درخشم خود غرق شویم سعی کنیم به دنبال راه حلی برای رفع مشکل ایجاد شده پیدا کنیم و به دنبال افکار مثبت باشیم و از افراد آگاه مشورت بگیریم برای حل مساله
خشم علاوه برموارد بالا بر جسم و بدن ما اثر میگذارد
شادی بر قلب: قلب جایی است که خون را به تمام قسمتهای بدن میرساند پس شاد بودن بسیار مهم و حیاتی است چون به تمام نقاط بدن میرسد پس سعی کنیم همیشه با احساس خوب و شاد زندگی کنیم چون باعث طول عمر بیشتر می شود .
نگرانی بر طحال : طحال کار تولید سلولهای خونی- نگهداری از سلولهای خونی- مشارکت درسیستم ایمنی بدن – تصفیه خون را انجام میدهد ووقتی خشم دربدن ما زیاد شود کار این قسمت بدن مختل میشود
غم و اندوه بر ریه : ما نمیتوانیم به راحتی تنفس کنیم ووقتی اکسیژن خون کم شود اختلال در تمام قسمتها به خصوص مغز ایجاد میشود
عصبانیت برکبد : کبد بیشترین سم زدایی دربدن را انجام میدهد و عصبانیت و خشم بدترین سم برای بدن است
ترس بر کلیه : خیلی از افراد درخشم و عصبانیت و ترس کنترل ادرار خود را ازدست میدهند و اختلال ایجاد میشود در کار کلیه ها و کم کم باعث مشکلات روحی و روانی و عدم اعتماد به نفس در افراد میشود
سوخت و ساز بدن : عصبانیت سوخت و ساز بدن را کاهش میدهد وموقعی که بدن درحالت استراحت و ارامش است بیشترین سوخت و ساز دربدن انجام میشود
پیامبر اکرم درمورد خشم فرمودند :بدانید که بهترین انسان ها کسانى هستند که دیر به خشم آیند و زود راضى شوند
پس ما باید با یادگیری کنترل خشم و عصبانیت هم به بدن و سلامتی روح و روان خود کمک کنیم و هم با آرامش و بدون اضطراب زندگی کنیم و شاد باشیم و سپاسگزار خداوند متعال و با داشتن احساس خوب و نبود خشم درمسیر متناسب شدن هستیم چون خداوند دوست ندارد هیچ مومنی ناراحت و خشمگین باشد و دوست دارد همه با لذت و شادی زندگی کنند . اجرکم الله
نشان های دریافت شده
ب نام خداوند یگانه
گر بر سرنفس خود امیری مردی
گر بر دگران خرده نگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده گیری مردی
در مورد خشم،نمیدونم ک ایا این شعر ب بحث ما مربوط می شود یا نه،ولی ازین شعر خوشم اومده ودوست داشتم ک بنویسم و فکر کنم مقداری ب بحث ما مربوط بشه.
خوب در مورد خشم و کنترل خشم صحبت شده.همه ما میدانیم ک در وجود همه انسانها پر است از احساسات مختلف،احساس غم،شادی،تنفر،گذشت،صبوری،بخشندگی،ترس،خشم و غیره،پس در همه انسانها این موارد وجود پس بستگی ب خودمان دارد ک ما کدامیک از احساسات خودرا پرورش می دهیم،ما هم می توانیم خشم را پرورش دهیم وهمیشه فرد خشمگین باشیم یا ما می توانیم صبر را پرورش دهیم وفرد صبوری باشیم واینها هم براحتی امکان پذیر نمی باشد پس ما باید ممارست کنیم و بسیار تمرین کنیم ک هردببشتر و بهتر اخلاق رذیله و زشت را از خودمان دور کنیم ودر عوض اخلاقیات خوشگل و زیبارا جایگزین آن کنیم.
خوب ب نظر من خشم یکی از جنبه های هواهای نفسانی محسوب می شود.
خوب بعضی،افراد فکر می کنند اگر فرد عصبانی باشند اگر خشمگین باشند اگر همیشه بر دگران زور و تحکم کنند،فرد بسیار مهم و با ارزشی هستند وب همین خاطر عادت کردن ک همیشه فرد خشمگینی باشند یا فکر می کنند ک دیگران مدام باید از آنها بترسند ویا اینکه از روی ترس همیشه ب آنها احترام کنند ویا حتی تعظیم کنندو واینکه آنها همیشه با این خشمشان یک دستاویزی دارند ک همیشه حرفشان را ب کرسی بنشانند،
در حالی ک نمی دانند این روشها ممکن است در کوتاه مدت برایشان اثر بخش باشد ولی ب مرور زمان باعث می شود ک اطرافیان آنهااز آنها دور و دورتر شوند پس در واقع ن اینکه ظلم ب اطرافیان خود می کنند،بلکه همیشه و همیشه ودر هر لحظه ظلم ب خود می کنند و خودشان را تنبیه و مجازات می کنند.
وقتی خشم بوجود می آید در پس آن طوفانی از حوادث بوجود می آید. چقدر اتفاقات ناخوشایند ک در پس ی لحظه از کوره در رفتن و عصیانی شدن بوجود نیامده،خیلی، خیلی زیاد چقدر خانوادها بخاطر همین خشم متلاشی شده،چقدر خانواده ها بخاطر همین خشم همه از هم منزجر شده واز هم فاصله گرفتند،چقدر قتلهای ناخواسته بخاطر همین خشم اتفاق افتاده،چقدر درگیریها و نزاع ها بخاطر خشم بوجود آمده،چقدر ازین خشمها منجر ب تمرکز نداشتن در رانندگی شده و منجر ب تصادف شده،
پس می بینیم ک اثرات خشم چ عواقب جبران ناپذیری بر جای می گذارد.خوب من میتونم برداشت کنم ازین شعر ک اگر شخصی بر یکی از امیال نفسانی خودش ک همان خشم باشد،اگر بتواند بر نفس خود فرمانروایی کند وبتواند خشم خود را کنترل کنداو فرد بسیار مهم و باارزشی می باشد،و خوب مسلما در پس بعضی از خشمها خوب حرفهای زشت و دیگران رو توهین و تحقیر کردن هم وجود دارد،
خوب بیان می کنه ک مردی و بزرگواری ب خشمگین بودن وافراد گرفتن از دیگران نیست.اگر توانستی بر خشم خودغلبه کنی وان را تحت مدیریت خود دربیاوری و حرفهای زشت بیان نکنی تو فرد خیلی بافضیلتی هستی.
و هیچ وقت نباید فکر کنی که بزرگی و بزرگواری ب این هست ک بخواهی ب اطرافیانت ک احساس می کنی از تو پایین تر هستند وتو حق داری ب آنها زور بگویی بلکه ما باید با تواضع و صبر و محبت با اطرافیانمان و دنیای پیرامونمان رفتار کنیم.
خداوند الهی همه رفتگان شمارا بیامرزد،من دخترعمویم هفت ماه پیش فوت کرده و پدر همین دختر عموی من ک عموی من می شود دقیقا روز اول ماه محرم امسال بر اثر حادثه ای،ایشون هم بهشتی شدند،
اوووه در مورد این عمویم ک روحش شاد باشه من هر چه بگویم کم گفتم،این عموی من اینقدر هنرمنداینقدر مردم دوست و دلسوز بودند ب درد همه مردم می خورد،عموی من معلم فنی حرفه ای بوده ولی در هنرهای مختلف مهارت داشت،نجاری بلد بود لوله کشی بلدبود برق کشی ماهر بود خیاطی بلدبود بنایی انجام می داد این عموی من یک همه فن حریف بود،علاوه بر همه این اوصاف فرد فوق العاده مهربان،دلسوز،خانواده دوست،مردم دوست و فوق العاده فرد صبوری بود.
زن همین عموی من حدود ۱۳ سال است ک بخاطر حادثه ای تقریبا نیمه فلج شده است و عموی من در تمام این سالها با صبوری تمام ازو مراقبت و نگهداری کرده است وتمام وسایل مورد نیاز اورا فراهم می کرده،عموی من خیلی فرد کاری و فعالی هم بوده است.با اینکه چن وقت پیش خودش هم دچار تصادف شده بود ومقداری هم دچار ناراحتی شده بود از ویژگیهای عموی من اینکه هم خیلی کم غذا بودن هم خیلی پر کار وهم خیلی کم حرف وهم فوق العاده صبور،
یعنی از سنگ صدا در میومد ولی صدا از دهان عموی من در نمیومد یعنی اینقدر صبور بوده،در طی این سالها ک دچار این مشکلات شده بود،هیچ وقت نه پیش هیچ شخص ونه پیش ما هیچ گله و شکایت از مشکلاتش نمی کرد من نشنیدم حتی یک بار یک کلمه از نارحتی خانواده اش پیش ما بیان کنه،عموی من ی جواهر ب تمام معنا بود،واقعا قلبم براش سوخت و بدرد اومد چون فرد فوق العاده دوست داشتنی بوده.
و چون مطلب،ما در مورد خشم بوده،هدف من از گفتن این مطالب این بوده ک بگم عموی من فرد خشمگینی نبوده،بلکه فرد فوق العاده صبوری بوده.
پس نتیجه می گیریم صبور بودن واینکه بر خشم خود مدیریت داشته باشیم هم ب صلاح خودمان هست چون خودمان ب آرامش دست پیدا می کنیم و هم ب آرامش دیگران کمک می کنیم،اتفاقا چن وقت پیش ی جایی دو نفر بخاطر همین ک نتونستن خشم خودشون کنترل کنند و این موضوع در طرف مقابل باعث واکنش شد ولیوانی ک در دستش بوده پرت کرده واون لیوان شکسته شد و ب هزاران تکه تبدیل شد و خوب این حادثه مطمعنا بعدش ب خود سرزنشی اون فرد می انجامد ک من چرا این کار رو کردم چرا جلوی خودم رو نگرفتم وغیره وخوب این موارد معمولا کم و بیش وجود دارند ک کنترل نکردن خشم ممکنه ک عواقب خطرناکی رو ب دنبال داشته باشه پس ما هم متوجه میشویم ک خشمگین بودن در درجه اول هم ب ضرر خودمان است وهم ب ضرر دیگران .
انشالله در تمام جهان در تمام قلبها دلی پر از امید ومحبت ب جای دلی پر از خشم و تنفر جایگزین شود.
نشان های دریافت شده
به نام خالق بی همتا❤️
سلام و عشق به استاد ارجمند و آگاهم و عزیزان همفکرم💖
کامنت دوستان عزیزم را که میخوانم واقعاً دلم شاد میشود از اینکه میبینم چقدر سرعت رشد آگاهی شان در این سایت بالاست و خالق مهربانم را بسیار شاکرم که منم عضو این سايت الهی هستم و از استاد فهیم و بسیار توانمندم عاشقانه تشکر و قدردانی میکنم بابت این آگاهی های قدرتمند و بسیار تاثیرگذاری که اگر به آنها عمل کنیم سبب میشود تغییرات فکری را راحتتر و با سرعت بیشتری تجربه کنیم🌹🌹🌹
از نظر من اصلی ترین و بزرگترین خشمی که ما تجربه میکنیم خشمی است که نسبت به خودمان داریم چون همه چیز از خودمان شروع میشود و بعد ما بازتابش را از جهان بیرونمان دریافت میکنیم من اگر آرامش داشته باشم و نسبت به خودم خشم نداشته باشم نسبت به هیچکس و هیچ موضوع و شرایطی هم خشم و قضاوت ندارم و طبیعتاً به جای عصبانیت و ناراحتی آرامش را دریافت میکنم من خودم موقعی که هنوز با موضوعات ذهنی و آموزشهای ناب استاد عزیزم آشنا نشده بودم و نمیدانستم که خالق همهٔ مسائلی که در زندگیم تجربه میکنم خودم هستم نسبت به چاقی خودم خشم و نفرت داشتم و فکر میکنم اکثر افراد چاق اینطوری هستند ما وقتی چاق هستیم بیشتر مواقع در حال تجربهٔ خشم و عصبانیت هستیم وقتی غذا میخوریم و اضافه خوری میکنیم از خودمان عصبانی میشویم وقتی جسم چاقمان را در آینه میبینیم نسبت به خودمان خشمگین میشویم وقتی افراد لاغر و متناسب را میبینیم از وضیعت جسمی خودمان متنفر و عصبانی میشویم موقع مهمانی رفتن لباس مورد علاقه مان را اندازه مان نیست خشمگین و عصبانی میشویم بخاطر جسم سنگین مان نمیتوانیم براحتی راه برویم و کارهایمان را انجام دهیم عصبانی میشویم و تمام این شرایط بد وخاطرات تلخ چاقی مان را بارها با احساس خشم مرور میکنیم و پیرو آن بطور زنجیروار دچار یکسری احساسات بد دیگر مثل تنفر و سرزنش و خودکم بینی و بی ارزشی و ناتوانی و… غیره میشویم که در تمام این شرایط در حال مجازات کردن خودمان توسط خشم و عصبانیتمان هستیم و زمانی که ما در حالت خشم و استرس قرار میگیریم مغز برای تقویت حالت دفاعی بدنمان خیلی از اعمال حیاتی ما را کُند و یا متوقف میکند و این امر سبب میشود سوخت و ساز بدنمان بسیار پایین بیاید و در نهایت ما دچار چاقی بیشتر و بیماری های ناشی از چاقی میشویم و در تمام جنبه های زندگیمان هم به همین صورت نپذیرفتن احساس خشم به ما آسیب میزند و طبق قانون الهی هر احساسی را که در خودمان نپذیریم مرتب با آن برخورد میکنیم و از چرخهٔ تکرار آن خلاص نمیشویم بنابراین تا وقتی نتوانیم احساس خشم و عصبانیت خودمان را بپذیریم همین احساس خشم اجازه نمیدهد که ما به آرامش برسیم و آنی شویم که میخواهیم
از بچگی به ما آموختند که عصبانیت و سایر خصوصیات منفی خودمان را کنترل کنیم تا آدم خوبی باشیم اما هیچکس به ما یاد نداد که خودمان باشیم و تمام خصوصیتهای انسانی و احساسات وجودمان را بپذیریم همیشه به ما میگفتند بعضی از آدمها خوبند و بعضی ها هم بد هستند و هیچکس به ما نگفت آدمها هم خوبی دارند و هم بدی و ما از همان ابتدای زندگیمان یاد گرفتیم اخلاق خودمان و دیگران را الک کنیم و احساسات و خصوصیات بد را در خودمان و در دیگران سرزنش و سرکوب کنیم در صورتی که تمام خصوصیات و احساسات ما برنامه ریزی خداوند بر روی ماست و ما برای همسو شدن با انرژی منبع و خدای درونمان باید تمام خصوصیات خوب و بد خودمان را بپذیریم بنابراین باید بپذیریم که ما بعنوان یک انسان هم خوبی داریم و هم صفات منفی داریم وقتی احساسات منفی مثل خشم را نپذیریم این عدم پذیرش ما روی کُل زندگیمان و جهان بیرون از ما تاثیر بد میگذارد و بازتابش به خودمان برمیگردد اما وقتی من خشم و عصبانیت خودم را میپذیرم و اجازه میدهم تایمش طی شود و بدون قضاوت کردن آن را مشاهده میکنم در واقع دارم به خودم این اجازه را میدهم که جزئی از کُل باشم و آنوقت این پذیرش من تمام جریانهای اشتباهی که انرژیم را مصرف میکنند را قطع میکند و ما دیگر با خشم مان برخورد نمیکنیم و حتی آن را در دیگران هم نمیبینیم و درنتیجه تجربه اش نمیکنیم و نقطهٔ مقابل آن آرامش که برجسته ترین انرژی الهی است را در خودمان فعال میکنیم و بدنبال آن شادی درونیمان هم فعال میشود و وقتی از درون شاد باشیم جهان ما را در شرایط و همزمانی هایی قرار میدهد که با احساس شادی مان بیشتر برخورد کنیم و در نتیجه شادیهای بیشتری جذب ما میشود بنابراین باید دقت کنیم که داریم چه فکر و احساسی را با واکنش خودمان در جهان گسترش میدهیم و برای رهایی از احساس خشم باید بدون جنگیدن و انکار آن به وجه مقابلش یعنی آرامش توجه کنیم و قدرت را بدهیم به آرامش مان و سعی کنیم آن را در خودمان رشد و گسترش دهیم و من برای اینکه خشم و رفتارهای واکنشی دیگران را قضاوت نکنم و احساسم را بد نکنم با خودم میگویم اینم یک قطعه از پازل اخلاقی انسانهاست و وقتی میپذیرم بوضوح احساس میکنم که انرژی و ارتعاش صلح و پذیرش من طرف مقابلم را آرام میکند و چند برابر این آرامش به خودم برمیگردد و من روز به روز آرامش بیشتری را تجربه میکنم پس اصل پذیرش است وقتی ما تمام احساسات خوب و ناخوب خودمان را میپذیریم با جریان بی انتهای الهی همسو میشویم و بهترین های خدا را تجربه میکنیم🌷💚🌷❤️🌷
نشان های دریافت شده
سلام سحر خانم عزیزم
چقدر من شمارو دوست دارم؛ چقدر از خوندن نوشته هاتون لذت میبرم و احساس خوب میگیرم و استفاده میکنم.
ممنونم ازتون که برامون مینویسید🙏🏻🌹❤😘
نشان های دریافت شده
سلام و عشق به شما دوست دوست داشتنی و خوش احساسم🥰❤️
بسیار از لطف و محبت و نگاه قشنگتون سپاسگزارم منم از نوشته های زیبا و پُر انرژی شما عزیز دل خیلی لذت میبرم و خالق مهربانم را عاشقانه میستایم بابت حضورم در این جمع دوست داشتنی و خوش فکر و برایت آرزوی خوشبختی و موفقیتهای فراتر از انتظارت را دارم🌹💗💗💗🌹