خشم، احساسی طبیعی و ذاتی در وجود انسان است که در موقعیتهای مختلف بروز میکند. گاه ریشه در ناکامیها، بیعدالتیها یا احساس خطر دارد و گاه ناشی از ناملایمات زندگی روزمره است.
عصبانی شدن واکنشی عاطفی به تهدیدات، ناکامیها یا بیعدالتیهای است که تصور میکنیم در حق ما شکل گرفته است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.60 از 60 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

باسلام خدمت شما استاد عزیز،
خشم میتونه از درون مثل خوره ذهن رو بخوره و نابود کنه، وقتی انسان از کاری و یا شرایطی خشمگین میشه میگن یک لیوان اب خنک بخور ، بنظرم حتی خشم ذهن و مغز رو دارای حرارت میکنه تا به درستی نتونیم ازش استفاده کنیم،
مثلا من ی روزی یادمه خیلی سال پیش ها با داداشم خیلی دعوا میکردم و حتی خیلی توی گوشش میزدم ،من خیلی نسبت به داداشم حس پشیمونی از این که زده بودمش داشتم و این همه خشم رو در اون لحظه نمیتوستم با عقل و تجربه ی الانم درک کنم ، طفلی گناه داشت من از سر خشم محکم میزدمش و الان یاد اون روز افتادم و احساس میکنم کار بشدت نادرستی کردم ،
اما من تا دیروز چه خشم گین شدم یا نه چه حال ادم های دورم رو بد کردم یا نه درونم میخوام که تصمیم به این بگیرم تا به درخت خشم ذهنم اب و کود ندم تا ذست از رشد کردن و گسترش برداره،
نمیتونم که بخاطر هر چیزی خشمگین باشم اصلا مگر چقدر موضوع مهمیه که خودم حسم و دیگری رو ناراحت کنم برای رفتاری بد و زننده که از سر خشم میاد،
خشم خیلی بده دشمن ارامش ادم اینه که زود از کوره در بره و تحملش کم باشه ،
حتی بعضی ادما تحمل ندارم حرفی رو تا اخر گوش بدن و منظور حرف رو دریافت کنند،
امروز من به خودم قول میدم دیگه سعی کنم به این خشم بد و زشت توجه نکنم تا این هیولای خشم کوچیک تر بشه و از گشنگی بمیره،
تا من همیشه در شادی باشم وبا مهربونی هر روز از زندگیم لذت ببرم،
باتشکرازشما
باسلام خدمت شما استاد عزیز
خیلی انسان ها رو در زندگیم دیدم که برای موضوعات خیلی کویچک و پیش پا افتاده ای خشمگین میشن عصبی و کلافه میشن و تا مدت ها همش درون افکارشون خودخوری میکنند،
وای دیدی مهمون داشتم بهم گفت لاغر شدی چاق شدی زشت شدی مبل خونت بد شد خوب شد و همه ی حرف های این انسان ها از گذشته ی اونا میاد که در اون لحظه سکوت کردن ولی همش توی ذهنشون تا مدت ها از اون فرد خشم و عصبانیت داشتن،
مثلا چند وقت پیشا من رفته بودم خونه ی یکی از اقوام و با یکی دیگه از اقوام رو برو شدم که بگی نگی همچین دل خوش از لحن حرف زدن و بیانش ندارم و میدونم منو ک میبینه ی حرفی داره بگه،
این حرف ک به من گفت چاق شدم در اون لحظه و ساعت های بد خشمی رو درون ذهنم بوجود اورد که حس بدی نسبت به اون فرد پیدا کردم،
اما بعد دیدم در واقعیت من وقتی هیچ چاق که نیستم هیچ بلکه لاغرم و متناسب هستم و جسم خودم رو دوست دارم چون از بچگی بطور ناخودآگاه من فرمول های لاغری دارم و لاغر هستم ،
دقت ک کردم و برسیش کردم توی ذهنم دیدم این فرد چون خودش خیلی در حال چاق شدن هست و حس خوبی نسبت به چاقی خودش داره این حرف رو از روی تعریف زده ولی من در لحظه حس خوبی پیدا نکردم و خشمگین شذم،
میخوام بگم که همه برداشتهای ما بر اساس افکاریست که بر اون تسلط داریم و اون را پرورش دادیم،
اگر به عوامل موضوعات همیشه با عصبانیت و خشم قضاوت کنیم و نگاه کنیم در نهایت خود ما هستیم که اذیت میشیم،
اما اگه یاد بگیری متناسب با افکار و آگاهی که داریم فکر کنیم و بعد تصمیم بگیریم که چه واکنشی نشون بدیم خیلی بهتره و احساس خوبی خواهی داشت،
و همه این خشمها با همه این مجازاتها لحظهای هستند یعنی در نیه که اون انسان خشمگین میشه و کاری رو انجام میده بعد توسط عوامل بیرونی مجازات میشه،
پس باید بدونیم که در لحظه از چه افکاری و از چه احساسی در مقابله با جلوگیری از خشم خودمون،خورده با آدمها یا مسائل واکنش نشون میدیم و روبرو میشیم،
و خشم مثل بذر های افت زده ای هستن که کل محصولات زمین ذهن ما رو خراب میکنند و باعث افت و گسترش آفت در زمین ذهن ما میشن،
پس با توجه به خوبیها احساس خوب آرامش و تسلط بر قدرت ذهن و افکار و احساسمون خشم رو کم و کمتر کنیم و از بین ببریم، تا زمین ذهن ما تمیز و سبز و پر از محصولات خوبه عشق و مهربانی و ارامش و شادی باشه ،
باتشکرازشما
با سلام خدمت شما استاد عزیز
همه انسانها از احساس تاج در زندگی برخوردار هستند شادی غم خوشحالی خشم نرژی مثبت و انرژی منفی هر دو با هم در انسانها وجود دارد،و البته انسانی پیروز است که انرژیهای خوبش رو بالا ببره و کیفیت ببخشه و با آگاهی روی افکار خشم و انرژیهای منفی خودش کنترل داشته باشه تا بتونه از درون خودش درد و مجازات رو تجربه نکنه،
یکی از عوامل به وجود آمدن خشم زیادی حساس بودن و زودنج بودن من شاید در دو سال پیش بود که با کوچکترین حرفها و موضوعها عصبی میشدم و واکنش نشون میدادم و حتی من یادم نیست که آرامش رو که در اون زمان داشته یا اصلاً با آرامش زندگی کرده بودم،
سر هر موضوع کوچکی کنترلم را از دست میدادم اگه یکی با من تند حرف میزد اگه کی نظر خودشو راجع به ظاهر من بیان میکرد اگه کسی احساسش رو برای دوست داشتن یا نداشتن من بیان میکردم ،همیشه از انسانها عصبانی و خشمگین میشدم که چرا مطابق میل و علاقه من رفتار نمیکنند طوری که من رو ناراحت نکنند و باعث خشم من نشن،
به گفته پدرم خشم و عصبانیت در ما انسانها وجود نداره و این عوامل بیرون هستند که باعث میشن ما عصبی بشیم مثلاً وقتی داریم رانندگی میکنیم یک ماشینی که جلوی ما میپیچه باعث میشه که از کوره در بریم و عصبانی بشیم،
من در جواب بابام گفتم که خوب میتونی که واکنش ندی و خودت رو خشمگین نکنی تا حالت بد نشه اما اون گفت هر چقدر هم که بخواد واکنش نده باز هم انسانها انگار برای عصبی تر کردنش دست به دست هم میدهند،
ولی باز هم من دیدم که چقدر پدرم تلاش میکنه که خشمشو کنترل کنه با گوش دادن موضوعات و مطالب مفید یا شغلی که دوست داره با هنر و موسیقی میشه سعی میکنه آدمی باشه که منطقی هست و من فهمیدم و درکش کردم که چی باعث خشم اون میشه آدمهایی که از روی نااگاهی حرف میزنن آدمهایی که بر اساس آنچه که واقعیت زندگی هست صحبت نمیکنند و فقط نظرشان را بیان میکنند،باعث خشم پدرم میشه و مجازاتش اینه که مدتها و ساعتهای زیادی گوشه اتاق میشینه و با خودش در ذهنش کلنجار میره تا به آرامش برسه و اش میکنه تا با رژیمهای غذایی به تناسب اندام مورد علاقهاش برسه اما وقتی که اون لحظه در احساس خشم قرار میگیره خودش میگه پرخوری کردم یا حس میکنم وزنم بالا رفته،،
مثلاً من گذشته خودم تی زمانهایی که نزدیک به اختلالات هورمونی و عصبی من میشد این رو دلیلی بر این میدونستم که کسی کوچکترین رفتار بدی با من اگر داشته باشه به طور جدی با اون برخورد میکردم ما الان میفهمم که هر چقدر هم از لحاظ فیزیک بدنی درد و ناراحتی داشته باشم میتونم با احساس خوب و افکارم خشمم رو کنترل کنم و جلوی پرخاشم را به کسانی که دوست دارم بگیرم،
همیشه خشم باز شده که با دیگران حتی عزیزترین کسانمون بد حرف بزنیم با پدر مادر برادر حتی خودمون رو هم فراموش کردیم و درباره جسممون درباره روحمون بد حرف میزنیم،
خودمون را از سر خشم قضاوت میکنیم و گناهکار میدونیم اگر از همدیگه خشمگین میشیم گذشت نمیکنیم و نمیبخشیم و به انتقام فکر میکنیم و یا اصلاً دیگه سمت طرف نمیریم و اونو کلاً از زندگیمون حذفش میکنیم جوری که بعدها که خشممون فروکش کرد از رفتارمون پشیمون میشیم،
و خیلی روی این موضوع و روی این فایل تمرکز کردم و گوش کردم و خیلی درک کردم که چرا بیشتر اوقات زندگیم عصبی بودم زیرا من کنترلی روی خشم خودم نداشتم حتی خشم درونی خودم،
البته این موضوع مال گذشته هست و من الان کاملاً انسان متفاوتی هستم از هیچی عصبی نمیشم هیچ خشمی از افرادی و حتی خودم ندارم و در آرامش هر روزم رو زندگی میکنم و همیشه احساس خوبی دارم،
اما الان بهتر درک میکنم که چرا اون زمان عصبی یا خشمگین میشدم مثلاً چون که یک فردی با من بد حرف میزد واکنش بیش از حدی نسبت به او نشون میدادم برای همین باعث میشد که درون خودم،خودخوری کنم و خودم رو عصبی کنم و خشمگین از رفتاری که فرد مقابل با من کرده و هیچگاه فکر نمیکردم که من مسئول افکار و رفتار اون نبودم پس چرا حال خودم رو بد میکردم،
امروز من با آگاهی و دانش و بودن در این سایت بسیار بسیار مفید و ارزشمند خیلی از زندگیم راضیم و خیلی پیشرفت کردم یادم نیست که این دو سالی که فعالیت میکنم عصبی یا خشمگین شده باشم یا صدام رو بالا برده باشم یا درون خودم خودخوری کنم و از خودم خشمگین شده باشم همیشه آرامش داشتم و انسان متفاوتی شدم،
امیدوارم در این مسیر باز هم بالاتر و بالاتر برم و پیشرفت کنم و هر روز بهترین از خودم باشم،
باتشکر از شما