در نوشتههای قبلی درباره اراده انسان برای رسیدن به هرآنچه میخواهد در زندگی خود تجربه کند توضیح داده شد. همچنین درباره اراده خداوند که همه جهان هستی را تحت پوشش قرار داده است توضیحات کامل داده شد.
آزادی و اختیار انسان
زمانی که به موضوع اراده خداوند در شکل گیری هر موضوعی در جهان هستی پی بردم این سوال در ذهن من ایجاد شد:
چگونه انسان میتواند اراده و اختیار آزاد داشته باشد در حالی که اراده خداوند جسم، استعدادها، افکار، تواناییها و هرآنچه مربوط به من است را مدیریت میکند؟!
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.30 از 121 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام به نطر من مطلب بسیار دقیق وجالبی بود من تا قبل از امسال خیلی از اینجور مطالب
نمیخوندم ووقت براش نمیگذاشتم چون با خدا رابطه خوبی نداشتم وخیلی طوطی وار خدای قهار وبداخلاق رو میشناختم وهمیشه هم به عنوان یک خدای عصبانی با قوانین خشک وسنگین میشناختم ولی از اول امسال متوجه شدم اون خدا ،خدای من نبوده و باز اطلاعات غلط رو بی دلیل قبول کردم فهمیدم خدای من خدای مهربان ،عادل شاد وعاشقه!!!
وفهمیدم روح من هم دمی از همون خدای نازنین هست 😍
وحالا با مطالعه این مطلب ،چیز تازه ای یاد گرفتم که اراده من از اراده خداوند چطور فاصله میگیره واین باعث ناامیدی وغمگینی واضطراب و…. در من میشه !!
وچیزی که سالها در زندگی به من میگفتن ومن باور کرده بودم که من اگر وضع زندگیم خیلی خوب نیست ،چون تلاشم کم بوده ویا اگه من چون خیلی بیماری های جسمی داشتم همه بخاطر کم گذاشتن ها وبی توجهی های خودم بوده !!!درست نبوده درستش این بوده که اراده من از اراده خداوند فاصله گرفته!!!
من در زندگیم گاهی با اراده خداوند یکی میشم مثلا اینکه من از نوجوانی دوست داشتم لباس سفید پرستاری بپوشم ولی بخاطر نمیارم که براش تلاشی کرده باشم فقط درسم رو خیلی معمولی میخوندم وخیلی جالب بود وقتی که در رشته پرستاری قبول شدم وتحصیل کردم که این اراده خداوند بود
من از کودکی آرزوم بود که ساکن مشهد باشم و جالب اینکه، با کسی ازدواج کردم که همشهری خودم بود ولی شاغل مشهد واز زمان ازدواجم ساکن مشهد هستم واز این بابت خیلی خوشحالم
الان هم آشنایی با این سایت فقط وفقط طبق خواست واراده خداند بود چون من اصلا دنبال این سایت نمیگشتم ،نمیدونم چطور شد داخل تلگرام ،یک هو پیام چله تغییر برام اومد ،اصلا یادم نمیاد کی من این کانال رو داشتم که حتی ندیده بودم بهر حال یک هو پیام جدید که اومد توجهم رو جلب کرد و وارد شدم ودیدم چقدر مطالب جالبی داره وعضو شدم وتا الان که از مطالب متنوع وزیبای سایت استفاده میکنم