در قسمت قبل درباره موانع درونی رسیدن به خواستهها توضیح داده شد و گفتگوی درونی، سطح انرژی و ارزشمندی خود، بعنوان سه موضوع مهم درونی در ایجاد موانع برای رسیدن به خواستهها عنوان شد.
درباره موضوع سطح انرژی که بسیار مهم و تاثیرگذار است توضیحات مفصل داده شد و توصیه میشود بارها آن را مطالعه کنید و سعی کنید آنچه گفته شده است را در زندگی روزمره خود به کار بگیرید تا به مرور شخصیت شما به شکل همسو با اراده خداوند تغییر پیدا کند.
در این قسمت درباره راهکارهایی ساده اما بسیار تاثیرگذار در افزایش سطح انرژی برای همسو شدن با قدرت اراده خداوند توضیح داده میشود.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.14 از 51 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم
براستی که از قرار دادن جلسه جدید این یاد داشتها در سایت بی نهایت خوشحال میشوم
با خواندن این نوشته ها به آرامش میرسم.ومتوجه عیب وایرادهای خودم در زندگی میشوم.
مثلا میدانم که به هر چی فکر کنم ذهن ناخودآگاهم حالیش نیست که این فکر به نفع منه یا به ضزرم…ولی به صورت ناخودآگاه یاد چیزهایی می افتم که سالیان قبل ..خیلی قبل اتفاق افتاده…ساعتها غرق در افکار میشوم..مثلا چند روز است که خیلی در فکر یه موضوع هستم وجالبه هر چی به این در واون در میزنم..مراقبه میکنم…خودم را مشغول میکنم ولی مطالبی برام تداعی میشه یا حرفی زده میشه که دقبقا مربوط به همون موضوع میشه..یعنی امروز بوضوع درمانده شدم که بجای خلاصی از دست این افکار گذشته…چند وجهی شده موضوع برام..
از چندین جانب مورد بررسی قرار گرفته بطوری که تا حالا از این زاویه ها اونها را ندیده بودم..واقعا سر در گم شدم…چرا ؟
این افکار گذشته دست از سرم بر نمیدارند…چیزهایی یادم میاد که برام عجیبه یعنی برای سالیان دور.
منکه اصلا یادم نمیاد چند روز پبش چکار کردم ..چی خوردم.
چطور این ذهنم منو به سالیان بسیار دور میبره وحسابی مشغول میکنه بطوری که از کار وزندگی معمولی می اوفتم..
در حال عادی نیستم ..هر کاری میکنم فکرم در گیره
واقعا در حال کشمکش بودم که جلسه هفدهم رسید.
حدا رو شکر ..ممنونم ازتون استاد
این نوشته ها راه نجات من از هر فکر مضری است.
هر چه که مینویسید کاملا درک میکنم ولی نمیدونم چرا گاهی کنترل ذهنم دست خودم نیست با وجود بسیار راهکارهایی که میدانم.
یعنی واقعا ذهن من چه منظوری دارد..چرا گاهگاهی صحنه های گذشته را بازسازی میکنه اونم به روش نوین و بروز شده..
یعنی بررسی از تمام زاویه ها…بیشتر برام عجیب میشه…
موضوعاتی که برام تموم شده است..سالهاست تموم شده..ولی یهویی آنچنان زنده وتازه میشود که انگار در اکنون اتفاق افتاده..
سعیم بر این است که خودم را از گذشته نجات بدهم.با راهکارهای جدید..شاید ذهنم داره آخرین زورهاشو میزنه…
در هر صورت من حسابی در حال تلاش هستم.
خودم رو با مطالبهای مورد علاقه ام مشغول میکنم..به کارهایی که دوست دارم میپردازم.
شاید این افکار منو رها کنند.
به امید خدا
امیدوارم.
بازم ازتون سپاسگزارم