0

زندگی با اراده خداوند (قسمت نوزدهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره راهکارهای افزایش سطح انرژی توضیح داده شد.

گفتگوی درونی و سطح انرژی بعنوان دو عامل مهم و تاثیرگذار در ایجاد ارتباط با قدرت اراده خداوند مورد بررسی قرار گرفت و راهکارهای کنترل گفتگوی درونی و افزایش سطح انرژی به طور مفصل شرح داده شد.

بدیهی است برای درک و نفوذ آگاهی نیاز است بارها مطالب قسمت‌های قبل مرور شود و همواره سعی کنیم به آنچه گفته شده است عمل کنیم تا به مرور شخصیت ما از نظر افکار و اعمال به شکلی تغییر کند که اتصال پایدارتر و همسو تری با قدرت اراده خداوند داشته باشیم.

در این قسمت به بررسی موضوع “خود بزرگ بینی” بعنوان یکی دیگر از موانع ایجاد ارتباط با قدرت اراده خداوند می‌پردازیم. امید است با استفاده از راهکارهای ارائه شده در این قسمت و قسمت‌های قبلی تسلط و مهارت بیشتری بر افکار و اعمال خود پیدا کنیم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 17 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.65 از 46 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30338

17 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

17 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۰۲/۱۴ ۱۷:۳۳
      مدت عضویت: 1458 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 523 کلمه

      باسلام خدمت شما 

      اینکه انسان دچار خود بزرگ بینی می‌شود و در شرایط مختلف احساس غرور می کند خیلی چیز  طبیعی در رفتار انسان ها است ولی خوب با داشتن آگاهی میتونیم این احساس رو کنترل کنیم و متوقفش کنیم تا از خود بزرگ بینی در هر شرایطی دست بکشیم و یک انسانی خاکی و متواضع و فروتن باشیم وقتی که انسان سعی می‌کند که خودش را با افراد دیگر مقایسه کند و در تلاش است که همیشه از دیگران بر تر باشد یا پیروز باشد در نهایت دچار ناراحتی رنجیدن یا خودشو آرامش خودش رو از دست میدهد زیرا که در جهان انسان های زیادی هستند که از صفت های زیبایی خوش   صدایی خوشرویی و خیلی صفت های هم مانند این ها وجود دارند اگر قرار باشد که ما نسبت به همه برتری داشته باشیم یا همیشه خودبزرگ‌بینی داشته باشیم زندگی برای ما سخت می شود زیرا که همیشه باید دنبال این باشیم که هیچ وقت با انسانهایی که نسبت به ما کم هستند دیده نشویم،

      اما من همیشه از کودکی تا به الان که به یاد میارم هیچ وقت مغرور نبودم  در زندگی همیشه آدمها رو دوست داشتم و خودم را همینطور دوست داشتم زیرا که از داشته های خودم در زندگی راضی هستم و به این باور دارم که هر کس خصوصیات خاص خودش را دارد و همه انسانها قرار نیست که شبیه به هم باشد ، 

      پس نباید با مقایسه کردن همدیگه حس رنجیدگی به خودمان بدهیم وقتی که با کسی رقابت می کنید و خودتان را مقایسه می کنید در نهایت احساس بد نصیب خودتان می‌شود زیرا که فردی که داری خودتون رو با اون مقایسه می کنید که از احساس شما آگاهی ندارد و راه و مسیر خودش را می‌رود پس بهتر است که شما هم از مقایسه کردن و حس رقابت و برتری دست بردارید و همیشه با بهترین خودتان در همه جا حاضر شوید احساس محبت و مهربانی بدون کینه و ان را داشته باشید و از اول از همه خودتان را دوست داشته باشید تا بتوانید همه افراد دور و بر خودتان را هم دوست داشته باشید و همسو با اراده خداوند زندگی خوبی را تجربه کنید، 

      با رنجیدن از دیگران احساس بدی در خودتان ایجاد می کنید و احساس بد جذب شما می شود و نتیجه داشتن احساس بعد از اتفاق های بد در زندگی هست پس رنجیدن از دیگران رو متوقف کنید و سعی کنید با مهربانی به حرف ها یا دیدگاه کسی گوش بدی و اگر با آن موافق نبودید با اوهم کلام نشوید و در غیر این صورت می توانید راهکارهای به او بدهید اما از اینکه از دیگران رنجیده باشید دست بردارید زیرا ممکن است که باعث غیبت کرد طولانی مدت راجب به این فرد در طول زندگی برای شما شود و این سبب به یک عادت می شود که احساس بدی رو به شما میده،

      حق به جانب صحبت نکنید و به نظرات و گفته های دیگران احترام به زیرا که هر انسانی دارای عقل و دیدگاه خاص خودشناسی و جهان را با دیدگاه خودش می‌بیند و احساسات و جذب خودش میکنه پس شما در مسیر خودتان باشید و همیشه هم اراده خداوند حرکت کنید تا خوبی ها را تجربه کنید،

      باتشکر ازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۱/۱۲ ۱۷:۱۸
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 401 کلمه

      سلام
      خودبزرگ بینی معنی مغرور بودن
      همیشه منم تعریفی ک از خود بزرگ بینی اشتم مغرور بودن خودپسند متکبر بودن هس

      خودبزرگ بینی بزرگترین دشمن انسان است
      آنچه انسان رو ضعیف میکند احساس رنجیدگی از اعمال و کردار ناشایست اطرافیانش میباشد
      خودبزرگ بینی باعث میشود ک انسان بیشتر زندگیشو صرف رنج بردن ار کسایی یا چیزی بکند
      احساس رنجیدگی از اعمال ناشایست دیگران انسان را ضعیف میکند

      انسان خودبزرگ بین از شرایط پیرامون خود ناراضی است
      سالهای زیادی از عمرم بخصوص از وقتی ازدواج کردم همیشه از رفتار همسرم خانوادش فامیلشان ناراحت بودم

      دوجور خودبزرگ بینی داریم
      یکی طرف خودشو جدا میبینه چن سرتره
      یکیم خودشو کمتر میبینه عزت نفس پایینی داره
      نتیجه تودبزرگ بینی
      جدا شدن و فاصله گرفتن از دیگران است
      هر موضوعی ک انتخاب ما نبوده تاثیری درموفقیت یا جایگاه اجتماعی ما ندارد

      خودبزرگ بینی باعث مشود فرد خودش رو تافته جدا بافته از دیگران بداند

      خودبزرگ بینی باعث میشود ب جای همکاری با دیگران رقابت کنید
      برای کاهش خودبزرگ بینی
      رنجیدن از دیگران را متوقف کنید
      رنجش از دیگران فرصت زندگی کردن و تجربه کردن زیبایی های جهان مادی را
      از بین میبرد
      برای پایان دادن ب رنجش خود از دیگران باید برای زندگی
      خود احترام و ارزش قائل بشید
      هر بار فرصت رنجش از دیگران برای شما فراهم شد بگویید
      ایا این رفتار من باعث احترام ب خودم و روح الهی میشود
      پس انتخاب کنید با رها کردن رنجیدن
      ب خود و روح الهی و زندگی احترام بگذارید

      نیازمند پیروزی و برتری ب دیگران نباشی
      نیاز ب برنده بودن انتظارو عقیده ای است ک در نهایت باعث شکست و رنجیده خاطر شدن شما خواهد بود
      چراک همیشه برنده شدن امکان پذیر نیس

      پخت غذا من همیشه در پخت عدا همیشه خودمو برتر میدونم چن غذاهام و خوشمزس و همه تعریف میکنن و این باعث شده ک همیشه بخوام ب سوالهای همه جواب بدم برتر باشم حس رقابت در من شکل بگیره
      سعی کنید همیشه دررقابت ب خود باشید ن در رقابت با دیگران
      سعی کن برنده باشی در توجه بیشتر ب احساس خوب ارامش
      توجه ب ویژگی های اراده خداوند
      توجه نکردن ب فرمولهای اشتباه
      هرچه بیشتر در جستجوی برنده شدن نسبت ب دیگران باشی پیروزیهای زیادو بیشتری در زندگیمان اتفاق میافتد

      حق ب جانب بودن
      در لحظه ای ک مشغول بحث و جدال با برای اثبات حق ب جانب بودن خود هستید لحظه‌ای متوقف شوید و ب این فکر کنید ک من میخواهم حق ب جانب بمانم یا شادو خوشحال زندگی کنم
      رها کردن حق ب جانب بودن قطعا موجب پیروزی شما خواهد شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۷ ۰۳:۲۷
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 22610 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 576 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      من هم همینطور فکر می کردم همیشه فکر می کردم آدم خود بزرگ بین کسی که مغروره و خودشو بهتر از دیگران می دونه حالا فهمیدم هم از اینوره هم از اونور که آدم خودشو پایین تر بدونه فکر کنه در سطح دیگران نیست در هر دو صورت آدم خودشو جدا از دیگران می دونه . من هم فکر می کردم من خیلی آدم خاکی هستم ولی خیلی زود رنج هستم الان که خیلی بهتر شدم البته از چند سال قبل ولی هنوزم موقعیکه انرژیم پایین حرفهای دیگران روم تاثیر می گذاره و حالم بد می شه و یه جورایی هیچی دیگه نمی گم و سکوت می کنم ولی اگه انرژیم خوب باشه زود اوکی می شم وگرنه طول می کشه .من هم همیشه ناراضی بودم از شرایطم همش می گفتم همش تقصیر این و اون می دونستم اگه فلانی اینجوری بود اگه اون اینطور .. ولی الان دیگه اون کارا رو نمی کنم و راضی هستم از بیشتر چیزها و سعی می کنم که احساسم خوب باشه که اون بالاترین سپاسگزاری هستش راضی بودن و احساس خوب .

      مراحل کاهش ابتلا به خود بزرگ بینی

      ۱- رنجیدن از دیگران را متوقف کنید. 

      بله منم وقتی اذیت می شم خیلی تاثیر می زاره روم روی همه کارام بعد این و هم دیدم که بیشتر از این چیزهای که آدم اذیت می شه سر راهش قرار می گیره .پس باید انتخاب کنید که با رها کردن رنجیدن به خود به زندگی و روح الهی احترام بگذارید.آن فردی که ما رو اذیت می کنه هیچ قدرتی نداره و احترام به خداوند از طریق نرنجیدن از دیگران روش تاثیر گزار و مناسبی برای همسو شدن با قدرت اراده خداوند است.

      ۲- نیازمند پیروزی و بر تری بر دیگران نباشید.

      همش همه می گن برنده و بازنده ولی من همیشه دنبال آرامش هستم حالا هر کی می خواد برنده شه بره .الان دیگه هر کی می گه  دو دو تا می شه ۵ تا من می گم اره شما درست می گی .من الان فقط خودم و با خودم مقایسه می کنم از قبل ببینم بهتر شدم یا نه.

      ۳- حق به جانب بودن رو ترک کنید.

      راستش از اولشم من اینطوری نبودم واسه همین خیلی زور بهم می گفتن و تلقین می کردن به من یه چیزهایی رو .والا من خیلی وقتها سکوت می کنم یه موقع ها هم با خودم می گفتم ول کن بزار بقیه فکر کنن من هیچی نمی فهمم یا بلد نیستم … این باعث آرامش می شه خصوصا توی خونه اصلا دوست ندارم بحث و جدال باشه خیلی حالم بد می شه هر کی عصبانی باشه من هیچی نمی گم و وارد بحث نمی شم . 

      یادمه سر عروسی ما ما که اصلا جرات حرف زدن نداشتیم بقیه تصمیم می گرفتن کی رو دعوت کنن این بقیه که می گم یه سری فامیلها بودن تازه نزدیک هم نه ولی رفت و آمد داشتیم باهاشون بیشتر که تعیین می کردن باید فلانی و دعوت کنین پاگشا می خوان بکنن فلانی لباس دوخته از این حرفهای بی خودی این به کنار تاریخ عروسیمون هم به دلخواه خودمون نبود چون فلانی اون موقع می خواست بچش به دنیا بیاد …. حالا هم ما باز هم یه عروسی داریم تو ایران ولی اصلا کسی به این فکر نمی کنه یه موقعی باشه که ما هم بتونیم سفر کنیم اینجا هم باز اینطوری البته ما خیلی نزدیک هستیم جزو فامیل نزدیک هستیم ولی نظرمون مهم نیست .

      حالا آدم نمی ره خوب چیزی و از دست نمی ده . دیگه باید عادت کنیم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۷ ۰۹:۵۶
      مدت عضویت: 2604 روز
      امتیاز کاربر: 8223 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 720 کلمه

      با سلام

      در ادامه نوشته های باورساز و خواندن آنها امروز با موضوع بسیار جالب خود بزرگ بینی آشنا شدم تعریفی که از خودبزرگ بینی سال ها با من همراهی می کرد این بود که به آدمی که خودشو برتر و بالاتر از دیگران ببینه، شیفته ی خودش باشه، مغرور و از خود راضی باشه خودبزرگ بین میگن و یک صفت ناپسند در ذهنم بود و برعکس به نظرم آدمای خاکی انسان های باارزشی بودند.

      الان که نوشته های باور ساز رو دارم میخونم هر نوشته ای چراغی را در ذهنم روشن می کند که دنیای تاریک درونم را آگاهی می بخشد و مسیر درست را بهم نشون میده.

      خود بزرگ بینی باعث ایجاد فاصله از اطرافیان ما میشه چون در ارتباط با دیگران هست که ما از حرف ها و رفتارهای اونا رنجیده میشیم و فکر می کنیم که هیچ درکی از ما ندارند.خود بزرگ بینی بین ما و دیگران شکاف و فاصله ایجاد می کنه گاهی حتی این فاصله ها به خاطرسطح طبقاتی فرد مثل پول و ثروت و یا سطح تحصیلات و… هست.گاهی حتی به خاطر ظاهر شخص و غیره هم ممکنه فرد دچار حالت خود بزرگ بینی بشه و خودشو از دیگران جدا کنه و فکر کنه در حد و اندازه اونا نیست و اون احساس لیاقت و ارزشمندی خودشو کم ببینه.

      انجام چه کارهایی می تونه به ما کمک کنه که کمتر در معرض خود بزرگ بینی قرار بگیریم؟

      باید سعی کنیم کمتر از دیگران برنجیم.

      من سال ها با کوچک ترین حرف دیگران دچار رنجش و ناراحتی می شدم و برای خودم یه صفت ساخته بودم و همیشه می گفتم من آدم زود رنجی هستم.و در طی این سال ها واقعا لحظاتی وجود داشت که به خاطر رنجیدن از دیگران شور و اشتیاق خودم برای رسیدن به خواسته هامو از دست می دادم و نسبت بهشون بی انگیزه می شدم.

      رنجش از دیگران باعث میشه که زیبایی های دنیای اطرافمونو به راحتی از دست بدیم ودر تمام مدت فقط به همون مسئله ای که باعث رنجش ما شده فکر کنیم. واقعا جهان اطرافم مرتب منو تو همون شرایط قرار می داد و مرتب از دیگران رنجیده خاطر می شدم و هیچ لذتی از زندگیم نمی بردم.

      در زندگیم خیلی اهل رقابت کردن و برتری بر دیگران نبودم شاید در دوران تحصیل با دیگران رقابت می کردم که به نظرم اون رقابت خوب بود چون باعث می شد انگیزه بهتری جهت کسب موفقیت باشه که البته همونم اگه حساب شده نباشه ممکنه فرد رو خیلی اذیت کنه ولی خدا رو شکر من در این زمینه هیچوقت اذیت نشدم.البته الان خوشحالم که یاد گرفتم باید در رقابت با خودم باشم برای درک بهتر و بیشتر وجود خودم، استعداد ها و توانایی های خودم. در واقع رقابت برای برنده شدن باید درون خودم باشه و سعی کنم از خودم در تمام زمینه ها سبقت بگیرم و بهتر بشم نه دیگران.

      در طول سال های زندگیم خیلی روزها برام پیش میومد که حق رو به خودم می دادم و سعی می کردم هر طور شده نظر و عقیده ای که خودم داشتم پیروز بشه یعنی فقط فکر می کردم حق با منه و کوتاه هم نمیومدم چون فکر می کردم اونجوری یعنی پذیرفتن شکست. در خیلی از زمینه هادر رابطه با همسرم، در رابطه با فرزندان و اطرافیانم حتی در محیط کار گاهی شرایطی پیش میومد که فکر می کردم فقط حق با منه و دیگران اشتباه می کنند و سعی می کردم کلی وقت و انرژی بزارم تا بهشون ثابت کنم که دیدی حق با من بود!

      از همین لحظه تصمیم گرفتم که این موارد را حتما در زندگیم به صورت عملی انجام بدم تا نتایج شگفت انگیز اونو تو زندگی تجربه کنم.

      تمام سعی و تلاشمو می کنم که بیهوده از رفتار دیگران رنجیده نشم چون دوست دارم در زندگی آرامش داشته باشم. دیگه اراده شخصی خودمو کنار میزارم و هیچوقت در پی اثبات حق به جانب بودن نمیرم ابن جمله را سرلوحه زندگیم قرار میدم که

      من می خواهم حق به جانب باقی بمانم یا شاد و خوشحال زندگی کنم؟

      می دونم که کار سختی هستش چون اراده شخصی حتما منو به انجام حق به جانب بودن دعوت می کنه تا مثلا کوتاه نیام و از حق خودم دفاع کنم.

       اما من دوست دارم در راستای اراده خداوند حرکت کنم  و حتما برای رسیدن به آرامش ذهنی خودم در این راستا حرکت می کنم وسعی و تلاش خودمو می کنم تا به آرامشی که دوست دارم دست پیدا کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۶ ۰۲:۴۷
      مدت عضویت: 2013 روز
      امتیاز کاربر: 468 سطح ۱: کاربر مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 419 کلمه

      سلام و درود فراوان بر استاد گرامی و همه همسران

      حود+بزرگ بینی=دور شدن از خدا

      چقدر زیبا بود اینقدر خود را بزرگ انگاشتن که جلوی دید را بگیرد و چیزی را نبینی اینقدر فاصله زیاد بشه که همه چیز محو بشه و فقط خودت بمونی و قضاوت های بی انتها نسبت به هرکس و هر چیز . خودمون رو از تمام اجزای آفرینش بزرگتر می بینیم از گلها از حیوانات از طبیعت از همه فاصله داریم انگار نه انگار که ما جزیی از این نظام زیبا، ارزشمند و بی نظیر هستیم.تبعید خود خواسته به گوشه عزلت و تنهایی درست مثل زندان انفرادی با حصارها و میله هایی که مثال زدید قضاوت دیگران، رنجش،حق به جانب بودن،نیاز به برتری و پیر وزی،و چه میله های سخت و فولادین که به دور خود کشیدیم و دیگر نه خود را شایسته احترام دیدیم نه اجازه دادیم اراده خدای مهربان بر زندگیمان تجلی کند. واقعا وقتی می شنویم علوم هر چند سال یک بار به روز شده و برخی از اطلاعات فاقد ارزش می شوند چطور هنوز به برداشت ها و اطلاعات قدیمی از دیگران بها می دهیم هنوز اسیر یک برخورد و یا تفسیر از یک برخورد دیگران، سالها ذهنمان را آلوده کرده و موضوع را مورد کنکاش قرار می دهیم و قدم به قدم دور می شویم از همه چیز از همه کس از همه لحظه های خوب زندگی .

      استاد عزیز باز هم سپاسگزارم با نگرش جدید به کلمات نگرش جدید از ارتباط و نگرش جدید به خودمان را به ما می آموزید. ما که خود را عالم دهر دانسته و احساس میکنیم هر چه می دانیم کاملا درست بوده و فقط ما حقیم و تمام اجزای خلقت ناحق، و این حود بزرگ بینی چقدر باعث تنبیه ما و تبعید ما به دامن انزوا و افسردگی شده خدا میداند و بس.  خدای مهربان چقدر با ایجاد احساس ناخوشایند، به ما هشدار داده و ما بی خبر از هشدار الهی باز بر طبل یکدنگی کوبیدیم. از این لحظه سعی خواهم کرد میله های حصار خودم را با قدرت ایمان به خدای مهربان کمرنگ و کمرنگ تر کنم با ور ود باورهای جدید تفسیر جدیدی از کاینات به ذهنم خواهم داد و برای آشتی با تمام اجزای آن بهانه پیدا خواهم کرد. من میدانم توانایی هایم زیاد است اگر توانسته ام سالها برای هر چیز تفسیر های عجیب پیدا کنم پس برای زیبا دیدن هم می توانم دلیل پیدا کنم و چه دلیلی محکمتر از این که در همه خلقت خداوند دنبال خدا بگردم و بدانم که خلقت خدا دارای ارزش است و قابل احترام.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Bahare
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۶ ۰۱:۱۷
      مدت عضویت: 2339 روز
      امتیاز کاربر: 1911 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      سلام استاد

      استاد چه کولاکی کردید با این نوشته ها منو یاد کارهای خودم انداختین که چقدر  مسیرم اشتباه بود و الان به لطف این آگاهیها خیلی کمتر شده  درگیریهام چون وقتی الان بحثی بشه از خودم میپرسم :

      میخوای شاد و اروم باشی یا تا چند روز درگیر؟

      میخوای خدا برات کف بزنه یا بگه خودت خواستی ؟.

      استاد من قبلا روزهایی میشد که چون دوست داشتم همیشه حرف من تایید بشه بحث میکردم و اگه اون روز بحثمون بجایی نرسه که من راست میگم صبر میکردم موقعیتی پیش بیاد و به طرف مقابل بفهمونم دیدی من راست میگفتم حالا به حرف من رسیدی؟و چقدر من تو اون چند روز که دنبال فرصت بودم ذهنم داغون بود وچه کارایی که به من نمیگفت انجام بده : 

      تو باید ثابت کنی که درسته حرفت بقول خودمون حالشو بگیرم و همیشه انقدر ذهنم خسته میشد احساس میکرد وزنه 100 کیلویی بلند کردم الن به لطف خدا وشما تا بحثی بشه به خودم میگم میخوام شاد باشم…

       و اون صحنه رو یا ترک میکنم یا خودمو مشغول کاری میکنم که حالمو خوب کنه که برای من بهترین روش دوش گرفتن با اب سرده و یاد گرفتم مثل گوزنهایی که تو جلسات قبل نوشتین بعد 7 دیقه اون موضوع رو کلا فراموش کنم و چقدر خدارو شکر ارامش خودم و همسرم و زندگیم بیشتر شده.

      امیدوارم خداوند کمکم کنه که بتونم همچنان این مسیر سرشار از حس خوب رو هر روز ادامه بدم…..بینهایت سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۶ ۰۰:۰۸
      مدت عضویت: 2594 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 267 کلمه

      واقعا کلامم یاری نمیکنه اشک در چشمانم حلقه زد چه قدر این مطالب از جنس روح بارها برای اثبات خودم  حق به جانب بودنم عذاب کشیدم و وقتی موضوعی رها میکردم پیروز میدان بودم

      استاد من فقط در دوره های لاغری شرکت کردم ولی مدتهاست که نمیزارم حرفهای دیگران ناراحتم کنه یادم یک حرفی من و همسرم ناراحت کرده بود و من اون صبح زیبای بارانی به خاطر احترام به خودم از دست ندادم پیاده رفتم تان تازه خریدم و کله پاچه و نکته جالب اینکه خیلی کم خوردم و بع جای لذت از غذا از صبح باران بوی نان تازه و برخوردم با موضوع پیش اومده لذت بردم و بدون کلامی همسرم به شروعی دوباره دعوت کردم همه چیز عالی رقم خورد و اونروز با خودم گفتم به خاطر دوره است

      امروز هم میگم به خاطر دوره است

      و فردا هم خواهم گفت به خاطر دوره است

      نمیدونم کدوم شب بود و دستان کدام فرشته نگهبان و چی شد که باور کردم که اینجا نقطه پرواز من میشه نقطه ی پریدنم

      من خود بزرگ بین بودم به اندازه تمام عمر از نگاه بقیه سرد و نجوش و مغرور کسی که خودش میگیره ولی در واقع ضعف من باعث شده بود انقدر بزرگش کنم که تافته جدا بافته شم چه طور من حلاجی کردید اگر پیش یک پیشگو میرفتم حتما پول خوبی بابت پیشگوییش میدادم لایه های درونی روح من تحلیل کردید استاد و مظلوم نمایی مهر اخر بود دقیقا خود من در ظاهر هیچ کس برای معاشره قبول نمیکردم ولی در واقع اعتماد به نفس پزیرفته شدن نداشتم پس در پوستین خود بزرگ بینی به تماشای دیگران از نگاه تحقیر میپرداختم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید