در قسمت قبل درباره تجربه احساس آرامش در زندگی بر مبنای زندگی ابدی توضیح داده شد. در این قسمت درباره ایجاد ارتباط احساسی بین خود و خداوند توضیح داده میشود.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.68 از 38 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام بر خداوند بخشنده ومهربان اوست که به من این مسیر رو هدیه داده هدیه زیبا ودوست داشتنی مثل خودش
چون داده خداوند زیباترین نوع احترام به من هست
سلام بر استاد وهم مسیران زندگی با ارده خدواند
برای درک درست این بخش اول به خودم باید بگم اززندگی چی میخوام
اون خواسته برای چی برای زندگی با ارده شخصی خودم هست که هی دوست دارمکه ادامه بدم
اگه این زندگی که فبلا میکردم با ارده خودم بوده جال دوست دارم با عشق جانم خداوند ومهربان باشه چطور شرایطش به وجود بیارم یا چطوری روی خودم کاره کنم که اون شرایط همسو رو به دست بیارم اینم یی هنر هست که من میخو ام بهش برسم
من باره حدود ۱۰سالی هست که دائم این انتظار از خودم داشتم که این ارتباط باخدواند داشته باشم فبلا تودید خودم این ارتباط با نمازخواند وسر بر سجده برمهر کربلا وبا گریه والتماس د به خداوند اون شرایط برام ایجاد میشه داشتم طی میکردماون زمان هم این کاررو از روی لذتی که بعدا زاین کاره داشتم واون حس رو به شدت دوست داشتم چون بعداز این حرکت یی شادی خوبی روبه خودممیدادم
ولی امروزه متوجه شدم من هی ازخداوند درخواست این ارتباط داشتم ولی اصلا هیچ کاری برای کم رنک کردن وجود یا ازبین بردن ارده شخصی وخودم به ابن صورت امروزانجام نمیدادم اون انتظار همسو شدن داشتم ولی ظرف وجودی خودم جای این امکان رو نداشت
مجزن ذهنم انباشته از افکار منفی بود اصلا جای برای این ارتباط داشت هی التماس میکردم برای چی انکار مهمون دعوت کنی در خونه اصلا باز نکنی اون منتطر خوش امدن گفت صاحب خونه هست ولی من اصلا تو خونه جسم وذهن جای خالی ندارمکه اون مهمان عزیز راه بدم همه جای جسم ذهنم مهمانهایی که هیچ حسی احترام وهیچ حس شادی دورن وهیچ حس دوست داشته شدن ازطرفشون به من نمی رسه پر کردن
وفتی بازم خداوند مهربان با این شرایط من به من کم ظریفت محبت کرد من به اینمسیر هدایت کر ه بعدازاون به این بخش دعوتمکرد که رسم مهمانی نوازیی روز اول ریاد بگیر چطور ازمهمانت پذیرایی کنی ا ون احترام که مهمان به توگذاشته هدیه به دست پشت در نگه داشتی رو درک کن اون زمان انتظار داشته باش
اول اون موانع این ارتباط رو بهش بها نده که بشه
اردی شخص رود کنار بزار با مهمان اول هم راه بشی تاره متو جه بشی که اون صاحبخانه هست نه مهمان بعد باهش همسو بشی اون که همه جای جهان حضورش هست تو احساس کمترین داری اون هست تو درک نداری که احساسش کنی خوب حال که به این مراحل رسیدی آیا اون محبت روبه شکل درست داری یا اون محبت هم شرطی داری بسته به شرایط اینمحبت ابزارمیکنی یا همیشه هست کمیا زیاد نمیشه وفتی حالتر روحی اعصابت به هم ریخته اون زمان چطور با این صاحب خونه برخورد میکنی هنوز اون احترام روبه شکل خوب درست با محبت داری یا سرسری ازروی اجبار هست چطور تشکر میکنی ازروی کمال محبت یا ازنوک زبان تواگه متو جه نمیشه صاحب خونه خداوند جهان کستر هست که به کل کهکشان احاطه داره اونکه ازهرچیزاین آفرینش اطلاع کامل داره با این خداوند رو دراست هستی تشکر رو برای چی انجام میدی که خودت راضی کنی یا ازاون خداوند تشکر رو بخاطر همه وجودت که به توبخشیده سالم بوده بی کمکاست توخودت اون دچارمشکل کردی این زمان بجای غزه خواهی وتصمیم اون سلامتی که بهت داده بود تو مشکل دارش کردی هرانجه به تو بخشیده در کمال صحت سلامت این اشتباهات تو بوده واین مشکلات تو برای این هدیه به وجود اوردی اون تشکر برای کدام کاری توست فقط برای قدردانی ازچی هست که اون خداوند رو بازم با کل اشتباهت خودت دوست داری محبتشون شکل خوب متو جه شده بودی تواین مرحله بیشتردر و فهمت شد که چقدر مهربان چقدر با گذشت چقدرتورددوست داره که بازم بهت کمک وهدایت کرده بازم حمایت کرده که اشتباهات رو فبول کنی اون زمان بزاره که به درگاهش برسی شاید تورو فبول کرده که باهت کاره داره یاد این شعر زیبا افتادم
اگه با من بنودش هیچ میلی چرا ظرف من بشکسته لیلی
این مشکل پا اون ظرف شکسته لیلی هست برای برقراری اون حس که من بهش توجه بیشتری کنم خداوند اگه این مشکل پام اون طرف شکسته من هست که باهش با تویی مهربان ارتباط برقرار کنماون به همین شکل نگه داره مباد که مشکلم حل بشه تویی مهربون رو ازدست بدمخد اون روز نیاره
من حاضرم شرایط سختی تزاین رو هم تحمل کنم راضی نشو که با تو نباشم توان من پس بزنی سلامتی پام به من بدی بگی برو دیگه اینجا نباش پا سالم بدون تو رودنمیخوام هرطوری که من درکنارش باشم همن طوری فبول کن
اگه سالم شدم بودماون سالم با شفا بده اگه قراربرم من این سلامتی رو اصلا نمیخوام
من این حال عالی رو اصلا نمیخوام ازدست بدم چنان مهو وجود ت شدمکه با شادی دورنماون حس میکنم
منتوهرمرحل یی مانع نرسیدن دارمتولاغری ی اول ارث بود وترس ار عمل معده به شکرخدار تواون مسیر این موانع رو خوب کم رنکش کردم به نتیجه رسیدم اگرچه هنوز به اون هدف اصلی نرسیدم فاصله هست با خواسته که لاغریی کامل هست همبن که سبک شدم هستم ادامه میدم به امید خداوند بهش میرسم
باید تواین بخش همکلی مانع نرسیدن رو تو نوشته باور سازی بخوان بینمتوکودمش من هم هستماون برطرف کنم به شکل خوب روش کاره کنم اون موانع رو درست کنمهرانجه که باعث برقرای این ارتباطات رو بعداز شناسایی روی خورمکاره کنمکه برطرف بشه انشالله که بتوانم اون همسو شدن رو تواین بخش به شکل خوب درست انجام بدم من زمان میزارم حالا حالاها کاره دارم عجله تواین بخش هم کنار میزارم فقط سعی میکنم باشم کنارنکشم لیزنخورم حواسم به همهجانبه وجودی خودم باشه بعد ازاین خداوند اگه لایق بدنه من کنار خودش راه میده من عاشق این درکناربودن هستم
خدا پشت و پنا هتو ن یا حق حق نگه دار تون