0

زندگی با اراده خداوند (قسمت بیست و ششم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره موضوع مهم و تاثیرگذار تاثیر همسو شدن با قدرت اراده خداوند در زندگی دنیا و آخرت توضیح داده شد. در این قسمت درباره تجربه احساس آرامش در زندگی بر مبنای زندگی ابدی توضیح داده می شود.

از مرگ نترسید چون واقعیت ندارد

ابدیت هم اکنون وجود دارد و شما در حال زندگی در ابدیت هستید حتی اگر خودتان ندانید.

شما هم اکنون در این دنیا مخلوقی نامحدود هستید. وقتی از مرگ بعنوان نقطه پایان نترسید شما به ابدیت می پیوندید و آرامش واقعی را در وجود خود احساس می کنید.

ما در دنیایی زندگی می کنیم که “زمان و مکان” دو موضوع مهم و تاثیر گذار در زندگی ما هستند.

تاثیر مکان در زندگی دنیایی

موضوع مکان باعث می شود ما فاصله و جدایی بین خود با دیگران و هر موضوعی را تجربه کنیم.

ویژگی “مکان” باعث شکل گیری حد و مرزها در زندگی ما شده است و سبب شده تصور کنیم این مکان متعلق به من است و آن مکان به شما تعلق دارد.

حد و مرزها در همه جنبه های زندگی ما تاثیرگذار هستند تا جایی که باعث می شوند حتی همسرتان در دنیایی جدا از دنیای شما زندگی کند.

مهم نیست که از نظر مکانی شما با همسر، فرزند یا هر فرد دیگری در یک خانه زندگی می کنید و چقدر به همدیگر نزدیک هستید، مهم این است که در ذهن شما حد و مرزها تعریف شده و از همدیگر جدا هستند.

بر اساس ویژگی “مکان” ما خود را جدا از دیگران می دانیم و برای همسو شدن با قدرت اراده خداوند و تجربه آرامش زندگی ابدی باید سعی کنیم حد و مرزها را در ذهن خود نادیده بگیریم.

به این ترتیب شما به هر موضوعی احساس نزدیکی می کنید.

شاید آرزوی شما داشتن خانه ای در فلان منطقه یا مهاجرت به فلان کشور باشد اما توجه به ویژگی مکان باعث شکل گیری حد و مرزها در ذهن شما شده است و شانسی برای خود جهت تحقق و تجربه آرزویتان قائل نیستید.

در زندگی ابدی حد و مرزی وجود ندارد و شما آزادانه می توانید هر خواسته ای را در ذهن خود تصور و پرورش دهید. به اندازه ای که شما در تصور خواسته تان بدون حد و مرز عمل کنید، سیستم هوشمند اراده خداوند نیز بدون در نظر گرفتن حد و مرزهای دنیای مادی شرایط تجلی خواسته تان را در زندگی شما فراهم می آورد.

تاثیر زمان در زندگی دنیایی

زمان نیز دلیلی برای جدایی محسوب می شود. زمان باعث شکل گیری گذشته و آینده در ذهن ما می شود.

ما به واسطه توجه به زمان، خود را از آنچه در گذشته به وقوع پیوسته است جدا می دانیم و از آنجایی که آینده نیز از دسترس و درک ما خارج است احساس غم و ترس در ما شکل می گیرد.

از آنچه در گذشته رقم خورده است و مورد رضایت ما نیست احساس غم و اندوه در ما ایجاد می کند و از آنچه در آینده رقم خواهد خورد و برای ما واضح نیست احساس ترس در ما شکل می گیرد.

بنابراین توجه به موضوع زمان باعث ایجاد غم و حسرت نسبت به گذشته و ترس از آینده در ذهن ما می شود.

در زمانی که مرگ فرا می رسد با خارج شدن روح از بدن در واقع ما از بند زمان و مکان رها می شویم. به اصطلاح روح ما از بند رها می شود.

رهایی از بند دنیای فانی می تواند در زمانی که زنده هستیم برای ما رخ دهد اگر بتوانیم ذهن خود را از بند زمان و مکان رها کنیم.

شما چه بخواهید چه نخواهید بعد از مرگ تان از شر زمان و مکان خلاص شده و روح شما با پیوستن به قدرت اراده خداوند بالاترین سطح آرامش را تجربه خواهد کرد. اما این تنها گزینه پیش روی شما نیست.

گزینه دیگر این است که هم اکنون که روح شما در جسم مادی حضور دارد می توانید به صورت آگاهانه با رها شدن از بند زمان و مکان این سطح از احساس آرامش بخش را تجربه کنید.

اگر تصمیم بگیرید در حالی که هنوز زنده هستید و نفس می کشید با روح جهان هستی یا قدرت اراده خداوند همسو شوید مانند این است که شما یاد گرفته اید در حالی که زنده هستید بمیرید

در این حالت نه تنها ترس از مرگ در شما از بین می رود بلکه احساس آرامش عمیق درونی را تجربه خواهید کرد.

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید

در این عشق چو مردید همه روح پذیرید

بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید

کز این خاک برآیید سماوات بگیرید

بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید

که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید

غزل شمارهٔ ۶۳۷ دیوان شمس مولانا

ماهیت واقعی خود را درک کنید، با موضوع مرگ روبرو شوید و همه غل و زنجیرهای مربوط به اسارت ترس از مرگ را در هم شکنید. شما هرگز نمی میرید، این نکته را همیشه به خاطر داشته باشید.

به این شکل شما بسیاری از موانع ذهنی اراده شخصی خود را از بین می برید و با قدرت اراده خداوند همسو می شوید. قدرت اراده خداوند به جریان در می آید تا با شما همکاری کند.

مهمتر از آن، آرامشی است که از این پس در زندگی تجربه خواهید کرد. با این نگرش نه تنها نگران مرگ خود نخواهید بود بلکه مرگ دیگران شما را شوکه نخواهد کرد.

به عقیده من رهایی از مرگ خط آخر دفتر ترس و نگرانی های ذهن بشر است. برای رسیدن به هر آرزویی بهتر است از پاک کردن خط آخر شروع کنید.

اگر توجه کنید همه انسانها می دانند که روزی از دنیا خواهند رفت اما در زندگی روزمره به گونه ای رفتار می کنند که گویی هرگز نمی میرند. اگر آخرین خط فهرست ترس های خود را پاک کنید شما به انسان دیگری تبدیل می شوید.

شما مرگ را می پذیرید و رفتار و عملکرد روزانه شما به صورت ناخودآگاه تحت تاثیر رهایی از ترس از مرگ خواهد بود.

آرامشی که در وجود شما ایجاد می شود باعث تغییر واکنش های شما نسبت به دیگران و مسائل مختلف زندگی خواهد شد.

با پذیرش مرگ گامی مهم و تاثیرگذار در کمرنگ شدن قدرت اراده شخصی بر می دارید.

فردی که می داند روزی می میرد تحت تاثیر قدرت اراده شخصی برای غلبه بر دیگران قرار نمی گیرد. سعی نمی کند دیگران را محکوم کند، دیگران را قضاوت نمی کند، در برخوردهایش با دیگران به شکل متفاوتی رفتار می کند و به طور کلی شخصیت آن فرد دگرگون خواهد شد.

از این لحظه شما می دانید که دارای جسمی هستید که قرار است بمیرد. همچنین می دانید شما به آنچه هستید و کسب کرده اید محدود نمیشوید بلکه ماهیت شما نامحدود است.

زن یا مرد بودن برای شما محدودیتی در رسیدن به هر آرزویی ایجاد نمی کند چون ماهیت وجود شما بی نهایت و نامحدود است.

سن، تحصیلات، محل زندگی، شرایط فعلی و هیچ موضوع دیگری مانعی برای تجربه آرزوهایتان نیست.

در این شرایط شما احساس همسو شدن با قدرت اراده خداوند را درک و تجربه خواهید کرد.

معجزه های الهی در مسیر زندگی شما رخ خواهد داد و نتایج زندگی شما دگرگون خواهد شد.

این فقط یک وعده یا نوشته امیدبخش نیست بلکه واقعیتی است که من بارها در زندگی ام آن را تجربه کرده ام و یقین دارم هر فردی که تصمیم بگیرد خود را از بند قدرت اراده شخصی رها کرده و با قدرت اراده خداوند همسو باشد هرآنچه اکنون در رویای او نمی گنجد را در زندگی به صورت واقعی تجربه خواهد کرد.

به اندازه ای که سعی کنید با قدرت اراده خداوند همسو شوید، درک شما از زندگی تغییر خواهد کرد. گفتار و رفتار شما تغییر خواهد کرد و واکنش های شما به افراد و موضوعات زندگی تغییر می کند.

هدایت شما به سمت “نوشته های باورساز” فقط یک تصمیم از طرف شما برای برطرف کردن حس کنجکاوی نبوده است بلکه فراخوانی از سوی خداوند است که باید آن را قبول کنید.

داشتن نگرش زندگی فانی سبب می شود که اراده شخصی در افراد قدرت گرفته و زندگی را آشفته، بی هدف و معنا ببینند در حالی که پذیرفتن زندگی ابدی سبب می شود سرنوشت و آرزویی را که انتظار دارید عمیقا احساس کنید و آن را در زندگی مادی به واقعیت تبدیل کنید.

وقتی به گذشته زندگی ام فکر می کنم به وضوح می بینم که قدرت اراده خداوند در زندگی من نقش داشته است.

از دوران نوجوانی به آموزش دادن علاقمند بودم، آنچه با سعی و تلاش از کار کردن با کامپیوتر یاد گرفته بودم را با اشتیاق به دیگران آموزش می دادم و از این کار لذت می بردم.

در آن زمان هرگز تصور نمی کردم قدرت اراده خداوند از آن طریق در حال شعله ور کردن اشتیاق به آموزشی در من است تا 25 سال بعد به طور جدی مرا وارد مسیری کند که رسالتم در آموزش لاغری با ذهن و رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن را تجربه کنم.

آنچه در زندگی تجربه کرده اید بی ارتباط با آنچه رویای آن را داشته اید نیست. شاید نتوانید ارتباط مسیر زندگی خود را با رسیدن به آرزوهای خود کشف کنید اما مطمئن باشید قدرت اراده خداوند هرگز متوقف نبوده است و همواره در جهت هدایت شما به مسیر تجلی رویاهایتان تلاش کرده است.

برای قرار گرفتن در مسیر تجلی خواسته ها و تجربه رسالت خود در زندگی باید خط آخر فهرست ترس های خود را پاک کنید.

با پذیرش مرگ بعنوان لحظه مقدس ملحق شدن به ابدیت ترس های خود از مرگ و زندگی پس از آن را از ذهن خود پاک کنید.

خود را مخلوقی ابدی و فناناپذیر بدانید که برای حرکت در جهت رشد و گسترش زندگی برای مدتی از طریق وارد شدن به مکان جسمی قدم به دنیای مادی گذاشته اید.

شما یک انسان در جستجوی معنویت نیستید بلکه خود خدایید که برای تجربه خلق و گسترش ویژگی های اراده خداوند قدم به دنیای مادی گذاشته اید.

شما برای بودن در دنیا و برای زندگی کردن قضاوت و محکوم نمی شوید، مورد غضب و خشم قرار نمی گیرید، رها و ترد نمی شوید.

درک این مفاهیم سبب می شود زندگی را در جهت همسو شدن با قدرت اراده خداوند و همبازی شدن با او برای رشد و گسترش زندگی ادامه دهید.

در این حالت شما همواره امیدوار خواهید بود که کارها به ثمر خواهد رسید، ایده های شما نتیجه خواهد داد و رویاهای شما به واقعیت تبدیل خواهد شد.

تصور کنید زندگی در این شرایط احساسی چقدر لذت بخش خواهد بود.

منتظرید تا بخت و اقبال شما تغییر کند و امیدوار هستید دیگران مطابق میل شما رفتار کنند.

انتخاب زندگی ابدی سبب می شود تا درک شما از مفهوم سرنوشت تغییر کند و بجای اینکه منتظر تجربه سرنوشتی باشید که از قبل خداوند برای شما در نظر گرفته است خودتان با قدرت ایمان و توکل به خداوند در جهت خلق و تجربه سرنوشتی که دوست دارید حرکت می کنید.

در این شرایظ شما ایمان دارید از قدرت لایتناهی اراده خداوند به وجود آمده اید تا سرنوشتی را که دوست دارید تجربه کنید را دنبال کرد و آن را به واقعیت تبدیل کنید.

همسو شدن با قدرت اراده خداوند به شما کمک می کند تا در این مسیر مقدس باقی بمانید. در این صورت اهداف شما هرگز منجر به شکست نخواهد شد چون در زندگی ابدی شکست، معنی و مفهوم ندارد.

نوشته زیر در جهت درک بهتر موضوع زندگی ابدی جالب توجه است:

شما با استعدادهای نهفته متولد شدید.

شما با توکل و خوبی های فراوان متولد شدید.

شما با آرمان ها و آرزوهای بسیار متولد شدید.

شما با عظمت و شکوه متولد شدید.

شما با پر پرواز متولد شدید

هدف از آفرینش شما خزیدن نیست، پس روی زمین نخزید.

شما پر پرواز دارید.

استفاده کردن از آن را یاد بگیرید و بپرید.

مولوی (شاعر قرن هفتم)

اگر مولوی شعرش را از جنبه زندگی فانی می ساخت شاید چنین شعری می سرود:

شما رویدادی تصادفی از طبیعت هستید.

شما پیرو قانون های شانس و اقبال هستید.

به آسانی به این سو و آن سو کشیده می شوید.

رویاهایتان پوچ و بی معنی است.

باید یک زندگی عادی داشته باشید.

پر پرواز ندارید. پس پرواز را فراموش کنید و روی زمین بمانید.

شما هم می توانید شعر زندگی خود را به گونه ای که تمایل دارید تجربه کنید بسرائید. تصمیم با شماست که با عقیده این دنیا فانی است به زندگی خود ادامه دهید یا نگرش دنیای ابدی را در خود ایجاد کنید. نتیجه دو طریق نگرش به زندگی از زمین تا آسمان است.

ایجاد احساس ممکن بودن

خداوند بر مبنای قانون همیشگی “ممکن بودن” عمل می کند. این قانون می گوید: به هر چه فکر کنید می توانید آن را به وجود آورید.

همه اختراعات بشری مانند هواپیما، برق، تلفن، تلویزیون و … بر مبنای این قانون الهی به وجود آمدند.

نکته جالب توجه این است که روزی که هر کدام از این وسایل اختراع شدند موجب حیرت و شگفتی انسان ها بودند اما امروزه یک وسیله کاملا عادی و پذیرفته هستند.

این بدان معنی است که هر آرزویی که در ذهن شما دست نیافتنی و غیرممکن باشد با استفاده از قانون الهی “ممکن بودن” می تواند به واقعیت تبدیل شده و به یک امر کاملا بدیهی در ذهن شما تبدیل شود.

لاغری رویایی بود که 35 سال آرزوی تجربه آن را داشتم و تصور می کردم هرگز نمی توانم لاغر شوم. زمانی که از قانون الهی “ممکن بودن” استفاده کردم، احساس توانایی و ممکن بودن لاغر شدن در من شکل گرفت و پس از مدتی وضعیت جسمانی من تغییر کرد و امروز وضعیت فعلی که روزگاری رویای من بود به واقعیت زندگی من تبدیل شده است.

این قانون درباره “آیدا” هم صدق می کند. او تا همین چند ماه قبل در دنیای واقعی وجود نداشت و تمام شواهد و معاینات پزشکی بر امکان نداشتن تحقق این رویا تاکید داشتند. اما من بار دیگر از قانون “ممکن بودن” استفاده کردم و تصویر بودن آیدا در زندگی ام را بارها در ذهنم تصور کردم و پس از مدتی او از دنیای رویا قدم به دنیای واقعیت گذاشت.

این روزها که به تازگی راه رفتن را تمرین می کند به همان شکلی که قبلا در ذهنم او را می دیدم که با پای خودش به سمت من می آید، بارها این صحنه را در دنیای واقعی تجربه می کنم.

همه آنچه امروز در دنیای واقعی مشاهده می کنید در نتیجه عقیده خلاق انسان هایی به وجود آمدند که که به تمسخر دیگران توجه نکردند. آنها با استفاده از قانون “ممکن بودن” رویای خود را دنبال کردند و آن را به واقعیت تبدیل کردند.

خداوند، استاد به واقعیت تبدیل کردن رویاهاست اگر فرد رویاپرداز به جای متمرکز شدن بر “غیرممکن بودن ها” بر “ممکن بودن ها” متمرکز باقی بماند.

برخوردار شدن از قدرت اراده خداوند مستلزم تمرکز بر ممکن بودن به واقعیت تبدیل شدن رویاهاست.

خلاقیت و خلق کردن از ویژگی های قدرت اراده خداوند است، بنابراین برای همسو شدن با این نیرو باید باور داشته باشید احتمال رخ دادن آرزویتان وجود دارد.

بسیاری از انسان ها در این مرحله با فکر کردن به چگونگی رخ دادن رویایشان دچار سردرگمی می شوند و بجای متمرکز ماندن بر ممکن بودن بر غیرممکن بودن رخ دادن رویای خود تمرکز می کنند و به همین دلیل ساده هرگز رویای آنها به واقعیت تبدیل نمی شود.

خداوند هیچ اصراری ندارد که رویای شما را به واقعیت تبدیل کند. شما در انتخاب رسیدن یا نرسیدن به آرزویتان آزاد هستید.

اگر بر امکان رخ دادن رویای خود با توکل به قدرت بی نهایت اراده خداوند متمرکز باشید، رویای شما به طریقی که به احتمال زیاد برای شما غیرقابل تصور است به واقعیت تبدیل می شود.

اما اگر بر دلایل رخ ندادن رویای خود متمرکز شوید، خداوند شما را شگفت زده نمی کند و اجازه می دهد به عقیده خود زندگی کنید و برای به واقعیگت تبدیل نشدن رویاهایتان دلایل منطقی خودتان را داشته باشید.

“این عبارت را بارها بخوانید”

احتمالات نامحدود در دسترس همه انسان ها قرار دارند اما عده کمی از آنها استفاده می کنند و این در حالی است که بسیاری دیگر از انسانها بر دلایل منطقی نامحدودی که در ذهن آنها ایجاد شده است تاکید دارند.

خداوند در قرآن می فرماید: مومن کسی است که به آنچه نمی بیند ایمان دارد.

این آیه فقط اشاره به پذیرش یا ایمان به الله نیست بلکه پذیرش هر احتمال لازم برای به واقعیت تبدیل شدن رویا که از قدرت تصور و درک ما خارج است به منزله ایمان به قدرت بی نهایت اراده خداوند است.

اگر رویایی در سر دارید و برای تحقق آن به شرایط خود که آن را می بینید و یا به گفتگوی ذهنی که توسط اراده شخصی به شما گفته می شود و دلایل منطقی برای به واقعیت تبدیل نشدن رویای تان را به شما گوشزد می کند بسنده کنید، نسبت به قدرت اراده خداوند بی ایمان هستید.

ایمان داشتن به تکرار عبارت ها و حرکات نمادین از قبل تعیین شده نیست بلکه به پذیرفتن و باور کردن قدرتمند بودن اراده خداوند برای تحقق آرزوها و رشد و گسترش زندگی از طریق تجلی یافتن در زندگی تان است.

در قسمت بعدی درباره درک و پذیرش احترام خداوند توضیح داده می شود.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.53 from 19 votes

https://tanasobefekri.net/?p=30620
برچسب ها:
14 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریبا فروغی
      1402/09/18 18:30
      مدت عضویت: 530 روز
      امتیاز کاربر: 14590 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 426 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز 

      من هم مثل هر انسانی دیگه از نبودن و مرگ عزیزان میترسم و این برای همه ی ما هست و وجود دارد ،

      اما به واقعیت مرگ و دنیای پس از مرگ که توجه میکنم میبینم این جسم هست که در دنیای مادی درگیر یک سری مسائل و مشکلات مانند خواب غذا سرما گرما تنهایی شادی و غم است و روح انسان در اون دنیا فقط همه چیز رو بر اساس احساسش و درکش زندگی میکند ،

      دیگه ترس و خشم و نگرانی وجود نداره و دیگه هیچ کس از تو نمیپرسه چرا نمازت رو نمیخونی یا چرا میخونی….

      چرا قضاوت میکنیم همو این یک باور غلظ شده در بین همه که اون چیزی که فقط بر اساس تربیت ها و شنیده هایمان باور کرده ایم اگر دیگری انجام نده اون کافره،

      مثلا یک عمر شنیدم باید سر وقت نماز خواند ،اما هرگز نگفته اند به ما که هر کس عقیده و باور های خودش رو داره و به انسان ها احترام بزارید و خوب حرف بزنیم باهم نه برای این که طرف نماز حالا نخونه وای خدا تورو عذاب میده و همش توی کارت دخالت میکنند و ترس دارند ،

      پس این چه ایمانی شد اگر از روی ترس انجام بدی یک کاری رو که نمیدونی اصلش چیه هدف چیه از کجا اصلا باید فهمید،

      من دقیقا ۴۰۲ روز شده توی این سایت به صورت مستمر هستم و میشنوم میخونم مینویسم و از زمانی که یادم میاد خوشحالم و ارامش دارم،

      در این لحظه و این ساعت من خدای درونم رو با همه ی وجودم حس میکنم و دوستش دارم ،

      خدای درونم رو حتی لحظه ای من درباره ی مهربانی یا بخشندگی و زیبایی و قدرت اراده ی اون دچار شک و تردید نمیشم ،

      اون برام ثابت شده هست و خودم باورش کردم از روی دیدن نتیجه های در زندگیم ،

      پس من همسو هستم با خدای درونم و همیشه در حال شکر گذار بودن با حس خوب هستم و ایمان و توکل من الان واقعی است نه زمانی که از روی احبار و بدون اگاهی فقط یک سری حروف و حرکات رو تکرار میکردم و حس خوبی هم نداشتم و همش حال دلم ابری بود ،

      الان شادم و خالق ذهنم به من قدرت خلق و انتخاب زندگی زیبا داده پس میخوام خوب ببینم زیبا و مهربانی و گسترش نعمت های خوب و خواسته هام رو در زندگی به باور ممکن بودن و قدرت خدای مهربان به واقعیت تبدیل کنم ،

      و همیشه در هر شرایطی با افکار خوب و احساس خوب در همین مسیر با قدرت اراده ی خداوند همسو باشم و هر روز بهترین ها رو بخوام ،

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/09/06 09:24
      مدت عضویت: 363 روز
      امتیاز کاربر: 21070 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 737 کلمه

      سلام استاد 

      خداراشاکرم که درتاریخ 1402/08/06 توانستم این فایل را بخوانم 

      از مرگ نترسید چون واقعیت ندارد

      درمورد مرگ چقدر جامعه – روحانیت – پدرو مادر- اطرافیان مارا ازمرگ می ترساندند که در طول عمرت نباید گناه کنی – نباید اشتباه کنی اگر این کاررا کردی سریع توبه کن وگرنه درموقع جان کندن خیلی درد و ناراحتی برای تو دارد و آن دنیا هم خداوند تورا عذاب میکند مثال  عذابهای جهنم که درآتش تورا میاندازند – مایع داغ درحلقت میریزند – اگر موی توبیرون باشد با آن تورا آویزان میکنند و…. و خیلی کم و بندرت از خوبیهای بهشت گفته میشود باعث میشود خیلی ها از مرگ بترسیم و بارها ازخود سوال می کردم چرا خداوند من را آفریده که دراین دنیا گناه کنم و بعد من را اذیت کند بارها ازخودم میپرسیدم که خداوند ازاین کار چه هدفی دارد و آیا ما را پوچ و بی هدف آفریده ؟ و بارها خوانده بودم که خداوند درقرآن فرمودند آیا فکر میکنید من شمارا پوچ و بی هدف آفریده ام ؟ و درجواب میگفتند خیر  خداوند قادر و توانا به هرکاری است و دارای علم و دانایی زیاد هستند و بارها این سوال را میکردم که نه من برای هدفی آفریده شدم خودم خبر ندارم و خداوند مهربان و رحیم است و خودم را دلداری میدادم و از خداوند سپاسگزارم که من را به این سایت هدایت نمودند تا به جواب خیلی از پرسشهایم برسم و با خواندن این مطالب دیگر مثل قبل ازمرگ ترسی ندارم .

       ابدیت هم اکنون وجود دارد و شما در حال زندگی در ابدیت هستید حتی اگر خودتان ندانید.

      دوچیز بسیار مهم دراین دنیا زمان و مکان است 

      تاثیر مکان :که ما هیچ گونه اختیاری برای از بین بردن اینها را نداریم و خیلی از مواقع آرزو میکنیم که ایکاش من الان دراین زمان درفلان مکانی بودم و یا کاش من در 200سال آینده به دنیا آمده بودم تا خیلی تکلونوژی پیشرفت کرده بود و حتی میتوانستم به کره ما بروم و یا خداراشکر میکردم که سالیان قبل به دنیا نیامدم تا مثل گذشتگان اینقدر سختی بکشم و الان دررفاه و آسایش هستم 

      بر اساس ویژگی “مکان” ما خود را جدا از دیگران می دانیم و برای همسو شدن با قدرت اراده خداوند و تجربه آرامش زندگی ابدی باید سعی کنیم حد و مرزها را در ذهن خود نادیده بگیریم.به ما یاد دادند وقتی روح از بدن انسان خارج شود دیگر نیازی به مکان ندارد و آزادانه میتواند به هرکجا که خواست برود و این اتفاق فقط درزندگی ابدی شما تفاق خواهد افتاد نه درزندگی دنیوی چون روح اسیر جسم بدنی خودش است و به راحتی نمیتواند به هرکجا که اراده کند برود ولی الان دانستیم که دراین دنیا هم میتوانیم با افکارمان سرنوشت خود را بسازیم و دریک موقعیت خوب درآنجا حاضر شویم 

      تاثیر زمان :

      در زمانی که مرگ فرا می رسد با خارج شدن روح از بدن در واقع ما از بند زمان و مکان رها می شویم. به اصطلاح روح ما از بند رها می شودبه اندازه ای که شما در تصور خواسته تان بدون حد و مرز عمل کنید، سیستم هوشمند اراده خداوند نیز بدون در نظر گرفتن حد و مرزهای دنیای مادی شرایط تجلی خواسته تان را در زندگی شما فراهم می آورد.

      اگر ما تصمیم بگیریم درزمان حال از قید مکان و زمان خلاص شویم مثل این است که الان درحالی که زنده ایم مردیم و از همه ی قیدها خلاص شدیم و مرگ اخرین کلمه دردفتر زندگی ما است اگر ما از اخر شروع کنیم و از مرگ نترسیم زندگی خود را دگرگون کردیم و گفتار و رفتار و واکنش های ما به زندگی تغییر خواهد کردفکر کنید زندگی در این شرایط  چقدر لذت بخش خواهد بود.منتظرید تا بخت و اقبال شما تغییر کند و امیدوار هستید دیگران مطابق میل شما رفتار کنند.

      خداوند بر مبنای قانون همیشگی “ممکن بودن” عمل می کند. این قانون می گوید: به هر چه فکر کنید می توانید آن را به وجود آورید.

      خداوند هیچ اصراری ندارد که رویای شما را به واقعیت تبدیل کند. شما در انتخاب رسیدن یا نرسیدن به آرزویتان آزاد هستید.

      خیلی از انسانها در بودن و ممکن بودن آرزوها و چگونگی برآورده شدن آنها فکر میکنند و خداوند هم اصراری بربرآورده شدن و نشدن آرزوهای شما را ندارد بنابراین آرزوهای شما با توجه به افکار خودمان برآورده نمیشود 

      مثل لاغری اگر ما به چگونگی لاغری و تغییر دربدن خودمان فکر کنیم و برای ذهن خودمان دلایل بتراشیم مانعی ایجاد میکنیم و لاغر نمیشویم 

      و چقدر زیبا خداوند فرمود : مومن کسی است که به آنچه نمی بیند ایمان دارد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 16185 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 631 کلمه

      با سلام و درود  فراوان 

      نمیدانم چطور و به چه شکل از خدایم از استادم تشکر کنم. 

      چقدر به این نوشته و این آگاهی نیاز داشتم چقدر آرامش به من داد

      چقدر آهنگ و موسیقی که پخش شد آرام بخش و انگیزشی بود خدایا شکرت

        درست هنگامی که بسیار نیاز داشتنم و در حل و فصل موضوعی سردرگم بودم  به این نوشته هدایت شدم و بسیار آرام شدم ذهنم آرام شد جواب سوالم را درون این متن پیدا کردم .

      موضوع زمان و مکان ،  موضوع ممکن بودن و یا ممکن نبودن 

      موضوع  ترس از مرگ در من به گونه ای بود که گاهی اوقات  با خودم میگفتم کی بمیرم تا تین ترس لعنتی تمام شود بعد گفتم وقتی مردم ترس هم تمام میسود پس من هیچ وقت از این ترس رها نخواهم شد و تا زنده هستم همره من خواهد بود این ترس به گونه ای بود که یا به مرگ فکر نمیکردم یا اگر فکر میکردم آرزو میکردم زود بیاد تا رها شوم 

      این جمله که شما خود خدایید تا با تجربه خاق کردن و گستر ش ویژگیهای قدرت اراده خداوند پا به دنیای مادی گذاشته اید واقعا شگفت انگیز بود و قابل تامل تک تک جملات این نوشته از نظر من معجزه بود بارها باید تکرار شود تا ملکه ذهن بشه و به آرامش رسید 

      زبان قاصر است از شگفتی این نوشته الهی من را با دنیای جدیدی آشنا کرد من را به خدایم نزدیک کرد 

      باعث شد نسبت به رفتار و کردار و رفتارم به فکر فرو روم و قدرت اراده خداوند را مد نظدم قرار دهم و از شر قدرت اراده شخصی رها شوم .

      کقتی دقت میکنم تمام تمرکزم بر قدرت اراده شخصی است همین امروز تا ساعت ۶ عصر  محل کار بودم. بچه هام ساعت ۷ عصر کلاس داشتن باید اون ها رو میبرم کلاس  .  از ساعت ۳بعدازظهر احساس خستگی و سردرد داشتم وقتی به منزل رسیدم چنان عصبی و بیحوصله بودم که رو بچه هام داد میزدم که زود آماده بشن  خلاصه با بیحوصلگی و بدخلقی راه افتادم و وقتی بچه ها رفتن کلاس. از خدا خواستم اروم بشم و من رو به فایلی هدایت کنه که به من آرامش بده و با خلق خوبی به خانه برگردیم  چون از اخلاق خودم با بچه ها  اصلا راضی نبودم . و به خودم گفتم چقدر سر کار خوش اخلاق بودم حالا برا بچه های خودم چرا ؟ !

       گوشی رو برداشتم وارو سایت بشم و خواستم فایل پیاده روی رو بزارم دیدم نمیتونم پیاده روی کنم خواستم روز ۲ تکرار تناسب رو گوش بدم و تمریناتش رو انجام بدم که قبل از اینکه وارد دوره آموزشی بشم حسی گفت اول اینجا رو کلیک کن .

      واقعا قدرت اراده خداوند رو در اینجا حس کردم و چیز دیگه ای که متوجه شدم این بود که من از ساعت ۳ بعدازظهر که سردرد داشتم تا زمانی که اومدم خونه تماما به سردرد و خستگی ام توجه میکردم و لحظه شماری میکردم برم خونه استراحت کنم وقتی امکانش رو نبود عصبی و خسته تر شدم در صورتی که میتونستم با تمرکز بر اینکه الان میرم خونه بچه هام میان جلوم با ذوق و شوق میگن مامان سلام و بغلم کنن و با هم یه میوه و چای بخوریم و مشورت کنم برا شام چی درست کنم و اون ها رو مشارکت بدم برای درست کردن شام با هم وووو کلا محیط و شرایطم رو طور دیگه ای شکل میدادم .

      بنابراین 

      تمام مسئولیت همسو شدن با قدرت اراده خداوند

      مسئولیت چاقی و لاغری و احساس خوب و احسلس بد و شادابی و ناراحتی و کلا مسئولیت سرنوشتم را خودم بر عهده دارم

      خدایا کمکم کن خدایی که در درونم هستی خدایی که در نوشتن این کامنت لحظه به لحظه همراهم بودی کمکم کن تا سرنوشنی عالی و خدایی درست همسو با خودت همسو با تنها منبع انرژی این جهان برای خودم بسازم ممنونم خدای عریزم . استاد عزیز و بزرگوار ممتونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/05/13 19:20
      مدت عضویت: 445 روز
      امتیاز کاربر: 48010 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,117 کلمه

      سلام بر خدایی بخشنده ومهربان 

      سلام بر استاد وهم   مسیران 

      وفتی بخوام اون رسالت که دوستش دارم بهش برسم انجام بدم که  یگی ازارو من هست اول بدونم  که چه کارهایی راباید انجام بدم چه ترسهای رو دارم که کم کم اونها رو از بین  ببرم وفتی اون زمان با کارهایی که انجام دادم‌  روی  همه جنبه زندگی بعد  از اون  با کم‌  رنک کردن  ازبین  به مرحله  همسو شدن  تازه  نزدیک  شده هم  زمانی  اون کاری رو که  دوست دارم بازم‌ در  پیش خداوند وهست  وظیفهد حال من  کار روی هر بخش هست که باید انجام بشه 

      مثل ‌لاغری  با  ذهن همونو روزهای  اول که من وزنمد سبک نشد ککارهایی رو که باید مرحله به مرحله انجام میدم و یقین اطمینان داشتم‌که میشه ومن لاغر  خواهم  شد طی زمان دارم  کم کم به اون  شدن درهر مرحله میرسم زمان میبره که به تناسب آخر برسم که مد نظرم هست ولی باید باشم ادامه بدم کارهایی رو که داشتم انجام‌ میدادم هی تکرار کنم تا اون زمان ازهرچیزی که باعث وشادی  دورنم  میشه رو  حفظ  کنم زندگی با لاغرید با ذهن رو  به شکلد زندگی انجام  بدمد اون زمان که نتیجها رو دریافت کردم اون نتیجه حاصل رفتاروعمل کردم‌ در این زمان هست 

      برای اون رسالت هم همه مراحل رو به طور کامل باید انجام بشه که امکانش برام ازطرف خداوند پیش‌ بیاد 

      یهویی بی زمینه که امکان‌نداره اون آماده سازی باید اول انجام بشه تا مرحله اجرا رو خوب رفتارو عمل کنم ترسم ازمرگ رو به زندگی ابدی تبدیل کنم حسم زندگی بی نهایت باشه اون حس رهایی روح از جسم رو دراین زمان که هستم انجام بدم‌  اون‌ پرواز  بی بال  رو  اون  نخرید  برای  زندگی رو  وفتی  همه مراحل رو درست بشه  اون اولین پرواز رو خودم‌  میچشم  شادی درونم‌ رو  خودم میبینم 

      وفتی من ارده شخصی خودم رو تو بخش لاغری با ذهن به شکل کلی کنار گذاشتم نا امید شدم ازخداوند درخواست کردم فقط  بی کلمه توکوگل نوشتم به این‌ مسیر هدایت شدم حال که تو یی این بخش هستم  متوجه  شدم که  چرا این زمان  خداوند من رو به این مسیر هدایت کرده  چون بخش ارده شخصی خودم  رو  ناتوان  دیدم  اون کناره  گذاشتم تسلیم واقعی  شدم که دیگه ازخودم‌کاری ساخته  نیست  پس  اون لحظه  من منیت  وارده  روبا  خودم اون زمان کم رنک‌ کر دم که خداوند با ادره خودش من به این سو هدایت کرده اون زمان هی باره به خودم‌ میگفتم  چرا خداوند من زودتر به این سو هدایت نکرده  چرا  امسال   چرا  همون سال‌های  اول که استاد  این مسیر  رو داشتن آموزش  میدادن من  رو به این سو ه هدایت  نکرد؟

       آخه مگه  من به ارده الهی امید داشتم اگه داشتم اون بخش ارده شخصی  قویتر بود  بخش ًضیف انرژی خودم‌بودم اون بخش منفی توانش ازبخش  مثبت که بیشتر بود  تازهد من خودم رو خیلی قویی  تصور میکردم که  می‌توان چون یی هپ روش  جدید پیدا میکردم  تودید  که من‌  می‌توان انجام  بودم  خودم  این روش پیدا کردم  نگاه میکردم خوب  اون  زمان  من  اصلا با همچین بخش وجودی خودم اصلا ارتباط داشتم‌که ازش کمک دریافت کنم  

      درحال‌حاضر موفقیت به دست آوردم تو بخش لاغری همه رو از دید خودم خداوند میدونم خودم رو به کل از هرانجه‌که تو این مسیر به من رسیدهد کنار کشیده  اصلا زبه توانی  وارده  شخصی  خودم  توجه نداشتم که موفق شدم  اون  رویای نشدنید  رو شدنی  تصور کردم  هر چیزی که همه  به من میگفتم نمیشه من ازسمیم  قلب میگفتم میشه چون خداوند من رو به این مسیر فرستاده‌ی شکی ندارم همش یقین کامل هست پس اون زمان‌من‌ارده ومنیت رو کنار گذاشته با با آگاهی کمی که  که داشتم‌دولی داشتم‌ درست انجام‌ میدادم 

      من  داشتم‌تو همین بخش هم زیز سازی رو انجام‌میدادم‌که وفتی وار شد متو جه کار خودم بشه امروز من به این درک   رسیدم‌که چرا تا حدودی که موفق شدم بازم‌این مسیر به من رسید چون تونستم اون ارده  شخصی رو  اول کم رنک‌ کنم 

      تا  به این بخش رسیدم   بتوانم‌  روی  همه جنبه  این بخش هم کمک کنه  اگه اون ارده با خودم به این بخش به شکل قویی وارداین بخش میشدم‌ اون زمان‌  من‌  نمتواستم‌   اون   ارتباط واقعی  رو اول  متوجه بشم  ویواش یواش به درک‌ همه موارد برسم 

      پس  خودم زمان  میدم که اول اگه  قراره کاری رو انجام بدم  اول  زیزسازی کاره رو  خوب  ودرست  انجام داده  باشه  اون زمان‌  انتظار اون بر آوردن شدن رویایی نشدنی که دیگه تودید من شدتی رو با ارده خداوند توزمان ومکانی که خداوند صلاح بدنه به من نشون بده به امید اون روز انشالله 

      من رویای خوب شدن پا رو از  امروز رویای  شده  میخواهم  تصور  کنم  این کاره روبه امید خداوند مرحله به مرحله قو یتر میکنم که شده  بینم نه  نشده حتی تصویر راه رفتن بدون عصار رواز  امروز قویتر کرده ومشاهده میکنم‌ تا آینده تصوارت که دارم روتجربه کنم  به  شکل  واقعی انشالله که تواین بخش هم موفق  و رفتار وعمل  کنم‌تا وفتی که لاغری رو به شکل عالی به دست آور م اون با ادره خداوند هم زمان تو بخش سلامتی جسم هم موفق شدم بازم با ارده خدواند نه ارده شخصی خودم من‌منیت رو کنارگذاشته ارده شخصی رو مرحله به مرحله دارم ازبین میبرم‌که به همه اهدافم‌ توا ین‌ مسیر برسم‌

      امروزه دوباره مرحله ورد  به سرزمین لاغری رو شروع کردم صبح‌به خودم‌گفتم ابن بار که  دارم  دورهام تکرار دوم رو دارم انجام میدم  زمان شاید زیاد بیارم  کمی  راه رفتن  وکمی ورش رو بهش اضافه کنم که کمی تومسیر تغییر دیگه کوچکی تومسیر وزندگیم داده باشم  وغروب همین روز دارم این رویای نشدنی روتو ذهنم  به شده  تبدیل  میکنم چقدر جالب دوست داشتنی انشالله  با دل قوی  و با اطمینان  که تو بخش  لاغری داشتم تواین بخش هم برای مشکل پا هم به اون شکل باشم انشالله  اون‌ نتیجه  زیبا رو  خواهم دید  جون باره هی به خودم‌میگفتم  من تو این  مسیر منتظر  این  برخوردم‌ بودم نمیدونم  چرا ولی  ازته  فبلم  باره  گفتم که من تواین مسیر اون شفای که ازخداوند درخواستم دارم رو بهش میرسم امروز به اون هدفم این سلامت جسم اضافه شد دیگه یقین دارم اینم به لطف خدایی مهربون بهش میرسم اون زمان خواهم  گفت رویای نشدنی لاغریی وهم رویایی سلامت جسم روبه رویای شدنی تبدیل  کرد خداوند بزرگ ومهربان اون‌ کسترش نعمت رو به من چشدون‌ که اگه من  ارده کنم هیچ  کاری نشد نداره 

      چون  ارده خداوند کجا تا ادره ضعیف وکم‌ توان این بنده کجا 

      اون بخش ارده شخصی من هیچ‌کمک کنده که نبود یی آسیب زنده بود که به شکرخدا خودم ازش دارم جدا میکنم البته با کمک خداوند  بازم‌ کاره من‌  نیست که بتوانم‌ ازخداوند کمکم میخواهم‌ که بشه 

         

      وفتی می خواستم‌ این دیگاه بنویسم‌ توذهنم‌ یی  کلمه اصلا نبوده  بنوییسم‌ ولی با خودم‌دگفتم‌ تو شروع  کن خدا  خودش کمکت میکنه  چون به خدا توکل کردم چه مطلب جالبی تواین دیگاه به من رسید 

      خداوند پشت  وپناهتون  یا حق  حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/02/24 22:22
      مدت عضویت: 530 روز
      امتیاز کاربر: 14590 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 599 کلمه

      باسلام خدمت شما ،

      بسیاری از انسان ها فکر میکنند که مرگ و روحشان زمانی که بمیرند دیگه از بین میرود یا با این ترس و باور و نگرانی زندگی میکنند که اگر بمیرند چه میشود،و من الان که در رابطه با مرگ و جهان هستی و این سیستم آگاهی پیدا کردم احساس میکنم زمانی که اگر در ذهنمان باور داشته باشیم که زندگی ابدی هست و در جهانی ابدی هستیم که میتونیم با حس خوبی برای خلق زندگی خودمان تلاش کنیم که بهترین خودمان باشیم دیگه نگران نیستیم و ترس از مرگ نداریم ،

      وقتی با افکار خالق زندگی هستیم منظور اینه که ممکن بودن در دنیا وجود داره پس ما هم میتونیم خال زندگی باشیم و اتفاقاتی رو که دوست داریم برای خودمان خلق کنیم و بهتر لذت ببریم از زندگی و با احساس ارامش و شادی بیشتر زندگی راحتری تجربه کنیم،

      ایمان داشتن من همیشه جوری بود که فکر میکردم از کارم یا از رفتارم یا اگه یکم نماز خوندنم دیر میشد فکر میکردم خدا ازم ناراحت میشه و همیشه میگفتن بهم که باید موهاتو بپوشونی که خدا تورو عذاب نده و وارد جهنم نکنه تا بیست سال و سه سال من با این افکار و باور ها زندگی کردم و همش رفتاری داشتم از خودم ناراضی بودم و نگران اعمالم بودم که چقدر خدا منو دوست داره یا چرا دست منو ول کرده و به حرف هام گوش نمیده و دردودلم رو خواسته های منو براورده نمیکنه، 

      وقتی چهارماه پیش با این سایت هدایت شدم و شناختم نسبت به خودم و خدا درست شد تا حدودی ایمان واقعی رو شناختم و درک کردم و تونستم از گله شکایت خودم دست برداشتم و سعی کردم بهترین زندگی رو برای خودم بسازم بجای اهمیت دادن به افکار دیگران و راجب اونا حرف زدن و قصه خوردن راجب افکارشون حرف نزنم اهمیت ندم و برای خودم زندگی کردن رو شروع کردم و تا الان که به رفتار و افکارم نگاه میکنم میبینم چقدر دیدگاهم عوض شده چقدر تعییر کردم چقدر اگاه تر شدم چقدر بهتر جهان هستی رو شناختم و چقدر از باور های من از زمان بچگی تا الان اشتباه بوده و الان درک میکنم که تا قبل از اگاهی شو نداشتم،

      وقتی درک کردم و فهمیدم که سیستم خدا و جهان چیه و من میتونم خالق  زندگی خودم با افکاری مثبت و زیبا باشم و درست فکر کنم، تصمیم کرفتم همشه احساس خوب داشته باشم همیشه توکل کنم و ایمان واقعی داشته باشم تا ارامش درونی من بیشتر و بیشتر بشه و با افکاری شاد و مثبت زندگی خودمو بسازم این اینجا به بعد رو و همیشه خوب باشم، زیرا من هستم با افکارم راه رسیدنم رو برای ارزوهام ممکن میکنم،

      در سیستم خدا و در جهانی معنوی نا ممکن وجود ندارد برای خدا و ممکن همیشه در لحظه های ایجاد میشه که با افکار مثبت و نگرش خوب درباره ی خواسته های خودت فکر کنیم و باور داشته باشیم که ممکن ها و نا ممکن ها در دنیا بر اساس رفتار و نگرش ما هستن در دنیا و باید برای رسیدن و ممکن کردن ارزو ها یا رویای خودمون تلاش کنیم و همسو با اراده ی خداوند زندگی کنیم و باور داشته باشیم هیچ قدرتی بالاتر از اراده ی خدا برای کمک و محقق شدن خواسته ی ما در دنیا با افکار ما نیست پس با اراده ی خدا زندگی کنیم و همیشه شاد باشیم زیبا ببینیم کلامی زیبا داشته باشیم و افکاری خوب و بذر های رشد و گسترش رو در ذهنمان پرورش بدیم و مراقبت کنیم تا افت این بذر های زمین ذهن ما رو نابود نکنند، همه چیز در ذهن است و از افکار وجود میاد،

      باتشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      1400/11/30 15:01
      مدت عضویت: 1022 روز
      امتیاز کاربر: 1306 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 589 کلمه

      سلام
      این دنیا جوری برای ما تعریف شده ک انگار اومدیم جمع کنیم ببریم
      نماز روزه کارهای عبادی.
      یجوری شاد بودن راحت بودن همه اینها برای ماها تعریف نشده
      کسایی در اطرافم میببنم ک در حین مذهبی بودن ب مسائلی علاقه دارن ک دیگران رو از اون منع میکنن یا نصیحت ب انجام دادنش میکنن
      من هیچوقت فک نمیکنم خدای مهربان من این دنیا رو خلق کرده باشه تا من زندگی نکنم
      خدا در قران بارها گفته نماز بخونید روزه بگیرید ولی هیچ وقت نگفته غمگین باشد همیشه گفته بنده من غمگین نباش ناراحت نباش ب جای یاد دادن ما ب غمگین نبودن ب نگران نبودن ب توکل کردن ب سپردن بخدا پشت همه اینها اون نمازه میاد
      من ندیدم اطرافم کسایی ک دیدن خدارو درک کنن خدا رو فقط نماز قران میدونن
      غیبت میکنن قضاوت میکنن دل میشکنن
      اینهارو نمیبینم ک خدا از اینهام منع کرده
      ب خاطر همین هممون از مرگ میترسیم چن اینجا زندگی نمیکنیم
      اگه لذتی باشه مرگم حتی لذت بخش میشه
      ما فک میکنیم ک نابود میشیم و میریم اونجا هم تقاص پس میدیم تموم
      اصلا اون وسط زندگی کردن لذت بردن انسان بودن رو فراموش میکنیم
      هممون داریم جون میکنیم ک بگیم ما هستیم ما کار میکنیم اصلا تو کارهامون خدارو میبینیم سعی میکنیم همه چی خودمون حل میکنیم یااز بقیه بخوایم اما نشده بخوایم از خدا از کسی ک اول اخر اون میده
      در کشور هستیم اسلامی
      اما من ندیدم کسی ب من باور ب قدرت خدا برای براوردن خواستمو یاد بده
      بیشتر قدرت خدا برای مجازات من ب من گفته شده
      ب من یا دادن قران رو عربی بخونم
      اما یبار نگفتن فارسی بخون ببین چی میگه قران
      ب نظر من همه ادما اومدیم اینجا مثل ی مسافرت
      من مسافر این دنیا شدم
      خیلی ها هستن میرن مسافرت کیف نمیکنن لذت نمیبرن حتی باعث میشن بقیه هم اذیت بشن
      خیلی ها هم از نهایت مسیر لذت میبرن از همراها شون از راهشان
      من مسافر شدم تا بیام بینم از زندگیم لذت ببرم خدارو بیاد داشته باشم مثل معلمی ک ب شاگردش کمک میکنه تا بیشتر یاد بگیره بیشتر تجربه کنه
      اما خیلی از ماها دنیارو اونقدر جدی گرفتیم ک یادمون رفته قراره برگردیم منتها یاد نمیگیریم بیشتر خودمونو عرق میکنیم
      یادمه یبار ک دوره راهنمایی بودم ی فیلمی دراومده بود اون زمان ک درباره مرگ بود ما تو نماز خونه مدرسه گذاشتندنگاه کنیم ک طرف میمیره میره قبر روح و عذاب این مسائل من اون موقع با اینک بچه بودم اونقدر ترسیدم ک نگو
      اومدن خدارو فقط خلاصه کردن تو ترس عذاب و اخرت و دنیا
      ب نظر من ب جای ساخت چنین فیلمی اگه بهمون یاد میدادن ک ما اومدیم زندگی کنیم عشق بدیم تجربه کنیم خدارو پرستش کنیم یادش داشته باشیم ب ما یاددادن فقط در مواقعی ک مصیبت بهمون میاد بریم بشینم گریه زاری کنیم
      کداممان وقت شاد بودن
      خدارو یاد داریم
      یاد گرفتیم موقع نماز فقط خدارو یاد کنیم
      کی شده هر لحظه در روز بخواهیم وصل بشیم بخدا بدون زمان بدون شرایط خاص
      کی شده همه چیو بسپاریم ب خدا و جلو بریم
      ما با مرگ نابود نمیشیم بلکه برمیگردم ب جایی ک بودیم
      حالا ی سری هامون عالی زندگی کردیم عالی خدامون یادمون بود
      ی سری هامون اثرا یادمون نبود خدارو داشتیم
      مثل بلیطی ک یکی ازش استفاده میکنه
      یکی ن
      حالا اونی ک روحش پاکه روحش شاده اونورم شاده چن بهترینها رو تجربه کرده اما اونی ک روحش آزرده اس غمگینه ناراحته اونطوری هم تو اون دنیاخواهد بود
      ب نظر من روح ما در قالب جسم اومده برای تجربه و یاد گرفتن
      حالا ببینیم کدوممون از این مسافرت حالمون خوب شد و شاد برمیگردیم با حال خوب
      یا کودممون بیشتر خسته راه شدیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      1400/10/28 21:06
      مدت عضویت: 1163 روز
      امتیاز کاربر: 10203 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 343 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه 

      من خیلی تشکر میکنم از استاد روشن برای نوشتن این همه آگاهی های ناب و در اختیار ما قرار داده اگر کسی جای من بود که بیرون از خونه کار کنه ،خانه داری و بچه داری کنه سر به فامیل هم بزنه و تفریح هم بره نصف این کارها را انجام می‌داد دیگه یک خط نمیتونست بخونه اما من از،اشتیاقی که به سایت تناسب دارم هر شب باید نوشته های باور ساز را بخونم ،نوشته های لاغری هم میخونم ،فایل لاغری و تغییر زندگی و الان هم خدا هرگز دیر نمی کند هم اضافه شده دارم مطالعه میکنم و هیچ هم خسته نمی شوم .

      یک هفته قبل از عید ۱۴۰۰ پدرم را از دست دادم حالم خیلی بد بود تا اینکه اتفاقی فایل های افکار منفی را دیدم و مرا نجات دادن الیته الان می فهمم هیچی اتفاقی نیست بلکه باید بگم خدا هرگز دیر نمی کند ‌

      کسی بود از مرگ خیلی هراس داشتم اما بعد فوت پدر این ترس خیلی کم شد تا اینکه مدتی است که این نوشته ها را مطالعه میکنم دیگه ترسی ندارم و می‌دانم که یه روز می میرم و متوجه شدم که هر چی در مورد دنیا و آخرت شنیده ام از،دیگران فقط منو ترسانده بود 

      واقعییت اینها نبوده آخه چطور ممکنه خدایی که از،خودش،در ما دمیده بعد مرگ ما را اذییت کنه .

      قبلا فکر میکردم که مرگ پایان زندگی هست اما الان می فهمم که زندگی نا محدوده و ما در دنیای ابدی به زندگی خود ادامه می دهیم و در آرامش خیلی بهتر از دنیای فانی زندگی می کنیم و برمی گردیم به زندگی قبل از تولد خومان من هر روز هر فکری یا کاری را که میخوام انجام بدم میگم آیا این فکر بر اساس اراده شخصی هست یا اراده خداوند و سعی میکنم راه صحیح را انتخاب کنم و اگر نتونستم همیشه میگم من به خدا توکل کرده ام و می سپارم به خدا و یا رفتارم را سعی میکنم بر اساس اراده خداوند باشه از این بابت خیلی خوشحالم و همیشه از شما استاد عزیز سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      1400/08/30 08:50
      مدت عضویت: 1676 روز
      امتیاز کاربر: 6578 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 548 کلمه

      با یاد و نام خدای مهربان

      وقتی چهارده سالم بود پدرم را از دست دادم اون موقع ترس تمام وجودم را فرا گرفته بود، ترس از تنهایی، ترسِ از دست دادن بزرگترین حامی زندگی، ترس از مرگ و … تجربه بسیار سختی برای اون سن بود یادمه تا مدت ها حتی وقتی مادرم می خوابید هم می ترسیدم و نگاه می کردم ببینم نفس می کشه یا نه…

      ترس از مرگ مدت ها همراهم بود همیشه هم بهمون می گفتن این دنیا فانی هست و آدم ها هم فانی هستن و می میرند.

      اون موقع از زندگی پس از مرگ خیلی آگاهی نداشتم  جسته و گریخته توی قرآن می خواندم که انسانها در آن دنیا به زندگی خود ادامه میدن ولی نمی دونستم این همون ابدی بودن انسانه این که ما با مرگ نیست و نابود نمیشیم بلکه در جهان دیگر به خداوند که نامحدود هست می پیوندیم.

       الان درکم از مردن خیلی بهتره، وقتی قبول داشته باشیم که فانی نیستیم و خداوند ما را فانی نیافریده و اساس زندگی مون را بر اساس معنویت تعریف کنیم لحظه ی مرگ برای ما پیوستن به معنویته و دیگه ترسی از مردن نداریم. 

      وقتی بدونیم که روزی می میریم دیگه کمتر به اراده شخصی خودمون بها میدیم کمتر قضاوت می کنیم، کمتر سعی می کنیم به خاطر نظرات شخصی خودمون عمل کنیم و فکر می کنم اینجوری می تونیم آرامش عمیق تری را در زندگی تجربه کنیم.

      انتخاب زندگی ابدی باعث میشه تا درک ما از مفهوم سرنوشت تغییر کنه و این طوری خودمون با توکل به خدا می تونیم برای سرنوشت خودمون بهتر تصمیم بگیریم. چون این نکته را قبول داریم که ما از قدرت بی انتهای اراده خدا به وجود آمده ایم تا زندگی در این دنیا را تجربه کنیم همین همسو شدن با قدرت اراده  خدا به ما کمک می کنه تا در این مسیر مقدس باقی بمونیم. در این صورت اهداف ما هیچوقت به شکست ختم نمیشه چون در زندگی ابدی شکست، معنی و مفهوم نداره.

      قانون همیشه ممکن بودن را باید یاد بگیریم خداوند بر اساس همین قانون ممکن بودن عمل می کنه

      قانونی که میگه به هرچیز که فکر کنید تحقق آن را خواهید دید.پس چه بهتره که برای رسیدن به تمام خواسته ها و آرزوهای خودمون این گونه عمل کنیم به چگونگی به تحقق پیوستن آرزو فکر نکنیم بلکه تمام تمرکز ما باید روی ممکن بودن اون آرزو باشه این که حتما شرایط تحقق آرزو جور میشه

       از کجا و چطورش به عهده ما نیست فقط تمرکز و فکر کردن و به وقوع پیوستنش وظیفه ماست این که اطمینان داشته باشیم که این آرزو محقق میشه.

      اگر رویای خودمان را با توکل به خدا دنبال کنیم و ایمان داشته باشیم که این رویا دست یافتنی است حتما آنر را در زندگی تجربه خواهیم کرد.

      اما اگه مرتب گفتگوی ذهنی داریم و ته دلمون شک داریم که آخه چطوری ممکنه؟ یعنی هنوز اون باور قلبی را به خدا پیدا نکردیم و در این صورت رویای ما محقق نمیشه.

      ایمان داشتن ما ربطی به تکرار عبارتهای تاکیدی و جملاتی که فقط به زبون میاریم و انجام یه سری حرکات و عبادات مربوط نمیشه ایمان به اون احساس خوب و قلبی مربوط میشه که بهت آرامش میده که اطمینان داری حتی اگه همه اونو غیرممکن ببیند اما تو هر روز می تونی اونو برای خودت خلق و تصور کنی پس حتما به اون آرزو دست پیدا می کنی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      1400/08/13 02:54
      مدت عضویت: 1692 روز
      امتیاز کاربر: 14755 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 653 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      نمی دونم من از مرگ می ترسم یا نه چون هیچ وقت فکر نمی کنم به چیزهایی که نمی خوام تا حالا فکر نکردم به مرگ خودم . ولی چرا ترس از مرگ نزدیکان بعضی وقتها دارم البته زیاد فکر نمی کنم ولی یه موقعا به ذهنم میاد که وای حالا چی می شه اگه اینجور بشه و از این چیزها .

      از اول به ما همیشه گفتن این دنیا فانیه سرابی بیش نیست فکر آخرتتون باشین انقدر مال جمع نکنین هر چی بدست بیارین باید بزارین برین فلانی چسبیده به پولاش نمی دونه بمیره میافته دست بچه هاش و خلاصه از این حرف‌ها. و در جای دیگه اینو شنیده بودیم که ما هیچ وقت نمی میریم فقط از این دنیا به یه دنیای دیگه به یه صورت دیگه نه به این شکلی که الان هستیم چه جور دیگه در میایم و زندگی ادامه داره .

      پس زندگی ما ابدی هستش زمان و مکان معنایی نداره همیشه زمان و مکان باعث جدایی می شه در زندگی ابدی حد و مرزی وجود نداردو شما آزادانه می توانید هر خواسته‌ای را در ذهن خود تصور و پرورش دهید به اندازه ای که شما در تصور خواسته بدون حد و مرز عمل کنید سیستم هوشمندانه اراده خدا نیز بدون در نظر گرفتن حد و مرز شرایط تجلی خواسته هاتون و در زندگی شما فراهم می کنه .

      زمان هم باعث می شه ما همیشه افسوس گذشته و بخوریم که من خیلی می خورم و اینده هم که همش ترس داریم واقعا باید در بند زمان و مکان نباشیم تا به آرامش برسیم که من خیلی دلم این روزها می خواد آرامش و تجربه کنم .

      فردی که می دادن روزی می مبرد دیگه حالا فلانی چیکار کرد من چی گفتم اون چی گفت و این چیزها و انجام نمی ده .می دونه که اینها همه گذراست ارامششو و می گیره .بنابراین انجام نمی ده .هیچ چیزی جلوی رسیدن شما به آرزوهاتون و نمی گیره وقتی همسو باشین با قدرت اراده خداوند.باید اول از همه ترس ها رو از بین ببریم.

      انتخاب زندگی ابدی سبب می شود تا درک شما از مفهوم سرنوشت تغییر کند و به جای اینکه منتظر تجربه سرنوشتی باشین که از قبل خداوند برای شما در نظر گرفته خودتان با قدرت ایمان و توکل به خدا در جهت خلق و تجربه سرنوشتی که دوست دارید حرکت می کنید.و در این صورت اهداف شما هرگز منجر به شکست نخواهد شد چون در زندگی ابدی شکست معنی و مفهومی ندارد . 

      خداوند بر مبنای قانون همیشگی ممکن بودن عمل می کند هر چه فکر کنید می توانید آن را بوجود آورید.هر آرزویی که در ذهن شما دست نیافتنی باشه با استفاده از قانون الهی ممکن بودن می تواند به واقعیت تبدیل شود به جای تمرکز کردن بر غیر ممکن بر ممکن بودن تمرکز کرد.

      خلاقیت و خلق کردن از ویژگی های قدرت خداونده بنابراین برای همسو شدن با این نیرو باید باور داشته باشین احتمال رخ دادن آرزوهایتان وجود دارد! و به چطوری می شه توجه نکنید فقط می شه چه جوریشو خدا می دونه و درست می کنه .تبدیل شدن رویا که از قدرت و تصور ما خارج است به منزله ایمان به قدرت بی نهایت اراده خداوند است.اگر به دلایل منطقی توجه کنید که نمی شه پس نسبت به قدرت اراده خداوند بی ایمان هستید.

      حالا همین جریان مربای هویج درست کردن دیروز من که فکر کنم همون ویژگی خداوند که خلاقیت بود و در خودم دیروز دیدم و یه دفعه بهم یه چیزی گفته شد که پشو مربا درست کن ولی شیطونه هم هی می کفت ولش کن بابا تو که تا حالا درست نکردی یه دقیقه دیگه و … ولی یه دفعه تصمیم گرفتم دست به کار شم و ببینم چیکار می کنم البته دستورشو نگاه کردم و شروع کردم چون از قبل نمی دونستم وسایلشو مثل شیشه مربا و اینها نداشتم ولی اصلی را داشتم و شروع کردم خوب شد بعد نشد حالا فردا واسه مامانم یه ذره ببرم ببینم چی می گه ،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار razieemohammadi
      1400/08/08 11:21
      مدت عضویت: 1480 روز
      امتیاز کاربر: 8313 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      سلام

      به تازگی یه گروه واتساپی تشکیل دادم در مورد بخشش و انفاق و فروش وسایل اضافیه خانه.خیلی دو دل بودم که این کار رو شروع کنم و لی شروعش کردم با وجود تمام ترسهام.

      دائما صدایی در گوشم میگه این کار بی فایده است و زیاد دوام نمیاره و فقط خودما کوچیک کردم بین دوستانم.ولی یه نیروی ضعیف دیگه بهم میگه طرف تو خداست اگه فقط به خودش توکل کنی اون هم چون هدفش گسترشه، برات همه چی میشه تا تو پیشرفت کنی شاید مهم نباشه از کجا و چه کاری رو شروع کردی مهم اینه که میخوای کاری انجام بدی با تکیه به نیروی خداوند.و چون هدف من گسترش هست با هدف خداوند همسویه، و این کار به موفقیت میرسه.دائما در حال کشمکش بین این افکارم بودم که امروز بمن گفته شد این نوشته زیبا رو بخونم .خدا رو شکر دلگرم شدم و هم اینکه داره دستم میاد …هیچ‌چیزی در زندگی اتفاقی نیست.به امید روزی که شغلی داشته باشم که هر روز با عشق و اشتیاق انجامش میدم‌…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mv.abtahi
      1400/07/30 19:15
      مدت عضویت: 1616 روز
      امتیاز کاربر: 2887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,120 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان 

      سلام 

      قبل از خواندن این متن دقیقا داشتم به موضوع مرگ و احساس خوب لحظه مرگ فکر میکردم …نه اینکه دلم بخواد از دنیا برم ولی چون دارم قرآن رو مطالعه میکنم داشتم به مهربانی و تمام آزادی هایی که خدا به جنس بشر داده فکر میکردم …..به اتفاقاتی که دوست داشتم برام بیافتن و با باور اینکه میافتن آرامشم رو حفظ کردم و بعد وارد جریان اتفاق مورد علاقم شدم 

      چند موردش رو می‌نویسم ، این مثال ها مثال هایی هستند که به اونها نچسبیدم و چگونگی اتفاق افتادنشون رو با عقل محدود خودم ارزیابی نکردم و خدا به بهترین شکل منو در زمانی که فکرش رو نمی‌کردم هدایت کرد….

      یکیش مربوط میشه به دوره تناسب فکری همین سایت،

      من خیلی دلم میخواست از این دوره استفاده کنم و قبل از اینکه داشته باشمش دقیقا یقین داشتم که راه حل چاقی من فقط و فقط این دوره است.

      زمانی بود که هیچ پولی نداشتم و از نظر مالی سعی می کردم برای خودم کسب و کارم رو در مسیر پولسازی قرار بدم راستش نمی دونستم باید پولدار بشم تا این دوره را تهیه کنم یا اولین دوره را تهیه کنم تا به حال خوش بتونم پولدار بشم ولی به لطف خدا هر دو اتفاق دست به دست هم داد و در زمان مناسب من تونستم یک رشد مالی نسبتاً خوبی برسم شروع به طراحی کردند و محصولات هم را برای فروش در منزل شخصی خودم قرار دادم و از تمام دوستان و آشنایانم دعوت کردم که برای خرید و دیدن محصولات من به منزل من بیام بعد از اولین روز من درآمد خوبی داشتم میتونستم  دوره تناسب فکری را تهیه کنم حتماً این کار را می کردم ولی خیلی جالب این دوره همزمان شد با تولد آیدای عزیز من با تولد آیدا تونستم با تخفیف خیلی خوب این دوره رو تهیه کنم و بقیه سود حاصل از فروش محصولات ام رو برای سرمایه گذاری تولیدات بعدیم قرار بدم 

      به هیچ صورتی نمی تونستم این مسیر الهی برای خرید این دوره رو تصور کنم من فقط این دوره رو خواسته بودم و از داشتنش خوشحال میشدم و همیشه به خودم می گفتم حتما روزی میرسه که من می تونم این دوره رو تهیه کنم اون روز خیلی زودتر از تصور من اتفاق افتاد البته من زمان خاصی را در نظر نگرفته بودم ولی زمانی که برام اتفاق افتاد خیلی از زمانی که سعی در خرید این دوره گرفتم سریع بود هم تونستم از نظر شغلی شروع بسیار خوبی داشته باشم و شجاعت پیدا کنم که کارم را رسما اعلام کنم و هم تونستم به لطف خدا فروش خوبی داشته باشم و بتونم محصول دلخواه هم که تناسب فکری بود رو تهیه کنم.

      اتفاق بعدی مربوط میشه به مطالعه قرآن من همیشه قرآن را مطالعه می‌کردم ولی معانی قرآن چیزی نبود که روح من احساس آسایش با آنها را داشته باشه متوجه می شدم که معانی قرآن بسیار متضاد با چیزی هست که در ضمیر منه و روح من با آنها موافقت نداشت و به طرز بسیار شگفت انگیزی برای مطالعه صریح و واضح قران به فایل هایی که هدایت شدم که در حال حاضر با خوندنشون و گوش دادن شان امید و انگیزه و آسایش می گیرم و می تونم خیلی بهتر و راحت تر و زیبا تر خداوند و جهان هستی را بشناسم و در مورد قوانین الهی آگاه بشم به هیچ وجه نمی تونستم حالت به دست آوردن مطالعه قرآن به روش بسیار راحت و کامل رو برای خودم رقم بزنم ولی این خواسته را در وجود خودم پرورش داده بودم و البته آرامش داشتم و به جهان اعتماد میکردم که روزی خودش برای من این کار را انجام میده و مسیر مطالعه قرآن را برای من آسون و دلپذیر می کنه خدا را شکر که این اتفاق هم افتاد از روشی که خداوند می خواست از روش‌هایی که من همیشه چگونگی شروع با خودم کلنجار میرفتم 

      بعدی مربوط میشه به مسئله‌ای در شغلم من همیشه می‌خواستم یک تکنیکی رو که زمان دانشگاه خیلی ازش در مورد کارم استفاده می‌کردم و یک مورد روش چاپی بود را به یاد بیارم ولی هرچی که در سایت ها جستجو می کردم این روش رو به آسونی توضیح نمی دادند و یا اینکه من قلقهای کارم را فراموش کرده بودم همه چیز مربوط می‌شد به زمان دانشجویی من و سال‌ها از آن زمان گذشته بود ولی به طرز حیرت آوری در یک کارگاه ای قرار گرفتم که یک خرید از این کارگاه داشتم و دقیقا تمام مراحل انجام آن چاپ مورد نظر جلوی چشمم داشت اتفاق می افتاد همان موقع خدا را شکر کردم و گوشی همراهم را باز کردم و در نوت موبایلم شروع به  به نوشتن مراحل کار چاپ کردم هیچ وقت نمی تونستم تصور کنم که اینقدر آسون رایگان و در یک زمان بسیار مناسب این آموزش رو به من نشون بده البته چیزی نبود که این فرد بخواهد از من قایم کنه و یا من بخوام به صورت جستجوگرانه و مراحل رو دنبال کنم نه برای آن فردی که داشت این کار را انجام می‌داد و مراحل چاپ را انجام می‌داد کارهای روزمره و روتین کارگاه خودش بود ولی برای من که زمان این مراحل چاپ را انجام داده بودم یک یادآوری کامل و یک آموزش رایگان و جامع بود به هیچ نوع نمیتونستم همچنین زمان و ساعت و مکانی را برای این آموزش دریافت کنم ولی خدای مهربانم زمانی که من با آن همسو شدم من را هدایت کرد تا در اون زمان بتونم این آموزش رو دریافت کنم بدون اینکه اون شخص بدون �ن آموزش میده راستش کار من اون روز یک سفارش بود که بارها آن فرد داشتن سفارش چاپی منو انجام می‌داد و هر بار هم خراب می‌شد و این فرد مجبور بود و مراحل را دوباره انجام بده و تغییراتی در اون مراحل ایجاد کنه و بدون این که بدونه داشت به من بارها و بارها تجربه کردن و آموزش‌هایی را می‌داد که سالها قبل دیده بودم ولی چون ازش استفاده نکرده بودم فراموش کردم نمیدونم چطور باید خدا را شکر کنم این تجربیات تجربیاتی هست که در طول یک سال و خورده‌ای و یا کمتر از ۲ روز برام اتفاق افتاده و اینقدر میتونم به خودم یادآوری کنم که چقدر با خدا همسو شدم و این اتفاقات خوبی افتاد البته نقطه مقابل آن هم هست یعنی زمانی که دارم برای درآمد بیشتر دست و پا میزنم فکر می‌کنند که چه کاری باید انجام بدم چه استراتژی باید انجام بدم حواسم پرت میشه و بعد میفهمم که با اراده خدا همسو نبودند و تقلب و تلاش کردم که بخوام خودم برای خودم راهی پیدا کنم در صورتی که عقل انسان خیلی محدوده ولی عقل الهی نامحدوده خیلی ممنون از این فرصتی که داشتم تا بتونم هم از تجربیات خودم بگم هم از شما استاد عزیزم تشکر کنم در پناه لطف و اراده و آرامش خداوند باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      1400/07/27 19:48
      مدت عضویت: 1584 روز
      امتیاز کاربر: 3426 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 292 کلمه

      سلام استاد🙂

      چندین روزه که وقت گذاشتم و نوشته های باور ساز رو مطالعه کردم واقعا لذت بردم و خیلی اموختم یه دور تمام آنچه تا کنون گذاشتین رو مطالعه کردم و بارها جملات رو دوباره خوندم چون از درکش لذت میبردم 

      انقدر این نوشته ها جذاب و پر از آگاهی هست که به هیچ وجه نمیتونی ازش دست بکشی و انگار روحت همواره داره یاد آوری میکنه که برو نوشته ها رو بخون

      میخوام تشکر کنم ازتون بابت نوشتن این بخشهای فوق العاده  و اینکه ایده گذاشتن آهنگ بی کلام اونم با زمان طولانی خییییییلی عالی بوده و خیلی در آرامش هنگام مطالعه این نوشته ها کمک میکنه

      وقتی هر بخش رو میخوندم با خودم میگفتم این نوشته ها باید کتاب بشن تا افراد بیشتری ازشون استفاده کنن و حتی میخواستم پیشنهاد بدم که اونا رو به کتاب تبدیل کنین اینهمه آگاهی و اینهمه نگرش متفاوت درباره تمام موضوعاتی که ما در تک تک لحظه های زندگیمون باهاش درگیریم خیلی عالیه…

      البته که با نکرش وتعریف افراد زیادی متفاوته…و به نظرم همین جا و همین سایت شخصی خود شما بهترین محل حضور این نوشته هاست و هر کس درخواست آگاهی کرده باشه که توسط خداوند هدایت میشه و اونها رو میخونه

      تصمیم دارم خودم اونا رو دوباره برای خودم باز نویسی کنم و نکات مهمش رو بارها بخونم چون پیوستگی نوشته ها هم بی نظیرن واقعا 

      همیشه عاشق این جمله شمام که میگین شما هدایت شده های خداوند هستین و شنیدن اش خیلی احساس فوق العاده و منحصر به فردی داره

      خدا رو شکر میکنم که هدایتم کرد و این آگاهیهای ناب رو دریافت کردم اینقدر باید بخونیم و تکرارش کنیم تا بتونیم بصورت عملی هم در زندگی استفاده کنیم اونم در لحظه …

      خیلی خیلی ممنونم که تمرینات خودتون رو به این شکل در اختیار ما هم قرار دادین🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 91 کلمه

        سلام و درود
        از اینکه احساس بهتری دارید خوشحالم و حدا رو شکر که به ایده نوشتن این آگاهی ها عمل کردم و این همه نتیجه عالی برای خودم و دیگران به ارمغان داشته
        از بهترین لحظه های کار کردن من زمانی است که مشغول نوشتن این آگاهی ها می شودم
        در محلی آرام بدون مزاحم و بدون پیوستگی مشغول نوشتن می شوم
        لحظات آرامش بخش و فوق العاده ای است و اطمینان دارم این آرامش و احساس خوب به همه افرادی که این نوشته ها را دنبال می کنند منتقل خواهد شد.
        خدا رو شکر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1400/07/26 23:22
      مدت عضویت: 1665 روز
      امتیاز کاربر: 10426 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 215 کلمه

      نمیدونم چرا هر وقت نوشته های باور ساز میخونم گریم میگیره

      یازده سالم بود که پدر عزیز و قهرمانم از پیشمون رفت برادر بزرگم اون موقع ۲۶ سالش بود و الان دلم میسوزه وقتی فکر میکنم چه قدر اون هم بچه بود و وقتی از بیمارستان اومد درخت چنارها ی باغمون بغل میکرد و بوس میکرد و گریه میکرد هیچ وقت معنی این کار نفهمیدم و هیچ وقت نتونستم ازش بپرسم دنیا برای من تموم شده بود ولی در واقع دنیا تموم نشد ما زنده بودیم و زندگی کردیم و بزرگ شدیم و خدا همیشه به فکرمون بود و پدرم هم همیشه کنارمون بود هنوز هم هست همیشه هست و الان برادرم خیلی شکر پدرم شده و پسر من هم خیلی شکل پدرم و مثل پدرم بلند و چهار شونه و من اسمی که پدرم دوست داشت روش گذاشتم وبعد پدرم دیگه از مرگ نمیترسم مرگ در امتداد مسیر و چون از مرگ نمیترسم از زندگی بیشتر لذت میبرم پشت اشپزخونه یک بید مشک کاشتم پدرم همیشه عید شاخه های گلدارش میاوارد سر سفره هفت سین بوی عطر بید مشک مشامم پر میکنه 

      در مورد ارزوها باید بگم هر چیزی که الان هستم تصوری که داشتم پس تصوراتم روز به روز بهتر خواهم کرد استاد در مورد ایدا جان خیلی زیبا بیان کردید نوشته هایتان عالی بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم