0

زندگی با اراده خداوند (قسمت چهل و ششم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره انتخاب احساس خوب، اهمیت آن و تاثیری که بر زندگی شما می‌گذارد توضیح داده شد. در این قسمت درباره حذف مقاومت‌های ذهنی در مسیر تحقق آرزوها توضیح داده می‌شود.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 11 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.50 از 28 رای

https://tanasobefekri.net/?p=32498

11 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

11 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم رمضاني
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۷ ۱۰:۳۷
      مدت عضویت: 2172 روز
      امتیاز کاربر: 47838 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,099 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      وقتی به بچه ها نگاه می‌کنیم متوجه اصل انسان بودن و خلقت می‌شویم، آنچه درست و خدایی هست میتونیم در بچه ها ببینیم 

      دوقلوهای خواهرم دو ساله هستن ،اونها صبح که از خواب بیدار میشن شروع میکنن به بازی و کنجکاوی ،آدم از انرژی و اشتیاقی که دارن تعجب میکنه ،خسته نمیشن 

      مدام دوست دارن یاد بگیرن و همه چیز رو بررسی کنن و دست بزنن و تجربه کنن و اصلا براشون مهم نیست که کجا هستن و چه ظاهری دارن 

      من حس رضایت و شادی رو تو چشماشون میبینم 

      بچها هر شکلی که باشن به نظر همه بامزه هستن چون خودش حس خوبی به خودشون دارن چون هنوز باور مخربی در وجودشون شکل نگرفته 

      با نگاه کردن به بچه ها متوجه میشیم که ما کی هستیم باید چه احساسی داشته باشیم و برای چی به این دنیا پا گذاشتیم 

      حقیقتا ما برای زندگی شاد به این دنیا پا گذاشتیم 

      اما آنچه شنیدیم و باور کردیم جلوی شاد بودن ما رو میگیره و ما رو نگران میکنه ولی ما نمیدونیم که اون فقط در ذهن ما اعتبار داره نه در واقعیت ،ما نمیدونیم که ذهنمون چه قدرت نامحدودی داری و همیشه در جهت اصل وجودمون ازش استفاده می‌کنیم 

      حالا بر اساس تجربه هایی که داشتیم انتخاب کردیم که زندگیمون رو تغییر بدیم و تجربه های دلخواهمون رو داشته باشیم اما یکسری افکار در ذهن ما مرور میده که حسمون رو بد میکنه و اجازه حرکت کردن به ما رو نمیده 

      اگر میخوایم تغییر کنیم باید بپذیریم که خودمون باید اول تغییر کنیم ،چطوری ؟

      اول باید خودمون رو بهتر بشناسیم ،چطوری؟

      مسلما خودشناسی مربوط به یه چیزی فراتر از جسم ماست و ما باید از آگاه شدن به افکار و احساسمون شروع کنیم 

      باید برامون مهم باشه که چه حسی دارم و این حس از کجا اومده 

      اگر حس خوبی ندارم از چیه ؟؟

      و اگر به این موضوع دقت کنیم متوجه میشه که یکسری فکر د ذهن ما مرور میشه که احساس ما رو بوجود میاره 

      قبلا فکر میکردم شرایط بیرونی و دیگران هستند که منو ناراحت میکنن و افکار منو بهم میریزن ولی الان که در مسیر آگاهی هستم میدونم که شرایط بیرونی منو بهم نمی‌ریزد بلکه اطلاعات ذهنی خودم ،باورهای خودم هستند که با مرور شدن در ذهنم حال منو بهم میریزن 

      چون در شرایط یکسان بسیار برامون پیش میاد که ساعاتی حسمون بده و ساعاتی حسمون خوب پس معلومه که شرایط اصل نیستن 

      شرایط زمانی میتونن روی ما تاثیر بزارن که ما خودمون بخوایم 

      مثلا چند روز پیش خبر فوت کسی رو شنیدم که اصلا ندیده بودمش و اصلا ناراحت نشدم و پیگری هم نکردم ولی مدتی پیش با خبر فوت کسی که میشناختمش بهم ریختم و ناراحت شدم 

      پس شرایط در صورتی روی ما تاثیر گذارن که کلی اطلاعات ازشون تو ذهنمون داشته باشیم و بیایم اطلاعات و شرایط رو بهم ربط بدیم و یک سری برداشت های ناراحت کننده ازش داشته باشیم 

      الان که بالاخره یکسری اطلاعات خواسته یا ناخواسته در ذهن ما هست ما چطور میتونیم احساسمون رو کنترل کنیم 

      وقتی احساسمون برامون مهم باشه دنبال عاملش هستیم وقتی متوجه افکارمون میشیم که به ما حس بد دادن باید اون افکار رو متوقف کنیم میتونیم حواسمون رو ازش پرت کنیم ،کاری انجام بدیم که ذهنمون رو درگیر کنه تا کمتر بهش فکر کنیم وقتی کمی حسمون بهتر شد میتونیم با مرور افکار بهتر باز هم به احساس بهتر برسیم 

      ما باید این بار آگاهانه ورودی هامون رو کنترل کنیم و آنچه به ما اطلاعات منفی میده رو کم کنیم و اتفاقا بیایم تو دوره ها و آگاهی خوب و صحیح رو دریافت و تکرار کنیم تا ذهن ما آرام‌تر بشه و بتونیم در مواقع ناراحتی از اطلاعات مثبت کمک بگیریم 

      و یواش یواش مسئولیت افکارمون رو بیشتر میپذیریم و یاد میگیریم که در زمانهای بیشتری حس خوب داشته باشیم و امیدوار تر و مشتاقتر برای زندگی میشیم 

      و البته در این مسیر الهی خداوند همیشه بهمون کمک میکنه و شرایط رو طوری با ما همزمان میکنه که احساس آرامش بیشتری رو تجربه کنیم چون اصل و اساس این دنیا و ما و خداوند بر پایه عشق ووشادی هست 

      پس به محض اینکه ما شروع کنیم تا با این اصل هماهنگ تر بشیم کل جهان و مالکش ما رو هدایت میکنن 

      این کشمکش ذهنی همیشه وجود داره ولی به مرور کم و کتر میشه و ما با ادامه دادن میتونیم به صلح با خودمون برسیم و در زمانهای بیشتری آرامش رو تجربه کنیم و یاد میگیریم بیشتر افکار و احساسمون رو کنترل کنیم و به جوانب مثبت زندگی توجه کنیم 

      تازه یادمون میوفته که من هستم ،وجود دارم ،دست و پا دارم ،راحت غذا میخورم ،نفس میکشم و دارم زندگی میکنم ،سقفی بالای سرمه که منو از سرما و گرما محافظت میکنه و کسانی همراه من هستند که باعث میشن مهربانی و عشق رو تجربه کنم 

      تازه یادمون میاد که چه هنرها و توانایی هایی داریم که در وجودمون نهفته بودیم ،یادمون میاد که غذا و آب برای خوردن داریم 

      راحت از نعمت آب و برق و گاز تو خونه هامون استفاده می‌کنیم 

      گوشه موبایل پیشرفته داریم که میتونیم کلللی استفاده عالی ازش داشته باشیم 

      و خیلی نعمتهای دیگه رو به یاد میاریم که باید سپاسگزار خداوند باشیم که بی هیچ منتی به ما بخشیده 

      و سکوت ذهنی که بسیار شیرینه و من عاشقش هستم ،چند لحظه چشمهام رو بستم و کلمه خداوند رو مرور کردم بعد حس کردم این کلمه جون پیدا کرده و گسترش پیدا کرده و تبدیل به همه چیز و همه کس شده ،نفسی که میکشم و حتی وسایل و ابزار اطرافم و کل جهان و بعد گفتم چه چیزی جز عشق و مهربانی میتونه اینطوری به این دنیای عظیم با اینهمه جزیات و کلیات تبدیل بشه غیر از انرژی بینهایت خداوند ،برف و باران و ماشین و خونه ها و سیارات و دریا ها و اقیانوس‌ها لحظه ای در ذهنم مرور شدن و فراوانی خداوند رو حس کردم و اینکه چقدر جهان پیشرفت کرده در این سال‌ها ماشینها و موبایلها و خونه ها و انواع وسایل و ابزار و این تنها و تنها ویژگی خداونده و زیبایی بچهام و بعد انسانهای دیگه و جنگل و کوه و هنرها رو دیدم و ربطش دادم به خداوند و اما خلاقیت ،وجود اینهمه انسان و حیوان که هر کدوم یو شکل هستند نشان از خلاقیت الهی هست 

      و یادم به دیروز افتادم و اینکه دخترم چقدر خلاقانه چیزای هنری درست کرد مثل آویز گوشی ،دستبند و جاسوئیچی 

      و به یاد آوردم که خلاقیت ویژگی زیبا و بینهایت خداونده که در وجود ما هم قرارش داده 

      تمام ویژگی هاش رو در ما دمیده فقط کافیه که آگاهانه بهشون توجه کنیم و سعی کنیم ازشون بهره ببریم 

      خدای مهربانم به من درک بهتر بده تا بتونم باز هم آگاهی های بیشتری رو دریافت کنم و بتونم ازشون استفاده کنم تا تجربه های بهتر و بیشتری داشته باشم 

      خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم 

      استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید