0

زندگی با اراده خداوند (قسمت چهل و هفتم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره درباره حذف مقاومت‌های ذهنی در مسیر تحقق آرزوها توضیح داده شد. در این قسمت درباره آشکارسازی نبوغ و استعداد درونی توضیح داده می‌شود.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 7 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.65 از 31 رای

https://tanasobefekri.net/?p=32503

7 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

7 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۸/۰۴ ۲۲:۴۵
      مدت عضویت: 1369 روز
      امتیاز کاربر: 87291 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 658 کلمه

       سلام برخداوند مهربان 

      سلام براستاد وهمه دوستان 

      وفتی ازنبوق صحبت شد من همیشه تو افکار همین‌ شاعران وتویسدکان وهنرمندان معرف رو نشونه نبوغ حساب کردم‌ ولی امروز با این نوشته دریافت که من خودم‌ تو  کارهایی دستی که هچ جا اون آموزش نیدیم موفق  بودم  پیش مادرم  اون اولین کارهاییکه خیلی هم در سطح بالای نبود ولی تمیز  مرتب  بافتنی  می‌یافت اولین کاره رو ازدمادرم خدا بیامرز  یادگرفتم ادامه دادم‌ از مجله وکتاب طرحهای سخت اون روزه رو امورزش روخود به خودم دادم تو  بافتنی قلاب بافی مکرمه بافی سرمه بافی منجوق دورزی برای تابلو  تو دوزی کمی ساخت گل چینی که همه برای یادگیری باید اول پیش کسی  یی دوره باید دیده میشد  تا یادگیری درستی رو اموزش بینم من دست پاددشکسته تو دنمایشکر. خونه خودم با زمان خیلی کم‌ تواستم تو این چندتا هنر موفق عمل کنم‌ برای خودم داشتن وانجام دادنش اون زمان کاری عادی بود ولی وفتی تعجب تعریف دیگران رومیشتیدن تو ذهنم‌ میگفت آخه کاری نداره اونها هم بخوان می‌توان انجام بدن

       تا زمانی که فرزندان خودم   بزرگ‌شدن هرچه تلاش کردم‌که به  دختر بزرگم‌که چپ دست است این هنر رو امورزش بدم اصلا موفق نشدم خیلی کم‌تونست ولی زود خسته دلسرد شد اویل کمی ناراحت میشدم‌که چرا اون این توانی رونداره ولی به مرو که بزرگتر شد دیدم اون هنر و نبوغش تونقاشی مینیاتوری  هست که تو.رشته نقاشی هم ادامه تحصیل داد ومن یی خط ازهنرش رو نتواستن بکشم‌ اون زمان متوجه شدم‌  نبوغ دختر بزرگم‌ تونقاشی هست دختر دوم هم خیلی نبوغ هنری بافندگی خیاطی تودوزی رستبند بافی  وتدوین وداره توکار هم به شکرخدا خوب موفق بوده ونبوغ تواون بخش رشد کرده پس چیزی که درمن‌اون نبوغ  حساب کردم در فرزندانم هم بود ولی دریی شکل دیگه این‌کسترش نبوغ رود به من‌دنشون میده دخترسومی نن نبوغش توهمه درسهای بود که همیشه در  بالاترین  حد  خودش  نمره  می‌آورد همیشه ممتاز بود کلاس زبان‌ کمی هم شرکت‌ کرد ولی جون علاقه نبوغ تو زمینه داشت توزبان بسیار قویی ومسلط هست توکار هم‌نبوغ خودش روداده پس من دریافتم گه هرانسانی  یی توانی داره ودیگران اون نداره نابعهو همون بخش هست 

      چون برای دیگران حتی  یی بخش کوچک از اون هنر نیست چون نابغه اون بخش نیستن 

      ما چون این کارها رو طبیعی بودن برای خودمون جا دادیم‌. اون نبوغ ندوسیتم‌ وب هش اون اهمیت روکه باید میزایشتیم‌ نداشتیم وفتی من برای نوه ام‌کلا شل گردن بافتم برام عادی بود ولی وفتی تویی مهمانی که دخترم دراون مهمانی ارزش استفادکرده بود  چندنفر به دختر گفته بودن این کلا ه شال کردن ازکجا خریدی ما هم برای بچه های خودمان تهیه کنیم 

      برام دباوره سخت بود خوب برید دوتا  کلاف بگیری به بافید خریدن  ندارم حتی به دختر گفتم‌ چرا  این کار رو نمیکن گفت نه خودشون ونه مادرهاشون هنر تو.  رو ندارن که خودش انجام بدن دریافتم‌ که من کارم رو کم ارزش تو چشم  بود

       ولی اون هنر من رو آنها با کلی وضعیت مالی وقدرت خرید نداشتن مجبوربه خرید کردن بودن تا بافتن  که نداشتن حتی به نوام. گفته بودن خوش به حالت که مامان جونت برات کلاه شال بافته 

      هرکسی تو  زمان زندگی  خودش  کلی نبوغ همراهش هست که اگه توزمان خودش که  پیدا کنه روش کاره انجام بده تو  اون هنر وهم کاری کنه اون مرور بده  به رشد عالی میرسه چون تو زمان که باید روی اون هنرو کاریش تا به شکوفایی خودش برسه روانجام بدهد به نبوغ میرسه ولی اگه اون کم ارزش قرارداده مثل من  یی زمانی تو  اوج  شکوفایی  هنر ش هست ولی کم کم‌ اون رو به شکل نابغه  ندیدن  دیگه  انجام نمیده  ارزش  کاره  تو  دید خودش کم. هست  که  من تا یی  زمان  تو اوج  اون هنرهای رودنگه داشتم‌ ولی ۵ یا ۶ سالکی هست که هیچ کاری دهنری رو انجام ندادم  چاقی من از هنرم هم  ازمن. گرفت.  باید برگشت کنم به همه هنرهای  خودم

       این نوشته باور ساز  اون  در من  داره  اون هنرهای رو  شعله ور میکنه که از نوع دو باره  دست  به کار شم  از هنرم  به  شکل  خوبی استفاده کنم 

      خدا پشت وپنا هتون یاحق. حق. نگه. دارتون. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید