کلمات، بذرهای واقعیت ما
بسیاری از ما تصور میکنیم که حرفهایمان تنها مجموعهای از اصوات گذرا هستند که در هوا محو میشوند، اما حقیقت این است که قدرت کلمات میتواند معمار دقیق سرنوشت یا عامل اصلی ناکامیهای ما باشد.
من در طول مسیر شخصیام و در تعامل با هزاران دانشجو، به این باور رسیدم که اولین گام برای تحول زندگی، معصیت نکردن با کلام است؛ به این معنا که نباید از زبان علیه خودمان یا برای تخریب واقعیتهای پیرامون استفاده کنیم.
در واقع، جادوی نهفته در قدرت کلمات به قدری است که میتواند تمام جنبههای مادی و معنوی زیست ما را تحت شعاع قرار دهد.
کلمات نه تنها فرکانس ذهنی ما را تنظیم میکنند، بلکه به تدریج به انتظارات ما از زندگی تبدیل شده و اقدامات ما را به سمت موفقیت یا شکست جهت میدهند.
درک عمیق قدرت کلمات به ما میآموزد که حتی یک گلایه ساده از بدشانسی، میتواند ریشه یک ورشکستگی بزرگ در آینده باشد.
بنابراین، مراقبت وسواسگونه از گفتگوهای درونی و بیرونی، اولین و حیاتیترین قدم در مسیر کنترل ذهن و خلق رویاهای ماست تا با تکیه بر این توانمندی، مسیری روشنتر برای آینده خود ریلگذاری کنیم.
میثاقی که زندگیام را تکان داد
زمانی که در ابتدای مسیر یادگیری بودم و تازه با مباحث عمیق کنترل ذهن آشنا میشدم، یکی از اولین و تأثیرگذارترین کتابهایی که مطالعه کردم، کتاب ارزشمند «چهار میثاق» بود.
اولین میثاق این کتاب، جملهای بسیار ساده اما در عین حال تکاندهنده داشت که مستقیماً به قدرت کلمات اشاره میکرد: «با کلام خود معصیت نکنید».

اگر بخواهم صادقانه با شما صحبت کنم، تا پیش از آن لحظه تصور میکردم بحث گناه و معصیت صرفاً یک موضوع دینی و مربوط به مسائل مذهبی است؛ اما پس از مطالعه دقیق این کتاب و تعمق در مفاهیم آن، متوجه شدم که این موضوع فراتر از مذهب، یک قانون کاملاً متافیزیکی، علمی و جهانی است که بر تمام ذرات زندگی ما سایه انداخته است.
در واقع، معصیت با کلام به معنای استفاده نابجا از قدرت کلمات علیه خودمان و رویاهایمان است.
وقتی شما جملاتی مانند “من عرضه ندارم”، “من همیشه بدشانسم” یا “هیچکس از من خرید نمیکند” را بر زبان میآورید، یا زمانی که وقت خود را با غیبت کردن پشت سر دیگران هدر میدهید، آگاهانه یا ناآگاهانه در حال هدایت انرژی عظیم کلامتان به سمتی هستید که زندگیتان را ویران و فرکانسهایتان را تخریب کند.
من با تمام وجودم یاد گرفتم که اگر کلامم را هوشمندانه مدیریت کنم و از قدرت کلمات برای سازندگی استفاده نمایم، نه تنها حال درونیام به شکل معجزهآسایی بهتر میشود، بلکه رفتارم نیز به صورت ناخودآگاه تغییر کرده و نتایج کاملاً متفاوتی در بیزنس و روابطم ظاهر میشود.
این تغییر در گفتار، در حقیقت ریلگذاری جدیدی برای اقدامات من بود که باعث شد از تله شکستهای تکراری رها شوم.

کلام در آینه قرآن؛ فراتر از یک صوت
در قرآن کریم، عبارت دقیق «با کلام خود معصیت نکنید» به این صورتِ لفظی وجود ندارد، اما مفهوم «تقوای در کلام» و دوری از گناهان زبان با تعابیر بسیار دقیق و تکاندهندهای بیان شده است. قرآن به ما نشان میدهد که قدرت کلمات در واقع بخشی از عمل ماست، نه فقط یک صدای گذرا.
۱. رعایت «قول سدید» (سخن استوار و درست)
در سوره احزاب (آیه ۷۰)، خداوند مستقیماً به مومنان دستور میدهد که در کلام خود دقت کنند:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا» (ای کسانی که ایمان آوردهاید! تقوای الهی پیشه کنید و سخنی استوار [و صواب] بگویید.)
نکته اعجابانگیز اینجاست که «قول سدید» یعنی سخنی که خللی در آن نباشد، نه دروغ باشد، نه تهمت و نه لغو. جالب اینجاست که در آیه بعدی ذکر شده که پاداش این مراقبت در کلام، «اصلاح اعمال» و «آمرزش گناهان» است. یعنی اگر کلامت را درست کنی، اقدامات و اعمالت هم اصلاح میشود و مسیر زندگیات هموار میگردد.
۲. حضور مراقب برای هر کلمه
یکی از تکاندهندهترین آیات درباره مسئولیت و قدرت کلمات، در سوره ق (آیه ۱۸) آمده است:
«مَا یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ» (آدمی هیچ سخنی را بر زبان نمیآورد مگر اینکه مراقبی آماده نزد اوست [تا آن را ثبت کند].)
۳. پرهیز از گناهان خاص زبانی
قرآن در سوره حجرات (آیه ۱۱ و ۱۲) که به «سوره اخلاق» معروف است، مصادیق عینی معصیت با کلام را نام میبرد که مستقیماً بر فرکانس زندگی ما اثر میگذارند:
- مسخره کردن: «لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ»
- عیبجویی: «وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ»
- لقب زشت دادن: «وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ»
- غیبت کردن: «وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا» (که آن را به خوردن گوشت برادر مرده تشبیه کرده است).
همه اینها نشاندهنده قدرت کلمات و گواه این است که کلام ما یک انرژی تولید میکند که قبل از هر کس، یقه خودمان را میگیرد و فضای ذهنی ما را آلوده میکند.

تلهای به نام «بدشانسی» و نفوذ کلام
یکی از مخربترین و شایعترین راههایی که ما از قدرت کلمات علیه خودمان استفاده میکنیم، صحبت کردن درباره بدشانسی و شوخی کردن با آن است.
من خودم سالها استادِ ربط دادن کوچکترین اتفاقات به بدشانسی خودم بودم و فکر میکردم این فقط یک تکیه کلام ساده است و تأثیری در واقعیت زندگیام ندارد.
مثلاً اگر برای یک قرار کاری مهم بیرون میرفتم و با ترافیک سنگین مواجه میشدم، سریع میگفتم: «بیا، این هم از شانس من! همیشه همین است». من حتی باران، آفتاب، شلوغی خیابان و حتی یک سردرد ساده را هم به بدشانسیام پیوند میزدم.
غافل از اینکه وقتی مدام از بدشانسی حرف میزنید، انتظار ذهنی شما تغییر میکند و ناخودآگاه جهان را از عینک “من بدبختم” میبینید.
شما با جادوی قدرت کلمات دارید به جهان هستی اعلام میکنید که منتظر اتفاقات بد هستید و جهان هم طبق قانون فرکانس، پاسخی هماهنگ با کلامتان به شما میدهد و دقیقاً همان شرایط را وارد زندگیتان میکند.
تجربه شخصی من در کسبوکار: کلامی که مرا ورشکست کرد
یادم هست در اوایل دهه ۹۰ که نوسانات بازار و قیمت دلار تازه شروع شده بود، من ناآگاهانه مدام وردِ زبانم این شده بود که: «بازار خراب است»، «مردم دیگر پول ندارند»، «کی دیگه در این اوضاع جنس میخرد؟». این جملات منفی برای من شده بود مثل یک نقل و نبات روزمره که در گفتگو با همکاران و مشتریان مدام تکرار میکردم.
در آن زمان اصلاً متوجه نبودم که با استفاده نادرست از قدرت کلمات، دارم تیشه به ریشه کسبوکار خودم میزنم.
نتیجه این نالیدنها و تکرارِ مداومِ بدشانسی چه شد؟ همین کلام منفی به تدریج انتظار ذهنی من را تغییر داد و باعث شد دیگر اشتیاقی برای تهیه جنس جدید در مغازهام نداشته باشم؛ چون کلامم هر روز به من دیکته میکرد که کسی اینها را نمیخرد.
وقتی کلام آلوده شد، اقدامات من هم فلج شد. چیدمان مغازهام کهنه شد، پیگیری مشتریان را رها کردم و در نهایت، همین قدرت کلمات که در جهت منفی به کار گرفته شده بود، کسبوکار پررونق من را تا مرز ورشکستگی پیش برد.
من با حرفهایم، سدی در برابر ورود ثروت ایجاد کرده بودم و جهان هم دقیقاً همان «رکودی» را که مدام از آن حرف میزدم، به من برگرداند.

کلام طیب و کلام خبیث؛ ریشههای موفقیت
در سوره ابراهیم (آیات ۲۴ و ۲۶)، قرآن تمثیل بینظیری دارد که مستقیماً به قدرت کلمات و تاثیر ماندگار آن اشاره میکند.
کلام پاک (کلمه طیبه) به درختی ریشهدار و پرثمر تشبیه شده که ریشهاش در زمین است و شاخههایش در آسمان و همواره میوه میدهد؛ و کلام آلوده و گناهآلود (کلمه خبیثه) به درختی بیریشه تشبیه شده که از روی زمین کنده شده و هیچ ثباتی ندارد.
وقتی شما از موفقیت، امید و توانمندی حرف میزنید، در واقع دارید بذرِ «کلمه طیبه» را در ذهنتان میکارید. این کلام، در وجود شما ریشه میدواند و به اقدامات سازنده و شجاعانه تبدیل میشود.
اما کلام منفی، ناله کردن و شکایت از بدشانسی، درختی بیریشه است که هیچ نتیجهای جز اضطراب و سکون ندارد.
چگونه کلام ما رفتارمان را میسازد؟
شاید بپرسید چطور یک جمله ساده میتواند زندگی را عوض کند؟ پاسخ در زنجیرهای است که از زبان شروع میشود و به تغییر اقدامات ختم میگردد.
وقتی شما آگاهانه کلامتان را هدایت میکنید و مثلاً در مورد تنوع محصولات و فروش خوب صحبت میکنید، ناخودآگاه فرکانس ذهنیتان بالا میرود و اشتیاق پیدا میکنید که برای مغازهتان جنس بهتری بخرید یا با مشتری با لبخند و اعتمادبهنفس برخورد کنید.
اما اگر کلامتان آلوده به ناامیدی باشد، پاهایتان برای رفتن به سمت موفقیت سست میشود.
قدرت کلمات یعنی کلام شما، انتظار شما را میسازد؛ انتظار شما، احساس و فرکانس شما را تنظیم میکند و در نهایت، این احساس است که تعیین میکند شما چه قدمی بردارید.
امروز دیگر کلمه «بدشانسی» در دایره لغات من جایی ندارد؛ چون فهمیدم که با کلامم دارم مسیر آیندهام را ریلگذاری میکنم.
تمرین عملی: پاکسازی کلامی
از شما میخواهم همین حالا کمی به دیالوگهای روزمره خود فکر کنید. چه چیزهایی را مدام به بدشانسی ربط میدهید؟: ۱. شناسایی: لیستی از جملاتی که به صورت عادت درباره “بدشانس بودن” یا “خراب بودن اوضاع” میگویید تهیه کنید.
۲. جایگزینی: به جای اینکه بگویید “این هم از شانس من”، بگویید “حتماً خیری در این است” یا “همیشه همه چیز برای من فوقالعادهای است”.
۳. مشاهده: ببینید وقتی کلامتان عوض میشود، چقدر انرژیتان برای حرکت و انجام کارهای جدید بیشتر میشود.
بیایید با هم عهد ببندیم که از امروز، با کلام خود معصیت نکنیم و از این قدرت کلمات برای ساختن موفقیت مالی، روابط و زندگی رویاییمان استفاده کنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.80 از 25 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


با کلام خود معصیت نکنید عجب جمله قشنگی واقعا باید با طلا نوشته بشه و هر روز به خودمون یاد آور بشیم . در حال گوش کردن فایل رفتم در عالم بچگیم من دو تا دختر خاله دارم که خواهر هم هستند در دوره کودکی خیلی به هم فوهش میدادن وقتی ما یعنی من و خواهرم با اینها بازی میکردیم ما هم ناخداگاه حرف زشت میزدیم و من وقتی به خودم اومدم دیدم خیلی روی ما تاثیر بد داره و با اینکه بچه بودیم ولی دوست نداشتم پس یه قانون بین خودمون چهار تا گذاشتیم که هر کی حرف زشت زد جریمه میشد و این باعث شد که نه تنها ما بلکه اونها هم دیگه فوهش نمیدادن . کلام که درست میشه رفتار هم تغییر میکنه.
من همیشه جزو یک درصدم که میگه شانس دارم .
بخصوص وقتی کشیک عید میخواستیم بنویسیم قرعهکشی میکردیم من میگفتم شانس با منه و اونی که میخوام میشه و همیشه هم همین طور بود .
مثبت فکر کردن هم باعث حال خوب میشه و هم اتفاق خوب.
وقتی امروز این فایل رو گوش کردم حس کردم خیلی نیاز داشتم این رو بشنوم و یادآوری بشه به من که مراقب حرف زدنت باش باعث رفتارت میشه و در ادامه باعث عادت میشه پس چقدر خوبه کلام خوب بکار ببریم رفتارمان رو کنترل کردیم باعث عادت رفتاری درست در خودمون شدیم و این قابل انتقال به دوست و خانواده ما هم هست .حس خوب رو به دیگران منتقل کنیم انرژی اون به خودمون برمیگرده.
ممنونم استاد .
به نام خداوند جان و خرد
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز، عطاروشن گرامی
از دیدن این ویدئو واقعاً لذت بردم. یاد اولین فصل کتاب از افتادم؛ همانجا که درباره قدرت کلام صحبت میکند.
یادش بخیر…اولین باری که آن کتاب را خواندم، اصلاً باورم نمیشد کسی فقط با تکرار جملهای مثل «از آسمان طلا میبارد» بتواند مسیر زندگیاش را تغییر دهد. برای منی که سالها با ذهنی پر از افکار منفی کتابهای موفقیت میخواندم، این حرفها شبیه رویا بود. و البته نتیجهای هم در کار نبود، چون در درونم ایمان و باور وجود نداشت.
یادم هست یک روز جلوی دانشگاه به دوستم گفتم:«اگر شانس من باشد، عربی را با بیست و پنج صدم میافتم.»و دقیقاً همین اتفاق افتاد.
بارها و بارها گفته بودم:«از شانس من…»«من با هیچی چاق شدم…»«من هیچ کاری از دستم برنمیآید…»
و کمکم همان جملات، واقعیت زندگیام شدند.دختری که کاملاً لاغر و متناسب بود، سالها با استرس رژیم گرفت و هر بار زیر لب تکرار کرد: «من لاغر نمیشوم.» و همان شد که باور داشت.
در فیلم راز گفته میشود اگر از بالای بام پایین بیفتید، زمین میخورید؛ فرقی ندارد آدم خوبی باشید یا بد. قانون، قانون است.قدرت کلام هم همینطور است. وقتی جملهای را بارها با احساس تکرار میکنیم، ذهن آن را فرمان قطعی تلقی میکند.
هر وقت مسئلهای را بیش از حد تجزیه و تحلیل نکردم و اجازه دادم کائنات کار خودش را بکند، یا آن نگرانی اصلاً رخ نداد، یا اگر هم رخ داد، به شکل عجیبی خودش حل شد.انگار زندگی وقتی ما دست از ترس و کنترل افراطی برمیداریم، آرامتر جریان پیدا میکند.
به نظرم ریشهی ماجرا این است که ما به قدرت کلام و قانون جاذبه ایمان نداریم. اگر ایمان داشته باشیم، میفهمیم زندگی ما دست پروردگاری است که قدرتش فراتر از تصور ماست.آن وقت بهترین کار این است که روی بهترینها تمرکز کنیم، سکوت را یاد بگیریم، و هر اتفاقی را فوراً با برچسب «بدشانسی» تحلیل نکنیم.
شانس…شاید فقط کلمهای باشد که به ما اجازه میدهد غر بزنیم و تجربههای گذشته را به حال و آیندهمان تعمیم دهیم.اما وقتی باور کنیم هر اتفاقی میتواند خیری در دل خود داشته باشد، دیگر نیازی به واژه «شانس» نداریم.
امروز بیش از هر زمان دیگری میدانم که کلام من، آینده من را میسازد.و من انتخاب میکنم از این قدرت، آگاهانه و در مسیر خیر و آرامش استفاده کنم.
با سپاس فراوان 🌿✨
نشان های دریافت شده
سلام ،قدرت کلمات ماادمها اونقدرقوی هست ومیتونه چقدرتوسرنوشت من انسان تاثیربذاره من تاقبل اشنایی باروش ذهنی وافکارمنفی فکرمیکردم اینا همش خرافات هست چه افکارمنفی وقتی درگیر مسایل ومشکلات اطرافیانم میشدم به مشکلاتشون گوش میکردم وتامدتها ذهنم درگیرش بود وهمون برامن توزندگیم اتفاق میفتاد وهمیشه توحال بدبودم وامشب باخوندن این مقاله بسیارعالی ازاستادعزیز به یقین درک کردم تک تک این مطالب طلاست اگرتوزندگی اجراش کنیم هیچ وقت حال مابدنمیشه چراما دقت تواعمال ورفتار وکلام خودنمیکنیم هرحرفی روبه زبان میاریم من بدشانسم جاریم خوشبخته دخترخالم خوشبخته دوستم نگاه چقدرشانس داره خارج رفت منوبگو هیچی اینم زندگی هست من دارم واقعا ناشکری میکنن افراد من میبینم طرف دوتاخونه وماشین وچقدرطلا داره باز میناله اززندگی ازشوهر ومن ازارتباط بادوستی استرس میگیرم ایشون فوق العاده خرافاتی هستن هرکی بره خونش بگه فلانی خداروشکر زندگیتوخوب درست کردی فرداش میگه فلانی اومد منوچشم زد من مریض شدم این بشر همش تواین فازهاست ،وتواین مقاله اشاره شده به رفتارهایی مثل مسخره کردن ودروغ وغیبت هرکدوم چه بازتاب بدی داره وقتی مایک فردروموردتمسخرقرارمیدیم شایداطرافیان بخندن ولی دقت کنیم خودماهم همون ایرادروداریم باید بحال خودگریه کنیم بجای خندیدن دیگران هستن کسایی که دیگران رو مسخره میکنه خودشون دریایی ازایرادهستن یادروغ گویی طرف شاید اوصاع احوالش خوبه به دروغ میناله این نالیدن چه سودی داره یا عیبت کردن وقتی من میام پشت کسی حرف میزنم میبینم تمام اون ایرادروانگارمن جدبش میکنم ویاتوجمع افرادمیشینن به بدگویی درمورد دوست وفامیل تاساعتها اخرش اون حال بدواصظراب میاد سمتشون زندگیشون تاریک وسرد بجای وقت گذاشتن به عیب های دیگران اونوصرف اگاهایی های خودمون کنیم نگیم پول نیست اللن کی پول داره کی خوشبته کی حالش خوبه همه این محاورها انگارفرکانسی میشه ما به کاینات میفرستیم وقتی من باورداشته باشم خدا ی مهربان خواستموبموقع اجابت میکنه نباید این حرفهاروبه زبان حتی توفکرهم مرورش نکنم من تازگی باپیج یک خانومی تواینستا اشناشدم فوق العادست خانم ناسیا لطفی مدرس معنوی چقدر سخنانشون عالیه وهرپستشون دریایی ازاگاهی هست برایکی ازدوستانم پیجشونوفرستادم ایشون دعای خیری درحقم کردگفت واقعا عالی بود چقدرافکارمنفی داشتم باراهکارایشون دهنمو تخلیه کردم وبه ارامش رسیدم گفتم درروش ذهنی استادماتوهمه فایل هاشون اشاره میکنن تغییرات بایدازدرون باشه وازاخباروافکارمنفی دوری کنیم تابه تناسب اندام برسیم حتی حال خوب یک ذهن ازادمیتونه بدن متناسب بسازه ومابیایم تمام نکات معنوی خدارو اجراکنیم واز گناهانی مثل دروغ وعیبت وتهمت دوری کنیم تا به اون حقایق برسیم ومن درپایان تشکرمیکنم ازاستادبخاطراین فایل بسیار ارزشمند
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و احساس خوب پایدار داشتن
با عرض سلام خدمت شما استاد عالیقدر و بزرگوارم و دوستان گرامیم امیدوارم که در بهترین و بالاترین حد خودتون باشید الهی آمین
میدونید استاد وقتی به دل نوشته خودم فکر میکنم میبینم واقعا دارم در اون شرایط زندگی میکنم شاید گاهی هم یادم بره یا به هر دلیلی نتونم بهتر زندگی کنم یا احساس خوب داشته باشم ولی همیشه در طول روز یادم هست خدارو شکر که نذارم احساسم منفی بشه
برای همین دارم مراحل رشدم تجربه میکنم خیلی به چشمم نمیاد چون کم کم ولی موفقیت دیگه خدارو شکر میکنم برای مثلا مشتری که دیروز داشتم و پولی که وارد زندگیم کرد
یا برای همین دنیای کوچک شما که ممنون متشکر و سپاسگزارم که ساختین ما رو در دنیای خودتون راه دادین
دنیای بی نظیری خیلی فوق العاده است الان شرایط جامعه طوری که من استرس میگیرم ولی سریع با جمله انگیزشی شما چنان آرامش در جانم رخنه میکنه که همه اون مسائل فراموش میکنم هر وقت یادم افتاد دوباره میگم من نگران هیچ چیز نیستم همه چیز برای من فوقالعاده است خدارو شکر و بینهایت سپاسگزارم برای آموزشها تک تک کلماتی که به من آموزش دادید الهی دست به خاک بزنید طلا بشه الهی آمین
میدونید استاد من یه آدم خیلی ساده بودم که فقط گذران زندگی میکردم یه جورایی کور بودم از هیچ چیز خبر نداشتم نمیدونستم خدای من کیه یا فقط کلی آرزو داشتم یا اصلا نمیدونستم که باید چطور زندگی کنم خلاصه یه جورایی ناآگاه و کور بودم دیگه
ولی الان خدارو شکر به لطف خدای مهربان و هدایتهای او و به لطف وجود شما من الان میتونم کم و بیش ذهنم افکارم کنترل کنم
میدونید استاد من کلی چیز درباره قدرت کلمات شنیده بودم در این پنج ساله که در دنیای شما همراه شما هستم کلمات قدرت دارن یادم خیلی نمیاد چون شو نمیگم چون احساس میکنم دارم خودم توجیح میکنم در نتیجه مسئولیت زندگیم نپذیرفتم
ولی الان سطح بالاتری از قدرت کلمات رو درک کردم من یاد گرفته بودم که وقتی احساس منفی داشتم از قدرت کلمات استفاده کنم خودم آرام کنم و این کارو کم و بیش میکردم
مثلا میگفتم حالم خوب نیست فورا میگفتم که توجه نکن به بیماری اونو زیادش میکنی به سلامتی فکر میکردم حالم خوب میشد
امروزم یاد گرفتم البته اینو اول بکم که من فکر میکردم قدرت افکارم که زندگی آینده منو میسازه من هنوز اون جور که باید قدرت کلماتم درک نکرده بودم اما الان فکر میکنم بهتر درک کردم
درک کردم که کلمات هم مثل افکارم قدرت دارن و این یک قانون یعنی برو و برگرد نداره
اگر درباره مثلا بی پولی فکر کنی یا حرف بزنی یا گفتگو ذهنی داشته باشی خواه یا ناخواه اقداماتی انجام میدی اعمالی رو انجام میدی که بهت ثابت کنه آره بابا درسته تو بی پول هستی
وقتی هم به پولدار شدن فکر میکنی طبعا اقدامات و اعمالی رو انجام میدی که به پولدار شدن شما ختم میشه
مثلا من مشتری نداشتم اگاهیهایی که از شما آموخته بودم که نباید به چیزی که نمیخوام وارد زندگیم کنم فکر کنم توجه کنم پس من تصمیم میگیرم که از الان به بعد به چیزهایی که دوستشون ندارم یا خوشم نمیاد ازشون ناراحتم میکنه فکر نکنم صحبت نکنم
استاد میدونید الان درک کردم و یادم افتاد که اون روزا شما گفته بودید که درباره بیماری صحبت نکن اونو زیاد میکنه گسترش میده تو زمان بیشتری تو بیماری گیر میکنی میمونی
یا توجه نکن به مشکلات دیگران که باعث فرکانس منو پایین میاره و منو در شرایط اونها قرار میده
و من یاد گرفتم فکر بزرگ داشته باشم به خواسته هام فکر کنم و اینکه وقتی من پولدار بشم چه کارهایی انجام میدم این باعث میشه من توجه ام به یه موضوع مثبت باشه
میدونید استاد در دوره زندگی با اراده خداوند بود که با قدرت کلمات بخوبی آشنا شدم یادم اومد که کلمات بی نهایت قدرت دارن و کی میشه قدرت اونها رو درک کرد زمانیکه یه فکر منفی داری بلافاصله از قدرت کلمات استفاده میکنی اونجا دقیقا قدرت کلمات حس لمس تجربه و زندگی میکنی منکه اینجوری هستم
مثلا من میگم ساعت ۱۱ شد مشتری نیومد امروزم مشتری نداشتم بلافاصله از قدرت کلمات استفاده میکنم میگم نه بابا الان تازه اول صبح تا ساعت ۲ بعد از ظهر دو سه ساعت مونده خدا بزرگه مشتری هم میاد و چند دقیقه بعدش یه مشتری داشتم یه گل سر جوانه خرید درسته ۸۰ هزار تومان بیشتر نبود ولی پول وارد زندگیم شده بود خدارو شکر کردم
یادم افتاد به اون فایلی که درباره سپاسگزاری و فشار گرما وقتی بخاری در یک اتاقی روشن درش بسته است فکر کردم زیاد سپاسگزاری کردم از ته دلم هم حالم بهتر کرد هم باعث شد مشتری بعدی بیاد ۲۷۰ تومان یه کیف بخره
خلاصه الان درک کردم نه تنها افکارم بلکه کلماتی که از دهان من خارج میشه هم قدرت دارن و الان یه مقدار درکم بیشتر شد ولی میدونم برای بهتر و بهتر درک کردن بازم نیاز دارم این فایل بیشتر گوش کنم متنش بازم بخونم بینهایت سپاسگزارم
اینکه من کتاب میخونم همین کتابهایی که اسمش شما گاها در فایلهاتون میگین منم سعی میکنم تهیه شون بخونم
تصمیم گرفتم از الان علاوه بر افکارم هواسم باشه به گفتارم ببینم چه کلماتی رو از دهانم خارج میشه
و تصمیم دارم از این به بعد موقع صحبت کردن با دیگران هواسم باشه ببینم درباره چه موضوعاتی حرف میزنم سعی کنم اگر منفی هستن دیگه خیای از اونها استفاده نکنم
اینکه بعضی از فرهنگ لغت از زندگیمون حذف کنیم بسیار یعنی بی نهایت ایده بی نظیری
چون دیگه یاد گرفتیم کلمات هم مثل افکارمون در زندگی ما مستقیما تاثیر میذارن و سرنوشت آینده ما رو رقم میزنه حالا اگر مثبت باشه به سمت خیر و خوبی رقم میخورم اگر منفی باشن به سمت سختی ها ناراحتیها کم بودها مشکلات رقم میخورم
پس بهتره هواسم باشه افکارم گفتارم کنترل و مدیریت کنم
یادم افتاد به اون گفته اما علی علیه السلام
که فرموده بودن مراقبت افکارت باش که به گفتارت تبدیل میشن مراقبت گفتارت باش که به رفتارت تبدیل میشن و مراقبت رفتارت باش که به زندگیت تبدیل میشن امیدوارم که درست گفته باشم کلی باید سرج کنم اونو بعنوان صفحه نمایش گوشیم انتخاب کنم تا یادم باشه
و تصمیم دارم نمیدونم فایل ۹ یا ۱۰ بود دوره زندگی با اراده خداوند که قدرت کلمات داشت از اونها استفاده کنم اون دوره رو بخونم خیلی عالی بودن
و تصمیم گرفتم کتاب چهار میثاق هم تهیه کنم خوندن کتاب درک بهتری از این فایلها رو به من میده یه جورایی پازل ذهنی منو درست میچینه
استاد میدونید منم باورهای زیادی درباره کسب و کارم دارم مثلا مشتری نیست شرایط الان جوری شده که مردم فقط میتونن مایحتاج ضروری خودشون تهیه کنن کسی الان دیگه لباس بافت نمیخره زمستونم تموم شد
ولی من از قدرت کلمات استفاده میکنم به نفع خودم میگم نه من دارم اشتباه فکر میکنم مردم نیاز دارن به لباس بافت به کیف اونها دوست دارن وسایل نو بخرن الان که به سال ۱۴۰۵ نزدیک میشیم باید کیف بخرن
استاد میدونید دلم میخواد قدرت کلماتی که میسازم خیلی انرژی امیر ایمان توش باشه برای همین حتما میرم برای خودم هم شده دوره رو پاس میکنم
استاد بینهایت سپاسگزارم برای زحماتی که متحمل میشید این فایلها رد میسازین بینهایت سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استادعزیز وهم مسیران گرامی
اصلا این تکیه کلام من بدشانسم بنظرم یک اپیدمی است در بین ما ایرانی ها که من ازکودگی میلیون هاباراز هزاران نفر آن را شنیده ام وبسیار عادی وطبیعیست این کلمه
خبر از کشورهای دیگه ندارم ولی واقعا یک موضوعی است که بنظر سراسر مردم ما درگیرش هستند ودامنه این بدشانسی ها وتکیه کلامه از شانس بد من
از صف نونوایی شلوغ وترافیک شامل حالش میشه تا بالاترین ومهم ترین موضوعات زندگی
همه مردم ایران اعتقاد دارند وقتی ماشین میشورن فرداش بارون میاد اگه وسط تابستون با ۵۰ درجه بالای صفر شهر اهواز هم باشه این اتفاق از شانس بد اون طرف میوفته وگاهی قدرت کلام واقعا اتفاق میوفته من نمیدونم خوش شانس ها کجاند که ما هرگز نمیبینیمشون مثلا تو کل فامیل ما دایی همسرم معروفه به خوش شانس بودن دیگه همه میگن بدشانسیم من که خودم رو پادشاه بدشانسی میدونستم وهمه رو همیشه شاهد میگرفتم و شوربختانه بد شانسی ها یکی پس از دیگری گریبانگیرم را میگرفت ولی حالا چندسالیست که خیلی تلاش ومحافظت از زبانم میکنم اگرچه اعتراف میکنم که بارها به بیراهه رفته ام اما نسبت به گذشته سرفرازم وشاکر صدتاسف که چنان شرایط رخوت وسستی وبی انگیزه گی و بی شوقی وناامیدی و جنگ و میزنه ونمیزنه مردم کشورمون رو فرا گرفته که ماها باید فعلا کرولال وکورشیم وسعی کنیم حتی المقدور از دنیای کوچک وامن خودمون بیرون نیاییم ظاهرا این بهترین راهکار این روزگار بنظر میرسه بقول خانم اسکاول شین درکتاب ارزشمند چهار اثرکلام تو عصای معجزه گر توست خدایا من متعهد میشوم وتونیز کمکم کن که اززبانم فقط درجهت پیشرفت وترقی خودم استفاده کنم وهرگز آن را به غیبت و دروغ و افتراوتهمت و تمسخر و عیب جویی وچاپلوسی . بکار نبرم از زبان تو بر تو حکمفرماست
سپاس از استاد
به نام یگانه خالق هستی
سلام و هزاران دورود بر استاد عزیز
اینبار سخن شانس و معمولا بدشانسی هست
چقدر استاد زیبا این موضوع رو تفسیر کردند
من فکر میکنم اکثر آدما به همین بد شانسی معتقد هستند و همه چیز رو به بد شانسی ربط میدهند.
بله من هم همه چیز رو به بدشانسی ربط میدهم
در همه موارد میگم اینم از شانس منه
یا به اصطلاح میگیم من دستم نمک نداره به هرکسی خوبی میکنم بدی دریافت میکنم …
. حتی در گفتگو های روزانه مون با همسر و خانواده یا با دوستان همین رو مطرح میکنیم
میگیم منکه شانس ندارم ویا میگیم از شانس بد من این اتفاق افتاد ..
یعنی ما انتظار بدی داریم خدا دنیا رو طوری آفریده که ما هرچی انتظار داشته باشیم همون انتظارات بر آورده میشه …
حالا که استاد عزیزمون به این زیبایی این مطلب رو تفسیر کردند پی به این موضوع بردم
این مطلب رو تا بحال کسی برام اینقدر واضح توضیح نداده بود
بله دقیقا همینطور است وقتی همه چیز رو به بد شانسی ربط میدیم تمام کائنات دست بدست هم میدن که اون مطلبی که ما اسمش رو شانس گذاشته ایم رو به مرحله اجرا در بیاد
استاد گفتن وقتی با قانون جذب تازه آشنا شده بودند یه کتابی به اسم چهار قانون رو که مربوط دین مانیست رو مطالعه میکردند یکی از چهار قانون همینکه با کلمات گناه نکنید
داشتم به این موضوع فکر میکردم که مگه با کلمات هم میشه گناه کرد وقتی توضیحات استاد رو مطالعه کردم دریافتم که چرا نمیشه با کلمات گناه کنیم
وقتی این موضوع نه تنها در اسلام بلکه در دیگر ادیان هم مطرح شده ،چراکه نویسنده این کتاب چهار قانون مسلمان نیست
وقتی که همه چیز رو که خدا به خوبی تدبر کرده و افریده ربط به شانس میدیم
نادانسته اینقدر کلمات رو منفی اعلام میکنیم بعد توقع داریم همه اتفاقات خوب باید برای ما بیفتد
این کلمات بار دارند باز خورد دارند وقتی ما انتظار اتفاقات بد رو داریم خب نتیجه اش همین چیزایی که ما بهش مدام فکر میکنیم
باشد که همه ما از این به بعد همه چیز رو به بد شانسی ربط ندهیم
بلکه اجازه بدهیم رحمت الهی آنچنان که شایسته ماست جریان داشته باشد
در انتها با صدای بلند میگویم خدایا ممنون از این هم نعمات الهی که بیدریغ به تمامی بندگانت عنایت میکنی
نشان های دریافت شده
به نام خدایی مهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن ودوستان هم مسیر
وفتی به دریافت حسی خودم توجه میکنم کلام نادرست با حس بد چقدر تو ذهن من جای گرفته بود تو مسیر تناسب فکری برای من حس خوب داشتن وبخشیدن این افراد با کمی سختی انجام شد
افرادی بودن که من از کلامشون ازار دیده بودم این افراد تو برخورد با من ازکلمات ناامید کننده استفاده می کردن برای من کاری عمل معده وزانوم پشناهد میدادن که من اصلا دنبابش نبودم
تو افکار من این کار عمل نادرست بود دوست نداشتن ازاین روش استفاده کنم تا لاغر بشم اونیی خطای و کاره اشتباه برای جسم حساب می کرد
کلی اسیب به جسم طی این مدت چاقی زده بودمدوست داشتم این اسیب اصلاح و برطرف و ترمیم کنم دنبال روشی بود که اسیب کمش کنم اصلا خبر نداشتم این راه مسیر و روش هست واقعبت داره افرادی داران انجامش میدن من تو این مسبر هدایت نشدم و نیستم ولی راه درست هست تو همجنین شرایطی ،این افراد با صحبتی که هی تکرارش می کردن واین صحبت حتما بارها بارها تو ذهن این افراد تکرار میشد که با برخورد با من اولین صحبت به فصد خیر گفتن و پشنهاد به من بود ومن که دنبال روش انها نبودم برامکامل سخت شده بود که با این افراد برخورد نداشته باشم ی شکلی ارزشون فرار کنم وفتی حسم این شد که دارن تواین مسیر موفق میشم یی مانع برای من تمایلی بود که تو این مسبر ساخته شد جای باشه ابن افراد باشن من کاملا لاغر شده باشم ازمن سوال کنن من توضیخ بدم انها متوکه بشن که من ازار دادن ته این همه جیدمان ارز بود که من تنها از صحبت این افراد دریافت کرده بود م هیج جیز دیگه نبود
کلامتی بود که تو افکاراین افراد اون خیر و ثواب حساب می کرن که به منکمک کنن ولی یی رنجیره ازاز برای من ساخته شده بود که به سختی حالا راحت رها کردم کلی زمان از من گرفت تا این مانع و رها کردن واقعی رو به شکل درستش اتحام بدم هی با خودم صحبت داشتم به شکلی می خواستم برطرف کنم
انها ادماها خیر خواه حساب کردم که قصد ونیت انها طبق اموزش های خودش کمک کردن بود نه دشمنی ولی نمیشد انها اون روش انحام دادن ارزش نتیحه کرفتن عملکردن تو نگاه اون افراد این بهترین کاری بود که انحان دادن به من پشناهد میدن و خلاصه ازاین بخش به شکل درست رها شدم هی میگفتم بابا نه دستی بهت خورد نه اسیب جسمی دیدی جرا قادر نیستی رها کنی هی تو خلوت این افکار ازر دهند تکرا.ر میکنی
حس خوبی کنارش اگه هست حس انتقام که بخش منفی برات داره شیریت حلوه میده ارزش بکزر رها کن رها کردنی درست کامل تا به دریافت بهتری برسی حتی یی دو سالی هست که اصلا با این افراد هیچ برخوردی ندارم جای که این افرادهستن من نیستم یعنی به شکلی ازشون هنوز فراری هستم
بهانه این هست که مشکل مفصل اجازه بودن تو اون مکان به من نمیده ومن نمیریم ولی ته این واقعیت جدا کردن خودم از این افراد بود که توارامش خوب این ترمیم انجام بدم به شکر خدای عزیزم این بخش با کار روی خودم زمان دادن تکرار کردن واقعی برطرف شده تا با برخورد واقعی ببینم برطرف شده من تصور میکنم ترمیم شده خودم دارم تقویت میکنم اولین برخورد به دور ازهر تلیل نادرست تو ارامش، و به شکل برخورد اول خوب مثبت تبدیل بشه اینها کلا صحبت کلام بود که برای من از قدرت صحبت کلام ساخته شده بود سعی برطرف کرذن هست
خودم بعصی زمان شاید و حتما این اشتباه انحام دادم باید تمامسعی ازاین به بد درستر صحبت کردن باشه که نا خواسته دچار این خطا نشم که جرخ دنده که خودم به سختی تو جای درستش، قرار دادم برای دیگران نسازم تو صحبت کلام از حسم استفاده کنم
وفتی به گذشته خودم توحه میکنم دراثر یی حادثه که باعث مرگ بردار عزیزم شد چون تو خانواده بود وبا پسر عمه خودم هم مکان هم زمان بود این اتفاق ناراحت کننده افتاد افرادی قصد نیت خیرشون برای خانوده من کلی نارحتی بیشتر ساخت وفتی ماه تابستان میشد مادر بی نهایت ناراحت میشد دوست نداشت به زادگاهمون بریم چون میزان این صحبت رعد بدل شدن حرف که تو نکاه این افراد خیر بود برای مادر کلی اسب روحی داشت خودش که ناراحت اردست دادن پسر بود این صحبت کنار ازر بیشتری براش داشت به یا دارم کلا رفت امد بین ما وعمه نبود سعی در ندیدن هم داشتیم این عمل حرف حدیث کنارش افزایش،میداد بارها شنیده بودم عمه تو قبرستان شهر زارگاهم جای مخفی میشد که بردارس هنگام رفتن سر فبر پدرش ببنه واین حرف مادر به کاری عجیب و باور نکردنی برد مادر تو ی زمانی با رفتن به منزل عروس ای خانوداه که تازه بجه دارشده بود عمه امده بود نوه بیینه همه غافل گیر کرد بخصوص عمه وفتی ما اونحا رفتم عمه ارخوشحالی این بخشش، خشکش زده بود نمیدوست چه کار کنه پدرم عرق بوسه کرد اصلا از خود بی خود شده بود مادرم با این فدا کار تمام این اسیب زبان صحبت از خودش گرفت واسیب روحیش،کاهش،پیدا کرد به ارامش نسبی رسید دیگه فقط ناراحت فوت پسرس بود نه صحبت کنارش که ابن صحبت به مراتب از فوت پسرش بیشتر ازرش داد بود باره می کفت براش،سخت بود ولی برای راضی خدا این بخشش انحام داده دوست نداره برای یی اشتباه که پسرش ازش،گرفت خودش توقضاوت اشتباه کیر بندازه بدها معلوم شد اپن بین پسر عمه من بی تقصیر بود تو حادثه این اتقاق افتاده
این صحبت فرار بودن کنارش انقدر برای خانوده من ازاردهند بود وازر ثاسیب بیشتر رعد بدل ابن صحبت ناراحتدکننده تو وسط افرادی بود که هردوخانوده کامل نزدیک بودن و باعث کلی افکار ناراحت کننده میشدن و مادر با رفتار پخنه تر واین فدا کاری به همه ثابت کرد که بسیار با گذشت هست عمه تا زمان مرگش بارها میکفت که با این رفتار مادر به کل حرف های پایان داد وباعث شد خودش دیکه نگرانی اراین سمت نداشته باشه
قدرت کلام فقط،یی صحبت نیست که انجام میشه تمام میشه انقدر قوی هست که با برخودر من با ابن فایل همه مثل فیلم جلوی چشم من امد
چون تو ذهن ارزش،تصویر دارم فرمول دارم واسیبش حس کردم باهش،زندگی کردم حالات پدر و مادر بارها لمس کردم سال ها هست از این موضوع گذشته افراد سال های زیادی هست که همه به رحمت خدا رفتن مهمان خدا هست خدا همه ابن افراد مورد رحمتش،قرار بده بهشت حایکاهشون قرار بده امین
اثرش درمن هست که بازخورد دادم حتی از گوشه چشم اشکی حاری شد پس کلی حس باهش هست من باید ببخشم بگزارم رها کنم تا خودم رها بشم قلبم جایگاه بهتری برای خالقم باشه ارتباط،بهتری با خدای خودم بهتر برقرار کنم
صبح تو صفحه سپاس کزازیم هر چیزی که توش حس عالی هست درخواست داشتم دارم حبت گفتم ازعشق وعشق ورزی و ازببخش و از دوست داشتن افراد وحالا رسیدم به عشق ورزی به خودم رها کردن تو نگاه من عشق ورزی هست
اون زمان مادر برای عشق ورزی به خودش خانوده اش وحس بهتری به زندکیش دادن گذشت کرد درحقیت رها کرد و از خودش رعدش کرد امید که جواب این خوبی براش اون دنیا ارامش بهتری دریافت کرده باشه وجایکاه بهتری داشته باشه انشالله
حالا وقت عمل کرد من هست سبب خیر باشم خیر درست و ثواب درست ثواب من دیگران کباب نکنه چون اسیبش خودمحس کردم و مواظبت ازکلام بهش بیشتر توحه کنم چون شاید برخورد فیزیکی بود راجت اسون تر میشد ارزش کذشت پس صدمه اسیب زبان به مراتب سخت و سنگتر از رفتار عملی هست
اصلا خودش یی عمل قوی هست نه یی صوت که پایان یافته تصور میشه تو افکار همه حرف باد هواست میاد میریه تمام میشه کاملا غلط هست ریشه داره و ریشه اون بسیار قوی هست از کلی افکار برخورد هست که به صحبت ختم میشه حالا چه مثبت که بسیار بهتر وجه منفی که ارزش،باید پرهیز داشت انجامش نداد
با کلام معصیت نکنم و معصیت نکشم
دراثر تغییر کلام حتما رفتارم تغییر پیدا می کنه وفتی من درباره جاقی اپن صحبت سابق تعطیل کردم کلی تغیبر تو رفتارم انجام شد این بخش،به تعداد انسان میتوانه تعریف شخصی هر فرد ازکلام ساخته هست
و رابط،دادن رفتار به بد شاتسی باعث انتظار اون فرد برای،خودش حتما داره و تغییر رفتار هرفرد میشه
ربط،دادن هر جیزی،هرکاری تو بخش چاقی داشتم که ارام ارام از خودم گرفتم که هر چیزی ربط به چاقی من نداره ابن من هستم که این حلقه های جدا از چاقی و مورد دیگر با رنجیر ربط ،وصل کردم به چاقی که چاقی بهانه براش ساختم تا خودم قانع کنم اگه لاغر نشدم به این دلیل اون دلیل هست پس نه شانسی درکار بود ونه هست هر جی هست ساخته ذهن خودم در اثر اموزش نادرست خودم ساخته شده باید هربخش برطرف کردن همین شکل برطرف کنم تا تغیبرات خوب وارد زندگی من بشه وباعث بهبود زندگی باشم
در ساحل ارامش،الهی ساکن باشیم امین
با سلام و ادب
استاد امروز من خواندن این فایل را به فال نیک میگیرم و از خداوند متعال متشکرم که من را به سوی این اگاهی به این مهمی هدایت کرد
وقتی این فایل را گوش دادم متوجه شدم چقدر درطول زندگی بدون اگاهی از قدرت و نفوذ کلام خودم خیلی از چیزها را بدون دلیل به بدشانسی ربط دادم و با اینکار چقدر احساس بی ارزشی و بدشانسی را برای خودم در ذهنم درست کردم درحالی که اصلا ربطی به من نداشته و این تغییرات درجهان یک چیز بسیار عادی و همیشگی بوده است .
مثلا چاق بودن خودم بارها با خودم تکرار میکردم که چقدر من بی شانسم که ارثی به طایفه پدری رفتم و باید همیشه چاق باشم چون من به راحتی چاق میشدم و به سختی مقداری از وزن خودم را ازدست میدادم و چرا من مثل دیگر دوستانم متناسب نیستم و مورد تمسخر دیگران قرار میگیرم . و یا حتی در خرید وسایل شخصی وقتی چیزی را پسند میکردم اندازه و یا رنگ مورد علاقه ی من تمام شده بود و سریع ان را ربط میدادم به بد شانسی و احساس خودم را با این افکار بیهوده بد میکردم و گاهی روزها دیگر این افکار پوچ بودم
در محل کارم نیز همین موضوع تکرار شد که چرا فلانی با اینکه سابقه ی کمتری دارد و خوب کار نمیکند پست خوب گرفته . استاد من در سال ۱۴۰۰ از پستی در محل کار کنار گذاشته شدم و به شدت ناراحت بودم و ان را بدشانسی خودم میدانستم و بارها با خودم و دیگران این موضوع را مطرح میکردم که چرا من خودم هم نمیدانم چه کاری خطایی کردم که مستحق چنین کاری شدم تا انکه بعد از ۴ سال خود خوری و ناراحتی بالاخره مدیر سازمان تغییر کرد و الان بعد از ۳ماه متوجه شدم که من اگر دران جایگاه قبلی بودم با مشکلات بسیار بزرگی مواجه میشدم و ارامش ذهنی من را به شدت بهم میریخت چون هیچ کس نمیتوانست به مدیر قبلی بگوید فلان کار شما با قوانین همخوانی ندارد و من دقیقا فرد بسیار قانون مندی بودم و یا نظر شخصی من به عنوان رئیس قسمت این است و چون گوش به حرف مدیر ندادم از پست برکنار شدم و افرادی که گوش به حرف مدیر دادند الان با رفتن مدیر به مشکلات زیادی برخورد کردند که باید پاسخگو باشند ولی دران زمان هیچگونه مخالفتی نکردند و الان من متوجه شدم اصلا هم فرد بدشانسی نبودم خداوند دران زمان پشت و پناه من بود که دران موقع من برکنار باشم تا مشکلاتی برای من به وجود نیاید و دران زمان من بتوانم با سایت تناسب ذهنی آشنا شوم و روزبه روز به فکر سلامتی خودم باشم
ما با کلام خودمان میتوانیم خیلی از کارها ازجمله انتقاد- بحث – اثبات – غیبت – شادی و…. را انجام دهیم وباور نداشتیم که کلام ما بسیار قدرتمند است و میتواند علاوه بر دیگران بیشترین تاثیر را بر روح و جسم خودمان داشته باشد این که در قران گفته شده تقوا پیشه کنید یعنی اینکه مراقب کلام خودتان هم در جمع و هم در ذهن و جسم خود باشید خیلی از مواقع است که ما کلمه بدشانسم را به زبان نمیاوریم ولی وقتی با موضوعی مواجه شویم این افکاررا در ذهن خود مرور میکنیم و ذهن ما را به سمت بیشتر شدن ان موقعیت میبرد چون ذهن اصل را از بدل تشخیص نمیدهد و فکر میکند ما ازاین شرایط خوشمان امده و مارا به سمت بدشانسی بیشتر میبرد
ما باید یاد بگیریم که از طریق کلام خود معصیت و گناه نکنیم و بدانیم که کلام بسیار قدرت دارد چون خیلی از افکاررا میگویند بنویسید تا اتفاق بیفتد و این نشان میدهدکه کلام و افکار بسیار قوی هستند پس ما باید از امروز یاد بگیریم که خیلی مراقب افکار و کلام خود باشیم تا اتفاقات خوب برای ما بیفتد ما باید کلام خود را پاکسازی کنیم و به جایی که بگوییم من فرد بدشانسی هستم با ایمان به اینکه خداوند همه جا مراقب و مواظب من است بگویم حتما خیری دراین کار است که خداوند میداند و با این فکر به ارامش ذهنی و جسمی برسیم و افکار منفی دقیقا از ذهن و جسم ما دور میشود چون با ایمان به اینکه خداوند از رگ گردن به ما نزدیکتر است اینکار را انجام دادیم . و باید یاد بگیریم دیگر با کلام خود معصیت نکنیم و دقیقا با گذشت زمان متوجه میشویم که خیلی از چیزهایی که ما فکر میکنیم شر هستند درانها خیری نهفته است که به نفع ما است و با گذشت زمان مشخص میشود .و خیلی از چیزهایی که فکر میکنیم این بهترین چیز برای ما است دران شری نهفته است که ان هم با گذر زمان مشخص میشود پس باید خیلی مراقب افکار ذهنی و کلام خود باشیم .
خدایا از تو ممنون و سپاسگزارم که توانستم امروز صبح فایل به این خوبی را گوش بدهم و به این اگاهی مهم دست پیدا کردم وانشاالله بتوانم در زندگی ان را بکار ببرم تا از تمام جنبه های زندگی لذت ببرم و خودرا فرد خوش شانسی بدانم و روز به روز شاهد اتفاقات خوب درزندگی خودو اطرافیانم باشم چون کلام من در دیگران هم تاثیر میگذارد .