تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان میکنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافهوزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟
این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشهی ماجرا خیلی وقتها به یه چیز ساده اما خطرناک برمیگرده:
«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣
توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگهای فکر کنیم.
پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠

🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب میشه، نه شناخت!
از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟
آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلیت فراری بودی؟ 😟
بذار یه تصویر برات بسازم:
داری جلوی آینه لباس پرو میکنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی میشن. توی ذهنت یه جمله تکرار میشه:
«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»
و درست توی همون حالت هیجانی، میری سراغ اولین تبلیغی که میبینی:
🍵 یه دمنوش گیاهی!
🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!
🏃♀️ یه چالش ۲۱ روزهی سختگیرانه!
اینجا دقیقاً نقطهایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ میده.
انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگیت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلیته.
👀 مثالی از مدرسه…
یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت میاومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمیشه.
تو دنیای لاغری هم همینه.
وقتی روشی رو فقط بهخاطر ترس از چاقی انتخاب میکنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجهش میشه:
⛔ شروعهای پرانرژی
⛔ چند روز فشار و محدودیت
⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی
🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس
طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم میگیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوریهای جبرانی هستن.
چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥
✅ راه درست چیه؟
🔍 اول، باید خودتو بشناسی:
- آدم انعطافپذیری هستی یا ساختارمند؟
- به تنهایی بهتر کار میکنی یا با همراه؟
- از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟
بعد، روشهایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگیت هماهنگ باشن.
مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیمهای عددی برات مناسب نباشه.
یا اگه آدم درونگرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجهی بهتری بده برات.
💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقتها بهخاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمیپرسیم:
«من واقعاً چی میخوام؟ چی برام جواب میده؟»
پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:
«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام میدم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱
🔑 چون همون لحظه است که میتونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبندهی مجله ها و اینستاگرام.

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربهی درونی
تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که میگه:
✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»
یا یه خانم خوشهیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و میگه:
🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»
تو اون لحظه، مغز خستهت فقط همون یه جمله رو میفهمه:
«نجات!» 😵💫
و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق میافته… چون تصمیمگیریت از روی تجربهی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.
🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راهحل سریع میگرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!
🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیمهای سخت و سریع وزن کم میکنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمیگرده!
یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:
انتخابی که از بیرون بهشون خورونده میشه، نه از درون جوشیده.
🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمهی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیدهست که با هورمونها، مغز، احساسات، باورها و عادتها کار میکنه.
اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نمکشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگتر خراب میشه!
✅ راه بهتر چیه؟
بهجای دنبالهروی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیکتر شو. ببین تو از چی لذت میبری؟ با چه چیزی احساس امنیت میکنی؟ روش انتخابیت قراره تو رو خستهتر کنه یا زندهتر؟
🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر میشه.

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، بهجای اصلاح روش
یه سؤال ساده اما مهم:
وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمیده، چی کار میکنی؟
- الف: میگی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
- ب: خودتو سرزنش میکنی که «بازم نتونستم… من هیچوقت اراده ندارم!» 😔
واقعبین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه میریم سراغ گزینهی «ب».
چرا؟ چون سالها بهمون گفتن:
“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بیارادهای! خودتو کنترل نمیکنی!”
و این دقیقاً یکی از خطرناکترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمیسازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، میزنیم تو سر خودمون!
📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نهتنها عزتنفست افت میکنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کمرنگتر میشه.
و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.
👗 تصور کن…
رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.
خب چیکار میکنی؟
میگی: «اوف! من چقدر زشتم!»
یا میگی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»
اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد میگیری که لاغری هم مثل لباسه.
همهی روشها برای همه مناسب نیستن.
🌿 بدن ما یه سیستم بینهایت پیچیدهست، با تاریخچهای از احساسات، باورها، ژنها، عادتها و خاطرات.
وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمیگیری، بهجای مچگیری از خودت، بهتره بگی:
“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیهم و سبک زندگیم هماهنگه.”
🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن
منم یکی از اون آدمایی بودم که سالها توی دور باطل روشهای جسمی افتاده بودم:
📉 رژیم پشت رژیم
🏋️♀️ ورزش تا مرز بیحالی
🍵 دمنوش لاغری تلختر از دارو
📦 قرصهای گرون قیمت
💡 و البته دستگاههای عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجهی قرون وسطی بودن!
هر بار با هیجان شروع میکردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافهوزن بیشتر تموم میشد.
در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایجترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:
نادیده گرفتن ذهن!
یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.
🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…
مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیدهست!
تو زور میزنی، عرق میریزی، انرژی میذاری… اما نمیدونی چرا جلو نمیری.
🧠 ذهن همون ترمز دستیایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمیکنه.
🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…
تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمیشدم. من داشتم با جسم میجنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر میکرد.
تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمیکنه.
و این، همون نقطهای بود که مسیر من تغییر کرد…
✅ نتیجهگیری:
یکی از بزرگترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.
لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن همدست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.
پس این دفعه که می خوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:
«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘♀️🌀

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بیصدا، اما عمیق!
وقتی رژیم میگیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده میشه!
🍽 مامان میپرسه: «باز کم خوردی؟»
👩💼 همکار میگه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یهوقت!»
👨👩👧👦 خانواده با نیشخند میپرسن: «اینیکی رژیمت با قبلیا فرق داره؟!»
حتی گربهی دم پنجره هم قضاوتت میکنه 😿!
اما وقتی میری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی میافته: لاغر میشی، بیسروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.
🧘♀️ نه قرصی روی میزته،
🏋️♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه میرم»،
📱 نه اپی که صدای اعلانش همهجا بپیچه.
فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.
🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم
اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!
نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوالهای تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.
و همین سکوت، شد بزرگترین مزیتش.
چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.
🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمککنندهست؟
روش ذهنی تو رو از یکی از مهمترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور میکنه:
وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.
تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” میتونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر میکنی.
تغییری که:
✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق میافته
✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه
✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار میمونه
🌱 یه مقایسهی جالب:
روشهای پرزرقوبرق بیرونی مثل گل مصنوعیان:
تو رو سریع میبرن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.
اما روش ذهنی؟
مثل کاشتن دونهست.
شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشهدار، واقعی، و غیرقابل برگشته.
پس اگه تا حالا فکر میکردی که باید حتماً یه چیز عجیبغریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:
گاهی بهترین تغییرها، در سکوتترین حالت ممکن اتفاق میافتن.
🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیدهش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع میشه و با دلت میمونه ❤️
💬 چرا اشتباه در انتخاب روش لاغری، هی تکرار میشه؟
چون ته دلمون یه صدای آشنا زمزمه میکنه:
«تو نمیتونی… تو بازم شکست میخوری.»
و وقتی بارها تجربهی تلخ شکست رو چشیدیم، ذهنمون سریعتر جذب وعدههای قشنگ و توخالی میشه.
☠️ اینجاست که میافتیم توی تلهی خطرناکِ تلاش برای نجات فوری؛ همون لحظههایی که فقط دنبال یه راهحل سریع و قشنگ میگردیم، نه راهی درست.
🔍 ولی اگه فقط یه لحظه مکث کنیم، یه قدم عقب بیایم، احساساتمون رو ببینیم و ذهنمون رو آموزش بدیم، اون وقت دیگه نیازی به نجات فوری نداریم…
چون خودمون، با آگاهی، داریم خودمون رو از تکرار اشتباه در انتخاب روش لاغری نجات میدیم. از ریشه. از درون. 🌱
🧘♀️ لاغری واقعی یعنی آرامش ذهن + تغییر تدریجی
همهی اون روشهایی که قبلاً امتحان کردی، یهجورایی فقط به بدن فشار میآوردن، ولی روحت رو فراموش میکردن.
🌈 اما روش ذهنی، دقیقا برعکسه:
اول روحتو آروم میکنه، عزتنفس رو برمیگردونه، بعد کمکم تغییرات رفتاری و جسمی خودشون ظاهر میشن.
❓اگه روشی باعث بشه جسمت لاغر شه ولی روحت زخمی بشه، واقعاً ارزش داره؟
جواب واضحه: نه.
🔁 نذار اشتباه در انتخاب روش لاغری، تبدیل بشه به تکرار زخمهای قدیمی.
اینبار از خودت شروع کن. از ذهنی که تو رو واقعاً درک میکنه، نه قضاوتت.
🧡 دعوت به تغییر
تو هم میتونی مثل من، از اون چرخهی اشتباه در انتخاب روش لاغری بیرون بیای.
کافیه تصمیم بگیری، فقط یه بار، یه جور دیگه نگاه کنی.
👣 شروع کن به بازبینی مسیرهای قبلیت، احساساتت رو بشناس، ذهنت رو آروم کن.
و مطمئن باش که تو هم میتونی از اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و وارد مسیری بشی که پایدار، واقعی و خوشحالکنندهست.
✍️ تمرین آموزشی 📖
بیایید با هم یه نگاه واقعی بندازیم به اشتباه در انتخاب روش لاغری گذشتهمون:
- چه روشهایی برای لاغری امتحان کردی که نتیجه نداد؟
- چرا اون روش رو انتخاب کردی؟ علاقه داشتی یا فقط ترسیده بودی؟
- بعد از شکست، بیشتر خودت رو سرزنش کردی یا روش رو؟
- آیا حاضری به جای جسم، اینبار از ذهن شروع کنی؟
🪞 یادت باشه: روشی که انتخاب میکنی باید هم جسمت رو درمان کنه و هم احساست رو. اگه فقط یکی رو خوب کنه ولی اون یکی رو خراب، دوباره چاقی برمیگرده؛ شاید هم بدتر از قبل…
📝 در بخش نظرات بنویس:
- تو چند بار گول روشهای لاغری رو خوردی؟
- از کدوم اشتباه بیشتر ناراحت شدی؟
- آیا آمادهای با ذهن، لاغری رو از درون بسازی؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.84 از 288 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام و احترام خدمت همه ی عزیزان
سالهای سالهای در اضافه وزن بودم و بخاطر باور اشتباهی ک داشتم خودمو محکوم ب چاقی میدونستم مسئولیت چاقی و اضافه وزنمو خودم ب عهده نمیگرفتم و فکر میکردم بخاطر اینکه از نظر ظاهر ب خونواده مادری کشیدم باید مثل اونا چاق باشم چون مثل اونا استخون بندیم درشته و تپلی بهم میومد و خیلی باورهای دیگه ک منو چاق میکرد و تمام تلاش هام برای لاغری بی نتیجه میموند چون من ذهنمو برای چاقی تنظیم کرده بودم ،
میرفتم باشگاه باید کلی اذیت میشدم عرق میریختم و هر چقد تمرینم سخت تر بود عرق زیادی میکردم فک میکردم الانه ک وزن کم کردم ،کلی رژیم های سخت و پیاده روی های طولانی و وقتی میدیدم ک تاثیرش کمه شروع ب دویدن میکردم چون منم در ذهنم باور عرق بریز تا چربی هات آب بشه رو داشتم ، و همیشه حسرت اینو داشتم ک چرا ی عده راحتن و من همیشه باید ب خودم سختی بدم تا ب لاغری وتناسب برسم
کلی هزینه باشگاه و تهیه رژیم ها و وسایل لاغری مثل گن و دستگاه ها و همینطور دارو ها و دمنوش ها ،یعنی اینجوری بگم ک راهی نمونده ک من امتحان نکرده باشم حتی راه های خطرناک ، ولی خب هیچوق دائمی نبود و خیلی زود من ب وزن و سایز قبلی برمیگشتم ،همیشه از خدا ی راهی میخواستم ک آسون باشه و راحت بتونم متناسب بشم برای همیشه و حتی در سر رسید سال۹۸ من اینو نوشتم و از خدا ی راه دائمی و آسون خواستم ،
من چند ماهی هست ک با سایت اشنا شدم و هر روز قدمی برداشتم برای تناسب اندام ،و خودم احساس خوب و سبکی رو داشتم ولی زیاد حس سایز کم کردنو نداشتم و وقتی دوره رسیدن ب ارزو ها رو تهیه کردم و با ی سری از مسائل اشنا شدم اونجا فهمیدم ک رسیدن ب خواسته ها خیلی اسون و راحته و منی ک سالها ب تناسب اندام و لاغری می اندیشیدم اینم برام ی خواسته است بس میتونم راحت بهش برسم چون در دوره رسیدن ب آرزوها میفهمم ک من خودم خالق خواسته هام هستم و فقط فقط باید باورهامو تغییر بدم و موانع رو شناسایی کنم و ایمان بیارم ک با ذهنم میتونم ب تناسب برسم
چون سالها من از بیرون فشار می اوردم در حالی ک باید موافقت ذهنمو جلب میکردم منی ک باورهام بر اینه ک چاقی من ارثی ،من هر چی میخورم در بدنم انباشه میشه ،آبم بخورم چاق میشم ،از غذاها میترسم و آدم های لاغرو ادمای ضعیف و مریض میدونم و بدتر از همه نسبت ب آدمای خوش اندام و متناسب حسرت و حرص دارم چطوری میتونم با این موانع متناسب بشم چطوری میتونم لاغر بشم در حالی ک ارتعاشات منفی نسبت ب لاغری میدم ،و لاغر شدنو سخت میدونم وچاق شدنو آسون و مثل آب خوردن 😢 و خیلی جدی در مسیر قرار گرفتم باورهامو نوشتم شناسایی کردم حسرت و کینه و حرص و شکایتو کنار گذاشتم ،ترسم از غذاها کمتر شد حرص خوردن غذا نداشتم و توجهی ب مواد غذایی نداشتم و هر وقت نیاز ب غذا داشتم ب اندازه با لذت خوردم و لاغر شدم من همیشه باورم این بود ک تو تعطیلات مخصوصا عید چاقتر میشم ولی با تغییر باورام اینکه بدن من تمام مدت رو ب طبیعت و اصل خودش ک متناسب شدنه و تعطیلات و شبو روز نمیدونه چیه و کار خودشو میکنه و با تغییر همین باورهام برای اولین بار امسال توی تعطیلات من ی سایز هم کمتر کردم و از این تجربه زیبا دارم لذت میبرم 🥰
فرمول های ذهنی من بر این بود ک اگه زیاد لاغر بشم ادم مریض و ضعیفی میشم و آدمای لاغر لباس ب تنشون خوب نمیشه و من ک مثلا از دیدگاه بقیه استخون درشتم لاغر بشم زشت میشم و بهم نمیاد و … حتی همین فرمول ها باعث شده بود ک من هیچوق از سایز ۴۰پایین تر نیام ولی ی مدت کلی سرچ کردم کلی از افرادی ک اطرافم هستن و سایزشون ۳۸-۳۶هست رو ب خودم و ذهنم نشون دادم و از زیباییاشون لذت بردم و همین ها باعث شد من ببینم ک استخون بندی و این چیزام فقط باورغلطه و فقط مانعه برای متناسب شدنم و ب مرور من بدون اینکه فشاری بیارم از سایز ۴۰اومدم پایین و حتی خودمم برام شگفت انگیز بود و من فقط دارم لاغری رو یاد میگیرم ومثل اب خوردن بدون اینکه ب خودم فشار بیار و گشنگی بکشم و عرق بریزم دارم مثل اب خوردن لاغر ومتناسب میشم 😊لاغر شدن خیلی خیلی راحته چون من در مسیر طبیعیت و اصل جسمم هستم و ب اصل خودم برمیگردم واصل من متناسب شدن و لاغریه
سلام خدمت استاد بزرگوار ودوستان هم مسیرم
ماهاست ک توی سایت چیزی ننوشتم از دیروزم ک تصمیم گرفتم ک مسیر لاغری رو شروع کنم باز ی چیزی توی ذهنم میگف ک مثل همیشه دفترتو بیار وتو دفترت بنویس؛ولی امروز تصمیم قاطع خودمو گرفتم ک حتی شده چن جمله بیام وتوی سایت بنویسم واینجام گول نخورم ک تو دفتر نوشتن کافیه و نمیخواد حالا بری توسایت ؛راجب لاغری خیلی فایلا گوش دادم این مدتی ک غضو سایت هستم همیشه استوری ها و لایوهای استادو پیگیری کردم و میخوام بگم ک خیلی عالی و مفید بودن بجر ارامش روحی و روانی و شادی ک برام ب ارمغان اورده کلی هم تاثیر داشته در جسم من ؛ولی أخر هفته ک استاد در استوری گذاشتن این شنبه شروع مسیر لاغری ؛ب خودم گفتم ک اینبار قوی تر برو جلو استمرار داشته باش و نظم بده ب مسیرت ؛و شروع کردم مسیر زیبای لاغری ذهنی رو با مسیر لاغری ومیخوام هر روز قدمی برای این خواسته ام بردارم؛
من از وقتی خودمو شناختم بهم گفتن شبیه خونواده مادری و مامانتی و من وقتی مامانمو نگا میکردم هر روز ک بزرگتر مبشدم ترسم بیشتر میشد چرا ک مامانم و خونوادش همگی تپل با اضافه وزن های زیاد و کمر درد ها و پا دردها و مشکلات چاقیشون بودن,در حالی ک من ی دختر متناسب بودم مثل خونواده پدری ولی حرفای اطرافیان باور میکردم شاید اونها از نظر چهره منظورشون بود ولی من کل رو میدیدم،خیلی سن کمی داشتم ک از غذاها ومقدارشون ترسیدم چرا ک مامانم میگف ما دس خودمون نیس معدمون بزرگه و همین باعث ترس بیشتر من و توجه بمقدار غذا میشد،و شروع ب رژیم در سن کم و حتی وقتی اضافه وزنی نداشتم ،همیشه دنبال روشی بودم ک چاق نشم واوتقد ترسیدم و تصویر ذهنیم از خودم چاق شدن بود ک جسمم هم همونو بهم نشون داد ومن شروع ب چاق شدن کردم ،وهر کسی ک ب من میگف داری چاق میشی ترسم بیشترمیشد و بیشتر دنبال روش لاغری میشدم وسال ب سال هرجا ک از روش های لاغری صحبت میشد قطعا من هم بدنبال میرفتم وگول رومیخوردم من سالهای سال گول تبلیغات ولوازم داروها وورزش ها برای لاغری روخوردم وجسم خوردمو ازار دادم وروحم رو زخمی کردم ،ی روز میگفتن پیاده روی های سنگین ،من شروع میکردم میگفتن بالارفتن از کوه سوخت و ساز بیشتر یت رژیم پروتیین ،رژیم سبزیجاات,دکترهای تغذیه هر هفتع و هرماه منو مجبور ب وزن کشی واعصاب خوردی واینا میکشوندن ولی باز همچنان تا کسی میگف فلان دکتر خوبه من ازش وق میگرفتم، داروهایی ک توی اینترنت وپیج ها معرفی میشد ویا داروهایی ک عطاری ها پیشنهاد میدادن وتمام سالها من ۵_۶کیلو اضافه داشتم ونمیتونستم بیارم پایین وهر سال وروز ک میگذشت من باورهای جدیدی برای چاق شدن وچاق موندم اضافه تر میشد ،منی ک با دو سه کیلو اضافه وزن شروع ب دنبال لاغری رفته بودم دیگه مث یویو شده بودم پایین و بالا،ولی با این تفاوت ک هر بار ک برمیگشتم بالا بیشتر از قبل بودم،من وقتی با این سایت اشنا شدم در بدترین شرایط زندگیم بودم ی ادم افسرده با حال داغون ی بازنده توی زندگی ک جسمشم کامل بیخیال شده ولی این مدته ک اینجا شده خونه اصلی من وتهنا تفریحگاه من ،حوصلم سر میره میام سایت ،دلم میگیره میام سایت حالو هوام عوض میشه خوشحالم میام سایت خلاصه ک در روز ساعت ها من توی سایتم وهر کی منودیده گفته چقد تغییر کردی ولی اینبار گفتم باید همونطور ک در تغییر زندگی مادی و معنویت منظم رفتی جلو با فایلای عالی رسیدن ب ارزوها یا فایلای زندگی با طعم خدا،بیا واینجام منظم وروزانا قدماتوبردار، ولی دیروز گول خوردم ودیدگاه ننوشتم ولی امروز ب خودم گفتم بس کن گول خوردنو ،اینکه نکنع من نتونم دیدگاه خوب بنویسم نکنه خوب درک نکرده باشم ،اینهاروبیخیال ،صفحه رو باز کن واون چیزی ک فهمیدی یا اون چیزی ک همی الان بهت گفته میشه واز ذهنت میگذره روبنویس،
من سالها گول روش های لاغری زیادی روخوردم با داروهایی ک کلیه .کبدمو داغون کردم با ساکشن اونم برا چن کیلو،با سوناها خشک وداغ ک کباب میشدم با ورزشهایی ک تمام استخونام از درد میترکید ونمیتونستم شب بخوابم ،با داروهای تلخ وملین ک ساعت ها دل درد روتحمل میکردم با غذاها ودمنوش های بد مزه چقد خودمو اذیت کردم در حالی ک همه چیز در ذهن وباور من بود ،من باورکرده بود ک قرار مثل مامانم چاق بشم ومث مامان بزرگم تا اخر عمرم رنج چاقیوداشته باشم من خودمو در غالب مامانم تصورمیکردم وبعد ازجسمم انتظار ی باربی روداشتم من ترس ووحشت از چاقی روغذا وبزرگی معده روداشتم ومیخواستم لاغر بشم
الان از دیگاه خیلی ها من متناسبم ولی خودم توی ذهنم ایده الم چیز ذیگه ایه و این مسیر زیبای ذهنی ب سمت مقصد تناسب رو شروع کردم چون ایمان دارم ک اگه هر روز قامی بردارم قطعا بایدع ال خودم میرسم واین بهم اثبات شده در مدتی ک در این سایت پر بار بودم استفاده کردم
خدایا یرای قرار گرفتنم در این مسیر شکرگذارت هستم
با عرض ادب
لاغری هنر ومهارتی هست ک باید اونویاد بگیریم ،همونطور ک چاقی رو یاد گرفتم ، طبیعت جسم من لاغری وتناسب بوده ولی من اونقد تحت اموزش چاقی خودمو قرار دادم و اون اموزش ها رو باور کردم و رفتارهای چاقی رو انجام دادم ک ب مهارت چاقی رسیدم و بعد نگرشم این شد ک چاقی خیلی راحته و من مثلا آبم بخورم چاق میشم و من مثل اب خوردن چاق میشم ، در حالی ک اصلا چاقی خلاف طبیعت جسم منه و این برای من ثابت شده است ک چاقی طبیعت جسم من نیست چون وقتی ب مقدار غذایی ک طی سالها مصرف کردم نگاه میکنم میبینم ک چندین تن بوده ؛ بعد اندازه اضافه وزن من حتی ب اندازه وزن یه هفته مواد غذایی و نوشیدنی ک استفاده کردم هم نیست ، بس همین ثابت میکنه ک چافی خلاف جهت طبیعت جسم منه؛ ومنی ک در خلاف جهت ک اون همه سخته حرکت کردم و مهارت پیدا کردم ببین حالا بخوام در مسیر وجهت موافق حرکت کنم چقد میتونه نتیجه راحت و اسون باشه ، من وقتی دارم اموزش لاغری میبینم و یاد میگیریم و رفتار میکنم اینا همون کسب مهارت لاغری هست ؛ مابقیشو جسم من سالهاست ک خودش انجام میده فقط کافیه ک من به نگرش ها و فرمول های چاقیم اگاه باشم و اونارو شناسایی کنم اونوقته ک مثل اب خوردن لاغر میشم حتی خیلی راحت تر ، چون در جهت موافق حرکت کردن با حال خوشه و لذتش بیشتره سرعت بیشتریم داره ؛
من یا اطلاعات چاقی ک ورودیم بودم و نگرش های چاقی نسبت ب خیلی چیزها فرمول های چاقی رو ساختم و تکرار اونها باعث رفتارهای چاقی در من شد ک نتیجه در جسمم ب صورت چاقی و اضافه ظاهر شد ، من سالها شنیدم ک چاقی ژنتیکیه و حتی لاغری رو هم ژنتیکی میدونسم و خودمپ ناتوان از لاغری چون میگفتم ژنتیکمو ک نمیتونم کاریش کنم ،
سالها مواد غذایی رو عامل چاقی میدونسم در حالی ک بابام و زنداداش متناسب و لاغرم هم سفره بودن با ما ، سالها بی تحرکی رو عامل چاقی میدونسم ولی هیچوق با ورزش های سنگین لاغر نشدم ، همیشه میگفتم ک من خیلی میخورم در حالی ک من نصف سالو توی رژیم بودم و غذام اندازه ی بچه هم نمیشد ولی لاغر نمیشدم ، و یا ی نگرش هایی راجع ب تپلی وپری داشتم اینکه ادم تپل وپر سالم تره ولی من در اوج جوانی و سن کم کمر درد داشتم ک میزد ب پام ؛ میگفتن صورت تپل و گرد زیباتره ولی من کلی صورت ها ظریف و زیبا رو میبینم ک زیباییشون چن برابره ؛ حتی همین الانم بارها مامانم ب من گفته و اصرار داره ب حرفش ک مم این مشکلات کمبود ویتامین و پایین بودن پلاکت و خون شدید ک پیدا کردم از همون پایین اومدن سایز ووزنم تو این مدته و اصرار داره ک من از وقتی لاغر شدم صعیف شدم و الان این مشکلات برام پیش اومده ، در حالی ک من کلی افراد خیلی متناسب تر و لاغرتر رو برای خودممثال میزنم خیلی هم سالم و فرزن ؛و اون فقط باور ونگرش چاق مامانمه ک اون فرمول هارو ساخته ک منم قبلا داشتم ولی الان خیلی کمرنگ شدن و اصلا بهشون توجهی نمیکنم
زیبایی سلامتی و ارامش رو در تناسب ولاغری میبینم وب سالهای زندگیمک فکر میکنم میبینم کچقدر بهترین سال های عمرم و بچگی و اوج جوونیم در رنج چاقی بودم و هیچوقت فکرم ازاد نبوده و همیشه در پی راهی برای رسیدن ب لاغری بودم در حالی ک لاغری جزئی از من بوده ک با آموزش های غلط چاقی ازش سالها فاصله گرفته بودم وجقدر راحت و آسون بوده لاغری ، و لاغر شدن
من سالها گول خوردم از همون دوران دبستان ک یکی از دوستام گف تو هم مثل مامانت تپل میشی صورتت گرده ، من ترسیدم چوناصلا دوس نداشتم اونجوری بشم ، خودمو نگاه میکردم من در اون دوران فقط صورت گرد داشتم ولی خودم تپل نبودم ، درسته هیچوقت دختر لاغری نبودم ولی خب چاق ب اون صورتم نبودم ولی بعد از اون حرف دوستم ترسیدم شاید حدود ۸-۹ سالم بود ، هر چی تغذیه و خوراکی تو کیفم بود رو نمیخوردم نه اینکه دوس نداشته باشم نهه ، میترسیدم ، و از همون موقع از بزرگترها و اطلاعات اطرافیان راه لاغر شدنو نخوردن میدونسم ، خلاصه ک چن سال بعد من رژیم ها رو شروع کردم ، رژیم های مختلف ، هر جا و از هر کسی اسم رژیمی رو میشنیدم منم تهیه میکرذم و اون رژیم رو با کلی سختی و مشکلات اجرا میکردم ، معمولا رژیم ها با سفره خانواده فرق داشت و تهیه اس سخت بودوکلی بحث و حرفم میشد و در نهایت یا رژیم تموم میشد با مقدار کمی کاهش وزن یا. نصفه ونیمه رها ، و باز دنبال روش برای لاغر شدن دکترهای تغذیه معرفی میشد ومیگفتن خوبه من در تلاش برای نوبت گیری و رفتن و همشونم ک روششون رژیم بود و کنارش ورزش وپیاده روی ومدام وزن کشی و استرس از اینکه قراره ترازو چ عددی رو نشون بده یعنی من میتونم بگم از سن کم ک شروع کردم ب رژیم اغلب رژیم های مختلفی ک در جامعه دست ب دست میشد و یا پزشکا ومربیای باشگاها میدادن و یا توی اینترنت سرچ وپیدا میکردم رو من انجام دادم ونتیجه ای ک میخواستم رو نگرفتم و هر چیم ک وزن کم میکردم در مدت خیلی کمتری بعد از پایان رژیم برمیگشت ،
ومندرچقدر ب بدنم با رژیم ها اسیب زدم ی مدت کلیه هام دچار مشکل شد و دکتر گفت ک بخاطر رژیم طولانی پروتئینه ک کلیه ام دچار مشکل شده و فشار اومده بهش ؛
و من همچنان گول میخوردم و دست برنمیداشتم انواع ورزش های مختلف وخیلی سخت ونفس گیر ک تن و بدنم بعد از اون ورزش ها اونقد خوردو خمیر بود ک حتی شب ها هم نمیتونسم راحت بخوابم و تا بدنم میخواس یکم جا بیوفته باز مربیم تمریناتمو سخت تر میکرد تا بیشتر چربی سوزی داشته باشم وساعت ها وقت وهزینه میزاشتم وکلی جسم نازنیمو تحت فشار میزاشتم ک مثلا جسمی رو ک با اموزش نگرش چاقی ، چاقش کردم رو با فشار وعرق کردن لاغر کنم ومنم مثل اون دوستی ک گفتن توی باشگاه از حال رفتن ، چن بار افت فشار پیدا کردم و حالک بد شد و عضلاتم لرز گرفتن حتی دوبار مربی مجبور شد سرم نمک ب خورذم بده ک فشارم یکمبیاد بالا ، چونبارها مم از ترس و فشاری ک بهممیومد ک نکنه این هفته برم رو ترازو واونقدی ک انتظار دارم کمنکرده باشم و مربیم سرکوفت بزنه ، چیزی نمیخوردم و حتی رژیمی ک مربی هم میداد از اونم کمتر میخوردم و همین باعث ضعف من موقع تمرینات سخت میشد ،
از وقتی ک یادم میاد دنبال پیاده روی بودم چون بهم میگفتن کم تحرکی و تنبلی منم سعی میکردم ک ی ساعتی روپیاده روی تند ونفس گیر انجام بدم ک حتما عرق کنم تا تاثیر داشته باشه ،
مابین اینها ما هم مثل استاد از اون دستگاهای دراز نشست خریده بودیم و قشنگ گول این تبلیغات ماهواره و بعدش صدا سیمارو خورده بودیم وقتی تبلیغش از تلویزیون پخش میشد کلی ذوق میکردم ک قراره ما هم مثل اون خانوم توی تبلیغ بشیم و اونجوری خوش اندام شبم ، مامانم ک فقط چن روز اول انجام داد و کمر دردشو بهونه کرد وتموم ولی من مصممبودم و هر روز بعد کلی پیاده روی و عرق کردن میومدم و با دستگاه درازو نشست میکردم ولی بعد مدتی ناامید شدم و تمام و هیچوقتم با اون دستگاه مثل اون خانوم ک هیچ حتی ی ذره تغییر هم نکردیم ، داییم با اینکه دید ما هیچ فرقی نکردیم ولی اصرار داشت ک شما درست انجام ندادین و گف شما نمیخوایین اینو من برمیدارم و همچنان معتقد بود ک موثر، کاونم بعد ی مدت همچنان همان سایز و وزن بود و اعتراف کرد ک هیچ تاثیری نداره و کمرشم اذیت میشه ؛
بعد از اون توی تلویزیون دستگاه ورزشی مسگری روتبلیغ میکردن ک باهاش حرکات چرخشی کمر روانجان میدادن و ما هم دوباره وسوسه شدیم باز گول خوردیم خریدیم و بعد استفاده ی مدت طولانی و بی نتیجه اونم کنار رف .
و خیلی وسیله های دیگه مثل گن های لاغری و حلقه ورزشی ولی فایده نداشتن ؛
خلاصه هر روشی ک من خودم ب شخصه میشنیدم خودی پیگیر میشدم و روی درو دیوار و شیشه ی عطاری ها و داروخانه ها چشمم دنبال چیزی بود ک حرف از لاغری نوشته باشه
حتی اون دستگاه سونای خشک انفرادی ک یکی از عزیزان توی دیدگاهشون گفته بودن هم من استفاده کردم ، یکی از اشناها گف ک یکی از دکترهای زیبایی و پوست اینا دستگاهی اورذه واسه لاغری و منم با اصرار خیلی زیاد هزینه دوره رو گرفتم و شادو خوشحال رفتم سمت لاغری ولی بعد چند وقت ناامید و خیلی داغون تر و با کلی هزینه از دست رفته برگشتم، پوستی ک از استفاده کرم و پلاستیک و سلفونی ک پیچیده میشد دورش و بعد قرار گرفتن در معرض گرمای سوزاننده باعث حساسیت شده بود و من محبور شدم ی مدت امپول استفاده کنم تا حساسیتم بره
من بارها گول خوردم و با تبلیغات توی اینستا کلی دارو و دمنوش تهیه میکردم و ب چه سختی ومشقت اونهارو استفاده میکرد، پودرهای خیلی تلخ و بدمزه ک صبح ناشنا میخوردم
قرص های گیاهی ک بیشتر ملین بودن باعث دلپیچه و بیرون وریها وبعدش بیحالی میشدن و فقط بدنو کم اب میکردن
دمنوش های مختلف ک اخرین دمنوشی ک تهیه کردم دقیقا دو ماه اینا قبل ورودم ب دوره بود قبلش از طریق یک پیج اینستایی یه پک پودر و قرص سه ماهه گرفته بودم خیلی بد بو و بد مزه بود و حالم بهم میخورد از مصرفش ولی دیگه چاره ای نمیدیدم ک مصرف میکرذم ک وسطای مصرفش بودم ک تو ی پیج دیگه دمنوش های لاغری ک میگفتن صد درصد تاثیر داره و ب صورت تی بگ بود و از نظم مثلا خیلی استفادش از اون پودر وکپسول راحت تر بودو خیلی سریع من بازم با ی هزینه زیاد اونو سفازش دادم ، چون مثلا مشاوره ای ک از فروشنده گرفتم مدام گف ک پک چهار ماهه بگیرین ک تخفیف دازه و تاثیر فلان و ضمانت چهار ماه بیست کیلو و همین حرفا باز هم باعثشد ک من خیلی سریع سفارش بدم و از لحظه ای ک ب دستم رسید خوشخال شروع ب استفاده کزدم وکنارش پیاده روی و مثلا اشتهام کم شده بود ولی بعد گذشت ی ماه من ب شدت سرگیجه گرفتم و بعدشم کلی عوارض و در این بینم چون ی سری مشکلات رابطه و عاظفی هم داشتم ودل ودماغ نداشتم و اونورم دمنوش ها هم لرز وشوک عصبی بهم میاورد دیگه پیگیر مصرف نبودم
اونقد روشهای مختلف برای لاغری رفتم و اونقد گول خوردم برای لاغر شدن ک هرچقد مینویسم باز ی چیز جدید یادم میوفته
خلاصه ک هیچکدوم از اونها نه نتیجه میداد ن منو لاغر کرد چون راز لاغر شدن تو هم چاق شدنه ، منچطوری چاق شدم همونطورم باید لاغر شم ، من ی مسیری رو طی کزدم ک ب چاقی منتهی میشد خالا هم باید همونجوری برگردم تا ب برسم ب طبیعت خودم و لاغری وتناسب ، چاقی رو یادگزفتم وعمل کزدم و کارهایی انجام دادم ک نتیجه اش میشد چاقی حالا مهارت لاغری رویاد میگیرم و اگاهی های لاغری ونگرش وباور لاغری ک وقتی ادامه بدم تبدیل میشه ب رفتار لاغری ک نتیجه اون لاغری وتناسبه ؛
لاغرها برای لاغری و تناسبشون نرفتن غذای مخصوص بخورن و بابای من لاغر و متناسبه و سالها از ی سفره غذا خوردیم و نوع غذامون یکی بوده ، ولی اونکاملا متناسبه چون هیچوقت رفتار چاقی رو انجام نمیده از اول ب اندازه نیازش غذا میخورده و بی توجه ب حرفای مامانم ک اون چن قاشق حیفه دور ریز میشه بخور نمونه ، کار خودشو انجام داده و خیلی قاطع گفته سیرم نمیتونم ، چون ب حرف جسمش گوش داده ک سیره و لازم ب فرمول و نگرش دیگه ای نیست
من بارها و بارها ب خودم میگم لاغر شدن خییییلی آسونه خیییلی اسون مثل اب خوردن ، من فقط قراره در ارامش در مسیر لاغری و تناسب باشم و اموزش لاغری رو ببینم فرمول هارو بشناسم و ادامه بدم تا ب رفتارم تبدیل بشن اونوق لاغری خود ب خود ظاهر میشه ، همونطور ک ناخواسته در معرض اموزش های چاقی قرار گرفتم و ادامه دادم و تبدیل شدن ب فرمول چاقی و بعد هم جسم چاق بوجود اومد ، فقط اونوقت نا اگاه بود ، الان ی مدت اگاهانه تحت تعلیم و اموزش قرار میگیرم ، ذهن ومغز منم همیشه تا وقتی من زنده ام قدرت وتوانایی پذیرش اموزش ومهارت رو داره ، همان طور ک مهارت رانندگی رویاد گرفتم ، همانطور ک نوشتن و خوندن رو یاد گرفتم ، و یا خیلی مهارت های دیگه ، من اصلا نمیتونستماشپزی کنم و اوایلش همه ی غذا خراب میشد بارها برنج شفته میشد و یا خیلی دون میشد و زیرش از کم ابی میسوخت ولی دوست داشتم یاد بگیرم خسته نشدم و تکرار کردم الان من اغلب اوقات غذای بی نقص درست میکنم و یا وقتی دختر مدرسه ای بودم یه سال تابستون توی کلاس های گلسازی شرکت کردم وتحت اموزش قرار گرفتم اوایلش هیچی سر در نمی اوردم ولی مربی داشتیم ک اصولش رو بهمون یاد میدادو ازمون میخواست ک انجام بدیم وبعد میگفتم ک تو خونه همبرای جلسات بعدی چنتا درست کنیم و ببریم وتکرار همین درست کردن ها باعث میشد ک مهارتمون بره بالا وتمیز تر و بی نقص تر درست کنیم ، وبا اینکه من بعد از اون از اونهنر استفاده ای نکردم وفقط برای کاردستی مدرسه وهمچین وقتایی درست میکردم ولی چون اوصولی یاد گرفته بودم با ی مرور کارو تمیز در میاوردم
الان از طریق اموزش لاغری ، لاغری رو اصولی یاد میگیریم ، چیزی ک اصلشه ، اموزش ب فرمانده و مرکز کنترل جسممون کهمون مغز باشه و اینجاس ک خیلی راحت و اسون ، نتیجه عالی وفراتر از انتظارمون میشه
سلام استاد عزیز ،از وقتی ک با سایت شما آشنا شدم و وارد شدم ب قول یکی ازدوستان ک نوشته بودن هنگام اشنایی با سایت مانند «کسی بودم که روزهاست تشنه بوده والان به چشمه آب خنکی رسبده وهرچقدر می نوشد سیر نمی شود هر چقدر گوش می دهد سیر نمی شود» منم دقیقا همینجوریم ،تمام مدت از کوچکترین فرصت هام برای گوش دادن و خوندن دیدگاه عزیزان استفاده میکنم قبل خواب یا وقتی چش باز میکنم و گوشی دست میگیرم با ذوق وارد سایت میشم تا اگه دیدگاه جدیدی راجب فایلا و یا لایو و استوری جدیدی بود بخونم و گوش بدم وب نتایج عالی هم رسیدم هم در تناسب و هم دررسیدن ب خواسته ها و کلا در همه ی احوالاتم دگرگونی کامل داشتم فرمول های جدید تغییر باورها و برداشتن موانع برام تجربه های جدید و لذت بخشی رو ب همراه داشت ک یکیش متناسب شدن هست ،و ب زودی عکسمو برای شما میفرستم و این بزرگترین معجزه و هدایتم بود از طرف خدا ک مورد لطفش قرار گرفتم و ب سمت سایت شما هدایت شدم
سلام دوست عزیز بهتون تبریک میگم و ازتون تشکر میکنم برای این نوشته ی بی نهایت خوبتون
از نوشتتون لذت بردم و ب موانع خودم پی بردم
با اینکه مدتی هست ک از فایلا استفاده میکنم و خیلیم خوب سایز کم کردم ولی همچنان ترس هایی از مواد غذایی و انباشته شدن در بدن داشتم و با مثال های خوبتون ایمانم ب راهم خیلی بیشتر و بیشتر شد و تنها راه تناسب رو مسیر ذهنی میدونم و ایمان دارم ک اگه ذهنم رو هماهنگ کنم تناسب خود ب خود در جسمم نمایش داده میشه ،
من برای خودم اول سایز ۳۸و وزن ۶۲ رو در نظر گرفته بودم و دوست داشتم ک در این تناسب باشم ولی قبل عید ک ب سایز ۳۸ رسیدم احساس کردم ک دوست دارم ی سایز هم کمتر بشم و از وزنم خبر ندارم چون خودمو وزن نمیکنم و بعد عید متوجه شدم لباسهای سایز ۳۸برام شل شده و همین باعث کلی ذوق من شد ولی بعد از چند روز ترس اومد برام ک نکنه برگردم ب سایز قبل و الان با نوشته شما میبینم ک من خودمو مدتها روی سایز ۳۸ تنظیم کردم شاید این احساس ک من دارم باز ۳۸میشم بخاطر اینه ک من هنوز ذهنمو اماده سایز ۳۶نکردم
البته اینم بگم ک قبلا ک سایزم بالاتر بود نسبت ب سایز ۳۶حس خوبی نداشتم و فکر میکردم ک ادمهای ضعیف و خیلی لاغری هستن ک اصلا لباس تو تنشون زار میزنه و کلی باور غلط و شنیده هایی راجب لاغری و سایز کم ک همیشه میگفتن خوب نیست و این در من ب باور تبدیل شده بود ولی الان ک خودم ب سایز ۳۶رسیدم در این مدت کوتاه کلی انرژی های مثبت داشتم ک خیلی زیباتر شدی و کاملا لباسها بهت میاد و باربی و از این تعریفات و همین طور در این مدت من هیچ مشکل جسمی و ضعف و ..نداشتم بخاطر این سایزم در حالی ک قبلا باورم این بود ک ادمهایی هستن ک فشارشون مدام میوفته و صعف ومریض میشن و بخاطر همینا ذهنم هماهنگ نمیشد با سایز ۳۶ ولی الان متوجه باورهام شدم و اومدم بنویسم ک من عاشق سایز ۳۶و وزن ۵۷هستم و تازه از تجربه اش خیلیم لذت بردم در این مدت زمان کوتاهی. ک در این سایز هستم و تازه خیلیم حالم بهتر بوده و سبکتر و راحت ترم بودم بس تنطیمات و ترموستات ذهنمو میارم رو این سایز و ایمان دارم ک در این سایز برای همیشه میمونم 🥰
اینجا از استاد بی نهایت سپاسگزاری میکنم من از فایلا استفاده کردم ولی در سایت تمرین ننوشتم هر چند برای خودم نوشتم ونتیحه عالی هم گرفتم ،
ولی از امروز شروع کردم ک فایلا گوش کنم و در سایت هم بنویسم و از نوشته دوستان خوبمم استفاده کنم