تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان میکنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافهوزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟
این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشهی ماجرا خیلی وقتها به یه چیز ساده اما خطرناک برمیگرده:
«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣
توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگهای فکر کنیم.
پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠

🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب میشه، نه شناخت!
از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟
آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلیت فراری بودی؟ 😟
بذار یه تصویر برات بسازم:
داری جلوی آینه لباس پرو میکنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی میشن. توی ذهنت یه جمله تکرار میشه:
«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»
و درست توی همون حالت هیجانی، میری سراغ اولین تبلیغی که میبینی:
🍵 یه دمنوش گیاهی!
🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!
🏃♀️ یه چالش ۲۱ روزهی سختگیرانه!
اینجا دقیقاً نقطهایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ میده.
انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگیت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلیته.
👀 مثالی از مدرسه…
یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت میاومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمیشه.
تو دنیای لاغری هم همینه.
وقتی روشی رو فقط بهخاطر ترس از چاقی انتخاب میکنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجهش میشه:
⛔ شروعهای پرانرژی
⛔ چند روز فشار و محدودیت
⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی
🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس
طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم میگیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوریهای جبرانی هستن.
چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥
✅ راه درست چیه؟
🔍 اول، باید خودتو بشناسی:
- آدم انعطافپذیری هستی یا ساختارمند؟
- به تنهایی بهتر کار میکنی یا با همراه؟
- از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟
بعد، روشهایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگیت هماهنگ باشن.
مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیمهای عددی برات مناسب نباشه.
یا اگه آدم درونگرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجهی بهتری بده برات.
💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقتها بهخاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمیپرسیم:
«من واقعاً چی میخوام؟ چی برام جواب میده؟»
پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:
«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام میدم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱
🔑 چون همون لحظه است که میتونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبندهی مجله ها و اینستاگرام.

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربهی درونی
تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که میگه:
✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»
یا یه خانم خوشهیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و میگه:
🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»
تو اون لحظه، مغز خستهت فقط همون یه جمله رو میفهمه:
«نجات!» 😵💫
و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق میافته… چون تصمیمگیریت از روی تجربهی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.
🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راهحل سریع میگرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!
🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیمهای سخت و سریع وزن کم میکنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمیگرده!
یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:
انتخابی که از بیرون بهشون خورونده میشه، نه از درون جوشیده.
🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمهی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیدهست که با هورمونها، مغز، احساسات، باورها و عادتها کار میکنه.
اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نمکشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگتر خراب میشه!
✅ راه بهتر چیه؟
بهجای دنبالهروی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیکتر شو. ببین تو از چی لذت میبری؟ با چه چیزی احساس امنیت میکنی؟ روش انتخابیت قراره تو رو خستهتر کنه یا زندهتر؟
🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر میشه.

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، بهجای اصلاح روش
یه سؤال ساده اما مهم:
وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمیده، چی کار میکنی؟
- الف: میگی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
- ب: خودتو سرزنش میکنی که «بازم نتونستم… من هیچوقت اراده ندارم!» 😔
واقعبین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه میریم سراغ گزینهی «ب».
چرا؟ چون سالها بهمون گفتن:
“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بیارادهای! خودتو کنترل نمیکنی!”
و این دقیقاً یکی از خطرناکترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمیسازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، میزنیم تو سر خودمون!
📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نهتنها عزتنفست افت میکنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کمرنگتر میشه.
و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.
👗 تصور کن…
رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.
خب چیکار میکنی؟
میگی: «اوف! من چقدر زشتم!»
یا میگی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»
اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد میگیری که لاغری هم مثل لباسه.
همهی روشها برای همه مناسب نیستن.
🌿 بدن ما یه سیستم بینهایت پیچیدهست، با تاریخچهای از احساسات، باورها، ژنها، عادتها و خاطرات.
وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمیگیری، بهجای مچگیری از خودت، بهتره بگی:
“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیهم و سبک زندگیم هماهنگه.”
🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن
منم یکی از اون آدمایی بودم که سالها توی دور باطل روشهای جسمی افتاده بودم:
📉 رژیم پشت رژیم
🏋️♀️ ورزش تا مرز بیحالی
🍵 دمنوش لاغری تلختر از دارو
📦 قرصهای گرون قیمت
💡 و البته دستگاههای عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجهی قرون وسطی بودن!
هر بار با هیجان شروع میکردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافهوزن بیشتر تموم میشد.
در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایجترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:
نادیده گرفتن ذهن!
یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.
🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…
مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیدهست!
تو زور میزنی، عرق میریزی، انرژی میذاری… اما نمیدونی چرا جلو نمیری.
🧠 ذهن همون ترمز دستیایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمیکنه.
🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…
تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمیشدم. من داشتم با جسم میجنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر میکرد.
تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمیکنه.
و این، همون نقطهای بود که مسیر من تغییر کرد…
✅ نتیجهگیری:
یکی از بزرگترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.
لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن همدست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.
پس این دفعه که می خوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:
«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘♀️🌀

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بیصدا، اما عمیق!
وقتی رژیم میگیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده میشه!
🍽 مامان میپرسه: «باز کم خوردی؟»
👩💼 همکار میگه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یهوقت!»
👨👩👧👦 خانواده با نیشخند میپرسن: «اینیکی رژیمت با قبلیا فرق داره؟!»
حتی گربهی دم پنجره هم قضاوتت میکنه 😿!
اما وقتی میری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی میافته: لاغر میشی، بیسروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.
🧘♀️ نه قرصی روی میزته،
🏋️♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه میرم»،
📱 نه اپی که صدای اعلانش همهجا بپیچه.
فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.
🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم
اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!
نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوالهای تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.
و همین سکوت، شد بزرگترین مزیتش.
چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.
🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمککنندهست؟
روش ذهنی تو رو از یکی از مهمترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور میکنه:
وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.
تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” میتونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر میکنی.
تغییری که:
✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق میافته
✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه
✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار میمونه
🌱 یه مقایسهی جالب:
روشهای پرزرقوبرق بیرونی مثل گل مصنوعیان:
تو رو سریع میبرن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.
اما روش ذهنی؟
مثل کاشتن دونهست.
شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشهدار، واقعی، و غیرقابل برگشته.
پس اگه تا حالا فکر میکردی که باید حتماً یه چیز عجیبغریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:
گاهی بهترین تغییرها، در سکوتترین حالت ممکن اتفاق میافتن.
🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیدهش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع میشه و با دلت میمونه ❤️
💬 چرا اشتباه در انتخاب روش لاغری، هی تکرار میشه؟
چون ته دلمون یه صدای آشنا زمزمه میکنه:
«تو نمیتونی… تو بازم شکست میخوری.»
و وقتی بارها تجربهی تلخ شکست رو چشیدیم، ذهنمون سریعتر جذب وعدههای قشنگ و توخالی میشه.
☠️ اینجاست که میافتیم توی تلهی خطرناکِ تلاش برای نجات فوری؛ همون لحظههایی که فقط دنبال یه راهحل سریع و قشنگ میگردیم، نه راهی درست.
🔍 ولی اگه فقط یه لحظه مکث کنیم، یه قدم عقب بیایم، احساساتمون رو ببینیم و ذهنمون رو آموزش بدیم، اون وقت دیگه نیازی به نجات فوری نداریم…
چون خودمون، با آگاهی، داریم خودمون رو از تکرار اشتباه در انتخاب روش لاغری نجات میدیم. از ریشه. از درون. 🌱
🧘♀️ لاغری واقعی یعنی آرامش ذهن + تغییر تدریجی
همهی اون روشهایی که قبلاً امتحان کردی، یهجورایی فقط به بدن فشار میآوردن، ولی روحت رو فراموش میکردن.
🌈 اما روش ذهنی، دقیقا برعکسه:
اول روحتو آروم میکنه، عزتنفس رو برمیگردونه، بعد کمکم تغییرات رفتاری و جسمی خودشون ظاهر میشن.
❓اگه روشی باعث بشه جسمت لاغر شه ولی روحت زخمی بشه، واقعاً ارزش داره؟
جواب واضحه: نه.
🔁 نذار اشتباه در انتخاب روش لاغری، تبدیل بشه به تکرار زخمهای قدیمی.
اینبار از خودت شروع کن. از ذهنی که تو رو واقعاً درک میکنه، نه قضاوتت.
🧡 دعوت به تغییر
تو هم میتونی مثل من، از اون چرخهی اشتباه در انتخاب روش لاغری بیرون بیای.
کافیه تصمیم بگیری، فقط یه بار، یه جور دیگه نگاه کنی.
👣 شروع کن به بازبینی مسیرهای قبلیت، احساساتت رو بشناس، ذهنت رو آروم کن.
و مطمئن باش که تو هم میتونی از اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و وارد مسیری بشی که پایدار، واقعی و خوشحالکنندهست.
✍️ تمرین آموزشی 📖
بیایید با هم یه نگاه واقعی بندازیم به اشتباه در انتخاب روش لاغری گذشتهمون:
- چه روشهایی برای لاغری امتحان کردی که نتیجه نداد؟
- چرا اون روش رو انتخاب کردی؟ علاقه داشتی یا فقط ترسیده بودی؟
- بعد از شکست، بیشتر خودت رو سرزنش کردی یا روش رو؟
- آیا حاضری به جای جسم، اینبار از ذهن شروع کنی؟
🪞 یادت باشه: روشی که انتخاب میکنی باید هم جسمت رو درمان کنه و هم احساست رو. اگه فقط یکی رو خوب کنه ولی اون یکی رو خراب، دوباره چاقی برمیگرده؛ شاید هم بدتر از قبل…
📝 در بخش نظرات بنویس:
- تو چند بار گول روشهای لاغری رو خوردی؟
- از کدوم اشتباه بیشتر ناراحت شدی؟
- آیا آمادهای با ذهن، لاغری رو از درون بسازی؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.84 از 288 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



با عرض ادب
لاغری هنر ومهارتی هست ک باید اونویاد بگیریم ،همونطور ک چاقی رو یاد گرفتم ، طبیعت جسم من لاغری وتناسب بوده ولی من اونقد تحت اموزش چاقی خودمو قرار دادم و اون اموزش ها رو باور کردم و رفتارهای چاقی رو انجام دادم ک ب مهارت چاقی رسیدم و بعد نگرشم این شد ک چاقی خیلی راحته و من مثلا آبم بخورم چاق میشم و من مثل اب خوردن چاق میشم ، در حالی ک اصلا چاقی خلاف طبیعت جسم منه و این برای من ثابت شده است ک چاقی طبیعت جسم من نیست چون وقتی ب مقدار غذایی ک طی سالها مصرف کردم نگاه میکنم میبینم ک چندین تن بوده ؛ بعد اندازه اضافه وزن من حتی ب اندازه وزن یه هفته مواد غذایی و نوشیدنی ک استفاده کردم هم نیست ، بس همین ثابت میکنه ک چافی خلاف جهت طبیعت جسم منه؛ ومنی ک در خلاف جهت ک اون همه سخته حرکت کردم و مهارت پیدا کردم ببین حالا بخوام در مسیر وجهت موافق حرکت کنم چقد میتونه نتیجه راحت و اسون باشه ، من وقتی دارم اموزش لاغری میبینم و یاد میگیریم و رفتار میکنم اینا همون کسب مهارت لاغری هست ؛ مابقیشو جسم من سالهاست ک خودش انجام میده فقط کافیه ک من به نگرش ها و فرمول های چاقیم اگاه باشم و اونارو شناسایی کنم اونوقته ک مثل اب خوردن لاغر میشم حتی خیلی راحت تر ، چون در جهت موافق حرکت کردن با حال خوشه و لذتش بیشتره سرعت بیشتریم داره ؛
من یا اطلاعات چاقی ک ورودیم بودم و نگرش های چاقی نسبت ب خیلی چیزها فرمول های چاقی رو ساختم و تکرار اونها باعث رفتارهای چاقی در من شد ک نتیجه در جسمم ب صورت چاقی و اضافه ظاهر شد ، من سالها شنیدم ک چاقی ژنتیکیه و حتی لاغری رو هم ژنتیکی میدونسم و خودمپ ناتوان از لاغری چون میگفتم ژنتیکمو ک نمیتونم کاریش کنم ،
سالها مواد غذایی رو عامل چاقی میدونسم در حالی ک بابام و زنداداش متناسب و لاغرم هم سفره بودن با ما ، سالها بی تحرکی رو عامل چاقی میدونسم ولی هیچوق با ورزش های سنگین لاغر نشدم ، همیشه میگفتم ک من خیلی میخورم در حالی ک من نصف سالو توی رژیم بودم و غذام اندازه ی بچه هم نمیشد ولی لاغر نمیشدم ، و یا ی نگرش هایی راجع ب تپلی وپری داشتم اینکه ادم تپل وپر سالم تره ولی من در اوج جوانی و سن کم کمر درد داشتم ک میزد ب پام ؛ میگفتن صورت تپل و گرد زیباتره ولی من کلی صورت ها ظریف و زیبا رو میبینم ک زیباییشون چن برابره ؛ حتی همین الانم بارها مامانم ب من گفته و اصرار داره ب حرفش ک مم این مشکلات کمبود ویتامین و پایین بودن پلاکت و خون شدید ک پیدا کردم از همون پایین اومدن سایز ووزنم تو این مدته و اصرار داره ک من از وقتی لاغر شدم صعیف شدم و الان این مشکلات برام پیش اومده ، در حالی ک من کلی افراد خیلی متناسب تر و لاغرتر رو برای خودممثال میزنم خیلی هم سالم و فرزن ؛و اون فقط باور ونگرش چاق مامانمه ک اون فرمول هارو ساخته ک منم قبلا داشتم ولی الان خیلی کمرنگ شدن و اصلا بهشون توجهی نمیکنم
زیبایی سلامتی و ارامش رو در تناسب ولاغری میبینم وب سالهای زندگیمک فکر میکنم میبینم کچقدر بهترین سال های عمرم و بچگی و اوج جوونیم در رنج چاقی بودم و هیچوقت فکرم ازاد نبوده و همیشه در پی راهی برای رسیدن ب لاغری بودم در حالی ک لاغری جزئی از من بوده ک با آموزش های غلط چاقی ازش سالها فاصله گرفته بودم وجقدر راحت و آسون بوده لاغری ، و لاغر شدن
من سالها گول خوردم از همون دوران دبستان ک یکی از دوستام گف تو هم مثل مامانت تپل میشی صورتت گرده ، من ترسیدم چوناصلا دوس نداشتم اونجوری بشم ، خودمو نگاه میکردم من در اون دوران فقط صورت گرد داشتم ولی خودم تپل نبودم ، درسته هیچوقت دختر لاغری نبودم ولی خب چاق ب اون صورتم نبودم ولی بعد از اون حرف دوستم ترسیدم شاید حدود ۸-۹ سالم بود ، هر چی تغذیه و خوراکی تو کیفم بود رو نمیخوردم نه اینکه دوس نداشته باشم نهه ، میترسیدم ، و از همون موقع از بزرگترها و اطلاعات اطرافیان راه لاغر شدنو نخوردن میدونسم ، خلاصه ک چن سال بعد من رژیم ها رو شروع کردم ، رژیم های مختلف ، هر جا و از هر کسی اسم رژیمی رو میشنیدم منم تهیه میکرذم و اون رژیم رو با کلی سختی و مشکلات اجرا میکردم ، معمولا رژیم ها با سفره خانواده فرق داشت و تهیه اس سخت بودوکلی بحث و حرفم میشد و در نهایت یا رژیم تموم میشد با مقدار کمی کاهش وزن یا. نصفه ونیمه رها ، و باز دنبال روش برای لاغر شدن دکترهای تغذیه معرفی میشد ومیگفتن خوبه من در تلاش برای نوبت گیری و رفتن و همشونم ک روششون رژیم بود و کنارش ورزش وپیاده روی ومدام وزن کشی و استرس از اینکه قراره ترازو چ عددی رو نشون بده یعنی من میتونم بگم از سن کم ک شروع کردم ب رژیم اغلب رژیم های مختلفی ک در جامعه دست ب دست میشد و یا پزشکا ومربیای باشگاها میدادن و یا توی اینترنت سرچ وپیدا میکردم رو من انجام دادم ونتیجه ای ک میخواستم رو نگرفتم و هر چیم ک وزن کم میکردم در مدت خیلی کمتری بعد از پایان رژیم برمیگشت ،
ومندرچقدر ب بدنم با رژیم ها اسیب زدم ی مدت کلیه هام دچار مشکل شد و دکتر گفت ک بخاطر رژیم طولانی پروتئینه ک کلیه ام دچار مشکل شده و فشار اومده بهش ؛
و من همچنان گول میخوردم و دست برنمیداشتم انواع ورزش های مختلف وخیلی سخت ونفس گیر ک تن و بدنم بعد از اون ورزش ها اونقد خوردو خمیر بود ک حتی شب ها هم نمیتونسم راحت بخوابم و تا بدنم میخواس یکم جا بیوفته باز مربیم تمریناتمو سخت تر میکرد تا بیشتر چربی سوزی داشته باشم وساعت ها وقت وهزینه میزاشتم وکلی جسم نازنیمو تحت فشار میزاشتم ک مثلا جسمی رو ک با اموزش نگرش چاقی ، چاقش کردم رو با فشار وعرق کردن لاغر کنم ومنم مثل اون دوستی ک گفتن توی باشگاه از حال رفتن ، چن بار افت فشار پیدا کردم و حالک بد شد و عضلاتم لرز گرفتن حتی دوبار مربی مجبور شد سرم نمک ب خورذم بده ک فشارم یکمبیاد بالا ، چونبارها مم از ترس و فشاری ک بهممیومد ک نکنه این هفته برم رو ترازو واونقدی ک انتظار دارم کمنکرده باشم و مربیم سرکوفت بزنه ، چیزی نمیخوردم و حتی رژیمی ک مربی هم میداد از اونم کمتر میخوردم و همین باعث ضعف من موقع تمرینات سخت میشد ،
از وقتی ک یادم میاد دنبال پیاده روی بودم چون بهم میگفتن کم تحرکی و تنبلی منم سعی میکردم ک ی ساعتی روپیاده روی تند ونفس گیر انجام بدم ک حتما عرق کنم تا تاثیر داشته باشه ،
مابین اینها ما هم مثل استاد از اون دستگاهای دراز نشست خریده بودیم و قشنگ گول این تبلیغات ماهواره و بعدش صدا سیمارو خورده بودیم وقتی تبلیغش از تلویزیون پخش میشد کلی ذوق میکردم ک قراره ما هم مثل اون خانوم توی تبلیغ بشیم و اونجوری خوش اندام شبم ، مامانم ک فقط چن روز اول انجام داد و کمر دردشو بهونه کرد وتموم ولی من مصممبودم و هر روز بعد کلی پیاده روی و عرق کردن میومدم و با دستگاه درازو نشست میکردم ولی بعد مدتی ناامید شدم و تمام و هیچوقتم با اون دستگاه مثل اون خانوم ک هیچ حتی ی ذره تغییر هم نکردیم ، داییم با اینکه دید ما هیچ فرقی نکردیم ولی اصرار داشت ک شما درست انجام ندادین و گف شما نمیخوایین اینو من برمیدارم و همچنان معتقد بود ک موثر، کاونم بعد ی مدت همچنان همان سایز و وزن بود و اعتراف کرد ک هیچ تاثیری نداره و کمرشم اذیت میشه ؛
بعد از اون توی تلویزیون دستگاه ورزشی مسگری روتبلیغ میکردن ک باهاش حرکات چرخشی کمر روانجان میدادن و ما هم دوباره وسوسه شدیم باز گول خوردیم خریدیم و بعد استفاده ی مدت طولانی و بی نتیجه اونم کنار رف .
و خیلی وسیله های دیگه مثل گن های لاغری و حلقه ورزشی ولی فایده نداشتن ؛
خلاصه هر روشی ک من خودم ب شخصه میشنیدم خودی پیگیر میشدم و روی درو دیوار و شیشه ی عطاری ها و داروخانه ها چشمم دنبال چیزی بود ک حرف از لاغری نوشته باشه
حتی اون دستگاه سونای خشک انفرادی ک یکی از عزیزان توی دیدگاهشون گفته بودن هم من استفاده کردم ، یکی از اشناها گف ک یکی از دکترهای زیبایی و پوست اینا دستگاهی اورذه واسه لاغری و منم با اصرار خیلی زیاد هزینه دوره رو گرفتم و شادو خوشحال رفتم سمت لاغری ولی بعد چند وقت ناامید و خیلی داغون تر و با کلی هزینه از دست رفته برگشتم، پوستی ک از استفاده کرم و پلاستیک و سلفونی ک پیچیده میشد دورش و بعد قرار گرفتن در معرض گرمای سوزاننده باعث حساسیت شده بود و من محبور شدم ی مدت امپول استفاده کنم تا حساسیتم بره
من بارها گول خوردم و با تبلیغات توی اینستا کلی دارو و دمنوش تهیه میکردم و ب چه سختی ومشقت اونهارو استفاده میکرد، پودرهای خیلی تلخ و بدمزه ک صبح ناشنا میخوردم
قرص های گیاهی ک بیشتر ملین بودن باعث دلپیچه و بیرون وریها وبعدش بیحالی میشدن و فقط بدنو کم اب میکردن
دمنوش های مختلف ک اخرین دمنوشی ک تهیه کردم دقیقا دو ماه اینا قبل ورودم ب دوره بود قبلش از طریق یک پیج اینستایی یه پک پودر و قرص سه ماهه گرفته بودم خیلی بد بو و بد مزه بود و حالم بهم میخورد از مصرفش ولی دیگه چاره ای نمیدیدم ک مصرف میکرذم ک وسطای مصرفش بودم ک تو ی پیج دیگه دمنوش های لاغری ک میگفتن صد درصد تاثیر داره و ب صورت تی بگ بود و از نظم مثلا خیلی استفادش از اون پودر وکپسول راحت تر بودو خیلی سریع من بازم با ی هزینه زیاد اونو سفازش دادم ، چون مثلا مشاوره ای ک از فروشنده گرفتم مدام گف ک پک چهار ماهه بگیرین ک تخفیف دازه و تاثیر فلان و ضمانت چهار ماه بیست کیلو و همین حرفا باز هم باعثشد ک من خیلی سریع سفارش بدم و از لحظه ای ک ب دستم رسید خوشخال شروع ب استفاده کزدم وکنارش پیاده روی و مثلا اشتهام کم شده بود ولی بعد گذشت ی ماه من ب شدت سرگیجه گرفتم و بعدشم کلی عوارض و در این بینم چون ی سری مشکلات رابطه و عاظفی هم داشتم ودل ودماغ نداشتم و اونورم دمنوش ها هم لرز وشوک عصبی بهم میاورد دیگه پیگیر مصرف نبودم
اونقد روشهای مختلف برای لاغری رفتم و اونقد گول خوردم برای لاغر شدن ک هرچقد مینویسم باز ی چیز جدید یادم میوفته
خلاصه ک هیچکدوم از اونها نه نتیجه میداد ن منو لاغر کرد چون راز لاغر شدن تو هم چاق شدنه ، منچطوری چاق شدم همونطورم باید لاغر شم ، من ی مسیری رو طی کزدم ک ب چاقی منتهی میشد خالا هم باید همونجوری برگردم تا ب برسم ب طبیعت خودم و لاغری وتناسب ، چاقی رو یادگزفتم وعمل کزدم و کارهایی انجام دادم ک نتیجه اش میشد چاقی حالا مهارت لاغری رویاد میگیرم و اگاهی های لاغری ونگرش وباور لاغری ک وقتی ادامه بدم تبدیل میشه ب رفتار لاغری ک نتیجه اون لاغری وتناسبه ؛
لاغرها برای لاغری و تناسبشون نرفتن غذای مخصوص بخورن و بابای من لاغر و متناسبه و سالها از ی سفره غذا خوردیم و نوع غذامون یکی بوده ، ولی اونکاملا متناسبه چون هیچوقت رفتار چاقی رو انجام نمیده از اول ب اندازه نیازش غذا میخورده و بی توجه ب حرفای مامانم ک اون چن قاشق حیفه دور ریز میشه بخور نمونه ، کار خودشو انجام داده و خیلی قاطع گفته سیرم نمیتونم ، چون ب حرف جسمش گوش داده ک سیره و لازم ب فرمول و نگرش دیگه ای نیست
من بارها و بارها ب خودم میگم لاغر شدن خییییلی آسونه خیییلی اسون مثل اب خوردن ، من فقط قراره در ارامش در مسیر لاغری و تناسب باشم و اموزش لاغری رو ببینم فرمول هارو بشناسم و ادامه بدم تا ب رفتارم تبدیل بشن اونوق لاغری خود ب خود ظاهر میشه ، همونطور ک ناخواسته در معرض اموزش های چاقی قرار گرفتم و ادامه دادم و تبدیل شدن ب فرمول چاقی و بعد هم جسم چاق بوجود اومد ، فقط اونوقت نا اگاه بود ، الان ی مدت اگاهانه تحت تعلیم و اموزش قرار میگیرم ، ذهن ومغز منم همیشه تا وقتی من زنده ام قدرت وتوانایی پذیرش اموزش ومهارت رو داره ، همان طور ک مهارت رانندگی رویاد گرفتم ، همانطور ک نوشتن و خوندن رو یاد گرفتم ، و یا خیلی مهارت های دیگه ، من اصلا نمیتونستماشپزی کنم و اوایلش همه ی غذا خراب میشد بارها برنج شفته میشد و یا خیلی دون میشد و زیرش از کم ابی میسوخت ولی دوست داشتم یاد بگیرم خسته نشدم و تکرار کردم الان من اغلب اوقات غذای بی نقص درست میکنم و یا وقتی دختر مدرسه ای بودم یه سال تابستون توی کلاس های گلسازی شرکت کردم وتحت اموزش قرار گرفتم اوایلش هیچی سر در نمی اوردم ولی مربی داشتیم ک اصولش رو بهمون یاد میدادو ازمون میخواست ک انجام بدیم وبعد میگفتم ک تو خونه همبرای جلسات بعدی چنتا درست کنیم و ببریم وتکرار همین درست کردن ها باعث میشد ک مهارتمون بره بالا وتمیز تر و بی نقص تر درست کنیم ، وبا اینکه من بعد از اون از اونهنر استفاده ای نکردم وفقط برای کاردستی مدرسه وهمچین وقتایی درست میکردم ولی چون اوصولی یاد گرفته بودم با ی مرور کارو تمیز در میاوردم
الان از طریق اموزش لاغری ، لاغری رو اصولی یاد میگیریم ، چیزی ک اصلشه ، اموزش ب فرمانده و مرکز کنترل جسممون کهمون مغز باشه و اینجاس ک خیلی راحت و اسون ، نتیجه عالی وفراتر از انتظارمون میشه
سلام و درود
خیلی جالبه همه دوستانی که اینجا گرد هم جمع شدیم زبان مشترکی باهم داریم و خوب همدیگه رو درک میکنم.
صحبت های استاد عزیز و دیدگاه های دوستان همه آشناست انگار حرف دل خودمون هست.
من هم مثل بقیه افراد این جمع راهکارهای زیادی رو امتحان کردم
اولین بار یادمه که تزدیک عروسیم بود و قرص لاغری خوردم
هیچ تغییری نکردم
داروهای طب سنتی رو استفاد کردم ولی نتونستم زیاد ادامه بدم و دوباره برگشتم به حالت قبل
چندین و چند بار رفتم باشگاه اما فایده نداشت خیلی خوش فرم شدم اما دوباره برگشتم
فقط یکبار موفق شدم رفتم یه کلینیک تغذیه که در کنار برنامه غذایی روی ذهن اگاهی هم کار میکردن بعد از سال ها موفق شدم برسم به وزن ایده الم.البته که کار سختی بود اوایلش خیلی غذام کم شد اما به شدت منظگ و به اندازه غذا میخوردم و بعد از گذشت دو سه ماه دیگه برام اسون شد و خیلی راحت و بدون سختی ادامه دادم. یکسالی با همون بدن سبکم صفا کردم تا اینکه باردار شدم و متاسفانه دوباره تموم وزنی ک کم شده بود موقع زایمانم برگشت….
خیلی زحمت کشیدم دوباره وزنم رو کم کردم و تا اومدم ایده ال بشم ۴سال گذشت و دوباره بارداری مجدد همان و اضافه وزن زیاد من همانا….
خیلی خستم…
و چون به شدت به نیروی ذهنم معتقدم اومدم تو این مسیر البته عزت نفس درونیم هم یه مدته فعال شده و موقعی ک با هر مدل خوراکی مواجه میشم بهم میگه این خوراکی به بدنت کمک میکنه؟حالتو خوب مبکنه؟تو اینقدر بهش نیاز داری؟؟اگه جوابم مثبت بود میخورم.
اینه ک الان که تو این دوره هم هستم کاملا خودم رو رها نکردم
مراقب جسم عزیزم هستم و چون دوستش دارم میخوام بهش کمک کنم
همزمان در حال شیردهی هم هستم و با اینکه یه نوزاد دوماهه پرخور دارم از روزی که با خدای خودم عهد کردم که بیشتر مراقب جسمم و روحم باشم و تغذیه م رو کنترل کردم همه چی اوکی هست و شیردهی هم مشکلی ندارم.
توکل بر خدا ان شالله هممون تو این مسیر موفق میشیم و باورهای درستی رو میسازیم.
خدایا شکرت بابت هدایتم به این سایت این مطالب چقدر زیبا است چقدر با روحم همخوانی دارد این یعنی روح من اینها رو میدونسته ولی فراموش کرده از بس که تو گوشم خونده بودن که دختر نباید چاق باشه دختر نباید زیاد غذا بخوره نخور چاق میشی خدایا مطالب گام یک چقدر به من احساس امید میده احسای یقین میده احساس خوب میده اینکه لاغری یاد گرفتنی است و ما الان داریم با این روشها که استاد میگن یاد میگیرم هر روز یک آگاهی جدید به این موضوع هم رسیدم که وقتی 6 ماهه مینویسم من لیاقت داشتن بدنی متناسب را دارم . من لیاقت اینو دارم که به راحتی و با لذت وزنم را کم کنم . من در روند جذب اندامی موزون و متناسب هستم این جملات تاکیدی و تکرار و نوشتنش نتیجه داد که من هدایت بشم به این سایت خدایا شکرت من میتونم لاغر بشم معنی چاقی را فهمیدم چاقی بدلیل آن چیزی بود که در ذهن من ثبت شده بود و باعث شکل گیری اندامم شده بود هیچ لقمه ای چاق کننده نیست هیچ غذایی چاق کننده نیست ذهن عزیز انقدر به من نگو از امروز تصمیم گرفتم که از خوردن نترسم در موقع خوردن احساس گناه نداشته باشم حرص نخورم به قول استاد همه چی میخورم الا غذا نه دیگه فقط غذا میخورم
روزهایی رو به یاد میارم که رژیم میگرفتم و عذاب میدیدم روحم و جسمم عذاب می کشیدن با خودم غذا می بردم مهمونی یا پیک نیک
به کل دکتر های تغذیه و لاغری و عطاری ها و قرص ها و دمنوش ها سر زدم و استفاده کردم ولی موقع استفاده مخصوصا دمنوش ها و قرص ها به خودم میگفتم احمق کی با دمنوش لاغر شده کی با قرص لاغر شده کی با عرقیجات لاغر شده آخه واقعا احساس حماقت میکردم هر وقت که پیش یه دکتر تغذیه میرفتم و نمیتونستم نتیجه بگیرم فک میکردم بی ارزش هستم و چون بی ارزش و بی اراده هستم این شده نتیجه زندگیم پس باید باهاش بسازم و باهاش زندگی کنم به نوعی عادت کردم یک روز کلاس پیلاتس شرکت کردم و تمام حرکات رو تو یکساعت و نیم رفتم وقتی کلاس تموم شد حالت سکته بهم دست داده بود رعشه گرفتم و این شد که الان که حتی از در باشگاه رد میشم دست و پام میلرزه من که عاشق ورزش بودم البته نه برای کاهش وزن برای تفریح الان اصلا دوست ندارم دستاوردهای من از لاغری چقدر زیادن البته دستاوردهای منفی دیگه نمیخوام اینا رو باور کنم البته بعد از مدتی باور نکردم فهمیدم همه اینا دروغی بیش نیست .برای گول زدن ما چاقها ست این ها فقط از ما چاقها استفاده میکنن چون ما حاضر بودیم برای کاهش چند کیلو از وزنمون کلی پول بدیم یک روز قرص تهیه کردم و شروع کردم به خوردن تمام بدنم کهیر زد من از اول میدونستم که این راهها اشتباهه ولی چون دیگران استفاده میکردن از من هم میخواستن اجرا کنم میگرفتم از 6 ماه پیش تصمیم گرفتم که دیگه هیچی رو قبول نکنم البته این راه 20 سال طول کشیده برای من بعد از 20 سال آزمون و خطا رسیدم به این درک که همه چی دروغه و لاغری راه دیگه ای داره از خدا خواستم کمکم کنه و شروع کردم به نوشتن جملات تاکیدی هیچ راهی جز لاغری با ذهن وجود نداره من مطمئنم ….الان احساسم عالیه ومیدونم موفق میشم اومدم لاغری یاد بگیرم آگاهی های دیگه هم نصیبم شد
لاغری آسون ترین کار دنیاست
به نام خالق عشق ☺️
گام اول 👣
من وقتی بچه بودم کاملا متناسب بودم و حتی جوری لاغر بودم که مورد تمسخر هم سن های خودم قرار می گرفتم
همیشه بزرگترین دغدغه مامان من غذا خوردن من بود و همیشه هر بار سر هر وعده غذایی سعی داشت منو مجبور کنه که بشقابو خالی کنم یا غذای بیشتری بخورم که به عقیده خودش مریض نشم، درس بهتر بخونم،یا اگه غذا نخورم بزرگ نمیشم و..
خلاصه از هزار ترفند استفاده میکرد برای دادن غذای بیشتر به من حتی تا جایی که عق میزدم و نمیتونستم واقعا بخورم
و انقدر این روند ادامه پیدا کرد که من بعد یک مدت پرخوری به چاقی رسیدم
و اول هاش برام اهمیت نداشت اصلا متوجه این چاقی نبودم تا جایی که چاقی من بیشتر نمایان شد و حرف ها و نصیحت های اطرافیان شروع شد
انقدر چاقی من رو به رخم میکشیدن که من واقعا دیگه متوجه شدم که چاق شدم و دیگه لاغر نیستم
از سن چهارده سالگی به بعد بود که من تلاش می کردم برای لاغر شدن و از همه روش ها غیر از عمل و قرص های شیمیایی استفاده کردم
ولی متاسفانه هر بار شکست میخوردم و وقتی شکست میخوردم با گریه میومدم پیشه خانواده و ناله میکردم که چرا من نمیتونم لاغر بشم و مهم ترین دلیلی که برای چاقی من میاوردن این بود که چاقی در خانواده ما ارثیه و چاقی تو مربوط به ژنتیک میشه و منم چاره ای جز باور کردن که نداشتم داشتم؟
همیشه به من گفته میشد کم تحرکی باعث اضافه وزن و چاقی میشه و منم که بعد یک مدت باورم شده بود شروع کردم با ورزش کردن
انجام تمرین هایی که میگفتن لاغر میکنه
استفاده از اپلیکیشن هایی که توی نظرات گفته بودن با این ورزشا لاغر شدیم
ولی من بیش از ده بار گول این حرفا رو خوردم و یادم نمیاد که نتیجه ای گرفته باشم
من فقط گول خوردم نه ی بار هزار بار
همیشه میگفتن خوردن باعث چاقی من شده و من واقعا سعی میکردم از حالت عادیم کمتر بخورم و وقتی میدیدم مثلا دختر داییم از من لاغر تره و هرچی میخوره چاق نمیشه اعصابم خورد میشد اون بیشتر از من میخورد ولی لاغر بود و چاق نمیشد و این باعث میشد که این باور که من چاقیم ارثیه برام قوی تر بشه چون خانواده اونا متناسب بودن
هیچوقت یادم نمیاد از رژیم گرفتن لاغر شده باشم
ولی بازم هر بار گول می خوردم
من فقط گول می خوردم و وقتی شکست می خوردم خودمو سرزنش و تحقیر میکردم
از خودم و جسمم معذرت میخوام برای همه توهین هایی که بهش کردم
به امید روز های قشنگ تر
خدایا عاشقتم که منو اینجا آوردی 😀
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
با تشکر
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزيزم
واي واي واي از اين جلسه چقدر من سبك شدم حتي با شنيدن اين جلسه واقعا ازتون تشكر مي كنم استاد عطار روشن عزيز
بسيار نكته جالبي بود كه افراد چاق فكر ميكنند غذا خوردن بلد نيستن و ميرن پيش يك شخصي حالا يا دكتر تغذيه يا مشاور لاغري كه اونها بهش يك رژيم بدن و بگن از روي اين ببين كه چه جوري بايد غذا بخوري
اين جمله تون باعث شد من از خودم معذرت خواهي كنم كه چقدر بهش توهين ميكردم در تمام اين سالها هر بار كه رفتم دنبال يك رژيم غذايي جديد
چقدر اين نكته باعث ميشده من عزت نفسمو از دست بدم هر بار …هر بار كودك درونم رو خورد ميكردم
نكته طلايي ديگه كه لاغري هم بايد ياد گرفته بشه ….من اولش كه اينو شنيدم يه دفعه ذهنم خواست مقاوت كنه و گفت مگه لاغرا ياد گرفتن لاغري رو اونا كه از اول لاغر بودن چي ؟ كي به اونا ياد داده ؟….ولي من با واقعيت خاموشش كردم و گفتم اونا هيچ وقت با باورهايي چاقي در ارتباط نبودند اونا از ابتدا آموزش غلط نديدن ..ولي يك فرد چاق آموزش غلط ديده و حالا بايد اون غلطارو پاك كنه …آموزش لاغري يعني اين…
اين كه نميشه براي يادگيري زبان انگليسي يك آمپول بزنيم و كلا زبان رو ياد بگيريم يا نميشه يك دمنوش بخوريم و كل نقشه هاي يك شهر نمياد توي ذهن ما…و بايد زبان انگليسي رو ياد گرفت با ذهن …ذهن از چه طريقي ياد ميگيره از طريق اونچه كه ميبينه اونچه كه ميشنوه و ميبينه …پس نميشه لاغري رو از بيرون وارد بدن فرد چاق كرد …فرد چاق بايد از طريق چشم ، گوش ، و حس لامسه لاغري رو ياد بگيره …
بايد روش رو معكوس كنه …اون مسيري كه اومده چاق شده ، حالا اون مسير رو برگرده
شنيده برنج بخوري چاق ميشي…حالا بايد وقتي برنج ميخوره به اينكه چاق ميشه با برنج فكر نكنه …نبايد موقع خوردن مثلا برنج يا نون يا شيريني فكر كنه اگر اينو بخورم الان فلان قدر چاق ميشم
و چقدر اين نكته طلايي بود كه يك فرد چاق اگر 500 گرم غذا بخوره ولي توي ذهنش اونو ميكنه 500 كيلو گرم …و تمام اين شنيده ها باورهايي كه به ما ياد دادن رو ما روزي صد بار تكرار ميكنيم و خودش ميشه يك تصوير سازي براي چاقي و ما هر روز چاق تر ميشيم
اي وااااي من چقدر اين بخش فايل بي قيمت بود واقعا…استاد خدا عمرتون بده
توي هيچ كتابي نميشه اين مطلب رو پيدا كرد كه شما منطبق كرديد چاقي رو و باورهاي فرد و ربطش با تصوير سازي
يعني عين واقعيته و ديگر هيچ
من تمام قد فقط دارم شما رو تشويق ميكنم با اين دركي كه از اين بحث چاقي داشتيد
دست مريزاد واقعا
و اما در مورد اينكه گفتيد بنويسم چطوري گول خورديم تا به حال :
اگر بخوام همه رو بگم كه مايه خجالته
بيست سالم بود، ميرفتم يك سالن لاغري و باتشك هاي لاغري تلاش ميكردم لاغر بشم….بايد لبايس رو در مي آورديم يك روغني كه چربي سوز بود ميزديدم به بدن يك نايلون ميپيچيديم دورمون و دور تا دور بدنمون رو تشك هاي كه برق از وسطش رد شده بود ميبستيم و داغ ميشد ميخوابيديم تا چربي بسوزونيم…وقتي هم از تشك خارج ميشديم يه عالمه آب از بدنموم روان بود….
و نميدونيد كه اون كار با پوست من چه كار كرد
شما فقط تصور كن يه دختر جوان بيست ساله…چقدر آموزش هاي غلط درباره چاقي و لاغري ديده بود كه اين كارو باخودش ميكرد
بعد يك روز درميون هم ميرفتم توي سونا خشك انفرادي كه مثل يك محفظه بود ميرفتيم توش فقط گردنمون بيرون بود
اينا در شرايطي بود كه من 62 كيلو بودم اين كارارو ميكردم
بعد از اون هم كه ديگه باشگاه رفتن و رژيم هايي كه صب ناشنا آب كرفس بخور …وزنه هاي سنگيني كه من ميزدم …تردميل ميرفتم 45 ديقيقه…دوچرخه ثابت 45 ديقيقه …واي واي چه كردم با زانو هاي نازنينم
تا همين دوسال پيش كه گفتم رژيم كتوژنيك آخرين كاريه كه من رو به آرزوهام ميرسونه
تقريبا 5 ماه رژيم رو داشتم بعد ريزش مو گرفتم و اونم ول كردم
خدارو شگر سمت عمل نرفتم ..گول دمنوش فروشي ها رو هم نخوردم … ولي باشگاه و ورزش هاي سنگين كه خيلي زياد بوده
يادمه كه يه سالي من روزي سه سانس و بعضي روزا چهار سانس ميرفتم باشگاه …7 صب پيلاتس …9 صب زومبا…11 صب بدنسازي…عصر ساعت 3 اسپينينگ…سر همين اسپينينگ چقدر اذيت شدم خدا ميدونه فقط
همه رو هم توي يك باشگاه ميرفتم و دريغ از اينكه مربي سالن بهم بگه بابا اين روشش نيست..هر بار هم منو به همه نشون ميداد كه ببينيد چقدر لاغر و خوب شده….خداييش هم لاغر ميشدم با همه اين كارا ولي به محض اينكه يك هفته نميرفتم باشگاه سه كيلو چاق ميشدم …اي بابا چرا آخه
ولي ديگه روزهاي سياه تموم شدم و به حول و قوه الهي لياقت و شخصيت رو به خودم برميگردونم و سعي ميكنم جبران كنم اين همه آزار رو به خود درونم…من لياقت بهترين ها رودارم ….من لياقت دارم 60 كيلو بشم به راااااحتي
لاغري راحت ترين كار دنياست
دوستاني كه تا اينجا خونديد ازتون ممنونم
سلام به همه دوستان و استاد عزیزم
من از رژیم خودسرانه استفاده کردم
بله نتیجه ک گرفتم
و چون ی بار لاغر شدم الانم میتونم لاغر شم
ولی همینکه قطع کردم برگشتم ب وزن قبلی
من چند بار رفتم باشگاه و اونجام گولم زدن ک اگه باشگاهو ول کنی
مهمون ناخونده میادا
بازم اومد😑
ی بارم رفتم عطاری طبع بدنت سرد چ میدونم بلغمی هستیو فلانو
و گفت افردا با طبع بدن سرد مزاج
چ هستن یکم دارو داد ی روغنم داد ک بمالم شکمم لاغر شم
و تاثیر آنچنانی ندیدم
ی بارم اونجا گول خوردم
خیلی تبلیغات لاغری دیدم این دمنوش ها ولی فک نمیکردم تاثیری داشته باشه نرفتم سراغشون
از طرفی هم قبلا دارو گیاهی مصرف کرده بودم به دلیل دیگه میدونستم طعم خوبی ندارن
خیلی جاها خواستم دوباره رژیم بگیرم ولی نتونستم ادامه بدم و احساس خیلی بدی بهم دس داد
من اصلا از غذاهای رژیمی ک تو سایتا پر لذت خاصی نمیبردم اصلا مغزم از لذت خوردن اون غذا ارضا نمیشد
من با هر تجربه ای ک داشتم از این به بعد این بار رو میزارم رو زمین این بار نتوانستن
این باور که لاغری به سختی اتفاق میوفته
برعکس لاغری آسان ترین کار دنیاست😍😍😍
امروز شروع کردم به دیدن فایل گام اول و همزمان در حال نوشتن عبارت لاغر شدن آسونترین کار دنیاست شدم
با خودم فک میکردم که چرا من مدام دارم این جمله رو تکرار میکنم و چندین صفحه از دفترمو پر کردم با این جمله ؟
وقتی تمرکزم به فایل تصویریتون زیاد شد تازه فهمیدم کجای ذهنم اشتباه میکنه
شما میگین مهمون ناخونده به خاطر این رفع نمیشه که ما باور نداریم بدنمون توانایی لاغری رو در خودش داره و فکر میکنیم برای لاغر شدن نمیشه از بدن خودمون انتظار داشته باشیم به جاش متوسل میشیم به قرص و دارو و رژیم و عوامل دیگه تا بلکه معجزه شه و ماام متناسب بشیم و جالبه همون مسیرها هیچکدومشون جوابگو نبودن
از این به بعد میخوام توسلم به عبارات تاکیدی هم نباشه و فقط در صورتی که میخوام به خودم یاد آوری کنم که بدن من مثل بقیه اندام مناسب توانایی لاغری و متناسب شدن رو داره
یه عمر به راهکار های بقیه متوسل شدیم ولی یه بار خودمون رو باور نکردیم که بابا تو خودتم به راحتی میتونی لاغر بشی اصلا هر چی شنیدی دروغه و بر اساس شنیده ها و دیده هات ای مهمون ناخونده رو یادگرفتی حالا برو و اونقدر توی لاغری متبحر شو که استاد بشی واسه خودت
چه دروغ هایی شنیدیم درمورد اینکه تو لاغر نمیشی چون ارثیه فقط زور بزن از این بدتر نشی
چقدر گفتن برنج نخور نون نخور ماست نخور اینو نخور اونو نخور تو باید زور بزنی تو همین شرایط بمونی و از این بدتر نشی و چقدر حرص درآر بود که اونیکه لاغر بود راحت هر چی دوست داشت میخورد با خیال راحت ولی چون من خودم قبول کردم منطق های بی اساس خیلی ها رو راحت نبودم و به قول شما کنار غذا حرص خوردن و جوش زدن و نگرانی ام بود
چه باور های اشتباهی که چون تحرک نداری چون تنبلی تو متحمل مهمون ناخونده ای اما خیلیا ک کم تحرک بودن لاغر بودن
یکی میگفت صبحانه نخوری مهمون ناخونده میاد
یکی میگفت آب بخوری مهمون ناخونده میاد
یکی میگفت سرنوشتت همینه بپذیرش
و حالا شما همه اونا رو رد میکنی و میگی بپذیر که این اندام بر اساس یادگیری نادرست شکل گرفته و حالا تو در هر مقطعی که هستی میتونی یاد بگیری میتونی علمش رو فرا بگیری و نتیجه دلخواه رو ایجاد کنی
و چقدرررررررر دلم آروم میشه با این حرفتون و چقدرررر باخودم راحتم و دست از همه اون گول خوردنها کشیدم و با دل و جون دلم میخواد این علم رو با زندگیم تلفیق کنم
دلم میخواد اگه دوستی دارم اگه آشنایی دارم که اونم میخواد راه صحیح رو یادبگیره بگم توام بیا اینجا کلاس خوشبختیه
اولش خیلی حرص خوردم که چرا این فرمولهای اشتباه رو پذیرفتم ااما الان میگم خداروشکر خداروشکر خداروشکر که من به این آگاهی رسیدم که من الان جواب اصلی رو درمورد چیزی که میگفتن نمیشه ولی من همیشه دلم میخواست که شدنی باشه و من رو به ارزوهام برسونه پیدا کردم ااونم با هدایت خدا و توکل به خودش
خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم که دیگه میدونم تا آخر عمرمیگی از بزرگترین نگرانی هام رفع شده
خیلی ازتون سپاسگزارم بابت این دوره ارزشمند و کلام حقیقیتون
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
چقدر عالی متوجه شدید که تکرار یک عبارت همون متوصل شدن به عوامل بیرونی است
خدا رو شکر که بهترین ها رو برای همراهی من در مسیر لاغری با ذهن به سایت تناسب فکری هدایت میکنه
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام ،دوست عزیز ،
بله درسته چاقی هیچی نیست جز پذیرش یه مشت فرمول بی سر و ته که تشویقت می کنن به خوردن خارج از نیاز ..…
چیزی که باعث شد با خوندن دیدگاه خوب شما این چند کلمه ارو بنویسم فعال شدن یک فرمول اشتباه در موقعیت مخصوص به خودش بود …این فرمول میگه : هر وقت تصمیم می گیری بخوابی اول باید یه چیزی بخوری … حالا چی ؟ هر چی شد هر چی میلت می کشه و سهل الوصوله و در منزل هست …
نیم ساعت قبل ساعت ۶ و ۱۵ شب از جلسه نهم فیزیوتراپی برگشتم خونه هم سردم بود هم کمی احساس گرسنگی داشتم حساب کردم دیدم ساعت یک و نیم ناهار خوردم که به نظرم کمی بیش از نیاز بود یکساعت و نیم بعدش ساعت ۳ یک ل چای و یکساعت بعد ساعت ۴یه کاپ قهوه با ۵ گرم کاکائو خورده بودم ساعت ۴ و نیم از خونه رفتم بیرون برگشتنی گرسنه ام بود اماملایم.. یکفنجون شیر پرچرب گرم کردم با موز و یکقاشق عسل مخلوط کردم خوردم که تا ساعت ۸ صبر کنم اون موقع شام بخورم … نشستم به خواندن چند دیدگاه اما به علت مصرف آرامبخش ، خوابم گرفته بود اما دلمنمی خواست بخوابم دو سه تا دیدگاه خوابالو خوندم دیدم نمیشه باید بخوابم ….تسلیم زبان بدنم شدم همچین که خواستم پاشم برم روو تخت دراز بکشم یه صدا بهم گفت اول یه چیزی بخور …….گفتم نه واسه چی باید یه چیز بخورم من که فعلا سیرم …بعد دیدم این یک فرموله که میگه هر وقت خواستی بخوابی اول یه چیز بخور …حالا چطور این فرمول در ذهنم ماندگار شده چون قبلا صدها بار این کارو تکرار کردم …یعنی خواستم بخوابم آوردم یه چی خوردم
اما گفتم حالا وقت تغییر دادن این فرمول و جایگزین کردنش با این فرمول جدیده :
هیچ دلیلی نداره وقتی سیرم قبل خواب چیزی بخورم .خواب برای آرامش و نیاز بدنم به استراحته چه ربطی به خوردن داره …پس پاشدم که برم بخوابم و چیزی هم نخوردم …
تمام فرمولهای چاق کننده همینجورن هر کدوم در یک مکان و شرایط خاص فعال میشن و اینمنم که با توجه به نیاز واقعی جسمم اجازه اجرا شدن به اونها رو نباید بدم …و سپس این فرمول جدید با اراده ای عالی باید بارها تکرار بشه تا بتونه جایگزین فرمول قبلی بشه
یا مثلا یه فرمول داریم که میگه قرار گرفتن در ایام نو روز یعنی چاقتر شدن چرا که موقعیت پرخوری فراهم میشه و تو نمی تونی نخوری باید بخوری چون فقط یک بار در سال یه همچین شرایطی برای لذت بردن از خوردن فراهممیشه
…
این فرمول با نزدیک شدن عید وعده پرخوری وچاقی میده پس قرار گرفتن در موقعیت عید وقتشه که این فرمول اجرا بشه .این فرمول ذهنی مغزیه اشتباه وقتی فعال میشه استرس و ترس هم به دنبالش هست که همین نشانه مهمیه در اشتباه بودنش ….من آگاه این فرمول رو به اجرا نمی ذارم میگم عید و غیر عید نداریم نیاز بدنم در هر موقعیت که قرار بگیره یکیه و علامتهاش رو کاملا میشناسم و بهش عمل می کنم …من در ایام عید پرخوری کردن بر اثر تحریک کانالهارو کنار می ذارم و فقط از راه دهانم غذا می خورم …این انتخاب منه برای پایه گذاری فرمول جدید ..نیاز به صبر و بردباری و تصمیم قاطع داره …
اینکه ما در میثاق نامه هر روز با خود پیمان می بندیم که برای متناسب شدن تصمیم قاطع داشته باشیم اینجور جاها باید این تصمیم رو به اجرا بگذاریم ……
از شما دوست عزیز سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام و عرض ادب
سلام بر استاد و دوستان شجاعم
سلام بر استاد و دوستان پرانگیزه م
سلام بر استاد و دوستان توانمند م
سلام و درود خداوند بر استاد و دوستان متناسب سرزمین لاغرها
اولین و مهمترین گام فاصله گرفتن از رژیم های قبلی
درک تفاوت چاقی از لاغری
من زمانی متوجه شدم از نظر جسمانی با بقیه متفاوت هستم که نظرات دیگران رو در مورد خودم شنیدم
گاها بهم میگفتن آفرین عجب هیکلی بهم زدی چون قدت هم بلند خیلی بهت میاد
بعضیا شونم میگفتن یکم بفکر باش چخبر هربار از دفعه پیش چاق تری و…
ومن به نظرات گروه دوم بیشتر اهمیت میدادم دلیلش هم اینه که دوست دارم در نظر همه زیبا دیده بشم
ولی متوجه شدم همین اهمیت دادن به نظر دیگران خیلی میتونه مخرب باشه
نگرش و نظرات دیگران رو مبنی و الگو قرار دادن باعث ایجاد احساس ناتوانی میشه در همه جنبه از زندگیم وممکن همین نگرش حالا سرزنش یا تعریف بیشترین تاثیر دراحساس من داره
واولین اشتباه از هم اینجا شروع میشه
و همونایی که ازم تعریف میکردن حالا منو سرزنشم میکنن وکلی در مورد من ایراد میگرفتن و اگه این حرفها در شرایط خاصی بیان میشد من داغون میشدم
وهمین تاثیر بر روی احساسم در روند تسریع چاقی تاثیر خیلی زیادی داشته
درهر جامعه ای چاق و لاغر هست وهمه از غذاهای یکسان برای تغذیه استفاده میکنیم پس اشکال از کجاست؟
سرچشمه مغز ماست که تحت تاثیر ذهن ماست
من گول خوردم حرفهایی که از بچگی شنیدم ودیدم ولمس کردم ومغزم قدرت تبدیل تصاویر به واقعیت فیزیکی رو داره
و همین ارتباط از طریق چشم،گوش ولامسه وسیله ارتباطی بین مغز و پیرامون ماست
مغزی که از ذهن تاثیر میپذیرد و با احساس به مغز پیام ارسال کرده و واکنش مغز وضعیت الان من هست
بی نهایت سپاسگزارم استاد 🙏🕊️
بنام خدای خوبی ها
من از دوران راهنمایی اضافه وزنم شروع شد یادمه ک همیشه جلوی تلویزیون بودم همیشه در حال خوردن هر وعده ی ک میخوردیم بعدش بلافاصله میرفتم آشپزخونه دوباره میخورم یا ماه رمضون اتاقم جدا بود میرفتم کالباس و نوشابه باگت میگرفتم قایمکی روزمو میخوردم وبعدش دوباره افطار میخوردم تمام فکر وذکرمن غذا بود یاد گرفته بودم غذا ینی محبت و عشق هرکی بهم غذا میداد ینی دوسم داره راههای مختلفی واسه لاغری امتحان کردم دمنوش های زیادی خوردم ک ب سیستم عصبیم آسیب زد فقط گریه میکرد پلاستیک می بستم تا عرق کنم دونوبت باشگاه میرفتم دونوبت پیاده روی قرص محلول انرژی زا برگ سنا خوردن خیلی از کارا میکردم ک لاغر بشم میشم ولی دوباره برمیگشت ولی با هدایت شدنم ب این سایت همه چی عوض شد متوجه شدم مشکل از جسم من نیس مشکل از ذهن منه رشد من اینطوری بوده ک فقط غذا خوردن همه چیه جسمو تحت فشار میزاشتم رژیم زیاد و غذاهای بدون روغن جسمو اذیت کردم و حالا قضیه فرق کرده با آگاهی ک کسب کردم مسیر زندگیم تغییر کرده بدون شک من یکی از شگفتی سازانم من باور دارم و لیاقت اندام متناسبه
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاده مهربانی
۵۶سالم حدوحد ۴۲ سالی هستش که اضافه وزن دارم
تواین چند سال حدود هزار مدل رژیم گرفتم همه این رژیمهای اولش تو کم خوردن ساعت چند خوردن لقمه شماری کردن جویدن زیاد بعضی مواد غذایی حذف خلاصه مفید همه موارد بر جسم ما امر میگرد ولی غافل از اینکه جسم ما فرمانهایی مغزی اجرا میکنه تنه درخت از درخت حدا نیست چطور ریشه نباشه درخت شاخ برگ بده میوه خوب بده مغز فرمان بده بخور جسم قبول کنه وژریم احرا کنه خلاصه گول خوردیم من یی دوره رژیم روسی گرفتم اون دیگه نور علی نور بود
فقط حق داشتی چای قندو اب بخوری بقدری رنگ من زرد شده بود که اطرافیان مترسیدنده روزی این مدل گول خوردم
مدل ژریم یی ردوه ژیم یی ادم معرف انجام دادم اون درکمتر حالت غذا بود دباره وزن کم کردم ولی برگشت خیلی زیاداشتم وفتی از رزیم گرفتن سوال میکردن میگفتم دوره من مثل موح کوچی هستش ولی وقتی دروه تموم میشه توفان پیدا میشه اشتهار وحشناک پیدا میشه اون موج گوچیک میزنه ساحل لاغریی با خاک شن یگی میکنه خلاصه خیلی گول خوردم
تا خدا کمک کرددر بدترین روزهای زندگیم درناامید تر حالت به ساحل تناسب فکری لنگر انداختم یاد بگیرم تلاش کنم تا به ارزیی این همه سال جامعه عمل بپوشونم.
رژیم گرفت تو این مدلی فقط گشتن وقت وانژی خراب کردن اعصاب وبه ریختن برنامه زندگی ونابودکرون واعتماد به خودوخراب کردن روحیه و سرکوب کردن خودمون بود خلاصه به اندازهه موهایی سرم تو رژیم گول خوردم تا خدا خواست تو مسیر درست افتادم خدا کمک همه افروا نامتناسب باشه که این افردا به این سایت هدایت شون انشالله
سلام من وقتی که سن خیلی کمی داشتم مثلا دوازده سالم اینا بود از یکی شنیده بودم که وقتی که شام نخوری لاغر میشی و من شروع کردم به حذف شام خوردن و من یکی دختر نوجوان بودم که با هزار. امیدو آرزو شروع کرده بودم و توانستم چند کیلویی از وزنم رو کم کنم که پس از مدت کوتاهییی به حالت اول برگشت به. از اون معتقد شدن که تحرک کمی دارم و شروع کردم به پیاده روی و من بعد مدتی واقعا لاغر ی خیلی قشنگی دست یافته بودم حوری که کسی دیگه منو نمیشناخت و مجبور بودم خودمو معرفی کنم
بعد از اون من با یک کانال رژیم درمانی آشنا شدم که شروع کردم به رژیم گرفتن با آب و آبلیمو که باید ناشتا میخوردم که بعد از اون تا حالا معده من دچار مشکلات گوارشی شده است که نزدیک هجده کیلو وزن کم کردم و بعد از اون من به سمت دکتر تغذیه رفتم و چهارده کیلو دیگر کم مردم و واقعا موفقیت بزرگ ی بود و بعد از اون به سمت دمنوش ها وحشتناک بد مزه رفتم که اصلا اثری نداشت و واقعا وقتمو از دست میدادم و بعد از همه اینا به صورت معجزه آسایی که دنبال اپلیکیشن های رژیمی بودم در یوتیوپ با استاد روشن آشنا شدم و الان حدود یکساله که عضو سایت هستم. و نزدیک سی کیلوگرم وزن کم کردم و همه اینا ثابت میکنه که خستگی من و کنار کشیدن من از روش های قبلی بخاطر اشتباه بودن روش بوده و لاغری از روش ذهن همون چیزیه که همیشه دنبالش بودیم و تنها راه ممکن است .ممنون از توجهتون😊