0

داستان هدایت من

داستان هدایت من برای رهایی از چاقی
اندازه متن

🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاق‌ها!

من و تو… و هر کسی که سال‌ها با اضافه‌وزن زندگی کرده، به اندازه‌ی همون سال‌ها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍

رژیم‌های سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوش‌های عجیب، حتی روش‌هایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربی‌ها! 😣⚡

گاهی اون‌قدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔

🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…

همه‌ی اون تلاش‌ها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞

اون‌جا بود که با خودمون زمزمه کردیم:

«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»

بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشک‌هامون شد همدم شب‌هامون 😢🕯️

🍃 و درست همون لحظه…

وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمی‌رسید، از ته دل گفتیم:

«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»

و انگار همون لحظه‌ی تسلیم، همون لحظه‌ای که دیگه به هیچ‌کس و هیچ‌چیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود.

🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!

خودت بهتر می‌دونی چطوری رسیدی به این سایت…

شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖

✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…

داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.

با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری می‌کنی، هم ایمان و انگیزه‌ت برای ادامه مسیر چند برابر می‌شه. 💫

وقتی داستان هدایت خودتو می‌نویسی و قصه‌ی بقیه رو می‌خونی، می‌فهمی چطور خدا از راه‌های بی‌شمارش ما رو به سمت نجات می‌کشونه… 🌱

📣 منتظرم بخونم داستانت رو…

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.01 از 249 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22571
480 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار mzt.zahra.malakouti.ir
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۱ ۱۳:۱۱
      مدت عضویت: 2198 روز
      امتیاز کاربر: 1985 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      سلام به همگی

       داستان هدایت من از بعد از عید شروع شد  بعد از عید پارسال که ۲۵ روز توی دهاتمون بودم و به شدت چاق شده بودم وقتی اومدم وزن کردم ۷۷ کیلو شده بودم خیلی ناراحت بودم از هیکلم بدم میومد احساس می کردم به سختی نماز میخونم به سختی نفس می کشم از پوشیدن لباسام متنفر بودم همه لباسام بهم  چسبیده بود عرق می کردم مثل دفعه های قبلی تصمیم گرفتم که پیاده روی کنم یا یه مقدار پرخوری هامو کم کنم تالاغربشم این دفعه تصمیم قاطع گرفته بودم و از خدا خواستم کمکم کنه تا این که به وسیله خواهرم و زن داداشام که تو این دوره ها شرکت کرده بودند با این مسیر آشنا شدم خیلی هیجان زده شده بودم چون متوجه شده بودم که تو این مسیر از رژیم و ورزش خبری نیست خیلی زیاد از رژیم متنفر بودم از محدودیت از نخوردن از ورزش کردن و عرق کردن هم خسته شده بودم خیلی خوشحال شدم و گفتم این همون روش که من می خوام همیشه دوست داشتم خیلی راحت و بدون دردسر لاغر بشم خدارو شکر که من به این مسیر هدایت شدم و مطمئنم موفق میشم چون من الکی به این مسیر دعوت نشدم.

       به امید موفقیت همه عزیزان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Fateme Mostafallo
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۹ ۱۲:۵۵
      مدت عضویت: 2468 روز
      امتیاز کاربر: 3750 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      به نام خدا 

      سلام دوستان عزیز من فاطمه ۱۸ ساله ام از ۱۵ سالگی از طریق سایت عباسمنش با دور لاغری با ذهن و استاد عطارروشن اشنا شدم اما اون موقع درورو نخریدم سال بعدش که ۱۶ سالم شده بود  عید قدیره تقریبا ۳ سال پیش بودکه از وضعیت خودم کاملا خسته شده بودم و با اشک به استاد پیام دادم که استاد من قرار بود پارسال دوررو بخرم اما اینکارو نکردم و الان خیلی نسبت به سال قبل وضعیت جسمیم و روحیم صدهابرابر بدتر شده استاد گفتن ایرادی نداره یک سال فشار بیشتری تحمل کردی و الان با انگیزه ی بیشتری به سمت لاغری میروی . در اینجا منظور استاد این بود که مثبت فکر کنم و نیمه ی پر لیوان رو ببینم . من دررو خریدم و از اون موقع تا الان هی دورو انجام میدادم ول میکردم اینا دیگه تقریبا یک سال پیش بود که کامل و با اشتیاق دررو انجام دادم و از اون موقع تا الان حدود ۲۵ کیلو از وزنمو کم کردم و الان دوباره قصد دارم از اول و با اشتیاق و تجربه ی بیشتر درورو شروع کنم و تا اخر ادامه بدم و وزن بیشتری کم کنم و بیشتر یاد بگیرم درست زندگی کردن رو…به امید فردایی بهتر و با توکل به خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nargesaslanian2021@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۸ ۲۲:۵۹
      مدت عضویت: 1813 روز
      امتیاز کاربر: 233 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 25 کلمه

      من خیلی خوشحالم که در این مسیر قرار گرفتم وخدارو شکر میکنم . خوشحال م در کنار دیگر دوستانمیخوام برای همیشه به تناسب اندام برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار golestan2222
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۲ ۰۱:۳۳
      مدت عضویت: 2125 روز
      امتیاز کاربر: 21899 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 393 کلمه

       من از وقتی به دنیا اومدم برچسب اضافه وزن و چاقی رو من خورده شد ، چون علت زودتر به دنیا اومدنم سنگین بودن من بود ، در ۶ ماهگی ۱۲ کیلو شدم و مادرم شخصی بود که دوست داشت از من شخصیت بی عیب و نقص بسازه و از همون ۳-۴ سالگی غذای من با بقیه ی افراد خانواده فرق داشت و این که من چاق هستم مثل برچسبی در ذهن من جای گرفت . من الان با وزنی ۵۷ کیلوگرم هستم اما ذهنم ناخوداگاه من رو در دسته ی چاق ها طبقه بندی میکنه و از الان خودمم راضی نیستم . در ۱۸ سالگی به حدی رسیدم که گفتم مرگ یا لاغر شدن و در مدت ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم و خیلی متناسب شدم تا ۲ سال سعی کردم این وضعیت را نگه دارم ولی رفته رفته و آروم آروم برگشت تا به ۶۲ رسیدم . دوسال طول کشید که دوباره همت کنم و اینبار تا ۵۵ کیلو تونستم اما دیری نپایید که دوباره وزنم رو به افزایشه و از این کشمکش های درونی خسته شدم . من با اراده ام تلاشگرم ولی دراین زمینه موفق نبودم وشکست خودمو پذیرفتم چون روش رژیم موفق بوده ام باز اراده میکنم و به خاطر حس پاداشی که دارم و موفق میشوم و به نتیجه میرسم به روش قبلیم برمیگردم و بعد از موفق شدن دیری نمیپاید که آروم آروم تا چند ماه میبینم وزنم باز داره میاد بالا و در این اراده ی  جدید متوجه شدم پوست صورتم انگار خسته ست ، و بااین روش تصمیم گرفته لاغر بشه و صدمات بدی به من میزنه . دیگه به نقطه ی تسلیم رسیدم ، درسته که ترس از این دارم اگر به روش قبلی برنگردم ممکنه افزایش وزن بیشتر داشته باشم ، اما صددرصد موقته و من رو خسته کرده !  امیدوارم این اولین و آخرین روشی باشه که انجام میدم و برای همیشه از این کشمکش و افزایش وزن برای همیشه خلاص بشم و از خدا دراین زمینه هدایت خواستم و روش آشنایی من با این سایت ، چون در مورد قدرت ذهن اطلاع داشتم در زمان ناامیدی سرچ کردم و این سایت در سطر اول قرار گرفت ، این روش از رژیم گرفتن سختتره ، اما اگر کلید رهاییه من از این وضعیت باشه حاضرم بهاش رو بدم همونطور که اینجا هستم . ممنون از سایت خوبتون و تلاش بینهایتتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6631 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 70 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها به سرزمین لاغرها هجرت کردید خوشحالم و به شما خوش آمد می گویم.
        روشی لاغری با ذهن آسان ترین روش لاغر شدن است
        هیچ کاری سخت تر از چاق شدن و چاق مردن نیست
        بنابراین هر روشی که ما را به سمت لاغری هدایت کند روشی آسان و لذت بخش خواهد بود
        و این روش فقط و فقط لاغری با ذهن است
        منتظر خواندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار golestan2222
          ۱۴۰۰/۰۵/۰۲ ۱۹:۳۶
          مدت عضویت: 2125 روز
          امتیاز کاربر: 21899 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 95 کلمه

          سلام ممنونم 

          باراهنمایی شما و تلاش خودم حتما موفق خواهم شد . برای یه تازه کار که ذهنش رو بایستی پاکسازی کنه یا از اون عادتها دست برداره و باور والگوهای جدیدی قرار بده به نظر سخت میاد حالا در طول مسیر قطعا با تدریس شما آگاهیم از روندش بیشتر میشه و بعد از اتمام حتما نظر خودم رو میگم 

          شاید جواب دادن شما هم یه هدایتی بوده چون من  به خاطر عجولیم پیش اومده به روش قبلیم برگردم و پاسخ شما من رو مصمم تر کرد که تا آخر صددرصد ادامه بدم 

          ممنون از تلاش بی پایانتون 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار armitasediqi16@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۳۰ ۱۵:۱۴
      مدت عضویت: 1789 روز
      امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 684 کلمه

      به نام خدای مهربان.برای شروعی دوباره،پا به این سایت گذاشتم.و امروز ۳۰ تیر،تولد معنوی من شروع میشه.دقیقا ۱ تیر وارد سایت شدم اما از ایمیل اولیه خودم بیرون اومدم و استارت دوباره زدم تا با تمرکز بیشتر و زیباتر مسیر به این قشنگی و آسانی رو ادامه بدم..

      داستان هدایت من:

      سلام به همه همراهان عزیز.ارمیتا هستم ۱۶ ساله از مشهداز زمانی که چشم به این جهان باز کردم،اطرافم کسانی رو دیدم که یا اضافه وزن داشتند یا درگیر لاغر شدن بودند.بعد از سن  ۶ سالگی دیگه اضافه وزن من شروع شد و با الگو برداری از مادرم از حالت متناسب در اومدم.این اضافه وزن خیلی کم و ناچیز تا ۱۳ سالگی من ادامه داشت.اما زمانی که ۱۳ ساله شدم به خاطر باورهایی که راجع به بلوغ دختران داشتم اضافه وزن شدید گرفتم ولی باز هم نسبت به قدم اسم خودم رو  چاق نمیذاشتم امان از اینکه ذهن من “چاق” بودخلاصه این اضافه وزن تا ۱۴ سالگی همراهم بود البته در این دوران رژیم نخوردن و کم خوردن گرفتم و تونستم مقداری از وزنم رو کم کنم و از اون حالت بسیار تپل دربیام.وقتی ۱۵ ساله شدم با رژیم کتوژنیک از طریق یکی از دوستانم آشنا شدم و شروعش کردم.و این استارت اولین رژیم جدی من بود طِی دو ماه ۸ کیلو کم کردم و تونستم به وزن ایده‌الم یعنی ۵۷ کیلو برسم.ولی در طول اون مدت همیشه نگران متناسب نگه داشتن خودم بودم.سوالاتی در ذهنم میپیچید که آیا میتونم لاغر بمونم یا نه؟ بقیه راجع به من چه فکری میکنن اگه چاق بشم؟ آبروم پیش همه اونها میره و….اوایل دوران تثبیتم بودم که به خونه خاله‌ام دعوت شدیم و من اونجا بسیار پرخوری کردم و در ذهنم هر لحظه عذاب وجدان داشتم اما نمیتونستم جلو خودمو بگیرم.چون معده‌ام کوچیک شده بود هر لحظه کِش اومدن معده‌ام رو حس میکردم اما نمیتونستم جلوی دستم رو بگیرم تا مواد غذایی رو نخورم.انگار حریص شده بودم و ذهنم مدام میگفت بخور پیدا نمیشه بخور،بخور…وقتی از مهمونی برگشتیم صبح ناشتا رفتم روی وزنه و دیدم بلههه…دو کیلو اضافه کردم،اونم توی دو روز!!! فقططط دو روز..و حسابی گریه کردم و دچار خودباختگی شدماز زمین و زمان متنفر شده بودم و با همه عصبی برخورد میکردم.

      همون شب سر نماز مغرب، جلوی گریه خودم رو نمیتونستم بگیرم و دائم اشک میریختم،توی دلم میگفتم خدایا چرا من باید انقدر بدبخت باشم در عرض دو روز انقد چاق بشم بدون اینکه کاری بکنم …حتی از خدا خواستم بیماری شدید بهم بده شاید در اون صورت لاغر بشم و دیگه چاق نشم .حصرت کل کسایی رو میخوردم که هرچی میخورن چاق نمیشن ولی منه بدبخت باید زجر بکشم تا یکم لاغر بشم.وقتی یاد اشک هام از سر عجز میوفتادم واقعا حالم بد میشه..دو یا سه ساعت بعد انگار یکی بهم گفت برو توی سایت عباسمنش قسمت عقل کل،اونجا سرچ کن “وزن”من هی به حرفش گوش ندادم گفتم برو بابا هرچقد میخوام چاق بشم،بشم دیگه مهم نیست!ولی اون با مهربونی و ارامش میگفت برو اینکارو بکن..برو شاید شد..انقدر باهاش کلنجار رفتم که آخر تسلیم شدم و رفتم سمت گوشی.همه خواب بودن و فقط من بیدار بودم،گوشی رو برداشتم و رفتم توی سایت و سرچ کردم “وزن”چند تا کامنت و دیدگاه اول رو خوندم اما به دردم نخورد،تا اینکه یکی از دوستان سایت عطارروشن رو معرفی کردن..انگار یک جرقه توی ذهنم خورد سریع توی گوگل سرچ کردم و فایل اول استاد برام اومد..شروع کردم به نگاه کردن..

      شوکه بودم،اشکم واینمیستاد..به قدری از شوق گریه میکردم که هرکسی منو میدید فکر میکرد دیوونه‌استاما من دیوونه نبودم من هدایت خدا رو با چشمام داشتم میدیدم..از زمانی که وارد بحث قدرت ذهن شدم تا اون روز هدایت خدا رو لمس نکرده بودم،طعم شیرینش رو نچشیده بودم..ولی وقتی دیدم انقدر دلچسب،انقدر قشنگ،انقدر سریع اومد و من رو هدایت کرد به سمت چیزی که میخواستم دیگه به ربانی بودنش ایمان اوردم و گفتم این همونیه که من میخوام…این همون چیزیه که من میخوام..و الان،به قدری خوشحال هستم و آرامش دارم که حد نداره.

      الان اهنگ چشمامو بستم میثم ابراهیمی توی ذهنم مرور میشه :

      با گریه هام میاد غمامو حل کنه

      نزدیک میشه تا منو بغل کنه 

      از آسمون شهر خیلی پایین تره

      درو که وا کنم خدا پشت دره:)با آرزوی هدایت برای دوستان بیشتر به سایت تناسب فکری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار leyliyosfi@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۵ ۰۹:۵۴
      مدت عضویت: 1796 روز
      امتیاز کاربر: 200 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      سلام وقت بخیر من ازوقتی یادم میادچاق بودم، همیشه ازبچگی بهم میگفتن توتپلی، وچاق بودن قسمت اصلی زندگی من بوده، بعدکه بزرگترشدم پرخوری ریزه خوای عوامل چاقیم بود، بعدهاکه غذاموکم کردم ولی همچنان چاق بودم متابلیسم بدن وطبع بلغمی روعامل چاقی میدونستم واین اواخر من داری استپ وزنی هستم هرچقدرهم کم بخورم لاغرنمیشم ولی کافیه یه ذره بیشتربخورم چندکیلوچاق میشم، وبعدهم میگفتم سیستم بدنم اینه که چاق باشم حتی باخوردن اب هم چاق میشم، خلاصه لاغری برام یه آرزو بوده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamzadk
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۲ ۲۳:۵۱
      مدت عضویت: 2306 روز
      امتیاز کاربر: 48175 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 320 کلمه

      سلام

      یک سال و نیم پیش به طور اتفاقی با دیدن ویدئو های رایگان استاد در یوتیوب باهاشون آشنا شدم و به این سایت هدایت شدم موقعی بود که نزدیک دو سال بود دمنوش لاغری میخوردم و معده ام در آستانه داغون شدن بود با خوردن دمنوش ها نزدیک ده دوازده کیلو کم کرده بودم ولی وقتی یک هفته نتونستم بخورم احساس کردم دوباره میل به خوردن بیشتر دارم و زمانی که هفت کیلو برگشت در کمال ناامیدی و یاس توی یوتیوب با استاد آشنا شدم و اما در مورد اینهمه مدت که دوره رو تهیه نکردم دلیلش فقط این بود من به فکر همه بودم الا خودم سه بار تصمیم گرفتم دوره رو خریداری کنم هر بار که پول دستم می‌رسید بچه ها یه مشکلی داشتن و پول رو به اونا میدادم دفعه اول توی مسافرت مشهد بودم و روز دختر هم بود و من سه تا دختر دارم که موقعی فهمیدن من پول دارم کادوی خوب میخواستن و منم سه تا ساعت نقره براشون خریدم دفعه دوم باز پول دستم اومد دختر بزرگم میخواست مطبش رو تجهیز کنه پول رو دادم بهش و اما دفعه سوم به خودم گفتم هر طور شده باید دوره رو تهیه کنم بچه ها توی این مدت که توی خونه بودن برای سایت ها فیلم ترجمه میکردن و پول میگرفتن و برای خودشون هر چی میخواستن خریدن و البته برای من و پدرشون گوشی خریدن ( خیلی هم بی معرفت نیستن 😉) ولی اول فکر خودشون بودن این دفعه منم به فکر خودم هستم و دوره رو خریداری کردم هر چند که باید پول پیش خونه رو بدم ولی ایمان دارم که خدا خودش درست میکنه .

      توی این یکسال و نیم تقریبا هر روز توی سایت بودم و تمام ویدئو ها رو من دیدم تمام نوشته ها رو خوندم و در زندگیم خیلی تاثیرات خوبی دیدم و از همه مهمتر آرامشی هست که دارم و همه اینها رو مدیون استاد عطارروشن عزیز هستم  .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam.mehri1975@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۲ ۱۴:۲۰
      مدت عضویت: 1809 روز
      امتیاز کاربر: 221 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      سلام استاد عزیزم مدت زیادی نیست من با سایت شما آشنا شدم همسرم از شاگردان استاد عباس منش هستن حدود دو هفته پیش پیش شما رو به من معرفی کردن در رابطه با لاغری با ذهن من ۴۶ ساله هستم و حدود ۲۰ کیلو اضافه وزن دارم در مدت ۱۸ سالو راههای زیادی رو امتحان کردم برای کم کرون وزن حدود یک سالی هست بازنشست شدم و خیلی تلاش میکردم و پیاده روی میرفتم کم کم دچار زانو درد شدم همسرم که متوجه شد علت رو جویا شد که چرا؟ روزی که پیشنهاد سایت شما رو داد و من همون روز یه فایل صوتی از شما گوش کردم به چنان آآرامشی رسیدم که استاد عزیزم شاید باورتون نشه ولی مدت دو ماهی که من دچار استپ وزنی شده بودم به یکباره دقیقا از فردای آنروز نتیجه گرفتن شروع شد یعنی به یکباره من که به عشق چای و صبحانه بیدار میشدم و خودم رو با انواع کیک و بیسکوییت با چایی خفه میکردم دیگه برام لذت بخش نبود خیلی تعجب میکردم یعنی به یه آرامش رسیدن و فکر رو درگیر نکردن چقدر میتونه موثر باشه من از شما ممنونم فعلا دارم با فایلهای رایگان شما پیش میام تا حتما محصولات شما خدا کمکم کنه که بتونم تهیه کنم به زودی انشاله خدا رو شاکرم که من رو هدایت کرد و از طریق دسنانش در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم البته هدف من فقط لاغری نیست تغییر زندگی است البته من همسرم رو میبینم که چقدر تغییر کردن با فایلهای استاد عباس منش من هم هدایت شدم به سایت شما خودم همسرم و فرزندانم رو بسیار زیاد دوست میدارم ما خانواده موفقی هستیم فرزندانم رو خدا به بهترین راه هدایت خواهد کرد همسرم از لحاظ مالی بسیار پیشرفت خواهد کرد و من هم یک مادر سالم و شاد و اندامی متناسب خواهم شد خدای خوبم حواسش خیلی به ماست دوستش دارم و آرزوی موفقیت روز افزون برای استاد خوبم دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا رضاخانی
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۲ ۱۲:۰۳
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 41699 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 241 کلمه

      بهمن ۹۷ وقتی که باز از یک برنامه رژیمی خسته شده بودم وپام تو باشگاه شکسته بود ووزنی که به بدبختی در طی یک سال کم کرده بودم در طی شش ماه برگشته بود هرچی میخوردم بالا میآوردم همون موقع  برادر شوهرم یکی از فایل های رایگان استاد رو برام فرستاد گفت به گمونم خیلی خوبه من نگا کردم و صبح روز بعد پول رو واریز کردم انگار چیزی درونم فریاد میزد این همونه که میخوای شروع کردم اوضاع ذهنی من به خاطر زندگی که داشتم خیلی خیلی مشوش بود تا حدود یک سال ونیم فقط گوش میدادم تمرین انجام میدادم ولی انگار درک نمیکردم ولی خیلی خیلی آرامش گرفته بودم شادی در وجودم زنده شده بود امیدوار شده بودم برای شخصی که حتی یک بار دست به خودکشی زده خیلیه الان دقیقا یک ساله سایز من ثابت شده برای منی که ۳۴ سال در حال چاق شدن بودم این خیلی خیلی ارزشمندهه و خداروشاکرم حال درونی من روز به روز داره سفید تر میشه قدرت انتخاب پیدا کردم قدرت نظر دادن قدرت نه گفتن قدرت ترسیم نقشه برای زندگیم و واقعا دارم زندگی میکنم و انشالله وقتی ذهنم نقشه ی خودشو کامل کرد در بهترین شکل لاغر میشم و متناسب. من تا زمانی زنده هستم این مسیر رها نمیکنم چون به آرامش رسیدم دیگه قرص آرامش بخش نمیخورم دیگه سیگار نمی کشم و حالم عالیه مگه من از زندگی چی میخوام وروز به روز نشانه ها رو بیشتر درک میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mehrazadeh78
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۰ ۱۱:۳۸
      مدت عضویت: 2095 روز
      امتیاز کاربر: 5883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      سلام بر خداوند و بر شما، من نظرات عقل کل استاد عباس منش رو می‌خوندم که یهو به اسم شما استاد برخوردم اونم ابرای آموزش لاغری با ذهن. دنبال هم رشد بودم هم لاغری خدا هم هردوش رو نصیبم کرد و چقدر خوبه لاغری با ذهن من در موردخیلی چیزها روی خودم کنترل داشتم ولی روی غذا خوردن و چاقیم کنترل نداشتم. و الان افسار خوردنم هم الحمدلله اومده دستم گاهی شل میشه ولی فیلتر سازیم روز به روز داره قوی تر میشه.استاد سپاسگزارم خیر ببینید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا