🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاقها!
من و تو… و هر کسی که سالها با اضافهوزن زندگی کرده، به اندازهی همون سالها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍
رژیمهای سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوشهای عجیب، حتی روشهایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربیها! 😣⚡
گاهی اونقدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔
🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…
همهی اون تلاشها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞
اونجا بود که با خودمون زمزمه کردیم:
«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»
بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشکهامون شد همدم شبهامون 😢🕯️
🍃 و درست همون لحظه…
وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمیرسید، از ته دل گفتیم:
«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»
و انگار همون لحظهی تسلیم، همون لحظهای که دیگه به هیچکس و هیچچیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود. ✨
🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!
خودت بهتر میدونی چطوری رسیدی به این سایت…
شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖
✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…
داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.
با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری میکنی، هم ایمان و انگیزهت برای ادامه مسیر چند برابر میشه. 💫
وقتی داستان هدایت خودتو مینویسی و قصهی بقیه رو میخونی، میفهمی چطور خدا از راههای بیشمارش ما رو به سمت نجات میکشونه… 🌱
📣 منتظرم بخونم داستانت رو…
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.01 از 249 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدای بزرگ و مهربان
با سپاس از استاد عزیزم
خداروشکر که من رو هدایت کرد به این سایت یک روز که خیلی نا امید بودم و در یوتوپ میگشتم دنبال رژیمی به یکی از فیلمهای استاد رسیدم و گوش کردم رفتم بعدیش رو گوش کردم و به این ترتیب همه فایلهای رایگان که بسیار زیبا بودن و انگیزشی رو گوش کردم ولی اقدامی نکردم برای خرید دوره و دوباره برگشتم به روال زندگی خودم ولی عید که شد و چون خیلی حالم بد بود و عروسی داشتیم و لباس اندازم نبود دوباره به اینجا فکر کردم ولی رفتم عروسی و هر طور شده لباسی تهیه کردم بعد از اون یه سردردی گرفتم و حالم اصلا خوب نبود با خودم تصمیم گرفتم بیام اینجا و الهی شکر تونستم مرحله به مرحله فایلها رو خریداری کنم و تک به تک انجام بدم الهی شکر حالم خیلی بهتر شد و با خدای خودم دوست شدم و شناختم نسبت به خدا خیلی بیشتر شد من مرتب به سایت سر میزنم و فایلهای دیگه رو هم گوش میکنم الهی شکر متناسبتر شدم ولی به وزن دلخواهم نرسیدم انشاله با شروع مجدد دوره به وزن دلخواهم میرسم چون ناخودآگاهم پر شده از رفتار درست و این بار بهتر انجام میدم و با آگاهی بیشتری اینجا هستم انشاله به نتیجه دلخواهم میرسم
ممنون از استاد عزیزم
بنام خداسلام خدمت استاد ودوستان .من یکروز که روی مبل نشسته بودم البته ناامید چون ورزش ها سخت و طاقت فرسا رو ۸ ماه رفته بودم اوایل خیلی اشتیاق داستم ولی به مرور ….رژیم ها و …که هممون اکثریت بارها انجام دادیم و باز علی الرغم شکستهای پی در پی به سمتش میرفتیم.همه ی این افکار منفی به سمت من هجوم آورده بودند.واقعا تسلیم شده بودم در مقابل پروردگار.گفتم خدایا آیا راهی هست ؟آیا راهی هست ؟و……استاد و دوستان این سوالات رو از خداوند که می پرسیدم خیلی گریه کردم و همینجور گفتم از گوگل سرچ کنم و برای اینکه خودم را آرام کنم عکس خانم هایی که لاغر و متناسب شده بودن را نگاه کردم.تا اینکه عکس یکی از شگفتی سازان رو توجه منو به خودش معطوف کرد وارد سایت تناسب فکری استاد شدم بعد چندتا از فایل های رایگان ،نوشته ی یکی از عزیزان رو خوندم که برای خرید دوره طلاشو فروخته بود با خودم گفتم مگر میشه این همه نتایج ساختگی باشه و به احساس درونم و هدایت الله اعتماد کردم و چون همش عشق بود مبلغ دوره خیلی زود برام ردیف شد .خیلی برام شیرینه هدایت شدن به این دوره ارزشمند که استاد خالصانه و عاشقانه هر لحظه برای پیشرفتش وقت میزارند.
خدایا هزاران بار شکر،ان شالله که انسانهای بسیاری وارد این مسیر سرسبز بشن و درک کنند و لذت ببرنند از تناسب اندام و زندگیشون
نشان های دریافت شده
خوب داستان من از اونجا شروع شد که سالها بود رژیمهای مختلف رو امتحان میکردم…طبق معمول داشتم توی گوگل دنبال یه روش جدید میگشتم که خیلی کلافه شدم شروع کردم به نوشتن اینکه چرا اراده ندارم یا چرا ذهنم توی رژیم گرفتن باهام همراهی نمیکنه و…. یکی از ویدیوهای استاد اومد. به قدری برام جذاب بود که به محض شنیدنش دنبال ویدیوهای بعدی گشتم… بعد از این سایت سر درآوردم هرچی میخوندم سیر نمیشدم انگار یک گمشده داشتم که بعد هجده سال رژیم پیداش کرده بودم . موضوع اینه که من همه جور رژیمی امتحان کردم خب یه سری دستورات جسمی بود دیگه حس خاصی نداشتم نهایت یه کمی ذوق از این اینکه شاید این یکی اثر کنه اما این بار فرق میکنه انگار دارم از درون تغییر میکنم ذوق میکنم خیلی لذت میبرم حظ میکنم بعضی وقتا یه جمله رو چند بار میخونم و میگم وای خدا این دقیقا برای من نوشته شده. باور کنید وسط خوندنش یهو مکث میکنم و میگم خدایا شکرت الحمدلله که هدایتم کردی
نشان های دریافت شده
مقدمه ورود به سرزمین لاغرها (۰۱)
با سلام
خب من تعریف داستان چاقیم را در خیلی از تمرینات سایت صحبت کردم . من به نیروی قوی تر از خودم ایمان دارم و زمانی با این نیرو ارتباط برقرار کردم که در تله های فقدانم ، کم توجهی و هر آنچه که در درون من زشت ،ناپسند و پر ازدرد بود من را مستاصل به برقراری ارتباط با خدا میکرد. من از کودکی به واسطه ی همین فقدان ها ، با کتاب هایی آشنا شدم که دلیل این همه حس بد که هیچ آگاهی از علت و ریشه ی آن ها نداشتم ، شروع به شناخت خود ، خدا و جهان هستی کردم و آنجا بود که ذهن من شروع به توجه به ناشناخته ها کرد و من در سن ۱۲ سالگی شروع به خواندن و درک در دنیای پیرامون کردم . رفته رفته آگاهی من بیشتر شد و تمام دانش هایی که در ذهن من انباشته و درک شدند ، در من قدرت تغییر ایجاد کرد و به یکباره عزم خود را جزم کردم و درسن ۱۷ سالگی غول چاقی را شکستم . من روشی جز رژیم بلد نبودم و برای اولین بار در سن ۱۷ سالگی مزه ی بودن در تناسب اندام را چشیدم . برای منی که از کودکی چاق بودم و هرروز حس و حال هوای بدی از چاقی را در لحظه ی حال زندگی میکردم ، به یکباره تمام آن حس و انرژی و فقدان هایی که در نتیجه ی جسم چاق به وجود آمده بود ، انگار از بدنم خارج و سرازیر میشود . ولی اینجا آخر داستان من با چاقی نبود ! من به واسطه ی آگاهی، قدرت درونم را ندانسته برای تغییر پرورش دادم و بودن در شرایطی که بوی درد و فقدان و حس بد بود ، به حدی از تنفر رسیدم که برای رها شدن شروع به گرفتن رژیم سخت کردم و در مدت زمان کوتاهی مقدار زیادی از حجم و پف های بدنم ناپدید شد و من بعد از ۱۷ سال، تناسب اندام را تجربه کردم . اما این آخر داستان نیست ! داستان از اینجا شروع شد ،که وزن من شروع به بالا رفتن میکرد و من دوباره با اراده ی آهنینم به جنگش میرفتم و وزنم را پایین میاوردم . ولی بایکی دوبار که تمام نمیشد و رفته رفته ذهن من از قدرت اراده ی من قوی تر میشد و من هرروز به دنبال ثبات نگه داشتن وزنم بودم ولی او ثابت نمیماند ،چون من میخوردم و هیچ دلیلی برای اضافه وزنم نداشتم و تنها راه حلی که از بیرون به من میدادند ،کلمه ی “تخور بود، و این نخوردن برای ما ذهن چاقی ها ، به مفهوم آن ها نبود . من به واسطه ی آگاهی هایی که دریافت و فهم کردم ، خیلی از باورهای محدود کننده ی من به واسطه اقدام و عمل من بیرون رفتند و من با اراده ی آهنینم و نگرشی از جهان و خدا داشتم ، در بخشهای مختلف زندگیم شروع به رشد کردم ، درهمه ی جنبه ها ، با ازمون و خطا و هر مسیری بالاخره به مقصد میرسیدم و چه بسا در طول مسیر ، دانش و آگاهی من بیشتر میشد و در طول مسیر ،خواسته ی دیگری در درونم جوشش میکرد . انگار اگر آن مسیر را نمیرفتم ، راه بعدی را نمیدیدم ، چه بسا راهی که اطرافیان میگویند ، اشتباه کردی یا شکست معرفی میشد ، تعریف و مقدمه ای برای شروع راه جدید بود ، چون نگرش من در مسیر تغییر کرده بود و اگر به آن نگرش نمیرسیدم ، مسیر جدید را نمیدیدم .
من در سال ۱۳۹۶ با سایت تناسب فکری آشنا شدم . چون یقین داشتم ، چیزی در درون من است که مانع میشود ولی به منشا آن اگاهی نداشتم و چون علت و منشا درونی را نمیدیدم ، مثل میلیون ها ادم دیگر به سمت مبارزه با اضافه وزن میرفتم . خب من در سن ۱۲ -۱۳ سالگی خیلی از حس های بد درونی را به واسطه ی آگاهی ، کمرنگتر کردم ولی به دلیل این نبود که ان احساس ها از بین رفتند . احساسها بودند و منشا این احساسها را نمیدانستم و چیز عجیبتر که شروع به ترمیم عزت نفسم میکردم ، هر تمرینی را که انجام میدادم ، بازهم حس و حال و هوای فقدان داشتم . من تغییر در درون را تجربه کرده بودم و به واسطه ی ارتباط با خودم ، درک و مفهوم بیشتری از جملات دنیا و خدا و کائنات میکردم و من زندگی میکردم . منتها چیزهایی در درون من بود که بازدارنده بود و من علت آن را نمیدانستم و نمیدیدم و نمیتوانستم درک کنم و همچنان حضور داشتند! . من به واسطه ی درک و بینش و تجربه ای که داشتم ، گفتم ببینم ایا در دنیای ناشناخته که اسمش را جذب گذاشتیم ، برای لاغری هم تکنیک دارد؟ و من ذهن و لاغری را باهم سرچ کردم و به سایت دعوت شدم و آن زمان ۱۲ گام تا لاغری بود ( البته تجربه ای که من در ۱۲ گام با لاغری در امسال داشتم با سال ۱۳۹۶ برای من برداشت متفاوت وکاملتری بود ) . من در سال ۱۳۹۶، ۱۲ گام تا لاغری را انجام دادم به هدف اینکه چه پیام یا راهکاری دارد ، و شروع به یادداشت برداری میکردم . مفاهیمی که صحبت میکرد و ذهن من را دگرگون میکرد ، اینبار در مورد رژیم و فیزیولوژی بدن و مواد غذایی و ورزش نبود ! صحبت در مورد چاق و لاغری بودو من تا بحال با این مفهوم و دید و نگرش آشنا نبودم و دیتاهای جدیدی از دنیا به ذهن من سرازیر میشد و در طی انجام دادن و درک آن ، به طور اتفاقی برروی وزنه رفتم ، و متوجه شدم ۳ کیلو کم شدم ! برام عجیب بود ! من که کاری نکردم ! اقدامی برای کاهش وزن نکردم ، فقط ذهنم و دیدم به چاقی و لاغری تغییر کرده بود ! این خاطره در من بودو من در تلگرام عضو بودم و در پس زمینه ی ذهنم ، اجازه میدادم نوتیفیکیشن در تلگرام دریافت کنم تا تجربه ی آن خاطره را فراموش نکنم . من در ذهن منطقم هیچ دلیلی و چیزی که بتوانم به آن ربط دهم پیدا نکردم و لی در مورد اینکه نخوردن غذا و چطور با نخوردن ، ما لاغر میشویم ، دیتا و صحبتهای زیادی شده بود و ما هم طبیعتا از این الگوها پیروی میکردیم ولی نتیجه برای من فرق داشت ! من با حس بد و محدودیت لاغر میشدم و انگار لاغری با من دوست نبود و وقتی از چارچوب رژیم بیرون آمدم ، ذهن بدون انکه من توجه کنم یا کمی غافل میشدم ، وزنم بالاتر میرفت . من دیگر از جنگیدن با وزن و ذهنم و خلق هرباره ی چاقی به ستوه آمدم . که آخرین بار دست به محدود کردن مواد غذایی کردم و اینبار بدن من نسبت به عملی که کردم واکنش بدی داد . بدنم درد میکرد . صورت من خدادادی پر بود حالا یک چهره خسته وافتاده و چشم های گود افتاده و صورتی که انگار شادابی و طراوت نداره و بدنی که خسته بود و هیچوفت اون خستگی ذهنی و جسمی را که بر من وارد شده بود ، فراموش نمیکنم و دوهفته طول کشید کمی از آن حالت فاصله بگیرم ولی این جنگ هم آخر ماجرا نبود ، من در مدت زمان کمی دیدم به وزنم سه کیلو اضافه شده ! اونم زمانی که تازه از این جنگ فاتح برگشته بودم و به حالتی از خستگی و ناتوانی رسیدم که از ته دل گفتم خدا من هرکاری که میشناختم کردم ، پس چرا نتیجه نمیگیرم ؟ نمیشه روشی خلق شود که هم من بخورم ، هم متناسب باشم و ذهنم برای همیشه رها از مساله چاقی و اضافه وزن شود ؟ اینجا بود که دوره ی ورود به سرزمین لاغرها را تهیه کردم . لاغری و تناسب اندام حرف اول و خواسته ی قلبی من بود و من دوست داشتم برای همیشه از این معضل و جنگ خلاص شوم . زندگی در جسم چاق برای من آستانه ی درد و فقدانه و هیچ جوره نمیتوانم و نمیخواهم درآن جسم پرچربی زندگی کنم یا باید قبول میکردم که برای همیشه در جسم چاق زندگی کنم و این برای من به واسطه ی درد و رنجی که از گذشته به واسطه ی اضافه وزن وارد شده بود ، محال بود و اینبار فارغ از هر محدودیتی ، اینبار قدم گذاشتم در مسیری که برای من ناشناخته بود ولی به واسطه ی تجربه ای که کرده بودم ، گفتم اگر این راهی است که مرا برای همیشه متناسب میکند و متناسب خواهم ماند ،شروع میکنم و شروع کردم و چون مسیر را درک نکردم ، ذهنم نمیدانست چطور مساله ی چاقی را حل کند ! خودم هم نمیدانستم چطور با یاد گرفتن و انجام تمرین قرار است وزن کم کنم . اقدام سختی بود ولی واقعا شجاعانه بود ! اتفاقا این بار مسیر فرق میکرد . چون من حالم خوب بود و کشمکش های ذهنیم کم شده بود و خوشحال تر بودم و در وسط هفته ی پنجم از دوره بدون آنکه بدانم علت چیست ،وزن کم کردم و به وزن دلخواهم رسیدم و چون به نتیجه ی زودی رسیدم ، مسیررا ترک کردم و اینجا بود که قبل از طی شدن کامل دوره و مقایسه کردن با رژیم های دیگر که کاملا ناخوداگاه بود ، زمانی که نتیجه را دیدم ،خارج شدم . اگر روی ترازو نمیرفتم ، به احتمال زیاد ادامه میدادم 😀 هم در زمان تناسب شر است و هم زمانی که اضافه وزن داریم طور دیگر برما اثر میگذارد . خلاصه بعد از دوسال خیلی از جنبه های زندگی من به ثبات رسیده و کارهایی کردم و توانمند بودم که مرا در زمینه های تحصیلی و شغلی جایی بوده که آرزوشو داشتم و تونستم ! ولی اضافه وزن و چاقی به نظر ،خیلی کوچکتر از مسائل دیگر زندگیم بودکه من برای جنبه های دیگر زندگیم طی کردم ! اینبار بود که تیک خورد ! من باید از درون تغییر کنم ولی اینبار با بینش بزرگتر و توانمندی بیشتر خودم و هرروز چون حس و حال و هوای خوبی و هرروز آ”گاهی به من تزریق میشود و صلح بیشتری باخودم در مسیر دارم و لذت میبرم ، فارغ از فکر کردن به نتیجه و الان متوجه شدم ذهن ناخوداگاه چیست ! متود این برنامه ، برنامه ریزی ذهن ناخوداگاه بود و چون هر تمرین یک جنبه از فکر مرا تغییر میداد ، بدون آنکه متوجه شوم و تفییری در بیرون که همیشه با مقاومت ذهنی و شروع به جنگ با آن میشدم ، به مسیری رفتم که با فکرم ،مثل نوزادی که نمیداند چرا در آینده چاق میشود ، من هم مثل آن نوزاد نفهمیدم ، چه شد وزن من کمتر شد! وچون به مسیرم آگاه شدم و درک بهتری از فرایند دارم با اطمینان زیاد این مسیر را طی میکنم .
به نام الله مهربان
سلام به استاد عزیز آقای رضا عطاروشن
سپاسگزار خداوند هستم ک بلاخره من رو به سایت شما هدایت کرد و اونقدر خوشحالم ک خدا میدونه
من همیشه شما رو بابت تعهد و استمرارتون و قلب پاکتون ستایش کردم و زمانی ک تصمیم گرفتم لاغر بشم خداوند من رو به سمت شما هدایت کرد
یک روز ک توی سایت استاد داشتم کامنتتون رو میخوندم قلبم گفت خب تو ک میخوای بری باشگاه و میخوای قانون سلامتی رو تهیه کنی بیا یه سر به سایت اقارضا بزن
و من وقتی اومدم دیدم ک شما در خصوص لاغری دوره گذاشتید اونم دوره ذهنی لاغری ذهنی اونقدر خوشحال شدم ک خدا میدونه سپاسگزارم از خداوند ک من رو به سمت شما هدایت کرد و سپاسگزارم از شما
چقدر خوشحالم و چقدر دوست دارم شما رو ملاقات کنم شما اولین الگوی من هستید برای تغییر برای اعتماد به خداوند برای شهامت داشتن
فقط میتونم بسیار شما رو تحسین کنم و براتون بهترین ها رو آرزو کنم.
در پناه الله مهربان باشید.
به نام خدا
از زمانی که یادم میاد دنبال یه راهی بودم برای متناسب شدن هر کس هر کاری پیشنهاد داد من انجام دادم ولی هیچ وقت نتیجه نگرفتم دیگه ایمان داشتم مشکل از منه و جمله معروف من این بود (من هر کار کنم لاغر نمیشم)
چند سال پیش کلاس قانون جذب میرفتم استادش که از اقوام دور بود گفت میخواد دوره لاغری با ذهن بزاره خیلی برام جالب بود لاغری با ذهن ؟؟؟؟
جزو نفرات اولی بودم که دوره را ثبت نام کردم .
ایشون گفتن من از استاد عطار روشن یه دوره ای خریدم اونو به شما آموزش میدم یعنی هر چی یاد گرفتن یاد ما هم میدادن خوب خیلی جذاب بود و من که کلا ۳ الی ۴ کیلو اضافه وزن داشتم توی اون دوره لاغر شدم ولی بعد از دوره دوباره چاق شدم البته من از لحاظ ذهنی خیلی با محتوای دوره مشکل داشتم و خیلی چیزها رو نمیتونستم بپذیرم
خلاصه روند چاقی من ادامه داشت تا بعد از چند سال جرات کردم و رفتم روی ترازو و ده کیلو اضافه وزن
عزمم رو جزم کردم باید لاغر بشم این اضافه وزن بیشتری وزنی بود که من تا به حال تجربه کرده بودم فقط ماه اخر بارداری هام این وزن بودم و خوب سریع برگشته بود
راستی بعد از اینکه اون دوره لاغری باذهن منو چاق کرد سعی کردم از دوره های خود استاد استفاده کنم دوره صد گام رو شروع کردم تا حدود گام ۶۰ رفتم ولی هیچ تاثیری نداشت البته یکم نرم شده بودم نسبت به حرفای استاد
ولی وقتی با اضافه وزن ۱۰ کیلو روبرو شدم باید یه کاری میکردم .ورزش رو شروع کردم روزی دوساعت ورزش سخت یکمم لاغر شدم ولی روی وزنه تغییری نداشتم و نتیجه نسبت به تلاش من مناسب نبود
تا یه روز یه لایو از یه استادام تو اینستا میدیدم که درباره تاثیر افکار بر بدن انسان میگفت من حرفای ایشونو خیلی قبول داشتم واینکه خودم هم درحال تحصیل رشته روانشناسی بودم و تو کتابام به این مطلب که ذهن وبدن روی هم تاثیر دارند خیلی خیلی اشاره میشد
به این نتیجه رسیدم لاغری با ذهن درسته و من باید ایرادمو پیدا کنم
دوباره دوره صد گام رو شروع کردم با این تعهد که هر چی استاد گفت بپذیرم چون تو دوره های قبلی همش دنبال ایراد تو حرفای استاد بودم
ولی اینبار خیلی فرق میکرد بیست گام اول رو تو ۳ ماه گوش دادم و خیلی منظم نبودم ولی بقیش رو خیلی دقیق گوش دادم تمرین انجام دادم بهش فکر میکردم برای خودم منطقیش میکردم و درپایان من لاغر شده بودم اولین لباسی که یکم برام آزاد شد خیلی خوشحالم کرد و با استاد درمیون گزاشتم و ازشون راهنمایی خواستم برای ادامه چه کار کنم و ایشون خرید دوره رو پیشنهاد دادن
تا خرید دوره چند روزی فاصله افتاد ویکم به خاطر اتفاقات شخصی حالم بد بود ولی در اوج ناراحتی گفتم تنها راه درمان این حال بد خرید دوره و شروع به گوش دادن فایلهای استاد هست و خوشحالم که امروز این کارو انجام دادم و ایمان دارم یکی از شگفتی سازان این دوره میشم حتی عکس هم انداختم که وقتی لاغر شدم بزارم در جای تصویر شگفتی سازان
به امید خدای متعال من این دوره رو شروع کردم
نشان های دریافت شده
سلام
خسته بودم از سرزنش دیگران تلاش های بی ثمرم و اعتماد به نفس خورد شده ام لباس هایی که دیگه اندازم نبود و…
مدتی بود تو ذهنم میگفتم خدایا تا راه رو بهم نشون ندی دست از سرت برنمیدارم
خیلی اتفاقی و جالب با سایت آشنا شدم ی روز با یکی از دوستانم داشتم در مورد مقاومت به شیرینی صحبت میکردم دوستم خیلی لاغر و متناسب بود اون گفت منم شیرینی دوست دارم ولی مقاومت دارم چون تو ذهنم بهش باور دارم و فکر نکن تو نمیتونی مقاومت کنی همه چیز ذهنی هستهمین جمله باعث شد تو گوگل سرچ کنم لاغری ذهنی و تو یوتیوب دوازده گام رو دنبال کردم و خدا منو به اینجا هدایت کرد که دوره رو خریداری کنم
آرامش نسبی دریافت کردم با اینکه حتی دوره رو شروع نکردم. همین که دست از سرزنش خودم برداشتم ی احساس مثبتی در خودم میبینم و میدونم که این روش با روش های دیگه خیلی فرق داره و همون چیزی هست که بهش نیاز دارم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای فراتر از انتظار❤️
سلام و عشق نثار زهرای عزیزم🥰
شگفتی ساز شدن شما دوست نازنینم را با عشق و شادی فراوان تبریک میگویم و تحسین تان میکنم بابت استمرار و خوددوستی و مسیر صحیحی که برای متناسب شدن انتخاب کردید. وقتی ما توسط تضادها آنقدر رشد میکنیم که بزرگتر از بهانه هایمان میشویم و مسئولیت اشتباهات فکری و رفتاریمان را میپذیریم، این پذیرش سبب میشود وارد دایرهٔ قدرت خداوند که همان صراط مستقیم است بشویم و وقتی در این مسیر الهی با آرامش و صبوری و اشتیاق و بدون خیره شدن به نتیجه شروع میکنیم به حرکت کردن و تمرکزمان را میگذاریم روی درست برداشتن قدم هایمان که همان عمل کردن به آموزشهاست، خیلی ساده و آسان نتایج را تجربه میکنیم و تبدیل به یک شگفتی ساز میشویم و به تناسب اندام و در ادامه به تناسب فکری میرسیم و این هماهنگی و یک سو شدن جسم و ذهن ما را وارد جادهٔ خوشبختی میکند و ما در سایر جوانب زندگی مان هم به تناسب میرسیم و من با تشکر بیکران از استاد عزیز و گرانقدرم بابت این آموزشهای روان و ناب و این مسیر متناسب و شگفتی آفرینی که برای ما خلق کردند، امیدوارم شما دوست شگفتی سازم همواره در آغوش پُر از عشق الهی از تجربهٔ خودتان در جسم جدید لذت ببرید و همیشه شاد و متناسب و سلامت باشید🌹💖🌹
نشان های دریافت شده
به نام الله هدایتگر
واما…
داستان هدایت من
دیگه خسته شده بودم
از تحقیر از مسخره شدن از اینکه هر حرفی رو به اضافه وزن من ربط میدن
تصمیم گرفتم از یه روش من درآوردی وزن خودم را کم کنم و به اون وزن ایده آلم برسم
این بار دیگه با اراده زیادی شروع کردم
چون تصمیمم رو گرفته ودم دیگه نمیخواستم حالم بد باشه
اما با اون روشی که از خودم ساختم و زجرهایی که به خودم دادم حال خودم رو بد کرده بودم
جوری که هر روز وقتی برای نماز صبح بیدار میشدم وقتی یاد اون همه ورزشی که باید انجام بدم اون حجم کم از غذایی که باید بخورم میافتادم گریه میکردم
دیگه داد همه رو درآورده بودم که داری چیکار میکنی با خودت
اما دیگه گوشم بدهکار نبود میخواستم لاغر بشم
هر روز کلی پیادهروی میکردم و اون روز رو شاید با چند تا دونه خرما و چند سیب میگذرام
که دمای آخرش حتی نههای خرما و سیب رو هم کمتر میکردم
همونطور که استاد گفتن که ذهن ما همش رو به پیشرفته هی به خودم زجر بیشتری میدادم
وقتی که به وزن دلخواهم رسیدم تصمیم گرفتم که با ورزش اون اندام را حفظ کنم
روزی شاید نزدیک هزار دراز نشست میرفتم
کلی ورزش میکردم و به غذا هم حریص شده بودم
هر کسی جای من بود شاید یک گرم هم اضافه نمیکرد چون با اون همه زجری که به خودم میدادم بعید بود اضافه کنم اما چون غذا میخوردم این انتظار را از خودم داشتم که باید چاق بشم
اون روز ها حالم خیلی بد بود
موقعی که نماز میخوندم با گریه و زاری التماس خدا میکردم که خدایا یه کاری کن حالم دیگه خیلی بده کاش هرچی میخوردم چاق نمیشدم کاش لاغر میموندم تا ابد
خلاصه اینکه دیگه بریده بودم
یک روز که داشتم توی گوگل میگشتم تا یک روش آسونتری پیدا کنم که هر روزم رو با زجر نگذرونم
که خدا جواب اون آرزوهایی که داشتم و جواب اون همه گریهها رو داد
منو به این سایت هدایت کرد
من اصلاً اطلاعی از این روش لاغر شدن نداشتم
فکر میکنم که یک جمله در گوگل سرچ کردم که اگر اشتباه نکنم گام اول ۱۲ گام رو برای من آورد
خدا منو آورد جایی که بهم بگه بنده من من تو رو میدیدم ن تو رو دوست دارم نمیذارم عذاب بکشی
این یه درس بزرگ بود برای من
که وقتی دیگه از همه جا بریده باشی و از ته دل به خدای خودت توکل کنی وری دستتو میگیره که باورت نشه
حالا دیگه نه تنها جسمم تغییر میکنه بلکه میتونم با این هدایت الهی زندگی خودم رو تغییر بدم
من خودم هیچم
با او قدرتمند میشوم
اگر خدا نباشه هر چقدر هم رو خودم کار کنم هیچ اتفاقی برام نمیافته
حالا دیگه به اون توکل کردم و فرمان زندگیمو به دستانش دادم تا جاهایی که اشتباه بود خودش دستی رو بکشه و جاهایی که درست بود خودش گاز بده
الحمدالله و ما اهلُهُ
خدایا شکرت هر چقدر که سزاوارشی
باور کنید خدا کسی رو توی راه اشتباه قرار نمیده
من به او توکل میکنم و با او قدم برمیدارم
و تنها امیدم به اوست تا او مرا به رویاهایم برساند
نشان های دریافت شده
سلام من اولین بار چندروز پیش بود از یکی درمورد لاغری باذهن شنیده بودم نا امید وبی هدف داشتم سرچ می کردم که بطور تصادفی با با۱۲ گام استاد روبرو شدم بعد از ورود فایل اول را دیدم وشنیدم خیلی دوست داشتم وخدارا شکر پی در پی دارم دنیال می کنم فعلا شرایط خرید دوره را ندارم ولی همین شرایط موجود هم عالیه آدم را سر ذوق میاره
نشان های دریافت شده
من در کودکی فردی متناسب بودم تا اینکه از زمان شیردهی با افکار غلطی که در ذهن داشتم دچار اضافه وزن شدم و تا جایی رسید که وزنم به ۹۵ کیلو هم رسید و با رژیم ها و راههای مختلف این اضافه وزن دائم در نوسان بود با اینکه نتایج قابل قبولی هم گرفتم ولی هر بار بعد از رها کردن مسیر باز این اضافه وزن برگشت و به همراه خود افسردگی و عدم اعتماد به نفس هم به همراه داشت تا اینکه در فضای مجازی با لاغری با ذهن آشنا شدم و یکی از این دوره ها را هم شرکت کردم ولی نتیجه دلخواه را نداشت و همزمان پست های استاد را هم میدیدم و گاهی دوره های رایگان استاد را هم استفاده میکردم و نتایج دوستان و نظراتشان را میخواندم و وارد دور همی در کانال تلگرام شدم و خیلی مشتاق شدم که دوره ورود به سرزمین لاغر ها را تهیه کنم و به لطف خدا این لطف شامل حالم شد .
و از خداوند میخواهم همانطور که خودش راه را جلو پایم قرار داد به من توفیق دهد که بتوانم به حق خود که آرامش روحی و جسمی به همراه تناسب اندام هست برسم
نشان های دریافت شده
من اولین بار سال ۹۷ با معرفی یکی از دوستان که گفتن یه آقایی تودزفول یه روش ااغری با ذهن ابداع کرده اول خیلی جدی نگرفتم ولی چند ماه بعد یکی از فایل های استاد واسم فرستاد و فکر کنم عضوگروه شدم وقتی جو کروه رو دیدم خوشم اومد و بنظرم رسید میتونه موثر باشه لین روش
بعلاوه خودم کار کردن روی ذهن رو دوست داشتم جون قبلا در موارد دیگه نتیجه کرفته بودم
بلافاصله ثبت نام کردم و ولرد گروه شدم یادمه استاد کفت منم کمکت می کنم چون تردید داشتم اولش
بعد از چندین سال که نمیتونستم عیچ رژیمی بکیرم کاملا ناامید از همه روش ها وارد این دوره شدم وجقدددر به جون دوستم دعا کردم که باعثآشنایی من با استاد شد
خیلی زود در مسیر لاغری و تناسب افتادم و اصلا نفعنیدم جطور دارم لاغر میشم غذا به کلی از ذهنم پاک شد طوریکه خوشمزه ترین غذاها رو میدیدم انکار سنگ دیدم اصلا تحریک نمیشدم به خوردن تا حدی که بدنم ضعیف شد وخودم رو کم کم مجبور به خوردن کرذم و از دوره خارج شدم بحای مشورت کرفتن از استاد.🫣
🦋علاوه بر لاغری دستاورد ارزشمند دیکه ای که واسم داشت آشنایی با نیروهای خیر و شر درونم بود که رابطه خیلی شکفت انگیز و بی نظیری با فرشته درونم پیدا کردم و این زیباترین و به بادماندنی ترین خاطره وتجربه این دوره بود حتی شیرین تر از لاغری❤️🧚🏽♀️🧚🏽♀️🧚🏽♀️🧚🏽♀️🦋
الان بعد از گذشت ۶ سال مجدد تصمیم گرفتم وارد دوره بشم .این بار با ۱۰ کیلو وزن اضافه تر چون تنها راه اصولی لاغری رو این دوره میدونم و این بار با کوله باری از تجربه وارد دوره شدم و دیگه به سادگی وقتی در اوج نتیجه گیری هستم با یه خطا پا پس نمیکشم
به امید شگفتی ساز شدن و با توکل بر خدا
💕💕💕💕💕💕💕