🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاقها!
من و تو… و هر کسی که سالها با اضافهوزن زندگی کرده، به اندازهی همون سالها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍
رژیمهای سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوشهای عجیب، حتی روشهایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربیها! 😣⚡
گاهی اونقدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔
🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…
همهی اون تلاشها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞
اونجا بود که با خودمون زمزمه کردیم:
«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»
بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشکهامون شد همدم شبهامون 😢🕯️
🍃 و درست همون لحظه…
وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمیرسید، از ته دل گفتیم:
«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»
و انگار همون لحظهی تسلیم، همون لحظهای که دیگه به هیچکس و هیچچیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود. ✨
🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!
خودت بهتر میدونی چطوری رسیدی به این سایت…
شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖
✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…
داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.
با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری میکنی، هم ایمان و انگیزهت برای ادامه مسیر چند برابر میشه. 💫
وقتی داستان هدایت خودتو مینویسی و قصهی بقیه رو میخونی، میفهمی چطور خدا از راههای بیشمارش ما رو به سمت نجات میکشونه… 🌱
📣 منتظرم بخونم داستانت رو…
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.01 از 249 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام استاد .خسته نباشید.
من بتازگی با این سایت آشنا شدم دوستی میگفت یه نفر اضافه وزن داشته و تونسته بخوبی وزن کم کنه.
من چند کیلو اضافه وزن دارم و نمیشه گفت چاقم. و این اضافه وزن به مرور و طی پنج سال اخیر بوجود اومده. اصلا پرخور نیستم و تحرکم زیاده .البته در شرایط کرونایی امروز نمیتونم باشگاه و استخر برم و همین مزید بر علت شده. ولی همچنان سعی میکنم پیادهروی روزانهام رو داشته باشم.در واقع مشکل اصلی من اینه که نمیدونم چرا وزنم اضافه میشه و یا چرا نمیتونم وزنم رو کم کنم؟
خودم فکر میکنم پایین بودن سوخت و ساز بدنم و ورود به سن بالای پنجاه سال دلیل بر اضافه وزنم میتونه باشه.
میخوام روش لاغری از طریق ذهن رو امتحان کنم و امیدوارم نتیجهی مثبت وعالی بگیرم.
ممنون میشم اگر لازمه منو راهنمایی بفرمایید.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد و دوستان گلم
من روباورم داشتم کارمیکردم ک همه چیز رو افکارم داره بوجود میاره هی تکرار کردم و ذهنم نرم تر شد یهو گفتم خب اگ همه چیز از فکره پس چاقی هم بخاطرفکرباید باشه و با فکرمیشه لاغرشد و دومین دلیلی هم ک باعث شد سایتو این مباحثو پیداکنم این بود ک چشام بازشده بود و این سوال برام بوجوداومد ک چراا فلانی وفلانی میخورن همه چیز ولی چاق نمیشن!یا تحرک ندارن و…
ایناباعث شد شک کنم به دلیل های چاقی ک اینهمه سال بهم گفتن.شک کردم به حرفای مامانم و…
بعد اومدم توی یه سایت موفقیت راجع به اینکه ایا میشه ذهنی لاغرشد سرچ کزدم توی یه کامنتی یکی از بچه ها گفته بود ک اره میشه استادعطارروشن و سایتشورومعرفی کرده بود.دیگ ازونجا اشناشدم اما ذهنم اماده بود چون ازقبلش به همه چیز شک کرده بودم
سلام خداقوت به استادگرامی ودوستان خوبم؛
.؛من سال ۹۴بادوره تناسب فکری آشناشدم ودرابتداهدفم متناسب شدن اندامم بودولی بافایلهای استاددیدگاهم به زندگی تغییرکرد،شادترشدم ،زندگی بسیاربرایم لذت بخش شدوامیدوانگیزه درمن جان دوباره گرفت ،دوست داشتن خودمویادگرفتم البته قبل ازشروع دوره اهل مطالعه بودم وکتابهای زیادی درباره موفقیت وشادی وانرژی مثبت داشتن خونده بودم ولی هرروزکه فایلها وارتباط باضمیرناخودآگاه ومطالب استادروگوش می کردم واقعا مطالبی روکه مطالعه کرده بودم وحتی ویدئوهایی که دیده بودم (ومعنیشونوخیلی درک نکرده بودم )برام ملموس ترمی شدوهرروزکه پیش میرفتم اشتاق وانگیزه من برای بدست آوردن خواسته هام اززندگی بیشتروبیشترمی شداصلا کاهش وزن برام کمرنگ شدودیدم چه خواسته های بزرگتری اززندگی دارم من بعداز۱۵ سال وقفه کاری دوباره سرکارم برگشتم خیلی زودبه استقلال مالی رسیدم پول ازدرودیواربرام میریخت وهنوزم پولم خیلی برکت داره وهمیشه حسابهای بانکی پُرپولی دارم وبه نقطه ای رسیدم که کاردولتی برام راضی کننده نبودوالان دنبال یه کسب وکارهستم که خودم کارفرماش باشم ونیازی نباشه که خودموبه مرخصی سالیانه محدودکنم دوست دارم که آزادورهاباشم دوست دارم محدودیت زمان ،مکان ودرآمدنداشته باشم وبه گفته های استادعطارروشن ایمان صددرصددارم .چندماه پیش دوباره تصمیم گرفتم لاغری باذهن روشروع کنم که البته (ازنظرروحی بخاطرفوت چندنفرازنزدیکان به فاصله کم) خیلی داغون بودم من این بارباهدف بالارفتن روحیه ام این دوره روشروع کردم (نه باهدف کاهش وزن)وبه لطف خداامروزکه این نوشته رومی نویسم دربهترین وضعیت روحی هستم ومی خواستم این احساس خوبم روبادوستان عزیزم به اشتراک بگذارم وازاستا دعزیزم قدردانی وتشکرکنم بابت راهنماییهای دلسوزانه شون استادگرامی من ازصداقت گفتارشمابسیارلذت می برم وبه آموزشهای شمااعتمادصددرصددارم امیدوارم تمام هنرجوهای شماوهمچنین خودتون، خانواده تون به تمام خواسته های مادی ومعنویتون برسید🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
هدایت لاغریه من:🌼
من هم تا قبل از ثبت نام در این دوره از رژیم ها وورزش های سخت برای کم کردن وزنم اقدام کردم اما در آخر هیچ کدوم از این تلاش های من نتایج مثبتی برای من نداشتند! بلکه خیلی هم آسیب میدیدم زیر فشار ورزش های سخت و رژیم های طاقت فرسا ….
من رژیم گرفتن رو از سن کم شروع کردم و رنج و عذاب رژیم رو تجربه کردم و بد تر از اون شکست های پی در پی … در طی آخرین رژیمی که داشتم که همراه برنامه ورزشیه سختی بود
کلی از موهام ریخته بود
ضعف شدید داشتم و غش میکردم
اعصابم ضعیف شده بود ولی چی بگم که بعد از تحمل این همه سختی رژیم و ورزش و این ضعف ها و درد ها با رها کردن رژبم طی یک یا دو هفته تمام ۱۳ کیلو کم شده من برگشت ! و دیگه خسته از جسم چاق خسته از حرف ها خسته از رژیم و در کل خسته از زندگی به خانومی برخوردم که غذاهای به قول معروف پر کالری میخوردند خب اون موقع من هم خیلی توجه داشتم و درگیر کالری و حجم و چرب بودن ، بودم و از اایشون پرسیدم و که چطور اخه چاق نمیشن بعد از خوردن این ها !
با حالت ناراحت و شکست خورده و طلبکارنه
مگه میشه خدایا
چرا من باید این همه سختی بکشم برای تناسب اندامی که به این همه آدم دادی جز من!
خدایا چرا اخه؟
و این خانوم عکسی از خودشون رو برای من ارسال کردند که چه قدر چاق بودند و از طریق ذهنی لاغر شدند راستش اولش شک داشتم ولی تشکر کردم و ادرس سایت رو گرفتم یادمه یک فایل رایگان گوش کردم و خیلی به دلم نشست و خوشحال شدم که من الماس خودم رو پیدا کردم!
با خانوادم و اطرافیان درمیون گذاشتم که متاسفانه با مخالفت اون ها رو به رو شدم و اون ها منصرفم کردن و من که نمیخواستم بمذیدم چاقی رو دوباره سمت رژیم گرفتن رفتم و دوبار بعد از هدایتم رژیم و ورزش انجام دادم و دوباره ناکام بهسمت همین مسیر هدایت شدم و گفتم من اطمینان دارم راهم همینه من مطمئنم که راه درستیو انتخاب کردم و من به هدایت خدا ایمان دارم !
به لطف خدا الان ۱۰۰٪ اطمینان دارم که این راه من رو به تناسب اندام دلخواهم میرسونه و این راه صحیح ترین راهه و این بارو رو دارم . و بهمم ثابت شده
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم و تمام دوستان پر تلاش سرزمین لاغری با ذهن
من سالیان سال از چاقی رنج بردم و راههای بسیار زیادی برای لاغری امتحان کردم و هر کس هر پیشنهادی میداد وسوسه می شدم و آن را انجام میدادم به طوری که خط اول هر رژیم را می خواندم برایم آشنا بود چون مدتی خودم آن را انجام داده بودم و همیشه حسرت افرادی را می خوردم که هر چه می خورند چاق نمی شوند من از بچه گی در خانواده ای بزرگ شدم که خوردن بالاترین تفریح همه به حساب می آمد و تمام فکر و ذکرم خوردن بود و چون مورد سرزنش مادرم قرار می گرفتم بیشتر وقتها مخفیانه می خوردم تا مورد سرزنش قرار نگیرم و این روزها هر وقت به یاد آن دوران میفتم که با خواهر و برادر کوچکم که گاهی مچ ما را می گرفت به زور شریکمان میشد خنده ام می گیرد که چه خطراتی را به جان می خریدیم و چه کارهایی می کردیم که بتوانیم فلان خوراکی را تهیه کنیم و بخوریم 😐😐😐 و تازه همیشه بعد از خوردن آن خوراکی عذاب وجدان می گرفتیم و شروع می کردیم به بازی لی لی که خوراکیهایی که خوردیم هضم شود و چاقتر نشویم و جالب بود که اینقدر این باور در من قوی بود که با لی لی خوراکی که خوردم هضم می شود همیشه بعدش گرسنه میشدم هر وقت خانوادگی می خواستیم تفریح کنیم به این فکر می کردیم که چی بخوریم بیشتر بهمون خوش بگذره ؟ روزهایی که غذای مورد علاقه مان را قرار بود بخوریم همه خوشحال بودیم 😬 و متاسفانه من هنوز هم خوردن را لذت و تفریح می دانم و یکی از آرزوهایم این است که این فرمول در من تغییر کند و فقط برای رفع نیاز جسمی ام غذا بخورم الان زیاد وارد جزئیات دیگر نمی شوم که متنم زیاد طولانی نشود به هر حال به این دلیل و دلایل دیگر که زیاد هستند چاق شدم و بعد از آن مرتب دنبال راهی بودم که لاغر شوم خلاصه بگویم که چند سال با سختی و مشقت فراوان به باشگاه رفتم و با اینکه تمام ورزشها را درست مانند مربی انجام میدادم به طوری که مربی ورزشمان وقتی نمی توانست بیاید یا مشکل داشت از من می خواست به جای او به بچه ها تمرین بدهم ! چند دکتر متخصص رفتم و انواع رژیم های آنها و انواع رژیم های اینترنتی و انواع داروهای شیمیایی و گیاهی و انواع دمنوشها و گیاهان موثر در لاغری و عرقیاتی که توسط دکترها داده میشد امتحان کردم اما هیچکدام نتیجه دلخواه را به من نداد و همیشه اعتماد به نفسم به خاطر وجود چاقی پایین بود و احساس می کردم به خاطر چاقی دستم بسته است و نباید با کسی بحث کنم چون ممکن است چاقی مرا به رخم بکشد 😔 حدود دو سال پیش زمانی که از تمام رژیم ها و اقداماتی که برای لاغری انجام داده بودم و به نتیجه نرسیده بودم یک شب خیلی دلم شکسته بود و ناراحت بودم و از خدا خواستم کمکم کند و یک راهی جلوی پایم بگذارد این بار لاغر شوم و همینطور که در اینترنت به دنبال روش های جدید لاغری بودم یک مقاله از استاد توجه مرا به خود جلب کرد و مرا کنجکاو کرد و بسیار خوشم آمد چون فکر کردم تمام روشهایی که قبلاً انجام داده بودم تقریباً مشابه هم بود ولی این روش واقعاً جدید بود و حرفهای تازه ای برای گفتن داشت و من هم با پیگیری ابتدا فایلهای رایگان را انجام دادم و بعد در دوره مقدماتی و … ثبت نام کردم ( در همین فایل چند باور اشتباه را در خودم شناسایی کردم
*خوردن = لذت بردن *خوردن =چاق شدن * تحرک = هضم غذا * بی تحرکی = چاقی )
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان شگفت انگیرم
اومدم اینجا تا داستان هدایت مو بنویسم.البته جای جای دیگه عنوان کردم ولی چون دستور استاده چشم…..
من خانمی متاهل و ۳۵ ساله هستم.پسر کوچیکی دارم..از بچگی تپل بودمو این تپل شیرینی در بزرگسالی به چاقی مبدل شد.نگم براتون از سالها رژیم های سخت که بعد مدتی برمیگشت.اونم هیچوقت یادم نمیاد متناسب شده باشم فقط تلاش طفلکی جسمم زیر فشار رژیم های سخت بود که فقط چندکیلویی کم میشدم و از زیر حس خفگی در میومدم.این اواخر مدت ها بود که رژبم خودسرانه سختی داشتم که ناهار شام واسه همسر و فرزندم درست میکردم و خودم شیر خرما میخورم.رژیم اینترنتی سخت.دو ماه گذشته بود و برخلاف سری قبل که خوب کم کردم ولی جسم بی جونم حریف فرمول های چاقی مغزم نشده بود و غیر یکی دو کیلو اصلا کم نشده بودم. این در حالی بود کهمن طی شش ماه ۱۰ کیلو زیاد شده بودم.اصلا نمیدونم چطوری. من که دا،م رژیم بودم.سر درنمیاوردم.مات و مبهوت بودم. قیم به جان بی مقدارم هفته ای یکی دوکیلوزیاد میشدم.یه روز که قورمه سبزی درست کرده بودمو بوش پیچیده بود و طبق معمول برای همسر وپسرم سر سفره بردم وخودم با لیوان شیر خرما از سفره دور شدم در حالی که یادم نمیومد یه غذای گرم و مقوی آخرین بار کی خورده بودم.ناامید و افسرده گوشه ای نشستم و شروع کردن به اشک ریختن.که چرا من اینجوری آفریده شدم. چرا بیخودی در حال افزایش وزنم. بهم الهام شده بود چاقی من هر چی هست از خوردنم نیستمیگفتم من که الان ۳۵ سالمه عینهو مامانم که ۷۰ سالشه و بخاطر دیابت و فشار از غذا محرومه منم محرومم.لذت زندگی رو نمیبرم.اگه زندگی اینه من نمیخوامش.فکر میکردم فقط بخاطر پسرم زنده م و وگرنه خودمو میکشتم.من آخرین بار نود و خورده بودم. شب نشینی مهمونی با وجود یه کمد لباس جدید چون برای شش ماه قبل بودن تنم نمیشدن. بدبختی بالاتر از اینم هست…..تا اینکه توهمون ناله گریه های اون روز ظهر از خدا خواسته م نمیدونم چجوری ولی فقط کمک کن که تو میتونی
داشتم مثل همیشه تو اینستا رژیم سرچ میکردم که لاغری با ذهن اومد. برام جالب شد.یادمه شب شده بود.اولین فایل روکه خوندم از شادی وذوق تو پوست خودم نمیگنجیدم. نمیدونستم چیه فقط فهمیده بودم این خودشه. گم گشته منه .وفتیلای رایگان رو با عشق ادامه دادم .هر روز بهتر و بیشتر میفهمیدم. درکم عالی شده بود.بخدا نود درصد به بالا اجرا وعمل میکردم. یکمم لاغر شده بودم. ولی سه هفته ای وقفه افتاد تا الان.الانم حسم فوث العاده ست.بیقرار یودم کی میتونم دوباره شروع کنم.خانواده دوست داشتنی مو ببینم و حس شون کنم. و از امروز تا ابد جای من اینجاست.مخصوصا تا رسیدن به قله لاغری
میدونم که استاد هم دلسوزانه با منه
خدای خوب و مهربانم متشکرم که منو به اینجا به سرمنزل عشق هدایت کردی
با سلام وعرض ادب
تمرین اول :
عوامل چاقی خودرا شناسایی کنید..
1. از دوران نوجوانی شنیدم که هرکسی به من میگفت خوش بحالت چقدر اندام لاغر وخوبی داری، مادرم پاسخ میداد منم در زمان دختری ودر سن ۱۴ سالگی اینطوری بودم ولی بعداز زایمان بچه ی اول چاق شدم واین باور در ذهن من نقش بست ونفوذ کرد که منم بعداز زایمان بچه ی اول چاق میشم
2.پدرم به مادرم بارها میگفت، شما از بس پر خوری میکنی، چاق شدی، باور:منم پرخوری کنم چاق میشم در صورتی که اشتهای من در زمان نوجوانی وجوانی وحتی دوسال اول ازدواجم بسیار زیاد بود اما دریغ از یه گرم اضافه وزن!
3.مدام از همه ی افراد چاق شنیدم که مارو برنج ونون بدبخت کرده، باور:برنج ونونی که من میخورم منو چاق میکنه در صورتی که من از بچگی علاقه ی زیادی به خوردن نان وبرنج داشتم ولی تا ۲۷ سالگی با وجود خوردن نان وبرنج زیاد، بسیار متناسب بودم.
4.شام آدمو چاق میکنه باور:باهربار شام خوردن دارم چاقتر میشم.. ۲۷ سال از عمرمو یه شب بدون شام نخوابیدم وهر چقدر که احساس سیری کنم خوردم، نون وبرنجم خوردم اصلا هرچی دلم خواست وهر چقدر دلم خواست خوردم ولی چاق نشدم..
5.غذای سرخ کردنی آدمو چاق میکنه، غذا باید فقط آبپز ویا کبابی باشه
6.قند وشیرینی چاق میکنه، ۸۰ درصد مواد غذایی قند داشتن ومن هربار با خوردنشون به خودم یادآوری میکردم داری چاقتر میشی.
7.دیر خوابیدن چاقتر میکنه، همسر من بخاطر شغلشون همیشه دیر وقت میان خونه وتا شام بخورن وبخوابیم ساعت ۲ویا ۳ شب میشد ومن هربار که به رختخواب میرفتم با احساس بد بودم که خدایا چرا باید همسرم شغلی داشته باشه که دیر بخوابیم وچاقتر بشم در صورتی که همسرم هم، همزمان با من میخوابید وبسیار متناسب هستن.
8.دیر بیدار شدن آدمو چاق میکنه، هربار که دیر بیدار میشدم، چشممو با ندامت خودم باز میکردم با احساس بسیار بد وعصبی که این چه زندگیه من دارم حالم از خودم به هم میخوره چرا نمیتونم زود بیدار شم تا انقده چاق نشم، در صورتی که در اطرافیانم هستند انسانهای زیادی که از من هم دیرتر بیدار میشدن ولی متناسب بودند.
9.خوردن نوشیدنی گاز دار باعث چاقی میشه، همسرم روزی چند تا نوشیدنی گاز دار میخوره ومتناسبه، در صورتی که من همیشه از نوشیدنی گاز دار فراری هستم وهر وقتم بخورم انگاری دارم جام زهر مینوشم به قدری که خودمو سرزنش میکنم.
10.ورزش نکردن عامل چاقیه، چون اراده نداشتم باشگاه یا پیاده روی رو ادامه بدم بخاطر اون خستگی که برام داشت، هروقت نمیشد ویا منصرف میشدم، کلی با خودم جنگ داشتم که تو لیاقت لاغر شدن رو نداری، تو تنبلی، تو بی اراده ای، تو از پس هیچ کاری برنمیای، وخلاصه کلی عزت نفس واعتماد به نفسمو سرکوب میکردم چرا چون باشگاه رو عامل لاغری افراد ونرفتن باشگاه رو عامل چاقی افراد میدونستم در صورتی که میلیونها انسان بدون رفتن به باشگاه وپیاده روی بسیار سلامت ومتناسبند والبته که چون نسبت به خودشون حالشون خوب بود ودست خدارو باز گذاشته بودند حتماً هدایت میشدن به فعالیتهای طبیعی زندگی روز مره ی خودشون که به مراتب بیشتر از باشگاه وپیاده روی، کالری سوزی داره براشون ومن اینو به تازگی درک کردم والگو هاشو پیدا کردم.
11.هر جا هر مطلبی در مورد مواد غذایی ومیوه ها وهرچیزی که خوردنش باعث چاقی میشد رو بدقت یا گوش میدادم یا میخوندم فقط برای اینکه حواسم باشه چی رو نباید بخورم وهروقت هم که میخوردم با خودم در جنگ بودم ومیخواستم با تریلی از روی خودم رد شم که چرا با اینکه میدونم وبهم گفته شده که چاقم میکنه دوباره نتونستم جلوی خودمو بگیرم وجالبه که الان که دارم فکر میکنم فهمیدم که تازمانیکه اون مطلب درمورد غذای خاص یا میوه ی خاص به گوش وچشم من نرسیده بود اصلا با خوردنش احساس چاقتر شدن نمیکردم وبا خوردنش کلی هم لذت میبردم وبه اندازه میخوردم ودر ۹۹ درصد مواقع ولع خاصی برای خوردنش نداشتم اما همچین که می فهمیدم خوردنش عامل چاقی است، برای خوردن آن حرصو ولع بسیار پیدا میکردم وهمیشه چشمم به دنبالش بود. واین مواد خوردنی انقده تعدادش زیاده که فکر میکنم ۸۵ درصد مواد خوردنی هست که من میشناسم واستفاده میکنم وبه چشم سم به اونها نگاه میکنم نه مواد مغذی ومقوی ومحافظت سلامتی ام، خوب چه انتظاری از خودم دارم که سلامت ومتناسب باشم؟!
12.بارداری وزایمان که دیگه نگم براتون که در هر زایمان من بعدش ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم در صورتی که الان در صفحات مجازی افرادی رو میبینم که پس از زایمان بسیار متناسبند. وحالا میفهمم که چه باور اشتباهی داشتم در دوران بارداری که اولا باید زیاد بخورم تا بچه ی قوی به دنیا بیارم ودوما خودمو جلو جلو برای یه اضافه وزن حسابی آماده کرده بودم چون همش تو گوشم بود حرفهای دیگران که بعد زایمان خانمها هیکلشون می ترکه وخیلیییی چاق میشن.
حالا فعلا همینا یادم اومد.
البته خیلی هست وحتما به یاد میارم ومیام دوباره مینویسم.
ولی با به یاد آوردن همینا چقدر ذهنم خالی شد از باورهای نامناسبی که سالیان سال دراون جاخوش کرده بودند ومثل علفهای هرزی دور باور متناسب بودن پیچیده بودند واجازه ی نفس کشیدن ورشد کردن به باور زیبای متناسب شدن ومتناسب بودن نمیدادند. وحالا من در همین صفحه آنهارا شناسایی کردم وقطع کردم ولی همه ی ما خوب میدانیم که علف هرز ریشه دارد ودوباره بعداز مدتی کوتاه رشد میکند ودوباره باید قطع شود یعنی باید همیشه واگاهانه حواسمون باشه که باوری خلاف باور متناسب بودن به ذهنمون نرسه واگر هم رسید، باید شناسایی کنیم وبا ساختن باور مناسبش توسط واقعیت ها والگوها، این باورهای نامناسب رو قطع کنیم. استاد جان این جلسه تا به اینجا عالی بود.
چراغ های زیادی توی ذهنم روشن شد.
شما بی نظیرید.
بهتون افتخار میکنم.
سلام خانم بشارتی
به نطرم شما همون لیلا بشارتی سایت استاد عباسمنش هستین صاحب رستورانهای شهر کباب
اگر درست حدس زدم لطفا برام اینجا ادرس رستوارنتونو بنویسید یادمه گفته بودین در اسلامشهر هستین یعنی هممحلی من هستین من خیلی دوستدارم شما رو از نزدیک ببینم و باهاتون هم صحبت بشم ممنونم از شما
به نام خدا
سلااااام استاد جان
چقدرررررر سوپرایز شدم از این مدال طلایی که به من در بدو شروع به کامنت گذاشتنم، هدیه کردین، استاد جان بی نهایت سپاسگزارم،. راستش یه خورده گیجم، نمیدونم از کدوم فضای سایت پر از محتوی شروع کنم، از خدا هدایت خواستم، بهم گفت از خود استاد بپرس، راهنمایی میشی…
استاد جان بهم بگو برم کدوم صفحه، از کجا شروع کنم؟
سلام دوست عزیز
از اینکه در سرزمین لاغرها همراه ما هستید خوشحالم و خدا رو شکر که بهترین ها را برای همراهی ما به سمت این سایت هدایت می کند
پیشنهاد من شروع دوره دوازده جلسه ای رایگان لاغری با ذهن می باشد
https://tanasobefekri.com/free_laghari_zehni/
استاد جانم سلام
بی نهایت سپاسگزارم که مرا از این سردرگمی نجات دادین والبته که خداوند بهترین دستان خودش رو برای هدایت من میفرسته واین بار هم شما دست پر مهر خداوند برای من هستین. صمیمانه سپاسگزارم.
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز من بیست سال که با چاقی خودم درگیرم و خیلی راها رو برای لاغری امتحان کردم لاغر میشدم و بعد مدتی بر می گشت چاقی من بعد هم که باردار شدم و به اوج چاقی رسیدم و در کنار اون دچار افسردگی و بی ارادگی نسبت به لاغری پیدا کردم و آخرین راه رو عمل معده میدانستم که همسرم اجازه نمیده چندروز پیش اتفاقی در گوگل داشتم دنبال مطلبی میگشتم یدفع تیتر لاغری با ذهن را دیدم وا وارد شدم بعد از خواندن مطالب و دیدن فیلم اول شما نور امیدی در دلم روشن شد که انگار اینبار راه رو درست اومدی و موفق میشی از شما استاد عزیز هم میخوام من را راهنمایی کنید تا بتونم به پایان راه یعنی وزن متناسب و برای همیشه لاغر ماندن برسم
با سلام خدمت استاد بزرگوار و دیگر دوستان
داستان هدایت من در این مسیر زیبا اینگونه بود که حدود ۶ ماه از زایمانم گذشته بود و دنبال یک تغییر ی در سبک زندگی خودم و حالات درونیم داشتم و این را هم میدانستم که فقط و فقط با تغییر در افکار و رفتارم این کار ممکن است . از خدای خودم خواستم که به من کمک کند مثل همیشه که ایندفعه هم سریع راه را به من نشان داد .
در یک لحظه شروع کردم تا مطالب و راهکارهای آدم های موفق رو بخونم .با پیگیری و انجام این راهکارها هر روز به قدرت درون خودم بیشتر از قبل پی می بردم تا اینکه یکدفعه به ذهنم خطور کرد که باید راهی باشد از طریق ذهن لاغر شوم و و همان لحظه سرچ کردم و با شما استاد عزیز
آشنا شدم که هر روز فایل های رایگان شما رو گوش می کردم تا اینکه روند کاهش وزنم شروع شد و تغییرات بسیاری از لحاظ فکری در من بوجود آمد و این ادامه داشت تا این زمان که موفق به خرید میکنم شدم و باز با انگیزه بیشتر از قبل این دوره رو را به لطف خدای مهربانم به اتمام می رسانم تا نتایج عالی را در خود ببینم.
به نام خدا
خدای مهربانم سلام
خدایا شکررررررررررت که امروز اینجام
خدایا شکرت که روشن وواضح هدایتم کردی
خدایا شکرت که دست منو گرفتی و گذاشتی صاف توی این سایت
البته خدای من تو بیش از ۴۰۰ روز قبل من به اینجا هدایت کردی ولی من آماده ی دریافت این هدایت نبودم، من اومدم اینجا عضو شدم وفقط عضو شدم ورفتم و…
تا اینکه تکاملم طی شد.
چندروزی بود که به شدت اضافه وزنم درگیرم کرده بود. اما نه در گیریه بد، بلکه با احساس خوب، با اميد وتوکل به خداوند که حتما راهحل آسان ولذت بخشی برای تناسب اندام من هست.
در صفحات مجازی به عکسهایی هدایت شدم که همه وهمه برام نشونه بود که جستجو رو ادامه بده، تو به جای مناسب در زمان مناسب، به راه حل مناسب نزدیک هستی، قلبم عجیب روشن میشد، روشنو روشنتر، من از سال ۹۷ روی باورهایم کار میکنم، وبه لطف خداوندی که شناختمش توانسته ام در این دوسال ونیم در ابعاد مختلف زندگیم، تغییر زیادی انجام دهم، وپیشرفت کنم ورشد کنم وبه آرامش وخوشبختی برسم وهمیشه تعجب می کردم که منی که این همه نتایج عالی در تمام ابعاد زندگیم گرفتم وزندگیم رو اون طور که دوست دارم، خلقش می کنم، چطوره که نتونستم برای اضافه وزنم کاری کنم؟
البته که همین حالا هم برای این نوشته ام از خداوند هدایت می خوام که بگوید ومن بنویسم…
ومیگوید..
چون من برای لاغری بدنبال تغییر عوامل بیرونی بودم، فکر میکردم با کم خوردنم، با اینو نخوردن واونو نخوردنم، با خوابم، با ورزشهای سنگینم، با دمنوش، با رژیم غذاییه سخت وخلاصه با ده ها عامل بیرون از خودم میتونم مساله ی چاقی رو حل کنم وخودمو به تناسب برسونم، وقانون واولین قانون رو به یاد آوردم، قانون این است که این من هستم که با فرکانسهایم جهانم را خلق میکنم، آگاهانه یا ناآگاهانه، بد یا خوب، چاق یا لاغر، ثروتمند یا فقیر، بیمار یا سلامت، با انرژی ویا کسل، خوش بخت یا بدبخت، عشق یا جدایی، وخلاصه تمام اتفاقات زندگیه من همه وهمه حاصل فرکانسهای من به جهان است، وجهان به فرکانسهای من پاسخ می دهد، وهیچ عاملی بیرون از من وفرکانس های درونی من، در شرایط واتفاقات واوضاع زندگیه من نقشی ندارد وجهان آیینه ی فرکانسهای من به من است ودرون من را به من نشان میدهد. 😇😇😇
پس اگر من چاقم و۳۰ کیلوگرم اضافه وزن دارم، این چاقی هیچ ربطی به خوردن زیاد من، به نوع مواد غذایی من، به خواب من، به هیچ چیزبیرونی ربطی نداره، ومن همین باور رو با پیدا کردن الگوهاش تونستم در خودم بسازم، آره درسته،…
چند نفرو میشناسم که تا حد مرگ میخورن ولی دریغ از ۲۰۰ گرم اضافه وزن.
چند نفرو میشناسم که بخاطر شرایط کاریشون از صبح تا شب فقط نشستن وهیچ تحرک فیزیکی ندارن ودریغ از ۲۰۰ گرم اضافه وزن.
چند نفرو میشناسم که اگه برنج نخورن وتازه برنجم با نون نخورن میگن انگاری چیزی نخوردیم وبسیار متناسبند.
چند نفرو میشناسم که کارشون بیشتر روزا خوردن فسفوده وعلی رغم اینکه این همه میگن فسفود چاق میکنه، اصلا چاق نیستند.
پس اگه تو دنیا حتی یه نفر تونسته خلاف اون چیزی که توی ذهن من باورش شکل گرفته، کاری رو انجام بده ونتیجه ی عکس، نتیجه ی منو بگیره، پس منم میتونم. چون تمام انسانها از یک سیستم عصبی برخوردارند وهممون با یه فرمول عصبی خلق شدیم.
تنها چیزی که نتیجه ی من رو با اونها متفاوت میکنه، اون باورهایی هست که در ذهن من کدنویسی شده وهر روز هم داره تکرار میشه، چون من از ۹۹/۹۹ درصد جامعه هرروز دارم این باورها رو میشنوم ومیبینم، پس ذهن من این کد رو هرروز داره برای خودش بروز رسانی میکنه، پس طبیعیه که منم نتیجه ی مطابق با باورهامو دریافت کنم، منم همون چیزی رو خواهم دید که خودم به شکل باور واحساس ناشی از این باور به جهان ارسال کردم که اسمش همون فرکانس یا ارتعاشه.
خوب حالا من باید چیکار کنم خداجونم؟
باید این کد های غلط رو در ذهنم عوض کنم وبجاش کدهای جدید ثبت کنم وهرروز کدهای جدید رو با ورودیهای جدید بروز رسانی کنم، یعنی باورهای مناسب ودر جهت هماهنگی اندامم وسلامتی وانرژی جسمانی ام بسازم وهرروز ورودیهای مناسب رو به ذهنم بدم وباورهامو تکرار وتکرار کنم، بادیدن نتایج دوستانی که با باورهای جدید ومناسب، نتایج دلخواه منو گرفتن،،، آره این طوریه که کم کم اون باورهای قبلی کم رنگ میشن، چون من با باورهای جدیدم، روی اون باورهای قبلی رو رنگ جدید میزنم، یه رنگ سفید وزیبا که دلخواه منه، وباید ادامه بدم وبا این باورها هرروز ذهنم رو کنترل کنم که منو به پله ی اول برنگردونه، پای ورودیهای نامناسب نشینم، وجهاد اکبری براه بندازم تا همیشه در فرکانس مناسبی برای تناسب اندام باشم…
وکجا بهتر از اینجا؟..
خدایا شکررررررررررت، دمت گرم که خوب جایی هدایتم کردی..
اومدم جایی که همه ی آدمهاش حرف منو میفهمن.
اومدم جایی که یه استاد داره که تو یه جاده وراه باهم هم سفرد هم قدم بودیم ومن حرفهاشون رو درک میکنم.
اومدم جایی که هر صفحش پره از باورهای مناسب، که آقا میشه، میشه با کنترل ذهن، میشه با احساس خوب ولذت، میشه بدون تقلی ورنج، میشه بدون عجله، میشه از قشنگترین مسیر، سوت بزنی ولذت ببری وبه تناسب اندام ماندگار برسی، همونطور که صدها نفر اینجا رسیدن، همون طور که استاد عطار روشن رسیده.
استاد جانم، من اگه اینجام، یعنی الان اینجام نصف راهو رفتم، ایمانم قویتر از ۴۰۰ روز قبلم شده، چون با همین یدونه قانون که احساس خوب =اتفاقات خوب میتونم فکر خدارو برای هر جنبه ای از زندگیم بخونم، میتونم در هر جنبه ای از زندگیم برای هر خواسته ای به احساس رهایی برسم با این ایمان که همون لحظه که خواسته در وجودم شکل گرفت، اجابت شد ومن فقط باید با ایمان به اینکه بزودی در بهترین زمان وموقعیت اون خواسته وحتی بهتر ازاون خواسته در زندگیم هویدا میشه، با احساس خوب زندگی کنم، گویی که هم اکنون اون رو دارم، با چیزی که الان دارمش، سپاسگزار باشم، با اميد به اینکه بهترش در راهه، با ایمان به اینکه وعده ی خداوند حقه، وطبق قانون خداوند من هرآنچه که میفرستم (فرکانس) طبق همون نتیجه میگیرم، وای عین عدالته خداونده، با خیال راحت هر خواسته ای که دارم رو فقط بخوام وبه هدایتهای خداوند ایمان داشته باشم وایمان داشته باشم که من رها شده نیستم وطبق فرکانسهای هر لحظه ی خودم به مسیرهای مناسب با همون فرکانس هدایت میشم والهامات خداوند رو دریافت میکنم وبا امید به خداوند وتوکل واعتماد به اون بدون در نظر گرفتن اینکه ذهن منطقی چی میگه وچیو درست جلوه میده وچیو نادرست، شهامت داشته باشم ودر جهان الهامات قدم بردارم ، مثلا اگه خداوند به قلبم الهام میکنه پاشو برای خودت ارزش بزار ویه اسموکی با اسفناج وکیویی درست کن، نگو اه اه اه، این خیلی بد مزه هست، حتماً خداوند متعال چیزهایی رو میدونه که تو نمیدونی…
یا اگه میگه پاشو نصف شب یه لیوان آب جوش از سماور بازکن وبخور، نگو حسش نیست، حتماً خداوند چیزی رو میدونه که تو نمیدونی والبته که خداوند مارو در جهت باورهامون ودر جهت فرکانسها واحساسات حاصل از باورهامون هدایت میکنه، اگه باورمون باشه که خوردن زیاد مارو چاق میکنه، چون اینو باور کردیم، احساسمون نسبت به هر چیزی که میخوریم بده وفکر میکنیم که باخوردنش داریم چاقتر میشیم وخداوند هم به همین احساس پاسخ میده وهدایت خداوند به مهمانی ویا غذاهای چرب وچیلی اتفاق میافته که ما با خوردنشون بیشتر وبیشتر از این احساس بد رو تجربه کنیم. واگه بجای این باور بیام به خودم بقبولونم با دلیل منطقی با سند ومدرک که آقا خوردن هیچ تاثیری در چاقی نداره ودر بدن من سیستمی به نام سیری طراحی شده که به اندازه ی نیازم میخورم وبعد ذهنم بهم دستور میده که دیگه میل ندارم، نخور واین باور که بدن من به حدنیازش از مواد غذایی که واردش میشه رو برمیداره وهر چیزی که اضافس ازش دفع میشه واین طوری با خیال راحت وهر چیزی رو که دوست دارم میخورم واحساس خوب ولذت بخشی بهم دست میده وهمین احساس خوب من که حاصل باورهای مناسب منه به جهان فرکانسی ارسال میکنه واز طرف خداوند هدایتها والهاماتی میاد که مثلا تند تند به بدنم دستور تشنگی ونیاز به نوشیدن آب داده میشه ومن تمام سموم ومواد اضافی رو به واسطه نوشیدن آب فراوان از دست میدم و دفع میکنم وخیلی احساس سبکی واحساس خوشایندی بهم دست میده واین جنس از همون جنس احساسیست که به جهان فرستادم وبیشتر وبیشتر ازش دریافت میکنم به همین راحتی، بدون هیچ زور زدن وتقلا کردنی، خدایا ااااا من عاشق این قوانین ساده وتغییر ناپذیرتم.
استاد جان الان وقتش بود، الان اینجا بودنم پاسخ خداوند به درخواست ۴۳۰ روز قبلم بود ودر زمان مناسبش به اینجا هدایت شدم، از همین شب به خودم تعهد میدم که من لیلا بشارتی هستم وبه خودم تعهد میدهم ازتاریخ ۸/۹/۹۹
تمام تلاش خودرا برای تغییر باورهایم در راستای سلامتی کامل وتناسب اندام وانرژی بالای جسمانی ام انجام دهم وبرای اینکار حداقل روزانه دوساعت در سایت تناسب فکری زندگی کنم ولذت ببرم وتا یکسال آینده یعنی تا تاریخ ٨/۹/۴۰۰وزن خودرا به ۶۰ کیلوگرم برسانم وسلامتی کامل در تمام سلولهای جسمم داشته باشم، هم چنین از قوای جسمانی عالی برخوردار باشم.
وضعیت کنونی من،:
قد ۱۵۹
وزن ۸۶
سن ۴۰
خدایا شکررررررررررت
استاد جان به شما ایمان دارم، سپاسگزارم که دستی از دستان پر مهر خداوند هستین تا به موازات رسیدن به خواسته های دیگرم به این هدفم برسم. یاحق
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم! خیلی نوشته تون عالی بود. از ورودتون به سایت خیلی خوشحال شدم .تبریک میگم که هرروز افرادی را در سایت مشاهده میکنم که خیلی انرژی وفرکانس بالایی دارن. براتون آرزوی موفقیت دارم