بیشتر شناختی که از خودمان داریم مربوط به ضعفها، ناتوانیها و کمبودهایی است که از مقایسه کردن خود با دیگران در وجود ما ایجاد شده اند.
این در حالی است که برای تجربه موفقیت نیاز به خودباوری داریم و برای این منظور باید تواناییها و مزایای وجود خویش را شناسایی و بر آنها تایید کنیم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.25 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن
سلام خدای مهربان
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
بله استاد قبلنا همین نظر داشتم نسبت به خدا
ولی الان این نظر رو ندارم
واقعا این ایده رو میپذیرم و با جان دلم ایمان دارم که خداوند نسبت من چه نظری داره اول از همه که هیچ نظری نداره
منو خلق کرده وارد این دنیا کرده که من بهتر زندگی کنم که من از زندگیم بتونم نهایت لذت ببرم شاد باشن بهترین خوراک داشته باشم بهترین لباس بپوشم شاد باشم خوشحال باشم و این شادی رو به دیگران هم به اشتراک بزارم
همون طور که من دوست دارم بچه هام از باغی که من دارن بیان نهایت لذت ببرن بیان خوش باشن از آب و هوای پاک استفاده کنن از سکوت باغ از صدای پرندگان لذت ببرن روباه ببینن بهشون غدا بدن و خوش باشن
خدا وند هم بهترینها رو برای من میخواد بهترین خونه بهترین زندگی شادی لذت چرا باید فکر کنم که خدا برای من نخواسته این فقط نظر دیگران که از طرف خدا وند من صحبت میکنن وگرنه خدا چرا باید
این نظر داشته باشه منو خلق کرده وارد این دنیا کرده که من خلق کردن تجربه کنم لذت ببرم اونوقت بیاد سرب داغ بریزه تو گلوی من منتظر باشه روز قیامت بشه فلان کنه و بهار کنه عقلانی هم نیست با عقل جور در نمیاد
من میخوام این نگرش در خودم ایجاد کنم چون حس آرامش حس شادی حس لذت حس عاشق خداوند بودم حس امیدواری حس اینکه خدای من بهترین خدای روی زمین رو به من میده و این باعث میشه من آرامش بیشتری رد تجربه کنم حس انتظار شادی و لذت در من ایجاد میشه و ایمانم به خداوند بیشتر و محکمتر میشه
خوب استاد اگر پیامبران شغلشون کشاورزی بوده خیلی شنیدم ولی نشنیدم که شغل پیامبران معلمی بوده شنیدم که شغل معلمی آنقدر عرفانی یا پر اهمیت که مثل شغل انبیاست یه همچین چیزی شنیدم
و اگر اون روزا شغل کشاورزی مرسوم بوده برای اینکه اون زمان پولی نبوده همه کشاورزی میکردن هر کس یه محصول ایجاد میکرده در نتیجه مایحتاج سالیانه خودشونو برداشت میکردن مابقی اونو که مازاد بر مصرف خودشون بوده رو بعنوان داد و ستد کالا با کالا استفاده میکردن و منم در قرآن نخوندم شغلی مشخص شده باشه
استاد شغل میزان خوشبختی منو تعیین نمیکنه ولی چرا من اگر شغل نداشته باشم نمیتونم نیازهای خودم برآورده کنم و زندگی خوبتر و بهتری رو تجربه کنم
منم میپذیرم که مدرک شغل قد رنگ پوست و…در میزان موفقیت من نقشی نداره اگر من چنین سوالی در ذهنم ایجاد میشه بخاطر افکار اشتباهی که نسبت به شغل دارم بخاطر افکار اشتباهی که در ذهنم دارم یکم گیج شدم
الان جواب سوالم گرفتم به اندازه ایکه خودم لایق و مستحق موفقیت و خوشبختی بدونم میتونم شرایط زندگیم تغییر بدم و نگرشی که من در زندگی دارم و حد و اندازه مند مشخص میکن
کاملا میپذیرم افکاری که من در زندگی دارم باعث شده من هنوز نتونم از شغلم درآمد کسب کنم هنوز نتونم شغلم رو قطعا انتخاب کنم چه برسه درآمد و برای همین من در کسی و کار کاملا ناموفق بودم و الانم هستم ولی درآینده نیستم دیگه من در آینده حتما پول وارد زندگیم میکنم چون میخوام نگرشم در مورد مسائلی که مشکل دارم تغییر بدم
شغل من بهترین شغل هر کسی واقعا نمیتونه شغلی مثل منو داشته باشه شغل من خاص انگشت شمار شغلی که میشه درآمد میلونی و میلیاردی تجربه کرد پس من خودم شغلم دست کم نمیگیرم منم هنرمند هستم میتونم هر چیزی در دهنم ایجاد میشه رو خلق کنم
استاد منم مثل شما هستم جزمعدود آدمهای هستم کمترین آشنا تو زندگیم اینو زمانی درک کردم که وقتی برای مراسم افراد میومدن تسلیت بگن فقط به دو خواهر بزرگترم میگفتن بعد خواهر کوچیکم منو کسی یادش نبود فقط یادشون میومد این بابا چهار تا دختر داشت اون یکی کیه منو میدیدن تسلیت میگفتن اونم یکبار تمام
من اول ناراحت شدم گفتم کسب منو آدم حساب نمیکنه ولی وقتی متوجه شدم اگر این فکر داشته باشم که آدم خوبه آشنا زیادی داشته باشه که هر وقت مثلا مشکلی داشت به یکی از اونجا رجوع کنه گفتم خدارو شکر من نمیخوام آشنا زیادی داشته باشم من فقط خدا رو داشته باشم بسته ام خدا همه چیز میشود همه کس را من فقط خدا رو میخوام
و خدارو شکر هم تا حالا جودی زندگی کردم مشکلات خودم خودم حل کردم به کسی رو نزدم بیاد مشکل منو حل کنه حتی مشکل مالی
من گفتم یه روزی میخواستیم مثل اینکه گردو بریزیم کسی نبود بره بالای درخت و همه میگفتن کارگر نبست کارگرها سرشون شلوغ و…گفتم توکل بخدا میریم تو محل اگر پیدا نشد خودت برو بالای درخت ت راه گفتم
خدایا میدونی همسر من هم حالش خوب نیست هم خسته است توانایی انجام این کارو نداره خودت کمک کن
خدا شاده همینکه به محل رسیدیم همسرم یه فردی میشناخت که تو فکرش بود در شهرستان ما دوستان افغان خیای زندگی میکنن و بعنوان کارگر ازشون استفاده میکنن البته اینم بگم خودشون این شغل انتخاب کردن
همین که رسیدیم شهرستان اولین نفری رو که دیدیم همون شخصی بود که همسرم اسمش و هم یادش رفته بود یهو دیدم داره میاد به طرف ما همسرم پیاده شده ازش خواهش کرد گفت اتفاقا الان کار ندارم میام اومد یکساعت هم نشد کار ما رو راه انداخت گردو ها رو ریخت و پولش گرفت رفت
استاد تو شهرستان ما معمولا بیشتر اونها شیشه بر هستند بیشتر شیشهای ساختمانی الان دایره کاریشون بیشتر شده شیشهای نشکن سکوریتی و…رو هم انجام میدن
و یه آقایی هست که آچار فرانسه شهرستان همه جا آشنا داره تقریبا همه شهرستان شمارو بنده خدا رو دارن
و من نمیدونم دور از اینجا هزار سال عمر شما و اعضای خانواده و تون باشه برای بهشت سکینه ما که آشنا داشتیم آنقدر طول کشید تا دور از اینجا جنازه رد تحویل بدن اونجاییکه آشنا نداشتن کارشون زودتر راه میافتاد
من وقتی پدر همسرم بهشتی شد دو ساعته تمام مراحل انجام شد این دفعه چهار پنج ساعت ما منتظر موندیم تا به ما تحویل بدن
خدایا میخوام آشنا من پارتی من همه کسم تو باشی نمیخوام محتاج هیچ کسی حتی همسرم باشم میشم فقط فقط محتاج تو باشم
منم نمیخوام مشکل داشته باشم نمیخوام آشنا داشته باشم که بخواد مشکل منو حل کنه مگه من خودم چی هستم دور از جون مردم خودم با کمک خدای خودم مسائلی حل میکنم
خدارو شکر که یاد گرفتم تو مسائل نمونم ازش عبور کنم من یاد گرفتم وقتی حالم بد یه فایلی گوش بدم دوباره حالم خوب کنم این یعنی تو اون حس بد نموندم
و امروزم یاد گرفتم نگرشم در مورد خداوند بهتر کنم که خداوند دوست داره من شاد باشم بگم بخندم خوشبخت باشم خداوند برای من بهترینها رو میخواد
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن
سلام خدای مهربون با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
واقعا استاد نظر خداوند نسبت به من چیه خیلی ایده عالی بود خیلی گفته هاتون بدل میشینه واقعا خداوند نسبت به ما این نظر داره به نظر من
واقعا همین طور خداوند ما رو وارد دنیا کرده اگر قرار بود به ما سختی بده رنج بده سرب داغ بریزه تو گلومونو خط و نشون بکشه اون بالا ت آسمون ها باشه هواسش جمع باشه که ببینم کی چکار میکنه پدرش و در بیارم پس چرا ما رو وارد این دنیا کرد
پس این مسائلی که شنیدیم همه اشتباه بوده الان شما میگید هر کسی خدا رو به بر مبنای چیزی که شنیده توصیف میکنه تمام مسائل زندگی هم همین طور هر کسی بنا بر چیزی که شنیده توضیح میده
اینکه خداوند هیچ نظری نسبت به من نداره خوبه و اینکه ما قبلا هم شنیدیم که هر چیزی که تو دوست داری تجربه کنی خداوند هزاران هزار بار بیشتر دوست داره که من اون چیز اون خواسته ام تجربه کنم خداوند
هم همین طور اون دوست داره من شاد باشم از زندگیم لذت ببرم شیطونی کنم بگم بخندم شاد باشم از زندگیم لذت ببرم بهترین زندگی رو تجربه کنم
اگر چنین نیست تقصیر خدا نیست تقصیر منه که من امروز الانم امروزم از صبح تا الانم به چه چیزهایی توجه کردم چه احساس در من ایجاد شده چه انتظاری در من شکل گرفته پس من مقصر هستم
اگر از شرایطم راضی نیستم واقعا بینهایت لذت بردم حال دلم خوب شد خیلی ایده خوبی خیلی خوبه این نظر داشته باشیم دقیقا مثل جملاتی که شما بیان کردید نه به این منظور که ادا دربیارم نه میخوام به اون شکل باشه چون هر بار که اون متن بخونم حال دلم خوب میشه ایمانم به خدا بیشتر میشه که خدای من این نظر برای من داره
واقعا من یک مادر هستم دو فرزند دارم من برای بچه هام چی میخوام میخوام سالم و سلامت تندرست باشن میخوام شاد باشن میخوام شغلش داشته باشن میخوام در شغلشون پیشرفت کنن میخوام ازدواج موفقی داشته باشن
خلاصه هر چی دوست دارم همه خیر و خوبی خداوند هم بارها و بارها در قرآن فرموده که هر آنچه از جانب من به تو رسد همه خیر و خوبیست پس منظورش همین بوده دیگه
خداوند هم میگه اونا بندگان من هستم مثل پدر و مادری که پشت بچه شون درمیان نمیذارن تحقیر بشن خداوند هم پشت ما انسانها در اومده به شیطان گفته تو بر بندگان من تسلطی نداری اونا منو دارن این مستاق همین دیگه
پس عاشق خداوندم شدم که مثل یک پدر پشت من این خدا پرستیدند این خدا ستودنی خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
و من نسبت به خودم چه نگاهی دارم
واقعا میپذیرم مدرک قد رنگ پوست و….باعث رشد و پیشرفت ما نمیشه
من یه دورهای از زندگیم در اداره سازمان آب کارورزی میکردم خدا شاهده اون زمان تازه مدرک مد شده بود اونم برای اینکه حقوقشون بیشتر بشه آنقدر افراد بودم که فقط سیکل داشتن بهترین کارمند هم بودن و افرادی هم بودن که مدرک تحصیلی داشتن از زیر کار در میرفتن
و افرادی هم میشناسم که معلولیت جسمی زیادی دارن اما وکیل پایه یک دادگستری هستن
و اینو خدارو شکر درک کردم که اگر من در شرایطی هستم که دوستش ندارم اگر افرادی پیدا میشن به من حرفی میزنن منو بشدت غصه دار میکنن از روی ناراحتی زیاد اگر گسی رفتار بدی داره
این بخاطر خداوند نیست که برای من نخواسته فقط فقط اینجا مقصر من هستم من چه افکاری دارم من چه رفتاری دارم من به چی توجه میکنم که نتیجه اونها میشن اون رفتار اون برخورد اون حرفی که من زده میشه منو بشدت غصه دار میکنه
و من استاد بیشتر عاشق خداوندم شدم که شما امروز درباره اون صحبت کردید
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن
سلام خدای مهربون
باعرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
نگاهی که من به خدا دارم و نگاهی که خداوند به من داره
نگاه من به خدا
من گفتم از اول خدایی میشناختم که همه ما میشناختیم سختگیر عذاب دهنده است و اینا
ولی من یاد گرفتم خدای من اونجوری که برای من تعریف کردن نیست اونا طبق آموزش خودشون به من یاد دادن طبق چیزهایی که شنیدن
نگاه من نسبت به خدا یه نگاه خوب و عالی یه نگاهی که من خدایی دارم که بجز خیر و خوبی چیزی برای من نمیخواد خدایی دارم که قانون جاذبه قانون شناوری قانون تجسم قانون تفکر قانونهای بسیار زیادی رو برای منه انسان قرار داده تا من بتونم به کمک اونها زندگیم تغییر بدم زندگیمو از نو بسازم پس این خدا ستودنی این خدا پرستیدنی
و اما نگاه خداوند به من
من فکر میکردم که من انسان خیلی خوبی هستم من خیلی به این فکر نمیکردم که خداوند نسبت به منم نگاهی داره
ولی من این نگاه جدید شما استاد عزیزم در خودم ایجاد میکنم زمانیکه نکات مهم مینویسم اونم مینویسم طبق اون نگاه در خودم ایجاد کنم
چون این نگاه خیلی عالیه به من امید زندگی کردن میده به من کمک میکنه ایمانم نسبت به خداوند بیشتر و بیشتر بشه یه دلگرمی خارق العاده ای در وجود من ایجاد میکنه مت با دلگرمی بسیار اسم خداوندم به زبان میارم
میگم من دوست دارم زندگی بدون مشکل تجربه و زندگی کنم چرا چون خداوندم در کتاب آسمانی فرموده که هر آنچه از من به تو رسد همه خیر و خوبیست و هرآنچه بدی رسد از جانب خودتوست یا از جانب دیگران است
پس خداوند من بجز خیر و خوبی چیزی برای من نخواسته پس طبیعی که منم یه زندگی بدون مشکل یا با مشکلات کمتر و تجربه و زندگی کنم
منم قبول دارم میپذیرم خداوند هیچ شغلی برای انسان در نظر نگرفته اگر چنین بود حتما در قرآن به آن اشاره ای میکرد