همهی ما چاقها یه مسیر مشترک رو رفتیم تا برسیم به این اضافهوزن 📈🍟
مراحل چاق شدن تقریباً برای همه یکیه، اما برای لاغر شدن هرکسی یه راه سخت و متفاوت رو در پیش می گیره 😣🌀
برای همینه که چاق شدن راحته، ولی لاغر شدن؟ سخت، پرهزینه و گیجکننده!
این قسمت درباره اینه که ببینیم دقیقاً چطور چاق شدیم و چجوری میشه راهو برعکس رفت… 🔄👣 و لاغر شد.
در این جلسه میآموزیم:
شباهتهای پنهان، تفاوتهای آشکار!
بیش از سیوپنج سال از عمرم رو با اضافهوزن زندگی کردم. یک زندگی پر از رژیمهای جورواجور، ورزشهایی که فقط به درد زجرکشیدن میخورد، و امیدهایی که با هر وعدهی غذایی بیشتر کمرنگتر میشدن. 😞

توی اون سالها، یه احساس عجیب داشتم: از آدمای لاغر خوشم نمیاومد!
فکر میکردم مغرورن، خودشونو میگیرن، و ما چاقها رو ضعیف و بیاراده میدونن.
اما وقتی با یه آدم چاق دیگه همصحبت میشدم، انگار قلبم آروم میگرفت. 🤝
بهخصوص اگه اون فرد از من چاقتر بود، دیگه خیالم راحت بود! 😅 میگفتم: «خب من که اینقدر چاق نیستم، پس اوضاع هنوز خیلی وخیم نشده!» و راستش، از درد و دل کردن باهاش لذت میبردم.
چون میدونستم اونم مثل من، همون مراحل چاق شدن رو قدمبهقدم طی کرده؛ با همون حسها، همون شکستها، و همون تلاشهای نافرجام…
🎯 نکتهی جالب اینجاست: وقتی با یه آدم چاق صحبت میکنی، انگار داری با نسخهای از خودت روبهرو میشی.
- اونم سالهاست با اضافهوزن دستوپنجه نرم میکنه.
- اونم فکر میکنه چاقیش ارثیه.
- اونم میگه «چیزی نمیخورم ولی چاق میشم!»
- اونم از رژیم گرفتن خستهست…
و من؟ احساس میکردم تنها نیستم. چون هر چی بیشتر با این افراد حرف میزدم، بیشتر متوجه شباهت عجیب مراحل چاق شدنمون میشدم. ولی یه چیزو هیچوقت نمیدیدم…
💡 هیچوقت به این فکر نمیکردم که شاید منم مثل همون فرد، دارم همون مسیر رو طی میکنم… و اگه حواسم نباشه، چند سال دیگه ممکنه از اونم چاقتر بشم!
در حالی که واقعیت این بود: منم هر سال نسبت به سال قبل چاقتر شده بودم. اما باز، وقتی یه نفر چاقتر از خودم رو میدیدم، ته دلم خوشحال میشدم و میگفتم: «خب، هنوز به اون اندازه نرسیدم!» انگار چاقی یه مسابقهست و من هنوز چند قدم عقبترم!
🔁 حالا که برمیگردم و نگاه میکنم، متوجه یه حقیقت تلخ و پنهان میشم:
همهی ما چاقها تو مسیر چاق شدن در حال حرکتیم.
بعضیهامون تندتر، بعضی کندتر. بعضیها یه ذره راه برگشت رو با زور رژیم و ورزش میان، ولی خیلی زود برمیگردن سر جای اولشون، تازه درگیر عوارض رژیم گرفتن هم میشن.

🤔 چگونه چاق شدیم؟! | بررسی واقعی مراحل چاق شدن
اگر از هر فردی که اضافه وزن دارد بپرسید «چی شد که چاق شدی؟»، احتمالاً یکی از این جوابها رو میشنوید:
- 🧬 «ژنتیکه، همه خانوادهمون چاقن!»
- 😖 «عصبی میشم، پرخوری میکنم!»
- 🐌 «سوخت و ساز بدنم کمه!»
- 🛋️ «تحرکم کمه، ولی تقصیر خودم نیست!»
و خیلی دلایل دیگه که بیشتر شبیه به توجیه هستن تا حقیقت…
اما اگه یه نگاهی به ذهن خودت بندازی، اون روزایی که هنوز با سایت تناسب فکری آشنا نشده بودی، یادت میاد که تو هم شاید همین دلایل رو باور داشتی، نه؟
📌 و همین طرز فکره که باعث میشه همه افراد چاق، دنبال «روش» باشن برای لاغر شدن…
رژیم فلان 🍽️ دمنوش بهمان 🍵 ورزش خاص 🏋️ قرص و دارو 💊
تا بعداً بتونن بگن: «من با فلان روش لاغر شدم!»
اما واقعاً با اون روش لاغر شدن؟ یا با تغییراتی که در ذهنشون شکل گرفته؟! 🤯
🤷♀️ مسئولیت رو قبول نمیکنیم
بیشتر ماها اصلاً نمیدونیم که لازمه مسئولیت چاق شدنمون رو بپذیریم. فکر میکنیم یه اتفاق خارجی باعثش شده.
و جالب اینجاست که حتی اگه یه مدت لاغر بشیم، باز هم دلیلش رو «روش» میدونیم. برای همین دائم نگرانیم که نکنه دوباره چاق بشیم! 😰
اما یه فرد لاغر اگه ازش بپرسی چرا لاغری؟ میگه:
🧬 «ژنتیکمه!» یا 🤷♂️ «من اصلاً چاق نمیشم!»
درصورتی که دلیل اصلی اش اینه که هیچ فرمول ذهنی درباره چاقی در ذهنش وجود نداره.

🧠 کشف تنها راه لاغری واقعی در جهان!
اگه یه کم با دقت به مراحل چاق شدن خودت فکر کنی، متوجه یه نکته جالب میشی: همه ما با اینکه توی فرهنگها، کشورها، خانوادهها و شرایط خیلی متفاوتی بزرگ شدیم، ولی تقریباً به یک شکل چاق شدیم!
🤔 بیاید با هم مرور کنیم:
- 📍 محل زندگی ما فرق میکنه
- 🍜 تنوع غذاهامون فرق میکنه
- 🧭 سبک زندگیهامون فرق میکنه
- 🎭 فرهنگهامون زمین تا آسمون فرق داره
- 🚶♂️ سطح تحرک و فعالیتهامون متفاوته
ولی… نتیجه یکیه: چاقی!
💡 این یعنی ربطی به غذا و تحرک و محیط و ژنتیک نداره. موضوع از یه جای دیگه شروع میشه… از ذهن!
🤯 شباهت جهانی در مراحل چاق شدن
از هر فرد چاق در هر جای دنیا بپرسی، واکنشهاشون به یهسری موقعیتها تقریباً مشابه همدیگهست.
🍹 ازش بپرس: «بین آب و نوشابه کدومو انتخاب میکنی؟»
احتمال زیاد نوشابه یا شربت یا یه نوشیدنی شیرین انتخاب میکنه.
🎂 بپرس: «اگه تازه غذا خورده باشی و یه نفر شیرینی تعارف کنه، برمیداری؟»
بیشترشون با لبخند جواب میدن: «حتماً!»
📆 بپرس: «مسافرت رفتی چاقتر نشدی؟!»
میگه: «چرا… مخصوصاً تو تعطیلات!»
❗ یعنی چی؟ یعنی فرمولهای ذهنی چاقی بین همه ما مشترکه! و همین فرمول ها باعث میشن که افراد چاق همیشه احساس گرسنگی داشته باشند!
همه ما مراحل چاق شدن ذهنی مشابهی رو طی کردیم. ذهن ما بدون اینکه بفهمیم، الگوهای چاقکنندهای ساخته، ذخیره کرده و تکرارشون کرده. 😵💫
💡 اگه میخوای این محاسبه ذهنی رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ در ادامه هم توی گام ۵۲ سراغ «چیکار کنم لاغر بشم؟» میریم.
🧩 ذهن؛ تنها قطعه مشترک پازل مراحل چاق شدن
ذهن تنها بخشی از وجود ماست که شکل نداره اما همه چیزو شکل میده!
🌧️ یکی از صدای بارون لذت میبره، یکی دیگه کلافه میشه.
👶 یه بچه از بستنی خوشش میاد، یکی دیگه دوست نداره.
⬅️ ذهن ما بینهایت شکلپذیره و این یعنی با هر آموزش یا تجربهای میتونه تغییر کنه.
و حالا معما حل میشه:
همه افراد چاق، در واقع فقط مراحل چاق شدن ذهنشون رو طی کردن.
🔁 همه ما چاق نشدیم؛ چاق شدیم!
چاقی ناگهانی نیست؛ یه مسیر داره. مثل خیلی از انسانها که چند سال پیش متناسب بودن و الان چاق شدن…
یا خود تو که شاید قبلاً اضافه وزن نداشتی ولی الان داری… این یعنی چاق شدن، یه روند تدریجی و ذهنی بوده.
تو هم مراحل خاصی رو طی کردی که تو رو به اینجا رسونده.
و خبر خوب اینه که…
لاغر شدن هم دقیقاً مراحل خودش رو داره!
✅ تنها کاری که باید بکنی اینه که مسیر مراحل چاق شدن رو برعکس بری.
✅ اون فرمولهای ذهنی چاقی رو بشناسی، اصلاحشون کنی، و فرمولهای لاغری رو فعال کنی.
🧭 تنها مسیر لاغری پایدار: 🎓 آموزش ذهنی
همه آدمای متناسب جهان، چه تو ژاپن چه تو مکزیک، یه چیز مشترک دارن:
🧠 ذهنی که فرمولهای چاقی توش نیست!
تو هم میتونی ذهنی متناسب داشته باشی.
💎 برای اولینبار در جهان، این روش بینظیر لاغری، با زبان فارسی در سایت تناسب فکری آموزش داده شده.
هزاران نفر از فارسیزبانان سراسر دنیا باهاش تونستن به تناسب ایدهآل خودشون برسن.
✨ اگه واقعاً دنبال لاغری پایدار هستی، وقتشه تو هم وارد دوره ورود به سرزمین لاغرها بشی.
🚀 این روش نه رژیم میخواد، نه ورزش سخت، نه دارو، نه هیچی… فقط نیاز به ذهنی آگاه و آماده برای تغییر داره.
📌 پس اگر میخوای از شر تکرار مراحل چاق شدن نجات پیدا کنی، و اینبار وارد مراحل لاغر شدن ذهنی بشی…
با ما در تناسب فکری همراه شو! 💚
✍️ تمرین آموزشی: کشف مراحل چاق شدن 📖
اطلاع از مراحل چاق شدن به شما کمک میکند تا بهتر متوجه شوید که ذهن چگونه فرمان چاق شدن داده و بدن چطور آن را اجرا کرده است.
با همین منطق، شما میتوانید نسخهای برعکس از این روند بسازید و مراحل لاغر شدن ذهنی مخصوص خودتان را طراحی کنید 💡
هر فرد چاق با اینکه شباهتهایی به دیگران دارد، اما روند چاق شدن مخصوص به خود را دارد.
با آموزشهای لاغری با ذهن یاد میگیرید چطور این مراحل را کشف کرده و برای خودتان یک برنامه دقیق، دلچسب و لذتبخش برای متناسب شدن طراحی کنید.
📺 روش انجام تمرین:
- ابتدا محتوای نوشتاری این جلسه درباره مراحل چاق شدن را کامل مطالعه کنید.
- سپس ویدیوی آموزشی را با دقت ببینید 🎥
- در نهایت، به پرسشهای زیر به صورت انشایی و با مثال پاسخ دهید ✏️
❓ پرسشهای تمرینی
- 🤔 نگرش شما درباره شباهت مراحل چاق شدن خود با افراد دیگر چیست؟
- 🔍 بهنظرتان چرا افراد چاق با استفاده از رژیم و ورزش و دارو، باز هم لاغر نمیمانند؟
- 👥 آیا شما و افراد دیگر تجربهای مشترک از یک روش لاغری داشتهاید ولی نتایج نهاییتان متفاوت بوده؟ آن را شرح دهید.
- 📌 مراحل چاق شدن خود را با توجه به ویدیو نام ببرید و هر مرحله را توضیح دهید.
- 💪 مراحل لاغر شدن ذهنی که بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری تجربه کردهاید را شرح دهید.
💬 دعوت به گفتگو در بخش نظرات
حالا نوبت توئه! 👇
پاسخهات رو توی بخش نظرات همین صفحه بنویس تا هم خودت آگاهتر بشی و هم به بقیه کمک کنی خودشون رو بهتر بشناسن 🌱
🔥 از کجا شروع کردی چاق شدن؟
🧠 کدوم فکرها و احساسات پشت اون تصمیمها بودن؟
⏳ و حالا با آگاهی جدیدت، اولین قدم برای لاغر شدن چیه؟
بنویس تا مسیر لاغری ذهنیات روشنتر بشه ✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.49 از 43 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام و درود ، عرض ادب و احترام
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
استاد چقدر خوب مراحل لاغری با ذهنو به شکل فشرده بیان فرمودید…… و برای جا انداختنش از مراحل چاق شدن آدما حرف زدید …….برداشت من از این فایل اینه که ابتدا افکار چاق کننده از طریق خانواده ،جامعه و رسانه ها وارد مغز و ذهن شنونده میشه و بر اثر تکرار به شکل باور پایدار در می آد و هر کدوم از این باورها به صورت تله های ذهنی عمل می کنن ، افراد چاق در اون گیر میفتن و در زمان خاص خودشون فعال میشن ….
مثلا یکفردی رو در نظر بگیرید که در سن ازدواج نیست و چند سالی مونده به اون مرحله برسه بارها میشنوه که هر کی ازدواج کنه چاق میشه و بعد کسانی رو می بینه که قبل ازدواج لاغر و یا کاملا متناسب بودن اما چند ماه بعد ازدواج چاق شدن …..و حتی شنیده که به اون شخص گفتن فلانی ازدواج بهت ساخته ها چاق شدی …. شنیده ها و دیده ها در مورد چاق شدن بعد از ازدواج، تشکیل یک نیوفولدر چاقی در مغز میده که به محض ازدواج این فرد فعال میشه و فرد رو می بره به سمت رفتارهای چاق کننده مثلا پرخوری که به اشتباه بهش اشتها گفته میشه ..
پس چی شد ؟
ابتدا به ساکن افکار ، شنیده میشن یا خونده میشن و نمونه های ثابت کننده اون افکار دیده و شنیده میشن اینمیشه مرحله اول و دوم چاق شدن و این در حالیه که فرد متناسب و لاغره …در اینمرحله فرد با دیگران وارد صحبت هم میشه ….از اینکه چه چیزایی و چه رفتارهایی باعث چاقی میشن …..حتی هم میشنوه هم باور می کنه هم خودش اونارو تکرار می کنه و در مواجه شدن با دیگران میگه که مثلا خوراکیا و غذاها دو دسته هستن چاق کننده و لاغر کننده و بعد ممکنه از نگرانی ها و ترسهاش بگه درباره چاق شد……. اینا مراحل قبل از چاق شدنه …….
مرحله بعد که خودبخود و اتومات انجام میشه تغییر رفتارهای فرد از لاغر کننده به چاق کننده اس که به دلیل تکرار این رفتارها فرد روی غلتکچاقی میفته…… و البته این رویداد نشون میده چاقی ذهنی اتفاق میفته …. اگر قرار باشه یه روزی آدمایی که دوست دارن از لاغری مفرط خارج بشن و چاق بشن اسمش می شد دوره چاقی با قدرت ذهن ……
که خوشبختانه با آگاهی های عصر جدید از تعداد لاغرهایی که تمایل به چاق شدن دارن کم شده و طرزفکر این افراد مورد انتقاد قرار می گیره ….. مثلا من به خواهر آخریم خیلی میگم که فاطمه هی تقلا نکن از این دکتر به اون دکتر از این باشگاه به اون باشگاه بری که مثلا حجم بگیری یه چند کیلو چاق بشی …دست بردار از این تمایل غیر عقلانی ، چندسال بعد پشیمون میشی …مگه من تا سی سالگی اونقدر لاغر نبودم حالا که ۵۴ سالمه با ۱۵ کیلو شایدم ۲۰ کیلو اضافه وزن دارم رنج می برم و آرزومه مثل تو کمر باریک و شکم تخت بشم و به آرزوی بیست ساله ام برسم …ول کن این افکار و رفتارهارو ….اینقدر بخاطر اینکه چاقتر بشی این پودرا وقرص هارو نخور …….ولی اون فقط می خنده میگه نه بابا منچاق بشو نیستم نگران نشو مگه نمی بینی به هر دری زدم نشده که نشده …..گفتم بالاخره این دکتر طب سنتی که چند جلسه پیشش رفتی چی بهت گفت ؟
گفت بهم گفته خانوم شما تا ۴۰ سالگی نمی تونی چاق بشی …باید ۱۰ سال ۸ سال دیگه به انتظار بشینی …
گفتمحرفشو باور کردی گفت آره …..گفتم همین انتظاره چاقت می کنه خیالت تخت ….انسان منتظر هر رویدادی باشه چه خوب چه بد اون اتفاق خواهد افتاد ….
گفتم سعی کن حرف این دکترو فراموش کنی چون پشیمون میشی …گفتم من از ۲۰ سالگی تا ۳۰ سالگی انتظار کشیدم برای چاقی و این اتفاق افتاد چون بارها مامان بهم گفت تو مث خودمی از سی سالگی چاق میشی چون تا اون موقع بچه هات بزرگ میشن این همه تحرک و بشینپاشو و دق و سق تموم میشه بعد دیگه هر چی بخوری میشه گوشت تنت …. الان هر چی برنج بخوری ،نون بخوری چربی و شیرینی هم که بخوری فایده نداره ….
گفتم فاطمه من با قدرت ذهنم چاق شدم تو هم با همین قدرت چاق میشی …به خدا تو الان خوبی اگر میگی دوست دارم چاق بشم که چروک روی شکمم که بعد زایمان افتاده صاف بشه سینه هام خوش فرم بشه به خدا براحتی با دوتا عمل زیبایی اینا درست میشن نچسب به چاقی واسه اینکه خوش تیپ بشی …ممکنه یه چندسالی از تیپت و حجم بدنت خوشت بیاد و همه چی عالی و بی نقص به نظر بیاد ولی همین حس خوب و خوشحالیت می برتت به سمت اضافه وزن دیگه نمی تونی جلوشو بگیری پس فردا کاسه چکنم دستت می گیری ……
ولی متاسفانه اصلا حرفامو نمی پذیره که خیلی جای تاسف داره ……بگذریم
عینا همینمراحل در لاغر شدن اتفاق میفته منتها به شکل معکوس.
یعنی ابتدا ما از طریق ثبت نام در سایت تناسب فکری و سپس از طریق مطالب آموزشی دوره ها وارد مرحله اول لاغری میشیم …….
افکار لاغر کننده ،وارد ذهنمون میشن ….با آوردن مستندات و نمونه ها به ما ثابت میشه که ذهنی چاق شدیم پس ذهنی هم می تونیم لاغر بشیم …..
خوب اینارو یاد می گیریم اما چون کسی رو پیدا نمی کنیم در مورد این یافته ها صحبت کنیم به تجربه از استاد و توصیه و تاکید ایشون به نوشتن شروع می کنیم با خودمون حرف زدن …..نوشتن یکجور حرف زدن با خوده …..ما نیاز داریم که در مورد افکار و رفتار لاغر کننده از طریق نوشتن با خودمون حرف بزنیم …..یک راه دیگه حرف زدن با دوستانمون در سایت از طریق ایمیلها و دیدگاهها ……اینم روش خوبیه ….منتها دوستان در این زمینه خیلی فعال نیستن …ولی من دارم سعی خودمو در این زمینه می کنم ……
اگر متوجه شده باشید تصویر و اسم من در کانال تلکرام سایت ، در لیست همیاران هر هفته داره ثبت میشه اکثرن به عنوان نفر اول …….
البته من دیدگاه فنی هم زیاد دارم ولی نمی دونمچرا یه چند هفته ایه اسمم در لیست بچه های نویسندگان مدال فنی در تلگرام از سوی استاد ثبت نمیشه ……..اینم یه دلخوشی واسه منه ..که دلم خواست این گلایه ارو اینجا خدمت استاد مطرح کنم ….بگذریم
فعلا من در قسمت مرحله دوم لاغری ام …..وقتی بعد از ۸ ماه که در قسمت عمومی و رایگان سایت فعالیت کردم دلم اصلا آروم و قرار نداشت دایم می گفتم خوش به حال اونایی که دوره ورود به سرزمین لاغرهارو خریدن و دارن منظم جلو میرن ….همه اش فکر می کردم تا دوره نخرم لاغر نمیشم حتما اونجاها یه حقایقی هست یه اطلاعات و آگاهی هایی هست که تا من اونارو یاد نگیرم خبری از لاغری ذهنی نخواهد بود ..
به لطف خدا در اواخر بهمن ۹۹ پولش براحتی فراهم شد …..ولی با شروع اسفند و خانه تکانی نشد که دوره ارو شروع کنم از ۱۶ فروردین ۱۴۰۰ شروع کردم تا اواخر هفته پنجم بی وقفه جلو اومدم و انصافا لذت بردم و کلی تغییرات فکری و روحی داشتم و هر روز خوشحال بودم که روزبروز آگاهتر میشم و زندگیم در حال تغییر و تحوله …..که ناگهان مشکلات و ناراحتی های زندگی دخترم گریبانمنو گرفت و سه ماه تمام در آموزشها وقفه افتاد و من طی این زمان کلا با سایت و دوره خداحافظی کردم همه چیو بوسیدم گذاشتم کنار و کلا حس و حالم به همریخت و نهال لاغریم لگد کوب و بی رمق شد …اما بعد از سه ماه که مشکلات تا حد زیادی فروکش کرد من به خودم اومدم و دوباره ادامه دوره ارو از هفته ششم شروع کردم و بعد به اشتباه خودم پی بردم که نباید تحت هیچ شرایط بین آموزشها وقفه بیفته و کار تعطیل بشه ....
به هر سختی هست نباید خط پی گیری قطع بشه آموزشها از هم گسسته بشه …. البته با تمام فراز و نشیبها ،
نتیجه ای که گرفتم کم شدن دو سایز و تغییر بسیاری از افکار و باورهای غلطمه و همچنین در سطح رفتار تغییراتی به شکل خودبخود در خودم می بینم مثلا یکسری از رفتارهای غذاییم در مهمانی ها عوض شدن …
مثلا دیشب خانه یکی از اقوام مهمان بودم ..صاحب خونه یک خانومیه که اضافه وزن داره و بخور و خوش خوراک و بسیار مهمان نوازه و اصرار داره با انواع خوراکی ها از مهمانش پذیرایی کنه …..
پشت سر هم می آره می چینه جلوت میگه تو رو خدا بفرمایین ……..
رفتار خودمو زیر نظر گرفتم دیدم می تونم به خودم نمره مثبت بدم …
از همه اونچیزایی که آورد نخوردم از بعضیا به مقدار کم برداشتم ولی حواسم بود کهدارمچکار می کنم …آخر سر کیک آورد برداشتم کنار گذاشتم تشکر کردم گفتم بعدن می خورم که خوب دو ساعت بعد خوردم …
ولی یه جا به خودم نمره منفی دادم سر سفره ، پنج نوع غذا بود هر کار کردم که مثل متناسبا فقط یکنوع رو انتخاب کنم و همونو بخورم نتونستم از هر پنج نوع یه مقدار برداشتم مثلا یه تیکه کوکوسبزی ، دوقاشق حلوا ، سه قاشق میرزاقاسمی ، یه بشقاب متوسط آش رشته و چند قاشق سالاد ماکارانی ….
بعد از اینکه از همه چی مزه چشی کردم و خیالم راحت شد به خودم گفتم اگه همه اینارو قبل اینکه بخوری کنار هم توی یه دیس میذاشتی می فهمیدی بیش از نیازت هست ..اما چون کم کم برداشتی خوردی به چشم نیومد …..
شام ساعت ۶ خوردیم ….می دونستم ساعت ۱۲ قبل خواب حتما گشنه ام میشه …همینم شدولی به خودم گفتم تو سر سفره کمی زیاده روی کردی مطمین باش می تونی به حس گرسنگی الان خودت غلبه کنی وچیزی نخوری و بخوابی … خوشبختانه حرفام در خودم احساس قدرت ایجاد کردو خوابیدم ….
الانم که همه خوابن گرسنه ام شده ولی صبر می کنممیزبان بیدار شه و من مشغول نوشتنم ….مشغول حرف زدن با خودم درباره لاغری و تناسب …هنوز فایل صبحگاهیمو گوش نکردم ….
میرم که گوش بدم و بعد میثاق نامه امو بخونم و بعد فایل ۵۲ از درس یکشنبه هفته هفتم رو از روی چکنویس وارد دیدگاه و نظرات کنم …
برگه شرح ایستگاههای لاغری رو با خودم آوردم که بخونم….
به خودم تبریک باید بگم که کم کم وارد مرحله تغییر رفتار شدم که این مرحله نویدبخش تغییرات جسمانی است ….
همه شمارو به خدا می سپارم
جمعه آخر بهمن ۱۴۰۰