حتما به خاطر داری با هزار امید رفتی سراغ یه رژیم جدید یا یه برنامهی ورزشی، اما بعد از چند روز یا چند هفته خسته شدی و ولش کردی؟ 😓
یا شاید هم با وجود اینکه «درست» رژیمت رو رعایت می کردی، وزنت تکون نمیخورد و دلسرد میشدی… 😞
اگه سالهاست برای لاغر شدن تلاش میکنی ولی هنوز به نتیجه نرسیدی، فقط دو دلیل داره:
🛑 یا داری مسیر اشتباهی رو میری
🧠 یا اینکه موانع ذهنی کاهش وزن هنوز تو ذهنت فعاله
✨ چگونه لاغر شوم؟ اول باید از ذهن شروع کنی!
تصور کن ذهنت مثل یه نگهبانه که جلوی درِ لاغری واستاده!
هر وقت بخوای وارد دنیای تناسب اندام بشی، اون مانعت میشه با جملههایی مثل:
❌ “تو اراده نداری!”
❌ “لاغر شدن خیلی سخته!”
❌ “تو از بچگی چاق بودی، درست نمیشی!”
اینا دقیقاً همون موانع ذهنی کاهش وزن هستن که بیصدا و نامرئی، جلوی موفقیتتو میگیرن!
✅ تا این مانعها رو نشناسی و پاکشون نکنی، هر روشی هم امتحان کنی نتیجه نمیگیری…
ولی خبر خوب اینه که وقتی ذهن رو با خودت هممسیر کنی، لاغر شدن تبدیل میشه به یه سفر شیرین و موندگار 🍃💪

خیلی از ما که اضافهوزن داریم، همیشه یه سؤال تو ذهنمون هست:
«چجوری لاغر شم؟» 🤔
ولی همینکه به لاغر شدن فکر میکنیم، یه عالمه فکر جورواجور مثل فیلم از جلوی چشممون رد میشن! 🎞️
چی بخورم؟ چه ورزشی کنم؟ اگه نشه چی؟ 😟
و از اونجایی که ذهنمون پر از آشفتگیه و نمیدونیم از کجا شروع کنیم، کمکم باورمون میشه که لاغر شدن کار سختیه یا حتی غیرممکنه… 😩
📌 اما چیزی که خیلیا نمیدونن اینه که بزرگترین مانع توی مسیر لاغری، موانع ذهنی کاهش وزن هستن.
یعنی همون صداهای درونی که مدام میگن:
❌ “تو نمیتونی”
❌ “تو همیشه چاق میمونی”
❌ “ارادهتو از دست دادی”
این افکار، مثل دیوار جلو پیشرفت ما سبز میشن.
تا وقتی این موانع ذهنی کاهش وزن رو نشناسی و برنداری، حتی اگه بهترین روش دنیا رو هم استفاده کنی، باز هم به هدفت نمیرسی. 🚫
حالا بیاین یه کم راحتتر به قضیه نگاه کنیم 😊
لاغری فقط یه هدفه.
مثل بقیهی هدفهایی که توی زندگیت داشتی و با تلاش بهشون رسیدی! 🎯
- 👩🎓 قبولی توی رشته مورد علاقهت
- 🛠️ یاد گرفتن یه مهارت جدید
- 🚗 خریدن یه ماشین دلخواه
- 🌍 یا حتی رفتن به یه سفر هیجانانگیز
همهشون اول یه «فکر» بودن توی ذهنت… بعد شد «هدف»… بعد تبدیل شد به «برنامهریزی» و در نهایت «نتیجه» 🎉
✅ حالا اگه لاغر شدن هم هدفته، فقط کافیه:
- 🌱 اون رو توی ذهنت بکاری
- 🧠 موانع ذهنی کاهش وزن رو بشناسی
- 🛤️ مسیر درست رو انتخاب کنی
- 🚶♀️ کمکم شروع به حرکت کنی
فرض کن میخوای بری یه شهر دوستداشتنی… راههای مختلفی هست، ولی همیشه یه مسیر هست که بهتر و راحتتره. مسیر لاغری هم همینطوره.
اگه ذهنت رو با خودت همراه کنی، این مسیر از یه چالش سخت تبدیل میشه به یه سفر لذتبخش! 💖🛤️
🧩 خلاصه اینکه:
تا وقتی موانع ذهنی کاهش وزن رو کنار نزنی، ذهنت نمیذاره بدن تغییر کنه.
پس اول ذهن، بعد رفتار، بعد نتیجه! ✨

🚶♀️ سفر از سرزمین چاقی به دنیای لاغری با ذهن 🧠✨
تا حالا شده بخوای بری سفر؟ اولش یه مقصد تو ذهنت داری، مثلاً یه شهر خوش آبوهوا، کنار دریا یا تو دل طبیعت… 🏞️
بعدش شروع میکنی برنامهریزی: چی ببری، کی حرکت کنی، از کدوم مسیر بری، چقدر طول میکشه و کلی جزئیات دیگه.
حالا بذار یه راز رو بهت بگم…
لاغر شدن هم دقیقاً مثل یه سفره!
یه سفر از “سرزمین چاقی” به “سرزمین تناسب و سبکی” 🧳💃
اول از همه باید بدونی که این مقصد وجود داره.
✅ تو میتونی لاغر بشی. واقعاً میتونی!
همونطور که قبل از سفر مطمئنی مقصد سر جاشه، الان هم باید از ته دل باور کنی که رسیدن به اندام متناسب کاملاً ممکنه.
📍 توی هر سفری، مسیر مهمه…
همونطور که برای رسیدن به مقصد باید قوانین راه رو رعایت کنی، استراحت کنی، صبور باشی و ادامه بدی،
برای لاغر شدن با ذهن هم باید یه مدت تو مسیر باشی، نکات رو رعایت کنی، خودت رو بشناسی و از این مسیر لذت ببری. 🌈
💡 خیلیها وقتی وارد دور ورود به سرزمین لاغرها میشن، دقیقاً میدونن از کجا حرکت میکنن (از چاقی)، و دقیقاً میدونن قراره کجا برسن (به اندام دلخواهشون).
اما…
❗ چیزی که بین این دو نقطه ایستاده، موانع ذهنی کاهش وزن هست.
🧱 این موانع ذهنی همون باورهای محدودکنندهای هستن که میگن:
- “تو همیشه چاق میمونی”
- “لاغر شدن سخت و طاقتفرساست”
- “اراده نداری، ولش کن…”
تا این موانع سر جاش باشن، سفر به مقصد نمیرسه.
❓ حالا چرا با اینکه خیلیها رژیم گرفتن، ورزش کردن، قرص خوردن و… هنوز لاغر نشدن؟
چون مسیرشون درست نبوده. یا بهتر بگم، موانع ذهنی کاهش وزن هنوز دستنخورده باقی مونده بودن.
✅ مسیر ذهنی لاغری، سادهتر، امنتر و ماندگارتره.
همون مسیریه که افراد موفق انتخابش میکنن؛ چون فقط ظاهر بدن رو هدف نمیگیره، ذهن رو هم همراه خودش تغییر میده.
🌟 خلاصه که اگه میخوای واقعاً از سرزمین چاقی کوچ کنی، اول از همه ذهنت رو آماده کن.

🛤️ راه را از بیراهه تشخیص دهید؛ تجربهای از مسیر پرپیچوخم لاغری
سی و پنج سال از عمرم در مسیر چاقی گذشت… مسیرهایی که پر از وعده و امید برای لاغر شدن بود، اما هیچ کدام به نتیجهی پایدار نرسیدند.
بله، گاهی موفقیتهایی هم بود، اما آن موفقیتها مثل برق و باد بودند؛ سریع به دست میآمدند و سریع هم از دست میرفتند! ⚡️😞
تصور کن هر بار که چند قدم نزدیکتر میشدی، ناگهان نتیجه از دستت دورتر میشد، درست مثل وقتی که سعی میکنی شنهای ساحل رو بگیری و اونها از دستت میلغزند… 🏖️
اما روزی که با لاغری با ذهن آشنا شدم، همه چیز تغییر کرد.
مسیر جدیدی که پر از:
✨ آسانی ✨ لذت ✨ شادی ✨ سرعت ✨ و مهمتر از همه، ماندگاری بود!
لاغری با ذهن ذوق و اشتیاق ادامه دادن رو تو دلم زنده میکنه و هر روز انگیزهم برای لاغر شدن بیشتر میشه چون باورم به لاغر شدن واقعیتر و محکمتر میشه.
لاغری با ذهن، زیباترین و اصولیترین راهیه که تا حالا تجربه کردم.
تو این مسیر، ما با چیزی به نام موانع ذهنی کاهش وزن روبهرو میشیم؛ موانعی که هر فرد بسته به محتویات ذهنی خودش، شکل متفاوتی دارند. 🤯🧠
اما جادوی این دوره اینجاست که:
✅ با یک آموزش مشترک، هر کس یاد میگیره چطور این موانع ذهنی رو بشناسه و از مسیرش برداره.
چون اساس آموزش، «مهارت مواجهه با موانع» هست؛ مهارتی که همه ما میتونیم یاد بگیریم.
در مسیر لاغری با ذهن، تو مهارت پیدا میکنی که:
🔍 موانع ذهنی کاهش وزن خودت رو شناسایی کنی
🔧 روشهای رفعشون رو یاد بگیری
و با این مهارت نه تنها روند لاغریات بهبود پیدا میکنه، بلکه بعد از لاغر شدن، برای همیشه توی وضعیت ایدهآل میمونی! 🎯
به همین دلیل من لاغری با ذهن رو بهترین و تنها روش ماندگار برای لاغر شدن و لاغر ماندن معرفی میکنم. 🌟💪

🧹 چگونگی رفع موانع ذهنی کاهش وزن — باز کردن راه به سوی لاغری ✨
بعد از اینکه موانع ذهنی کاهش وزن خودت را شناسایی کردی، حالا وقتشه اونها رو از مسیرت برداری و حرکت به سمت لاغری رو سادهتر کنی. 🚀💪
یادگیری روشهای حذف موانع ذهنی بهت کمک میکنه تا باورهای اشتباهی که سالها تو ذهنت جمع شده رو جایگزین باورهای درست و منطقی کنی.
این جایگزینی دقیقاً همون فرمولهایی هست که تو دوره ورود به سرزمین لاغرها یاد میگیری و با تمرینهای هدفمند، اونها رو بهصورت عادت در ذهنات جا میندازی. 🧠✨
وقتی یاد بگیری چطور با موانع برخورد کنی، دیگه فرقی نمیکنه چه مانعی سر راهت سبز میشه، چون مهارت رد شدن از اون رو داری!
مثل یه کوهنورد که میدونه چطور صخرهها و سنگها رو رد کنه تا به قله برسه 🏔️🥇.
موانع ذهنی همون باورهای اشتباهی هستن که سالها تو ذهن همه ما چاقها جا خوش کردن؛
باورها و نگرشهایی که از خانواده، جامعه، رسانهها و منابعی که فکر میکردیم قابل اعتماد هستن، گرفته شده. 📺👪
با توجه به اینکه ما اغلب در شرایط مشابه زندگی کردیم، بسیاری از موانع ذهنی کاهش وزن ما هم شبیه به هم هستند.
از بین همه موانع، چندتا از آنها خیلی رایج و تاثیرگذار هستند؛
تو این فایل آموزشی به دو تا از مهمترین و شایعترین موانع ذهنی کاهش وزن اشاره شده که اغلب مانع رسیدن به لاغری میشن. 🚧❌
و بهترین قسمت اینه که تو میتونی سوالاتت درباره چگونگی مقابله با این موانع رو بپرسی و در جلسات بعدی پاسخهای کامل و کاربردی رو دریافت کنی. 🗣️💬
من ایمان دارم که با استفاده از این آموزشها، چگونگی حذف موانع ذهنی کاهش وزن رو یاد میگیری و به راحتی در مسیر رسیدن به اندام متناسب و خلق رویای لاغری خودت قدم برمیداری.
باور کن، این مسیر نه تنها سادهتر بلکه لذتبخشتر هم میشه! 🌟🎉
✍️ تمرین آموزشی 📖
تنها دلیل لاغر نشدن وجود موانع ذهنی کاهش وزن است. هرچقدر که این موانع را بهتر شناسایی و اصلاح کنید، روند لاغر شدن شما بهصورت خودبهخود و آسانتر پیش خواهد رفت.
برای شناسایی موانع ذهنی کاهش وزن، بهترین راه نوشتن است. ابتدا باید موانع را روی کاغذ بیاورید و سپس با آگاهی، نسبت به اصلاح آنها اقدام کنید.
ابتدا محتوای نوشتاری را مطالعه کنید، ویدیوی آموزشی را تماشا کنید، سپس به سوالات زیر به صورت شرح انشایی پاسخ دهید:
- با توجه به روشهایی که قبلاً برای لاغر شدن استفاده کردهاید، موانع ذهنی خود برای لاغر شدن را شرح دهید.
- با خودتان فکر کنید و مهمترین دلایل لاغر نشدنتان را نام ببرید و هرکدام را توضیح دهید.
- برای هر مانع ذهنی، دلیل منطقی پیدا کنید که نشان دهد لاغر شدن ارتباطی با آنچه تا امروز تصور میکردید ندارد.
- به نظر شما ورزش کردن چه تاثیری در روند لاغر شدن دارد؟
- تا به حال از ورزش برای لاغر شدن استفاده کردهاید؟ تجربه خود را بنویسید.
- اگر ورزش کردهاید، چه نتیجهای گرفتید و این نتیجه چه مدت دوام داشت؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 92 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز ودوستان گرامی خسته نباشید
استاد من زمان کودکی علاقه ایی ب ورزش کردن نداشتم وهمیشه زنگهای ورزش یا قلاب بافی یا نقاشی میکردم ولی از زمانیکه بچه هایم بدنیا امدند ب خاطر لاغر شدن شروع ب ورزش کردم ک خدایی خیلی متناسب شدم وعلاقه ب ورزش کردن را پیدا کردم وهفته ایی سه روز ورزش میکردم ولی بدی ورزش کردن اینه ک باید همیشه ادامه داد وگرنه دوباره تمام وزنی ک کم کردی برمیگرده ولی من علاقه دارم ب شما دوچرخه سواری زومبا پیاده روی……ولی استاد دراین چند سال اخیر انرژی برای ورزش کردن نداشتم وهمیشه در خانه بودم ب خاطر همین دوباره تناسبم ب هم ریخت علاقه دارم ولی پشت کار ندارم وهمیشه بالا وپایین می شوم
نشان های دریافت شده
برای از بین بردن این باور غلط در مورد ورزش میخوام براتون مثالی بزنم.
دختر من هم خیلی متناسبه هم از سه سالگی همیشه کلاس ورزش رفته و بزرگتر هم که شده ورزشهای مختلفو بیشتر و بهتر دنبال کرده، اما الان چند ماهیه که ورزشو به دلایلی کم کرده الانم که با توجه به شرایط کنونی دو ماهه که اصلا ورزش نکرده اما نه تنها چاق نشده بلکه وزن کم کرده.
وقتی باورا درست باشن ورزش کردن یا نکردن فرق نمیکنه. هر چند که ورزش کردن برای سلامتی خوب و مفیده.
دیروز با دوستم تلفنی صحبت میکردم میگفت تو این مدت که خونه موندن چون حوصلهشون سر میرفته از بیکاری غذاهای مختلفی درست کردن و برنامهی غذاییشون دستخوش تغییر شده و در عین حالی که برنامهی ورزشی معمولشونو خونوادگی با جدیت دنبال کردن اما نفری دو کیلو وزن اضافه کردن. ابن در حالیه که دوست من بسیار متناسبه و هیچوقت نیاز به رژیم نداشته اما باور «تو خونه موندن و کم تحرکی باعث چاقیه» روشون تاثیر گذاشته.
وقتی اینا رو برام تعریف کرد من دیدم ما هم دقیقا به دلیل خونه بودن خیلی وقتها غذاهایی رو درست کردیم که وقتی سر کار هستیم فرصتشو نداریم. از طرفی چون استخر و باشگاه تعطیله با وجودیکه من تو خونه هر وقت احساسم خوب بوده یوگا انجام دادم اما در هر حال میزان ورزشم نصف و حتی کمتر شده اما هیچکدوم وزن اضافه نکردیم حتی من مطمئنم متناسبتر شدم. من معتقدم چیزی که تغییر میکنه رفتار غذایی ما در اثر باورهای غلط مربوط به عوامل بیرونی مثل ورزش و خواب و بیکاری و ایناست. پس وقتی باورها درست باشن واکنشهای ما در قبال عوامل بیرونی هم درست خواهند بود وما از این وابستگی مخرب نجات پیدا میکنیم.
استاد من اولین باری که لاغر شدم با ورزش لاغر شدم و خیلی عالی بود ولی بعد از اون هیچ وقت نتونستم در ورزش موفق باشم کنار گزاشتن ورزش خیلی چاقم میکرد و اینکه همیشه همراه با دردهای مختلف و اسیب های جسمی بود
سلام استاد من هم یاد ندارم که سوالی باشه که از شما پرسیده باشم و جوابی دریافت نکرده باشم و به نظرم این از شگفتیهای این دورست وفکر نمیکنم تو ایران دوره ای وجود داشته باشه که به این صورت حمایت داشته باشه و حتی خواهرم در کارگاه لاغری شرکت کرد که دو روز کامل بود و دو برابر هزینه دوره شما رو ازشون گرفتن نمیخوام نام ببرم ولی بعدش دیگه هیچ حمایتی نشدن باز هم جای تشکرات فراوان داره
استاد در فامیل ما این باور که فردی که بچگی چاقی داشته باشه بزرگسالی لاغری داره و برعکس و من هم کودکی لاغری داشتم الان فکر میکنم چه باور بی معنی که هیچ پشتوانه علمی نداره و چه بسا مرتب میشنوم که چاقی در کودکی ضمینه چاقی در بزرگسالی میشه و چاقی فقط و فقط باورهاییست که ما رو به اون سمت میبره
نشان های دریافت شده
با سلام
فایل موانع ذهنی :
باورهای زیادی در من بوده که باعث میشده تلاش هایم اثر نداشته باشد و انگار آب در هاون می کوبیدم .و شکر خدا کم کم در حال عوض شدن است . از وقتی در این دوره هستم فهمیدم ارثی بودن چاقی غلط است . نمی دونم چرا اینقدر راحت هر کس هر چه به ما بگوید سریع باور می کنیم و اونو تبدیل به یک باور می کنیم و بعد نتایج کارها و تلاشهای خودمان را بی اثر می کنیم .این در همه موارد صدق می کند .من باور کرده بودم بعد از یک سنی چربی ها چون کهنه است یا آب نمی شود یا دیر آب می شود .الان که این فایل را می شنوم تصور می کنم من پشت یک ماشین نشسته بودم و ماشین را روشن کرده بودم و گاز میدادم در حالیکه ترمز دستی کشیده بوده و به ماشین اجازه حرکت نمیداده .حالا این موانع و باورهای اشتباه را دیگران برایم درست کرده بودند یا خودم .چرا ؟ به دلیل اینکه یاد نگرفته بودم روی چه چیزهایی تمرکز کنم .یاد نگرفتم به موارد مثبت نگاه کنم و روی اتفاقی که یک یا دو بار می افتد حکم نکنم .من یک باوری برای خودم ساخته بودم که خیلی به ضرر من تموم شده بود و شکر خدا عوضش کردم .اوایل خدمتم چند باری من تمام حقوقم را خرج کردم و بعد این حکم را صادر کردم که من قادر به جمع کردن پول نیستم .از اونجا به بعد خیلی پول دستم می اومد ولی من هیچ وقت پس اندازی نداشتم .حتی اگر یک پس اندازی هم داشتم ، یک اتفاقی می افتاد تا اون پول من خرج بشه و باور منو اثبات کنه .در مورد چاقی هم همینطور بوده . امیدوارم بتونم در شناسایی باورهای مخرب موفق باشم تا هیچ مانعی سر راه لاغری من نباشد .با تشکر از استاد عزیز
نشان های دریافت شده
یکی از موانع ذهنی من باور این بود که بعداز ازدواج و بارداری اضافه وزن دیگه از بین نمیره البته من بعد از بارداری با رژیم تونستم یه مقدار وزنمو کاهش بدم
مانع ذهنی بعدی من اینه که با بالاتر رفتن سن افزایش وزن طبیعی هست و وزن به سختی پایین میاد
در مورد ورزش مانع ذهنی ندارم و ورزش کردن را دوست دارم یه مدت هم باشگاه ورزشی می رفتم ولی کاهش وزن کمی داشتم که با ورزش نکردن دوباره برمی گشت. با شروع دوره ورزش را کنار گذاشتم میخواستم به این نتیجه برسم که از این روش ذهنی لاغری را بدست بیارم که آسونترین و بهترین راه همین روش ذهنیه الان دوست دارم دوباره باشگاه برم و این بار فقط برای شادی ولذت بردن خودم میخوام برم
نشان های دریافت شده
یکی از موانع ذهنی من هم این بود که چاق من ارثیه واین باعث می شد هر تلاشی رو برای لاغری می کردم یه نتیجه موقت می داد بعدش از بین می رفت ومن ناامید تر از قبل می شدم واین باور ارثی بودن چاقی درمن پررنگ می شد ویا اینکه سوخت وساز بدنم خیلی پایینه وباید همیشه گرسنگی بکشم تالاغر بشم وهرچیزی بخورم به چربی تبدیل می شه ،درمورد ورزش کردن من همیشه از بچه گی ورزش کردن وفعالیت بدنی رو دوست داشتم ودر دوران مدرسه عضو تیم والیبال مدرسه بودم وهفته ای هداقل پنج روز تمرین می کردم ولی چون شاگرد اول مدرسه بودم وخانواده ام تحصیلات براشون خیلی مهم بود ومادرم می ترسید به خاطر ورزش درسم رو رها کنم خیلی مانع می شد وکم کم بامخالفت اونها و سخت تر شدن درسها چون علوم تجربی بودم وشاگردممتاز ودرسم برام مهم بود فاصله گرفتم از ورزش وفقط تابستونا می رفتم باشگاه وکم کم اونم نموند و دیگه سراغ ورزش نرفتم تاچند سال پیش برای رژیم من وهمسرم رفتیم پیش یک متخصص تغذیه که برامون رژیم گذاشت وگفتش هرروز باید یک ساعت پیاده روی کنید وچون جنبه ی اجبار داشت خوشایند نبود وآخرشم همسرم یازده کیلو وزن کم کرد ولی من دو یا سه کیلو ودکترم همش فکر می کرد من رژیم رو رعایت نمی کنم وهرچی بهش می گفتم کاملا رعایت می کنم وهمیشه گرسنه هستم باور نمی کرد واین این باور که من باید ورزش سنگین انجام بدم تالاغر بشم رو در من ایجاد کرد ووقتی یک ساعت می رفتم روی تردمیل وزنم یه ذزه بیشتر میومد پایین واین باعث شده بود هیچ علاقه ای به پیاده روی نداشته باشم وهمیشه بابی میلی وفقط برای اینکه باهمسرم همراه باشم پیاده روی می کردم بدون اینکه ازش لذتی ببرم ولی از این به بعد یادگرفتم به عنوان یک تغریح بهش نگاه کنم نه برای لاغری
نشان های دریافت شده
یکی از باورهای من هم همون بعد از زایمان آدم چاق می شه ولی من تونستم بعدش هم وزن کم کنم ولی دوباره همون شد و عملی نبود برای همیشه!
همیشه اهل ورزش بودم حتی دوران حاملگی هم یوگا و شنا می کردم!
و کلی باورهای دیگه مثلا هر روز باید ورزش کنم تا وزنم کم شه ولی هر روز شدنی نبود برای من
مثلا روزی ۸ تا لیوان حتما باید آب بخوریم
ولی من الان هم خفتهای ۲-۳ روز ورزش می کنم استرس ندارم موقع ورزش که حتما باید وزنم کم شه با خیال راحت انجام می دم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و گرامی و همه دوستان خوبم
یکی از موانع ذهنی من برای لاغر شدن این بود که در دوران بارداری وزن اضافه میکنم و بعد از زایمان نمی شود که همه آنرا از دست بدهم و مقداری از آن میماند
باور دیگرم این بود که با رژیم انرژی ورودی به بدن را کم میکنیم و با ورزش خروجی انرژی را زیاد میکنیم و این باعث لاغر شدن میشود و انجام هردوی آنها برایم سخت بود تا حدی که به خودم می گفتم حالا که چی به خودم زجر بدهم که لاغر شوم آنهم بعد از مدت کوتاهی دوباره برگردد اصلا نخواستم زندگی من همینه که هست کاریش هم نمیشه کرد تا ا ین که با روش لاغری با ذهن آشنا شدم که از هر دو چیزی که دوست نداشتم در آن خبری نبود نه رژیم و نه ورزش چی از این بهتر و وقتیکه وارد این روش شدم تنها برای لاغر شدن بود و خیلی بیشتر از آن را بدست آوردم مثل آرامش و دوست داشتن خودم و اعتماد به نفس داشتن بیشتر و شادی و نشاط درونی و آسودگی خاطر که این روش درستی است و من به هدفم و وزن و سایز ایده الم میرسم و مهمتر از همه با راحتی و ارامش و شادی به آن میرسم خدا جونم سپاسگزارم که مرا به این راه راهنمایی کردی استاد گرامی ممنونم که با جان و دل در یادگیری این آموزشهای ارزنده ما را همراهی میکنید خدا پشت و پناه شما و خانواده تان باشد ????????
نشان های دریافت شده
روز چهل و نه تکرار:
موانع ذهنی لاغر شدن چیست؟
یکی از موانع بزرگ من برای لاغر شدن باور غطلی بود به نام استعداد چاقی.
من عمیقا باور داشتم که من به شدت استعداد چاقی دارم.
مانع بعدی اعتقادم به داشتن متابولیسم پایین بود.
اما در مورد ورزش من همیشه ورزش کردم. ورزش میکردم تا انعطاف بدنم بیشتر بشه ورزش میکردم چون باور کلی بر این بود که ورزش به کم کردن وزن کمک میکنه. ورزش میکردم چون برای سلامتی مفیده.
همیشه ورزش کردن برام با لذت همراه بود ولی اشکال این بود که برای گرفتن نتیجهی بهتر بهمرور انقدر به زمان و شدت ورزشم اضافه میکردم که منو خسته و فراری میکرد و کمکم باعث میشد دلسرد بشم و در نهایت رهاش کنم. باز وقتی یکی دو ماه میگذشت دلم تنگ میشد و دوباره با مقداری تنوع شروع میکردم.
به مرور که وزنم زیاد میشد از میزان علاقهی من به ورزش کم میشد. و فاصلههای ایجاد شده بیشتر میشد.
با خودم فکر میکردم که چقدر روحیات و رفتار ادمها با گذر زمان عوض میشه!
من قبلا برای تفریح پیاده روی میکردم اما در دو سه سال اخیر اصلا تا مجبور نمیشدم دلم نمیخواست از خونه بیام بیرون چه برسه به پیادهروی.
فکر میکردم این تغییر روحیاتمه که باعث شده کلا ورزشو برای حدود شاید یکسال کنار بذارم.
بعد از شرکت در دوره و با گذشت یکی دو ماه متوجه شدم که علایق من تغییر نکرده بوده اما ذهنم برای همسو شدن با چاقی بیشتر به اشکال مختلف منو از ورزش منع میکرده.
همونطور که الان برای همسو شدن با تناسب منو ترغیب میکنه ورزش کنم. قبلا صبحها به زور از تخت بلند میشدم بیحال و کم انرژی بودم و اگه به خودم بود دلم میخواست تا یازده بخوابم اما الان اکثرا صبح سرحال و شارژ بیدار میشم و حاضر نیستم جلسات ورزشمو از دست بدم.
البته الان یاد گرفتم که هر کاری رو در زندگی باید برای لذت بردن انجام بدم برای همین هم معیارم در شروع و به پایان رسوندن جلسات حال خوب و لذتمه نه کالری سوزوندن.
در دوره مستندهایی راجع به واکنش بدن نسبت به ورزش هست که خیلی کمک کنندست و باعث شد من باورهای مربوط به ورزش رو به طور موثری اصلاح کنم.
جالب اینجاست همون ذهنی که منو در بیشترین حد چاقیم با تشدید بیحالی از ورزش دور میکرد و من فکر میکردم به خاطر سنگینی زیاده با تغییر نگرش و باورهام در فاصلهی زمانی کوتاه با اینکه هنوز وزنم تغییر چندانی نکرده بود منو پر انرژی و با نشاط به سمت تحرک بیشتر هدایت کرد. اتفاقی که همچنان ادامه داره…
باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
من چند سالی برای لاغری ورزش میکردم ورزشهای مختلف ،پیلاتس ،ایروبیک ،بدن سازی .وهر بار به قول استاد دنبال بهانه ای بودم برای نرفتن به باشگاه .وخیلی سختم بود که ورزش کنم والبته نتیجه زیاد جالبی هم نگرفتم به غیر از یک دوره تقریبا ۸یا ۹ ماهه که به بدنسازی رفتم والبته به همراه رژیم غذایی حدود ۸ یا ۹ کیلو کم کردم .که اون هم بعد از چند ماه برگشت .اما من هنوز هم نتوانستم ذهن خودم رو برای ورزش کردن متقاعد کنم واصلا هیچ وررشی هم نکردم و پیش خودم گفتم فعلا کاری به ورزش ندارم که وقتی متناسب شدم اون رو وابسته به ورزش ندونم و صد درصد قبول کنم که این تناسب فقط به خاطر ذهن من هست ودرنتیجه برایم ماندگار خواهد بود .والان دقیقا میدونم که این کاهش وزنی که من دارم فقط به خاطر کار کردن روی ذهنم هست ومن هیچ ورزشی انجام ندادم .اما یک نکته جالبی که برای من دیروز اتفاق افتاد :من توی دوره دوست داشتم به اعصاب ارام دست پیدا کنم وپرخاشگری من کم بشه .اما راستش اصلا خودم در خودم تغییر جالبی توی این زمینه در خودم نمیدیدم .تا دیروز که من برای انجام یک ازمایش به ازمایشگاه رفتم .وقتی دستگاه شماره من رو خوند به قسمت پذیرش رفتم وچون یک خانمی داشت با اون خانم منشی صحبت میکرد من پشت سرش ایستادم ومنتظر موندم تا اون خانم سوالش تموم بشه وبره ،تا اینکه سوال اون خانمتموم شد ورفت .ومن رفتم جلو در همین موقع منشی دوباره شماره بعد من رو اعلام کرد.وزمانی که من برگه شماره رو بهش دادم با تندی گفت تو که ۴۴ هستی وپس کجا بودی من شماره بعدی رو خوندم واز این حرفها منم گفتم اینجا بودم منتظر بودم که صحبتتونبا اون خانم تموم بشه .منشی شروع کرد به غر غر کردن وداد وبیدا که شاید اون دلش میخواست دوساعت اینجا بمونه وتو باید زودتر میومدی وازاین تیپ حرفها اون لحظه خیلی ناخوداگاه صدای هندزفری رو که داشتم فایلهای استاد رو گوش میکردم رو زیاد کردم واصلا اهمیتی ندادم که اون خانم داره چی میگه وخیلی خونسرد به فایلم گوش دادم وکارم پیش اون خانم تموم شد ورفتم . اون لحظه اصلا به این موضوع فکر نکردم چون خیلی ناخوداگاه این کار رو کردم اما وقتی به خانه برگشتم دیدم من چطور جلوی اون منشی حرف نزدم واصلا به حرفهاش گوش نکردم واین برای خودم تعجب اور بود چون امکان نداشت یکی بهم یه همچین حرفی بزنه ومن ساکت باشم وچیزی بهش نگم .واون موقع بود که دیدم این دوره روی اعصاب من هم تاثیر گذاشته اما این خانم منفی باف ذهن من هست که نمیگذاره من این تغییرات خوب رو ببینم .
نشان های دریافت شده
بهبه چقدر خوب که اینو برای ما هم تعریف کردید
خیلی لذت بردم
افرین به شما??????
ممنونم استاد عزیز ،همیشه توضیحات عالی شما وتاییدهای شما به ما دلگرمی وامیدواری میده .من واقعا از خداوند سپاسگذارم که برای کمک به من برای تغییر در همه زندگی شمارو سر راه من قرار داد.واز شما بابت همه صحبتهای خوبتون وراهنمایی های به جا وعالی تشکر میکنم ??
بهتون تبریک میگم به خاطر این تغییر مهم و مفید موفق باشید???
نشان های دریافت شده
درود بر شما دوست عزیز . منم یادم اومد باشگاه بدن سازی میرفتم اون مدلی که مربی طرح دعوی میداد یا همون برنامه کار بادستگاه بعد خودش میرفت با گوشی و دوستاش و خنده هاش ما می مونیدیم و این همه دستگاه و برنامه و دل خوش سیری چند سهراب . شاید بجای اون اگه تو دوره همی های شعر و مسخره بازی بعضی از این به ظاهر روشن فکر ها شرکت می کردم برام لذت بخش تر بود آخه بی مروت ها یک مربی ورزش باید ابتدا یک روانشناس خوب باشه که بتونه اول روان هنر جو هارو تعلیم بده . بتونه با هنر جو ارتباط شعوری و ذهنی پیدا کنه بعد جسمش و پرورش بده . حالا می گیم کار اون این نیست اوکی بایستی در ورزشگاه ها اول یک روانکاو با هنرجو درگیر بشه بعد با هماهنگی مربی و هنر جو صاحب سخن و بر سر ذوق بیارن همه که هوش ورزشی ندارن . مثلا خانم دیروزش از شوهرش کتک خورده امروز اومده تو باشگاه که یک کاسه اب خنک گیر بیاره به صورت درون وجودش بریزه تا بتونه با یک آرامش بهتری مسیر رو ادامه بده . این مثال من نبود ولی واقعا هستند بانوانی که با دل ناراحت و هزار مشکل میان باشگاه و تنها انگیزه شون یک توجه مربیه حالا مربی کیه دخترکی سرخوش که تنها فکر گذران لحظات شادیشه . اوکی عالی اون خوبه ولی اون عوضی که اینو اجازه داده تا بیاد با آینده حسی .جسمی . تفکری . فرا سر خوردگی . هنر جو بازی کنه چه جور می خواد بعدا جوابگو باشه . ما هممون ی جورایی در مقابل هم مسولیم . و اگه این مسولیت و چه در برابر خودمون چه اونایی که بنابه شرایطمون محتاج ما هستند و درست مدریت نکنی و باری به هر جهت باشیم باید پس بدیم . من برنامه رو می گرفتم نیم ساعت کار می کردم بقبه شو نگاه بقیه می کردم یا میرفتم تو حیاط باشگاه با گل های نسترن حرف میزدم . یادم یدفه خواهرم اومد دنبالم دید دارم گل بو می کنم گفت چرا کلاس نیستی هنوز ۲۰ دقیقه مونده گفتم واسه کی مونده . نیاز ذهن من تامین نبود اون موقع همون نیم ساعت و هم به احترام من تحمل کرده بود . بازم ازش متشکرم . فضا فضای ورش و هیجان نبود . می دونی چی حس می کردم فکر می کردم ما یک مشت چاق بدبخت هستیم که از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم و مربی هم اینو خیلی خوب درک کرده بود . وبا اینکه من اون موقع خدار شکر جز متناسب های متوسط بود م ولی مستاصلی رو حس کردم . و از ۸ جلسه بزور سه جلسه رو در ماه میرفتم . خوب این یعنی چی یعنی نهایت بی ذوقی . بی اهمیتی به موضوع . عدم اعتماد به تمام تشویق های ورزشی . و در اخر عدم نتیجه و کاهش اعتماد به نفس و سکوت و در خود فرو رفتن .
الان فرق می کنه با این روحیه الانم اگه بعد از کرونا باز شه باشگاه دیگه واینمی ستم بهم اینطوری برخورد کنه چنان نسخی ازش می کشم البته با تدبیر و آرامش که اون موقع یادشون بره با هنر جو باید مثل کلاس های تو مهد کودک و پرورش شادی کوک های درون برخورد کنن . نمی تونی برو معلوماتت و زیاد کن بعد بیا . نمی تونی برو اول بمیر بعد زنده شو و شروع کن . مثل ما که اکثرمون بار ها مردیم و دوباره زنده شدیم و بلند شدیم و شروع کردیم . 😍😍😍