واقعاً بدن گرسنه است یا ذهن داره بازی درمیاره؟
اگر تا حالا بارها این جمله رو با نگرانی گفتهای که:
«من اشتهای زیادی دارم، چیکار کنم؟!»
یا بارها در گوگل سرچ کردهای «علت اشتهای زیاد چیه؟»
پس این مقاله رو باید تا انتها بخونی چون یکی از مهمترین کشفهای زندگیت برای لاغری همینجاست!

🍟 اشتهای زیاد؛ یه هشدار واقعی از بدن یا فقط یه فریب ذهنی؟
ما توی بدنمون کلی عضو داریم که عملکردشون کاملاً اتوماتیکه. یعنی اصلاً لازم نیست بهشون فکر کنیم، چون خودشون میدونن چه کار کنن.
مثلاً نمیتونی با ارادهت به ششهات بگی: «بیا بیشتر نفس بکش!» یا به کلیهت دستور بدی: «زودتر تصفیه کن!»
حتی قلبت هم ازت اجازه نمیگیره که بتپه یا نه! خودش کارشو بلده.
اما بین این همه عضو خودکار، یه عضو هست که میتونی تو کارش دخالت کنی. و اون معدهست!
تو میتونی معدهت رو با غذا پر کنی، حتی زمانی که هنوز خالی نشده.
میتونی با ذهن، با چشم، یا حتی با بوی غذا تحریکش کنی و چیزی بریزی توش، در حالیکه بدن هیچ نیاز واقعیای به غذا نداره.
اینجاست که یکی از بزرگترین سؤالات آدمهای چاق یا پرخور ظاهر میشه:
«علت اشتهای زیاد من چیه؟ چرا من همیشه حس گرسنگی دارم؟»
و جوابش اغلب اون چیزی نیست که فکر میکنن!
بیشتر افراد فکر میکنن علت اشتهای زیادشون یه مشکل فیزیکی در بدنشونه؛ مثلاً فکر میکنن:
- علت اشتهای زیادم اینه که شاید معدهم بزرگتره!
- علت اشتهای زیادم اینه که سوختوساز بدنم بالاست!
- یا شاید یه هورمون خاص دیوونهبازی درآورده!
ولی حقیقت اینه که در بیشتر موارد، علت اشتهای زیاد نه تو معدهست، نه توی بدن، بلکه توی ذهنه.
دقیقتر بگیم: تو الگوهای شرطیشدهی ذهنی، عادتهای فکری، احساسات پنهان و تکرار جملاتی مثل “من همیشه اشتها دارم”.
ذهن آدم وقتی عادت کنه غذا رو راهی برای آروم کردن خودش بدونه، دیگه اهمیتی نمیده که واقعاً گرسنهای یا نه.
حتی ممکنه تازه ناهار خورده باشی، ولی چون مغز یه نشونه از غذا دیده (مثلاً بوی نون سنگک)، سریع یه سیگنال بفرسته:
«بیا یه چیزی بخور، اشتها داری!»
ولی واقعاً داری؟ نه.
این یه اشتهای واقعی نیست؛ یه اشتهای فکریه. یه اشتیاق ذهنی به تجربهی لذت و آرامش از طریق غذاست.
و اگر علت اشتهای زیادتو درست نشناسی، ممکنه سالها درگیر رژیم گرفتن، سرزنش کردن خودت و شکستهای پیدرپی بشی، در حالیکه مشکل اصلاً معدهت نبوده؛ مشکل نگاه ذهنیت به غذا و اشتها بوده.

🤔 اشتها چیه؟ عضو بدنه یا یه فکره؟
بیاین یه سؤال از اون سؤالای عجیبغریبِ فلسفی بپرسیم:
واقعاً اشتها چیه؟ یه عضو بدنه؟ یه تکه گوشت پنهونشده کنار معده؟ یه غده مرموز؟
نه عزیز دل! اشتها اصلاً و ابداً عضو بدن نیست.
اشتها یه عضو نیست که با سیتیاسکن پیداش کنی یا تو کالبدشکافی بگی: «اِه! اینجا اشتهاشه!»
اشتها یه فکره.
یه تمایل ذهنیه.
یه نوع کشش روانی به خوردن، که گاهی کاملاً واقعی و بهجا است، و گاهی فقط یه ترفندیه که ذهن ما برای پرتکردن حواس، پر کردن خلأ عاطفی یا حتی از سر بیحوصلگی استفاده میکنه.
تو نمیتونی بدون معده زندگی کنی؛ چون معده یه عضوه، عضوی حیاتی.
ولی خیلیها هستن که بدون هیچ احساس اشتهایی زندگی میکنن، چون اون باور ذهنیِ اشتهای زیاد رو از ذهنشون پاک کردن.
و اینجاست که باید با خودت روراست باشی:
وقتی میگی من اشتهای زیادی دارم، واقعاً چی داری میگی؟
داری یه واقعیت علمی رو بیان میکنی؟ یا فقط داری یک فکر شرطیشده رو تکرار میکنی؟
در بسیاری از افراد، علت اشتهای زیاد نه یه مشکل جسمیه، نه یه اختلال هورمونی، بلکه یه عادت فکری نهادینهشدهست.
ذهنی که سالها یاد گرفته هر بار که بیحوصله شد، خسته شد، غمگین شد، یا حتی خوشحال شد (!) فوراً بره سراغ غذا.
یاد گرفته بین احساس و خوردن پل بزنه، بدون اینکه نیازی واقعی توی بدن وجود داشته باشه.
و نکته طلایی اینجاست:
هر بار که میگی «من اشتها دارم»، داری ناخودآگاه به مغزت تأیید میدی که این فکر حقیقیه، واقعیه، و باید ادامه پیدا کنه.
اما اگه از همین امروز، همین الان، تصمیم بگیری دیگه به جای باور کردن اشتها، نگاهش کنی و بپرسی “تو از کجا اومدی؟!” کمکم ماهیت واقعیش برات روشن میشه.
📉 چرا تاکید بر “اشتها دارم” اشتباهه؟
بذار با یه مثال تصویری شروع کنیم.
فرض کن یه روز با صدای بلند بگی: «من اشتهای زیادی دارم!»
مغزت هم دقیقاً مثل یه کارمند وظیفهشناس پشت لپتاپش نشسته، سرش رو بالا میگیره و میگه:
«اوه، رئیس فرمودن اشتها داریم! خیلی خب… بزن بریم دنبال اثباتش!»
و حالا چی میشه؟
بدون اینکه واقعاً گرسنه باشی، ذهنت شروع میکنه به گشتن دنبال بهونه:
🍕 یه تیکه پیتزا که مونده بود تو یخچال
🍪 اون بیسکوییتهایی که قول دادی فقط برای مهموناست
🍫 یا حتی شکلات تلخی که از اول اصلاً دوسش نداشتی، ولی الان یههو جذاب شد!
همهی اینا بهخاطر اینه که ذهنت به شدت علاقهمنده خودش رو با حرفات هماهنگ کنه.
و این دقیقاً علت اشتهای زیاد در خیلی از آدمهاست:
نه معدهشون گرسنهست، نه بدنشون نیاز به انرژی داره، بلکه ذهنشون دنبال انجام وظیفهست!
تو گفتی «اشتها دارم»،
ذهن هم گفت: «اطاعت!»
اینجا اسمش چیه؟
برنامهریزی اشتباه ذهنی.
یعنی تو با تکرار یه جمله، ناخودآگاه داری ذهن رو شرطی میکنی به یه رفتار اشتباه.
در واقع، خودت با دستای خودت، سیگنالِ خوردنِ بیدلیل رو تقویت میکنی.
حالا راه چیه؟
خیلی سادهست:
✅ بهجای گفتن «من اشتهای زیادی دارم»،
🧠 بگو: «من دارم ذهنم رو تربیت میکنم که فقط به گرسنگی واقعی جواب بده.»
با همین تغییر کوچیک، داری سیستم ذهنیت رو از حالت فریب خوردن درمیاری و بهش آموزش میدی بین فکر و نیاز واقعی تفاوت بذاره.

🧪 علت اشتهای زیاد از دیدگاه علمی
خب بذار یکم عینک دانشمندا رو بزنیم و از پشت میکروسکوپ مغز و بدن به موضوع علت اشتهای زیاد نگاه کنیم…
چرا بعضیا همیشه احساس میکنن گرسنهن؟ حتی وقتی تازه ناهار خوردن؟
پاسخ این سؤال در دل چند سیستم پیچیده اما باحال پنهانه:
🧬 ۱. هورمونها؛ مدیرای بیسروصدا ولی قدرتمند
بدن ما یه عالمه پیامرسان شیمیایی داره که یواشکی توی خون ول میشن و دستور میدن:
- گرلین: معروف به “هورمون گرسنگی”. وقتی معده خالی باشه، گرلین فریاد میزنه: “یه چیزی بخور دیگه!”
- لپتین: هورمون سیری. از چربیها ترشح میشه و میگه: “دیگه بسه، تو که سیر شدی!”
🧬 گرلین و لپتین: دو هورمون کلیدی در تنظیم اشتها
مطالعات علمی نشان میدهند که هورمونهای گرلین و لپتین نقش حیاتی در کنترل اشتها و تعادل انرژی دارند:
- گرلین: این هورمون که از معده ترشح میشود، به عنوان «هورمون گرسنگی» شناخته میشود.
سطح گرلین قبل از وعدههای غذایی افزایش مییابد و پس از غذا خوردن کاهش مییابد، که نشاندهنده نقش آن در تحریک اشتها است.
- لپتین: توسط سلولهای چربی تولید میشود و به مغز سیگنال میدهد که بدن انرژی کافی ذخیره کرده است، بنابراین اشتها را کاهش میدهد.
با این حال، در برخی افراد مبتلا به چاقی، مقاومت به لپتین مشاهده میشود، که باعث میشود مغز سیگنال سیری را نادیده بگیرد و اشتها افزایش یابد.
این تعامل بین گرلین و لپتین برای حفظ تعادل انرژی بدن ضروری است. اختلال در این سیستم میتواند علت اشتهای زیاد و در نهایت افزایش وزن شود.
اما نکته مهم اینجاست:
گرلین و لپتین، به شدت تحت تأثیر سبک زندگی و ذهن ما هستن.
یعنی چی؟ یعنی اگه مغزت یاد گرفته باشه موقع استرس چیپس بخوره،
گرلین هم بیموقع فعال میشه و بدنتو گول میزنه.
نتیجه؟
🔁 اشتهای زیاد، حتی با معده نیمهپر یا حتی معده پر.
و این دقیقاً همونجاست که علت اشتهای زیاد، دیگه فقط بیولوژیکی نیست، ذهنی هم هست!
🧠 ۲. شرطیسازی ذهن؛ ذهنی که به نون داغ شرطی شده!
تا حالا شده فقط با دیدن یخچال احساس گرسنگی کنی؟
یا وقتی تبلیغ بستنی رو میبینی، یههو دلت بخواد بری بخری؟
تبریک میگم! شما قربانی شرطیسازی ذهن شدین!
😅 ذهن تو یه عالمه «الگو» ساخته:
- تلویزیون روشن = چیپس باید بیاد!
- بارون میباره = چای داغ + کیک شکلاتی لازمه!
- عصر جمعه = شیرینی و دلتنگی باهم میچسبن!
این یعنی خیلی وقتا علت اشتهای زیاد نه معدهست، نه گرلین، بلکه فقط یه فایل ذخیرهشده توی حافظه ذهنه!
😔 ۳. احساسات سرکوبشده؛ وقتی دلتنگی رو با غذا پر میکنی!
بذار صادق باشیم: خیلی وقتا دلمون غذا نمیخواد، دلمون یه چیز دیگه میخواد…
- وقتی تنها هستی، غذا یه جور همراهه.
- وقتی خستهای، غذا میشه جای استراحت واقعی.
- وقتی عصبانیای، یه ساندویچ گاز زدن آرومت میکنه (یا فکر میکنی آرومت میکنه!)
احساسات سرکوبشده، یکی از مهمترین عوامل روانشناختی در علت اشتهای زیاد هستن.
یعنی در واقع، تو دنبال غذا نیستی؛ دنبال یه التیام ذهنی هستی.
📌 مقالهای در ScienceDirect نشون میده که ارتباط نزدیکی بین احساسات منفی و افزایش سطح گرلین در بدن وجود داره؛ یعنی استرس میتونه شما رو واقعا گرسنه کنه!
🍫 اشتهای زیاد درواقع همون عادت زیاد خوردنه
بذار یه راز مهم رو بگیم:
خیلی از کسایی که میگن «اشتهام خیلی زیاده»، واقعاً گرسنه نیستن. بلکه فقط عادت دارن زیاد بخورن. یعنی یکی از مهمترین علتهای اشتهای زیاد، اصلاً اشتها نیست؛ عادتهای تکراری خوردنه!
🔄 عادت؛ برنامهریزی پنهان ذهن برای زیاد خوردن
عادت یعنی کاری که اونقدر تکرارش کردی که دیگه نیازی به فکر کردن بهش نداری. مثل وقتی ناخن میجویی، پلک میزنی، یا گوشی رو بیدلیل باز میکنی.
تو هم اگه سالها موقع دیدن سریال یه چیزی میخوردی، یا همیشه بعد از کار یه چیزی میخوردی، ذهن این رفتار رو ذخیره کرده و میگه: «وقت خوردنه!»
پس وقتی میگی «علت اشتهای زیاد من چیه؟»، خیلی وقتها پاسخ اینه:
«علتش یه عادت قدیمیه که هنوزم داره اجرا میشه.»
🧠 ذهن، اشتهای زیاد رو مثل اپلیکیشن اجرا میکنه
ذهن ناخودآگاه ما مثل گوشی هوشمنده. تو فقط یهبار تنظیمش میکنی، ولی خودش هر بار اجرا میشه.
مثلاً:
- خوردن در حالت حواسپرتی (مثل وقتهایی که غرق اینستاگرامی)
- خوردن توی تنهایی (چون غذا شده تنها همدم)
- خوردن بهمحض بیکاری (چون مغز نمیدونه با این لحظه چهکار کنه)
همهی اینا ربطی به گرسنگی واقعی ندارن. ولی باعث میشن حس کنی اشتهات زیاده. در حالی که اون چیزی که داره کار میکنه، اشتها نیست؛ عادتهای ذهنی برنامهریزیشدهست.

🧘♀️ راه نجات چیه؟ کنترل معده یا اصلاح ذهن؟
جواب سادهست: اصلاح ذهن.
وقتی صحبت از علت اشتهای زیاد میشه، بیشتر آدما اولین چیزی که به ذهنشون میرسه معدهست. فکر میکنن یه معدهی حریص دارن که هیچجوره سیر نمیشه!
ولی واقعیت اینه که ریشهی خیلی از اشتهاهای زیاد، نه توی معدهست، نه توی ژن، بلکه توی ذهنه!
🧠 مغزت رو اصلاح کن، معده خودش اصلاح میشه
ما تو دورهی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» بارها دیدیم که آدمها وقتی یاد میگیرن گرسنگی واقعی رو از گرسنگی ذهنی تشخیص بدن، خیلی از پرخوریهاشون خودبهخود متوقف میشه.
🔍 مغز وقتی درک کنه که:
- “الان فقط خستهم، گرسنه نیستم”
- “الان دارم حوصلهمو با غذا پر میکنم، نه شکمم رو”
- “این فقط یه وسوسهست، نه یک نیاز حیاتی”
دیگه اسیر اشتها نمیشه. دیگه هر فکر کوچیکی در مورد غذا رو جدی نمیگیره.
در واقع یاد میگیره به اشتها مثل یه کودک بازیگوش نگاه کنه. یه لبخند بزنه، و بگذره…
اگه میخوای بدون رژیم و فشار و عذاب وجدان، ریشهی علت اشتهای زیاد رو پیدا کنی، باید با ذهنت کار کنی.
نه با معدهت. نه با ترازو. نه با قرص و دمنوش!
ما توی دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز بهت یاد میدیم چطور ذهنت رو بازنویسی کنی تا:
✅ اشتهای کاذب رو از اشتهای واقعی تشخیص بدی
✅ وسوسهها رو مدیریت کنی بدون دعوا با خودت
✅ لذت غذا خوردن رو بدون زیادهروی تجربه کنی
✅ بهجای کنترل، آگاهانه رفتار کنی
🌱 تو نیازی به رژیم نداری. نیاز به «درک جدیدی از مغزت» داری!
📌 الان وقتشه اولین قدم رو برداری!
تو فقط چند گام با درک علت اشتهای زیاد و برقراری یک رابطهی سالمتر با اشتها فاصله داری.
بیا توی این مسیر با ما همراه شو. ذهنت رو اصلاح کن، زندگیت تغییر میکنه.
📝 تمرین ذهنی امروز: آشنایی با علت اشتهای زیاد
کمی با خودت صادق باش…
🔸 آخرین باری که رفتی سراغ یخچال، واقعاً گرسنه بودی یا فقط حوصلهت سر رفته بود؟
🔸 آیا تا حالا پیش اومده بدون اینکه معدهت گرسنه باشه، فقط بهخاطر عادت یا احساسات سراغ غذا بری؟
🔸 وقتی اشتها سراغت میاد، بیشتر وقتها با چه احساسی همراهه؟ خستگی؟ استرس؟ تنهایی؟ یا فقط بیحوصلگی؟
👇 جواب یکی از این سؤالها رو توی بخش نظرات همین صفحه بنویس. تجربهتو با ما درمیون بذار، شاید کسی منتظر الهام گرفتن از تو باشه.
🎧 و اگر از شرکتکنندههای دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز هستی، برامون بنویس:
چی توی این دوره بیشتر از همه کمکت کرد؟
کدوم تمرین یا آگاهی باعث شد علت اشتهای زیادت برات قابلدرکتر و قابلمدیریتتر بشه؟ تجربهتو بنویس، تا بقیه هم انگیزه بگیرن برای شروع!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.48 از 42 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد وهمه دوستان هم مسیر
اشتها و یی بهانه خود تراشیده من تو مسیر چاقی بود که با کار روی خودم و باوره نادرست کم رنک کردن بهش رسیدم رفتاری و کلی عمل کردی بود که تو مسیر چاقی برای من جزوه انبوه بهانه برای چاق بودن قرار داشت وکم کم من میزان این بهانه کاهش دادم و حالا کلا میگم هر انجه که من تو افکار بهانه بود برای چاقی اصلا و اساس منطقی نداشت من در آوردی بود که ذهنم برای از اکاهی نادرست من ساخته بود که تو مسیر وضعیت چاقی من نگه داره و اجازه نده من خودم ازاین دام بیرون بکشم
شب فبل مهمان دخترم بودم تمام توجه خودم گزاشتم که غذام خودم به شکل درست مصرف کنم موقع غذا خوردن متوجه یی خانم که از اقوام همسر هست شد یی لحظه حرکاتش من یاد زن عمو خودم انداخت یی لحظه تصویر زن عمو تو حرکات این خانم دیدم این خانم رفتارهای چاق کننده زیادی داشت به تازکی دچار گاقی شده و زن عمو من ساله ها هست که چاق هست حرکات کاملا مشابه هم بودن. درصورتی این دونفر من فقط،باهشون در رفت امد بودم هیج زمانی این دو فرد کمار هم نبود ولی الگویی رفتارهایی حرکات صورت کاملا شبیه هم بود یی لحظه هواسم نبود دیدم دارم حرکاتش دنبال میکنم ودیدم چقدر الکویی رفتا. مشابه هم داران و برای خودم به این شکل نگاه به تعجب بود و یی اقای دیکه کنار ما بود که وفتی غذاش،تمام شد خودش کفت اصلا به غذا نیاز نداشته خودش بارها قبل غذا تو ذهنش گفته که نباید غذا مصرف کنه ولی قادر به کنترال خودرن نشده که از فشار شکم شاکی بود من غذام تمام شده سیر شدم و نیاز نمیدیم مصرف غذایی اضافی رو داشته باشم متوجه شدم همون فرد بازم از سفره یی تکه دیگه مرغ داره بر می داره که مصرف کنه و حتی نتواستم جلوی خودم بکیرم بهش،گفتم گفت نمیشه ازاین تکه مرغ بگزرم من شاهد هستم این اقا بارها بارها از اشتها زباد خودش شکایت داره که زیاد هست ولی من متوجه میشم چقدر بهانه به شکلهای مختلف تو بخش چاقی هست
که خود من تا همین فبل ورد سایت داشتم فراوان فراوان و هی بازگو میکردم من کاملا مشابه همین افراد بودم کپی کپی حالا که از بیرون به این رفتار و عمل اطرافم نگاه میکنم تازه متوجه میشم که همه این مورد تو ذهن جای داره انقدر زیاد بود که به مغز کشیده و دستورات اشتباه مغزم کنارش تشکلیل شده و هی اعلام میشدم
همین روز گذشته همسرم از نخوردن درست به اقوامش گفت هر چیزی بهش تعارف میکنی فوری میکنه نه میل ندارم من دارم درسترین رفتا.و عمل کرد اجرار میکنم ولی تو اطرافم این نه گفتن چون واقعا نیاز ندارم جای سوال شده حق داران فردی که خودش دائم در حال خودرن بود.هی به دیگران تعارف داشت و حالا داره سعی میکنه تغیبرات کوچک اجرار کنه
تاثیرات تو محیط مهمانی بهش بیشتر نشون داده میشه و تغیبرات زیاد هست برای دیگران کمی سخت شده که با من که تغیبر کردم رو برو بشن این بار تغیبرات بیشتر خودش نشون داد خودم بیشتر اثابت شد که تغیبر از سطح به عمق نفوذ کرده
خیلی خوشحال هستم تو صبحبت اطرافم کمتر خودم وارد کردم و بیشتر توسکوت برای من گذشت تا صحبت
با دیگران و اطرافم چون هم صحبت توبخش،من نیست و من با نوشتم تمرین کردن دیدگاه خواندن این بخش پر میکنم .و برای چاقی فبلی بهانه از خودم کم کرده تو مسبر لاغری خودم استوار باقی هستم و حسم بهبود بهتر و بیشتر تو بخش خودم هست هر بهانه تو راه لاغری فایل قبول برای من نیست همه رفتار وعمل کرد من برای لاغری باید باشه نه افکار و نه عادت و نه رفتار ونه هیج بهانه دیگه اشتها وجود خارجی نداره ساخت ذهن خودم آگاهی من هست
این مسئولیت مال من هست خودرن کنترال کنم بهانه اودرن دیگه کافی هست
دو روز پیش رسیدم به فایل اشتهار تو دوره پیش رفته استاد شما یی صحبت شیرین تو اپن فایل داشتید که به دلم نشست گفتید اشتها کلمه توخیحی کننده پرخوری هست با پرخوری با این کلمه من مسئولیت دورنم به بیرون رابطش میدم که اصل نیست و بدل هست فقط برای لاغری من تمام توجه به دورنم خودم باید باشه این دورن من بودم که من چاق کرد حالا برای لاغری همین دورنم هست که من لاغر میکنه
پس هر انچه بهانه رو دیگه برای خودم فبول نکنم و از پرخوری تو پوشش اشتها هی دور دورتر کنم انشالله
تو مسیر لاغری به هدفم برسم تو این مهمانی همسرم برای بار اول چنان تشویق بزرگی برای مسیر برام مهیا دید که خودم تعجب کردم که جه پشنهاد بزرگی برای من گفت که به شراط ،داشتنش لاغری کامل تا این زمان این بار اول هست که همسرم این همه تشویق برای لاغری شدن من گفت که تشویق بشم بهتربن عمل کرد اول برای خودم اجرار کننده ایمان دارم ایده خدا بود که از زبان همسرم به من رسید برای بهتر عمل کرد داشتن تا رویام تو جسم ببینم ودر تناسب فکری و سلامتی با حس رصایت از خودم وکارم زندگی متفاوتی رو تجربه کنم
در پناه امن خداوند باشیم امین
نشان های دریافت شده
سلام ،ابتداتشکرمیکنم ازاستادعزیز خداخیرشون بده این فایل رو براماها میزارن چقدرنیازداشتم ،کلمه اشتهام زیاده یاکمه ویاسوخت وسازبدنم پایینه ،بابا تیرویددارم لاغرنمیشم چاقی توخانواده ماارثیه مگه ندیدی پدرومادرمو ،کم تحرکم تنبلم بابا هیچ فعالیت ندارم نه پیاده روی نه باشگاه این مواردکه گفتم همش برمیگرده به دوران چاقی زمانی ما بااین نگرش ها میخواستیم ادمارو بخاطرچاقی توجیع کنیم وچقدرباورش کرده بودیم تاسالها باچاقی دست وپازدیم رژیم گرفتیم دیدیم نمیشه رهاش کردیم نه من نمیتونم کارمن نیست براادم بااراده هاست من نمیتونم من سرسفرمیشینم اونقد خوش اشتهام دلم میخوادبخورم مگه ۸یا۱۰قاشق چاره کارمنه ، ماعادت کرده بودیم دورهمی بجای لذت بردن ازکنارهم بفکرخوردن تومسافرت تواوقات بیکاری توهمه حال یکبارازخودمون نپرسیدیم ایامن واقعا گرسنه هستم یاازرواحساسات تصمیم میگیرم هورمون ها چقدرنقش دارن توبدن ما ولی همیشه گناه روبه گردن هورمون نندازیم من وقتی باسایت اشناشدم وفایل هاروگوش کردم خدای اطلاعات هست من دربرابر اطلاعات ذهنی خیلی بی سوادم من نمیدونستم همچی ازذهن اغازمیشه یاهمون افکار فقط یادگرفتم توهرحالتی بخورم انگاربرام شده بودعادت خداخیربده استادرو چقدرنگرش ماروتغییردادن من خودم جزادمهایی بودم بخوراگرازبیرون میومدم لباس زوددرمیاوردم غذابخورم ولی همسرم چقدربراش عادی بود خیلی ارام کارهاشوانجام میدادغذاشومیخورد من رحم نمیکردم به خوراکی یخچال وکابینت همانطوراستادگفتن شیرینی تویخچال بودتانمیخوردن خوابشون نمیبردمنم همچین رفتاری داشتم چندروزپیش یکی ازدوستان برام سوغات اورداگرقبلا بودمن باید میخوردم ولی الان خیلی برخوردم باغداوخوراکی ها عادی شده سرسفره میشینم طبق نیازمیخورم یه الهی شکرمیگم بلندمیشم باهمون مقدارسیرمیشیم گذشته من نه تمرکزداشتم ولی الان حواسم هست خودموازدرگیری مسایل ادنارها کردم ذهنم ارام شد وقتی عصبی بشی دوست داری بخوری کلمه اشتها نبایدبه زبان اوردبایدازدهن حذفش کردبگیم من اشتیاق دارم بخورم درحدنیاز امروزیه لحطه احساس گرسنگی کردم اول اب خوردم مکث کردم ببینم کدومش هست دیدم تشنگی بمایادندادن دهن رواموزش بده درست رفتارکنه تادیدن چاقیم یه برنامه نوشتن دادن ماهم مثل عصرجاهلیت کورکورانه اجراکردیم چقدرازغذاترسیدیم کلا ماروازخوراکی ها ترسوندن الان چه ترسی برخوردما باغذامنطقی ترشده حتی چقدرسبک زندگی ماتغییرکرده من تامدتها سریخچال میرفتم همیشه گرسنه بودم وحوصلم سرمیرفت کلا عشق بخوردن داشتم الان گرسنه باشم میرم وقتی سیرم چرابخوام پرخوری کنم بعدش عذاب وجدان بگیرم من واقعا گرسنم شده ورفتم چیزی بردارم بخورم رفع گرسنگی بشه وگاهی وسوسه خوردن شدم برم ولی طبق روش ذهنی ازخودم پرسیدم واقعاگرسنم یاتشنه من اوایل اموزش تا مدتی گرسنگی چه احساسی چه واقعی سراغم میومدوکلمه اشتهاروزمانی یک فایل ازاستادشنیدم یادگرفتم ودیگاه تکرارش نکردم همیشه گفتم موقع گرسنگی اشتیاق دارم بخورم اونم درحدنیازنه درانفجار والان میگم غذابرارفع نیازبدن وتامین انرژی هست نه الکی خوری وزیادخوری، تنها هم باشم نمیرم سراغ خوردن خودموسرگرم میکنم بهترین روش هست هروز تومسیرباشیم ذهن بایداموزش ببینه تا نگرش های چاقی حذف بشن ذهن ما متناسب بشه
نشان های دریافت شده
من خودم کسی بودم که همیشه حوصله م سر میرفت هله هوله میخوردم تا زمان بگذره
هر وقت همسرم میپرسید بریم بیرون کجا بریم میگفتم بریم یه بستنی و شیر پسته ای بخوریم
یعنی تفریح رو فقط تو خوردن میدیدم
الان از وقتی خودم رو دوست دارم دنبال اینم چی واقعا منو خوشحال میکنه یه بستنی یا پیاده روی و دیدن مردم
شیر پسته یا خوندن یه کتاب خوب
کرانچی یا حرف زدن با یه دوست جدید
کیک و شکلات یا خوردن توت خشک و کشمش همراه چایی و قهوه م
چی منو عمیقأ خوشحالی پایدار میده که بعدش پشیمون نباشم
با خودم رو راست شدم
از مسافرت چی میخوام
اینکه از اول تا آخر سفر فقط به خوردن فکر کنم
یا برم طبیعت درختا رو بغل کنم ساحل و خورشید رو نگاه کنم پابرهنه تو ساحل راه برم
غروب رو تماشا کنم
چی الان منو خوشحال میکنه
وقتی خسته ام یه دوش و حموم گرم و خواب خوشحالم میکنه یا شروع به الکی خوردن کنم
با خودم روراست شدم واقعا فکر میکنم چی منو به آرامش و لذت واقعی میرسونه
من الان دراز کشیدن زیر نور خورشید ،دوش حموم آب گرم ،چای و قهوه ،خوردن انار ،صحبت و همنشینی با رفیقا و خانواده ،دیدن مردم ،پیاده روی نه به منظور لاغری برای حال خوب و دیدن مردم خوشحا لم میکنه
کتاب میخونم نه اینکه پز بدم بلکه واقعا فهمیدم خیلی چیزا یاد میگیرم که نمیدونستم
کتاب خوندن باعث میشه از پس چالشهای زندگیم راحت تر بر بیام
غذا میخورم ولی وقتی گرسنمه تقریبا دیگه علایم گرسنگی حقیقی رو با الکی تشخیص میدم
هر چی ام میلم بکشه میخورم
یکی از بزرگترین دستاوردهای من در گروه دورهمی این بود که دیگه هیچ وقت خودمو وزن نکردم و از دام ترازو بیرون اومدم
نمیدونم چند کیلو ام فقط میدونم خیلی خیلی سبک شدم شکمم به شدت کوچیک شده از لباسام میفهمم از بالا اومدن راحت از پله های خونه مون و موقع پیاده روی متوجه میشم که دیگه به نفس نفس نمیفتم
حتی از آزمایشهای خونم که هر دوماه یکبار برای چکاب دکتر باید انجام بدم و دکتر تعجب کرده من به چه سرعت شفا پیدا کردم متوجه میشم راهی که میرم درسته
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست .
آخرین باری که رفتی سراغ یخچال، واقعاً گرسنه بودی یا فقط حوصلهت سر رفته بود؟آخرین باری که رفتم سراغ یخچال همین چند ساعت پیش بود که واقعا گرسنه بودم و میخواستم صبحانه بخورم که البته دیدم زیاد اشتها ندارم و سه چهار تا بیسکوئیت خوردم با چایی.🔸 آیا تا حالا پیش اومده بدون اینکه معدهت گرسنه باشه، فقط بهخاطر عادت یا احساسات سراغ غذا بری؟بله این اتفاق افتاده با اینکه زیاد گرسنه نیستم و فقط برای اینکه با همسرم بشینم سر سفره و ایشون تنها نباشه غذایی رو برای خودم توی ظرف کشیدم و با بی میلی در حد چند تا قاشق یا لقمه خوردم مثلا همین دیشب که به خودم قبل از شام گفتم من که اشتها ندارم و نمیخورم ولی وقتی غذا رو کشیدم به خودم گفتم در حد یک کف دست نون اشکالی نداره و همون ی کف دست رو خوردم.من مدتیه دارم به این فکر میکنم که دارم چاق میشم و در مدت یک ماه هم فک کنم یک یا دو کیلو هم اضافه کردم و خیلی برام آزار دهنده ست با اینکه هر روز دارم تمرین انجام میدم توی دوره صد گام ولی نمیدونم چرا انقدر دچار ترس از چاقی شدم و خیلی دلم میخواد دوره ورود به سرزمین لاغرها رو بخرم ولی در حال حاضر شرایط خرید رو ندارم و ی جورایی میترسم از اینی که هستم بدتر بشم ولی باز با این حال سعی میکنم حداقل فایلهای صد گام رو انجام بدم.نمیدونم چیکار کنم.اگه کسی میتونه بهم بگه که چیکار کنم .🔸 وقتی اشتها سراغت میاد، بیشتر وقتها با چه احساسی همراهه؟ خستگی؟ استرس؟ تنهایی؟ یا فقط بیحوصلگی؟اشتها یا همون میل به غذا خوردن وقتی میاد سراغم جدیدا دچار ترس و دلهره میشم که نکنه دارم اشتباه متوجهش میشم و این نیاز به غذا نباشه و الکی میخوام غذا بخورم.مدتیه دچار ترس شدم و از غذاها و خوردن بسیار ترس دارم.
لطفا راهکار بدید استاد که کدوم فایل رو گوش کنم و یکبار کنم تا شرایط خرید برام مهیا بشه و بتونم تمرینهای جدی رو شروع کنم.حس میکنم فایلهای رایگان اون آگاهی ها رو برام نداره و دنبال کشف آگاهی های بیشتری هستم
سلام و درود
برای یادگیری اصولی لاغری با ذهن لازمه که دوره ورود به سرزمین لاغرها رو کار کنید.
همچنین از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز برای تنظیم رابطه با غذا باید استفاده کنید.
در این صورت جای هیچ نگرانی نخواهد بود.
نشان های دریافت شده
زندگی ارزشمند ، در نبود مشکل شکل نمیگیرد
بلکه در مواجهه آگاهانه با دشواریها ساخته میشود
پیدا کردن معنا در سختیها اهمیت ویژه ای دارد
مشکلات ما چالشهایی هستند در مسیر رشد و تعالی ما
درست شبیه سنگهای رودخانه ها که صدای دلنشین را به ارمغان می آورند
پس از آنها نهراسیم زندگی فقط یک روز است همین امروز
دیروز از بین رفته و فردا هنوز نیومده
امروز تنها روزیست که زندگی از آن توست
چیزی که در اختیار داری امروزه
امروز بخش کوچکی از زندگی نیست امروز تمام زندگیه
پس بگو من یه روز شاد میخوام اگه دنبال یه روز شادی باشی به زندگی شاد میرسی
بنابراین باید از هر روز لذت ببریم و خوشحال باشیم هفته ای سرشار از رشد و شکوفایی برایتان آرزومندم
سلام
اشتهای زیاد داشتن یک فریب ذهنی است چقدر این جمله اگاهی دارد و باید به این نکته توجه کنیم
علت اشتهای زیاد نه معده ی بزرگ است نه نوع غذاهایی که میخوریم بلکه تنها از ذهن ما نشات میگیره
اشتها داشتن یک فکره یک تمایل ذهنیه که با یک کشش ذهنی و روانی مارا به سمت غذا خوردن هل میدهد و با خاطرات و باورهای گذشته مخلوط میشود و به این باور رسیده که درهنگام غمگینی – شادی-خسته بودن باید غذا بخوری تا به ارامش ذهنی و فکری برسی
مثل اگر میخواهی فیلم ببینی باید غذا بخوری تا لذت ببری/ هنگام تنها بودن باید غذا بخوری تا احساس تنهایی نکنی و….
ما باید یاد بگیریم که بین احساس و خوردن تفاوت زیادی است و باید نیاز واقعی خودمان را پیدا کنیم و هرچیزی را با غذا خوردن از بین نبریم
ما با گفتن هر بار اشتهای من زیاد است به مغزت یاداوری میکنی که ایا این اشتها واقعیه یا کاذب ما باید یاد بگیریم با تکرار اشتهای من زیاده به خودمان یاداوری نکنیم که من در مقابل غذا ضعیف هستم بلکه باید کلمات خود را تغییر بدهیم و بگوییم این انتخاب من است و قدرت را از غذا بگیریم و اگر این کاررا نکنیم ذهن درمقابل ان چاره ای جز اطلاعت ندارد و بدون اینکه گرسنه باشیم غذا میخوریم و پرخوری میکنیم و این برنامه ریزی برای ذهن اشتباه است و با اینکار کم کم ذهن را شرطی میکنیم
پس به جای من اشتها دارم باید بگوییم من دارم ذهنم را تربیت میکنم که فقط به گرسنگی واقعی جواب مثبت بده و فریب گرسنگی کاذب را نخوره و بین نیاز واقعی و نیاز کاذب تفاوت بگذاره
چرا بعضی ها فکر میکنند همیشه گرسنه اند
۱- هورمون ها : مدیران بی سرو صدا و پر قدرتی هستند که دربدن وجود دارند گرلین و لپتین به شدت تحت تاثیر سبک زندگی و ذهن ما هستند و مارا به ان سمتمیبرند
۲- شرطی سازی ذهن با فایل های ذخیره شده در ذهن و حافظه : ذهن در خودش با باورهای اشتباه یک عالمه الگوهای اشتباه ساخته و انها را به صورت عادت دراورده و به مقدار زیاد از انها استفاده میکند مثل دیدن تلویزون = خوردن غذا برای لذت بیشتر در هنگام ناراحتی = خوردن غذا برای رسیدن به ارامش
۳- احساسات سرکوب شده و دلتنگی را با خوردن غذا پر میکنند
حیلی از مواقع اصلا گرسنه نیستیم و برای دلتنگی و بهانه گیری غذا میخوریم و کم کم احساسات سرکوب شده یکی از دلایل مهم اشتهای زیاد هستن و کم کم انها را یاد میگیریم
اشتهای زیاد همان عادت زیاد خوردنه
تنها راه نجات چیه ؟ فقط اصلاح باورها و تغییر فرمولهای ذهنی چاق به فرمولهای لاغری درذهن است
ما باید مغز خود را اصلاح کنیم معده و پرخوری خودش اصلاح میشه / و باعث تعجب ما میشه که دیگر ولع خوردن خیلی از چیزها در ما کاهش پیدا کرده و میتوانیم خود را کنترل کنیم
وتنها اصلاح ان تغییر فرمولهای ذهنی است
نشان های دریافت شده
سلام.من راجع به این کلمه اشتها قبلا در یک فایل بینظیر استاد شنیده بودم واستاد چه ماهرانه توضیح دادن و پیشنهاد کردن اصلا دیگه از کلمه اشتها استفاده نکنیم چون در ذهنمون بزرگ میشه و اونویزی بیرون از خودمون تصور میگنیم. بجاش کلمه انتخاب رو جایگزین کنیم. این انتختب منه که الان این میوه رو بخورم. در واقع با اینکار میخوایم قدرت رو از اون بگیریم وبه خودمون بدیم. من هستم که دارم اینکارو انجام میدم.من انسانم. اشرف مخلوقات.قدرت همه چیز دست منه. پس این منم که از این به بعد با اختیار و انتخاب خودم دیگه ریزه خواری نمیکنم.دیگه شیرینی با چایی نمیخورم. دیگه وسوسه نمیشم…………….تمام
چقدر این مطلب زیبا بود من هیچوقت به این موضوع دقت نکرده بودم من بیشتر اوقات که بی حوصله میشم بیخودی بهونه میگیرم فقط میخوام دهنم بجونبه ولی گرسنه نیستم اما دو هفته ای هست که شروع به لاغری با ذهن کردم به سایز۳۶رسیدم و برای خودم باور کردنی نیست البته بعضی اوقات هم هوسه غلبه میکنه ولی خیلی خوب کنترلش کردم
سلام و عرض ادب
استاد بنظر بنده میشه آب بیشتری به اجبار وارد مثانه کرد
وقتی سونوگرافی میری به اجبار آب میخوری و مثانه پر میشه و بعد بصورت ادرار استخراج میشه.
نشان های دریافت شده
سلام . چقدر عالی بود این نوشته . اتفاقا امروز به فرمولی رسیدم که دقیقا همین معنی رو میداد .
وسوسه ی خوردن= رنج . هوس خوردن = رنج البته اونجا فقط خوردن رو نوشتم که البته منظورم همین هوس خوردن بود که مارا به پرخوری میکشاند . باید برم اون قسمت رو هم تصحیح کنم . خوب شد اینجا این موضوع رو خوندم تا فرمول اشتباه جایگزین نشه . گرچه منظورم دقیقا همین بود اما بیانم اشتباه بود . ممنون استاد که با مطالب عالی سایت مارو در جهت صحیح هدایت میکنید .