آرزوی لاغری از همون سالهای نوجوانی با من بود. مثل یه دوست قدیمی که همیشه تو ذهنم پرسه میزد 👣.
مهمترین رویایی بود که توی ۳۵ سال زندگی با اضافه وزن، بارها برای رسیدن بهش تلاش کردم.
اما هر بار که دستم بهش نزدیک میشد، مثل یه سراب محو میشد و چیزی که تهش میموند، فقط چاقی بیشتر بود 😞.
🎯 تلاش برای رسیدن به آرزوی لاغری هیچوقت کم نبود!
اما نتیجه همیشگی یه حلقهی تکراری بود:
اول کاهش وزن، بعدش یه مقدار خوشحالی، بعد یه سُر خوردن کوچیک و بعد دوباره برگشت به همون وزن قبلی، یا حتی بیشتر.
تلاش برای لاغری
از همون سالهای جوونی، تلاش برای لاغر شدن بخشی از زندگی من بود.
بارها پیش اومده بود که توی دورههای مختلف، یه مقدار وزن کم کرده بودم و سایزم کوچیکتر شده بود. لباسهام آزاد میشدن و من با ذوق میرفتم پیش مادرم تا برام تنگشون کنه. 👖✂️

مامانم خیاط بود و هر بار که این درخواستو میکردم، یه جواب ثابت داشت:
«چند روز صبر کن، اگه دوباره چاق نشدی برات تنگ میکنم.» و اون چند روز هیچوقت به سرانجام نرسید 😔
چون هنوز خوشحالی از کم شدن سایز تموم نشده بود که دوباره اضافهوزن سر و کلهش پیدا میشد…
💍 لاغری برای ازدواج؛ فصلی تازه از تلاش برای لاغر شدن
یادمه حدود ۲۰ سالگیم بود که تصمیم به ازدواج گرفتم. یکی از شرطهای خانواده همسرم برای قبول خواستگاری من این بود که باید لاغر شم.
شرط سختی بود ولی چون آرزوی لاغری همیشه تو دلم زنده بود، این بار با انگیزهای قویتر شروع کردم.
دوستی داشتم که خیلی متناسب و خوشفرم بود. اون بهم انگیزه داد تصمیم قاطع بگیرم و توی یک ماه کلی وزن کم کنم.
انصافاً هم عالی عمل کردم! 💯
🍽️ به شدت مراقب غذا خوردنم بودم، 🏃♂️ هر روز یک ساعت تو پارک بیرون از شهر میدویدم و ورزش میکردم.
بعد از یه ماه، تغییراتم طوری محسوس بود که خانواده همسرم هم متعجب شده بودن 😲
وقتی برای خرید لباس عقد رفتم، برای اولین بار بعد از سالها نیازی نبود سایز XXL انتخاب کنم!
سایز XL برام اندازه شده بود 😍
وای که چقدر حس خوبی بود… اون لحظهها واقعاً حس میکردم آرزوی لاغری داره به واقعیت تبدیل میشه.
🎉 به پیشنهاد همون دوستم، یه کت و شلوار سفید خریدم با کفش سفید که لاغریم بیشتر به چشم بیاد.
مراسم عقد بهخوبی برگزار شد و من چند روز با همون لباسهای سفید میچرخیدم و از ته دل لذت میبردم ✨

🍰 دوباره چاق شدن؛ کابوسِ آرزوی لاغری
بعد از عقد و شروع زندگی مشترک، همه چیز تغییر کرد. همسرم به زندگیم اضافه شد و باهاش یه عالمه تغییرات جدید اومد.
دیگه مثل قبل وقت آزاد نداشتم، و اون پیادهرویهای هر روزه تو پارک تبدیل شد به هفتهای دو یا سه بار ورزش نصفهنیمه 🏃♂️⏳
از نظر خودم هنوز کنترل غذا خوردنم رو داشتم، اما واقعیت یه چیز دیگه بود.
توی مهمونیها، تازهوارد جمع خانواده همسرم شده بودم و طبیعتاً نمیخواستم به کسی بیاحترامی کنم.
اونم تو خونهای که همه متناسب بودن و به خوردن عشق میورزیدن 😋🍛
اصرارها برای خوردن بیشتر به نیت احترام بود، اما نتیجهاش چی شد؟
بعد از دو ماه رژیم پر از سبزیجات 🥦 وقتی چشمم به غذاهای رنگارنگ میافتاد، دیگه نمیتونستم مقاومت کنم…
از ته دل غذا میخوردم، نه برای گرسنگی، برای دلتنگی!
👖 وقتی کت و شلوار سفید شروع به تنگ شدن کرد…
خیلی زود نشونههای برگشت چاقی سر و کلهش پیدا شد. کت و شلوار سفید دامادی که تا چند روز پیش باهاش تو آسمونا بودم، حالا داشت خفم میکرد 😣
در حالت ایستاده هنوز قابل تحمل بود، اما وقتی مینشستم، احساس خفگی داشتم و باید یواشکی نفس عمیق میکشیدم تا دکمهها کنده نشن 😬
چند روز بعد، همون اتفاق افتاد…
🔘 دکمههای کت دیگه بسته نمیشد
🔘 دکمه شلوارم کنده شد
🔘 و لباسهایی که نماد تحقق آرزوی لاغری من بودن، حالا دیگه قابل پوشیدن نبودن 😔
این فقط داستان من نبود… خیلیها این حس رو تجربه کردن.
لحظهای که میبینی لباسهای رویاییات، همونهایی که با شوق و ذوق خریدی چون بعد از مدتها به تنت خوردن، دوباره دارن تنگ میشن. لباسها دیگه فقط لباس نیستن، انگار یه جور «یادآور شکست» شدن. 🥀
اینجا دقیقاً جاییه که خیلیها حس میکنن آرزوی لاغری داره از دستشون میره. 🕰️ حس میکنن همهی تلاشها و سختیها بینتیجه بوده و دوباره در چرخهی همیشگی گیر افتادن.
🔄 چرخه همیشگی؛ از لاغری به چاقی
راستش برای من کاملاً قابل پیشبینی بود. نهتنها به روتین قبلی برگشته بودم، بلکه بیشتر هم میخوردم و کمتر ورزش میکردم.
با اینکه اون بار، بهترین نتیجهی من در مسیر آرزوی لاغری بود و حدود دو ماه وزنم رو نگه داشتم، اما باز هم برگشت خورد… مثل دفعات قبل، فقط کمی دیرتر!
📌 این تجربهایه که خیلیها داشتن:
اول با انگیزهی زیاد شروع میکنیم، رژیم میگیریم، سختیها رو تحمل میکنیم و وقتی به عدد دلخواهمون روی ترازو میرسیم، احساس پیروزی میکنیم.
اما کمکم همهچیز شل میشه… یه خوراکی اضافه، یه وعدهی بیشتر، یه بهونه برای ورزش نکردن… و بعد میبینیم دوباره به نقطهی اول برگشتیم.
این چرخه برای خیلیها مثل یه تاب میمونه: بالا رفتن پر از هیجان و انرژی، اما در نهایت برگشت به پایین، همونجایی که قبلاً بودیم. 🪂
و شاید آشنا باشه براتون که هر بار این چرخه تکرار میشه، اعتمادبهنفسمون کمتر و کمتر میشه. خیلیهامون با خودمون فکر کردیم:
- «شاید من برای لاغری ساخته نشدم.»
- «شاید بدنم همین شکلیه و کاریش نمیشه کرد.»
- «شاید مشکل از ژنها و متابولیسممه.»
اما حقیقت اینه که مشکل از ما نیست. مشکل از روشهای موقتیه که فقط ظاهر کار رو درست میکنن، نه ریشههاشو. ✨
ریشههایی که توی ذهن ما هستن، نه فقط توی بشقاب غذا یا توی باشگاه. 🧠🍽️

🛤️ مسیری روشن به سمت تحقق آرزوی لاغری
در چند سال اخیر، بارها سایز کمربندم رو کوچیکتر کردم 👖 بارها لباسهایی رو که فقط چند بار پوشیده بودم، کنار گذاشتم و لباسهای جدید با سایز کوچکتر خریدم.
ولی فرق مهمی که بین الان و گذشته وجود داره اینه که:
این بار هیچ نگرانیای از دوباره چاق شدن ندارم. ❌😰
چون از ته دل حس میکنم اون انسان چاقِ گذشته دیگه من نیستم… تفکر من درباره چاقی تغییر کرده.
🧠 دیگه ذهنم مثل قبل برنامهریزی نشده که چاق بشم، 🎯 دیگه تو تله ولع و ترس و وسواس غذایی گیر نمیافتم.
✨ آرامشِ پس از آرزوی لاغری
حالا دیگه اون حرص و ولعهای همیشگی رو ندارم. ذهنم از صبح تا شب درگیر این نیست که چی بخورم یا چی نخورم، چی بخرم یا چی نخرم 🛒🍔
یه آرامش عمیق جای افکارِ پرتنش قدیمی رو گرفته. 🕊️ و این یعنی فرمولهای ذهنی من واقعاً تغییر کردن.
نه فقط ظاهرم، بلکه باورم به لاغری، رفتارم با غذا، احساساتم نسبت به خودم.
🎓 قدم اول برای تحقق آرزوی لاغری
اگه تو هم آرزوی لاغری رو سالها تو دلت داشتی و از این مسیرهای سخت و طاقتفرسا نتیجه نگرفتی، بدون که راهی سادهتر، امنتر و ماندگارتر وجود داره 💡
من از زمانی که تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها رو انجام دادم، تازه معنای واقعی لاغر شدن رو فهمیدم…
نه لاغری با زور و محرومیت، بلکه لاغری با آگاهی، با عشق، با درک خودت 💚
این دوره، اولین قدم برای تحقق واقعی آرزوی لاغری است. جایی که بهجای جنگیدن با بدنم، شروع کردم با ذهنم دوست بشم.
📌 مسیر پاکسازیشدهای که امروز در اون قدم میزنم
الان مسیر لاغری با ذهن کاملاً مشخصه. راههایی که من اشتباه رفتم، علامتگذاری شدن ❌ تا کسی دوباره به بیراهه نره…
امروز دوره ورود به سرزمین لاغرها، هموارترین، امنترین و آسونترین مسیر برای رسیدن به تناسب اندامه. و هر کسی که با اشتیاق و تعهد واردش بشه، مطمئن باشه نتیجهش حتی از من هم بهتر میشه 🌟.
✍️ اهمیت تمرین ذهنی برای تحقق آرزوی لاغری
برای رهایی از افکار اشتباه و باورهای محدودکنندهای که سالها مانع تحقق آرزوی لاغری بودهاند، تمرینات ذهنی نقشی حیاتی دارند.
هر تمرینی که انجام میدهید، گامیست برای برنامهریزی مجدد ذهن ناخودآگاه شما برای لاغر شدن، نه از طریق اجبار، بلکه با تغییر باورهای درونی 💡🧠
پس تمرینات را جدی بگیرید، چون لاغری با ذهن، دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ از تغییر درون، نه رژیم بیرونی.
🧠 سوالات تمرینی برای تقویت مسیر ذهنی
- درباره آرزوی لاغر شدن خود بنویسید. اگر به تناسب اندام برسید، چه احساس و شرایط جسمیای را تجربه خواهید کرد؟ 😊
- تجربهتان از گشاد شدن لباسها در تلاشهای قبلی برای لاغری چه بود؟ آیا این تغییرات برایتان انگیزه ایجاد میکرد؟ 👖
- زمانی که لاغر میشدید، بیشتر احساس خوشحالی داشتید یا نگران بازگشت چاقی بودید؟ چرا؟ 🤔
- از تجربه نگرانیهای خود درباره دوباره چاق شدن بنویسید و اینکه چطور این نگرانیها ممکن است دوباره چاقی را جذب کنند. 🔄
- برنامه شما برای ادامه مسیر لاغری با ذهن تا رسیدن به تناسب ایدهآل چیست؟ برای آینده چه چشماندازی دارید؟ 🎯
💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات
حالا نوبت شماست 🌟 لطفاً پاسخ سوالات بالا را در بخش نظرات به صورت شرح انشایی بنویسید.
با نوشتن تجربهها و باورهای خود درباره آرزوی لاغری، ذهن ناخودآگاهتان را قدمبهقدم به سمت لاغری واقعی هدایت میکنید.
نوشتن، همان اقدامیست که مسیر ذهنی شما را تثبیت و روشنتر میکند 🛤️🖋️
منتظریم داستان ذهنی شما را بخوانیم!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.50 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای مهربانم
من پر انگیزه و اشتیاق دارم هر روز این مسیر رو طی میکنم و مطمعنم چه بخوام چه نخوام من موفق و عالی بشم .
شاید خیلی برام لذت بخش بشه که مقدار پس اندازم و یا متراژ خونم بزرگتر بشه یا برام لذت بخش باشه که بزرگتر شدن بچه ها رو ببینم کلا گسترش هر چیزی لذت بخش هست ولی تنها یک چیز هست که برعکسش برام لذت بخش هست و اونم کمتر شدن سایز لباس و شلوارم هست
خیلی لات بخش هست کمتر شدن سایز لباس و شلوار و اصلا تفریحات بیشتر بشه چقدر لذت بخش هست ولی این یه مورد کمتر بشه لذت بخش هست .
به به دوست دارم لباسهام به تنم زار بزنه و من برم بازم لباس جدید بخرم و این رویای من با استمرار در این راه به وجود میاد و من واقعا از خودم راضی هستم چون در ابن راه تعهد و استمرار دارم .
من انتخاب شده ی خدا هستم و من بیخودی اینجا نیستم پس قطعا خدا در من توانایی دیده که من رو وارد ابن راه کرده پس من میتونم به بدن بسیار زیبایی برسم و خیلی راحت و آسان به اون برسم .
دعای قشنگ استاد انشالله لباسهاتون و سایزتون هی کم کمتر بشه و این حق همه ی ما هست ..
جواب تمرین اول
من اگر در لاغری کامل و دلخواهم باشم در شرایط عالی جسمی و روحی خواهم بود و بسیار خوش تیپ تر میشم و سلامت تر میشم و تمام لباسهای رنگ شاد رو به راحتی میپوشم و با اونها کیف می کنم با اعتماد به نفس بیشتر در مجالس شرکت میکنم و در ارامش و شادی بیشتری قرار میگیریم و با عشق و لذت بیشتری به خودم در اینه نگاه میکنم و بسیار سبک تر و فرز تر میشم و به راحتی همه ی کارها رو میکنم و می تونم لباسهای برند سایر کوچک رو بپوشم و به خوددباوری و ایمان بیشتری میرسم .
جواب تمرین دوم :
من در گذشته هر بار تلاش میکردم برای لاغری خیلی عالی لاغر میشدم و تمام لباسهام برام گشاد میشد و سایزم تغییر میکرد و لی چه فایده وقتی به اون اندازه و اندام دلخواهم میرسیدم خیلی آرام من خوردنم بیشتر میشد و من دوباره به وزن قبلی خودم بر میگشتم و تمام اون لباسهای کوچک دیگه اندازم نمیشد من یادم هست در آخرین تلاشم برای لاغری اینقدر لاغر شده بودم که به وزن ۵۹ کیلو رسیده بودم و بسیار خوشحال بودم و تمام لباسهام گشاد شده بودن اما خب رفتارهام انگار تعییر نکرده بودن و همش دنبال فرصتی برای خوردن بودم برای همین خیلی راحت من دوباره چاق شدم .
جواب تمرین سوم :
من زمانی که لاغر میشدم خیلی استرس برگشت چاقی داشتم و همیشه نگران بودم نکنه چاق تر بشم و خیلی راحت هم چاق میشدم ترس از غذاها داشتم اصلا برای خوردن غذای سفره آرامش نداشتم با عذاب وجدان میخوردم و فقط اون غدای رژیمی و بدمزه رو که مجاز بودم اگر میخوزدم حسم بد نمیشد که واقعا یه جایی دیگه ناراحت بودم و نمیتونستم و میگفتم تا کی باید اینطور باشم پس ناراحتی و افسردگی و ترس و عذاب وجدان آرامش نداشتن همه ی چیزهای بودن که من رو بیشتر به سمت چاقی هل میدادن و خودم خیر نداشتم .
جواب تمرین چهارم :
یکی از بزرگترین نگرانی های من در اخرین تلاشم برای لاهری این بود که دکترها متوجه شده بودن من کم کاری تیرویید و مشکل هورمونی دارم و باید قرص بخورم و چند دکتر و کارشناس تغدیه با هم بهم گفتن تو از این به بعد چاق تر میشی و این حرف چنان ترس و نگرانی از چاق تر شدن در من به وجود آورده بود که من ۵۹ کیلویی با تمام تلاشهای بیشتری که میکردم یه هویی دچار افزایش وزنی شدم که استپی ندلشت و من هر ماه فقط چاق تر میشدم یعنی بیشتر تلاش میکردم اما نتیجه ی برعکسی میگرفتم و واقعا خسته شده بودم و راه به جایی نداشتم تا اینکه یه شب خیلی اتفاقی با این راه آشنا شدم که میدونم اتفاقی نبوده و خداوند من رو انتخاب کرده .
من به تمام آدزوهام میرسم میدونم اندام و زندگی دلخواهم رو خلق میکنم
سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند و دوستان در مسیر و پر انرژیم
واقعا همینطور هست ما همیشه از زیاد شدن خیلی چیزها لذت میبریم مثلا متراژ خونه هامون بزرگتر بشه خوشحال میشیم و یا حساب بانکیمون بیشتر بشه و یا بزرگ شدن فرزندانمان رو ببینیم خوشخال میشیم و یا هر چیز دیگه ای در زندگیمون گسترش و بزرگ شدنش خیلی لذت بخش هست مثلا شغلت گسترش پیدا کنه خیلی لذت بخش هست اما تنها یک چیز هست که به صورت معکوس و برعکسش خیلی قشتنگه اونم کم شدن وزن و سایز هست که واقعا هرچقدر این دو کمتر بشن ما خوشحالتر میشیم من یادم میاد وقتی که تازه وارد سایت شده بودم یه ریزش،وزن و سایز خوب و عالی داشتم که خیلی لذت بردم یک دفعه تونستم لباسهای دوران تناسبم رو دوباره بپوشم و دیگه در اونها احساس فشار و تنگ بودن و چسبان بودن نمیکردم حس ازادی در لباسهام داشتم کمر شلوارهام بسیار آزاد شدن حتی یادم میاد دستبندم و انگشترم در دستم خیلی آزادتر شدن حتی ساعت مچیم کلی برام آزادتر شد و چقدر لذت بردم و من زمانی که با بودن در سایت لاغر تر شدم چون میدونستم همیشگی هست و بدون بازگشت کلی مانتوهای رنگ شاد و عالی خریدم کلی خرید زمستانه ی عالی از پالتو تا بوت کردم و کلی لباس خانگی خرید کردم که به راحتی هر چیزی رو انتخاب میکردم برمیداشتم و سایزم میشد و من تونستم در کمترین زمان کلی خریدهای عالی داشته باشم و چقدر راحت تر کفش گیرم میومد و من خیلی کفشهای عالی خرید کردم و حسابی لدت بردم که هنوزم اون تجربه ی لذت تناسب با راحتی و اسانی با من همراه هست و بارها میگم این لذتی که من در کم شدن سایز و وزنم یه هویی تجربه کردم فوق العاده عالی بود حالا به قول استاد بقیه چیزها مثل سفر و تفریح و گشت و گذار و دورهمی زیادش خوبه ولی این یکی لذت که در بالا گفتم هرچی کمتر بشه بهتر هست یادم میاد بارها اطرافیان میگفتن فلانی انگار جمع تر شدی و من بسیار خوشحال میشدم که راهم درسته .
و امیدوارم همیشه در حال لذت بردن از این تجربه ها باشم که تمام مانتو و لباسها و شلوارها و … برام گشاد بشن و به تنم زار بزن و من برم از دوباره لباس جدید بخرم وای چقدر مزه میده چقدر از دوباره همه چیز برام جدید و نو میشه واقعا لذت بخش هست و از خدا میخوام یک بار دیگه تجربه کنم که وزنم و سایزم دوباره کلی کمتر بشه و من کلی وزنهای الکی رو بندازم دور و اینقدر وزن از خودم جدا کنم تا به سایز ۳۸ و مدیوم برسم و هر جا برای خرید برم فروشنده بگه خانم سایز مانکن بردار این سایز برات گشاد میشه ها وای خدای من چقدر لذت بخش هست که به این جا برسم که فروشنده بگه خانم این مدل لباس که انتخاب کردی مخصوص خانمهای لاغر اندام هست خیلی به شما میاد قطعا همین مدل رو بر دارین چون داخل تن شما زیبا میشه .من مطعنم به این خواستم میرسم چون خداوند من رو به این مسیر هدایت کرده پس به من توانایی رسیدن به این خواسته رو هم داده پس من به زودی خیلی راحت در وزن دلخواهم برای همیشه قرار میگیرم و این حق خود من هست که دوباره وارد این وزن ۵۹ کیلو بشم همانطور که در گذشته اگر کسی به من میگفت تا چند سال دیگه تو اینقدر راحت و با آزادی در وزن نرمالی قرار میگیری من باورم نمیشد چون اون موقع خودم در وضع بسیار بدی بودم که هیچی نمیخوردم و وزنم مرتب داشت بالا میرفت و این شرایط الانم که در اون هستم برای من یک رویا بود که الان خدا رو شکر دارمش و بهش رسیدم پس به وزن دلخواهم که ۵۹ کیلو هست بازم به زودی میرسم و چیز سختی نیست و برای من جالبه که در کنار خودم دخترم هم همین روند رو داره طی میکنه هر چیزی و لباسی که از گذشته خودش داره همه براش گشاد هستن و کلی خرید جدید مطابق با اندام جدیدش کرده و خیلی هم جالبه همزمان با ورود من به سایت و همزمان با شیوع این بیماری که مدارس تعطیل شدن این اتفاق برای دخترم افتاد و میبینم که هر عکسی از گذشته ی خودش داره تقریبا دو برابر الانش هست و حسابی پر و تپل هست و این تپلیش در گذشته فقط به خاطر دخالت کردن من در خوردنش بوده و اجبار کردن ایشون در خوردن هر وعده ی غذایی بوده اما از یه جایی به بعد به خاطر اموزشهاسی که دیدم فرزندانم و همسرم رو در خوردن رها کنم و همین باعث،شد دخترم خیلی راحت بدون حتی یک ذره رژیم و ورزش خاصی بدون کوچکترین فعالیتی که حتی یک پیاده روی ساده باشه تازه از همیشه کم تحرک شدن به خاطر بازنبودن مدارس و اما دخترم تونست راحت به وزن بسیار زیبا و لاغری برسه ایشون هر چی بخواد در هر زمانی میخوره و لی اصلا پرخوری نمیکنه اصلا افکار چاق کننده مثل گدشته ی خودم اصلا باورهای علط نداره ، نداره و اصلا هیچ وقت دخترم به دنبال لاعری و راه های اون نبوده و چیزی در این مورد نمیدونه و ….. فقط اتوماتیک به این نیاز بدنش،جواب میده و بسیا عالی لاغر شده تا حایی که دیروز به خاطر بازگشایی مدارس گفت خوبه مانتو ی مدرسه ام رو امتحان کنم ببینم در تنم چطور هست و واقعا میدیدم که بسیار ازادتر شده هم شلوار و هم مانتو تا زه میگفت مامان زیرش لباس کاموایی دارم که اینطورم یعنی بسیار عالی ایشون وزن کم کرده فقط به خاطر اینکه من که مادر ایشون باشم دارم لاغری رو آموزش میبینم پس خواه ناخواه این اموزشها روی رفتارم و روابطم با خانوادم تاثیر گذاشته و هنوزم میزاره و دیگه به هیچ کس اصرار به خوردن ندارم حتی اگر یک لقمه از غدای بچه هام و یا همسرم بمونه نمیگم بخورین ولی هنوزم به بچهام برای خوردن میوه و یه لیوان شیر در صبح یاد اور میشم و نمیتونم این دو رو بیخیال بشم حالا زور نمیگم ولی تا جایی که بشه سعی میکنم یاد اوریشون کنم و بهشون بدم یا براشون ،اب میوه (چون خود میوه رو نمیخورن) درست کنم و بدم چون خودشون فراموش میکنن که امیدوارم بازم رهاتر بشم و ولی تا اینجا هم کلی پیشرفت داشتم خود من دیروز چون هوا خوب بود با یکی از خواهرام که یه مقدار تپل تر هست بیرون رفتم و در فضا سبزی بودم که من به قصد هوا خوری و دیدن مناظر و حالا ناهاار خودن در اون فصا بیرون میرم و اما ایشون چنان مثل گذشته ی خودم فقط در فکر خوردن بودن تازه اگر میگفتم جا ندارم میگفت این حرفها چیه و من رو وادار به خوردن میکرد و تمام حرفهاش در مورد چاقی و چطور خوردن و … بود تازه ته حرفهاشم همش می گفت میخوام از شنبه رژیم بگیرم که واقعا برام تداعی گذشته شد و در دلم خندم گرفت ولی من آگاه بودم که نباید مثل ایشون رفتار کنم و به جز یک فتار بر سر سفره دیگه خطا نداشتم و عالی عمل کردم و نزاشتم مواد خوراکی برای من تصمیم بگیرن که من الان چه بخورم و به چه مقدار بخورم و انصافا کلی از اونها رو پس میزدم و نخوردم و اما ایشون به دنبال تنوع مواد غدایی بود و میخورد حالا هم نیشنی با ایشون هم بی تاثیر هم نبود اما خدا رو شکر سریع به خودم اومدم و سعی کردم به آموزشها عمل کنم فقط کسی نباشم که حرف بزنم تا جایی که همون پفک نمکی مینو که دوستش دارم بود و اونها مشفعول به خوردن شدن اما من گفتم اصلا جا ندارم و حتی یک دونه نخوردم و رفتم قدم زدم و یا میوه بود و بیسکوییت بود من نخوردم فقط موقع ناهار که سیر بودم علاوه بر نیازم چند لقمه اصافه تر خوردم که اونم به خاطر دیدن ساندویچ سوسیس و اصرار خواهرم بود ولی همین کارم در حد دو سه لقمه خوردن بود و هنوز کلی مواد خوراکی بود اما من نخوردم چون سه لقمه رو هم که خوردم زیاد بود برای من و دیگه بعد با چایی خرما و بیسکوییت بود نخوردم میوه بود نخوردم پفک نمکی مینو بود نخوردم نا گفته نماند قبل از ناهار دو مشت پر پفک از نوع دیگه خورده بودم ولی خوب حسم خوب بود و فشار شکمی نداشتم ولی بعد ناهار هیچی دیگه نتونستم بخورم حتی شلغم بود من سه برش،کوچیک بردم و دیگه گفتم نمیخوام و نخوردم و خلاصه دیروز که اومدم خونه گفتم خوب بودم چون در مسیر استمرار دارم و اگر هنوزم ادامه بدم بازم بهتر میشم و اما منفی باف همش میگه چون تو داری چندین روز پفک میخوری پس قطعا چاق میشی ولی من خندم میگیره به این حرف و اصلا با اموزشها این حرف جور در نمیاد خوب بخورم مگر برای بدن من مهم هست که چی میخورم فقط باید به اندازه بخورم خوب دختر متناسب خودم هر وقت من خوردم اونم خورده و بارها به ذهنم میگم اگر من با همین مقدار پفکها قرار جاق بشم پس دختر من هم باید چاق بشه ولی اینطور نیست این حرفها نیستن همانطوز که ایشون هر چی بخواد به اندازه نیازش میخوره و روز به روز متناسبتر میشه منم روز به روز متناسب تر میشم چون دارم عالی عمل میکنم .
اتفاقا این رو هم بگم همین دو هفته پیش من یک شلوار لی میخواستم بخرم که خانم فروشنده گفتن این شلوار همین یه دونه هست فکر کنم سایز شما نشه چون کشی هم نبود و من رفتم داخل پرو امتحان کردم و دیدم شد خیلی خوشحال شدم و گفتم ببین من چقدر عالی دارم به سمت تناسب حرکت میکنم .
منم خوشحال و پرانگیزه هستم و این مسیر لاغری با ذهن رو دارم قدم به قدم جلو میرم و چه بخواهم چه نخواهم لاغر میشم .
شاید برامون خیلی لذت بخش باشه که یه سری چیزا داخل زندگیمون بیشتر بشه و گسترش پیدا کنه مثلا :متراژ خونمون بیشتر بشه و یا حساب بانکیمون بیشتر بشه و یا بزرگ شدن بچها ها رو ببینیم و یا داشتن مشتریهای زیاد در کسب وکار مون رو ببینیم ولی فقط یه چیز هست که معکوس شدنش و رو به کم شدنش برای ما لذت بخش هست اونم سایز شلوار و سایز لباسمون هست .
من دیشب میمهمانی داشتم و نمیدونستنم چی بپوشم و رفتم یه لباس نو از دخترم که اصلا نمیپوشید رو من پوشیدم چقدر لدت بخش بود که منم تونستم لباسهای سایز دخترم رو که بسیار متناسب هست رو بپوشم و دکمه هاش رو همه بستم درسته برای دخترم ازادتر هست و برای من کمی اندامی تر هست ولی همینکه تونستم سایز دخترم رو بپوشم و دکمه هاش رو ببندم کلی لدت بردم .
پس املاک ها و داراییها و دوستان خوب و عشق و مودت و همه بیشتر بشن بهتر هست ولی این یه مورد کمتر بشه بهتر میشه امیدوارم تمام لباسها و مانتو هات برات گشاد بشه و زار بزنه به تنت و بری کلی لباس نو بخری و همه ی لباسهات گشاد بشن و بری کلی لباس نو بخری و تمام چیزا نو میشه و سایزت که عوض میشه تمام زندگیت عوض میشه و از خدا میخو ام برای همتون این تجربه بارها اتفاق بیفته و هی جدا کنی و هی بندازی دور و اینقدر جدا کنی که این لباسها از ریخت بیفته و لباسها رو بندازی و لباس جدید با سایز جدید بخرید فقط این مسیر رو ادامه بدین تا نتیجه بگیرین .
و هر کس به این سایت هدایت شده خواست خداوند بوده که ما داخل این مسیر باشیم پس به انتخاب خداوند اعتماد کنید.
هر کدوم از ما که با این سایت آشنا شدیم باید بدونیم اینجا بهترین روش لاغری رو با آسانی و راحتی برای ما به ارمغان میاره .
پس از خداوند بخواهید که هی مانتوها و لباسهای شما گشادتر بشه و ما لاغر تر بشیم و این حق طبیعی ما هست که ما در اندام ایده ال باشیم و اونم با راحتی وبدون زجر و سختی و ورزش و رژیم و محدودیت ما میتونیم لاغر بشیم .همانطور که به راحتی چاق شدیم و به وزنهایی رسیدیم که اگر ان موقع بهمون میگفتن باورمون نمیشد ولی ما خیلی راحت رسیدیم پس حالا هم ما به راحتی در وزن دلخواهمون میرسم همانطور که خیلی افراد هستن در اطراف ما که خیلی به راحتی هر چیزی رو که دوست دارن میخورن بدون اینکه کار خاصی بکنن و لاغر هم هستن ما هم لاعر میشیم پس ادامه میدم و همواره ورودی خوب میدیم و تمریناتمون رو انجام میدیم و در این فضا هستیم و ما شاهد این تغییر سایزها خواهیم بود پس لذت ببریین از این گشادی لباسها و شلوار و مانتو ها. .
منم چند مورد از گشادی مانتوهام و لباسهام رو مینویسم تا باعث انگیره ی بیشتر در خودم و بقیه ی دوستان بشه
مثلا : همین یکی دوهفته پیش تمام لباسهای داخل خونه ام و تمام مانتوها و پالتو و شلوار های گدشته ام رو بخشیدم و به جاش کلی خرید جدید داشتم که بسیار لدت بخش برام بودن و از این لدت بخشتر این هست که دختر متناسب من هر از گاهی میاد سراغ خریدهای جدیدم و میگه دوست دارم فلان لباست رو بپوشم و من در دلم قند اب میشه که سایزم اینقدر داره به سایز دخترم نزدیک میشه که از لباسهای من میپوشه و اگر قبلا بود همچین کاری نمیکرد دخترم جون لباسهای من خیلی برای اون گشاد بودن و یا همین مهمانی دیشب که بلعکس من تونستم یکی از لباسهای دخترم رو که اصلا خودش نمیپوشه رو من بپوشم و دکمه هاش رو بببندم و بسیار دوق کردم امیدوارم اینقدر تعییر سایز لباس،و شلوار داشته باشم که بتونم شلوار سایز ۳۸ و لباس سایز مدیوم بپوشم خیلی حس قشنگی هست وبسیار لدت بخش هست .
من خوشحال و پرانگیزه و با اشتیاق دارم برای این مسیر قدم برمیدارم و چه بخوام چه نخوام من لاغر میشم .
شاید برای من لذت بخش باشه که متراژ خونه ام بزرگتر بشه و یا مقدار پولم در حسابم و کارت بانکیم هر روز بیشتر بشه و یا خیلی لذت بخشه که من بزرگ شدن بچهام رو ببینم و کلا هر چیزی گسترش پیدا کردنش و بزرگ شدنش لدت بخشه مثلا هر چقدر در کسب و کارتون مشتریای شما بیشتر بشه لدت بخشتر هست اما تنها یک چیز برای من شکل معکوسش و برعکس ش لذت بخش هست و اونم کمتر شدن سایز کمر و شلوا هست که رو به کم شدنش خیلی لذت بخش هست مثلا همین دیشب من مهمان داشتم و تونستم یکی از لبایهای دختر بسیار متناسبم رو بپوشم و دکمه هاشو ببندم حالا برای دخترم آزادتر هست اما وقتی دیدم تنم رفت و دکمه ها هم بسته شد بسیار بسیار خوشحال شدم و کلی ذوق کردم.
خلاصه این کوچک شدن سایزم در لباسها از اون مواردی هست که کم شدنش لذت بخش هست . اگر سایز کمرم کمتر بشه و سایز لباسهام برسه به مدیوم و اسمال خیلی لدت بخشه طوری که لباسای قبلی خودت قابل استفاده نباشن و بندازی دور چون که همه ایکس لارج و دو ایکس لارج هستن و بسیار گشاد شدن و این تنها موردی هست در زندگی که کم شدنش لذت بخش هست حالا حساب بانکی پر شدنش لدت بخشه و یا حالا هر دارای ما زیادشدنش لدت بخشه و یا روابط عاشقانه و … همه بیشتر شدنشون لدت بخشه اما این یه مورد کم شدنش لدت بخش هست.
امیدورام همیشه در حال کم کردن سایز کمر و یا سایز لباستون و و مانتو هاتون باشین انشاا… مانتوهات دیگه اندازت نشن و زار بزنن به تنت و بری یکی دیگه بخری چقدر ذوق میکنم . خدایا کاری کن که من تمام لباسهای فبلیم برام گشاد بشن و کلی لباس جدید بخرم و اصلا با ابن کار زندگی من جدید میشه .
خدایا این تجربه رو برای همه قابل امتحان کن که تمام لباسهای گذشته رو بندازن دور و برای جسم جدیدشون برن لباس بخرن و این کار بی نهایت لدت بخش هست .
چقدر لذت بخش هست که ما رو خدا به طریقی با این سایت و این روش هدایت کرده و ما رو انتخاب کرده برای لاغری با دهن و به خداوند اعتماد کنید میدونسته که ما میتونییم از این طریق لاغر بشیم .
چقدر لاغری آسان و راحت هست از این راه ذهنی و من از خدا بازم درخواست این کم شدنها رو همواره دارم تا از اندام ایده الم لذت ببرم و این حق طبیعی من هست که این چنین اندام زیبایی رو به راحتی داشته باشم همانطور که کلی آدم متناسب در اطراف من هست و به راحتی میخورن و زندگی میکنن و همیشه هم لاعر هستن بدون زجر و سختی و ناراحتی و ورزش و رژیم و .. .
پس باید ادامه بدم و ورودی خوب به خودم بدم و در این مسیر باشم میبینم که روند من تعییر میکنه و شاهد این کوچیکترشدن لباسها و سایزها میشیم .
اتفاقا منم همین یه هفته پیش تمام لباسهایی گشاد داخل خونم و تمام مانتوهای بیرونی گدشته ام و تمام مانتوهای زمستانی سالهای قبلم رو بخشیدم و تمام رو از نو خرید کردم و دارم استفاده میکنم وبی نهایت لدت بخش بود و از این لدت بخشتر این هست که از لباسهای جدیدی که خریدم دخترم هر از گاهی یکی رو انتخاب میکنه و میگه منم میخوام این رو بپوشم و من ذوق میکنم که چقدر داره سایز و وزن من نزدیک دخترم میشه که میاد و از من لباس نو انتخاب میکنه و میپوشه چون اگر قبلا بود خیلی سایز و وزن ما از هم فاصله داشت و این کار اصلا امکان نداشت و یا همین دیشب یه لباس خوشگل از دخترم که چون علاقه نداره بهش و بی استفاده مونده بود و نو بود من اوردم و در مهمانی که داشتم پوشیدم و حتی دکمه هاش رو هم بستم و بی نهایت خووووووشحال شدم که بازم سایز و اندام من نزدیک به دخترم شده اما برای دخترم یه مقدار آزادتر بود ولی برای من یکم اندامی شده بود اما من به ااون قسمت این ماجرا توجه دارم که رفت تنم و دکمه ها بسته شد خدایا شکرت خیلی عالیه و امیدوارم همیشه سایز شلوارم ۳۸ و سایز لباسم مدیوم باشه و این کمتر شدن رو از خدا میخوام و با استمرار و تعهد و علاقه و انگیزه چه بخوام چه نخوام به دستش میارم 🤗🤗🤗