0

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی | چرا ذهن ما غذا را عامل چاقی می‌داند؟ (گام ۹۵)

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
اندازه متن

تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمه‌ای که شاید مزه‌ش خوب باشه، ولی مزه‌ش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.

این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق می‌افته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن می‌دونه! 🍕💣

سال‌ها بهمون گفتن که «اگه می‌خوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.

حالا دیگه ذهن‌مون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔

آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق

برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بی‌دردسره. ناهارشو می‌خوره، می‌ره سر کارش. شام می‌خوره، می‌خوابه. همین‌قدر ساده.

اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیم‌گیری مهمی انجام بدن! 🤯

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا می‌خوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنه‌م، می‌خورم؛ وقتی سیر می‌شم، دیگه نمی‌خورم.”

اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمی‌ها، فرمول‌ها و نگرانی‌ها می‌شی:

  • هرچی می‌خورم، چاق می‌شم 😩
  • چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
  • چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
  • چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
  • برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
  • اگه گرسنه‌ام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌

این جملات نشونه‌هایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سال‌ها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.

🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی

وقتی ما بارها پرخوری می‌کنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل می‌کنه و فرمول ذهنی چاقی رو قوی‌تر می‌کنه.

و ذهنی که پر شده از باورهای چاق‌کننده، دستورش رو به مغز می‌ده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا می‌کنه: چاق شو! 🧬📢

بنابراین، تا وقتی که فرمول‌های ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمی‌ده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

تاثیر مغز بر کاهش اشتها

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟

هر کاری که ما انجام می‌دیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.

مغز ما از همون روزای اول شکل‌گیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک می‌کنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:

⏱️ تنظیم ضربان قلب

🌬️ کنترل تنفس

💧 تعادل مایعات

🍽️ و البته… زمان خوردن!

اما ما انسان‌ها فقط برای زنده‌بودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربه‌های جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپ‌تاپ 💽

📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز می‌کنی…

فرض کن دلت می‌خواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز می‌شه: «تجربه نواختن گیتار».

حالا هر بار که تمرین می‌کنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه می‌شه و رفته‌رفته مهارتت بیشتر می‌شه.

همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم می‌افته، اما این بار به‌جای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬

🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته می‌شه؟

اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهن‌مون ساختیم به اسم:

“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”

این پوشه با هر جمله‌ای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکست‌خورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:

  • “اگه زیاد بخوری چاق می‌شی”
  • “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
  • “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”

این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کم‌کم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما به‌جای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام می‌دونه! 🚨🍞🍕

🎯 نتیجه‌گیری این بخش:

وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع می‌کنه به اجرای اون اطلاعات.

و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن می‌ده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!

پس اگه می‌خوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:

“من می‌تونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه می‌خورن، اما همه یه جور فکر نمی‌کنن!

شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمی‌کنم!”

اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه می‌کنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی می‌شه.

شاید خنده‌دار به‌نظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن می‌خورن!

یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄

اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق می‌افته… جایی در ذهن! 🧠✨

جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بی‌صدا داره رفتارها رو جهت می‌ده، احساسات رو شکل می‌ده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین می‌کنه!

🎯 چرا من چاق می‌شم، ولی اون نه؟

سؤالی که ذهن خیلی‌ها رو درگیر می‌کنه اینه:

“چرا من هر چی می‌خورم چاق می‌شم، ولی فلانی هر چی می‌خوره لاغر می‌مونه؟”

جواب ساده‌ست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!

🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا می‌خوره:

  • با خیال راحت می‌خوره
  • خودش رو سرزنش نمی‌کنه
  • باور داره که بدنش متناسب باقی می‌مونه

ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش می‌شه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو می‌سازه…

ما فکر می‌کنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه می‌کنی، نتیجه رو می‌سازه.

اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار می‌گیره.

ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل می‌کنه به دستور چاقی 🚨

و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن می‌شه.

🧩 همه‌چیز از ذهن شروع می‌شه

بدن‌ها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهن‌ها چرا!

تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!

هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش می‌کنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاق‌کننده کرده!

🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…

✅ نتیجه‌گیری:

اگه می‌خوای مثل آدم‌های متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.

یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمول‌های جدیدی توش بنویسی:

  • “من از غذا خوردن لذت می‌برم، نه ترس!”
  • “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
  • “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”

و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚

💡 حالا اگه می‌خوای این مسیر رو سریع‌تر، عمیق‌تر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯

این دوره بهت کمک می‌کنه تا با تمرین‌های هدفمند، باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که سال‌ها ناخودآگاه در ذهنت شکل گرفته رو شناسایی و اصلاح کنی.

با شرکت در این دوره، کم‌کم احساس گناه از غذا خوردن از بین می‌ره، لذت جای ترس رو می‌گیره و باور ذهنی درباره خوردن و چاقی مشابه آنچه در ذهن افراد متناسب هست توی وجودت ساخته می‌شه.

🌱 تو یاد می‌گیری چطور با ذهنت هماهنگ شی، به بدنت اعتماد کنی و با آرامش و آگاهی غذا بخوری، بدون اینکه نگران چاقی باشی.

📌 همین حالا می‌تونی به بخش دوره‌ها بری و آموزش‌ها رو شروع کنی…

اولین قدم به‌سمت رهایی از ترس غذا خوردن، فقط یه تصمیم جدیه 💚✨

✍️ اهمیت تمرین برای تغییر باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

تمرینات ذهنی، کلید طلایی برای بازنویسی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن 🔑🧠
هر بار که تمرکز می‌کنی، یادداشت می‌نویسی و درباره نگرش‌هات فکر می‌کنی، در واقع مسیر جدیدی توی ذهن خودت می‌سازی 🛤️
این تمرین، بهت کمک می‌کنه از الگوهای قدیمی و چاق‌کننده ذهنی فاصله بگیری و فرمول‌های سالم و متناسب رو جایگزین کنی ✨

📝 سوالات تمرینی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

  • نگرش شما درباره تأثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیه؟ 🌮❌⚖️
  • این اطلاعات از چه راه‌هایی وارد ذهن شما شده؟ (خانواده، رسانه، تجربه…) 📺👂
  • چقدر باور داشتید که لاغر شدن فقط با رژیم ممکنه؟ 🥗⛔
  • وقتی نمی‌تونستید رژیم بگیرید، چه احساسی داشتید؟ 😞
  • نتیجه رژیم‌هاتون چقدر دوام داشت؟ آیا پایدار بود؟
  • نظرتون درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن چیه؟ 🤔🧠
  • چرا ذهن افراد چاق، خوردن رو مساوی چاقی می‌دونه؟
  • به نظرتون نخوردن به اندازه خوردن باعث لاغری شده؟ تجربه‌تون رو بنویسید ✍️

📣 مشارکت شما ارزشمنده!

لطفاً بعد از دیدن ویدیوی آموزشی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی و انجام تمرینات، پاسخ‌هاتون رو به‌صورت انشایی در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
همچنین می‌تونید تمرین مخصوص خودتون رو از دل آموزش‌ها استخراج کنید و برای بقیه به اشتراک بذارید تا با هم رشد کنیم 💬💞

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 65 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22769
100 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره انصاری
      ۱۴۰۵/۰۲/۲۸ ۰۰:۳۷
      مدت عضویت: 657 روز
      امتیاز کاربر: 9240 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 762 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر 

      ما انسان‌ها فقط برای زنده‌بودن به دنیا نیومدیم اومدیم تا تجربه کنیم.برای همین بخش از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربه‌های جدید پُر بشه،مثل هارد خالی یه لپ‌تاپ  وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز می‌کنی …فرض کن دلت می‌خواد یاد بگیری گیتار بزنی  توی مغزت یه پوشه جدید باز می‌شه : «تجربه نواختن گیتار»حالا هر بار که تمرین می‌کنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه می‌شه و رفته‌رفته مهارتت بیشتر می‌شود.

      سوالات تمرینی :

      ۱.نگرش شما درباره تأثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیه؟ من فکر میکردم که چاقی من ارثی یا ژنتیکیه همه اطرافیانم می گفتن که تو استعداد چاقی داری و فکر می کردم ژن چاقی مادرم به من ارث رسیده و باید همیشه در حال رژیم باشم یا ورزش کنم چون غذاها برای چاقی من اومدن اگر یک روز یه کم غذا زیادتر می خوردم خودم را سرزنش می کردم فردا کمتر غذا می خورم وقتی همه خواهر و برادرها دور هم جمع می شدیم یکی می گفت داری غذا زیاد میخوری یا چرا نوشابه نمی خوری توهم با این رژیم گرفتن مارا کشتی ولی آدم متناسب در فکر خوردن یا نخوردن نیست و باور دارند که مواد غذایی چاق شان نمی کند و در ذهنشان چیزی در باره چاقی وجود ندارد و با احساس خوبی غذای خود را می خوردن چون باور مثبتی درباره مواد غذایی دارند.۲.این اطلاعات از چه راه‌هایی وارد ذهن شما شده؟ (خانواده، رسانه، تجربه…) اول خانواده و اطرافیان رسانه با تبلیغات درباره رژیم های مختلف و استفاده از داروهای لاغری دریک ماه ۱۰ کیلو وزن کم کنید یا در جمع خانواده اطرافیان مهمان ها،همه این ها باعث انگیزه چاقی بیشتر در مغز و ذهن من شدن.۳.چقدر باور داشتید که لاغر شدن فقط با رژیم ممکنه؟ قبل از ورود به سایت باورم این بود که فقط با رژیم یا ورزش کردن،خوردن دمنوش ها یا کم خوردن میتوانم لاغر شوم ولی الان باورم درباره مواد غذایی،ترس از چاق شدن ترس از خوردن،عذاب وجدان بعد از خوردن تغییر کردن،فقط با بازنویسی ذهنی می شود تغییراتی در مغز و ذهن ایجاد کرد فقط ذهن من باید تغییر کند تا  جسمم هم تغییر کند با صبر و حوصله آرامش استمرار داشتن و ادامه دادن ممکن خواهد شد.

      ۴.وقتی نمی‌تونستید رژیم بگیرید، چه احساسی داشتید؟ احساس خیلی بدی داشتم اگر یک شب در مهمانی یا وقتی که مهمان می امد خونه مون یه کم غذا زیادتر می خوردم تا صبح خواب نداشتم اگر سرد بود یا گرما بود باید میرفتم پیاده روی یا ورزش کردن یا فردا غذام رو کمتر میکردم  استرس و اضطراب را به دوش می کشیدم وقتی یه چیزی مثل شیرینی یا بستنی رو وقتی همسر یا بچه‌هایم می خریدن یا یک قاشق می خوردم یا  نمیخوردم عذاب وجدان میگرفتم که از زهرمار هم بدتر بود ولی الان میخوام مثل خانواده ام غذا بخورم ولی نمی تونم الان کم می خورم ولی با احساس و حالی خوبی استفاده می کنم.۵.نتیجه رژیم‌هاتون چقدر دوام داشت؟ آیا پایدار بود؟نه اگر پایدار بودن من الان لاغر بودم یه مدتی لاغر می شدم و بعد از دوباره بر می گشت به همان وزن قبل اگر میخواستم لاغر بمونم باید همیشه در رژیم می ماندم  که این هم امکان نداشت چون خسته و بی حوصله و کم طاقت می شدم هیچ رژیم یا عملی یا باشگاه رفتنی ماندگار نیست لاغر شدن فقط مسیری لاغری با ذهن.۶.نظرتون درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن چیه؟ من هر کاری که میخوام انجام بدم به وسیله فرمان های مغز اجرا می شود  ذهن یادداشت و ذخیره‌سازی می‌کند و مغز  فرمان صادر می کند جسم اجرا کننده است ضربان قلب یا صبحت کردن یا پلک زدن یا ترمیم بریدگی،بیماری ها،شکستگی استخوانها و خیلی چیزهای دیگر به وسیله فرمانهای مغز بهبود پیدا می کند.۷.چرا ذهن افراد چاق، خوردن رو مساوی چاقی می‌دونه؟چون به همین روش بزرگ شدن،از پدر و مادر،اطرافیان یاد گرفتند،با شنیدن یا دیدن در مدرسهجامعه همه مواد غذایی را مساوی با چاقی میدوننداینها همه فرمول های چاقی هستند که من آموزش دیدم الان هم باید آموزش لاغر شدن را انجام بدهم تا ذهنم رو تربیت  و بازنویسی کنم فقط با استمرار و ادامه دادن به هدفم خواهم رسید.

      ۸.به نظرتون نخوردن یا به اندازه خوردن باعث لاغری شده ؟ تجربه‌تون رو بنویسید ؟ اگر خوردن به اندازه نیاز بدن باشد و بدون ترس از چاق شدن بله باعث لاغر شدن می شود چون با آموزش ذهن مغز یاد می گیرد دستور کم خوردن صادر کند پس وقتی ذهن تغییر کند همه چیز در مغز هم تغییر می کند و من با همان غذای کمی که می خورم سیر می شوم و به اندازه نیاز بدنم غذا می خورم و لاغر می شوم.

      با تشکر از استاد بزرگواردر پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۵/۰۱/۲۹ ۱۶:۲۷
      مدت عضویت: 1231 روز
      امتیاز کاربر: 85701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 917 کلمه

      به نام خدایی مهربان 

      سلام خدمت استاد عژار روشن  وهمه‌دوستان هم مسیر 

      چرا افراد جاق مقصز اول وخیلی مهم‌ رو‌ غذا میبن 

      سابق کل روزم‌ درگیر خودرن و نخودرن بدا خودرن اصلا نخودرن طی ،میشد ولی افکار چی بود اگه می خوردم ارامش نداشتم که چرا خوردم بازم چاق میشم زمانی که رژیم می کرفتم از خودرن دوری مب کرد ارامش نداشتم اصحبت ذهنی که حس افسوس اذیت توش بود چشم از همین خودرن اصلا سیر نیود ته ذهنم تمایل بی نهایت بود که‌ای کاش، میشد غذا بخورم‌ وقتی نون اندازه می کرفتم حسرت اه نکاه با حسرت که این  نعمت هست ولی صد حیف من نباید بخورم وجقدرحس بدی داشتم زمانی که بازم به خودم فشار میاوردم غذا میزاشتم که بد بخورم هی تو ذهن تکرار میشد برو بحور کسی نره غذات بخور حیف هست غذا بمونه کهنه میشه باید داغش کنی از مزه می افته

       وقتی با افراد متناسب ولاغر مقایسه می کنم یه چیزی مثل این نوشته تو‌ ذهن افراد لاغر خالی خالی هست کرسنه هست می خوره سیر شد تمام هست حتی یه قاشق خودرن ممنوع  هرجی تو بشقاب مودن خاش تو سطل زباله باشه مهم‌ نیست 

      جون فرد لاغر سیر شده براش غذا خودرن تمام هست  تا کرسنگی  بدی همبن قانون انجام‌ میشه این  صحبت ذهنی اه حسرت افسوس هیج جای نداره راحت باقی مونده  غذا اهمیت نداره اسون با خودرن برخورد داران 

      به یاد دارم یکی ازاقوام ما چهار دختر داره  که سه تایی انها لاغر بودن بارها با مادرشان دعوا داشتن چرا  غذای مونده تو‌ رستوران ظرف می خواد که با خودش بیاره منزل من متوجه نمی شد این رفتار چرا انجام‌ میشه ته ذهن می گغتم‌ مادرشون که کار بدی انجام نمیده غذا خودشون رو میاره منزل بد میل میکن کناه اسراف کاری نداران ولی این صحبت تو ذهن من بود

       تو ذهن اون دخترها چون سیر شدن  نیازنیست اضافه غذا رو بیاران عذای مونده انها رو  بریزن تو سطل  زباله اشکالی نداره یه با یادم هست با هم بودیم  عمه این ذخترها باانها همراه بود 

      نصف غذا میل شد نصف غذاش،موند مادر دختره به عمه بجه پشناهد داد غذا اضافه ببره به کربه خونکی خودس بده عمه بجه ها  گفت فکر خوبی،هست اضافه غذای دختر  بردارش،کتارش،غذای خودش ریخت که گربه بخوره فبل ازاین پشناهدقصدش،کراشتن غذا تو رستوران بود راحت اسون ساده 

       پس،تمام صحبت رفتار ما برای،خود ماست نه برای افراد لاغر یخاطر همین افکا رفتار عمل کرد متقاوت هست که انها همیشه لاغر ومن جاق بود م نتواستیم  لاغر بشیم 

      بالترین  امتیاز،باوررایی برای چاقی داشتم همیشه برای خودرن بود باوره که بهش امیتاز اخر میدادم 

      وفتی به هرچیری عمل می کنم فبلش بهش فکر کردم یا اگاهانه وبا نااگاهانه هست ولی فکرش قبلا انجام دادم 

      مغز اموزس مبینه دست اون عمل می کنه  تجربه برای من‌می سازه تجربه که‌کسب میکنم باعث تقویت وخالص شدن فکر من میشه و دانش خالصتر و عمل کردم بهتر میشه 

      وقتی از تجربه راضی نیستم حالم خوب نبست از تجربه غذاب وحدان بگیرم باعث تقویت ریشه چاقی خودم خواهم‌ بود 

      حالا وقتی تمایل دارم از هرتجربه مسیر لذت ببرم کاملتر تجربه کسب کنم پس بابد رفتار های  اشتباه ترمیم کنم 

      دوست دارم بخش لاغری تقویت کنم

       این ربط دادن کاهش بدم ریشه لاغری تقویت می کنم صحبت ذهنی دیکه نداشته باشم عمل گرد درست خودم‌ تقویت کنم 

       امروز هدایت شدم به چالش من  این نخودرم خوب صبح زود ساعت پنچ خوردی بیدار شدم فایلش دیدم  چندین ایده کاربردی پشت هم‌ ارسال و من دریافت کرد جندتای رو‌ فوری انجام دادم یکی مونده اون باید انجام بدم  ازنوشتن صبح خسته شدم خواب برد وقتی بیدار شدم ساعت ۹ نیم  بود 

      خو د به خود  سرگرم کارهایی مونده نطافتی متزل شدم زمان برد ساعت ۱۲ نیم‌ نهار اماده کردم برنج دم  زدم ساعت ۱ نهارحاضر شد من نهارم طبق ایده مکان مصرف غذا تغییرپیدا کرد بد یه پیش دستی برنج اوردم‌ تو ظرف که قصد داشتن غذام بخورم‌ مقداریش ریختم‌ 

      غذای خودم با ارامش،خوب درست مثل افراد لاغر ارام‌ ارام‌ جویدم هی به بشقاب برنج اصافه نکاه می کرد لذت می بردم که برنج کم‌کشیدم وفتی که کاملا سیر شدم به برنج‌ تو پیش دستی گفتم‌ لذت بردم‌ ار خودرن خوب خودم‌  سیر هم شدم 

       بالترین لذت ابن شد که به صبحانه نیاز نداشتم نخوردم  تاره تو رو هم‌ نخودرم چون‌ نیاز نداشتم حس رصایت این دو وعده غذایی امروز عالی درسترین بود

      چون فرمول ذهنی تغییر پیدا کرده حالا سمت دستور دهند تغیبر پیدا کرد با حس خوب دستورات درست مغزم دارم‌ عمل می کنم و قسمت سوم تقاوت بین من و افراد لاغر باور هست که ساخته تو‌ رفتار تغییر خوب بدن  همه پخش اون حس رضایت تکامل پیدا کنه پس هم‌ اندازه بخور ونه زیاد نه کم اندازه بعضی  زمان بعضی غذا  که دوست ندارم اجباری بخورم من فقط،برای خودم‌ غذا می خورم برای جند نفرخودرن به شکر خدای عزیزم جهار سال هست کلا تعطیل شده وحالا  حس رضایت دارم تکمیل وتجربه هم تقویت می کنم 

      فکر عمل باور میشه تقویت شخصیت لاغری و لاغر شدن  واصلاح عمل کردم و فرمول ذهنی تاثیر خوب می زاره چون‌حس خوب هست فرمول ذهنی تاثیر خوب میزارم وتغییر فرمول هم پیدا میکنه وعلاقه مندی من تغیبر پیدا میکنه وهرتعارف ازمیزان کمش لذت تجربه خوب به خودم میدم‌ وروی ذهنم تاثیر مثبت  می زار چون‌انجام دادن تکرا. کردم تمان  بتد بند این فایل کامل متوجه شدم که مفهوم درستش درک گردم خدابا شکرت 

       تصمیم دورنی  قادر هستم تغیبر غذایی بهش عمل کنم وحس لذت وحس قدرت به من داد خودرن ارتباطی با چاقی  نداره من باید اپن تعریف و رفتار اشتباه رو بهبود بدم این رصایت خودرن واصلاح تمربن کنم  که حسش  نادرستش از خودم بگیرم تحربه قویتر از عمل کردن تاثیر داره 

      در پناه ارامش الهی قرار بکیریم امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۶/۱۷ ۰۱:۰۲
      مدت عضویت: 680 روز
      امتیاز کاربر: 23065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 282 کلمه

      سلام باورذهن چاق مادرگذشته براین پایه بود که خوردن ماروچاق میکنه وچاقی ارثیه وکم تحرکی وکم بخوربیشترورزش کن بخاطرهمین میرفتیم سراغ رژیم وورزش چقدرسخت بوداجرارژیم وبعدمدتی رها میکردیم واین روش براناخوداگاه ما حالت تنبیه بود تمام فرمان ها ازمغزصادرمیشه چاقی روتوبشقاب نبینیم تومغز ببینیم همیشه گفتن ادمهای چاق پرخورهستن مادرروش ذهنی یادگرفتیم باافکاردرست بشه ولی کسی نیومدبمابگه رو افکارکارکن نه جسم روتحت فشاربزاری لاغری بایدازدرون شروع بشه قبل اینکه جسم ماچاق بشه مااونوتودهن مرورکردیم مغزفرمان میده دست بسمت غذامیره یابسمت شیرینی دوتاوسه تابرمیداشتیم فرق فردچاق ولاعردرنوع باورهست فردمتناسب هیچ نگرش چاقی نداره ولی یک فردچاق باخوردن هرلقمه میترسه چراچون ازبس گفتن سس وفست وفود وماکارونی وشیرینی چاق کنندهست ولی یک فردمتناسب همچی میخوره  وقتی مارژیم میگرفتیم چون باورنداشتیم لاغرنمیشیم همین خودش یجورترمزذهنی ایجادمیکرد یادرموردکسی که شایدخیلی تلاش میکنه چون باورنداره به پول میرسع همین خودش یجورمانع رسیدن به هدف هست من وقتی این روش روشروع کردم باوربیشترشدکه لاغری باذهن منوبه اون تناسب اندام میرسونه من رفته بودم مطب یک پزشک دیدم منشی چقدربرنج ومرغ توبشقابش بودمیخورددرکنارش نون هم میخورد چقدرمتناسب بودبرامن سوال پیش اومدچجوری این یک اندام متناسب داره بعدش گفتم حتما باورچاقی درذهنش وجودنداره من درروش ذهنی ازغدانمیترسم همچی میخورم وپرخوری وریزه خواری نمیکنم قرارنیست هرچی سرسفره بودبخوریم چه لزومی داره یه نوشابه روتااخربخورم یا۸برش پیتزاروچرابخورم وقتی روخوردنه تمرکزکنیم ارام بخوریم بامقدارکم سیرمیشیم یا عادتهایی که داشتیم روبمروراون عادت تغییرمیکنه لاغری بایدازدرون شروع بشه وبه جسم برسه ماوقتی یک لقمه میخوریم مغزنمیدونه چی خوردیم بافکرکردن بهش اگاهی میدیم وهمین باعث چاقی میشه به خوردن ونخوردن هافکرنکنیم لاغری روبراذهن اسان کنیم ازاخباروافکارمنفی دوری کنیم خودمونوتوانجام هرکاری ناتوان ندونیم یجورباوردهنی درست نکنیم وقتی ذهن قدرتمندداریم ومیتونیم به تناسب اندام برسیم همین خودش یجورباورذهنی هست یامن باوردارم میتونم یک زن خانه دارخوب باشم یامادرخوب 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 6 7 8
گردونه هدایا گردونه هدایا