آرزوی لاغری از همون سالهای نوجوانی با من بود. مثل یه دوست قدیمی که همیشه تو ذهنم پرسه میزد 👣.
مهمترین رویایی بود که توی ۳۵ سال زندگی با اضافه وزن، بارها برای رسیدن بهش تلاش کردم.
اما هر بار که دستم بهش نزدیک میشد، مثل یه سراب محو میشد و چیزی که تهش میموند، فقط چاقی بیشتر بود 😞.
🎯 تلاش برای رسیدن به آرزوی لاغری هیچوقت کم نبود!
اما نتیجه همیشگی یه حلقهی تکراری بود:
اول کاهش وزن، بعدش یه مقدار خوشحالی، بعد یه سُر خوردن کوچیک و بعد دوباره برگشت به همون وزن قبلی، یا حتی بیشتر.
تلاش برای لاغری
از همون سالهای جوونی، تلاش برای لاغر شدن بخشی از زندگی من بود.
بارها پیش اومده بود که توی دورههای مختلف، یه مقدار وزن کم کرده بودم و سایزم کوچیکتر شده بود. لباسهام آزاد میشدن و من با ذوق میرفتم پیش مادرم تا برام تنگشون کنه. 👖✂️

مامانم خیاط بود و هر بار که این درخواستو میکردم، یه جواب ثابت داشت:
«چند روز صبر کن، اگه دوباره چاق نشدی برات تنگ میکنم.» و اون چند روز هیچوقت به سرانجام نرسید 😔
چون هنوز خوشحالی از کم شدن سایز تموم نشده بود که دوباره اضافهوزن سر و کلهش پیدا میشد…
💍 لاغری برای ازدواج؛ فصلی تازه از تلاش برای لاغر شدن
یادمه حدود ۲۰ سالگیم بود که تصمیم به ازدواج گرفتم. یکی از شرطهای خانواده همسرم برای قبول خواستگاری من این بود که باید لاغر شم.
شرط سختی بود ولی چون آرزوی لاغری همیشه تو دلم زنده بود، این بار با انگیزهای قویتر شروع کردم.
دوستی داشتم که خیلی متناسب و خوشفرم بود. اون بهم انگیزه داد تصمیم قاطع بگیرم و توی یک ماه کلی وزن کم کنم.
انصافاً هم عالی عمل کردم! 💯
🍽️ به شدت مراقب غذا خوردنم بودم، 🏃♂️ هر روز یک ساعت تو پارک بیرون از شهر میدویدم و ورزش میکردم.
بعد از یه ماه، تغییراتم طوری محسوس بود که خانواده همسرم هم متعجب شده بودن 😲
وقتی برای خرید لباس عقد رفتم، برای اولین بار بعد از سالها نیازی نبود سایز XXL انتخاب کنم!
سایز XL برام اندازه شده بود 😍
وای که چقدر حس خوبی بود… اون لحظهها واقعاً حس میکردم آرزوی لاغری داره به واقعیت تبدیل میشه.
🎉 به پیشنهاد همون دوستم، یه کت و شلوار سفید خریدم با کفش سفید که لاغریم بیشتر به چشم بیاد.
مراسم عقد بهخوبی برگزار شد و من چند روز با همون لباسهای سفید میچرخیدم و از ته دل لذت میبردم ✨

🍰 دوباره چاق شدن؛ کابوسِ آرزوی لاغری
بعد از عقد و شروع زندگی مشترک، همه چیز تغییر کرد. همسرم به زندگیم اضافه شد و باهاش یه عالمه تغییرات جدید اومد.
دیگه مثل قبل وقت آزاد نداشتم، و اون پیادهرویهای هر روزه تو پارک تبدیل شد به هفتهای دو یا سه بار ورزش نصفهنیمه 🏃♂️⏳
از نظر خودم هنوز کنترل غذا خوردنم رو داشتم، اما واقعیت یه چیز دیگه بود.
توی مهمونیها، تازهوارد جمع خانواده همسرم شده بودم و طبیعتاً نمیخواستم به کسی بیاحترامی کنم.
اونم تو خونهای که همه متناسب بودن و به خوردن عشق میورزیدن 😋🍛
اصرارها برای خوردن بیشتر به نیت احترام بود، اما نتیجهاش چی شد؟
بعد از دو ماه رژیم پر از سبزیجات 🥦 وقتی چشمم به غذاهای رنگارنگ میافتاد، دیگه نمیتونستم مقاومت کنم…
از ته دل غذا میخوردم، نه برای گرسنگی، برای دلتنگی!
👖 وقتی کت و شلوار سفید شروع به تنگ شدن کرد…
خیلی زود نشونههای برگشت چاقی سر و کلهش پیدا شد. کت و شلوار سفید دامادی که تا چند روز پیش باهاش تو آسمونا بودم، حالا داشت خفم میکرد 😣
در حالت ایستاده هنوز قابل تحمل بود، اما وقتی مینشستم، احساس خفگی داشتم و باید یواشکی نفس عمیق میکشیدم تا دکمهها کنده نشن 😬
چند روز بعد، همون اتفاق افتاد…
🔘 دکمههای کت دیگه بسته نمیشد
🔘 دکمه شلوارم کنده شد
🔘 و لباسهایی که نماد تحقق آرزوی لاغری من بودن، حالا دیگه قابل پوشیدن نبودن 😔
این فقط داستان من نبود… خیلیها این حس رو تجربه کردن.
لحظهای که میبینی لباسهای رویاییات، همونهایی که با شوق و ذوق خریدی چون بعد از مدتها به تنت خوردن، دوباره دارن تنگ میشن. لباسها دیگه فقط لباس نیستن، انگار یه جور «یادآور شکست» شدن. 🥀
اینجا دقیقاً جاییه که خیلیها حس میکنن آرزوی لاغری داره از دستشون میره. 🕰️ حس میکنن همهی تلاشها و سختیها بینتیجه بوده و دوباره در چرخهی همیشگی گیر افتادن.
🔄 چرخه همیشگی؛ از لاغری به چاقی
راستش برای من کاملاً قابل پیشبینی بود. نهتنها به روتین قبلی برگشته بودم، بلکه بیشتر هم میخوردم و کمتر ورزش میکردم.
با اینکه اون بار، بهترین نتیجهی من در مسیر آرزوی لاغری بود و حدود دو ماه وزنم رو نگه داشتم، اما باز هم برگشت خورد… مثل دفعات قبل، فقط کمی دیرتر!
📌 این تجربهایه که خیلیها داشتن:
اول با انگیزهی زیاد شروع میکنیم، رژیم میگیریم، سختیها رو تحمل میکنیم و وقتی به عدد دلخواهمون روی ترازو میرسیم، احساس پیروزی میکنیم.
اما کمکم همهچیز شل میشه… یه خوراکی اضافه، یه وعدهی بیشتر، یه بهونه برای ورزش نکردن… و بعد میبینیم دوباره به نقطهی اول برگشتیم.
این چرخه برای خیلیها مثل یه تاب میمونه: بالا رفتن پر از هیجان و انرژی، اما در نهایت برگشت به پایین، همونجایی که قبلاً بودیم. 🪂
و شاید آشنا باشه براتون که هر بار این چرخه تکرار میشه، اعتمادبهنفسمون کمتر و کمتر میشه. خیلیهامون با خودمون فکر کردیم:
- «شاید من برای لاغری ساخته نشدم.»
- «شاید بدنم همین شکلیه و کاریش نمیشه کرد.»
- «شاید مشکل از ژنها و متابولیسممه.»
اما حقیقت اینه که مشکل از ما نیست. مشکل از روشهای موقتیه که فقط ظاهر کار رو درست میکنن، نه ریشههاشو. ✨
ریشههایی که توی ذهن ما هستن، نه فقط توی بشقاب غذا یا توی باشگاه. 🧠🍽️

🛤️ مسیری روشن به سمت تحقق آرزوی لاغری
در چند سال اخیر، بارها سایز کمربندم رو کوچیکتر کردم 👖 بارها لباسهایی رو که فقط چند بار پوشیده بودم، کنار گذاشتم و لباسهای جدید با سایز کوچکتر خریدم.
ولی فرق مهمی که بین الان و گذشته وجود داره اینه که:
این بار هیچ نگرانیای از دوباره چاق شدن ندارم. ❌😰
چون از ته دل حس میکنم اون انسان چاقِ گذشته دیگه من نیستم… تفکر من درباره چاقی تغییر کرده.
🧠 دیگه ذهنم مثل قبل برنامهریزی نشده که چاق بشم، 🎯 دیگه تو تله ولع و ترس و وسواس غذایی گیر نمیافتم.
✨ آرامشِ پس از آرزوی لاغری
حالا دیگه اون حرص و ولعهای همیشگی رو ندارم. ذهنم از صبح تا شب درگیر این نیست که چی بخورم یا چی نخورم، چی بخرم یا چی نخرم 🛒🍔
یه آرامش عمیق جای افکارِ پرتنش قدیمی رو گرفته. 🕊️ و این یعنی فرمولهای ذهنی من واقعاً تغییر کردن.
نه فقط ظاهرم، بلکه باورم به لاغری، رفتارم با غذا، احساساتم نسبت به خودم.
🎓 قدم اول برای تحقق آرزوی لاغری
اگه تو هم آرزوی لاغری رو سالها تو دلت داشتی و از این مسیرهای سخت و طاقتفرسا نتیجه نگرفتی، بدون که راهی سادهتر، امنتر و ماندگارتر وجود داره 💡
من از زمانی که تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها رو انجام دادم، تازه معنای واقعی لاغر شدن رو فهمیدم…
نه لاغری با زور و محرومیت، بلکه لاغری با آگاهی، با عشق، با درک خودت 💚
این دوره، اولین قدم برای تحقق واقعی آرزوی لاغری است. جایی که بهجای جنگیدن با بدنم، شروع کردم با ذهنم دوست بشم.
📌 مسیر پاکسازیشدهای که امروز در اون قدم میزنم
الان مسیر لاغری با ذهن کاملاً مشخصه. راههایی که من اشتباه رفتم، علامتگذاری شدن ❌ تا کسی دوباره به بیراهه نره…
امروز دوره ورود به سرزمین لاغرها، هموارترین، امنترین و آسونترین مسیر برای رسیدن به تناسب اندامه. و هر کسی که با اشتیاق و تعهد واردش بشه، مطمئن باشه نتیجهش حتی از من هم بهتر میشه 🌟.
✍️ اهمیت تمرین ذهنی برای تحقق آرزوی لاغری
برای رهایی از افکار اشتباه و باورهای محدودکنندهای که سالها مانع تحقق آرزوی لاغری بودهاند، تمرینات ذهنی نقشی حیاتی دارند.
هر تمرینی که انجام میدهید، گامیست برای برنامهریزی مجدد ذهن ناخودآگاه شما برای لاغر شدن، نه از طریق اجبار، بلکه با تغییر باورهای درونی 💡🧠
پس تمرینات را جدی بگیرید، چون لاغری با ذهن، دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ از تغییر درون، نه رژیم بیرونی.
🧠 سوالات تمرینی برای تقویت مسیر ذهنی
- درباره آرزوی لاغر شدن خود بنویسید. اگر به تناسب اندام برسید، چه احساس و شرایط جسمیای را تجربه خواهید کرد؟ 😊
- تجربهتان از گشاد شدن لباسها در تلاشهای قبلی برای لاغری چه بود؟ آیا این تغییرات برایتان انگیزه ایجاد میکرد؟ 👖
- زمانی که لاغر میشدید، بیشتر احساس خوشحالی داشتید یا نگران بازگشت چاقی بودید؟ چرا؟ 🤔
- از تجربه نگرانیهای خود درباره دوباره چاق شدن بنویسید و اینکه چطور این نگرانیها ممکن است دوباره چاقی را جذب کنند. 🔄
- برنامه شما برای ادامه مسیر لاغری با ذهن تا رسیدن به تناسب ایدهآل چیست؟ برای آینده چه چشماندازی دارید؟ 🎯
💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات
حالا نوبت شماست 🌟 لطفاً پاسخ سوالات بالا را در بخش نظرات به صورت شرح انشایی بنویسید.
با نوشتن تجربهها و باورهای خود درباره آرزوی لاغری، ذهن ناخودآگاهتان را قدمبهقدم به سمت لاغری واقعی هدایت میکنید.
نوشتن، همان اقدامیست که مسیر ذهنی شما را تثبیت و روشنتر میکند 🛤️🖋️
منتظریم داستان ذهنی شما را بخوانیم!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.50 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام و درود دوستان جان
آرزوی لاغری شما محقق می شود !…
محو داستان چاقی استاد شده بودم انگار سریال می دیدم و فکر می کردم که وقتی ایشون بعد از عقد چاق شدند خودشون چه حسی داشتند !؟؟حتما احساس گناه و عذاب وجدان شاید هم حس ناتوانی و اما خانواده همسرشون و خانمشون چه احساسی داشتند ؟!و سرزنشها از کی شروع شد !؟و ۱۵سال زمان زیادی بوده که هرروز و هرلحظه با این وزن بالا تحت فشار روحی. روانی از طرف خودت و دیگران باشی ….
اما سرانجام کار عالی شد به لطف خداوند.
داستان چاقی هر کدوم از ما یک سریاله خودش و عجیب !…چون یه جورایی تداعی کننده مسائل چاقی خودمون هست .دقیقا منم از زمان عقد تا زمان عروسیم که کمتر از یکسال بود چاقتر شده بودم و یادمه از یکماه قبل عروسی صبح ها می رفتم کوهنوردی و رژیم سخت و چون ذوق لباس عروس داشتم با عشق این سختی را تحمل می کردم البته خیلی بهتر شدم ۶۸کیلو اما وزن مورد نظرم حدود ۶۰کیلو بود بالاخره مراسم عروسی هم طی شد و من در حدود دوماه بعد از عروسی وزنم به ۷۴رسید و …هروز بیشتر عصبی می شدم لباسهایم هم تنگتر و سعی داشتم خودم را از دید مخفی تر کنم … وارد شدن به یک زندگی و البته تماااام باورهای غلط ثروت و روابط و سلامتی و تفریح و …باعث شد به سرعت افسردگی بگیرم و بعد دلیل مزخرف چاقی داروهم اضافه شد و بعد از مدتی در نهایت رژیم سختی گرفتم و این روند طی سالها ادامه داشت تا به مسیر درست لاغری با ذهن هدایت شدم با ورودم به سایت و همراه شدن با مسیر صدگام تحولی بزرگ در من رخ داد و حدود ۱۰کیلو از وزنم افتاد و من اینبار نسبت به قبل مطمئن تر بودم لباسهای گشاد قبل و قبلترش برای بارداریم بود را اهدا کردم و عشقم بود برم خرید و لباسهای جدید بخرم نزدیکانم بهم می گفتند چقدر جمع.و جور شدی و شکمت صاف شده و من ذوق می کردم چقدر خودم را در آینه میدیم و احساسم نسبت به خودم خوب شده بود و من چون خودم خیاطی بلد بودم تند تند همه لباسهامو اضافه درزهاشو میچیدم و با خوشی دور می انداختم .اما سالهای قبل که بارژیم لاغر می شدم نمی چیدم چون منتظر بودم باز چاق بشم حتی لباسهای بارداری را نگه داشته بودم تویک چمدون می گفتم اگر چاق شدم دوباره نخوام لباس راحتی و خواب بخرم 🥵
این کاملا درسته که در زمینه پول و مادیات ما همیشه گسترده شدن را طلب می کنیم ولی برای یک فرد چاق افتادن اضافه وزنش خیلی لذت بخشه کوچیک شدن و کم شدن سایز و وزن 😍
البته ناگفته نماند که استاد طی سالهای بسیاری هربار مسیر لاغری را پاکسازی کردند و علامت گذاری کردند که فردی مسیر اشتباه را نرود .شاید ایشون خودشون خیلی آزمون و خطا داشتند ولی هر چه زمان می گذره راه آسونتر و لذت بخش تر میشه و شناخت و درک ما نسبت به فایلهای آموزشی بیشتر میشه .
یک موضوع دیگه که در نوشته ها نظرمو جلب کرد این بود که تتیجه ظاهر شد در صورتی که فقط چاقی متوقف شده بود یعنی احساس ما از لاغری فرکانسی در تصویر ذهن خودمون و اطرافیانمون ایجاد می کنه که لاغری میبینیم ولی واقعیت اینه که هنوز لاغر نشدیم و فقط چاقی متوقف شده و این اولین نشونه لاغر شدنه …یک کم عمیقه باور من زندگیمو میسازه باور من ویترین شخصیتی منو به جهان بیرون عرضه می کنه و …اطمینان به اینکه لاغر میشم و لاغر میمونم چون به شناختی در مورد چاق شدنم رسیدم که باور کنم با آموزش و یادگیری و استمرار لاغر ی ماندگار دارم باعث میشه ۱۲سانت از کمربندم بچینم یا کناره های لباس را بچینمو درز بگیرم یا با اطمینان برم خرید لباس سایز کوچکتر و چقدر این دعاااا برای افراد چاق لذت بخشه دل همه قنج میره الهی لباسهات از گشادی تو تنت زار بزنند الهی لباسهای گشادت را بریزیشون دور و جدید با سایز کوچیکتر و رنگ و سایز مورد علاقت بخری .
خرید مخصوصا لباس خیلی احساس خوبی به آدم میده چون نزدیکترین چیز به پوست بدنمون لباسمون هست که حسش می کنیم پس خیلی مهمه لباسی بپوشیم که دوسش داشته باشیم و وقتی تو جایگاه طبیعیت با حق الهیت و طبیعت هماهنگ باشی آرامش خاصی پیدا می کنی آزادی و سبکی روح آدمو نوازش می کنه و باز میخوای بیشتر تجربه کنی همه افرادی که با امید ادامه مسیر می دهند بارها و مرحله به مرحله این تجربه دورانداختن لباس و خرید دوباره را پیدا می کنند و جالبه هربار از انتخاب خود متعجب می شوند چون انقدرشخصیتشون هم تغییر کرده که دیگه علاقه ای به انتخاب لباسهای به وقت اضافه وزنشون ندارند خب ممکنه شما بگید برلی افراد چاق لباس شادو خوشگل نیست ولی من میگم چاقی لباس انتخاب نمی کنه شخصیت چاق ما همون که اعتماد به نفس نداره همون که بارها خودشو تخریب کرده همونی که از خودش متنفره همونی که محتاج تأیید و محبت دیگران شده همون که پر از خشم لباس انتخاب می کنه ولی در سایت تناسب فکری ما شخصیت سازی می کنیم میانه رو میشیم ادب به خود می آموزیم و این حال خوب و پذیرش و صلح ما باعث انتخاب جدید ما در خوردن و پوشیدن و صحبت کردن با دیگران یا نوع تفریح و سرگرمی ما میشه و فوق العاده است به امید اینکه انقدر سرزمین لاغر ها گسترده و جهانی بشه که دیگه لباس سایز بزرگ و گشاد و تیره تولید نشه و همه در حالت طبیعی خودشون غرق سلامتی و شادی باشند.
دوستان متعهد و متناسب عالی و شادمان باشید 🍃🌸
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر هم مسیرانم😍
ما خیلی دوست داریم خونمون بزرگ بشه ،پول تو کیفمون بیشتر بشه ،بچه هامون بزرگ بشند و ما ببینیم و لذت ببریم ،امکانات رفاهیمون بیشتر بشه و از گسترش اونها خیلی لذت میبریم اما تنها (تاکید می کنم )تنها موردی که دوست داریم کم بشه سایز لباسمونه و چقدر لذت بخشه لباسات تو تنت زار بزنند و بری لباس بخری یا اضافه بعضی هاشونو برش بزنی بندازی و چه الگویی بهتر از استاد ؟اگر یک نفر تونسته منم میتونم اگر این همه عکس خوشگل از شگفتی ساز شدن دوستان داریم منم میتونم خیلی سااااده و آسون
مهم نیست چقدر اضافه وزن داشته باشیم مهم اینه که مسیر درسته مهم اینکه ماندگاره مهم اینه که همش مسیرش لذتبخشه آزادیه رهاییه همونطور که یه روزی باورمون نمی شد با رفتارهای غلطمون چند کیلو اضافه وزن پیدا می کنیم شاید امروزم باورمون نشه که خیلی ساده و آسون به حالت طبیعی و متناسب و ایده آل خود میرسیم مسیر لاغری با ذهن کاملا واضح و روشنه ساده است خطاهاش حذف شده و استاد جان با آزمون و خطاهاشون مسیرو واسه ما هموار کردن پس امروز با این سطح آگاهی در این عصر هوشمندی از خودمون انتظار عالی بودن و متناسب بودن در تمام جنبه های زندگی رو داریم .
خدایا شکرت از اینکه انتخابم کردی و لایقم دونستی تا منم الگوی زیباییهات باشم به انتخابت احترام میزارم با عشق❤️