سالها دنبال راهی بودم که آسان ترین روش لاغری بدون بازگشت رو پیدا کنم. روشی که هم لذتبخش باشه، هم واقعی.
هر رژیمی که شروع میکردم، اولش خوب بود ولی بعدش تبدیل میشد به شکنجه! 🤯
اما وقتی با لاغری ذهنی آشنا شدم، انگار ذهنم دستم رو گرفت و گفت: «اینبار مسیر رو با هم میریم، بدون فشار، با احساس خوب…» 💛🧠
توی این مقاله میخوام برات از ۷ دلیل مهمی بگم که چرا لاغری با ذهن هم آسونه، هم بدون بازگشت…
🟩 ذهن دنبال لذت میگرده، نه رنج!
ذهن ما درست مثل یه بچهست 👶. بچهها وقتی تهدیدشون میکنی شاید برای چند دقیقه آروم بشن، ولی خیلی زود دوباره به همون کاری که منعشون کردی برمیگردن.
چرا؟ چون ذهن بچه (و ذهن ما!) با زور و تهدید سازگار نیست.
ذهن ما از رنج فرار میکنه و به سمت لذت کشیده میشه. 🎯

من سالها رژیم گرفتم، ورزش کردم، قرص خوردم، خودمو از غذاهایی که دوست داشتم محروم کردم. اما همیشه یه چیزی کم بود. ذهنم همش مقاومت میکرد! چون ذهنم لاغر شدن رو مساوی با سختی و رنج میدید.
🔄 ولی از وقتی وارد آسان ترین روش لاغری با ذهن شدم، همهچی عوض شد.
یاد گرفتم که اگه میخوام ذهنم باهام همراه بشه، باید لاغر شدن رو براش لذتبخش کنم. نه اجبار، نه محرومیت، نه گناه غذا خوردن… بلکه آزادی، شادی، سبک شدن، زیبایی، و حس خوب.
🍕 مثلاً تصور کن بدون عذاب وجدان پیتزا بخوری، اما همچنان متناسب بمونی. 🤯 این یعنی ذهن تو دیگه پیتزا رو با گناه و محدودیت نمیشناسه؛ بلکه با قدرت انتخاب آگاهانه میشناسه.
در آسان ترین روش لاغری یاد میگیری چطور مسیر لذت رو به سمت متناسب شدن هدایت کنی. نه با گفتن «نخور!»، بلکه با یاد دادن به ذهن که «میتونی بخوری، اما الان نمیخوای، چون متناسب موندن برات لذت بیشتری داره.» 🎁
👗 فکر کن بتونی لباسهای مورد علاقتو راحت بپوشی، سبک راه بری، با انرژی از خواب بیدار شی، تحسین اطرافیان رو دریافت کنی… ذهن عاشق این لذتها میشه!
تا وقتی ذهن تو فکر کنه پرخوری لذتبخشه، تو هیچوقت واقعاً نمیتونی لاغر شی جتی اگه با زور و محدودیت وزن کم کنی، چون برمیگرده.
ولی وقتی ذهن رو تربیت میکنی که از متناسب بودن لذت ببره، اون وقته که لاغری میتونه پایدار، آسان و لذتبخش باشه. 😍
🧠✨ ذهن دنبال لذت میگرده، نه رنج! و لاغری با ذهن، هنره اینکه این لذت رو به مسیر درست هدایت کنی.

🟧 لاغر شدن ذهنی، پایدارتر از لاغری فیزیکیه
🌿 اگه تا حالا رژیم گرفتی، میدونی همیشه باید یه چیزی رو از زندگیت حذف کنی: یا نون، یا برنج، یا شیرینی، یا مهمونیهای دوستانهای که با غذا همراهه! اما سوال اینجاست: تا کی میتونی این حذفها رو ادامه بدی؟ 🤷♀️
واقعیت اینه که توی روشهای معمول لاغری، بیشتر با جسمت کار داری. بهش فشار میاری، محدودش میکنی، گرسنهاش میذاری… ولی ذهنت چی؟ ذهن هنوز همون ذهن عاشق غذاست! 🧁🍟
در آسان ترین روش لاغری، چیزی حذف نمیشه؛ فقط جایگاهها تغییر میکنه. مثلاً غذا از «منبع آرامش» تبدیل میشه به «یکی از انتخابهای روزمره».
ذهن یاد میگیره که به جای پناه بردن به یخچال، با احساساتش روبهرو بشه. این یعنی یه تغییر اساسی، یه تحول پایدار! ✨
من خودم با همین روش، حدود ۴۰ کیلو وزن کم کردم. بدون اینکه از غذای مورد علاقهم دل بکنم یا ساعتها عرق بریزم توی باشگاه. فقط ذهنم رو آموزش دادم… با تمرین، با تصویرسازی، با تکرار، با عشق 💖
📌 توی این مسیر فهمیدم که آسان ترین روش لاغری اونیه که با درونت هماهنگه. نه اونکه هر روز با خودت بجنگی. وقتی ذهنت متناسب بشه، بدن خودش دنبالش میاد، بدون درد، بدون بازگشت.
🎯 چون در لاغری ذهنی، ما اول ریشهی اضافهوزن رو اصلاح میکنیم: یعنی طرز فکر و فرمولهای ذهنیای که باعث پرخوری و چاقی شدن. و وقتی این ریشهها تغییر کنن، دیگه نیاز نیست مدام شاخهها رو قیچی کنیم!
🧠 نتیجهاش؟ بدنی متناسب، رفتاری آگاهانه، و ذهنی که عاشق آرامشه.
پس اگه دنبال روشی هستی که هم پایدار باشه، هم لذتبخش، بدون شک باید بگم:
آسان ترین روش لاغری، لاغری با ذهنه. نه فقط چون سادهست، بلکه چون موندگاره. 🌈

🟪 ذهن به فشار پاسخ معکوس میده
تا حالا شده با خودت عهد ببندی که از فردا رژیم بگیری؟ 🥦
همه چی رو بنویسی، از خوردن خیلی چیزها بگذری، حتی لباس ورزش بخری و با انگیزه بری باشگاه… اما بعد از چند روز، کمکم همه چیز رها بشه؟! 😩
آره! این داستان تکراری خیلی از ماست…
چرا این اتفاق میافته؟ چون ذهن ما ذاتاً با فشار مشکل داره! 🧠❌
وقتی بهش بگی «نباید»، «نخور»، «نرو»، «باید حتماً ورزش کنی»… ذهنت این دستورات رو مثل تهدید تلقی میکنه. و واکنش طبیعیش چیه؟
مقاومت! درست مثل یه بچهی لجباز که وقتی بگی نکن، بیشتر هم انجامش میده 😅👶
من سالها این اشتباه رو تکرار کردم. هر بار که رژیم گرفتم یا تمرین سختی رو شروع کردم، ذهنم توی سکوت آماده میشد برای یه شورش حسابی! چون هر چی فشار بیشتر میذاشتم، مقاومت هم بیشتر میشد.
اما از وقتی با آسان ترین روش لاغری یعنی لاغری با ذهن آشنا شدم، فهمیدم چارهاش جنگیدن با ذهن نیست؛ بلکه دوست شدن باهاشه 🕊️❤️
تو این روش، ما به ذهن فشار نمیاریم. برعکس! بهش یاد میدیم که متناسب بودن میتونه لذتبخشتر از چاقی باشه. از طریق تکرار، تصویرسازی، و ارتباط با احساسات خوب، ذهن کمکم همراه میشه، نه مخالف.
🌿 به جای اینکه بگی «من نباید فلان چیز رو بخورم»، یاد میگیری بگی «من ترجیح میدم اینو نخورم چون هدفم مهمتره.»
این یعنی تغییر از درون…
یعنی آموزش ذهن با آسان ترین روش لاغری و تغییر از درون، دقیقاً اون چیزیه که رژیمها هیچوقت نمیتونن بهت بدن. چون رژیمها فقط روی جسم تمرکز میکنن، نه ذهن!
✳️ وقتی ذهن در مسیر قرار بگیره، لاغر شدن نهتنها سخت نیست، بلکه هیجانانگیزه. و اینجاست که میفهمی چرا لاغری ذهنی، واقعاً آسان ترین روش لاغری دنیاست.

🟦 ذهن لاغر، رفتار غذایی رو اصلاح میکنه
یکی از بزرگترین رازهای آسان ترین روش لاغری اینه که به جای اینکه فقط به خودت بگی «نخور!» یا «کم بخور!»، میفهمی چرا پرخوری میکنی و ریشههای ذهنی اون رو پیدا میکنی. 🧐🍽️
وقتی به عمق ذهنت نگاه کنی، میبینی بسیاری از پرخوریها ناشی از احساساتِ نادیده گرفته شده، استرس، یا عادتهای ناآگاهانه است.
ذهنِ لاغر یاد میگیره این احساسات رو بشناسه و باهاشون درست برخورد کنه، بدون اینکه دنبال غذا باشه برای فرار یا تسکین.
✨ در روش لاغری با ذهن، تغییر فقط ظاهر رفتار نیست، بلکه تغییر از ریشههای ذهنی شروع میشه.
مثل اینکه به جای اینکه فقط روی پوشاندن یه زخم سطحی کار کنی، زخم رو درمان میکنی تا دیگه خونریزی نکنه.
این اصلاح رفتاری، باعث میشه که:
- میل به پرخوری کم بشه
- انتخابهای غذایی آگاهانهتر بشه
- و راحتتر بتونی از لذتهای واقعی زندگی بهره ببری، نه فقط از غذا! 🎉
با تمرینهای ذهنی، فایلهای صوتی، تصویرسازی و نوشتن، میتونی به ذهن ناخودآگاهت آموزش بدی که به جای خوردن بیرویه، از لاغر بودن لذت ببره.
این دقیقاً همون چیزی هست که آسان ترین روش لاغری رو از همه روشهای دیگه متمایز میکنه.
🟨 آموزش ذهن ناخودآگاه، کلید اصلی لاغریه
ذهن ناخودآگاه ما مثل سیستم عامل کامپیوتر بدنمون عمل میکنه 🖥️. تا وقتی که این سیستم عامل درست برنامهریزی نشده باشه، هر کاری هم بکنی، نتیجه واقعی نمیگیری.
در روش آسان ترین روش لاغری، آموزش ذهن ناخودآگاه اولین و مهمترین قدمه. ما یاد میگیریم چطور به ناخودآگاه پیام بدیم که لاغر شدن نه تنها ممکنه، بلکه لذتبخشه و به نفع همه جوانب زندگیمونه. 🧠💡
وقتی ناخودآگاهت این پیام رو بپذیره، رفتارهای روزمره مثل انتخاب غذا، میزان خوردن و حتی تمایل به ورزش کردن خودبهخود تغییر میکنه.
این یعنی دیگه نیازی نیست با زور و اجبار رفتار خودت رو کنترل کنی، چون ذهن تو با تو همکاری میکنه، نه علیه تو!
📚 تحقیقات دانشگاه هاروارد هم نشون میده که با مداخلات شناختی میشه عادات غذایی رو تغییر داد و کاهش وزن پایدار داشت، حتی بدون تغییرات سخت در کالری مصرفی.
پس هر چقدر بیشتر روی آموزش ذهن ناخودآگاهت کار کنی، راحتتر و سریعتر به هدف لاغری میرسی. این همون راز اصلیه که آسان ترین روش لاغری رو از سایر روشها متمایز میکنه! 🌟

🟫 لاغری ذهنی، آسان ترین روش لاغری بدون بازگشت واقعی
شاید تا حالا کلی رژیم و روشهای مختلف رو امتحان کرده باشی و نتیجه نگرفتی. دلیلش اینه که اکثر روشها فقط ظاهر ماجرا رو تغییر میدن، نه ریشه و اصل قضیه رو.
در آسان ترین روش لاغری، وقتی ذهنات تغییر میکنه، تصویر ذهنیات از خودت هم تغییر میکنه.
این تصویر جدید باعث میشه بدن تو دیگه اجازه نده چاق بشی، چون ناخودآگاهت نمیذاره به اون حالت برگردی.
👗 متناسب شدن دیگه یه پروژهی موقتی نیست، بلکه بخشی از هویت و زندگی روزمرهات میشه.
وقتی ذهنت و بدنت هماهنگ باشن، لاغری پایدار و بدون بازگشت تضمین میشه.
پس با آسان ترین روش لاغری نگران بازگشت وزن نباش؛ چون با این روش ذهنی، مسیر لاغری تو دیگه راه برگشتی نداره! 💥💚
💡 پیشنهاد ویژه من به تو: دوره «ورود به سرزمین لاغرها» یک سفر فوقالعاده ذهنی و کاربردیه که گام به گام تو رو همراهی میکنه تا ذهن ناخودآگاهت رو برای متناسب شدن آماده کنی.
تو این دوره یاد میگیری چطور با تمرینهای ساده، تصویرسازیهای مثبت و فایلهای صوتی انگیزشی، ذهن خودت رو در مسیر لاغری همسو کنی.
با «ورود به سرزمین لاغرها»، شروع کن و اجازه بده ذهن تو راه رو بهت نشون بده…🧠❤️🔥
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.99 از 70 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



ما میخواییم در مورد تشابه رفتار ذهن بزرگترها با واکنش بچها حرف بزنیم . و ببینیم چرا لاغر شدن با ذهن نتیجه میده ؟؟؟
بچها چون کمتر تحت تعلیم بزرگترها قرار گرفته ان نحوی رفتار اونها خیلی درست تر هست ممکنه از نظر ما اشتباه باشه اما صحیح هست .
بعضی وقتها دیدین بچه ها شلوغ بازی در میارن و شما هم تهدیدش میکنید که اگر این کار ها رو بکنی میام تنبیه ات میکنم و بچها چند دقیقه ای رو ساکت میشن ولی دوباره بعد از چند دقیقه شروع میکنن به شلوغی به خاطر ذهن ناخود اگاهشون هست که بچه تصمیم میگیره چند دقیقه ای را فضولی نکنه .اما اگر بیای یه وعده ی لذت بخش به اون بچه بدی که مثلا شب میبرمت پارک و یا برات فلان چیز رو میخرم و ….میاد از اون شلوغ کار ی میگذره چرا چون میخواد لذت بهتری رو تجربه کنه و دقیقا روند کار ناخوداگاه هم همینطور هست .
تمام افرادی که روند چاق شدن رو داشتن و دارن همین طور هست درسته ما از چاقی بدمون میاد ولی ما لذت بردیم و چاق شدیم مثلا وقتی برنامه ریزی میکردم کجای میز بشینم که غذای بیشتری گیرم بیاد و یا غذا ها رو جایی انبار میکردم که به تنهایی بخورم و … پس من با لدت بردن چاق شدم و وقتی من رژیم گرفتم و ورزش کردم مثل تهدید ما به اون بچه بوده و موقت جواب میداده و بعد از چند وقت به وزن قبلیم برمیگردم چون نمیتونستم با اعمال فشار و تهدید لاغر بشم .
وقتی تو با مواد غذایی مواجه میشی چه رفتاری داری ؟ چرا وقتی میری بیرون همش فکر میکنی چی با خودت ببری بیرون و یا چی رو با چی بخوری که خوشمزه تر بشه ؟
خوب همه نشون میده ذهن ناخوداگاه برنامه ریزی شده برای لاغری پس با قرص و عمل و رژیم نمیشه ذهن ناخوداگاه رو تغییر داد پس ممکنه یه مدت تغییر کنه اما دوام نداره و به جایگاه خودش برمیگردن .این افراد درسته عمل میکنن ولی ذهنشون اونها رو به خاطر تصویر ذهنی چاقی که از خودشون دارن به وزن قبلی برمیگردونه .
پس ما باید برای ذهن لاعر شدن رو لذت بخش کنیم و بعد از چند روز میبینیم رفتارهامون تغییر میکنه .
اگر ذهن رو آموزش بدیم از طریق فایلها و تمرینهای نوشتاری و …باعث تعادل ذهن و جسم میشیم و این دو با هم همسو میشن با تصمیم آگاهانه و ذهن مشتاق میشه بره برای ادامه ی آموزشها .
ما قبلا برای لاغر شدن تمام راه ها رو دنبال کردیم ولی نتیجه هم نگرفته ایم و یادمون هست که همه ی ما دوست نداشتیم چاقتر بشیم اما ماه بعد چاقتر میشیدیم همه ی ما دوست نداشتیم پرخوری کنیم اما بازم پرخوری میکردیم و …
پس این افراد باید آموزشها رو دنبال کنن تا به نتیجه ی خوب برسن همراه با احساس خوب و نشاط و…
پس تصمیم قاطع بگیرید و متعهد باشید تا نتیجه رو ببینید از راه ذهنی دنبال کنید
و ما هیچ وقت با زجر و سختی چاق نشدیم با لذت رفتیم رستوران و یا مهمانی و غذا خوردم و هی چاقتر هم شدم و حالا هم باید من با لذت لاعر بشم .
لدت لاعری و تناسب اندام :من وقتی لاعر بشم بسیار ادم شیک پوشی میشم من وقتی لاعر بشم لباسهای رنگ شاد میپوشم من اگر لاعر بشم ازادی در تمام جنبه های زندگیم پیدا میکنم من وقتی لاعر بشم دربهترین حالت روحی و جسمی خودم قرار میگیریم .من وقتی لاعر بشم در خرید کردن بسیار راحت و سریع اقدام میکنم من وقتی لاعر بشم بسیار سبک و رها هستم من وقتی لاعر بشم در تمام لباسها آزادی و رهایی رو حس میکنم من وقتی لاعر بشم دیگه برده ی عذاها نیستم بلکه اوناا برده ی من میشن و من اونها رو مدیریت و کنترل میکنم و من وقتی لاغر بشم بسیار رفتار عذایی با کلاس و ارامی حین خوردن پیدا میکنم و من وقتی لاغر بشم پاهای لاعر و خوش فرمی پیدا میکنم و زیباترین کفشهای چرم و شیک و به روز رو به پا میکنم که دوست دارم و من وقتی لاغر بشم ….
رنج و سختی چاقی :من وقتی چاق بشم در حال روحی بسیار بدی و افسردگی هستم و من وقتی چاق بشم همیشه در محدودیت و سختی هستم و من وقتی چاق بشم در خرید کردن باید لباس رنگ تیره و زشت رو با به تن کنم و من وقتی چاق بشم بسیار بد لباس و بد تیپ میشم و من وقتی چاق بشم در لباسها تحت فشار هستم و حالم بد میشه و من وقتی چاق بشم حتی پاهای من چاق میشه و کفش دلخواهم رو نمیپوشم و من وقتی چاق میشم رفتارهای زشت و زننده ی پرخوری رو دارم همه جا و من وقتی چاق بشم بسیار بی کلاس هستن رفتارهای من و من وقتی چاق بشم همیشه خودم رو برده ی غداها میبینم که هر ساعتی و هر مقداری گفتن من بخورم و خودم هیچ قدرت انتخابی ندارم من وقتی چاق بشم و…
تشابه رفتار ذهن بزرگترها با حرکات و رفتار بچها چی هست ؟؟؟؟(یعنی اینجا استاد ذهن رو به یه بچه ی کم سن و سال شبیه میدونه که این ذهن به مرور زمان پر از فرمو لهای اشتباه در اثر تربیت و خانواد و اجتماع و اطرافیان شده و گرنه در بدو تولد که پاک و سفید هست پس خیلی مهم که چه چیزی وارد این ذهنمون میکنیم و قبلا چی به خورد این ذهن دادن سعی کنیم اطلاعات درست رو بپذیریم و هر چیزی رو از هر کسی به راحتی قبول نکنیم حالا چه در زمینه ی لاغری چه در بقیه ی جنبه های زندگی )
بچها خیلی رفتار درست و فابریکی دارن که ممکنه از نظر ما درست نباشه ما از لحاظ ذهنی خیلی درست هست ( همین خوردن در نوزدان رو دقت کنید هر چقدر بخوان در هر زمان و مکانی میخورن بدون ترس و اگر سیر باشن هر چقدر ما تلاش کنیم نمیخورن و خیلی از بزرگترها ممکنه نگران باشن که چرا بچه ام کم میخوره یا خوب غدا نمیخوره ولی اون ذهنشون هنوز پاک و دست نخورده هست و اتوماتیک میخورن و وقتی سیرن دیگه نمیخورن اما از نظر خیلی از پدر و مادرها رفتار غداییشون غلط هست و کم میخورن و ضعیف هستن و دهن اونها رو از بچگی با فرمولهای غلط پر میکنن مثلا :بخور که بزرگ بشی بخور که قوی بشی بخور که اندازه فلانی بشی و …) .
ما معمولا اگر بچه ای کار بد بکنه تهدیدش میکنیم که نکن و بچه به خاطر چند دقیقه ساکت میشه ولی دوباره شروع میکنه به انجام کارهای خودش ولی اگر به بچها بگید فضولی نکنید که شب شما رو پارک ببرم یا خونه ی خاله ببرم با فلانی بازی کنی و یا پیتزا بخرم که دوست داری
چون ذهن اینجا با لذت بیشتری مواجه شده پس دست از اون لذت کمتر میکشه
روند ذهن همین طور هست هر کاری براش لذت بیشتری داشته باشه اون رو انجام میده (ذهن به دنبال کارهای لذت بخش هست و دوست داره اونها رو انجام بده پس مواظب باشین هر چیزی رو که وارد ذهنتون می کنید در قسمت رنج و یا لذت ذهن شما میشنه؟ که ممکنه خیلی وقتها به خاطر اطرافیان و جامعه به اشتباه وارد ذهن ما خیلی چیزا کرده باشن مثلا لاغری =رنج و سختی چاقی =لذت و آسانی یا ثروت داشتن =رنج و سختی فقیر بودن =لذت و آرامش و …)
من در تمام سالها از چاقتر شدن و چاق شدن لذت بردم ممکنه بدم میومد ولی رفتارم نشون میداده که من لذت میبردم وقتی میدونستم فردا مهمانی هستم و من حالا چطور بخورم و یا وقتی فکر میکردم فردا اگه رفتم رستوران چه سفارش بدم و یا اگه رفتم بیرون چی و چی ببرم و همه ی رفتارهام نشان از لدت من داشته حالا درسته من رژیم میگرفتم برای لاغری و هی طبق برنامه می خوردم ولی ذهن من چون از چاقتر شدن لذت می برد ذهن من تمایل داشت به سمت چاق شدن بره و دو باره چاقی رو اجرا میکرد و هر چند بار رژیم گرفتم اما بعد یه مدت دوباره برمیگشتم چرا ؟؟چون از چاقی لذت میبردم ممکنه بگین نه من از چاقی متتفر بودم و لی نحوه ی رفتارت چی ؟؟وقتی فلان غذا رو میدیدی چی ؟؟چرا همش به دنبال بیشتر خوردنی ؟؟چرا وفتی میخوای بری بیرون همش به دنبال این هستی چی ببری چون نشون میده ذهن از چاقی و خوردن لذت میبره و ما با رژیم به زور میتونیم یه مدت لاغر بشیم ولی در نهایت در چند سال آینده به وزن قبلیشون برمیگردن چون ناخوداگاه رو نمیشه با رژیم لاغر کرد و یا با جراحی و یا قرص و دمنوش نمیشه لاغر کرد و همه ی اینها فشار جسمی هست و داوم ندارد و همیشگی نیست و بعد از یه مدت به جای اولمون برمیگردیم چون ذهن ما غلبه میکنه و ذهن ما تصویر چاقی از ما داره و ما رو به اون چاقی میرسونه ( من خودم نمونه ی واضح همین حرفها بودم چون من خیلی عاشق لاغری بودم و با تعهد و انگیزه تونستم بیش از ۸ یا ۹ بار رژیم اساسی بگیریم و لاِغر و خوش اندام بشم اما هیچ وقت دوام نداشت و من دوباره مثل قبل میشدم و همیشه ناراحت بودم و علت رو هم نمیدونستم و میگفتم چرا جسم من با متناسبها فرق داره و چرا من نمیتونم و خبر نداشتم علت چی هست اما خدا رو شکر حالا که به این همه آگاهی ناب و عالی دسترسی دارم و واقعا میدونم و مطمعنم تنها راه لاغری آموزش ذهن هست و من در بار آخر که پیش دکتر تغدیه رفته بودم بهش میگفتم کی رژیم من تموم میشه منم دلم میخواد خیلی چیز ا رو بخورم دلم شیرینی میخواد دلم چیپس و پفک میخواد و بی حد حریص شده بودم و یادم میاد یه روز که خوب وزن کم کرده بودم به خودم تشویقی دادم و یه عالمه چیپس و پفک خریدیم و حین رانندگی میخوردم و رانندگی میکردم تا داخل خونه هنوز باز میکردم و میخوردم و همسرم متعحب از رفتار من ولی انگار بدتر میشدم و حرص و ولعم کمتر نمیشد تازه بعدش هم کلی عذاب وجدان داشتم و فردا هم دلم دوباره میخواست و اصلا انگار کنترلی روی خودم نداشتم و حالا متوجه میشم موضوع چی بوده و من فقط به جسمم فشار میوردم و یه جاهایی دیگه کم می آوردم و دلم غداهای معمولی میخواست دلم شیرینی و هله و هوله میخواست دلم فست فود میخواست یادم میاد هر ماه بعد از کم کردن وزن از همسرم تقاضای رفتن به فست فودی رو میکردم و میگفتم این جایزه ی من هست و دوباره از فردا شروع میکنم و چه رفتارهای پرخور ی از من سر میزد و هیچ کس نبود این چیزا رو آموزش بده دقیقا استاد عزیز درست میگن فقط اون دکتر به من میگفت چه مقدار از چه چیزی در چه زمانی بخور آخه چقدر راه اشتباه رفتم ولی خودم رو تحسین میکنم که این همه نتیجه ی عالی با تمام سختی های راهش تونستم بارها بگیریم و خودم رو متناسب کنم بازم دم خودم گرم که اینقدر پشتکار داشتم و دارم تو بی نظیری )
ما وقتی داریم رژیم میگیریم درسته خودمون رو کنترل میکنم ولی ذهن ما دوست داره کاری دیگه انجام بده و این عدم تعادل باعث پرخاشگری و عصبانیت در ما میشه و وقتی ذهن ناخوداگاه رو آموزش بدیم خیلی راحت نتیجه میگیریم و ذهن رو آموزش میدیم مثل هر آموزش دیگه مثل آموزش ریاضی و خیاطی و رانندکی و اینطور خیلی لذت بخش هست چون ذهن ما با تصمیم ما همسو میشه ودیگه مقاومت ذهنی وجود نداره و ذهن مشتاق میشه که بره مرحله ی بعد و ببینه اون مرحله چه تاثیری میزاره و این بهترین راه برای لاعر شدن هست (بازم از خودم مثال میزنم من ذهنم یه نمونه ی آموزش دیده هست از آموزشهای لاِغری با ذهن که فقط لذت میبرم با این ذهن عزیزم غذا بخورم و رستوران و مهمونی و تفریح برم و یا سفر برم و حالا تا ماه رمصان هم باهاش انشاا… باشم و ببینم چطور برخورد میکنه و تا حالا واقعا عالی بوده و چون همیشه حواسم به متناسبها هست چه داخل خونه ی خودم چه داخل جمع میبینم چقدر مثل متتاسبها رفتار میکنه و حالا اگر لغزشی هم در این مدت داشتم بازم خوشحالم چون خیلی عالی متوجه شدم که کارم زشت و غیر انسانی بوده و اما با تکرار رفتارهای درست برطرف میشه و دیگه انجامش نمیدم مثلا همین امروز من کشمش پلو داشتم و خیلی من این غدا رو دوست داشتم و قبلا وقتی میخوردم ته مانده ی عدای بچها رو هم میخوردم و هر چی هم تونستم از روی قابلمه میخوردم و باقی مانده ی غذای همسرم رو میخوردم ولی امروز تا خواستم بخورم میگفتم سیرم چرا بخورم نخور تا گرسنه ات بشه حتی نزدیک بعد از ظهر بود گفتم برم بکشم تو بشقاب بخورم چون دوست دارم رفتم روی قابلمه ولی بازم گفتم من که سیرم این غذا هم هست هر وقت خواستم حتی شب بود میام داخل ظرف میکشم و میخورم نگران نباش و همین آرامش داشتن که هر وقت خواستی بخور باعث میشه ذهن من نترسه و من رو وادار به خوردن نکنه دقیقا بر عکس گذشته که رژیم داشتم
و ترس از نبودن غدا من رو وادار به رفتارهای ناجور پرخوری میکرد )
همه ی ما دوست نداشتیم پرخوری کنیم ولی میخوردیم و بعدش عذاب وجدان میگرفتیم همه ی ما دوست نداشتیم چاقتر بشیم و اما هر ماه چاقتر میشدیم (من خیلی تجربه میکردم این رفتارها رو عذاب وجدان بعد از خوردن و چاقتر شدن هر ماه خودم از ماه پیش و انکار هیچ راهی نداشتم و فقط غصه میخوردم و ناراحت بودم ولی ته دلم به دنبال راهی بودم تا با لاغری با ذهن آشنا شدم ).
ولی حالا احساس شادی و نشاط و آرامش،و اشتیاق داشتن در همه ی ما که برای متناسب شدن با این روش قدم برمیداریم مشترک هست و لدت بخش و بی نطیر هست و بازم از استاد عزیز ممنونم و سپاسگزارم .
من اگر حتی ده در صد تلاش گذشته ام رو بیارم داخل این مسیر و ومتعهد باشم نتیجه رو می بینیم (من تا حالا کلی نتیجه دیدم و مطمعنم این نتیجه های من بزرگتر هم دارن میشن فقط باید ادامه بدم و صبر کنم ).
ما ساده چاق شدیم و بدون زجر و سختی بوده و هی لذت بردم و خوردم و رفتم رستوران و من چاقتر شدم و باید با لذت هم لاغر بشم و تنها راهش لاغری با ذهن هست .
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم .
من خودم نمونه ی عینی همین حرفها بودم بارها رژیم گرفتم و عالی لاغر شوم اما ذهنم با زور و سختی و مشقت این کار رو میکرد و من همیشه شاهد کلنجار بین خودم و نیازهای جسمم بودم که دلم همه چیز میخواست اما من از ترس لاعری نباید میخوردم و تا یه زمانی میتونستم در مقابل اون همه نخوردن مقامومت کنم و از یه جایی به بعد دیگه برام سخت مبشد و بعد از مدتی دوباره من به جایگاه اولم بر می گشتم و تمام زحماتم بر باد میرفت چون ناخود آگاهم هنوز چاق بود درسته جسم من با زور رژیم لاغر شده بود اما ذهن ناخود آگاه من کاملا اطلاعات غلط لاغری داشت و چاق بود و بر من غلبه میکرد و اما من چون در هر بار که تصمیم به لاغری میگرفتم هنوز تصویرهای ذهنیم تغییر نکرده بود دوباره به حالت چاقی برمیگشتم من حتی در مدت زمانی که قبلا زیر نظر کارشناس تغذیه بودم و هر ماه که میرفتم مطب و کلی وزن کم میکردم و جسمم داشت روزبه روز لاعر تر میشد اما با وحود این همه تغییر جسمی ،ذهنم در مسیر چاقی بود و هیچ تغییری نمیکرد و سربع به من میگفت آهان حالا که تونستی کلی وزن کم کنی برو سوپر مارکت هر چی میخوایی بخر و بخور و من کلی چیپس و پفک میخوردم و یا بهم میگفت برو رستوران هر چی میخوایی بخر و بخور و من بلافاصله این کار رو میکروم و به فست فودی میرفتم و دوتا پیتزا میخوردم و اما به خاطر عشقی که به لاغری داشتم دوباره از فردا شروع میکرد م و رژیم سخت رو به همراه ورزش سنگین ادامه میدادم و اما زمانی که کاملا دیگه متناسب میشدم و در وزنم دلخواهم قرار میگرفتم واویلا برای این ذهنم که اجازه نمیداد من از این جسم لذتی ببرم از فرداش شروع میشد یکم بیشتر بیشتر بخور این که چیزی نیست حالا فقط همین یک قاشق رو بخور و …..تا کم کم دوباره به جای اولم برمیگشتم .
من همیشه با تحت فشار گذاشتن جسم و رژیم و ورزش سنگین مبخواستم خودم رو لاغر کنم و اما ذهنم نمیخواست قبول کنه با این همه زجر و سختی کنار بیاد و هماهنگ بشه تا لاغر بشم و برای همین همیشه در حال حرکت به سمت چاقی بیشتر بود چون در ذهن من همیشه چاقی با لذت بیشتر همراه بود همیشه با حال خوب و آسانی بود یعنی من خیلی راحت با لذت بیشتر غدا میخوردم و راحت هم چاق میشدم اما به سختی متناسب میشدم وبه همه هم میگفتم من اینطور هستم به سختی لاعر میشم و به اسانی چاق میشم برای همین همیشه در فکر خوردن بودم که چی رو با چی ترکیب کنم و بخورم که خوشمزه تر بشه و … و خیلی راحتم چاق میشدم و هیج وقت چاقی من با زجر و سختی همراه نبود با گریه کردن غدا نمبخوردم درسته از چاقی بدم میومد ولی همیشه در حال فکر کردن به این بودم که مثلا اگر رفتم مهمانی تا میتونم بخورم چون فقط یه امشبه و دوباره از فردا رژیم بگیرم و یا اگر رفتم مسافرت فقط بخورم تا خیلی خوش بگدره و یا اینکه اگر رفتم تفریح در پارکی و یا فضا سبزی تا میتونم بخورم تا خیلی به من خوش بگذره و کلی از این حرفها داشتم و من خیلی راحت چاق میشدم .
همه ی ما دوست نداشتیم چاق بشیم و دوست داشتیم لاغر بشیم و لباس خوب بپوشیم و سلامت و سبک باشیم و من انصافا جز اون افرادی بودم که خوب و عالی از چاقی زیاد خودم رو متناسب میکردم حتی تا وزن ۵۹ کیلو هم لاغر میشدم اما ماندگار نبود و همین من رو خیلی اذیت میکرد حالا علت رو متوجه میشم چرا اینطور بودم چون ذهن ناخود آگاه من موافق خواسته ی لاغری من نبود و این ذهن ناخود آگاه من هرکاری که براش سخت و همراه با رنج و مشقت باشه رو انجام نمیده و مثل بچه ای میمونه که با تنبیه و ترس ممکنه کار بدی رو برای یه مدت انجام نده اما تا مدتی میتونه خودش رو کنترل کنه و اما زود خسته میشه و دوباره برمیگرده و انجامش میده و اما اگر همون بچه رو برای انجام ندادن کار بدش کلی وعده ی جایزه بدی و به اون وعده ی کلی پاداش خوب بدی اونم با اشتیاق انجام نمیده و با شما همکاری میکنه تا دقیقا به اون همه لذت و پاداش برسه و دقیقا حکایت ما میشه در دوره ی لاغری با قدرت ذهن چون لاغری رو در قسمت لذت ذهن میاریم و ذهن با لذت برای رسیدن به اون لاغری تلاش میکنه و ما خیلی زود نتیجه میگیریم و کاملا در این مسیر ذهن ما با خواسته ی ما هماهنگ میشه و دیگه خیلی از رفتارها و عادتهای ما و اون افکار و حرص،و ولع های ما تغییر میکنه و ما روز به روز به خواستمون نزدیکتر میشیم
لاغری در ذهن ناخود آگاه من =با خوشتیپی و لباس رنگ شاد و به روز پوشیدن و آزادی در خوردن که هر چیزی در زمانی که بخوام به هر اندازه ای که نیاز داشته باشم بخورم و ازادی در فعالیت کردن و سبک بودن که هر کاری دلم خواست به راحتی میتونم اتجام بدم و آزادی در خرید کردن از هر جایی که خواستی با کمترین زمان ممکن و به راحتی میتونم خرید کنم حتی سایز مانکن و زیبایی و جوانی چهره و حتی سلامتی کل اندامها و حال خوب روحی که هر روز از دیدن خودم در آیینه بیشتر لذت ببرم و اعتماد به نفس بالا داشتن و روابط عالی با همه داشتن و خود باوری و موفقیت بیشتر و ایمان و توکل بیشتر و ….من کلا عاشق این سبک زندگی کردن و خوردن هستم که دارم هر روز برای رسیدن به اون یک قدم بر میدارم و تلاش میکنم .
و اما بازم بگم چون من از اون زمان رژیم و ورزش سنگین فاصله گرفتم خیلی از سختیها و مشکلات و ترسها و افکار ناجور برای لاغری یادم نمیاد اما اون آشنای من که هر هفته تقریبا اون رو میبینم که چند باره داستانش رو گفتم که با رژیم سخت خودش رو لاعر کرده رو وقتی میبینم تمام اموزشهای استاد و این راه لاغری با قدرت ذهن و اون سختیهای اون موقع رژیم و محدودیت برام زنده میشه و یاد اون دوران خودم میفتم همین فرد چون رژیمش حذف کربوهیدرات و مواد قندی و نشاسته ای و .. هست و بسیار رژیم پر هزینه و گران قیمتی هست چون فقط باید پروتیین زیاد مصرف کنه و اما من اصلا دقیق اطلاعاتی از این رژیم ندارم همین رو هم به زور چند باری که داخل جمعشون بودم شنیدم و اصلا دیگه گوش ندادم و رفتم اما میدونم در این حد ممنوعیت داره و از تعارف کردن بهش در جمع که چیزی بر نمیداره متوجه میشم و این شخص برای چند هفته بیمار بود اما تازه خوب شده و دیشب در جمع ما بود و چون به قول خودش در این دوران بیماری حالت تهوع داشته و نمیتونسته غدا بخوره حالا با یه حرص،و ولعی دیشب شام میخورد اونم از همه چیز که من تعجب میکردم چون نباید میخورد و جز محدودیتاش بود و از دیدن اون حجم غدا تعجبم میشد و یا اینکه میگفت چون سرم قندی زدم من الان کلی چاقتر شدم چون جز رژیمم نبود ه و انصافا هم چاق شده بود و خلاصه من دارم از نزدیک میبینم که محدودیت با این فرد داره چیکار میکنه و تا کی میخواد با این رژیم باشه معلوم نیست کمای اینکه خیلی وقتها اذیت هست و مشکل عصبی پیدا میکنه که نمیتونه بخوره و یه جا پرخوری میکنه و بعدش ناراحت هست و خیلی از مشکلات دیگه که من حتی حاضر نیستم برای یک بار دیگه و یه لحظه ی دیگه به اون شرایط سخت رژیم و محدودیت برگردم و این رو هم بگم من الان بسیار از این شخص لاغرتر هستم و هر چیزی رو هم بخوام به راحتی میخورم و هیچ محدودیتی ندارم و با حال خوب و آرامش دارم ادامه میدم .و اما اون برد روز به روز داره چاقتر میشه و از اندام لاعری وه کسب کرده بود فاصله میگیره