0

گام ۲۵: مسیر لاغری لیز است، زمین نخورید!

مسیر لاغری با ذهن
اندازه متن

35 سال از زندگی من با چاقی گذشت. سال هایی که از آنها بخاطر چاق بودنم لذتی نبردم. قرار گرفتن در مسیر لاغری با ذهن تولدی دوباره برای من بود.

سال ها برای لاغر شدن تلاش کرده بودم و از روش های مختلفی سعی می کردم مقداری از سایز و وزن خودم را کاهش دهم اما نتیجه نهایی فقط چاق تر شدن بود.

چرا فکر می کردم بی اراده هستم!

بارها شکست خوردن در استفاده از روش های مختلف برای لاغر شدن سبب شده بود که به شدت به خودم و توانایی ام در لاغر شدن شک داشته باشم.

باور کرده بودم که من نمی توانم لاغر شوم و من اراده لاغر شدن را ندارم. در یک کلام، عقیده داشتم لاغربشو نیستم.

زمانی که به لطف خدا در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم سخت ترین موضوع برای من باورکردن توانایی لاغر شدن بود.

خیلی سخت بود که بتوانم فکر کنم من هم می توانم لاغر شوم.

نتیجه تمام تلاش های قبلی من برای لاغر شدن شکست خوردن بود و صدای بلندی در سرم همیشه فریاد می زد:

  • تو نمی تونی لاغر بشی.
  • تو تا ابد چاق می مونی.
  • چاقی تو ارثیه.
  • سوخت و ساز بدنت پایینه.

ذهن چاق هر لحظه دلیلی برای لاغر نشدن را در گوشم زمزمه می کرد. دلایلی که همه درست بودند و تک تک آنها را تجربه کرده بودم.

البته در کنار این هیاهوی درونی، حرف و حدیث اطرافیان هم سبب شده بود که نسبت به لاغر شدن به شدت احساس ناتوانی کنم.

هربار که افراد متوجه می شدند رژیم جدیدی را در پیش گرفته ام یا برنامه ورزشی منظمی را شروع کرده ام با نیشخند به من می گفتند:

تا کی می خوای برای لاغر شدن تلاش کنی!

تو لاغر بشو نیستی، چاقی تو ارثیه.

الکی به خودت زحمت نده.

با همه سر و صداهایی که در ذهنم فریاد می زد من نمی توانم لاغر شوم اما می دانستم برای حرکت کردن در مسیر لاغری با ذهن باید بر این سر و صداهای درونی غلبه کنم. می دانستم که برای انرژی و توان حرکت داشتن برای لاغری با ذهن باید هرطور که شده قدم های اول را بردارم تا به نتایج اولیه دست پیدا کنم و بتوانم با دلیل و مدرک در برابر ذهنم ایستادگی کنم.

تمام تلاش من در روزهای اول حضورم در مسیر لاغری با ذهن تمرکز بر توانایی لاغر شدن بود. چون متوجه شده بودم که این موضوع ریشه های قوی در ذهن من دارد و برای تغییر این نگرش که من نمی توانم لاغر شوم باید تمرین و تمرکز زیادی داشته باشم.

در بسیاری از فایل های آموزشی سایت تناسب فکری به این موضوع اشاره کرده ام چون می دانم باور کردن توانمند بودنمان برای لاغر شدن مهمترین موضوع در موفقیت در مسیر لاغری با ذهن است.

با همه تلاش و تاکید من بر باور کردن توانایی خود برای لاغر شدن بارها در نوشته ها و پیام هایی که در بخش نظرات فایل های آموزشی توسط اعضای سایت تناسب فکری ثبت می شود به مواردی بر می خوردم که افراد از ناامید شدن برای لاغر شدن صحبت کرده اند.

اینکه مدتی است در مسیر لاغری با ذهن هستند اما به دلایل مختلف انگیزه و انرژی آنها کاهش پیدا کرده و به شور و اشتیاق اولیه مسیر لاغری با ذهن را دنبال نمی کنند.

فشار چاقی

خارج شدن از مسیر لاغری

افراد در مسیر لاغری با ذهن به دو علت انگیزه و اشتیاق خود را از دست می دهند:

1- توجه به چاقی و عوارض آن

2- توجه به حرف دیگران

از آنجایی که فرد چاق به دلیل خسته شدن از چاقی به دنبال روشی برای لاغری است و به همین دلیل به مسیر لاغری با ذهن هدایت شده است همزمان که در حال استفاده از محتوای آموزشی و انجام تمرینات است، چاقی و عوارض آن را همراه خود دارد.

توجه به چاقی و عوارض آن

در واقع هر روز همزمان با تجربه رنج چاقی که شامل بیماری ها، فشار روحی، افسردگی،‌ ناراحتی از حرف دیگران و … در حال یادگیری لاغری با ذهن است.

همزمانی چاقی جسمی و انبوه افکار درباره چاقی با مراحل یادگیری لاغری با ذهن سبب می شود که توجه و تمرکز فرد ناخودآگاه به سمت چاقی و شرایط خود جلب شود و مرور خاطرات چاقی، مخصوصا شکست های قبلی در لاغر شدن باعث کاهش انگیزه و اشتیاق فرد می شود.

در ماه های اول که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفته بودم درباره این موضوع مهم آگاهی نداشتم و به همین دلیل بارها احساس یاس و ناامیدی می کردم و حتی چندین روز تمرین کردن را رها می کردم اما دوباره نیرویی درونی مرا به سمت این مسیر هدایت می کرد و دوباره کار را ادامه می دادم.

بارها زمین خوردن هایم در مسیر لاغری با ذهن سبب شد که به این موضوع مهم آگاهی پیدا کنم که همزمان بودن چاقی که حالت فعلی فرد است با آموزش های لاغری با ذهن سبب می شود که فرد ناآگاهانه به طریق مختلف به چاقی خود توجه کند و فکر کردن به چگونه لاغر شدن در او احساس یاس و ناامیدی ایجاد می کند.

بنابراین توجه به این موضوع اهمیت دارد که یکی از چالش های ذهن افراد برای لاغر شدن توجه کردن به چاقی است و از آنجایی که خاطرات تلخی از چاقی داریم به راحتی اسیر افکار ناامیدکننده می شویم و عنان کار از دستمان خارج می شود.

توجه به حرف دیگران

دومین موضوع که تهدید جدی برای زمین خوردن افراد در مسیر لاغری با ذهن است توجه به حرف و حدیث های اطرافیان است.

آنان که سالهاست ما را در وضعیت چاق و چاق تر شدن دیده اند همچنان سعی در ابلاغ چاقی به ما دارند.

آنها به ما یادآوری می کنند که نسبت به قبل چاق تر شده ایم، چرا به فکر خودمان نیستیم و ….

در اینجا اولین اشتیاهی که ممکن است شما هم مثل من مرتکب شوید این است که به آنها بگویید مشغول یادگیری مسیر لاغری با ذهن هستید.

بیان این حرف سبب می شود که علاوه بر سرزنش شدن از طرف دیگران به خاطر باور کردن این خرافات و مضخرفات دچار سرخوردگی و ناامیدی شوید و در تصمیم خود شک کنید.

شک همانا و رها کردن مسیر لاغری با ذهن همان.

اتفاقی که بارها برای هنرجویان لاغری با ذهن رح داده است و باعث ایجاد مشکل برای آنان شده است.

مراقب باشید زمین نخورید!

اگر تصمیم گرفته اید از مسیر لاغری با ذهن به سمت خلق رویای خود حرکت کنید باید همیشه مراقب چالش های ذهن چاق باشید.

چون ذهن فرد چاق به دلیل عادت کردن به وضعیت چاقی همواره در تلاش برای منحرف کردن شما از تصمیم خود برای لاغر شدن است و اگر نسبت به حربه های ذهن چاق آگاهی نداشته باشید به سادگی گول خورده و از مسیر صحیح خارج می شوید.

هرچه بیشتر به این موضوع فکر کردم و پیام های شرکت کننده ها را می خوانم بیشتر این تصویر در ذهنم ایجاد شد که مسیر لاغری با ذهن همچون مسیر یخ زده ای است که به شدت لیز است و هر یک لحظه بی دقتی می تواند باعث لیز خوردن و منجر به زمین خوردن فرد شود.

زمین نخورید

هر زمین خوردنی عواقبی برای فرد دارد و ممکن است نتواند به سادگی از زمین برخواسته و ادامه دهد.

از این رو باید در مسیر لاغری با ذهن مراقب لیز بودن مسیر حرکت خود باشید.

شما کوله بار چاقی را همراه خود در این مسیر حمل می کنید.

کوله بار چاقی محموله ای است که شامل موارد زیادی می شود.

  • ترس از چاق تر شدن
  • بارها شکست خوردن در تلاش برای لاغر شدن از روش های مختلف
  • شنیدن حرف و حدیث های دیگران درباره چاقی
  • شنیدن تبلیغات روش های مختلف که وعده لاغری سریع و همیشگی را می دهند
  • پیشنهاد دیگران برای استفاده از روش های مختلف لاغری و …

اینها نمونه هایی از کوله بار چاقی است که همواره در مسیر لاغری با ذهن روی دوش ماست.

سنگینی کوله بار چاقی و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن خطر زمین خوردن را به شدت افزایش می دهد و باید همواره مراقب این خطر بزرگ باشید.

نکته جالب توجه این است که دوستانی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده کرده اند و پس از چند ماه نتایج عالی کسب کرده و از نظر سایز و وزن مقدار قابل ملاحظه ای کاهش داشته اند نیز به طریق دیگری در ادامه مسیر لاغری با ذهن لیز خورده و زمین می خورند.

بارها پیام هایی از طرف هنرجویان این دوره دریافت کرده ام که دوره آنها تمام شده است و نتایج بسیار خوبی گرفته اند اما استفاده از روش دیگری برای لاغری بیشتر یا سلامتی یا هر دلیلی را در پیش گرفته اند.

این اقدام به ظاهر خوب و سودمند به مفهوم درک نکردن موضوع لاغری با ذهن است.

نکته مهم در مورد درک کردن این است که اگر فرد مطالب لاغری با ذهن را درک کند هرگز نمی تواند از هیچ روشی برای لاغری بیشتر استفاده کند.

لاغری بیشتر به چه معنی است؟

غیر از این است که همین مسیری که باعث کاهش وزن و سایز شما شده است را باید ادامه دهید تا به مقدار بیشتری کاهش وزن و سایز را تجربه کنید.

اما متاسفانه توجه نکردن به عوامل بیرونی تجریک کننده سبب لیز خوردن افراد، زمین خوردن و خارج شدن از مسیر لاغری با ذهن می شود.

اشتباهی که تاوان آن چاقی دوباره و یاس و ناامیدی بیشتر خواهد بود.

تجربه لاغری همیشگی

بارها در فایل های مختلف اعلام کرده ام که لاغری با ذهن باعث لاغری همیشگی خواهد شد.

این فقط یک ادعا نیست.

من و بسیاری از استفاده کنندگان از آموزش های مسیر لاغری با ذهن مدت هاست که در شرایط جسمی، احساسی و افکاری متفاوتی هستیم و نتایج عالی کسب کرده ایم.

تداوم نتیجه فقط از طریق درک کردن آموزش ها حاصل می شود.

اگر فردی از آموزشهای مسیر لاغری با ذهن استفاده می کند و نتایج عالی می گیرد اما دوباره به سراغ روش دیگری برای لاغر شدن بیشتر می رود مشخص است که این فرد درک صحیحی از مطالب آموزشی کسب نکرده است.

فقط گوش داده و تمرین کرده است و همین دو کار به سادگی باعث کسب نتیجه می شود.

ایما کسب نتیجه به مفهوم درک کردن نیست.

درک کردن زمانی حاصل می شود که شخصیت فرد تغییر کرده باشد.

اگر فرد بعد از کسب نتیجه همچنان گول تبلیغات یا پیشنهادات دیگران برای رهایی از چاقی را می خورد فقط به این دلیل است که آموزش های مسیر لاغری با ذهن را مانند یک برنامه رژیمی استفاده کرده است.

پس از پایان مدت آموزش مانند موارد مشابه قبل به دنبال استفاده از روش دیگری می باشد.

این عمل نشان از درک نکردن و اطمینان نداشتن به یادگیری لاغر شدن دارد.

بنابراین علیرغم اینکه بارها در مورد تمرکز کردن بر محتوای آموزشی تاکید کرده ام اما با خواندن تعدادی از پیام های شرکت کنندگان به این نتیجه رسیدم که هرچقدر درباره این موضوع توضیح دهم باز هم نیاز است که بیشتر در این باره صحبت شود.

توضیحات فایل آموزشی این بخش به همراه پرسش و پاسخ های مطرح شده حاوی نکات ارزشمندی درباره مراقبت از خود در برابر لیز خودت در مسیر لاغری با ذهن و زمین خوردن است.

پیشنهاد می کنم بارها با دقت از این محتوا استفاده کنید و درک خود از آنچه گفته شد را در بخش نظرات همین بخش ثبت کنید.

نوشتن و خواندن نوشته های دیگران و ارتباط با دوستانی که در مسیر لاغری با ذهن همراه ما هستند و دیدن تصاویر شگفتی سازان سبب می شود ذهن ناخودآگاه ما به شکل عالی در فضای لاغری با ذهن قرار بگیرد و این روند به ایمن کردن حرکت ما در مسیر لاغری با ذهن منجر خواهد شد.

✍️ تمرین آموزشی 📖

نوشتن درباره آنچه در گذشته برای لاغری انجام داده اید و مقایسه آن با شرایط فعلی در مسیر لاغری با ذهن سبب می شود که درک و عملکرد بهتری در مسیر لاغری با ذهن داشته باشید.

شاید از نظر شما نتیجه فقط لاغر شدن باشد اما از گذشته این تجربه رو دارید که فقط لاغر شدن نمی تواند نتیجه نهایی باشد چون لاغر شدن به شکل های مختلفی به دست می آید ولی به راحتی از دست می رود.

بنابراین درک این مساله که لاغری با ذهن بر ریشه فرمول های ذهنی شما تاثیر می گذارد و باعث تغییر همیشگی نگرش و رفتار شما خواهد شد سبب می شود که با اشتیاق و استمرار عالی در این مسیر به حرکت خود ادامه دهید.

برای تمرین این جلسه ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید و سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و سپس به سوالات مطرح شده به شکل انشایی پاسخ دهید.

  • تجربه خود در گذشته که از روش های مختلف لاغری استفاده کرده و برنامه خود را رها کردید را شرح دهید.
  • چرا در گذشته با اینکه تصمیم قاطع برای رژیم گرفتن یا ورزش کردن می گرفتید ولی بعد از چند روز آن روش را رها می کردید؟
  • منطق ذهن شما درباره لاغر شدن چیست؟ فکر میکنید چگونه باید لاغر شوید و آنچه در ذهنتان برای لاغر شدن مرور می شود را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنید.
  • روش های قبلی لاغری چگونه باعث تغییر رفتار و واکنش های شما می شد و لاغری با ذهن چگونه این کار را انجام خواهد داد؟
  • به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمول های ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید.
  • با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید درنظر بگیرید. شرح دهید.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.45 from 67 votes

https://tanasobefekri.net/?p=24998
برچسب ها:
113 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مهلا
      1402/12/01 08:24
      مدت عضویت: 224 روز
      امتیاز کاربر: 5745 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 705 کلمه

      شوهرم همیشه راجع به بدن من خیلی نظر میده که آی چاق شدی برا خودم میگم ،به فکر باش .یادمه یه بار اومدم رژیم میوه بگیرم،از بس دیگه از گیرای الکی شوهرم خسته شده بودم.

      بدون فکر و برنامه ریزی و مشورت با کسی

      \"😅\"/

      (خب الان با خودم میگم با چه عقلی اون کار رو کردم و چند روزه میخواستم با فقط میوه خوردن لاغر بشم.)

      روز اول و دوم خوب بودم،روز سوم به شدت عصبی و گرسنه بودم.

      روز چهارم به شوهرم گفتم امروز می‌خوام هر چی دلم خواست بخورم به تو هیچ ربطی نداره!و تماااام

      \"😁\"/

      خب این طبیعیه که همچنین رژیمهایی به نتیجه نمیرسه،

      چون آگاهی پشتش نیست،

      لاغری شدنیه!

      من فک میکردم از یه وزنی به بعد ،دیگه لاغری وجود نداره،از یه سنی به بعد هم همینطور،اما با دیدن شما نظرم کلا عوض شده و میدونم که ده کیلو اضافه وزنم در مقابل قدرت ذهنم هیچی نیست . 

      • روش های قبلی لاغری چگونه باعث تغییر رفتار و واکنش های شما می شد و لاغری با ذهن چگونه این کار را انجام خواهد داد   

      در روشهای معمول لاغری کار و نتیجه کوتاه مدت هستند چون در ذهن پایه ریزی نشدند پی ما نمی‌تونیم تا عمر داریم اونها رو انجام بدیم،یه جایی خسته میشیم،کار مهمترین از لاغری ذهنمون رو مشغول می کنه و همه چی تموم میشه،اما لاغری با ذهن را تغییر عادتها و تغییر سبک زندگی روال کلی زندگی ما رو عوض می‌کنه و طوری که این تغییرات در ما نهادینه میشه و برای انجامش احتیاجی به تمرکز و کار اضافی نداریم و در صورتی که کار مهمترین برای ذهن پیش بیاد،چون لاغری در ذهن نهادینه شده به طور اتومات در ذهن انجام میشه بدون صرف انرژی!

      • به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمول های ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید. 

      روش خوردن و مواد غذایی آنقدر قدرت ندارند که بتونن نگرش ما رو در مورد خودشون تغییر بدن،نگرش ها در ذهن شکل میگیره و از ذهن باید تغییر کنه.

      وقتی فرمول‌های ذهنی عوض بشن به مرور زمان نگرش ما در مورد غذا و روش خوردن عوض میشه.

      مثلاً خود من چند وقت بود که گرسنگی رو احساس نکرده بودم،چون فرصت گرسنه شدن به خودم نمی‌دادم و قبل از گرسنگی یه چیزی میخوردم،اما الان تا گرسنه نشم غذا نمیخورم،حس گرسنگی برام عذاب نیست و لذت بخش چون نوید غذا و مزه های خوب رو میده.

      من دارم یاد میگیرم که همیشه فراوانیه و هیچ کس حق من رو نمیخوره،دیروز با نصف ساندویچم سیر شدم و اونو کنار گذاشتم واین درحالیکه که قبلا یک ساندویچ کامل رو میخوردم،این یعنی نصف غذایی که من می‌خوردم از روی هوس یا ترس از تمام شدن بوده ،یعنی نصف انرژی،نصف هوسو ترس!بنی من علاوه بر وارد کردن غذا به بدنم ترس و هوس و ولع رو هم وارد بدنم می کردم،

      اما الان که این کار رو نمی کنم یعنی نگرش من و هدف من از غذا خوردن عوض شده.

      گاهی اوقات حس گرسنگی می کنم اما عجله ای برای خوردن ندارم و با اینکه گرسنه ام حوصله و میلی به خوردن ندارم،دارم ناخواسته مثه دوران تناسبم رفتار میکنم و این کارها نوید تغییرات بزرگی رو به من میده.

       با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید درنظر بگیرید. شرح دهید.

      برای جلوگیری از ریزش خوردن بنظرمن این که در مورد مسیرمون با کسی صحبت نکنیم ،اگر کسی دنبال یه روش امن و آسون باشه قطعا همون‌طور که به صورت اتفاقی این مسیر سر راه من قرار گرفت برای دیگران هم این اتفاق میوفته.پی دلسوزی بی جا نکنیم و لااقل تا گرفتن نتیجه صبر کنیم و اگر کسی راه روش لاغریمون رو پرسید براش از این مسیر بگیم.

      دیدن عکس شگفتی سازان هم خیلی انگیزه بخشه،من که خودم هر از گاهی به صفحه ش میرم و عکسها رو می بینم و لذت می برم.

      درجا زدن هم همیشه باعث خستگی و لیز خوردن میشه،سعی کنیم همیشه به جلو پیش بریم حتی با سرعت لاک پشتی!

      راه اصلی و معمول و منطقی هم برای  لیز نخوردن قطعا   « آهسته رفتن » هست.!

      اگر در این مسیر لغزنده تصمیم داری حتما به مقصد برسی،آهسته برو!

      وگرنه یا دور بزن و برگرد یا توقف کن!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار افسر
      1402/10/27 21:06
      مدت عضویت: 244 روز
      امتیاز کاربر: 1670 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 454 کلمه
      • تجربه خود در گذشته که از روش های مختلف لاغری استفاده کرده و برنامه خود را رها کردید را شرح دهید.
      • من قبلا با پیاده رویی و با رژیم دکتر عزیزی و خوردن تخم کتان چند کیلوی وزن کم کردم ولی باز به حالت اول برگشتم و کمی از قبل هم بیشتر شده ام و انشاالله بتوانم با روش ذهنی لاغری را انجام بده ام که ماندگار باشم 
      • چرا در گذشته با اینکه تصمیم قاطع برای رژیم گرفتن یا ورزش کردن می گرفتید ولی بعد از چند روز آن روش را رها می کردید؟
      • چون ذهن ما به سوی چاقی بوده. است و وقتی بعد چند وقت زیاد لاغر نمی ‌شدم میگفتم که ما لاغر نمیشیم چون ما ارثی چاق هستیم و هر چه که ما سختی به خودمون بدهیم باز لاغر نمیشیم و به همین خاطر من رژیم را رها میکردم 
      •  منطق ذهن شما درباره لاغر شدن چیست؟ فکر میکنید چگونه باید لاغر شوید و آنچه در ذهنتان برای لاغر شدن مرور می شود را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنید.
      • من فکر میکنم که من با گوش دادن با فایل ها میتونم لاغری با ذهن را در ذهن خودم گسترش بدهم و چون این فایل ها بیشتر حرف دل ما را میگوید و ما به اشتباهاتی که در ذهن ما بوده را بر طرف کنیم و از این ها نتیجه ی خوبی ببینیم 
      • روش های قبلی لاغری چگونه باعث تغییر رفتار و واکنش های شما می شد و لاغری با ذهن چگونه این کار را انجام خواهد داد
      • من قبلا با ساعت هایی که برام گذاشته بودن برای خوردن و غذاهایی که باید هروز طبق د  ستور انها را انجام میدا دم  باعث میشد که من غذاهای زیادی را مصرف نکنم و هر چیزی که دوست داشتم بخورم برای خودم منع میکردم چون میگفتند انها باعث چاقی شما میشود  و نباید از انها استفاده کنی ولی با ذهن همه چیز را بخوریم از خوردن هیچ چیز ترس نداریم و همیشه برای خودم میگویم که هر چیزی که میخورم بدن ما به انها نیاز دارد 
      • به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمول های ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید.
      • ما اول بهتر است نگرش ذهن خودمان را درست کنیم چون این ذهن است باعث  میشود نگرش ما تغیر کند و باعث لاغری ما میشود 
      • با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید درنظر بگیرید. شرح دهید
      • اول اینکه اصلا به حرف دیگران گوش ندهیم و نظر خودمان وکارهایی که خودمان دوست داریم را انجام دهیم تا نتیجه خوبی ببینیم و در کارهای خود موفق باشیم 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      1402/10/23 16:16
      مدت عضویت: 118 روز
      امتیاز کاربر: 10508 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 365 کلمه
      • استات پیرو عرضهای قبلیم در خواب سئوالت استاد گرامی برای تمرین ذهن قدرتمندترینم :
      • تجربه خود در گذشته که از روش های مختلف لاغری استفاده کرده و برنامه خود را رها کردید را شرح دهید.
      • هزاران بار دستگاه و ماساژو رژیمهای,متخلف فقطبرای دو هفته و رها کردن آن چون ذهنم می‌گفت این راهش نیست نمیام باهات همراهی باهات نمیکنم .
      •  
      • چرا در گذشته با اینکه تصمیم قاطع برای رژیم گرفتن یا ورزش کردن می گرفتید ولی بعد از چند روز آن روش را رها می کردید؟چون سخت بود چون ندای قلبم می‌گفت چطوری میتونی تا آخر منو محروم‌نگه داری با اینهمه زجر .
      •  
      • منطق ذهن شما درباره لاغر شدن چیست؟ فکر میکنید چگونه باید لاغر شوید و آنچه در ذهنتان برای لاغر شدن مرور می شود را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنید.
      • منطق من این بود لذت ببرم چرا نباید لذت ببرم و لاغر شوم همیشه دنبال راهی بودم تا همیشگی و لذت بخش و آرام و آسان باشد نه وحشیانه و برگشت پذیر نه نمی‌خواستم .
      • روش های قبلی لاغری چگونه باعث تغییر رفتار و واکنش های شما می شد و لاغری با ذهن چگونه این کار را انجام خواهد  دنبال راهی برای هم داد؟
      • روشهای قبلی در جهنمو باز میکرد می‌گفت بفرما برو حالا بمیر و بسوز تا آخر عمرت از ما امیدی استرس رنج اعتماد به نفس نداشتن خجالت و افسردگی و زشتی .
      • به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمول های ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید. بله از همان اول پندار نیک ا ول ذهن آماده باید بشه بعد حالا گفتار و کردار و …. 
      • با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید درنظر بگیرید. شرح دهید.
      • بگبگی مدام پاشو مسیر نجات همینه پاشو ادامه بدی آخرش رسیدن اصلا تو فقط پیروزی و جز پیروزی راهی نداری آخر این مسیرم‌تا اهر عمرت همینه و پیروزی.
      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.مرور کنم مدام و نکته برداری .
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      1402/10/23 15:57
      مدت عضویت: 118 روز
      امتیاز کاربر: 10508 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 485 کلمه

      به نام خداوند همیشه حاضر و خواستار پیشرفت ما،

      و درود خدا بر استاد گرامی و ارجمند که نور خدا برای کمک در این راه هستن،

      استاد من چند نکته جهت یاد آوری به خودم و خدمت دوستان عزیز عرض کنم:

       استاد:

      ۱ آنقدر اشتیاق دارم آنقدر انگیزه دارم و آنقدر با حال خوب و 

      آنقدر هدفمند و منظم و منعطف و متعهد و با اعتقاد به این مسیر هدایت شدم و اومدم اصلا نمی‌فهمم ناامیدی و ندادن نتیجه چیه ؟!

      چون خیلی با اعتقاد به قدرت خدا و مسیر هدایتی از همون اول وارد شدم که فکر میکنم این باورم از لطف خدا 

      و آنقدر دارم شفاف نتیجه امو میبینم اصلا اون مدت زمان و یا جملات برسمو نرسمو یا زود و دیر رسیدن به نتیجه رو فراموش کردم حرفهای دوستان برام‌تازگی داره،

      ۲ آنقدر مسیر لذت بهم داده چون محدودیتی در نوع غذا و زمان خوردنم ندارم و 

      ۱۳ چون این سبک رو تا آخر عمرمون همیشگی و ثابت میبینم چون پر از معرفت صداقت و لذت و آرامش و آزادی و قدرت انتخاب دارم  و واقعا متعادله و انسانیه ا ین سبک زندگی کردن و سلامتی داره و سبکی معده و فکر باز و پر از امید به من داده 

      ۱۴ و اینکه که من تا آخر عمرم میتونم بهش وفادار باشم چون آسان و  چون بی خطر چون پر از معرفت و پر از صداقت و 

      این واقعیت سبک ز ندگی ذهنی و بدنی من ،

      و این سبک همانی هست که باید با از قبل می‌بوده ،

      من باید اینطوری اول با ذهنم و بعد بدنم‌رفتار کنم، م ن براش باور قدرتمند و عشق گذاشتم از ته قلبم  ذهنمم داره از ته قلبش  و جسمم بیشتر از خودم برام مایه میزارن

      ۱۵ وهمش داره عشق و لذت میده و آرامش بهم میده نمیخوام تا آخر عمرم رهاش کنم خبر از نجات یافتی میده و تماااام

      ۱۶ من اصلا نمیفهمم ممکنه لیز خورده بشم یا اگر لیز خورد نتونم برنگردم یا برم دوباره برگردم یا دیر برگردم من اصلا ناامیدی رو ندارمو ااز فایلهای و نوشته های بچه هامون تازه می‌شنوم نمی‌فهمم اصلا این حرفا الحمدالله ،

      چون نگاه من( به لاغری با ذهن) یک راه درست تا آخر عمرم تو موفقیتام در همه زمینه هاست همش صحیح به قول زرتشت 

      (پندار نیک،گفتار نیک،کردار نیک )

      ۱۷بعد اگر این راهو ندارم یا عجله کنم خوب کدوم راهور نرفتم و کدوم نتیجه رو گرفتم که والله نگرفتم پس گزینه واقعی و درست انتخاب ما فقط قدرت درون خودت و خودت برای خودت کافی هستی ذهن قدرتمند شاد و نیک و امیدوار تو به خدا برات کافی،

      از همون اول ذهن درست فکر درست میل درست رفتار درست و اقدام و هماهنگ درست از 

      درون و کم کم از بیرون درست همه چیو واضح نشون داده ،

      ۱۸و تمااااام همه چیو آسون و همیشگی و باور به قدرت خدا و خودتون کنید و 

      ۱۹بدانید راهی جز امید و پیشرفت ما نداریم ما محکوم هستیم که به کمال خود برسیم از همه بیشتر هم خدا میخواد اینو برامون و تمااااام,

      استاد از شما و خدا بسیار سپاسگزارم

      \"🙏\"/
      \"🙏\"/
      \"🙏\"/
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا پوراشرف
      1402/08/07 00:23
      مدت عضویت: 431 روز
      امتیاز کاربر: 3140 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,428 کلمه

      به نام ارام کننده دلها

      رد پای من در گام 25 مسیر لاغری من 

      ادامه بدیدتا معجزه رو در خودتون ببینید

      تجربه وسیعی از لاغری با روش های مختلف ندارم همون وقتها هیچ انتظار محکمی از لاغری نداشتم و به نظرم غیر ممکن بود من نمیدونستم چاق شدن اینقدر سخت باشه اما هر طور که بود این فرمولهای ذهن من مقاومت کردن و باعث شد هر سال یکم وزن اضافه کنم و هر بار که یه روش رو انجام میدادم برای لاغری یادر موردش تحقیق میکردم با تصور سختیاش کلا بیخیال میشدم یه اخلاقیم دارم که کلا با سختی عادت نمیکنم شاید سه سال خوابگاه بودم ولی بازم به حالت راحتی خودم برگشتم میدونین وقتی یه چیزی زوری باشه هیچ لذتی نداره و اینکه وقتی دیدگاهت فرق کنه با رفتارت حتما در استمرار اون شکست میخوری مثلا همین رژیم گزفتن که یه بار تصمیم گرفتم رژیم ماست بگیرم اما با اینکه ماست دوست داشتم و یکم روی عادتهای غذاییم اثر داشت ولی وقتی اون ذوق اولیه با فشار هایی که برام به وجود میاورد رهاش کردم  من هر روز میتونم سرم تو گوشی باشه و کلی بگردم توی فضای مجازی چون توذهنم فرمولهایی که درموردش هست من رو در این رفتار ثابت قدم میکنن اما مثلا در کتاب خوندن اینطور نیست مخصوصا وقتی یه کتاب رو میخونی که برات توصیه های خوبی داره و با انجام اونها به بهتر شدن زندگیت کمک میکنی ولی باز همون فرمولهای سابق از ادامه رفتار جدید جلوگیری میکنن البته این در صورتی هست که ما ندونیم چنین فرمولهایی وجود دارن که مانع هستن  و جالبتر چیه؟؟ اینکه بعد هر شکست انگ تنبل بودن بی عرضه بودن ناتوان بودن به خودمون میزنیم یا از بقیه میشنویم  درصورتیکه از اصل ماجرا نااگاه بودیم    هر گیاهی که رشد میکنه یه ریشه داره و تا ریشه رو ساقط نکنی نمیتونی اون گیاه رو از اون خاک جدا کنی و هر بار که با بریدن ساقه یا برگش بخوای حذفش کنی مقاومت ریشه جلوگیری میکنه و در این لحظه است که به باغبون انگ تنبلی بی عرضه بودن ناتوانی و.. میخوره   درصورتیکه اصلا اون برنامه اشتباه بوده و اگه اصل رو میدونست خیلی راحت موفق میشد خیلی راحت تر از تلاشهای قبلیش   وقتی میفهمید از ریشه اس این شرایط   الان هم ذهن ما ریشه چاقیع ریشه ای که در شرایط جسمی رفتاری و احساسیمون ریشه دوونده و ما هر بار با چیدن برگ و ساقه لاغری نا امید شدیم هر بار که قدم برمیداشتم و کف پام از درد میسوخت هر بار که گرسنگی میکشیدم هر بار که صدای ذهنمو میشنیدم هربار که از زبان بقیه حرف میشنیدم و ناامید میشدم بابت تلاشهایی که کردم و به چشم نیومدن و هربار ازم سوال شد که چی شد؟؟ چرا موفق نشدی؟؟ مگه نمیخواستی؟؟ در صورتی که من میخواستم فقط به جای ریشه ساقه رو نشونه رفته بودم  بدن نازنینم رو که هر روز بیدار میشم باهاش و هر شب باهاش به خواب میرم  رو تحت فشار قرار میدادم و هر بار که یه تیکه میشنیدم دلم میگرفت   شاید به شوخی میگفتن اما اونقدرم بامزه نیست که بشه بهش خندید  خیلی روزها تو تنهایی دلم گرفت  و غصه خوردم که من ادم کافی ای نیستم من ناتوانم و اونا هیچوقت از دل من باخبر نیستن و به خنده های من فقط نگاه میکنن و بی فکر یه چیزی رو میگن        اما من حتی مسیر درست رو نرفته بودم اونوقت چجوری توقع نتیجه داشتم؟؟ هرچند بدنم با همون موانع بازم لاغر میشد  یک کیلو دو کیلو نیم کیلو گاهی سه کیلو   ولی خب باز اون برگ و ساقه دوباره رشد میکنه   اما الان دیگه این اون مسیر ها نیستن اینها ساقه و برگ نیستن اینها ریشه ان که در این مسیر میبینیم به کجاها دوونده شده و چجوری باعث اختلال در روند خوب زندگیمون تاثیر گذاشته حالا این مسیر درسته که میریم خیلیا نتیجه گرفتن از جمله خودم و حالا اینجام من لیز خوردم اما بازم اینجام خوشحالم با اینکه رها کردم میتونم بازم ادامه بدم یادمه اون روزها که با اشتیاق فراوون ادامه میدادم و از ذوق دیگه داشتم بال در میاوردم در امد کسب کردم لاغر شدم رابطه هام بهتر و بهتر و بهتر شد با دوستم اشتی کردم حالم بی نظیر بود همه چیز عالی پیش میرفت و  اون روزها با یه نفر اشنا شدم با کسی که میگفت من این مسیر رو رفتم و میدونم چرته میگفت اساتیدی که میگی میشناسم ولی هیچکدوم فایده نداره   من با اشتیاق فراوون با قلب باز از اونچه از دلم میگذشت بهش میگفتم و ساعتها باهاش حرف زدم عقایدم رو گفتم ولی سخت باهام برخورد کرد فرمولهای اشتباهی رو زد توی صورتم که قبلا من تجربه اشونو داشتم اون از طبقه اول داشت حرف میزد طبقه ای که هم من و هم اون تجربه کرده بودیم و من به احترام سنی که از سر گذرونده  و اینکه ابدیده اس و اینکه به حرفاش اعتماد کردم و گفتم اون میدونه من دارم اشتباه میکنم پس خودمو تغییر میدم کاش اون لحظه یکم بیشتر فکر میکردم و بیشتر اون رو رها میکردم تا ذهنم بتونه به نتیجه برسه خودش نه اینکه حرفای یکی دیگه رو دیکته کنه 

      با این حال با این حال خیلییییییییی ممنونم ازش بهم فهموند حرف نزنم به کسی که نمیدونه و نمیتونه درک کنه بهم فهموند روی خودم هر چقدر هم قوی کار کنم و هر چقدر نتیجه بگیرم اونها نخواهند فهمید قلب من رو مگر اینکه از قبل درموردش بدونن بارها گفتم فلانی رو از اشتباهش اگاه کن زندگیش بهتر شه حالش خوب بشه احساس خوبی پیدا کنه و حلش کنه ولی فقط انگار براش لالایی گفتم تا بیشتر خوابش بگیره خیلی دلم میخواد بگم ها خیلی دلم میخواد مامانمم برای سلامتیشم که شده کاهش وزن اضافه داشته باشه ولی به فایلهاتون توجه نمیکنه بهش حق میدم در مدار درکشون نیست یا هرچی  ولی میدونین چی قشنگه ؟؟ من اینجا برای خودم فایل رو پلی میکنم گوش میدم نت برداری میکنم تمرین مینویسم عشق میکنم با هر کلمه که مینویسم با اینکه زیاد میشع خوشحالم که کامل خودم رو بدون اینکه نگران واکنش باشن ابراز میکنم و میبینم مامانم رفتارهای غذاییش داره عوض میشه داره به خودش بیشتر اسون میگیره بیشتر خیالش از بابت غذا راحته که حالا مثلا کلی شام نخورده نگران نشه یا غذاهاش رو بدون اینکه بدونه داره کمتر میخوره ولی من میبینم و خیلی حسم بهترم میشه وقتی میبینم مامانم فقط با گوش دادن خیلی اهسته داره ذهنش به حالت پیش فرض برمیگرده و چاقی رو رها میکنه   من خودم با اینکه دارم ادامه میدم حس میکنم یه جاهایی رو که لیز میخورم واقعا این مسیر لیزه اما  اما اما  وقتی داری درمورد ریشه این موضوع اگاهی کسب میکنی  احساس خوبت و تاثیر مثبتش رو میبینی بازم بازم بازم با تموم اون مقاومت ها یه سر به سایت میزنی یه سر به اون ندای درونت که لاغری رو نوید میده میکشونت به مسیر درست استاد اینکه میگید لیز خوردین باعث میشه با خودم بگم عه پس این فقط من نیستم که این احساسات رو تجربه میکنم و خجالت بکشم از افکارم خیلی حس بهتری گرفتم با خودم میگم پس نگاه سارا گول این صداهای بلند افکار منفی رو نخور فقط طبل تو خالی ان استاد با تموم لیز بودن مسیر به نتیجه عالی رسیده لیز خورده ها اما مگه ما میتونیم اطمینان صد در صد بدیم که چندین روز متوالی یا نه اصن یه روز یه احساس رو فقط تجربه میکنیم  احساسات متغیر هستن اما وقتی اصل در ذهنمون پررنگ میشه دیگه از افکار منفی جاو میزنه حتی تو بدترین حالت بازم صداش میاد درست مثل الان من که بعد مدتی که طول کشید برگشتم و میگم تجربه گذشته شاید برات زیان برا بود و به نتیجه ات ضربه زد اما پایه قوی ای شد برای ساختن فرمولهای قویتر با بهتر عمل کردن به انچ که درک کردم      من نمیتونم بگم لیز نخواهم خورد ولی قول میدم بلند شم و دوباره قدم بردارم چون این فقط به لاغری من مربوط نمیشه و پایه زندگی من از دل این چیزی که دارم درک میکنم میاد و ثابت شده اس    خداروشکر الان که حدود دوهفته اس دارم تمرین میکنم و یادمیگیرم دارم نتایج رو میبینم و شور وشوقی دوباره و لذتبخش رو تجربه میکنم من هربار که لیز بخورم حتما بلند میشم و به جای شکسته نفسی و تعهد به قولیکه بر اساس احساسات ناپایدار افکار گذشته ام شکل گرفته   به ندای قلبم به اون صدا که از حل ریشه حرف میزنه گوش میکنم و ادامه میدم  ادامه میدم ادامه میدم تا جایی که عمرم اجازه بده 🙂

      خدایا شکرت بابت همه سیستم دنیات

      استاد ازتون بابت این فایل خیلی ممنونم امروزم رو ساخت واقعا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/08/06 15:04
      مدت عضویت: 313 روز
      امتیاز کاربر: 696 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 732 کلمه

      به نام خداوند استوارم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات مسیر لاغری لیز است 

      • تجربه خود در گذشته که از روش های مختلف لاغری استفاده کرده و برنامه خود را رها کردید را شرح دهید.
      • در گذشته که از روش‌های مختلف لاغری برای لاغر شدن استفاده میکردم چون ادامه چنین راه سخت و طاقت فرسایی برایم غیر ممکن بود یا بعد از پایان دوره یا در میانه دوره ،آن را رها میکردم و به همان سبک و روش زندگی قبلی خودم برمیگشتم
      • مثلا من حدود یک سال خام گیاه خواری کردم و کلی هم لاغر شدم اما چون یک سبک تغذیه ای محدود بود و من انجام و ادامه اش برایم خیلی سخت و طاقت فرسا بود بعد از مدتی آن را رها کردم و دوباره چاقتر از قبل شدم .
      • چرا در گذشته با اینکه تصمیم قاطع برای رژیم گرفتن یا ورزش کردن می گرفتید ولی بعد از چند روز آن روش را رها می کردید؟
      • ذهن انسان تحمل هیچ فشار و سختی دائمی را ندارد و تمام تلاشش را میکند تا از زیر یوق فشار خلاص شود .
      • حتی زمانهایی که ما تصمیم قاطع می‌گرفتیم و به کمک نیروی اراده پولادین و پشتکار آهنین خود اقدام به انجام انواع رژیم‌ها و ورزش‌های سخت جهت لاغری می‌گرفتیم چون با ذهن قدرتمندمان وارد جنگ شده بودیم بعد از چند روز دیگر تحمل و تاب انجام آن روش‌ها را نداشتیم و همه چیز را رها میکردیم .چون مشکل از ذهن ما بود نه جسم بینوای ما
      • منطق ذهن شما درباره لاغر شدن چیست؟ فکر میکنید چگونه باید لاغر شوید و آنچه در ذهنتان برای لاغر شدن مرور می شود را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنید.
      • در گذشته منطق من برای لاغر شدن نخوردن و محدود کردن خودم بود و البته بسیار سرسختانه ورزش کردن و چون تصورم این بود بدن من اختلال متابولیسم و چربی سوزی دارد از خوردن انواع و اقسام داروها و مکمل‌ها هم صرف نظر نمیکردم و گمان میکردم تنها راه لاغر شدن من استفاده از همین چند تکنیک به ظاهر ساده و در عمل کشنده و سخت است .
      • در روش لاغری با ذهن متوجه شدم تمام این باورها اشتباه است و شروع کردم جسمم را رها کردن و چسبیدم به ذهنم تا فرمولهای اشتباهش را جایگزین کنم با فرمول‌های صحیح
      • و کلا متوجه شدم سرچشمه مشکل دارد و دارم سرچشمه را از آلودگی ها پاک میکنم .
      • روش های قبلی لاغری چگونه باعث تغییر رفتار و واکنش های شما می شد و لاغری با ذهن چگونه این کار را انجام خواهد داد؟
      • روش‌های قبلی لاغری با اعمال زور من را مجبور به نخوردن و تحرک می‌کرد و چون برای من این کارها قابل قبول و پذیرش نبود خیلی سخت و رنج به همراه داشت .
      • اما لاغری با ذهن به من یاد می‌دهد خودم انتخاب کنم چطور با مواد غذایی رفتار کنم بدون فشار و رنج
      • اینجا من حق انتخاب دارم میدانم قدرت دست من است نه خوراکی ها و ……
      • به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمول های ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید.
      • قطعا با تغییر در نحوه خوردن و اختراع رژیم ما نتیجه مطلوب نخواهیم گرفت اگر هم نتیجه بگیریم مثل همان روش‌های قبل گذرا است و ماندگار نیست 
      • پس ما ابتدا باید ذهنمان را به تناسب برسانیم و آن را از انبوه فرمول‌های چاقی خلاص کنیم تا آرام آرام جسممان به هماهنگی با ذهنمان برسد و ما لاغر شویم .
      • با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید درنظر بگیرید. شرح دهید.
      • برای اینکه مسیر لاغری با ذهن لیز است و ما در این مسیر مانند کودکان نوپا هستیم که هنوز خوب مهارت راه رفتن را نیاموخته اند باید مراقب موانع ذهنی و محیطی باشیم و ورودی های منفی را ببندیم و عجله نکنیم و با تکرار و استمرار در مسیر یادگیری حرکت مستمر داشته باشیم و با اشتیاق و انگیزه و درک و پذیرش بالا ادامه بدهیم .
      • خداوندا کمک کن در این مسیر لیز نخورم و دچار اشتباهت ذهن چاقم نشوم 
      • خداوندا لذایذ زندگی چاقی و فرمولها و باورهای ذهن چاق را در قلب و روح و ذهن ما بکش و نابود کن الهی آمین 
      • خداوندا لذایذ زندگی لاغر و فرمولها و باورهای ذهن لاغر را در قلب و روح و ذهن من رشد بده و شکوفا کن الهی آمین 
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نگین
      1402/07/19 13:56
      مدت عضویت: 291 روز
      امتیاز کاربر: 9277 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 452 کلمه

      به نام خدا با سلام خدمت استادعزیز و دوستان گلم

      بارها برای لاغر شدن تلاش کردم تقریبا از سنین راهنمایی بودم که تابستان به باشگاه رفتم و تصمیم گرفتم رژیم بگیرم و پیش دکتر تغذیه رفتم و روزهای اول با انگیزه و اشتیاق غذا رو اندازه میگرفتم ولی هرچی روزهای بیشتری می‌گذشت کم کم از مقدار تعیین شده بیشتر میخوردم و در نهایت از محدودیت غذایی ایجاد شده خسته میشدم و انگار که با خودم لج کنم بیشتر از قبل میخوردم

      یک سری در ۱۷ سالگی یک جمله ساده دوستی به من انگیزه داد و من خیلی خوب ادامه دادم و ۱۲ کیلو وزن کردم و به باشگاه میرفتم و از ورزش لذت می‌بردم چون میدیدم که دارم نتیجه میگیرم وقتی به سال کنکور رسیدم در شرایطی که دیگه اضافه وزنی نداشتم  به تصور خودم فشار درسی باعث پرخوری عصبی من شده بود و بهانه دیگه من این بود که چون مدرسه میرم و فرصت باشگاه ندارم چاق میشم و دانشگاه هم به رشته دانشگاهیم علاقه ای نداشتم و بهانه دیگری بود برای چاق تر شدن من  و برگشت ۲۰ کیلو بجای ۱۲ کیلو از دست رفته

      از وقتی که با تناسب فکری آشنا شدم فهمیدم همون یه دفعه ای که با موفقیت وزن کردم این بود که با جمله دوستم مقداری آمادگی ذهنی پیدا کرده بودم جمله ساده دوستم این بود که غذا ها و خوراکی ها همیشه هستن و در دسترس ان پس چرا توی یه وعده آنقدر پر خوری کنیم که بترکیم یا تا غذا خوردیم چایی و شیرینی بخوریم خوراکی ها فرار نمیکنن که 😂اون زمان خیلی با این جمله انگیزه گرفتم اما برای  لاغری همیشگی و تغییر فرمول های چاقی ذهن من کافی نبود و من باز هم با محدودیت های غذایی وزن کم کرده بودم

      منطق ذهن اینو میگه که باید سخت ورزش کنیم و کم بخوریم تا وزن کم کنیم اما لاغری باذهن اینو میگه که برای لاغری همیشگی ابتدا باید فرمول های صحیح رو جایگزین فرمول های چاقی ذهن بکنیم و ذهن ناخودآگاه رو برای لاغری آماده کنیم و با استمرار و تمرین خود به خود افکار ما تغییر میکنه و سپس رفتار ما و در نهایت جسم ما تغییر خواهد کرد بدون اینکه متوجه باشیم در صورتی که در روش های قبلی با زور و فشار سعی در تغییر رفتار خود داشتیم و دائم وزن میکردیم تا ببینیم چقدر لاغر شده ایم

      برای جلوگیری از لیز خوردن در این مسیر اول باید ادامه بدیم و به افکار نا امید کننده توجه نکنیم و مطمئن باشیم تنها راه صحیح لاغر شدن از طریق آمادگی ذهن است و در این باره با هیچ کس بحث نکنیم و سعی نکنیم کسی رو برای استفاده از این روش متقاعد کنیم ودر سکوت و با توکل بر خدا به راه خود ادامه بدیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه
      1402/06/20 11:44
      مدت عضویت: 248 روز
      امتیاز کاربر: 8145 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 398 کلمه

      به نام خدای هستی بخش

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی 

      گام 25 :مسیر لاغری لیز است ،زمین نخورید!

      مسیر لاغری با ذهن واقعا خیلی لیزه !!! همان طوری که استاد گفتن ما در مسیر لاغری با ذهن کوله باری از افکار چاقی ، بیماری های حاصل از چاقی و حرف های دیگران و غیره همراهمون هست که باید با این کوله بار در مسیر حرکت کنیم و لیز نخوریم خود من از وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم خیلی لیز خوردم مثلا وقتی میرم جلوی آینه و تغییر در خودم نمیبینم و اون چیزی که میبینم فقط چاق و چربی های اضافه س نا امید میشم و یه لحظه با خودم میگم که من لاغر نمیشم و این روش برای من جواب نمیده ولی دوباره بلافاصله این حرف های استاد یادم میاد که میگن تغییرات در مسیر لاغری با ذهن آروم و نامحسوس اتفاق میوفته و ابتدا در سطح افکار و احساسمون هست بعد به مرور زمان در جسم خودش رو نشون میده و اینکه فقط باید ادامه داد، ناامید شد ولی ادامه داد افکار منفی سراغت بیاد و فقط ادامه بدی . ما نمیتونیم جلوی افکار چاقی یا حرف های دیگران یا دردهای ناشی از چاقی رو بگیریم چون اونا در حال حاضر با ما هستن ،  ولی میتونیم با وجود اونا به راه مون ادامه بدیم . من الان کمر درد دارم و ناخودآگاه ذهنم میره سمت اینکه چون چاقم کمردرد دارم حتی اطرافیانم تا به زبون میارم که کمردرد دارم میگن که بخاطر اضافه وزنته اینا همون کوله بار که توی این مسیر همراه من هست و باید ادامه بدم خداروشکر من از وقتی این مسیر رو شروع کردم بارها شده که بخاطر اینکه تو آینه خودم و نگا کردم و تغییری در من ایجاد نشده یا بخاطر حرف های نزدیکانم که بهم گفتن خیلی چاق شدی ناامید بشم و حالم بد بشه ولی باز فایلامو گوش دادم چون همش اینو با خودم تکرار میکنم که وقتی استاد میگه که با وجود همه اینا فقط باید ادامه داد و موفقیت در استمرار داشتنه دوباره به مسیرم ادامه میدم . ولی خداییش الان که بهش فک میکنم من از لحاظ احساسی و افکار تغییر داشتم اینکه دیگه اصلا هیچ روشی برای من جذابیت نداره و به این اطمینان رسیدم که تنها روش لاغری ماندگار و همیشگی لاغری با ذهنه و اینکه امیدواریم بیشتر شده ،یا اینکه با ورزش و پیاده رویی نمیشه لاغر شد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1402/06/10 17:27
      مدت عضویت: 1421 روز
      امتیاز کاربر: 6727 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 516 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه

      من تا چندسال پیش بدون اینکه از قانون جذب  و دوره های ذهنی چیزی بدونم همش ناخودآگاه از خدا میخاستم که خداوندا چگونه زیستن رو به من بیاموز و چگونه مردن رو خود خواهم آموخت .

      بعد مدتی که به این دوره های ذهنی هدایت شدم و آموزشها رو دنبال کردم ومیکنم متوجه شدم چگونه زیستن همون پیوسته مراقب ورودی های ذهنم بودن هست  نه یک ماه ویکسال . بلکه پیوسته .

      واز اونجاییکه برای رسیدن به هر هدفی باید بهاش رو بدی مثلا من برای چاق شدنم بهایش رو پرداختم و وروری های ذهنم همش روی چاقی . روشهای لاغرشدن و خوردن ونخوردن و… بود و سالها همت گماشتم و چاق شدم حالا باید برای هدف لاِغر شدنم هم باید بها پرواخت کنم  واونهم ورودی های درست وآگاهیهای درست لاغری به ذهنم بدهم و ذهنم برنامه ریزی بشه برای هدف لاغرشدن .

      یکی از بها دادنم بی توجهی به حرف وحدیث اطرافیان هست که باعث میشه ذوق وشوقم برای رسیدن به هدف لاغری کم بشه .

      دومیش دنبال نکردن هیچ روش دیگر برای لاغرشدن هست چون مسیری که دارم دنبال میکنم احساس خوبی بهم میده وهمین حکایت از درست بودن مسیر داره .

      وبعد استمرلر داشتن وعمل به آموزشهاست .

      من خودم طی دوره بارها از طرف عزیزانم بابت چاقی به طرز وحشتناکی مورد تمسخر قرار میگرفتم اما خودم فقط خودم به خودم مرتب میگفتم ادامه بده  بزلر بگن من که میدونم مسیر درست همینه . اونها اگه واقعا میخان کمک کنند خوب در درجه اول باید به خودشان کمک کنند واز اونجایی که خودشان زندگی همچین خوبی ندارند چطور میتونن الگوی من باشند .

      من الگویی برای موفقیتم میخام که خودش به نتیجه رسیده باشه وگرنه یه بچه ۵ ساله امروزز ی هم من نمیتونم حریف زبونش بشم .

      ادامه دادم اونم عاشقانه . یعنی سعی میگردم آگاهانه تمرکزم رو در طی روز به سمت لاغری ببرم وحواسم به نگرشهای فردلاغرباشه و تمرکزم رو از چاقی برداشتم .

      الان که در وضعیت تناسب اندام خوبی به سر می برم احساس قدرت میکنم که شجاعانه این مسیر رو طی کردم ولیز نخوردم و حرف وحدیث دیگران برام مهم نبود . وچقدر الان همون آدما که چاق هستند واطرف من هستند دیگر حرفی برای گفتن ندارن اگرچه برای من هم مهم نیست اونها چه فکری در مورد لاغرشدنم میکنند . 

      و اگرچه همون آدمها الان حسرت میخورن ولی باز هم حاضر نیستند راهی که من دنبال کردم رو دنبال کنن و برای منم اصلا مهم نیست . بدن خودشانه اختیارشو دارن همین .

      الحق آموزشها آنقدر کامل هستند و به تمامی افکار فرد چاق پرداخته میشه و به تمامی فراز و فرودهای این مسیر پرداخته میشه که بهانه ای باقی نمی مونه برای فردی که وارد این مسیره . وممکنه بهش برخورد کنه و همش هم به موقع در ترتیب فایل ها بهش اشاره میشه .

      یکی اش لیز خوردن . یکی اش استمرلر . یکی اش باور به توانایی لاغرشدن و….

      استاد عزیز واقعا ازتون ممنونم چونکه آموزشها واقعا کامل هستند وبه تمامی چالشهایی که حین مسیریک فرد چاق  بهش برخورد میکنه اشاره کرده و راه حل هاشو بهمون میگید و مانند یک محافظ عاشقانه کنارمون هستید تا ما نتیجه بگیریم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      1402/06/10 10:32
      مدت عضویت: 1011 روز
      امتیاز کاربر: 3627 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,051 کلمه

      به نام خدای مهربان🌺

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری🌹

      گام ۲۵ :مسیر لاغری لیز است زمین نخورید.

      بارها شکست خوردن در استفاده از روش‌های مختلف برای لاغر شدن باعث میشه که به شدت به خودم و توانایی‌هام در لاغر شدن شک داشته باشم،و باور کنم که نمی‌تونم لاغر بشم و اراده لاغر شدن رو ندارم،

      و چون نتیجه تمام تلاش‌های قبلیم برای لاغر شدن شکست خوردن بود،همیشه صدایی توی سرم فریاد میزنه که تو نمی‌تونی لاغر بشی،تو تا ابد چاق میمونی،چاقی تو ارثیه،سوخت و ساز بدنت پایینه.

      باید بدونم که ذهن چاق هر لحظه دلیلی برای لاغر نشدن رو در گوشم زمزمه می‌کنه،

      در مسیر لاغری با ذهن باید سعی کنم بر این سر و صداهای درونی غلبه کنم و برای اینکه انرژی و توان حرکت داشتن برای لاغری با ذهن رو انجام بدم، باید هر طور شده قدم اول رو بردارم و بر توانایی لاغر شدنم تمرکز کنم.

      چون باور کردنِ توانمند بودن برای لاغر شدن، مهم‌ترین موضوع موفقیت در مسیر لاغری با ذهنه،

      افراد در مسیر لاغری با ذهن به دو علت انگیزه و اشتیاق خودشون رو از دست میدن،توجه به چاقی و عوارض اون،توجه به حرف دیگران.

      باید بدونم وقتی که به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم، همزمان که در حال استفاده از محتوای آموزشی و انجام تمرینات اون هستم،چاقی و عوارض اون هم  به همراه منه.

      و هر روز همزمان با تجربه رنج چاقی که شامل بیماری‌ها، فشار روحی، افسردگی، ناراحتی از حرف دیگران هست، در حال یادگیری لاغری با ذهن هستم.

      و باید حواسم باشه که این هم زمانی چاقی جسمی و انبوه افکار درباره چاقی و همچنین یادگیری لاغری با ذهن،این‌ها باعث نشن که توجه و تمرکزم به سمت چاقی و شرایطم جلب بشه و باعث بشه که انگیزه و اشتیاقم رو از دست بدم.

      همزمان شدنِ چاقی که حالت فعلی افراد هست، با آموزش‌های لاغری با ذهن، باعث میشه که اون‌ها ناآگاهانه به طریق مختلف به چاقیشون توجه کنن،و فکر کردن به چگونه لاغر شدن در اون‌ها احساس یأس و ناامیدی ایجاد کنه،

      یکی از چالش‌های ذهن افراد برای لاغر شدن توجه کردن به چاقیه،و از اونجایی که خاطرات تلخی از چاقی دارن به راحتی اسیر افکار ناامید کننده میشن و عنان کار از دستشون خارج میشه.

      دومین موضوع که تهدید جدی برای زمین خوردن در مسیر لاغری با ذهنه،توجه به حرف و حدیث‌های اطرافیانه،

      اون‌ها شاید بخوان همیشه بهم یادآوری کنن که نسبت به قبل چاق‌تر شدم،یا چرا به فکر خودم نیستم،در اینجا نباید این اشتباه رو مرتکب بشم که بخوام به اون‌ها بگم مشغول یادگیری مسیر لاغری با ذهن هستم.

      چون گفتن این حرف باعث میشه که از طرف اونها سرزنش بشم که چرا این  خرافات و مزخرفات رو باور کردم،اونوقت باعث سرخوردگی و ناامیدیم میشه و در تصمیمم شک میکنم که این شک باعث میشه که مسیر لاغری با ذهن رو رها کنم.

      پس اگه تصمیم گرفتم از مسیر لاغری با ذهن به سمت خلق رویاهای خودم حرکت کنم باید همیشه مراقب چالش‌های ذهن چاقم باشم،چون ذهنم به خاطر عادت کردن به وضعیت چاقی همواره در تلاش برای منحرف کردن از تصمیمم برای لاغرشدنه،و اگه نسبت به حربه‌های ذهن چاق آگاهی نداشته باشم، به سادگی گول می‌خورم و از مسیر صحیح خارج میشم.

      مسیر لاغری با ذهن مثل مسیر یخ زده‌ای هست که به شدت لیزه،و هر یک لحظه بی‌دقتی میتونه باعث لیز خوردن و منجر به زمین خوردنم بشه،و هر زمین خوردنی عواقبی برام داره، ممکنه نتونم به سادگی از زمین بلند شم و ادامه بدم،پس باید در مسیر لاغری با ذهن مراقب لیز بودن مسیر حرکتم باشم.

      چون توی این مسیر دارم کوله بار چاقی رو همراه خودم در این مسیر حمل می‌کنم،کوله بار چاقی که محموله‌ای از موارد زیاده.

      مثل ترس از چاق‌تر شدن،بارها شکست خوردن در تلاش برای لاغر شدن از روش‌های مختلف،شنیدن حرف و حدیث‌های دیگران درباره چاقی،شنیدن تبلیغات روش‌های مختلف که وعده لاغری سریع و همیشگی رو میدن، پیشنهاد دیگران برای استفاده از روش‌های مختلف لاغری.

      و  سنگینی کوله بار چاقی و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن، خطر زمین خوردن رو به شدت افزایش میده و باید مراقب این خطر بزرگ باشم.

      حتی خیلی از افراد بودن که با استفاده از روش لاغری با ذهن، نتایج بسیار خوبی گرفتن،اما استفاده از روش دیگه‌ای برای لاغری بیشتر یا سلامتی یا هر دلیل دیگه‌ای رو در پیش گرفتن که این اقدام به ظاهر خوب و سودمند به مفهوم درک نکردن موضوع لاغری با ذهنه،نکته مهم در مورد درک کردن، اینه که اگه  مطالب لاغری با ذهن رو درک کنم،هرگز نمیتونم از هیچ روشی برای لاغری بیشتر استفاده کنم.

      لاغری بیشتر به چه معنیه؟؟؟غیر از اینه که همین مسیری که باعث کاهش وزن و سایزم شده رو باید ادامه بدم تا به مقدار بیشتری کاهش وزن و سایز رو تجربه کنم،پس توجه کردن به عوامل بیرونی تحریک کننده باعث لیز خوردنم، زمین خوردن و خارج شدنم از مسیر لاغری با ذهن  میشه،

      اشتباهی که تاوان اون چاقی دوباره و یاس و ناامیدی بیشتر میشه.

      لاغری با ذهن باعث لاغری همیشگی میشه،این یک ادعا نیست، چون خیلی از افراد که  از آموزش‌های مسیر لاغری با ذهن مدت‌هاست استفاده کردن در شرایط جسمی، احساسی و افکاری متفاوتی هستن و نتایج عالی رو به دست آوردن، تداوم نتیجه فقط از طریق درک کردن آموزش‌ها حاصل میشه.

      پس اگه از آموزش‌های لاغری با ذهن استفاده کردم و نتایج عالی گرفتم، اما دوباره به سراغ روش دیگه‌ای برای لاغر شدن بیشتر رفتم،مشخصه که درک صحیحی از مطالب آموزشی کسب نکردم.

      کسب نتیجه به مفهوم درک کردن نیست،

      درک کردن زمانی حاصل میشه که شخصیتم تغییر کرده باشه،اگر بعد از کسب نتیجه همچنان گول تبلیغات یا پیشنهادهای دیگران برای رهایی از چاقی رو بخورم، فقط به این دلیله که آموزش‌های مسیر لاغری با ذهن رو مثل یک برنامه رژیمی استفاده کردم که بعد از پایان مدت آموزش، مثل موارد مشابه قبلی به دنبال استفاده از روش‌های دیگه رفتم و این عمل نشون دهنده از درک نکردن و اطمینان نداشتن به یادگیری لاغر شدن با ذهنه.

      درک این مسئله که لاغری با ذهن بر ریشه فرمول‌های ذهنیم تاثیر می‌ذاره و باعث تغییر همیشگی نگرش و رفتارهام خواهد شد، باعث میشه که با اشتیاق و استمرار عالی در این مسیر به حرکتم ادامه بدم.

      باید بدونم که در مسیر تغییر کردن هیچ تفاوتی نداره تغییر جسمم باشه، یعنی چاق باشم بخوام لاغر بشم،تغییر شرایط کاریم باشه،مثلاً کسب و کار درست حسابی نداشته باشم و بخوام کسب و کارم رو تغییر بدم، تغییر شرایط مالیم باشه، تغییر روابطم باشه، هیچ تفاوتی نداره،

      باید بدونم که در مسیر تغییر کردن به شدت تحت تاثیر منطقم قرار می‌گیرم،به شدت از طرف منطقم تهدید میشم که تو نمی‌تونی این کارو انجام بدی،تو موفق نمیشی،فایده نداره هرچی داری روی خودت کار می‌کنی نتیجه نمی‌گیری.

      خیلی از اون آدم‌هایی که دارن رژیم می‌گیرن، پول دوا دکتر و دمنوش میدن، آرزوشونه که این تغییراتی که در دوره لاغری با ذهن اتفاق میفته رو داشته باشن،چقدر دوست داشتی اشتهات کم بشه، تبلیغات میشد که این دارو رو مصرف کن، این دمنوش رو مصرف کن، این داروی عطاری رو بخور اشتهات رو کم میکنه، حالا اومدی چند تا فایل داری گوشمیدی، میبینی و می‌نویسی و اشتهات کم شده اما برات مهم نیست،چون اینقدر این موضوع آروم رخ میده و شما برنامه‌ای براش نداری و به خودت میای می‌بینی اشتهات تغییر کرده که نمی‌دونی چرا اینجوری شده و برات مهم هم نیست، و میگی که این تغییر نیست، 

      من توی این دوره شرکت کردم که لاغر بشم ولی هنوز لاغر نشدم،اما حواست نیست که این همه تغییرات در ذهن شما، در طرز فکر شما، در احساس شما و در رفتار شما ایجاد شده.

      افرادی که در این دوره شرکت میکنن،از لحاظ احساسی، از لحاظ نگرش به موضوعات چاقی و لاغری، و از لحاظ رفتارهای غذاییشون، اون تمایلات درونیشون تغییر میکنه و امکان نداره

      کسی از این محتوا استفاده کنه، درک کنه، انجام بده تمریناتش رو، و تغییر نکنه.

      امکان نداره یک آدم زنده که قدرت شنوایی داره، قدرت بینایی داره، می‌تونه ببینه،

       حتی اگه نتونه ببینه اما می‌تونه بشنوه و از این محتوا استفاده کنه و تغییر نکنه.

      استاد میگه یکی از افراد بود که مشتاق بود برنامه لاغری با ذهن رو استفاده کنه، ولی سواد برای نوشتن نداشت و توی سایت اصلاً نمی‌تونست بنویسه،گفتم اشکال نداره می‌تونی بشنوی، گفت آره،گفتم خب اشکال نداره شما گوش بده نمی‌خواد بنویسی،در ذهنت فقط فکر کن که چی می‌خوام بنویسم همین کافیه،و چنان نتایج عالی گرفت،گفتم حتی نمیخواد با دستت بنویسی، می‌تونی فکر کنی که چی می‌خوای بنویسی،مثلاً این دوره رو داری استفاده می‌کنی چون دوره آموزشی ورود به سرزمین لاغرها به این شکله شما هر فایلی رو گوش میدی اون فایل هدفمنده،شما رو میبره به یک نقطه‌ای،بعد سوال مطرح میشه و شما باید جواب بدی،اون سوال جواب کردن‌ها محتویات ذهنتون رو خارج می‌کنه، مشخص میشه، و میفهمید چه خبره توی مغزتون، و شما تغییرش میدید.

      و استاد میگه بهش گفتم فایل رو گوش میدی، با خودت فکر کن ببین من چه چیزی می‌خوام بنویسم،فکر کن الان وقتی روی کاغذ میخوای بنویسی، ولی بلند نشو اون زمانی رو که قراره بنویسی رو شما بشین فکر کن که من الان می‌خوام اینجوری بنویسم و همین کارو کرد و دو سه ماه از اون برنامه استفاده کرد و نتایج عالی گرفت.

      و این فرد میگفت که تمایلم به این رفته بود که من هر روز به جای اینکه دو تا نون بخورم یه دونه نون بخورم،خیلی راحت هم این تصمیم رو گرفته بود که تونسته بود توی ۱۲۰ روز ۱۲۰ تا نون نخوره و خیلی چیزهای دیگه رو تونسته بود که نخوره و گفتم ببین چقدر تو چیزایی رو نخوردی و این فرد کسی بود که ۲۰ سال رژیم می‌گرفت که بتونه اینا رو نخوره و نمی‌تونست.

      و اگر کسی لاغری با ذهن رو ندونه فکر میکنه که این هم رژیمه،ولی این خانم نه گشنگی کشید، نه اذیت شد، یه تصمیمات ذهنی بود، تمایلاتش تغییر کرد، و این طرز رفتار در اون فرد ایجاد شد و نتایج عالی گرفت.

      اینو نمیگن رژیم گرفتن،اگه شما الان خیلی خود به خود تغییر رفتار در خودت داری می‌بینی فکر نکن اینا الکی داره رخ میده،یا مثلاً نکنه اینا از دست بره،؟؟یا نکنه من دارم رژیم می‌گیرم،؟؟کی تونسته رژیم بگیره و لاغر بشه؟؟این تغییرات از ذهنت شروع میشه،شما چون متوجه نمیشی که چه اتفاقی داره میفته و تمایلات درونیت تغییر میکنه، نمی‌تونی تشخیص بدی که چی شد.

      باید بدونم روزی که مسیر لاغری با ذهن رو شروع میکنم بالاخره در یک شرایطی هستم که از خودم راضی نیستم،مهم نیست چند کیلو اضافه دارم،مهم اینه که از خودم راضی نیستم،بعد مسیر رو شروع می‌کنم،خب هر روز که دارم فایل گوش میدم این جسم که ازش راضی نیستم،یا حتی ممکنه جسمم هم خیلی نشون نده که من چاقم،ولی دهنم چاق باشه،چون خیلی‌ها اینجورین از لحاظ جسمی هرکی ببینه میگه تو که دیوانه‌ای چته آخه که میگی می‌خوام لاغر بشم،و همه این‌ها به خاطر اینه که ذهنشون چاقه وگرنه موضوع جسمشون نیست،پس حالا من با هر شرایطی، چه از لحاظ جسمی و ذهنی چاق باشم، 

      چه فقط از لحاظ ذهنی چاق باشم، این مسیر رو که شروع کنم هر روز که دارم فایل‌ها رو گوش میدم، تمرین انجام میدم، اون افکار چاق کننده،

       اون فکرهایی که دائم در ذهنم مرور میشه مربوط به چاقی، اینا همراهمه،حالا اگه جسمم هم چاق باشه که دیگه اینم همراه منه،حرف و حدیث‌های مردم هم همراهمه، اینا  رو دارم یدک میکشم و در مسیر لاغری با ذهن،دارم حرکت میکنم،یعنی هر روز من با جسم چاق خودم روبرو میشم،با افکار و ذهن چاق خودم روبرو میشم و دارم به سمت لاغری حرکت می‌کنم،

       خیلی باید حواسم جمع باشه که گول این چاقی ظاهری و این افکار چاق رو نخورم که بخوام پام سر بخوره توی مسیر لاغری و بخورم زمین.

      یعنی مسیر لاغر شدن خیلی آسونه،اما به شدت مسیر لیز و یخ زده است، روغن ریخته است،اگه حواسم نباشه پام سر می‌خوره و می‌خورم زمین،

      اتفاقی که برای خیلی‌ها رخ داده.

      مثلاً یکی داره یه هفته فایل‌ها رو گوش میده خیلی هم خوب گوش میده، یه نفر اونو میبینه بهش میگه که  فکر کنم چاق‌تر از قبل شدی، و اینم سر می‌خوره و میخوره زمین،روحیش خراب میشه و اصلاً میگه فایده نداره ،یه نفر دیگه داره بازم خوب پیش میره از جلوی آینه رد میشه  یه لحظه حواسش نیست، این ذهن شروع می‌کنه ببین چقدری تو،اصلاً لاغر نشدی،این همه داری فایل گوش میدی، ولی اصلاً فایده نداره و اینم می‌خوره زمین.

      یا باز کسی که لاغری با ذهن رو شروع کرده نتایج خوب گرفته، بعد از این همه وقت رفته گرایش پیدا کرده به گیاهخواری و میگه من گیاهخوار شدم،استاد میگه بهش گفتم تو هیچی از لاغری با ذهن نفهمیدی،اون همه هم که تغییر کردی به قدرت این فایل‌ها بوده،تو هنوز درک نکردی ماجرای لاغری با ذهن رو،و اون هم می‌خوره زمین،

      چرا؟؟چون در مسیری که شما دارید به سمت لاغری میرید، جسم چاقت همراهته،افکار چاقت همراهته،کل رسانه‌ها تبلیغات در مورد لاغری همراهته،این همه پزشک‌ها و متخصص‌ها میان نظر میدن توی تلویزیون، توی روزنامه، اینور اونور که لاغر می‌خوای بشی اینجوری بشی، همه این‌ها رو می‌شنوی،آدم‌هایی که سال‌هاست شما رو چاق دیدن و می‌شناسن حرفاشون هست، نصیحت‌هاشون هست و همه اینا باعث میشه که به راحتی باعث لیز شدن مسیر لاغری با ذهن میشه، و هر لحظه ممکنه شما بخوری زمین.

      خیلی مسیر لاغری با ذهن لیزه اگه حواست نباشه می‌خوری زمین،پس وقتی شما داری مسیر لاغری با ذهن حرکت می‌کنی، خودت رو یک آدمی بدون، یک وسیله‌ای بدون، یک گاری پشتت بسته شده، یک واگنی بهت بسته شده، یک کوله باری روی دوشته،این کوله بار یه چیزایی توشه،اضافه وزن جسمی توشه،افکار چاقی توشه،حرف و حدیث‌های مردم، بیماری‌های چاقی، پا درد، کمردرد،همه این‌ها توی این کوله باره،حالا شما فکر کن این سنگینه،شما داری از این مسیر میری به سمت لاغری،هر لحظه ممکنه لیز بخوری،اما اونایی که ادامه میدن، اونایی که هر روز فایل‌ها رو گوش میدن و حتی اگه بارها عصبی شدن، ناراحت شدن، بی‌انگیزه شدن، حالشون گرفته شد،ولی ادامه دادن،وقتی شما با این شرایطی که الان هستی ادامه بدی، یواش یواش این زمینی که سربالایی هست که شما داری به سختی ازش میای بالا و یه کوله بار هم داری که چاقی و افکار و حرف و حدیث‌ها و سرزنش‌ها و این همه نشدن‌ها توش هست و خیلی هم سنگینه، به تعداد سال‌هایی که چاق هستی اون کوله بار سنگینه،

       به تعداد سال‌هایی که از لحاظ مالی اوضاعت خوب نیست اون کوله بار بار سنگینه،

       و شما داری از مسیر لاغری حرکت می‌کنی،

       مسیری که به شدت لیز و یخ زده است، روغن هم روش ریختن،کج پاتو بزاری می‌خوری زمین،

      اما اونایی که ادامه میدن، و حالشون رو خوب می‌کنن،این‌ها یواش یواش مسیرشون صاف میشه،دیگه به اون راحتی لیز نمی‌خورن و وقتی یه مدت در مسیر لاغری با ذهن باشی،

       یه مدت بعدش شیبش رو به پایینه و میری به سمت لاغری، 

      کوله بارت روی دوشته، ولی میری به سمت لاغری و باید بدونیم که مسیر تغییر کردن با بشکن زدن نیست.

      استاد میگه یه دوستی پیام داده که می‌تونم در کنار این دوره یک برنامه رژیمی رو هم ادامه بدم،گفتم  درک نکردی لاغری با ذهن رو، 

      کسی که لاغری با ذهن رو درک کنه حاضر نیست یک لحظه اش رو صرف این چیزای بیخودی کنه،اگه لاغری با ذهن رو درک کنی اون وقت اگه تمام پزشک‌های عالم جمع بشن همه بیان اعتبارنامه بدن، قسم بخورن که فلان روش باعث لاغریت میشه، امکان نداره یک لحظه بهشون توجه کنی، چه برسه اینکه بخوای بری امتحان کنی،وقتی ذهن از ریشه و اساس درست بشه دیگه شما اصلاً نگران نیستی که چه خواهد شد.

      خیلی‌ها هم که میگن من نگرانم نکنه دوباره چاق بشم،اون‌ها هم هنوز درک نکردن لاغری با ذهن رو،اگر این درک در تو نفوذ کنه نگران نیستی،تو درک نکردی، ادامه بده،باید ادامه بدی تا این آگاهی در تو نفوذ کنه و از ریشه و اساس تو رو تغییر میده، شخصیتت رو تغییر میده.

      یا اینکه میری با کسی صحبت می‌کنی که لاغری با ذهن رو نمیدونه،اصلاً عقیده‌ای نداره،اصلاً درکی از این ماجرا نداره،حالا شما میری با اون بحث می‌کنی که به اون اثبات کنی که نه لاغری با ذهن به من کمک کرد،یا من این همه تغییر کردم،اینم لیز خوردنه،چرا این کارو انجام میدید،و بچه‌ها هنوز اینو درک نکردن که نیاز نیست به کسی بخوایی اثبات کنی که تو چرا اینجایی،پس مراقب خودتون باشید که توی این مسیر لیز نخورید،

      چون به هر کی که بگی من لاغری با ذهن کار می‌کنم بهت می‌خنده،

      چون با این کار داری خودت رو منحرف می‌کنی و اصلاً نیازی نیست که بخوای به کسی توضیح بدی، 

      حتی نیاز نیست نزدیکانمون بدونن که ما داریم چیکار می‌کنیم، یا چه روشی رو کار می‌کنیم،

       برای چی باید توضیح بدی؟؟

      چون اصلاً ما نمی‌تونیم به اونا بفهمونیم که لاغری با ذهن چیه،ولی اونا می‌تونن به ما بفهمونن که ما چرت و پرت میگیم،

      چرا ؟؟چون ما یه زمانی توی شرایط اونا بودیم، اینو درک کنید، خیلی نکته مهمیه.

      شما در هر موضوعی وقتی شروع می‌کنی به یادگیری، وقتی آگاهیت بیشتر میشه، تصور کن الان شما توی طبقه یک هستی  با همه اطرافیانت،بعد شما میای روی خودت کار می‌کنی، حالا لاغری با ذهنه،تو نمی‌تونی اونو بکشی بالا،ولی اون میتونه تو رو بکشه پایین،

      همه مون توی طبقه یک  هستیم،با اطرافیانمون توی طبقه یک هستیم، شروع میکنیم روی ذهنمون کار کردن،یه سری عقاید رو ایجاد کردن،و بعد از اینکه تغییرات رو در خودمون ایجاد کردیم میریم طبقه ۲،اینجا آدم دوست داره که هرچی یاد می‌گیره بیاد برای بقیه بگه که فلانی تو داری اشتباه می‌کنی،این کاریه که همه مون انجام میدیم و می‌خواهیم الان از طبقه دوم برای کسایی حرف بزنیم که توی طبقه اول هستن،هر چقدر تلاش کنیم درباره طبقه دوم با اون‌ها حرف بزنیم، اون‌ها نخواهند فهمید، 

      چون در ذهنشون هیچ اطلاعاتی، هیچ آگاهی از طبقه دوم نیست،

       نمی‌فهمن،

       اما اونا وقتی بخوان بیان به ما ثابت کنن که ما داریم چرت و پرت می‌گیم، مزخرف میگیم، توهم برداشتیم میتونن ما رو بکشن پایین،

      چرا ؟؟چون ما یه زمانی طبقه یک بودیم، با اون‌ها بودیم، ما اطلاعات مشترک با اون‌ها داریم،اما اون‌ها اطلاعات مشترک با ما ندارن، برای همینه که نمی‌فهمن،ولی اونا میتونن ما رو بکشن پایین،

      پس هیچ وقت با کسی در این باره صحبت نکنید، فقط حواستون به خودتون باشه و از فایل‌هایی که براتون گذاشته میشه استفاده کنید، گوش کنید،فکر کنید به اون چیزی که می‌شنوید،فقط این کارو تکرار کنید،

      چشمتون رو از جسمتون بردارید، تمرکزتون رو از فکرهای قبلی که میاد میگه تو چاق شدی، چرا لاغر نمی‌شی،اینا رو بزار اون بگه،شما هم کار خودت رو انجام بده،به اندازه‌ای که اون منفیه داره میگه تو نمی‌تونی، تو به همون اندازه انجام بده، نمیخواد بر اون غلبه کنی،تو فقط ادامه بده و بعد معجزه‌اش رو در خودت می‌بینی،معجزه‌ای که خودت داری رقم می‌زنی، نمیگم که قراره یه اتفاقی بیفته،نه خودت داری رقم می‌زنی،معجزه از این بابت که تو در خودت فکر ‌کردی همچین چیزی باشه،ولی می‌بینی که چی میشه.

      پس بدونید که مسیر لاغری با ذهن خیلی لیزه،حواستون باشه سر نخورید،حرف و حدیث‌های دیگران،

       پیشنهاداتشون،این روش اومده خیلی خوبه،

       اون فلان گیاهخواری رو بیا اینجوری انجام بدیم،اون کارو انجام بدیم،این‌ها نیست،از ذهن باید تغییر شروع بشه،ادامه بدید و معجزات رو در خودتون ببینید.

      سپاسگزارم از شما استاد مهربانم🙏🙏🙏🌼🌼😊😊😊💖💖🌾🌾🌾🌾

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/06/01 12:27
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 4291 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,210 کلمه

      به نام خدا

      دیدگاه بهتر در مورد رژیم:

      رژیم یعنی اگاهانه تصمیم بگیری چی بخوری چی نخوری به چه مقدار بخوری

      تغییرات غذایی که بعد از تغییرات درونی ایجاد میشه، اینا بدون برنامه ریزی اگاهانه ی من، ایجاد شده و بدون فشار و سختی هم داره انجام میشه. این اسمش رژیم نیست. 

      راه حل لیز نخوردن :

      برای هر فکر منفی یک دلیل منطقی و دیده شده بیارم. 

      مامان دید من یکم لاغر تر شدم تشویقم کرد گفت افرین. خداروووووشکر نپرسید چکار کردی. با فیلترای خودش برداشت کرد گفت روغن نمی خوری فلان نمیخوری. به خیال خودش ها…حالا من از روغن خوشم نمیاد اما غذام با خانواده مشترکه و سعی نمی کنم روغن کم بریزم. بگذریم…

      پریروز یهو گفت باز چاق شدیا!!!!!!

      اینو بگم مننن اصلااا روی حرفای مامانم حساب نمی کنم چون بشدت بی پایه و اساسه حرفاش و چون خیلییی منفی هست خیلی چیز ها رو میبینه فک می کنه حقیقت داره در صورتی که وجود نداره! در این حد…یکی از دلایلی که بلافاصله ذهنم مقاومت میکنه برای حرفاش اینه. 

      داشتم از اوردن فکر منطقی برای هر نجوا می گفتم.

      این حرفو که زد با خودم گفتنم وظیفه ی تو فقط ادامه دادن و سعی کردن برای تعهد داشتنه. همین

      دوم اینکه بین استاد و بچه های سایت که نتیجه دستشونه و ایشون که نتیجه دستش نیست، کدوم حرفاشون درسته؟ 

      حرف کی معتبر تره؟

      قطعا استاد! 

      استاد چی می گه؟

      میگه به ظاهرت توجه نکن، ادامه بده، راز لاغری تو ادامه دادنه…

      اینجوری ذهنم اروم شد. 

      میدونی استاد من از نادیده گرفتن حرف های منفی خوشم نمیاد. یعنی احساس می کنم خودمو دارم گول میزنم. درصورتی که اگه تو ذهنم بگردم دنبال یه نتیجه یه چیز ملموس که برخلاف اون باشه حسم خوب میشه. 

      خلاصه تو مدتی که داشتم فکر می کردم استاد چی میگه و استاد درست می گه یا ایشون، دیدم چند دقیقه است اصلا من حرف ایشونو یادم رفته یعنی بهش دیگه فکر نمی کنم چون ذهنم دنبال پیدا کردن دلیل منطقی بوده. در یک کلام ذهنم داشته رو توانایی، ارامش صبر داشتن و… فکر می کرده.

      پس این روشو سعی میکنم هر بار فکر منفی اومد استفاده کنم.

      استاد در مورد اینکه گفتین موقع استفاده از اموزش ها حرف های دیگران همراهمون هست و…

      به نظرم خبر خوب اینکه که بعد یه مدت این لیز شدنه این عواملی که لیز خوردن رو ایجاد می کنن کم میشه. 

      چون خودبخود انگار همه چیز همراه و هماهنگ با فکرای مثبت جدیدمون میشه. حتی تایید میکنن وضعیت جدیدمونو. مثل مامانم 

      یا کلا من احساس می کنم مثلا یه جوری میشه که حتی از اخبار که بسیااااار منفی هست در یک لحظه یه چیزی میشنوی که باورای تناسب جدیدو که داری می کاری تو ذهن تایید می کنه. 

      نمیخوام اینو عحیب و غریب نشونش بدم.

       ساده اش اینکه که منم الان میام کار کنم خب وقتموووو باییید بذارم تو سایت. خب این یعنی از چاقی دورم دیگه. بعد یه مدت کوتاه نتیجه میاد و دیگه تماممممم….دیگه عملا هی مسیر لیزیش کمتر میشه. خود بقیه هم تایید می کنن خودممم چقدر بیشتر برام ثابت می شه که درسته و ادامه بده و اگه این وسط هم حرف منفی بشنوم کمتر جدیش می گیرم چون نتیجه دستمه….

      به نظرم لیز خوردنه و سختی کنترل ذهن واسه اولای مسیره…

      استاد حواسم هست که شما تاکید بر لیز بودنه کردین واسه اینکه حواسمون باشه و قصدتون این نبود که القا کنین برای شما ممکنه بار ها و بار ها اتفاق بیفته. نکته ی حرفتونو گرفتم و تمام… بیشتر روش تمرکز نمیکنم. 

      بعد اینکه ابتدای مسیرو گذروندم دیگه تمامممم…بعدش دیگه ادمی هستم بشدت فوق العاده می تونم ذهنمو کنترل کنم. دیگه مگه می تونه کسی روم تاثیر بذاره؟ هرچی بشنوم این منم که تعیین می کنم چی وارد گوشم بشه. چون فمیدم از هر حرف میشه صدجور برداشت کرد. خودم تعیین می کنم چحور برداشت کنم ازش. ارزششو داره. مسیر موفقیت اول تا اخرش سخت نیست. فقط اولش…

      ارزششو داره چند ماه تحمل کنم و ادامه بدم؟ قطعاااا

      حرفاتون فوق العاده ست ممنونم.

      از مثال خانومی که گفتین نتیجه گرفته و رو اورده به گیاه خواری.

      این مثال که هیچی… بعضی بچه ها تو کامنتا هستن میگن متناسب شدیم اما رها کردیم و دوباره می خوایم شروع کنیم. خودمم هنوز اونطور که دلم می خواهم هرروز کار کنم نیست.مثلا روز درمیون میشه

      خب یه فکری که ادم میاد تو ذهنش اینه شاید تو هم لیز بخوری مدت طولانی رها کنی. ببین این که کار کرده نتیجه دستش بوده لیز خورده. 

      اما اتفاااااقاا ذهنم اروم شد این فردو دیدم. یه جورایی اون اضطرابی که اگه متعهد نباشی دیگگگگ تمومههههه و خیلی کار بدی کردی، این کم شد. استاد حتما میدونی چی می گم چون دلیلی که برای مشارکت در کامنتا و خوندنشون اوردین همین بود که جالبه میای می بینی همه هم دردتن. دیدن همین که ادمای زیادی مثل تو گرفتارن خودشش اضطرابو کم می کنه. اضطراب اینکه تو چه مشششکل بزرگ و خاصی افتادی بقیه خوبن تو فقط خوبی…میدونی استاد چی می گم…یعنی اون حس تنها بودن.

      خلاصه برام ارامش بخشه و اگرم لغزشی اتفاق افتاد اشکال نداره درسشو می گیرم از نو شروع می کنم چیزی نشده که. این حسابی دست و پای شیطون لعنتی رو می بنده و که تو این موقعیت می گه دیگگگگ اب از سر گذشت دیگه تموم شد..

      با اینکه لغزیدن دوباره تو رو به پله ی اول برمیگردونه و زحماتت صفر میشه، اما ایا لغزیدن و دوباره شروع کردن بهتره یا لغزیدن و هیچ وقت پا نشدن؟

      قطعا اولی به سودمه.

      اینجوری افکار منفی رو  دهنشو می بندم.

      در مورد اینکه میگین اونا طبقه ی اولن من دوم نمیفهمن حرفامو

      استاد اولاش شاید ادم حرصش در بیاد بگم بذا نتیجه بگیرم با نتیجه بهتون ثابت می کنم اشتباه می کنین.

      اما این اتفاق هرگزززز نخواهد افتاد. 

      چون حتیی اگر نتیجه هم بگیرم بازززز اونا فیلتر میذارن روش طبق عقایدشون برداشت می کنن. میگن چون غذات کم شده. فلان شده. مثال زیادی تو ذهنم نیست چون زیاد به کسی نگفتم. فقط خواهرم در جریانه اونم خیلیییی کم بهش گفتم چون یکی دوبار قبلا گفت لاغر شدی چکار کردی برای منم فایلاشو بریز. منم اصلاااا اصرار نکردم چیشد فایلاشو گوش کن…خوبه فلان…

      شاید تا یکی دو هفته پیش میترسیدم ببینه صفحه لپ تاپمو بگه داری میخونی کار میکنی یوقت ذهنم منفی شه که الان می گه کو نتیجه ات. اما الان بهتر شدم. راحت می خونم کنارمم نشسته باشه مهم نیست برام. چون کلاااا به اون ربطی نداره. من ازادم هر عقیده ای می خوام داشته باشم ازادم هر چیزی رو می خوام دنبال کنم حتی اگر غلط باشه. خوشبختانه استاد خواهری کلاا هم گیر نداده هیچی نگفته بنده خدا. یعنی هیچ وقت به اون مرحله هم نرسید که بخوام اینجوری جوابشو بدم.

      به همین دلیل برام مهم نیست چه برداشتی می کنن. من خودم لاغری با ذهنو ادامه می دم بذا اونا بگن غذات کم شده فلان غذا رو این ماه زیاد خوردی سوخت و سازت زیاد شده. بذا اینجوری فک کنن چه ایرادی داره! اره از همونیه که شما می گین. چیزی که مهمه اینه منممم که لاغر شدم نه شماا من دارم لذتشو می برم حالا شما اصلا با من بجنگ.

      • تجربه خود در گذشته که از روش های مختلف لاغری استفاده کرده و برنامه خود را رها کردید را شرح دهید.
      1. یبار اومدم به انتخاب خودم یه سری روش ها که از طریق کانال ها برای قسمت های مشخصی از بدن تعیین شده بود انتخاب کردم و هر روز صبح انجام میدادم. سختممم بود اما چون انگیزه داشتم و کلا ورزشم انرژی میده روحیه ام خوب بود خوشحال بودم. اما بدنم واقعا اذیت میشد.

      اخه ورزش برای ادمی ک اضافه وزن داره؟ همینجوری بدن داره سر بار و فشار زیاد از حد اذیت میشه چه برسه به تمرینای سخت.

      بعد یه مدت رها کردم. هم اذیت می شدم هم سبک زندگیم اخه ورزش کردن نبود. یعنی عادت نداشتم اصلا. برای همین شاید ابتدا شوق داشتم اما کم کم به همون اهستگی که انگیزه ی ادامه دادن در من ایجاد شده بود راحت از رفتار ها کمرنگ می شد.

      1. یدونه شم قرصای گیاهی بود که رها کردن اون بخاطر عادتا نبود چون اونموقع درامدی نداشتم نتونستم بخرم دیگه. بهتر که نشد وگرنه معلوم نیست معده ام چکار میشد.
      1. باشگاه رفتم یه مدت اما اینقدر فشار روحی روم بود که ای بدنم فلانه و همه نگاه می کنن که یکی از دلایل اصلی ادامه ندادنم بود. اما تو این بار هم بازم رد پای به مرور از بین رفتن یک عادت تازه دیده میشد.
      1. یبارم تصمیم گرفتم پیاده روی کنم یه مسیری رو. اونم باز رها کردم خیلیی سریع. یعنی کلا ه روشی استفاده کردم اونقدر ادامه پیدا نکرد که یه تغییر محسوس و خوبیییی اتفاق بیوفته. 
      • چرا در گذشته با اینکه تصمیم قاطع برای رژیم گرفتن یا ورزش کردن می گرفتید ولی بعد از چند روز آن روش را رها می کردید؟

      معلومه چون سخت بود! اصلا نمیتونستم سختی رو بپذیرم! شاید هیجان زده میشدم یکم تحمل می کردم اما…

      دومیش حس ناتوانی بود. من که لاغر نمیشم! من همیشه تو همین اوضاع هستم اصلا کاراکترم همینجوریه! 

      از کجا می فهمیدم این طرف فکرو دارم؟ مثلا یادمه خواهرم می رفت باشگاه و برنامه ی رژمیشو با کلی انگیزه زد به کمد و لباس بخر و فلان که بره. میرفت و تشویق خانواده که ای لاغر شدی و فلان.

      منم همش حسرت می خوردم میگفتم تو که اراده نداری. ببین تو اضافه وزن داری…هی این کاراکتره تو ذهنم تثبیت می شد با همین فکرا. 

      وای یه دیدگاهی که اینقدرررر در لحظه به لحظه ی روزام تزریق میشد مداوم و اونقدررر دیگه تکرارش میکردم که هنوززز یادمه دقیقا چقدددر بهش فکر می کردم، حسرت خوردن بود. بشششدت خودمو مقایسه میگردم با دخترای دیگه…هنورز تا اووم شاید مدتی پیش همراهم بودا فقط کمرنگ تر شده. 

      اینکه هر خانومی می دیدم مناسبه اووونقدررر تو ذهنم بت می کردمش اینقدررر اونو ارزشمند می دونستم میگفتم وااای این چقدر خوشگله این چقدر خوبه و خاصه من که اینجوری نیستم..واقعا برام یه ادمای عجیب و خوشبخت و جذاب و فوق العاده شده بودن. مخصوصا که اون موقع بحث روابطم داغ بود و دیگه فک میکردم چقدررر ارزشمندن

      اه بدم میاد این فکرا رو یاداوری کردن. 

      الان که عزت نفسم رفته باالا این حس خیلییی کمرنک شده. درسته شدیدا میخوام متناسب شم اما خب وقتی حرف یه دختر لاغر میشه زیاد حسرت ندارم. فکر نمی کنم خیلیی برتره از من.

      اره این یه علت مهم دیگه بود که باعث میشد رها کنم.

      یه خصوصیتی که ضعف شخصیتی بود بی اراده بودن بود. شدیدااا اعتقاد داشتم یه ادمی هستم که کارارو نصفه نیمه رها می کنم. و چون تو لاغر شدن بیشتر این کنایه ها رو میشنیدم و سرزنش می کردم خودمو بیشتر ضعیف بودم.

      با اینکه من اراده ی خیلی قوی داشتم ها…من ادمی بودم که سوگولی استادا بودم درسم چقدررر خوب بود چقددددر زمان میذاشتم درس می خوندم در صورتی که منم انسان بودم هم سن هم ککلاسی هام مثل اونا دوس داشتم رها باشم فیلم ببینم برم تولد خونه ی هم. اما بشدددت می تونستم رو هدفم تمرکز کنم و نتیجهههههه نتیجه می گرفتم. نتیجه دستممم بودد نه فقط محدود کردن خودم. 

      اما خب هم اینا به چشمم نمیومد هم تو لاغری بسیار ناتوان می دیدم. خدا رو شکر الان چقدر توانا می بینم. 

      • منطق ذهن شما درباره لاغر شدن چیست؟ فکر میکنید چگونه باید لاغر شوید و آنچه در ذهنتان برای لاغر شدن مرور می شود را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنید.

      دنبال الگو هایی بگردم که برعکس باورای جامعه هستن. بدنم خودبخود تغییر می کنه.

      • روش های قبلی لاغری چگونه باعث تغییر رفتار و واکنش های شما می شد و لاغری با ذهن چگونه این کار را انجام خواهد داد؟

      با روش های دیگه تغییر رفتار ها اگاهانه بود. با سختی انجام می شد. 

      با تناسب فکری ناخوداگاه بقول شما اینقدر ارام ایجاد می شه که متوجه نمی شی و سر همین متوجه نشدن ناسپاس می شیم گایه اوقات فک می کنیم تغییری نکردیم.

      در این روش تغییر عادت ها بسیاااار اسانه و هیچ اعصاب خوردی توش نیست.

      • به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمول های ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید.

      استاد اول تشکر کنم واقعا سوالاتون چالش برانگیزه همچین ذهن ادم قفل می کنه و دست میبره تو باورا که نگو

      روشای دیگه اصلا اجااازه ی تغییر نگرش نمی دن. 

      اگه تغییر نگرش منظور مثبت شدن، ارامش و انگیزه و انرژی باشه که نه به هیچ وجه!

      کلا در روش های دیگه ترس توی تک تک راهکار ها هست.

      ترس اینکه بی تحرکی چاق می کنه. دیگه از نشستنم ارامش نداری

      اگه تغییر نگرش منظور پی بردن و تحقیق کردن در مورد مواد غذایی و چیزای دیگه ست که والله کسی به ما هیچوقت دنبال نکفت برین دنبال علمی.

      اگه می رفتیم که به حقیقت می رسیدیم!

      می فهمیدیم چقدر ارزش دارن غذا ها چقدر ویتامین و…

      فقط یه کلمه ی کالری زیاد شنیده میشد که اونم فقط برای ترسوندن بود.

      خلاصه که وقتی روش های دیگه به همه چیز بدبین میکردن ادمو دیگه جایی برای تغییر نگرش نمیموند. 

      قطعا راه دوم بهتره

      پرس و پاسخ 

      • با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید درنظر بگیرید. شرح دهید.

      به نظرم همین اموزشا رو دنبال کردن خودش باعث میشه لیز نخوریم چون داخلش تجربیات مثال ها بیان میشه تا دیگه ازمون و خطا نکنیم.

      یه اهرم نوشتم برای خودم که این راهو ادامه بدم یه سال دیگه کجام 

      ادامه ندم کجام؟

      اضافه وزن بیشترر

      درجا زدن هی لیز خوردن نتایج محو میشه باز دوباره از اول شروع می کنم. 

      این خودش کمکم می کنه ادامه بدم.

      اهمیت ندادن به حرف بقیه. 

      یعنی فیلتر کنم. اگر کسی به جایی رسیده تو زندگیش حرفش درسته. اگر نرسیده که اصلا جدی نگیرم حرفشو.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/05/10 20:58
      مدت عضویت: 313 روز
      امتیاز کاربر: 696 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,010 کلمه

      به نام خالق نجات دهنده ام 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      به دلیل بارش افکار منفی مسیر تناسب فکری به شدت لیز است مراقب باشید زمین نخورید؛

      لیز بودن مسیر تناسب فکری رو با تمام جون و دلم درک کردم چون وقتی داشتم به شکل موفق جلو میرفتم و گام برمی‌داشتم یکباره به مانع بزرگ ورودی های منفی خوردم تصادف بزرگی کردم و حسابی اوضاع و احوال روحی و جسمی ام داغون شد .

      چی بیشتر از ورودی منفی میتونه نظم زندگی رو به هم بزنه، خدایا نمی‌فهمم چرا اطرافیان من نمی‌خوان بفهمن مشکلات اونها ، مشکلات اونهاست؛

       چرا نمی‌خوان متوجه بشن من حلاله تمام مشکلاتشون نیستم ، آخه چقدر انتظار دارید از من؟

      خسته شدم از بار فشار گرفتاری های پی در پی اطرافیانم،جالبه که من دنبال کننده احوالات اونها نیستم به هیچ وجه،عادت کردن روی من خراب بشن، میبینم با یک تریلی مشکلات دنبالم گشتن، پیدام کردن، روم آوار کردن و من نمیتونم نفس بکشم،تازه وقتی نفسم بالا نمیاد متوجه میشم چه بازی کثیفی و باهام کردن ، خدایا دردم و به کی بگم خسته ام از دست بنده های زبون نفهمی که دوره ام و گرفتن هر چی بارها و بارها میگی مشکلات شما مشکلات شماست هر چی فرار میکنم هر چی و هر چی و هر چی بازم نمیزارن آرامش داشته باشم به خدا کبابش و شماها خوردید انصاف نیست دودتون و تو حلق من کنید؛

       اما افسوس و صد افسوس از انسانهای نفهم که مدام با گیر و گرفت هاشون مسیر زندگی بقیه رو لغزنده میکنن،

      در تمام ۳۹ سال عمرم هرگز بارم و روی دوش کسی ننداختم یک تنه جنگیدم اما بقیه فکر کردن من وظیفه دارم مشکلات اونها رو رفع کنم ،چند باری از روی نگاهم به خدا کمک دادم اما گویا وظیفه شده برام، طی روزهای اخیر اتفاقات تلخ زیادی برام رقم خورد طوری که کلا زندگی نکردم حالا مسیر تناسب فکری و لیزی اون و افکار منفی و …….به کنار ؛نگذاشتن نفس بکشم تا بالاخره تصمیم گرفتم بعد یه تصادف شدید تو مسیر تناسب فکری بلند شم و دور تمام آدمهای ورودی منفی و برای همیشه یه خط قرمز بکشم و به معنای واقعی از دستشون فرار کنم .و امروز بعد گذشت چند روز حال خرابی دوباره برگشتم به ادامه دادن مسیر زندگیم مسیر تناسب فکری که البته باید بگم اگر امروز تونستم آدمهای منفی زندگیم و حذف کنم همش لطف خداوند و هدایتم به این سایت بوده که باعث شده نگرشهام تغییر کنه و دست از قربانی کردن خودم برای دیگران بردارم وکمی به خودم فکر کنم و آرزوهای خودم ؛ و خودم و دوست داشته باشم .

      حالا براتون روزهای لغزنده رو یکی یکی مرور میکنم 

      همیشه شعارم این بود که بدلیل نوپا بودن آموزش‌ها و ذهن متناسب اعتقاد داشتم نباید از سایت و آموزش‌ها دور باشم و خودم و وقف کرده بودم در این مسیر 

      روز اول و دوم که فایل گوش ندادم و در سایت فعالیت نداشتم همه چیز عالی بود حتی ذره ای تغییر رفتاری نداشتم 

      روز سوم به بعد آروم آروم احساس کردم داره رفتارم با مواد غذایی دوباره تغییر میکنه و خودآگاه داشتم کنترل میکردم 

      همینطور که روزها می‌گذشت قدرت ذهن چاقم داشت رفتارهای گذشته رو به مرور بدون اینکه متوجه باشم تکرار و تکرار می‌کرد اما هنوزم پرخوری نمیکردم و هنوز احساس خطر جدی نمیکردم چون میدونستم به محض برگشتن از این مسافرت نفرت انگیزی که بعد سالها به دیدن اقوامم رفته بودم بزودی برمیگردم و دوباره به مسیر زیبای تناسب قدم میزارم ،  و کلی انگیزه داشتم اما تغییرات فاصله گرفتن از سایت و احساس می‌کردم. 

      طی این سفر هر کس من و میدید از تناسبم صحبت می‌کرد و مدام سوال میکردن که با چه روشی اینقدر عالی و متناسب شدی به چند نفری به صورت خیلی سطحی سایت و معرفی کردم ولی خودم هیچ توضیحی ندادم و گفتم به این سایت مراجعه کنید و نگاهم این بود که اگر خدا بخواد کسی هدایت بشه ،میشه و اگر من توضیح مختصری هم بدم ممکنه صحبت آدمها من و گمراه کنه .

      اوضاع روحی ام به شدت داغون بود و کاملا متوجه لیز بودن مسیر تناسب فکری هم شده بودم ولی بدلیل حال بدم قادر نبودم بلند شم و به گام برداشتن در مسیر تناسب ادامه بدم تا دیشب که موقع شام رفتار کاملا ذهن چاق انجام دادم و مثل زمانهایی که در سایت نبودم به شدت پرخوری کردم  و ترس و اضطراب تمام وجودم و گرفت که چرا فاصله گرفتم؛

       تا امروز اومدم دوباره توی سایت و گامم که دیدم به به، قشنگ حال دل و احوال پریشان منه و بیشتر به قدرت پروردگارم و هدایتم ایمان آوردم چقدر جالبه بدون دونستن این گام من با موفقیت ده کیلو کاهش وزن در چهل روز لیز خورده بودم البته تمام این لیز خوردن دلیلش ورودی منفی دیگران بود که کم کم باعث دور شدن من از سایت و لیز خوردنم در مسیر زیبای تناسب فکری بود .

      اما امروز خدا رو شاکرم که دوباره بلند شدم ایستادم و دارم گام برمیدارم خوشحالم که اینجام کنار استاد روشن و دوستان هم مسیر و همراهم اینجا ورودی منفی وجود نداره اینجا حال بد وجود نداره اینجا همش زندگیه همش عشقه همش امیده 

      خدایا ازت خواهش میکنم آدمهای بد و افکار و ورودی های بد و از من و زندگیم و مسیر تناسب ام دور کن خدایا نجاتم بده از دست ورودی های منفی از دست کسانی که مدام آزارم میدن خدایا خودم و به دستان امن تو می‌سپارم تنهام نزار که جز تو پناهی ندارم 

      آره من توی مدت تقریبا یک هفته ای که در سایت نبودم متاسفانه لیز خوردم و این نشون میده نباید از مسیر خارج شد اما خودم و سرزنش نمیکنم دوباره بلند میشم دوباره زندگی کردن و زندگی میکنم و دوباره می ایستم و قدم برمیدارم من به بودنم در این مسیر هیچ شکی ندارم من به هدایتم ایمان دارم من نتیجه ایمان و عمل گرایی و دیدم پس به یاری تو ای خدای رحمانم به مسیرم ادامه میدم با عشق و شور و ایمانی قوی‌تر از قبل تفاوتی که توی این مسیر و روش‌های قبلی دیدم دفعات قبل وقتی رژیمم و میشکوندم دیگه رژیم و ادامه نمی‌دادم ولی این بار با اینکه لیز خوردم بازم پرقدرت تر ایستادم و ادامه میدم به یاری خدا 

       الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/04/15 11:00
      مدت عضویت: 362 روز
      امتیاز کاربر: 21060 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 933 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی 

      از خداوند شاکرم که توانستم به گام 25 که مهمترین گام برای ادامه دادن در این مسیر است برسم و الان خداوند را شاکرم که این یک موانع ذهنی من بود در 2 روز پیش و چقدر قشنگ من با دیدن این فایل جوابم را گرفتم .

      استاد من از تاریخ 1402/03/08 با خودم عهد کردم که هر روز دراین مسیر باشم و خودم را وزن کردم 90 بودم و فقط فایلها را گوش می دادم ولی خیلی مانتو و لباسهام گشادتر شده بود و چون با خودم عهد کرده بودم دیگر خودم  را وزن نکنم این کاررا نکردم دیروز بعد از 6 ماه باید دکترتیرویید میرفتم با جواب آزمایش و با خوشحالی که من الان رسیدم به وزن 85 به مطب دکتر رفتم  و خودم را وزن کردم تا درپرونده ثبت بشه وقتی وزن خودم را 89 دیدم خیلی تعجب کردم و گفتم چطور من این همه لاغر شدم فقط یک کیلو کاهش را نشان میده ،ووقتی منشی گفت آفرین وزن قبلی شما در تاریخ بهمن 1401 در پرونده 95 بوده و 6 کیلو لاغر شدید خیلی خوشحال نشدم و به خودم گفتم این کاهش وزن مربوط به رژیم قبلی من بوده و از طریق ذهن بعد از یکماه من فقط 1 کیلو کم کنم و رفتم پیش پزشک 

      استاد در آزمایشهای قبلی من  بیماری دیابت – تیروئید – کم خونی شدید – کمبود ویتامین c بودم که برای هرکدام چقدر دارو نوشته بودند و من در ماه بهمن 1401 مبلغ 900000 هزار تومان پول دارو دادم ووقتی منزل رفتم دخترم گفت مامان این همه دارو را باید بخوری و 10تا آمپول کم خونی و به من توصیه شدکه بزنم و اگر خوب نشدم حتما باید آمپول آهن در بیمارستان به من تزریق شود ماهی 2 تا 

      دیروز وقتی وارد اتاق دکتر شدم و دکتر آزمایش جدید من را دید گفت پرونده را بدهید حالا مقایسه را ببینید 

      قند ناشتا در بهمن = 180                             قند ناشتا در تیر 1402= 120

      قند دو ساعته در بهمن = 280                       قند دو ساعته در تیر 1402= 164

      چربی خون در بهمن =  298                        چربی خون در تیر 1402= 00000000

      مقدار داروی تیروید در بهمن 1401= هفته ای 9 قرص                            مقدار دارو تیروئید در تیر 1402= هفته ای 7 قرص 

      کم خونی در بهمن 1401= خیلی شدید و تزریق آمپول و خوردن قرص      کم خونی در تیر 1402= کاملا خوب شده و گاهی وقتها شبی یکی 

      ویتامین در تیر 1401= خیلی کم                          ویتامین در تیر 1402= نرمال 

      وزن در بهمن 1401= 95                                 وزن در تیر 1402= 89 کیلو                       6کیلو کاهش 

      پول دارو دکتر بهمن 1401=900000 هزار تومان                   پول دارو دکتر تیر 1402= 23000 هزار تومان 

      استاد به والله قسم من فقط یک آمپول کم خونی را زدم – قرص ویتامین را هم نخوردم و فقط برای داشتن بدنی سالم و جریان خون سالم در بدنم از خدا تشکر کردم وقتی به خانه آمدم اشک شوق از دیدگانم جاری بود و از خداوند برای تمام این تغییرات ممنون بودم و تشکر کردم و چقدر اطمینان من بیشتر شدکه من دراین مسیر از طرف خداوند برگزیده شدم و از شما استاد عزیز ممنون هستم که در این راه راهنمای ما هستید انشاالله خداوند سلامتی کامل به شما عنایت بفرماید . و من با اطمینان کامل این مسیر راادامه خواهم داد 

      تجربه خود در گذشته که از روش های مختلف لاغری استفاده کرده و برنامه خود را رها کردید را شرح دهید.

      در رژیم قبلی  دکتر کرمانی من 12 کیلو وزن کردم و دکتر عزیری 5 کیلو 

      • چرا در گذشته با اینکه تصمیم قاطع برای رژیم گرفتن یا ورزش کردن می گرفتید ولی بعد از چند روز آن روش را رها می کردید؟

       چون وقت زیادی برای ادامه داشتن با رژیم و طبق دستورات را نداشتم و با هزینه زیاد برای خرید دوره و سختی زیاد برای از این دوره منصرف شدم 

      • منطق ذهن شما درباره لاغر شدن چیست؟ فکر میکنید چگونه باید لاغر شوید و آنچه در ذهنتان برای لاغر شدن مرور می شود را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنید. منطق من به راحتی میتوانم با این روش لاغر بشوم . من به راحتی و بدون رژیم و سختی میتوانم لاغر بشوم 
      • روش های قبلی لاغری چگونه باعث تغییر رفتار و واکنش های شما می شد و لاغری با ذهن چگونه این کار را انجام خواهد داد؟
      • روش های قبلی خیلی به روح و روان ما صدمه میزد و فشار اینکه طبق رژیم باید عمل کنیم و بعضی از مواقع نمی شد خیلی بد بود 
      • به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمول های ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید
      • ما باید ابتدا از محتوای آموزشی ذهنی فرمول های ذهنی را تغییر بدهیم چون خودش نگرش و رفتار را تغییر خواهد داد
      • با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید درنظر بگیرید. شرح دهید. در این مسیر عجله نکنیم و وقتی ذهن منفی باف ما صحبت کرد به آن اعتنایی نکنیم و دراین مسیر باقی بمانیم 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 591 کلمه

      سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم 

      استاد جان هرچقدر بگم کم گفتم ک شما واقعا استاد لاغری هستین و ته همه ذهنیت های چاقی و لاغری رو به خوبی بلدین و خیلی خوب سردر میارین از بازی های ذهن مثلا همین ک گفتین کسی ک پنج کیلو اضافه وزن داره فک میکنه خیلی سخته میتونه بیارتش پایین ولی کسی ک بیست کیلو داره برا ذهنش ۵ کیلو چیزی نیست 

      دقیقا همینطوره  و بازی ذهن با اعداد ک میخواد فریب بده چون لاغری رو سخت کرده برا همون ی نفری ک پنج کیلو اضافه داره چون توجهش فقط رو همونه و فرمول های چاقی رو هم بلده خیلی موانع راه رو براش سخت میکنه

      من واقعا فک نمیکردم پنج کیلو به راحتی کم کنم 

      ولی خدا هدایتم کرد ب این سایت 

      خب از وقتی که دیگه باشگاه نمیرم سه ماه میگذره 

      و من بیشتر رو ذهنم کار میکنم و ادامه میدم تا به خودم و ذهنم ثابت کنم ک لاغری من ذهنی بوده 

      تا با ورزش

      استاد امشب اتفاقی تو اینستا روند لاغری یه اقایی رو دیدم به صورت فیلم درست کرده بود عکساشو 

      مهم نبود برام از چ طریقی چیزی هم تبلیغ نشده بود فقط پیج تحسین کرده بود لاغریشو 

      من دقت کردم ک وسطای کار نزدیک به چهار عکس از این آقا تغییر زیادی نداشت ک ب اون صورت چشم گیر باشه ولی با اراده ای ک ایشون داشته این روند باعث ناامیدیش نشده بود و ادامه داده بو 

      در آخرم سیس پکم در اورده بود البته پوستش آویزون شده بود کمی ک میشه اونو ندید گرف در برابر این همه تغییر 

      اینو گفتم تا به این نتیجه برسم و به حرفی ک شما زدین ک اگه تغییراتی هم حاصل نشد نگران نشیم.

      و ادامه بدیم چون در مسیر لاغری هستیم وبدن ما داره کار خودشو میکنه فقط کافیه سریع ناامید نشیم و استمرار داشته باشیم تا به نتیجه شگفت انگیز لاغری با ذهن برسیم تا کمرمون باریک بشه مث این مدلا که کیف کنیم از این اندام زیبا 

      برا بار چندم میگم باید به این مسیر اعتماد داشت و تا تهشو رفت من مطمانم کسی ک رف ی جایی رسید ک همون اندام باربی دلخواهش شد همون فرد دیگه تموم فرمولای لاغری رو خوب یاد گرفته 

      و حتما تو ذهنش مرور میکنه البته که اونیم ک فراموش میکنه میتونه بیاد تو سایت و مروری هم داشته باشه فقط کافیه ملکه ذهنمون بشه آموزش ها

      اتفاقا یادمه قبل عید من خیلی اینور اونور میگفتم دنبال لاغریم و لاغری ذهن خیلی خوب یکی بهم گف توکه خوبی ! 

      استاد شما گفتی این ذهنیت فرد راجب خودشه ک هنوز باور نکرده جز افراد لاغره 

      چون من داشتم جار میزدم ی چیزایی دارم ک باید لاغرش کنم 

      یعنی این بازی ذهن خب دهنتو ببند مگه مجبوری همه جا بگی دنبال لاغری هستی اصلا مگه تو چاقی ک همه جا میگی داری لاغر میشی!!!😂😢🥲

      درستش اینه سکوت کنیم انقد ادای ادمای بدبختو در نیاریم اون ادم ضعیفی ک از چاقی زجه میزنه 

      و به همه میخواد ثابت کنه ک داره تلاششو میکنهههه😑 

      قرار نیس به کسی ثابت کنیم یا بنالیم از اصافه وزن 

      تازه کسیم گف باید بگیم مگه من چاق نیستم من خیلی ام متناسبم البته شاید برای کسی خیلی چاق ی مقدار سخت باشه گفتن این حرف . ولی برای افرادی مثل منکه ۱۰ کیلو اضافه داره راحت تر میشه گفت ، البته وزن دلخواه من ۵۸ نه ۶۰ 

      ولی همون ۶۰ هم خیلی متناسب

      به هر حال باید تو سکوت کارمون رو انجام بدیم 

      و به قول استاد ما الان رفتیم طبقه دوم اونا که طبقه اولن نمیتونن ببینن چی چشیدیم چه احساس عالی بعد هر وزن کم کردن داشته و داریم 

      به امید وزن دلخواه و استمرار در این راه شگفت انگیز لاغری با ذهن😍😍😃😃💪💪

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/11/16 12:53
      مدت عضویت: 464 روز
      امتیاز کاربر: 11065 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,406 کلمه

      سلام و درود . 

      یعنی هر چی از خوبی  این متن و فایل و پرسش و پاسخ ها بگم کم گفتم . 

      چقدر مسائل برای من روشن شد . چقدر با نکات جدید آشنا شدم . 

      الان میفهمم چرا یکی از خانومای سایت خیلی علاقه دارند تمام نکات رو یادداشت کنند و در سایت بزارن . 

      البته نمیدونم در این فایل هم این کار و کردن یا نه  ولی این فایل از نظر من خیلی نکته داشت . 

      دیگه فقط در مورد اونایی که یادم میاد مینویسم . 

      نکته اولی که یادم میاد گفتین در مورد ترمزها یا همون فرمولهای ذهنی که نمیخواینشون ؛ شرح و تحلیل و تفصیل ندید . اگه فکرش اومد تو سرتون ادامه اش ندید . هی تحلیلش نکنید . 

      دقیقا همینه . من خودم توی این مورد گیر داشتم . البته در وجه منفیش . 

      من کلا زیاد فکر می کنم . بعدشم راجع به یه فکر حالا چه مثبت چه منفی خیلی تحلیل توی ذهنم دارم . خیلی پردازشش می کنم . البته من اینو به فال نیک میگیرم . به نظرم قدرت تحلیل کردن یه قدرت ذهنیه که هر چقدر به کارش بگیریم ذهنمون فعالتر میشه اما اینجا یاد گرفتم از این قدرت در جهت پردازش افکار منفی بهره نبرم . بلکه در جهت افکار مثبت هدایتش کنم . یعنی چیزهای خوب رو در فکرم گسترده کنم پرورش بدم . تحلیل کنم . 

      چون دقیقا همونجور که پردازش افکار مثبت در من اتفاقات مثبت رو خلق می کنه ؛ تحلیل و پردازش افکار منفی هم در من اتفاقات منفی رو خلق می کنه . یعنی خودم دارم این کارو می کنم و این قدرت رو به افکار منفی میدم و بزرگشون می کنم .

       چقدر عالی یه مثال گفتید که اگه کسی بهمون می گه چاق یا لاغر شدی به خاطر ارتباط ذهنی ماست اونا تصاویر ذهنی ما رو میبینند . البته فکر می کنم کسانی که از نظر عاطفی بیشتر به هم نزدیکترند این پیوند افکار رو با هم بهتر دارند . چون دوست دارن . مثلا این مامان من خیلی وقتا فکرمو میخونه و میفهمه من دارم به چی فکر می کنم . الانم که داره لاغر میشه به نظرم تصویرهای ذهنی من داره روش اثر میزاره وگرنه من که خیلی وقتها توی مغازم یا توی اتاقمم . زیاد باهاش صحیت نمی کنم ولی خب چون منو خیلی دوست داره و البته منم خیلی دوسش دارم الان که من دارم لاغر میشم اونم داره لاغر میشه . علت لاغریشو فهمیدم البته اول اینکه خودش میخواد . چون من معمولا سعی می کنم خیلی باهاش بحث نکنم . چون یکی از فرمولامون این بود که نسبت به افکار چاقی واکنش نشون ندیم که به نوعی دیگه در این فایل گفتین  تحلیلش نکنید . بهش دامن نزنید . 

      خیلی نکته ی خوبی بود که البته به نظرم از این قدرت در جهت پرورش مثبت ها خوبه استفاده کنیم . چون الان همه ی این نوشتنها و تحلیل کردنها و فایلها دقیقا در همین راستاست . تحلیل لاغری . 

      نکته بعدی که توجهم و جلب کرد این بود که برای کسی توضیح ندیم نگیم که داریم راه لاغری با ذهن رو میریم . چون  مثل این مو مونه ما اومدیم طبقه ۲ ولی اونا طبقه ۱ هستم . اونا هیچ درکی نسبت به حرفای ما ندارن ولی ما نسبت به حرفای اونا تصیر داریم در ذهنمون و با حرف زدن و بحث کردن با اونا این تصاویر فعال میشه . ولی اونا تصویری از حرفای ما ندارند در ذهنشون و چیزی در وجودشون فعال نمیشه . ولی  با بحث کردن با اونا در سر ما تصاویر چاقی فعال میشه برای همین بعد از بحث این ما هستیم که ضرر کردیم . پس بهتره به هیچ کدوم از این فرمولای چاقی واکنش نشون ندیم و سکوت کنیم و از کنارش بگذریم  و نه چیزی بهشون بگیم نه تحلیلی در ذهنمون کنیم  تا قدرت رو به دست تصاویر چاقی ندیم . 

      نکته ی بعدی که توجهمو جلب کرد سربالایی رفتن مسیر با کوله بار چاقی افکار و رفتار و جسم در یک مسیر لیز بود ولی مطلب امیدوار کننده اینه که  یه روزی این مسیر سرپایینی میشه و لیزی این مسیر از بین میره و کوله بارمون هم سبکتر میشه و مسیر هم برامون راحتتر میشه یعنی درکش برامون راحتتر میشه . انگار که داریم در سرپایینی حرکت می کنیم .  ولی همین حالا هم مسیر خیلی  برام  لذتبخش هست . سختی نمی کشم . تا حدود زیادی مطالب رو درک می کنم . ولی به هر حال هر چی می گذره برام آسونتر میشه چون همین الان که یکماهه از ورود من به سرزمین لاغرها گذشته حرکت من نسبت به اون اوایل راحتتر شده و من بهتر افکار و احساسات و رفتارمو شناسایی می کنم و تغییرش میدم . خیلی حال میکنم در این مسیر .  نکته دیگه ای که توجهمو جلب کرد در مورد انگیزه بود .

      عجب نکته ای فرمودید استاد . اصلا لازم نیست انگیزه رو ایجاد کنیم . خودش خود به خود ایجاد میشه . چون یه مدت که انگیزه بیاد پایین فشار چاقی میاد و خود فشار چاقی ما رو وادار می کنه برگردیم به مسیر . 

      یعنی ما در مسیر لاغری نه تنها  خود انگیزه لاغری رو داریم بلکه فشار چاقی هم خودش میاد ما رو هدایت می کنه به مسیر . 

      این یعنی نگرش مثبت داشتن نسبت به چیزهایی که نمیخوایم . یه فرمول عالی برای حرکت در مسیر . 

      واقعا هیچ نگرانی شما برای ما نزاشتید . 

      در مورد نگرانی هم خیلی خوب اشاره کردید . وقتی نگران میشیم یعنی خوب درک نکردیم . چون کسی که خوب درک کنه اصلا نگران نمیشه .

      همین نگران نبودنه یعنی بینش در جهت مثبت داشتن . یعنی ایمان و اطمینان به لاغری . تازه اگه هم توجه به چاقی میاد یعنی داره هولمون میده که با انگیزه بیشتر در مسیر حرکت کنیم . چون فشار چاقی اذیتمون می کنه . درسته که باید باهاش به صلح برسیم ولی خواسته ی ما لاغر شدنه . وقتی روزانه چند قدم کوچک در مسیرش بر میداریم چقدر حالمون بهتر میشه اصلا دوست داریم این کارو انجام بدیم .   الحق و الانصاف  که چقدر جذابه این راه  . 

      نکته ی بعدی این بود که اکثر کسانی که  از طریق لاغری با ذهن لاغر شدن نمیدونند چطور لاغر شدن ولی من الان میدونم دارم چطور لاغر میشم . 

      قدم های کوچک اما مستمر . 

      توجه به تغییرات کوچک و آسون . انجام کارهای کوچک روزانه بدون برنامه ریزی کارهای بزرگ و کاهش وزن ۳۰ کیلویی . 

      مثلا من همین که حالم خوبه ، فکرم خوبه ، تونستم در این مدت تا حد زیادی رفتارهای عالی انجام بدم که حتی یکیشو قبلا نمیتونستم انجام بدم خب این یعنی به اندازه همینا در مسیر چاقی حرکت نکردم و بر عکس در همین مسیر حرکت کردم . 

      فرمودید اگه انگیزمون کم شد هم یه کار میتونیم بکنیم نگاه کنیم روزای پیش چیکار کردیم خب همونا رو دوباره تکرار کنیم و استمرار . 

      انقدر این مسیر دلچسبه که اصلا نمیشه استنرارش نداد . 

      یعنی برعکس سایر روشها که هر چه زودتر دلمون میخواست دوران رژیم یا باشگاه تموم بشه تا ما برگردیم راحت بشیم سر روال اول اما الان دوست داریم بیشتر و بیشتر به این مسیر ادامه بدیم . 

      اگه بدونید من امروز با چه عشقی تردمیل و اوردم مغازه .   زیادم فشار نیاوردم . فقط نیم ساعت پیاده رفتم و فایل گوش کردم . به خودم تحمیلی نکردم . ولی چون میدونم یه انسان متناسب فعاله دوست دارم بیشتر  شخصیت متناسبم در وجودم احساس کنم . 

      مثلا من با نخوردن لقمه های اضافه که نیازم نیست احساسم و خوب می کنم . کاری می کنم که افکارم در جهت لاغری پرورش داده بشن . 

      الانم امروز خیلی با ذوق این کار و کردم . 

      جایی در قسمت پشت مغازه اون رو گذاشتم و صبح زودم بود کسی ندید . 

      اما میتونم سرکار که هستم و از نشستن زیاد حالم بد شد چند قدم روش راه برم که حسم خوب بشه . وگرنه نیتم فشار و تحمیل به خودم نیست . 

      اینجوری دلم خوش میشه میگم هم غذامو بر اساس نیاز بدنم خوردم و هم فعالیتم رو بر اساس نیاز بدنم انجام دادم . حالا نمیدونم میشه از این رفتارها افکار چاقی پنهان پیدا کرد یا نه . ولی بهشون فکر نمی کنم . چون من نه گرسنگی می کشم و نه سختی و فشار میارم .صرفا جهت تنوع طلبی ذهنم و اضافه کردن راههایی به راه زرشکی  چالش تغییر عادت . 

      این فایل خیلی نکته داشت . چقدرم جواب و سوالاتون بهم حال داد . در همین جواب و سوالا کلی درک من بهتر شد . 

      فرمول رو مستقیم گفتید . خیلی باهاشون حال کردم . دست مریزاد استاد . خیلی عالی بود . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,741 کلمه

      به نام خالق زیبایی ها سلام

      مهمترین باور برای موفقیت در مسیر لاغر شدن چی هست ؟ پذیرش توانمندی لاغر شدن خوب من برای پذیرش توانمندیم در لاغر شدن در واقع توانمندی جسمم به این باورها هدایت شدم  در این مدت ۱. این جسمم انرژی چربی های شکمم انرژی مواد غذایی هم نوعی از انرژی هستند و در این جهان انرژی در جریان هست انرژی ساکن نیست درست مثل چرخه آب و  آب و  که در جریان هست و پاک و زلال هست پس برای این که بدن منم در سلامت کامل باشه نباید انرژی در آن ساکن باشه علت تمام اشکال ها دربدن این که من این انرژی در بدنم ذخیره کردم برای روز مبادا یا فکر میکردم که دارم ذخیره میکنم در واقع چون انتظارم در جهت آن تصویرم از خودم این بوده جسمم به این شکل دراومده ولی واقعا روز مبادا وجود نداره همیشه انرژی لازم بوده و هست و خواهد بود با جاری بودندانرژی که جسم سالم تر سیستم ایمنیم قوی تر و پوستم شفاف و سالم و روشن تر هست و موهام پرپشت تر و بیناییم قوی تر و …… نه با ذخیره کردنش پس این انرژی که در وجودم ذخیره کردم به لطف الله رب هدایتگر اب های روی کره زمین هدایت میشه به سمت بهبود این جسم به سمت متناسب شدن تا همیشه در حرکت باشه و سلامت . تازه وقتی خودم جلو ایینه میبینم خدارو شکر میکنم برای این که این انرژی به زیبایی داره هدایت میکنه برای بازگشت بیشتر سلامتیم و بهم یاد داد که نباید انرژی رو نگه دارم بلکه باید بزارم همیشه همیشه به چرخه خودش ادامه بده جاری باشه تا جسم ۱۰۰ درصد سالم باشه خدا جونم دوست دارم برای این که این مسیر آسان بر من آسان میکنی وقتی ازش هدایت بخوایم و خودمون بسپاریم بهش معجزه ها می‌بینیم ازش . خدا جونم متشکرم برای این هدایت .

      یه خبر خوب دیگه من این فایل دو یا ۳ روز پیش دیدم و فهمیدم به لطف الله برای داشتن تمرکز بیشتر و راحت تر حرکت در این مسیر و دیدن نشانه ها در این مسیر باید تا آن جا که امکان دارد تمرکز بیشتری روی این موضوع بزارم پس بین این هدف و هدف دیگه در زندگیم که آن هم باعث رشد و پیشرفت من میشد همین هدف انتخاب کردم ادامه دادن در مسیر لاغری باذهن چون به این نتیجه رسیدم به یاری الله که آقا من در این مسیر میتوانم به خودشناسی برسم و توانایی موفق شدن در این مسیر و هر مسیر دیگه ای رو دارم چرا که ربم همیشه همراه من و من هدایت میکنه و این ایمان من نشان میده و حتی باعث میشه آماده تر بشم برای حرکت در مسیر رسیدن به اهداف دیگم با توکل بر ربم .در مورد حرف و حدیث دیگران هم چقدر جالب که به آنچه که من فکر میکنم آنها همون بد زبان میارند برای این که از نظر ذهنی به آدم های اطرافم وصل هستم خدارو شکر میکنم چون این جوری می توانم بهتر متوجه بشم من چه نگرشی نسبت به خودم و محیط اطرافم دارم هرچی من خودم زیبا تر و توان مند تر ببینم و از درون این باور داشته باشم اطرافیانم هم من به این شکل می‌بینند و از رب بابت این موضوع متشکرم و همین طور خوشحالم که برای همیشه متناسب میشم .

      نکات فایل تصویری باید مواظب نجواهای ذهنم باشم و به خودم موفقیت هایی که در طول این مسیر مثل از بیت رفتن ترسم از خوردن ، از بین رفتن ولعم نسبت به قبل . ازبین رفتن ترسم نسبت به دوباره چاق شدن ‌ . داشتن انگیزه بیشتر از قبل و داشتن هدف . دریافت الهامات  و هدایت ها برای بهتر و زیبا تر طی کردن این مسیر . آرامش قبل از خوردن غذا . ناخنک نزدن به غذا هنگام کشیدن . همین که امروز وقتی گز دیدم به نا به خاطره ای میخواستم بخرم اما به خودم گفتم خوردن بر اساس خاطره نه یه وقت دیگه بخر اونم خیلی راحت به خودم افتخار میکنم . خدایا متشکرم بر خلاف اطرافیانم که از طریق رژیم و ورزش های سخت و باشگاه رفتن و پیاده روی و خوردن غذا در یک ساعت خاص و‌‌‌‌…. در تلاش هستند برای لاغری اما من خیلی خیلی راحت در این مسیر هستم هر ساعت از شبانه روز که گرسنه بشم راحت میخورم با خیال آسوده کیک و شیرینی میخورم و حالم خوبه خدایا شکرت همین که امروز بر خلاف قبل که ولع خوردن کیک بیشتر داشتم گفتم کم نه زیاد نمی‌خواهم و نصف همیشه خوردم و راضی بودم خدایا شکرت شکر قبلا من عاشق خوردن کیک بودم اما الان مثل قبل میلم اون طور که با اشتیاق فراوان میخوردم نه بود چی قشنگ تر از این که به راحتی تمایلاتت نسبت به مواد غذایی تغییر کنه بدون محدودیت و اجبار . مریم همه چی ذهن اگه واقعا همین طور که قبلا چاقی پذیرفته بودی لاغری رو هم بپذیری ووبا تمام وجودت باورش کنی دیگه نگرانی نداری ترسی نداری وقتی کامل درک کرده باشی لاغری با ذهن اصلا نگران این که راهت اشتباه هست نیستی چرا که میدونی این تنهامسیر درست برای رسیدن به هدف مسیر اصلی همین بقیه فرعی و دیگه مهم نیست دیگران چی می گند اطرافیان چی می گند فلان دکتر و پروفسور و دانشمند و…… چی میگه چرا که میدونی این مسیر اصلی و وقتی به این یقیین رسیدی نتیجه گرفتن راحت ترین کار ممکن هست برات درست مثل این که میخوای بری به شمال تابلوهای راهنما رو نگاه میکنی و با اطمینان حرکت میکنی در این مسیر هم به نشانه ها نگاه کن موفقیت های روزانت ببین و حرکت کن و حرکت کن زمان مهم نیست مهم این که از مسیر لذت ببری . تو میتوانی چرا که خداوند در کنار تو تو در آغوش خدا این مسیر با اشتیاق فراوان ادامه میدی مریم این چاقی هم مثل همون مسئله ریاضی یه فرمول ثابت داره وقتی داده هارو میزاری در این فرمول لاجرم مسئله رو حل میکنی اصلا اون مسئله خیلی خیلی برات ساده میشه و هیچ غیر ممکنی وجود نداره کافی فرمول یاد بگیری و ملکه ذهنت بشه فرمول چی هست.  ورودی های مناسب و لاغری میدی به ذهنت فرمول ها تغییر میکنه بعد تصاویر از خودت تغییر میکنه در نتیجه جسمت تغییر میکنه .    مریم برای آرامش خودت با هیچ کس در مود هیچ موضوعی بحث نکن بحث کردن حالت بد میکنه و حال بد تو رو از مسیر دور میکنه . مریم نیاز نیست برای دیگران راجب هر موضوعی توضیح بدی  .مریم تو نمی‌توانی وقتی طبقه ۲ هستی از شرایطه این طبقه برای افرادی که در طبقه یک هستند توضیح بدی و اون ها رو قانع کنی اما اون ها می‌توانند تو رو بکشند طبقه یک چه جوری با همین بحث کردن با افراد تو بهشون اجازه میدی حالت بد کنند و تو بری طبقه یک در واقع این کار تو میکنی با خودت پس دست بردار از بحث کردن و توضیح دادن برای افراد .حتی از این که بخوای خودت رو هم قانع کنی دست بردار تمرین ها رو انجام بده و این مسیر ادامه بده دیدی هر بار که گفتی نباید زیاد بخورم برعکس زیاد خوردی یا نباید الان که سیرم چیزی بخورم بدتر خوردی اما اون موقعی که اصلا به فکرش نبودی نخوردی سمتش نرفتی یا اگه رفتی یه مقدار کم گذاشتی دهنت میلت نکشیده بقیش گذاشتی کنار مثل امروز که یه کوچولو از  کیک کندی  خوردی دیدی میلت نمی‌کشه گذاشتیش کنار . در واقع هر وقت نسبت به انجام ندادن کاری به خودت فشار میاری اون فرمول در ذهنت پررنگ تر میکنی .یه راهنمایی دیگه اگه میبینی احساست بد شده ببین به چی فکر کردی که احساست بد کرده یا اگه ترسیدی یا دیدی دوباره ترس چاقی و …. برگشته ببین قبلا چی کار میکردی که الان نمیکنی . استاد اولین باری که این فایل گوش کردم و در جواب یکی از دوستان که گرسنه بوده و جلو خودش گرفته گفتید غلط این کار من اون موقع دیر وقت بود و احساس گرسنگی میکردم اما به خودم میگفتم ولش کن بعد شنیدن حرف شما بلافاصله ویدئو قطع کردم و رفتم یه چیزی برداشتم خوردم در واقع یه کد اشتباه همون موقع پیدا کردم شکر خدا

      مریم کجا ها در این مسیر لیز خوردی ؟ ۱. وقتی فکر کردم این فایل ها رایگان و نتیجه نمیده لیز خوردم اما به یاد فایل های اول که گفته بودید فکر نکنید چون رایگان نتیجه نمی‌گیرید و… افتادم و ادامه دادم ۲. وقتی که فکر کردم فایل درست درک نکردم و نمی‌دانستم چی باید بنویسم یا این که تمرین نمیتوانم درست انجام بدم لیز خوردم اما وقتی از رب کمک خواستم و خودم آرام کردم و تمرین های قبلی به یاد اوردم بلند شدم ۳. وقتی که سرماخوردم و احساس می‌کردم اگه لاغر تر بشم بیمار میشم اما بعدش هدایت شدم به باور مناسب که هر روز که میگزره جهان در جهت رشد گسترش پیدا میکنه و به یاد آوردن جبار و شافی بودن خداوند هوشمند بودن جسمم بلند شدم . ۴. این که دیگران می‌گفتند بیشتر لاغر نکن زشت میشی یا سیاه شدی اما با بی توجهی به حرفشون و یادآوری سلامتی و تندرستی که کسب کردم و بیشتر کسب میکنم این بار جلو لیز خوردنم گرفتم . ۵. ترس از این نفهمیدن نقطه سیری و گرسنگی

      مریم سعی کن بخوای حال اطرافیانت بد کنی چه جوری ؟با گفتن خبرهای بد و نشر اون ها . با دیدن نواقص اطرافیانت با نیش و کنایه زدن و…. سعی کن هر وقت که خواستی حرف بدی بزنی زیپ دهنت رو ببندی چرا که تو به خودت اون لحظه داری آسیب میزنی و با گفتنش حال خودت بد میکنی  مریم یادت باشه که اول از همه باید خودت رو دوست داشته باشی اگه هر نگاه بدی نسبت به خودت و جسمت داری چه چاق چه لاغر به خاطر این که خود خودت رو دوست نداری مریم همون جوری که خودت رو میبینی آدم ها هم تو رو همون شکل می‌بینند. اگه میخوای محترم باهات برخورد بشه اگه میخوای افراد دوست داشته باشند پس باید خودت رو دوست داشته باشی خود برای خودت ارزش قائل بشی اونوقت که میبینی دیگه نظر دیگران برات مهم نیست و برخود آدم های اطرافت به خوبی با خودت میبینی .چه جوری باور های نامناسب تغییر بدیم وقتی شناسایی کردیم اون باور رو هر وقت که در ذهنمون مرور شد بهش توجه نکنیم به یه موضوع دیگه فکر کنیم نه این که بیایم همون موقع بگیم نه ببین تو اشتباه میکنی و شروع کنیم براش دلیل و نمونه بیاریم . هر جا هستید در مسیر متناسب شدن شاد و پیروز باشید.                              یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1401/11/13 22:54
      مدت عضویت: 444 روز
      امتیاز کاربر: 48000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 508 کلمه

      سلام به شماوهمایه کسانی که همراه این سایت هستن

      امروز تو ماه بهمن فصل بارش برف وباران خیلی با حاله که من توزمستون توهوایی سرد این دوره شروع کردم وامروز که خیلی هوا سرد رسیدم به گام لیز  خوردن ازخودم میپرسم چرا تو تابستون تو این مسیر پیدا نکردی .

      چون همچین گامی داشته تو باید تومحیط سرد سال به این گام میرسیدی تابا گوست پوست درکش کنی این موضع که می خوام  بگم یی تجربه مال حدودد ۱۰ سال پیشه .

      چند سال پیش من برای ختم اقوامون به شهر اردبیل رفتم  من در کودکی از اردبیل به تهران مها جرت کردم زمستون اردبیل ندید هر چی دیددم تابستون بود خوشی وسردی ولذت بردن هوایی خنک تو تابستون .

      اون سال برفی خیلی شدیدی تو منطفه بودچندین روز پشت سر هم برف بارید .

      روز افتاب شده بود وبر ف اب میشد  و برف اب شده دوباره  یخ زده وصدایی عجیبی وفتی پا روی برف میزاشتی صدای قژ قژ میومد  وزمین خیلی لیز بود .

      برای انجام مراسبم بایدازخونه خارج میشدیم من با کمال تعجب دیدم افراد با سن بال بعد از پوشیدن کفش روی کفش جوارب میپوشن برام سوال وپیش امد که چرا؟ برای چی حوراب روی گقش میگشن؟

      گفتن در قدیم دراین منطقه چیزی به عنوان چکمه نبوده مردم برای لیز نخورودن یاکمتر لیز خوردن تو برف ازاین روش ساده استفاده میکنن باکمال تعجب این افراد مسن توبیرون راه مرفتن ولی افرادجوان باچکمه لیز می خوردن فهمیدم دود از کنده بلند میشه.

       حالا شما جون عزیز سر کیر وصل کنیدبه پاتون تالیزنخوری .

      سر گیر تو باید خودت پیدا کنی چه چیزی تو توی مسیر لیز میده .

      من به شخصه احساس یاسن نا امیدی علت لیز خوردن میدونم

      من از بچگی از لیز خوردن به شدت میترسیدم از شکسته شدن اعضای بدن می ترسیدم هچ وقت تو برف سر نخوردم کلی

      حس خوب ازخودم گرفتم 

      حالا تو رژیم سعی میکنم این ترسو  خودم حفظ  کلمه سر خوردن تو مغزم فرمول کنم نگه دارم یی زمانی خواستم لیز بخورماز سر گیر که همین ترس است استفاد ه کنم .امیداروم کارم به مرحله لیز خوردن نرسه .

      چون کارخدا بی حکمت نیست من تو فصل سرد سال تویی این دوره با هدایت خدا تو مسیر افتادم .خدایا بی کران سپاس که همه موانع جلویی  نشون میدی فبلا نمونه نشونم دادیی حالا تومسیر از اون نمونه استفاد میکنم برای درک بهتر مسیر روبرو  جای برای بهونه نمونه 

      من باکوله از چیری که شما گفتن از جمله چاقی ازجمله حرف دیگران پاس ناامیدی گذشته  فرمولهای اشتباه تواین مسر قدم برمیدارم هر چند قدم کمی ازاین کوله ارام ارام خالی میکنم پشتیت خودم قرار میدم تومسیر  حرکت میکنم خواستم لیزبخورم  که انشالله نمی حورم به خودم بگم خدا تورو هدایت کرد توحق اینکه از مسیر  خارجشی نداره 

      من توبه خیلی قبول دارم  من از چاقی توبه کردم خدا کمک کنه توبه حفظ کنم انشالله

      خدا به همه کمک کنه که از این ویروس چاقی نجات پیدا کنن

      من کلمه چاقی تو ذهنم       اسمشو نبر        گذاشتم تا حس بهتری برای ادامه مسیرداشته باشم از این بهبعد در نوشته ام اینکلمه بکارمیبرم 

       این کد لاغریی منه جدید جدید تازه ارتنوردر امده داغ داغ

      ااسمشونبر  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1401/11/05 23:56
      مدت عضویت: 519 روز
      امتیاز کاربر: 4810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 602 کلمه

                  “ به نام خداوند بخشنده ی مهربان”

      درود و سلام ؛

      گام بیست و پنجم : مسیر لاغری لیز است،زمین نخورید!!!

      امروز چهارشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۱ خدا را شکر توانستم گام بیست و پنجم را بردارم.واقعا امروز خیلی به موقع به این گام رسیدم و با خواندن نوشته ی استاد و فایل این بخش متوجه شدم که درسته مسیر لاغری با ذهن راحت و لذت بخش است اما به همان اندازه لیز است و اگر من دقت نکنم و توجه نداشته باشم به راحتی در مسیر لیز می خورم و زمین می خورم.من هم با اینکه مدت کوتاهی است که در مسیر هستم اما این چند روز در حال لیز خوردن بودم و کم کم داشتم از مسیر خارج می شدم خدا را شکر به موقع به این گام رسیدم.این چند روز وقتی از جلوی آینه رد می شدم و اندام خودم را می‌دیدم با خودم می گفتم پس چرا هنوز تغییر نکردم و جسمم لاغر نشده است و یا همه اش در این فکر بودم که روی ترازو بروم و خودم را وزن کنم تا ببینم وزن کم کرده ام یا نه،هر چند این اواخر پر خوری هایی هم داشته ام و به اینکه چی بخورم و کی بخورم توجه می کردم که همه ی اینها تله ی چاقی است و باعث لیز خوردن من می شد و با این گام به این درک رسیدم که نباید به این نجواها و تحرکات بیرونی دقت کنم و باید تمام تمرکز و توجه ام را به لاغری و مسیری که در حال طی کردن آن هستم بگذارم.من باید درک کنم که الان با تمام اضافه وزن و چاقی ام در حال عبور از مسیر لاغری هستم و همچنین حرف ها و رفتارهای اطرافیان نیز که همگی به چاقی و اضافه وزن من اشاره دارند نیز همواره وجود دارد و این خود من هستم که باید تعیین کنم که به چه چیزی توجه کنم و اهمیت بدهم .من با اینکه بیست و پنج گام از این مسیر را طی کرده ام و همچنین مسیر دوازده گام را هم پیموده ام اما همچنان ترس از خوردن یا غذا البته نه به شدت قبل اما تا حدودی در من وجود دارد و ترس از چاق تر شدن را نیز هنوز در درونم حس می کنم .تنها راه نجات من این است که ناامید نشوم و همچنان با شور و شوق و البته بدون عجله ، به راه خود ادامه دهم و با دیدن فایل های تصویری و خواندن نوشته های استاد و دوستان هم مسیر ، کم کم و آرام آرام فرمول ها و کدهای لاغری را به ذهن روانه کنم تا ذهنم و جسمم با هم ، هم سو شوند و من به راحتی و آسانی به لاغری و تناسب اندام برسم . همان طور که ما هر وقت به مسافرت میرویم باید از تمام مسیر مسافرت خود کمال لذت را ببریم و نه اینکه تنها به فکر رسیدن به مقصد باشیم چون مسافرت شامل تمامی راه و مسیر و همچنین خود مقصد است پس الان که در مسیر لاغری با ذهن قرار دارم باید سعی کنم از خود مسیر هم لذت کافی را ببرم و حتما به موقع هم از رسیدن به مقصد که همان لاغری است لذت خواهم برد.من باید از تغییرات هر چند کوچک اما اساسی و مفید خود خوشحال و راضی باشم مانند تغییر در احساس من نسبت به چاقی ام و همچنین کم شدن حرص و ولع برای خوردن ،به دست آوردن آرامش روح و روانم ،ایمان قلبی به اینکه من حتما می توانم لاغر شوم و …و باید از همه ی این ها لذت ببرم .لاغری و تناسب اندام راحت ترین و آسان ترین کار دنیاست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 38835 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 328 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

      واقعا عالی و مفید بود استاد گرامی 

      من خیلی از عادت هام تغییر کرده ،

      همین دیروز مامانم گفت که راستی نشمیل، مثل همیشه مقدار نان خوردنت رو اندازه میگیری؟

      گفتم نه مامان جان من خیلی وقته رژیم نمی‌گیرم.

      خودم خیلی خوشحال شدم از این تغییر که اصلا در نظر نمیگیرم چقدر میخورم ،اضافه هم نمیخورم،از نظر ذهنی اشباع میشم این حالت رو خیلی دوست دارم،

      ولی قبلا کسی هم نباید به میزان نونی که گذاشتم دست میزد 🙂  تد اون حد تمرکزم روز خوردن بود ، خیلی آدم اذیت میشه کل زندگیش تمرکز کنه چقدر از مواد غذایی خورده یا نخورده.

      شکر خدا این دیدم عوض شده که خوردن مساوی با چاقی،

      الان میدونم بدن برای زنده مونده و تولید انرژی به غذا خوردن نیاز داره،

      پس مواد غذایی لازم هست برای ما،

      وقتی میل داریم میخوریم تا سیر شدن ,

      دیگه خودم رو مجبور نمیکنم به نخوردن .

      ولی از موادغذایی  نمی‌ترسم ،

      همیشه به این جملات زیبای استاد فکر میکنم بدن من در طول این ۳۴ سال زندگی کردنم حدودا ۳۴تن مواد غذایی رو از بدن من دفع کرده به صورت انرژی و …

      پس این ۱۰یا ۱۵کیلو اضافه وزن هیچی نیست برای دفع کردن و راحت می تواند .

      مهم اینه من باور کنم که میتونم موفق بشم در این مسیر.

      من به این اطمینان رسیدم که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست،

      من مسیر رو بلدم فقط کافیه ادامه بدم و با تکرار قطعا نتیجه خواهم گرفت .

      این رو هم رعایت میکنم که برای کسی توضیح ندم مگر اینکه خودش بخواد و باور کنه,

      وگرنه بحث کردن در مورد رژیم ، ورزش و مزایای تناسب اندام با ذهن خیلی باعث اذیت شدن ما و لیز خوردنمون میشه .

      دقیقا یکی از مشکلات من اینه چون به خانواده گفتم که دارم روی تناسب اندام با ذهن کار میکنم همیشه تو ذهنم میگم الان انتظار دارن که لاغر شده باشم چون خیلی محسوس نیست میگم الان اگه بپرسند باید یه توضیحی بدم.

      خدایا شکرت که من رو به این مسیر با ارزش هدایت کردی 

      استاد خسته نباشید ممنون از زحماتتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 841 کلمه

      سلام✋️ خدمت خانواده ی عزیز مسیر قشنگ تناسب فکری

      استاد بزرگوار

      💞💞 مسیر لاغری لیز است زمین نخوریم 💞💞

       من تصمیم گرفتم 

      راجع به چاقی حرف نزنم اندامم را رها کنم همانطور که ترازو وزن و سایز را رها کردم 

      تمام تمرکز رو میزارم روی ذهنم چون سالها تلاش کردیم برای رهایی از چاقی از جسممون استفاده کردیم به جسممون فشار آورده ایم و تمام تمرکزمون روی رژیم غذایی و جسممون بوده و حالا مدتی که فقط روی ذهنم کار می کنم تو فکر این نیستم  که چرا اندامم تغییر نکرده چون یاد گرفتم و مطمئنم وقتی عادت ها تغییر بکنه رفتارم تغییر میکنه  ذهنم پاک میشه از فرمول های مخرب چاقی و در نهایت جسمم هم تغییر میکنه.

       جالب اینجاست که من در این ۲۵ روز اخیر فکر می کنم خیلی از عادت هام تغییر کرده با اینکه شاید تلاش آنچنانی برای تغییر عادت نکردم  و اصلا بهش فکر نکردم و این تمرین باعث شد یاد بیاد

      از همه مهمتر اینکه من با تغییر عادت های ذهنی و هم مسیر شدن با شما نه تنها روی جسم این تغییرات رو احساس می کنم بلکه در مسائل زندگی همین طور شاید چند بار داخل تمرین ها گفتم که اسباب کشی دارم ولی به شدت درگیر پیدا کردن منزل مورد نظر با قیمت مورد نظر بودیم اولش خیلی استرس داشتم نگران بودم و از اونجایی که همسرم آدم به شدت حساس و کمی نجواهای منفی ذهنی داره خیلی منفی‌بافی می کرد راجع به قیمت ها و اینکه با این پول ما نمیتونیم خونه مورد نظرمون رو پیدا کنیم تا جایی پیش رفتیم که من گفتم برای کمک به ایشون ماشینم را بفروشم و ایشون نپذیرفت فقط با گوش دادن یکی از فایل های زندگی با طعم خدا من همون روز تصمیم گرفتم دیگه فقط بسپارم به خدا و بهش فکر نکنم و هربار همسرم با استرس راجع به خونه وقیمت ها حرف میزد فقط میگفتم پیدا میشه .دقیقاً فردای آن روز وقتی که توی اوج شلوغی منزل  من مجبور شدم سه روزه مسافرت کاری برم و قبلش همش نگران بودم که نرم چون شرایط رو ندارم رفتم  دقیقا توی مسیر بودم که همسرم به من خبر داد که خونه پیدا شده و دقیقا خونه ای که دلش میخواست با قیمتی که دلش میخواست فقط میخواستم بگم که شاید گاهی باید رها کنیم تا رها زندگی کنیم.و شرایط تغییر کنه .ذهنتون رو از مسائل و درگیر های روزمره چاقی لاغری پول خونه آزاد کنید .ببینید چطور همه چی در هماهنگی لازم با شما پیش میاد.

       باور کنید  واقعا تلاشی نکردم جز انجام تمرین ها و گوش دادن مدام فایل ها  ولی کلی تغییر کردم مثلا 

      🎀دیگه مثل سابق بعد خوردن غذا چه وعده شام و ناهار اصلا احساس سنگینی ندارم همیشه قبل بعد خوردن شام انقدر پر میشدم که حالم بد میشد 

      💞مدتهاست شبا بعد شام شاید چایی نمیخورم ولی قبلاً حتما دلم میخواس چایی بخورم کنارش شیرینی 

      🎀خیلی وقته دیگه به اندازه غذایی که میخورم دقت نمی کنم همین دیشب یهو وسط غذا خوردن یک لحظه یادم اومد که چقدر دارم میخورم سریع ذهنمو منحرف کردم و ادامه غذامو در کمال آرامش خوردم و سیر شدم و اصلا احساس سنگینی نداشتم بعدش چون به اندازه نیاز هم خورده بودم

      🎀 مدتهاست بی دلیل شکلات نمیخورم

      🎀 مدتهاست بی دلیل سر یخچال نمیرم ببینم چی هست وقتی حوصلم سر میرفت اولین کاری که می کردم سراغ یخچال می رفتم ولی الان این طور نیست 

      🎀دیگه از صبح تو فکر اینکه ناهار چی بخورم و چقدر بخورم نیستم خیلی روزا گشنم نیست ناهار نمیخورم شام می خورم بی نگرانی زیاد خوردن و ترس .

      🎀 اندازه مدتهاست به تایم غذا خوردن دقت نمیکنم حساس نیستم 

      جالب اینکه قبلاً زیاد دقت میکردم  اتفاقا برعکس دیرقت من گشنم میشد ولی الان اصلاً یادم نمیاد می خوام گشنگی 

      خواستم بگم اصلا تلاش خاصی نکردم برای تغییر این عادت ها فقط ذهنمو از توجه به چاقی خارج کردم

      از باور غلط دور کردم 

      از ترس از غذا دور شدم 

       سه روز مسافرت بودم و فرصت نشد به سایت سر بزنم و تمرینات را انجام بدم نگران نشدم چون مطمئن بودم نه عقب میمونم و نه دیر میشه وقتی برگشتم سر حوصله تمرین را انجام دادم فایل ها را گوش کردم .

      و با اطمینان قلبی 🫀که دارم ذهنمو در راستای تناسب اندام می کنم بدون تعارف باید بگم هنوز یک ماه نشده ولی من کلی تغییر کرده رفتارم و خیلی خوشحالم از اینکه بدون سختی های قبل بدون چارچوب های سخت و شکننده قبل بدون عذاب تغییرات تو خودم میبینم

       الان یک ماه میشه من مداوم ورزش نمی کنم قبلا یک روز درمیان ورزش می کردم ولی همیشه احساس سنگینی داشتم 

      یک ماهه همانطور که ترازو را گذاشتم کنار ورزش گذاشتم کنار تا شرایط ذهنی م آماده  بشه فقط به دلیل سلامت ورزش کنم.

       خدا را شکر می کنم 🤲خدا را شکر می کنم🤲 و بازم خداروشکر می کنم🤲

       و از خداوند می خوام من را در این مسیر همونطور که من رو با این مسیر به طور خیلی اتفاقی آشنا کرد همانطور دست من و تو این مسیر ول نکنه و همراهم باشه تا تناسب اندام .

      خداروشکر بابت حضور استاد عزیز که یک روز صداشون رو نشنویم فایلشون رو گوش نکنیم انگار یه چیزی کم شده از روزهامون که سلامت باشید 🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1401/02/15 21:28
      مدت عضویت: 1421 روز
      امتیاز کاربر: 6727 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 596 کلمه

      سلام

      این مسیر لاغری با ذهن برای منی که تازه اوایل کاربودم مثل این بود اولین بار پشت فرمون میشینم و قراره خودم رانندگی کنم .

      منی که خوب رانندگی در جاده و دست اندازها و تونل ها واتوبان ها رو مسلط نیستم و لازم هست که با احتیاط و با هوشیاری کامل آنچه که قبلا مربی بهم گفته رو انجام بدم تا به سلامت به مقصد برسم .

      ودقیقا این چالش رو داشتم من . زمانی که ماشین خریدم و دامادمون بهم داشت توقف در سربالایی رو یاد میداد میگفت وقتی ترمز کردی وسط سربالایی . و میخای دوباره حرکت کنی به محض اینکه پاتو از روی ترمز بردارو سریع یک گاز محکم بده . واین حرفش باعث میشد چند بار درمسیر سربالایی سربخوره ماشینم .

      درحالیکه مربیم میگفت در چنین شرایطی نیم کلاج کن وبعد که ماشین لرزش داره گاز روفشار بده . و من وقتی حرف مربیم رو گوش کردم نه ماشین سر خورد و نه هیچی .

      یا یادم میاد اوایل رانندگی مرتب ماشین  وسط جاده تو ترافیک خاموش میشد و راننده های پشتی که مرد بودن همش با دید تمسخر که خانمها رانندگیشون اینجوریه بوق میزدن . اما من ادامه دادم وادامه دادم .و سر نخوردم و رانندگی رو رها نکردم . بعد مدتی ماهر شدم و تو بدترین شلوغی وترافیک اصلا ماشینم خاموش نشد . حتی یکبار فقط یکبار تصادف نکردم .

      یک بار یادم میاد تک وتنها بودم واوایل رانندگیم بود وخودم تنها رفتم داخل شهر شلوغ وشروع به رانندگی کردم .

      خاستم بریدگی رو دور بزنم دیدم ماشین خیلی میاد هیچی گفت وامیاستم عجله ای که نیست صبر میکنم ماشینها تمام بشه رد میشم .

      یهو به خودم اومدم دیدم سروصدا میاد تو آینه نگاه کردم دیدم یاعلی چه ترافیکی من تو جاده ایجاد کردم و پشت سرم کلی ماشین بود که میخاستن دور بزنن و من با ترسم راه راننده ها رو بند آوردم .

      یهو دیدم یکی داد میزنه برو خانم دیگه .یهو من دور زدم و راه جاده باز شد . 

      پس متوجه شدم ترسم باعث نرفتن در راه جاده شد و عجله کردن باعث تصادف میشه .

      پس ترس جلوی حرکت رو میگیره . و میخاد ما دروضعیت سکون باشیم و اونوقت نباید انتظار رسیدن به خواستمو داشته باشم .

      حالا لاغری با ذهن هم برام همینطوریه . من باید مراقب تمام چاله ها ودست اندازهای این مسیر باشم . اگه یه موقع ماشین ذهنیم  وسط جاده پرترافیک چاقی خاموش شد (به دلیل افکار منفی که گاها برمن غلبه میکنه) .رهاش نکنم و تحت تاثیر اطرافیان وتمسخرشون قرار نگیرم  وادامه بدم .

      اصلا نه تنها لاغری با ذهن بلکه در بیشتر مسایل ما ممکنه لیز بخوریم باید حواسمون باشه .

      دلیل نمیشه به خاطر لیز خوردن بترسیم و رها کنیم همانطور که من جاده رو بند آوردم ومورد تمسخر قرار گرفتم ولی رها نکردم بلکه بر ترسم غلبه کردم .

      یا زمانی که لیز خوردم و ماشینم وسط جاده خاموش میشد با خونسردی دوباره استارت میزدم وحرکت میکردم .

      منم اوایل دوره حرف وحدیث میشنیدم ونتیجه نمیدیدم ولی فقط ادامه دادم . ادامه میدادم و الان خدا روشکر در وضعیت روحی وجسمی خوبی هستم .

      بازم این نجواها رو دارم اما اهمیت نمیدم ومثل رانندگیم که به حرف وحدیث اطرافیان اهمیت نمیدادم و تونستم راننده خوبی بشم و لذت ببرم . 

      یادم باشه دو راه دارم یا عقب بشینم و همش تو حسرت باشم یا ادامه بدم و لذت ببرم از زندگیم .

      در هردو صورت من مختارم .

      هرکاری بها میخاد . بهای مالی . بهای زمانی . بهای تسلط بر افکار .

      منم برای تجربه یک زندگی لذت بخش در متناسب شدن باید این بها رو بدم . 

      مهم ترینش همین نجواهای ذهنی هست که درمسیر بهش بربخورم و ممکنه هر آن لیز بخورم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 51
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 391 کلمه

      سلام به هم مسیرهای خودم و استاد عزیز 

      خدارو شاکرم که دراین مسیر  به ایستگاه ۲۵ رسیدم .

      واقعا تعبیر مسیر و  لغزنده بودن مسیر برام جالب بود ،من دراین مسیر خیلی زیبایی ها دیدم و در آینده می بینم 

      چیزی که مهمه اینه که برای ادامه مسیر باید در ((لحظه ))بودن رو فراموش نکرد 

      به این مطلب دقت کنید :سه عبارت   گذشته    حال    آینده 

      من الان درلحظه حال هستم .

      من در تغییر گذشته ناتوانم .

      من در دستکاری و جلوتر آوردن آینده هم ناتوانم 

      من در لحظه حال و انتخاب درست مسیر  توانمندم 

      دقت کردین ؟ تنها زمانی که می شه احساس قدرت و توانمندی داشت ،لحظه حاله .

      استاد گفتن احساس((توانمندی برای لاغر شدن  ))مهمترین موضوع در موفقیت برای لاغری هست

      پس برای این که بتونیم کاری بکنیم ،باید درلحظه باشیم 

      عزیزمن ،چه کارداری که خاطرات شکستتو توی لاغر شدن مرور کنی ،حالا فکر خودش میاد نمی تونی جلوش رو بگیری .اما دیگه نشین بر اساس اون عمل کن ،من نمی تونم ،من شکست خورده ام ….

      حالا چه کار می تونی بکنی ؟ برو فایل گوش بده ،برو با بچت حرف بزن ،برو آشپزی کن ،اینا رو می تونی ،مهم در لحظه بودن تو هست و دیگر هیچ .

      این مال گذشته بود ،حالا برای آیندت 

      چه کار داری در انتهای مسیر ،لاغر می شی یانه ؟ می تونی به آرزوی دیرینت برسی یا نه ؟ مواظب باش جلو پاتو نگاه کن لیز نخوری  یه وقت .

      وقتی اول راه ،با اعتماد بخدا و راهنمایی استاد یه یقین قشنگ تو دلت نقش بست ،یعنی برو جلو و نتیجه رو بخدا بسپر .

      احساس ناتوانی ،از بودن در گذشته و آینده شکل می گیره عزیز من ،

      احساس ناتوانی ،مثل بستن پنجره ذهن توست .یادت رفته تو چه مسیری هستی ؟ مسیر لاغری با*ذهن*

      اگر پنجره ذهنت باز نباشه ،نمی تونی از تابلوهایی که تو مسیر گذاشتن استفاده کنی برای ادامه مسیر  .

      اکنون را دریاب و احساس توانمندی رو هرلحظه چک کن ،اگه نداریش ،ذهنت رو از گذشته و آینده بکش بیرون 

      بخودت بگو ((من در شکوه و عظمت اکنون  هستم پس می توانم ))

      ضمن اینکه یادمون نره ،لاغری هدف نبود برای ما وسیله ای بود برای رسیدن به اهداف والاتر ،پس ما در مسیر تغییر شخصیت ،به اهداف والا نگاه می کنیم و مطمئنا به لاغری هم خواهیم رسید (اونهایی که بعد از لاغرشدن در مسیر لاغری با ذهن ،باز به دنبال استفاده از روشهای دیگه هستن ،لاغری رو هدف گرفتن ،نه وسیله ) 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Marjannoori1363@gmail.com
      1400/12/05 22:26
      مدت عضویت: 806 روز
      امتیاز کاربر: 350 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 352 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      به لطف خداوند من امروز گام بیست‌و پنجم را برداشتم 

      فایل امروز هم مثل همه فایلها عالی بود این فایل من را یاد تابلوهای تو جاده ها انداخت که مثلا زده پیچ خطرناک یا مسیر لغزنده است شما هم به ما هشدار دادید مسیر لیز است مواظب باشید من هم حواسم را جمع میکنم که این مسیر را با موفقیت طی کنم 

      استاد من هرروزی که افکار منفی بهم قالب میشه به خودم یاد آوری میکنم مرجان یادت است قبلا هر گاه با ماشین میرفتی مسافرت تو مسیر خسته میشدی اما وقتی میرسیدی به مقصد چه لذتی داشت یا پسرم که میرفت کلاس زبان یه موقعهایی میگفت خسته شدم دیگه اما روزی که مدرکش را گرفت خیلی خوشحال بود واصلا سختی مسیر که ۸سال مرتب کلاس میرفت براش هیچ بود من هم به خودم میگم تو روزی را ببین که متناسب شدی وکاری به جسم الانت نداشته باش مهم نیست اطرافیان چی میگن مهم اینه تو به رویای متناسب شدن میرسی 

      استاد من امروز یه تغییر در رفتارم دیدم با همسرم رفتیم بیرون واتفاقا توخیابانی بودیم که یه بستنی فروشی عالی داشت ومن همیشه پیشنهاد میدادم بستنی بخوریم اما امروز یه لبخند زدم وگفتم چه خوب یه بار هم چیزی نخوریم وبریم خونه ویه حس خوبی بهم داد واصلا مثل همیشه فکرم سمت بستنی نرفت اما هردفعه ما اگراز اون خیابان رد می‌شدیم باید از بستنی اش میخریدم ومن میخوردم 

      واینکه فایل امروز خیلی عالی بود هم پر از امید بود چون شما نوشته بودیدیه نیروی درونی مرا به سمت این مسیر هدایت میکرد ودوباره کار را ادامه میدادم وهشدار از لیز بودن مسیر که این نشان می‌دهد شما کاملا ما را درک میکنید وما را آگاه از ادامه مسیر میکنید شما کاملا با این مسیر آشنا هستید وبه قول معروف بلد راه هستید ویه جورایی ما باید با خیال راحت فقط گوش به فرمان راهنما باشیم تا به سلامت به مقصد برسیم 

      سپاس فراوان ازشما خیلی خوبه که هرروز فایل گوش میدهم ویک دیدگاه هم می‌نویسم واینکه من دیدگاه نوشتن را از گام اول این صدگام شروع کردم وهیچ وقت علاقه به این کار نداشتم واین برام یه نشانه خوب است 

      خدایا متشکرم دوستت دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mohammadmahdiebrahimi@gmail.com
      1400/10/22 16:10
      مدت عضویت: 935 روز
      امتیاز کاربر: 193 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      با سلام خدمت استادعزیز و سایر دوستان همراه. استاد من اینقدر به این مسیر اطمینان دارم که خودم هم باور نمیکنم. مثلا من قبلاچ  ۱۵ال ۲۰ عدد رطب در روز میخوردم الان واقعا ۵ نهایت ۱۰ عدد اون هم گاهی اوقات میتونم بخورم . من تازه میفهمم لذت بردن از غذا یعنی چی .. وای این چند سال واقعا با غذا خوردن زجر کشیدم درست میحوردم اما بعد احساس ناراحتی احساس گناه وووووودرست استاد این مسیر بسیار لیز هست اما برای من از این لحاظ لیز بوده که تو این ۳ ماه  هر روز نتونستم مرتب  فایل  گوش کنم به دلیل مسایل روحی نه اینکه  قبول نداشته باشم و یا شک کنم به این مسیر . این مسیر مسیری است که خدا به من نشون داده و صد در صد به آن یقین دارم من کلی تغییرات داشتم اما هنوز این تغییرات وارد جسمم نشده که یقین دارم با مدام انجام دادن فایل ها به این زودی نتیجه میگیرم من بعد از ۳ ماه تازه گام ۲۵ هستم و مصمم هستم گه هر روز ادامه خواهم داد چقدر این فایل زیبا بکد چقدر محتوای عالی و پر معنایی داشت چه احساس خوبی . اسناد بسیار ممنونم .باعث شدید ذهن منفی باف من بسبار کم رنگتر بشه باعث شدید که از ذهنم از این موهبت الهی در جهت مثبت استفاده میکنم.من هر روز حتی روزهایی که فایل گوش ندم اما این حس که هدف مهمی رو دنبال میکنم و هدف دارم .خدایا ممنونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ماهر
      1400/10/02 17:27
      مدت عضویت: 883 روز
      امتیاز کاربر: 4826 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 443 کلمه

      مسیر لاغری لیز است،کفش آهنی میخ دار بپوشید.در درستی مسیری که انتخاب کردم همین بس که علاوه بر نقشه کامل و راهنمای مسیر ،از خطرات احتمالی هم آگاه میشم و میتونم از وقوعشون پیشگیری کنم!خوب من داشتم با خودم فکر میکردم اگه من الان رفته بودم کلاس اسپانیایی تو یه موسسه مطمئن که چندین فارغ التحصیل داره و عکس هاشون با مدارکشون روی دیواره،ثبت نام کرده بودم آیا هر روز می‌نشستم و تمریناتم رو انجام میدادم،به درسم گوش میدادم یا همش مینشستم غصهمیخوردم که چرا من اسپانیایی بلد نیستم؟؟قطعا انتخابم انجام تمریناتم بود و توقعم از خودم به میزان آموزش هایی که دیدم و تمریناتی که انجام دادم میبود…پس الان هم باید فقط به آموزش دیدن فکر کنم،الان هم باید فقط به انجام دادن بهتر و بهتر تمریناتم فکر کنم،و از اینکه چقدر مطالب جدیدی یاد گرفتم لذت ببرم.از این که یاد گرفتم به خوراکی ها نه بگم لذت ببرم .از این که دغدغه جدیدی پیدا کردم به نام سن تندرستی لذت ببرم.مسیر لیز است،نا امیدی داره خسته شدن داره چون ما کوله بار چاقیمون رو داریم،واطرافیان که یاد آوری میکنن این کوله بار پشتمونه…اما اشکال نداره یه کفش آهنی میخ دار می پوشیم…این کفش همون استمرار داشتنه.اگر رفتم رو ترازو و از دیدن وزن غمگین شدم اشکال نداره یه اشتباه کردم ،اشتباه دوم رو به دنبالش انجام نمیدم،اشتباه دوم گوش نکردن فایل جدیده.فایل جدید رو گوش میدم ،البوم شگفتی سازان رو میبینم،مطمئنم اگر برای امیدوار شدن تلاش کنم ،نکته ای پیدا میشه که منو امیدوار کنه.نکته امروز این بود هر اتفاقی افتاد ادامه بده.کفش آهنی این مسیر لیز استمراره.

      اگر استمرار داشته باشم این مسیر هموار و هموارتر میشه.

      عجله نداشتن برای نتیجه هم باعث میشه تا تمرکزم روی آموزش ها باشه،تحلیل داده ها و مقایسه اشون با رفتار خودم ،که این تمرکز باعث میشه تا رفتار جدید و مناسبی در من ایجاد بشه و مجموع این رفتار های جدید نتیجه دلخواهم خواهد بود اما عجله داشتن باعث نا امیدی و مقایسه های غلط مثل ترازو و آینه میشه که باعث ایجاد احساس بد در ما نسبت به خودمون میشه،و اگر ما احساسمون نسبت به خودمون بد باشه امواج ذهنی که به دیگران میفرستیم هم منفیه و اونها هم ما رو چاق میبینن و با بیان این موضوع حال ما رو بدتر میکنن و ما توی یه چرخه معیوب می افتیم.

      ولی اگر توجه امون رو از نتیجه برداریم و به آموزش ها و تمرینات بدیم احساسات ما به خودمون خوب میشه و احساسات دیگران هم نسبت به ما خوب میشه و ما رو لاغرتر میبینن و با بیانش به ما احساس خوبتری میدن و این میشه یه چرخه انرژی بخش و انگیزه دهنده.

      پس وظیفه من شد استمرار و تمرکز بر مسیر تا لیز نخورم😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      1400/09/28 16:40
      مدت عضویت: 1686 روز
      امتیاز کاربر: 5338 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 708 کلمه

      سلام به همه و استاد عزیزم

      خدای من، من دنبال چی بودم تو فایل و چی شنیدم، میگن تو از خدا بخواه و رها کن جوری که فکرشو نمیکنی جوابتو میده، اصلا من کجا فکر میکردم تو این فایل جوابشو میگیرم، هرگز اگه خودم دنبالش بودم این فایل و پیدا نمیکردم، تازه گفتین اینجاش به لاغری ربط نداره ولی دارم برای همتون میگم،  1 ساعت و دو دقیقه از فایل گذشت و شما جوابمو دادین، من مدتیه هر فکری که حالمو بد میکرد و میومد به ذهنم میومدم براش دلیل میاوردم نه اینطوری نیست و بیا این هم نمونه هاش و کلی ذهنم درگیرش میشد و بجای اینکه با نمونه نشون دادن حالم بهتر بشه حالم بدتر میشد، حالا دست از سر یه فکر بر میداشتم یکی دیگه میومد به ذهنم و باز من میومدم کلی دلیل میاوردم ذهنم و قانع کنم اینطوری نیست و فلان و باز هم نتایج منفی، کلی دست و گنجه نرم کردم با این افکار و حال خودمو خراب کردم و یجا حتی گفتم خدایا من چقد فکر منفی میاد سراغم حالا من تا بخوام یکی یکی درستشون کنم که کل عمرم تموم میشه که، افکاری مثل همون افکار شما که اول بهتون گفت خانم ها کار ندارن که بخوان پول داشته باشن محصولمو بخرن، بعد این و ول کردین اومد گفت خب مردها وقت ندارن بیان این چیزارو بخرن گوش کنن و الی آخر حرفاش که تمدمی نداره فقطم به آدم استرس وارد میکنه، یجا دیگه خسته شدم گفتم خدایا خودت بهم بگو چیکار کنم خسته شدم، چون فکر میکردم اگه یه فکر منفی اومد من باید کلی نمونه پیدا کنم تا خلافشو به ذهنم ثابت کنم تا اون فکر درست بشه، همشم افکار پوچ، استرس آور، ناتوانی در کنترل زندگی و این داستانا، خب اگه نمونه های مثبتش هست نمونه های منفیشم هست دیگه ذهن میاد اونارو نشون ادم میده، خلاصه دیگه واقعا خسته شده بودم و با خودم گفتم مگه من تا حالا که فلان موضوع به ذهنم نیومده بود اصلا بهش فکر میکردم؟ نه، هر روز هزاران فکر منفی واسه هر ادمی میاد من بخوام واسه هر فکر منفی اینهمه دلیل بیارم دارم به خودم آسیب میرسونم، اینکه نمیشه، گفتم خودت بهم بگو چیکار کنم تا اینکه شما آخر این فایل گفتین بابا مانع ذهنی و خودت داری به وجود میاری چیکارش داری انقد روش گیر کردی، حالا یه فکری اومد خب حالا ولشکن بزار بره، تو فهمیدی فلان باور و داری خب حالا همین که فهمیدی دیگه ولش کن بزار بره،ادامه نده، گفتم خدایا ایناها اینم تاییدش، تو هر کاری یه سری ترس ها میاد سراغ ادم که با توکل به خدا و کنترل نجواهای ذهن همشون حل میشن و میرن، نمیخواد واسه خودمون مانع درستش کنیم، وقتی آدم توجهشو میده به ثروت، جاهای زیبا، روابط زیبا، سلامتی، زیبایی، ادم بخواد نخواد به همون سمتی کشیده میشه که توجهش اونجاست، استاد اصلا شما این 5 دقیقه رو واسه من گفتین، اخه خودم نگران شده بودم گفتم بابا کلی فکر منفی ممکنه در طول زندگیم بیاد سراغم من چقدر از عمرم و بزارم واسه قانع کردن ذهنم که نه بابا اینجوری هم نیست، خلاصه اینکه عالی بود، وقتی به گذشتم نگاه میکنم واقعا هم وقتی به یه فکر حال بد کن ادامه ندادم و همونجا قطعش کردم هیچ اتفاقی هم نیفتاد. 

      حالا در مورد لیز خوردن

      اگه در مورد لیز خوردن نمونه میخواین، خودم، فکر نکنم هیشکی اندازه من تو این مسیر لیز خورده باشه، فایل گوش میدادم دو روز انجام میدادم 4 روز انجام نمیدادم دلسرد میشدم و چون دنبال لاغری بودم تو پیج های لاغری دیگه هم همزمان میگشتم باز خسته و نا امید میومدم سراغ دوره لاغریم، وزن و سایز کم میکردم فکر کردم دیگه فهمیدم چی به چیه دوره رو رها میکردم چاق شدم اصلا نفهمیدم کی، همین داستان بارها تکرار شد تا اخرش دیگه خسته و نا امید برگشتم همینجا و با دوره هدیه استاد عزیزم شروع کردم که نه تنها در مورد لاغری بلکه درس زندگی، ارامش، شادی و همه چی یاد آدم میده چون خودشون هم از نظر مالی هم سلامتی هم روابط و همه چی در وضعیت بدی بودن و تونستن با همین آگاهی ها تو همه چی عالی بشن و عالی تر هم میشن، اینجا میام احساس آرامش دارم حالم خوب میشه، اینجا رو اندازه خونم دوست دارم چه جایی بهتر از اینجا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
      1400/09/24 19:41
      مدت عضویت: 1084 روز
      امتیاز کاربر: 168 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 530 کلمه

      سلام و درود فراوان بر همه دوستان عزیز و سلام و درود بر استاد گرامی 

      از این فایل ارزشمند بی نهایت سپاسگزارم . عنوان لیز بودن مسیر ناخودآگاه مرا به یاد مجموعه مستند هایی انداخت که در مورد رانندگان باتجربه و رانندگی در مسیر های یخ زده بود. این چالش بزرگ نشان میداد که برای رانندگی در این مسیرها علاوه بر رانندگی و آشنایی با مسیر ، راننده می باید با هوشیاری تمام در مسیر طی طریق کند . هر اشتباه هر بی دقتی می تواند به عنوان اولین و آخرین اشتباه تلقی شود. جایی برای غرور نیست. جایی برای انجام عادت غلط نیست.و چقدر این موضوع مانند صحنه های زندگیست و شباهت زیادی به مسیر لاغری با ذهن دارد. همین قدر نیاز به هوشیاری ، همون قدر نیاز به تعهد، همون قدر نیاز به تمرین و تکرار و کسب تجربه.

      و نکته بسیار دقیقی که در مورد باور فرمودید استاد بسیار جالب بود باور اینکه ما می توانیم و حق الهی ما بوده که متناسب باشیم.

      شبیه این باور رو در جایی خوانده بودم که افرادی که در مورد آزادسازی بر دگان سیاه پوست از ظلم برده داران فعالیت میکردند، عنوان کرده اند که سخت ترین مرحله در این موضوع . القای این موضوع به افراد بوده که آزادی حق الهی هر انسان است!!

      این امر در دنیای امروز برای ما شاید عجیب به نظر بیاد . اینکه به افراد بقبولانیم که آزاد آفریده شده اند و هیچ قدرتی حق بهره کشی از آنها را ندارد، اما در باور کسی که به جز غل و زنجیر و تحقیر و توهین چیزی ندیده بسیار سخت است که قبول کند از حق الهی آزادی برخوردار است.

      حتما القایات اطرافیان، رسانه ها، و … در مورد چاقی و چاق شدن هم به اینگونه بوده که ناخودآگاه ما  لاغری  را چون یک هدف غیرقابل دسترس به شمار اورده و در تصور ما نمی گنجید که لاغری یک حق الهی برای همه انسانها و ما با غل و زنجیرهایی که به ذهن خود زده ایم از این حق دور شده ایم.

      گواه این امر استاد عزیز و دوستان شگفتی ساز هستند که در مسیر زیبای آموزش لاغری باذهن به صلح با خود و دستیابی به حق اصیل خود رسیده اند و از این حق کوتاه نخواهند امد.

      بله این مسیر لیز است چون ما تغییر را از خود شروع کرده ایم ولی دنیای بیرون هم همچنان در حال ارسال پیامهایی خود است، پس ما همچون رانندگان متبحر باید در این مسیر ، هوشیاری خود را به نمایش بگذاریم . با لذت و قدرت مهارت خود را نشان بدهیم. اصلا مزه این چالش و این مسیر همین است که هر کسی توان طی این مسیر را ندارد . به قول معروف کار هر کس نیست خرمن کوفتن!،

      ما انسانهای خردمندی هستیم که به لطف الهی و زحمایت بی دریغ استاد که واقعا جای تبریک داره برای کشف این مسیر و اشتراک گذاری آن ، به این مسیر هدایت شدیم . ما فرصت خلق دوباره خودمان و پاره کردن زنجیرهایی چاقی رو داریم . ما به لطف خدا فرصت رانندگی همراه با لذت در مسیر لیز و یخ زده به سوی لاغری را داریم .ما در انتهایک مسیر و هر لحظه از اون کیف میکنیم و هر لحظه لذت میبریم.

      استاد عزیز سپاسگزارم 

      خداوند مهربان سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 364 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 347 کلمه

      سلام استاد عزیز و‌گرانقدر خیلی لذت بردم از این فایل فوق‌العاده و پاسخ های فوق العاده تر.. بینهایت موضوع مهمی رو مطرح کردین 🙏🏻🙏🏻

      بنظر من یک‌جهاد اکبر میخواد رفتن در دل خواسته ها با توکل و ایمان و روبروشدن با این حجم از باورهای قدیمی و نافذ در اکثر انسان ها و حتی همه کشور های جهان… 👌🏻

       کنترل ذهن داشتن اساسی در برابر خیلی موارد (از جمله چیزی که با چشم میبینیم ک‌همون جسم ما باشه  .. دیدگاه و ترس های خودمون از چاقی و نرس از دوباره کاری ها بخاطر منطق های گذشته ای ک بارها تکرار شده .. باور جوامع بشری ک بدون استثنا در همه کشور ها همین  باورهای چاقی هست و یک‌ مساله قابل قبول پذیرفته شده و… و… )همه اینها همون جهاد اکبر هست همون قدرت تقوا و‌کنترل ذهن ما هست ک بارها خدا در قرآن ذکر کرده. و خداروشکر میکنم ک‌در این مسیرم و این بزرگترین قدرتی هست ک در این جنبه ما داریم به لطف خدا و  هدایت شما روی خودمون کار میکنیم

      استاد عطارروشن عزیز چیزی ک بنظر من اومد این هم بود ک در برابر این حجم از باشگاه های ورزشی و رژیم ها و تبلیغات و .. واقعا شما چقدرررر تمرکز داشتین ک بدون هیچ‌گونه فایل درمورد تناسب با ذهن تونستین این سد های عظیم رو از بین ببرید. واقعا خداروشکر میکنم ک بعد از یکسال واندی در سایت استاد عباسمنش عزیزم هدایت شدم ب سلست عالی شما هم و از آگاهی عشق  و محبتی ک ب رایگان در دسترس قرار دادین دارم استفاده میکنم. 

      و اتفاقا در کلاس دخترم صحبت یک خانم ب یک رژیم رفت و داشت از خوبی های رژیم خواهرش میگفت و من چقدرررر آسوده خاطر بودم و البته ک‌فقط درحد خیلی کم گفتم این رژیم و کم کردن سایز اگر موندنی باشه خوبه و اتفاقا خودش هم گفت آره ولی مگه میتونه نگهش داره آخه.. چقدر این حس آزادی و حس عالی خوبه😍😍😍 و واااقعا من هرروز هم فایل همون روز گوش میدم هم فایل های قبلی و وااااقعااا از صمیم قلب ازتون ممنونم ک این دوره رو جمع بندی فرمودید تا استفاده کنیم🌈🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      سپاسگزارم❤️💐💐💐💐💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 364 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 301 کلمه

      سلام استاد عزیز و‌گرانقدر خیلی لذت بردم از این فایل فوق‌العاده و پاسخ های فوق العاده تر.. بینهایت موضوع مهمی رو مطرح کردین 🙏🏻🙏🏻

      بنظر من یک‌جهاد اکبر میخواد رفتن در دل خواسته ها با توکل و ایمان و روبروشدن با این حجم از باورهای قدیمی و نافذ در اکثر انسان ها و حتی همه کشور های جهان… 👌🏻

      اگر کنترل ذهن داشتن اساسی در برابر خیلی موارد از جمله چیزی که با چشم میبینیم ک‌همون جسم ما باشه  .. دیدگاه و ترس های خودمون از چاقی و نرس از دوباره کاری ها بخاطر منطق های گذشته ای ک بارها تکرار شده .. باور جوامع بشری ک بدون استثنا در همه کشور ها همین  باورهای چاقی هست و یک‌ مساله قابل قبول پذیرفته شده و… و… 

      استاد عطارروشن عزیز چیزی ک بنظر من اومد این هم بود ک در برابر این حجم از باشگاه های ورزشی و رژیم ها و تبلیغات و .. واقعا شما چقدرررر تمرکز داشتین ک بدون هیچ‌گونه فایل درمورد تناسب با ذهن تونستین این سد های عظیم رو از بین ببرید. واقعا خداروشکر میکنم ک بعد از یکسال واندی در سایت استاد عباسمنش عزیزم هدایت شدم ب سلست عالی شما هم و از آگاهی عشق  و محبتی ک ب رایگان در دسترس قرار دادین دارم استفاده میکنم. 

      و اتفاقا در کلاس دخترم صحبت یک خانم ب یک رژیم رفت و داشت از خوبی های رژیم خواهرظ میگفت و من چقدرررر آسوده خاطر بودم و البته ک‌فقط درحد خیلی کم گفتم این رژیم و کم کردن سایز اگر موندنی باشه خوبه و اتفاقا خودش هم گفت آره ولی مگه میتونه نگهش داره آخه.. چقدر این حس آزادی و حس عالی خوبه😍😍😍 و واااقعا من هرروز هم فایل همون روز گوش میدم هم فایل های قبلی و وااااقعااا از صمیم قلب ازتون ممنونم ک این دوره رو جمع بندی فرمودید تا استفاده کنیم🌈🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      سپاسگزارم❤️💐💐💐💐💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      1400/09/03 21:34
      مدت عضویت: 1211 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,695 کلمه

      سلام هم مسیری های مداار بالا و  استاد عزیزم هرروز به فایلی می رسم که یک عالمه نشونه برای همون روز من داره چقدر این عالم هوشمنده که برنامه ریزی شده من هر روز با توجه به مسائلم در چه گامی باشم خدایا شکرت عااشقتم ❤️

      مسیر لاغری با ذهن به شدت لیز است ،زمین نخورید!

      در تمام سالهایی که اضافه وزن داشتم و در تلاش بودم تا با روشهای مختلف لاغری از شر چاقی خلاص بشم فقط نتیجه ماندگار برای من احساس ناتوانی و شکست و ناامیدی و ضعیف بودن بود…همین احساس خشم و تنفر از خود کم نبود که نصیحتهای دیگران و مسخره کردنشون و غیره …هم فقط باعث حال بدم می شد تا بالاخره اون روزها تمام شدند به لطف و عنایت خداوند امروز وقتی به پشت سرم نگاه می کنم و اگر بخواهم خودم را با خودم مقایسه کنم ،میبینم به لطف خالقم من انسان موفقی هستم چون یک سال هست تلوزیون را جمع کردم به طور بی رحمانه گروه ها ی وات ساپ و اینستا فامیلی و دوستان بی هدف و موسیقی های ضعیف را حذف کردم و دچار دگرگونی های عالی شدم و جا را برای عالیترینها در زندگی ام باز کردم هدایت شدم به سایت تناسب فکری و اینجا هستم .

      فرد چاقی که در مسیر لاغری با ذهن هست کوله باری از سنگینی جسم و انبوه فرمولهای چاقی و گفتگوی دیگران و نظراتشون و رسانه ها و پزشکها و پیامهای بهداشت و غیره را هرروز با خودش حمل می کنه و ذهن با توجه به عادت چندساله قصد داره به حالت قبل برگرده و باید خیلی مراقب بود که زمین نخوریم و فقط کافیه احساس بد بشه دیگه شوقی برای ادامه مسیر نمی مونه باید هشیارانه عمل کرد باید مسیر را درک کرد تصور کرد و از تابلوهای راهنمای استاد بهره برد .

      تصور اینکه یک فرد چاق یا بیمار یا فردی که شرایط مالی و روابطش رضایت بخش نیست و سراشیبی را با کوله باری سنگین هرروز حمل می کنه فقط می تونه یک چیز باشه امید و ایمان به مقصد و فردی که شوق و انگیزه داره و احساسش خوبه با قدرت عشق درونی خودش می تونه این مسیر را طی کنه و هر چقدر از زمان بگذره و درک بهتری از یادگیری ها داشته باشه شیب مسیر کم میشه تا کم کم مسیر صاف و هموار بشه وکار هر کسی نیست چرا !؟…چون مراقب حال خوب بودن خودش یک مهارته 

      من پارسال گام دهم بودم متوجه تغییراتم شدم فقط به برادرم گفتم که  اضافه وزن بالایی داره و سایت را معرفی کردم بعد مدتی سراغ گرفت و وارد سایت هم شد ولی تا امروز توفیق استفاده نداشته با اینکه نتیجه منو دید چون هرروز درگیر مسائل منفیه ….

      چون منفی باف دقیقا حال خوب را نشونه می گیره برای من هم بسیار لیز خوردن اتفاق افتاده البته چون رفت و آمدی با عوام ندارم و رسانه و اخبار دنبال نمی کنم خیلی در مورد چاقی و حرف دیگران نسبت به چاقیم  نبوده بلکه حاشیه ها؟پرسش دیگران !؟چرا انقدر تغییر کردی ؟بچه ها چه گناهی دارند ؟چرا نمیای شهرستان !؟افسرده میشی ؟گول خوردی ؟کدوم فرقه ای ؟😄درست نیست و غیره خیلی حالم بد می شد از قضاوتهاشون و به خاطر قضاوت کردن خودم بود و عدم خودباوری ولی تمام این لحظه ها قدرتمندم کرد و تا حدودی رها شدم یعنی دیگه بیخیال شدند چون ویترین جدیدی از خودم به اجرا گذاشتم همین چند روز پیش خواهر شوهرم تماس گرفت و گفت تو آرزوی قبل نیستی ؟و من ازش تشکر کردم و خوشحال شدم از تغییر مقدسم و گفت خیلی خودخواهی و من خوش حال شدم که تونستم به خودم بیام و برای خودم باشم و خودم را بخوام فقط و اینو دیگران متوجه شدند یعنی تغییر کردم و گفت این رفتارت اجتماعی نیست و من خوشحال شدم که در اسارت آداب و رسوم و قوانین بشریت خیلی نیستم .وااای خدای من این چه قدرتی است آزادی و رهایی …متعجب شده بود بنده خدا ….

      الآن که در تکرار این دوره هستم سطح مدارم بالاتر هست و بهتر عمل می کنم همین چندروز پیش تمام لباسهای سایز کوچکم را بردم گذاشتم توی انباری که وسوسه نشم برم تست کنم و اعتماد دارم به مسیرم اصلا حواسم به جسمم نیست و مسیرم حقیقتا تناسبه فکرم هست دریافتی من خیلی گسترده تر از موضوع لاغری هست .

      همین امروز لیز خوردم ولی از موضوع مالی …و مقایسه یعنی حسم خیلی بد شد گفتم این همه دارم کار می کنم و می نویسم و ..و خوراک منفی بافه که زخمیت کنه که نای بلند شدن نداشته باشی یعنی فقط میخوای بخوابی که فکر نکنی اینو فهمیدم که برای فرار از حل مسئله پیشنهاد خواب می ده وقتی تحت فشاری !؟…ولی بنابر قولم به زور اومدم کلیپ شگفتی سازان و تمرین آینه و خلاصه احساسم بهتر شد و فایل هم که اصلا برای من بود الآن عالیم ..

      اینکه شرایط مالی قبل همراهته و در مسیر بهبودی هستی اما داری شرایط قبل را لمس می کنی واقعا یک خدای عاشق میخواد که دستتو محکم بگیره بگه درست میشه من هستم آروم باش .همین دیشب همسرم گفت چرا تو جذب نداری من میبینم تلاشتو و گفتم ۳۰سال استاد منفی بافتن و منفی دیدن و منفی فکر کردن بودم و خداراشاکرم حقیقتا موهبتهای معنوی فراوانی نصیبم شده که قابل گفتن نیست . یعنی اینکه من دارم از ریشه درست می کنم اونم یک روند هزارساله نسلم را ؟!..یعنی بالاخره من دارم این روزها یک کاری می کنم باید صبور باشم و توجهم به تغییرات احساسی ام باشه و همون تغییرات به ظاهر کوچک …اگر انصافا بخوام فکر کنم میلیاردها انسان دوست دارند همین الآن جای من باشند (خیلی ها مثل قبل من معتاد اینستاگردی و چت  هستند همچنان و یا درگیر رژیم و سختی یا درگیر دوستان بی هدف و یا ضعف در نه گفتن که به لطف خداوند کمی مهارت پیدا کردم اون خدایی که هدایتم کرده تا آخرش باهام هست من یک قهرمانم جهت مخالف اکثرهم در حرکتم و امیدم ایمانم به هدایتگرم هست .خدایا شکرت 

      ما انسانها به واسطه تصویر ذهنی که از خودمون داریم باهم ارتباط برقرار می کنیم منم تست کردم هروقت این حس را داشتم که لاغر شدم یعنی تصویر لاغری از خودم افرادی گفتند چقدر لاغر شدی و یا احساس و تصویر ارزشمندی داشتم روابط همسرم و فرزندانم با من همون  روز تغییر کرده و البته بالعکس هر وقت چاق شدم دیگه نگران نیستم چون متوجه شدم تصویر سازی قبل ذهن من بوده و برای مدتی هست …

      منم پارسال که این فایلو دیدم گفتم خب اینم که شد رژیم و این ترس را داشتم که ول کنم بر میگرده و مدتی مسیر را رها کردم و با خودم کلنجار داشتم که اینو درک کنم که یادگیری هست و درونیه و برگشتم چون استاد لاغری نشدم هنوز  …یعنی فکر می کنم هر مرحله عمیق تر متوجه موضوع میشی و تجربی هست .باید مراحل ذهنیش بگذره …اول میای بیرونی کنترل کنی چون عادت کردی و یادگرفتی مسیر رو رژیم میبینی ولی در اصل در ناخودآگاه باید این اتفاق بیفته و خودبه خودی  …و ترس از خوردن یک فرموله با ریشه های عمیق …

      این کاملا درسته اگر فردی اموزش ذهنی را درک کنه به هیچ عنوان از روشهای بیرونی نمی تونه استفاده کنه و البته چون این فایلها تماما آگاهی هستند روی شعور سلولی تاثیر گذارند برای همین دوستمون نتیجه گرفته بودند و یا حتی خانمی که سواد نداشت با گوشت و پوست داشت آگاهی دریافت می کرد .

      واقعا طی این همه سال که چاق بودیم چقدر هزینه می کردیم و سختی می کشیدیم که مثلا اشتهامون کم بشه و نمیشد تازه حریصتر می شدیم و این چه معجزه ای هست که خود به خودی تمایل نداریم به پرخوری یا شیرینیجات .عملکرد من بسیار عالی شده یعنی وقتی غذا بر می دارم فکر نمی کنم چقدر بردارم  و خود دستم به اندازه بر میداره اینم بگم خیلی وقتها هم متفاوت هست یعنی همیشه یک اندازه حجم نیست و کاملا هوشمندانه نسبت به نیاز بدن هست یا انتخابم با فکر نیست خود دستم بر میداره مثل قبل سوا نمیکنه این شیرینه و این چربه حتی دیشب دلم نون پنیر میخواست اما دخترم درخواست کره مربا داشت و اول به دخترم غذاشو دادم و آخر سر گفتم منم همینو میخورم و دولقمه خوردم و هیچ مزه ای نداشت برام و  گذاشتم سرجاش و پنیر رو آوردم خوردم یعنی انتخاب خودشو میخواست  (عجیب بود!)پارسال چالشم این بود که دوهفته حجم غذام کم شده بود خیلی و توجه من روی این موضوع بود بعد کمی بیشتر شد گفتم چرا یعنی چی شده ؟!خواستم خودم کنترل کنم و ترسیدم و شدید لیز خوردم یعنی باید ناخودآگاه و درونی این اتفاق بیفته …و فقط با درک مطالب هست فکر کردن و تجزیه تحلیل عمیق  

      باید خیلی فکر کنم تا به درک بیشتری برسم که برای موفقیت باید شوق و انگیزه داشتی باشی تا در مسیرت لیز نخوری !…و مراقب بودن از احساس خوب هرروزم یعنی اگر هر موضوعی پیش اومد هشیار باشم و فقط هر طوری شده حالمو خوب کنم چون گاهی لیزخوردن بدجور آسیب میزنه !…

      همیشه افرادی هستند که متلک بندازند که اصولا توی باغ هم نیستند درکی از قوانین و موضوعات ذهنی ندارند منم اوایل خیلی برای همسرم و پسرم صحبت می کردم ذوق داشتم از این مسیر از تغییر شرایط آدمها و احساس خوب اینکه میشه شرایط جدیدی خلق کرد و کلی صحبت می کردم براشون  در نتیجه نزدیکانم شده بودند استاد مچ گیری من و دائم  می گفتند خودت و تو که میگفتی فلان و ….ولی در وجودم می گفتم خدایا من به حسم و وجودت ایمان دارم حدود دوسال گذشت و اینبار منفی باف گفت نقش تو چیه تو این زمین ؟

      باید اگاهی رسانی کنی و …افتادم تو دام هرروز جهنم را تجربه می کردم البته از اون لحاظ که همه چیز به نفع منه شناخت رو ترس و قضاوتهامو و خیلی موارد هم پیدا کردم ولی اینکه طبقات فکری ما با دیگران در یک سطح نیست درسته هر چقدر طبقه فکری بالاتر باشه منظره زیباتر میشه و دوردستها بیشتر نمایان میشه و برای فردی که تو زیرزمینه ذهنشه قابل درک نیست بنابراین بحث با این افراد یعنی حربه شیطان و حال بد و ما مسئول حال خوب خودمون هستیم و تغییر خودمون والبته که …. 

      (مقدسترین چیز تو این دنیا خودم هستم مگه اینجا کارخونه مجسمه سازیه که دیگران از من راضی باشند)😉

      هرروزتون عالی و لحظه هاتون شاد 🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      1400/09/03 19:37
      مدت عضویت: 1021 روز
      امتیاز کاربر: 1306 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 279 کلمه

      سلام
      لاغری با ذهن مثل پیامبرانی هس ک ب مسیرشان ادامه دادن با اینک
      اطرافیان مسخرشان میکردند ب راهشان ادامه میدادن
      من فقط همسرم اونم ب خاطر پول محصول گفتم واون هم مسخرم کرد و گف اینهامسخره بازیه و من لاغر نمیشم یجوری محکم گف لاغر نمیشم انگار ک خداست
      و من چن روز اونقدر ناراحت بودم ک اصلا از همه چی زده شده بودم دوبار این اتفاق افتاد حتی باهمسرم دعوا کردم
      اخرش تو اینستا استاد ی استوری گذاشتن ک از طریق دوره رایگان لاغر شده بود و اون موقع من درک کردم ک اول واخرش این ذهن من هس ک باید درک کنه و محصول باعث میشه من از ی کوچه دیگه شایدم مسیر نزدیک جلو برم ولی خب ندارمش چیکار کنم
      سپردمش ب خدا و گفتم من این راه ادامه میدم خودت محصول رو هم ب من برسون و از اون روز ادامه میدم و هر روز تشنه تر ازقبل هستم بایدمطالب این سایت هستم و این دور دوم هس ک شروع کردم و چقدر لذت میبرم اصلا برام تکراری نیس انگار ک بار اول میشنومش یچزایی ک اصلا انگار نشنیدم
      الان در تمام جاهایی ک میرم همش از چاقی و لاغری ک دغدغه همه هس صحبت میشه و من تمام سعیم اینک مشارکت نکنم
      ووانرژیم رو هدر ندم
      برای بودن در ایم مسیر باید کورو کر بود برای هرانچه در این مسیر نیس
      مثلی اینکه بخوای بری مشهد و میدونی ک میری مشهد و اونی ک میره منم و استاد یک نقشه راهنماهستن و بقیه رو باید ول کرد
      من ب خودم ب قدرت ذهنم ایمان دارم
      رفتار بقیه برام مهم نیس
      من تموم سعی خودمو میکنم ک عقاید خودمو حفظ کنم ب بقیه چیکار دارم
      بقیه هر کار کنی باز ناراضین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
        1400/09/24 21:42
        مدت عضویت: 1084 روز
        امتیاز کاربر: 168 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 7 کلمه

        سلام و درود موفق باشی عالی بود.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      1400/08/05 01:37
      مدت عضویت: 1692 روز
      امتیاز کاربر: 14755 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 372 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      باور کردن اینکه می تونیم از این مسیر لاغر بشیم مهم‌ترین گام هستش و اینکه متناسب شدنش  دایمی هست . اتفاقا فکر کنم پارسال بود یه پلور قرمز پوشیده بودم من رفته بودم خونه مامانم گشاد هم بود ولی مامانم بهم گفت چاق شدی دوباره منم اولش ترسیدم بعد درش اوردم بلوز زیریم چسبون تر بود گفتم ببین گفت نه این پلیوره چاقت کرده بود همون موقع اومدم خونه اونو در اوردم و گذاشتم کنار که دیگه نپوشم .در هرصورت ولی دیگه کسی از این حرف‌ها بهم نزد و هر وقت کسی منو می بینه بهم می گه چقدر کوچیکتر شدم . من اوایل خیلی اشتیاق داشتم خیلی شور و اشتیاقم زیاد بود تا ۲ سال واقعا ولی این تابستون یه ذره کم کاری کردم به دلایلی ولی نتونستم فایلهام و هر روز گوش بدم ولی از مسیر خارج نشده بودم هیچ وقت تبلیغات و رژیم‌های دیگه منو تحریک نکرد هر وقت دیدم گفتم به خودم اره من همه اینها رو استفاده کرده بودم الان یادم میاد یه ظرفهایی خریده بودم مال رژیم بود رنگی بود مثلا رنگ بنفش مال میوه رنگ سبز مال سبزی همه کوچیک کوچیک .همشم گشنه بودم .

      و اتفاقا دیروز صبح به همسرم می گفتم که از وقتی اومدیم اینجا تقریبا ۲۱ ساله ولی سایز شلوارش عوض نشده شاید یه سایز و بعد می گفت اره همه می گفتن هر کی بره امریکا چاق می شه همه چاقن اونجا دیدم این فرمول برای منم بوده اومد بالا یادم افتاد اره مامانم می گفت چون اینجا غذاهاش هورمونیه گوشت و مرغاش اینه و اونه همه چاق می شن حالا یکی از فرمولهای که من اصلا یادم رفته بود کشف شد خدا رو شکر .

      می گم من لیز نخوردم خدا رو شکر همیشه ادامه دادم به روش‌های دیگه توجه نمی کنم دیگه برای اینکه روش عالی و پیدا کردم هدایت شدم .

      مثلا من یه وقتا صبح دیر صبحونه می خورم بعد دیگه شب شام می خورم ولی الان دیر هم صبحونه خوردم بعد از پیاده روی  تقریبا ساعت ۱۱ بود حالا ساعت ۳ ست ولی من یه خورده احساس گرسنگی می کنم روزها به بدنم گوش می دم یه وقت گرسنه هستم یه وقت نیستم ولی هیچ وقت گرسنگی نکشیدم خدا رو شکر خدا رو شکر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1400/07/24 12:51
      مدت عضویت: 1421 روز
      امتیاز کاربر: 6727 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 367 کلمه

      سلام براستادعزیز و دوستان همراه

      مسیر لاغری با ذهن واقعا لیز است این تجربه ای است که در ۵ ماهی که مستمرا آموزشها رو دنبال میکنم بهش برخوردم .

      اینکه طی دوماه اول شروع آموزشهام خوب چون هنوز تغییرات درجسمم شروع نشده بود مرتب از طرف اطرافیانم مورد سرزنش قرارمیگرفتم و منم لاغری با ذهن رو به اونها میگفتم واونها هم روش خودشون رو پیشنهاد میدادن .

       البته اینها زیاد برام مهم نبود و من باایمانی که نسبت به این دوره داشتم واستاد بارها تجربیاتش رو میگفت به حرفشون اهمیت نمیدادم وگاها حتی با دل شکسته ادامه میدادم .

      به لطف خدا که الان تو این ۵ ماهی اخیرا کلی کاهش وزن داشتم و احساسم هر دفعه بهتر وبهتر میشه .

      اما یه چیزی همش برام سوال بود که استاد دریکی ازفایل ها که درمورد ورودی منفی صحبت میکرد و از وضعیت کارهای اون روزش صحبت کرد که یک ساعت روی تردمیل بودم و یک ساعت ونیم پیاده روی کردم و تازه قهوه هم خورد .

      آخه این کارها رو افراد چاق برای لاغرشدن استفاده میکنند .

      پس چرا استاد خودش درکنارلاغری باذهن خودش این کارها رو میکنه .ولی به ما میگه اصلا این کار رو نکنید حتی از دوست عزیزی که خواستند بعد اتمام دوره یکساله ونتیجه گرفتن گیاه خواری رو ادامه بده.

      مگه تردمیل یا گیاه خواری فرقی دارند . هر دو ابزار  و روشهای لاغری موقتی هستند .

      مگه پیاده روی اونهم یک ساعت ونیم مگه میشه پاهات بعدش درد نگیره؟

      خوب اینها همش تو فکرم بود و بار دوم که دوباره دوره را شروع کردم با آگاهی بیشتر ارقبل . وچند روز پیش متوجه شدم که استاد منظورشون اینه که در سری قبل ما موافقت ذهن ناخودآگاه را نداشتیم و با رنج وسختی این کار رو میکردیم ولی الان موافقت ذهن ناخودآگاه رو داره و با احساس خوب این کارها روانجام میده وقانع شدم .

      ولی باز ذهنم بهم میگه خوب چرا تردمیل اون ابزار لاغریه هرچند موقت ؟ چرا حتمن اصرار داره حتی با احساس خوب از تردمیل استفاده بکنه . 

      خیلی چیزها تو این مسیر ما رو میخاد منصرف کنه .و حواسمون باید خیلی جمع باشه . 

      ولی من با اینکه جوابشو نگرفتم ولی آنقدر به این روش اطمینان دارم میگم حتمن من خوب گوش ندادم آموزشها رو 

      و بایستی ادامه بدم وادامه میدم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 257 کلمه

        سلام و درود
        خوشحالم احساس بهتری دارید و نتایج خوبی گرفتید
        از سوالی که در ذهنت ایجاد شده معلومه که خیلی خوب داری از آموزشها استفاده می کنی و از همه مهمتر اینکه باتوجه به نداشتن پاسخ قانع کننده برای سوال ذهنی ات باز هم ادامه دادی
        تردمیل برای من فرصت مناسبی برای گوش دادن یا تماشای فایل هایی است که در حالت نشسته پشت میز نمی تونم یک ساعت یا بیشتر اونها رو ببینم
        وقتی روی تردمیل هستم انگار یه کاری دارم انجام میدم و حوصلم سر نمیره و با دقت و تمرکز بیشتری روی موضوع مورد علاقم تمرکز دارم
        ضمنا با همه علاقه ای که به تردمیل دارم فکر کنم بیش از دو هفته است که اصلا استفاده نکردم
        تردمیل در ذهن افراد چاق وسیله ای برای لاغر شدنه در حالی که فلسفه ساختن این وسیله لاغر شدن نبوده بلکه یکی از وسایل ورزشی برای کمک به انجام فعالیت های ورزشکاران ای در محیط بسته است.
        هرچه مشکل چاقی گسترده تر شد و توانایی بشر در کنترل یا برطرف نمودن این مشکل کمتر شد وسایل و روش های بیشتری به عنوان راهکار مبارزه با چاقی ارائه شد مثل گیاهخواری که اصل و اساس شکل گیری این سبک زندگی اصلا لاغری نبوده بلکه حمایت از حیوانات بوده ولی به مرور به عنوان یکی از روش های لاغری شناخته شد.
        هرچه ذهن شما برای لاعر شدن آماده تر بشه و فرمول های چاقی بیشتری را در ذهن خود شناساسی و پاکسازی کنید اطمینان شما از ناکارآمد بودن هر روش یا وسیله ای که برای لاغر شدن پیشنهاد یا توصیه می شه بیشتر خواهد شد.
        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 25 از 5 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Armita Sediqi
          1400/07/25 10:03
          مدت عضویت: 941 روز
          امتیاز کاربر: 1313 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 18 کلمه

          بسیار فوق العاده بود😍 هرکسی با یک چیزی خودش رو سرگرم میکنه شما هم با تردمیل سرگرم میکنید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار الهام خوشبخت
        1400/07/25 11:25
        مدت عضویت: 1691 روز
        امتیاز کاربر: 18643 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 413 کلمه

        سلام دوست عزیزم 

        تجربه خودم رو میخوام بگم از استفاده از دوره لاغری میدونید من قبل دوره آدم تنبل وبی انگیزه بودم کارهام رو به تعویق می انداختم کارهای خونه رو قشنگ انجام نمی دادم مدت‌ها هم بود دیگه ورزش نمی‌کردم چون دیگه از لاغری ناامید بودم ولی بعد دوره خیلی پرانرژی شدم سرحال شدم خیلی فعال ترم دوست دارم همش کار کنم سر پا باشم تنبلی نمیکنم دیگه با اشتیاق و عشق کارهام رو انجام میدم مجبوری انجام نمیدم دوست دارم عاشق فعالیت شدم قبلا ورزش رو فقط برای لاغری میکردم لذتی هم برام نداشت همه چی زوری بود ولی حالا نه من دوست دارم کار کنم فعالیت داشته باشم لذت میبرم از پیاده رفتن اومدن ظرف شستن لباس شستن دوهفته هست بیمار شدم ولی بااینکه حالم خیلی بد بود ازاینکه نمی تونستم کار کنم خونه روحیه م خراب بود یه ذره حالم بهتر میشد پا میشدم حتی اگر چند دقیقه بود یه کاری می کردم غذامو خودم درس می‌کردم ظرفم رو خودم میشستم نامرتب بودن خونه آزارم می داد قبلا اینطور نبودم خونه نامنظم ناراحتم نمی‌کردم راحت بودم 

        خلاصه آدم تو لاغری با ذهن خود به خود عاشق فعالیت میشه نه اینکه زوری مجبوری پاشه ورزش کنه یا فعالیتی انجام بده من که اینطوری شدم ساعات خوابم هم کم شده قبلا یه ساعت ورزش یا فعالیتی میکردم خسته بودم باید استراحت میکردم ولی حالا صبح تا شب هم سرپا باشم نیم ساعت ظهر بخوابم کافیه دیگه زیاد نمیتونم بخوابم 

        خداروشکر

        در آخر برای همه آرزوی سلامتی میکنم قدر سلامتی تون رو.بدونید اگر سالم باشید می تونید هر کاری انجام بدید فایل گوش بدی بنویسی کار کنی پول دربیاری به بچه ت تودرس کمک کنی بدون سلامتی هیچ یک ازین کارها رو نمی تونی انجام بدی روحیه ت خرابه احساس منفی میشه از زند گی متنفر میشی من تو مدت بیماریم بدترین احساسات روحی و جسمی رو تجربه کردم این همه فایل گوش دادن و کنترل ذهن یاد گرفتن نتونست حالم رو خوب کنه خیلی سعی کردم ولی در ساعاتی آرزوی مرگ کردم پس سلامتی رو قدر بدونید یه چیز دیگه بگم بویا یی چشایی تون رو هم بی‌نهایت قدر بدونید من درین دو هفته هیچ مزه و بویی احساس نمی کردم خوشمزه ترین غذاها بدون طعم بود این موضوع واقعا برام آزار دهنده بود این همه نعمت داریم بهترین طمعها غذاها رو می خوریم و بهترین بوها رو استشمام میکنیم ولی شکر نمیکنیم خیلی ناشکریم همش دنبال پول لاغری هستیم درحالیکه سلامتی میلیاردرها ارزش داره 

        خیلی چیزها از مریضی آموختم سعی میکنم یادم نره هیچ وقت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار متناسب شاد
          1400/07/25 19:47
          مدت عضویت: 1421 روز
          امتیاز کاربر: 6727 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 62 کلمه

          سلام دوست عزیزم

          ممنونم که تجربه ات رو بهم گفتی . 

          خوشحالم که هم سلامتیت رو به دست آوردی و هم نتیجه خوبی از این دوره گرفتی. 

          من هم علاوه بر اینکه خیلی وزن کم کردم . تونستم برای کلی از بیماریهام راه حل پیدا کنم که بهترین دکترها هم نتونستن پیدا کنن .

          با آرزوی تندرستی وموفقیت برای استاد عزیز وهمراهان مسیر تناسب فکری .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار الهام خوشبخت
            1400/07/26 09:38
            مدت عضویت: 1691 روز
            امتیاز کاربر: 18643 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 5 کلمه

            آفرین عزیزم تبریک میگم بهتون 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شقایق
      1400/07/19 18:18
      مدت عضویت: 1124 روز
      امتیاز کاربر: 495 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 924 کلمه

      برداشت من از گام ۲۵

      ‌با سلام  

      دیگر فکر می کنم همه ی ما بدانیم برای لاغر شدن و تغییر  در شرایط زندگی باید از تغییرات ذهنی شروع کنیم همانگونه که از قبل زندگی فعلی خود و اندام فعلی خود را ساختیم

      اما   در اینجا یک  نکته ی مهم و جود دارد و آن هم  این است  که مابرای ساخت  شرایط قبل تنها نبودیم ،  رسانه و کلی  دکتر و افراد به ظاهر کار دان و کاربلد و با تجربهبا در اختیار گذاشتن تجربه هاشون. افکاری در ما ایجاد کردن و ما با  پذیرفتن آن اطلاعات به ظاهر درست    زندگیمان را ساختیمو واضحه  باورایی که کل جامعه مرتب در موردش حرف می زنند و قبولش دارند  ،  مورد قبول ذهن من  هم قرار میگیرد ، بدون هیچ سُر خوردنی بدون هیچ عامل منفی 😁 ازآنها تبعیت میکند  

      چون  بارها آنها را از زبان انسانهای مختلف شنیده  براش کاملا منطقیه و طبیعیه

      مثلا در مورد چاق شدن  وقتی کل جامعه و حتی ادمای به اصطلاح متخصص میگن که غذا عاملیست واسه چاقی خب ما هم قطعا باور میکنیم و بدون هیچ مانعی این باور و تو ذهن  گسترش میدیم. و چاقی رو در جسممون خلق می کنیم به همین راحتی

      از طرفی وقتی کل جامعه و اطرافیان می گن که واسه لاغر شدن حتما باید رژیم بگیری و کالری شماری کنی و ورزشای انچنانی کنی خب ذهن میگه درسته و قبولش میکنه چون همه فقط این عوامل و واسه لاغری صحیح میدونن و و  هیچ مقاومتی از هیچ کس وجود نداره .من اصلا یاد ندارم  در گذشته  برای لاغر شدنم به کسی می گفتم  رژیم دارم یا در فلان باشگاه ثبت نام کردم یا فلان دمنوش و  میخورم و با  مخالفتی روبرو می شدم

      اتفاقا همه تایید می کردند  و  از من  ادرس اون باشگاه یا نوع رژیم و دمنوش و طلب میکردندبا اینکه اکثر افراد حتی از  این مسیرها هم بارها شکست خورده اند ولی باز برای امتحان کردن این روشها مشتاقند چون این باوریست که در سطح جامعه پخش شده و مورد تایید اکثریت هست  ، پس مقاومت و سرزنشی وجود ندارد  

      اما وای از آن  روزی که فردی بخواهد باوری بر خلاف باورای قبلی و راهی غیر از راهی که اکثر جامعه می پسندند را انتخاب کند

      هزاران هزار جور فکر متضاد و منفی  به سراغ فرد می آید

      نکنه دارم اشتباه میرم ✖️نکنه این همه رژیم گرفتم و لاغر شدم از بین بره✖️ نکنه  این حرفا همه پوچ و بی اساسه ✖️وای فلان دکتر گفت باید فلان رژیم و بگیری و حرفهای اینچنینی ✖️

      و کلا چون اکثر ادما تا چیزی رو با چشم سر نبینن باور کردنش براشون سخته و غیر واقعیه  لیز میخورن و تسلیم عوامل بیرونی و حتی ذهن منطقی خودشون میشن و از مسیر منحرف میشوند .

      یا در مورد این روش  لاغر شدن با دیگران وارد بحث و جدل میشوند . و انرژی که می شود صرف اموختن و لاغر شدن کنند را صرف این گونه مسائل میکنند

      که یکی دیگه از عوامل انحراف در این مسیر هست و دیدیم

      که استاد مرتبا تکرار میکنن  *مراقب ورودیهای  خود باشید* تا وقتی از  محکم شدن باورای جدید و حرفای جدیدی که  راجع به لاغر شدن میشنویم مطمئن نشدیم باید خیلی مراقب اینجور ورودیها باشیم تا تغییر احساسی در ما ایجاد نشه و ما رو در مسیر درست سست نکنه

      در ادامه برای خودم یادآور میشوم کههر راهی که اکثریت جامعه میروند  ممکن است  درست نباشد  متاسفانه اشتباه بیشتر  ما اینه که هر چیزی که از کسی میشنویم مخصوصا اگر آن شخص   خودش را متخصص معرفی کنه  بدون فکر  و خیلی راحت قبول میکنیم و از حرفها و باورهاشون تبعیت میکنیم  

      در حالیکه در مسیر لاغری با ذهن اصلا اینگونه نیست و تمام سخنان و حرفهایی که راجع به لاغری میشنویم همان چیزهایی ست که ما را چاق کرد و دقیقا همان مسیر رفتن است اما در جهت لاغر شدن و به دلیل  اینگونه موارد هست که من این مسیر رو کاملا صحیح و درست میدانم

      متاسفانه در جامعه ی ما این مطلب جا افتاده هر مسئله ی  غلطی رو اگر بخواهیم درست کنیم باید یه کار بیرونی و یه کار سخت و طاقت فرسایی را انجام بدهیم

      در حالی که این بزرگترین باور اشتباه ماست هر  شرایط اشتباهی اگر در زندگی ما رقم خورده دقیقا باید از همون راه برای درست کردن شرایطش استفاده کنیم وقتی من براحتی با قبول یکسری حرفا از اطرافیانم چاق شدمپس دقیقا میتوانم با برگشتن همان مسیر و باور کردن یکسری حرفای درست  و فرمول سازیهای درست لاغریم را نیز خلق کنم به همین راحتی

      اما تا وقتی یک ایمان محکم و یک قدرت عظیم هدایتگر و یک احساس خوب وجود نداشته باشد  محاله ممکنه در برابر عوامل منفی که ما در مسیر لاغری با ذهن  داریم  موفق شویم  عواملی که چون کوله باری بر دوش ما سنگینی میکند و مانع تراشی میکند  اضافه وزن کنونی

      افکار و باورای غلطی که برای لاغر شدن از قبل در ذهن داریم و گهگاهی خودنمایی میکنند و مرتب توسط رسانه ها و افراد  مختلف تکرار میشوند سرزنشهای دیگران و گفتگوهای ذهن منطقی خودمون از طرف دیگر واقعا شرایط و واسه لیز خوردن و نماندن  مهیا میکنند که باید خیلی حواسمون باشه

      البته نیروی ایمان و شور و اشتیاق و از همه محمتر آرامش و احساس خوب این مسیر فراتر از همه ی این عوامل خواهد بود . همین نیروهای مثبت در من وجود داشت که با اینکه یکبار لیز خوردمو این روش را کنار گذاشتم باز مرا به سمت مسیر اصلی کشاند 

      و کلام آخر 

      لاغر شدن من  باید از ذهن من   آغاز شود  همانگونه که برای چاق شدنم از ذهنم شروع کردم پس محکم و استوار بدون توجه

      به هیچ عامل منفی چه از بیرون از خودم ، چه درون خودم. در این مسیر سراسر لذت می مانم و مطمئنم لاغری پاداش کسانی است که ماندند و مصمم و با اراده  تغییر را از ذهن خود  شروع کردند

      متشکرم استاد متشکرم ذهن قهرمانم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار marzieh753@gmail.com
      1400/07/09 17:30
      مدت عضویت: 1001 روز
      امتیاز کاربر: 6412 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 969 کلمه

      سلام همه دوستان همراه! مسیر لاغری با ذهن گرچه آسان است ولی به شدت لیز است و احتمال زمین خوردن در این مسیر بسیار زیاد است، که یکی از دلایل آن بارش افکار منفی است. برای موفقیت در مسیر لاغری با ذهن باید به توانایی مان برای لاغر شدن باور داشته باشیم و اگر در مسیر لاغری با ذهن به دو عامل توجه نکنیم به راحتی از مسیر خارج می شویم: اول توجه به چاقی و عوارض آن که در هنگام شروع مسیر و در زمان انجام مراحل همچنان با ما است و دوم توجه به حرف دیگران که باعث ناامیدی ما در ادامه دادن مسیر می‌شوند. 

      در حالت اول چون انتظار سریعتر جواب گرفتن و لاغر شدن داریم ولی هنوز در طی کردن مسیر این چاقی با ما همراه است و دقت نکردن به این موضوع که چاقی ما یک شبه به وجود نیامده که یک شبه هم از بین برود، دلسرد می شویم و انگیزه لازم و شور و اشتیاق قبلی برای ادامه دادن را نداریم. بنابراین باید توجه خود را از چاقی برداریم و در عوض به مسیر آسان و شادی که پیش رویمان هست، توجه کنیم، که برخلاف سایر روشهای لاغری در این مسیر آرامش داریم و نتیجه این روش برخلاف سایر روش ها، ماندگار و همیشگی است. برای مشکل دوم بهتر از ابتدا با اطرافیان در این مورد صحبت نکنیم و در جریان روش لاغری با ذهن نباشد، چون از نظر خیلی‌ها این چیزها خرافات و بی فایده است و با حرفهایشان سعی می‌کنند ما از این مسیر ناامید کنند و با توجه به تعداد دفعاتی که ما برای لاغر شدن تلاش کردیم و نتیجه پایدار نداشته، آنها سعی می کنند به ما یادآوری کنند که این بار هم نتیجه نخوایم گرفت و فرمول های ذهنی ما را دستکاری می کنند. 

      به طور کلی ذهن ما خودش دربرابر تغییر مقاوم است و به دنبال بهانه می گردد تا ما را از تغییر کردن منصرف کند. بنابراین باید مواظب لیز خوردن در این راه باشیم چرا که ممکن است بلند شدن بعد از آن به راحتی ممکن نباشد و دیگر نتوانیم به ادامه راه بپردازیم. باید به خاطر داشته باشیم که کوله بار چاقی همراه ما خواهد بود. این کوله بار شامل موارد زیادی از جمله ترس چاق تر شدن، شکست خوردن در سایر روش‌های لاغری، حرف و حدیث دیگران، تبلیغات لاغری، پیشنهادات دیگران و… است. سنگینی این کوله بار و لیز بودن مسیر احتمال زمین خوردن را بیشتر می‌کند و باید خیلی مراقب باشیم. حتی کسانی که این دوره را تمام می‌کنند و دوباره برای کسب نتایج بهتر و لاغری بیشتر به دنبال سایر روشها می‌روند هم، لیز خورده اند. یعنی اینکه اصلاً این دوره را درک نکرده‌اند و اگر کسی بتواند با این روش به نتایج خوبی برسد تنها با ادامه دادن همین مسیر است که می‌تواند نتایج عالی تری کسب کند. این لاغری با ذهن روش لاغری همیشگی است، فقط باید آموزش‌ها را درک کنیم و این زمانی رخ می دهد که شخصیت ما تغییر کرده باشد وگرنه اگر بعد از پایان دوره دوباره دنبال امتحان کردن سایر روشهای لاغری باشیم یعنی به این دوره هم فقط به عنوان یک برنامه رژیمی کوتاه مدت نگاه کرده بودیم و اینکه ما به یادگیری لاغر شدن از طریق ذهن اطمینان نداشته ایم. بنابراین باز هم تاکید می‌کنم به کوله بار چاقی مان توجه کنیم و بدانیم که چه چیزهایی را با خود حمل می کنیم و بدانیم این مسیری که شروع کرده ایم، یک سربالایی با شیب زیاد است و هرچه بارمان سنگین تر باشد یعنی هرچه فرمول‌های چاقی در ما بیشتر باشد و هرچه مسیر لغزنده تر باشد یعنی عوامل تحریک کننده بیرونی بیشتری وجود داشته باشد و اطرافیان سمی بیشتری داشته باشیم، امکان لیز خوردن مان در این مسیر بیشتر است. 

      ولی اگر بتوانیم مقاومت را ادامه بدهیم جاده لاغری برایمان ابتدا هموار می‌شود و سپس در یک سراشیبی قرار می گیریم  که رسیدن به خواسته هایمان بسیار راحت‌تر می‌شود. 

      درمورد خودم، از بخش پرسش و پاسخ دوستی سوالی مطرح کرد و  استاد هم  عالی  جواب شان را دادند که دقیقا مشکل من بود البته هنوز هم کمی مشکل دارم در این زمینه، اولین تمرینی که استاد این چند جلسه گذشته دادند این بود که به علائم گرسنگی خودتان توجه کنید و بعد به اندازه ای که نیاز دارید غذا بخورید، من این تمرین را شروع کردم و مثلا قار و قور کردن شکم و معده درد و ترشح اسید معده یا سردرد را برای خودم به عنوان علائم نیاز بدن به غذا در نظر گرفتم ولی به دلیل اینکه بدنم ذخیره چربی زیاد دارد شرایط به گونه‌ای پیش رفت که صبح‌ها اصلا علائمی دریافت نمی‌کردم و غذای که برای صبحانه برده بودم را ساعت یک یا دو ظهر میخوردم و آن هم به صورت خودکار و آگاهانه مقدار کمتری می بردم که کمتر مصرف کنم. حالا وقتهایی که صبحها گرسنه می شوم بدون اینکه علائم گرسنگی ببینم احساس نگرانی می کنم و سعی می کنم چیزی نخورم یا در حد یکی دو تا بیسکویت یا مقداری آجیل و به خودم می‌گویم این شرایط باز هم تصمیم آگاهانه من است و ذهن ناخوداگاهم احتیاج به خوردن دارد و نگران بودم نکند دوباره مجبور به صبحانه خوردن بشوم چون این تغییر را در خودم به عنوان یک تغییر از تاثیرات دوره در نظر گرفته بودم و حالا سوالم این است، حتی در شرایطی که علائم گرسنگی از بدنم دریافت نمیکنم ولی ذهنم  گرسنه است باید چه کار کنم؟ و می دانم این طور محدود کردن خودم یعنی توجه کردن به چاقی و نتیجه ای  برایم ندارد. ولی اگر  هیچ چیزی هم در روند عادی زندگیم تغییر نکند چطور می خواهم لاغر شوم؟! استاد عزیز لطفا به این سوال پاسخ بدهید و  آدرس صفحه اینستاگرام را هم بفرمایید چون یک صفحه به اسم شما در اینستا پیدا کردم ولی صفحه شخصی بود و درمورد لاغری با ذهن مطالبی داخل آن قرار داده نشده بود. با تشکر از شما🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/07/04 17:10
      مدت عضویت: 1406 روز
      امتیاز کاربر: 3810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 185 کلمه

      به نام خدا

      توی این فایل گفتین مسیر لاغری با ذهن لیزو روغن ریختن .سر می خورید.

       بله شاید گاهی وقتها منفی باف اذیت کرد. شاید حرف های دیگران دلمونو شکسته باشه شاید نا امید شده باشیم ولی همه اینا فقط برای چند روزه دوباره  برمیگردیم.

      چون انقدر تو این مسیر انرژی و انگیزه گرفتیم انقدر  بهمون منطقی اعتماد به نفس داده که خیلی زود پا میشیم دوباره برمی گردیم .

      واقعاً  الان نمی تونم تصور کنم که کسی بتونه برای همیشه غیر از این روش لاغر بشه و اگر کسی لاغر شده و مونده باشه با خودم میگم حتما ذهنش رو تغییر داده وگرنه زندگی تا آخر عمر با رژیم و ورزش محاله.

       من که هیچکدوم از اونها رو  هیچ وقت موفق نمی‌شدم و ادامه نمی دادم ولی الان خیلی راحت ۱۵ ماهه با عشق تو مسیرم و همش فکر می کنم وای چقدر فایل های مختلف مونده که هنوز گوش نکردم و دوست دارم همه رو گوش کنم تا کی و کجا نمی دونم فقط دوست دارم تو این مسیر باشم حتی  اگه هنوز به ایده آل خودم نرسیدم دست از تلاش و در این مسیر بودن برنمیدارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Fateme Bologh
      1400/07/03 16:25
      مدت عضویت: 1683 روز
      امتیاز کاربر: 123 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 488 کلمه

      درود و خداقوت گام بیست و پنجم:

      نکته این فایل و اموزش امروز  مسیر لاغری با ذهن مانند مسیر یخ زده است هر ان ممکنه من لیز بخورم مراقب باشم در مسیر لاغری با ذهن لیز نخورم من قبلا بارها از روشهای مختلفی برای لاغر شدن استفاده کردم و بارها تجربه کردم هر بار که نتیجه خوبی ندیدم و با شکست مواجه شدم یاس و ناامیدی و احساس بد شکست نصیب من شده و باعث شده فقط خودم رو سرزنش کنم که من اراده ندارم توانایی ندارن  چاقی با منه و حتی هر بار خواستم از روش جدیدی استفاده کتم حرف و حدیث اطرافیان من را ناامید کرد و سرزنش کرد که فایده نداره برای تاثیری نداره باز بر میگردی .خودت رو اذیت نکن و تنها راه موفقیت من لاغری از طریق ذهن است .چیزی که باعث میشه من در این مسیر انگیزه خودم رو از دست بدم ۱ حرف اطرافیان ۲ عوارض چاقی و جسم چاق و نا متناسبی که همراه من است .من در این مسیر قدم به قدم دارم میرم جلو  محتوای اموزشی رو گوش میدم و تمرین میکنم و همزمان عوارض چاقی با من است.همان لوح ذهنی که دیگر سفید نیست ممکنه حرف دیگران باعث نا امیدی و بی انگیزگی من شود و به این روش شک کنم شک کردن به این روش همانا و رها کردن همانا .و از انجا که ذهن پر از فرمولهای چاقی است  و تمایلی برای تعغیر فرمول ها ندارد راه اسونتر رو انتخاب میکنه و روش رو رها میکند اینجا با این موضوع من هر وقت با حرف اطرافیانم برخورد کردم میتوان با یک لبخند از کنارشان رد شوم و به مسیر خودم ادامه دهم و اصلا نیازی نیست که به ان ها تو ضیح دهم و از روش لاغری با ذهن برای ان ها چیزی بگوییم .چون ممکنه باز با نپذیرقتن ها شک سراغم بیایید از این رو باید در این روش مراقب باشم تا لیز نخورم در این مسیر کوله باری از چاقی افکار چاقی .اضافه وزن .حرف دیگران و عوارض چاقی با من همراه است ترس از چاقی و تبلیغ  سایر روشهای لاغری .نکته بعدی لاغر تر شدن  مساوی با ادامه دادن  این مسیر هست  نه در کنار  این روش  روشهای  دیگه مثل  گیاه خواری و رژیم و ورزش باشه کسی که کاملا درک کنه تنها روش موفقیت روش لاغری با ذهن است به هیچ عنوان  سایر روشهای دیگر  نمیپذیره و تجربه نمیکنه درک کردن  به معنای صرفا فایل گوش دادن  و تمرین انجام دادن نیست به معنای ان است که وقتی من کاملا در ک میکنم تنها این مسیر مسیر درست متناسب شدن هست دیگر هیچ روش و رژیم و تبلیغ لاغری  روی من تاثیر نمیگذارد  و من برای لاغر تر شدن  تحریک نمیکند هرگاه مسیر لاغری با ذهن را پرقدرت پر انگیزه  و با اشتیاق ادامه دادم  و تمرینات را عملی انجام دادم  و هیچ چیز نظر من رو نسب به روش لاغری با ذهن  تعغییر نداد  درک کامل و درست  من از این مسیر است

      با ارزوی موفقیت  برای همه دوستان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار znady62@gmail.com
      1400/06/14 17:11
      مدت عضویت: 974 روز
      امتیاز کاربر: 51
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      سلام من از وقتی اومدم تو سایت سعی کردم تمام تمرکز روی لاغری باشه و همیشه به خودم حس های خوب دادم که خدایی نکرده لیز نخوردم من بس که این روش رو دوست دارم اوایل کسی را که می دیدم داره با رژیم گرفتن خودش را عذاب می ده می خواستم این روش را بهش نشان بدم ولی با حرف هایی که می شنیدم اصلا پشیمون می شدم که بهش گفتم برای همین با خودم قرار گذاشتم که این روش را برای خودم یه راز نگه دارم تا کسی نظر بیهوده ای نده من که با این روش حال می کنم  وبرای لاغری هم هیچ عجله ای ندارم و حرف های کسی را هم نمی شنوم و کار خودم را می کنم این قدر با خودم آرزوی لاغری خودم را تمرین کرده ام که خودم را یک آدم بسیار لاغر حس می کنم و همین برام خیلی خوبه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/06/07 17:31
      مدت عضویت: 1632 روز
      امتیاز کاربر: 27351 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 941 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان  خوبم 

      من تک تک این حرفها رو با گوشت و پوست  تنم  درک میکنم چون من  چندین سال  رژیم داشتم ولی نمیتونستم نخورم ، نمیتونستم بگم سیرم همیشه گرسنه بودم و همیشه حرص،و ولع داشتم همبشه حسرت متناسبهای اطرافم رو میخوردم که کم غدا میخورن و همیشه میگن سیر هستم حالا من  خود من مثل متناسبها دارم  رفتار میکنم شاید هم خیلی بهتر از اونها رفتار میکنم و من ارزش این رفتارهای درست رو میدونم و من ارزش این تغییرات رو میدونم نه کسی که از اول اینجور بوده و.حالا درسته هنوز چاقی تا حدودی همراه من هست و در جسم من مشاهده میشه اما  برام مهم نیست مهم اون تغییرات رفتاری هست چون  میدونم در نهایت منجر به تغییر جسمی در من میشه و من  با بودن در این سایت و  با مرور این اگاهی ها هر روز احساس  بهتری از دیروز خودم  دارم  پس تمام اینها باعث میشه من با  وجود چاقی که میبینم در خودم اما لیز نخورم و به شدت حرف دوستم ر و قبول دارم که م نه تنها  مسیر لاغری برای من لیز نبوده بلکه به مسیر لاغری به شدت چسبناک هست و من هر روز مشتاقتر میشم که در این دوره  ها باشم ..

      من الان  تقریبا ۲۲  ماه هست که در این سایت هستم و خیلی تغییرات جسمی و رفتاری و احساس عالی داشتم ولی هنوز به ایده ال خودم نرسیدم اما ناامید نمیشم و هر روز ادامه میدم مثل استاد که دقیقا در این زمینه الگو و نمونه هستن من باید ادامه بدم و کاری به حرف هیچ کس نداشته باشم که بابا تا کی بسه ؟؟خسته نشدی ؟؟ انگار دیگه جواب نمیده و … ندارم من محکم هر روز با تعهد قدم بردارم و حرکت میکنم تا به هدفم برسم هر چند که این مسیر  به قول استاد لیز باشه  و من زمین بخورم ولی من دوباره بلند میشم و ادامه میدم  که من در این مدت عضویت  در سایت نشده حتی یک بار بگم  که انگار این راه جواب نمیده و برای مدتی اون رو رها کنم هرگز نشده و داشتم یه نجواهایی در سرم که انگار هنوز چاقی و یا اینکه انگار لاغر نمیشی و … و اما خودم از پسشون براومدم و اونها رو با صدای مثبت درونم کنترل کردم و ادامه دادم .

       پس مراقب باشید گول نخورید  این چاقی  مربوط به خودته  خودت به وجود آوردیش و حالا هم باید خودت برطرفش  کنی  من مدتها هست در مورد این روش با کسی حرف نمیرنم و هیچ حرف منحرف کننده ای هم نمیشنوم و اینقدر این کار برام  آرامش داره و بینظیر هست که نگو چون منم اوایل راه  لاهری از شدت خوشحالی اشنایی با این مسیر جز اون افرادی بودم که میخواستم به هر فرد چاقی که رسیدم اون رو به این روش آشنا کنم اما اصلا اونها حرفهای من رو نمیشنیدن و متوجه نبودن که من چی میگم  و من رو مسخره میکردن یا از مسخره بودن این مسیر گفتن و .. و دیگه برام درس عبرتی شد ه که به هیچ کس هیچ حرفی نزنم و هر کس در مسیر درست  باشه خودش به این راه هدایت میشه .

      نکته :

      *اگر همه بگن تو خوش اندامی ولی تو خودت رو چاق میبینی به خاطر وجود فرمولهای چاقی در ذهن تو هست و بقیه که خبر ندارن از ذهن تو و فقط خودت خبر داری از ذهنت .

      *هرکس در این مسیر  باشه و فایل  بنویسه  و بخونه و گوش بده چه بخواد چه نخواد لاغر میشه و این یک روند طبیعی هست برای کسی که در این مسیر هست .

      *هر وقت دیدی انگیزه ی شما در این مسیر  کم شده بدون موضوعاتی رو دنبال کردی که حالت رو بد کرده و اونها رو دنبال نکن خود به  خود  انگیزه ات برمیگرده .

      *بچه هایی که در این مسیر هستن به هیچ وجه گرسنگی نباید بکشن و اگر در مسیری و  گرسنگی دارین بدونین در مسیر غلطی و این نیاز خوردن  یک نیاز اولیه هست مثل رفتن به دستشویی و  یا آب خوردن و باید  این نیاز رو برطرفش کنی و اگر  نیازت رو برطرف نمیکنی  معلوم هست هنوز  در ذهن شما خوردن =چاقی هست و این بسیار بد هست مثل این هست دستشویی داری ولی بگی نه من نمیرم دستشویی خوب به مشکل برمیخوریی و نمیشه و اینها همه فرمولهای ذهنی اشتباه هست  که به خودت فشار میاری و این کار میبره  و باید فرمولهای ذهنی رو تغییر بدین .

      *من وقتی در مسیر  درست باشم فرمولهای  ذهنی من تغییر میکنه و تصویرهای ذهنیم  هم  تغییر میکنه و بعد جسم من تغییر میکنه .

      *من هم   باید بگم دارم هر روز  با لذت غذا میخورم و در آرامشم و واقعا از بودن درراین مسیر خوشحالم و برای من این دوره ارزشمند هست . 

      *تنها چیزی که در جهان برای هر شخص  مقدس هست خود  خودش هست نه هیچ چیز دیگه .

      *روی اشتباهاتت تمرکز نکن که بخوایی از بین ببرییش ولش کن و بیا روی فکر خوب تمرکز کن و اونها رو پررنگ کن تا موفق بشی .پس اگر ترمزت رو پیدا کردی  به اون  ترمزت توجه نکن و هر وقت اون  ترمز در ذهن تو اومد  تو اون رو عوض کن و دیگه تحلیلش نکن و خودش خود به خود  حل میشه .

      *به دنبال حال و هوای خوب و احساس خوب باشید به دنبال مرده ها و بازماندگان اونها  نباشید که چه حالی دارن به دنبال حال خوب باشید که  امید  و انگیزه در شما میره بالا و شما موفق میشید .

      *بهای رسیدن به خواسته ها سوخت نمیشه و اونها برمیگرده پس با اشتیاق بها پرداخت کردن جه بهای زمانی و مکانی و مالی و چه  توجه نکردن به افکار منفی این ها  بها هست  که پرداخت کردی و قطعا به خودت دوباره بر میگرده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1400/06/01 16:53
      مدت عضویت: 1665 روز
      امتیاز کاربر: 10416 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,212 کلمه

       سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      استاد من تا قبل دوره برام خیلی مهم تر از لاغر شدن کم شدن اشتهام بود یعنی از خوردن خسته شده بودم از اینکه میدیدم اطرافیانم چه قدر رو خوردن تسلط دارن حسرت میخوردم و الان خیلی اسون سیر میشم و این برام دنیا دنیا ارزش داره اوایل همه به من میگفتن چاق تر شدی و اصلا نابود میشدم و الان همه به من میگن چه قدر لاغر شدی

      موضوع دوم اینکه اتفاق خیلی خیلی بزرگ در من رها شدن از انواع رژیمها یعنی من به روز ترین رژیم ها رو میدونستم اما الان کم کم کلمه رژیم داره تو ذهنم کم رنگ میشه

      و به جز لاغری دارم تو زمینه های دیگه زندگیم کار میکنم استاد اصلا لاغری حق من از زندگی و هر روز گرم گرم کم میکنم ببینید منکه رو ترازو نمیرم و خیلی هم خوش تیپ شدم خوب پس دیگه عجله چه معنایی داره گیرم من اصلا وزن کم نکردم الان که همه مانتو ها و شلوارهام اندازم شده خوب پس ادامه میدم تا بتونم سایزهای کوچک تر هم بخرم استاد من روی قله بودم و چند روز حدودا پنج روز فایل گوش نکردم عالی بودم عملکردم عالی بود و کم کم دارم یاد میگیرم که قدرت تو خودم ببینم نه در فایل ها استاد شاید جالب باشه که من شدیدا به سمت سالم خوری رفتم و نمیدونم واقعا نمیدونم چرا به قدری اشپزیم خوب شده و از خوردن لذت میبرم هر روز برای صبحانه نان تازه میگیرم برنجی که قبلا شفته یا دون درست میکردم چنان عالی میپزم انگار مهمان دارم بله استاد من مهمان خودمم چون نمیتونم برنج شفته و شور و دون بخورم مهمانی که خیلی هم خوش سلیقست

      خونه مادرم اینها نذری یکی از همسایه ها کارامل زعفرانی اواردن و من اصلا نخوردم استاد همه خوردن و کلی به به چهچه کردن ولی من سیر بودم سیر سیر سیر سیر من سیرم من من من استاد مگه میشد مگه سیری برای من معنا داشت یادم همیشه به همسرم نگاه میکردم و تعحب میکردم که چه طوری سیر میشه مثلا از پلو و خورشت کرفس چه طوری سیر میشه استاد من هم مثل شما کیک پیتزا همبرگر خودم درست میکنم گاهی با همسرم و خیلی لذت بخش منی که همیشه قبل خوردن پیتزا ماتم داشتم که وای چه جوری خودم کنترل کنم و بعد خوردنش هم عذاب وجدان داشتم الان با سه برش پیتزا به لذتی میرسم که اون موقع با دو تا پیتزا به اون لذت نمیرسیدم دیگه به جسمم نگاه نمیکنم گاهی یک لباس پرو میکنم و خیلی لذت میبرم ولی در کل جسمم رها کردم چون بی نظیر 

      استاد شما تاکید کردید که مسیر لاغری با ذهن خیلی لیز ولی منی که تمام حرفهای شما رو قبول کردم میخوام این رد کنم

      ببینید استاد تمام مسیرها لیز جز لاغری با ذهن

      من الان بیشتر از دو سال تو این مسیرم ولی هنوز هستم شاید نتیجه ای که انتظار دارم هنوز کامل نگرفتم ولی هستم استاد 

      استاد ببینید اون رژیمها مثل کتو مثل گیاه خواری مثل ورزش

      مثل کانادایی مثل قرص کجان؟

      تا اخر عمرم هم برنمیگردم انشاالله مثل یک خواب بود یا شاید یک کابوس باورم نمیشه وقتی هوا انقدر الوده بود که مدارس تعطیل بود من دختر دو سالم تا وسط شهر میبردم که یک دکتر تغذیه قد بلند و لاغر که ادعا داشت بیست کیلو با قرص هاش کم کرده و یک منشی گردالوی چاق پر مدعا که اون هم ادعا داشت با همین قرص ها بیست کیلو کم کرده من قد و وزن کنه و یک مشت قرص به من بده و چندین ساعت تو مطبش بمونم منی که برای چکاب غذه تیروییدم وقت نداشتم برم دکتر و کلی پول بابت قرص ها بدم که هر دفعه هم گرون تر میشد و بعد میرفتم خونه خواهرم چون نزدیک تر بود و کلی کیک و اش و خوراکی میخوردم استاد ایا من دوباره به اون مسیر برمیگردم هرگز

      اما در مسیر تناسب ذهنی اگر بارها با شکست مواجه شم دوباره اینجا هستم چون از جنس روحم روح من میخواد ازاد باشه و اینجا ازادی موج میزنه هر روز هر وقت گرسنه شدی هر چی دلت میخواد بخور تا سیر شی و هر صبح در اینه شاهد لاغرترشدنت باش لاغر شدن به این اسانی 

      استاد این مسیر نه تنها لیز نیست بلکه چسبناک 

      فکر نمیکنم واقعا کسی باشع که دوره رو تهیه کرده باشه و رفاه باشه حاجی حاجی مکه

      اصلا شما به قدر فایل میزارید و دوره را به روز رسانی میکنید ادم روش نمیشه نیاد فایل گوش نده تمرین انجام نده روش نمیشع چاق بمونه و لاغر نشه مدیون میشه اگر لاغر نشه تا به بقیه هم بگه بیاین بیاین اینجا

      تو کوچمون یک دختر چاق که همیشه هم کلی خرید کرده و داره رد میشه نوشابه و پفک تو سبد خریدش به وفور دیدم دوست دارم زود لاغر لاغر شم و بهش بگم برو دوره رو بخر

      استاد من هر وقت میرفتم دکتر تغذیه مثلا فکر کنید هشت ماه منظم میرفتم و هر ماه هم خیلی خوب کم میکردم و دیگه نمیرفتم به هر دلیلی استاد همیشه برام سوال بود که چرا یک زنگ نمیزنن که بگن خانم چرا نیومدی خوب شما هم هیچ وقت پیام نمیدید مثلا فلانی چرا نیستی ولی انقدر فایل میزارید که ادم میگه وای عقب افتادم زودتر برم 

      استاد مثلا گاهی گرسنه میشم ولی زمان گرسنگیم نیست مثلا یک ساعت بعد نهار و به راحتی میرم و میخورم چون اموزش دیدم استاد اتفاق خیلی جالبی میوفته و من مثلا تا فردا میلم به هیچ غذایی نمیبره و بیشتر درک میکنم که چه قدر خوب به بدنم احترام بزارم

      وای استاد عجب حرفی زدین که گفتید نخوردن و گرسنگی باعث چاقی میشه و بدن چربیها رو ذخیره میکند عالی بود عالی

      استاد فایلهای شما جون میده به ادم و تو تمام وجودم انگیزه موج میزند 

      استاد من سوخت و ساز بدنم خیلی بالاست و این باور در دوره شما پیدا کردم

      و جای داره که از شما تشکر کنم که میتونم صبح نان تازه بخورم ظهر برنج بخورم استاد یک موضوع خیلی مهم قبلا من همیشه به بقیه تعارف میکردم که بخورن و با خودم میگفتم کاش یکی هم به من تعارف میکرد که بخورم خوب من اتقدر میخوردم که جایی برای تعارف نمیزاشتم فقط جا میزاشتم که بقیه به من بگن نخور 

      ولی استاد الان دیگران به من تعارف میکنند و مثلا همسرم میگه یکم میوه بشین بخور استاد و من اصلا خوشحال نمیشم و سریع میگم نه نمیتونم

      یادم یک بار که رفته بودیم دکتر یک زوج جوان اومده بودن که خانم چاق بشه و اتفاقا لاغر تر هم شده بود و همسرش تو مطب دعواش کرد یاد خودم افتادم که هر بار که وزن کم نمیکردم همسرم چه قدر خودش برام میگرفت یادم خواهرم گفت چه قدر هم خوب ولی خیلی بد لباس پوشیده یادم تو باشگاه تخم مرغ و سیب زمینی اب پز میخوردن وقتی ظرف غذاشون باز میکردن بوش من که چاق بودم اذیت میکرد چه برسه با لاغرها 

      استاد واقعا اون هم دوره ایم تو باشگاه لاغر و زیبا بود و بهلصرار خانواده همسرش اومده بود چاق شه وای استاد چرا ادم بلید به خاطر دیگران خودش عذاب بده به جای اینکه با قدرت بگه که من از خودم راضی هستم و خودم دوست دارم دقیقا مثل من که همیشه میخواستم به خاطر همسرم خودم لاغر کنم و وقتی با هم بحثمون میشد میکفتم من بگو به خاطر کی انقدر به خودم عذاب میدم و میزفتم و کلی میخوردم و رژیم رها میکردم

      ممنون استاد عالی بود 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 34 از 7 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        این نتیجه استمرار و ادامه دادنه
        کیفیت این نوشته شما به مراتب از نوشته های قبلی بالاتره
        تبریک میگم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار منیره.ف
        1400/06/02 23:48
        مدت عضویت: 1665 روز
        امتیاز کاربر: 10416 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        ممنون استاد اینها همه به لطف خدا و زحمات شما والبته استمرار خودم سپاسگزارم به خاطر دوره بی نظیرتون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فروغ ریاحی
        1400/06/03 14:56
        مدت عضویت: 1632 روز
        امتیاز کاربر: 27351 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 565 کلمه

        سلام خانم منیره ی عزیز

        چقدر عالی گفتین چقدر منم همینطور هستم چقدر تغییرات ما بچه های این دوره مثل  هم هست چقدر موافقم که این دوره نه تنها برای من هم  لیز نبوده  بلکه  چسبناک هم بوده  و بارها من  در کامنتم هم  نوشتم که من تا حالا که زک سال و نیم بیشتر گدشته  حتی یک بار از دوره خارج نشدم و لیز نخوردم هیچ با اشتیاق بیشتر هم ادامه دادم چقدر هر روز قشنگتر رفتار میکنم  و واقعا با شما موافقم چقدر عالی گفتین  هر وقت خواستم خوردم حتی سه ساعت بعد از ناهار بوده خوردم  اما دیکه تا فردا صبح نتونستم هیچ چیز بخورم  دقیقا من دیروز همین تجربه رو داشتم اگر قبلا خودم بود که محال بود ۵ بعد از ظهر من غدا بخورم و یا گرسنگی میکشیدم یا سالاد و میوه میخوردم  ولی دیروز گفتم بابا این خلاف اموزشهای استاد هست جسم من داره آلارم میده منم باید جواب بدم فارغ از زمان و نوع غذا و … من دقیقا خوردم اونم با لذت و دیگه خداشاهده تا فردا صبح گرسنه نشدم حتی شب خونه ی مادرم سوسیس بود نخوردم نخواستم چون سیر بودم و این همون احترام به جسم خودم هست چقدر دوست دارم چیزهای با کیفیت و عالی بخورم و چقدر غذاهای خوشمزه تری درست میکنم دقیقا منم همینطور هستم و دقیقا منم بر عکس گذشته خودم  که همیشه گرسنه بودم و میل به غدا داشتم حالا بیشتر اوقات سیرم و حتی میگم  دیشب در جمع  خانواد ه ی مادرم خواهرم گله میکرد چقدر دوست  دارم نخورم  ولی نمیشه همینطور ازسر  شب  دارم میخورم و احساس ناراحتی میکرد و به من تعارف میکرد که سوسیهای  نخورده ی دخترش رو من بخورم ولی من خیلی راحت اونم سوسیس که قبلا   و هنوزم خیلی علاقه دارم  رو نخوردم  و گفتم سیر  سیر هستم و یاد گذشته ی خودم افتادم که هر چی در اطرافم بود باید میخوردم  و بعدش ناراحت میشدم ولی حالا نمیتونم اینطور باشم  و هر وقت  میلم نکشه و  نخوام  غذا   نمیخورم و هر وقت هم گرسنه باشم در هر زمانی راحت میخورم و با لذت میخورم .

        خوشحالم که در مسیر هستم   و منم بارها دلیل چاقی خودم رو اشتهای زیاد میدونستم و اما حالا که در دوره ها هستم همیشه میگم پس اون اشتها  کجا هست  چرا خبری ازش نیست ؟؟؟؟؟و منم  در گذشته همیشه حسرت افرادی رو میخوردم که به اندازه میخورن و هر وقت سیر  میشن  غذا رو ادامه نمیدن ولی من اگر قبلا  غدایی رو دوست داشتم ول کن نبودم و اکثر غذاها  هم که  مورد علاقه ی من بودن پس تا حد خفگی میخوردم  و من همیشه در زجر و ناراحتی بودم  که چرا اینقدر خوردم حالا چه کنم و عذاب وجدان داشتم و اگر هم نمیخوردم بازم ناراحت بودم که چه کنم و یه جاهایی تلافیش رو در میوردم و توجیه این پرخوری خودم رو اشتها میزاشتم و به کارم ادامه میدادم اما  همیشه هم ناراحت بودم اما حالا رفتارم شده عین اون متناسبها که در اطرافم هست بسیار عالی رفتار میکنم  و خدا شاهده فیلم و ادا هم نیست من از درون متناسبم و به زودی از بیرون هم متناسب میشم   واقعا حالا میفهمم که چقدر ذهن قدرت داشته .و واقعا قبول دارم در  این دوره ها  آزادی موج میزنه هر چند منم هنوز یک  مقدار با تناسب کامل خودم  فاصله دارم ولی همچنان در مسیر  میمونم و ادامه میدم تا به تناسب کامل برسم .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          1400/06/03 21:14
          مدت عضویت: 1665 روز
          امتیاز کاربر: 10416 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 259 کلمه

          سلام دوست عزیز و متعهدم ممنون از این همه لطف و نوشته عالیتون 

          واقعا این همه تشابه در رفتار و افکار ما و نوشته هامون و احساسمون بیشتر و بیشتر ثابت میکنه که چاقی و لاغری از یکسری فرمول ذهنی تشکیل شده و نیاز به اموزش دارد درست مثل مراحل نقاشی یا موسیقی چند روز پیش در بیمارستان پزشکهایی با شکم های برامده دیدم که یاد حرف استاد افتادم که تمام افراد چاق عملکردی یکسان دارند در هر موقعیت اجتماعی که باشند شاید نوع مواد غذاییشون فرق کنه ولی رفتارشان در برخورد با غذا یکی و به همسرم گفتم نگاه کن طرف جراح پزشک تخصص گرفته ولی در مورد تناسب خود وامانده چه کسی از تناسب بدش میاید پزشکی که به بیماران خود توصیه با سالم خوری و کاهش وزن میکند خود اسیر چاقیست

          همسرم گفت خوب چون همت ندارند تا لاغر شن خندیدم و بهش گفتم مشکل افراد چاق ها همین است که لاغرها بهشون میگن باید چی کار کنید لاغرها مگه میدونند جنس چاقی را و زبان چاقی را فردی باید درباره تناسب صحبت کند که خود قبلا این مسیر را رفته باشد مگه شما برای لاغری و تناسل همت میکنی مگه نه اینکه هر وقت هر چی بخوای میخوری پس چرا اون پزشک بیچاره باید همت کند نه عزیزم لاغری فقط در نتیجه برداشتن گام های درست و مستمر و باور ذهنی به دست می اید که متاسفانه ما تا حالا ازش بیخبر بودیم و هر فرد چاقی به اندازه موهای سرش برای لاغری همت کرده و چاق تر شده

          دوست عزیزم همیشه پایدار باشید و شاد و متناسب

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار darya.69.ft
      1400/05/30 16:04
      مدت عضویت: 1500 روز
      امتیاز کاربر: 713 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,156 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      سخت ترین مرحله در مسیر لاغری با ذهن باور کردن توانایی لاغر شدن هست.

      چرا سخته باور کنیم ؟ چون سال ها از انواع مختلف رژیم ها استفاده کردیم ولی نتیجه ی رضایت بخشی نصیبمون نشده و  توی تبلیغات افراد  زیادی دیدیم که از همان روشی که ما رفتیم و نتیجه نگرفتیم اون ها نتیجه گرفتن .حتی گاهی دیدیم که اون افراد اوضاع جسمی شون از ما بدتر بوده ولی نتیجه گرفتن .اما ما نتیجه نگرفتیم . و یک بار نشد به واقعی بودن افراد و رژیم ها شک کنیم و همیشه نا امید شدیم که مشکل از ما هست . سوخت و ساز بدنمون کمه و ما توانایی رسیدن به تناسب اندام نداریم و این اتفاق توی سال های زیادی هی برامون تکرار شده و به جایی رسیده که ذهنمون باور کرده ما ناتوانیم.

      و همین یک باور اشتباه باعث شده که قدرت و توانایی واقعی خودمون توی همه ی مسائل  اعتماد به نفس و حال خوب و قدرت تکلم و شغل خوب و … نادیده بگیریم و ساز ناتوانی بزنیم .

      ما الان که به لطف خدا با سایت تناسب فکری آشنا شدیم فهمیدیم که توی این همه سال ما توانمند بودیم و این روش ها بودند که مشکل داشتند که باعث شدند ما به نتیجه دلخواه نرسیم .

      ناتوان کسی هست که توی هر کاری  با اولین شکست جا بزنه و دیگه ادامه نده .ما که اینقدر تلاش کردیم و جا نزدیم و به خاطر همین تلاش بوده که خدا خواسته و با لاغری با ذهن آشنا شدیم . پس هیچ شکی نیست که  ما توانمندیم و لایق بهترین ها.

      همیشه فکر می کردیم لاغر شدن خیلی سخته و کاری نشد .اما از وقتی پی به باورهای اشتباه خودم بردم  و استاد گفتن لاغری آسان ترین کار دنیاست. بیشتر به قدرت و توانایی خودم ایمان آوردم و مطمئنم من توانایی رسیدن به همه ی خواسته هام دارم و لاغری هم یه دونه از خواسته هام هست که خیلی زود بهش میرسم.

      در مسیر لاغری با ذهن افراد به دو دلیل انگیزه لاغر شدن رو از دست می دهند

      یک + توجه به چاقی و عوارض اون : که این افراد هنوز باور ندارند که مسیر درست رو پیدا کردند و فکر می کنند از این طریق نمی توانند به لاغری برسند . برای همین مدام افکار منفی می آید سراغشون و هی توی فکر اندام چاق خودشون می روند و بیشتر دچار شک و تردید می شوند که به تناسب فکری برسند.

      در صورتی که من از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم هر روز انگیزه لاغر شدنم بیشتر می شود و دیگه به یقین رسیدم که زمان نیازه برای تناسب همیشگی و تنها روشی که میتونه من رو به تناسب اندام برسونه همین روشه چون به وضوح نتیجه هاش رو دارم میبینم که نه تنها توی جسمم بلکه توی روح و روانم هم اثر مثبت گذاشته.

      دو + توجه به حرف و حدیث دیگران : متاسفانه بعضی افراد دمدمی مزاجن و اینقدر که حرف دیگران براشون مهمه واقعیت امر ‌زندگی خودشون براشون مهم نیست. این ها فقط کل عمرشون دنبال راضی کردن نظر اطرافیانشون هستن .غافل از اینکه مهمترین فرد در زندگیشون خودشون هستن و عمر تنها چیزی هست که برگشت پذیر نیست و با این زمانی که برا دل مردم تلف‌ میکنن در واقع دارند زندگی خودشون نابود میکنن.

      من برعکس این افراد هستم و اصلا به حرف های دیگران بها نمیدم و چون به قول بابام هیچکس بدرد انسان نمیخوره .یه حدیثی بزرگان گفتن که اونقدر با دوستت صمیمی نشو شاید یه روز دشمنت شد و کل زندگیت رو فاش‌ کرد و آبرو ت  برد و اونقدر با دشمنت دشمن نباش ‌شاید یه روز دوستت شد.

      برای همین من همیشه میانه رو هستم و اون حرف هایی که به نفعم هستن و توی زندگی به کارم می آید رو‌ گوش میدم .بعد شم هیچ کدوم از اون افراد راه من رو نرفتن که بخواهند درکم  کنن و حال من رو بفهمن برای همین هیچ کس جز خودم پی به‌ تغیرات جسمی و روحی روانی ام نمی برند .

      خیلی ها توی این مسیر فقط‌ شاهد لاغر شدنم هستند و  کلی ذوق کردند حتی برادر زاده ام که ۱۰ سالشه هم اون شب بهم گفت عمه  لاغر شدی خیلی خوب شدی . این حرف ها فقط من می شنوم و باعث میشه در مسیر ‌ثابت قدم بمونم. و من گوشی برای شنیدن حرف اونایی که خلاف این نظر میدهند ندارم . من روح و روانم رو درگیر آدم ها و حرف منفی گرا و نا امید کننده شون نمیکنم.

      در مسیر لاغر شدن کوله باری از افکار چاقی و اضافه وزن و تبلیغات لاغری و حرف و حدیث دیگران … به همراه داریم که اگه بهشون بها بدهیم مانع رسیدن به تناسب انداممون میشوند و باید بهشون بی توجه باشیم.

      زندگی من با بقیه افراد مثل اینه که همه عازم یک سفری با قطار هستیم .و همه با هم خوش و خرم شاهد یک  منطقه ای پر از باغهایی لذت بخش  هستیم به ایستگاه اول که رسیدیم همگی  پیاده میشویم تا گشت و گذاری داشته باشیم بعد از مدتی اون ها تصمیم میگیرند در آن منطقه چادر بزنن و مدت زیادی رو سپری کنن و افراد زیادی با دغدغه های روحی و روانی و شغلی و… هم اونجا هستن. من همچنان در جستجوی منطقه ای بهتر سوار قطار می شوم و عازم ایستگاه های دیگر وسط ایستگاه دوم گوشیم زنگ میخوره و دوستام از ایستگاه اول کلی تعریف میکنن و عکس سلفی میفرستن و از سفره های رنگی شون عکس میفرستند کلی منظره زیبا رو توی پیجشون میذارند. و اینقدر تعریف میکنن  که من رو راضی کنن برگردم پیش اونا .اگه من یک آدم سست عنصری باشم احتمال داره وسوسه بشم و برگردم .

      اما غافل از اینکه من در ایستگاه دوم چیزهایی رو دیدم که اونا حتی آرزوی داشتنش رو توی خوابم واسه خودشون ندارند . من مزرعه هایی سراسر آرامش و خوشی و لذت  رو دیدم که با اولین قدم در آن مزرعه شش دانگ مزرعه لاغری به نامم میخوره و همه افراد اونجا حالشون خوب هست و کلی روحیه به تازه وارد ها میدهند و همه از قدرت و توانایی این منطقه در بارور شدن آرزوهاشون میگن ومن به یقین می رسم که   باید اونجا بمونم و جوونه های امیدی  که تازه سر از خاک در آوردن رو آبیاری کنم تا دو روز دیگه صاحب درخت های تنومندی بشم که هیچ باد و بارونی قادر به خراب کردنش نیست

      حالا خوش گذرونی توی باغ دیگران کجا و صاحب باغ آرزوهات بودن کجا .

      اونا هیچ وقت حال و حرف های من باور نمیکنن تا زمانی که قدم در مزرعه لاغری بذارند و شش دانگ‌ مزرعه به نامشون بشه.

      این دقیقا حال کسانی هست که وارد مزرعه نشدن و اظهار نظر میکنند.

      من توی مزرعه لاغری انواع میوه ها و بوته های مغذی کاشته ام که هر وقت میلم بکشه به اندازه نیاز میخورم و هیچ سختی به خودم راه نمیدم.

      وقتی به خواسته هامون می رسیم که خودمون رو لایق اون بدونیم.

      من مطمئنم همه ی ما توانمند و لایق بهترین ها هستیم چون اگر غیر از این بود این جا نبودیم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار hleila54@yahoo.com
        1400/06/02 22:54
        مدت عضویت: 988 روز
        امتیاز کاربر: 96
        محتوای دیدگاه: 38 کلمه

        سلام دوست عزیزم  من تازه چندروزیه که عضو این سایت زیبا ورویایی شدم  خیلی زیبا وتحسین برانگیز داستان زیبایی اندام ولاغری تونو نوشتید  سپاسگزارم ازتون بدای خودم کپیش کردم تا من هم مثل شما رویای لاغری مو بسازم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sea.dive.mn@yahoo.com
      1400/05/08 21:53
      مدت عضویت: 1002 روز
      امتیاز کاربر: 3
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      باسلام استاد عزیز کاملا صحبتهای شما درست است من بعدازگوش کردن به چند فایل کاملا رفتارم در مورد برخوردی با خوراکیها وغذاها عوض شد درکمال تعجب….اشتها کم ودرحد سیری  خیلی معمولی 

      رژیمی کاملا اگاهانه نه با اجبار .ازادی که بخوری ولی خودت با میل خودت نمیخوری 

      واقعا شگفت انگیز هست ..خیلی راحت وزود سیر میشیم جالب وباورنکردنی است قابل به ذکر هست که مدت اشنایی من با این سایت تقریبا دوهفته است ودرحداستفاده ازاموزش رایگان سایت لاغری با ذهن ازشما استاد عزیز ودلسوز وانسان واقعی کمال تشکر رادارم درپناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      1400/05/06 12:15
      مدت عضویت: 1021 روز
      امتیاز کاربر: 1306 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 400 کلمه

      سلام ب همسیرهای عزیز
      بیشتر ماها اونقدر ب نتیجه نگا کردیم ک عادت کردیم واین ی فرمول اشتباه تو ماست ک همش عجله داریم دوروزه ب اون نتیجه برسیم دنبال حال خوب و حس خوب نیستیم دنبال اون نتیجه هستیم بخاطر دیگران ناراحت میشیم بخاطر دیگران غصه میخوریم رژیم میگیریم گریه میکنیم من خودم ب شخصه ۸ ساله بخاطر دیگران خودم نابود کردم ب خاطر دیگران غصه خوردم از خدا دورشدم از زندگی کردن دور شدم از شادی لبخند زنده مانی کردم تا اینک زندگی کنم وجودم پراز غم و غصه شد تو این سن تموم وجودم پراز ناامیدی و بیماری و غم افسردگی شد اصلا زندگی نمیکردم یا تو اینه ب خودم گیر میدادم همش غصه میخوردم همش این چی میگه اون چی میگه
      کاش بفهمیم ک این ادمها ب خودشون رحم نمیکنن چ برسه من
      من پراز منفی بودم پرازحس بد
      اما ب لطف خدا خیلی بهترشدم تمام سعی میکنم ک خودمو درگیر کارهایی کنم ک دوس دارم و نزارم منفی بافمومغز منو مشغول کنه وقتی اوایلش اومدم اینجا یکی از فامیلا گفتن چقد شکمت بزرگ چاق شدی من اصلا جوابشو ندادم چن برام مهم نبود راهمو ادامه دادم ناراحت شدم ولی ادامه دادم
      کاش ما ادمها یاد بگیریم ک ادامه دادنوتو هر مسیری باعث موفقیت میشه
      الان ک دارم ب اون روز فکر میکنم میبینم چقد حسم نسبت ب اون روز عالی تر شده چقد خوبه ک ادامه دادم چقد حس سبکی دارم
      دیروز ب خودم گفتم ک من شام نمیخورم ب جاش میوه میخورم چنان من حریص شدم ب اون شام هم خوردم هم میوه خوردم پرخوری هم کردم
      و فهمیدم ک این ی فرمول اشتباه تو من بود ک انقد گفتم ک شام خوردن چاق میکنه شام نخوردن لاغر میکنه این فرمول تو من روشن شد و من فهمیدم ک اشتباه کردم و نباید از قبل تعیین میکردم نباید نقشه بکشم از قبل ک من فلانو میخورم یا نمیخورم تو دوران رژیم قبل اینک برم مهمونی همش نقشه میکشیدم اینو میخوری اونو نمیخوری بیشتر حریصتر میشدم ریزه خواری میکردم اولش ناراحت شدم بعدش گفتم اشکالی نداره ببین چن تا فرمول شناسایی کردی
      توجه ب خوردن ب اینکه اینو میخورم اینو نمیخورم خودش بزرگترین فرموله
      ناهار اینو درست کنم شب اینو درست کنم اینا فرمولهای اشتباه من هستن ک سعی میکنم با توجه نکردن کمرنگ و نابود کنم
      خیلی فایل اموزش دهنده بود خیلی از سوالات مغز من پاسخ داده شد ولذت بردم
      ممنون از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      1400/04/28 01:53
      مدت عضویت: 1168 روز
      امتیاز کاربر: 5217 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,241 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست

       سلام به همه دوستان.

       مسیر لاغری من: گام بیست و پنجم _مسیر لاغری با ذهن به دلیل بارش افکار منفی به شدت لیز است مراقب باشید زمین نخورید.

      درسته که مسیر لاغری با ذهن آسونه ولی به شدت لیزه و احتمال زمین خوردن در این مسیر زیبا خیلی زیاده و برای لیز نخوردن لازمه که درباره چگونه حرکت کردن در این مسیر آگاهی های لازم و کافی داشته باشیم . ذهن فرد چاق به دلیل عادت کردن به وضعیت چاق نهایت تلاش شو میکنه تا فرد چاق و از تصمیمش برای لاغر شدن منحرف و منصرف کنه و اگه فرد از حربه ها و تاک تیک های ذهن چاق آگاهی نداشته باشه به آسونی گول میخوره و به راحتی از مسیر درست و صحیح خارج میشه . چون تغییرات(کم شدن میل به خوردن ، ترس نداشتن از چربی‌ها و شیرینی ها ، آرامش و آزادی در خوردن در هر ساعت از شبانه روز ، کم شدن بیماری ها، …) در این مسیر اونقدر آرام در وجود فرد شکل می‌گیره که کم کم تکرار این تغییرات برای فرد عادی و طبیعی میشه وچون هنوز اضافه وزن همراه فرد هست توجهش از روی تغییرات به این بزرگی و مهمی که روزی داشتن یکی از اونا آرزوش بوده برداشته میشه و توجه و تمرکز شو میزاره روی اون اضافه وزن و این یکی از حربه های ذهن چاقه که میخواد فرد و از مسیر صحیح منحرف کنه ومدام یادآوری میکنه که تو وارد این مسیر شدی که لاغر بشی پس لاغریت کو ؟واز این طریق باعث لیز خوردن فرد چاق میشه .پس باید خیلی مراقب باشیم که لیز نخوریم واین توجه به چاقی و اضافه وزن کار و خراب میکنه و یکی از دلایل لیز خوردن و منحرف شدن افراد چاق در این مسیر همین توجه و تمرکز روی چاقی و اضافه وزنه.پس مراقبت باشیم پا مون سر نخوره  من خودمم از این تاک تیک ذهن لیز خوردم اون اوایل که تازه به این مسیر هدایت شده بودم مدام خودمو از طریق انگشترام چک میکردم که ببینم برام گشاد شدن یا نه ؟ غافل از اینکه

      انجام این کارم یه جور عجله کردن محسوب میشه وتکرار اون باعث لیز خوردن و خارج شدن از مسیر درست و صحیح میشه.همه ما افراد چاق از روش های مختلف برای رسیدن به لاغری استفاده کردیم و آرزو داشتیم که یکی از این تغییرات و داشته باشیم . یادمه قبلاً همیشه انواع و اقسام عرقیات گیاهی ،پودر و دمنوش های مختلف که برای کم شدن اشتها بود داشتم که قبل و بعد از وعده اصلی غذا باید می‌خوردم که بعضی هاشون خیلی تلخ و بدمزه و بد رنگ بودند که موقع استفاده غصه ام میگرفت ولی من به عشق لاغر شدن و به امید اینکه مقداری از سایز و ، وزنم کم بشه چشمامو میبستم و هرچه که بود سر میکشیدم و الان که به این مسیر زیبا هدایت شدم دلم به حال خودم و همه افراد چاق که این قدر گول تبلیغات لاغری و خوردیم و هنوزم این گول خوردن ادامه داره میسوزه و از خداوند متعال میخوام که این روش هر چه زودتر جهانی بشه و همه افراد چاق از شر چاقی و عوارض اون نجات پیدا کنند.

      در این مسیر باید بیشتر مراقب خودمون باشیم چون در این مسیر که به شدت لیزه یکی کوله پشتی هم که داخلش ( افکار و رفتار و عادت‌های چاق کننده که هنوز به طور کامل از بین نرفتند ،اضافه وزن و چاقی ،نجوای منفی باف ذهن چاق ، انواع بیماریها که از عوارض چاقین ، تبلیغات لاغری و روش های نادرست و گول زننده …) که مثل بار سنگینی هستند روی دوش مونه و باید این مسیر و با وجود لیز بودن و سربالایی های زیادی هم داره که باید طی کنیم و اونایی که ادامه میدن کم کم این مسیر لیز با وجودش سربالایی هاش براشون صاف و هموار میشه و خوبی این مسیر اینه که دوستان خوب و استاد کار بلدی داریم که تا آخر مسیر همراه مونه و هر جا مشکلی برامون پیش بیاد راهنمایی مون میکنند و در کنار هم این مسیر و با همه فراز و نشیب هاش طی میکنیم و من ایمان دارم که نتیجه برای همه مون محفوظه چون داریم با صبر و اشتیاق ادامه میدیم و در نهایت به مقصد میرسیم.

      واگه کسی لاغری با ذهن و درک و هضم کرد دیگه نگران این نیست که مثلاً حالا اگه دوره تموم بشه چی میشه؟ یا مثلاً اگه دوباره چاق بشم چی؟ چون لاغری یک هنره، مثل هر هنر دیگه ، مثل یاد گیریه زبان ، آدم وقتی هنری رو یاد بگیره دیگه نگران فراموش کردنش نیست چون یادش گرفته .ما هم دراین مسیر داریم زبان لاغری رو آموزش میبینیم و کم کم یاد می‌گیریم که به این زبان صحبت کنیم درسته که زبان چاقی رو هم فراموش نمی‌کنیم ولی نگران این هم نیستیم که نکنه زبان لاغری رو فراموش کنیم .و کسی که در این مسیر هست و این روشو آموزش دیده و نتیجه هم گرفته و باز نگران دوباره چاق شدنه معلومه که آموزش ها رو خوب درک نکرده و هنوز نیاز به آموزش و ادامه دادن داره و اگه میخواد به این زبان صحبت کنه چاره‌ای جز ادامه دادن نداره.

      همه ما افراد چاق باورها و دلایل چاقی مون و راه کارهایی که برای لاغر شدن استفاده کردیم شبیه همدیگه ست و بقیه افراد موجود در جامعه هم با ما هم عقیده هستند  این جوری فکر کنیم که همه مون در یک سطح و یک طبقه قرار داریم  حالا یک سری از ما به یک مسیر درست هدایت شدیم مسیر درست و صحیح و پیدا کردیم، تلاش کردیم ، روی خودمون کار کردیم و به یک سطح بالا تر رسیدیم و ، وارد طبقه دوم شدیم حالا بخواییم درست بودن این روش و به اونا ثابت کنیم چون اونا هیچ اطلاعی از آگاهی های این مسیر ( طبقه دوم )ندارن ما هر چه قدر هم تلاش کنیم نمیتونیم اونا رو بکشیم بالا ولی چون ما با اونا اطلاعات مشترک در مورد روش های نادرست ( طبقه اول) داریم اونا به راحتی و بدون هیچ زحمتی میتونن ما رو بکشن پایین و بر گردونن طبقه اول ودر بحث و گفتگو هایی که بین مون رو بدل میشه ممکنه حرفی زده بشه که ما لیز بخوریم و از مسیر صحیح خارج بشیم پس مراقب باشیم چون در این مسیر عواملی که باعث لیز خوردن مون بشه زیاده واگه غفلت کنیم و پا مونو کچ بزاریم به راحتی سر میخوریم و از مسیر صحیح خارج میشیم . استاد وقتی داشتم این فایل و گوش میکردم . اون قسمت از حرفاتون که گفتین این آموزش ها و مطالب حتی روی سنگ هم تاثیر داره خیلی به دلم نشست و برام جالب بود کلی در موردش فکر کردم و ایمانم به درست بودن این روش بعد از شنیدن این جمله هزار برابر بیشتر شد و ایمان قلبی دارم که وقتی این آگاهی ها روی سنگ تاثیر داره صد در صد در وجود منم که هر روز دارم روی خودم کار میکنم ، فایل گوش می دم ، مطالب سایت و نظرات دوستان و میخونم ، به آموزش هام در زندگیم عمل میکنم تکرار و تمرین دارم،صبر و اشتیاق دارم و ذهن مو در فضای لاغری قرار میدم نفوذ کرده و تاثیر خودشو میزاره و مطمئنم که نتیجه برای من محفوظه

      متناسب شدن و متناسب ماندن حق الهی و طبیعیه منه ومن لیاقت داشتن این خواسته رو دارم و اونو به زمان بندی الهی میسپارم تا در زندگی واقعی من دیده بشه.ان شا الله..

      با تشکر از زحمات استاد گرامی

      وبا آرزوی بهترین ها برای همه دوستان. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      1400/04/25 02:58
      مدت عضویت: 1168 روز
      امتیاز کاربر: 5217 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 73 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست 💖

      سلام . استاد کلی زحمت کشیدم متن تمرین مو کامل نوشتم پرید .

      دوباره نوشتم بازم پرید در واقع فکر کنم سه، چهار دفعه تمرکز کردم ویک متن کامل نوشتم ولی هر بار که خواستم متن مو ویرایش کنم و ارسال کنم با تأسف زیاد متنم پرید . و هربار تعداد کلمات متنم کمتر میشه ودر نهایت کلا از بین میره میشه راهنمایی کنید .

      با تشکر 🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 66 کلمه

        سلام دوست عزیز
        این اشکال مربوط به مرورگر گوشی شما باید باشه چون سیستم سایت برای همه اعضا به یک شکل داره عمل میکنه
        از مرورگر گوگل کروم استفاده کنید و حتما به روزرسانی شده باشه که به درستی امکانات سایت رو نمایش بده
        در مورد تعداد کلمات:
        موقع نوشتن دیدگاه تعداد کلمات مقداری بیشتر از زمانی است که ارسال می کنیدو این بخاطر تفاوت در سیستم شمارش کلماته

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار fatmhadly85@gmail.com
          1400/04/26 02:35
          مدت عضویت: 1168 روز
          امتیاز کاربر: 5217 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 39 کلمه

          سلام . ممنون از راهنمایی تون استاد متوجه شدم..

          استاد ممنون که هر مشکلی یا سوالی برای من و دوستانم پیش میاد در کنار مون هستید و راهنمایی مون می‌کنید.واین باعث انگیزه بیشتر برای طی کردن ادامه مسیر مون میشه.🙏🙏🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      1400/04/19 21:41
      مدت عضویت: 1370 روز
      امتیاز کاربر: 687 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,034 کلمه

      سلام گام ۲۵در مسیر لاغری من 😊

      ما افراد چاق سالها در حال تلاش بودیم واسه رهایی از چاقی و اینقدر تلاش فیزیکی کردیم مسیر اشتباه رفتیم که دیگه یه باور قوی در ذهن ما به وجود اومده که لاغر شدن سخت است توانایی لاغرشدن نداریم حالا طی سالها تلاش هدایت شدیم به مسیر لاغری با ذهن با همون باورها قبلی و فرمول ها اشتباه و با همان جسم وزن وارد مسیر صحیح شدیم 

      مواردی که باعث لیز خوردنم در این مسیر شد 👇

      ۱_ من که خودم وقتی وارد این مسیر شدم فک کردم همین که بنویسم گوش بدم لاغر میشم و همش خودم چک میکردم در اینه ببینم چقدر وزنم تغییر کرده یا میومدم عکس میگرفتم از خودم و با یک هفته قبل ام مقایسه میکردم یا به هرکس میرسیدم با شور اشتیاق میپرسیدم من لاغر شدم یانهه و همه توجه ام روی چاقی خودم بود و انتظار داشتم که متناسب بشم ولی برعکس میشد و اصلا تغییری نمیدیدم یا اگه یه خورده هم تغییر میکردم اینقدر عشق میکردم و انتظار داشتم بقیه هم بگن بهم ولی وقتی میدیدم بقیه نمیگن دلسرد میشدم انگار میخواستم برای بقیه لاغر بشم نه خودم و همین امر بلعث لیز خوردنم میشد بارها بارها

      ۲_ تغییرات خودم در تعریف دیگران میدیدم یعنی انتظار داشتم بقیه بهم بگن چیکار کردی این همه لاغر شدی تا من بفهمم متناسب شدم و هروقتم کسی سرزنشم میکرد فوری میگفتم این بار من دیگه لاغر میشم چون دارم یه روشی جدیدی انجام میدم و توضیح میدادم برای بقیه که جلوی سرزنش بقیه رو بگیرم ولی اونها با حرفهایی که میزدن بیشتر احساسم بد میکردن و باعث میشدن سست بشم در انجام این روش با پوز خند زدن یا گفتن مگه دیونه شدی باید کم بخوری تا لاغر بشی مگه میشه خودت مسخره کردی باعث لیز خوردن من شدن در این مسیر

      ۳_مقایسه خودم با افراد متناسب با اندام ایده ال باعث حسرت و ناامیدی من شده بود و همش نجواهایی در ذهنم شکل میگرفت که این نگاه دوباره هم دنیا بیایی نمیتونی مث این بشی نگاه چندماه در،این مسیری،پس کو لاغری و شدیدا باعث زمین خوردنم میشد 

      ۴_توجه به مشکلات دیگران کلیپ ها ناراحت کننده دیدن احساسی بودن حرف زدن در مورد چاق شدن و سختی لاغری و توجیح کردن بقیه که این روش عالیه درصورتی که خودم ایمانی به حودم نداشتم بتوانم متناسب بشم و همه این موارد باعث میشد کمتر توجه کنم به هدفم و از راه منحرف بشم و انگیزم اشتیاقم کم بشه به مرور و لیز بخورم 

      😊من لیز خوردنم بخاطر توجه به جسمم بوده و حرف دیگران عوامل بیرونی بوده فهمیدم که من قدرت لاغر شدن دارم من توانایی لاغری دارم چون خداوند من هدایت کرده به این مسیر و این توانایی در من دیده اگه لیز خوردم بخاطر این بوده اصل  رعایت نکردم چونکه درک درستی از این مسیر نداشتم چون خودم باور نکرده بودم ولی با ادامه دادن به مرور فهمیدم که این فایل نیست گوش دادن نوشتن نیست که من لاغر میکنه بلکه درک من از فایل ها است که باعث میشه خودم پیدا کنم باور کنم که این منم که قدرت دارم ذهنم است که قدرت تغییر دارد که من توانایی لاغر شدن دارم جسمم عاشق لاغر شدن است باید فایل ها درک کنم و به عمل تبدیل کنم تا جسمم تغییر کنه

       باید توجه ام از جسم فرمول ذهنیم حرف دیگران بردارم تا ذهنم با قدرت زیادتر در این مسیر حرکت کنیه و باعث تغییر شدنم بشه 

      اگر میخواهم لیز نخورم بایدقدرت ذهنم و توجه ام  از روی  جسمم حرف دیگران بردارم با اشتیاق شور بیشتر فایل ها ادامه بدم بنویسم گوش بدم تکرار کنم و به عمل تبدیل کنم تا لیز نخورم در این مسیر 

      بخاطر سال شکست بخاطر حرف دیگران ،ترس از چاق شدن ،باور ها ذهن چاق ،مقایسه خود با افراد متناسب ،وزن کردن ،منتظر تعریف تمجید دیگران بودن ،توجه به جسم خود توجه به حرف دیگران باعث لیز شدن این مسیر شده است پس باید توجه مان رو از روی خود شرایطمون برداریم و با شور اشتیاق ادامه بدیم تا متناسب بشیم

      من الان خیلی تغییرات داشتم چون درس گرفتم از شکستهام از لیز خوردنم و بار دیگه توجه ام کمتر کمتر کردم اشتباهاتم کمتر شد و لیز خوردنم کمتر و خیلی تغییرات عالی داشتم همه از نظر رفتار هم از نظر جسمی و برای رسیدن به وزن ایده الم اینقدر این مسیر ادامه میدم اشتباهاتم شناسایی میکنم و فرمول صحیح میسازم برای خودم تا برسم به وزن ایده الم 

      من باید ذهنم متناسب بشه این چاقی در ذهن من است باید ذهنم تغییر بدم تا جسمم تغییر کنه این ذهن وقتی متناسب بشه نه همه تو جسم تو همه جنبه ها زندگی خودش نشان میدهد 😊

      با اهنگ تجسم حرفها مثبت اندیشی رویا پردازی شرایطمان تغییر نمیکنه با تغییر باورها ذهنی شرایط تغییر میکنه این اصل قانون زندگی است 

      من خیلی خوشحالم که هدایت شدم به این مسیر چون اولا خودم باور کردم و با ادامه دادن دارم بیشتر خودم باور میکنم که من خودم مقصر اصلی شرایط الانم هستم و خودمم سازنده زندگی جدید با شرایط جدیدم هستم هیچکس نمیتونه شرایطم تغییربده جز خودم فهمیدم باید خودم لایق بدونم لیاقت همه نعمت ها دارم اگه الان ندارم چون خودم با ورودی ها منفی ومخرب جلو نعمت ها خداوند به زندگیم گرفتم پس اصل خودمم ذهنم 

      پس اگر تغییر میخوام بدم شرایطم باید اول ذهنم تغییر بدم بعد همچی به صورت خودکار رخ میده نیازی نداره من تلاشی کنم مث همین جسمی که با ذهنم چاق کردم و الان که دارم ذهنم تغییر میدم نگرشم طرز فکرم عادتهام رفتارم و جسمم تغییر کرده من فقط باورهام تغییر دادم فقط افکار اشتباهات قبلا تکرار نکردم همین با گوش دادن نوشتن در این مسیر بودن باعث تغییرات الانم شدم 

      پس لاغرشدن اسان ترین کار است فقط باید از مسیر صحیح حرکت کرد و ادامه داد همین به مرور اشتباهات کمتر میشه رفتارها صحیح بیشتر و جسمم تغییر میکنه 

      کلا واسه تغییر دادن همچی باید ذهن تغییر داد 

      یک نکته کلیدی استاد گفتن که خیلی مهم بود دوست داشتم یکبار دیگه من تایید کنم در مورد ترمزها ذهنی 

      برای برداشتن افکار منفی باور منفی در ذهن فقط باید توجه نکنیم بهش پربال ندیم در موردش فک نکنیم که چطور میشه حلش کرد تنها راه حل صحیحش توجه نکردن بهش است باید کلا به هیچ وج بهش توجه نکنیم ☺😊😉خودش برطرف میشه به همین راحتی 

      شاد شاد شاد باشید 😊☺😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 27 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مه تاب
      1400/04/19 21:01
      مدت عضویت: 1045 روز
      امتیاز کاربر: 354 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 857 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام بیست و پنجم مسیر لاغری با ذهن لیز است:

      یکی از دوستان یک سال قبل دوره را شروع کرده و خیلی راحت و عالی بدون رژیم و ورزش نتیجه گرفته و تغییر وزن و سایز داشته و گفته که اتفاقا چند ماه اخیر من گیاه خوار شدم😆 راضی هستم اما میخوام دورمو شروع کنم دوباره!!! این مسئله ایه که بچه ها گرفتارش میشن!

      در مسیر تغییر کردن چه جسمی چه کاری چه مالی و چه روابط هیچ تفاوتی نداره، شما در مسیر تغییر کردن به شدت تحت تأثیر منطق قرار میگیرین و به شدت از سمت منطقتون تهدید میشید که تو نمیتونی این کار را انجام بدی، تو موفق نمیشی، تو هرچی هم رو خودت کار کنی نتیجه نمیگیری! مثلا یک هفته دو هفته اس داری فایل گوش میدی خودتو تو آینه میبینی تغییر خاصی هم نکردی، یه مقدار جلوتر میری یه سری رفتارهات تغییر میکنه انقدر این اتفاق آرام رخ میده که شاید برا خودتون اصلا قابل درک و لمس نباشه! قبلا کلی پول میدادی رژیم و دارو میگرفتی که مثلا اشتهات کم بشه اما الان با فایل ها این اتفاق برات افتاده ولی اهمیت نمیدی چون آرام رخ داده و شما براش برنامه نداری و به خودت میای میبینی اشتهات تغییر کرده و نمیدونی چرا اینطوری شده و برات مهم هم نیست میگی اینکه تغییر نیست که من تو این دوره شرکت کردم که لاغر بشم لاغر نشدم که اما حواست نیس که این همه تغییرات در ذهن شما، در طرز فکر شما، در احساس شما و در رفتار شما ایجاد شده و این تغییرات در همه شما هست!

      بله استاد درست میفرمایین که افرادی که این دوره در مسیر لاغری را شروع کردن تغییراتی کرده اند و من شخصاً عاااالی عاالیم حسم عالیه طرز فکرم درباره مواد غذایی تغییر کرده تا حدودی رفتارام تغییر کرده و دیگه درد شکمی بعد از خوردن وجود نداره و عاشق خودم شدم چون من فوق العاده ام💖

      امکان نداره کسی از این محتوا استفاده کنه درک کنه انجام بده تمریناتشو و تغییر نکنه مگر اینکه کر باشی که این فایل ها را نشنوی!!! اگه فایل ها را گوش بدی و هیچ تغییری نکنی اصلا آدم زنده نیستی!😆

      یک خانوم مسنی که سواد نداشته و فایل ها رو گوش میداده و نمیتونسته بنویسه استاد گفتن بهش که میتونی گوش بدی که؟! گوش بده و فقط در ذهنت فکر کن که چی میخوام بنویسم کافیه! و چنان نتایج عالی گرفت بدون گشنگی!

      وقتی دوره را شروع میکنی یعنی از جسمت راضی نیستی و یا ذهنی چاق هستی وقتی هر روز فایل گوش میدی افکار چاق کننده و جسمتون همراهتونه حتی حرف و حدیث های مردم هم همراهته و داری در مسیر لاغری با ذهن حرکت میکنی خیلی باید حواست باشه که گول این چاقی ظاهری و این افکار چاق را نخوری که پات سر بخوره و تو مسیر لاغری بخوری زمین!! مسیر لاغر شدن خیلی آسونه اما به شدت مسیر لیزیه و حواست نباشه پات سر میخوره و میخوری زمین، اتفاقی که داره برای خیلیا رخ میده! 

      من هم یه بار لیز خوردم و بدم لیز خوردم که تا سه سال نتونستم بلند بشم و به مسیرم برگردم و از طرف یه لیز خورده بهتون میگم که مواظب باشید لیز نخورین که تو مسیرای دیگه هیییییچ خبری نیست بقولی گشتم نبود نگرد نیست و این تنها مسیره و به حرف ها و افکار منفی گوش نده و با دل و جان این مسیر رو برو که پیروزی نزدیکه و حتما پیشنهاد میکنم قبل از خرید می‌کنم سرزمین لاغرها یا همزمان، این فایل های رایگان را گوش بدین که تاثیر نتیجه گیری از دوره را فوق العاده میکنه و آگاهی های زیادی میده!✌️🥰

      در این مسیر تصور کن یه کوله باری به پشت داری که اضافه وزن جسمیت ، افکار چاقت، حرف و حدیث های مردم، بیماری های چاقیت توی اونه حالا فکر کن که این سنگینه و شما داری میری به سمت لاغری، هر لحظه ممکنه لیز بخوری!!!! امــا اونایی که  ادامه میدن اونایی که هرروز فایل هاشون را گوش میدن مثل استاد که ۶ ساله هرروز داره ادامه میده، یواش یواش زمینی که دارن حرکت میکنن هموار میشه و دیگه به راحتی لیز نمیخورن و دیگه مسیر هم سرازیری میشه و میرن به سمت لاغری! 

      باید حواستون باشه تغییر کردن با بشکن زدن نیست هوشیار باشید، فایلهایی که میگن گوش بدین یه موسیقیایی که لایه های زیرین ذهنتون را تغییر میده و لاغر و ثروتمند میشید اینا نیست!!

      لاغری با ذهن را باید درک کرد تا اصلا دیگه نه به روش دیگه ای فکر کرد و نه نگران چاق شدن دوباره داشت!!! اگه بخوای جواب کسایی که تو این مسیر نیستن را بدی و موضع بگیری و دفاع کنی این هم لیز خوردنه و لاغری با ذهن را درک نکردی چون نیاز نیست به کسی اثبات کنی!!!

      وقتی با یکی وارد بحث میشی و توضیح میدی تو اونو نمیتونی بکشی بالا ولی اون تو را میتونه بکشه پایین چون در ذهن اون ها اگاهی و اطلاعاتی از بالا نیست و نمیفهمن ولی تو رو میکشونن پایین چون تو یه زمانی پایین با اونا بودی و اطلاعات مشترک با اونا داری!!!

      فقط مسیرت رو ادامه بده و کاری به حرف های ذهنت و دیگران نداشته باش تا معجزات را ببینی!!!

      مه تاب متناسب و با انگیزه در مسیر لاغری 😍🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 22 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mah.sana.motalebi.khah@gmail.com
      1400/04/18 23:00
      مدت عضویت: 1020 روز
      امتیاز کاربر: 81
      محتوای دیدگاه: 415 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد

      سلام و درود

      مسیر لاغری با ذهن آیا لیز است؟؟؟

      بله مسیر لاغری با ذهن لیز هستش چون ۱۸۰درجه متفاوت از آموزش ها و دیده ها و شنیده ها و عملکرد ما داره…

      لیز هستش چون داره تمام اون فرمول های که در طی این همه سال تو خودمون پرورش دادیم و هر روز ثابت قدم ترش کردیم،نقض میکنه…

      مسیر لاغری با ذهن لیز هستش چون اون فرمول ها هنوز باهامون هست…

      لیز هستش چون وضعیت جسمی مون باهامون هستش…

      لیز هستش چون اول مسیر هستیم ولی فرمول‌های غلط رو چندین ساله پرورش و نمو دادیم…

      من خوشبخت ترین دختر روی زمین هستم😍

      خدا عاااااشق منه🥰

      قدرت و نشونه خدااااا بالاتر از این🌟خداااااااااااایااااااا شکرت 🤍

      همین امروز یه مناسبتی پیش اومد که دو هفته دیگه هستش…

      من این فایل رو سه روز پیش دانلود کردم و چون فایل هارو قبل سرکار رفتن صبح ها گوش میدادم تایمز که یک ساعت و ده دقیقه بود اجازه نداد که گوش بدم و گفتم حتما جمعه گوش میدم…

      امروز با خبر شدم که یه مراسم مهم دو هفته دیگه پیش رو دارم…

      با شنیدن این فایل تمام فکرای ذهنم بر طرف شد🥰

      همینکه میگن بهترین اتفاق رو تو بهترین زمان و مکان برات پیش میاره❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

      اول گفتم تو این دو هفته یه رژیم سخت بگیرم چند کیلو لاغررررر بشم….جواب که داری از مسیر لاغری با ذهن لیز میخوری مواظب خودت باش🌟

      دوم گفتم اگه بگن چاقه…جوااااب این تصویر ذهنی تو هستش که باعث صحبت های دیگران میشه تصویر ذهنیتو متناسب و لاغر کن🥳

      خدایا شکرت  که دارمت و همیشه هدایتم میکنی💚💛💚

      به خودم متعهد میشم که هیچ وقت لیز نخورم

      من اشرف مخلوقات هستم…من نباید با سختی لاغر بشم…من باید با لذت لاغر بشم و به لطف خدا تو مسیرش هستم…

      چرا باید به افکار بیهوده گوش بدم و خودمو اذیت  کنم…

      چرا باید به خودم سختی بدم و از لذت های دنیا محروم کنم…

      چرا باید ذهن خودمو مشغول کنم و همش به این فکر کنم چی بخورم،چی نخورم،کالریش چقدره،چقدر وزنشه و………

      چرا باید تا آخر عمر با ترس زندگی کنم

      با حسرت

      با خوش به حالش،،،فلانی رو ببین چقدر میخوره ولی لاغره و….

      بسه بسه بسه…باید تموم بشه…باید این سختی دادن ها به جسمم به ذهنم به افکارم به درونم به بیرونم تموم بشه

      باید به فکر خودم باشم باید خودمو انقد قوی کنم که وقتی میدونی راهی درسته با تمام چالش های تغییرش،بپذیرمش و تا آخرش ادامه بدم…

      نباید بزارم یه فکر بیهوده کل امید و انگیزمو ازم  بگیره

      نمیزاااارم من می‌خواهم میتوانم می‌شود

      آره میشوووود

      من موفق ترین شگفتی ساز خواهم شد

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش

      لاغری طبیعت بدن من هستش

      من روز به روز به تناسب اندام نزدیک تر میشوم

      🌟🌟🌟💪🏻💪🏻💪🏻🌟🌟🌟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parsasaryna04
      1400/04/17 17:37
      مدت عضویت: 1394 روز
      امتیاز کاربر: 2643 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,788 کلمه

      با سلام استاد گرامی ودوستان شگفت انگیزه من  .من همین اول بگم که با خوندن وگوش کردن این فایل خیلی بهتر فهمیدم که راهم رو درست انتخاب کردم وخدارو شکر که دارم درست انجام میدم وتاییدی بر کارهای درستم بود خدارو شکر در موردمن تا اینجا همش صدق میکرد من تقریبا یک ساله که با این سایت اشنا شدم وپراکنده فایلها رو گوش میکردم ولی زیاد تمرکز روی لاعری نداشتم وفقط روزهای اول گوش میکردم همون وقت حسم خوب میشو وباز تقریبا فراموش میکردم فقط بعضی نکاتش توی یادم میموند وتقریبا از بعد از عید به طور جدی شروع کردم واول با چالش من اینو نخوردم شروع کردم واون هیجده قسمت رو تقریبا توی یک ماه انجام دادم ولی خیلی عالی برای این طولانی شد چون بعصی از قسمتهای فایل ها رو تا دوفعه خوب ها خوب که میگم یعنی یک دفتر فقط نکته نوشتم وعالی درک کردم ودر این مدت خودم فهمیدم که دارم چاق میشم وچاق هم شدم یادم میاد وقتی با دوستم که از قبل از عید همدیگر رو ندیده بودیم رفتم بازار برای خرید مانتو اونم گفت که خیلی چاق شدی حالا این جملات گفته شده واینکه خودمم هر لباسم رو که برمیداشتم بپوشم تنگم شده بود واون دوستم هم که از اون روز من رو هی که میدی میگفت تو چاقتر سدی خیلی بد شدی خودم هم که میفهمیدم حالا این همه اتفاقات وقتی پیش اومد که من دوره چالش رو تموم کرده بودم وتازه دوره صد گام رو داشتم انجام میدادم وچون با دوستم میرفتم صبحها پیاده روی یعنی هر روز میگفت چاق شدی ومن به دوستم گفته بودم که من دارم با مثلا دوره صد گام پیش میرم اخه دوستم هم عصو کانال شد ولی چون دید من چاقتر شدم بهم گفت من نمیخوام قسمت لاعری سایت رو بینم میخوام قسمت تغییر زندگی رو ببینم اخه من توی یک سال حقیقتا توی زندگی ام تعییر زیادتر از لاعری بوجود اومد اخه اولش برای لاعری اومدم ولی توی زندگی بیشتر تغییر کردم اخه راستش اولش حسابی رو مسائل زندگی ام تمرکز کردم وچون درباره تغییر زندگی فرمولهای اشتباه نداشتم یا کمتر داشتم یعنی ورودی ذهنی ام در مورد این مسیله توی ذهنم کمتر بود ود حقیقت در ذهن من هنوز در مورد این مسایل زندگی مثل صفحه کاعد سفید بود یا حداقل کمتر خودم خط خطی کرده بودم چون اصلا به موضوعات زندگی فکر نمیکردم در گدشته وهمش همونی بود که برام پیش میومد وخودم رو به دست سرنوشت سپرده بودم واصلا فکر نمیکردم که مگه میسه که زندگی رو هم ادم تغییر بده خدا هرکه رو همین جوری که هست باهمین شرایط افریده وحق عوصکردن وانتخاب کردن نداریم وباید همین طوری زندگی کنیم پس با این دیدگاه اطلاعات ورودی دهن من در مورد زندگی کمتر بود وصفحه اون مورد سفیدتر بود و کوله بارم توی مسیر سبک وراحت بود وحتی در بعصی مسایل اصلا کوله باری نداشن خلاصه خیلی راحتر رفتم بالای اون مسیری که استاد تعریف کرد ودر نوکه قله باورهام دیگه ساخته شده بود ودوستم دیگه داشت روزهای پایین اومدن از نکه قله رو میدید وبه همین خاطر گفت من تعییر زندگی رو میخوام ببینم ولی در مورد لاعری بادهن من اینطوری نبودم کلی کوله بار به غلط همراهم بود ووسایل اصافه وبدون استفاده کلی داشتم که اینها فرمولهای غلطی روهم ساخته بودند  وقتی دوستم من رومیدید من هنوز توی اون مسیر لیز بالارونده بودم وکلی هنوز کار داشتم ولی وقتی توی پارک دوستم بهم گفت که من میخوام تغییر زندگی رو ببینم اخه تو که تغییر توی لاعری نکردی  وبلکه چاقتر هم شدی به خدا استاد تموم دنیا رو روی سرم خراب کرد چون من حدود یک ماه بود به شدت کار میکروم وبادقت انجام میدادم خیلی ناراحت شدم البته الان فهمیدم که همون ناراحتی هم باز به خاطر این بوده که هنوز من درک درستی از مسیر واین روش نداشتم اخه با یک ماه که کار کردن که نباید توقع میداشتم که لاعر بشم وتوی فایلهای بعدی فهمیدم که اصلا اول نیاید فک کنی به اینکه چه قدر لاعرشدی اولش خیلی مهمه که باخودت واندامت کنار بیایی اونها رو دوست داشته باشی واون چاقی روتوبرای یکمدت داری واون تصاویر چاقی رو توی ذهنت تا یک مدت داری ودوستم هم فکر میکنم که همون تصاویر من رو باز خورد میداد اخه خودم در مورد خودم اینطوری فکر میکردم وخیلی مهمتر این بود که احساسم هم اون زمان بد میشد وبشدت ترس از خورون داشتم خلاصه میخوام بگم که برای همه پیش میاد حرف وحدیث مردم زیاده وخودمون هم که کم تصاویر چاقی واحساس بد توی ذهنمون کم نداریم تا دلت بخواد بلافاصله قدرت خلق تصاویر چاقی شدید توام با احساس عداب وجدان رو میتونیم خلق کنیم اصلا اینطوری میگی ذهنمون رو تربیت کردیم پس توقعمون رو نباید اولش زیاد کنیم حالا بگم من چیکار کردم توی این مواقع باوجود اینکه به شدت ناراحت میشدم ویک جاهایی شک میکروم چون اخه دوستم داشت با یک کانالی رژیم میگرفت وهر روز لاعرتر میشد وخوش اندامتر ولی من اولش هرروز نازیباتر میسدم دورع نگم اولش اعصابم بهم میریخت ولی استاد ودوستان گرامی توی اون لایه های درونی ذهنم یا بهتر بگم توی اعماق وجودم به خدا این رو ارته قلبم مینوسیم که انگار من یک اعتماد کامل کامل وزیاد زیادی به این روش داستم ومیگفتم نه این روش درسته ومن اخرش لاعر میشم ودیگه همیشه یادم اینو به خودم میگفتم که من یاید دیگه روشی رو برم که تا اخر عمرم لاعر بمونم خسته شده بودم از این اصافه وزن  ولی به هرحال اون فرمولهای اشتباه واون باورهای بیست ساله که یک شبه خفه نمیشن وهمینطوری پیش گوش من وز وز میکردند وحتی رفتارهایی رو به من درمورد پرخوری دستور میدادند ومن توی اعماق وجودم میگفت ومیگم که من لاعر میشم ولاعرهم دارم میشم وتقریبا همین الانم خیلی خوب شدم وبهتر هم میشم اخه من توی حالت کلی ده کیلو بیشتر اصافه وزن ندارم وهمین اصافه وزن بیست ساله بامنه وچه کارهایی که برای همین مقدار نکروم کارهای من با ادم صد کیلو هیچ فرقی نمیکنه ولی استاد دوستان گرامی الان ده روزه که اینقدر رفتارم در مورد غداتعییر کرده اصلا راستش به غداخورون فکر نمیکنم اصلا یک جوری فرق کردم خودم الان که میخواستم تاریخ تعییر رفتارم رو بنویسم نمیتونستم دقیق بگم گفتم بگم ده روز شاید بیشتر شاید کمتر نمیدونم خیلی خود به خودی بگم. چی بگم که شایسته این تعییراتم باشه از تغییراتم هرچی بگم کمه با این فایل اومدم خودم رو بررسی کروم دیدم وا  ی چقدر اروم اروم من فرق کروم قبلا هرچه فایلهای توی سایت رو میخوندم میگفتم اون تعییر اساسی مال بچه هایی که پول میدند ولی نه همین فایلهای رایگان هم خیلی خوبه ولی اگه بتونیم اونها رو هم تهیه کنیم که چه بسا بهتر وهمیشه میگم خوشبحالشون که اون بسته های اموزشی ر  و دارند ان شالله خداوند هم به من کمک میکنه که من هم بخرم الان فعلا باهمین فایلها خیلی خوبم احساسم تعییراتم در مورد خوردن وهمه چیز دیگه به قول بزرگترها چشمهایم گرسنه نیست هر اشغالی رو نمیخورم من فایل اشعالها رو ندارم ولی توی چند جا بچه ها یی که اون دوره رودارندیا یکمی در موردش نوشته بودند یا توی لایو ها میگن منم روش فکر کردم وگفتم به ذهنم اگه از وقتی سیر شدی بیشتر بخوری یا چیزهایی رو که نیاز بدنت نیست رو بخوری یا اصلا گرسنه نیستی وبیایی از روی هوس ویا طبق عادت بخوری میسه همون اشعالی رو که بچه هامیگن ویک تصویر بد وزشتی از اسعالها توی شکمم بوجود اوردم وحس بدی دارم وقتی پرخوری   میکنم  میگم مگه من سطل اشعالی بد بوی کوچه مونم من اشرف مخلوقاتم من باید همیسه نمونه در دنیا باسم به خدا قصد توهین به هیچ ادم چاقی رو ندارم هنوز خودم هم اصافه وزن دارم ولی وقتی به یک ادم چاقی که زیادی چاقه نگاه مبکنم میگم این نصفه بدنش اسعال پرشده تورو خدا به منطور بد وتوهین نگیرید خودم روهم مبگم خلاصه بااین افکار تونستم توی اون زمانها لیز نخورم واگه هم خوردم زود بلند شدم وتوی این مسیر هنوز ازاین لیزخوردنها دارم ولی به خودم قول دادم که میتونم وتقریبا دیگه دارم میتونم اخه نمیدو نم من خیلی توی دوهفته اخیر تعییر کردم اصلا نگاهم به عداخوردن صرفا فقط گرسنگی ام برطرف بشه شده وخیلی خیلی ارم اروم تعییر صورت گرفته الان که استاد گفتند ومن فکر کروم فهمیدم چه قدر خوب پیش رفتم من وزن نکروم ولی تموم لباسهایی رو که دوماه پیش نتونستم بپوسم الان میپوشم این روهم به طور تصادفی فهمیدم اخه من خیاطی میکنم دوماه پبش وقتی دیدم اینقدر لباسهای تابستونی ام برام کوچیک شده دو دست دوختم دیروز تمام اون دوست اتو نداست ومن مبخواستم بدم بیرون ویک دست از لباسهای  همون رورهام پوشیدم داشتم از دوق دق مرگ میشدم نگاه کنید من هنوز لاعر لاعر نشدم هنوز لباسهای دوماه پیشم که کوچیکم شده رو میتونم بپوشم ولی خیلی خوسحالم چون نسون میده راهم درسته کارهام درست بوده ویا میتونم بگم فرمولهای درستی شروع به کار میکنه واز دهنم نگم براتون که چطور وچه دستورهای قسنگی وبه جایی میده به خدا این درسته که استاد میگه بعد از اینکه فرمولهای استبهاهت رو فهمیدی وتقریبا تونستی فرمول جدید ودرستی وارد کنی دیگه بقیه اشرو خود دهنت انجام میده اره به خدا من یک لحطه گرسنه نشدم یا میخواستم بنویسم اشتها دیدم اشتها به خدا معنی نداره یا هوس من هوس هم نمیکنم وای خدا الان که دارم فک میکنم چه طبیعی شدم خدایا شکرت خودم نفهمیدم نمیتونم با نوشتن احساسم رو بهتون بگم ولی من که خیلی خوب شدم میرم جلو ایینه لدت میبرم از تعییراتم مثل یک ادم معمولی وطبیعی عدامیخورم حتی میوه ام رو هم به مقدار طبیعی الان که دارم فکر میکنم        به نطر من فقط باید به این روش اعتماد داشته باشی و انتطار لاعر شدن خیلی مهمه چون توی لیز خودنها این افکار اگه باوربشن کمکت میکنند افکاری مثل حس لیاقت من میگم من که سرور تمام موجودات عالم هستم باید از همه خوش تیپ تر وخوش فکرتر وخوش برخوردتر وبااحساس شادتر وسالمتر وثروتمند تر و….. باشم به خدا فقط همینو کامل باور کنیم تمومه خودمونو برده واسیر عدا وشکم نمیکنیم که اون برامون تصمیم بگیره وبعد حتی ازش بترسیم ودراخر وقتی باورهاتو درست کردی چرا انتطار لاعر شدن نداشته باشی حتما لاعر میشیم شک نکن  خدایا شکرت اصلا یک احساس سبکی دارم وفکر میکنم من خیلی زود به هدفم میرسم خدایاشکرت از دیروز که این فایل رو گوش کردم وامروز هم بار دیگر میگم این استاد با دهن ما چیکار میکنه  که من اینطوری شدم اصلا یک لحطه اون شرایط قبلی رزیم گرقتنهای سابق روندارم اخه خیلی خوب ریشه یابی میکنند وما فقط باید استمرار داشته باشیم وخوب تمرینهامون رو انجام بدیم وخوب اجرا کنیم ودوباره وصدباره استمرار داشته باشیم خودش حل میسه واسون میسه وقتی استاد میگفت لاغری اسونترین کار دنیاست میگفتم خدایا به من هم کمک کن وهدایتم کن والان میفهمم که واقعا درسته خیلی اسونه  در اخرخدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      1400/04/14 12:46
      مدت عضویت: 1583 روز
      امتیاز کاربر: 3426 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 859 کلمه

      سلام🙂

      مسیر لاغری بسیار لیز و لغزنده است مراقب باشید

      این جمله رو تمام کساییکه مدتی هست در این مسیر هستن خیلی عالی درک میکنند

      و چقدر عالی علتهای لیز خوردن رو در نوشته ابتدای فایل توضیح دادین دقیقا همینه؛

      یا به چاقیمون توجه میکنیم و احساسمون بد میشه

      یا به خاطر حرف و حدیث بقیه حالمون بد میشه

      و لیز میخوریم

      یه جمله ای هم من از تجربه خودم اضافه میکنم که در واقع زیر گروه علت دوم هست اونم اینکه انتظار داریم بقیه بعد از مدتی که ما رو ندیدن بهمون بگن فلانی انگار کمی لاغر شدی و نمیگن و باز هم احساست بد میشه و لیز میخوری😬

      اره اینم از همون باور نیاز به تایید دیگران هست که باعث لیز خوردن ما میشه

      من با شنیدن این فایل به این رسیده  بودم که منم بارها و بارها لیز خوردم هربار که نا امید شدم از لاغر شدن ،هر بار که این فکر توی سرم مرور شده که برم خودم رو وزن کنم ببینم فرقی کردم یا نه،هربار که لباسهای قبلیم رو پوشیدم و دیدم کم نکردم و هنوز برام تنگ هستن،هربار که خودم رو سایز کردم و برخلاف انچه فکر میکردم سایزم کم نشده بود،هربار که انتظار داشتم کسی منو بعد مدتها میبینه بگه فلانی چیکار داری میکنی لاغر شدی منم با افتخار بگم لاغری با ذهن رو دارم انجام میدم ولی کسی چیزی نگفت😑،هر بار که لباسی رو خریدم به امید کم شدن سایز ولی سایزم کم نشده بود و دفعاتی که با خودم گفتم بذار یه روش دیگه  رو هم کنار اون امتحان کنم،دفعاتی که با دیدن لاغر شدن بقیه در مدت کوتاه با رژیم جدید وسوسه شدم منم رژیم بگیرم،دفعاتی که از همسرم انتظار داشتم بهم بگه لاغر شدی و نگفت،همه دفعاتی که هم مسیر ها در مدت کمتر نتیجه گرفتن و من نگرفتم، و..‌‌‌

      همه اینها لیز خوردنهای من در این مدت بوده 

      ولی باز هم به خودم افتخار میکنم که رها نکردم و ادامه دادم هربار که دوباره شروع میکنم دوره ها رو چقدر درک عالیتری دارم واقعا لذت بخشه که جملاتی رو میشنوی که در دفعات قبلی نشنیدیشون🙂🙂🙂👌👌👌

      چقدر این جمله شما رو دوس داشتم که چاقی و لاغری از ذهن ما است و قبل از اینکه در جسم خودش رو نشون بده بقیه از همین تغییر انرژی افکارت متوجه میشن که چاق شدی یا لاغر شدی بدون اینکه اندازه های تو رو گرفته باشن👌👌👌👌 همینه که فردی هنوز متناسبه ولی خودش احساس میکنه چاقه و کسی هنوز اونقدرها تفاوت سایز پیدا نکرده ولی بقیه بهش میگن انگار لاغر تر شدی👌👌

      من از تغییراتم قبلا نوشتم ولی چیزی که تازگیها برام بولد شده اینه که از دیدن جسمم در آینه لذت میبرم با اینکه هنوز متناسب نیست از دیدن جسمم در لباسهام لذت میبرم از خودم و از دیدن چهره خودم لذت میبرم و انقدر روی نافرمیها حالم بد نمیشه یه جوری هست که همین که چشمم به نافرمیها می افته   با تودم میگم اینها هم کم کم خودش درست میشه برای همین بارها میرم جلدی آینه و لذت میبرم 🙂🙂🙂

      تغییر بعدی اینه که انقدر منتظر تایید دیگران نیستم مثل قبل یعنی دیگه اگه بهم نگن ناراحت نمیشم خودم تغییرات ریز و ظریف رو حس میکنم و ازش لذت میبرم و همین کافیه🙂🙂🙂

      تغییر بعدیم اینه که اگه وقتم رو با سایت شما نگذرونم نمیدونم باید چیکار کنم 😅امروز که حدود یک ساعت و نیم برق رفته بود و وسط فایل دیدن من بود که نت خونه هم قطع شد واقعا نمیدونستم باید چیکار کنم …

      .سرگرمی دیگه ای غیر از آموزش دیدن ندارم و از هیچ کار دیگه ای لذت نمیبرم بارها از خودم پرسیدم بزرگترین لذت من چیه؟؟؟؟ و یادگیری همیشه اولین کلمه ایه که به ذهنم میاد🙂

      وقتی شما که ۶ ساله در این مسیر هستین و استاد این آموزش هستین روزهایی میشه که درگیر این فکر میشین که لاغر تر شدین یا نه دیگه حجت بر ما تموم میشه که این مسیر تمومی نداره و لیز شدن در هرجایی از مسیر میتونه رخ بده👌👌👌

      للیز خوردن مهم نیست و هر جایی ممکنه رخ بده مهم اینه که با وجودی که لیز خوردی باز هم پاشی خودت رو بتکونی و ادامه بدی🙂

      یه نکته مهم این فایل برای من در مورد قدرت ادامه دادن بود که فقط ادامه دادن هست که درک از لاغری رو بالا میبره  چون حتی هستن افرادی که شگفتی ساز شدن ولی باز هم لاغری با ذهن رو درک نکردن👌👌👌

      👈اگه میل به شیرینی داری ولی نمیخوری یعنی هنوز لاغری با ذهن رو درک نکردی

      👈اگه گرسنه ای ولی چیزی نمیخوری هنوز لاغری با ذهن رو درک نکردی

      👈در این چالش چای که توی اینستا گذاشتین اگه هنوز درگیر این هستیم که چی با چای بخوریم چی نخوریم یا چقدر بخوریم یا اصلا تلخ بخوریم یعنی لاغری با ذهن رو هنوز درک نکردیم

      👈اگه سایز کم کردیم وزن کم کردیم ولی نگران  دوباره چاق شدن هستیم یعنی لاغری با ذهن رو درک نکردیم 

      و این باورها حالا حالاها کار میبره تا تغییر کنه  و لذت بخش اینه که لازم نیست ما کاری کنیم همین که فایل اون روز رو گوش میدیم و تمرین رو مینویسیم هم باورها تغییر نیکنه هم تصاویر ذهنی تغییر میکنه و هم آروم آروم جسممون تغییر میکنه فقط کافیه ادامه بدیم و در این مسیر از یادگیری از خودمون از لحظات عمرمون که بزرگترین نعمت خدا به ما است لذت ببریم🙂🙂🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار solmazmilan@gmail.com
      1400/03/12 18:47
      مدت عضویت: 1143 روز
      امتیاز کاربر: 10935 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 853 کلمه

      باسلام گام ۲۵مسیر لاغری باذهن لیز است،زمین نخورید. 

      سخت ترین مرحله در مسیر لاغری با ذهن باورکردن توانایی لاغرشدن است البته اولاش برای من هم سخت بود ولی چون از تمام روشهای لاغری استفاده کرده بودم ودیگه هیچ امیدی نداشتم با دقت و حوصله و با اشتیاق و ایمان به فایلا گوش میدادم و خیلی تمرکزم روی این بود که تمام تمرینات رو انجام بدم و دوست داشتم هی انجامشون بدم چون تنها روشی بود که برام باقی مونده بود زود هم تغییرات در زندگیم شروع شد آره احساسم خوب شده بود ورزش و هر رژیم رو کنار گذاشته بودم حرف وحدیث هم میشنیدم اما توجه نمیکردم سرزنش هم میشدم و فقط به این مسیر فکر میکردم حتی به عمل هم درمیاوردم تو تمام طول روز و خیلی زود فهمیدم که من تواناییش رو داشتم فقط راهم اشتباه بود.افراد چاق در مسیر لاغری باذهن به ۲دلیل اشتیاق و انگیزشون رو از دست میدن اولی اینکه توجه میکنن به چاقی وعوارض آن که خدارو شکر من این مشکل رو نداشتم چون دیگه آب از سرم گذشته بود که وارد این مسیر شدم حالا چه چاقتر میشدم چه نمیشدم برام مهم نبود و دومی توجه به حرف دیگران حتی اینم برام پیش نیومد چون تو مدتی که تو مسیر بودم تو خونه بودم نه اخبار نگاه میکردم تمایلی هم به فیلم و اینا نداشتم و با کسی هم حرف نمیزدم سرم تو کار خودم بود و تو اتاقم داشتم با خودم کار میکردم واگه کار واجبی داشتم میرفتم بیرون کسی هم به من کاری نداشت.این کرونا هم باعث شده بود رفت و آمد کمتر بشه و فرصتی بود برای من که به هدفم برسم.بله من هم وقتی تو مسیر بودم چاقی خودمو به همراه داشتم حرفای خونوادم هم بود و افکار چاق کننده هم بود ولی اونا برام تو اولویت گوش دادن نبودن.من تا حالا به هیچکس نگفتم که با چه روشی لاغرشدم چون یکی از خصوصیات بارز من این که توضیح نمیدم که چیکار میکنم چون قبل اینکه با این مسیر آشنا بشم وقتی مشکل چاقیم رو به بقیه میگفتم منو مسخره میکردن و از اون روز به بعد به خودم قول دادم که مشکلمو به هیچ کس نگم حتی پیشرفت هامو.تو سال جدید داییم اومده بود اونم چاق بود و به نقطه خفگی رسیده بود ومجبور شد عمل حلقه معده انجام بده بعد یه سال که لاغرشده بود قرار بود تو سال جدید بیاد خونه ما منم حدودا یک ماه قبلش وارد سایت شده بودم وکمی از وزنم کم شده بود وقتی منو دید گفت تو چقدر لاغرشدی چیکار کردی منم لاغرشدم منم بهش گفتم تو باپول لاغر شدی ولی من به راحتی لاغر شدم هرچقدر اصرار کرد که چیکار کردی بهش گفتم هریک کیلوی من برابر با یک میلیون تومان باید بهم پول بدی تا بگم اونم که دیگه پیگیر نشد.ولی خدایی عمل کردن خیلی سخته قیافش خیلی عوض شده بود نه اینکه خوب بود اصلا شبیه مرده متحرک بود حواسش زیاد سرجاش نبود همش دوست داشت بخوره ولی چون معده شو کوچیک کرده بود نمیتونست مثل بچه ای که به زور بیان غذای زیاد بهش بدن خوب میترکه خدارو شکر که من قبل اینکه دیر بشه هدایت شدم به این سایت میخوام اینو بگم که لازم نیست هرکسی از کار آدم سردر بیاره مثل اون حکایتی که دوتا گوسفند کنار آب داشتن آب میخوردن اولی دید که تمساح زیر برگا قایم شده به دوستش گفت ببین من تمساح دیدم دوستش هم باور نکرد هی خودشو نزدید کرد به تمساح تا به دوستش ثابت کنه که درست میگه ولی بالاخره تمساح اونو خورد اینم حکایت ماست تا بخواین ثابت کنیم خودمون از دست رفتیم.تو نمیتونی اون طرف رو بکشی بالا ولی اون میتونه تو رو بکشه پایین چون منم تو اون وضعیت بودم. در مسیر لاغری باذهن فرد چاق کوله بار یا گاری پشت سرش داره که همیشه با خودش حمل میکنه که شامل جسم چاقیه که همراهش،افکارچاق کننده هست و حرف و حدیث دیگران و تبلیغات لاغری که اینارو باخودش حمل میکنه که باعث میشه مسیر لغزنده و یخ زده باشه و سربالایی هم هست باید باوجود سنگینی کوله بار و لغزنده بودن مسیر خیلی مراقب باشیم که لیز نخوریم.من خوب آموزشهارو درک کردم اگه قبلا بود وقتی تو اینستا بودم هرتبلیغی درمورد لاغری بود تا نگاه نمیکردم یا ازشون سوال نمیپرسیدم که ول نمیکردم ولی الان خدارو شکر هر تبلیغی که میبینم اصلا توجه نمیکنم چه برسه به اینکه ببینم چی میگه زود ردش میکنم و به خودم میگم اینا بی ارزشن و من که راهشو پیدا کردم تنهاراه و هدایت شده است  اصلا بهش فکر نمیکنم.تو این مسیر من یک لحظه هم گشنگی نکشیدم همش به اراده خودم بود که کی بخورم هروقت که گرسنم شد واگر گرسنه نبودم محال بود چیزی بخورم با اصرار دیگران که دیگه اصلا.چون من فرمولهای ذهنی ام رو تغییر دادم وتصویر لاغری هم از خودم دارم الان مردم بهم میگن چقدر لاغر شدی چقدر خوش اندام شدی چون ارتباط ذهنی بین من و دیگران وجود داره والان دوسوم وزنم کم شده فقط یک سوم مونده که به لطف خدا اونم کم میشه.میخوام بعد این بقیه دوره هارو تهیه کنم البته تا آخر عمر تو این مسیر میمونم و ازخدا و استاد هم بینهایت سپاسگزارم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فروغ ریاحی
        1400/03/14 14:59
        مدت عضویت: 1632 روز
        امتیاز کاربر: 27351 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 51 کلمه

        تبرییک میگم به شما دوست عزیز چقدر از حرفهاتون بوی  تعهد و عمل کردن به اموزشها و پشت کار   و اشتیاق و انگیزه برای لاغری میومد.

        خیلی در نوشته هاتون محکم حرف زده بودید  خیلی عالی بود من که لدت بردم  به همین صورت تا آخر ادامه بدین  قطعا موفق میشین 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      1400/03/11 12:06
      مدت عضویت: 1421 روز
      امتیاز کاربر: 6727 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه

      سلام بر مشتاقان تناسب اندام

      همین دیشب بود که من داشتم به خواهرم گفتم در مورد دوره لاغری به ذهن گفتم و اون اصلا متوجه نمی شد من چی میگم و بهم پیشنهاد داد که از روش دوستش برای لاغر شدن استفاده کنم . بهم گفت دوستش زمانی که به شرکتشون اومد ۸۴ کیلو وزن بود و الان با خوردن دم نوش خیلی لاغر شده. 

      منم بهش گفتم تا زمانی که دوستت از دم نوش استفاده میکنه خوبه اما به محض اینکه این روش رو کنار بزاره دوباره بدتر از حالت قبل چاقی اش برمی گرده . و روش استاد رو بهش گفتم که لاغری با ذهن هستش و برگشتی در کار نیست و… اما اون اصلن نپذیرفت و یه سری حرفها .

      میخام بگم من خودم با اینکه روش لاغری با دم نوش رو استفاده نکردم اما مطمئن بودم که اون هم نمیتونه لاغر کنه چون فقط داری به جسمت فشار میاری که لاغربشه  درحالی که افکار چاقی و رفتار چاقی همراهت هست . وما زمانی که ذهنت پاک نشه هر روشی که امتحان کنیم همون آش و همون کاسه .

      البته امروز فهمیدم چون در طبقه بالاتر آگاهی بودم و اون پایین تر من نمی تونستم اون رو بالا بکشم ولی اون میتونست  منو پایین بکشه . مرحبا به خودم که ایمانم به استاد و ایمانم به خودم  آنقدر زیاده که نتونستم سر بخورم .

      امروز که قرارشد یه سری وسایل رو وزن کنیم بعدش که کار تموم شد یه حسی بهم میگفت برو وزن کن منم بهش می گفتم نه . من تازه بیست روزه وارد دوره شدم و هنوز چون حس لاغری رو ندارم بهتره وزن نکنم شاید وزنم به خاطر اینکه هرچی دلم بخواد میخورم البته موقع گرسنگی و دلم یه موقع هایی میخواد بالا رفته باشع و ممکنه تو این مسیر لاغری با ذهن سر بخورم .   

      ولی یه حسی بهم میگفت برو  وزن کن دیدم هیچی نمیشه با خودم عهد کردم اگه وزنم هرقدر بالا رفت نباید حسم رو بدکنم و با رغبت همیشگی ادامه بدم .

      ۲۰ روز پیش که می خاستم تعهد بنویسم وزن کردم که بدونم چند کیلو هستم تا در تعهدنامه ام بنویسم دیدم ۷۴ کیلو هستم و امروز دیدم ۷۲ کیلو ونیم .

      مونده بودم نه تنها چاق تر نشدم علیرغم اینکه کلن پیاده روی رو گذاشتمش کنار .و کلن رژیم رو هم بوسیدم گذاشتمش کنار.

      اما ۱کیلو ونیم لاغرشدم .  

      خیلی خوشحالم و باور دارم که  آگاهیها و باورهای چاقیم یه کم آب شدن.😁

      امروز خیلی خوشحالم و برای خودم یه هدیه میخرم تا کمی جبران کنم اون همه اذیتی  که به جسم و روحم کردم . وبا اشتیاق فراوان ادامه میدم .

      با آرزوی شنیدن خبرهای خوش از مشتاقان این راه . 

         

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      1400/02/27 00:02
      مدت عضویت: 1348 روز
      امتیاز کاربر: 18187 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 281 کلمه

      فایل “مسیر لاغری با ذهن لیز است ، زمین نخورید! _فایل مرتبط به گام چهل و ششم “

      من دقيقاً نمونه زنده ای هستم از تغییراتی که استاد به ان در اول فایل اشاره کردند .🌞

      تغییرات من در طول 9 ماه گذشته:

      1. خودم را بیشتر دوست دارم. 🌷

      2. از زندگیم راضی هستم. 🌺

      3. شغل مورد علاقه ام را از طریق تمرینهای سایت به دست اورده ام. 🌻

      4. من ارتباطم را با دو نفری که از اعضای فاميل هستند، و اصلا رابطه ام با انها قطع بود تا حدود 4 تا 5 سال پیش ، دوباره با دوستی و صلح شروع کردم. 🌼

      5. پسرم و همسرم از من بیشتر خوششان میایند.🌝6. من بیشتر حس زنده بودن دارم.🌞7. من جذابتر و بامزه تر و شادتر شده ام.🌷8. من راحتتر و اسانتر و سبک تر راه میروم. 🌸

      9. من با یک ساعت پیاده روی با فایلهای پیاده روی، به ارامش و حس خوبی درونی میرسم. 🌹

      10.من سایز بلوز و شلوار م کم شده است.🌺

      11. من رشد موهای سرم عالی تر و پر پشت تر شده است. 🌻

      12. من پوستم شفاف تر شده است و کمترجوش میزند. 🌼

      13. من رایطه ام با خدا بسیار بهتر شده است.☀

      14. من برای حل مسایلم، راه حلها ی بهتری به ذهنم میرسد. 🌝

      15. من خودم لباس انتخاب میکنم و میپوشم و از ديگران ،بیشتر نظر feedback خوب میشنوم. 🌞

      16.من نجواهای منفی ام خیلی کمتر شده است.🌷17. من فرد صبورتر و ارامتر شده ام🌸.

      18. من زندگي برایم جذابتر شده است. 🌹

      19. من اعتماد به نفسم بیشتر شده است.🌺

      20. من فرد فعالتری در جامعه و خانه شده ام.🌻21. من اصلا گرسنگی، رژیم ، محدودیت ، سختی و زجربرای غذا خوردن نمیکشم. 🌼

      سپاس مجدد از استاد. 😇

      روز یکشنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1400

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zghiasvand984
      1400/02/23 15:33
      مدت عضویت: 1270 روز
      امتیاز کاربر: 6627 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 294 کلمه

      سلام همسفرهای عزیزم و استاد و لیدر بزرگوار.

      استاد من در حال حاضر دارم از دوره های رایگان شما استفاده میکنم. که واقعا هرچی جلوتر میرم در این مسیر به بزرگی روح شما بدون اغراق بیشتر پی میبرم. چون این آگاهی هایی که شما به صورت رایگان در اختیار مشتاقان لاغری قرار دادید هر کلمش قیمتیه ولی شما سخاوتمندانه اونها رو در اختیار ما قرار میدید. من کلمه به کلمه گفته هاتون رو با اعماق وجودم درک میکنم فقط یه نکته که توی این فایل درکش برام مشکله اینه که شما میفرمایید کسانی که از لاغری رنج میبرن به دنبال چاق تر شدن نباشن. البته اینو میفهمم که وقتی فرمولهای ذهن تغییر کنه دیگه بقیه مسیر از دست ما خارج میشه. همون مثال توپی که در سراشیبی رها بشه. ولی استاد من در اطراف خودم انسانهای لاغری رو میبینم که لاغر بودن اونا به قدری شدیده که اگه از چاقی زشت تر نباشه زیباتر نیست. خب هدف همه ما چاقها از لاغر شدن علاوه بر مزایای گوناگونش مثل سلامتی ، زیبا شدن و خوش اندام بودنه و قطعا خوش اندامی متناسب بودنه. کسانیکه از لاغری شدید خود رنج میبرن چه فرقی با کسانی دارن که از چاقی خود رنج میبرن؟ چرا نباید اونها برای متناسب شدن تلاش کنن؟ اگه این ابهام رو برام رفع کنید ممنون میشم.

      یک سوال هم در مورد خودم دارم: من تصمیم گرفتم تا زمانی که مسیر لاغری من رو به پایان نرسوندم روی ترازو نرم به دو دلیل: ۱- اگه کاهش وزن نداشته باشم ممکنه انگیزم کم بشه و لیز بخورم۲- به نظرم رفتن هر روز یا هر هفته روی ترازو خودش به نوعی توجه کردن به چاقیه که منو از مسیرم منحرف میکنه. میشه بفرمایید آیا دارم کار درستی میکنم یا نه؟ بینهایت سپاس گزارم😍

      زهره غیاثوند ۳۷ ساله از تهران.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 151 کلمه

        سلام زهره عزیز
        از اینکه در جمع شگفتی سازان هستید خوشحالم
        فردی که لاغری و از لاغری خودش رنج می بره، رنج در ذهنش ایجاد شده نه در جسمش
        وقتی رنج در جسم باشه، مطمنا جسم خودش ترمیم رو انجام میده
        اما وقتی رنج در ذهن باشه جسم هیچ کاری برای ترمیم انجام نمیده
        بنابراین فردی که خیلی لاغره و میخواد به تناسب اندام برسه نباید اقدام فیزیکی کنه
        کثل دارو یا قرص خوردن و زیاده روی در خوردن داشته باشه
        باید از لحاظ ذهنی به تناسب اندام برسه
        که موضوع گسترده ایه
        در حال حاظر هرکی خیلی لاغره داره تلاش میکنه از طریق خوردن بیشتر یا اقدامات فیزیکی مقداری چاق بشه و این کار به شدت خطرناکه چون اگه فرمول های ذهنی درباره خوردن و تاثیر خوردن در جسم تغییر کنه و چاق شدن شروع بشه امکان نداره فقط به دو سه کیلو اضافه وزن ختم بشه
        حتما تا چاقی مفرط پیش خواهد رفت
        در مورد تصمیمی که گرفتید عالیه
        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار shahrbanou1346
          1400/02/23 20:10
          مدت عضویت: 1372 روز
          امتیاز کاربر: 22276 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 104 کلمه

          استاد  سلام  وقت بخیر 

          چقدر این پاسخ شما به دوستمون زهره  خردمندانه و با ارزشه

           فردی که لاغره و از لاغری خودش رنج می بره، رنج در ذهنش ایجاد شده نه در جسمشوقتی رنج در جسم باشه، مطمنا جسم خودش ترمیم رو انجام میدهاما وقتی رنج در ذهن باشه جسم هیچ کاری برای ترمیم انجام نمیدهبنابراین فردی که خیلی لاغره و میخواد به تناسب اندام برسه نباید اقدام فیزیکی کنهکثل دارو یا قرص خوردن و زیاده روی در خوردن داشته باشهباید از لحاظ ذهنی به تناسب اندام برسه.

          اینجا یه سوال برام  مطرح شد :

          آیا  ما چاقها  فقط در رنج جسمی  هستیم و  فکرمون مشگلی نداره ؟ 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 178 کلمه

            سلام دوست عزیز
            جسم ما برای ایده آل بودن ا طرف خدا برنامه ریزی شده
            شاید ایده آل ذهن ما با جسم تفاوت داشته باشه
            مثلا فردی که در ذهنش احساس می کنه خیلی لاغره و زشت شده فقط در ذهنش این دیدگاه ایجاد شده و جسم اون فرد ایده آل جسمی براش زیبایی از نظر دیگران نیست
            فرد چاق جسمش در حالت ایده آل باید متناسب باشه و انصافا هم جسم ما تلاش میکنه برای لاغر شدن ولی ما با فرمول های ذهنی اشتباه و عملکرد اشتباه مانع از ایده آل شدن جسم می شیم
            در حالی که جسم در بهترین حالت داره کار میکنه که ایده آل بشه ولی قدرت ذهن بر مغز و عملکرد آن تاثیر میذاره
            آدم های چاق قبل از اینکه از نظر جسمی وارد رنج بشن از نظر ذهنی در رنج چاقی قرار گرفته
            نمونه واضح افرادی که از نظر جسمی چاق نیستند ولی در ذهن خود ترس از چاق شدن دارند
            وقتی جسم چاق میشه و به رنج جسمی می رسه صد در صد از مدت ها قبل از نظر ذهنی در رنج قرار داشتیم
            نتیجه جسمی مرحله آخره تغییره

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار shahrbanou1346
              1400/02/23 23:17
              مدت عضویت: 1372 روز
              امتیاز کاربر: 22276 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 148 کلمه

              سلام  به محظرتون 

              ممنون از پاسخ  عالی شما  

              پس یعنی ما‌چاقها هم از نظر جسم در رنجیم  هم در فکر 

              برخلاف  خیلی لاغرا  که  فقط از نظر ذهن در رنجن  نه  از نظر جسم پس  برای متناسب شدن  فقط باید روی ذهنشون  کار کنن  و به جسمشون هییییچ کاری نداشته باشن .

              ولی استاد  اگر ما چاقها  واقعا  از نظر فکری  این جسم‌چاقو به حال خودش رها می کردیم  و همت  خودمونو به اصلاحات ذهنی معطوف  می کردیم  خیلی خیلی زودتر  متناسب می شدیم .

              همین حالا اومدیم  با روش ذهنی  لاغر  یا متناسب بشیم  ولی باز در بند خوردن نخوردنمون  گیریم که یک اقدام فیزیکیه واقعا اگر بتونیم با خیال راحته  راحت درست مثل متناسبها سر میز شام یا ناهار بریم و به ذهنمون  اعتماد کنیم  چقدر عالی می تونیم  در مسیری که هستیم موفق بشیم .یعنی واقعا  آزاد و رها باشیم .

              نمی دونم‌چقدر باید تمرین کنیم تا به این‌مرحله برسیم‌😔

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار zghiasvand984
          1400/02/24 13:17
          مدت عضویت: 1270 روز
          امتیاز کاربر: 6627 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 62 کلمه

          استاد یعنی میفرمایید افراد لاغر اگه رنج جسمی نداشته باشن هرقدر هم که از نظر خودشون و اطرافیان زشت و نامتناسب باشن نباید برای چاق شدن اقدام کنن؟ خب اقدام ذهنی که می فرمایید مگه همون اصلاح و تغییر فرمولهای ذهنی نیست؟ مگه میشه فرمولها رو فقط به اندازه ای تغییر داد که مثلا فقط فرد ۱۰ کیلو چاق بشه نه بیشتر؟

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار zghiasvand984
        1400/02/24 13:31
        مدت عضویت: 1270 روز
        امتیاز کاربر: 6627 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 62 کلمه

        استاد یعنی میفرمایید افراد لاغر اگه رنج جسمی نداشته باشن هرقدر هم که از نظر خودشون و اطرافیان زشت و نامتناسب باشن نباید برای چاق شدن اقدام کنن؟ خب اقدام ذهنی که می فرمایید مگه همون اصلاح و تغییر فرمولهای ذهنی نیست؟ مگه میشه فرمولها رو فقط به اندازه ای تغییر داد که مثلا فقط فرد ۱۰ کیلو چاق بشه نه بیشتر؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/02/11 02:07
      مدت عضویت: 1191 روز
      امتیاز کاربر: 458 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 365 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان ،سلام ب استاد عزیز و دوستان گرامی .گام بیست و پنجم مسیر لاغری با ذهن لیز است زمین نخورید .من دوروزه دارم این فایل رو گوش میدم خیلی از سوالهایی منو جواب داد خیلی اشتیاق بهم داد ممنون استاد عزیز من کلیپ شگفتی ساز رو دانلود کردم و ذخیر اش کردم در گوشیم روزی چند بار نگاش میکنم و عاشقشم  من ان شااالله قصد دارم مسیر لاغری من رو تموم کنم سه گام رو بخرم ولی ذهنم همش میگه این همه پول می خوای بدی اگه لاغر نشدی چی ،بعدش ب خودم میگم ک من این دوره رایگان رو رفتم اینقدر تمایلاتم کم شده مطئنم ک لاغر میشم ،بعدش ذهنم میگه خوب قبول اگه لاغر شدی دوباره چاق شدی چی اینجا من حرفی نداشتم بهش بگم ک تو این گام فهمیدم ک باید شخصیت من عوض بشه باید من ی آدم دیگه بشم و ب درک بالای  برسم از لاغری باذهن ،اگه این سوال پیش میاد یعنی من اول راهم و هنوز درکم از لاغری با ذهن کامل نشده ،نکته بعدی که یاد گرفتم اینه ک این مبالغ چیزی نیست ک واسه خودم  خرج کنم و ب آرزوم برسم ،هر چی روی خودم سرمایه گذاری کنم ب هزاران راه ب من بر میگرده خدایا شکرت ب خاطر این همه آگاهی ،هر سال ماه رمضون ک روزه میگرفتم چ موقعه سحر چ موقعه افطار اینقدر آب و غذا میخوردم ک میترکیدم همیشه مزه ی بدی داخل دهانم داشت سحرا اینقد آب میخوردم تا ساعت ده و یازده صبح من هی احتیاج ب سرویس بهداشتی داشتم ک آبهای ک اضافه وارد بدنم کردم و خارج کنم بعد خوابم میبرد ولی خدا رو شکر امسال ی حال و احوال خاص دیگه ی دارم عالیه حالم و ب اندازه میخورم تمایلاتم کم تر شده افطار ک میشه هر سال من ۵ تا ۶تا لیوان چای و شیر و زولبیا و خرما و قند و هر چی بود میخوردم ولی امسال خدا رو شکر  دوتا استکان بیشتر نمی تونم بخورم یا غذا ک می خورمسیرم دیگه تا سحر میلم نمی کشه چیزی بخورم ولی ذهنم همش میگه برو بخور ،اونو بخور ،اینو بخور ولی من نمی تونم میگم سیرم احتیاجم نست ولی باز میگه 😬😬😬 .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      1400/02/09 13:50
      مدت عضویت: 1162 روز
      امتیاز کاربر: 10203 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      سلام استاد خسته نباشید خدا قوت .

      این فایل را چند مرتبه دارم گوش میکنم .من یه بار فکر کنم برداشت خودم را نوشتم اما بازم مینویسم .

      استاد من از آذر ۹۹ با فایل رایگان و سایر فایلهای طلایی دارم هر روز و،هر روز ادامه میدم از هر فرصتی برا گوش دادن و تمرین کردن استفاده میکنم خدا را شکر با اینکه هنوز به تناسب اندام ایده،آل نرسیدم اما برام مهم نیست چون حالم با این فایلها خیلی خوب میشه با نشاط میشم سر حال رفتارم خیلی بهتر شده استاد شاید به جرات میتونم بگم بارها اتفاقاتی برام پیش اومده از جمله همسرم بینهایت غر میزنه هر وقت من،تمرین  انجام میدم راضی نیست همش با یه بهانه ای اذیت میکنه میبینه دارم فایل گوش میکنم با،من حرف میزنه بعد میگه چرا حواست نیست خلاصه اگه بگم خیلییه اما من کار ندارم نا امید نمیشم و ادامه میدم و تمام سعی خودم را میکنم که این کوله بار که داخلش اضافه وزن من و کلی حرفه ای شوهرم هست را با خودم روی این مسیر بسیار یخ زده و لیز با خودم ببرم بدون اینکه پایم سر بخوره و زمین بیفتم من تا حالا تونستم و با کمک شما و خداوند که منو به این سایت هدایت نصفی از راه را رفتم و بقیه اش را هم با توکل به خدا خواهم رفت چون من عاشق متناسب شدن هستم حق منه که لاغر،بشم حق منه که احساس خوب داشته باشم ،سلامتی کامل داشته باشم با نشاط و آرزوهای بزرگتری به طبقات بالاتری از،جهان هستی زندگی کنم .با آ آرزوی موفقیت روز افزون برای همه ی دوستان سایت تناسب فکری .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamzadk
      1400/02/04 22:55
      مدت عضویت: 1515 روز
      امتیاز کاربر: 27530 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 280 کلمه

      سلام و عرض ادب 

      زمانی که چاقی بهم فشار آورد برای هر مشکلی که پیش دکتر رفتم فقط گفت باید وزن کم کنی همه مشکلات رو ربط میدادم به چاقی ، توی زندگی خیلی مشکلات بود که فکر کردن به اونا اعصاب خردی بود و پرخوری عصبی ، 

      روابطم با شوهرم اصلا خوب نبود که این هم ربط داشت به چاقی توی ذهنم 

      به لطف خدا وقتی با استاد عطارروشن آشنا شدم و شروع کردم به گوش دادن فایل های رایگان توی سایت برای لاغر شدن . اوایل فقط گوش میدادم و توی ذهنم مینوشتم اولین چیزی که توی زندگیم تغییر کرد رابطه ام با شوهرم بود توی این ۳۰ سال زندگی مشترک که ایشون دست به سیاه و سفید نمیزد کلی عوض شدن و توی کارهای خونه بهم کمک میکنه که باعث تعجب بچه‌ها هم شده و من الان متوجه  شدم که بخاطر تغییرات ذهنم هست که ایشون اینقدر رفتارش تغییر کرده .

      من بعد از یکسال و چند ماهه که عضو سایت هستم و کلی نتیجه دیدم این سایت رو به دخترم که دندان پزشکه معرفی کردم برای داشتن اعصاب آروم که گفت ِِِلاغری با ذهن اصلا همچین چیزی وجود نداره فقط باید تحرک داشته باشی و کم غذا بخوری منم گفتم درست میگی 🙃

      دومین نتیجه ای که من از این سایت گرفتم آرامش و اعصاب آرومی هست که دارم قبلا از حرفهای اطرافیان خیلی ناراحت میشدم و مدام به فکر اون حرفها بودم ولی الان اصلا اهمیت نمیدم اگر حرفی رو بشنوم سعی میکنم به قول معروف یه گوشم در باشه یه گوشم دروازه 😉

      توی این مسیر باید تمام ورودی های منفی به ذهن رو ببندیم و با اشتیاق و علاقه روی فرمولهای صحیح وقت بزاریم تا به نتیجه دلخواه برسیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه درباره نتایج زندگی ات نوشتی از شما سپاسگزارم
        از خوندنش لذت بردم
        خدا رو شکر که بهترین ها را در این مسیر همراه من قرار داد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار maryamzadk
          1400/02/06 23:41
          مدت عضویت: 1515 روز
          امتیاز کاربر: 27530 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 12 کلمه

          سلام خیلی ممنون استاد من از شما سپاسگزارم بابت فایلهای ارزشمند تون 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Salimeh
      1400/02/02 02:31
      مدت عضویت: 1239 روز
      امتیاز کاربر: 1015 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,093 کلمه

      بنام حق❤

      مسیر لاغری با ذهن لیز است، زمین نخورید!

      توی مسیر لاغری هستم منتها هنوز به این گام نرسیدم یعنی اصلا اطلاع نداشتم جزو یکی از گامهاست،برای کسب اطلاعات بیشتر این فایل رو گوش دادم تا متوجه این امر شدم و از آنجایی که به خودم قول دادم هر فایلی که گوش کردم سعی کنم حتما درک و دیدگاهم رو توی همون صفحه ثبت کنم…

      که همانا نوشتن معجزه میکند😉

      اکثر افراد رمز موفقیت، و رسیدن به آرزوها و هدفها را انگیزه و اشتیاق میدانند اما بنظرم قبل از انگیزه و اشتیاق داشتن باید حال و احساس خوب داشت در اینصورت هست که ما می‌توانیم انگیزه و اشتیاق برای رسیدن به آن اهداف و آرزوها رو داشته باشیم و بالعکس حال و احساس بد است که باعث کاهش انگیزه و اشتیاق و در نهایت عدم رسیدن به موفقیت و اهداف و آرزوهایمان میشود.

      حال و احساس خوب⬅️ افزایش انگیزه و اشتیاق🔚 موفقیت

      حال و احساس بد⬅️ کاهش انگیزه و اشتیاق🔚 شکست

      هر فرد چاق در ابتدا وقتی در مسیر لاغری با ذهن قدم میگذارد و در حال آموزش و یادگیری لاغری ذهن است، کوله باری به اندازه ی سالها اضافه وزن، سالها حسرت،عدم اعتماد به نفس و شکست و یه ذهن کاملا چاق و یه جسم چاق و نگاه ها و نظرات دیگران به همراه خود دارد.

      همانند فردی که یه گاری سنگین پر از سنگ به دوش خود بسته و در مسیری در حرکت هست، و برای او قانونی تعریف کردند که توجه کردن به عوامل محیطی و بیرونی، فکرهای منفی و ناامید کننده، ترس از لاغر نشدن، ناامیدی،حرف ها و نصیحت ها و پیشنهادات و نظرات دیگران در مورد چاقی و لاغری، تبلیغات روش های مختلف لاغری،توجه و فکر کردن و عمل کردن به این موارد باعث میشود سنگ های بیشتری وارد گاری شود و درنتیجه حجم و وزن سنگها بیشتر و حمل آن برای آن فرد با سختی بیشتر و زحمت طاقت فرسا همراه شود و بالعکس توجه نکردن به منفی باف درونمان، توجه نکردن به حرف و حدیث های دیگران،تبلیغات و عوامل بیرونی تحریک کننده  باعث میشود بتدریج از سنگ های گاری کاسته شود و حجم و وزن آن کمتر شود و در نتیجه حمل کردن آن برایمان با زحمت کمتر و راحتی بیشتر فراهم شود

      شما اگه جای آن فرد بودید چه میکردید⁉️

      مسلما شما هم مثل یه فرد عاقلی دومی رو انتخاب میکردیم چون عقل سلیم اینو حکم میکنه،چون همیشه انسان ها به دنبال آسایش و راحتی بودند

      اما چرا ما در عمل و در مورد چاقی یا هر مسئله دیگر به این صورت عمل نمیکنیم⁉️🤔

      وقتی تصمیم به لاغری با ذهن گرفتم با بهترین دوستم که خواهرم است در میان گذاشتم،ایشون فرد نسبتا چاقی بود که با عمل لیپوماتیک و کلی رژیم و ورزش تونسته بود تا حدودی کاهش وزن و سایز داشته باشه ولی بعدش چون خیلی مراعات نکرده بوده خیلی از کاهش وزن و سایزش برگشته بوده، در جواب بهم گفته اینا همش چرت و پرت و مزخرف هست ما فقط باید جلوی دهنمون بگیریم و رژیم بگیریم و ورزش و پیاده روی کنیم فقط همین ،هیچ راه دیگه ای نداریم… نزدیکترین فرد زندگیم،که شوهرم هست بهش چیزی نگفتم ولی یکروز که داشتم فایل گوش میدادم متوجه شد و با پوزخندی گفت اینا چیه…

      توی مسیر لاغری با ذهن باید مثل فردی باشی که نیت کرده و اقامه نمازش رو بسته و دیگه به هیچ چیز و هیچ کسی توجهی نمیکنه و تمام حواس و توجه اش به معبودش و عبادتش هست

      توی این مسیر لاغری با ذهن باید نسبت به تمام ورودی های منفی، کر و کور و لال باشی

      حال و احساس خوب چیز خریدنی نیست که ما بریم مغازه و بگیم آقا ۵کیلو بهم بده بلکه کسب کردنی هست

      باید خودت بدستش بیاری

      فقط خودت

      نباید منتظر هیچ کسی یا چیزی باشی که حال و احساست رو خوب کنه

      حال و احساس بد هم خریدنی نیست یا چیزی نیست که کسی به زور به ما تزریق کرده باشه

      اونم خودت بدستش آوردی

      فقط خودت

      با توجه کردن و فکر کردن چیزهای بد،با ورودی های منفی،عوامل بیرونی تحریک کننده

      وقتی یه فکر ناامید کننده و بد میاد توی ذهنمون اون بال و پر میدیم

      وقتی به یه شخصی اجازه میدیم در مورد چاقی و لاغری ما نظر و پیشنهاد و ارشاد کنه و بدتررررررررررر از این اجازه میدیم اینا وارد ذهنمون بشه

      برای همه مون احتمالا پیش اومده که بریم شیر یا هر مواد غذایی بخریم و به تاریخ تولید و انقضاء اون نگاه کنیم چرا❓ چون میخوایم مطمئن باشیم که فاسد و خراب نباشه و سالم باشه، چون میدونیم اگه چیز فاسد و مانده و خراب رو وارد جسم و بدنمان کنیم مریض و مسموم میشیم، اما متاسفانه ما هر روز فکرهای بد و منفی وارد ذهن مون میکنیم بدون اینکه اونا رو فیلتر کنیم و ببنیم کدوما فاسد و خرابه و مسموم کننده است،واقعا چرا⁉️😕

      فقط با مخاطبینم نیستم بلکه با خودم هستم

      وقتی که در این مسیر قرار گرفتم، فکر میکردم نباید به مسائل چاقی و لاغری فکر کرد و ذهن را از ورودی های منفی راجب این مسئله مصون نگاه داشت، اما بعد از مدتی وقتی دیدم اون تغییراتی که مورد انتظارم هست در من خوب شکل نگرفت و تغییر نکرد،و با گوش دادن چند تا فایل های استاد، متوجه این اشتباهم شدم

      فکرِ بد، فکرِ بده

      ورودی منفی، ورودی منفی هست

      حتما که نباید فقط راجب لاغری و چاقی باشه

      📵⛔📛من کلا آدم خیلی فکری و احساساتی و استرسی هستم، وقتی یه اخبار ،کلیپ،فیلم با صحنه بد یا غم انگیز ببینم همش و تا چند روز توی ذهنم مرور میشه و یادش میافته، خب مگه مجبوری ببینی نبین به همین راحتی

      📛❌🚫وقتی یه خبر بد،آهنگ غمگین گوش بدم ناخودآگاه فازم منفی و گاهی گریه ام میگیره، خب مگه مجبوری گوش نده به همین راحتی

      ⛔❌📛وقتی به مراسم عزاداری و فوت برم قلبم درد میگیره خب مگه مجبوری تا میشه نرو به همین راحتی

      🚫📛⭕وقتی یه خبر یا نفر در مورد موضوعاتی مثل قتل،جنایت،خیانت، مشکلات اقتصادی و فقر و گردنی و نداری و بیچارگی و تورم و سکه و بورس و ارز این چیزها صحبت میکنه از زندگی ناامید میشم کلا، خب مگه مجبوری گوش نده،حرف رو عوض کن و…به همین راحتی

      ❌📛🚫 وقتی به مشکلات خانواده ام یا اقوام و فامیل و حتی مردم کشورم فکر میکنم خیلی ناراحت و نگران میشم، خب مگه مجبوری فکر نکن، اگه کاری از دستت بر میاد انجام بده در غیر اینصورت فکر کردن و غصه خوردن تو دردی رو دوا نمیکنه…

      ⛔📛❌وقتی به آینده بچه هام فکر میکنم نگران تحصیل و کار و ازدواج و آینده شون میشم، خب مگه مجبوری فکر نکن، از حالا داری فکر ۲۰_۳۰ سال دیگه رو میکنی!

       توی لحظه زندگی کن نه در آینده و نه در گذشته

      و هزاران و هزاران مسئله دیگه….

      من عزیزم لطفا

      فکرت رو خالی کن

      بگذار قلبت در آرامش باشه

      با آرزوی تناسب افکار و اندام برای تمامی دوستان عزیز🧠💪🫀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 5122 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,582 کلمه

      بنام خداوند دلهای پاک. گام 25. مسیر لاغری لیز است. سلام خدمت دوستان خوبم واستاد عزیزمون. برای ایجاد تغییر در هر زمینه ای باید عملکرد ذهن وشناخت موانع ذهنی رو یاد بگیریم. لاغر شدن نوعی تغییر است که بیشتر از هر موضوع دیگری نیاز به شناخت ذهن وموانع ذهنی دارد. مسیر لاغری با ذهن درست است آسان است ومانند روش های دیگه احتیاج به منع غذایی وفعالیت خاصی ندارد. اما به شدت لیز است. پس نیاز داریم درباره چگونگی حرک کردنمان در این مسبر آگاهی های بیشتری کسب کنیم. هرچه قدر آگاه تر وهوشیار تر باشیم احتمال لیز خوردن وافتادن کمتر است. افراد جاق بخاطر خستگی از وضعیت جسمی وروحی خود وعوارض چاقی به دنبال روشی برای خلاصی از شرایط خود هستند. که با خواست خداوند به مسیر لاغری با ذهن هدایت می شوند. از آنجا که شناخت ذهن وعملکرد ذهن وموانع ذهنی ودسترسی به فرمول های ذهنی نیاز به آموزش دارد وماباید مدتها تحت آموزش باشبم تا دیده وها وشنیده هامون به عمل ودر نتیجه به رفتار ودر آخز به لاغری برسه. پس در ابتدای شروع مسیر وشاید ماهها پس از آن ما همچنان با جسم چاق خودمون روبه رو باشیم. چون ما قبلا با روش های اشتباه در مدت کمی جسممان تغییر می کزد وحالا می بینیم از اون خبرا نیست. جسم تغییر نمی کنه وما همچنان چاقیم. باعث می شه شوق واشتیاقمون کم بشه. مایوس ونا امید بشیم. بارها شکست خوردن در مسیرهای مختلف سبب شده به شدت نسبت به خودمون وتوانایی های خودمون شک کنیم. باور کرده ایم که نمی توانیم لاغر شویم ومدام گفتیم اراده لاغر شدن نداریم. حالا سخت ترین مرحله در مسیر لاغری با ذهن باور کردن توانایی های خودمان است که می توانیم لاغر شویم. با تمرکز در توانایی لاغر شدن متوجه می شوین که موضوع اضافه وزن ما ریشه هایی قوی در ذهن دارد وبرای تغییر این نگرش راحب توانایی در لاغر شدنمان باید تمرکز وتمرین زیادی داشته باشیم. افراد در مسیر لاغری با ذهن به دو علت انگیزه واشتیاق خود را از دست می دهند 1-توجه به چاقی 2-توجه به حرف دیگران. ما همزمان با آموزش لاغری با ذهن جاق هستیم. افکار چاق کننده داریم. خاطرارت چاقی را مرور می کنیم. رفتارهای چاق کننده داریم. در عین حال که تمرینات لاغری با ذهن را انجام می دهیم وآموزش می بینیم. از فشار چاقی هم رنج می بریم همزمانی چاقی فعلی ما با آموزها ویادگیری ها راجب لاغری باذهن باعث می شه بارها روی چاقیمون متمرکز بشیم واز فکر کردن به چگونه لاغر شدن احساس یاس وناامیدی در ما شکل می گیرد یمی از چالش های ذهن برای لاغر شدن توجه کزدن به جاقی است از آن جایی که ما خاطرات تلخی از چاقی خود داریم به راحتی اسیر افکار ناامید کنندع می شویم وعنان کار از دستمان خارج می شود. دومین موضوع که باعث شد انگیزمون از بین بره. حرف وحدیث دیگران است. همه اطرافیان سالها مارا با جسم چاق دیده اند وهر بار مارا نصیحت می کنن که فکری به حال خود بکنیم. به ما یادآور می شوند جاقتر از قبل شده ایم. حالا ما به اشتباه می گوییم که از روش لاغری با ذهن استفاده می کنیم ودر حال آموزش هستیم. از آنحایی که آنها از چیزی های که ما می دانیم اطلاعی ندارند وبه قول استاد ما به طبقه بالاتر رفتیم وآنها طبقه پایین ما هستند مارا سرزنش می کنند وما چون همچنان چاقیم وبه شدت حرف انها رویمان تاثیر دارد وخاطرات مشترکی در طبقه پایین با آنها داریم به مضخرفات آنها گوش می دهیم وبا سر از بالا به پایین سقوط می کنیم بنابرین اگر می خواهیم در مسیر لاغری با ذهن موفق شویم باید در ابتدا باور کنیم که ما توانایی لاغر شدن رو داریم واینم بدونیم با وجود راحت بودن مسبریمان به شدت لیز است وما در یک سربالایی یخ زده با کوله باری سنگین که با عواملی همچون ترس از چاقی خاطرات جاقی شکست های پی در پی در لاغری. حرف ونگاه اطرافیان جسم چاق آگهی وتبلیغات تلوزیون ومعرفی روش ها وداروهای برای کاهش وزن سریع وبدون بازگشت پر شده وبسیار سنگین است در حال حرکت هستیم. باید تمام ورودی های ذهنمان را مراقبت کنیم وبا ایمان ودیدن استاد ودیدن شگفتی سازان ادامه دهیم تا به مسیر صاف وبعد سرپایینی برسیم انشالا از آنحایی که ذهن ما به وضعیت چاقی ما عادت کرده ودلش نمی خواد تغییر کنه وتنبلیش میاد پس همه تلاشش رو می کنه تا مارا نا امید کند واگر ما حربه های ذهن چاق رو نشناسیم به راحتی گول می خوریم واز مسیر خارج می شیم. افرادی هستند که با روش لاغری با ذهن موفق می شوند کاهش وزن خوبی داشته باشند وسایز مورد دلخواهشون رو به دست بیارن. اما بعد از اتمام دوره باز برای لاغر ماندن وچاق نشدن به روش های لاغری روی میارن. که این نشان می دهد آنها از لاغری با ذهن فقط مثل برنامه رژیمی استفاده کردن وبعد از اتمام دوباره به روش های دیگزی روی میارن که باعث شکست آنها می شه. این یک ادعا نیست که استاد می گویند لاغر شدن در روش ذهنی همیشگی است. ما اگز لاغری با ذهن را درک کنیم شخصیت ما تغییر می کند ما از یک فرد چاق به یک فرد متناسب تبدیل می شویم وتا هرجا که لازم باشد لاغر می شویم ولاغر می مانیم مثل خود استاد دیگه احتیاج نیست کاری کنیم. مگر نه اینکه این افراد با گذراندن این مسبر لاغر شدن پس با تکرار وتکرار وتکزار همین مسبر لاغر تر می شوند ولاغر می مانند پس اگر هنوزم با وجود گرفتن نتیجه گدل تبلیغات را می خورید باید بدانید از لاغری با ذهن هیچی درک نکردین وشخصیت شما تغییری نکرده استاد جان من در این مدت کوتاه بارها شکست خوردم ولی علاقم کم نشده وباز برگشتم حتی یه روز نزاشتم از سایت فاصله بگیریم. از وفتی طرح دیدگاه هارو تغییر دادین وبه عدد بالا که نشون می ده چند روزه در این مسبر هستیم نگاه می کنم بعضی از دوستان بعد از دویا سه سال بودن در این مسبر تازه موفق شدن واین برای من تازه کاز خیلی جای امید واری داره وباعث می شه عجله نکنم وبه خودم فرصت بدم تا شنیده ها ودیده هم در ذهنم ثبت بشه. با آهنگی که برای سال نو گذاشتین روی تصویر شگفتی سازان من اشک می ریزم وتمام احساسم درگیر می شه وبه خودم مطمعن می شم که موفق خواهم شد. استاد یه بار اشتباه کردم وتصویر شمارو نشون همسرم دادم گفت چقدر ساده وبدبختی این خودش قبلا با رژیم لاغر شده وحالا برای شما فیلم بازی می کنه من با اینکه خندم اومد به این حرف ولی خیلی ناراحت شدم که جرا بهش گفتم وخواه ناخواه رو ذهنیتم تاثیربزاره الان هرکی راجب رژیم حرف می زنه. یا تو گوگل راجب روش های لاغری حرف زده می شه یا هرجای دیگه من اصلا نگاه نمی کنم وایمان دارم تنهاترین راه برای لاغر شدن ولاغر ماندن روش لاغری با ذهن است. خیلی بزرگدارین برای این همه آگاهی بی نظیر ازتون سپاس گزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      1400/01/25 04:03
      مدت عضویت: 1519 روز
      امتیاز کاربر: 8713 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 1,122 کلمه

      سلام سلام😍😍 یک زمان و جای دنج پیدا کردم تا در سکوت و آرامش گام امروزم رو خیلی محکم بردارم.بزن بریم برای روز بیست و پنجم🏃🏻‍♀️مسیر لاغری با ذهن لیز است ، زمین نخورید.درسته که مسیر لیزه اما میتونی کفش اسکی پات کنی 😉⛷🏂🏻 ..که میشه همون باور …وقتی باور کردی که من میتونم لاغر بشم حتی اگر لیز هم بخوری دوباره سرپا میشی و ادامه میدی و بعد از مدتی مثل یک ورزشکار حرفه ای ، روی یخ ها سر میخوری و رد میشی و مهارتت انقدر زیاد میشه که کمتر و کمتر زمین میخوری…پس یادت باشه که باور و ایمانی قوی به توانایی خودت رو با خودت بیاری و تا همیشه در کوله بارت نگه ش داری.سال ها رژیم گرفتن و نتیجه نگرفتن اعتماد به نفس و خودباوری تو رو تخریب کرده؟؟ میدونم.ولی میخوام بهت بگم که دیگه مهم نیست …حتی مهم نیست که اصلا آیا از روش یا روش هایی برای لاغری استفاده کردی یا نه ، مهم اینه که الان اینجایی ..همین کافیه و میتونه یک سوخت فوق العاده برای متناسب شدن ..به شرط اینکه قدرش رو بدونی و ازش استفاده کنی …لاغر شدن سخت نیست فقط باید از راه درستش حرکت کنی …😊😉

      فایل تصویری 💻🎧:

      مهم ترین موضوع در رسیدن به لاغری:(چیه یعنی؟🤔)

      در مسیر تغییر کردن (حالا هر تغییری) به شدت تحت تاثیر منطق خود هستیم.. هی میگه تو چاقی چرا لاغر نمیشی؟🧐 و…..

      ✅ من آرزوم بود وزنم فقط از ۷۵ بیاد پایین 😶 یعنی این که برام محال بود میگفتم حالا بیاد زیر ۷۵ بعدش رو بعدا فکر میکنم چیکار کنم 😅 از بس که دور میدیدم از خودم..با دوره ی رایگان ۱۰ جلسه این اتفاق افتاد ( چون اون موقع شیطون بودم🤣 رفتم رو ترازو و باورم نمیشد که عقربه ی ترازو اومده به سمت ۷۳ 😍) یعنی باورم نمیشد ولی با وجود رسیدن و حتی عبور از آرزویی که محال میدونستمش هم باز این منطق کار خودش رو میکرد و هر از چند گاهی میگفت هنوز به اون سایزی که میخوای نرسیدی که 😒😒🥲

      مگه کَر🦻🏻 باشی که  تمرین کنی اما تغییر نکنی و لاغر نشی  😆😆 تضمین از این بیشتر؟؟؟؟مطمئن بااااااااااااااااااش بابا کی لاغر بشه جز تو؟؟؟💪🏻💪🏻

      کی تونسته رژیم بگیره لاغر بشه؟؟؟ هیییییییچچچچ کستغییراتی که در ذهنت ایجاد میشه تمایلاتت رو تغییر میده به همین راحتی😊😇

      هرروز با جسم چاق ،افکار چاق و حرف و حدیث های مردم رو با خودت حمل میکنی..یه وقت گول این چاقی ظاهری رو نخوری که تو این مسیر میخوری زمین..(به به 🥰 چاقی ظاهری ،چه عبارت قشنگی ..یعنی این جسم منِ واقعیِ من نیست ..من ریشه در تناسب دارم و دارم به سمت سرزمین اصیل خودم برمیگردم .)

      ⚠️حواست باشه که سُر نخوری .حرف مردم ، حرف منطق ت به خودت مثلا وقتی در آینه خودت رو میبینی و اون حرفا مرور میشه😈 …اینجا جایی هستش که تو باید مجهز باشی تا لیز نخوری …

      اما اوناییکه ادامه میدن،هرچیزی رو که شروع میکنند ادامه میدهند ،(خسته میشوند اما ادامه میدهند ،ناامید میشوند اما ادامه میدهند ،)یواش یواش مسیر سربالایی تبدیل به مسیر صاف میشود و شیب آن کم تر میشود و باز با ادامه دادن مسیر سرپایینی میشود و دیگه خوش به حالمون میشه 😁.

      درک لاغری با ذهن ، یکی از نتایجش اینه که کلا از هر روشی برای لاغری دل میکنی و رهاشون میکنی.نتیجه ی بعدی نفوذ آگاهی لاغری با ذهن این هستش که دیگه نگران چاق شدن نیستی .باید ادامه بدی به این درک هم میرسی😊شخصیتت باید تغییر کنه.

      ✅من به شخصه واقعی تر و منطقی تر و نزدیک تر از لاغری با ذهن به زندگی عادی ندیدم.یک مدل دیگه لیز خوردن، بحث کردن با کسی است که آگاهی از این روش ندارد. چون اونا سطح آگاهی تو رو ندارند ولی تو یک روزی در سطح و طبقه ی اونا بودی پس خیلی راحت میتونن تو رو متقاعد کنن که چرت میگی😐😅فایلها رو گوش کن ، تمرینات رو انجام بده و بنویس. این کار رو هرروز تکرار کن . تکرار کن .تکرار کن. همین😊

      پرسش و پاسخ 📖✏⁉️اگر نتیجه ات غیر از لاغری باشه به زنده بودنت شک کن😅😉چطوری انگیزه ام مثل روز اول باشه؟؟؟خودش برمیگرده از فشار چاقی😁 نکته🔑: هروقت دیدی انگیزه ات کم شده ،دقت کن ببین در چند روز گذشته به چه موضوعاتی توجه کردی.مثل اخبار ، موضوعات ناراحت کننده و….اولین نشانه ش ناامیدیه …

      ✅گرسنگی کشیدن در لاغری با ذهن اصلا معنی نداره..نکنی این کار  رو  هاااا 😌 غلطه … وقتی گرسنه ای خوب باید غذا بخوری دیگه 😅 ..چون خوردن رو عامل چاقیت میدونی هنوز …نکن دوست عزیز 😁 گرسنه شدی با خیال راحت غذا بخور …اگر نفس کشیدن تو رو میتونه چاق کنه اون غذا هم میتونه🤣گرسنگی کشیدن یعنی تلاش بیشتر برای اینکه چاق بمونی . چون داری سیگنال قحطی به بدنت میدی…

      🔆(آقا قیمت دوره ی آرزوها ۱۲۵۰۰۰۰ تومنه..😅 خیلی هم خوبه .بخرید.)دوتا دوره بخرید ۱۰٪ ،سه تا دوره بخرید ۲۰٪ تخفیف میگیرید.🔆

      مردن ،یک چیزه … هرکی به یک شکلی میمیره دیگه ..ما هم میمیریم دیگه 🥲 حال تون بد نشه از رسانه ای شدن فوت یک نفر… تلاش نکنید حال دیگران را خراب کنید.

      بریم سراغ چاق و لاغری 🏃🏻‍♀️💞لذت لاغری بعد از چاقی ، از اینکه از ابتدا لاغر باشی خیییلی بیشتره..من فقط میدونم یک چیز در دنیا مقدس است: برای هر انسانی فقط خودش مقدس است….⚠️لاغرهای عزیز! لطفا تلاش نکنید چاق بشید …والا چاق بودن، هیچ چیز خوبی نداره  …تنها خوبیش برای من آشنایی با لاغری با ذهن بود …تمام..بقیه ش رنج و سختیه…. هیچ زیبایی در چاقی وجود ندارد.نمیدونید چه لطف بزرگیه از طرف خدا که هرچی تلاش میکنید ،چاق نمیشید🔑

      آخرین سوال: اگر هر اشتباه یا ترمزی فکر میکنید دارید،رهاش کنید.قدرت فکر خوب ۱۰۰ برابر اون ترمزه است..پات رو از روی ترمز بردار خوب 😁 چجوری؟هر وقتی اون فکر مرور شد ، تو نباید ادامه ش بدی.فکر رو عوض کن . تحلیلش نکن ..همین 😊

      بهش پر و بال ندی ، خودش حذف میشه…

      هرکجا هستید در پناه خداوند شاد باشید ،دنبال حال و هوا و احساس خوب باشید و سپاسگزار خداوند.دنبال موضوعاتی باشید که حالتان را خوب کند.اگر حالت خوب باشه ،امید به زندگی در شما تقویت میشود.انگیزه ات برای انجام هرکاری میره بالا.هرروز به دنبال موضوعات مفید باشید.از هزینه کردن هم نترسید .. بهتون برمیگرده به شکل های مختلف.همین توجه نکردن به ناخواسته ها ،خودش بهاست ،پرداختش کنید😉.

      تغییر امروز من😍😍:آقااااا 🤩🤩 من یه چیزی یادگرفتم که خیلی دوستش دارم و به نظرم خیلی درسته 👇🏻بین گرسنگی و سیری در سطح جسم نباید هیچ تفاوتی وجود داشته باشه…یعنی گرسنگی و سیری هردو پیام های مغزی هستند ..من اینو نمیدونستم و فکر میکردم باید در جسم تغییری احساس بشه تا مطمئن (😅) بشم که من سیر شدم…ولی امروز وقتی ناهارم رو خوردم و دیدم هیچ فشاری به جسمم نیومد گفتم همینه این یعنی سیری💪🏻✅ درسته …و  احساس خیلی خوبی داره که گرسنگی و سیری احساسی باشه که مغزت دستورش رو صادر کنه نه معده ات ..خلاصه که از این سبکی بعد از غذا حسابی کیف کردم 😊💞خدایا شکرت 🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikia4040
      1400/01/19 21:43
      مدت عضویت: 1339 روز
      امتیاز کاربر: 217 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 495 کلمه

      گام بیست و پنجم:لیز خوردن.                     با دیدن این فایل یاد خودم افتادم من حدود هشت ماه پیش با این سایت آشنا شدم و هرروز بمدت دو ماه فایل گوش میدادم و تمرینها رو انجام میدادم تا اینکه رفتم مسافرت و خواهر شوهرم بمن گفتن چاقتر شدی و من که هنوز آگاهی زیادی از روش لاغری با ذهن نداشتم فکر میکردم فقط با گوش دادن به فایل و نوشتن تمرین لاغر میشم و نمیدونستم که این فرمولها رو  باید در زندگی روزمره بکار ببرم به همین دلیل در این مسیر لیز خوردم و این روش رو کنار گذاشتم و دیگه فایل گوش ندادم وبعد از دو سه ماه بعد دوباره به این روش برگشتم و از اول شروع کردم منتهی این بار با عشق و اشتیاق فراوان و سعی میکردم به صحبتهای استاد با جان و دل گوش و عمل کنم و توی مدت سه ماه دو سایز کم کردم و عادتهایی رو که دوست نداشتم رو تقریبا کنار گذاشتم من دوست نداشتم چای با قند بخورم و الان اکثر مواقع چای رو تلخ می خورم و بسیار لذت می برم یا قبلا با فشار شکم سیر شدنم رو میفهمیدم ولی حالا اکثرا به اندازه غذا می خورم واینکه عید امسال در مهمانیها روی خوردنمم  تسلط داشتم و متفاوت ترین نوروز عمرم بود و تمام این موفقیت‌ها رو مدیون این روش عالی هستم کبد چرب داشتم که برطرف شد و احساس خوب و آرامش درونی و امید به زندگی دستاورد استفاده از این روش هست در چند روز گذشته دوباره در این مسیر لیز خوردم و به علت دنبال کردن اخبار کرونا و اوضاع وخیم شهرها از زندگی نا امید شدم و انگیزه من کم شده بود ولی  ادامه دادم و هرروز فایل می دیدم و تمرینها رو انجام میدادم تا اینکه امروز با دیدن این فایل احساسم بهتر شد و اشتیاقم بیشتر شد و واقعا استاد دانای من میدونستن این لایو چقدر الان لازمه و من که  کوله باری از رفتارهای چاقی ،چاقی وحرفهای اطرافیان رو در این مسیر لغزنده بدوش می کشم خیلی باید هوشیار باشم که به حرف این ذهن چاق گوش نکنم چون اون عادت کرده به چاقی و منفی باف هر وقت توی آیینه خودم رو می بینم نجوا میکنه که تو چاقی وبه این راحتی لاغر نمیشی پس باید توجه خودم رو از جسمم بردارم و فقط روی ذهنم تمرکز کنم و ادامه بدم  به نظر من لاغری با ذهن تنها روشی که توی عمرم باعث شد که من خیلی از عادتهایی رو که دوست نداشتم خیلی آرام تقریبا کنار گذاشتم و بقول استاد اینقدر این تغییرات بی سروصدا انجام شدن که خودم متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد ولی ذهن من هنوز نیاز به آموزش داره و من متعهد میشم تا آخر عمرم در این مسیر شگفت انگیز بافی بمونم حتی بعد از اینکه به وزن ایده آل خودم برسم خدایاااااا شکرت که منو به این مسیر هدایت کردی ،ممنونم از استاد عزیزم و به خاطر تمام زحمات ایشون سپاسگزارم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      1400/01/07 19:46
      مدت عضویت: 1598 روز
      امتیاز کاربر: 23378 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,716 کلمه

      گام‌ ۲۵

      سلام‌ وقت بخیر

      لاغری با ذهن برای منهم تولدی دوباره بوده ،این روزها که در ایام عید هستیم و مدل خوراکی های فرهنگ ما متفاوت تر از بقیه ایام ساله و بیشتر ما این باورو داشتیم که عید چاقتر خواهیم شد ،خدارو شکر که این فرموله مخربو در ذهنم نقض کردم ،قبلا مدام تو ترس و استرس بودم و الان بسیار آرامتر شدم‌،شیرینی خوردم،آجیل خوردم ،این چند روز مهمان داشتیم ولی من اون فریده گذشته ترسو نیستم، پارسال با هر کسی هم صحبت میشد از چاق شدنش بخاطر موندن تو خونه صحبت میکرد ولی من در حال سایز کم کردن بودم ،بودن در مسیر و عمل به دانسته ها یعنی همین ،وگرنه ما فقط فایل گوش کنیم که اثری نداره ،آیا به دانسته های خود عمل هم میکنیم ،،از زمانیکه وارد دوره ها شدم ،به اعمال و رفتار و گفتار آدم ها دقت میکنم ببینم چه چیزهایی در مغزشون میگذره،،مثلا خواهرم من برای تعطیلات عید اومدن ایران و چند روز اول عید منزل ما بودن،،این خواهرم از بچگیش لاغر بود و مدام بدنبال یکمی چاقتر شدن‌ بود ،تا اینکه چندین سال پیش یکمی توپر شد و انگار ترسید از چاقتر شدن ،سریع شروع کرد به نخوردن بعضی خوراکی ها ،مخصوصا سس مایونز که بنظرش خیلی چاق کننده است، ولی معمولا روی سایز ۴۰ فیکسه ،این دفعه که دیدمش متوجه شدم خیلی لاغرتر شده ،شاید سایزش ۳۶ یا ۳۸ شده بود ،همه ارش میپرسیدن چکار کردی ؟ ایشون میگفت :چونکه تصمیم داشتم بیام ایران یه ورزش روزانه انجام دادم و برنجمو خیلی کمتر کردم ،بیشتر سبزیجات خوردم ،البته این کاهش سایزش در ۳ ماه بوده ،من متوجه شدم خواهرم باور داره که اگر برنجشو کمتر کنه خیلی زود لاغر میشه یا اگر چند ورزش کنه سریع بدنش آب میشه و چونکه باور قوی داره روی خواهرم اثر میکنه ،

      دلیل ورزش کردن من برای این بود که چاقتر از اون نشم

      دلیل ورزش کردن خواهرم این بود که مطمئن بود چند سایز کم خواهد کرد و چونکه خواهرم فرمول های مخرب زیادی نداره خیلی بسرعت سایز کم میکنه

      با بودنم در مسیر رژیم های اشتباه و انجام هر ورزش سختی ،در من باور ناتوانی شکل گرفت ،آخه مگه تو بدن من چی بود که متناسب نمیشد؟ کلافه بودم ،تمام اعتماد بنفسمو از دست داده بودم ،حس بدم تو تمام جنبه های زندگیم اثر مخرب گذاشته بود ،خودمو ضعیف میدیدم

      مسئله الان من هم همینه که من اول باور کنم که میتونم لاغر بشم ،و بعد انتخاب کنم که لاغر بمونم و لذت ببرم‌ ،جالبه با اینکه لاغر هم شدم ولی بازم مقاومت میکنه

      یادمه دیگه آخراش به اطرافیانم نمیگفتم چه مدل رژیمی دارم ،انگار مسخرم میکردن ،یه مدت کوتاه با فایلهای هیپنوتراپی در گوش غذا میخوردم ،همه میخندیدن ،میگفتن فریده دوباره چه کاری داره انجام میده

      بودن در این مسیر مستلزم اینه که مرتب خودتو تو آینه و لباسات چک نکنی و به حرف های مردم توجه نکنی چونکه معمولا حرف های امیدبخش نخواهند زد

      وقتی این دوره رو شروع کردم به هیچ کس جز دوستم نگفتم،ایشون هم راضی نبود و باور نداشت بشه لاغر بشم ،ولی من دوره هارو تهیه کردم و وارد دوره شدم ،۲ماه ونیم گذشت و با هم مسافرت ۲۱ روزه ای رفتیم ،زمانیکه داشتیم برمیگشتیم و داشتم خرید لباس میکردم ،متوجه شدم سایزم کم شده،همونجا که یه کاپشن کرم‌ رنگ خریدم پوشیدم و از خودم عکس گرفتم که اتفاقا همون عکسمم در آلبوم شگفتی سازان هست ،دوستم بهم‌ گفت انگار تو لاغر شدی ،با اینکه یکمی اضطراب داشتم که اگر کم نکنم دوستم سرزنشم میکنه ،خوشحال شدم از اینکه داشتم سایز کم میکردم برگشتم خونه دخترم تعجب کرد ،گفت مامان چقدر کوچولو شدی و شروع ریزش سایز من بود و بعد از اون دوستمم وارد دوره شد

      دقیقا تو این مسیر لیز بارها سر خوردم ،ناراحت شدم،ناامید شدم‌ ولی دوباره برگشتم به مسیر ،نه اینکه فایل گوش نکنم ،منفی بافم اذیتم کرده و منم گاهی بهش توجه کردم

      خدارو شکر نشده که حتی به روشی بغیر از لاغری با ذهن توجه کنم

      تمام مسئله من ولعی بود که نسبت به مواد غذایی ممنوعه داشتم ،دوست داشتم تمام اون اشتیاق و ولعم از بین بره و زمانی اون اشتیاق کاذبم کمتر شد که خیالم از بابت لاغر شدن و رژیم‌ گرفتن راحت شد ،دیگه از خوردن ترس زیادی نداشتم،آزاد بودم ،حالم خوب بود پس هر زمانی دوست داشتم میتونستم هر چیزی علاقه و میل داشتم بخورم و این اطمینان باعث شد دیگه به خوراکی ها فکر نکنم ،حسم بد نشه ،اعتمادبنفسم بالا رفت که منم میتونم مثل آدم های نرمال رفتار کنم

      استاد من زمان هاییکه زیاد توی آینه خودمو چکاپ میکنم و شروع به ایراد گرفتن میشم ،سر میخورم ،چند وقتیه که خودمو زیاد نگاه نمیکنم ،به خودم میگن ،فریده به من نگاه نکن تا زمانیکه منو زیبا ببینی ،نگاه میکنی که فقط ازم ایراد بگیری ،

      چه تشبیه قشنگی ،جاده سربالایی یخ زده سری که ما با کوله بار سنگینی روی اون در حرکت هستیم ،یعنی باید خیلی مراقب همه چیز باشیم ،مدام خودمون خودمونو تحریک نکنیم که ببینیم لاغر شدیم یا نه ؟آیا دیگران بهمون میگن که لاغر شدیم؟ یا توجه کردن و دنبال کردن منفی باف که چپ و راست میزنه ،باید مثل یه نوزاد که در شکم مادره و مادر ۹ ماه ازش مراقبت میکنه تا بدنیا بیاد و بازم مراقبشه تا بزرگ بشه ،مواظب خود جدید متناسبمون باشیم تا جون بگیره و قدرتمند بشه

      استاد حسم بهتر شد که گفتید یه مدت که تو مسیر باشید جاده صاف میشه و بعد سرپایین میشه ، شنیدن این جنس فایلها مثل زمانیه که به ماشینت سوخت میرسونی ،یدفعه شتاپ میگیره و قدرتمندتر حرکت میکنه ،

      سالها مراقبه لاغری گوش میدادم ،مراقبه ثروت گوش میدادم،ای اف تی میکردم ولی هیچ تاثیری نداشت

      از وقتیکه یه فایلیو گوش کردم که استاد میگن این طبیعی نیست که ما چاق باشیم ،اینو تعمیم دادم به هر چیزی ،وقتی داره سرم درد میگیره به خودم میگم استاپ کن استاپ ،این طبیعی نیست که سر درد بشم طبیعیش اینه که سلامت باشم و چقدر این موضوع تو سلامتی بمن کمک کرده ،مخصوصا برای من که پذیرفته بودم ،شخصی چند سال پیش منو ناراحت کرد و سرم از همون زمان درد گرفت و خوب نشد ،پس چند روز یکبار سردرد شدم تو این چند سال ،ولی با بودن در مسیر تمرینات ذهنی و توجه بر سلامتی و انجام این تمرینی که شرحش دادم ،بمن خیلی کمک شده که خیلی خیلی کمتر سر درد بشم البته که من در مورد سلامتی هم تمرین دارم و در حال شناسایی و برداشتن موانع ذهنیم هستم

      استاد گفتید اگر در دوره هستید و نگران چاقتر شدنتون هستید یعنی لاغری با ذهنو هنوز درک نکردید ،انگار بهم برخورد ،واقعا چرا من باید فکرهای زیباتری نداشته باشم؟چرا من نمیتونم زیاد مطمئن در مورد لاغریم فکر کنم؟ یعنی هنوز جا داره که این روشو بفهممش و خوشحالم که با شنیدن این آگاهی ها خط هایی در ذهنم انداخته میشه و مطمئن تر به مسیرم ادامه میدم

      پارسال که از مسافرت اومدم ،دخترم گفت مامان چقدر لاغر شدی ،مادرم گفت آخه تو سفر پیاده روی زیاد داشته لاغر شده ،در صورتیکه من از عید ۹۹ تا آذر که تو دوره ثبت نام کردم ۵ تا مسافرت خارجی سنگین داشتم که پیاده روی زیادی داشتم ولی لاغر نشده بودم،مثلا در سفرم به روسیه از صبح ساعت ۸ تا شب ما ههمراه لیدرمون فقط در حال پیاده رفتن تو جاهای تاریخیشون بودیم یا تو کاخ های بزرگشون که دیگه

      شب مثل جنازه میخوابیدیم ،ولی من لاغر نشدم ،پس مسئله پیاده رویه نبوده

      عید امسال هم که خواهرم اومد ایران ومنو دید ،با اینکه متوجه شدن من تو دوره لاغری با ذهن هستم و حتی عضو سایت هم شد ولی چونکه اطلاعی نداره ،میگه فریده تو بخاطر پیاده روی هم بوده که لاغرتر شدی ،یکمی واسش توضیح دادم دیدم مدام براش سئوال پیش میاد و نمیخواد بپذیره ،ترجیح دادم دیگه بهش چیزی نگم ،اگر خودش خواست پیگیری میکنه ،اتفاقا بهشون گفتم ،که من هیچ وقت مشوقی برای هیچ کاری نداشتم،خودم به تنهایی اقدام کردم

      ولی من برای تمام اعضای خانواده م سالهاست مشوقم، هولشون میدم بسمت تغییر ولی هیچ حرکتی ندارن

      یکی از آپشن های این دوره که نظر منو جلب کرد ،نداشتن رژیم و محدودیت بود ،خدارو شکر گرسنگی در این متد معنا نداره و مثالی که استاد زدن بسیار بجا و قابل فهم بود که آیا ما وقتی نیاز به سرویس بهداشتی داریم ،نمیریم ؟یا وقتی خوابمون بیاد نمیخوابیم؟ چند روز میتونیم مقاومت کنیم و نخوابیم،دستشویی نریم ؟ پس وقتی هم گرسنه هستیم باید انرژی لازم بدنو بهش برسونیم‌

      اتفاقا امروز یه نهار خوشمزه پختم ،به اندازه سیر شدنم خوردم و عصر یدفعه دلم شیرینی تر خواست ،با دوستم بودیم ،من رفتم آشپزخونه چای درست کنم که بعد پشیمون شدم و ۲ تا نسکافه درست کردم و آوردم که بخوریم دوستم گفت نخور سفارش چیز کیک دادم ،خلاصه یه ۱۰ دقیقه ای طول کشید که شیرینی هم رسید و من با لذت چندتا چنگال چیز کیک که مورد علاقمم هست با قهوه خوردم ،لذتشم بردم،آخه چرا من نباید چیزیو که هوس کردم نخورم؟ چونکه برای من شیرینی جات چاق کننده تعریف شده ،پس چرا تو این ۱۳ ماه که همه چیز خوردم چاق نشدم؟ چونکه تعریف های من عوض شد ،محتویات ذهنم تغییر کرد ،چونکه نوع نگاه من عوض شد ،وگرنه منکه همون آدم قبلی هستم ،شخصیت من در حال تغییره ،بعد از خوردن اون قهوه شیرینی به دوستم توضیح دادم ،گفتم ببین من سالهاییکه در حسرت و رژیم و غم و ناراحتی گذشت ،مدام دلم خوراکیو خواسته ،منم بهش ندادم،منعش کردم،ترسوندمش ،،،، در انتها که اون خوراکیو نخوردم ولی چونکه مدام تو فکرش بودم ذهنم فکر میکرده من دارم اون خوراکیو میخورم ،اونم مدام میخورم چونکه مدام تو فکرش بودم و چونکه نگاه من چاق کننده بوده من چاق و چاقتر میشدم ،،تازه ولع من بیشتر و بیشتر میشد،هرچقدر فشار بیرونی بر من زیاد ولع من خطرناکتر میشد ،خب منم آدم بودم ،کودک درونم خوراکی هایو هوس میکرد اگر یکمی بهش میدادم اونم آروم میشد ولی من مدام زدم رو دستشو دعواش کردم ،انگار وجود من در قحطی دائمی بود که وقتی جایی میتونست شبیه خون بزنه میترکوند ،عقده ای شده بود،تلافی سالها رژیمو در میورد و حق هم داشت ،الان یاد گرفتم وقتی دلم چیزی میخواد بهش میرسونم ،بخاطر همینه که دیگه ولعی ندارم ،انگار از زندان آزاد شدم ،رها شدم ،چونکه بهم حق انتخاب داده شده ،بهم احترام گذاشته میشه و من اینهارو نیاز داشتم که سالها ازشون محروم بودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      1399/12/30 12:47
      مدت عضویت: 1679 روز
      امتیاز کاربر: 3746 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,351 کلمه

      مسیر لاغری با ذهن بسیار لیز است .
      سال نو مبارک چند دقیقه ای مانده به سال نو . ولی خدا میدونه از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم که سه ماه دیگه حدودا ۳ سال میشه دیگه سال نو برام شده روز نو هر روز برای من عیده و هر روز طعم زیبای حال خوش رو می چشم .

      خدای من که با چه دنیایی اشنا شدم و چقدر دنیا برایم زیباتر شده . تلویزیون رو که روشن می کنی همش که میگن سالی که گذشت سال بدی بود ان شاء الله امسال سال خوبی باشه . جالبه اولش همه میگن سال خوبی باشه آخرش همه میگن سالمون بد بود . چون بازم کارهای سال قبل رو تکرار کردن . تعجب میکنم سال رو خودمون با دستای خودمون میسازیم پارسال این موقع هم دقیقا همین حرفا رو میزدند و چقدر مسخره است این دیدگاه که میگن روزها رو کسی دیگه خراب می کنه و مسئولیتش رو نمیپذیریم . مایی که تغییر زاویه ی دید دادم تغییر عملکرد دادیم سالمون رو اینقدر عالی خلق کردیم و قطعا سالها و روزهای بعدی رو هم عالیتر رقم میزنیم .
      بله ما تغییر طبقه دادیم و از طبقه ۱ اومدیم طبقه ی ۲ و دقیقا بهشت رو هم که میگن طبقه طبقه است همینه ما در بهشتی داریم زندگی میکنیم که واقعا دیگران نمیبینندش و شما این بهشت رو به ما معرفی کردید و روح و جان ما که تشنه ی این بهشت بود لبریز شد از حس خوب .

      لبریز شد از توانمندی . این بهشت رو ما خودمون با دستان خودمون ساختیم و معاشرت با دیگران و گفت و شنود با اونها واقعا روی من تاثیر میزاره و من اونقدر زمین خوردم که داد درونم اومد .

      و فقط تنها راه رو پرهیز دونستم . بله خداوند وقتی میگه تقوا پیشه کنید دقیقا همینه . چه بسا انسانهایی که با نام دین به روح و جان ما ضربه زدند .

      استاد من در این مسیر خیلی لیز خوردم و خیلی درد کشیدم چون با دنیایی آشنا شدم که برای خیلی ها نا آشنا بود و حالا علتش رو درک کردم . تعجب می کردم چرا نمیبینند . چرا هرچی میگم که همچین دنیای لذتبخشی هست کسی نمیبینه .

      و روح من ضربه های زیادی از این قضیه خورد مدتیه تلگرام و واتساپ و تلفن رو کنار گذاشتم خیلی کم با دیگران صحبت میکنم . حتی عزیزترین اشخاص نزدیکم هم محتوای ذهنی منو تغییر میدن . حالا میفهمم چرا در ادیان دیگه برای اینکه میخواستن در راه تکاملشون بکوشند تنهایی رو انتخاب می کردند . چون ما با حرف زدن از موضوعات طبقه ۲ با دیگران نمیتونیم اونها رو بالا بکشیم ولی اونها با حرف زدن با ما می تونند مارو پایین بکشن حتی از فکر کردن راجع به موضوعات طبقه ۱ هم باید پرهیز کنیم و به جای اون فقط همینجا بنویسیم و بخونیم و گوش بدیم .

      مسیر لاغری با ذهن بسیار لیز است .

      وفکر میکنم بهترین جمله ای که میشه در این مورد گفت اینه :

      آنکه را اسرار حق آموختند .
      مهر کردند و دهانش دوختند .

      آخه استاد راه ما اینه که باز به طبقه ۲ قانع نیستیم لذت آگاهی اونقدر زیاده که باز هم دوست داریم بریم طبقات بالاتر بریم بالاتر و این راه تا بی نهایت ادامه داره .
      یعنی حتی به طبقه ۲ هم نمیشه عادت کرد
      چون خداوند و آگاهی انتها نداره . وقتی واردش میشی دوست داری فقط بری بری بری . ته نداره . تموم نمیشه نمیتونی بگی خب این و دونستم دیگه تمام . نه تمام نمیشه .
      خب حالا از این راه ناتمام میخوای برای کسانی بگی که در یک سطح آگاهی گیر کردن و مدام میخوان همه رو در سطح خودشون نگه دارن .
      این آدما هستن که میمیرند . به خدا که مرگ برای چنین انسانهاییه که نمیخوان تغییر کنند و منم اگه بخوام با این ادما زندگی کنم میمیرم .
      ولی من هدفم اینه که به جاودانگی برسم که رسیدم من جاودانگی رو درک کردم منتها فقط باید اون رو در عملکرد روزانه حفظش کنم . باید تکرارش کنم تا عناصر مرگ آفرین طبقه ۱ این دیدگاهها رو از بین نبره .

      البته لیز خوردن همیشه هست
      اینجا مینویسم چون میدونم کم هستند کسانی که بخوان قضاوت کنند و دوباره فکر من و که خودم اجازه میدم ببرند سمت طبقه ای که خودشون داخلش هستن .

      ولی خوشحالم که تا این اندازه تغییر کردم .
      استاد من به شما خیلی مدیونم چون من معنای زندگیم رو از شما آموختم

      خیلی خوشحالم که خداوند منو به اینجا هدایت کرد تا بتونم روزهایی رو بسازم که نسبت به قبل کلی تغییر رو در وجودم پدید بیارم .

      خدایا صد هزار بار شکر ‌
      من حتی دیگه نمیخوام از این گفته ها برای کسی بگم چون من حتی اگه برای کسی می گفتم به این نیت بود که خودم بالاتر برم . خداییش خودم خیلی لدت میبردم و ذهنم همون لحظات کلی اگاهی دریافت میکرد ولی خب چون زمین زیاد خوردم از همون کسانی که میدونم چقدر دوسم دارن و فقط تنها مساله ای که بین ما جدایی انداخته اینه که نه اونها مثل من میشن و نه من میخوام که مثل اونها فکر کنم ولی اونقدر ذهنم رو به خاطرشون اسیر کردم که حتی سرنوشتم رو مثل اونها رقم زدم واسه همین جدا شدم .

      خیلی کم کردم رابطه ام رو از اونهایی که خودم با انتخاب خودم میخواستم در طبقه ی فکریشون بمونم .

      البته به هیچ عنوان اونها رو مقصر نمیدونم بلکه خودم رو مسئول می دونم که وطیفه و رسالت من فقط خودم هستم نه دیگران . اونها خودشون خدا دارن . من فقط میخوام خودم رو حفظ کنم تا به رسالت خودم برسم . حالا اگه این رسالت با رسالت اونها همسو بود خب صحبتهامون کلی گل میندازه و کلی ترقی میکنیم ولی اگر ناهمسو بود ترجیح میدم سکوت کنم و چیزی نگم .

      لاغری با ذهن فقط لاغری با ذهن نیست .
      زندگی با ذهنه .
      عشق با ذهنه
      آگاهی با ذهنه
      خداشناسی با ذهنه
      لذت بردن با ذهنه
      و کلی سرنوشت خوب دیگه که میشه از این طریق رقم زد وقتی من خودم این همه کار دارم که با خودم انجام بدم چرا باید وقتم رو برای کسانی بزارم که اگه بزرگتر از من هستند غرورشون اجازه نمیده که حرفام رو بپذیرن و اگه کوچکتر هستن اونقدر خودشون رو مشغول چیزهای دیگه کردن که اصلا متوجه این صحبتها نمیشن .

      گرچه شاید این نگرش من نوعی نگرش منفی باشه ولی من میخوام خودخواه باشم چون میخوام فقط روی سرنوشت خودم کار کنم میخوام روی خودم کار کنم . چون هیچ کس مسئول من نیست .
      بله مسیر لاغری با ذهن خیلی لیز است و من تمام تلاشم رو میکنم که دیگه لیز نخورم و بازم بیشتر مراقب ورودیهام باشم .
      خدارو شکر تغییرات عالی در من بوجود اومده .
      و من دقت کردم وقتی از آگاهیهام مراقبت کنم اتفاقات مثبت بیشتری در من ایجاد میشه . در جسمم .

      به امید خدا میخوام این موقعیت خودساخته که رسم و رسوم و فرهنگ در ما ایجاد کرده رو به جای چاق شدن فرصتی برای لاغر شدن ترتیب بدم ‌
      و تنها کار من اینه مطالبی که دارم می آموزم رو به عمل در بیارم .
      روی رفتار کار کردن رو برای خودم تبدیل به لذت کنم که لدت هست و واقعا دیگه نخوام اعمال طبقه ۱ رو انجام بدم .

      اعمال طبقه ۲ رو انجام بدم و برای اینکه بخوام اعمال طبقه ی ۲ رو انجام بدم لازمه اش اینه محتوای ذهنیم رو در طبقه ی ۲ هدایت کنم .

      به امید خدا هر روز یک گام بر میدارم تا همونطور که خانه تکانی رو تبدیل به فرصتی برای لاغر شدن کردم این دو هفته رو هم فرصتی برای لاغر شدن بسازم و
      باید استفاده کنم از اگاهیها در عملکرد روزانه .

      سال نو مبارک .
      سالی پر از لاغر کردن رو برای همه ی دوستان ارزومندم .
      ما لاغر نمیشیم ما لاغر می کنیم .
      به نظرم کلمه لاغر کردن برای الان من شاید لذتبخش باشه ولی برای ذهن چاق و تنبلم که همیشه منتظر این بود که از اسمون و زمین براش نعمت بیاد لاغرشدن لذت بخش تر باشه به هر حال تا ما به این نکته نرسیم که خودمون خالق زندگی خودمون هستیم نمیتونیم بپذیریم که لاغر کردن لذتبخش تر از لاغر شدن هست ولی با خودمون راه میاییم فعلا ارام ارام حرکت می کنیم تا باورهامون عمیقتر بشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      1399/12/27 20:31
      مدت عضویت: 1289 روز
      امتیاز کاربر: 6149 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 763 کلمه

      بنام خدا 🌸
      لیزخوردن درزندگی اشکال مختلفی داره هر کدوم ازمابه شکل مختلفی درمسیری دچارلغزش میشیم به انواع مختلف و اعتبار های مختلف برای همه‌ی ما لغزیدن وجودداره درطی مدتیکه دارم دراین مسیرقرارمیگیرم به خوبی درک کردم که لیزخوردن چه شکلیه وچطورادم ازمسیرش منحرف میشه درطی زمانیکه من شروع کردم به این تمرینات هربار که عکس شگفتی سازی بچه ها رومیدیدم ببشترباورم میشدکه منم میتونم لاغربشم وبه نتیجه برسم اماواقعیت امراین بود که تلاش من به اندازه ی خواستم نبودلاغری برای من یک خواسته بوداماهمیشه درحدخواسته وارزوهام درحدارزوباقی میموندن به این فکرافتادم که چراحالاهم که در مسیر هستم امالذتی ازاون نمی‌برم وبرام کاملا روشن شد.که چرامن دراین حالت هستم من لیزخوردم ‌.

      زمانیکه من رژیم میگرفتم ولاغرمیشدم همه ی حواسم به این بود که من چرالاغرنشدم وهرروزمیرفتم سراغ آینه وگاهی اصلا نمی‌رفتم سراغ آینه شایدتعجب کنین تو زمانیکه دبیرستانی بودم و همیشه مسخره میشدم توسط دوستام هیچ وقت حاضرنشدم سراغ آینه برم وتوی مدرسه یک آینه قدی بودومن همیشه طور ی ردمیشدم که خودموتواون آینه نبینم وازدیدن خودم دراینه هاهراینه ای نفرت داشتم .وحالامیخواستم که لاغربشم این بارهرروزمیرفتم سراغ آینه بااینکه دردوره مازمان تعیین نمی‌کنیم ولی ته دلم این بود که من بچه دار بشم لاغرباشم این هم یک جورلیزخوردن بود چون معلوم نبود کی وچطورزمانی که می‌نشستم ودیدکاه می‌نوشتم فقط دوروزمنتظرتاییدشدندیدگاهم می‌نشستم وفهمیدم که لاغری سخت نیست اونی که سخت پیش می‌بره اون منم درحالیکه تمام دیدگاه رومینوشتم اماهیچ وقت ننشستم که درست بهش فکرکنم وراه حلی برای خودم پیش بگیرم یکی ازموانعی که وجود داشت هم عدم اطمینان به خودم بودوهمبشه من می‌گفتم نمیتونم .یه مانع دیگه این بود که من مسولیت پذیری رویادنگرفته بودم سالهای زیادی من تحت مسولیت خونوادم قرارگرفتم دربچگیم مادرم مسولیت منوبه عهده می‌گرفت مسولیت کارهامووخیلی ازکارهای منوبرام انجام میدادن خونوادم وخواهرم امابزرگ که شدم بهم گفته شد که مسولیت توباهمسرته ومن هم به همسرم متکی شدم و هیچ وقت یادنکرفتم که مسولیت خودم وزندگیموبه عهده بگیرم و همیشه برای اشتباهات خودم کسی روداشتم که گردنش بندازم مثل خونوادم ویاهمسرم واگرنمیتونستم گردن خدا مینداختم درنهایت من هم هیچ وقت آدم مسولیت نبودم زمانی هم که چاق شدم مسولیت لاغرکردن خودموب عهده نگرفتم ومسولیت چاقی روبه عهده نگرفتم وبههمین خاطر که بلدنبودم مسولیت پذبرباشم مسولیت روگردن غذاهامینداختم که منوچاق کرده واین هم لیزخوردم بوددرزمانیکه لاغری با ذهن روداشتم انجام میدادم هرروز به میزان غذام نگاه میکردم که پس چرا هیچ تغییری نکردوبعدمیگفتم توی ذهنم جواب نمیده زمانیکه بهم میگفتن بهتره بازورزش کردن روشروع کنی به تمرین کردن باوحالم بدمبشدیادرباره اندامم بهم میگفتن واحساسم بدمیشد من هرروزدرمسیرلاغری لیزمیخوردم هربار که فایل هاروچندبارتکرارمیکردم نه برای اینکه بفهمم چراچاق شدم بلکه به خاطر ترس از اینکه چاقترنشم من ازمسیرخودم لیزمیخوردم ومدام تکرارکردن افکاروواقعیت چاقی به خودم وترجیخ دادن لذت غذاخوردن ولذتهای زودگذربه لذت های لاغری و تناسب اندام زمانیکه می‌نشستم وفکرمیکردم به اینکه اونها چطورتونستن لاغربشن پس من چطورنتونستم وبه فکردستکاری کردن غذام میفتادم من ازمسیرداشتم درمسیراشتباه میرفتم سالها به خاطر این که درمسیرلاغری مجبور بودم ورزش ونخوردن واجبا ر روتحمل کنم حالا باورم نمیشد که بشه بانوشتن وتمرین کردن اونها به زندگی واقعی لاغرشدوواقعیت هم این بود که من درتمام این سالهای چاقی به چاقی انس گرفته بودم وعادتهام به زندگیم تبدیل شده بود وبه همین خاطر هرزمانیکه عادت‌ها سراغ من میومدن درهرزمانی من تصمیم می‌گرفتم که اونهاروعملی کنم لیزخوردن درمسیرلاغری من برای من یک هشدار بود .وفهمیدم که قذمهامونبایدسنگین وبلندبردارم زمانیکه من گام هاروسنگین برمیدارم نمیتونم به خواستم برسم ومن هم چون میخواستم که لاغربشم وفقط به نتیجه چسبیده بودم این هم یک جورلیزخوردن بود چون نبایدبه نتیجه کار داشت امامن هرروزمنتظرنتیجه می‌بودم ویادگرفتم مسولیت منوکسی قبول نمیکنه این منم که بایدمسولیت خودموبپذیرم چه جسمی وچه روحی واینم یادگرفتم که فقط به حرف نیست وبایدعمل کردواینم یادگرفتم که تعهد فقط به نوشتن نیست بلکه تعهدبایددرذهن شکل بگیره . الان هم یادگرفتم که باورهای که دارم برای رسیدن به خواسته ام هم میتونن باعث لیزخوردم من تولاغری بشن ومن ندونسته باعثشون میشم اماالان می‌خوام ازنوشروع کنم به دیدگاه نوشتن وتمرین کردن مهم نیست چقدزممکنه ازدوستان هم مسیرم عقب بمونم مهم اینه که یادبگیرم که عمل کنم و نتیجه کسب کنم وبرای خودم این بارنه برای رضایت دیگران ویاتاییدشدن وگرفتن مدال من مدال زندگی ومسولیتم روبایدگردن بندازم نه مدال فقط برای تأییدشدن چون این طورنبودچیزی به دست نمیاوردم چیزی که براش ارزش قائل شدم این بارخودمم و تصمیم گرفتم که دوباره به سمت لاغری حرکت کنم وبه قله که رسیدم همه ی اون موانع روزمین گذاشته باشم وبه مسیرصاف وهمواررسیده باشم ولذت ببرم ولیزنخورم مسیر لاغری با ذهن لیزه به خاطر همین بایدمراقب باشم ومن این بارباتمام وجودم میام وارداین مسیرمیشم وازنووازگامهای اول شروع میکنم و همزمان بادوستانم ادامه میدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار من میتوانم
        1400/01/25 04:35
        مدت عضویت: 1519 روز
        امتیاز کاربر: 8713 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        محتوای دیدگاه: 78 کلمه

        سلام دوست عزیزم من از خواندن کامنت شما واقعا لذت بردم . خیلی عالی لیز خوردن هایتان را شرح داده اید. من هم بعضی از آنها را داشتم مثل حساسیت روی مدال گرفتن کامنت هایم که باعث شد چند وقتی هم چیزی ننویسم اما به قول شما باید مدال موفقیت زندگی خودم را به گردن بیاویزم. بنابراین برگشتم و خوشحالم که بعد از لیز خوردن ، بلند شدم و  دارم ادامه میدهم . برای شما آرزوی موفقیت میکنم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.