۳۵ سال با چاقی زندگی کردم، سالهایی که بیشترشون با نارضایتی و خجالت گذشت 😔 بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، وزن کم کردم… ولی همیشه برگشتم سر جای اول یا حتی بدتر.
📍 این جلسه ادامه گام ۲۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
تا اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم. تازه فهمیدم مسیر لاغر شدن فقط عدد ترازو نیست، یه راه درونی و پُر از چالشهای مسیر لاغریه. مسیری که باید قدمبهقدم با آگاهی طی بشه، نه با عجله و اجبار 💫
در این جلسه میآموزیم:
🌧️ چرا فکر میکردم بیارادهام؟
بارها و بارها برای لاغری تلاش کرده بودم، اما هر بار با شکست روبهرو میشدم.
رژیم میگرفتم، ورزش میکردم، امید میساختم… اما خیلی زود همهچی برمیگشت سر جای اول 😞 و من میموندم و یه ذهن پر از شک:
🔁 «من نمیتونم لاغر بشم» 🔁 «من اصلاً اراده ندارم» 🔁 «من لاغربشو نیستم»

یکی از بزرگترین چالشهای مسیر لاغری برای من همین باور نداشتن به خودم بود. حتی وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، اولین و سختترین قدمم، باور کردن این بود که من میتونم. 🧠
ذهنم پر از صداهای محدودکننده بود:
🗣️ «تو نمیتونی!» 🗣️ «چاقیات ارثیه!» 🗣️ «سوخت و ساز بدنت پایینه!» 🗣️ «اصلاً بیفایدهست!»
و از اون طرف، اطرافیان هم با لبخندهای مسخرهکنندهشون آتیشی میریختن روی این ذهن پُر از تردید 😐
میگفتن: «بازم رژیم گرفتی؟»، «تو که لاغر بشو نیستی!»
و من؟ فقط دلم میخواست باور کنم میشه… حتی اگه سخته.
💪 اما میدونستم اگه بخوام توی مسیر بمونم، باید با این صداهای محدودکننده مقابله کنم. باید توی این یکی از سختترین چالشهای مسیر لاغری، قوی ظاهر بشم.
برای همین، روزهای اولم توی مسیر لاغری با ذهن فقط به یه چیز فکر میکردم:
«چطور میتونم باور کنم که توانایی لاغر شدن را دارم؟»
این باور مثل یه ریشهی قدیمی بود توی ذهنم که باید با تمرین، آبیاری و صبر تغییرش میدادم 🌱
چالشهای مسیر لاغری خیلی زیادن، اما اولین و شاید مهمترینش همینه:
✳️ «باور کنیم که میتونیم.»
گاهی پیامهایی در سایت میخونم که توش از ناامیدی نوشتن.
🔸 اینکه یه مدت تلاش کردن، اما شور و شوقشون کم شده…
🔸 انگیزهشون پایین اومده…
و این دقیقاً همون چیزیه که باید یادمون بمونه:
چالشهای مسیر لاغری تموم نمیشن، اما با آگاهی، تمرین و باور به خودمون، میتونیم ازشون عبور کنیم 🌈

🌪️ خارج شدن از مسیر لاغری؛ وقتی انگیزهمون ته میکشه…
یکی از مهمترین چالشهای مسیر لاغری با ذهن، اینه که گاهی اشتیاقمون کم میشه، انگار باتریمون خالی میکنه 🔋😞
اما چرا؟
دو دلیل اصلی داره:
1️⃣ توجه به چاقی و عوارضش
وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن میشیم، جسممون هنوز چاقه. یعنی هنوز با اضافه وزن، بیماریها، نگاه سنگین دیگران و خستگیهای روحی درگیریم.
هر روز با این واقعیتها زندگی میکنیم و در عین حال داریم آموزش میبینیم و تمرین میکنیم.
⚠️ این همزمانی میتونه ذهن ما رو منحرف کنه…
وقتی هنوز هر روز خودتو توی آینه با همون اندام قبلی میبینی، خاطرات تلخ شکستهات دوباره زنده میشن.
و این یکی از سختترین چالشهای مسیر لاغریه:
اینکه با وجود وزن فعلی، خودتو در مسیر باور لاغر شدن نگه داری 💭
2️⃣ توجه به حرف دیگران
😓 یکی دیگه از پرتکرارترین چالشهای مسیر لاغری، حرفای دیگرانه!
اونایی که سالها مارو چاق دیدن، هنوز هم بهجای حمایت، سعی میکنن چاق بودنمون رو یادآوری کنن:
👄 «بازم چاق شدی!»
👄 «اینهمه رژیم گرفتی چی شد؟!»
و اینجا یه اشتباه معمول رخ میده:
🔊 بهشون میگیم که داریم روی ذهنمون کار میکنیم!
نتیجه؟
مسخرهمون میکنن، ناامیدمون میکنن، و حتی باعث میشن به خودمون شک کنیم 😔
و شک… یعنی سقوط از مسیر لاغری!

🌨️ مراقب باشید زمین نخورید!
اگه تصمیم گرفتی از مسیر لاغری با ذهن بری بهسمت تحقق رویات، باید همیشه حواست به چالشهای مسیر لاغری باشه.
ذهن چاق بیکار نمیشینه! 🤯 چون سالها به چاق بودن عادت کرده، دائم دنبال فرصته که تو رو از تصمیمی که گرفتی، منحرف کنه.
🎢 هرچی بیشتر پیامهای شرکتکنندهها رو میخونم، بیشتر این تصویر برام روشن میشه:
مسیر لاغری با ذهن مثل یه جاده یخزدهست، لیز و لغزنده… و هر لحظه ممکنه سُر بخوری و بیافتی!
و خب… هر زمین خوردنی ممکنه باعث بشه نتونی راحت بلند شی و ادامه بدی. 😔
🎒 از چالشهای مسیر لاغری اینه که توی این مسیر، یه کولهبار سنگین به دوش داری؛ که اسمش هست: کولهبار چاقی!
چی توشه؟ مثلاً اینا:
- ترس از اینکه نکنه چاقتر بشم 😨
- خاطره شکستهای قبلی با رژیم و ورزش 🥀
- حرفهای ناامیدکنندهی اطرافیان 😒
- تبلیغهایی که قول لاغری سریع میدن 🧃
- پیشنهادهایی از دیگران برای امتحان راههای جدید ⚠️
همهی اینا وزنههاییان که توی مسیر همراهتن، و وقتی مسیر لیز هم هست، احتمال سُر خوردن و افتادن خیلی بیشتر میشه.
📉 اما یه نکته مهم اینه: حتی اونهایی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده کردن و نتایج شگفتانگیزی گرفتن، ممکنه بعد از مدتی دوباره سُر بخورن!
پیامهایی داشتم از هنرجوهایی که دوره رو کامل تموم کردن، کلی سایز کم کردن، کلی انرژی گرفتن، ولی بعد از چند ماه دوباره رفتن سراغ یه روش دیگه؛ مثلاً یه رژیم خاص یا یه برنامه ورزشی سخت.
چرا؟ چون هنوز عمق مفهوم لاغری با ذهن رو درک نکرده بودن.
🧠 اگر کسی واقعاً درک کنه که لاغری از ذهن شروع میشه، دیگه نمیره دنبال روشهای دیگه!
چون میفهمه هر راهی بهجز تغییر ذهن، یه دور باطل دیگهست…
✨ پس یادت باشه: یکی از مهمترین چالشهای مسیر لاغری اینه که ذهن چاق با روشهای ظاهراً منطقی، تو رو از مسیر خارج کنه.
❓لاغری بیشتر یعنی چی واقعاً؟
💡 اگه میخوای این لغزشها رو با راهنمای کامل و پشتیبانی مستقیم مدیریت کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ اینکه لاغری بیشتر واقعاً یعنی چی؛ در ادامه هم توی گام ۲۶ سراغ «موانع ذهنی کاهش وزن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 118 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان🌺
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری🌹
گام ۲۵ :مسیر لاغری لیز است زمین نخورید.
بارها شکست خوردن در استفاده از روشهای مختلف برای لاغر شدن باعث میشه که به شدت به خودم و تواناییهام در لاغر شدن شک داشته باشم،و باور کنم که نمیتونم لاغر بشم و اراده لاغر شدن رو ندارم،
و چون نتیجه تمام تلاشهای قبلیم برای لاغر شدن شکست خوردن بود،همیشه صدایی توی سرم فریاد میزنه که تو نمیتونی لاغر بشی،تو تا ابد چاق میمونی،چاقی تو ارثیه،سوخت و ساز بدنت پایینه.
باید بدونم که ذهن چاق هر لحظه دلیلی برای لاغر نشدن رو در گوشم زمزمه میکنه،
در مسیر لاغری با ذهن باید سعی کنم بر این سر و صداهای درونی غلبه کنم و برای اینکه انرژی و توان حرکت داشتن برای لاغری با ذهن رو انجام بدم، باید هر طور شده قدم اول رو بردارم و بر توانایی لاغر شدنم تمرکز کنم.
چون باور کردنِ توانمند بودن برای لاغر شدن، مهمترین موضوع موفقیت در مسیر لاغری با ذهنه،
افراد در مسیر لاغری با ذهن به دو علت انگیزه و اشتیاق خودشون رو از دست میدن،توجه به چاقی و عوارض اون،توجه به حرف دیگران.
باید بدونم وقتی که به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم، همزمان که در حال استفاده از محتوای آموزشی و انجام تمرینات اون هستم،چاقی و عوارض اون هم به همراه منه.
و هر روز همزمان با تجربه رنج چاقی که شامل بیماریها، فشار روحی، افسردگی، ناراحتی از حرف دیگران هست، در حال یادگیری لاغری با ذهن هستم.
و باید حواسم باشه که این هم زمانی چاقی جسمی و انبوه افکار درباره چاقی و همچنین یادگیری لاغری با ذهن،اینها باعث نشن که توجه و تمرکزم به سمت چاقی و شرایطم جلب بشه و باعث بشه که انگیزه و اشتیاقم رو از دست بدم.
همزمان شدنِ چاقی که حالت فعلی افراد هست، با آموزشهای لاغری با ذهن، باعث میشه که اونها ناآگاهانه به طریق مختلف به چاقیشون توجه کنن،و فکر کردن به چگونه لاغر شدن در اونها احساس یأس و ناامیدی ایجاد کنه،
یکی از چالشهای ذهن افراد برای لاغر شدن توجه کردن به چاقیه،و از اونجایی که خاطرات تلخی از چاقی دارن به راحتی اسیر افکار ناامید کننده میشن و عنان کار از دستشون خارج میشه.
دومین موضوع که تهدید جدی برای زمین خوردن در مسیر لاغری با ذهنه،توجه به حرف و حدیثهای اطرافیانه،
اونها شاید بخوان همیشه بهم یادآوری کنن که نسبت به قبل چاقتر شدم،یا چرا به فکر خودم نیستم،در اینجا نباید این اشتباه رو مرتکب بشم که بخوام به اونها بگم مشغول یادگیری مسیر لاغری با ذهن هستم.
چون گفتن این حرف باعث میشه که از طرف اونها سرزنش بشم که چرا این خرافات و مزخرفات رو باور کردم،اونوقت باعث سرخوردگی و ناامیدیم میشه و در تصمیمم شک میکنم که این شک باعث میشه که مسیر لاغری با ذهن رو رها کنم.
پس اگه تصمیم گرفتم از مسیر لاغری با ذهن به سمت خلق رویاهای خودم حرکت کنم باید همیشه مراقب چالشهای ذهن چاقم باشم،چون ذهنم به خاطر عادت کردن به وضعیت چاقی همواره در تلاش برای منحرف کردن از تصمیمم برای لاغرشدنه،و اگه نسبت به حربههای ذهن چاق آگاهی نداشته باشم، به سادگی گول میخورم و از مسیر صحیح خارج میشم.
مسیر لاغری با ذهن مثل مسیر یخ زدهای هست که به شدت لیزه،و هر یک لحظه بیدقتی میتونه باعث لیز خوردن و منجر به زمین خوردنم بشه،و هر زمین خوردنی عواقبی برام داره، ممکنه نتونم به سادگی از زمین بلند شم و ادامه بدم،پس باید در مسیر لاغری با ذهن مراقب لیز بودن مسیر حرکتم باشم.
چون توی این مسیر دارم کوله بار چاقی رو همراه خودم در این مسیر حمل میکنم،کوله بار چاقی که محمولهای از موارد زیاده.
مثل ترس از چاقتر شدن،بارها شکست خوردن در تلاش برای لاغر شدن از روشهای مختلف،شنیدن حرف و حدیثهای دیگران درباره چاقی،شنیدن تبلیغات روشهای مختلف که وعده لاغری سریع و همیشگی رو میدن، پیشنهاد دیگران برای استفاده از روشهای مختلف لاغری.
و سنگینی کوله بار چاقی و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن، خطر زمین خوردن رو به شدت افزایش میده و باید مراقب این خطر بزرگ باشم.
حتی خیلی از افراد بودن که با استفاده از روش لاغری با ذهن، نتایج بسیار خوبی گرفتن،اما استفاده از روش دیگهای برای لاغری بیشتر یا سلامتی یا هر دلیل دیگهای رو در پیش گرفتن که این اقدام به ظاهر خوب و سودمند به مفهوم درک نکردن موضوع لاغری با ذهنه،نکته مهم در مورد درک کردن، اینه که اگه مطالب لاغری با ذهن رو درک کنم،هرگز نمیتونم از هیچ روشی برای لاغری بیشتر استفاده کنم.
لاغری بیشتر به چه معنیه؟؟؟غیر از اینه که همین مسیری که باعث کاهش وزن و سایزم شده رو باید ادامه بدم تا به مقدار بیشتری کاهش وزن و سایز رو تجربه کنم،پس توجه کردن به عوامل بیرونی تحریک کننده باعث لیز خوردنم، زمین خوردن و خارج شدنم از مسیر لاغری با ذهن میشه،
اشتباهی که تاوان اون چاقی دوباره و یاس و ناامیدی بیشتر میشه.
لاغری با ذهن باعث لاغری همیشگی میشه،این یک ادعا نیست، چون خیلی از افراد که از آموزشهای مسیر لاغری با ذهن مدتهاست استفاده کردن در شرایط جسمی، احساسی و افکاری متفاوتی هستن و نتایج عالی رو به دست آوردن، تداوم نتیجه فقط از طریق درک کردن آموزشها حاصل میشه.
پس اگه از آموزشهای لاغری با ذهن استفاده کردم و نتایج عالی گرفتم، اما دوباره به سراغ روش دیگهای برای لاغر شدن بیشتر رفتم،مشخصه که درک صحیحی از مطالب آموزشی کسب نکردم.
کسب نتیجه به مفهوم درک کردن نیست،
درک کردن زمانی حاصل میشه که شخصیتم تغییر کرده باشه،اگر بعد از کسب نتیجه همچنان گول تبلیغات یا پیشنهادهای دیگران برای رهایی از چاقی رو بخورم، فقط به این دلیله که آموزشهای مسیر لاغری با ذهن رو مثل یک برنامه رژیمی استفاده کردم که بعد از پایان مدت آموزش، مثل موارد مشابه قبلی به دنبال استفاده از روشهای دیگه رفتم و این عمل نشون دهنده از درک نکردن و اطمینان نداشتن به یادگیری لاغر شدن با ذهنه.
درک این مسئله که لاغری با ذهن بر ریشه فرمولهای ذهنیم تاثیر میذاره و باعث تغییر همیشگی نگرش و رفتارهام خواهد شد، باعث میشه که با اشتیاق و استمرار عالی در این مسیر به حرکتم ادامه بدم.
باید بدونم که در مسیر تغییر کردن هیچ تفاوتی نداره تغییر جسمم باشه، یعنی چاق باشم بخوام لاغر بشم،تغییر شرایط کاریم باشه،مثلاً کسب و کار درست حسابی نداشته باشم و بخوام کسب و کارم رو تغییر بدم، تغییر شرایط مالیم باشه، تغییر روابطم باشه، هیچ تفاوتی نداره،
باید بدونم که در مسیر تغییر کردن به شدت تحت تاثیر منطقم قرار میگیرم،به شدت از طرف منطقم تهدید میشم که تو نمیتونی این کارو انجام بدی،تو موفق نمیشی،فایده نداره هرچی داری روی خودت کار میکنی نتیجه نمیگیری.
خیلی از اون آدمهایی که دارن رژیم میگیرن، پول دوا دکتر و دمنوش میدن، آرزوشونه که این تغییراتی که در دوره لاغری با ذهن اتفاق میفته رو داشته باشن،چقدر دوست داشتی اشتهات کم بشه، تبلیغات میشد که این دارو رو مصرف کن، این دمنوش رو مصرف کن، این داروی عطاری رو بخور اشتهات رو کم میکنه، حالا اومدی چند تا فایل داری گوشمیدی، میبینی و مینویسی و اشتهات کم شده اما برات مهم نیست،چون اینقدر این موضوع آروم رخ میده و شما برنامهای براش نداری و به خودت میای میبینی اشتهات تغییر کرده که نمیدونی چرا اینجوری شده و برات مهم هم نیست، و میگی که این تغییر نیست،
من توی این دوره شرکت کردم که لاغر بشم ولی هنوز لاغر نشدم،اما حواست نیست که این همه تغییرات در ذهن شما، در طرز فکر شما، در احساس شما و در رفتار شما ایجاد شده.
افرادی که در این دوره شرکت میکنن،از لحاظ احساسی، از لحاظ نگرش به موضوعات چاقی و لاغری، و از لحاظ رفتارهای غذاییشون، اون تمایلات درونیشون تغییر میکنه و امکان نداره
کسی از این محتوا استفاده کنه، درک کنه، انجام بده تمریناتش رو، و تغییر نکنه.
امکان نداره یک آدم زنده که قدرت شنوایی داره، قدرت بینایی داره، میتونه ببینه،
حتی اگه نتونه ببینه اما میتونه بشنوه و از این محتوا استفاده کنه و تغییر نکنه.
استاد میگه یکی از افراد بود که مشتاق بود برنامه لاغری با ذهن رو استفاده کنه، ولی سواد برای نوشتن نداشت و توی سایت اصلاً نمیتونست بنویسه،گفتم اشکال نداره میتونی بشنوی، گفت آره،گفتم خب اشکال نداره شما گوش بده نمیخواد بنویسی،در ذهنت فقط فکر کن که چی میخوام بنویسم همین کافیه،و چنان نتایج عالی گرفت،گفتم حتی نمیخواد با دستت بنویسی، میتونی فکر کنی که چی میخوای بنویسی،مثلاً این دوره رو داری استفاده میکنی چون دوره آموزشی ورود به سرزمین لاغرها به این شکله شما هر فایلی رو گوش میدی اون فایل هدفمنده،شما رو میبره به یک نقطهای،بعد سوال مطرح میشه و شما باید جواب بدی،اون سوال جواب کردنها محتویات ذهنتون رو خارج میکنه، مشخص میشه، و میفهمید چه خبره توی مغزتون، و شما تغییرش میدید.
و استاد میگه بهش گفتم فایل رو گوش میدی، با خودت فکر کن ببین من چه چیزی میخوام بنویسم،فکر کن الان وقتی روی کاغذ میخوای بنویسی، ولی بلند نشو اون زمانی رو که قراره بنویسی رو شما بشین فکر کن که من الان میخوام اینجوری بنویسم و همین کارو کرد و دو سه ماه از اون برنامه استفاده کرد و نتایج عالی گرفت.
و این فرد میگفت که تمایلم به این رفته بود که من هر روز به جای اینکه دو تا نون بخورم یه دونه نون بخورم،خیلی راحت هم این تصمیم رو گرفته بود که تونسته بود توی ۱۲۰ روز ۱۲۰ تا نون نخوره و خیلی چیزهای دیگه رو تونسته بود که نخوره و گفتم ببین چقدر تو چیزایی رو نخوردی و این فرد کسی بود که ۲۰ سال رژیم میگرفت که بتونه اینا رو نخوره و نمیتونست.
و اگر کسی لاغری با ذهن رو ندونه فکر میکنه که این هم رژیمه،ولی این خانم نه گشنگی کشید، نه اذیت شد، یه تصمیمات ذهنی بود، تمایلاتش تغییر کرد، و این طرز رفتار در اون فرد ایجاد شد و نتایج عالی گرفت.
اینو نمیگن رژیم گرفتن،اگه شما الان خیلی خود به خود تغییر رفتار در خودت داری میبینی فکر نکن اینا الکی داره رخ میده،یا مثلاً نکنه اینا از دست بره،؟؟یا نکنه من دارم رژیم میگیرم،؟؟کی تونسته رژیم بگیره و لاغر بشه؟؟این تغییرات از ذهنت شروع میشه،شما چون متوجه نمیشی که چه اتفاقی داره میفته و تمایلات درونیت تغییر میکنه، نمیتونی تشخیص بدی که چی شد.
باید بدونم روزی که مسیر لاغری با ذهن رو شروع میکنم بالاخره در یک شرایطی هستم که از خودم راضی نیستم،مهم نیست چند کیلو اضافه دارم،مهم اینه که از خودم راضی نیستم،بعد مسیر رو شروع میکنم،خب هر روز که دارم فایل گوش میدم این جسم که ازش راضی نیستم،یا حتی ممکنه جسمم هم خیلی نشون نده که من چاقم،ولی دهنم چاق باشه،چون خیلیها اینجورین از لحاظ جسمی هرکی ببینه میگه تو که دیوانهای چته آخه که میگی میخوام لاغر بشم،و همه اینها به خاطر اینه که ذهنشون چاقه وگرنه موضوع جسمشون نیست،پس حالا من با هر شرایطی، چه از لحاظ جسمی و ذهنی چاق باشم،
چه فقط از لحاظ ذهنی چاق باشم، این مسیر رو که شروع کنم هر روز که دارم فایلها رو گوش میدم، تمرین انجام میدم، اون افکار چاق کننده،
اون فکرهایی که دائم در ذهنم مرور میشه مربوط به چاقی، اینا همراهمه،حالا اگه جسمم هم چاق باشه که دیگه اینم همراه منه،حرف و حدیثهای مردم هم همراهمه، اینا رو دارم یدک میکشم و در مسیر لاغری با ذهن،دارم حرکت میکنم،یعنی هر روز من با جسم چاق خودم روبرو میشم،با افکار و ذهن چاق خودم روبرو میشم و دارم به سمت لاغری حرکت میکنم،
خیلی باید حواسم جمع باشه که گول این چاقی ظاهری و این افکار چاق رو نخورم که بخوام پام سر بخوره توی مسیر لاغری و بخورم زمین.
یعنی مسیر لاغر شدن خیلی آسونه،اما به شدت مسیر لیز و یخ زده است، روغن ریخته است،اگه حواسم نباشه پام سر میخوره و میخورم زمین،
اتفاقی که برای خیلیها رخ داده.
مثلاً یکی داره یه هفته فایلها رو گوش میده خیلی هم خوب گوش میده، یه نفر اونو میبینه بهش میگه که فکر کنم چاقتر از قبل شدی، و اینم سر میخوره و میخوره زمین،روحیش خراب میشه و اصلاً میگه فایده نداره ،یه نفر دیگه داره بازم خوب پیش میره از جلوی آینه رد میشه یه لحظه حواسش نیست، این ذهن شروع میکنه ببین چقدری تو،اصلاً لاغر نشدی،این همه داری فایل گوش میدی، ولی اصلاً فایده نداره و اینم میخوره زمین.
یا باز کسی که لاغری با ذهن رو شروع کرده نتایج خوب گرفته، بعد از این همه وقت رفته گرایش پیدا کرده به گیاهخواری و میگه من گیاهخوار شدم،استاد میگه بهش گفتم تو هیچی از لاغری با ذهن نفهمیدی،اون همه هم که تغییر کردی به قدرت این فایلها بوده،تو هنوز درک نکردی ماجرای لاغری با ذهن رو،و اون هم میخوره زمین،
چرا؟؟چون در مسیری که شما دارید به سمت لاغری میرید، جسم چاقت همراهته،افکار چاقت همراهته،کل رسانهها تبلیغات در مورد لاغری همراهته،این همه پزشکها و متخصصها میان نظر میدن توی تلویزیون، توی روزنامه، اینور اونور که لاغر میخوای بشی اینجوری بشی، همه اینها رو میشنوی،آدمهایی که سالهاست شما رو چاق دیدن و میشناسن حرفاشون هست، نصیحتهاشون هست و همه اینا باعث میشه که به راحتی باعث لیز شدن مسیر لاغری با ذهن میشه، و هر لحظه ممکنه شما بخوری زمین.
خیلی مسیر لاغری با ذهن لیزه اگه حواست نباشه میخوری زمین،پس وقتی شما داری مسیر لاغری با ذهن حرکت میکنی، خودت رو یک آدمی بدون، یک وسیلهای بدون، یک گاری پشتت بسته شده، یک واگنی بهت بسته شده، یک کوله باری روی دوشته،این کوله بار یه چیزایی توشه،اضافه وزن جسمی توشه،افکار چاقی توشه،حرف و حدیثهای مردم، بیماریهای چاقی، پا درد، کمردرد،همه اینها توی این کوله باره،حالا شما فکر کن این سنگینه،شما داری از این مسیر میری به سمت لاغری،هر لحظه ممکنه لیز بخوری،اما اونایی که ادامه میدن، اونایی که هر روز فایلها رو گوش میدن و حتی اگه بارها عصبی شدن، ناراحت شدن، بیانگیزه شدن، حالشون گرفته شد،ولی ادامه دادن،وقتی شما با این شرایطی که الان هستی ادامه بدی، یواش یواش این زمینی که سربالایی هست که شما داری به سختی ازش میای بالا و یه کوله بار هم داری که چاقی و افکار و حرف و حدیثها و سرزنشها و این همه نشدنها توش هست و خیلی هم سنگینه، به تعداد سالهایی که چاق هستی اون کوله بار سنگینه،
به تعداد سالهایی که از لحاظ مالی اوضاعت خوب نیست اون کوله بار بار سنگینه،
و شما داری از مسیر لاغری حرکت میکنی،
مسیری که به شدت لیز و یخ زده است، روغن هم روش ریختن،کج پاتو بزاری میخوری زمین،
اما اونایی که ادامه میدن، و حالشون رو خوب میکنن،اینها یواش یواش مسیرشون صاف میشه،دیگه به اون راحتی لیز نمیخورن و وقتی یه مدت در مسیر لاغری با ذهن باشی،
یه مدت بعدش شیبش رو به پایینه و میری به سمت لاغری،
کوله بارت روی دوشته، ولی میری به سمت لاغری و باید بدونیم که مسیر تغییر کردن با بشکن زدن نیست.
استاد میگه یه دوستی پیام داده که میتونم در کنار این دوره یک برنامه رژیمی رو هم ادامه بدم،گفتم درک نکردی لاغری با ذهن رو،
کسی که لاغری با ذهن رو درک کنه حاضر نیست یک لحظه اش رو صرف این چیزای بیخودی کنه،اگه لاغری با ذهن رو درک کنی اون وقت اگه تمام پزشکهای عالم جمع بشن همه بیان اعتبارنامه بدن، قسم بخورن که فلان روش باعث لاغریت میشه، امکان نداره یک لحظه بهشون توجه کنی، چه برسه اینکه بخوای بری امتحان کنی،وقتی ذهن از ریشه و اساس درست بشه دیگه شما اصلاً نگران نیستی که چه خواهد شد.
خیلیها هم که میگن من نگرانم نکنه دوباره چاق بشم،اونها هم هنوز درک نکردن لاغری با ذهن رو،اگر این درک در تو نفوذ کنه نگران نیستی،تو درک نکردی، ادامه بده،باید ادامه بدی تا این آگاهی در تو نفوذ کنه و از ریشه و اساس تو رو تغییر میده، شخصیتت رو تغییر میده.
یا اینکه میری با کسی صحبت میکنی که لاغری با ذهن رو نمیدونه،اصلاً عقیدهای نداره،اصلاً درکی از این ماجرا نداره،حالا شما میری با اون بحث میکنی که به اون اثبات کنی که نه لاغری با ذهن به من کمک کرد،یا من این همه تغییر کردم،اینم لیز خوردنه،چرا این کارو انجام میدید،و بچهها هنوز اینو درک نکردن که نیاز نیست به کسی بخوایی اثبات کنی که تو چرا اینجایی،پس مراقب خودتون باشید که توی این مسیر لیز نخورید،
چون به هر کی که بگی من لاغری با ذهن کار میکنم بهت میخنده،
چون با این کار داری خودت رو منحرف میکنی و اصلاً نیازی نیست که بخوای به کسی توضیح بدی،
حتی نیاز نیست نزدیکانمون بدونن که ما داریم چیکار میکنیم، یا چه روشی رو کار میکنیم،
برای چی باید توضیح بدی؟؟
چون اصلاً ما نمیتونیم به اونا بفهمونیم که لاغری با ذهن چیه،ولی اونا میتونن به ما بفهمونن که ما چرت و پرت میگیم،
چرا ؟؟چون ما یه زمانی توی شرایط اونا بودیم، اینو درک کنید، خیلی نکته مهمیه.
شما در هر موضوعی وقتی شروع میکنی به یادگیری، وقتی آگاهیت بیشتر میشه، تصور کن الان شما توی طبقه یک هستی با همه اطرافیانت،بعد شما میای روی خودت کار میکنی، حالا لاغری با ذهنه،تو نمیتونی اونو بکشی بالا،ولی اون میتونه تو رو بکشه پایین،
همه مون توی طبقه یک هستیم،با اطرافیانمون توی طبقه یک هستیم، شروع میکنیم روی ذهنمون کار کردن،یه سری عقاید رو ایجاد کردن،و بعد از اینکه تغییرات رو در خودمون ایجاد کردیم میریم طبقه ۲،اینجا آدم دوست داره که هرچی یاد میگیره بیاد برای بقیه بگه که فلانی تو داری اشتباه میکنی،این کاریه که همه مون انجام میدیم و میخواهیم الان از طبقه دوم برای کسایی حرف بزنیم که توی طبقه اول هستن،هر چقدر تلاش کنیم درباره طبقه دوم با اونها حرف بزنیم، اونها نخواهند فهمید،
چون در ذهنشون هیچ اطلاعاتی، هیچ آگاهی از طبقه دوم نیست،
نمیفهمن،
اما اونا وقتی بخوان بیان به ما ثابت کنن که ما داریم چرت و پرت میگیم، مزخرف میگیم، توهم برداشتیم میتونن ما رو بکشن پایین،
چرا ؟؟چون ما یه زمانی طبقه یک بودیم، با اونها بودیم، ما اطلاعات مشترک با اونها داریم،اما اونها اطلاعات مشترک با ما ندارن، برای همینه که نمیفهمن،ولی اونا میتونن ما رو بکشن پایین،
پس هیچ وقت با کسی در این باره صحبت نکنید، فقط حواستون به خودتون باشه و از فایلهایی که براتون گذاشته میشه استفاده کنید، گوش کنید،فکر کنید به اون چیزی که میشنوید،فقط این کارو تکرار کنید،
چشمتون رو از جسمتون بردارید، تمرکزتون رو از فکرهای قبلی که میاد میگه تو چاق شدی، چرا لاغر نمیشی،اینا رو بزار اون بگه،شما هم کار خودت رو انجام بده،به اندازهای که اون منفیه داره میگه تو نمیتونی، تو به همون اندازه انجام بده، نمیخواد بر اون غلبه کنی،تو فقط ادامه بده و بعد معجزهاش رو در خودت میبینی،معجزهای که خودت داری رقم میزنی، نمیگم که قراره یه اتفاقی بیفته،نه خودت داری رقم میزنی،معجزه از این بابت که تو در خودت فکر کردی همچین چیزی باشه،ولی میبینی که چی میشه.
پس بدونید که مسیر لاغری با ذهن خیلی لیزه،حواستون باشه سر نخورید،حرف و حدیثهای دیگران،
پیشنهاداتشون،این روش اومده خیلی خوبه،
اون فلان گیاهخواری رو بیا اینجوری انجام بدیم،اون کارو انجام بدیم،اینها نیست،از ذهن باید تغییر شروع بشه،ادامه بدید و معجزات رو در خودتون ببینید.
سپاسگزارم از شما استاد مهربانم🙏🙏🙏🌼🌼😊😊😊💖💖🌾🌾🌾🌾