0

در مسیر لاغری با ذهن، مراقب لغزش‌های پنهان باش! (گام ۲۵)

چالش های مسیر لاغری با ذهن
اندازه متن

۳۵ سال با چاقی زندگی کردم، سال‌هایی که بیشترشون با نارضایتی و خجالت گذشت 😔 بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، وزن کم کردم… ولی همیشه برگشتم سر جای اول یا حتی بدتر.

📍 این جلسه ادامه گام ۲۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

تا اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم. تازه فهمیدم مسیر لاغر شدن فقط عدد ترازو نیست، یه راه درونی و پُر از چالش‌های مسیر لاغریه. مسیری که باید قدم‌به‌قدم با آگاهی طی بشه، نه با عجله و اجبار 💫

🌧️ چرا فکر می‌کردم بی‌اراده‌ام؟

بارها و بارها برای لاغری تلاش کرده بودم، اما هر بار با شکست روبه‌رو می‌شدم.
رژیم می‌گرفتم، ورزش می‌کردم، امید می‌ساختم… اما خیلی زود همه‌چی برمی‌گشت سر جای اول 😞 و من می‌موندم و یه ذهن پر از شک:

🔁 «من نمی‌تونم لاغر بشم» 🔁 «من اصلاً اراده ندارم» 🔁 «من لاغربشو نیستم»

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های مسیر لاغری برای من همین باور نداشتن به خودم بود. حتی وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، اولین و سخت‌ترین قدمم، باور کردن این بود که من می‌تونم. 🧠

ذهنم پر از صداهای محدودکننده بود:

🗣️ «تو نمی‌تونی!» 🗣️ «چاقی‌ات ارثیه!» 🗣️ «سوخت و ساز بدنت پایینه!» 🗣️ «اصلاً بی‌فایده‌ست!»

و از اون طرف، اطرافیان هم با لبخندهای مسخره‌کننده‌شون آتیشی می‌ریختن روی این ذهن پُر از تردید 😐

می‌گفتن: «بازم رژیم گرفتی؟»، «تو که لاغر بشو نیستی!»

و من؟ فقط دلم می‌خواست باور کنم می‌شه… حتی اگه سخته.

💪 اما می‌دونستم اگه بخوام توی مسیر بمونم، باید با این صداهای محدودکننده مقابله کنم. باید توی این یکی از سخت‌ترین چالش‌های مسیر لاغری، قوی ظاهر بشم.

برای همین، روزهای اولم توی مسیر لاغری با ذهن فقط به یه چیز فکر می‌کردم:

«چطور می‌تونم باور کنم که توانایی لاغر شدن را دارم؟»

این باور مثل یه ریشه‌ی قدیمی بود توی ذهنم که باید با تمرین، آبیاری و صبر تغییرش می‌دادم 🌱

چالش‌های مسیر لاغری خیلی زیادن، اما اولین و شاید مهم‌ترینش همینه:

✳️ «باور کنیم که می‌تونیم.»

گاهی پیام‌هایی در سایت می‌خونم که توش از ناامیدی نوشتن.

🔸 اینکه یه مدت تلاش کردن، اما شور و شوقشون کم شده…

🔸 انگیزه‌شون پایین اومده…

و این دقیقاً همون چیزیه که باید یادمون بمونه:

چالش‌های مسیر لاغری تموم نمی‌شن، اما با آگاهی، تمرین و باور به خودمون، می‌تونیم ازشون عبور کنیم 🌈

فشار چاقی

🌪️ خارج شدن از مسیر لاغری؛ وقتی انگیزه‌مون ته می‌کشه…

یکی از مهم‌ترین چالش‌های مسیر لاغری با ذهن، اینه که گاهی اشتیاقمون کم می‌شه، انگار باتری‌مون خالی می‌کنه 🔋😞

اما چرا؟

دو دلیل اصلی داره:

1️⃣ توجه به چاقی و عوارضش

وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شیم، جسم‌مون هنوز چاقه. یعنی هنوز با اضافه وزن، بیماری‌ها، نگاه سنگین دیگران و خستگی‌های روحی درگیریم.

هر روز با این واقعیت‌ها زندگی می‌کنیم و در عین حال داریم آموزش می‌بینیم و تمرین می‌کنیم.

⚠️ این هم‌زمانی می‌تونه ذهن ما رو منحرف کنه…

وقتی هنوز هر روز خودتو توی آینه با همون اندام قبلی می‌بینی، خاطرات تلخ شکست‌هات دوباره زنده می‌شن.

و این یکی از سخت‌ترین چالش‌های مسیر لاغریه:

اینکه با وجود وزن فعلی، خودتو در مسیر باور لاغر شدن نگه داری 💭

2️⃣ توجه به حرف دیگران

😓 یکی دیگه از پرتکرارترین چالش‌های مسیر لاغری، حرفای دیگرانه!

اونایی که سال‌ها مارو چاق دیدن، هنوز هم به‌جای حمایت، سعی می‌کنن چاق بودنمون رو یادآوری کنن:

👄 «بازم چاق شدی!»

👄 «این‌همه رژیم گرفتی چی شد؟!»

و اینجا یه اشتباه معمول رخ می‌ده:

🔊 بهشون می‌گیم که داریم روی ذهنمون کار می‌کنیم!

نتیجه؟

مسخره‌مون می‌کنن، ناامیدمون می‌کنن، و حتی باعث می‌شن به خودمون شک کنیم 😔

و شک… یعنی سقوط از مسیر لاغری!

چالش‌های مسیر لاغری

🌨️ مراقب باشید زمین نخورید!

اگه تصمیم گرفتی از مسیر لاغری با ذهن بری به‌سمت تحقق رویات، باید همیشه حواست به چالش‌های مسیر لاغری باشه.

ذهن چاق بی‌کار نمی‌شینه! 🤯 چون سال‌ها به چاق بودن عادت کرده، دائم دنبال فرصته که تو رو از تصمیمی که گرفتی، منحرف کنه.

🎢 هرچی بیشتر پیام‌های شرکت‌کننده‌ها رو می‌خونم، بیشتر این تصویر برام روشن می‌شه:

مسیر لاغری با ذهن مثل یه جاده یخ‌زده‌ست، لیز و لغزنده… و هر لحظه ممکنه سُر بخوری و بیافتی!

و خب… هر زمین خوردنی ممکنه باعث بشه نتونی راحت بلند شی و ادامه بدی. 😔

🎒 از چالش‌های مسیر لاغری اینه که توی این مسیر، یه کوله‌بار سنگین به دوش داری؛ که اسمش هست: کوله‌بار چاقی!

چی توشه؟ مثلاً اینا:

  • ترس از اینکه نکنه چاق‌تر بشم 😨
  • خاطره شکست‌های قبلی با رژیم و ورزش 🥀
  • حرف‌های ناامیدکننده‌ی اطرافیان 😒
  • تبلیغ‌هایی که قول لاغری سریع می‌دن 🧃
  • پیشنهادهایی از دیگران برای امتحان راه‌های جدید ⚠️

همه‌ی اینا وزنه‌هایی‌ان که توی مسیر همراهتن، و وقتی مسیر لیز هم هست، احتمال سُر خوردن و افتادن خیلی بیشتر می‌شه.

📉 اما یه نکته مهم اینه: حتی اون‌هایی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده کردن و نتایج شگفت‌انگیزی گرفتن، ممکنه بعد از مدتی دوباره سُر بخورن!

پیام‌هایی داشتم از هنرجوهایی که دوره رو کامل تموم کردن، کلی سایز کم کردن، کلی انرژی گرفتن، ولی بعد از چند ماه دوباره رفتن سراغ یه روش دیگه؛ مثلاً یه رژیم خاص یا یه برنامه ورزشی سخت.

چرا؟ چون هنوز عمق مفهوم لاغری با ذهن رو درک نکرده بودن.

🧠 اگر کسی واقعاً درک کنه که لاغری از ذهن شروع می‌شه، دیگه نمی‌ره دنبال روش‌های دیگه!

چون می‌فهمه هر راهی به‌جز تغییر ذهن، یه دور باطل دیگه‌ست…

✨ پس یادت باشه: یکی از مهم‌ترین چالش‌های مسیر لاغری اینه که ذهن چاق با روش‌های ظاهراً منطقی، تو رو از مسیر خارج کنه.

❓لاغری بیشتر یعنی چی واقعاً؟

💡 اگه می‌خوای این لغزش‌ها رو با راهنمای کامل و پشتیبانی مستقیم مدیریت کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ اینکه لاغری بیشتر واقعاً یعنی چی؛ در ادامه هم توی گام ۲۶ سراغ «موانع ذهنی کاهش وزن» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 156 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.49 از 118 رای

https://tanasobefekri.net/?p=24998

156 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

156 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۱۲/۳۰ ۱۲:۴۷
      مدت عضویت: 2608 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,351 کلمه

      مسیر لاغری با ذهن بسیار لیز است .
      سال نو مبارک چند دقیقه ای مانده به سال نو . ولی خدا میدونه از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم که سه ماه دیگه حدودا ۳ سال میشه دیگه سال نو برام شده روز نو هر روز برای من عیده و هر روز طعم زیبای حال خوش رو می چشم .

      خدای من که با چه دنیایی اشنا شدم و چقدر دنیا برایم زیباتر شده . تلویزیون رو که روشن می کنی همش که میگن سالی که گذشت سال بدی بود ان شاء الله امسال سال خوبی باشه . جالبه اولش همه میگن سال خوبی باشه آخرش همه میگن سالمون بد بود . چون بازم کارهای سال قبل رو تکرار کردن . تعجب میکنم سال رو خودمون با دستای خودمون میسازیم پارسال این موقع هم دقیقا همین حرفا رو میزدند و چقدر مسخره است این دیدگاه که میگن روزها رو کسی دیگه خراب می کنه و مسئولیتش رو نمیپذیریم . مایی که تغییر زاویه ی دید دادم تغییر عملکرد دادیم سالمون رو اینقدر عالی خلق کردیم و قطعا سالها و روزهای بعدی رو هم عالیتر رقم میزنیم .
      بله ما تغییر طبقه دادیم و از طبقه ۱ اومدیم طبقه ی ۲ و دقیقا بهشت رو هم که میگن طبقه طبقه است همینه ما در بهشتی داریم زندگی میکنیم که واقعا دیگران نمیبینندش و شما این بهشت رو به ما معرفی کردید و روح و جان ما که تشنه ی این بهشت بود لبریز شد از حس خوب .

      لبریز شد از توانمندی . این بهشت رو ما خودمون با دستان خودمون ساختیم و معاشرت با دیگران و گفت و شنود با اونها واقعا روی من تاثیر میزاره و من اونقدر زمین خوردم که داد درونم اومد .

      و فقط تنها راه رو پرهیز دونستم . بله خداوند وقتی میگه تقوا پیشه کنید دقیقا همینه . چه بسا انسانهایی که با نام دین به روح و جان ما ضربه زدند .

      استاد من در این مسیر خیلی لیز خوردم و خیلی درد کشیدم چون با دنیایی آشنا شدم که برای خیلی ها نا آشنا بود و حالا علتش رو درک کردم . تعجب می کردم چرا نمیبینند . چرا هرچی میگم که همچین دنیای لذتبخشی هست کسی نمیبینه .

      و روح من ضربه های زیادی از این قضیه خورد مدتیه تلگرام و واتساپ و تلفن رو کنار گذاشتم خیلی کم با دیگران صحبت میکنم . حتی عزیزترین اشخاص نزدیکم هم محتوای ذهنی منو تغییر میدن . حالا میفهمم چرا در ادیان دیگه برای اینکه میخواستن در راه تکاملشون بکوشند تنهایی رو انتخاب می کردند . چون ما با حرف زدن از موضوعات طبقه ۲ با دیگران نمیتونیم اونها رو بالا بکشیم ولی اونها با حرف زدن با ما می تونند مارو پایین بکشن حتی از فکر کردن راجع به موضوعات طبقه ۱ هم باید پرهیز کنیم و به جای اون فقط همینجا بنویسیم و بخونیم و گوش بدیم .

      مسیر لاغری با ذهن بسیار لیز است .

      وفکر میکنم بهترین جمله ای که میشه در این مورد گفت اینه :

      آنکه را اسرار حق آموختند .
      مهر کردند و دهانش دوختند .

      آخه استاد راه ما اینه که باز به طبقه ۲ قانع نیستیم لذت آگاهی اونقدر زیاده که باز هم دوست داریم بریم طبقات بالاتر بریم بالاتر و این راه تا بی نهایت ادامه داره .
      یعنی حتی به طبقه ۲ هم نمیشه عادت کرد
      چون خداوند و آگاهی انتها نداره . وقتی واردش میشی دوست داری فقط بری بری بری . ته نداره . تموم نمیشه نمیتونی بگی خب این و دونستم دیگه تمام . نه تمام نمیشه .
      خب حالا از این راه ناتمام میخوای برای کسانی بگی که در یک سطح آگاهی گیر کردن و مدام میخوان همه رو در سطح خودشون نگه دارن .
      این آدما هستن که میمیرند . به خدا که مرگ برای چنین انسانهاییه که نمیخوان تغییر کنند و منم اگه بخوام با این ادما زندگی کنم میمیرم .
      ولی من هدفم اینه که به جاودانگی برسم که رسیدم من جاودانگی رو درک کردم منتها فقط باید اون رو در عملکرد روزانه حفظش کنم . باید تکرارش کنم تا عناصر مرگ آفرین طبقه ۱ این دیدگاهها رو از بین نبره .

      البته لیز خوردن همیشه هست
      اینجا مینویسم چون میدونم کم هستند کسانی که بخوان قضاوت کنند و دوباره فکر من و که خودم اجازه میدم ببرند سمت طبقه ای که خودشون داخلش هستن .

      ولی خوشحالم که تا این اندازه تغییر کردم .
      استاد من به شما خیلی مدیونم چون من معنای زندگیم رو از شما آموختم

      خیلی خوشحالم که خداوند منو به اینجا هدایت کرد تا بتونم روزهایی رو بسازم که نسبت به قبل کلی تغییر رو در وجودم پدید بیارم .

      خدایا صد هزار بار شکر ‌
      من حتی دیگه نمیخوام از این گفته ها برای کسی بگم چون من حتی اگه برای کسی می گفتم به این نیت بود که خودم بالاتر برم . خداییش خودم خیلی لدت میبردم و ذهنم همون لحظات کلی اگاهی دریافت میکرد ولی خب چون زمین زیاد خوردم از همون کسانی که میدونم چقدر دوسم دارن و فقط تنها مساله ای که بین ما جدایی انداخته اینه که نه اونها مثل من میشن و نه من میخوام که مثل اونها فکر کنم ولی اونقدر ذهنم رو به خاطرشون اسیر کردم که حتی سرنوشتم رو مثل اونها رقم زدم واسه همین جدا شدم .

      خیلی کم کردم رابطه ام رو از اونهایی که خودم با انتخاب خودم میخواستم در طبقه ی فکریشون بمونم .

      البته به هیچ عنوان اونها رو مقصر نمیدونم بلکه خودم رو مسئول می دونم که وطیفه و رسالت من فقط خودم هستم نه دیگران . اونها خودشون خدا دارن . من فقط میخوام خودم رو حفظ کنم تا به رسالت خودم برسم . حالا اگه این رسالت با رسالت اونها همسو بود خب صحبتهامون کلی گل میندازه و کلی ترقی میکنیم ولی اگر ناهمسو بود ترجیح میدم سکوت کنم و چیزی نگم .

      لاغری با ذهن فقط لاغری با ذهن نیست .
      زندگی با ذهنه .
      عشق با ذهنه
      آگاهی با ذهنه
      خداشناسی با ذهنه
      لذت بردن با ذهنه
      و کلی سرنوشت خوب دیگه که میشه از این طریق رقم زد وقتی من خودم این همه کار دارم که با خودم انجام بدم چرا باید وقتم رو برای کسانی بزارم که اگه بزرگتر از من هستند غرورشون اجازه نمیده که حرفام رو بپذیرن و اگه کوچکتر هستن اونقدر خودشون رو مشغول چیزهای دیگه کردن که اصلا متوجه این صحبتها نمیشن .

      گرچه شاید این نگرش من نوعی نگرش منفی باشه ولی من میخوام خودخواه باشم چون میخوام فقط روی سرنوشت خودم کار کنم میخوام روی خودم کار کنم . چون هیچ کس مسئول من نیست .
      بله مسیر لاغری با ذهن خیلی لیز است و من تمام تلاشم رو میکنم که دیگه لیز نخورم و بازم بیشتر مراقب ورودیهام باشم .
      خدارو شکر تغییرات عالی در من بوجود اومده .
      و من دقت کردم وقتی از آگاهیهام مراقبت کنم اتفاقات مثبت بیشتری در من ایجاد میشه . در جسمم .

      به امید خدا میخوام این موقعیت خودساخته که رسم و رسوم و فرهنگ در ما ایجاد کرده رو به جای چاق شدن فرصتی برای لاغر شدن ترتیب بدم ‌
      و تنها کار من اینه مطالبی که دارم می آموزم رو به عمل در بیارم .
      روی رفتار کار کردن رو برای خودم تبدیل به لذت کنم که لدت هست و واقعا دیگه نخوام اعمال طبقه ۱ رو انجام بدم .

      اعمال طبقه ۲ رو انجام بدم و برای اینکه بخوام اعمال طبقه ی ۲ رو انجام بدم لازمه اش اینه محتوای ذهنیم رو در طبقه ی ۲ هدایت کنم .

      به امید خدا هر روز یک گام بر میدارم تا همونطور که خانه تکانی رو تبدیل به فرصتی برای لاغر شدن کردم این دو هفته رو هم فرصتی برای لاغر شدن بسازم و
      باید استفاده کنم از اگاهیها در عملکرد روزانه .

      سال نو مبارک .
      سالی پر از لاغر کردن رو برای همه ی دوستان ارزومندم .
      ما لاغر نمیشیم ما لاغر می کنیم .
      به نظرم کلمه لاغر کردن برای الان من شاید لذتبخش باشه ولی برای ذهن چاق و تنبلم که همیشه منتظر این بود که از اسمون و زمین براش نعمت بیاد لاغرشدن لذت بخش تر باشه به هر حال تا ما به این نکته نرسیم که خودمون خالق زندگی خودمون هستیم نمیتونیم بپذیریم که لاغر کردن لذتبخش تر از لاغر شدن هست ولی با خودمون راه میاییم فعلا ارام ارام حرکت می کنیم تا باورهامون عمیقتر بشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم