🔸 تصور کن یه فرمانده پشت صحنه داری که بیسروصدا داره تصمیم میگیره چی بخوری، کی بخوری و چقدر بخوری!
همین مغزه! 🧠
تاثیر مغز در چاقی خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. شاید بارها رژیم گرفتی، ورزش کردی، ولی یه چیزی توی ذهنت باعث شده دوباره برگردی سر نقطه اول.
ذهن ما پر از الگوهای پنهانیه که حتی خودمون هم ازشون بیخبریم.
🧠 فرماندهی پنهان: ذهن چگونه ما را به سمت چاقی میکشاند؟
تا مدتها فکر میکردم تصمیم برای خوردن از «معده» میاد. یعنی اگر گرسنهام، پس لازمه بخورم؛ اگر سیرم، پس دیگه چیزی نمیخورم.
اما خیلی وقتها دیدم که همهچیز برعکسه…
🍕 مثلا وقتی تو خیابون راه میرفتم و بوی نون تازه میاومد، یا تصویر یه فستفود خوشمزه توی اینستاگرام میدیدم،
بدون اینکه گرسنه باشم، یه صدای قوی توی ذهنم میگفت:
“بگیرش… این که همیشه دمِ دست نیست!”
“امروز بخور، از فردا رژیم میگیری!”
“حقته… این چند روز خیلی خسته بودی، یه چیز خوشمزه لازمه!”
وقتی خوب فکر میکردم، میدیدم قبل از اینکه معدهم بخواد، ذهنم خواسته بود.
یه فرماندهی پنهان که دستور خوردن میدادو این دقیقا تاثیر مغز در چاقی بود.
نه از روی نیاز، بلکه از روی عادت. نه از روی گرسنگی، بلکه از روی برنامهای که از سالها قبل توی مغزم نوشته شده بود.

🔁 بهانههایی که مغز برای چاقی میتراشد
ذهن من استاد توجیه کردن بود.
هربار یه دلیل قانعکننده داشت که چرا باید بخورم:
- «حیفه، پولش رو دادی، بخورش!»
- «مهمونی همیشه نیست، حالا بخور، بعداً جبران میکنی.»
- «الان ناراحتی، یه چیزی بخور حالت بهتر شه.»
- «این خوراکی خاصه، همیشه که نیست، حالا بخورش.»
🔸 همه این جملهها از الگوهای ذهنیِ کهنهای بودن که ذهنم یاد گرفته بود و تکرار میکرد، چون مغز، استاد تکراره.
📌 این همونجاست که باید به تأثیر مغز در چاقی توجه ویژه کنیم.
🔁 چرخه بیپایان رژیم و شکست: وقتی ذهن از تغییر فرار میکند
شاید تو هم بارها این سناریو رو تجربه کرده باشی…
🗓 یه روز با خودت میگی:
«تموم شد! از امروز دیگه جدی میگیرم. باید وزن کم کنم. دیگه بسه!»
با انگیزه میری سراغ رژیم غذایی، لیست مینویسی، مواد سالم میخری، حتی توی دفتر یا اپ، برنامهریزی دقیق میکنی.
روز اول: عالی! با انرژی و اشتیاق.
روز دوم: هنوز انگیزه داری.
روز سوم: کمکم فکرت میره سمت چیزایی که دوست داری ولی نباید بخوری.
روز چهارم: یه صدای آشنا توی ذهنت میگه:
«فقط یه کم… ضرر نداره. بعدش جبران میکنی.»
و بعد از خوردن؟ 😞
احساس شکست، عذاب وجدان، سرزنش خودت…
و دوباره، همه چی از اول.

🌀 چرا این چرخه تکرار میشود؟
برخلاف چیزی که فکر میکردم، مشکل این نبود که “من بیارادهام” یا “من نمیتونم لاغر شم”.
مشکل، ذهنم بود که آمادهی تغییر نبود. ذهنی که سالها طبق الگوهای چاقی برنامهریزی شده بود و حالا رژیم رو یه تهدید میدید.
بذار برات مثال بزنم:
😣 وقتی رژیم میگرفتم، انگار داشتم چیزی رو از خودم “محروم” میکردم.
غذا دیگه یه نیاز نبود، بلکه تبدیل میشد به وسوسه، به پاداش، به چیزی که هر لحظه دلتنگش بودم.
ذهن من، با دیدن غذاهای خوشمزه، شروع به چونهزدن میکرد:
- «این یکیو بخور، بعدش محکمتر ادامه میدی.»
- «الان ناراحتی، حقته یه چیزی بخوری.»
- «فقط همین یه بار!»
- «الان نخوریا، ولی بعد از رژیم میتونی بخوری!»
این مکالمات درونی، همشون نشون میدادن که تاثیر مغز در چاقی چقدر قویه.
حقیقت اینه که مغز ما برای بقا ساخته شده. و رژیم غذایی، مخصوصاً اگر سختگیرانه باشه، توسط مغز مثل یک تهدید جدی برای بقا تفسیر میشه.
📌 مغز فکر میکنه:
«اوه، غذا کمتر شده! خطر گرسنگی در راهه!»
و در نتیجه:
- متابولیسم رو کند میکنه
- احساس گرسنگی رو شدیدتر میکنه
- تمرکز ذهنی رو روی پیدا کردن غذا میذاره
- و مقاومت شدیدتر نشون میده
📚 طبق تحقیقات علمی (Stice & Yokum, 2016)، وقتی افراد رژیم میگیرن، فعالیت در نواحی پاداش مغز افزایش پیدا میکنه؛ یعنی مغز به غذاهای پرکالری حساستر میشه.
و این یعنی رژیم گرفتن بهتنهایی، نه تنها مؤثر نیست، بلکه ذهن رو به حالت هشدار و فشار بیشتر میبره.
این یعنی تاثیر مغز در چاقی دقیقاً جایی خودش رو نشون میده که ما فکر میکنیم داریم درستترین کار ممکن رو انجام میدیم: رژیم گرفتن!

✨ راهحل کجاست؟ بازنویسی ذهن، نه فقط منوی غذا
تا وقتی ذهن چاق باقی بمونه، سبک زندگی سالم پایدار نمیمونه.
من فهمیدم به جای اینکه تلاش کنم با ذهن قدیمیام زندگی جدید بسازم، باید اول ذهنم رو تغییر بدم.
یاد گرفتم:
- با ذهنم حرف بزنم
- صدای بهانهها رو بشناسم
- به جای سرزنش، گفتوگوی ذهنیام رو عوض کنم
- به خودم اجازه بدم از خوردن لذت ببرم، اما آگاهانه
- از تصویرسازی برای ساختن ذهن متناسب استفاده کنم
🌱 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار خودبهخود عوض میشه.
📌 حالا متوجه میشی که ریشه شکستهای مکرر رژیمی، تاثیر مغز در چاقیه نه ضعف اراده یا ژنتیک.
اگر مغز رو با آگاهی، آرامش و تکرار آموزش بدی، خودش مسیر رو تغییر میده.
📍 تاثیر مغز در چاقی یعنی وقتی در سطح مغز چیزی عوض نشه، رفتارهای قدیمی دوباره برمیگردن.
💡 تو باید اول ذهن چاق رو تغییر بدی، بعد از اون جسم خودبهخود به تناسب میرسه.

🔁 انعطافپذیری عصبی: نور امید در تاریکی ذهن چاق
🧠 مغز انسان توانایی شگفتانگیزی برای یادگیری و بازسازی داره. به این توانایی میگن «انعطافپذیری عصبی».
یعنی اگه تکرار کنی، تمرین کنی، و باورهای جدید رو بسازی، مغزت میتونه برنامهی چاقی رو پاک کنه و با برنامهی متناسب جایگزین کنه!
✍️ با تمرینهایی مثل:
- نوشتن گفتوگوی ذهنی
- تصویرسازی ذهنی لاغری
- تغییر واژگان درونی (مثل «من همیشه شکست میخورم» به «من در حال یادگیریام»)
- گوش دادن به فایلهای آموزش ذهنی
مغز کمکم مسیرهای جدید میسازه، مثل جادهای تازه وسط یک جنگل قدیمی 🌿
📌 این دقیقاً همون جاییه که تاثیر مغز در چاقی به تأثیر ذهن در لاغری تبدیل میشه!
✅ مغز نقش محوری در چاقی داره، هم از نظر ساختاری (عصبی)، هم رفتاری.
✅ تاثیر مغز در چاقی در آزمایشهای واقعی، قابل مشاهده و اندازهگیریه.
✅ تغییر مغز ممکنه؛ اما با رژیم سخت و فشار نمیشه. با آگاهی، تکرار و آموزش ذهنی ممکنه.
🧠 ذهن، مرکز فرماندهی لاغری
همونطور که گفتیم، تاثیر مغز در چاقی فقط به اشتها یا لذت غذا خوردن محدود نمیشه.
ذهن من از بچگی طوری برنامهریزی شده بود که:
- غذا = پاداش
- پرخوری = خوشی
- رژیم = رنج و محدودیت
- چاقی = اجتنابناپذیر
🔄 این برنامهها توی ناخودآگاه ذخیره شده بودن و مثل یه اپلیکیشن قدیمی، هر بار بدون اینکه بفهمم فعال میشدن.
🔍 وقتی احساس خستگی، ناراحتی، بیحوصلگی یا تنهایی داشتم، ذهنم بلافاصله دنبال «غذا» میگشت.
نه چون بدنم گرسنه بود، بلکه چون یاد گرفته بود که خوردن راه حل احساساته.
🎯 دقیقاً همونجا بود که فهمیدم اگر مغزم باعث چاقی شده، خودش هم میتونه باعث لاغری پایدار بشه…
به شرطی که من یاد بگیرم باهاش حرف بزنم، آموزشش بدم، و کمکم کدهای ذهنی جدید رو جایگزین کنم.
📌 یعنی تغییر واقعی از درون شروع میشه؛ چون تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اونیه که بشه با بیرون کنترلش کرد.
🔁 تمرینهای کوچک، تغییرات بزرگ
یاد گرفتم برای تغییر ذهن، نیازی نیست همهچی رو یکشبه عوض کنم.
بلکه باید هر روز تمرینهای کوچیک ذهنی رو انجام بدم:
📝 تمرین نوشتاری:
هر روز چند دقیقه بنویسم “من چرا میخوام لاغر بشم؟” و “امروز ذهنم کِی وسوسه شد؟ چه صدایی شنیدم؟”
🎧 شنیدن فایلهای آموزشی ذهنی:
هر روز ذهنم رو با پیامهای درست تغذیه کنم، نه فقط بدنم رو.
📌 با همین تمرینها، آرومآروم تاثیر مغز در چاقی تبدیل میشه به تأثیر ذهن در تناسب.

🎯 دعوت به تغییر: سفر ذهنی برای رسیدن به تناسب پایدار
خب، حالا که تا اینجا با من همراه بودی، احتمالاً یه چیزی ته دلت داره میگه:
«من هم میخوام از این مسیر برم… من هم میخوام یه بار برای همیشه خلاص شم از این چرخهی خستهکنندهی رژیم و پرخوری.»
💬 و بذار بهت بگم: کاملاً حق داری!
سالهاست که بدنمون رو برای لاغری محدود کردیم، اما ذهنمون رو آزاد گذاشتیم تا با هر فکر و وسوسهای مسیرمون رو منحرف کنه.
📌 ما سعی کردیم با رژیم و اجبار تغییر کنیم، در حالی که تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اون چیزی بود که فکر میکردیم.
🧠 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار هم تغییر میکنه
🌟 این همون نقطهی طلاییه که مسیر من از رژیمهای بینتیجه جدا شد و به «یادگیری تاثیر مغز در چاقی» رسید.
وقتی فهمیدم باید اول ذهنم رو لاغر کنم، نه فقط جسمم.
✅ وقتی ذهن چاق نباشه، دیگه نیازی نیست هر بار با اراده و زور جلو پرخوری رو بگیری.
✅ دیگه غذا برات تبدیل به دشمن نمیشه.
✅ دیگه لازم نیست مدام بین عذاب وجدان و پاداش خوردن دستوپا بزنی.
🛤 یک مسیر مطمئن برای شروع یادگیری تاثیر مغز در چاقی
🎁 به لطف خدا و تجربهی ۳۵ سال چاقی و سالها آموزش ذهنی، دورهای آماده شده به نام:
🎓 «ورود به سرزمین لاغرها» یه دورهی شگفتانگیز برای یادگیری تاثیر مغز در چاقی که در اون:
- یاد میگیری چطور ذهن چاقت رو شناسایی کنی
- چطور صدای وسوسه رو خاموش کنی
- چطور ذهن جدیدی بسازی که تو رو به سمت غذا نکشه
- و چطور برای همیشه با آرامش به بدن ایدهآلت برسی
این دوره نه رژیم داره، نه ورزش اجباری، نه کالریشماری.
📌 چون وقتی تاثیر مغز در چاقی رو جدی بگیری، دیگه دنبال راهحل بیرونی نمیگردی.
💚 با عشق، از طرف کسی که چاقی رو زندگی کرده… و حالا ذهنش، متناسب فکر میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 73 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
اگر یک نگاه به خودمون بندازیم می بینیم تقریبا از ۲۴ ساعت شبانه روز حدود ۹ساعتی با گوشی و لپ تاب سر و کار داریم .
اگه که کارمون اینترنتی و با سایت باشه که ساعت بیشتری درگیر ش هستیم.
حتما بارها براتون پیش اومده که چندین کار با هم در حال انجام دادن هستید هم متن تایپ می کنیم و هم توی گروه ها سرک می کشیم و هم سایت بیمه بازه و هم توی اینترنت گشت زدیم هم گالری باز کردیم و هم پیام اومده و…خلاصه چندین سربرگ باز شده و همین عامل باعث میشه سرعت کار لپ تاب و گوشی کمی پایین بیاد.
وقتی سرعت پایینه ، کار ها انجام میشه ولی زمان خیلی زیادی از ما میگیره و شاید ساعت ها مجبور به انتظار کشیدن برای دانلود یه فیلم یا برنامه باشیم .اینجاست که برای سرعت بخشی به لپ تاب باید وارد حافظه پنهان ( کش) بشیم و پاک سازی انجام بدهیم تا سرعت به حالت نرمال خودش برگرده و کارهای ما در اسرع وقت و بدون اتلاف وقت انجام بشه.
زندگی ما هم شبیه هم لپ تابه ساعت ها از شبانه روز درگیر فکر کردن به خوراکی ها و خوردن هستیم
از اونجایی که ذهن ما سال های زیادی بر اساس باورهای اشتباه سرشار از آموخته های چاقی شده و الان تازه پی به اشتباه خودمون بردیم و فهمیدیم که مشکل چاقی ما نه ارث و ژنتیکه و نه عدم تحرک و…
بلکه اضافه وزن ما ناشی از باورهای چاقی حک شده در مغزمون هست
همین باورهای اشتباه باعث می شدند که روند لاغر شدن ما خیلی کند پیش بره و برای سرعت بخشی به روند لاغری باید اول ذهن اصلاح بشه
چون ذهن پراز باورهای چاقی هست و سال های زیادی از بزرگترها شنیدیم که ما ژنتیکی چاق هستیم و عدم تحرک و بلوغ و ازدواج و کم کاری تیروئید و غذاهای چرب و … باعث چاقی میشه
از اونجایی که ما این حرف ها رو می شنیدیم خواه یا ناخواه توی ذهنمون حرف های دیگران در برهه های زمانی مختلف مرور می شد و گاهی هم نمونه بارز افراد چاق می دیدیم و بر فکر کردن ما افزوده می شد و گاهی هم ترس این رو داشتیم که نکنه منم توی سن بلوغ چاق بشم یا منم ازدواج کنم چاق بشم و….
ساعت ها به چاق شدن فکر میکردیم. همین فکر کردن شک به دلمون راه می دادیم و ترس از چاق شدن مثل خوره به جونمون می افتاد برای آروم کردن دلمون اینقدر توی سایت ها چرخ میزدیم و دنبال پیشگیری از چاقی می گشتیم و به دیگران به امید دلداری و تسکین قلبمون میگفتیم که میترسیم چاق بشیم و چکار کنیم که چاق نشیم.
این قدر به چاقی فکر کردیم و به دیگران گفتیم که آخرش تمام رفتار و اعمالمون مثل آدم های چاق شد
یکی از خاصیت افراد چاق اینه که رفتار های اشتباه غذایی دوستانشون رو خیلی زود یاد میگیرن و تکرار می کنند (مثل زنان باردار که یهویی آرمه و هوس خوردن یه خوراکی میکنند و معمولا هم تا غذا رو نخورند حالشون خوب نمیشه ) افراد چاق هم تا اون عادت دوستشون تکرار نکنند و از اون خوراکی نخورند آروم و قرار ندارند و شب خوابشون نمی بره
اینجاست که از طرفی مغز دستور به خوردن انواع خوراکی ها میده و از طرفی هم به خاطر وضعیت جسمی که داریم رو به رژیم های مختلف آوردیم و توی محرومیت غذایی به سر می بریم
روز اول چون عزم و اراده قوی برای لاغری داریم دست به غذای خوش رنگ و لعاب نمی زنیم و با هزار تا امیدی که در دلمون ایجاد شده روزمون رو شب می کنیم و میرسه روز های بعدی و هی مغز دستور به خوردن میده و هی ما مقاومت میکنیم و در آخر این مغز بود که پیروز می شد و ما رژیم اجباری رو رها می کردیم و دوباره رو به سوی چاقی می آوردیم .
جسم ما مثل یه شهری هست پر از مسئولین و کارکنان که هر کدام یک وظیفه ای بر عهده داره و خیلی منظم کارها انجام میشه یکی مسئولیت خون رسانی داره یکی هضم غذا و یکی اکسیژن رسانی و … اما این شهر یک پادشاه و فرمانده ای به نام مغز داره که کل سیستم بدنی تحت فرمانروایی اون هست.
از اون جایی که مغز و ذهن ما زیاده خواه هست ما به هر چی فکر کنیم ذهن ما مشوق میشه و ما رو تا مرز بی نهایت به سوی اون امر هدایت می کنه .توی مسئله چاقی همین اتفاق افتاد و دیگه کل رفتار و عادت غذایی ما عادی شده بود و اتوماتیک به سمت غذا ها کشیده می شدیم وبا تمام وجود حساب خوراکی ها می رسیدیم.
عادت کردیم به خوردن و با فشار جسمی و سختی نمیتونیم جلوی این عادت ها رو بگیریم
برای تغییر عادت ها باید به سراغ فرمانروای بدن رفت دیدید وقتی فرمانروای شهری حکمی صادر می کنه تمام کارگزاران مطیع فرمان می شوند و دستورات رو اجرا میکنند .
برای لاغر شدن هم باید مجوز حرکت رو مغز صادر کنه تا تمام انداممون مطیع فرمان باشند و خود به خود ما به سمت لاغری هدایت بشیم
از قدیم گفتن خواستن توانستن هست .
در تمام این سال ها ما فقط دوست داشتیم لاغر بشیم و باور نداشتیم که می توانیم لاغر بشیم و لاغر بمونیم.
برای لاغر شدن باید باور کنیم ما می توانیم لاغر بشیم و در مسیر لاغری مصمم باشیم و گام به گام و با حوصله و بدون عجله گام برداریم
توی لاغری با ذهن هیچ نسخه ی دارویی نیست هیچ قرصی نیست که یه هویی آدم رو لاغر بکنه .اگه نسخه ی دکتر و دارو دمنوش و انواع رژیم های دیگر نتیجه بخش بود تا حالا ما لاغر شده بودیم و لاغر مونده بودیم .
الان دیگه به یقین صد در صدی رسیدیم که فقط باید به خودمون ایمان بیاوریم و مطمئن باشیم که فقط با قدرت ذهن می توانیم لاغر بشیم و برای همیشه لاغر بمونیم
ما سال ها طول کشیده وبا باورهای ذهنی اشتباه چاق شدیم و به تبع چاقی هزاران مشکل و گرفتاری نصیبمون شد و تقریبا توی بیشتر جنبه های زندگیمون تاثیر منفی گذاشت الانم برای رسیدن به لاغری باید همین مسیر ذهنی و پیوسته وار و بدون عجله راه رو طی کنیم تا نه تنها به لاغری بلکه به تمام خواسته های زندگیمون برسیم و از همه لحاظ عالی بشیم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
روز ۱۵۳: روز ۵۶ تکرار ، دوشنبه ۱۴۰۰/۶/۲۲
سلام
امروز این فایل را گوش دادم و تصمیم به نوشتن دیدگاه نداشتم. بعد از گوش دادن فایل شروع به خواندن دیدگاههای دوستان کردم. در دیدگاههای با مدال طلایی کل مطالب را دوستان بخوبی بازنویسی کرده اند. تا اینکه به دیدگاه دوست عزیزم خانم صابری رسیدم و ایشان تاکید بر نوشتن آنچه فهمیده ایم داشتند و فواید ثبت دیدگاه را گوشزد کرده بودند. من هم از تصمیم ننوشتن منصرف شدم و الان اینجا هستم.
سرعت انتقال اطلاعات از مغز به اندامها بسیار سریع است. و این حکمت خداوند برای حفظ بقای ماست. اگر وقتی دستم میسوزه سرعت انتقال اطلاعات کند باشه، خب خدا میدونه چقدر آسیب خواهم دید. در مواقع بروز خطر هم همینطوره.
فرمانهای مغز ما برای حفظ حیات ما کاملا صحیح و ضروری و الهی است.
در دوره ای از زندگی تحت آموزشهایی که از دیگران دریافت کردم در ذهن و مغزم فرمولهای دستی وارد شد که متاسفانه در صادر شدن دستور خوردن اختلال ایجاد کرد. و در ذهن من تصویر چاقی را ایجاد کرد. خب در مواجه شدن با خوراکی ها ذهن من با همان سرعت از این فرمولهای چاق کننده استفاده کرده و فرمان خوردن را صادر می کرد. و بخش غم انگیز ماجرا احساس ناراحتی و عذاب وجدان بعد از خوردن بود.
نبرد ذهن و مغز در برنامه های رژیمی و …. در نهایت حتی پس از کسب نتیجه دلخواه ، سبب می شد نتیجه ماندگار نباشد.
خب چه باید بکنم؟
حالا که ناخواسته چاقی را یاد گرفتم، هم اکنون باید برای یادآوری مجدد فرمولهای متناسب کننده بکوشم. باید نبرد با چاقی و اصلا خود چاقی را رها کنم و لاغری و تناسب اندام را یاد بگیرم.
باید به ذهنم یادآوری کنم غذا مثل آب و هوا برای رفع نیاز بدنم و تامین انرژی حیاتی بدنم است نه برای لذت و تفریح و سرگرمی و رفع خستگی و افزایش تمرکز و هزار دلیل چرت دیگری که برای خوردن می آورم.
باید بیاموزم دیدن برابر خوردن نیست.
باید بیاموزم غذاها نعمت الهی هستند و قدرت چاق کنندگی ندارند.
باید بدانم زیاده روی در خوردن سرعت تخریب را در من افزایش می دهد و اگر خواهان سلامتی و تناسب اندام هستم باید سعی کنم به جسمم کمک کنم و سرعت تخریب خودم را کاهش دهم.
باید به جسمم اعتماد کنم که اگر من درست رفتار کنم و حالم خوب باشد و عاشق متناسب شدن باشم، انقدر خداوند جسمم را هوشمند آفریده که خودش می تواند ضایعه چاقی را در من درمان کند همان طور که زخم دستم خوب می شود با ادامه دادن به اندام متناسب خواهم رسید.
تنها روش موثر متناسب شدن و متناسب ماندن هماهنگی ذهن و جسم است. اول باید برای لاغری ذهنم تلاش کنم و لاغری را یاد بگیرم آنگاه جسمم چه بخواهم و چه نخواهم متناسب خواهد شد.
در شروع یادگیری لاغری با ذهن یعنی برداشتن گامی موثر و مثبت برای افزایش کیفیت زندگی مان هیچ تعللی جایز نیست.
موفق باشید دوستان هم مسیر
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
من مدتها هست که در مواجه شدن با شیرینی و یا مهمانی و یا فست فود خیلی عالی برخورد میکنم کاری که قبلا محال بود به درستی انجام بدم و وقتی میخوردیم بعدش عذاب وجدان و شکم درد و حالت تهوع و … میگرفتیم دلیلش هم همین دستورات مغزی بود که همیشه من رو به خوردن تشویق میکرد .
خیلی افراد هستن که میخوان نخورن اما نمیتونن چون دلیلیش فرمان های مغزی هست که خیلی سریع با سرعت صادر میشه و ما نمیتونیم در مقابل اونها بایستیم و غذا نخوریم و وقتی ما رژیم میگریم دقیقا داریم در مقابل فرمان مغزی که داریم برای خوردن سرپیچی میکنیم و همین ما رو عصبی میکنه در حالی که متناسبها اینقدر دستور خوردن ندارن و به راحتی از خوشمزه ترین غداهای دنیا میگذرن و اما چاقها از بدمزه ترین و اشغال ترین غذا ها نمیتونن بگذرن چون مغز فرمان میده و نمیشه ما کاری کنیم .
من خودم که سالها فکر مبکردم اشتهای زیادی دارم و نمیتونم که نخورم و من بدنم با متناسبها فرق داره و در بدن من چیزی به نام اشتها وجود داره که در بدن اونها وجود نداره و اونها میل به خوردن ندارن اما من همیشه میل به خوردن دارم اما حالا باید بگم اصلا اینطور نیست به خاطر ذهن چاقم که مملو از فرمولهای ذهنی چاق کننده هست من اینطورم و مدام پرخوری میکنم و گرنه چیزی به نام اشتها در بدن من وجود نداره و این یک توجیه برای پرخوری خودم هست و من با رژیم و ورزش نمیتونم جلوی این ذهن چاق رو بگیریم شاید یک مدت بتونم در مقابلش مقاوت کنم و نخورم اما بعد از چند وقت که متناسب میشدم و در وزن نرمالی قرار میگرفتم چنان حرص و ولع برای خوردن داشتم و چنان پرخوری میکردم که خیلی سریع وزن من برمیگشت .چرا ؟؟چون مغز من همش دستور خوردن میداد و من میخولستم با رژیم جلوش رو بگیریم نمیشد باید به اون اموزش میدادم ته اول ذهنم لاعر بشه و بعد جسمم .
پس الان من دارم با این آموزشها به ذهنم لاغری رو آموزش میدم که تند تند فرمان خوردن صادر نشه در واقع اطلاعات معز من عوض شده و مغز من فرمانهای متفاوت صادر میکنه و مطمعنم اگر همین راه رو ادامه بدم این تغییرات اینقدر پررنگ و قوی و همیشگی و زیاد میشه که من به زودی در اندام جدیدی قرار خواهم گرفت مثلا من دیروز تولدم بود و همسرم با یک کیک بزرگ و یک هدیه ی بزرگ سوپرایزم کرد و اما من اینقدر در این مدت بودن در سایت تغییر کردم و میل به خوردن شیرینی در من کم شده که حتی نتونستم از دیروز تا حالا به اندازه ی یک برش نرمال کیک بخورم تا بلخره تصمیم گرفتم اون رو ببرم خونه ی مادرم و اونجا بقیه بخورن چون واقعا برای ما زیاد بود و من خودم که واقعا بی علاقه شدم به شیرینی و بقیه هم که کم میخورن پس هم همسرم و هم خودم این تصمیم رو گرفتیم و یا اینکه چند روز پیش دخترم کلی پفک و چیپس خریده بود که بخوره اما پفکها رو نخورده بود چون میگفت بدمزه و مونده بودن و منم دوتا یا سه تا داخل دهنم گزاشتم دیدم اره خیلی طعم مونده ای دارن و مابقی رو ریختم داخل زباله اگه قبلا بود که محال بود این کار و بکنم مونده و تازه سرم نمیشد همه رو میخوردم اما حالا تغییر کردم یا دیشب رفتم خونه مادرم سوسیس بود و غدای خوشمزه ی مادرم هم بود هر چی گفتن بخورین من سیر بودم و نخوررم چون خونه ی خودم یه مقدار کم خورده بودم اما اگر قبلا بود باید میخوردم چون سوسیس که دوست دارم یا فلان عداهست که دوست دارم اما تغییر کردم و یا همین امروز یه کاسه ی کوچیک ماست خوشمزه ی محلی خواستم با غدا بخورم نتونستم همش رو بخورم و مابقی اون کاسه ی کوچیک رو گذاشتم برای بعدا کاری که قبلا هرگز نمیکردم و برعکس میگفتم بزار کلی ماست بخورم که جلوی اشتهای خودم رو بگیریم که کمتر غدا بخورم و یا اینکه کلی میوه ی خوشمزه همسرجانم خریده که بسیار رسیده و شیرین هستن و چندین مدل رطب و برحی و … خریده اما من چنان با اون وعده های کم عدای خودم احساس،سیری میکنم که جا برای خوردن میوه ندارم خداشاهده چند روز میخوام میوه بخورم نمیتونم و میوه ها دارن خراب میشن اگر قبلا بود به بهانه ی کم کالری بودن و مفید بودن و مقوی بودن و اسراف نشه بخورم خراب نشن و بخورم که جلوی اشتهام رو بگیره هر روز سه بار میوه میخوردم بین وعده های غدایی خودم ولی حالا چی شده که در طول روز نمیتونم یک بار درست و حسابی میوه بخورم مگر اخر وقت یکم هوس کنم و بخورم که معمولا خونه مادرم هستم و شاید اونجا یک دونه بخورم شایدم نخورم و اینها همه فرمانهای متفاوت هست که دیگه اون درگیری و اعصاب خوردی هم نیست دیگه به زور و .. نیست که من نخورم و یا بخوام طبق برنامه ی فلانی غذا بخورم نه من با آموزش دادن به ذهنم کلی نتیجه ی متفاوت گرفتم و کلی رفتار جدید و دستورات مغزی جدید دارم که بینهایت خوشحالم و همه رو مدیون اول خدای خودم و بعد استاد عزیز و اموزشهای ایشون هستم .
چقدر جالبه در کنار این به اندازه خوردن که دارم یاد میگریم هیچ چیز رو به زور وارد بدنم نکنم یه رفتار زیبای دیگه هم پیدا کردم که الان میگم :این به اندازه خوردن باعث شده من دو کیسه پلاستیکی داخل آشپزخونه داشته باشم که داخل یکی باقی مانده ی هر ظرف عدایی که شامل برنج و نون و ماکارانی و اینجور چیزها باشه برای ماهی های رودخونه ی شهر م جمع میکنم و داخل اون یکی کیسه اگر تیکه گوشت خورشتی و یا استخونی و یا هر تیکه ی گوشتی دیگه اضاف بیاد جمع میکنم و اخر هفته اونها رو میبرم و به سگهای نزدیک شهر میدم و یا برنجها و اینها رو به داخل اب میندازم و یا زیر درختی برای گنجشکها میندازم و اینقدر حس خوب و لذت بخشی هست که نگو و دارم بسیار کار زیبایی رو تجربه میکنم و همین کار باعث شده که مدتها هست به همسرم و فرزندانم هیچ اصراری در خوردن نکنم در حالی که قبلاکه در این مسیر نبودم فرزندانم رو حتی اذیت و ناراحت میکردم که باید بخورن این دو لقمه چی هست که مونده زود باش بخور و به زور مجبورشون میکردم اما الان به مدت دو سال هست هرگز این کار رو نمیکنم و خودم از کارم بسیار راضیم و دیگه بچه های من حتی همسرم میدونن وقتی چیزی اضاف میاد برای حیوانات هستن و میگن مامان بزارش برا ماهی ها حالا نمیگم زیاده روی میکنم در پخت و پز نه اصلا همون لقمه های اضافی که قبلا به زور وارد بدن خودم و یا همسرم و یا بچه هام میکردم همونا رو جمع میکنم و میزارم حیوانات و پرنده ها و یا ماهی ها بخورن همین دیشب داشتم تقریبا نصف بیشتر کیک تولد رو میبردم خونه پدرم و غدای ماهی ها داخل یک پلاستیک و عدای سگها داخل اون پلاستیک بود همه رو با هم داشتم میبردم داخل ماشین یه لحظه فکر کردم گفتم همش به خاطر آموزشهای سایت هست که اینقدر عالی عمل میکنم خدا رو شکر اگر قبلا بود که باید به زور هم ،شده هم خودم هم همسرم رو مجبور به خوردن کیک تولد میکردم چون پولش رو دادیم اما حالا نه خیر راحت میبخشم .
من که زبانم در مقابل این همه تغییرات بزرگ و کوچیک واقعا قاصر و نمیدونم از کجای تعییراتم بگم و امیدوارم به زودی خبر شگفتی ساز شدنم رو به همه بدم .
استاد من به این دوره ها اعتماد دارم و با شجاعت گام برمیدارم من جز افرادی هستم که به دنبال یاد گیری لاغری هستم نه تحمیل لاعری نه به چنگ آوردن لاعری نه مبارزه برای لاغری ،، وای من مردم برای این جمله های ناب شما استاد چقدر عالی گفتین .
به نام خدا
سلام دوست عزیز از خوندن نوشته شما لذت بردم و خوشحالم براتون بخاطر تغییرات زیبایی که دارین تجربه میکنین راستش اون قسمت های نوشته تون که گفتین باقی مانده غذاها رو برای ماهی ها و سگ ها و پرنده ها کنار میزارید نا خود آگاه اشکم سرازیر شد واقعا سیستم بدن ما افراد چاق با افراد متناسب هیچ فرقی نداره و چه بسا که ما افراد چاق اراده مون در برابر مواد غذایی خیلی قویتر از اوناست فقط چون راه درست لاغری رو بلد نبودیم و ذهن مون پر از فرمول های نادرست چاق کننده بوده این قدر در خوردن زیادهروی میکردیم وگرنه الان که داریم زبان لاغری رو یاد میگیریم میبینیم که ما غذا مون حتی به اندازه یک بچه هم نبوده واین حس سبکی بعد از غذا که داریم تجربه میکنیم چقدر شیرین و دلنشین و لذت بخشه ان شا الله که به زودی همه مون نتیجه دلخواه مونو میگیریم.من مطمئن هستم که با این تغییراتی که در شما ایجاد شده به زودی شگفتی ساز میشید.
سلام دوست عزیزم
خوشحالم که نوشته ی من برای شما لذت بخش بوده واقعا افراد چاق ،چاقیشون به خاطر یه سری اعمال و افکار نادرست هست که فقط کافیه اونها رو انجام ندن خود به خود لاغر میشن و نیاز به انجام هیچ کار خاص دیگه ای نیست .
مثلا اگر من بتونم هیچ وقت غدای اضافی وارد جسمم نکن کلی در تغییر رفتارهام موفق بودم و اما خوب میدونم باید همزمان در تغییر افکار هم موفق باشم تا به اندام دلخواهم برسم.
امیدوارم دوست هم مسیرم شما هم هر کجا که هستین در بهترین حالت روحی و حالت جسمی خودتون باشین
نشان های دریافت شده
سلام به دوستان عزیز و استاد عطار
من خودم تمام روشها را انجام دادم بجز جراحی و مدل های جدید الان و در تمام آنها هم بعد مدتی دلسرد شدم و رها کردم کار هر روز من بود که بعد صرف هر وعده غذایی من عذاب وجدان داشتم و همش به این فکر میکردم که چرا من نتونستم جلوی خودم را بگیرم چرا فلانی تعارف کرد خوردم چرا رفتم مهمانی از همه غذاها خوردم چرا کلوچه با چای خوردم من که سیر بودم ووووووو به نظر من آدمهایی که اضافه وزن دارند نمیتوانند در برابر مواد غذایی نه بگن قدرت نه گفتن یک مهارته که ما اضافه وزن ها نداریم و بلافاصله شروع به خوردن میکنیم ه همش من خودم می گفتم بابا استعداد چاقی دارم حالا اگه به جای ای غذا آب هم باشه بخورم چاق میشم و دلایل دیگه که خودمون پیدا میکردیم .
اما غافل از اینکه این تاثیر بی نهایت مغز ماست که مثل سرعت نور عمل میکنه و وقتی ما با مواد غذایی مواجه می شدیم به این سرعت دستور خوردن میداد و ما هم نمی تونستیم نخوریم و می خوردیم و بعدش عذاب وجدان که چرا نتونستم چرا این عذاب وجدانه قبل از خوردن سراغ من نیامد و به این ترتیب ما هر روز چاقتر می شدیم این پروسه هر،روز ادامه داشت .
اما از وقتی که با اموزشهای لاغر ی،با ذهن آشنا شدم فهمیدم که باید به ذهن خود لاغری را یاد بدیم و موانع لاغری را از سر راهمان برداریم و این کار هم زمان خاصی نداره باید در این مسیر استمرار داشته و رها نکنیم تا یواش یواش به سمت متناسب شدن حرکت کنیم .
ممنون از،شما استاد به خاطر فایلهای خوبتون
نشان های دریافت شده
سلام
ما لنسانها با شرکت در این دوره ها انگار ار زندان درونمون ازاد میشیم زندانی ک خودمون واسه خودمون ایجا دکردیم زندان بان این زندان خودمون هستیم من هربار ک رژیم میگرفتم و هر بار ک نمیخوردم حرص و ولع منو برمیداشت کل روز بهش فک میکردم از وقتی تو این دوره شرکت کردم حس خوش رهایی لمس کردم ازاری لذت رهایی
ودوست دارم ارزو دارم رهاتر بشم
این اواخر جوری شده بود ک غذا منو تعریف میکرد هر غذایی منو تحریک میکردتا مرز خفگی میخوردم بدونداینک لذت ببرم واقعا معتاد شده بودم
این راهش نبود
خدا منو ازاد کرد وممنونم ک طعم خوش رهایی و لذت و دربند نبودنو ب من چشوند زندگی با مسیر لاغری با ذهن خیلی شیرینه اونقدری ک حس پرواز داری حس میکنی همه چیزو داری
زندگی براتر لدتبخشتر میشه از هر ثانیه اش لذت میبری
با سلام خدمت استاد گرامی ودوستان شگفت انگیزم استاد من تقریبا تا فایل سی ودوم فایلها رو گوش کردم وخیلی عالی انجام میدادم ویک دفعه ای انگار که به مرحله غرور رسیدم وگفتم دیگه داره مطالب تکراری میشه وهر روز باید یک سری مطالب تکراری رو بنویسم وگوش کنم کمی تعلل کردم ودیگه پشت سر هم انجام ندادم تقریبا ده روز این جوری بودم ودیدم دقیقا دارم ترس از خوردن وعذاب وجدان میگیرم وباز انگار رژیم داشتم میگرفتم برای خودم وفهمیدم که یک جورهایی مغزم هم به صورت مرموزی وبه صورت یواشکی داره به من میگه این هم همون رژیم هستش ولی داره به نوع دیگه میگه بعد گفتم بزار برگردم به یک ماه پیشم کمی فکر کردم دیدم نه من یک ماه پیش هر روز فایلها رو گوش میکردم راستش همونجا هم تا دوهفته نتیجه ای نگرفتم دقیقا بعد از دو هفته دیگه مثلا اگه اول گرسنه بودم ومیرفتم مشغول کاری میشدم مثلا همون غذا درست کردن بعد وقتی غذا درست میشدم همون لحظه دیگه میل نداشتم وواقعا مغزم میگفت خوب بردار برای بعدا بخور وواقعا من نمیخوردم ها استاد راست میگه مغزت باید بهت راهکار بده بچه ها فقط ادامه بدید این اشتباه من رو نکنید فقط ادامه بدید هر روز وبا این کار انگار دیگه ذهنت بهت کمک میکنه ویک چیز خیلی خوب اون دو هفته این بود که واقعا دارم راستشو میگم اصلا از غذا نخوردن احساس مبارزه کردن نمیکروم وتازه حس خوبی داشتم حس موفقیت حس اینکه منم مثل ادمهای لاغر شدم وباورتون نمیشه که هر روز خودم رو توی ایینه لاغر و لاغر تر میدیدم ولی امان از نجواهای ذهنی که استاد توی اول فایل نوشتنی گفتند این نجواها باعث شد که من دیگه باز غرور خودم اسمشو گذاشتم غرور کاذب شاید هم به خاطر این باشه که هنوز باورهایی که من توی ذهنم جادادم ریشه نداره باید ابش بدم کودش بدم نورش بدم تا بار ور بشه وریشه دار بشع تا دیگه هیچ نجواهای شیطانی نتونه اونو گمراه کنه همیشه میگم چرا من توی ماه رمضون سی روز درست وحسابی روزه میگیرم ولی باز بعد از روز سی ام همون اش وکاسه میشه میدونید چون از سن تکلیف این و توی ذهن ما کردند که باید روزه بگیریم وحتی من یادمه مامانم اموزشم داد با روزه کله گنجشکی واینکه خاطرات خوبی از افطاریهای دورهمی ویا با افطاری ههمون بابام وهمه کنار سفره جمع میشدیم واذان پخش میشد ویک حس خوبی در من بوجود میومد وما مان بابام روحیه سون بهتر بود وبیشتر کنارم بودند بیشتر مهمونی وافطاری میرفتیم اینها رو میگم که دارم بیشتر برای خودم میگم چون از امروز تصمیم گرفتم که وقتی مینویسم تصویر سازی هم بکنم ودر موقع نوشتن احساسم رو خوب کنم خلاصه روزه با احساس خوب وخاطرات خوبی توی ذهن من هستش وهمبشه کامل میگیرم وهیچ فرمان مغزی مربوط به روزه خواری به هیچ وجه ندارم چون حالا که فکر میکنم فقط امزشش هم با احساس خوب بود بچه ها بیایید همین اموزشهای استاد رو هم با احساس خوب وشاد انجام بدیم اخه من تجربه کردم وقتی احساس مبارزه نداری واحساست خوبه هر بار که لیز بخوری بر میگردی برای من که اینطوری شد من میگم اگه کاری رو یا بهتر بگم اموزشی رو همه رو بر مبنای احساس شادی وارامش انجام بدی وحست خوب باسه وخاطرات خوبی از شون داشته باشی حتی لیزم بخوری بلند میسی تمام رژیمهایی که ما گرفتیم وورزشهایی که کردیم چون فقط احساسمون بهسون خوب نبود واذیت میشدیم چون داشتیم خلاف فرمان مغزمون که اونم خودمون برنامه ریزیش کردیم وحالا دارشتیم خلاف نتیجه اون برنامه ریزی انجام میدادیم اذیت میشدیم اخه طبق برنامه ریزی ما ما باید بخوریم ولی خودمون اراده شخصی مون این بود که نخوریم ویک مبارزه شکل میگرفت وشک نکنید که مغز برنده هست شاید برای مدت کوتاهی اراده شما موفق بشه ولی مدتی طول نمیکشه که معز موفق میشع وبه ریش ما میخنده اونم با صدای بلند که هممون صدایش رو شنیدیم ومیدونیم چه جوری وبعد از صدای خنده عذاب اورش دچار عذاب وجدان شدید میشدیم خلاصه مت که به نتیجه رسیدم که فقط ادامه ادامه ادامه وتمرین تمرین وعمل عمل واز همه مهمتر با احساس خوب احساس خوب احساس اعتماد خدا احساس اعتماد به استاد که جز دستان قدرتمند خداهستش واحساس شادی وارامش وعجله نکردن اینم خیلی مهمه وخلاصه اروم اروم به هدفمون میرسیم خلاصه در یک کلام جی پی اسمونو خامومش نکنیم تا حداقل استاد پیدامون کنه وبتونه کمکمون کنه دوباره خدایا شکرت شکرت
نشان های دریافت شده
سلام گام ۳۷در مسیر لاغری من
همه ما افراد چاق سالها زیادی درگیر رژیم گرفتن بودیم و این باور داشتیم که اگر میخواهیم لاغر بشیم باید حتما رژیم بگیریم کمتر بخوریم تا متناسب بشیم
رژیم شروع میکردیم چندروز اول با اراده اهنی شروع میکردیم وهرچه روزها میگذشت ما خسته تر میشدیم دیگه دانبال بهانه بودیم که رژیم رها کنیم و بعد مدتی مث بمب منفجر می شدیم رها میکردیم و مث قحطی زده ها شروع میکردیم به خوردن و باز از نوع برمیگشتیم خونه اول
همه ما افراد چاق در حالت سیری بودیم ولی بهتر بگم خفگی چون من خودم اصلا سیری نمیدونستم چیه یا باید غذا تموم سفره خالی میشد بلند شم یا شکمم درد میومد دیگه احساس خفگی میکردم بلند میشدم پس بهتر بگم در حالت خفگی بودیم حالا به هر طریقی غذایی شیرینی باش مواجعه میشدیم و فوری قبل اینکه اصلا فکری کنیم بر می داشتیم می خوردیم
و برای این کارمان دلیل هم داشتیم مثلا این نان خامه ای تازه است حیف نخوری ،سوغات اوردن،نذری است گناه هست نخوری ،مهمانی است دیگه فرصت پیش نمیاد ،پولش دادم ،زشته فلانی تعارف کرد باید میخوردم ،و خلاصه خیلی راحت دلیلش پیدا میکردیم که باید حتما می خوردم
درصورتی که یک فرد متناسب اصلا چنین کاری نمی کنه وقتی سیر هست حتی به خوشمزه ترین غذاها هم نهه میگه و خیلی راحت میگه میل ندارم ولی ما افراد چاق اشغال ترین غذا رو هم تعارف کنند بهمان زود برمیداریم می خوریم
چرا یک فرد متناسب وقتی سیر هست نمی خوره ولی یک فرد چاق نمیتونه جلوی زیاد خوردن خودش بگیره چرا یک فرد متناسب حرص نمیزنه در خوردن در بیشتر خوردن ولی یک فرد چاق همیشه حرص میزنه بیشتر بخوره
این ها هم برمیگرده به اطلاعات مغزی افراد اطلاعات مغزی یک فرد چاق با متناسب فرق داره
فردی که متناسب است در ذهنش اطلاعات متناسب کننده ذخیره شده و دست کاری نکرده اطلاعات ذهنش رو و مغز هم میاد براساس اطلاعات ذهنیش فرمان میده به اعضای بدن واسه همین دستور مغز براساس به اندازه خوردن است در حد سیر شدن نه بیشتر و وقتی سیر بشه با هزار تعارف مواد غذایی مواجعه بشه نهه میگه چون سیر هست
ولی یک فرد چاق در حالت خفگی هم میخوره چون اطلاعات ذهنش چاقی است و هر اموزشی ببینی چه چاقی چه لاغری چه فقر چه ثروت وقتی ذهنت اموزش ببینه پر بشه از اطلاعات مثلا چاقی تمام تلاشش میکنه تو رو شبیه اطلاعات ذهنت کنه و برای همین مغز میاد فرمان هایی میده به اعضای بدن که ما رو شبیه اطلاعات ذهن مان کنید
حالا سرعت اطلاعات از مغز به اعضای بدن ۵۰متر بر ثانیه است
حالا یک فرد چاق وقتی اموزش چاقی دیده خب مغز فرمان میده به بیشتر خوردن و فرد چاق وقتی با غذا مواجعه میشه حتی در حالت خفگی بدون اینکه بخواد فک کنه به سرعت نور فوری شروع میکنه به خوردن و بعد که خورد اونوقت احساس پشیمانی میکنه خودش سرزنش که نتونستم جلو خودم بگیرم من عرضه ندارم اراده ندارم خاک توسرم جلو خودم نمیتونم بگیرم حقم چاق بشم….
سرعت اطاعات فرمان مغز به اعضای بدن مث سرعت نور است ۵۰متر بر ثانیه است خب نمیشه جلوش گرفت و رفتار دیگه انجام داد اگه خالفشم انجام بدیم با سختی فشار است که بعد مدتی کم میاریم خسته میشیم و برمیگردیم به نقطه اول
حالا خیلی بهتر درک میکنیم وقتی در حال رژیم بودیم زود خسته می شدیم رها میکردیم به چه دلیل است چون مغز فرمان خوردن میداد و ما میخواستیم با فشار رژیم جلو خوردن بگیریم واسه همین بعد مدتی خسته می شدیم رها میکردیم وبه خودمان انگ میزدیم که لیافت نداریم که توانایی لاغر شدن نداریم که لاغر شدن سخت است ….
حالا با هدایت به این مسیر صحیح روش لاغری با ذهن در حال یادگیری لاغری هستیم و داریم اطلاعات ذهن تغییر میدیم و خیلی راحت رفتار ما هم تغییر میکنه قبلا برای اینکه یکم کمتر بخوریم خودمان میکشتیم و هزار رژیم میگرفتیم ولی وقتی مواجعه می شدیم با غذا زود وا میرفتیم میخوردیم یا با حسرت نگاش میکردیم
ولی از وقتی داریم اموزش لاغری مبینیم خیلی راحت رفتار ما تغییر کرده و اولین نشانه اش اینه پرخوری ما کمتر میشه بدون اینکه بخواهیم تصمیمی بگیریم یا خودمان رو مجبور کنیم خیلی راحت کمتر می خوریم رفتارمان متناسب تر از قبلا میشه چون اطلاعات ذهن داره تغییر میکنه رفتار ما هم تغییر میکنه و متناسب میشیم
پس ما توانایی متناسب شدن داریم توانایی رسیدن به هر چیزی داریم فقط باید اموزش ببینیم موانع برداریم اطلاعات جدید به ذهن بدیم تا رفتار ماهم تغییر کنه ودرنهایت برسیم به هدف خودمان همین
با روش لاغری با ذهن در حال یادگیری تناسب ذهنی و بعد جسمی هستیم واسه همین طرز نگرش ما رفتار ما عادت ها ما ارام ارام تغییر میکنه و رفتار ها متناسب کننده ای به طور خودکار انجام میدیم و در نهایت جسم ما تغییر میکنه و به طور ساده اسان تا ابد متناسب میشیم و متناسب میمونیم
شاد شاد شاد باشید
سلام همگی دوستان
گام سی و هفتم تاثیر مغز در چاقی:
سرعت انتقال اطلاعات از مغز به اندام بدن ۴۰۰ کیلومتر بر ساعته یعنی به عبارتی ۵۰ متر بر ثانیه، یعنی وقتی مغز میخواد فرمانی را به یک عضو صادر کنه با سرعت ۵۰ متر بر ثانیه این اتفاق رخ میده، دلیل اینکه همه افرادی که اضافه وزن دارن وقتی با غذایی مواجه میشن وقتی در یک مهمانی حاضر میشن اینا تازه در شرایطیه که کاملآ سیر هستند و خودشون میدونن که سیر هستن اما وقتی با غذا مواجه میشن چه در مهمانی چه براشون شیرینی میارن چه به فست فودی میرن به هر دلیلی وقتی با غذا مواجه میشه و اقدام میکنه به خوردن در عین حالی که میدونه نباید بخوره اما نمیتونه نخوره دلیلش اینه که مغز فرمان داده به اندام بدن به دست به چشم! به چشم فرمان داده که تحریک کنه به دست فرمان داده که لقمه را برداره دهن بجوه و قورت بده، همه این فعالیت فرمان داده شده!!! دلیل اینکه ما در این سالها بارها و بارها در شرایطی قرار گرفتیم که میدونستیم نباید بخوریم اما خوردیم و بعد از اینکه خوردیم، بعد از اینکه مغز دست از سرمون برداشته و فرمان صادر نکرده تازه دچار عذاب وجدان میشیم که چرا خوردیم؟!!!
دوستانی که میگن ما خوب پیش میریم ولی در یه شرایطی مثلا وقتی ناراحتیم وقتی از سرکار میایم وقتی جلو تلویزیونیم باید یه چیزی بخوریم میخوایم نخوریم اما نمیتونیم نخوریم!!! دلیلش فقط اینه که مغز فرمان میده و سرعت فرمان مغز ۵۰ متر بر ثانیه است و ما اصلا نمیتونیم در اون لحظه تصمیم متفاوتی بگیریم!!
علت اینکه ما خیلی وقت ها در رژیم هستیم و داریم طبق یک برنامه غذایی که خیلی اعتبار داره و فلانی نوشته اون پرفسوره اون خارجیه اون امریکایه اون کاندایه زندگی کنیم وقتی با غذایی مواجه میشی و نمیخوری در واقع تو داری سرپیچی میکنی از فرمان مغزت و اون احساس بد و اون اعصاب خوردی که چند روز که از رژیم میگذره اعصابمون بهم میریزه انگار پرخاشگر و عصبی مزاج میشیم حوصله نداریم انرژی نداریم دلیلش اینه که هی مغز داره فرمان میده و ما داریم سرپیچی میکنیم و به همین دلیل نتیجه نمیگیریم و نمیتونیم اون برنامه را ادامه بدیم!
حالا همین در مورد افراد متناسبم هست خیلی از افراد متناسب را دیدین که اگر یک جایی به هر دلیلی زیادتر از حد خودشون بخورن میگن چقدر حالم بد شد و نمیتونه تحمل کنه این وضعیت رو و بارها و بارها این رو دیدیم که ما با فردی که متناسب هست در یک مهمانی هستیم ما هی حرص و ولع داریم که بخوریم اما اون دوستمون انگار نه انگار که مثلا این نون خامه ایه این فلان پیتزاس این از فلان قنادی اوردن این دیگه درجه یکشه این اخر بستنیه این اخر کیک شکلاتیه و از اینجور حرفا، اونا اصلا تمایلی به خوردن ندارن خب تفاوت ما و اونا چیه؟ این مغزشونه که اونا فرمان نداده اونا خیلی راحت میتونن بگذرن، از خوشمزه ترین غذای دنیا خیلی راحت میتونن بگذرن اما یک فردی که اضافه وزن داره از بدمزه ترین و اشغال ترین غذا هم نمیتونن بگذرن!!!
وقتی مغز فرمان میده کاری نمیشه کرد!!!
اون افرادی که دنبال راهکار هستن و فکر میکنن بی عرضه هستن و نمیتونن جلو پرخوریشون رو بگیرن، شما بی عرضه نیستید شما راهش را بلد نیستین، شما مغزت مملو از فرمول های چاق کننده است، مملو از دستورات چاق کننده است و مغز شما در مواقع لازم دستورات را صادر میکنه اونوقت شما میخوای جلوشو بگیری خب مسلمه که نمیتونی که اگر هم سعی کنی این کار رو انجام بدی اعصابت بهم میریزه نمیتونی تا ابد اینطوری زندگی کنی!!!
در دوره های لاغری با ذهن اگاهی ها و اطلاعات جدید به مغز داده میشه و به مرور مغز دستورات متفاوتی صادر میکنه!! و رفتار های متفاوتی پیدا میکنن!! و دیگه مبارزه و درگیری با مغز نیست!!!
هر جا دیدی داری به خودت سخت میگیری یا احساس مبارزه در شما شکل میگیره معلومه که هنوز مغزت تغییر نکرده و تو به زور میخوای تغییر بدی، اروم اروم قدم ها را بر میداریم و نتیجه هم مشخصه!!
به دنبال یادگیری لاغری باشید نه تحمیل کردن با لاغری نه مبارزه برای لاغری!!
امروز دوستام داشتن درباره نخوردن شیرینی یا نه گفتن برای غذاها توسط شوهرانشون صحبت میکردن و خیلی تعجب میکردن که چطور میتونن نخورن و من فقط تو ذهنم خندیدم و گفتم ذهن چاق هیچ وقت این فرمول ها را درک نمیکنه و چه خوشحالم که میتونم الان مفهموم نه گفتن و نخوردن رو درک کنم و به این درجه برسم🥰
مه تاب متناسب در حال یادگیری لاغر و همسو با فرمان مغز😍🥰🤩
نشان های دریافت شده
سلام🙂
افراد چاق به واسطه رفتارها و عادتهایی که بخصوص در رابطه با مواد غذایی دارن چاق شدن و همه ما به این رفتارها آگاهیم مثل پرخوری در مهمانی و دور همیها ،مثل حرص و ولع خوردن با دیدن غذاها و شیرینیهای مورد علاقه،مثل همواره خوردن در سفر،مثل عصبانی شدن و پرخاشگر شدن در هنگام گرسنگی،مثل خوردن شیرینی بعد از خوردن غذا،مثل عذاب وجدان بعد از خوردن ….و از دست رفتارها
وقتی میدونیم علت چاقی این رفتارهاس میایم با اراده خودمون و با پیروی از یه برنامه غذایی مخصوص که حجم و تعداد وعده ها و نوع غذا رو مشخص کرده میخوایم جلوی این رفتارها رو بگیریم و با رویای اینکه با این کارا لاغر میشیم با شور و اشتیاق شروع میکنیم ولی از اونجایی که علت این رفتارها مغزه و سرعت پیام مغزی تا اندامهای مربوط به خوردن بسیار زیاده ما حریف این مغز نمیشیم و بعد از مدتی از شروع رژیم جنگ اعصاب رخ میده و پرخاشگر و بداخلاق میشیم و بعد از مدتی هم اونو رها میکنیم و به قول شما فحش و بد و بیراه میگیم به هر چی رژیم و دکتر و نخوری و آدمهای لاغر …و اینا و با یه حرص و ولعی که هممون میشناسیم شروع میکنیم به خوردن و خوردن و اونوقت یه جورایی ریلکس و آروم میشیم که آخیششششش خوردم راحت شدم داشتم میمردم چون دیگه بر اساس فرمان مغز رفتار کردیم و دیگه مقاومتی در برابر این فرمان سریع و قدرتمند نکردیم و این آرامش میاره چون مغز خیالش راحت میشه که ما فرمانش رو عمل کردیم😬
وقتی نحوه عملکرد مغز رو بدونیم و نحوه ایجاد تصاویر ذهنی و باورها و فرمولهای ذهنی رو متوجه میشیم که اصلا چرا مغز یه آدم چاق فرمان متفاوتی از یه مغز ادم متناسب میده وگرنه ساختار مغز که در همه آدمها مثل همه ولی اینقدر فرمانهای متفاوت صادر میشه
و تنها جایی که این رو متوجه میشیم سایت تناسب فکریه جایی که فردی داره آموزش میده که خودش چاق بوده و تمام رفتارها و افکار آدمهای چاق رو میشناسه و نجواهای ذهنی و کلکهای ذهن چاق رو میدونه و خودش هم با همین آموزشها متناسب شده و خودش نمونه عملی کسی هست که به آموزشهاش عمل کرده
نه دکتر و متخصص تغذیه یا یه آدم لاغر که همگی متناسب هستن و همیشه هم متناسب بودن و خبری از ذهن و فرمولهای ذهنی و پیامهای پرخوری مغز افراد چاق ندارن و فقط با اندازه گیری قد و وزن و دور مچ و…. یه برنامه نوشته شده از قبل رو برای همه آدمهای چاق پرینت میگیرن و انتظار دارن که با این رعایت غذایی لاغر بشن و اگه هم جواب مورد انتظار رو نگیریم ما رو مقصر میدونن به عمل نکردن درست و اصولی برنامه و احساس شکست و نا امیدی و حقارت رو رو در ما تشدید میکنن😑😑😑🤨🤨🤨
در موضوعات موفقیت همیشه میشنویم که میگن به کسی گوش کن که خودش نتیجه گرفته و دستاورد داره از انچه که داره آموزش میده و در موضوع لاغری با ذهن چه کسی لایقتر از استاد عطار روشن که خودش با همین آموزشها متناسب شده و چم وخم های این مسیر رو کاملا میشناسه و خودش ازشون عبور کرده👌👌👌👌
هر وقت در مسیر لاغری با ذهن من به خاطر توجه کردنهام به چاقی نا امید میشم و به قول شما لیز میخورم دیدن شما با وجود اینهمه کار سایت و…و ادامه دادنهاتون به خودم میام و دوباره بلند میشم و ادامه میدم و جالبه به محض اینکه دوباره فایل گوش میدم و تمرین مینویسم نجواهای ذهن منفی خاموش میشه و فقط تمرکزم میره روی نوشتن تمرین و درک من از هر فایل🙂🙂🙂🙂
واقعا الان که چند وقتی هست مرتب تمرینها رو مینویسم و متعهدم به نوشتن تمرین درک میکنم که چقدر نوشتن تمرین مهمه باور کنید خیلی مهمتر از گوش دادن و دریافت آگاهی هست چون نوشتن یعنی اجبار کردن خودت به تحلیل آنچه دریافت کردی…. و این خیلی کمک میکنه به شبکه سازی سیناپسی مسیر لاغری در مغز
اینجاست که کاملا درک میکنم وقتی شما میگین اگه کسی برای بار دوم و بیشتر داره فایلها رو گوش میده و میگه استاد لازمه من تمرینهامم دوباره بنویسم؟ ….یعنی هنوز درکی از لاغری با ذهن نداره و به قدرت و اثری که نوشتن و تحلیل آگاهی داره پی نبرده👌👌
سلام استاد روزتون سرشار از آرامش.
من هفته اول ورود به سرزمین لاغرها رو انجام دادم ولی هفته دوم که امروز روز دوشنبه اون هست نتونستم خودم رو به برنامه برسونم و جاموندم. البته میدونم که متعهد شدم که برنامه این دوره. رو اولویت اول زندگیم قرار بدم ولی از اونجا که گوش دادن فایلها نیاز به توجه داره و فایده نداره و نمیخوام بی کیفیت و فقط برای انجام وظیفه فایلها رو گوش کنم و تمرینات رو انجام بدم مجبورم وقتی مشغله روز خیلی زیاد بوده و خسته و خواب آلود هستم برنامه رو به تعویق بندازم البته برای اینکه عزن راسخم دچار اشکال نشه و به انجام تعهد چاقی برنگررم اون روز یا فایلهای قبلی رو تکرار میکنم و یا از دوره رایگان استفاده میکنم. البته این هفته من فقط شنبه جا موندم ولی چون برنامه باید طبق زمانبندی از شنبه تا جمعه باشه و نباید برنامه شنبه رو که جا موندم در روز یکشنبه ادامه بدم کل این هفته رو از دست دادم متاسفانه. و الان تا شنبه که ان شالله به دوره برگردم دارم فایلهای رایگان رو گوش میدم. ولی واقعا خیلی بده که فقط به خاطر یک روز که جاموندم باید همه ی هفته رو کنسل کنم. آیا راهی برای اصلاح این روند وجود داره؟
یا این کاری که دارم میکنم تنها روشه؟ من الان مثل تشنه ای که در طلب آبه دارم لحظه شماری میکنم تا به شنبه هفته بعد برسم و دوباره از آگاهی های ددره سیراب بشم. البته گفتم که میتونم به ۶ر ضرب و زوری هست حتی شب نخوابم تا از برنامه عقب نمونم ولی دیگه اون کیفیت و بازدهی لازم رو نداره .میشه راهنماییم کنید استاد؟ ممنونم.
سلام دوست عزیز
اینکه متعهد هستی به رعایت برنامه آموزشی خیلی خوبه
اینکه به جای رها کردن و لیز خوردن فایل های رایگان رو استفاده میکنی تا هفته جدید شروع بشه و طبق زمان بدی ادامه بدی هم عالیه
ولی نیاز نیست خیلی وسواس باشیم
حالا یه روز به هر دلیلی نتونستی انجام بدی فرداش ادامه بده
جلو نرو
روز عقب مونده رو فردا انجا میدی و به ترتیب ادامه بده
ممکنه زمان بدی اجرای شما با زمانبندی تعیین شده همخوانی نداشته باشه ولی اینطور نیست که اگه تاثیر نداشته باشه
بهتره طبق زمانبندی باشه ولی میتونی طبق زمان بندی خودت استفاده کنی
شنبه وقفه افتاد اشکال نداره
یکشنبه تونستی ادامه بدی فایل های شنبه رو استفاده کن و به همین ترتیب ادامه بده
روز جمعه که فایل نداریم یا کمتر داریم میتونی خودت رو با برنامه هماهنگ کنید
ممنونم بزرگوار