اگه الان اینجایی و چشمهات داره این جملهها رو دنبال میکنه، احتمال زیاد دنبال روشی برای لاغر شدن هستی…
📍 این جلسه ادامه گام ۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
شاید بعد از صد بار رژیم گرفتن، شاید بعد از بارها شکست، شاید بعد از اینکه دیگه حتی از خودت خجالت میکشی وقتی جلوی آینه وایمیستی یا مهمونی دعوت میشی و اولین فکرت اینه: “چی بپوشم که چاقیهام کمتر معلوم شه؟”
همهمون یه جایی از مسیر، دنبال یه نسخه جادویی میگردیم:
- 📜 یه رژیم خاص،
- 🤸♀️ یه ورزش معجزهآسا،
- 🧪 یا حتی یه قرص که لاغری رو مثل فوت کوزهگری بیاره…
اما بذار صادق باشیم: اگه اون روشها جواب میداد، الان اینجا نبودی، درسته؟
حالا قراره با هم بریم سراغ یه نگاه تازه. نه از جنس رژیم، نه از جنس فشار و تنبیه.
قراره با هم کشف کنیم که شاید مؤثرترین روشی برای لاغر شدن، از جایی شروع میشه که هیچوقت دنبالش نگشتی:
از تو… از ذهن و باورهایی که بیصدا، اما قدرتمند، فرمان چاقی رو صادر میکنن!
در این جلسه میآموزیم:

🌟 پیدا کردن راه نجات
چطور بالاخره روشی برای لاغر شدن پیدا کردم که کار کرد؟ نه رژیم بود، نه ورزش، نه قرص! 🤯
سالها بود که دنبال یه روشی برای لاغر شدن میگشتم.
نه فقط یه روش، یه راه نجات!
مثل کسی که توی بیابون تشنهست و دنبال یه جرعه آبه… منم توی کویر چاقی، دنبال یه قطره امید میگشتم.
از دوران راهنمایی شروع شد. همون موقع که همکلاسیهام با خیال راحت کیک و چیپس میخوردن و من از ترس چاقتر شدن فقط بوی خوراکیها رو تنفس میکردم. 😅
بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، دمنوش خوردم، حتی یه بار تا مرز مصرف قرصهای خطرناک هم رفتم…
ولی نتیجه؟
مثل یه بادکنک سوراخ. هی لاغر میشدم، هی دوباره چاقتر از قبل برمیگشتم.
🎯 چرا هیچ روشی برای لاغر شدن جواب نمیداد؟
یه روز که دیگه از خودم ناامید شده بودم، نشستم فکر کردم…
گفتم: نکنه مشکل از روشی که انتخاب میکنم نیست؟ نکنه خودِ انتخاب کردن اشتباهه؟
🧠 چون همیشه من بودم که با ترس، اضطراب یا فشار دیگران، دنبال روشی برای لاغر شدن میگشتم.
و همیشه هم همون گزینههایی جلوی روم بودن که همه بلدن:
- رژیمهای رنگوارنگ با اسمهای عجیبغریب 🥗
- ورزشهای طاقتفرسا با مربیهایی که فقط فریاد میزنن 😤
- دمنوش و داروهایی که بیشتر آدم رو مریض میکنن تا لاغر!

🌀 آشنایی با روشی که دنبالش نبودم… ولی پیدام کرد!
این بار فرق داشت. من دیگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودم. تسلیم شده بودم.
گفتم: “بیخیال، شاید من قراره تا آخر عمر چاق بمونم.”
و دقیقاً همون موقع، یه لینک، یه جمله، یه صدا… منو آورد به اینجا؛ به تناسب فکری. ✨
جایی که نه رژیم بود، نه کالری شماری، نه وزنه، نه جیغ و فریاد… بلکه یه نگاه تازه بود. یه درک عمیق از اینکه چاقی یه مشکل “فکری”ه، نه فقط جسمی.
و اینجا بود که برای اولین بار فهمیدم بدنم فقط بازتاب ذهنمه…
شاید برات عجیب باشه، ولی علم هم داره کمکم به همون جایی میرسه که ما در “تناسب فکری” سالهاست روش تأکید داریم:
✅ روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه، نه از معده!
بر اساس مقالهای منتشرشده در Appetite Journal (2022)، افرادی که بهجای تمرکز روی رژیم، رابطهشون با غذا رو از زاویه ذهنی و احساسی بررسی و اصلاح میکنن، پایداری بیشتری در کاهش وزن دارن.
در یک مطالعه معتبر در دانشگاه استنفورد هم مشخص شد:
افرادی که روی افکار و احساسات خودشون نسبت به غذا کار میکنن، تا سه برابر بیشتر از رژیمگیرندهها موفق میشن وزن کاهشیافتهشون رو حفظ کنن. 🧠📉
📌 پس وقتی میگیم یک روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه واقعاً داریم درباره روشی علمی، انسانی و پایدار حرف میزنیم — نه فقط یک ایده زیبا 🌱
🌈 چطور فهمیدم هدایت شدم به راه درست؟
برخلاف دفعات قبلی، این بار هیچ اطلاعاتی درباره این روش نداشتم.
هیچکس بهم نگفته بود “لاغری با ذهن” اصلاً چیه.
ولی وقتی اولین تمرینات ذهنی و جستجو در مخزن افکارم رو شروع کردم، یه چیزی توی دلم روشن شد…
یه حس آشنا ولی فراموششده: امید!
همینطوری که شما الان داری این متن رو میخونی، خیلیها هم با همین حس اومدن اینجا.
نه دنبال یه روش بودن، نه سرچ خاصی کرده بودن.
یکی معرفیشون کرده، یکی لینکش رو فرستاده، یا یه کلیپ کوتاه دیدهن و چیزی توی دلشون لرزیده…
در صفحه داستان هدایت من میتونی کلی داستان جذاب از نحوه آشنایی هدایت شدگان به اینجا رو بخونی و داستان آشنایی خودت رو بنویسی.



🔄 هرکسی به طریقی هدایت شد…
👩⚕️ یکی شب قبل از عمل اسلیو با سایت آشنا شد و تصمیم گرفت عمل رو کنسل کنه
👩💻 یکی از یه گروه تلگرامی ناشناس لینکش رو گرفت
👨👩👧 یکی از همسرش که اتفاقی از دوره گفته بود
👩🎓 یکی از دوستش که خیلی لاغر شده بود و پرسید «چیکار کردی؟»
و حالا همهشون یه چیز مشترک دارن:
اونا یه روشی برای لاغر شدن پیدا کردن که دنبالش نبودن، ولی پیداشون کرد.

💡 اگه میخوای این مسیر انتخابشدن برای لاغری رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ در ادامه یه داستان واقعی میخونیم؛ بعدش هم توی گام ۴ سراغ «توانایی لاغر شدن در وجود توست» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.72 از 281 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
💖بنام خدای مهربان 💖
🌹سلام استاد گرانقدرم و دوستان شگفتی ساز 🌹
💖گام سوم💖 انتخاب 💖
💝۱💝درباره روش هایی که برای لاغری استفاده کرده اید و نتایجی که کسب کرده اید بنویسید 💝
💜من از کودکی مدام در حال رژیم گرفتن بودم و از ابتدا خودمو مجبور به کم خوردن میکردم ولی زیاد کاهش نداشتم و خبری هم از کاهشم نداشتم و هر بار خونه عمم میرفتم مجبورمون میکردن روی ترازو بریم و همیشه شاهد افزایش وزن و سرزنش اطرافیانم بودم💜 بعد با خواهرام تصمیم به حذف نان و برنج گرفتم و به شدت اراده ام قوی بود و تونستم کاهش چشمگیری داشته باشم و کاملا رعایت میکردم دوتا خواهرام گاهی زیرآبی میرفتن ولی من به شدت اراده ام قوی بود و مصمم بودم ولی توسط دکتر کتابخانه مرعشی نجفی که بابام ویراستارش بود و تمام خانواده هار کارمندا رو پنج شنبه ها رایگان ویزیت میکردن و باهاش به شدت دشمن شدم چون بابام به هیچ وجه دیگه اجازه ادامه دادن رژیممون بهمون نداد چون دکتر گفت اینا دخترن و در آینده میخان بچه دار بشن و نزار رژیم بگیرن و در عوض یه دفترچه بهم داد که جدول کالری غذاها بود و اینچنین من در جریان مضر بودن و پر کالری بودن بعضی از غذاها قرار گرفتم و ترسم به مواد غذایی زیاد شد و تو ناخوداگاهم خیلی از خوردنیها غیر قابل مصرف و منع شدن و شروع زنگ خطر در من بود بابام اجازه نمیداد رژیم بگیرم ولی از غذاهام میترسیدم و علیرغم میل باطنی و نارضایتی از این وضعیت مدتها کم خوری میکردم که هیچ فایده ای نداشت و هر چی کم کرده بودم هم برگشت 💜 بعد به باشگاه رفتم با وزن ۱۰۶ کیلو با رژیم کم خوری خیلی شدید که لقمه هام رو هر شب میشمردم و یادداشت میکردم و تحقیر و سرزنش و حال خراب در اخر شب روزم رو به پایان میرسوندم و اکثرا فقط نهار میخوردم صبحانه و شام حذف بود نهارمم فقط ۲ قاشق برنج با آب خورشت شل و آبکی بود چیزی شبیه سوپ میشد و بیشتر عشق و علاقه ام به مربیم به وزن💃 ۸۰ کیلو 💃 رسیدم و همیشه به شدت غذام رو کنترل سفت و سخت میکردم و حتی وقفه هم در زمان باشگاه رفتن دوباره ام اتفاق افتاد نه کم کردم نه زیاد تا دوباره باشگاه رفتم و بعد از یکسال وقفه دوباره در عرض یکسال بعد با ورزش کردن و همون رژیم شدید به وزن 😍۷۴ کیلو که کم ترین مقدار وزن من در هر رژیم و فعالیتی بود 😍 رسیدم و بعدش که مربیم تصادف کرد و نتونست باشگاه بیاد با مربی دیگری ادامه دادم و نه تنها وزنم کم نشد بلکه فلج شدم و چون پا پرانتزی بودم مجبور شدم پاهامو عمل کنم و هر دو پام رو شکستن و صاف کردن و برای هر پایی ۶ ماه خوابیدم و در این مدت به شدت تقویت کردم و هر روز دامادمون برام بامیه 😍از این شیرینی بلندا 😍 میخرید و گاهی بقیه هم خسته شده بودن از خوردنش سهم خودشونم به من میدادن و غذام و اشتهام خیلی خوب بود و امید داشتم به محض اینکه پاهام خوب بشه دوباره میرم باشگاه بعد از این یکسال خوردن و خوابیدن وزنم فقط ۶ کیلو زیاد شد و ۸۰ کیلو شدم چون بدون ترس میخوردم با امید فراوان به اینده 😂 ولی درست از زمانی که نا امید شدم در اثر فیزیوتراپی رفتنام و نا امیدی از اینکه بتونم دوباره روی پای خودم راه برم مثل سابق با اینکه رژیم کم خوردن گرفته بودم و باز خودم رو محروم کرده بودم وزنم به ۱۰۲ کیلو رسید خیلی کمتر از زمانی که خوابیده بودم میخوردم باز اضافه میشد وزنم چون نمیتونستم فعالیت و ورزش رو ادامه بدم و تمام دکترا بهم انرژی منفی میدادن که با یک دقیقه راه رفتن شروع کن تو چقدر بی عرضه ای تنبلی بهونه میاری 😂 و خبری از دردی که من میکشیدم نداشتن و مرتب بابام تو سرم میزد کاش پاهاتو عمل نکرده بودیم و قبلا بهتر بودی ولی دکتر ارتوپدم گفته بود فردا هم دیره برای عمل همین امروز اقدام کن وگرنه ارتروزت خیلی شدید میشه و راهی برام جز عمل نزاشته بود حتی خیلیای دیگه هم بهم گفتن کاش پاهات رو عمل نکرده بودی که من باز کلا لب به شام نمیزدم 😂چه مهمونیایی که بهم تاسف میخوردن که بابا ول کن بیا شام بخور یه امشب و یک شب که هزار شب نمیشه و حداقل سالاد بخور که من از سالاد متنفر بودم و هیچوقت سالاد دوست نداشتم 😂 و از اون طرف هم بهم این انرژی منفی رو میدادن که شام نخوری یک رگ تو مغزت پاره میشه و فلان🌹 فرمول سازی غلط 🌹منم سرسختانه مقاومت میکردم و کم نمیاوردم و با حسرت نگاهشون میکردم که اینا میتونن با خیال راحت شام بخورن من باید فقط حسرت بخورم و گله و شکایت به خدا 😅💜 دیگه فهمید بابام که خودم نمیتونم با کم خوردن لاغر بشم و با اینکه با هر دکتر تغذیه ای مخالف بود بخاطر اصرار من قبول کرد برم پیش مشاور تغذیه که خودش متخصص بیهوشی بود و هیچ تخصصی در زمینه رژیم نداشت فقط رئیس بیمارستان شهید بهشتی بود و کلی اسم در کرده بود و همه شهرها هم میرفتن و همایش دکتر سلام داشتن و کلی آدم مراجعش بودن و لاغر شده بودن منم مصمم و پراراده بودم که به بابام ثابت کنم با دکتر میتونم راه درست خوردن رو یاد بگیرم 😂 و چنان رعایتی میکردم و پامو از لیستم اونطرف تر نمیزاشتم که از ۱۰۲ کیلو به ۹۴ رسیدم در مدت یکسال تقریبا ۸ کیلو کم کردم که اوایلش بود و به اسهال و استفراغ دو ماهه دچار شدم و هر چی میخوردم یا نمیخوردم صاف تو دسشویی بودم و پیش خیلی دکترا رفتم و هیچکس نمیفهمید من چه مشکلی دارم و خوب نمیشدم بعضی تشخیصشون این بود که روده ام هیچ پرزی نداره و کل پرزهای روده ام از بین رفته و تو این دوماه هیچی نمیتونستم بخورم که خود دکتر ستاری برام از دکتر غدیر که الان رئیس بیمارستان قم هستن و فوق تخصص گوارش بودن کل بیمارستان رو به هم ریخت و برام نوبت گرفت که تشخیص دکتر غدیر برای من کولیت روده بود و برام کلونوسکوپی نوشتن و خدا رو شکر دستگاها خراب بودن نشد آزمایش بدم و توسط همون دکتر کتابخونه بابام برام سیب رنده شده قهوه ای تجویز کردن و ساعت به ساعت یه قاشق میخوردم تا به لطف خدا درمان شدم 😂 و بعد دکتر ستاری سرکه سیب و روغن زیتون رو از لیست رژیمم حذف کرد و من وزنم شروع به بالا رفتن کرد 😂 دکتر هم برای خالی نبودن عریضه گفت باید رژیم پروتویین بگیری و من اصلا هزینه گرفتن چنین رژیمی رو نداشتم و بابام هم گفت آره میدونم میخای فقط مرغ و چرغ بخوری و شکمو گری بکنی من اصلا به همچین چیزی فکر نمیکردم فقط میخاستم لاغر بشم خلاصه که دست کشیدم از این دکتر و ادامه دادنش و باز برگشتم به همون کم خوردنه 💜 و بعد خواهرم حامله بود سر دختر دومیش من ۱۰۶ کیلو بودم و در این یکسال بی خیال تر بودم و خسته و نمیخاستم رژیم داشته باشم و خودم بر این باور بودم وزنم تکون نمیخوره و همونجور ۱۰۶ کیلو مونده بودم و ترازو هم میرفتم به خواهرم میگفتم ببین هیچی زیاد نمیکنم ولی اون نگرانم بود هی میگفت برا خودت میگم رژیم بگیر ولی من گوشم پر شده بود و خسته بودم خیلی 😂 خلاصه که بالاخره استارت رفتن پیش یه دکتر دیگه زده شد 💜 رفتیم پیش یه مشاوره تغذیه دیگه که خوشبختانه یا متاسفانه ایشون هم متخصص بیهوشی بود😂 من بهشون گفتم بچه ها اینم به درد نمیخوره فایده نداره سریع منو ساکت کردن گفتن از الان داری سنگ نزدن بر میداری 😂 منم میخاستم لاغر بشم ساکت شدم و برخورد دکتر خیلی مهربون بود و ازش خوشم اومد و مصمم به شروع شدم وزنم به ۱۱۲ رسیده بود و خیلی نا امیدی د افسردگیم زیاد شده بود گفتم یا میمیرم یا لاغر میشم 😂 اولش آبمیوه خوری بود۳ روزه و رژیم گوشت و گوجه و تک بعدی بود و یک ماه این رژیم رو داشتیم و تو سالن انتظار یه خانمی پرسیدیم راضی هستن از رژیم و چجوریه که همونجا بهم گفت رژیمش خیلی عالیه ولی اگه ولش کنی خیلی خطرناکه من چشم باز کردم😢 ۱۵۰ کیلو شده بودم 😢 خیلی مواظب باش منو میگی خیلی ترسیدم فقط هم یکماه رژیمش رو داشتیم و خیلیم دکتر تاکید داشت تو جلسه مشاوره که به هیچکس نگین رژیم دارین تا بهتون انرژی منفی ندن ولی خواهرم صورتش فلج شد در اثر مشکلی روحی و بابام به پسر عمم گفت اینا اینجور رژیمی دارن و پسر عمم که پرفسوره و متخصص قلب و کویت هستن گفت آخ آخ اصلا این رژیمو نگیرین خیلی خطرناکه و بابام ترسید و اصلا اجازه نداد ادامه بدیم خودمونم ترسیده بودیم 💜 و چندین رژیم من درآوردی دیگه گرفتیم که حذف نون و برنج بود و از بس روحی و روانی خسته بودیم چون نون و برنج نمیخوردیم مقداری سیب زمینی اب پز با هویج سسی میخوردیم به جای سالاد مثلا و خیلیم رعایت میکردیم چون واقعا تصمیمون لاغری بود اولش کاهش بود ولی بعد انقدر وزنم پایین و بالا رفت با این رژیما که چشم باز کردم شدم ۱۴۸ کیلو 😡 بدون اینکه از ترموستات ذهنی با خبر باشم دقیقا شده بودم وزنی که اون خانمه گفت و من مثلا مواظب بودم و ترسیده بودم 😂 بعد ریاضت گرفتم دوماهه که دیروز توضیح دادم از وزن ۱۴۸ به ۱۳۳ رسیدم که واقعا باورش کردم و تضمینی بر نگشت 💜 بعد رژیم یکماهه انگور گرفتم تا ۱۲۴ هم رسیدم ولی به سرعت تمام کاهشم برگشت 💜 بلافاصله رژیم طب اسلامی که صبحانه دمنوش گیاهی گرفتم و قرار بود ۵ کیلو کاهش داشته باشم که زیاد شدم نه کم وقتی ولش کردم و بی ترس غذا خوردم کمی وزنم کم شد 💜 دوباره کم خوردن بود که بعد از مدتی طولانی دوباره دیدم هی وزنم داره میره بالا خودمو مشغول به ریاضت یک ماهه کردم 😂 که در اخر یک ماه دیدم ای دل غافل وزنم که کم نشده برعکس ۱۴۰ کیلو شدم 😂 💜 دوباره کلی نا امید تر از سابق شده بودم و کاملا نا امید بودم که خواهرم از اینستا گروه چالشی ۳ رقمیهای مروارید رو پیدا کرد و از سال ۹۳ شروع کردم به کالری شماری و کلی رژیم چالشی و گروهی که شنبه ها ترازو بودیم و یه عالمه چالشهای عجیب و غریب از جمله 💜رژیم پنج دو که اولین بارش از ۱۳۳ به ۱۲۶ رسیدم 💜 ژنرال موتورز یک هفته ای تا ۱۲۲ رسیدم 💜 بعد دوباره پنج دو که تثبیت بشم که نشد و افزایش داشتم با وجود رعایت شدید 💜 بعد حذف نهار ۶ ماه اونم هر چی کم کردم برگشت با اینکه شامم سبک بود اوایل کم شد بعد استپ بعد هم افزایش چون بابام راضی نبود و من یواشکی نهار نمیخوردم هی میگفت یه بلایی سر خودت میاری منو میندازی تو دردسر 💜 بعد دوباره پنج دو شدم همراه با گوش دادن صوتیهای شفای زندگی لوییز هی که عالی نتیجه داد خواهرم سر دختر سومش باردار بود و خونه خواهرم زندگی میکردم از ۱۳۳ به ۱۲۴ رسیدم 💜 بعد خواستم سریعتر نتیجه بگیرم صبحانه حذف و بجاش سویق میخوردم و نهار حذف و شام کم میخوردم در عرض ۶ ماه از ۱۲۴ به ۱۲۱ رسیدم و کلی زحمت و سختی و محرومیت کاهشام چشمگیر نبودن تا اینکه آخر بهمن ۹۶ وارد دوره استاد عطار روشن شدیم 🌹🌹🌹🌹🌹
🌹۲🌹طریق آشنایی خود با روش لاغری با ذهن را بنویسید و اینکه چه شد که الان اینجا هستید 🌹
هر چی دکمه ذهنم رو به عقب برگردندم دیدم واقعا لطف و هدایت خدا بود چون درخواست ما از خدا مدام این بود که خدایا اینهمه علم پیشرفت کرده چرو مسئولین هیچکاری نمیکنن 😂 چرا اینهمه مخترع و مکتشف و دانشمند هست کسی دلش به حال ما چاقا نمیسوزه و یه راهی جلو پامون نمیزاره که ما راحت لاعر بشیم همش رنج و عذاب و سختی داروها عوارض دارن و بی فایده هر کسی هم هر کاری کرده تا آخر عمر داره عذاب میکشه و اگرم لاغره یه زندگی عادی و طبیعی نداره که و میگفتیم اخرش خودمون کشفش میکنیم 😂 وما خواهران 😍 ۳ تفنگدار😍 قرار گذاشتیم بالاخره کشفش کنیم و از همون موقع جرقه اش خورد 😂 خلاصه که نذر و نیاز و ختم و دعا که این راه رو پیدا کنیم که اولش با قانون جذب و راز آشنا شدیم چنان به شگفتی دراومدیم که حد نداشت 😂 و هی میگفتیم حتما با همین قانون میشه لاغر شد که یدفه استاد ***رو با سرچهامون تو تلگرام شناختیم و کلی میگشتیم درباره لاغری راهکار داشته باشه که یک فایل چند دقیقه ای با همین مضمون بود 😂 بعد با استاد *** آشنا شدیم و هیپنوتراپی و فایلهای صوتیش و اب خوردن شدید وسط غذا که این ترس رو هم داشتیم که مگه نمیگن نباید با غذا مایعات خورد و این حرفا خلاصه در حال ازمون و خطا بودیم 😂 و هیپنوتراپی ورزشش رو گوش میدادم تیک عصبی میگرفتم و پام به شدت میپرید و خوب نبودم اصلا 😂بعد با قانون ان ال پی اشنا شدیم و کلی مباحثش به ایمیلمون میومد و گوش میدادیم ولی اونم تاثیری نداشت 😂بعد یکی از دوستانم که به شدت ممنونشم برای ما چالش گوش دادن شبی یه فایل از صوتیهای شفای زندگی رو گوش بدیم و تمرینشم بنویسیم که هیچکدوم حس و حال نوشتن نداشتیم و داستانش رو گوش میدادیم با تکرار ۵ باره در روز و خوشمون اومده بود ولی کتاب تموم شد و کمی بعد رهاش کردیم با وجود نتیجه ای که گرفتیم 😂 بعد با طب سوجوک اشنا شدیم اونم یه مدت کش سبز به دست و پا میبستیم و خیلی سخت و خسته کننده بود و نشد ادامه بدیم 😂 بعد ختم چهله زیارت عاشورا برداشتم با ۱۰۰ سلام و ۱۰۰ نفرین و واقعا به اخر خط رسیده بودم از خستگی اینهمه شکست و نا امیدی و افسردگی شدیدم و یه شب خواهرم مریم که در اینترنت سرچ میکرد یدفعه لینک تالار رو برای ما پیدا کرد چنان هیجانی ما رو گرفت که کلی خوشحال بودیم 😍😂 از همون روز اول در کانال عضو شدیم و به صورت گروهی اونموقع گام های روزانه در کانال بود و مشق در دفتر داشتیم و گام به گام با یک گروه دوستانه از قدیم الایام رژیمی بود با هم شروع کردیم به انجام تمرینات و کلی بر سر ذوق و شور و اشتیاق اومدیم 😍 و همگی یه ارزو داشتیم خرید میکنم و شرکت در🌹 دوره ام دبلیو ال 🌹 اونموقع خیلی دنبال راهی بودیم که از هنرجوهایی که دوره رو داشتن گولشون بزنیم و دوره رو به صورت رایگان در اختیار داشته باشیم و هر وقت پول دستمون اومد پول استاد رو بدیم چون عجله و اشتیاق داشتیم 😂 بالاخره یه روز استاد مسابقه بنر تبلیغاتی گذاشتن و ما انقدر خوشحال شدیم که حد نداشت از خواب و خوراک و همه چی زدیم تا در مسابقه اول بشیم 😍😂 و خدا رو شکر هم اول شدیم و کلی تو گروهها مسدودمون کردن و ما چون به کارمون ایمان داشتیم ادامه دادیم ولی اخرش هممون ریپورت شدیم 😂 بالاخره چون پول کافی نداشتیم و من تمام پس اندازم که پول توجیبی هایی بود که از بچگی جمع کرده بودم رو دادم و دوره رو خریدیم 😂😍 اونشب که برنده شدیم تا صبح من و خواهرم نرگس از خوشحالی جیغ میزدیم و مطمئن بودیم حالا که یکیمون تونست بخره بقیه هم دوره رو میخریم ولی چون بابام به شدت با این چیزا مخالف بود و هیچ شغل و منبع درامدی نداشتیم من خواهرم که ۱۰ سال از خودم کوچکتر بود رو بر خودم مقدم دونستم و گفتم اون شرکت کنه ولی دلمم نمیومد صبر کنم و فایلها رو با اشتیاق فراوان گوش میدادم و جزوه رو هم پرینت گرفته بودم و برای خودم تمرینامو مینوشتم 😍😂 و میدونستم نرگس دم بخته از من واجب تره من دیگه یه پیر دختر بودم از نظر خودم و عجله ام کمتر بود و با اینهمه مشکلاتی که داشتم و سن ازدواجم گذشته بود گفتم صبر میکنم تا پولش دستم بیاد هر چند کل پولی که برای دوره داده بودم چون نزدیک عید بود و بابام اواخر سال مبلغی برای خرید لباس میده و بقیه عیدیام و کادو تولدم که ۲۵ اسفند هستم به طور معجزه وار کل سرمایه گداریم به سمت من برگشت و در واقع هزینه ام هدیه ای از خدا و لطف خدا شد کاملا ولی مجبور بودم لباس و وسایل بخرم تا بابام نفهمه همچین کاری کردم 😂 و باز در طی مسیر خورد خورد فایل ورزش و حذف فاصله ها و کنترل اشتها و غیره رو خریدم و مواظب بودم بابام نفهمه که پس اندازمو اینجوری خرج میکنم چون گاهی میپرسید چقدر داری و چک میکرد 😂 مامانمم دوره رو خرید و جداگانه شرکت کرد و من برای خودم نمیتونستم بخرم از استادم به شدت خجالت میکشیدم و در سایت هیچی نمینوشتم و فقط میخوندم 😂 و اونموقع که فایلهای پاکسازی اومد پولشو داشتیم با مامانم شریکی دوره پاکسازی رو بخریم ولی از حس اینکه اجازه خانوادگی نداشتیم منصرف شدیم و نخریدیم و ماه رمضان که در لایوی فرمودین اجازه خانوادگی برای استفاده از دوره رو داریم مامانم معطل نکردو سریع دوره پاکسازی رو خرید البته اون دوره رو هم فقط گوش دادم و در سایت نه تمریناش رو نوشتم و نه برداشتی نوشتم فقط یک دور تا فایل ۲۰ گوش دادم که بی نهایت عالی و جذاب و فوق العاده بود 😍
ولی باز عذاب وجدانش رو داشتم تا اینکه در فایل هشت رایگان این اعتراف رو کردم بارها میخواستم برم پی وی استاد و حلالیت بگیرم ولی واقعا روشو نداشتم و فکر میکردم نباید مزاحم اوقات گرانبهای استادم بشم و خودمو لایق نمیدونستم و فکر میکردم ظلم بزرگی در حق استاد سخاوتمندم کردم 😢 و گاهی حتی فکر میکردم دچار قانون کارما و عمل و عکس العمل شدم با وجود اینکه حالم خوب بود نتیجه جسمی در من بوجود نمیومد و درست وقتی نرگس کلا از ادامه مسیر انصراف داد از فایلهای رایگان شروع کردم ولی بازم حس عذاب وجدان همراهم بود که چجوری از استادم حلالیت بگیرم و وقتی این دوره رایگان ۱۰۰ روزه شروع شد خیلی خوشحال شدم و واقعا نمیدونم چطوری باید شکر این نعمت رو به جا بیارم 😍😍😍 استادم بی نهایت ازتون ممنونم و بی نهایت قدر دان زحمات بی دریغ شما هستم 🌹🌹🌹 استاد خیلی گلید و بزرگوار و به محض این که پول دستم بیاد به قیمت روز دوره رو میخرم و از این حس رها میشم چون واقعا پول این دوره در برابر زحمات شما فوق العاده ناچیزه و انصافا شما برای ما کم نگذاشتین و از هر فرصتی برای خوشحال کردن ما چاقهایی که همه در حال سواستفاده از ما بودن دریغ نمیکنید هزاران بار سپاسگزارم از وجود مهربون و بی مثالتون استاد گرانقدر و با وجود و با معرفتم
🌹۳ 🌹چرا دوست دارید لاغر بشید 🌹
من دوست دارم لاغر بشم چون لاغری و سلامتی حق منه 💖 من دوست دارم لاغر بشم چون میخام به همه رویاهام جامه عمل بپوشانم 💖من دوست دارم لاغر بشم چون خدا رو بهتر بشناسم و عاشقش بشم 💖من دوست دارم لاغر بشم چون در اون صورت میتونم به همه هم نوعام اثبات کنم شگفتی ساز شدن با قدرت ذهن قطعی و صد در صدیه💖من دوست دارم لاغر بشم چون زندگی خیلی خیلی زیباست و جسم من لایق فشار و سختی و اهرم رنج و فشار و درد نیست 💖من دوست دارم لاغر بشم تا زندگی من در سرزمین لاغری دائمی و تضمینی باشه 💖 من دوست دارم لاغر بشم چون در آرامش و رفاه و سعادت قرار میگیرم 💖من دوست دارم لاغر بشم چون خدا منو متناسب آفریده و خودم خرابش کردم و خودمم باید برگردوندم به تنظیمات کارخونه💖 من دوست دارم لاغر بشم چون جسم من تنها خانه حضور خداوند مهربون در جسممه 💖من دوست دارم لاعر بشم چون لاغری عبادته 💖من دوست دارم لاغر بشم چون لایق و سزاوار خوشبختیم 💖من دوست دارم لاغر بشم چون پرخوری و خیانت به جسم و روحم گناهه 💖من دوست دارم لاغر بشم چون لاغری یکی از بزرگترین اهداف خوشبختی من در زندگیه و یاد گرفتن بقیه آرزوهام برام اسون میشه چون لاغری گوشه ای از رویاهای منه و من در این دنیا و اون دنیا خیلی کارا دارم 💖 من دوست دارم لاغر بشم چون ذاتم از هر نوع گناه و الودگی پاک و مطهر میشه و روحم انقدر سبک و بلند پرواز میشه که به آسونی میتونم پله های ترقی رو بالا برم 💖من دوست دارم لاغر بشم تا به همه کسانی که استاد رو نمیشناسند و از وجودش بی خبرن وجود این بزرگ مرد رو نشون بدم و مسیر سبز سرزمین خوشبختی برای همه قابل استفاده و مشاهده باشه 💖من دوست دارم لاغر بشم چون در اون صورت میتونم خوشبخت خوشبخت خوشبخت باشم 💖💖💖
💃۴💃 چرا تصور میکنید روش لاغری با ذهن میتواند مسیر صحیح برای رسیدن به لاغری باشد 💃
بهترین و اسون ترین و لذت بخش ترین و شیرین ترین راه برای رسیدن به لاغری فقط رسیدن به لاغری است و بس😍 هیچ راهی اینچنین سلامت و سعادت و خوشبختی نداره و برعکس تمام روشها صد در صد قطعی و تضمینیه و هیچ اهرم رنج و فشار بیرونی نیست و هیچ نتوانستنی در کار نیس هیچ احساس شکست و افسردگی نیس همه مسیر شور است و عشق و اشتیاق در این مسیر همگی شاد و خوشحال و راضی هستن😍 و این روش فقط اموزش و تکرار و استمرار و حال خوب و حس آشتی درونی با خود 😍 و حس عاشقی و شناخت بهتر خدا صورت میگیره 😍وجود آدمی به اصلش برمیگرده و حس خوشبختر در سر تاسر این مسیر پر شور حس میشه 😍 این روش تمام زخمهای وجودی ادم رو التیام میبخشه 😍 عقده و حسرت و ولع و شاخه بل شاخه پریدن در این روش بی معنیه 😍 فراوانی و حس استفاده و لذت بردن از تمام منبع های الهی امکان پذیره 😍 دیرو زود داره ولی سوخت و سوز بی معنیه 😍 عجله و حال خراب نیست 😍 تمام حکمت های الهی روشن میشه و رویای نرسیدن ها و مانع ها برطرف میشه 😍 عشق به خدا به وفور موجوده و ایمان و اعتقاد و اعتماد به نفس به وفور وجود داره 😍 درهای رحمت خدا به روی همه بازه 😍 دوستان فوق العاده و شگفتی ساز و عالی در این سرزمین همیشه در حال نشاط و رقص و خنده و پایکوبی هستن و باید ها و نباید ها همه به نفع ادمه 😍همه چیز خود به خودی و اتوماتیک وار و بی نظیر اتفاق میفته 😍 خلاصه که 👇🏻👇🏻👇🏻
🌹لاغر شدن با روش دهنی اسون ترین کار دنیاست 🌹
🌹در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست 🌹
🌹 ۵۰ کیلویی شدن حق منه و صد در صد در انتظار منه 🌹
🌹 شکر گزاری و سپاسگزاری و حال خوب و خوش به وفور و به اندازه نیاز همه هست 🌹
🌹وصلیم به منبع بی پایان خداوندی 🌹
🌹بهشت گمشده و واقعی همه ما در همین سرزمینه و راه رسیدن بهش جی پی اس فعال و روشنه 🌹
💖خدایا هزاران بار شکرت 💖استاد متشکرم تا بی نهایت 💖 دوستان خیلی گلید و دل نوشته هاتون فوق العاده بی نظیره و از همتون خیلی خیلی ممنونم 💖