اگه الان اینجایی و چشمهات داره این جملهها رو دنبال میکنه، احتمال زیاد دنبال روشی برای لاغر شدن هستی…
📍 این جلسه ادامه گام ۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
شاید بعد از صد بار رژیم گرفتن، شاید بعد از بارها شکست، شاید بعد از اینکه دیگه حتی از خودت خجالت میکشی وقتی جلوی آینه وایمیستی یا مهمونی دعوت میشی و اولین فکرت اینه: “چی بپوشم که چاقیهام کمتر معلوم شه؟”
همهمون یه جایی از مسیر، دنبال یه نسخه جادویی میگردیم:
- 📜 یه رژیم خاص،
- 🤸♀️ یه ورزش معجزهآسا،
- 🧪 یا حتی یه قرص که لاغری رو مثل فوت کوزهگری بیاره…
اما بذار صادق باشیم: اگه اون روشها جواب میداد، الان اینجا نبودی، درسته؟
حالا قراره با هم بریم سراغ یه نگاه تازه. نه از جنس رژیم، نه از جنس فشار و تنبیه.
قراره با هم کشف کنیم که شاید مؤثرترین روشی برای لاغر شدن، از جایی شروع میشه که هیچوقت دنبالش نگشتی:
از تو… از ذهن و باورهایی که بیصدا، اما قدرتمند، فرمان چاقی رو صادر میکنن!
در این جلسه میآموزیم:

🌟 پیدا کردن راه نجات
چطور بالاخره روشی برای لاغر شدن پیدا کردم که کار کرد؟ نه رژیم بود، نه ورزش، نه قرص! 🤯
سالها بود که دنبال یه روشی برای لاغر شدن میگشتم.
نه فقط یه روش، یه راه نجات!
مثل کسی که توی بیابون تشنهست و دنبال یه جرعه آبه… منم توی کویر چاقی، دنبال یه قطره امید میگشتم.
از دوران راهنمایی شروع شد. همون موقع که همکلاسیهام با خیال راحت کیک و چیپس میخوردن و من از ترس چاقتر شدن فقط بوی خوراکیها رو تنفس میکردم. 😅
بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، دمنوش خوردم، حتی یه بار تا مرز مصرف قرصهای خطرناک هم رفتم…
ولی نتیجه؟
مثل یه بادکنک سوراخ. هی لاغر میشدم، هی دوباره چاقتر از قبل برمیگشتم.
🎯 چرا هیچ روشی برای لاغر شدن جواب نمیداد؟
یه روز که دیگه از خودم ناامید شده بودم، نشستم فکر کردم…
گفتم: نکنه مشکل از روشی که انتخاب میکنم نیست؟ نکنه خودِ انتخاب کردن اشتباهه؟
🧠 چون همیشه من بودم که با ترس، اضطراب یا فشار دیگران، دنبال روشی برای لاغر شدن میگشتم.
و همیشه هم همون گزینههایی جلوی روم بودن که همه بلدن:
- رژیمهای رنگوارنگ با اسمهای عجیبغریب 🥗
- ورزشهای طاقتفرسا با مربیهایی که فقط فریاد میزنن 😤
- دمنوش و داروهایی که بیشتر آدم رو مریض میکنن تا لاغر!

🌀 آشنایی با روشی که دنبالش نبودم… ولی پیدام کرد!
این بار فرق داشت. من دیگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودم. تسلیم شده بودم.
گفتم: “بیخیال، شاید من قراره تا آخر عمر چاق بمونم.”
و دقیقاً همون موقع، یه لینک، یه جمله، یه صدا… منو آورد به اینجا؛ به تناسب فکری. ✨
جایی که نه رژیم بود، نه کالری شماری، نه وزنه، نه جیغ و فریاد… بلکه یه نگاه تازه بود. یه درک عمیق از اینکه چاقی یه مشکل “فکری”ه، نه فقط جسمی.
و اینجا بود که برای اولین بار فهمیدم بدنم فقط بازتاب ذهنمه…
شاید برات عجیب باشه، ولی علم هم داره کمکم به همون جایی میرسه که ما در “تناسب فکری” سالهاست روش تأکید داریم:
✅ روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه، نه از معده!
بر اساس مقالهای منتشرشده در Appetite Journal (2022)، افرادی که بهجای تمرکز روی رژیم، رابطهشون با غذا رو از زاویه ذهنی و احساسی بررسی و اصلاح میکنن، پایداری بیشتری در کاهش وزن دارن.
در یک مطالعه معتبر در دانشگاه استنفورد هم مشخص شد:
افرادی که روی افکار و احساسات خودشون نسبت به غذا کار میکنن، تا سه برابر بیشتر از رژیمگیرندهها موفق میشن وزن کاهشیافتهشون رو حفظ کنن. 🧠📉
📌 پس وقتی میگیم یک روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه واقعاً داریم درباره روشی علمی، انسانی و پایدار حرف میزنیم — نه فقط یک ایده زیبا 🌱
🌈 چطور فهمیدم هدایت شدم به راه درست؟
برخلاف دفعات قبلی، این بار هیچ اطلاعاتی درباره این روش نداشتم.
هیچکس بهم نگفته بود “لاغری با ذهن” اصلاً چیه.
ولی وقتی اولین تمرینات ذهنی و جستجو در مخزن افکارم رو شروع کردم، یه چیزی توی دلم روشن شد…
یه حس آشنا ولی فراموششده: امید!
همینطوری که شما الان داری این متن رو میخونی، خیلیها هم با همین حس اومدن اینجا.
نه دنبال یه روش بودن، نه سرچ خاصی کرده بودن.
یکی معرفیشون کرده، یکی لینکش رو فرستاده، یا یه کلیپ کوتاه دیدهن و چیزی توی دلشون لرزیده…
در صفحه داستان هدایت من میتونی کلی داستان جذاب از نحوه آشنایی هدایت شدگان به اینجا رو بخونی و داستان آشنایی خودت رو بنویسی.



🔄 هرکسی به طریقی هدایت شد…
👩⚕️ یکی شب قبل از عمل اسلیو با سایت آشنا شد و تصمیم گرفت عمل رو کنسل کنه
👩💻 یکی از یه گروه تلگرامی ناشناس لینکش رو گرفت
👨👩👧 یکی از همسرش که اتفاقی از دوره گفته بود
👩🎓 یکی از دوستش که خیلی لاغر شده بود و پرسید «چیکار کردی؟»
و حالا همهشون یه چیز مشترک دارن:
اونا یه روشی برای لاغر شدن پیدا کردن که دنبالش نبودن، ولی پیداشون کرد.

💡 اگه میخوای این مسیر انتخابشدن برای لاغری رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ در ادامه یه داستان واقعی میخونیم؛ بعدش هم توی گام ۴ سراغ «توانایی لاغر شدن در وجود توست» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.72 از 281 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدایی ک انتخابم کرد
منم از این جمله دوست عزیز هم مسیرم ملکه عشق جان در اول دیدگاهم استفاده میکنم ، چون اولین بار ک این فایل روگوش دادم و دیدگاه هارو خوندم خودم توی دلم و تمام وجودم فریاد میزد ک این چیزی جز انتخاب الهی نبوده و خدا انتخابم کرده برای این مسیر،من هرررگز خودم اینمسیر روپیگیر نبودم و دنبالش نمیگشم هیچوقت یادم نمیاد ک دنبال مباحث ذهنی باشم ، هیچوقت نمیدونسم ک میشه با ذهن لاغر یا پولدار یا روابط یا هر چیز دیگه زندگی رو تغییر داد، یه بار چندین سال پیش دختر خالم ی کتاب بهمداد چهار اثر از فلورانس ک فک کنم راجب همین موضوعات ذهنی بود و من حتی تا اخر اون کتابم نخوندم ، خلاصه بگم ک اصلا اطلاعی از این چیزا نداشتم ، هدایت من فقط و فقط از سوی خدا و راهنمایی اون بود ، همه چیو جوری چید ک منو رسوند ب این مسیر و سایت زیباو پر بار و همه چی تموم ، ی روزی چن سال قبل یکی از دوستای نچندان صمیمی من وارد این سایت شده بود و حتی فک کنم دوره هم خریداری کرده بود، خیلی اتفاقی گف ک ی همچین سایتی هست و خیلی خوبه حتی ادرس سایتم توی واتساپ برام فرستاده بود و من حتی ، من حتی کنجکاوم نشده بودم ک برم ببینم چیه ، بعدها میگم شاید اونوقت وقتش نبوده هنوز اون همه تشنه نبودن ، هر چیزی وقت وزمانی داره ی روز ناامیداز تمام زندگیم ، از رابطه عاطفی داغون، از فشار چاقی و جسم ، حال خرااب خرااااب ک حتی نفس کشیدن رو همدیگه نمیخواستم و فقط و فقط روزو شب خدا رو صدا میزدم برا رهایی، من رهایی از زندگی رومیخواستم ولی تقدیر خدا چیز دیگه ای بودو با اون حالم وارد سایت شدم و الان بعد گذشت نزدیکسه سال زندگی من ب اندازه صد سال تغییر کرده ، یعنی اگه خودم میخواستم تغییرش بدم شاید توی صدسال هم نمیتونسم اندازه این سه سال تغییر بدم، ولی با قدرت ذهن و اموزش های استاد گرامی این اتفاق در کوتاه ترین زمان ممکن افتاد، وقتی ارامش گرفتم از ی سری فایل ها و دوره های رسیدن ب خواسته ها از طزیق ذهن معجزه زندگیم من شد در همه ی قسمتای زندیگم مخصوصا روابطم ، همون لا ب لا من از فایلایی ک برای تناسب و لاغری هم بود استفاده میکردم برای خودم مینوشتم فک کنم توی تمام لایوهای استاد منم بودم که کلی اگاهی در مورد تناسب کسب میکردم و خیلی مینوشتم برای خودم از حالاتم ، از هر چیزی در لحظه در ذهنم مرور میشد مینوشتم ، و ی روزی با حرفای اطرافیان و لباس های گشاد ک تو تنم زار میزد دیدم ک چقد لاغر شدم ،و تمام این تغییرات و لاغر ولاغرتر شدن ها برای من توی اوج کرونا وخونه نشینی اتفاق می افتاد، منی ک یکی از باورهای بزرگم برای چاقی کم تحرکی بود و سالها خودمو توی باشگاه با ورزشهای مختلف وفوق سنگین تحت فشار میزاشتم و یا ساعت ها پیاده روی میکردم ک مثلا تحرک داشته باشم و کالری بسوزونم ی ذره چربی اب کنم یادم میاد ی مدت مربیم گف ک بالا رفتن از کوه خیلی خوبه روزهایی ک باشگاه نداری برو کوه و شهر من چنتا کوه وتپه داره ک مسیرهای پیاده روی هم دارن با شیب های تندومن اونقد اونجا را میرفتم ب سمت بالا ک جونی نمیموند برام ، وموقع پایین اومد شیب تند فشار میاورد ب نوک انگشتا و زانو ، وجوری بود ک دو بار ناخن شست من بخاطر این فشارها سیاه وکبود شد و بعدش از ته افتاد کخیلی ازار دهنده بود ، من سالها روش هایی روبرای لاغری میشنیدم ک هست رو خودم انتخاب میکردم و پیگیر میشدم و انجام میدادم ولی هیچوقت اون نتیجه ای ک میخواستم رو نمیگرفتم و هر چیم با اون روش ها کممیکردم در مدت زمان کوتاهی برمیگشت ، بارها از دیگران رژیمهایی روشنیدم وگفتن خوبه بگیر فلانی چند کیلوباهاش کم شده ومنم میرفتم دنبالش ، دکترهای تغذیه و رژیم و راهکارشون ، ورزش های سخت و باشگاه وپیاده روی و پودرهای گیاهی ، عرقیات و افشرده ها، دمنوش ها ، و کلی لوازم ووسایل ک برای لاغری تبلیغ میشد و من اصرار برای تهیه اش داشتم ولی با هیچ کدوماون ارامش رو نداشتم ، خیلی وقتا من از دیدبقیه زیادم چاق نبودم ولی ذهن بی نهایت چاقی داشتم ک هر لحظه برام تصویر چاق وچاق تری رو از خودم نشون میدادو مدام میگف قراره تو هممثل مادربزگت یا مادربزرگ مامانت بشی وبعدها میگف دیدی مامانتم داره مثل اونا چاق میشه و تو هم قراره اونجوری بشی و همین ترس باعث دست و پا زدن من برای لاغری میشد و هر بار ک خودمو شکست خورده از رژیموپیادهروی میدیدم کلی باور غلط چاقی هم بهم اضافه میشد ک استخونمدرشته ، ژنتیکم اینه سوخت وسازم پایینه معدمبزرگه و اینها همه مهر تایید بر لاغر نشدم تا ابد رو براممیزد ، در حالی ک ایراد در جایی دیگر بود ، در ذهن چاق من ، اونجا باید درمان میشد من باید اونجارو تیمار میکردم جایی ک سالها با قبول باور ونگرش های چاقی اثر و زخمی روش گذاشتم وماندگارش کردم الان باید حواسم ب ذهنم میشد ،ی روزی از ته دلم و تمام وجودم از خدا رهایی خواستم و خدا برای رها شدنم از اون همه اشفتگی ب این مسیر و سایت هدایتم کرد ، اینجا هیچ زور و فشاری نبود، خود ب خود با فایلا ارامش اومد ب تمام وجودم ، ب مرور دونستم ک خودم مسئول هر انچه کبر من وارد شده بود ، بودم و هستم حتی چاقی و جسم چاقی ک میدیدم ، وقتی خودمو مسئول دونستم دیگه خیلی باورها در ذهنم کمرنگ شد ، دیگه غذاها قدرت چاق کنندگی خودشونو از دست میداد، دیگه تحرک و ورزش نقشی در لاغری نداشتن ، رفته رفته این برام ثابت میشد اوج کرونا و شهر من کلی محدودیت تردد داشت و ماخونه نشین بودیم ، من لاغری روبا فایلها در اموزشگاه ودانشگاه مجازی استاد از طریق سایت یاد میگرفتم مثل همون اموزش از راه دور ک خیلی رونق گرف وخیلیا تو خونه نشستن زبان انگلیسی یاد گرفتن یا هر اموزش دیگه دوست داشتن و علاقه داشتن، منم لاغری وزبان لاغری رو پیگیر شدم ، برای یاد گیری بهتر برای خودم مینوشتم و هر بار خیلی اتفاقی ب فرمولی پی میبرد و کلی ارامش میگرفتم و من هیچوقت فشار عصبی ومحدودیتی برای خوردن نداشتم ولی خود ب خود ولعی برای خوردن نداشتم ، خیلی لذت بخشه از طریق ذهن لاغر شدن ولاغر زندگی کردن خییییلی ، ماهایی ک سالها ذهن چاق داریم و همیشه در فشار بودیم ک مثلا این خوراکی رو نصفشو نخوریم تا چاقموننکنه و کلی فشار ودرگیری ذهنی داشته باشیم برای کنار گذاشتنش و حتی وقتی از جلو چشم دورش کنیم باز هم مداممرورشکنیم ؛ بعد یهو ببینیم ک همون خوراکی الانجلو چشممونه اصلا بهش اهمیت نمیدیم و یا اگه دلمون خواست دو سه تا دونه ک ازش میخوریم دیگه برامون هیچ جذابیتی نداره ومث ی اشغال میندازیمش اونور و برامونمهم نمیشه کچیه ، این اگه معجزه نیس بس چیه ، خدایی من قبل این سایت تا حد خفگی از خوراکی ها میخوردم مخصوصا چیپس وپفک واگه قرار بود نصفش بمونه ، تمام مدت تو فکر اون نصفه باقی مونده بودم ، ولی الان مدت ها توی کابینت همون خوراکی ها میمونن و من حتی بارها ب چشمم میخورن ولی هیچ میل وولعی برای خوردنشون ندارم ، این همه تغییر نشون از این داره چقد اینمسیر درست و الهیه ، و اینبار ک من برای تکرار اومدم باز هدایت وار یه چیزی منو مجاب کرد ک حتما دیدگاه ثبت کنم و فکر میکنم ک این هم هدایتی بوده ، و خیلی برام تاثیر گذار بوده ، با مسیرلاغزی وگامهای لاغری ک هر روز برمیدارم ارامشم بیشتر میشه ، ولعمنسبت ب غذاها کمتر میشه ، خودمو دوست دارم عاشق جسمی هستم ک خدا بهم هدیه داده ،وتحسینش میکنم و اعتماد بنفسم بیشتر وبیشتر میشه و تناسب رو حق طبیعیش میدونم ، در حالی ک در روش های دیگه من هر روز تحت فشار بودم از خودممتنفر تر میشدم و خودمو سرزنش میکردم و میگفتم این چ جسمیه کخدا بهمداده و هر بار با هر روشی ک ناموفق میشدم خودمو ی ادم بی اراده میدونسم اعتماد بنفس پایین دوری از خودم
بازهم با تمام وجودم میگم خدااااایا ممنونم ک انتخابم کردی شکرت ک راهنماییم کردی و شکرت ک ی روزی تو دل ووجود استاد انداختی ک این سایتو راه اندازی کنه
ای ک مرا خوانده ای راه نشانم بده
سلام ب عزیزان هم مسیرم
من انتخاب شدم برای این مسیر ذهنی و من به این انتخاب ایمان دارم ،سال ۹۹ سالی ک من در اوج ناامیدی از تمام زندگیم ی شکست خورده چ در زمینه رابطه عاطفی چ در زمینه تناسب یاکار وتحصیل وهمه چی ،یکی ک شب وروزش بااشک واه ب هم پیوند میخورد و با هر نفسش گلایش از خداش این بود ک چرا رهاش کرده ب حال خودش، من خودمو در انتهای خط زندگی میدیدم واون لحظه ب خودم میگفتم وقتی هیچکاری ازم برنمیاد وقتی این همه زجر کشیدم برای همه ی خواسته هام التماس کردم راه های دشوار وسختی هاروتحمل کردم ونشد بس برا چی زنده ام ،خداییم ک نیس صدامو نمیشنوه و منو اینجا رها کرده حتی دقیق یادمه ک با حال زارم میگفتم وقتی اینقد اینجا زجر میکشم خب خودمو خلاص میکنم تااگه عذابیم هس همون دنیا بکشم،دنبال ی چیزای دیگه توگوشی بودم برا خلاصی نمیدونم چطوشد یاد یکی از دوستام افتادم ک ماه ها قبل تر یه اسم سایتی روگفته بود ومیگف ک خیلی خوبه وقتی واردش بشی کل زندگیت تغییر میکنه و حرفایی راجش زده بود ومن کاملا ناخودآگاه شروع ب سرچ سایت کردم و باز هم الان یادم اصلا نمیاد چطوری اسم ی فایلیو دیذم بنام خیمه ها ،و خیمه های خود را جا ب جاکنید،یادم میاد اونروز ک دانلود کردم و اون روگوش دادم انگار مخاطبش من بودم واونقدر اونروز تاشب گریه کرده بودم ک از حال میرفتم ولی همون شد اغاز جا ب جایی خیمه های تمام زندگی من ،و امروز ک با گوش دادن ب این فایل باز ایمانم هزاران برابر شد ک من برای این مسیر انتخاب شده ام ،نمیدونم کی وکجا از خدا خواستم ک راه رونشونم بده وخدای رئوفم در ناباورانه ترین لحظه زندگیم راهی نشانم داده ک الان حالم وصف نشدنیه ،من ی شکست خورده درعشق،ی نابود شده در مسائل مالی ،هر چیوگرون خریده بود ومجبور شده بود مفت وارزون از دست بده ،ی زخم خورده روح و روان و جسمش روبا کلی روش. های گوناگون داغون کرده بود ک بلکه بتونه ی ذره از بار وزنش روکم کنه ولی افسوس ک هر چه بود در ذهن بوده و من بی سواد ترررررین در مسائل ذهن، در حالی ک همه چی از ذهن من نشأت میگرفته ودر جهان مادی ب نمایش گذاشته میشده ، من شروع کردم ب اغاز زندگی جدید ،خیلی جاها لیز خوردم ناامید شدم باز هم گریه کردم باز هم حالم بد شد ولی در تمام اون مدت زمان ایمان داشتم ک تنها راهم مسیر ذهنیه ،هر روز قدم برداشتم استمرار داشتم شاید ب ندرت روزی رو گذروندم بدون فایل بدون جستجو توی سایت ،خوندن نوشته عزیزانم یا حتی سایت هم نیومده باشم صد در صد توی پیج و تلگرام ی سری زدم و پست و نوشته ای روخوندم و نتیجشو الان در تمام ذره ذره زندگیم ب عینه میتونم ببینم نمیگم من الان همه چیم گل و بلبله ولی من الان میتونم حتی اگه مشکل و ناراحتی برا بوجود بیاد خیلی زود حال ودرونمو گل و بلبل کنم و همین باعث میشه اوضاع بیرونم عالی بشه، من شروع کردم ب متولد شدن دوباره و متفاوت آرامش آرامش و آرامش ،ارامشی از جنس خدا درونمو فرا گرف زندگی و رابطه عاطفی ناباورانه عالی شد،خواسته ها و ارزوهام ک رویایی دست نیافتنی بودن اروم اروم در زندگیم نمایان شدن از لحاظ مالی در این شرایط و اوضاع کشور ک همه گلایه دارن و فک میکنن هیچی درست نمیشه ولی برای من شد ،و این وسط منی ک از خودم و جسمم هم مدتی بود ب لحاظ شرایط روحی غافل شده بودم از اطرافیان میشنیدم ک تغییر کردم و وقتی این حرفا رو شنیدم متوجه شدم من کتمام مدت توی سایتم دارم لایوهای استاد رو پیگیری میکنم استوری نوشته .مطالب لاغری رو میخونم و گوش میدم بدون اینکه سختی بکشم زجری رو متحمل بشم اونم چی در دوران کرونا و قرنطینه های پی در پی وتوی خونه بدون فعالیتی دارم لاغر و متناسب میشم ،اخه من سالها روش هایی رواستفاده کرده بودم وفک میکرذم ک حتما باید اون روش ها باشن تا من ب لاغری برسم اون هارومپ انتخاب میکردم ومی رفتم. نبالش ولی الان انتخاب شده بودم و هدایت شده بودم و حتی نمیدونسم چطوری و از کی بدنم انگار داشت فرو میریخت تراش میخورد ،من سالها پیاده روی میکردم باشگاه میرفتم توی باشگاه مدام بهک میگفتن ک مربی خصوصی ک بگیری تضمینیه لاغریت وچه هرینه های سنگینی میدادم ب مربی ومربی در قبالش همون رژیم هایی ک سالها خودم از دکترهای تغذیه یا اینترنت ودوست اشنا داشتم رو بهم میداد و مجبور میکرذ وزنه های شدید بزنم داغون و له میکردم جسممو و در اخر ماه با وزنه کشی تحقیر میشدم ک اون اندازه ک میخواستم نیومدم پایین،یا قرص های بد مزه وناشتا،و یا سرکه سیب ک ناشتا باید میخوردم دل ورودمو میاود بالا ومن نالان حتی گاهی صبا اشک از چشمم جاری میشد ک چرا منو لاغر نیافریدی چرا جسمم منو اینجوری افریدی ک همیشه ترس داشته باشم از چاقیم همیشه منع بشم از استفاده لذتهای دنیات نتونم غذایی ک دوس دارم بخورم یا اگع بخورم باید کوفت خودم بکنم نتونم صبا راحت بخوابم و باید توی گرما و سرما برم راه برم چرا شبا باید از درد استخونام ک زیر وزنه های باشگاه داغون کردنم نتونم راحت بخوابم ،من حتی با روش هایی غیر علمی کلی ب معدم و کلیه ام اسیب زده بودم ،اونم شاید از نظر بقیه من فقط زیادی حساس بودم چون از نظر اطرافیان من همش ۶_۷کیلو اضافه وزن دارم ولی اونا نمیدونستن من در ذهنم چ ترسایی دارم نمیدونستن ک اون ۶-۷کیلو در ذهن من اندازه ۶۰_۷۰ کیلو بار و سنگینی داره برا من وهر لحظه ترس و ترس از چاقتر شدن ،من همیشه دنبال ی روش لاغری بودم و دیگه همه میدونستن ومن هر لحظه تشنه مسیریم ک منو ب لاغری برسونه ومن همه ی راه هایی رو ک بهم میگفتن روانجاب میدادم نتیجه موقت میگرفتم و باز ی راه جدید،
من عاشق لاغری وتناسب بودم و ذوق لاغری داشتم فقط مسیرهام اشتباه بود و در بیرون خودم دنیال تناسب بودم و همیشه حسرت رو داشتم در حالی ک طبیعت جسم منم متناسب شدن بوده و من ناآگاه از این موضوع بودم ،
من دوست داشتم لاغر بشم تا بتونم راحت خرید کنم لباس های رنگ شاد نیم تنه های زیبا سبک شدن رودوست دارم زیبایی وظرافت رو دوست دارم اینکه لاغری سلامتی و زرنگی و فرز بودن ب همراه داره رودوست دارم وبرای همین ها میخواستم لاغر بشم ،اعتماد بنفس رودر لاغری وتناسب میدیدم ،داشتن و پوشیدن لباس های سایز ۳۶رو دوست دارم . عاشقشم ، اینکه ادم های متناسب حرص ولع خوردن روندارن وبی تفاوت ب مواد غذایین و یا ب اندازه نیازشون خوردن رودوست دارم ومیخوام منم مثل اونا بشم .ایمان کامل دارم ک مسیر ذهنی تنهاترین راهه، من اومدم این مسیروبا قدرت شروع کنم و هر روز قدمی بردارم درسته ک قبلا هم بودم و تغییرات زیادی داشتم ولی ایمان دارم وقتی نظم بدم وقتی هر چی تو ذهنم هست روبنویسم این یعنی من عاشقانه مسیرمو دوست دارم وهمسو هستم بس ایمان دارم ک خدا هم فراتر از انتظارم بهم پاسخ میده ومن خودمو از همین الان در جسم ایده ال خودم میبینم وچقد لذت بخشه،
خدایا برا تناسب و زیباییو شادابی وجوااانیم ک در این مسیر زیبایی ذهنی بهش دست یافتم بی نهایت سپاااااسگزارم
با عرض سلام
گام سوم : انتخاب شدن برای مسیر لاغری با ذهن
روش های زیادی برای لاغری استفاده کردم و نتیجه ای کسب نکردم و یا خیلی موقتی بودن چون منم مثل بعضی از دوستان قدمت اضافه وزنم ب بچگیام برمیگرده و از وقتی یادم میاد چون تپلی رو با توجه ب حرفای اطرافیانم ارثی میدونستم ی دختر تپل ولپو بودم ؛بس ب اندازه تمام سالهایی ک متوجه اضافه وزنم شدم روش هایی رو برای برطرف کردنش انجام دادم هرجا تبلیغات لاغری میشد و هر جا صحبت از لاغری و روشش میشد من گوشام تیز میشد ؛ دقت در اندازه غذا و سالم بودنش از لحاظ چربی و شیرینی و … رژیم های مختلف ک یا فقط پروتئین داشت یا فقط میوه و گیاهی بودن یا مثل شما رژیم هایی پیدا میکردم ک همه چی توش بود وکلی ذوق داشتم کمیتونم در یه رژیمی همه چی بخورم در حالی ک باید مدام اندازه میگرفتک وزن میکردم قاشق وکالری میشمردم ودر حالی ک ذهن من چاق بوده وتمام مدت رژیم بهم استرس و ترس و عجله میداد ودر نهایت با شکست مواجه میشدم و شاید مقداری از اضافه وزنمو از دست میدادم ولی خیلی زود برمیگشت ، وکلی روش های دیگه از داروهای میلین گرفته تا چربی سوزی و کمکردن اشتها هم استفاده کردم وکلی پودرهای گیاهی بدمزه و تلخ و همین طور ورزش های سنگین توی باشگاه ،کوه نوردی ،پیاده روی های طولانی وکلی وسایل ورزشی وحرکتی ک بتونم تو خونه هم انجام بدم یعنی هر روشی ک میگفتن و یا تبلیغشو میشنیدم زودی میرفتم سراغش ،سونای خشک ،دستگاه های ویبره ،و حتی خیلی بهم گفتن ک خوب نیس و عوارض داره ولی من سراغ ساکشن چربی هم رفتم ک هم هزینه بالا داشت و هم سخت بود ولی خیلی خیلی زودتر از چیزی کفکرشومیکردم برگشت ؛
تعطیلات عید ۹۹بود سفارش دمنوش لاغری ب یه پیجی داده بودم وداشتم با یکی از دوستام تلفنی حرف میزدم ک صحبتمون کشید ب لاغری و منم گفتم ک همچین محصولی سفارش دادم ببینم چی میشه و اونم آب پاکی رو ریخت رو دستم وگف کفایده نداره و قسم میخورد ک مادرش چند دوره استفاده کرده و وزن همکم کرده ولی هم عوارض داشته براش وهم وقتی قط کرده خیلی زود وزنش برگشته ب وزن قبلی ،همون موقع آدرس سایت تناسب فکری روبهمداد وگف از شناختی ک ازت دارم میدونم ک میتونی با فایلای این سایت ب نتیجه برسی ومنی ک اصلا هیچ آشناییتی ب اینگونه فایلا و حرفا و روش ها نداشتم تعجب کردم ویکم ازش سوال پرسیدم وگفت ک خواهرش دوره رو خریداری کرده وخیلی همعالی داره پیش میره و خیلی اصرار کرد ک وارد شم وامتحان کنم منم همون لحظه وارد شدم گفتم اره وارد شدم ولی بمونه برا بعد و حالا بعدا سر فرست میرم ببینم چ خبره وهمون جا تموم شد
از همون اوایل سال قبل من درگیر مشکلات زندگی. و رابطم شده بودم البته قبلشم مشکلات بود ولی دیگه اوجش شروع شد وادامه ک آخرای خرداد همه چی زندگیم بهم خورد انگاری گردباد و طوفانی اومده باشه و همه چیو ببره و از همه چی ناامید و پریشان و بشدت افسرده و حال خراب ک به همه چی فک میکردم جز زندگی ولی هدایتم ب سمت بهترین ها بود با فایل خیمه ها من خیمه های خودمو جا ب جا کردم و ب این سرزمین زیبا وارد شدم و همچنان در مسیرم و ب مرور ب فایلای رایگان لاغری و استوری و لایوها وخلاصه هر چی ک تو سایت گذاشته میشد کشیده شدم 😅 و الانم ک در دوره ی رسیدن ب آرزوهارشرکت کردم وکلا زندگیم تغییر کرد و با اینکه هنوز در زندگیم طوفان بود ولی من داشتم آروم و آرومتر میشدم همه ی اینهارو نوشتم ک بگم من ایمان دارم ک انتخاب شدم من برای این مسیر من برای این سایت و شنیدن و عمل کردن ب این روش ها انتخاب شدم و ماه هاست ک استمرار دارم و کلی هم لذت میبرم منی ک ورزش رونصفه ول میکردم منی ک رژیم و وسطا بیخیال میشد الان ماه هاست ک با ذوق ولذت برای خودم تایمی از روز و شبو هر وقتی ک کوچکترین زمانی پیدا کنم اولین انتخابم وارد شدن ب سایت میشه اون دوست ک منو ب سمت این سایت فرستاد حتی خودش ی فایلم نتونسته گوش بده چند بار بهش گفتم ک خودتم بیا ایشون متناسبن ولی دچار مشکلاتی بودن ک گفتم اگه وارد سایت بشی خیلی فایل هست ک کمکت میکنه ولی هر بار بهونه میاره ومنم دیگه اصراری نکردم ،اون دوست از طرف خدا بود برای اینکه ب من ادرسو بگه من راهنمایی و هدایت شدهاز طرف خدا بودم از زبان اون دوست ،بس کاملا ب این مسیر ایمان و اعتماد دارم و هیچ شکی نیست در گفته های استاد چون من خودمو میبینم ی شاعد عینی ک چطوری وارد این مسیر شدم نتبلیغی ن زور و فشارو اصراری برای کشیده شدن ب این مسیر وجود نداره و فقط هدایت و هدایت ک ب قول نوشته ی یکی از دوستان «هدایت ،زمینه ساز هدایت بالاتر و پرهیزگاری است » من به این مسیر هدایت شدم نه تنها دارم متناسب و زیبا میشم بلکه کل زندگی من در تغییر وتحوله .
بزرگترین خواسته من در بیشتر عمرم رسیدن ب تناسب اندام و لاغری بود چاقی و تپلی و اضافه وزن برام رنجر اور بود و سختی های زیادی داشت من حتی ی عکس قدی الان از خودم پیدا نمیکنم اونقد ک از دوربین و اینه و تمام قد خودم فراری بودم ،البته اینم بگم ک قبلا دیدگاهم نسبت ب لاغری فرق میکرد قبلا میخواستم لاغر بشم تا ب بقیه ثابت کنم منم میتونم و یا از حرف و تیکه های بقبه راحت شم وکلا عوامل بیرونی بیشتر باعث میشد ک شروع ب یه حرکتی برا لاغری بکنم ولی الان کاملا متفاوت و فقط و فقط بخاطر خودمه و خواسته خودمه ذهن من به خاطر دیگران کاری برا من نمیکنه ، من ایمان دارم این مسیر درست ترین مسیر رسیدن ب تناسب اندام و لاغریه چوندر اون هیچ فشار و عذاب و محدودیت و ناراحتی نیست بلکه کاملا برعکس اول ب آرامش میرسیم و بعد لاغری من با این روش نه بخاطر حس حسادت ن بخاطر حرف دیگران بلکه بخاطر خودم دارم لاغر میشم چون عاشق تناسب و سلامتی هستم و عاشق چیزایی ک با تناسب میتونم بهشون برسم با همینی ک بودم صلح کردم و ب سمت تناسب و لاغری با ذهن حرکت کردم وگام ب گام در این مسیرم من از همین مسیرش لذت میبرم و عجله ای برای مقصدش ندارم چون ایمان دارم ک مقصدم زیباست ، در روش های دیگه و مسیرهای دیگه ک برای لاغری انجام دادم همراه با استرس و ناراحتی وحال خراب بود و ب قول استاد هر جا حالت خراب باشه بدون اشتباه داری میری ؛ اینجا من حالم عالیه بس مسیرم درسته و با تغییر فرمول های ذهنم و شناسایی باورها وموانع ام و جلب کردن رضایت ذهنم دارم ب سمت ایستگاه های لاغری میرم و لذت میبرم 🥰