اگه الان اینجایی و چشمهات داره این جملهها رو دنبال میکنه، احتمال زیاد دنبال روشی برای لاغر شدن هستی…
📍 این جلسه ادامه گام ۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
شاید بعد از صد بار رژیم گرفتن، شاید بعد از بارها شکست، شاید بعد از اینکه دیگه حتی از خودت خجالت میکشی وقتی جلوی آینه وایمیستی یا مهمونی دعوت میشی و اولین فکرت اینه: “چی بپوشم که چاقیهام کمتر معلوم شه؟”
همهمون یه جایی از مسیر، دنبال یه نسخه جادویی میگردیم:
- 📜 یه رژیم خاص،
- 🤸♀️ یه ورزش معجزهآسا،
- 🧪 یا حتی یه قرص که لاغری رو مثل فوت کوزهگری بیاره…
اما بذار صادق باشیم: اگه اون روشها جواب میداد، الان اینجا نبودی، درسته؟
حالا قراره با هم بریم سراغ یه نگاه تازه. نه از جنس رژیم، نه از جنس فشار و تنبیه.
قراره با هم کشف کنیم که شاید مؤثرترین روشی برای لاغر شدن، از جایی شروع میشه که هیچوقت دنبالش نگشتی:
از تو… از ذهن و باورهایی که بیصدا، اما قدرتمند، فرمان چاقی رو صادر میکنن!
در این جلسه میآموزیم:

🌟 پیدا کردن راه نجات
چطور بالاخره روشی برای لاغر شدن پیدا کردم که کار کرد؟ نه رژیم بود، نه ورزش، نه قرص! 🤯
سالها بود که دنبال یه روشی برای لاغر شدن میگشتم.
نه فقط یه روش، یه راه نجات!
مثل کسی که توی بیابون تشنهست و دنبال یه جرعه آبه… منم توی کویر چاقی، دنبال یه قطره امید میگشتم.
از دوران راهنمایی شروع شد. همون موقع که همکلاسیهام با خیال راحت کیک و چیپس میخوردن و من از ترس چاقتر شدن فقط بوی خوراکیها رو تنفس میکردم. 😅
بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، دمنوش خوردم، حتی یه بار تا مرز مصرف قرصهای خطرناک هم رفتم…
ولی نتیجه؟
مثل یه بادکنک سوراخ. هی لاغر میشدم، هی دوباره چاقتر از قبل برمیگشتم.
🎯 چرا هیچ روشی برای لاغر شدن جواب نمیداد؟
یه روز که دیگه از خودم ناامید شده بودم، نشستم فکر کردم…
گفتم: نکنه مشکل از روشی که انتخاب میکنم نیست؟ نکنه خودِ انتخاب کردن اشتباهه؟
🧠 چون همیشه من بودم که با ترس، اضطراب یا فشار دیگران، دنبال روشی برای لاغر شدن میگشتم.
و همیشه هم همون گزینههایی جلوی روم بودن که همه بلدن:
- رژیمهای رنگوارنگ با اسمهای عجیبغریب 🥗
- ورزشهای طاقتفرسا با مربیهایی که فقط فریاد میزنن 😤
- دمنوش و داروهایی که بیشتر آدم رو مریض میکنن تا لاغر!

🌀 آشنایی با روشی که دنبالش نبودم… ولی پیدام کرد!
این بار فرق داشت. من دیگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودم. تسلیم شده بودم.
گفتم: “بیخیال، شاید من قراره تا آخر عمر چاق بمونم.”
و دقیقاً همون موقع، یه لینک، یه جمله، یه صدا… منو آورد به اینجا؛ به تناسب فکری. ✨
جایی که نه رژیم بود، نه کالری شماری، نه وزنه، نه جیغ و فریاد… بلکه یه نگاه تازه بود. یه درک عمیق از اینکه چاقی یه مشکل “فکری”ه، نه فقط جسمی.
و اینجا بود که برای اولین بار فهمیدم بدنم فقط بازتاب ذهنمه…
شاید برات عجیب باشه، ولی علم هم داره کمکم به همون جایی میرسه که ما در “تناسب فکری” سالهاست روش تأکید داریم:
✅ روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه، نه از معده!
بر اساس مقالهای منتشرشده در Appetite Journal (2022)، افرادی که بهجای تمرکز روی رژیم، رابطهشون با غذا رو از زاویه ذهنی و احساسی بررسی و اصلاح میکنن، پایداری بیشتری در کاهش وزن دارن.
در یک مطالعه معتبر در دانشگاه استنفورد هم مشخص شد:
افرادی که روی افکار و احساسات خودشون نسبت به غذا کار میکنن، تا سه برابر بیشتر از رژیمگیرندهها موفق میشن وزن کاهشیافتهشون رو حفظ کنن. 🧠📉
📌 پس وقتی میگیم یک روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه واقعاً داریم درباره روشی علمی، انسانی و پایدار حرف میزنیم — نه فقط یک ایده زیبا 🌱
🌈 چطور فهمیدم هدایت شدم به راه درست؟
برخلاف دفعات قبلی، این بار هیچ اطلاعاتی درباره این روش نداشتم.
هیچکس بهم نگفته بود “لاغری با ذهن” اصلاً چیه.
ولی وقتی اولین تمرینات ذهنی و جستجو در مخزن افکارم رو شروع کردم، یه چیزی توی دلم روشن شد…
یه حس آشنا ولی فراموششده: امید!
همینطوری که شما الان داری این متن رو میخونی، خیلیها هم با همین حس اومدن اینجا.
نه دنبال یه روش بودن، نه سرچ خاصی کرده بودن.
یکی معرفیشون کرده، یکی لینکش رو فرستاده، یا یه کلیپ کوتاه دیدهن و چیزی توی دلشون لرزیده…
در صفحه داستان هدایت من میتونی کلی داستان جذاب از نحوه آشنایی هدایت شدگان به اینجا رو بخونی و داستان آشنایی خودت رو بنویسی.



🔄 هرکسی به طریقی هدایت شد…
👩⚕️ یکی شب قبل از عمل اسلیو با سایت آشنا شد و تصمیم گرفت عمل رو کنسل کنه
👩💻 یکی از یه گروه تلگرامی ناشناس لینکش رو گرفت
👨👩👧 یکی از همسرش که اتفاقی از دوره گفته بود
👩🎓 یکی از دوستش که خیلی لاغر شده بود و پرسید «چیکار کردی؟»
و حالا همهشون یه چیز مشترک دارن:
اونا یه روشی برای لاغر شدن پیدا کردن که دنبالش نبودن، ولی پیداشون کرد.

💡 اگه میخوای این مسیر انتخابشدن برای لاغری رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ در ادامه یه داستان واقعی میخونیم؛ بعدش هم توی گام ۴ سراغ «توانایی لاغر شدن در وجود توست» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.72 از 281 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

بنام رب تنها یگانه هستی بخش
سلام به استاد و دوستان زیبانگرشم
من برای لاغر شدن انتخاب شدم این جمله چقدر حس قشنگ و اعتمادبنفس بهم میده من تکاملمو طی کردم و تو مداری قرار گرفتم که خدا منو هدایت کرد در مسیر تناسب فکری یادمه از سن ده سالگی شروع به چاق شدن کردم و از اونجا بود ک از جسمم بدم میومد همش جلوی دوستام میگفتم من چاقم من زشتم و این حرفای خودم باعث میشد دوستانم توجه بیشتری به چاقیم کنند و بیشتر بهم بگن و دبیرستان از اینکه مجبور بودم همش مانتو گشاد بپوشم که اندامم زیاد تو دیدنباشه از خودم بدم میومد و همش میگفتم ای کاش سرطان بگیرم تابلکه لاغر بشم و از همون موقع کم کم با زخم و عفونت معده شدید روبرو شدم الان که فکرمیکنم اون بیماری معده ام بخاطر فرکانسهای خودم بود ک فرستاده بودم و واقعا قانون خدا بدون برگشت جواب میده چندین سال با این بیماری سروکله میزدم و همش بخاطر این چاقیم گله داشتم و باخودم میگم چرا من اون موقع باقانون خدا ولاغری باذهن اشنا نشدم فقط میتونم بگم چون تو مدار خیلی پایینی بودم و بعد از دانشگاه کم کم داشتم مثبت میشدم و یه رژیم سخت و ورزشهای سنگین انجام دادم که تونستم لاغر بشم خیلی روحیه گرفته بودم وشادبودم به خودم میبالیدم که تونستم بلاخره به آرزوبچگیم برسم و اعتمادبنفسم زیاد شدهمونجا که مدار مثبت ها بودم با قانون جذب اشناشدم و خداروشکر تونستم رو اعتمادبنفسم کار کنم و مدارهام کم کم بالامیرفت هرچند بعده مدتی دوباره چاق شدم اما این دفعه چاقیمو با دیدگاه جدید پذیرفتم و همین راه باعث شد خداوندم فضل و رحمت و لطفشو مثه همیشه شامل حالم کنه و منو دعوت کرد به مسیر تناسب فکری و وقتی چاقیمو پذیرفتم و دیگه حرص نخوردم تو مدار استاد قرار گرفتم خیلی اشتیاق زیاد تو وجودم قرار گرفت که صدگام و بدون عجله کردن شروع کنم و ادامه بدم و از خدا خواستم یاریم کنه دوست داشتم دوره خدا هرگز دیر نمیکند رو شرکت کنم چون یادمه استاد تو یکی از فایلهاشون گفتند دوره خدا هرگز دیرنمیکند خیلی رو اعتمادبنفس و دوست داشتن خودمون تاثیر داره از همونجا قلبم گفت باید تو این دوره اول شرکت کنم من توخودم مستقل نیستم و درامد نداشتم و خانواده ام بهم این مقدار پولو نمیدادن تصمیم گرفتم اقدام کنم و حرکت کنم تا خدا برکتشو بهم نشون بده دنبال کار گشتم تا با پول خودم دوره رو بخرم خیلی جا رفتم اما کار پیدا نشد و باخدا حرف زدم و سپردم بخودش و رها کردم مطمئن بودم خدا هدایتم میکنه همونجوری ک منو هدایت کرده به سایت تناسب فکری تااینکه یک هفته قبل دوستم زنگ زد بهم گفتم یک کارگاه شیرینی پزی نیرو میخواد و من رفتم باید ۹ ساعت کار میکردم و حقوقم یک میلیون و پانصد بود خانواده ام اول قبول نکردن که کارسختیه و این چیزهت گفتم باشه من مطمئنم منو خدا تو این مسیر هدایت کرده الان یک هفته هست تو کارگاه کار میکنم هرچند منی که نازنازی بودم کارنکرده بودم و اولین بارم بود اینهمه ساعت کارمیکردم وهمش باید وایستم رو پام و شب با بدن درد شدید وگرفتگی رگها میخوابم اما باخودم همش میگم من باید تکاملمو طی کنم تویه این ۹ ساعت که سرکارم همش هنذفرین توگوشمه و فایلهای استادو مرتب گوش میدم وخیلی تغییرات توخودم میبینم آروم ومهربون و صبور و باآرامش تر شدم و اشتهام خیلی کم شده و انرژی جسمانیم زیاد شده و امروز که دیدم استاد گذاشتن بخاطر روز تولدشون همه دوره هارو تخفیف گذاشتن خیلی زیاد خوشحال شدم گفتم ببین خدا چقدر خوب داره جواب احساس خوب و کارکردن رو خودمو میده من قرار بود پول دو ماه حقوقمو جمع کنم و دوره رو شرکت کنم الان میتونم چندروز دیگه دوره رو بخرم یعنی عاشق خدام که چقدر رشد و تکاملمو جلو برد و بیشتر رو خودم کارکنم و تصاعدی تکاملمو طی کنم و امشب قرار شد پول قرض کنم و سر برج حقوق گرفتم بدم و چقدر بهم میچسبه که با تلاش خودم تونستم دوره رو شرکت کنم و مشتاقانه منتظرم که بتونم با هدایت و توکل بخدا دوره خدا هرگز دیرنمیکند رو بخرم و کنارش دوره صدگام رو برم فقط میتونم بگم خدا بیشتر از تلاشمون جوابمونا میده واقعا این حقیقته یک قدم از ما صدقدم از خدا
خداجونم عاشقانه عاشقتم رب من