میدونی چیه؟ 🤔
توانایی لاغر شدن توی وجود همه ما هست 💪✨ مخصوصاً افرادی که الان فکر میکنن چاقند 🐘 و راه برگشتی نیست.
اما یه چیزی هست که نمیدونن: این توانایی مثل یه گنجینهی مخفی 🗝️💎 توی وجودشون خوابیده، فقط منتظره بیدار بشه! 🌅
همونطوری که وقتی به دنیا میآییم 👶، بدون اینکه کسی به ما یاد بده چطوری نفس بکشیم 😮💨 یا پلک بزنیم 👀، بدنمون خودش میدونه چطوری زنده بمونه ❤️، رشد کنه 🌱 و بزرگ بشه 📈، توانایی لاغر شدن هم دقیقاً همینجوریه!
تواناییهای ذاتی ما و ارتباطش با لاغر شدن 💪🍏
همونطور که از بچگی کمکم تواناییهای مختلفی مثل راه رفتن، حرف زدن و… در ما ظاهر میشه، توانایی لاغر شدن هم یک توانایی ذاتی در وجود هر انسانی هست که کمکم وقتی بزرگتر میشیم، باید پیداش کنیم و فعالش کنیم.

وقتی کودکیم 👶، اصلاً نگرشی درباره تواناییهامون نداریم. هر کاری لازم باشه، یاد میگیریم، مثل آب خوردن! 💧🤷♂️
ولی هرچی بزرگتر میشیم 📆، محیط و آدمای اطرافمون 👨👩👧👦 روی فکر و باورمون درباره تواناییهامون تأثیر میذارن، و اینجاست که تفاوتها شروع میشه ⚖️.
🌍 مثلاً یادگیری زبان: بچهها بدون اینکه به تواناییشون فکر کنن، زبان مادری رو یاد میگیرن 🗣️.
ولی بزرگتر که میشن، مثلاً بخوان زبان انگلیسی یاد بگیرن 📚🇬🇧، اونایی که باور دارن «من میتونم» 💪✨، شروع میکنن به یادگیری.
اما اونایی که فکر میکنن «من توانایی ندارم» 😔🚫 هیچوقت تلاش نمیکنن.
حالا فکر کن 🤔 این قضیه برای توانایی لاغر شدن چطوری صادقه! ⚖️🌈
تو هم اگه باور کنی که توانایی لاغر شدن تو وجودته 🌟، راهش رو پیدا میکنی و موفق میشی 🏆.
ولی اگه تو ذهنت این مانع رو بسازی که «من نمیتونم لاغر شم» 🧱🚧، همونجا میمونی و حتی شروع نمیکنی.
📑 مطالعات روانشناسی نشون دادن که افرادی که باور دارن میتونن وزن کم کنن، بیشتر توی برنامههای کاهش وزن شرکت میکنن 🏃♀️🥗، پایبندتر میمونن 🔒، و نتایج بهتری میگیرن 🎯.
🔎 در یک مطالعه منتشرشده در مجله پزشکی رفتاری مشخص شد که سطح بالای باور به خود (self-efficacy) به طور معناداری با کاهش وزن موفقتر و پایدارتر در شرکتکنندگان مرتبط بوده.
همه موفقیتهامون تو زندگی 🌟، وقتی حاصل میشه که احساس کنیم توانمندیم 💪❤️. و این دقیقاً شامل توانایی لاغر شدن هم میشه.
پس اولین قدم اینه که باور کنی توانایی لاغر شدن، مثل یه قدرت مخفی 🗝️✨ توی وجودته که منتظره فعال بشه! 🔥🌈

چاقی، بیدردسر؛ لاغری، با شک و تردید؟! 🤔⚖️
به همون اندازهای که احساس توانایی لاغر شدن داری، میتونی لاغر بشی. 🎯
یعنی چی؟ یعنی هرچی بیشتر باور داشته باشی که میتونی، راهها جلوت باز میشن؛ مثل جادهای که مه از روش کنار میره. 🌫️➡️🌄
حالا اگه بخوای این حرف رو منطقی کنی، یه نگاهی بنداز به روند چاق شدنت. تو برای چاق شدن هیچوقت به خودت گفتی: «آیا من توانایی چاق شدن دارم؟!» 😅
یا فکر کردی: «نکنه نتونم چاق بشم؟!»
نه دوست عزیز، نه سختی کشیدی، نه تلاشی کردی، نه کلاس رفتی، نه رژیم چاقکننده گرفتی… فقط زندگی کردی، خوردی و چاق شدی. 😋🍟🥤📈
حالا برگرد به همون مثال یادگیری زبان مادری؛ یه بچه بدون نگرش، بدون تردید، زبان رو یاد میگیره. چون فکر نمیکنه که نمیتونه. مثل چاق شدن ماست! بدون فکر، بدون باور منفی، خودبهخود اتفاق میافته. 👶🗣️
اما وای به روزی که بخوای لاغر بشی… 😓
یههو ذهن شروع میکنه به بهانه آوردن:
- «مگه من میتونم؟!»
- «ارادهاش رو ندارم…»
- «دیگران تونستن چون ژنتیکشون خوبه!»
همون ذهنی که هیچوقت درباره چاق شدن هیچ سؤالی ازت نپرسید، حالا جلوی لاغر شدن وایساده با یه لیست بلند از دلایلِ نشدن! 📋🚫
واقعیت اینه که ما برای چاق شدن، متکی به هیچ توانایی خاصی نبودیم. پس برای لاغر شدن هم نیازی به یه توانایی لاغر شدن نداریم.
فقط کافیه اون باور اشتباهی رو که از بیرون بهمون تزریق شده – که «تو نمیتونی لاغر بشی» – بندازیم دور. 🗑️💣
📌 یه مثال آشنا: تا حالا دیدی بعضیا هرچی میخورن چاق نمیشن؟!
بعد که ازشون میپرسی: «آخه چطور چاق نمیشی؟!»
میگه: «نمیدونم والا، من چاق نمیشم!» 😎
همین یه جمله، یعنی اون باور داره توانایی چاق شدن نداره. و همینه که باعث شده بدنش با اون باور هماهنگ بشه.
حالا بیا یه نگاه به خودت بنداز:
تو هم توی خیلی چیزها وقتی فکر کردی «من نمیتونم»، حتی اقدام هم نکردی و طبیعتاً موفق هم نشدی. 🚫🚀
پس واقعاً فرق بین چاق شدن و لاغر شدن، نه توی بدنته، نه توی غذا خوردنت؛ فرقش توی باوره. توی اون احساسیه که درباره توانایی لاغر شدنت داری. 🧠❤️🔥



افراد لاغر، چطوری لاغر موندن؟ 🤔🧘♀️
شاید توی ذهنت این سؤال بچرخه که:
«خب اگه لاغر شدن اینقدر به احساس توانایی لاغر شدن ربط داره، پس افراد لاغر چطوری این توانایی لاغر شدن رو تو خودشون ساختن؟» 🧐
جوابش سادهست:
نساختن! اصلاً نیاز نداشتن بسازن. چون این توانایی از اول باهاشون بوده.
همونجوری که از اول نفس میکشیدن 😮💨 بدون اینکه کلاس نفسکشی برن، همونطور هم لاغری توی سیستم ذهنشون تعریف شده بوده.
💡 توانایی لاغر شدن، پیشفرضِ ذهن همهی ماست. اما یه عده باهاش هماهنگ موندن، یه عده ازش فاصله گرفتن…

👑 باور، پادشاه نتایج توئه
فرق نمیکنه از کدوم مسیر برای لاغری بری؛ رژیم، ورزش، دستگاه، قرص، دمنوش، روانشناس…
اگه تهِ دلت هنوز فکر میکنی «من توانایی لاغر شدن ندارم»، نتیجه نمیگیری. ❌🎯
سالهایی که هی رژیم گرفتی و هی برگشتی سر جای اول، سالهایی که با هزار امید رفتی کلاس باشگاه، بعد خوردی زمین…
همش به خاطر یه باور بوده:
«من نمیتونم لاغر بمونم…» 😞
و حالا وقتشه که این باور رو برگردونی سر جاش! 🛠️🔁 چون هر چقدر هم وزنت بیاد پایین،
اگه هنوز باور نداری که توانایی لاغر موندن رو داری، مغزت همه چی رو برمیگردونه سر نقطه اول.
🧭 راه نجات: برگرد به توانایی درونیت
رویای لاغر شدن رو داری؟ 💭
پس قبل از هر تمرینی، قبل از هر کاری… باید باور کنی که «من توانایی لاغر شدن رو دارم» 💪✨
نه تو آینده، نه بعد از پنج کیلو کم کردن… الان. همین لحظه. ⏳❤️
📌 “بازیابی توانایی لاغر شدن” مهمترین رمز موفقیت در مسیر لاغری با ذهنه. وقتی این باور رو دوباره بیدار کنی، همه چی راحتتر از اونیه که فکرشو میکنی! 😊🌈

چگونگی ایجاد توانایی لاغر شدن
یکی از هنرجوهای پرتلاش ما در دوره «پاکسازی چاقی ذهن»، تجربهاش رو اینطور با ما به اشتراک گذاشت:
راستش خودم هم باورم نمیشه… 🤯 یه زمانی توی وزن ایدهآلم بودم ⚖️✨ سبک و راحت 🕊️، بدون اینکه به زور به خودم فشار بیارم.
اما چطوری چاق شدم؟ 🤔 آرومآروم 🐢. اونقدر آروم که نفهمیدم چه اتفاقی افتاده 😶.
اگه اون روزا کسی میگفت یه روز میرسی به وزن امروزت 🏋️♂️، قهقهه میزدم 😂 و میگفتم محاله! ❌
اما خب… رسیدم 😅.
حالا که میخوام لاغر بشم 🏃♂️🍏، یهدفعه با این فکر روبهرو میشم که:
«من باید ۳۰ کیلو کم کنم!» 🏔️⚡
همین فکر مثل کوه میریزه روی شونههام ⛰️😵. احساس میکنم بدنم میگه:
«نرو طرفش! 🚫 من طاقت ندارم اینهمه وزن رو از دست بدم… اگه این کارو کنی میمیرم!» 💔
اما توی یکی از فایلهای ذهنی 🎧🧠 که گوش دادم، یه چیزی توی ذهنم جرقه زد 💡✨:
من ۳۰ کیلو رو یکشبه اضافه نکردم ⏳، پس چرا انتظار دارم یکشبه هم کمش کنم؟ 🤷♂️
✅ راهحل چیه؟
میانهروی ⚖️. نه افراط 🚀، نه تفریط 🛑.
یه شیب ملایم 🪂، یه قدم کوچیک 👣 اما مداوم 🔄، بدون زور و اجبار.
لاغری با ذهن یعنی چی؟ 🤔🧘♂️
یعنی به جای اینکه با رژیم و ورزش سنگین 🏋️♀️🥵 بخوای به بدنت فشار بیاری، اول بری سراغ ذهنت 🧠.
بری سراغ افکارت 💭. همونجا که سالهاست داری به خودت میگی:
- «نمیتونم لاغر شم.» 😞
- «من همیشه چاق میمونم.» 🐘
- «بدنم توان لاغر شدن نداره.» 🚫
اینا همش افکار چاقی هستن 🌀. افکاری که مثل یه طلسم نامرئی 🪄، جلوی حرکتت رو میگیرن.
ولی حالا دارم یاد میگیرم 📚 که به جای تمرکز روی اون ۳۰ کیلویی که باید کم بشه 😰، فقط به این فکر کنم که یه زمانی ۶۰ کیلو بودم ⚖️💃 و بدنم کاملاً بلد بوده تو اون وزن بمونه.
حالا هم فقط باید اون توانایی رو به یادش بیارم 🗝️✨.
فرق انسان چاق و لاغر 🤷♂️⚡
🔴 آدمهای چاق اهل افراط و تفریطن. یا ورزش نمیکنن 😴، یا اونقدر ورزش میکنن که کمرشون درمیاد 🥵.
یا رژیم نمیگیرن 🍔، یا رژیمهای شکنجهگونه میگیرن 🥗⛓️.
🟢 ولی آدمهای لاغر، میانهرو هستن ✨. بلد هستن چجوری بدون فشار به بدن 💆♀️، بدون عذاب وجدان 🙏، تو یه مسیر پایدار حرکت کنن 🚶♀️.
مهمترین کشف من 🔥💡
من باید باور کنم که انسانی هستم که میانهروی رو بلده ⚖️🌟.
این توانایی تو وجودم هست، مثل نفس کشیدن 😮💨. فقط باید فعالش کنم 🗝️.
تا وقتی فکر میکنی «نمیتونی» ❌، واقعاً هم نمیتونی 😔.
ولی وقتی فکر میکنی «میتونی» ✅، راهش پیدا میشه 🌈.
تصمیم امروز من:
با توکل به خدا از امروز میخوام میانهروی رو انتخاب کنم؛ هم در رفتار، هم در فکر. چون این تنها راهیه که لاغری با ذهن رو برام ممکن میکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
با نوشتن درباره تواناییهای خود در جنبههای مختلف زندگی، به ذهن و بدنتان یادآوری کنید که شما توانایی لاغر شدن را هم دارید. این تمرین به شما کمک میکند توانایی درونیتان برای متناسب شدن را فعال کنید.
- تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
- درباره تواناییهای خود در انجام کارها یا مهارتهایی که یاد گرفتهاید، توضیح دهید.
- مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شدهاید که تصور میکردید توانایی انجام آن را ندارید.
- درباره تواناییهای جسم خودتان شرح دهید. چه زمانی احساس کردید بدن شما واقعاً تواناست؟
- اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
🎥 پس از مشاهده ویدیوی آموزشی، یک تمرین اختصاصی برای خودتان طراحی کنید و آن را در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
با نوشتن تمرین، به ذهن خود فرمان میدهید که در مسیر توانمندسازی و تناسب فعال شود. فراموش نکنید: نوشتن، ابزاری قدرتمند برای تغییر ذهن است!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.10 از 241 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


گام ۴
برداشت من از «توانایی لاغر شدن در وجود توست»
وقتی برای اولین بار جملهی «توانایی لاغر شدن در وجود توست» رو شنیدم، حس کردم یه دریچه تازه جلوی چشمم باز شد. انگار یه صدای درونی اومد که میگفت: «همه چی همینجاست، توی خودت، فقط کافیه بهش اعتماد کنی.»
سالها دنبال لاغری دویدم، از این رژیم به اون رژیم، از این برنامه به اون برنامه. همیشه فکر میکردم یه چیزی بیرون از من هست که میتونه منو نجات بده. اما هیچوقت به این فکر نکرده بودم که شاید همهی اون چیزی که لازم دارم، همین حالا توی وجودمه.
من همیشه لاغری رو یه جور مبارزه میدیدم. یه جنگ دائمی بین خودم و بدنم. هر بار که میخواستم متناسب بشم، حس میکردم باید سختی بکشم، باید گرسنگی بکشم، باید با خودم بجنگم. و خب نتیجهاش هم همیشه یکی بود: خستگی، ناامیدی و برگشت به همون وزن قبلی. چون واقعیت اینه که هیچ جنگی با خودمون به نتیجه خوب نمیرسه.
این حرف که «توانایی لاغر شدن در وجود توست» باعث شد یه بار دیگه به بدنم نگاه کنم. بدن من از همون لحظهای که به دنیا اومدم، بلد بوده خودش رو تنظیم کنه. همونطور که بلد بوده نفس بکشه، راه بره، بخوابه، بیدار بشه، هضم کنه، رشد کنه… لاغری هم یکی از همین تواناییهاست. یعنی بدن من خودش قدرتش رو داره که متناسب بشه. مشکل اینجاست که من با باورها و فکرای منفی، با ترسها و تجربههای تلخ، جلوی این توانایی رو گرفتم.
اگه به بچهها نگاه کنیم، همهچی واضح میشه. بچهها وقتی گرسنهان میخورن، وقتی سیر میشن دیگه دست میکشن. هیچوقت نمیبینیم بچهای به خودش بگه: «نه، باید بیشتر بخورم چون دیگه غذا گیرم نمیاد» یا «اگه اینو بخورم چاق میشم». اونا فقط به بدنشون گوش میدن و بدن هم درستترین تصمیم رو میگیره. نتیجهاش هم تناسب طبیعیه. ما هم یه روزی همینطوری بودیم، اما کمکم با حرفا و باورای غلط یاد گرفتیم به بدنمون بیاعتماد باشیم.
من سالها به خودم میگفتم: «من ژن چاقی دارم»، «من هیچوقت لاغر نمیشم»، «برای لاغر شدن باید تا سر حد مرگ گرسنگی بکشم.» همین فکرها مثل یه خاک سنگین روی توانایی طبیعی بدنم ریخته بود. توانایی که هیچوقت از بین نرفته، فقط پنهون شده بود. الان میفهمم لاغری مثل یه چشمه زلاله. شاید سالها خاک و سنگ روش ریخته باشم، اما کافیه شروع کنم کمکم این خاکها رو بردارم، اون وقت آب دوباره جاری میشه.
برای من «فعال کردن توانایی لاغری» یعنی همین. یعنی به جای جنگیدن با بدن، دوباره بهش اعتماد کنم. یعنی باور کنم بدنم خودش بلده چهطور منو به تناسب برسونه. وقتی بهش گوش بدم، وقتی باورهای اشتباه رو کنار بذارم، وقتی به جای ترسیدن بهش ایمان بیارم، اون توانایی از درون شروع میکنه به بیدار شدن.
خیلی وقتا ما فکر میکنیم لاغر شدن یعنی تغییر بیرونی: رژیم، ورزش، قرص، محدودیت. ولی واقعیت اینه که ریشهاش درونیه. لاغری یعنی تغییر نگاه. وقتی باورم عوض بشه، رفتارم هم خودبهخود عوض میشه. وقتی باور کنم که بدنم توانایی متناسب شدن رو داره، دیگه پرخوری برام جذاب نیست، دیگه غذا رو دشمن نمیبینم، دیگه نگران نیستم. آرامش میاد، اعتماد میاد، و همین اعتماد باعث میشه انتخابهای درستتری کنم.
از وقتی اینو فهمیدم، سبک زندگیم کمکم تغییر کرده. نه اینکه یکشبه همهچی عوض بشه، اما یه آرامش عمیق توی وجودم شکل گرفته. وقتی غذا میخورم دیگه پر از استرس نیستم. به خودم نمیگم «اگه اینو بخورم چاق میشم». برعکس، میگم «بدنم خودش میدونه با این غذا چی کار کنه، من فقط باید بهش اعتماد کنم». این اعتماد همهچی رو راحتتر کرده.
برای من لاغری الان یعنی رهایی. یعنی دیگه با خودم نجنگم. یعنی بذارم بدنم کاری رو که از اول بلد بوده انجام بده. یعنی باور کنم همین الان همهی قدرت لازم برای لاغر شدن تو وجودم هست.
این حس که لاغری یه توانایی درونیه، بهم آرامش میده. دیگه دنبال چیزی از بیرون نیستم. نه قرص، نه رژیم سخت، نه برنامههای عجیب. فقط خودم، بدنم و اعتمادی که بینمون دوباره ساخته شده.
اینکه بفهمم لاغری یه توانایی ذاتیِ وجودمه، همهچی رو تغییر داده. حالا هر روز که میگذره، بیشتر مطمئن میشم. میبینم انتخابهام فرق کرده، سبکتر و شادترم.
همهی اینا به خاطر اینه که باور کردم نیازی نیست چیزی به خودم اضافه کنم، فقط باید اون چیزی که از اول بوده رو آزاد کنم.
پس برای من خلاصهی این برداشت اینه: لاغری یه توانایی طبیعی و درونیه. خدا اون رو از اول تو وجودم گذاشته. کار من فقط اینه که اجازه بدم، اعتماد کنم و مانعش نشم. همین.
تمرینات
تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
قبل از اینکه با روش لاغری با ذهن آشنا بشم، واقعاً فکر میکردم لاغر شدن یه کار خیلی سخت و شاید حتی غیرممکنه.
همیشه با خودم میگفتم بدن من استعداد چاقیه و هیچ وقت نمیتونه متناسب بشه. بارها رژیم گرفتم، باشگاه رفتم، برنامههای مختلف امتحان کردم، ولی چون نتیجهاش موقتی بود، باورم این شد که من توانایی لاغر شدن ندارم.
انگار بدنم با من لج میکنه یا یه نقصی توی من هست که مانع میشه. همین باعث شده بود دائم حس ناتوانی و ناامیدی داشته باشم.
وقتی کسی میگفت لاغر شدن راحته، سریع حرص میخوردم چون برام مثل یه شوخی تلخ بود. توی ذهنم لاغری یعنی سختی، محرومیت، فشار و زجر. هیچ وقت فکر نمیکردم بدن من به طور طبیعی توانایی لاغر شدن رو داشته باشه.
همیشه مقصر رو بیرون از خودم میدیدم؛ یا ژنتیک، یا شرایط، یا اشتهای زیاد. خلاصه من باور داشتم که «من نمیتونم».
الان که به عقب نگاه میکنم میبینم اون موقع چقدر این فکرها دست و پام رو بسته بودن. نه تنها باور نداشتم که میتونم لاغر بشم، بلکه حتی یه ذره هم به بدنم اعتماد نمیکردم. در واقع نگرشم این بود که من از درون ناقصم و هیچ وقت به تناسب واقعی نمیرسم.
درباره تواناییهای خود در انجام کارها یا مهارتهایی که یاد گرفتهاید، توضیح دهید.
وقتی به زندگیام نگاه میکنم، میبینم تواناییهای زیادی رو در مسیر یادگیری تجربه کردم. مثلاً اوایل فکر میکردم هیچ وقت نمیتونم رانندگی یاد بگیرم. استرس داشتم، اعتماد به نفسم پایین بود، ولی کمکم با تمرین و استمرار یاد گرفتم و الان رانندگی برام مثل نفس کشیدنه.
یا همین کار با کامپیوتر و اینترنت؛ یه زمانی بلد نبودم حتی یه فایل ساده رو باز کنم، ولی به مرور یاد گرفتم و امروز راحت کارهای زیادی رو آنلاین انجام میدم.
همین طور توی ارتباط با آدمها هم رشد کردم. اولش خیلی خجالتی بودم و نمیتونستم تو جمع حرف بزنم، ولی با تمرین و مواجه شدن با ترسهام، حالا میبینم خیلی راحتتر از قبل خودم رو بیان میکنم.
حتی همین نوشتن و تمرین کردن برای تغییر ذهن، یه جور تواناییه که یاد گرفتم.
یا درست کردن غذا و …
وقتی این تجربهها و البته موارد دیگه رو کنار هم میذارم، متوجه میشم که یاد گرفتن و توانایی پیدا کردن در هر زمینهای کاملاً شدنیه.
فقط لازمه اول باور کنی میتونی، بعد قدم کوچیک برداری و ادامه بدی. این یعنی همون چیزی که توی لاغری هم لازمه. همونطور که خیلی از کارها رو تونستم یاد بگیرم، میتونم دوباره به بدنم اعتماد کنم و اجازه بدم توانایی طبیعیاش برای لاغر شدن فعال بشه.
مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شدهاید که تصور میکردید توانایی انجام آن را ندارید.
یکی از چیزهایی که همیشه برام غیرممکن به نظر میرسید، درس خوندن در بعضی مقاطع بود. بارها با خودم میگفتم «من نمیتونم از پسش بربیام»، ولی وقتی جدی شدم و پشتکار داشتم، دیدم اتفاقاً میتونم و حتی خیلی خوب هم نتیجه گرفتم.
یا مثلاً وقتی میخواستم یه سخنرانی کوتاه جلوی جمع داشته باشم، فکر میکردم از استرس غش میکنم. ولی وقتی رفتم جلو و حرف زدم، دیدم نه تنها میتونم، بلکه حتی بقیه از حرفهام استقبال کردن. این تجربه برای من مثل یه تلنگر بود که «همیشه تصور ما از ناتوانی واقعی نیست، بیشتر یه توهم ذهنیه.»
حتی در مسائل شخصی هم بوده؛ کارهایی مثل مدیریت مشکلات سخت یا کنار اومدن با شرایطی که فکر میکردم نمیتونم تحمل کنم.
وقتی ازشون گذشتم، دیدم توانایی من خیلی بیشتر از چیزی بوده که تصور میکردم. این تجربهها به من نشون دادن که بدن و ذهن من ظرفیتهای زیادی دارن و وقتی بهشون اعتماد کنم، میتونن منو شگفتزده کنن.
درباره تواناییهای جسم خودتان شرح دهید. چه زمانی احساس کردید بدن شما واقعاً تواناست؟
خیلی وقتها بدنم به من ثابت کرده که تواناتر از چیزی هست که فکر میکردم. مثلاً روزهایی که خسته و بیانرژی بودم و فکر میکردم دیگه توان انجام هیچ کاری رو ندارم، اما وقتی مجبور شدم، بدنم ایستاد و ادامه داد.
یا وقتهایی که بیمار شدم و بدنم خودش رو ترمیم کرد. این نشون میده بدن من یک قدرت ذاتی برای شفا و بازسازی داره.
یه بار یادمه بدون هیچ تمرینی رفتم کوهنوردی و فکر میکردم نمیتونم حتی نصف مسیر رو برم، ولی بدنم منو تا آخر بالا برد. اون لحظه فهمیدم بدنم خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنم ظرفیت داره. همینطور وقتی یه زخم یا آسیبی در بدنم به وجود اومد بدنم به مرور اون رو ترمیم کرد، برام خیلی الهامبخش بود.
این تجربهها نشون دادن بدن من واقعاً هوشمنده و توانایی طبیعی داره برای برگشتن به تعادل و سلامتی.
حالا که به این موضوع فکر میکنم، متوجه میشم همین بدن که انقدر تواناست، قطعاً توانایی متناسب شدن رو هم داره. فقط باید بهش اعتماد کنم و جلوی عملکرد طبیعیش رو با فکرها و نگرانیها نگیرم.
اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
الان انتظاری که از بدنم دارم خیلی فرق کرده. دیگه مثل قبل نمیخوام با زور و فشار و رژیم مجبورش کنم لاغر بشه. انتظارم اینه که بدنم کمکم و طبیعی، مثل وظیفهای که همیشه داشته، به سمت تناسب حرکت کنه. من فقط میخوام همراهش باشم، حمایتش کنم و بهش اجازه بدم توانایی خودش رو نشون بده.
میخوام بدنم سبکتر و سالمتر بشه، ولی با آرامش. انتظار دارم بدنم نشونم بده که میتونه خودش بهترین مسیر رو انتخاب کنه. همونطور که همیشه خودش نفس کشیده، زخمها رو ترمیم کرده و در سختترین شرایط منو سرپا نگه داشته، حالا هم انتظار دارم به تناسب طبیعی خودش برگرده.
ازش انتظار دارم به من ثابت کنه که لاغر شدن سخت و محال نیست؛ یه توانایی درونیه که همیشه بوده. فقط لازمه من اعتماد کنم، باور کنم و ذهنم رو باهاش هماهنگ کنم. اونوقت بدنم خودش به آرامی و با هوشمندی این مسیر رو طی میکنه.