میدونی چیه؟ 🤔
توانایی لاغر شدن توی وجود همه ما هست 💪✨ مخصوصاً افرادی که الان فکر میکنن چاقند 🐘 و راه برگشتی نیست.
اما یه چیزی هست که نمیدونن: این توانایی مثل یه گنجینهی مخفی 🗝️💎 توی وجودشون خوابیده، فقط منتظره بیدار بشه! 🌅
همونطوری که وقتی به دنیا میآییم 👶، بدون اینکه کسی به ما یاد بده چطوری نفس بکشیم 😮💨 یا پلک بزنیم 👀، بدنمون خودش میدونه چطوری زنده بمونه ❤️، رشد کنه 🌱 و بزرگ بشه 📈، توانایی لاغر شدن هم دقیقاً همینجوریه!
تواناییهای ذاتی ما و ارتباطش با لاغر شدن 💪🍏
همونطور که از بچگی کمکم تواناییهای مختلفی مثل راه رفتن، حرف زدن و… در ما ظاهر میشه، توانایی لاغر شدن هم یک توانایی ذاتی در وجود هر انسانی هست که کمکم وقتی بزرگتر میشیم، باید پیداش کنیم و فعالش کنیم.

وقتی کودکیم 👶، اصلاً نگرشی درباره تواناییهامون نداریم. هر کاری لازم باشه، یاد میگیریم، مثل آب خوردن! 💧🤷♂️
ولی هرچی بزرگتر میشیم 📆، محیط و آدمای اطرافمون 👨👩👧👦 روی فکر و باورمون درباره تواناییهامون تأثیر میذارن، و اینجاست که تفاوتها شروع میشه ⚖️.
🌍 مثلاً یادگیری زبان: بچهها بدون اینکه به تواناییشون فکر کنن، زبان مادری رو یاد میگیرن 🗣️.
ولی بزرگتر که میشن، مثلاً بخوان زبان انگلیسی یاد بگیرن 📚🇬🇧، اونایی که باور دارن «من میتونم» 💪✨، شروع میکنن به یادگیری.
اما اونایی که فکر میکنن «من توانایی ندارم» 😔🚫 هیچوقت تلاش نمیکنن.
حالا فکر کن 🤔 این قضیه برای توانایی لاغر شدن چطوری صادقه! ⚖️🌈
تو هم اگه باور کنی که توانایی لاغر شدن تو وجودته 🌟، راهش رو پیدا میکنی و موفق میشی 🏆.
ولی اگه تو ذهنت این مانع رو بسازی که «من نمیتونم لاغر شم» 🧱🚧، همونجا میمونی و حتی شروع نمیکنی.
📑 مطالعات روانشناسی نشون دادن که افرادی که باور دارن میتونن وزن کم کنن، بیشتر توی برنامههای کاهش وزن شرکت میکنن 🏃♀️🥗، پایبندتر میمونن 🔒، و نتایج بهتری میگیرن 🎯.
🔎 در یک مطالعه منتشرشده در مجله پزشکی رفتاری مشخص شد که سطح بالای باور به خود (self-efficacy) به طور معناداری با کاهش وزن موفقتر و پایدارتر در شرکتکنندگان مرتبط بوده.
همه موفقیتهامون تو زندگی 🌟، وقتی حاصل میشه که احساس کنیم توانمندیم 💪❤️. و این دقیقاً شامل توانایی لاغر شدن هم میشه.
پس اولین قدم اینه که باور کنی توانایی لاغر شدن، مثل یه قدرت مخفی 🗝️✨ توی وجودته که منتظره فعال بشه! 🔥🌈

چاقی، بیدردسر؛ لاغری، با شک و تردید؟! 🤔⚖️
به همون اندازهای که احساس توانایی لاغر شدن داری، میتونی لاغر بشی. 🎯
یعنی چی؟ یعنی هرچی بیشتر باور داشته باشی که میتونی، راهها جلوت باز میشن؛ مثل جادهای که مه از روش کنار میره. 🌫️➡️🌄
حالا اگه بخوای این حرف رو منطقی کنی، یه نگاهی بنداز به روند چاق شدنت. تو برای چاق شدن هیچوقت به خودت گفتی: «آیا من توانایی چاق شدن دارم؟!» 😅
یا فکر کردی: «نکنه نتونم چاق بشم؟!»
نه دوست عزیز، نه سختی کشیدی، نه تلاشی کردی، نه کلاس رفتی، نه رژیم چاقکننده گرفتی… فقط زندگی کردی، خوردی و چاق شدی. 😋🍟🥤📈
حالا برگرد به همون مثال یادگیری زبان مادری؛ یه بچه بدون نگرش، بدون تردید، زبان رو یاد میگیره. چون فکر نمیکنه که نمیتونه. مثل چاق شدن ماست! بدون فکر، بدون باور منفی، خودبهخود اتفاق میافته. 👶🗣️
اما وای به روزی که بخوای لاغر بشی… 😓
یههو ذهن شروع میکنه به بهانه آوردن:
- «مگه من میتونم؟!»
- «ارادهاش رو ندارم…»
- «دیگران تونستن چون ژنتیکشون خوبه!»
همون ذهنی که هیچوقت درباره چاق شدن هیچ سؤالی ازت نپرسید، حالا جلوی لاغر شدن وایساده با یه لیست بلند از دلایلِ نشدن! 📋🚫
واقعیت اینه که ما برای چاق شدن، متکی به هیچ توانایی خاصی نبودیم. پس برای لاغر شدن هم نیازی به یه توانایی لاغر شدن نداریم.
فقط کافیه اون باور اشتباهی رو که از بیرون بهمون تزریق شده – که «تو نمیتونی لاغر بشی» – بندازیم دور. 🗑️💣
📌 یه مثال آشنا: تا حالا دیدی بعضیا هرچی میخورن چاق نمیشن؟!
بعد که ازشون میپرسی: «آخه چطور چاق نمیشی؟!»
میگه: «نمیدونم والا، من چاق نمیشم!» 😎
همین یه جمله، یعنی اون باور داره توانایی چاق شدن نداره. و همینه که باعث شده بدنش با اون باور هماهنگ بشه.
حالا بیا یه نگاه به خودت بنداز:
تو هم توی خیلی چیزها وقتی فکر کردی «من نمیتونم»، حتی اقدام هم نکردی و طبیعتاً موفق هم نشدی. 🚫🚀
پس واقعاً فرق بین چاق شدن و لاغر شدن، نه توی بدنته، نه توی غذا خوردنت؛ فرقش توی باوره. توی اون احساسیه که درباره توانایی لاغر شدنت داری. 🧠❤️🔥



افراد لاغر، چطوری لاغر موندن؟ 🤔🧘♀️
شاید توی ذهنت این سؤال بچرخه که:
«خب اگه لاغر شدن اینقدر به احساس توانایی لاغر شدن ربط داره، پس افراد لاغر چطوری این توانایی لاغر شدن رو تو خودشون ساختن؟» 🧐
جوابش سادهست:
نساختن! اصلاً نیاز نداشتن بسازن. چون این توانایی از اول باهاشون بوده.
همونجوری که از اول نفس میکشیدن 😮💨 بدون اینکه کلاس نفسکشی برن، همونطور هم لاغری توی سیستم ذهنشون تعریف شده بوده.
💡 توانایی لاغر شدن، پیشفرضِ ذهن همهی ماست. اما یه عده باهاش هماهنگ موندن، یه عده ازش فاصله گرفتن…

👑 باور، پادشاه نتایج توئه
فرق نمیکنه از کدوم مسیر برای لاغری بری؛ رژیم، ورزش، دستگاه، قرص، دمنوش، روانشناس…
اگه تهِ دلت هنوز فکر میکنی «من توانایی لاغر شدن ندارم»، نتیجه نمیگیری. ❌🎯
سالهایی که هی رژیم گرفتی و هی برگشتی سر جای اول، سالهایی که با هزار امید رفتی کلاس باشگاه، بعد خوردی زمین…
همش به خاطر یه باور بوده:
«من نمیتونم لاغر بمونم…» 😞
و حالا وقتشه که این باور رو برگردونی سر جاش! 🛠️🔁 چون هر چقدر هم وزنت بیاد پایین،
اگه هنوز باور نداری که توانایی لاغر موندن رو داری، مغزت همه چی رو برمیگردونه سر نقطه اول.
🧭 راه نجات: برگرد به توانایی درونیت
رویای لاغر شدن رو داری؟ 💭
پس قبل از هر تمرینی، قبل از هر کاری… باید باور کنی که «من توانایی لاغر شدن رو دارم» 💪✨
نه تو آینده، نه بعد از پنج کیلو کم کردن… الان. همین لحظه. ⏳❤️
📌 “بازیابی توانایی لاغر شدن” مهمترین رمز موفقیت در مسیر لاغری با ذهنه. وقتی این باور رو دوباره بیدار کنی، همه چی راحتتر از اونیه که فکرشو میکنی! 😊🌈

چگونگی ایجاد توانایی لاغر شدن
یکی از هنرجوهای پرتلاش ما در دوره «پاکسازی چاقی ذهن»، تجربهاش رو اینطور با ما به اشتراک گذاشت:
راستش خودم هم باورم نمیشه… 🤯 یه زمانی توی وزن ایدهآلم بودم ⚖️✨ سبک و راحت 🕊️، بدون اینکه به زور به خودم فشار بیارم.
اما چطوری چاق شدم؟ 🤔 آرومآروم 🐢. اونقدر آروم که نفهمیدم چه اتفاقی افتاده 😶.
اگه اون روزا کسی میگفت یه روز میرسی به وزن امروزت 🏋️♂️، قهقهه میزدم 😂 و میگفتم محاله! ❌
اما خب… رسیدم 😅.
حالا که میخوام لاغر بشم 🏃♂️🍏، یهدفعه با این فکر روبهرو میشم که:
«من باید ۳۰ کیلو کم کنم!» 🏔️⚡
همین فکر مثل کوه میریزه روی شونههام ⛰️😵. احساس میکنم بدنم میگه:
«نرو طرفش! 🚫 من طاقت ندارم اینهمه وزن رو از دست بدم… اگه این کارو کنی میمیرم!» 💔
اما توی یکی از فایلهای ذهنی 🎧🧠 که گوش دادم، یه چیزی توی ذهنم جرقه زد 💡✨:
من ۳۰ کیلو رو یکشبه اضافه نکردم ⏳، پس چرا انتظار دارم یکشبه هم کمش کنم؟ 🤷♂️
✅ راهحل چیه؟
میانهروی ⚖️. نه افراط 🚀، نه تفریط 🛑.
یه شیب ملایم 🪂، یه قدم کوچیک 👣 اما مداوم 🔄، بدون زور و اجبار.
لاغری با ذهن یعنی چی؟ 🤔🧘♂️
یعنی به جای اینکه با رژیم و ورزش سنگین 🏋️♀️🥵 بخوای به بدنت فشار بیاری، اول بری سراغ ذهنت 🧠.
بری سراغ افکارت 💭. همونجا که سالهاست داری به خودت میگی:
- «نمیتونم لاغر شم.» 😞
- «من همیشه چاق میمونم.» 🐘
- «بدنم توان لاغر شدن نداره.» 🚫
اینا همش افکار چاقی هستن 🌀. افکاری که مثل یه طلسم نامرئی 🪄، جلوی حرکتت رو میگیرن.
ولی حالا دارم یاد میگیرم 📚 که به جای تمرکز روی اون ۳۰ کیلویی که باید کم بشه 😰، فقط به این فکر کنم که یه زمانی ۶۰ کیلو بودم ⚖️💃 و بدنم کاملاً بلد بوده تو اون وزن بمونه.
حالا هم فقط باید اون توانایی رو به یادش بیارم 🗝️✨.
فرق انسان چاق و لاغر 🤷♂️⚡
🔴 آدمهای چاق اهل افراط و تفریطن. یا ورزش نمیکنن 😴، یا اونقدر ورزش میکنن که کمرشون درمیاد 🥵.
یا رژیم نمیگیرن 🍔، یا رژیمهای شکنجهگونه میگیرن 🥗⛓️.
🟢 ولی آدمهای لاغر، میانهرو هستن ✨. بلد هستن چجوری بدون فشار به بدن 💆♀️، بدون عذاب وجدان 🙏، تو یه مسیر پایدار حرکت کنن 🚶♀️.
مهمترین کشف من 🔥💡
من باید باور کنم که انسانی هستم که میانهروی رو بلده ⚖️🌟.
این توانایی تو وجودم هست، مثل نفس کشیدن 😮💨. فقط باید فعالش کنم 🗝️.
تا وقتی فکر میکنی «نمیتونی» ❌، واقعاً هم نمیتونی 😔.
ولی وقتی فکر میکنی «میتونی» ✅، راهش پیدا میشه 🌈.
تصمیم امروز من:
با توکل به خدا از امروز میخوام میانهروی رو انتخاب کنم؛ هم در رفتار، هم در فکر. چون این تنها راهیه که لاغری با ذهن رو برام ممکن میکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
با نوشتن درباره تواناییهای خود در جنبههای مختلف زندگی، به ذهن و بدنتان یادآوری کنید که شما توانایی لاغر شدن را هم دارید. این تمرین به شما کمک میکند توانایی درونیتان برای متناسب شدن را فعال کنید.
- تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
- درباره تواناییهای خود در انجام کارها یا مهارتهایی که یاد گرفتهاید، توضیح دهید.
- مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شدهاید که تصور میکردید توانایی انجام آن را ندارید.
- درباره تواناییهای جسم خودتان شرح دهید. چه زمانی احساس کردید بدن شما واقعاً تواناست؟
- اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
🎥 پس از مشاهده ویدیوی آموزشی، یک تمرین اختصاصی برای خودتان طراحی کنید و آن را در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
با نوشتن تمرین، به ذهن خود فرمان میدهید که در مسیر توانمندسازی و تناسب فعال شود. فراموش نکنید: نوشتن، ابزاری قدرتمند برای تغییر ذهن است!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.10 از 241 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
در مورد توانمندی وقتی خودمو میذارم جای یه ادم متناسب و فکر می کنم خب حالا باید کاری کنم با فکر یا هر چی که بدنم که لایه های چربی تشکیل بده دورش، واقعا غیر ممکن میدونمش! اخه میگم چجوری به چه دلیل بدن بخواد همچین ذرات رو بوجود بیاره؟
اونم اینهمه…
تا این حد هم پیش بره…
اطلاعات زیادی از بیماری ها ندارم اما چیزی که تو ذهنم دم دسته تومور ها هستند که یه اندام اضافی هستند که بدن توانا بوجودشون اورده. فوقش دیگه اگه بخوان زیاد بشن تو بدن هستن و دیده نمیشن. هر چقدر هم زیاد بشن حجمشون اندازه ی چربی های اضافه ی چاقی نمیشه!
چطور همچین نتیجه ی بزرگی به چشمم نیومده؟
اینکه استمرار داشتن، مدام توجه و تکرار کردن چه چیزایی رو می تونه بوجود بیاره… نتیجه ای که اصلا جزو بدن نیست. تا این حد بدن توانمنده تا این حد توجه کردن کار از دستش برمیاد. اونم نتیجه ی به این گنده ای و بسیار قابل دید(چربی ها)! جدا ازین بقول استاد همه در ابتدای تولد متناسب بودن. کم کم این چربی ها بوجود اومده پس میتونه دوباره حذف بشه. یعنی واقعا روش اثبات منطقی ای هست. بهترین ازین بوجود نداره!
خودم باعث شدم گسترش پیدا کنه و خودمم باعث میشم حذف بشه. اگر روش های مختلفی رو امتحان کردم و کم کم سبب شده فکر کنم نمی تونم لاغر بشم این به علت اشتباه بودن روش ها بوده نه ناتوانی من.
هر چقدر هم ایمان داشته باشم که متناسب می شم اما از راه اشتباه اقدام کنم معلومه نتیجه نمی گیرم.
حالا که به ایمان رسیدم لاغر میشم و روشم هم درسته حتما اتفاق می افته.
نکته ای که از مثال اون فردی که بهتون از مشکلات دردناک چاقیش شکایت کرده و گفته به ته خط رسیده دریافت کردم، اینکه نذارم به این مرحله برسم. همین الان با لذت زمان زیاد بذارم. نذارم یه وقتی که دیگه اگرم تعهد زیاد داشته باشم اما نه فرصت دارم نه توانشو. شاید یه بیماری کشنده گرفته باشم که فرصتی برای لاغری برام نذاشته. پس همین الان با قدرت زمان میذارم و اونقدر تمرین ها رو انجام میدم تا کامل کامل رفع بشن. بعد از اونم دیگه با خیال اسوده فقط از تکرار کردن افکار درست لذت میبرم.
نشان های دریافت شده
سلام
ذره ای امید نداشتم تو بگو ذره ای!!! حالا وزن کم کردم. خیلی جالبه…این همه سال فکر میکردم نمیشه و نشد، حالا فکر کردم میشه و شد. یه مثال واقعی و منطقی از تاثیر باور که تمام متن این فایل رو ثابت میکنه. خودم شاهدش هستم، شاهد تک تک لحظه هاش؛ هی اومدم سایت، عکس های شگفتی سازان رو نگاه کردم، متن این صفحه رو خوندم، توانایی های بدن در تغییر کردن رو خوندم، به گام دوم جلسه دوازده قدم سر زدم و حقیقت رو جایگزین خرافات کردم. یه مدت پیش لباسم رو که پوشیدم دیدم کلی گشاد شده. لباس تو خونه بود لباسی نبود که برای بیرون باشه و یه مدت طولانی نپوشیده باشم. اینم توانایی لاغری. برام طبیعی شده بدن بقیه شو هم حذف میکنه. اصلا دلم نمیخواد طرز فکرای قبلا رو مرور کنم. دوست دارم فقط گاهی اوقات بیاد بیارم تا برام تلنگر بشه هر بار ذهنم گفت نه، اشتباه میگه.
فک کنم قبلا نوشتم اما با افتخار دوباره مینویسم. یکی از دوستان تو کامنتای این فایل جمله ی جالبی نوشته بود؛ ابتدای هر مهارتی که بدست اوردم فکر میکردم نشدنیه. روز اولی که مینا کاری رو شروع کردم، استادم رو میدیدم خیلی راحت انجام میداد و من نمیتونستم. با خودم میگفتم خدایا کار به این راحتی رو چرا نمیتونم! استادم جمله جالبی گفت: فرق استاد با شاگرد همینه! تمام زمانایی که تمرین کردم رو باید بگذرونی.
با حرص برگشتم خونه اما ازونجا که کار هنری رو خیلییی دوست دارم گفتم باید بتونممم باید بتونم…اونقدر تمرین کردم که شدم استاد گالری. استادم کار رو دست میسپرد میگفت برای هنرجوها اموزش بدم حتی سفارش های حرفه ایش رو میگفت من انجام بدم. تواناییم بیشتر شد در حدی که استادم به اعتبار میناکاری های من سفارش میگرفت. مهارت پیدا کردن و رسیدن به خواسته هام خیلی ساده ست. پس کل داستان میشه: همیشه اول توانایی ندارم، از پسش برنمیام، فکر میکنم نمیتونم، ادامه میدم و به بالاترین درجه میرسم. به همین راحتی! برای رسیدن به همه چیز از درامد بالا گرفته تا کار هنری، ریاضی، فیزیک، کسب و کار باید همین قانون صدق میکنه. اینو دوس دارم همیشههههه به خودم یاداوری کنم.
مهارت بعدی ریاضی بود. اون دوران میگفتن هرکسی یک استعدادی داره، یکی ذهنش برای ریاضی خوبه یکی ریاضی رو نمیفهمه و در کار هنری خوبه. من بخاطر نمره مجبور شدم ببخاطر معدل تمام درسا رو یاد بگیرم. یادمه میگفتم باید یاد بگیرم بااااید…اونقدر تمرین میکنم تا یاد بگیرم. همه رو یاد گرفتم! چیزایی که نه تنها فکر میکردم سختمه بلکه واقعا سخت بود! انقدر ادامه دادم تا حرفه ای شدم و دقیقا عین آب خوردن شد. طوری که رفیق استادام شده بودم و باهم چالش میذاشتیم. تازه معلم خصوصی نداشتم. همون ساعات محدود کلاس درس عمومی بود و دیگه تو خونه با زمان محدود درس میخوندم. الحق که آدم هرچیو بخواد و با محدودیت هم میتونه بدست بیاره.
مهارت بعدیم درمورد درامده. با خودم گفتم درامد بالا میخوامممممم. همیشه میخواستم اما ایده ای به ذهنم میرسید لجباز بودم عمل نمیکردم و طبق همون باورهای اشتباهم عمل میکرد. به ذهنم رسید فعلا یه ببعی بخر. به ذهنم رسید رشد بدم بفروشم دوتا جاش بخرم…فک کن به همین راحتی! بعدش تو مسیر فهمیدم بخاطر افزایش قیمت ها و هزینه خوراک سرعت افزایش ببعی ها میاد پایین. اول تو ذوقم خورد با خودم گفتم میتونممم باید ادامه بدم یه راه دیگه پیدا میکنم سرعت تصاعدم بهم نخوره. یه ایده ی راحت به ذهنم رسید و انجامش دادم. اینقدر خوشحالم اینقدر خوب یاد گرفتم پول دربیارم. تازه منکه اولشم!!! اینقدر ایده های راحت به ذهنم رسید تا در کنارش درامدهای دیگه داشته باشم مثل خرید ببعی دوقلو زا و کلی ایده ی دیگه که برای طولانی نشدن حرفم نمیگم. نتیجه اینکه من اینقدر تو درامد ضعیف بودم اینقدر روزهای بدی داشتم اینقدر ذهنم برای فقر برنامه ریزی شده بود که کسی برای خودش خرید میکرد میگفتم خدایاااا پول از کجا پیدا کرده چقدر وضعش خوبهههه!!! خلاصه تا همین یک سال پیش بدجوری باورای اشتباه داشتم. درامدم بهتر شده بود رشد کرده بودم برای خودم چیزایی که میخواستم رو خریده بودم اما کلی باور اشتباه داشتم که متوقفم کرده بود. اول مسیر اصلا فکر نمیکردم بتونم باورام رو عوض کنم، اصلا فکر نمیکردم اوضاعم بخاطر باورا باشه، اگرم دوس داشتم درامد بیشتری داشتم ذهنم قفل بود خلاقیت صفر. همون ابتدای راه که میخواستم ببعی بخرم اینجوری بودم ها. ولی الان کلی ایده دارم؛ ایده هایی که بسرعت بهم پول میده و ایده های بلند مدت که بعد مدتی پول های کلان بهم میده همون برندسازی. بازم من دنبال ایده پردازی ام دنبال راه کوتاه تر و سریع تر. قانع نمیشممممم. منظورم عجله کردن نیست، منظورم اینه اگه از دوتا کار روزمره ام درامد دارم، از ۱۰ تا کار روزانه ام پول بکشم بیرون! و راهش هست! پیدا کردم بازممم میخوام…. خیلی مسیرم طولانی و لذتبخشههه
مهارت اشپزی: مهارت اشپزی چیزیه که خیلی ها دارن اما این باعث نمیشه فراموش کنم روزایی که فکر میکردم واااای کسایی که بلدن نابغه ان، امکانات زیادی دارن و من هرچقدر تلاش کنم بازم نمیشه! الان اشپزیم خیلی خوب شده کلی غذای جدید و متنوع یاد گرفتم که با مواد تکراری درست میشه اما مزه و ظاهر متفاوت داره.
کلی کار دیگه هست که میخوام انجام بدم و ترس دارم نشه اما ترسم خیلی کم شده طوری که شبیه یک فکر گذراست. چون ترسم کمتر شده از ابتدای کار دارم کم کم نتایج کوچول کوچول میگیرم که خیلی امیدوارم کرده. قبلا با باور اشتباه و ذهن پراکنده همین ایده ها رو اجرا کرده بودم جواب نداد. تاثیر باور رو ببین!
درمورد تمام توانایی هام بخصوص تناسب فکر میکردم نمیتونم.
درمورد لثه ام ملتهب شده بود و خوب شدنم خیلی طول کشید طوری که فکر میکردم دیگه خوب نشه اما بدنم به دادم رسید و کم کم خوبش کرد. خیلی باورم شد بدنم واقعاااا توانمنده و توانایی داره خودبخود خوب بشه.
دو سال پیش یک مریضی سخت گرفتم هرچی دارو مصرف میکردم، پزشکمو عوض میکردم فایده نداشت که نداشت. هوووف بدنم ازون دوران گذر کرد و قوی بود.
پوست صورتم جوش میزد ملتهب بود هرکاری میکردم خوب نمیشد. بالاخره خوب شد اونم با یک کرم ساده…جالبه موقعی که متمرکز پیگیر شدم خوبش کنم، منی که این همه کرم گرون و باکیفیت مصرف کردم خوب نشد، حتی دکتر داخلی رفتم، درنهایت با یک کرم ساده رو به رو شدم که کاااامل التهاب، جوش و حتی لک رو خوب کرد.
جسمم مثل الان تمام چربی های اضافه رو به مرور حذف میکنه و پوست سالم و جدید میسازه. راهی غیر این نیست چون هم میتونه خودش رو تغییر بده هم ذاتش تناسب هست.