0

آرامش در بیداری (تکمیلی ۴)

احساس آرامش
اندازه متن

همه انسان ها در جستجوی احساس آرامش هستند.

مهم نیست چند سال داشته باشید یا در چه شرایطی زندگی می کنید، مقصد نهایی زندگی شما تجربه آرامش خواهد بود.

اخطاریه

اهمیت احساس آرامش

هر آرزو یا خواسته ای در وجود ما شکل می گیرد به این دلیل است که می خواهیم با استفاده از آن آرزو یا شرایط، احساس آرامش را تجربه کنیم.

پول بیشتر، خانه بزرگتر، شغل بهتر، فرزند، پس انداز و هر آنچه در زندگی به دنبال آن هستید برای تجربه احساس آرامش در زندگی است.

البته ممکن است در ذهن انسان ارتباط بین خواسته ها و آرامش داشتن واضح نباشد یا اگر از شما سوال شود که چرا دوست داری به فلان خواسته یا شرایط دست پیدا کنید؟ پاسخ ندهید که می خواهم با استفاده از آن به احساس آرامش برسم.

اما آنچه مسلم است خواسته روح انسان گسترش آرامش در زندگی است و همه خواسته هایی که در وجود انسان شکل می گیرند در راستای گسترش احساس آرامش در زندگی هستند حتی اگر بشر به این موضوع آگاهی نداشته باشد.

به طورکلی اگر نتیجه تلاش انسان در زندگی منجر به تجربه احساس آرامش نشود،‌ رضایت از شرایط زندگی حاصل نخواهد شد. به همین دلیل است که بسیاری از انسانها در حالیکه تلاش زیادی برای بهبود شرایط زندگی خود می کنند اما همچنان از اوضاع زندگی خود رضایت ندارند.

جایگاه آرامش در زندگی

من فقط می خوام آرامش داشته باشم.

احتمالا این جمله را از زبان دیگران شنیده اید و یا شاید خودتان به دیگران گفته باشید که خواسته من فقط آرامش در زندگی است.

بسیاری از انسانها هرچه از سن کودکی فاصله می گیرند به مرور احساس می کنند که آرامش کافی در زندگی ندارند. این احساس در جریان زندگی شدت پیدا می کند و هرچه فرد بزرگتر می شود و نقش های بیشتری در زندگی را به عهده می گیرد بیشتر احساس می کند نیاز به آرامش دارد.

با سپری شدن عمر، افزایش رنج از زندگی در ذهن افراد به حدی شدت پیدا می کند که تنها خواسته آنها رسیدن به احساس آرامش در زندگی می شود. آرامشی که در کودکی همراه ما بود اما به دلایل متعدد آن را گم کرده ایم و اکنون دوباره در جستجوی آن هستیم.

ارتباط آرامش و تغییر زندگی

از زمانی که با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن در زندگی آشنا شدم درباره اهمیت آرامش داشتن و ارتباط بین احساس خوب داشتن و اتفاقات خوب را تجربه کردن شنیده ام.

برای رسیدن به احساس خوب سال ها استمرار داشته ام و تمرینات متعدد به روش های مختلف را انجام داده ام.

انواع مراقبه ها، تجسم کردن،‌ رویاپردازی و هرآنچه در کتاب های مختلف و توسط اساتید مطرح در باره رسیدن به آرامش و احساس خوب ارائه شده بود را انجام داده ام و در انجام این تمرینات استمرار و تعهد داشته ام و نتایج عالی کسب کردم.

اما در مسیر کسب مهارت استفاده از تمرینات مختلف برای رسیدن به آرامش و احساس خوب برای جذب خواسته ها و بهبود شرایط زندگی به این درک رسیدم که تاثیر احساس خوب و آرامشی که در مدت انجام تمرینات مانند مراقبه در من ایجاد می شود در مقایسه با تاثیر احساس بد و اطلاعاتی که در زندگی روزمره از طریق مختلف وارد وجود من می شود ناچیز است.

همچنین از آنجا که میزان آرامش و احساس خوب را نمی توان با دستگاه اندازه گیری کرد بنابراین هرگز نمی توانید اطمینان حاصل کنید که حتی در مدت مراقبه تا چه حد توانسته اید احساس خوب یا آرامش را در وجود خود ایجاد کنید.

از طرفی به این درک رسیدم که در مدت انجام مراقبه های مختلف در بسیاری از موارد انسان فقط می تواند جسم خود را در حالت مراقبه قرار دهد. یعنی در بهترین شرایط می توانید برای مدت چند دقیقه بدون حرکت با چشمان بسته در یک جا نشسته و درحالی که به موزیک آرامش بخش گوش می دهید از طریق جسم خود احساس آرامش داشتن را به معرض نمایش بگذارید.

اما در همان لحظات مراقبه در حالی که وضعیت فیزیکی فرد نشان از احساس آرامش داشتن دارد اما در ذهن او خبری از آرامش نیست و افکار در ذهن همچنان در حال مرور شدن هستند و در بهترین حالت فرد می تواند سرعت مرور افکار را مقداری کاهش دهد.

به همین دلیل است که افرادی که از مراقبه برای رسیدن به آرامش و احساس خوب استفاده می کنند در بهترین حالت فقط تا زمانی که در حال مراقبه هستند قادر به حفظ آرامش خود هستند.

البته در بسیاری از موارد در همان حالت که در حال انجام مراقبه و تمرکز بر بی فکری هستند اگر شخصی آنها را صدا بزند بلافاصله از حالت مراقبه خارج شده و با تندی به فردی که آنها را صدا زده است یادآوری می کنند که مگر نمی بینی در حال مراقبه هستم چرا تمرکز من را بهم زدی؟!

در این موارد افراد تصور می کنند احساس آرامش دارند درحالی که در حال تظاهر به داشتن احساس آرامش هستند و این با آرامش واقعی تفاوت دارد.

احساس خوب،‌ اتفاقات خوب

بعد از سالها تلاش برای دست یابی به آرامش یا احساس خوب به منظور تجربه فرمول شگفت انگیز جهان هستی که احساس خوب برابر با اتفاقات خوب است به این درک و نتیجه رسیدم که احساس خوب و آرامشی که از طریق مراقبه یا اعمال خاص در شرایط خاص به دست می آید تاثیر چندانی بر جهان هستی برای رقم زدن اتفاقات خوب ندارد.

همانطور که می توان مشاهده کنید بسیاری از انساها سال های زیادی است از مراقبه های مختلف به منظور رسیدن به احساس آرامش استفاده می کنند اما در عمل نمی توان آرامش را در زندگی آنها مشاهده کنید و حتی خودشان از این موضوع متعجب هستند که چرا بعد از این همه مدت هنوز هم به راحتی احساس آنها تحت تاثیر عوامل بیرونی قرار می گیرد.

بنابراین من به این درک رسیدم که برای تجربه آرامش واقعتی و داشتن احساس خوب پایدار باید به جای آنجه به دنبال احساس آرامش در حالت مراقبه و باشم باید به دنبال آرامش در حالت زندگی روزمره و بدون فضای مراقبه باشم.

در مثالی مشابه بسیاری از انسانها عقیده دارند که خوابیدن باعث ایجاد آرامش می شود و این عبارت را زیاد شنیده اید که افراد عنوان می کنند حتی در خواب هم آرامش ندارند.

آرامش در خواب

انتظار عمومی این است که انسان در خواب به احساس آرامش برسید و خیلی وقت ها اگر خواب آرام و عمیقی داشته باشیم بعد از بیدار شدن احساس سبک بالی و آرامش داریم و تصور می کنیم که این آرامش و سرزندگی بخاطر خواب آرام و خوبی است که شب قبل داشته ایم.

نکته جالب توجه اینکه احساس آرامش در خواب تاثیری بر جهان هستی برای رقم خوردن اتفاقات خوب به دلیل داشتن آرامش در خواب ندارد چون سیستم فرکانسی ذهن انسان در هنگام خواب تقریبا خاموش می شود مگر در مواقعی که در حال خواب دیدن هستید که با توجه به اینکه خواب های ما هدفمند و آگاهانه و مستمر نیستند بنابراین اگر حتی در خواب فرکانس هایی به جهان هستی صادر کنیم قدرت چندانی برای تاثیرگذاری بر سیستم جهان هستی ندارد.

بنابراین آنچه سبب تاثیر بر جهان هستی از طریق فرکانس های ذهنی می شود داشتن آرامش در بیداری است.

هنگامی که بتوانید در زمان بیداری درحالی که مشغول زندگی روزمره هستید آرامش داشته باشید بیشترین توانایی و قدرت ذهنی برای تاثیرگذاری بر سیستم جهان هستی را دارا هستید.

هیچ انسان موفقی در خواب به موفقیت نرسیده است بلکه آنها توانسته در زمان بیداری به موفقیت دست پیدا کنند.

هیچ خواسته ای در خواب به شما داده نمی شود و اگر هم داده شود در حد همان رؤیا خواهد بود بلکه همه خواسته های شما توسط خداوند و سیستم جهان هستی در زمان بیداری به شما داده خواهد شد.

بنابراین اهمیت آرامش در بیداری برای تحقق خواسته ها و خلق شرایط زندگی آنگونه که می خواهید کاملا واضح و غیرقابل انکار است.

یادگیری مهارت رسیدن به آرامش در بیداری بر تمام جنبه های زندگی شما به شکل مستقیم و غیرمستقیم تاثیرگذار خواهد بود.

ممکن است شما قصد کرده باشید از طریق یادگیری مهارت آرامش در بیداری به خواسته ای مشخص دست پیدا کنید اما متوجه خواهید شد که خواسته هایی که اصلا مورد نظر شما نبوده اند یا حتی تصور نمی کردید اهمیت و ضرورت داشته باشند نیز وارد زندگی شما می شوند.

آنچه مسلم است خداوند بهتر از ما می داند که چه خواسته ها و شرایطی منطبق بر ویژگی های شخصیتی و درونی ما برای تجربه خوشبختی در دنیا و آخرت است.

آرامش در بیداری سبب می شود موانع واضح و مخفی ذهن خود در برابر دریافت نعمت های الهی را شناسایی و اصلاح کنید.

به این شکل مسیر دریافت و تجلی خواسته هایتان را هموار خواهید کرد.

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

اخطار

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.41 از 54 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=43194
> 26 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۵/۰۸ ۱۷:۱۲
      مدت عضویت: 2337 روز
      امتیاز کاربر: 9153 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 1,024 کلمه

      🌸 به نام خداوند جان و خرد 🌸

      سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و دوستان خوب و همراه سایت تناسب فکری 🌺🌿

      استاد عزیز، اول از همه می‌خواستم ازتون تشکر کنم بابت اینکه اینقدر با حوصله، ساده و از ته دل مطالب رو آموزش می‌دید. واقعاً بعضی از فایل‌های شما فقط آموزش لاغری نیست، آدم احساس می‌کنه داره یه جور زندگی کردن جدید یاد می‌گیره. 🌸

      امروز وقتی فایل رو گوش می‌دادم، چند بار با خودم گفتم چقدر از عمرم رو دنبال چیزهایی دویدم که فکر می‌کردم اگر بهشون برسم، خوشبخت می‌شم، ولی وقتی رسیدم، دیدم نه تنها خوشبخت نشدم، بلکه حتی گاهی غمگین‌تر از قبل هم شدم.یادم میاد زمانی که می‌خواستم دانشگاه قبول بشم، تمام فکر و ذکرم این بود که اگر فقط اون رشته‌ای که دوست دارم قبول بشم، دیگه زندگی روی خوشش رو بهم نشون میده. فکر می‌کردم اون لحظه پایان تمام سختی‌های زندگیه و از اون روز به بعد همه چیز قشنگ میشه.ولی وقتی قبول شدم، تازه فهمیدم زندگی اصلاً اون چیزی نبود که تو ذهنم ساخته بودم.سال‌های دانشگاه برای من اصلاً سال‌های شیرینی نبود. شاید اگر کسی از بیرون نگاه می‌کرد، می‌گفت خوش به حالت، دانشگاه قبول شدی، ولی خودم می‌دونم که خیلی از روزها با گریه از خونه می‌رفتم و با گریه برمی‌گشتم. آنقدر فشار روحی داشتم که هنوز هم وقتی به اون روزها فکر می‌کنم، دلم می‌گیره.اون موقع تازه فهمیدم رسیدن به یک هدف، لزوماً مساوی با خوشبخت شدن نیست.بعد از اون هم بارها این اتفاق برام افتاد.هر بار فکر کردم اگر فلان وسیله رو بخرم خوشبخت می‌شم… اگر فلان پول رو داشته باشم خوشبخت می‌شم… اگر فلان مشکل حل بشه خوشبخت می‌شم… اگر لاغر بشم خوشبخت می‌شم…ولی هر بار بعد از رسیدن به اون هدف، بعد از چند روز یا چند هفته، دوباره همون آدم قبلی بودم.دوباره دنبال یه آرزوی جدید… دوباره دنبال یه مقصد جدید…انگار خوشبختی همیشه چند قدم جلوتر از من راه می‌رفت.تا امروز که شما یه جمله گفتید و واقعاً تکونم داد…گفتید خوشبختی از آرامش میاد، نه از به دست آوردن.واقعاً این جمله رو با تمام وجودم حس کردم.وقتی به اطرافم نگاه می‌کنم، آدم‌های زیادی رو می‌بینم که از نظر مالی هیچ مشکلی ندارن. خانه‌های بزرگ دارن، ماشین‌های گران‌قیمت دارن، سفرهای خارجی میرن، بهترین امکانات رو دارن، ولی وقتی باهاشون صحبت می‌کنی، از درون پر از نگرانی، اضطراب، ترس و غصه هستن.از اون طرف آدم‌هایی رو هم دیدم که شاید زندگی ساده‌ای دارن، ولی یه آرامش عجیبی تو چهره‌شونه.وقتی کنارشون می‌شینی، احساس امنیت می‌کنی.انگار یه چیزی دارن که با پول خریدنی نیست.اون چیز همون آرامشه.شاید سال‌ها ما خوشبختی رو اشتباه معنا کردیم.شاید خوشبختی این نیست که هر چیزی رو که می‌خوایم به دست بیاریم.شاید خوشبختی یعنی وقتی هر اتفاقی می‌افته، دلمون آروم باشه.شاید خوشبختی یعنی شب که سرمون رو روی بالش می‌ذاریم، بدون نگرانی بخوابیم.شاید خوشبختی یعنی با خودمون در صلح باشیم.شاید خوشبختی یعنی از بودن کنار خانواده، از یه فنجون چای، از یه غروب قشنگ، از یه گفت‌وگوی خوب، از یه لبخند ساده لذت ببریم.استاد عزیز، یه قسمت دیگه از صحبت‌هاتون هم خیلی به دلم نشست.اینکه گفتید قرار نیست تو خواب و خیال خوشبخت بشیم.واقعاً چقدر ما آدم‌ها تو ذهنمون زندگی می‌کنیم.همش با خودمون میگیم:اگر فلان اتفاق بیفته… اگر فلان مدرک رو بگیرم… اگر فلان خونه رو بخرم… اگر فلان ماشین رو داشته باشم… اگر لاغر بشم… اگر ازدواج کنم… اگر پولدار بشم…بعد خوشبخت می‌شم.ولی اون روز هیچ‌وقت نمیاد.چون وقتی به یکی از این آرزوها می‌رسیم، ذهنمون سریع یه آرزوی جدید می‌سازه.و دوباره خوشبختی رو می‌ندازه چند قدم جلوتر.من خودم سال‌ها این کار رو کردم.سال‌ها خوشبختی رو عقب انداختم.همیشه فکر می‌کردم امروز نه…یه روز دیگه…وقتی فلان اتفاق افتاد.ولی امروز دارم کم‌کم یاد می‌گیرم که شاید خوشبختی همین امروز کنار منه و من نمی‌بینمش.شاید خدا هر روز هزار تا نعمت بهم داده، ولی چون دنبال چیزهای بزرگ بودم، نعمت‌های کوچیک رو ندیدم.وقتی شما از الهام الهی صحبت کردید، خیلی دلم آروم شد.حس کردم خدا همیشه با ما حرف می‌زنه، فقط ما بلد نیستیم گوش کنیم.گاهی یه حس خوب… گاهی یه آرامش… گاهی یه اشتیاق… گاهی یه اتفاق ساده…همه این‌ها شاید همون راهنمایی خدا باشن.من هر وقت برخلاف حس درونم تصمیم گرفتم، بعداً پشیمون شدم.ولی هر وقت یه آرامش عمیق تو دلم بود، حتی اگر نتیجه اون چیزی که انتظار داشتم نشد، آخرش به خیر و صلاحم تموم شد.الان بیشتر از هر زمانی دلم می‌خواد به اون حس درونی اعتماد کنم.نه از روی هیجان…نه از روی ترس…بلکه از روی آرامش.چون فکر می‌کنم خدا از مسیر آرامش با ما حرف می‌زنه، نه از مسیر اضطراب.یه چیز دیگه هم این روزها خیلی ذهنم رو درگیر کرده.سال‌ها فکر می‌کردم اگر لاغر بشم خوشبخت می‌شم.ولی الان احساس می‌کنم شاید اول باید خوشبخت زندگی کنم تا بعد لاغری هم به دنبالش بیاد.شاید اول باید آرامش رو یاد بگیرم.اول باید با خودم آشتی کنم.اول باید بدنم رو دوست داشته باشم.اول باید به خدا توکل کنم.بعد بقیه اتفاق‌ها یکی‌یکی سر جاشون قرار می‌گیرن.من هر وقت خواستم با زور، فشار، استرس و عجله به چیزی برسم، نتیجه خوبی نگرفتم.ولی هر وقت آروم شدم، هر وقت سپردم به خدا، هر وقت با دل آروم قدم برداشتم، نتیجه‌ها خیلی قشنگ‌تر از چیزی شد که تصور می‌کردم.الان احساس می‌کنم این دوره فقط برای لاغری نیست.این دوره داره بهم یاد می‌ده چطور زندگی کنم.چطور کمتر نگران آینده باشم.چطور کمتر حسرت گذشته رو بخورم.چطور بیشتر تو لحظه زندگی کنم.چطور به خدا اعتماد کنم.و مهم‌تر از همه، چطور آرامش رو انتخاب کنم.چون واقعاً اگر آرامش باشه، خیلی از مشکلات زندگی هم قابل تحمل‌تر میشن.و اگر آرامش نباشه، حتی وسط بهترین امکانات دنیا هم آدم احساس خوشبختی نمی‌کنه.من امروز با تمام وجودم باور کردم که بزرگ‌ترین سرمایه زندگی، آرامش قلبه.نه پول…نه مقام…نه شهرت…نه حتی رسیدن به آرزوها…بلکه دلی که آروم باشه و به خدا تکیه کرده باشه.و چقدر قشنگه که خدا همیشه کنار ماست و هر وقت بهش توکل کنیم، بهترین مسیر رو جلومون قرار می‌ده؛ حتی اگر اولش نفهمیم چرا.من ایمان دارم اگر یاد بگیریم آرامش رو از خدا بخواهیم، خدا نه فقط آرامش، بلکه چیزهایی رو به ما می‌ده که شاید حتی جرأت آرزو کردنشون رو هم نداشتیم.ما می‌توانیم… چون خدا را داریم. 🤲🌸💚🌺 از خدا می‌خواهم به همه ما قلبی آرام، دلی امیدوار، ذهنی آسوده و ایمانی محکم عطا کند تا بتوانیم در کنار سلامتی و تناسب، طعم واقعی خوشبختی را بچشیم. آمین یا رب العالمین. 🤲💚🌿

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 152 کلمه

        سلام و درود
        وقت عالی بخیر
        چه دیدگاه عمیق و قشنگی! ممنونم از این همه لطفی که داری و این درک عمیق از مطالب.

        دقیقاً همینطوره که گفتی. خوشبختی اون مقصد نهایی نیست که با رسیدن به یه هدف خاص بهش می‌رسیم، بلکه یه حال خوب درونیه که از دل آرامش میاد. تجربه‌هایی که از دانشگاه و رسیدن به آرزوهای مختلف گفتی، مثال‌های خیلی خوبی از این حقیقت هستن.

        اینکه گفتی شاید اول باید خوشبخت زندگی کنم تا لاغری هم به دنبالش بیاد، دقیقا همینطوره. وقتی آرامش رو انتخاب می‌کنیم و با خودمون در صلحیم، همه چیز سر جای خودش قرار می‌گیره، از جمله تناسب اندام.

        و چقدر خوبه که یاد گرفتی به اون حس درونی و آرامش الهی اعتماد کنی. خدا همیشه از همین مسیر با ما حرف می‌زنه. هدف ما هم دقیقاً همینه؛ یاد بگیریم چطور زندگی کنیم، چطور در لحظه باشیم و چطور با آرامش، بهترین نسخه‌ی خودمون رو بسازیم.

        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما منصوری
      ۱۴۰۵/۰۱/۰۶ ۲۱:۵۵
      مدت عضویت: 165 روز
      امتیاز کاربر: 2135 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 744 کلمه

      به نام رب وهاب و هدایتگرم 

      سلام به دوستان عزیزم 

      خدایا شکرت برای این قدم فوق العاده 

      استاد من این فایل رو گذاشتم دوبار گوش بدم هربار آگاهی هاش بشینه به وجودم 

      و امروز با هدایت خدا گفتم براش کامنت بنویسم

      یعنی در مورد تجربه خودم میخوام بنویسم

      قبل از اینکه وارد این قدم بشم

      از خداوند برای حال دلم سپاسگزاری میکردم

      سپاسگزاری ای حتی شده برای یک نعمت اونقدر حالم خوب شد، چون رسیدم به این نقطه که من هر کاری کنم نمیتونم کاملا سپاسگزاری کنم برای نعمت هایی که بم دادی و خیلی احساسم خوب شد

      فقط برای یک نعمت یک نعمت نتونستم واقعا بگم چقدر سپاسگزارم

      و اونقدر حالم خوب شد احساسم خوب شد و بعد اومدم سراغ این قدم و وقتی اومدم و مواجه شدم با این همه آگاهی های فوق العاده این همه زیبایی واقعا خداروشکر کردم برای خداوند حضورش هدایت هاش برای وجود شما و برای این سایت و قسمت فوق العاده رادیو لاغری، وقتی صدای دوست عزیزمون رو شنیدم که چقدر زیبا و دلشنین در مورد شکرگزاری حرف میزدن واقعا لذت بردم و خدا میدونه چقدر قلبم باز و بازتر شد 

      و چقدر هماهنگ با قلبم بودن 

      و واقعا همین قدمی که توضیح داده شد 

      گاهی ما فکر می‌کنیم این نعمت هایی که داریم معمولیه طبیعیه که داشته باشیمشون اصن همه دارن

      ولی آیا من میتونم سپاسگزار همین نعمت باشم

      سپاسگزار یک دونش یک دونش، نمیتونم سپاسگزار یک دونش باشم و من فهمیدم عجز خودم رو و از خدا میخوام که قبول کنه از من این میزان از سپاسگزاری رو

      خدایاشکرت واقعا برای این همه آگاهی های فوق العاده 

      و استاد فایلتون چقدر عالی بود

      نکاتی که در مورد تجربمون یا آنچه که من فهمیدم؛ دیدگاه من هرطور باشه نسبت به زندگی نگرش من ذهنیت من، چقدر مملو از نگاه فراوانی و فضل خداوند هستم وقتی به چیزی نگاه میکنم، وقتی به چیزی فکر میکنم، چقدر به سریع الحساب بودن خداوند توجه دارم وقتی خواسته ای دارم، چقدر در طول روز تکرارش میکنم، چقدر به نامحدود بودن خداوند فکر میکنم چقدر به بی نهایت بودن خداوند فکر میکنم و حالم خوب میشه، چقدر با خودم تکرار میکنم: من به معجزات الهی ایمان دارم، وقتی اینجور باشم یعنی دارم تجربم رو تغییر میدم، یعنی دارم کاری میکنم احساسم خوب باشه، قلبم حالش خوب باشه، قلبم حالش خوب باشه، هدایت های خدا رو بهتر دریافت میکنم، آروم ترم و هدایت های خدا رو بهتر دریافت کنم و وقتی هدایت های خدا دریافت بشن، عملکردم هم بهتر میشه، آسون میشم برای آسونی ها، مسیرم هموار میشه. 

      تو یکی از قدم ها که هنوز تبش بازه و میخونمش گفته بودین، احساس خوبمون باید به تراکمی برسه تا خواسته هامون رخ بدن، تا بارش نعمت های الهی که تمومی نداره شروع بشه، هیچ اشتباهی تو کار من نیست، هیچ اشتباهی تو کار جهان نیست خدا کن فیکون میکنه، کارش اینه، بزار به حد تکاملش برسه. 

      مسیر هموار میشه و من به هموار شدن مسیر توسط خدا ایمان دارم 

      اگر من باورهام رو تغییر بدم

      تجربم تغییر میکنه 

      تجربم تغییر کنه 

      حالم خوبه 

      حال خوبم 

      عملکرم رو بهتر میکنه

      پس کار و پول و ماشین و … فقط قراره یکم ، یکم حال من رو بهتر کنن

      خدایاشکرت برای این آگاهی های فوق العاده 

      دقیقا همین نوشته های آگاهی بخش زندگی با کمک خداوند بودن که تجربه من رو بهتر کردن، خداوند با این نوشته ها مود من رو بالا آورد. روحیم رو بالا آورد و حالم رو بهتر کرد

      آگاهی های اینجوری رو باید هر لحظه به خودمون بگیم، یادآوریشون کنیم به خودمون، چون ما دقیقا عکس اینها رو دائما دریافت کردیم برای تثبیتشون باید مدام تکرار بشن، به شکل های مختلف چه نوشته های از افراد مختلف هرگز نمیتونیم با یک بار خوندن فقط انتظار بهبود تجربه زندگیمون و بهبود عملکردمون بشه، باید همیشه تکرارشون کنیم همیشه یادآوری شون کنیم تا بتونیم حال بهتری داشته باشیم

      همش بگیم نمیدونیم تکرار کنیم نمیدونیم تا بمون گفته بشه هرگز نگیم این رو از قبل میدونستم و به قولی هربار مطمئن باشیم قراره از هر آگاهی یجور دیگه ای ببینمش درکش کنیم چون هرچی تعداد و دفعات درک هامون از یک نوشته بالاتر بره، اونموقع میتونم بکار بگیرمش یجوری انگار درک میکنی چطوری عملیش کنی

      ناخودآگاه بر اساس باوره عمل کنی

      بر اساس این نوشته ها عمل کنی

      خدایاشکرت برای این آگاهی های فوق العاده 

      اول خواستم یک کامنت بنویسم همون موقع که این نشوته رو خوندم بعد بیام ادامش رو ببینم و بعد کامنت بعدی ای بنویسم بعدش گفتم نه بزار بازم گوش بدم بعد بیام بنویسم بیینم درکم چقدر بالاتر میره

      رب من، من به سریع الحساب بودنت ایمان دارم 

      رب من، من به بی نهایت بودنت ایمان دارم 

      رب من، من به معجزاتت ایمان دارم 

      رب من، به امید خودت❤️❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۳/۱۲/۱۰ ۰۸:۵۴
      مدت عضویت: 2550 روز
      امتیاز کاربر: 4878 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 509 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      آرامش در بیداری 

      چیزهایی که ازین فایل آموختم این بود که تجربیات ما در زندگی رسیدن به ماشین خونه فرزند پول عشق مسافرت و…نیس تجربه ی ما واکنش احساسی درونی در برخورد با شرایط واتفاقات در زندگی هست .

      یعنی هیچ وقت یک ماشین به آدم احساس آرامش و خوشبختی نمی‌دهد بلکه احساس درونی که  ازرسیدن به اون ارزو در وجودمون شکل میگیره  اون تجربه ی واقعی زندگی ما هست .

      مثلا یک نفر هر روز سر شغل خود حاضر میشه سر شغلی که سالها بود جزو آرزوهایش بود این عملکرد زندکی اون شخصه نه تجربه اون شخص اون شخص داره هر روز زندگی رو سپری میکنه 

      اون شخص اگر هر روز با حس خوب و آرامش وافکار ونگرش مثبت سر کار حاضر بشه داره تجربه ی ارزشمندی رو در زندگیش به وجود میاره ولی اگه با حس بد و با بی‌حوصلگی و بدون عشق هر روز سر کار بره اون تجربه نمیکنه زندگی وشغلش رو اون زندگیش رو میگذرونه بدون اینکه زندگی کنه 

      خیلی ها سالهاست ارزوی بچه دار شدن دارن وبه سختی بچه دار میشن ولی بعد یکی دو سال از بچه داری خسته میشن همین خواهر شوهر من بعد هشت نه سال با شرایط کاملا سخت صاحب دختر زیبایی شد. ولی حالا بعد چهار سال اینقدر نگه داری از بچه براش سخت ورنج آور شده که افسردگی گرفته خیلی از ماها هم اینطور هستیم بعد از سالها به آرزویی که دوست داشتیم می‌رسیم ولی همون ماهای اول اون حس تجربه خوشبختی مون  رو از دست میدیم چون افکار ونگرشمون همسو با تجربه خوشبختی مون نیس چون نگرش وافکاردرستی در ذهنمون نسبت به اون آرزو نداریم. 

      اون ارزویی که به آدم تجربه حس خوشبختی نده دیگه اون تجربه نیس اون عملکرد اون شخصه تو زندگیش اون خواسته فقط برای گذران زندگی هست نه تجربه  زندگی.

      به نظرم چون انسانها یک سری از آرزوهاشون رو فقط به خاطر خود خودشان نمیخوان بعد رسیدن به خواسته هاشون اون تجربه حس خوشبختی رو ندارن مثلا ما بچه دار میشیم که دیگران نگن بچه نداره یا پسر نداره یا من لاغر میشم تا دیگه مردم در مورد چاقی من نظر ندن و در نظر اونها زیبا جلوه کنم یا حتی خونه بهتر ماشین بهتر رو در اصل برای لذت بردن و تجربه ی خودشون نمیخوان برای به رخ کشیدن دیگران می‌خوان واین باعث میشه بعد یه مدت دیگه اون حس قشنگ رسیدن به اون خواسته در درونشون خاموش بشه وهیچ لذت درونی ازون خواسته نبرن .

      ما اگه دیدگاهمون رو نسبت به خواسته هامون درست کنیم میتونیم خواسته های بیشتر وبهتری رو به سمت خودمون جذب کنیم اگه نگرش بهتری داشته باشیم میتونه خواسته هامون بزرگتر وزیباتر بشه نگرش درس باعث میشه تجربه زندگیمون یعنی همون واکنش احساسی درونیمون عوض بشه وما به خواسته های بالاتری وبهترین دست پیدا کنیم .

      خلاصه وساده ی کلام استاد این بود که هیج خواسته‌ ای به ما اون تجربه ی حس آرامش  ولذت رو نمیده اگر ما دیدگاهمون در مورد خواسته هامون همسو وهم جهت با تجربه حس خوشبختی نباشه واکنش احساسی درونی ما  هست  که تجربه های زندکی  مارو به وجود میاره نه رسیدن به خواسته هامون .

      خدایا سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۷ ۰۸:۲۱
      مدت عضویت: 810 روز
      امتیاز کاربر: 23470 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان.

      سلام استاد عزیز،بازهم یک فایل عالی پر از آگاهی،چقدر دوره زندگی با کمک خداوند عالی بود،در این فایل یاد گرفتم بین تجربیات زندگی و عملکرد زندگی تفاوت وجود دارد،تجربه یعنی واکنش احساسی و درونی ما به مسائل زندگی که برای هرکسی متفاوت هست،عملکرد کارهای روتینی که انجام میدیم. احساس ما همه چیز را تعیین میکند،به دنبال بیرون از خود در جست و جوی خوشبختی نباشیم همه چیز در درون ماهست. چیزی که فکر میکنیم بدست اوردنش باعث آرامش ما میشود قطعا باعث درد و رنج ما میشود چون بیرون از ما هست. آرامش ذهنی و احساس خوشبختی در درون ما هست. هدایت همواره توسط خداوند به ما گفته میشود به شرطی که ارامش ذهنی داشته باشیم و بتونیم الهامات را دریافت کنیم.

      سپاس از شما خدا را شکر بابت هدایت من به این سایت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mehrdad Zabihi
      ۱۴۰۳/۰۸/۰۴ ۱۰:۱۶
      مدت عضویت: 2500 روز
      امتیاز کاربر: 136858 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,673 کلمه

      پنجشنبه بیست و چهارم اکتبر بیست بیست و چهار :

      سپاسگزار خداوندی هستم که همواره من را بسمت خواسته هایم حمایت و هدایت میکند

      سلام و درود به دوستان و همراهان مسیر تغییر و پیشرفت

      ارامش در بیداری – فایل تکمیلی ۴:

      این فایل را قبل از اینکه به این جلسه برسم بارها گوش دادم قبل از اینکه ویدیو انرا ببینم و البته متاسفانه در حین انجام کارهایم و یا رانندگی گوش میکردم و مبحث سنگینی برای ذهن من بود و انرا درک نمیکردم

      وقتی جلسه قبل را گوش دادم و به این جلسه رسیدم باز هم دیدم که نمیتوانم مطالب را درک کنم منظور استاد از تجربه کردن یعنی چه؟ 

      از نظر من تجربه یعنی اینکه یک کاری را تا حالا انجام نداده ای پس هیچ تجربه ای مداری و وقتی یکبار آن را انجام میدهی انوقت در اینکار تجربه داری!

      خلاصه با این پیش فرض هیچ کدام از حرفهای استاد را نمیفهمیدم و یا بهتر بگویم اصلا نمیتوانستم ارتباطی بین این صحبتها برقرار کنم

      تا اینکه به خودم گفتم هر جوری که هست من باید از این مبحث عبور کنم و چند روز فقط ده پانزده دقیقه اول فایل را نگاه میکردم ولی نمیتوانستم ذهنم را کنترل کنم و بیخیال دیدن ادامه فایل میشدم، و البته بخاطر شرایط کاری حال روحی و احساسی خیلی خوبی هم نداشتم! و اینبار طبق هدایت الهی رفتم و گام دوازدهم و داستان زندگی لاله عزیز را خواندم و بعد هم کامنت خودم را خواندم و انگار خون تازه ای در رگهایم جاری شد و دوباره مطالب جلسه قبلی را به یاد آوردم و اینبار با هر جمله استاد فایل را متوقف میکردم و از زندگی خودم مثال مینوشتم و قسمتی از برداشت‌های خودم از فایل را اینجا مینویسم 

      تجربه زندگی = به معنای واکنش درونی و احساسی است که ما در مواجه شدن با اتفاقات زندگی و مشکلات و مسایل زندگی در من شکل میگیرد

      تجربه زندگی به معنای دستاوردهای زندگی من نیست!

      از جلسه قبل تفاوت بین مسایل و مشکلات زندگی را به خاطر آوردم و این باعث شد که خیلی  بهتر همین جمله را درک کنم

      ممکنه هر روز که چشمانم را باز میکنم مهم نیست که در چه شرایطی هستم چه کسی کنارم هست و هنوز همان خانه و شغل و ماشین و همکاران را دارم بلکه هر روز این من هستم که انتخاب میکنم چجوری به دنیای اطرافم نگاه کنم و چه احساساتی در من شکل بگیرد و ‌چه احساساتی را تجربه کنم

      ممکنه موقع رانندگی یک نفر جلوی من بپیچد یا کند برود و یا ترمز کند و این من هستم که انتخاب میکنم که عصبانی بشوم و یا آرام بمانم

      و یا همسرم حرفی بزند و یا همکارم بی محلی کند و من هستم که انتخاب میکنم که چه احساساتی را در ادامه داشته باشم و آرام باشم و یا احساس بی ارزشی کنم و احساس قربانی شدن کنم

      از نظر من تجربه زندگی برآیند تمام احساساتی هست که در یک بازه زمانی در من شکل میگیرد

      ممکنه عصبانی بشوم و چند روز دلخور باشم و خشمگین باشم و یا ممکنه که هر اتفاقی برایم رخ بدهد تلاش کنم که ذهنم را کنترل کنم و به خداوند امید داشته باشم و احساسم خوب باشد و در مهسا طبق قانون بدون تغییر خداوند اتفاقات خوب برایم رخ میدهد مثل لاله عزیز که در داستانش تمام اینها را بیان کردند و بعد از خودم و زندگی خودم مثال زدم مول خریدن خانه و ماشین و اتفاقاتی از این قبیل

      جاهایی هم یادم آمد که ذهنم را کنترل نکرده بودم و سشوار خانه سوخت و یا موقعی که ماشینم را پارک کرده بودم یک نفر با ماشینم زد و …

      از انجایی که هر لحظه اتفاقات جدیدی در پیرامون ما رخ میدهد بنابراین هر لحظه در موقعیت انتخاب قرار میگیرم که چه واکنش احساسی داشته باشم

      رفتار آدم‌ها هر روز تغییر میکند و برخوردشان با من هم هر روز متفاوت هست و این من هستم که نوع واکنش احساسی ام را انتخاب میکنم

      تعریف مومن در قرآن= نه ترسی دارند و نه غمی

      یعنی هر اتفاقی که بیفتد نگران نمیشود و واکنش نشان نمیدهد چون میداند که خودش قدرت خلق زندگی اش را دارد و به خداوند ایمان دارد پس هر اتفاقی که رخ بدهد با هر شرایطی که مواجه بشود باز هم آرامش خودش را حفظ میکند

      در جلسه قبل تفاوت بین مساله و مشکل بیان شد و فرد با ایمان مسولیت زندگی اش را بر عهده میگیرد و با توکل به خداوند و دریافت الهامات مسایل زندگی اش را حل میکند و اجازه نمیدهد که اونها تبدیل به مشکل بشوند

      تجربه زندگی احساسات غالب ما هستند

      وقتی قدرت را فقط به خودت بدهی و خدای درونت و قدرت را به هیچ عامل بیرونی ندهی اونوقت رفتارت توحیدی و با آرامش همراه هست و واکنش های من نسبت به رفتار اطرافیانم تغییر میکند و احساس متفاوتی دارم و تجربه من از  زندگی متفاوت خواهد بود

      دقیقا اتفاقی چند روز پیش بین من و همسرم رخ داد و راجع به فرد دیگری بحث کوتاهی کردیم و من عصبانی شدم و چند ساعتی ناراحت بودم ولی اصلا همسرم ناراحت نشد و گفت چرا باید از رفتار اون فرد عصبانی بشوی! در حالیکه چند ساعتی ذهنم درگیر بود تا ماجرا را برای ذهن خودم حل و فصل کنم

      یا اینکه یادم هست که در دوران دانشجویی توی یکی از اردوها سر دو نفر شکست که خون فواره میزد! و همه فرار کردند و من برخلاف بقیه حرکت کردم تا اوضاع را مدیریت کنم و همه من را با تعجب نگاه میکردند و من هم اونها را با تعجب نگاه میکردم که چرا فرار میکنید مگر ترسی داره! چون از نظر من ترسی نداشت و خداراشکر بخوبی اوضاع کنترل شد 

        

      و این دقیقا مثالی برای مطلب بالا هست که تجربه زندگی من با همسرم و دوستانم متفاوت بود

      تجربه زندگی من بواسطه افکار و نگذشته و پیش فرضهای ذهنی ام تغییر میکند

      مثلا تجربه زندگی من قبل از دوره لاغری با ذهن جور دیگری بود و زندگی بی هدفی داشتم و هیچ امید و انگیزه ای نداشتم

      و تجربه زندگی من در طی دوره زندگی با کمک خداوند بسیار فراتر از انتظارم بود و حتی از نظر خودم دستاوردهایم بسیار بیشتر بود و برای خودم بزرگ‌تر بود

      من قبلا وقتی فشار کاری ام بالا میرفت خیلی بیحوصله میشدم و سریع واکنش نشان میدادم، شروع دوره زندگی با کمک خداوند همزمان شد با شروع کار در شرکت جدید که با چالشهایی مواجه شده بودم و در کامنتهای همین دوره مقداری از اونها را بیان کردم و همون اول بهم چهار تا پروژه دادند که زمان تحویل اونها همزمان بود و من تا دیروقت کار میکردم و حتی من تولدم را جشن نگرفتم و بعد از چند روز از اتمام پروژه اینکارو انجام دادم و در تمام این مدت فقط اموزشهای این دوره و مطالبی که از دوره لاغری با ذهن بخاطر داشتم بهم کمک کرد تا آرامش خودم را حفظ کنم و با حال خوب ادامه بدهم

      اتفاقا چند روز پیش یکی از همون پروژه ها که طراحی کرده بودم به بهره برداری رسید و چون اواین پروژه در نوع خودش بود در اخبار و شبکه های اجتماعی راجع به آن کلی مطلب نوشتند و به خودم افتخار کردم

      و همه اینها بخاطر مطالب و آگاهی های این دوره بود

      واکنس احساسی ما نسبت به اتفاقات زندگی ربطی به امکانات و شرایط و لوازم زندگی و مدرک و سن و جنسیت و محل زندگی و حتی میزان ثروت ندارد

      شرایط احساسی ما با گرفتن مدرک تغییری نمیکند بلکه براساس محتوای ذهنی مان تغییر میکند

      دس تجربه زندگی من با تغییر افکار و نگرشهای من می‌تواند تغییر کند دقیقا مثل دوره لاغری با ذهن که بعد از تغییر نگرشهایم لاغر شدم و کلی اتفاقات عالی توی زندگیم رخ داد

      کسی که نگرشش تغییر نکند حتی اگر ماشین صفر کیلومتر بخرد هر لحظه نگران این هست که انرا ندزدند و یا کسی روی آن خط نیندازد و این باعث میشود که از داشتن اون ماشین خوشحال نباشد. درسته که امکانات زندگی اش تغییر کرده است ولی همون چند لحظه اول خوشحال هست و بعد باز هم نگران خواهد بود

      حالا به چه جهتی افکار و نگرشم را تغییر بدهم؟ همه ما دنبال خوشبختی هستم پس اگر تغییری که در افکار و احساسم ایجاد میکنم همسو با خوشبختی باشد، تجربه زندگی ام با آرامش همراه هست و احساس خوشبختی و لذت میکنم

      نکته مهم دیگر در این جلسه:

      «هر چیزی که در زندگی فکر میکنی که باید انرا بدست بیاری تا حالت بهتر بشود، همان چیز  دقیقا وقتیکه بهش میرسی باعث رنج و ناراحتی و نگرانی تو میشود»

      مول خریدن ماشین صفر

      در این حالت من احساس شادی و آرامش خودم را وابسته به عامل بیرونی کرده ام و این یعنی شرک و نتیجه شرک هم معلوم هست

      در زمان نداشتن اون خواسته من حالم بد هست و میگویم باید به فلان خواسته برسم تا بعد حالم خوب باشد و در زمان رسیدن به خواسته هم کلی ترس و نگرانی و ناراحتی سراغم می اید و در هر دو حالت احساسم خوب نبست و شاد نیستم

      و راهکار نهایی 

      « وقتی تجربه زندگی ات را اصلاح کنی اونوقت دستاوردهای زندگیت فراتر از انتظارت تغییر میکند»

      مثلا من با تغییر افکار و نگرشهایم نسبت به چاقی با کمک تمرینات دوره لاغری با ذهن، دستاوردهای بیشماری داشتم که کوچکترین اونها لاغر شدن بود . از خریدن خانه و دومین ماشین گرفته تا شغل جدید و شرکت جدید

      و مخصوصا اینکه در همین دوره زندگی با کمک خداوند هم دستاوردهای مالی بینظیری کسب کرده ام و چندین کار پروژه ای گرفته ام و درآمد جانبی برایم داشته است

      برای حل مسایل زندگی باید روی هدایت خداوند حساب کنم و برای درک و دریافت هدایت خداوند هم باید آرامش داشته باشم و نه ترسی داشته باشم و نه غمی داشته باشم

      و خداوند تمام موجودات را هدایت میکند. مثالی که استاد راجع به حیوانات و پرنده ها زدند بسیار جالب بود و اینکه جایی من خواندم که ماهی های  دریا با تشخیص اختلاف فشار هوای خارج از آب زمان وقوع طوفان و گردباد و حتی باران را پیش بینی میکنند و جابجا میشوند

      هدایت خداوند هر لحظه بر تمام موجودات ارایه میشود و من با داشتن احساس خوب، میتوانم انرا درک کنم و اگر احساسم خوب نباشد انرا ممکن هست بشنوم ولی درک نمیکنم

      استاد عزیزم از شما بسیار سپاسگزارم بابت این آگاهی های گرانبها و فوق العاده و آرزوی تندرستی و سلامتی برایتان دارم

      منتظر خبرهای عالی من باشید

      شاد و رو به رشد باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۹ ۱۵:۵۳
      مدت عضویت: 828 روز
      امتیاز کاربر: 11056 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      بنام خدای مهربانم و سلام و درود بر شما استاد 

      به نظرم آرامش در هر انسانی دقیقا برمیگرده به احساس درونی هر فردی یعنی حال درونی می‌تونه احساس آرامش بده به انسانها داشتن رفاهیات زندگی و امکانات فقط می‌تونه در جهت بهتر شدن شرایط زندگی فیزیکی باشه و هیچکدام نمیتونه مسبب حال خوب بشه حتی همان افرادی که می‌خوابند و عقیده دارن که کمی با خواب آرامش پیدا کننن اگر حال دلشون خوب نباشه حتی بعد از خواب کسل تر وبیحال تر وپربشان تر میشن پس همه چی درون ماهست واقعا در مورد تناسب داشتن هم ما به همین تجربه میرسیم که خال بیرونی و رفتارهای بیرون ازما نمیتونه نتیجه ای برایمان داشته باشه ولی اگر بتونیم حال و احساس و ذهن رو که درون ماهست آماده اش کنیم و درستش کنیم اونوقت میلینیم که نتیجه در جسم وظاهر ماهم تغییر می‌کنه 

      دقیقا در مورد ماشین استاد گفتن همین اتفاق برای اقوام نزدیک من افتاد مدتهادلیل حال بد خودش رو نداشتن ماشین مدل بالا میدونست و با سختی و قرض بالاخره ماشینی که می‌خاست خرید ولی باور کنید فقط چندروز خالش خوب شد وبعد از چند روز همون ماشین شد بلای جونش یعنی درد سر بزرگی شد که باعث بدتر شدن حالش شد دوباره دنبال راهکار جدیدی برای خال خوب میگشت دلیلش همین نداشتن حال خوب درونی هست که با هیچ‌چیزی درمان نمیشه فقط همه چیز باید از خود انسان شروع بشه و خوب بشه 

      در این دوره ها که بیشتر با خداوند آشنا شدم و یاد گرفتم ونگرشم تغییر پیدا کرده به وفور رفتارهایی میبینم که خیلی اذیت میشم چون دلیلش رو می‌دونم ولی خب قادر به توضیح دادنش برای اون شخص نیستم چون اصلا باور نمیکنه و حتی مخالفت هم می‌کنه و این  برای من کمی سخت شده و واقعا نمیدونم باید چه رفتاری داشته باشم البته در مورد خودم خیلی خوشحالم و حال دلم خیلی خوبه ولی دلم میخواد آموخته هایم رو به دیگران هم بگم‌تا آنقدر آسیب نبینن

      واقعا آرامش در بیداری هست و این جمله چقدر پر معنا و زیباست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۵/۱۹ ۱۰:۳۶
      مدت عضویت: 810 روز
      امتیاز کاربر: 23470 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 104 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان.

      سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان. بالت این دوره زیبا از شما واقعا سپاسگزارم. هر کلمه منو اگاه تر میکنه و زندگی را هموارتر میکنه. 

      تفاوت تجربه زندگی تغییر در احساس ما هست اگر احساس خوشبختی نداشته باشیم هیچ چیز هم ما را به احساس خوشبختی نمیرساند. زمانی احساس خوشبختی داریم که از اون لحظه و چیرهایی که داریم لذت ببریم.

      تا چیزهای بیشتر را تجربه کنیم.

      به هدایت خدا اعتماد کنیم آرامش ذهنی خود را بیشتر کنیم تا بیشتر هدایت شویم و الهامات را دریافت کنیم.

      آرامش و حس خوب=اتفاقات خوب=حس خوب بیشتر=اتفاقات خوب بیشتر و……..

      خدایا شکرت بابت این دوره عالی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 269 کلمه

      به نام خداوند بخشنده وبخشایشگر                        هرآنچه که ازخیر برایم می فرستی من فقیرم من تسلیمم؛پرودگارا سپاسگزارم برای آنچه که دارم،ندارم،خواهم داشت ونخواهم داشت توبهتر می دانی راضیم به رضای تو شکررررررر                    سلام خدمت استاد بزرگوار ورفیقای عزیزدل            عملکرد وتجربه استاد حرفهای جالبی میزنی تمرکز بیشتر که میکنم کیف میکنم مثال دیروز توبازارتهران باموتورمی اومدم یه مسافر گفت نگه داریه مسیر بریم گفتم چشم این عمل کرده من بود طبق کارروزا نه . حالا تجربه عاشقتم خدا استاد فقط داشته باش!؟ مسافره گفت ماشینم خراب شده یه قطعه خریدم ۱/۳۰۰تومان پولم تموم شده الانم عابربانک کارتمو خورد گفتم بله غروبم بودبانک تعطیل بود مسافر گفت منو ببرتو محل مون ولی پول شمارو فردا صبح شماره کارت بده بزنم به حساب . یه چیزی تودلم گفت این به تو پول نمیده ولی ببرش رسیدیم محل دوباره یه چیز بهم گفت بهش بگو اگه نزدی اشغال نداره گفتم چشم مسافر گفت نه من ندارنیستم صبح اول وقت میزنم ازش خبری نشد ولی بااین تجربه کلی حال کردم انسان معنوی باید بخشنده باشه دستی ازخداباشه استاد تجربه این شکلی خیلی برام پیش اومده . اون پوله من نداد ولی من آرامش دارم این لطف خداست شکر وسپاسگزارم من دنبال چی هستم اون مسافره دنبال چی بود استاد نوشته های شمارو زیاد می خونم میشنوم همین تور کامنت بچه هارو ولی زیاد نوشتاری نیستم علتشو نمیدونم فقط دوست دارم یادبگیرم چون شما راضی باشین نوشتم عاشقتم استاد روح زنده یاد مادرگرامیتان شاد درپناه الله یکتا شاد سالم سلامت وثروتمند…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سرباز امام زمانم
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۲ ۱۴:۵۸
      مدت عضویت: 859 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,164 کلمه

                       به نام الله توانا

      سلامی به زیبایی بهار به تمام شما گل‌های خداوند

      سلام و خسته نباشید خدمت استاد

      بازم یه گام دیگه به سوی حق برمی‌دارم الهی به امید تو

      امروز درباره آرامشه، بازم آرامش…

      خوب راستش من یه عالم دیدگاه نوشته بودم و یه عالمه حرف زده بودم تمام نکته‌هایی که از فیلم برداشته بودم نوشته بودم و الان مجبورم همه رو از اول بنویسم اما خب فکر نمی‌کنم به کیفیت کار اولم بشه سعیمو می‌کنم که بگمشون اما خب وقت زیادی ندارم تا بتونم میگم 😞🤕

      خوب من برداشتم از اینگام میشه تمام اون نکته‌ها  همه رو الان براتون یکی یکی می‌گم پس بریم سراغشون یا علی مدد:

      تجربه به این معنی نیست که چیکار کردم ،چه گلی به سر خودم زدم ،چند تا پیرهن پاره کردم، نه ،اصلاً اینطور نیست .

      بلکه به این منظوره که :تجربه زندگی به معنای واکنش درونی و احساسی که در ما در مواجه شدن با زندگی شکل می‌گیرد

      اون احساسی که از زندگی تجربه می‌کنی میشه تجربه

      تجربه یعنی واکنش احساسی نسبت به اتفاق‌های پیرامون

      و یه عالمه توضیح دیگه که میشه برای تجربه آورد به نظر من تجربه یعنی اینکه احساست چی هست زندگی نگرشت چیه چه جوری زندگی می‌کنی با چه نگرشی با چه فکری همونجور که فکر کنی چون همون وارد زندگیت میشه پس میشه تجربه😊

      خوب ببین کار و مسکن و شغل و خلاصه همه این‌ها چیزیه که همیشه هست یعنی از قدیم هست توی زندگیت اما وقتی تو یک صبحی رو شروع می‌کنی، یک روز جدید رو شروع می‌کنی ،اتفاق‌های پیرامونت جدیده به احساس و نگرشی که موقع افتادن اون اتفاق‌ها در تو شکل می‌گیره میگن تجربه وگرنه کار و شغل و اینا همه عملکرد زندگی ما هستند ،همه کارهایی هستند که ما هر روز انجام می‌دیم و جدید نیستند اما تو نمی‌دونی توی روز بعد چه اتفاقی قراره بیفته و احساسی که موقع افتادن اون اتفاق در تو شکل می‌گیره میشه تجربه😊

      با تغییر افکار تجربه من هم تغییر می‌کنه، واکنش من هم تغییر می‌کنه، واکنش من به زندگی ربطی به مدرک و غیره نداره لحظه شکل می‌گیره و این واکنش‌ها بر مبنای محتوای ذهنه که تغییر می‌کنه نه مدرک؛ تجربه از زندگی ربطی به درآمد و غیره نداره اینا باعث تغییر عملکرد میشه اما در تجربه نمی‌شه

      هر چیزی که فکر می‌کنی می‌تونه حالت رو خوب کنه همون چیزم می‌تونه حالتو بد کنه. توی عملکرد ما بارها شده کار و مدرک و این‌ها هم حالمونو خوب کرده، هم حالمونو بد کرده پس! این‌ها در عملکرد ما تاثیر می‌گذارند (مدرک و شغل کارو تحصیل و…)

      بین عملکرد و تجربه تفاوت بسیار زیادی هستش🙂

      وقتی این دوتا رو از هم جدا کنیم یعنی از خودمون بپرسیم :عملکرد چیه؟! تجربه چیه !؟می‌فهمید که می‌تونیم اینطور بگیم که اصلاح عوامل تجربه خوب یا همون (تغییر افکار )وقتی تغییر کرد عملکرد هم تغییر می‌کنه تجربه واکنش هم تغییر میکند🤩

      حالا یه دستورالعمل عالی برای یک تجربه عالی‌تر توی زندگی:

      برای داشتن تجربه عالی در زندگی تنها راه اینه که باید نگرش‌های همسو با تجربه خوشبختی در زندگی را در خود ایجاد کنیم

      یادت نره:

      من راهم درسته و در راه اصل دارم راه میرم😇

      خوب می‌دونم به اندازه‌ای که این اطلاعات درست در من نفوذ کنه تجربه من  هم تغییر می‌کنه😇

      شده بارها ما برای با یک اصل جلو رفتیم اما تجربیات متفاوت داشتیم مثل نتایج مختلفی که ماها همه از این سایت کسب می‌کنیم😑

      با اصل خودم جلو میرم و می‌دونم که موفق می‌شم چون خدا با منه و با خداست که لذت می‌برم💪🏻😎

             انشاالله😍

      من خوب می‌دونم که توی زندگی هر انسانی باید الهامات الهی باشه تا زندگی کنه اصلاً بدون الهامات الهی نمیشه زندگی کرد😑

      الهامات الهی همیشه و همه جا به ما داده می‌شه اما چه جوریه که بعضیاشون دریافت میشن و بعضیاشون دریافت نمی‌شن برای آدما؟!

      برای دریافت الهامات الهی باید آرامش ذهنی داشت برای روان شدن چرخ زندگیمون آرامش ذهنی باید باشه و باید به هدایت‌های خدا عمل کنیم😇

      این ماییم که دریافت نمی‌کنیم که باید چیکار کنیم وگرنه هدایت‌های الهی همیشه هست😶

      خیلیامون فکر می‌کنیم که الهامات الهی نمی‌دونم  باید یک اتفاقی یا مثلاً فرشته وحی نازل بشه نه! اصلاً اینطور نیست یه حسی رو خدا در ما ایجاد می‌کنه یه حس درونی اگه آرامش داشته باشی خود به خود دریافتش می‌کنی

      خیلی وقت‌ها شده که یه کاری رو ناخواسته انجام دادیم و نتیجه خوبی داشته دون اینکه بدونی اونو خدا گفته بود چون اون موقع آرامش داشتی و تونستی الهاماتش رو دریافت کنی

      مثلاً یه کاری که نمی‌خواستی بکنی چون خدا بهت گفته بود کاملا خود به خودی کاری می‌کنی که فکر نمی‌کردی

      الهامات دریافت کردن همیشه هست به دین و سن و مذهب و غیر ربطی نداره برای همه افراد دریافت میشه اما دریافتش به میزان آرامشی است که داری

      مثل پرنده‌ها که خدا هدایتشون می‌کنه وگرنه اونا که بلد نیستن خودشون کوچ کنن یا اصلاً جغرافی نخوندن که بدونن الان باید برن چرا همه موجودات دارن هدایت‌ها رو دریافت می‌کنند چون آرامش ذهنی دارند

      انسان هم همینجوره ولی چون مشغولات ذهنی داره عمل نمی‌کنه اما اگر آرامش ذهنی داشته باشه حتماً عمل می‌کنه اگر آرامش ذهنی باشه خود به خود تغییر می‌کنه من بهت قول میدم تو هم تغییر می‌کنی

      حالا یه چیزی تو فکر کن اگه همون پرنده مثل ما از این وسایل ارتباطی تحت تاثیر یه سری افکار و نگرش‌های اشتباه می‌شد آیا می‌تونست به همین خوبی الهامات رو دریافت کنه نه پس حواست باشه که چی رو باور می‌کنی و چه چیزی رو می‌ذاری کنار

      استاد سعی کردم که همشون رو بگم اما خلاصه گفتم  اینا همه اون نکته‌هایی بود که برداشتم البته می‌دونم نکته‌های بیشتری داشت ولی دیگه من همینقدر از توش جدا کردم😊

      راستش خیلی دلم می‌خواد از چند تا تغییرم بگم امروز متوجه یک تغییر دیگه هم درون خودم شدم

      امروز یک نفر به من پیشنهاد یه تیکه از نون خامه‌اش رو داد منم گفتم نمی‌خوام ممنونم اما هی اصرار کرد و گفت دستم رو کوتاه نکن منم گرفتم اما این دفعه فرق داشت دیگه با ترس بهش نگاه نکردم ،با یک فیلتر چاق کننده بهش نگاه نکردم، به چشمه خوراکی خوشمزه بهش نگاه کردم و با لذت خوردم خیلی خوشحالم منی که قبلاً جرأت نمی‌کردم الان اینقدر شجاع شده بودم. با احساس عالی بودم

      اون لحظه خودمو تحسین کردم بابت احساسم😎

      من حالا دارم می‌بینم و لذت می‌برم از تلاشم خدایا تو هم داری می‌بینی کمکم کن من با تمام وجودم دارم تلاش می‌کنم که با احساس خوب زندگی کنم

      یه عالمه تغییرات دیگه که دونه دونه دارم حسشون می‌کنم و لذت می‌برم از تغییرم😍😍

      الهی شکرت بابت این تغییرات که هم تغییر می‌کنم و هم متوجه تغییراتم می‌شم

      استاد من یه عالم تغییر کردم که می‌دونم اگه بخوام همه رو بگم کلی طول می‌کشه اما برای خودم می‌نویسم ،می‌نویسم تا شاهد تمام تغییراتم باشم

      من دیگه اون آدم قبلی نیستم یه ادم شجاعم و..

      من یک من جدید هستم الهی شکرت

      یا الله چی می‌تونم بگم جز اینکه انقدر بزرگی و مهربون که منو هدایت کردی با اون همه کفری که کردم خدایا شکرت💝💞💗💓💕💖❤

      استاد ممنونم ازتون که این اطلاعات رو به ما هم انتقال دادید اجرتون با خود خود خدا🌹🌺

      الهی که زندگی‌هاتون مانند آب زلال و پاک باشه😍

      حلال کنید اگه با نوشتم گیجتون کردم و حوصلتون رو سر بردم چون می‌دونم خیلی درهم نوشتم😅

      الهی بازم بی‌کران شکرت🤲🏻

      یا حق مدد👋🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۸ ۰۹:۱۸
      مدت عضویت: 1659 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 460 کلمه

      به نام خدا 

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر

      توضیحات تکمیلی۴ :

      تجربه تفاوت داره با عملکرد ، با امکانات ،همین الان زندگی من تغییر کرده چون با ورود آگاهی های جدید به ذهنم در همون شرایطی که چند ساله هست ،احساس من ،واکنش من به همه چیز عوض شده .

      ✓ تجربه ی زندگی ، نتیجه ی افکار و نگرش هاست،تجربه احساس درونی هر کسی در مقابله با مسائل زندگیشه  ✓

      « وقتی من آروم باشم ،پاسخ میدهم به اون فرکانسی که دریافت میکنم »این جمله خودش یه دنیاست ، این یعنی ما همیشه مورد رحمت و لطف خداوند هستیم اما اینکه پاسخ بدیم به اون ندا ،به اون فرکانسی که دریافت میکنم  بستگی داره به فکرم ،اگه من خیلی فکرم درگیر مسائل ناخوشایند باشه اصلا نمیتونم پاسخ بدم ، تصمیم درست رو بگیرم .

      امروز که توضیحاتتون رو شنیدم استاد ،بسیار برام جالب و عجیب بود که وقتی ما به آرامش درونی برسیم وقتی یه مساله اتفاق میوفته کاملا برخوردمون فرق میکنه ،صحیح تصمیم میگیریم، من همین امروز نزدیک بودم به یه برخورد اشتباه ،با یه اتفاق در زندگیم، اما با خودم گفتم این برخورد من دقیقا همون برخوردیست که سالها قبل با بودنم در این مسیر انجام دادم و نتیجه هم همون خواهد شد ، الان که من این همه آگاهی درست دریافت کردم باید عکس و العمل متفاوتی داشته باشم تا نتیجه ی بهتری دریافت کنم و از ته دل سپاسگذارم برای این همه آگاهی عالی و آرامش درونی .

      الان که دارم ادامه ی دیدگاهم رو می نویسم دو روز گذشته ،باید بگم که با توجه به واکنش درست من به اون اتفاقی که گفتم بسیار نتیجه ی متفاوتی دریافت کردم و خیلی راضی ام ، این هم از کسب آگاهی های عالی استاد .

      خیلی خوشحالم که دوره ی زندگی با کمک خداوند ادامه پیدا میکنه و ان شاالله بتونم در آینده این دوره ی آرامش در بیداری رو تهیه کنم .

      ✓یکی از تغییراتی که با بودنم در این دوره ها در من ایجاد شده اینه که بسیار صبورتر شدم ، اینکه قبل از زدن حرفی یا انجام‌ عملی فرصت این رو پیدا کردم که بهش فکر کنه ، واقعا باید بگم این رو نداشتم ✓

      « آرامشی که الان با وجود این مسیر بدست آوردم هرگز در زندگیم نداشتم و همین دیروز که در یه جمعی شرکت کردم یکی از دوستان بهم گفت که احساس کردم امروز خیلی لذت بردی ،گفتم چجوری فهمیدی گفت از احساست ،درک کردم که احساس خوبی داری ، خیلی برام جالب بود 🙂 خدایا شکرت ،این آرامش و انرژی مثبت رو تا حدی میتونم به دیگران هم منتقل کنم .»

      (استاد یه مدتی ست سرم شلوغ تر از قبل شده ، اکثرا سعی کردم فایل های بی نظیرتون رو گوش بدم اما برای نوشتن یکم وقت کم آوردم ،سپاسگذارم از همراهیتون ، در پناه خداوند بخشنده باشید .)

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم