0

تغییر باورهای چاق کننده؛ چگونه بدون رژیم برای همیشه لاغر بمانیم؟ (گام ۱۴۶)

تغییر باورهای چاق کننده
اندازه متن

تا حالا شده جلوی آینه بایستی و از خودت بپرسی «چرا با این همه تلاش، باز هم سرِ پله اول هستم؟» 🪞 انگار توی یک هزارتوی تکراری گیر کردی که راه خروجش با رژیم‌های سخت پیدا نمی‌شه.

حقیقت اینه که لاغری یک پروژه موقت نیست؛ مثل یاد گرفتن رانندگی، یک مهارته که باید توی ذهنت هک بشه. 🧠✨ کلید این قفل، بشقاب غذای تو نیست، بلکه تغییر باورهای چاق کننده است که سال‌هاست کنترل فرمان زندگی‌ت رو به دست گرفته.

وقتشه با آموزش‌های لاغری با ذهن برای تغییر باورهای چاق کننده‌ات اقدام کنی و برای همیشه پرونده اضافه‌وزن رو ببندی؛ نه به خاطر دیگران، فقط برای حالِ خوبِ خودت. 🌱🚀

باورهای ذهنی که مانع لاغر شدن شما می‌شوند 🧠🚧

تا حالا فکر کرده‌ای چرا با وجود این‌همه تلاش، وزنت سر جایش می‌ماند؟ 🤔 اغلب مشکل در بشقاب نیست، در جمله‌هایی است که سال‌ها به خودت گفته‌ای و دیگر صدایشان را نمی‌شنوی. اسم این جمله‌ها باورهای ذهنی چاقی است. باورها مثل قفل‌های نامرئی عمل می‌کنند: تا پیدایشان نکنی، نمی‌توانی بازشان کنی.

این‌ها رایج‌ترین باورهایی هستند که مانع لاغر شدن می‌شوند:

  • «لاغری یعنی سختی و محرومیت.» 😩 وقتی ذهنت لاغری را با رنج یکی بداند، خودش را از آن دور نگه می‌دارد.
  • «من اراده ندارم.» 💔 این جمله هر شکستی را به گردن شخصیتت می‌اندازد و ادامه دادن را بی‌معنا می‌کند.
  • «اگر کامل رعایت نکنم، فایده‌ای ندارد.» ⚖️ با یک لغزش کوچک، کل مسیر را رها می‌کنی.
  • «غذا تنها چیزی است که آرامم می‌کند.» 🍫 غذا برای تو راه مدیریت احساسات شده، نه فقط رفع گرسنگی.
  • «لاغر که شوم، توجه و انتظارات دیگران بیشتر می‌شود.» 😶 ناخودآگاه از لاغری می‌ترسی، چون فکر می‌کنی چاقی سپر محافظ توست.

چطور باورهای محدودکننده‌ات را پیدا کنی؟ 🔍

  1. جمله‌های تکراری را بنویس. یک هفته هر بار که درباره غذا، بدن یا وزنت حرف زدی یا فکر کردی، جمله را یادداشت کن. مثلاً «من که هر چی بخورم چاق می‌شم».
  2. زیر هر جمله بپرس: «از کجا مطمئنم؟» اغلب به تجربه‌ای قدیمی یا حرف یکی از اطرافیان می‌رسی، نه حقیقتی ثابت‌شده.
  3. جمله را بازنویسی کن. به‌جای «لاغری سخت است»، بنویس: «دارم مهارت لاغری را یاد می‌گیرم و هر روز راحت‌تر می‌شود.» ✍️

برای شناخت عمیق‌تر افکار پنهان، مقاله پاکسازی ذهن از فرمول‌های چاقی را بخوان. اگر می‌خواهی بدانی این باورها چطور شکل می‌گیرند، به اصلاح ژن چاقی سر بزن. 🌱

برای چه کسی می‌خواهی لاغر شوی؟ (تله انگیزه بیرونی)

اولین سوالی که باید صادقانه به اون جواب بدی اینه: «چرا دارم این کار رو می‌کنم؟»

تغییر باورهای چاق کننده‌

خیلی از دوستانی که وارد دوره‌های لاغری با ذهن می‌شوند، در ابتدای مسیر انگیزه‌هایی دارند که بوی ترس و فرار می‌دهد تا بوی عشق و اشتیاق. ⛔️ “می‌خوام لاغر شم تا شوهرم بهم خیانت نکنه.” ⛔️ “می‌خوام لاغر شم تا توی عروسی دخترخاله‌م همه انگشت به دهن بمونن.” ⛔️ “می‌خوام لاغر شم تا دیگه کسی بهم نگه چاقالو.”

ببین رفیق، بگذار آب پاکی را بریزم روی دستت. تا زمانی که لاغری تو گروگانِ نظرِ دیگران باشد، تو لاغر نخواهی شد! چرا؟ چون فرکانس تو روی “نیاز به تایید دیگران” تنظیم شده، نه روی “سلامتی و ارزشمندی خودت”.

اگر تغییر باورهای چاق کننده را شروع نکنی و فقط به خاطر دیگران وزن کم کنی، با اولین باری که کسی بهت بگه «چقدر صورتت لاغر شده، زشت شدی!» تمام انگیزه‌ت دود میشه و میره هوا. 💨

لاغری باید یک سفر شخصی و عاشقانه باشد.
تو وقتی لاغر می‌شی، سایز لباست کم می‌شه، سبک می‌شی، زانودردت خوب می‌شه و نفست باز می‌شه. کدوم یکی از این‌ها نفعش به همسایه و فامیل می‌رسه؟ هیچ‌کدام! تمام سود این معامله توی جیب خودت می‌ره.

وقتی یاد بگیری که تغییر باورهای چاق کننده یعنی احترام گذاشتن به بدن مقدس خودت، اون وقت دیگه برات مهم نیست بقیه چی میگن. اون وقته که جسمت شروع می‌کنه به پاسخ دادن. 💖

لاغری یک «مهارت» است، نه یک پروژه موقت 🛠️

یکی از بزرگ‌ترین ترس‌های بچه‌هایی که رژیم می‌گیرند اینه: “نکنه دوباره چاق بشم؟” این ترس از چاق‌تر شدن کاملاً بجاست! چون کسی که با رژیم لاغر شده، فقط موقتاً جلوی دهنش رو گرفته، اما ذهنش هنوز ذهن یک آدم چاقه. اما در متد تناسب فکری، ماجرا فرق داره.

بیایید یک مثال بزنم. شما وقتی رانندگی یاد می‌گیرید، اوایلش سخته. کلاچ، ترمز، گاز، آینه… همه چیز گیج‌کننده‌ست. اما وقتی یاد گرفتید و این مهارت در ناخودآگاهتون نشست، آیا ممکنه صبح از خواب بیدار شید و یادتون رفته باشه چطور رانندگی کنید؟ محاله! 🚗

تغییر باورهای چاق کننده هم دقیقاً مثل یادگیری رانندگی یا یادگیری زبان فارسیه. شما فارسی حرف زدن رو بلدید و نگران نیستید که فردا فراموشش کنید.
وقتی شما یاد بگیرید چطور مثل یک لاغر فکر کنید، چطور با غذا برخورد کنید و چطور احساساتتون رو مدیریت کنید، لاغری تبدیل به “هویت” شما می‌شه.

دیگه لازم نیست بترسی که وزنت برگرده. چون اون آدمی که چاق می‌شد، دیگه وجود نداره! شما با تغییر باورهای چاق کننده، سیستم عامل مغزت رو آپدیت کردی. ورژن جدید شما، لاغری رو به عنوان حالت پیش‌فرض (Default) می‌شناسه.

افسانه ژنتیک و ارثیه خانوادگی 🧬🚫

«آقای عطارروشن، ما خانوادگی چاقیم! ما حتی آب هم می‌خوریم چاق می‌شیم!»

این جمله‌ای است که بارها از زبان همراهانم شنیده‌ام. اما اجازه بدهید یک راز بزرگ را به شما بگویم: شما ژن چاقی را به ارث نبردید (یا حداقل آن‌قدر که فکر می‌کنید قدرتمند نیست)، بلکه شما در واقع تغییر باورهای چاق کننده خانواده‌تان را پشت گوش انداخته‌اید و همان الگوها را تکرار می‌کنید! 🍔

شما سر سفره‌ای بزرگ شدید که در آن بشقاب‌های پر تشویق می‌شد، تند غذا خوردن یک عادت بود و تمام غم‌ها و شادی‌ها با خوردن گره خورده بود. شما در حقیقت عادت‌های مادرتان، ترس‌های پدرتان و الگوهای ذهنی خانواده را کپی کرده‌اید.

اما خبر خوب این است: شما محکوم به تکرار این سرنوشت نیستید. بسیاری از شرکت‌کنندگان دوره‌های ما، امروز تنها افراد متناسب خانواده‌شان هستند. چطور؟ چون تصمیم گرفتند این زنجیره قدیمی را قطع کنند و به جای پناه گرفتن پشت بهانه‌های ژنتیکی، تمام تمرکزشان را روی تغییر باورهای چاق کننده بگذارند.

شما استخوان‌بندی درشت ندارید، شما باورهای درشت و سنگین دارید! وقتی با قدرت ذهن شروع به پاکسازی می‌کنید، می‌بینید که بدنتان چقدر هوشمند است و چقدر اشتیاق دارد که به حالت طبیعی و متناسب خودش برگردد.

ترازو: مینِ جنگی در مسیر لاغری ⚖️💣

اگر از من بپرسید خطرناک‌ترین دشمن در مسیر لاغری با ذهن چیه، بدون معطلی می‌گم: ترازو!
دوست خوبم، ترازو در مسیر تناسب اندام دقیقاً حکم یک «مین جنگی» رو داره. می‌دونی چرا؟ چون هر بار که روی ترازو میری، داری با احساساتت قمار می‌کنی.

بیایید سناریوهای ترازو رو بررسی کنیم:

  1. وزنت کم شده: ذهن شرطی شده‌ی شما بلافاصله میگه: «آخیش! نتیجه گرفتم. پس حالا می‌تونم یه ناخنک بزنم و به خودم جایزه بدم!» نتیجه؟ پرخوری و بازگشت وزن. 🍰
  2. وزنت ثابت مونده یا زیاد شده: دنیا روی سرت خراب می‌شه. میگی: «من که این همه رعایت کردم، من که روی ذهنم کار کردم، چرا نشد؟ این روش هم الکیه!» نتیجه؟ ناامیدی، افزایش هورمون کورتیزول (که خودش چاق کننده‌ست) و رها کردن مسیر. 😞

می‌بینی؟ در هر دو حالت، ترازو تو رو زمین می‌زنه!
در پروسه تغییر باورهای چاق کننده، ما اصلا کاری به عدد نداریم. عدد روی ترازو آخرین چیزیه که تغییر می‌کنه. تغییرات واقعی اول در سطح انرژی تو، در کیفیت خواب تو، در شل شدن لباس‌هات و در حسِ رضایت درونی تو اتفاق می‌افته.

ترازو رو جمع کن بذار توی کمد، یا اصلاً بندازش دور! اجازه نده یک ابزار مکانیکی ساده، حالِ خوبِ تو رو تعیین کنه. معیار واقعی تو باید آینه، تن‌خورِ لباس‌های محبوبت و لبخندی باشه که از رضایت روی لبت می‌شینه.

یادت باشه که کاهش وزن واقعی از ذهن شروع می‌شه؛ وقتی با تغییر باورهای چاق کننده خودت رو از اسارت عددها آزاد کنی، جسمت هم با آرامش و سرعت بیشتری چربی‌ها رو رها می‌کنه. به مسیرت ایمان داشته باش! 🚫⚖️

عجله نکن! از مسیرت لذت ببر 🚌🌄

یکی از سوالات پرتکرار اینه: “کی لاغر می‌شم؟ چقدر طول می‌کشه؟”
این سوال نشون میده که تو هنوز در مدار درستی نیستی. کسی که مدام ساعتش رو نگاه می‌کنه، یعنی از جایی که هست لذت نمی‌بره.

تغییر باورهای چاق کننده زمان‌بره، چون شما یک شبه چاق نشدید که یک شبه لاغر بشید. اون باورها سال‌ها در ذهن شما سیمان‌کاری شدند. باید به خودت زمان بدی. وقتی عجله داری، فرکانس “نبودن” و “کمبود” رو به جهان ارسال می‌کنی.
اما وقتی آرامش داری و میگی: “من دارم هر روز بهتر می‌شم، خدا هم کارش رو بلده”، اون وقته که معجزه‌ها رخ میده.

فراموش نکن، هدف فقط رسیدن به اون وزن ایده‌آل نیست؛ هدف تبدیل شدن به انسانیه که از غذا خوردنش لذت می‌بره، با بدنش در صلحه و احساس ارزشمندی می‌کنه.
جالب اینجاست که وقتی مسیر رو رها می‌کنی، مقصد هم دورتر میشه. پس صبور باش. به پروسه تغییر باورهای چاق کننده اعتماد کن.

خدا هرگز دیر نمی‌کنه. هر وقت که ظرف وجودت آماده باشه، نعمت سلامتی و تناسب در اون جاری میشه. ⏳✨

ترس از بازگشت وزن؛ توهمی که باید شکست 👻

دوستی پرسیده بود: «من دارم روی خودم کار می‌کنم اما ته دلم می‌ترسم که نکنه لاغر بشم و دوباره برگردم.»
این ترس ریشه در تجربه‌های تلخ گذشته داره؛ زمان‌هایی که فقط با «زور» و «اراده» لاغر شدی. بله، لاغری با زورِ اراده مثل نگه داشتن توپ زیر آبه؛ به محض اینکه خسته بشی، توپ با شدت می‌پره بیرون! 🏐

اما اینجا ما از زور استفاده نمی‌کنیم. مسیر ما با تغییر باورهای چاق کننده شروع می‌شه تا جنس اون توپ کلاً عوض بشه. وقتی تو یاد بگیری که «غذا دشمن نیست»، «من برای رفع گرسنگی می‌خورم نه برای رفع غم» و «بدن من معبد مقدس روح منه»، دیگه چطور ممکنه دوباره به حالت قبل برگردی؟

شما اگر سواد خوندن و نوشتن رو یاد گرفتید، آیا می‌ترسید که فردا بی‌سواد بشید؟ نه! چون این آگاهی جزئی از وجودتون شده. تناسب اندام با قدرت ذهن هم دقیقاً همینطوره.
شما با تغییر باورهای چاق کننده در واقع دارید «سوادِ تغذیه روحی» یاد می‌گیرید. پس این ترس، فقط یک توهم برای متوقف کردن شماست. بهش محل نذار و با قدرت ادامه بده. 💪

کلام آخر: اقدامک امروز تو چیه؟

دوست عزیز، خواندن این مقاله عالیه، اما کافی نیست. آگاهی بدون عمل، مثل زنبور بدون عسله. 🐝 برای شروعِ واقعیِ تغییر باورهای چاق کننده، همین امروز یک قدم کوچک بردار:

  • ترازو رو همین الان از جلو چشم بردار.
  • جلوی آینه بایست و به جای گشتن دنبال ایرادها، بابت سه تا از ویژگی‌های بدنت از خدا تشکر کن.
  • یک جمله تاکیدی برای خودت بساز، مثلاً: «من در حال یادگیری مهارت لاغری هستم و بدنم هر روز متناسب‌تر می‌شود.»

دوره آموزشی لاغری با ذهن، مسیری پر از کشف و شهوده. ممکنه گاهی زمین بخوری یا ناامید بشی، اما مهم اینه که تو دیگه راه اصلی رو پیدا کردی. تو دیگه توی بیراهه‌های رژیم و قرص نیستی.

من، رضا عطارروشن، در این مسیر کنارتم تا با هم و از طریق تغییر باورهای چاق کننده، عمارت زیبای تناسب اندام رو توی ذهنت بسازیم.

یادت باشه، تو لایق بهترین اندام و بهترین حس و حالی. خودت رو باور کن. 🌟

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 7 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.17 از 65 رای

https://tanasobefekri.net/?p=38922

7 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

7 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار م ا
      ۱۴۰۵/۰۶/۲۳ ۱۰:۵۷
      مدت عضویت: 785 روز
      امتیاز کاربر: 24865 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 910 کلمه

      بنام خدای مهربان

      سلام استاد ودوستان هم مسیر 

      لاغری یک پروژه موقت نیست مثل باد کرفتن راننکی یک مهارته که باید توی ذهنم حک بشه کاید این قفل بشقاب غذایی نیست بلکه تغییر باورهای چاق کننده ایت که سالها کنترل فرمان زندگیم را به دستگرفته با اموزشهای لاغری باذهن برای تغییر باورها ی چاق کننده ام اقدام کنم وبرای همیشه پرونده اضافه وزن را ببندم نه به خاطر دیگران فقط به خاطر حال خوب خودم وبخاطر سلامتیم به خاطر ارامشم بخاطر ازادیم من قبلا میخواستم بخاطر دیگران حرف دیکران وتشویق های دیگران لاغربشم اما از وقتی اینجا هیتم ففط میخواهم بخاطر خودم لاغربشم برای سلامتی خودم وبرای لباسهایی که دوست دارم بپوشم ولذت ببرم دیگه کمر درد وزانو درد نداسته باسم بتونم کارهای خودم را به راحتی وبدون سختی انجام بدم بتونم از زندگی لذت ببرم بتونم شادی وارامش داشته باشم وقتی من یاد بگیرم که تغییر باورهای چاق کننده یعنی احترام گذاشتن به بدن نقدس خودم اون وقت دیگه برام مهم نیست بقیه چی میگن واون وقت شروع میکنه به پاسخ دادن وقتی من رانندگی را یاد میگیرم اولش سخته وهمه چی گیج کننده هست اما وقتی یاد میگیرم واین مهارت در ناخوداگاهم ثبت میشه وممکن نیست از یادم بره تغییر باورهای چاق کننده هم دقیقا مول یاد گیری رانندگی یاد گیری زبان فارسیه ومافارسی حرف زدن را بلدیم ونکران نستیم که فردا فرامپش کنیم وقتی من یاد بکیرم چطور مثل یک لاغر فکر کنم چطور با غذا برخورد کنم لازم نیست بترسم که وزنم بر میکرده چون اون ادمی که جاق میشه دیگه وجود نداره من با تغییر باورهای چاق کننده سیستم عامل مغزم را اپدیت کردم وژون جدبد لاغ ی را به عنوان حالت پبش فرض میشناسه چاقی من ارثی هست این یه باور ذهنی چاقی هست که از خانواده شنیدم واین الگو را تکرار کردم تا درذهن من بتور قوی شده تند غذا خوردن وبشقاب پر از غذا برام عادت شده بود وتنام غم وشادی ها با خوردن گره خورده بود من در حقیقت محکوم به این سرنوشت نیستم من نیتونم به جای پناه بردن به بهانه های ژنتیکی تمام تمرکزم را روی تغییر باورهای چاق کننده بگذارم من استخوان بندی درشت ندارم من بارهای درشت وسنگین دارم وقتی با قدرت ذهنم شروع به پاکسازی کنم میبینم که بدنم چقدر هوشمنده وچقدر اشتیاق داره که به حالت طبیعی ومتناسب خودش برگرده من دیگه با ترازو کاری ندارم وترازو را کنار گذاستم چون وقتی وزن کنم ویکم لاغرشده باشم پس به خودم جایزه میدم وباز به غذاها ناخنک میزنم وبلا فاصله پر خوری شروع میشه یا اکه وزن کم نکنم دنیا روی سرم خراب میشه پس در حالت حال من خراب میشه

      دراین مسیر کاری به ترازو نداریم وعدد روی ترازو اخرین چیزییه که تغییر میکنه تغییرات واقعی اول در سطح انرژی من در کیفیت خوابذمن درگشاد شدن لباسهایم ودر حس رضایت درونی من اتفاق می افته من بایدترازو را جمع کنم معیتر واقعی من باید اینه تن خور لباسهای محبوبم ولبخندی باسه که از رصایت روی لبم میشینه کاهش وزن واقعی از ذهن شروع میشه وفتی با تغییر باورهای چاق کننده را از اسارت عدد ازاد میکنم جسم هم با ارامش وسرعت بیشتر ی جربی ها را رها میکنه من به مسیرم ایمان دارم من نبایددعجله کنم باید از مسبرم لذت ببرم چون تغییر باورهای چاق کننده زمان بر هست من یک شبه چاق نشدم که بتونم یم شبه هم لاغربشم اون باورها سالهادرذهنم سیمان کاری شدند باید به خودمزمان بدم وقتی عجله دارم فرکانس نبودن وکمبود را به جهان ارسال میکنم اما وفتی ارامش دارم مبگم من دارم هر روز بهتر میشم خداهم کارش راذبلده اون وقته که معجزه ها رخ میده. 

      من فراموش، نمیکنم که هدف فقط رسیدن به داون وزن ایده ال نییت هدف تبدیل شدن به انسانیه که از غذاخوردنش لذت میبره با بدنش در صلحه واحیاس ارزشمندی میکنه وقتی مسیر را رها میکنم مقصد هم دورتر میشه پس باید صبور باشم ویه پروسه ی تغییر باورها ی چاق کننده اعتماد کنم وخدا هرگز دیر نمیکنه هر پقت که ظرف وجودم اماده باسه نعمت سلامتی وتنایب دراون جاری میشه نباید دراین راه ترس بازگشت وزن را داشته باشم این ترس درروشهای قبلی بود چون بازور واراده لاغرمبشدم وبه محض رها کردن روش دوباره چاق میشدم اما دراین مسیر از زور ایتفاده نمیکنیم مسیر با تغییررباورهای چاق کننده شروع میشه وقتی یاد بگیرم که غذا دشمن من نیست من برای رفع گرسنگی میخورم نه برای رفع غم بدن من معبد مقدس روح منه دیگه چطور ممکنه دوباره به حالت قبلی برگردم من اگه سواد خوندن ونوشتن را یاد گرفتم ایا میترسیدم که فردا بی سواد بشم نه چون این اکاهی جزئی از وحودم شده تناسب اندام با قدرت ذهندهم دقیقا همین طوره من با تغییر باورهای چاق کننده در واقع دارم سواد تغذیه روحی یاد میگیرم پس این یه ترس،توهم برای توقف کردن من هست بهش، محل نمیزارم وبا قدرت جلو میرم وادامه میدم من دیگه ترازو را خیلی وقته گذاشتم کنار من جلوی اینه می ایستم وبه جای گشتن ایرادهابابت سه تا از ویژگی های بدنم از خداتشکر کنم ویک جمله تاکبدی برای خودم بسازم مثلا من درحال یاد گیری مهارت لاعری هستم وبدنم هر رپز متناسبتر میشه من درابن مسیر هستم وگاهی که زمین میخورم ویا ناامید میشم اما مهم اینه که من درمسیر دریت هستم وراه اصلی را پیدا کردم من دیگه در بیراهه نیستم من لایق بهترین اندام هستم من لایق بهترین حس وحال هستم من خودم را باید باور کنم من لایق تناسب اندام هستم من به تنسب اندامی که دوست دارم میرسم

      خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشماهمگی درپناه الله مهربان     

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره انصاری
      ۱۴۰۵/۰۶/۰۱ ۰۸:۵۳
      مدت عضویت: 789 روز
      امتیاز کاربر: 19120 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 470 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و ارجمند و دوستان هم مسیر اون موقع که رژیم غذایی برای متناسب بودن  داشتم از شب ناراحت بودم که صبحانه باید چهار کفی دست نان با یه دونه تخم مرغ بخورم چون شب غذا کم خوردم چقدر گوجه خیار یا سالاد بخورم بعضی مواقع که خیلی گرسنه می‌شدم بادنجان یا بخار پز می کردم یا همین نپخته می خوردم یه چیزی خیلی برام جالب هست هر وقت میخواهم از استاد سوال بپرسم در فایل بعد به جوابی اون سوال رسیدم   همیشه به من میگن تو شبهه مادرت هستی حتی چاقیت چون مادرم الان صدتا بیماری گرفته وزمین گیر شده فکر می کردم من هم مثل اون میشم و خیلی ناراحت بودم  الان  که استاد در این فایل جواب دوست عزیز رو دادن من هم خیالم راحت شد چون من خیلی کارهای که انجام میدم اصلا مثل کارهای مادرم نیست چون هیچ بفکر خودش نبود یه نفس راحت کشیدم  سر سفره‌ای بزرگ شدم که در آن بشقاب‌های پر تشویق می‌شد، تند غذا خوردن یک عادت  داشتم  که تمام غم‌ها و شادی‌ها با خوردن گره خورده بودن من در حقیقت عادت‌های مادرم ترس‌های پدرم و الگوهای ذهنی خانواده ام را کپی کرده بودم من هم اول که وارد سایت شدم دو هفته که گذشت با لباس های که برام تنگ شده بود خودم را اندازه گیری می کردم یا در آینه خودم رو نگاه می کردم و می‌گفتم من لاغر نشدم فایل گوش می کردم می نوشتم تمرین می کردم ولی هیچ تغییر جسمی نداشتم حدود 8تا 9ماه همین طور پیش می رفتم الان وسوسه میشم ولی خیلی کمتر شده دیگه کاری به کار چاقی یا لاغری ندارم این طور مسیر لاغری بهتر پیش می رود ذهنم سریع صدا می کند ولی من کمتر عمل می کنم وقتی من یه چیزی را یا میگیرم فراموش نمی کنم مثل آشپزی خیاطی صبحت کردن با زبان مادری یا زبان فارسی صحبت کردن راه رفتن هرکاری را یاد بگیرم فراموش نمی کنم لاغری یکی از همین کارهای هست که در طول عمرم آموزش دیدم مثل چاق شدن که فراموش نشده است پس هر کاری که یادش بگیریم فراموش نمی شود فقط اگر فراموشی بگیریم  من فقط باید بخاطر خودم تغییر کنم یا لاغر شوم چاقی یا لاغری من مربوط به کسی نیست اگر من لاغر بشم سودش در جیب خودم می رود نه دیگران من بهتر نفس می کشم من سر حال تر سلامت تر و بهتر راه می روم با آرامش غذا می خورم بدون اخ و ناله به کارهای مختلفی زندگیم می‌رسم شبها بدون دردپا راحت می خوابم و خیلی از مشکلات که با متناسب شدن حل می شوند اگر لاغر باشم از زندگی خیلی  بیشتر لذت می برم اگر الان چاق هستم  خودم در سختی و رنج به سر می‌برم  من برای دیگران  زندگی نمی کنم  با سپاس فراوان از استاد عزیز در پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۴ ۱۵:۳۳
      مدت عضویت: 812 روز
      امتیاز کاربر: 30155 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 340 کلمه

      سلام مادرگذشتع تاگفتن چاقیدلباس براتون تنگ شده فوری دنبال راهی بودیم تالاغربشیم وچقدرعجله داشتیم تازودبه اون اندام دلخواه برسیم ولی متاسفانه اون روش ها نتیجه مطلوبی ندادرژیم ورزش اینا مقطعی بوده مااولش چقدرخوب اجرامیکردیم ولی بعدچندروزرها میکردیم واقعاسخت بودبود تحمل گرسنگی من چقدرمیتونستم مقاومت کنم با۸یا۱۰قاشق برنج صبحانه یک کف دست نون یه قوطی کبریت پنیر یا روزهای دیگه یه لیوان شیرودوتاخرما ناهار همینجورمقدارکم شام هم کم دیدم نه نمیشه دوباره شروع میکردم بخوردن اون ۳کیلوکم کرده روبرمیگردوندم ورزش بزوراونقدربدنم بی حال بودازگرسنگی وما چراباید یک فردکه بعنوان پزشک بایدبرامن تعیین کنه چی بخورم کی بخورم چه مقداربخورم چقدرازاندام خودم متنفربودم لباس دلخواه نمیتونستم تنم کنم بمانگفتن روافکارکاربشه لاغرمیشی نه روجسم ومانمیدونستیم این ذهن ناخوداگاه یاهمون ناخودای کشتی نجات هست که نمیتونه رژیم روقبول کنه چون حالت تنبیه داشت وقتی باسایت اشناشدم وشروع کردم به گوش دادن فایل هااولش مینوشتم ولی انگارخوب درک نکرده بودم یه جورازمون خطاداشت برام لاغری باذهن اولش خیلی چاق شدم ولی ادامه دادم دیدم نه چقدرنگرشموتغییرداد چقدرافکاراشتباه داشتم روش خوردنم چقدرایرادداشت باشروع اموزش وحل تمرین یادگرفتم تکنیک هایی که یادگرفتمواجراکنم ولاغری روبراذهنم راحت کردم وعجله نکردم دیگه اون حس تنفرازاندام رفت کنار برام یادگیری زبان لاغری مهمه فقط گوش دادن رفع تکلیف لاغرنمیکنه باید سریک تایمی فایل روگوش کرد باحس خوب ونوشت واجراانچه رران گفته میشه روعمل کرددرطی مسیرلیزنبایدخوردبایدصبوربود لاغری توذهنه نوتوبشقاب نه کالری شماری مایادگرفتیم باتصویرسازی ذهنی یک جسم مناسب بسازیم وچخوب چربی هادارن اب میشن ومااصلا بدون کمترین رنجی متوجه بشیم چقدراخلاق ماتغییرکرده چقدراعتمادبنفس بالارفته وهدف لاغری براروکم کنی اطرافیان نباشه اونجوری بیشترفاصله میگیریم ازمسیر مابراسلامتی خودمون مسیرروادامه میدیم کاری به حرف وحدیث نداریم ازافکارواخبارمنفی فاصله گرفتیم چون خودش یجورترمزذهنی ایجادمیشه نمیزاره مابه لاغری فکرکنیم  یا بحث خوردنونخوردن ها همش ذهن رودرگیرنکنیم بزاریم همون لحظه تصمیم بگیریم اگروسوسه شدیم یک لحظه مکث ازخودمون بپرسیم ایاگرسنه ایم گاهی تشنه هستیم بااب خوردن رفع میشه موقع سیربودن اگربماتعارفی کردن بگیم ممنون میل ندارم ازغذاها نترسیم قدرتی ندارن مغزما نه رزیم میفهمه نه میدونه چی خوردیم این فکرکردنه بهش اگاهی میده وماچاق میشیم ریشه تمام این رفتارها ازمغزسرچشمه میگیره ماتامیتونیم باگوش کردن به اموزش بیشترتومسیرباشیم   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۱ ۱۲:۳۵
      مدت عضویت: 812 روز
      امتیاز کاربر: 30155 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      سلام چقدرفایل عالی هست وسوالات مطرح شده چقدرخوبه سوالات ماهم بوده ما نبایدبرادیگران لاغرکنیم ما تلاش میکنیم چربی های انباشته شده درجسم ما ازقدیم بوده رواب کنیم وازشر مریضی ومشکلات مثل دردزانو خلاص بشیم من اصلا نظرات دیگران برام مهم نیست که بخوام بخاطرشون لاغرکنم من هرکاری که حال دلموتوب کنه انجام میدم بقول استادحرف وکارهای دیگران چه بدرد مامیخوره من دوست دارم پیشرفت کنم دوتاچیزیادبگیرم نه وقتموصرف ادمابکنم  لاغری راحته مامتاسفانه سختش کرده بودیم فقط باید لاغری باذهن روخوب یادبگیریم خودبخودلاغرمیشیم نیازبه تلاش وعرق ریختن نداره مایه زمانی چاقی رویادگرفته بودیم وتواین کارمهارت خوبی پیداکرده بودیم ولی الان لاغری رویادگرفتیم وکنترل ذهن رو تودست گرفتیم اصلا دنبال نتیجه نباشیم وعجله نداشته باشیم وقتی روال عادی روطی میکنیم باگوش دادن بع فایل ها وحل تمرین میبینیم لاغرمیشیم فقط مسیررواسان ولدتبخش کنیم براخودمون بقول استادمشکل روبزرگ نکنیم بیایم ایمان روقوی کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۸/۱۷ ۱۵:۴۹
      مدت عضویت: 2081 روز
      امتیاز کاربر: 63983 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      بنام خدا 

      سلام خدمت استاد روشن عزیز و دوستان همراه 

      تو این فایل ۱۷ دقیقه ای چقدر نکات آموزنده وجود داره من که خیلی لذت بردم و پشت سر هم تو یه زمان فقط ۳ بار گوش دادم اما باز هم نیاز هست گوش کنم اینکه نباید برای دیگران لاغر شویم خیلی پیش میاد من خودم بارها به خاطر دیگران خودمو لاغر کردم چه فشاری که به خودم می‌آوردم از نظر رژیم و ورزش و چقدر اعصابم خراب بود وقتی لاغر نمی‌شدم یا وزنم استپ می‌کرد فقط برای اینکه بهم بگن چقدر خوش تیپ شدی حق با استاده هیچ فکر نکردم چه سودی برای من داره که بهم اینو بگن آیا ارزش این همه زجر را داشت نه واقعا نداشت چقدر روزی ۳بار میرفتم روی اون مین جنگی که واقعا منفجر میشدم آره الحق که مین جنگی بود و یه مورد دیگه که دیگران می گفتن تو شبیه فلانی هستی حالا فلانی کی بود یه شخص چاق کم کم ما هم باور میکردیم چون قدرت باور خیلی قوی هست و یه موضوع دیگه که والدین فرزندان خود را با هم مقایسه می‌کردند خود من همین طور بودم که چرا بچه ی فلانی اندازه بچه ی منه اون تپل و بچه ی من لاغر هر کاری میکردم که بچم تپل بشه همه ی این موضوعات اموزشهای اشتباهی بودن که ما از کودکی یاد گرفتیم و علل چاقی ما هیچ کدام از این موضوعات نیست قدرت ذهن ماست که چاقه ما چاقی را یاد گرفتیم و لاغری را هم یاد می گیریم و اگر یاد بگیریم دیگه هرگز نمی کنیم مثل رانندگی ،خیاطی ،آشپزی ما یاد گرفتیم و هرگز فراموش نمی کنیم و در آخر جمله بسیار انگیزشی که لاغر شدن اسانترین کار دنیاست واقعا این جمله معجزه میکنه .

      بسیار ممنون استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۲/۰۲/۱۱ ۰۸:۱۸
      مدت عضویت: 2584 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      استاد خیلی عالی بود ممنون

      اونجا که فرمودین کسی که با روش ذهنی لاغر شه دیگه چاق نمیشه واقعا عالی بود عملکرد به اموزشهای لاغری بهترین ضامن لاغر شدن ماست 

      هر چه بیشتر به اموزشها عمل کنیم بیشتر لاغر میشیم و هر چه پایبند تر باشیم استمرار لاغریمون بیشتر خواهد بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۲/۱۱ ۰۰:۰۰
      مدت عضویت: 1363 روز
      امتیاز کاربر: 87131 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 603 کلمه

      سلام  براستادوهم میسران 

      من وفتی کوک بودن به مرورچاق شدم اون زمان من داشتم  فرمولهای اشتباه توذهنم  درست می کردم تا همین چندماه پیش که واردسابت نشده بودم بازم یا داشتم ا زهمون فومولهای اشنباه استفاده میکردم یاشاید هم یی سری دیگه فرمول استباه بهش اضافه میکردم اون زمان من برای به این شکل رفنارمیکردم چاق میشدم که دبگران راضی بشن 

      من داشتم بااشتباهات خودم خودم به چاقی یشتبرهدایت مبگردم  حال از وفتی مبخو ام اشتباهی روکه خودم بوجوداوردم درست کنم منتظر دبگران نیستم  که من رو تشویق کنن که لاغر شدیی  یاحی تاکید کنن که لاغر شدی  افرین من خودم رو مسئوله چاقی  خودم میدونم برای لاغرشدن هم  من ا ول لباید یادگیری داشته باشم مسئولیت انجام هر روز وهر کاری که تودوره به من گفته مبشه به گردن بگیرم درست انجام بدم کم کاری نکنم سلیقه خودم به دوره اضافه نکنم موبه موانجام بدم به لاغریی توجه نکنم استمراداشته باسم  ازمسبرخارج نشم اول حسم وبعد افکارم وبعد رفتارم  عمل کردم رو ترقی بدم اشتباهت ذهنم بشماسم وکم کم لاغریی رو نیزداشته باشم   

      به نظرتون این کارهارو باید توبوق کردودیگران حی بگن افرین که داری انجام میدی بعدکه لاغرشدیم بازم بکن چه خوب که للاغرشدی مگه ما برای دیگران میخوایم لاغربشیم من که فقط برای خودم میخو ام لاغربشم تا خودم ازمشکلات چاقی خلاص بشم  شمارو نمیدونم

      من دارم تو ذهنم فرمولهای جدید درست میکنم تا ازاونها استفاده کنم برای بهترعمل کردن توچند جهت نه دریک جهت وفتی فرمولهای حدید درست بشه دیگه پا‌ک شدنی نیست که نگران برگشت چاقی باشم اکه درست اموزش بینم که نمشه ازیادم بره مگه من هنوز درام اموزشهای فبلی که دیدمفراموش فرکردم جیزی رو که یاد بگیری فراموشی تداره

      من خودم روزی کا امدم به نتیجه اهمیت خیلی زیادی میدادم با بدون تو سایت ابن مسئله کم رنک شد جاشوداد به  دوست داشتن خود عشق به خود علاقه به خود خود رو لایق دوستن داستن بدونم که بهترین حالت  زندگی رو داشته باشم  یادگیری بهتر و اصولی رو بدست بیارم من نتیجه اخر سر حتما بدست میا اگه فقط تومسیر باشم لیزنخورم ازمسیر خارج نشم به انجه اموزش میبینم کامل نه ناقص عمل کنم پس  من حتمت به نتیجه میرسم من یقین دا م اگه اینجا به نتیحه نرسم امکان نداده حای دیگه موفی بشم بقدری من سابقه رژیم وارم که از خیلی افراد بیشترین روشهارو امتحان کردم که همه  با شکست روبرشد 

      من شیه هیچ کس نستبم من خودم از جمله افرادبودم کا ابن باوره اشتباه داشتم که من شبیه پدرم وعمه هستم پس لاغر لشدن برای من سخت هست ولی با دلیل ومدرک به خودم ثابت گردم که ابنه یی بهانه بیش نبوده که خودم قاتع کنم وجوابی برای سوال دیگران که چرا لاغرنمشی داشته بتشم 

      من فقط شبیه خودم هست شکل هیچ کس نیستم شاید ازلحاظ فیافه شبیحه باشم  ولی ازنظز ذهن اصلا شبیه هیح فرو دیگی نیستم من پس فقط خودم هستم 

      بادیدن عکس  افرادی که شگفتی ساز شدن وخوندن نظرات این دوستان ویاگوش کردن به فایل صوتی دوستان که قبل اازما به نتیجه رسیدن این دگرمی واطمیان به خودمون میدبم که ماهم لاغرمبشیم روزی که این افرادهم واروشدن مثل مابودن ولی امروزنشانه موفقی این مسبر هستن

      بابودن درمسیر حرکت کردن خودبه خود درمن اشتیاق بوحود امد چون تنها راه رهایی ازچاقی رو دراین مسیر یافتم  اشتیاقی درنظر من وفتی به بوجودمیادکه به درستی این   کاری که میخواه انجام بدم یقین واطمینان داشته باشن  بت وفتی من شک دارم  که ایا من مسیر درستی رو انتخاب کردم با نه چطور اشتیاق درخودم بوجودبیارم من به اصلمسیر سک دارم دلم قرص نیستاینسکاشتیاق به همراه نداره دلسردی ویاس به همراه داره واین دلسروی نتیجه نگرفتن از بودن تو این مسیر ویا خارج شدن ورها گردن هست 

       خدا پشت وپناهتون یاحق خق نگه.دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم