0

چاق تر شدن؛ دشمن یا پیام‌آور صلح؟! 😌 (نکته طلایی ۱)

چاق تر شدن
اندازه متن

😣 چاق تر شدن؟ یکی از ترسناک‌ترین فکرهایی بود که تو ذهنم رژه می‌رفت!

سال‌ها با چاقی زندگی کردم… درست مثل یه همراه سمج که دست از سرم برنمی‌داشت.

هر بار که پامو می‌ذاشتم روی ترازو، قلبم تندتر می‌زد 💓، انگار داشتم می‌رفتم جلسه بازجویی!

اون عدد لعنتی که قراره فقط یه “وزن” ساده رو نشون بده، برای من شده بود یه هیولا که هر روز می‌خواست عزت‌نفسمو قورت بده 👹⚖️

چاق تر شدن نه فقط یه تغییر فیزیکی بود، بلکه یه غول ذهنی هم شده بود که مدام تو گوشم می‌گفت: «دیدی بازم خراب کردی؟»

چرا از چاق تر شدن ترس داریم

👶🏻 از همون کودکی چاق بودم… دور و بریام همیشه آماده بودن که دلیلش رو برام لیست کنن:

ـ «چاقی‌ت ارثیه» 🧬

ـ «تو خیلی کم‌تحرکی» 🛋️

ـ «سوخت‌وسازت پایینه» 🔥🐢

و من؟ بدون اینکه واقعا بدونم چی درسته و چی نه، همینا رو باور کرده بودم. چون انقدر شنیده بودم که دیگه حس می‌کردم واقعاً حقیقت دارن!

🧠 هیچ‌وقت خودم با فکر و بررسی دنبال دلیل چاقی‌م نرفته بودم…

بلکه فقط حرف دیگران رو گرفته بودم و مثل یه دفترچه راهنما تو ذهنم ذخیره کرده بودم.

و خب طبیعیه… چون وقتی خودمون تصمیم نگرفتیم چاق بشیم، طبیعیه که هرچی بهمون گفتن رو راحت‌تر قبول کنیم.

اما مشکل از جایی شروع شد که این دلایل، برای ذهنمون کاملاً منطقی به نظر می‌رسیدن… و وقتی یه دلیل منطقی داری که نمی‌تونی ردش کنی، یه حس ترس هم پشت‌بندش میاد.

😰 ترس از چی؟

ترس از چاق تر شدن!

من هر سال که می‌گذشت، بیشتر همون حرف‌ها رو می‌شنیدم… و چون کاری نکرده بودم که اون دلایل رو تغییر بدم، عملاً ذهنم باور کرده بود که سال دیگه هم چاق‌تر می‌شی…

و خب دقیقا هم همین می‌شد!

📈 چاق تر شدن من یه اتفاق تصادفی نبود…

یه مسیر ذهنی بود که چون فقط دلایل چاق بودنم رو بلد بودم و هیچ دلیلی برای لاغر شدن تو ذهنم نساخته بودم، چاقی بیشتر و بیشتر شد.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

پس اگر شما هم مثل من تجربه کردید که هر سال چاق تر شدید، حالا شاید بدونید چرا:

🔍 چون ذهن ما فقط داره بر اساس دلایلی که بهش داده شده عمل می‌کنه.

اگه فقط دلایل چاق بودن توش باشه،‌ خودش مسیر چاق تر شدن رو ادامه می‌ده. اما اگه شروع کنیم به ساختن دلایل جدید برای لاغری، اون‌وقته که ذهن مسیر جدیدی رو می‌سازه…

😊 در لاغری با ذهن، از چاق تر شدن خوشحال باشید! 🎉

اولش شاید عجیب به نظر برسه، اما واقعیت اینه که در مسیر لاغری با ذهن نه‌تنها نباید از چاق تر شدن بترسی، بلکه باید ازش خوشحال هم باشی! 😄

❌ چون اینجا مثل رژیم‌های سخت و ورزش‌های سنگین نیست که هر گرم بالا رفتن وزنت، بشه علامت شکست و ناامیدی…

✅ اینجا یه دنیای جدید شروع می‌شه… دنیای ذهن و آگاهی! 🌱

🧠 لاغری با ذهن یعنی هنر شناخت خودت!

لاغری با ذهن مثل یاد گرفتن یه سازه… 🎻

مثلاً وقتی ویولن یاد می‌گیری، اولش ممکنه صدای خوبی ازش درنیاد، حتی گاهی گوش‌خراش باشه! ولی همین صدای ناهماهنگ یعنی تو داری تمرین می‌کنی، انگشتات قوی‌تر می‌شن، گوشت حساس‌تر می‌شه، و کم‌کم ملودی‌های قشنگ درمیاد.

تو مسیر لاغری ذهنی هم همینطوره؛ شاید اول کار وزنت کمی بالا بره یا حس کنی تغییر خاصی نکردی.
اما فرق بزرگ اینجاست: این بار تو داری «اصولی» یاد می‌گیری. داری به جای رژیم گرفتن و جنگیدن با بدنت، ذهنت رو آموزش می‌دی.

مزیت‌های لاغری با ذهن خیلی بیشتر از کاهش عدد ترازوئه:

✨ یاد می‌گیری بدون زور و فشار، اشتهای خودتو کنترل کنی.

✨ غذا خوردن برات تبدیل به لذت سالم می‌شه، نه عذاب وجدان.

✨ دیگه نگرانی دائمی “نکنه دوباره چاق شم” همراهت نیست.

✨ اعتمادبه‌نفست بالاتر می‌ره چون می‌بینی بالاخره بدون سختی داری نتیجه می‌گیری.

این یعنی لاغری با ذهن، یک بار برای همیشه تو رو از چرخه‌ی رژیم گرفتن، شکست خوردن و دوباره چاق شدن آزاد می‌کنه. درست مثل وقتی که یه ساز رو حرفه‌ای یاد بگیری؛ دیگه برای همیشه بلدی، لازم نیست دوباره از صفر شروع کنی 🎶💚

مراجعه به پزشک برای لاغری

🧠 چاقی با ذهن یعنی چی؟ و چطور باعث چاق تر شدن ما میشه؟ 🤔

شاید برات عجیب باشه، ولی خیلی وقتا چاق تر شدن ما ربطی به ژن و غذا نداره!

ماجرا دقیقاً از ذهنمون شروع می‌شه… از همون لحظه‌ای که باور می‌کنیم قراره چاق بشیم 😳

📌 از کجا شروع می‌شه؟

وقتی مدام می‌شنویم:

«اگه اینو بخوری چاق می‌شی!» 🍟

«فلان دارو چاقت می‌کنه!» 💊

«چاقی تو خونمونه!» 🧬

«با این شیوه زندگی مگه میشه لاغر شد؟» 😒

این حرفا مثل بذرهایی هستن که توی ذهنمون کاشته می‌شن و یه انتظار خطرناک می‌سازن:

انتظار چاق تر شدن! 🚨

و وقتی این انتظار شکل گرفت، ذهن ما دیگه بیکار نمی‌شینه!

🧠 چطور ذهن باعث چاق تر شدن می‌شه؟

وقتی انتظار چاقی توی ذهن جا بیفته، مغز شروع می‌کنه به:

📌 ارسال دستورهایی مثل: بیشتر بخور! بیشتر استراحت کن! هی به غذا فکر کن!

📌 حتی بدنمون هم تحت تأثیر قرار می‌گیره و شروع می‌کنه به همکاری برای چاقی!

یعنی فقط تغییر رفتار نیست؛ تغییر فیزیولوژی هم داریم!

نتیجه؟ به شکل خزنده و گاهی جهشی، ما دچار چاق تر شدن تدریجی می‌شیم 😵‍💫🍩

اسم این روند رو می‌ذاریم چاقی با ذهن.

رهایی از چاقی

🧠 چطور از چاق تر شدن برمی‌گردیم به متناسب شدن؟

در روش لاغری با ذهن به‌جای اینکه با افکاری مثل:

❌ «مواظب باش چاق نشی»

❌ «چاقی ارثیه‌ست»

❌ «چی بخورم که سیر نشم!»

ذهنمون رو پر کنیم، یاد می‌گیریم ورودی‌های درست رو به ذهنمون بدیم. ورودی‌هایی که به ناخودآگاه می‌فهمونه:

✨ تو می‌تونی به‌طور طبیعی متناسب بشی

✨ لاغری، یک روند ساده و طبیعی برای توئه

✨ دیگه هیچ ترسی از چاق‌تر شدن جایی توی زندگی‌ات نداره

این تغییر نگرش فقط با فایل‌های آموزشی و تمرین‌های ذهنی اتفاق می‌افته؛ همون چیزی که توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها قدم‌به‌قدم تجربه می‌کنی 💿✍️

اگر واقعاً می‌خوای از افکار و نگرش‌های چاق‌کننده خلاص بشی و ذهنت رو برای متناسب شدن آموزش بدی، این دوره نقطه‌ی شروع عالی برای توئه 🚀💚

💓 اول احساساتمون تغییر می‌کنه…

اولین جایی که متحول می‌شه، احساس ما نسبت به چاق تر شدن هست.

😌 دیگه نمی‌ترسیم از بالا رفتن عدد ترازو

😃 امید و اطمینان جای ترس رو می‌گیره

💪 و یه حس خوب درونمون رشد می‌کنه که «من می‌تونم»

🧭 بعد رفتارمون عوض می‌شه

وقتی احساساتمون تغییر می‌کنه، کم‌کم رفتارمونم پشت سرش میاد:

🍕 دیگه اون ولع همیشگی برای خوردن نیست

🍽️ اشتها متعادل‌تر می‌شه

🚫 غذا خوردن‌های بی‌دلیل کم می‌شن

✨ و حس سبکی، کم‌کم جای سنگینی همیشگی رو می‌گیره

🪄 و در نهایت جسم ما هم شروع به تغییر می‌کنه

با ادامه‌ی آموزش‌ها، ورودی‌های تازه، و دور شدن از ترس از چاق تر شدن، جسم ما هم وارد بازی می‌شه:

📉 وزنمون پایین میاد

👖 سایزمون تغییر می‌کنه

🤩 و بدون رژیم و سختی، لاغر شدن رو توی آینه حس می‌کنیم

البته یادت باشه ⏳

زمان این تغییر برای هر کسی متفاوته. یکی توی چند هفته نشونه‌های جسمی می‌بینه، یکی دیگه شاید چند ماه طول بکشه. اما همه‌مون یه مسیر ثابت رو طی می‌کنیم:

از ذهن به احساس به رفتار به جسم 🌿

🎁 فایل «از چاق تر شدن خوشحال باشید»؛ یه برگ برنده برای ذهن!

تو این فایل، درباره یه موضوع خیلی جالب صحبت شده:

🔄 اینکه چطور چاق تر شدن رو نه یه تهدید، بلکه یه فرصت برای شناخت ذهن ببینی

🌱 چطور با دیدن چاقی، مسیر آموزش ذهنی رو تقویت کنی

🔥 و چطور از همین احساسات منفی، یه جرقه‌ی قوی برای شروع لاغری بزنی

چه تازه شروع کرده باشی، چه مدتی باشه که با ذهن کار می‌کنی، این فایل می‌تونه یه تلنگر عالی باشه برای رشد سریع‌ترت! 🚀

📌 یادت باشه:

لاغری با ذهن یعنی مدیریت ذهن در برابر چاق تر شدن

نه ترس، نه جنگ… فقط آگاهی، احساس خوب و تغییر پایدار ❤️

با تکرار آگاهی‌های درست، مخصوصاً از طریق فایل «از چاق تر شدن خوشحال باشید»، ذهن ناخودآگاهت آموزش می‌بینه و کم‌کم رفتار و جسمت هم باهاش هماهنگ می‌شن 🌈

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن لازم است اطلاعات کامل و جامع درباره چگونگی تاثیر ذهن بر جسم داشته باشید تا با آگاهی و چشم باز در مسیر لاغری با ذهن به حرکت خود ادامه دهید.

بنابراین توصیه می‌کنم ابتدا محتوای نوشتاری درباره چاق‌تر شدن مطالعه کنید و سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات همین جلسه پاسخ دهید.

  • با توجه به اینکه مدت‌هاست با چاقی زندگی می‌کنید، درک شما از نقش ذهن در چاق‌تر شدن چیست؟ شرح دهید.
  • در گذشته چه چیزهایی شنیده یا دیده‌اید که باعث ایجاد انتظار چاق شدن یا چاق‌تر شدن در شما شده است؟
  • روش‌هایی که برای لاغر شدن استفاده کرده‌اید چه تاثیری بر ذهن شما برای لاغر شدن داشته است؟
  • تلاش‌های قبلی شما برای لاغر شدن چگونه بر ذهن شما برای چاق‌تر شدن تاثیر داشته است؟
  • لاغری با ذهن چگونه باعث تغییر فرمول‌های ذهنی و در نتیجه لاغر شدن شما می‌شود؟
  • برداشت و درک خود را از محتوای آموزشی تصویری به صورت شرح انشایی بنویسید.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.45 از 108 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=26969
146 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نرگس کشاورز
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۸ ۱۳:۲۹
      مدت عضویت: 716 روز
      امتیاز کاربر: 25820 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 906 کلمه

      ذهنیت و باور ما سازنده ی زندگی و سرنوشت ماست… ذهنیت اونقدر مهمه که کل زندگی ما رو تحت تاثیر قرار میده ما میتونیم یک ذهنیت قوی نسبت به خودمون داشته باشیم و در زندگی مثل انسانهای قوی عمل کنیم و میتوان مثل یک فرد ضعیف فکر کنیم  و بیاندیشیم و ضعیف زندگی کنیم…  حالا از کودکی در مغز ما فرو کردن که چاق میشیم ما به چاقی باور داریم مثل یک چاق فکر میکنیم و نگاهمون مثل یک فرد چاق هست و سیستم فکرمون مثل یک چاق هست پس چاقی گریبان گیر ماست ولی یک فرد متناسب به شیوه ی دیگری فکر میکنه دستکاری نشده کسی بهش نگفته که چاق میشه و اون هیچ ترسی نداره و درک نمیکنه ما رو به همین دلیل متناسبه ما باید فکر کردن مثل یک متناسب رو یاد بگیریم آگاهانه اونطوری فکر کنیم و کم کم این تبدیل به عادت میشه در ما و نحوه فکر کردن ما و عادت ها و رفتار هامون عوض میشه و در نهایت با تغییر عادت ها ما لاغر میشیم…. 

      همیشه شنیدم که صد در صد چاق خواهم شد خانواده ام قبل از اینکه هیچ نشانه ای از چاقی در من باشه نوید چاقی رو بهم دادن گذشته از این نحوه ی برخورد اونها با غذا ها طرز فکرشون ترس هاشون همه سر سفره در دورهمی ها بیان شده و من همیشه شنیدم و به خوبی رفتار یک انسان چاق رو دیدم و کوچکتر ها کاملا تقلید میکنند و ناخود اگاه یاد میگیرند وقتی یکی از اعضای خانواده  میگفت” من غذا خوردم اما این غذا خیلی خوشمزه به نظر می رسه و نمیتونم ازش بگذرم” و دوباره می نشست و سر سفره و می خورد خب طبیعتا من میلیون ها بار این رفتار رو از افراد مختلف خانواده دیدم و این برام عادی شده و چه بسا که یاد گرفتم که بعد از سیر شدن هم میشه خورد و هیچ محدودیتی وجود نداره این رفتار در من نهادینه میشه تبدیل به یک عادت میشه و هرگز نمیگم میل ندارم یا خیلی کم بکار میبردم این جمله رو و نتیجه اش چاقی جسمم هست …. 

      وقتی بارها شاید یک میلیارد بار شنیدم که برای چاقی خانوادگی ما هیچ راه حلی نیست که ماندگار باشه مگر اینکه تا ابد رژیم و ورزش رو ادامه بدم و با هر چالشی دوباره قراره چاق بشم این در من نهادینه میشه که من از چاقی هرگز نمیتونم فرار کنم و نمیتونم ازش خارج بشم و محکومم به چاقی ام حالا علتش هر چی که هست نتیجه اش دست و پنجه نرم کردن باچاقی در تمام لحظات زندگی ام بدون اغراق هست…. 

      روش های لاغری مطمینا آسیب هایی به من وارد کردن و وزن من در هر دوره که از یک روش لاغری استفاده میکردم و رها میکردم بالاتر از قبل میشد چون ترس های من بیشتر میشدن آسیب ها بیشتر بود و با هر شکست من احساس ناتوانی بیشتری در برابر چاقی میکردم و بیشتر به این نتیجه میرسیدم که هیچ راهی براش وجود نداره و نتیجه این بود که با یک حرف خواهرم کلا ناامید شدم باور کردم که چاقی جزئی ازمن است و من در برابرش درمانده و قربانی ام مثل یک قربانی رفتار کردم قربانی بهانه زیاد داره هیچ قدرتی نداره در برابر حریفش و من واقعا اونطور بودم و وقتی باور داری که نمیتونی کاری کنی هرگز کاری از دستت بر نمیاد وقتی مطمینی که نمیشه واقعا هم نمیشه 

      لاغری با ذهن ورودی صحیح میده حقیقت رو میگه با دلیل و منطق خودت به تو میفهمونه که تا حالا اشتباه کردی و بر اثر تکرار این حرفها ما کم کم حرف ها ی پوچ و بیهوده در مورد چاقی  ، دروغ هایی که از رسانه ها شنیدیم در مورد غذاو چاقی و تمام افکار و باورهایی که ما رو چاق کردن رو میشناسیم یکی یکی دلایل منطقی براشون می آوریم و نگاه و نگرشمون عوض میشه من آگاه تر میشه به محتوی افکارم و وقتی میفهمم افکارم چقدر تاثیر گذارن و چکارایی کردن و روند کار به چه صورت هست من دیگه کم کم اشتباهاتمو میزارم کنار هر روز درست تر از قبل فکر میکنم و این حرفها کم کم تاثیرشون رو روی انتخاب ها و افکار من میزارن من شروع میکنم به تغییر رفتارم و همینطور ادامه میدم تا عادت های جدیدی شکل بگیره و در نهایت جسم من لاغر بشه امکان نداره یک انسان هر روز بشنوه که این شیوه ی نگرش اشتباه هست و به همون شیوه ی قبلی فکر کنه و اصرار بورزه که الا و بلا من اینطور فکر میکنم تا به خودم آسیب بزنم و بیشتر چاق بشم نه انتخاب هر فرد چاقی لاغری هست و این آرزوش هست و مطمینا براش حداقل میتونه نگرشش رو عوض کنه…. 

      دو ماه هست تقریبا شروع کردم حس میکنم روند لاغری آغاز شده خواهر بزرگم دیروز بهم گفت لاغر تر شدی انگار کاری میکنی و من بهش گفتم که نه فقط سعی کردم آرامتر بخورم 

      واقعا خوراکم خیلی کمتر شده میلم به غذا خیلی کمتر شده دلم هر چیزی نمیکشه و بیشتر به مزه ی غذا ها دقت میکنم زورم میاد بلند شم و چیزی بخورم براحتی میگم میل ندارم هیچ ولعی ندارم حتی اگرخیلی گرسنگه باشم و متوجه شدم وقتی گرسنه هستم یه چیز کوچیک براحتی سیرم میکنه و اصلا میلی ندارم که حتما غذا زیادی بخورم انگار دیگه اون شکموی قبلی نیستم و علاقه ی چندانی به غذا ندارم.  ححس میکنم تغییراتم خیلی محسوس تر شدن و سرعتشون انگار بیشتر شده چالش هام ساده تر شدن

      یک دنیا سپاس بابت این آموزش های عالی و محشرتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۸/۱۷ ۱۴:۰۲
      مدت عضویت: 716 روز
      امتیاز کاربر: 25820 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 592 کلمه

      من معتقدم انسان هر چیزی رو که باور بکنه جهان در صدد هست که اون باور رو براش اثبات کنه پس دیدگاه و باور های ما بسیار مهم هستن . و جهان ما رو میسازند . حالا ربطش به چاقی این هست که همه ی ما یه سری باور ها و اعتقادات داریم که جامعه والدین رسانه ها بهمون القا کردن چاقی هم یکی از همین هاست با باور های غلط و سطحی که نسل به نسل انتقال پیدا کردن و روز به روز تمرکز روش بیشتر شده و چاقی هم به همون نسبت افزایش پیدا کرده در سطح جهانی .

       ذهن ما با تمرکز روی چاقی و توجه به موضوع چاقی کم کم میترسه از چاقی و این یعنی باوری که در ما منجر به بوجود اومدن احساس ترس شده ما اقدام می کنیم و با اقداماتمون بیشتر و بیشتر تمرکز می کنیم روی چاقی بیشتر میترسیم بیشتر پیشگیری میکنیم و در نتیجه ذهن ناخودآگاه مقدار بیشتری از اون رو برامون میاره این ترس چاقی در وجود ما سالهاست که داره زندگی میکنه و حتی زندگی ما رو کاملا به دست گرفته جهت داده و علایق و شخصیت ما رو شکل داده رفتار های ما رو شکل داده حسابی پروار شده و روز به روز هم بیشتر می شده. 

      در ابتدا همه در خانواده ی من چاق بودن و از اونجایی که من هم متعلق به خانواده بودم پس من هم شبیه خانواده شدم و حرفهایی شنیدم که باور کردم در اینده چاق خواهم شد و کم کم شروع به چاق شدن کردم فقط برای اینکه اعضای خانواده چاق بودن .

      رژیم گرفتم و غذا و نونم رو کم کردم و وزن کم کردم پیاده روی میرفتم وزنم کم شد پس من با خودم گفتم چاقی محصول زیاد خوردن و ورزش نکردن هست . پس انتظار داشتم وقتی زیاد میخورم و ورزش نمیکنم چاق بشم .

      قند رو از رژیم غذاییم کامل حذف کردم بدنم شروع کرد به لاغر شدن پس من گفتم قند چاق کننده است 

      رزیم کالری شمار گرفتیم و کالری ها رو شمردیم گفتیم کالری های غذا ها ما رو چاق میکنند پس هر چیزی خریدیم و خوردیم به کالریش توجه کردیم و اگر زیاد بود انتظار چاق شدن داشتیم . 

      لاغری با ذهن به من یاد داد که شنیده هایم از خانواده ام درست نبودن و قرار نبود مانند بقیه خواهرام چاق بشم و این باور غلطی بود و چاقی فقط یه اموزش هست که ما به خوبی اونو توی خانواده یاد گرفتیم

      این روش بهم یاد داد که خوراکی ها هیچ ترسی ندارند و باعث چاقی نمی شن و این خوراکی ها هیچ مشکلی ندارن فقط اگر ما با باور های غلطمون دستکاریشون نکنیم هیچ ضرری ندارن که به اندازه نیاز بدنمون مصرف بشن چون متناسب ها هم از همین خوراکی ها میخورن و متناسبن. 

      این روش گفت که متناسب های زیادی وجود دارند که بدون ورزش لاغر هستن .و حالت طبیعی بدن متناسب بودن است نه چاقی

      به من نشان داد که باور ها و احساسات من چطور منو چاق کردن .

      به من نشان داد که چه قدرتی دارم و چطور با تصویر سازی خودم مدام در حال چاق کردن خودم بودم . و چطور با همون روش خودنو لاغر کنم . 

      نتیجه اینکه من هر باوری که نسبت به خودم داشته باشم طوری رفتار میکنم که باورم و انتطارم از خودم رو اثبات کنم در زمینه چاقی هم من انتطار پرخوری و چاقی رو داشتم انتطار داشتم که نتونم خودمو کنترل کنم و ولع داشته باشم و تند تند غذا بخورم اضافه بخورم و انتظار خودمو برآورده کنم . و هر روز بیشتر به درست بودنش پی ببرم . 

      با تشکر فراوان از استاد عزیزم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم